رابطه بین مدیریت دانش با خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز
پیش دبستانی
سارا باعزت1*، حسین افلاکی فرد2 و نیما شهیدي3
تاریخ دریافت: 5/7/93 تاریخ پذیرش: 12/2/94

چکیده
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین مدیریت دانش با خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو شهر شیراز در سال تحصیلی 1393- 1392 بود. جامعه آماري شامل تمامی معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شهر شیراز به تعداد 78 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیري تصادفی ساده و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 66 نفر به عنوان اعضاي نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. ابزار هاي گردآوري داده ها شامل پرسش نامه مدیریت دانش جاشپارا (2004) که پایایی آن بر اساس محاسبه ضریب آلفاي کرونباخ برابر 89/0 بود، پرسش نامه خودکارآمدي معلمان شوارتزر و همکاران( 1991) که پایایی آن بر اساس محاسبه ضریب آلفاي کرونباخ برابر 82/0 بود و پرسش نامه خلاقیت رندسیپ با آلفاي کرونباخ 76/0 می باشد. براي بررسی رابطه بین ابعاد گوناگون مدیریت دانش شامل خلق ،سازماندهی، بکارگیري و تبادل دانش با خودکارآمدي و خلاقیت معلمان از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. هم چنین، براي تعیین قدرت پیش بینی ابعاد مدیریت دانش براي خودکارآمدي و خلاقیت معلمان از تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین تمام ابعاد مدیریت دانش با خودکارآمدي و خلاقیت معلمان رابطه مثبت و معناداري وجود دارد .هم چنین، از بین ابعاد مدیریت دانش بعدسازماندهی دانش از قدرت پیش بینی معناداري براي خودکارآمدي معلمان و ابعاد سازماندهی و بکارگیري دانش از قدرت پیش بینی معناداري براي خلاقیت معلمان برخوردار بودند.

واژه هاي کلیدي: مدیریت دانش، خودکارآمدي، خلاقیت، معلمان، پیش دبستانی.

گروه علوم تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان، ارسنجان، ایران .
استادیار گروه علوم تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان، ارسنجان، ایران.
استادیارگروه علوم تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نورآباد ممسنی، نورآباد ممسنی، ایران.
sara110bz@gmail.com :نویسنده مسئول مقاله -*
مقدمه
آموزش پایه و بویژه آموزش هاي پیش دبستانی امروزه به عنوان بنیان تمامی آموزش هاي دیگر در دنیا مطرح می باشند و بسیاري از کشورها براي ساختن جامعه اي پیشرفته به آموزش هاي پیش دبستانی توجهی ویژه دارند .در دنیاي امروزي یکی از راههاي افزایش توانمندي و شایستگی هاي کارکنان استفاده از مدیریت دانش می باشد که به شیوه اي سازمان یافته و مدون به تولید و سازماندهی و تبادل و بکارگیري دانش در سازمان ها می پردازد و سعی دارد که به این ترتیب دانش سازمان و کارکنان سازمان ها را به روزتر و اثربخش تر و کارآیی سازمان ها را افزایش دهد. آموزش و پرورش نیز به عنوان سازمانی بسیار تأثیر گذار در جامعه نیز از بکارگیري مدیریت دانش بی نیاز نیست. از جنبه هایی که تصور می شود بکارگیري مدیریت دانش بتواند باعث افزایش آن گردد، خودکارآمدي و خلاقیت معلمان می باشند. پژوهش ها نشان داده اند که بهبود باورهاي معلمان به قابلیت هاي خود که از آن به عنوان خودکارآمدي یاد می شود، می تواند تأثیري به سزا بر بهبود عملکرد معلمان و در نتیجه یادگیري بهتر دانش آموزان داشته باشد. بسیاري از پژوهشگران بر این باورند که دانش از ارزشمندترین و مهم ترین منابعی است که یک سازمان دارا می باشد (8002, Ciganek et al). ضرورت مدیریت دانش در سازمان هاي آموزشی به دلیل اهمیتی که این سازمان ها در تولید و انتشار دانش دارند، بیش تر خودنمایی می کند. چو و همکاران( chue et al,2011) بر این باورند که کاربرد مدیریت دانش در مدارس می تواند باعث بهبود فرآیند تدریس معلمان گردد. پژوهش هاي دیگر نیز نشان داده اند که توجه بر مدیریت دانش در مدارس و نظام آموزش باعث بهبود در فرآیندهاي گوناگون آموزشی، کیفیت زندگی کاري، توسعه حرفه اي و خلاقیت معلمان می گردد (Petrides and Nodin,2003; Wang and Jia,2005) .
یکی از مهم ترین مراکز آموزشی که به نظر می رسد بتوانند با استفاده از مدیریت دانش به بهبود وضعیت آموزشی خود کمک کنند، مراکز پیش دبستانی هستند. از آن جایی که مراکز پیش دبستانی به عنوان نخستین مرکز آموزش رسمی در طول زندگی افراد مطرح می شوند و ماهیت کار آنان به لحاظ تأثیر گذاري بر رفتار و مهارت هاي پایه و شخصیت کودکان بسیار حساس می باشد، نیازمند به برخورداري از دانش روز در زمینه هاي آموزش و روش هاي مناسب آن براي آموزش کودکان، روان شناسی تربیتی و … می باشند. لذا، معلمان مراکز پیش دبستانی نیاز دارند که از راه کسب و تبادل و بکارگیري دانش بتوانند توانایی ها و مهارت هاي خود را براي تربیت نسل آینده براي زندگی در دنیاي پیچیده پیش روي شان فراهم کنند. از سوي دیگر، تصور می شود که افزایش دانش و آگاهی هاي معلمان باید بتواند خودکارآمدي و خلاقیت آنان را براي امور آموزشی افزایش دهد .بر این اساس، مهم است که معلمان به توانایی هاي خود که بر اثر مدیریت دانش در آن هاایجاد شده باور داشته و بتوانند از پس مسئولیتهاي خطیر خود در آموزش کودکان برآیند و دراین را از قدرت خلاقیت خود نیز به خوبی بهره گیرند.
لذا، این پژوهش باتوجه به اهمیت نقش معلمان مراکز پیش دبستانی در شکل دهی رفتارها و مهارت هاي یادگیرندگان و از سویی نیاز معلمان این مراکز به داشتن دانش و اگاهی هاي مناسب و به روز براي آموزش نسل آینده ، سعی دارد که به بررسی این مسئله بپردازد که چه رابطه اي بین مدیریت دانش معلمان با خودکارآمدي و خلاقیت آنان در مراکز پیش دبستانی ناحیه دو شهر شیراز وجود دارد؟ و آیا ابعاد گوناگون مدیریت دانش شامل خلق و سازماندهی وبکارگیري و تبادل دانش در بین معلمان موجب افزایش خودکارآمدي و خلاقیت آنان می شود؟
داونپورت( Davenport,1998,p 18) مدیریت دانش را تلاش براي کشف گنج نهفته در ذهن افراد و تبدیل این گنج پنهان به دارایی سازمان به گونه اي که مجموعه اي وسیع از افرادي که در تصمیم گیري هاي سازمان دخیل هستند، بتوانند از آن استفاده کنند تعریف می کنند. بالکوم (Balcomb,1999 ) مدیریت دانش را »کسب نظام مند دانش، اشتراك، خلق وکاربرد دانش بمنظور افزایش ارزش سازمان « تعریف می کند. شان هونگ (Shanhong,2000) مدیریت دانش عبارت است از »تشخیص موثر، آفرینش، توسعه، حل، استفاده، ذخیره و اشتراك دانش بمنظور ایجاد رویکردي جهت تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح« در یک جمع بندي کلی از تعاریف مدیریت دانش، مدیریت دانش را می توان بدین گونه تعریف کرد: »مدیریت دانش عبارت است از اعمال مدیریت و زمینه سازي براي تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح در داخل یک سازمان از راه گردآوري، به اشتراك گذاري و استفاده از دانش به عنوان یک سرمایه سازمان در راستاي دست یابی به اهداف سازمان«. جاشپارا (2004) عنوان می کند که مدیریت دانش داراي چهار فرآیند اساسی خلق دانش، سازماندهی دانش، بکارگیري دانش و انتقال دانش می باشد. با توجه به ابعاد گوناگون مدیریت دانش که در کنار هم آمده اند، جاشپارا مدیریت دانش را در قالب یک چرخه چهار حلقه اي این گونه تعریف می کند: ((فرآیندهاي یادیگري اثر بخش که توأم با خلق، سازماندهی. تبادل دانش و بکار بستن آن می باشد که سبب ارتقاء سرمایه عقلایی سازمانی و بهبود عملکرد آن می باشد)) (Jashpara,2004) .
جاشپارا (Jashpara,2004) خلق دانش را فرآیند بی پایان خلق ایده هاي نوین، شناخت الگوهاي تازه، ترکیب قواعد جدا از یکدیگر و ایجاد فرآیندهاي نوین بمنظور ایجاد دانش می داند. سازماندهی دانش از نظر وي عبارت است از ذخیره، ثبت و نگهداري دانش در شکل و یا چارچوبی که پیوستگی اجزاي آن را حفظ کند و قابلیت بازیابی و استفاده به وسیله کارکنان سازمان را داشته باشد. تبادل دانش نیز بر اساس نظر وي عبارت است از حرکت و توزیع دانش بین افراد و پایگاههاي دانش .هم چنین، وي بکارگیري دانش را استفاده از ایدهها و دانش بدست آمده بدون جهت گیري در مورد این که چه کسی آن ها را مطرح کرده است.

شکل 1 – مدل چهار حلقه اي مدیریت دانش جاشپارا.
بندورا (Bandura , 2000) خودکارآمدي را به عنوان باورهاي افراد به توانایی هاي خود در انجام وظایف به گونه موفقیت آمیز تعریف کرده است.”هم چنین، گیست (Gist,1992) باورهاي خود کارآمدي را به عنوان پیامد فرایند مقایسه،ت رکیب و ارزیابی داده ها در مورد توانایی هاي فرد تعریف کرده است که بر انتخاب و میزان تلاش او براي انجام وظایف اثر می گذارد. پرز و همکاران (Perez et al,2011) بیان می کنند که خودکارآمدي یکی از مهم ترین مکانیزم هاي کنترل رفتار خود تنظیمی است. خودکارآمدي داراي جزیی انگیزشی است که تلاش ها و فشارهاي لازم براي ایجاد نتایج و بروندادهاي مورد نظر در فعالیت هاي مربوط به شغل را مورد توجه قرار می دهد .
امروزه باورهاي خودکارآمدي به عنوان یکی از مهم ترین و اصلی ترین عوامل در تبیین رفتارهاي انسانی بشمار می رود. پاجارز( Pajares ,2002) اهمیت باورهاي خودکارآمدي را در تبیین و پیش بینی عملکردها، تأثیر بر عواطف و هیجان ها، تقویت حس خودکنترلی، سلامت جسمی و روانی ،توسعه حرفه اي، تلاش و پشتکار، واکنش مناسب در مقابل شکست، انتخاب راهکارهاي مناسب و انتخاب اهداف چالش برانگیز می داند. بندورا (Bandura, 2000 )خودکارآمدي معلمان را نوعی از خودکارآمدي می داند و پیشنهاد می کند که خودکارآمدي معلمان شامل کارآمدي فردي تدریس و کارآمدي حرفه اي تدریس می باشد. شانن- موران Tschannen-Moran) )، وولفولک و هوي (Woolfolk and Hoy) خود کارآمدي معلمان را به عنوان »قضاوت استاد از توانایی هایش براي بدست آوردن نتایج و بروندادهاي مطلوب از فعالیت هاي دانش آموزان و یادگیري حتی در بیندانش آموزان بی انگیزه یا سرسخت« تعریف می کنند .(Henson,2011) پژوهش هایی که به وسیلهپژوهشگرانی گوناگون انجام گرفته از تأثیر باورهاي خودکارآمدي معلمان بر توسعه شناختییادگیرندگان و موفقیت شان در مدرسه حکایت دارد (Ross,1998 & Muijs and Rejnolds,2001). باورهاي خودکارآمدي معلم ممکن است به روش هایی متفاوت بر موفقیت یادگیرندگان تأثیر بگذارد. معلمانی که از خودکارآمدي بالاتري برخوردارند، نسبت به آن هایی که از خودکارآمدي پایین تري برخوردارند، تمایل به کاربرد روش هاي خلاقانه آموزش در کلاس و هم چنین، استفاده از دیدگاههاي گوناگون مدیریت کلاس و کاربرد روش هاي گوناگون تدریس براي ترغیب یادگیرندگان به خود اتکایی و کاهش نظارت شدید معلم دارند (Guskey,1998,p 631) . آن ها هم چنین، در برابر یادگیرندگان با نیازهاي ویژه مسئولیت پذیرتر هستند (Allinder,1994,p 88). چاکان Chucon,2005) ) اشاره می کند که معلمان با باورهاي خودکارآمدي بالاتر بهتر می توانند مشکلات کلاس را مدیریت و حل کنند. خودکارآمدي بالاي معلمان هم چنین، باعث بهبود احساس کارآمدي در یادگیرندگان و مشارکت آن ها در فعالیت هاي کلاسی و تلاش هاي شان براي رویارویی با مشکلات می گردد (Ross, Hoogaboom-gray and Hannay,2001) . چان( Chan,2008) اشاره می کند که خودکارآمدي معلمان به صورت ویژه با بروندادهاي دانش آموزان که شامل پیشرفت تحصیلی ،انگیزه و احساس کارآمدي آنان است ارتباط دارد. هم چنین، بر رفتار معلمان که در نهایت به فعالیت هاي تدریس وي منجر می شود، تأثیر گذار است. هم چنین، کاپرارا( Caprara,2006) در پژوهشی نشان دادند که خودکارآمدي معلمان هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم و از راه رضایت شغلی آن ها می تواند باعث موفقیت تحصیلی یادگیرندگان شود.
خلاقیت نیز به عنوان عنصري مهم در سازمان ها و بویژه در سازمان هاي آموزشی از جایگاهی ویژه برخوردار است. تورنس خلاقیت را فرآیند حس کردن مشکلات و مسایل، شکاف در داده ها، عنصرهاي گم شده و چیزهاي ناجور، سپس حدس زدن و فرضیه سازي درباره ي این کمبودها و ارزیابی و آزمودن این حدس ها و فرضیه ها و بازنگریستن و بازآزمودن آن ها و سرانجام ارایه نتیجه ها می داند (Seyf,2008). ورنون خلاقیت را توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظریه ها و بینش هاي نو و بازسازي دوباره در سایر زمینه ها تعریف می کند که به عنوان پدیده اي ابتکاري و با ارزش قلمداد گردد (Hosseini,2009). خلاقیت به عنوان یک نیاز عالیه همیشه در زندگی بشري نقشی موثر داشته و سازمان ها براي رقابت در شرایط پیچیده امروزي افزون بر دسترسی به دانش به خلاقیت کارکنان خود نیز نیازمند هستند (Civi,2010). پژوهشگران نشان داده اند که بین دانش و خلاقیت ارتباط وجود دارد و افراد و سازمان ها براي بهبود وضعیت خلاقیت خود نیازمند به بهره گیري از دانش هستند و استفاده مناسب از دانش به خلاقیت افراد بستگی دارد(Duffy,2000) .
لیو (Lio ,2009) در پژوهشی ارتباطی مثبت بین کسب دانش و افزایش خلاقیت کارکنان را گزارشکرد. هم چنین، پژوهش هاي دیگر نیز نشان دادند که بین تبادل دانش و بهره گیري از منابع گستردهدانش و خلاقیت کارکنان رابطه اي مثبت و معنادار وجود دارد( Edmonds &Candy, 2002
.(;Bhatt,2001
آوانگ وهمکاران( Awang et al , 2012) در پژوهشی که درباره کاربرد مدیریت دانش در نظام آموزي مالزي انجام داده بودند، به این نتیجه رسیدند که مدیریت دانش عاملی مهم در بهبود وضعیت حرفه اي معلمان و توسعه نظام آموزشی و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می باشد .درانگ (Drang ,2011) نیز در پژوهشی به بررسی دیدگاه معلمان مقطع پیش دبستانی درباره مدیریت دانش و مدیریت کلاس پرداخته و بیان می کند که بکارگیري مدیریت دانش در بین معلمان مراکز پیش دبستانی باعث بهبود وضعیت مدیریت کلاس در آن ها و افزایش توانمندي هاي آموزشی آنان گردیده. مارگولیس و مک کیب( Margolis &Mc cabe , 2010) نیز در پژوهشی با عنوان ” خودکارآمدي به عنوان کلیدي براي بهبود انگیزه یادگیري یادگیرندگان ” به این نتیجه رسیدند که خود کارآمدي معلمان باعث بهبود یادگیري و افزایش انگیزه یادگیري یادگیرندگان می گردد. سریت( Cerit,2010) نیز در پژوهشی براي اعتبار سنجی مقیاس خود کارآمدي معلمان در ترکیه نشان داد که خود کارآمدي معلمان باعث بهبود فعالیت هاي آموزشی و کیفیت تدریس آنان می گردد. اولسن( Ohlsen,2009) نیز در پژوهشی نشان داد که کیفیت معلمان باعث بهبود بروندادهاي یادگیرندگان می شود. وي یکی از ویژگی هاي کیفیت معلمان را خودکارآمدي آنان می داند که باعث بهبود توانایی هاي رهبري و تدریس معلمان می شود. فون ویلاس (Von Villas,2004) نیز در پژوهشی که به بررسی راههاي بهبود کلاس هاي درس می پرداخت، نشان داد که تلاس براي توسعه باورهاي خودکارآمدي معلمان باعث بهبود یادگیري یادگیرندگان و بهبود کیفیت تدریس معلمان می گردد. پتریدیس و نادین (Petrides and Nodin,2003) نیز در پژوهشی با عنوان ” مدیریت دانش در آموزش و پرورش” نشان دادند که بکارگیري استراتژي مدیریت دانش در مدارس و نهادهاي آموزشی می تواند به بهبود بروندادهاي آموزشی و خلاقیت معلمان ، مدارس و یادگیرندگان کمک کند.
قلایی و همکاران(Ghalai et al,2012) در پژوهشی به ارزیابی مدل باورهاي خودکارآمدي معلمان به عنوان تعیین کننده میزان رضایت شغلی آن ها و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پرداخته و نشان دادند که خودکارآمدي معلمان با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه اي مثبت و معنادار دارد. نیاز آذري و همکاران( Niazazari et al,2011) نیز در پژوهشی به بررسی نقش مدیریت دانش بر خلاقیت دبیران مدارس متوسطه پرداخته اند و نشان داده اند که بین جنبه هاي گوناگون مدیریت دانش و خلاقیت دبیران رابطه اي معنادار وجود دارد. شیرزادکبریا و خوش نظر (Shirzadkebria & Khoshnazar,2009) در پژوهشی نیز به بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکردپژوهشی دبیران دوره دبیرستان از دیدگاه مدیران شهرستان سقز در سال تحصیلی 89-1388پرداختند و نشان دادند که بین مدیریت دانش و عملکرد پژوهشی دبیران رابطه مسقیم وجود داردبه گونه اي که با افزایش هر کدام از ابعاد مدیریت دانش عملکرد پژوهشی دبیران نیز افزایش می یابد. جورابچی( Joorabchi,2008) در پژوهشی بمنظور بررسی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد دبیران دوره متوسطه شهر تهران نشان داد که تمامی ابعاد مدیریت دانش با عملکرد دبیران از جمله خلاقیت آنان رابطه مثبت و معنادار دارند.

روش پژوهش
روش انجام پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود .جامعه آماري این پژوهش شامل تمامی معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو شهر شیراز در سال تحصیلی 1393-1392 بود که تعداد آنان 78 نفر می باشد که در 50 مرکز پیش دبستانی مشغول به کار بودند. با توجه به تعداد افراد جامعه آماري، در این پژوهش از روش نمونه گیري صورت تصادفی ساده استفاده شد. حجم نمونه با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان، 66 نفر برآورد شد که این تعداد افراد از بین جامعه آماري انتخاب شدند. ابزارهاي گردآوري داده ها در این پژوهش شامل سه پرسش نامه زیر بود.
پرسش نامه مدیریت دانش جاشپارا( 2004 ): این پرسش نامه در مقیاس لیکرت 5 درجه اي بوده و داراي 43 عبارت است که مدیریت دانش رادر چهار مولفه خلق دانش، سازماندهی دانش، تبادل و بکارگیري دانش مورد سنجش قرار می دهد. پایایی این پرسش نامه از راه محاسبه آلفاي کرونباخ 89/0 گزارش شده است. روایی پرسش نامه نیز به صورت صوري و با استفاده از نظر کارشناسان و صاحبنظران تأیید شده است.
پرسش نامه خود کارآمدي معلمان شوارتزر و همکاران( 1999): این پرسش نامه داراي 10 گویه می باشد که در طیف 4 درجه اي لیکرت ساخته شده است. این پرسش نامه داراي 10 عبارت بوده و روایی پرسش نامه به وسیله کارشناسان و صاحبنظران مورد تأیید قرار گرفت. شوارتزر پایایی پرسش نامه را که بر اساس محاسبه ضریب آلفاي کرونباخ در سه نمونه مورد مطالعه انجام شده، بین 76/0 و 82/0 گزارش کرده است.

پرسش نامه خلاقیت رندسیپ
این پرسش نامه نامه داراي 50 گویه بوده و بر اساس طیف لیکرت ساخته شده است و خلاقیت کلی را مورد بررسی قرار می دهد. روایی پرسش نامه به وسیله کارشناسان و صاحبنظران مورد تأیید قرار گرفت. پایایی آن با استفاده از ضریب آلفاي کرونباخ 76/0 می باشد. محدوده نمره آن نیز بین100 تا 100- می باشد.
براي تجزیه و تحلیل دادهها باتوجه به فرضیه هاي مطرح شده ،افزون بر استفاده از شاخص هايآمار توصیفی مانند میانگین و انحراف استاندارد، براي بررسی رابطه بین مدیریت دانش و ابعاد گوناگون آن با خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و هم چنین، براي تعیین قدرت پیش بینی ابعاد گوناگون مدیریت براي خودکارآمدي و خلاقیت معلمان از تحلیل رگرسیون هم زمان استفاده شد .

یافته هاي پژوهش
فرضیه نخست: بین خلق دانش و خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شیراز رابطه اي معنادار وجود دارد. براي پاسخ به این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین متغیر خلق دانش و خودکارآمدي رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد که این رابطه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون 524/0 بوده و در سطح 012/0 معنادار می باشد. هم چنین، ضریب همبستگی بین خلق دانش و خلاقیت معلمان 418/0 بود که در سطح 000/0 معنادار بود.
فرضیه دوم: بین سازماندهی دانش و خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شیراز رابطه اي معنادار وجود دارد. براي پاسخ به این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین متغیر سازماندهی دانش و خودکارآمدي رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد که این رابطه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون 460/0 بوده و در سطح 000/0 معنادار می باشد. هم چنین ضریب همبستگی بین سازماندهی دانش و خلاقیت معلمان 266/0 بود که در سطح 042/0 معنادار بود.
فرضیه سوم: بین بکارگیري دانش و خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شیراز رابطه اي معنادار وجود دارد. براي پاسخ به این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین متغیر بکارگیري دانش و خودکارآمدي رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد که این رابطه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون 412/0 بوده و در سطح 001/0 معنادار می باشد. هم چنین، ضریب همبستگی بین بکارگیري دانش و خلاقیت معلمان 364/0 بود که در سطح 000/0 معنادار بود.
فرضیه چهارم: بین تبادل دانش و خودکارآمدي و خلاقیت معلمان مراکز پیش دبستانی ناحیه دو آموزش و پرورش شیراز رابطه اي معنادار وجود دارد. براي پاسخ به این فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها نشان دادند که بین متغیر تبادل دانش و خودکارآمدي رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد که این رابطه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون 445/0بوده و در سطح 000/0 معنادار می باشد. هم چنین، ضریب همبستگی بین تبادل دانش و خلاقیتمعلمان 289/0 بود که در سطح 031/0 معنادار بود.
در جدول 1 ضریب همبستگی بین متغیرهاي خلق دانش، سازماندهی دانش، بکارگیري دانش و تبادل دانش معلمان با خودکارآمدي آنان ارایه می گردد.

جدول 1- ضریب همبستگی بین ابعاد مدیریت دانش و خودکارآمدي و خلاقیت معلمان.
خلاقیت خودکارآمدي متغیر
سطح
معناداري ضریب
همبستگی سطح
معناداري ضریب
همبستگی میانگین
0/000 0/351 0/012 0/309 4/3545 خلق دانش
0/042 0/266 0/000 0/460 3/9432 سازماندهی دانش
0/000 0/364 0/001 0/412 3/7896 بکارگیري دانش
0/031 0/289 0/000 0/445 3/7192 تبادل دانش
0/000 0/418 0/000 0/524 4/2424 مدیریت دانش
– – – 1 3/3561 خودکارآمدي
– 1 – – 3/5743 خلاقیت
باتوجه به معنادار بودن ضریب همبستگی بین مدیریت دانش و معلمان، براي مشخص کردن مقدار تأثیر این ابعاد بر خودکارآمدي و خلاقیت معلمان از رگرسیون همزمان استفاده شد. نتایج در جداول زیر ارایه شده است.

جدول 2- محاسبه رگرسیون همزمان بین ابعاد مدیریت دانش و خودکارآمدي معلمان.

R² R² R سطح F MS درجه SS مدل
آزادي

معنا

داري

اصلاح

شده

1

رگرسیون

469
/
2

4

617
/
0

050
/
6

a
000
/
0

534
/
0

285
/
0

238
/
0

مانده
باقی

193
/
6

61

102
/
0

کل

663
/
8

65

آزادي

معنا

داري

اصلاح

شده



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید