اعتبار سنجی مولفه هاي آموزش چند فرهنگی براي طرح در برنامه درسی دوره ابتدایی**
عذرا رحمانی1، علیرضا فقیهی2، علی حسینی مهر3* و محمد رضا سرمدي4 تاریخ دریافت: 6/5/94 تاریخ پذیرش: 15/7/95
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی و تدوین مولفه هاي موثر بر آموزش چند فرهنگی در دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان انجام گرفته که از نظر مقصد و هدف، کاربردي و به لحاظ ماهیت و شیوه اجرا، روش پژوهش توصیفی – پیمایشی را بکار برده است. جامعه آماري پژوهش را معلمان و کارشناسان دوره ابتدایی قزوین در سال تحصیلی 94-93، تشکیل می دهند که با بهره گیري از فرمول نمونه گیري کوکران و به روش تصادفی طبقه اي تعداد 323 نفر به عنوان نمونه آماري مورد نظر انتخاب شدند .ابزار گردآوري داده ها ،پرسش نامه محقق ساخته اي مشتمل بر 47 پرسش است که پایایی پرسش نامه با روش آزمون دوباره (89/0 Re = ) و همسانی درونی آن با محاسبه ضریب آلفاي کرانباخ ( 92/0 ) بدست آمد. اعتبار محتوا نیز با کسب نظرات پانزده نفر از استادان رشته هاي ادبیات فارسی، علوم تربیتی و علوم اجتماعی دانشگاه و هم چنین، نظرات استادان راهنما و مشاور و اصلاح جزئی بخش هایی از پرسش نامه، تامین شد. اعتبار سازه پرسش نامه نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی( تحلیل مولفه هاي اصلی) انجام گرفت که پس از تحلیل عاملی اکتشافی به 33 پرسش کاهش یافت. یافته هاي تحلیل عاملی اکتشافی بیانگر آن است که محتواي ترکیبی و یکپارچه، چگونگی خلق دانش و فهم تاثیر پذیري از ویژگی هاي قومی، کاهش تعصب، عدالت و برابري آموزشی، تقویت و اعطاي قدرت به فرهنگ مدارس و پرداختن به حقوق اقلیت هاي دینی و قومی، به ترتیب مهم ترین مولفه هاي موثر در آموزش چند فرهنگی بودند که عامل محتواي ترکیبی و یکپارچه، از اهمیتی بیش تر نسبت به سایر عوامل برخوردار بود .
واژه هاي کلیدي: آموزش چند فرهنگی، برنامه درسی دوره ابتدایی، مولفه هاي چند فرهنگی.

دانشجوي دکتري تخصصی فلسفه ي تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، واحد اراك، دانشگاه آزاد اسلامی، اراك ،ایران.
استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اراك، دانشگاه آزاد اسلامی، اراك، ایران.
استادیار گروه علوم تربیتی، ، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی تاکستان، ایران.
استاد تمام و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور.
**- این مقاله برگرفته از رساله دکتري تخصصی دانشگاه آزاد اسلامی اراك می باشد.
hosseinimehrali@yahoo.com :نویسنده مسئول مقاله -*
مقدمه
بی گمان، تنوع و تکثر فرهنگی، نژادي، قومی، دینی و زبانی یکی از بارزترین ابعاد و مشخصه هاي غالب جوامع بشر امروزي است که به موازات فرصت ها و ظرفیت هایی که طبعا براي هر جامعه اي ایجاد می کند ،می تواند در صورت بی توجهی و مغفول ماندن، بستر ساز بسیاري از مشکلات و چالش هاي اجتماعی شود. در ادبیات مرسوم علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی براي توصیف این تنوع و تعدد که ساخت هاي گوناگونی نظیر فرهنگ، دین، نژاد، قومیت، جنسیت و زبان را در بر می گیرد ،بیش تر از واژه چند فرهنگی یا کثرت گرایی فرهنگی استفاده می شود و خود »مفهومی است که در سال هاي اخیر مورد تاکید حوزه تعلیم و تربیت و بویژه جامعه شناسی آموزش و پرورش قرار گرفته و منظور از آن این است که با وجود گسترش ارتباطات بین کشورها و حرکت آن ها به سوي نظامی جهانی و یا دست کم منطقه اي، مساله اقوام و ملیت ها و تفاوت هاي فرهنگی بین آن2ها همچنان اهمیتی ویژه دارد« (Javadi, 2000). با توجه به این جایگاه و اهمیت است که نظام هاي فرهنگی و آموزشی کشورهاي گوناگون جهان بسته به نوع ساختارهاي اجتماعی و سیاسی خود تلاش می کنند تا با اتخاذ سیاست ها و تدابیري خاص، رویکرد مورد نظر خود را نسبت به پدیده چند فرهنگی اجرا کنند.
بر این مبنا، جامعه ایران نیز با تنوع اقلیم و اختلاط نژادي و قومی شرایط خاصی را پیش روي سیاست مداران و برنامه ریزان قرار داده است. این امر، واکاوي و اقدام مناسب را جهت هم گرایی و انسجام اجتماعی می طلبد و نباید با سرپوش گذاشتن و نپرداختن به این تنوع با واقعیت هاي اجتماعی فاصله گرفت (Rashidi, 2007). به بیان دیگر ،می توان گفت که جامعه امروز ایران با برخورداري از بسیاري از ویژگی هاي چند فرهنگی نیازمند نوعی سیاست گذاري و برنامه3ریزي است که این گوناگونی و تکثر را در عرصه هاي گوناگون به رسمیت شناخته و بستر لازم را براي توجه بدان فراهم کند.
امروزه به دلیل تعاملات گسترده فیزیکی و مجازي افراد و فرهنگ ها و از میان رفتن مرزهاي قراردادي سنتی، پیوندهایی اجتناب ناپذیر بین افراد و فرهنگ ها بوجود آمده است. حضور فرهنگ ها در کنار یکدیگر و تلاقی آن ها، احتمال ایجاد چالش و تنش در میان افراد و فرهنگ ها را افزایش داده است. بدین جهت پیش بینی ساز و کار مناسب به منظور نزدیکی فرهنگ ها، ایجاد تفاهم و تعامل میان آن ها در جهت همزیستی مسالمت آمیز و رفع سوء تفاهم هاي احتمالی ضرورت مضاعف مییابد. در این راستا، از جمله رسالت هاي اساسی نظام تعلیم و تربیت در جوامع چندفرهنگی، طراحی برنامه هاي درسی حساس به فرهنگ و پاسخ گو به ویژگی هاي چندفرهنگیاست.
“برنامه درسی چندفرهنگی ” ساز و کاري است که می تواند از راه توانمندسازي افراد و گروهها از منظر برخورداري از دانش، نگرش و مهارت براي زیست مسالمت آمیز در یک جامعه چندفرهنگی موثر و کارساز باشد. برنامه درسی چندفرهنگی زاییده جوامع چندفرهنگی است و چندفرهنگی توصیف وضعیتی است که فرهنگ هاي گوناگون بنا به دلایلی در کنار یکدیگر امکان زیست پیدا کرده اند. ماموریت اصلی رویکرد برنامه درسی چندفرهنگی، طراحی و تدوین برنامه هاي درسی با ویژگی هاي چندفرهنگی است، بدین معنی که ضمن گنجاندن صداي همه فرهنگ ها و ارج گذاشتن به آن ها، سعی در ایجاد “وحدت در عین کثرت” نماید تا از این راه بتوان به هدف تفاهم و تعامل دست یافت. این هدف ضمن توجه به ارزش و اهمیت ذاتی کثرت فرهنگ ها، در پی ایجاد نوعی وحدت براي زیست مسالمت آمیز میان آن ها از راه آموزش چگونگی تعامل میان آنهاست( Sadeghi,
.(2010
در گذشته اي نه چندان دور تصور بر این بود که نظام هاي تعلیم و تربیت بدون توجه به تنوع و گوناگونی فرهنگ ها و باورهاي مردم در دیگر سرزمین ها و بدون توجه به آن چه خارج از مرزهاي جغرافیایی قراردادي می گذرد ،می تواند برنامه ریزي کنند، اما امروزه با از میان رفتن مرزهاي قراردادي سنتی و با توجه به تاثیر فرهنگ ها بر یکدیگر، ناگزیر باید، در امر برنامه ریزي و بویژه در طراحی برنامه هاي درسی به این مهم توجه شود. در چنین شرایطی آموزش و پرورش براي پاسخ گویی به چنین نیازي ناگزیر است، در کنار ارایه دانش هاي تخصصی، به دانش آموزان کمک کند دانش و مهارت هایی را کسب کنند که بتوانند در رویارویی با وضعیت و نیازهاي عصر نوین، از جمله تعاملات و رویارویی هاي فرهنگی، موفق باشند( Hakim Zadeh& Kiyamanesh& Attaran, 2007). در این راستا، بسیاري از کشورها به اهمیت و ضرورت آموزش چند فرهنگی توجه کرده و با طراحی و تدوین برنامه هاي درسی با چنین رویکردي، سعی در تربیت دانش آموزانی آشنا به مهارت هاي زندگی در یک جامعه چندفرهنگی نموده اند. از جمله این کشورها می توان به استرالیا ،کانادا، آمریکا، مالزي و هند اشاره کرد.
امروزه نظام تعلیم و تربیت جهت رسیدن به مقاصد و اهداف خود برنامه هاي درسی گوناگونی را طراحی می نماید و آن ها را به صورت مکتوب درآورده و اقدام به تدوین و تالیف کتب درسی می کند. در نهایت مفاهیم، ارزش ها و مهارت هاي مورد نظر خود را تحت پوشش محتوا در کتاب هاي درسی جاي می دهد. آموزش چند فرهنگی یکی از مباحث جدي در جوامع چند فرهنگی است که الزامات و ضرورت هایی را به دنبال خود دارد .بی توجهی به مقوله هاي مرتبط با خرده فرهنگ ها وقومیت در نهایت به تضعیف جایگاه هویت ملی منجر خواهد شد. خرده فرهنگ ها عامل اصلی در ایجاد هویت ملی هستند و از فرهنگ آن هاست که هویت ملی ساخته می شود.
بی گمان، ترمیم نارسایی هاي فرهنگـی در آمـوزش پـرورش بسـیار دشـوار تـر از رفـع معضـلاتآموزشی است و باز هم متاسفانه مسایل فرهنگی آسیب پذیرتر از سایر مسـایل آموزشـی بـوده و بـهخاطر سیر مستتر و مبهم خود کم تر کانون توجه مسئولان و برنامه ریزان قرار می گیرد. نظر به آن که برنامه درسی دوره ابتدایی ایران بتازگی دست خوش تغییراتـی در اهـداف، محتـوا و روش هـا شـدهاست، هم چنین، ریشه هاي فرهنگی این برنامه در فضا و مبانی فلسـفه ي اسـلامی نمـود یافتـه ، امـاهنوز تا رسیدن به یک تغییر منسجم که همه ابعاد برنامـه درسـی را پوشـش دهـد و تـوان بـا هـمنگري اي که در وراي نگاه جامع خود به موقع از نارسایی هاي موجود در حیطه آموزش چند فرهنگی باز خورد بگیرد، فاصله محسوس است. براي مثال، روزنـه هـایی از توجـه اهـداف و محتـواي برنامـهدرسی دوره ابتدایی به مقوله چند فرهنگی امیدوار کننده است، اما نوبت بـه روش هـا و را هبردهـا وشیوه هاي ارزشیابی که می رسـد ، تامـل و تردیـد بـر امیـد غلبـه مـی یابـد . دولـت هـا از راه طراحـیسیستم هاي آموزشی پرورشی و اعمال آن ها بر سیستم آموزشی خود در جامعه تلاش می کننـد تـامولفه هاي زندگی در جامعه چند فرهنگی را از پایه و سال هاي نخسـت آموزشـی افـراد جامعـه بـهایشان آموزش دهند. هر چقدر این مولفه ها بـه گونـه اساسـی تـر و اصـولی تـر در مبـانی آموزشـیکشورهاي داراي فرهنگ هاي گوناگون اعمال شود، نتیجه حاصله مطلوب تر و موثر تر خواهد بود.

پیشینه پژوهش
پژوهشی با عنوان » بررسی سند برنامه درسی ملی جمهوري اسلامی ایران بر اساس رویکرد آموزش چند فرهنگی« به وسیله صادقی( Sadeghi, 2010 )، انجام گرفته که نتایج تحلیل، حاکی از توجه نسبی سند به مولفه هاي آموزش چند فرهنگی است. به گونه اي که بخش مربوط به روش هاي ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به گونه مناسب به مولفه هاي آموزش چند فرهنگی توجه داشته، اما بخش مربوط به راهبردهاي یاددهی- یادگیري از آن غفلت کرده است. هم چنین، بخش هاي مربوط به مبانی فلسفی و علمی، اصول حاکم بر برنامه هاي درسی و تربیتی و اهداف تفصیلی دوره هاي تحصیلی تا اندازه اي مولفه هاي آموزش چندفرهنگی را بازتاب کرده اند.
پژوهش دیگري با عنوان » گونه شناسی رهیافت هاي میان رشته اي و دلالت هاي آن در طراحی برنامه درسی چند فرهنگی در آموزش عالی« با استفاده از روش توصیفی به بررسی و واکاوي اشکال شناسایی شده برنامه میان رشته اي پرداخته و پیشنهادهایی را در مورد این مسئله بیان می کند .بر اساس این بررسی، مطالعات بین رشته اي ضمن ارایه دیدگاههاي جامع قادرند به مطالعات کارشناسان در حوزه برنامه درسی چند فرهنگی انسجامی خاص داده و در رویارویی با موانعفرهنگی و جهانی کردن برنامه هاي درسی در آموزش عالی نقشی مؤثر را ایفا کند (Araghieh,2013).
فیصل محمد( 2102 ,Faisal Mohamed)، در پژوهشی با عنوان » چالش ها و فرصت هاي اجرایی نظام آموزشی اسلام محور در جامعه چند فرهنگی کانادا « باور دارد در حالی که امید به تربیت بهتر دانش آموزان به صورت یکپارچه وجود دارد، برنامه تربیتی اسلامی باید بتواند بین باورهاي دانش آموزان، هویت اسلامی و تقویت صلاحیت هاي چند فرهنگی آن ها تعادلی ایجاد کند. هم چنین، برنامه تربیتی اسلامی می تواند مفهوم احترام به باورها و فرهنگ غیر مسلمانان و تعریف شیوه هاي خوب اسلامی که شامل تربیت شهروند خوب در زمینه چند فرهنگی است را گسترش دهد. در نهایت، این پژوهش، در جهت یافتن پیشنهادهایی مبنی بر ایجاد تعادل بین حفظ ایمان و هویت دانش آموزان و تقویت صلاحیت هاي چند فرهنگی آنان، تلاش می کند.
جوادي( Javadi, 2000) در مقاله خود با عنوان » آموزش چند فرهنگی به عنوان یک رویکرد در آموزش« آن را تلاشی براي رها ساختن کودك از محدودیت هاي قوم مدارانه و آگاه کردن او از وجود فرهنگ ها، جوامع و راههاي زندگی و تفکر درباره دیگران دانسته است و باور دارد تربیت کودکان در جهت ایجاد نگرش مثبت به فرهنگ هاي گوناگون و پذیرش تفاوت هاي موجود بین افراد، زیربناي فلسفی برنامه این رویکردآموزشی را تشکیل می دهد.
پژوهشی با عنوان؛ » تلفیق، راهبردي مناسب براي تدوین برنامه درسی چندفرهنگی« با ذکر این نکته که بسیاري از کشورها مانند ایران، به گونه مستقیم درگیر تنوع اقوام و فرهنگ هاي گوناگون هستند، وظیفه آموزش عالی را فراهم کردن بسترهاي مناسب در برنامه هاي درسی، براي آشنایی با
Araghieh& Fathi Vajargah &Foroughi Abari&Fazeli )فرهنگ هاي گوناگون بیان می کنند
.(,2009
دانشکده علوم تربیتی دانشگاه ماساچوست در دوره اي تخصصی با عنوان توسعه برنامه درسی در تعلیم و تربیت چند فرهنگی که پرفسور نیتو آن را برگزار کرد، بر موارد زیر تأکید کرده است:
.ضرورت بسط و توسعه مفهوم تعلیم وتربیت چندفرهنگی.
.آگاهی از روش هاي سازمان دادن و طراحی برنامه درسی چند فرهنگی.
.کاوش انواع رویکردها براي طراحی و پی ریزي فعالیت هاي یادگیري چند فرهنگی.
.آشنایی گسترده با انواع منابع در برنامه درسی چند فرهنگی.
.کاربرد انواع رویکردهاي چند فرهنگی در تدریس.

.توسعه برنامه درسی چند فرهنگی که می توان در محیط هاي واقعی آموزش از آن استفاده شود
.(Nieto, 2002)
دلپیت، در پژوهشی با عنوان » اثربخشی آموزش چندفرهنگی در مورد دانش آموزان پیش دبستانی« نتیجه گرفته است که دانش آموزان داراي برنامه درسی چند فرهنگی و دانش آموزان بدون برنامه درسی چند فرهنگی تفاوتی معنادار با یکدیگر داشته اند( Delpit,1999 ).
بنکس (Banks,1999 ) مطالعات دامنه داري را در زمینه آموزش چندفرهنگی انجام داده است .در بررسی هاي ایشان، بر اصلاح نگرش هاي نژادي از راه استفاده از واحدهاي برنامه درسی، دوره هاي آموزشی، مواد آموزشی و روش هاي تدریس اشاره شده است. نتایج دیگري که بنکس از مجموعه پژوهش هاي خود گرفته را می توان به موارد زیر خلاصه کرد:
-نگرش هاي مثبت نژادي، قومی و جنسیتی دانش آموزان را می توان با برنامه درسی و مداخلات آموزشی به گونه مثبت تحت تاثیر قرار داد.
-یادگیري مشارکتی نگرش هاي نژادي همه دانش آموزان را مثبت تر کرده و به دوستی هاي غیرنژادي و دستاوردهاي خوبی براي دانش آموزان رنگین پوست بویژه آمریکاییان اسپانیایی تبار و افریقایی تبار منجر می گردد. یادگیري مشارکتی هیچ تاثیر مشخصی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان آنگلویایی ندارد چرا که همه آنان عملکرد تقریباً مشابهی را در محیط هاي مشارکتی و رقابتی دارند. یادگیري مشارکتی، روابط میان نژادي، عزت نفس و توانایی براي همدلی دانش آموزان را افزایش می دهد.
مداخلات آموزشی اگر به صورت منطقی طراحی شوند ،می تواند تعصب نسبت به اعضاي همه گروهها را کاهش دهد.
مواد آموزشی چند فرهنگی، تجارب گوناگون، ایفاي نقش و شبیه سازي و ارائه الگوهاي مثبت به دانش آموزان کمک می کنند تا افراد نگرش ها و ادراکات نژادي مثبت تري داشته باشند .
گی( Gay, 2000)، در یک فراتحلیل از نتایج پژوهش هاي انجام شده در زمینه چند فرهنگی، به ابعادي تازه از آن اشاره می کند که در بررسی هاي بنکس اشاره اي به آن ها نشده است. در این جا به برخی از یافته اي وي اشاره می شود:
نگرش هاي منفی نژادي و قومی نسبت به دیگران را می توان با مداخلات آگاهانه تغییر داد، ولی این فرایند، طولانی مدت خواهد بود.
اصلاح سبک هاي تدریس چندفرهنگی بر افزایش یادگیري گروههاي گوناگون قومی تاثیرگذاشته است.
هنگامی که معلمان از سبک هاي ارتباطی و میان فردي در کلاس استفاده می کنند، مهارت هاي اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان ( از جمله صرف وقت براي انجام تکالیف، دامنه توجه، کیفیت و کمیت مشارکت، حضور در مدرسه، توانایی خواندن و مهارت هاي زبانی) تا حدي چشمگیر بهبودمی یابد.
هنگامی که معلمان سبک هاي تعاملی و آموزشی خود را در کلاس با سبک هاي دانش آموزان هماهنگ می سازند، نتایج مشارکت پذیري آنان مثبت می شود.
آروین بیان می کند که ارایه برنامه درسی چند فرهنگی براي تمام دانش آموزان فارغ از پس زمینه هاي فرهنگی، قومی و وابستگی هاي مذهبی، رویکردي مناسب است زیرا در این نوع رویکرد ارتقاء تحمل، احترام و فهم و پذیرش فرهنگ خود و دیگران مورد توجه قرار می گیرد
.(Arvin,2001)
هیل( Hale, 1989 )، بر این باور است که شواهد زیادي وجود دارد که آموزش چندفرهنگی باعث ارتقاء و بهبود یادگیري شده و افق دید فرهنگی دانش آموزان را توسعه می دهد.
» تحلیل رئوس مطالب و چارچوب هاي آموزش چند فرهنگی مورد تدریس معلمان: آنچه که معلمان تدریس می کنند« عنوان پژوهش دیگري است که به وسیله هیلیارد انجام گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهند که بسیاري از رئوس مطالبی که طراحی شده است، معلمان را براي رویارویی با دانش آموزان به گونه عملی آماده می کند و آگاهی هاي فردي آن ها را نیز افزایش می دهد، اما نمی تواند تعهد لازم را در معلمان در جهت اجراي این نوع برنامه ها ایجاد کند. در واقع، از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که این گونه آموزش ها بر دانش معلمان اثرگذار بوده، ولی نتوانسته است به شایستگی نگرش معلمان را تغییر دهد( 1991 , Hilliard ).
پژوهشی ،با عنوان » تعامل در کلاس هاي چند فرهنگی« به وسیله ونلینن (Venäläinen,2010) انجام شد، هدف اصلی مطالعه آن است که ویژگی هاي اقتصادي – اجتماعی تدریس در کلاس درس چند فرهنگی ، تماس چند فرهنگی و تعاملی که بین دانش آموزان و معلم باید وجود داشته باشد، برشمرده شوند. این مطالعه شامل چهار بخش است. در بخش نخست، پیش نگارانه، با هدف درك چالش هاي مدرسه چند فرهنگی ضمن یک مطالعه میدانی انجام شده در یک مدرسه چند فرهنگی انجام گرفته است. در بخش دوم به تشریح چارچوب نظري مطالعه و تمرکز بر رویکرد فرهنگی اجتماعی تاکید شده است .بخش سوم از این مطالعه ارایه یک تجزیه و تحلیل از داده هاي عینی گردآوري شده در یک کلاس درس اقتصادي – اجتماعی چند فرهنگی را مورد توجه قرار داده است. بخش چهارم به ارایه نتایج و پیشنهاد رویکردي مبتنی بر عمل در وضعیت کلاس درس چند فرهنگی پرداخته شده است .
جانسون( 2011 ohnson,)، در پژوهش خود با عنوان » آیا آموزش و پرورش مبتنی بر فرهنگ هاي گوناگون باعث بهبود نگرش دانش آموزان نسبت به نژادهاي گوناگون می شود« به این نتیجه رسید که کودکانی که مورد آموزش مبتنی بر فرهنگ هاي متفاوت قرار می گیرند، کم تر بهخاطر اختلافات و تفاوت هاي نژادي آسیب می بینند.

روش شناسی پژوهش
این پژوهش از نظر مقصد و هدف، کاربردي و به لحاظ ماهیت و شیوه اجرا، توصیفی – پیمایشی و تحلیلی است زیرا به نظرسنجی از نمونه آماري با توجه به مولفه هاي آموزش چند فرهنگی پرداخته است ،با توجه به بررسی هاي مکرر- که پیش از طراحی طرح پژوهش انجام گرفته – جامعه آماري پژوهش جهت استخراج مولفه هاي آموزش چند فرهنگی در دوره ابتدایی شامل دو گروه آزمودنی با جزئیات زیر می باشد:
الف) کارشناسان برنامه ریزي دوره ابتدایی آموزش پرورش قزوین، که تعداد آن ها 6 نفر است .
البته، بمنظور نظر سنجی از کارشناسان، فقط به اداره آموزش پرورش محل اجراي پژوهش اکتفا نشده و نظرات جمعی از کارشناسان نیز مورد پیمایش قرار گرفته1 است که مجموع این دو گروه با عنوان کارشناس 23 نفر می باشد .
ب) معلمان دوره ابتدایی شهر قزوین (اعم از زن یا مرد) که تعداد آن ها، بنا بر آمار ارایه شده ،1240 نفر بر آورد شده و توزیع جمعیت آن ها به تفکیک ناحیه و جنسیت در جدول 1 آمده است.

جدول 1- تعداد معلمان بر حسب ناحیه و جنسیت.

جنسیت

مرد

زن

جمع

جنسیت

مرد

زن

جمع

ناحیه
جامعه نمونه جامعه نمونه جامعه نمونه
172 729 108 456 64 273 یک
121 511 66 277 55 234 دو
293 1240 174 733 119 507 جمع
(دفترتامین نیروي انسانی، اداره کل آموزش پرورش شهر قزوین،1393)

2 – تعداد کارشناسان آموزش دوره ابتدایی در هر دو ناحیه آموزش پرورش شهر قزوین6 نفر است. البته، جهت پوشش بهتر و کسب اطلاعات دقیق تر(با توجه به اینکه کسب اطلاعات دقیق و تخصصی از الزامات پژوهش زمینه اي می باشد) ،استادان محترمی که در دانشگاههاي سطح شهر قزوین دروس تحلیل محتوا، ارزیابی کتب و برنامه ریزي درسی را تدریس می کنند، نیز مشارکت داشته اند و تعداد این شرکت کنندگان در طرح نظرسنجی 17 نفر بوده است.
بمنظور برآورد حجم نمونه فعالیت هاي زیر انجام شد:
در مرحله نخست، تعداد کل معلمان (زن ومرد) دوره ابتدایی شهرستان قزوین تعیین شد. آن گاه از بین جمعیت آماري کل معلمان( 1240 نفر) بر اساس فرمول نمونه گیري ،293 نفر به عنوان نمونه آماري پژوهش انتخاب شدند. که روش محاسبه آن بر اساس فرمول زیر محاسبه می شود.

شیوه نمونه گیري به این صورت بوده که ابتدا بمنظور رعایت تساوي سهم مشارکت آزمودنی ها در جامعه و نمونه و هم چنین، توجه به درصد توزیع آن ها در جامعه و نمونه آماري، از نظر جنسیت و ناحیه آموزشی، از روش نمونه گیري تصادفی طبقه اي استفاده شد .جدول 1 جزئیات و داده هاي بیش تري را در مورد چگونگی توزیع جمعیت در جامعه و نمونه آماري ارایه می دهد. بر اساس داده هاي جدول یاد شده، در توزیع جمعیت جامعه آماري، از نظر ناحیه آموزشی، ناحیه یک و از نظر جنسیت، معلمان زن داراي فراوانی بیش تري هستند و چنانچه روش نمونه گیري این پژوهش اقتضا می کند (نمونه گیري طبقه اي) در نمونه آماري نیز معلمان ناحیه یک و در بین هر دو ناحیه آموزشی معلمان زن، سهمی بیش تر از آزمودنی ها را به خود اختصاص داده اند. پس از تعیین نسبت ها و تخصیص آزمودنی ها به هر ناحیه و جنسیت خاص، انتخاب آزمودنی هاي مشخص براي پیمایش نظرها – در ارتباط با پرسش هاي پرسش نامه- با استفاده از روش نمونه گیري تصادفی ساده انجام گرفت. با توجه به ریزش و کاهش آزمودنی ها و جلوگیري از تاثیر این عامل در اعتبار نتیجه پژوهش تعداد 7 نفر، به حجم نمونه آماري( 293 معلم) اضافه شد که در این مورد نیز سهم معلمان زن و ناحیه یک آموزشی بیش تر بوده است. در نهایت، از بین گروه معلمان 300پرسش نامه به پژوهشگر برگردانده شد و همین تعداد (300 =n) ملاك تجزیه و تحلیل داده هاي پژوهش از گروه معلمان قرار گرفت. در مورد کارشناسان نیز حجم جامعه و نمونه برابر در نظر گرفته و تمام شماري انجام گرفته است. چنانچه در توضیح ترکیب جامعه آماري آورده شد، تعداد آنها در دو گروه کارشناسان اداره آموزش پرورش شهر قزوین، استادان و مدرسانی که دروس مرتبط را تدریس می کنند ،23 نفر بوده است. بنابراین، در کل، حجم نمونه آماري در دو گروه معلمان و کارشناسان ،323 نفر می باشد .ابزارگردآوري داده ها، پرسش نامه محقق ساخته مشتمل بر 47 پرسش است که پایایی پرسش نامه با روش آزمون دوباره(89/0 Re ) و همسانی درونی آن با محاسبه ضریب آلفاي کرانباخ ( 92/0 ) برآورد شد، اعتبار محتوا نیز با کسب نظرات پانزده نفر از استادان رشته هاي ادبیات فارسی، علوم تربیتی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی تاکستان و بین الملل قزوین و هم چنین، نظرات استادان راهنما و مشاور و اصلاح جزئی بخش هایی از پرسش نامه انجام گرفت .
اعتبار سازه آن نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی( تحلیل مولفه هاي اصلی) انجام گرفت.

هدف هاي پژوهش
تعیین مولفه هاي موثر در آموزش چند فرهنگی و مقدار اهمیت ( بار عاملی) مولفه هاي شناسایی شده.
1. ارایه الگوي پیشنهادي با توجه به مولفه هاي موثر آموزش چند فرهنگی.

یافته هاي پژوهش
پرسش نخست: مولفه هاي موثر در آموزش چند فرهنگی کدام اند و مقدار اهمیت ( بار عاملی) مولفه هاي شناسایی شده چه مقدار است؟
ابتدا امکان انجام تحلیل عاملی بر نمونه آماري با استفاده از آزمون بارتلت1 و آزمون کایزر، مایر و الکین ( 2KMO) مورد بررسی قرار گرفت.
جدول 2- نتایج آزمون بارتلت و آزمون کایزر، مایر و الکین.



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

دیدگاهتان را بنویسید