902
فصلنامه علمي– پژوهشي رهيافتي نو در مديريت آموزشي، سال هشتم، شماره1، بهار 69، پياپي96 شاپا چاپي:9696-9002 شاپا الکترونيکي: X 396-9296
http://jedu.miau.ac.ir

کاوش عوامل نهادی و سازماني اثرگذار در توسعه ظرفيت دانشگاههای دولتي کشور
دکتر عباس عباسپور1، رسول فرج الهي9، دکتر حميد رحيميان6 دکتر علي دلاور2
تاریخ دریافت:8/9/99 صص032-029 تاریخ پذیرش:03/0/99

چکيده
اندیشمندان بر این باورند که هر نوع توسعهای شامل نوعی از توسعه ظرفیت است. توسعه ظرفیت رویکردی هدفمند و گنجینهای حرفهای به منظور تحریک، راهنمایی، تقویت، آزادسازی، شکلدهی و رشد ظرفیتها، آن سوی ظرفیتهای موجود است. با توجه به اینکه این رویکرد ازجمله اهداف اصلی دانشگاهها در طول برنامه ششم توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور است، هدف اصلی پژوهش حاضر کاوش عوامل نهادی و سازمانی اثرگذار در توسعه ظرفیت دانشگاههای دولتی با استفاده از یک مطالعه کیفی است. بدین منظور از روش تحقیق کیفی تحلیل تم استفاده شد. به منظور گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. جامعهآماری پژوهش حاضر شامل استادان، رؤسای دانشگاه، اساتید صاحبتالیف و مدیران حوزههای ستادی صاحبنظر در زمینه توسعه ظرفیت دانشگاهی دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری و نیز وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی شهر تهران میباشد که با توجه به سطح اشباع داده 33نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی یافتههای پژوهش با استفاده از روشهای بررسی توسط اعضاء تضمین گردید. پس از مرور و سازماندهی متون مصاحبهها، محقق، کدهای اولیه را شناسایی و در ادامه کدهای مشابه را در طبقههایی خاص قرار گرفتند. سپس، برای هریک از این طبقات عناوینی که نمایانگر کل کدهای آن طبقه باشد، انتخاب گردید. نتایج حاصل نشاندهنده دوازده تم اصلی است که چگونگی توسعه ظرفیت دانشگاهی را ارائه مینمایند که شامل آمایش سرزمین، نظام تصمیمگیری، قوانین و

1 – دانشیار گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران، ایران ،
Email: abbaspour1386@gmail.com :نویسنده مسئول مقاله
9 – دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
– دانشیار گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران،
– استاد گروه سنجش و اندازه گیری، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

910
مقررات، ملاحظات دولت، تعامل با ذینفعان، زیرساختی و زمینهای، مدیریت و رهبری دانشگاهی، توسعه ارتباطات، فرایند جذب، توانمندسازی حرفهای، استقلال و آزادی علمی، اعتبارات و بودجه میباشد.

واژههای کليدی: عوامل نهادی، عوامل سازمانی، توسعه ظرفیت، دانشگاه دولتی
مقدمه
آموزش عالی پس از یک دوره رشد و توسعه در اروپا و آمریکا، کشورهای جهان سوم را نیز در بر گرفتهاست. تحلیل ابعاد، رشد و گسترش آموزش عالی بخش مهمی از مطالعات این حوزه را در سال های اخیر تشکیل میدهد(Altbach, 1998). بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز برای پاسخگویی و سازگاری نسبت به تقاضای اجتماعی، گسترش آموزش عالی را در صدر سیاستگذاری های خود قرار دادهاند)(Salehi, 2003. ظرفیت پیشنیاز این امر به شمار میرود. تلقی معمول از مفهوم این واژه شاید معنای ذاتی آشکاری را به ذهن متبادر نکند، درعوض میتوان از آن بهعنوان واژهای که اساسا سایر مباحث را به هم مرتبط میکند به کار برد. از آموزش گرفته تا تربیت ،مشارکت، تحویل کالا، ساختارها و سیستمها به نوعی با مفهوم فوق مرتبط هستند. ظرفیت توانایی انجام چیزی است، ظرفیت میتواند شکل صلاحیتهای افراد، قابلیتهای گروهی و یا توانایی کلی یک سیستم باشد. این توانایی بایستی بیش از توان انجام وظایف معمول افراد، گروهها و سیستمها باشد تا بتواند تداوم کار سازمان یا سیستم را در محیط و در طول زمان انجام دهد)Ubels, J. & Acqaye-Badoo, N. & Fowler, A, 2010(. آلارتس و دیکینسون)Alaerts, G.J & Dickinson,
N.L, 2007( پنج ویژگی محوری ظرفیت را که به آن شکل عملیاتی میدهد را ذکر کردهاند:
ظرفیت توانمندساختن و هویتدادن است. این ویژگی به سازمانها و یا گروهها اجازه میدهد از خود آگاه شوند، رشد کنند، تنوع پیدا کنند، بقاء یابند و بر پیچیدگی خود بیفزایند.
ظرفیت با عمل گروهی و جمعی در ارتباط است. قابلیتهای جمعی و گروهی به افراد، گروهها و سازمان اجازه میدهد تا کار را هدفمند، مؤثر و در طی زمان انجام دهند.
ظرفیت ذاتا پدیدهای سازمانی است. در زبان تفکر سیستمی ظرفیت خاصیت زایشی داشته و نتیجه تعاملات چندوجهی است. در تفکر سیستمی ظرفیت منبعث از فعل و انفعالات، نگرشها ،داراییها، منابع، راهبردها و مهارتهای محسوس و نامحسوس است و واجد جنبههای سازمانی و اجتماعی است .
ظرفیت حالتی بالقوه دارد. برعکس، عملکرد، حالت اجرایی و آشکاری داشته و نتیجه به کار بردن ظرفیت است. به همین جهت است که ظرفیت تا حدود زیادی حالت ناملموس دارد و
911
اندازهگیری و مدیریت آن نیز قدری مشکل است. بنابراین در زمانی که ساختارها آسیبپذیر و یا انگیزهها کاهش یابد به سرعت از بین میرود .
ظرفیت به خلق ارزشهایاجتماعی و عمومی میپردازد. ظرفیت و توسعه آن یکی از ایدههای توسعه بینالمللی معاصر است که در ابتدای قرن حاضر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است. از منظر مطالعات توسعه، توسعه ظرفیت حوزه تمرکز خاصی ندارد اما در عین حال می تواند برای بخش آموزش عالی کاربرد داشته باشد.
این مفهوم علیرغم جدیدبودن، مبنای همکاریهای فنی بین کشورها در دهه 92 میلادی قرار گرفت. در دهه 92 میلادی تمرکز آن بر اصلاح سیاستها، توسعهسازمانی و رویکردهای مشارکتی واقع شد و در شروع قرن حاضر نیز تمرکز آن بر حذف فقر، مشارکت در ظرفیتسازی و یادگیری مادامالعمر قرار گرفت. برخی متفکران توسعه اعتقاد دارند که هر نوع توسعهای شامل نوعی از توسعه
ظرفیت است. آبلز، آکای بادو و فولر)Ubels, J. & Acqaye-Badoo, N. & Fowler, A, 2010( معتقد هستند که توسعه ظرفیت یک اصطلاح است که تغییرات ظرفیت را در طول زمان نشان می-دهد. زیرا ظرفیت هر پدیدهای در ارتباط با محیطش تکامل مییابد. از توسعه ظرفیت تعاریف بسیاری به عمل آمدهاست. این مفهوم با تعاریف اصطلاحاتی همچون ظرفیتسازی و نیز تقویت ظرفیت همپوشانی بسیار نزدیکی دارد. برینکرهوف)Brinkerhoff, 2010( ظرفیت را توانایی رسیدن به اهداف موردنظر میداند. باطبع، توسعه ظرفیت، تقویت توانایی رسیدن به اهداف جمعی است .این مفهوم هنوز دارای معنایی مبهم و غیردقیق در مدیریت توسعه بینالمللی است و برای افراد و
سازمانهای مختلف متفاوت معنی میشود)Kaplan & Straussman, 2000(. هرکدام از آژانسهای بینالمللی توسعه تعریف خاص خود را از توسعه ظرفیت دارند. در حالیکه همه آنها معتقد هستند که توسعه ظرفیت مربوط به افراد، سازمان ها و جوامع است اما توافق اندکی در مورد هدفنهایی آن دارند. برخی از آنها اعتقاد دارند که توسعه ظرفیت، پاسخگویی شفاف، ساختاربندی و اجرای سیاستهاست، برخی دیگر آن را استفاده موثر از منابع، بهبود عملکرد و تقویت تواناییهای حل-مساله میدانند)UNDP, 2008(. اکثر پژوهشگران توسعه معتقدند که توسعه ظرفیت فرایندی بلندمدت و تقاضامحور است. از نظر سازمان ملل متحد توسعه ظرفیت مشتمل بر توانایی یک کشور در استفاده مطلوب از منابع و ظرفیت فنی موجود به شکل پایدار است. این امر موجب گرایش به رویکردی در توسعه شد که به نیازهای مشارکتکننده پاسخ میدهد و به افراد و سازمانها کمک میکند تا اهداف توسعهای خود را بشناسند. فلوریتو)Floritto, 2015( هدف توسعه ظرفیت را توانایی یک جامعه برای دستیابی به اهداف خود میداند. چاسکین و همکاران)Chaskin, 2001( اعتقاد دارند که از توسعه ظرفیت برای رسیدن به خدمترسانی بهتر، بهرهمندی از نتایج سیاستها ،و افزایش ثروت استفاده میشود. موتس و هیس)Motes & Hess, 2007( معتقد هستند که فرایند
919
توسعه ظرفیت بایستی محیط جامعه و آمادگی سازمانها را برای انجام اقدامات و ابتکارات اساسی در نظر گیرد. این آمادگیها شامل تعهد به اهداف بلندمدت، فعالیتهای مشترک، تصمیمات مشترک، و گفتمان همراه با احترام متقابل است.
در هر حال بحث درمورد این گنجینه بدون انعکاسدادن فرایندهای خودانگیخته رشد ظرفیت و طبیعت خود ظرفیت امکانپذیر نیست. بهطورکلی به نظر میرسد که ظرفیت میتواند در سه سطح مورد بررسی قرار گیرد. نخست، سطح خرد، جایی که مختص افراد به شمار میآید. ظرفیت در این سطح بسیار اساسی بوده و پایهای برای ظرفیت در سطح سازمان محسوب میشود. این سطح اشاره به خواست و توانایی یک فرد برای تنظیم اهداف و دستیابی به آنها از طریق دانش و مهارتهای خود دارد. ظرفیت در این سطح شامل دانش، مهارتها، ارزشها، نگرشها سلامت و آگاهی است که میتواند از طریق آموزشهای رسمی و غیررسمی و یا مطالعه مستقل توسعه یابد .
دوم، سطح میانه که مختص سازمانها و سیستمهای کوچک است. ظرفیتسازمانی در این سطح عبارت از ظرفیت بالقوه هر شرکت در بهکارگیری موفقیتآمیز مهارتها و منابع سازمانی برای دستیابی به هدفهای سازمان و برآوردهکردن انتظارات سهامداران. ظرفیتهای سازمان شامل دو بعد ظرفیت منابع و ظرفیت مدیریت است. ظرفیت منابع شامل کارکنان، زیرساختارها، تسهیلات ،تجهیزات و وجوه نقد است. حال آنکه ظرفیت مدیریت به شرایطی گفته میشود که تحت آن هدف-های سازمان وضع شده و به آنها جامه عمل پوشانده میشود. فعالیتهای مدیریتی شامل برنامه-ریزی، هدفگذاری، تعیین مسئولیتها، رهبری، تخصیص منابع، انگیزش، نظارت بر کارکنان و حفظ روابط با سهامداران است. سیمیستر و اسیمت)Simister, N. & Smith, R, 2010( ظرفیت را در این سطح چنین تعریف میکنند، قابلیت یک سازمان در رسیدن به آنچه مورد نظرش میباشد.
سوم، سطح کلان که مختص جامعه و یا حوزه عمومی)نهادی( است و آن را محیط حامی مینامند .این سطح بهصورت گسترده به توانمندسازی، سرمایه اجتماعی، حفظ محیط زیست، فرهنگ، ارزش ها و روابط فرهنگی اشاره دارد. در واقع، این سطح توسعه قواعد و وضعیتی است که به سازمانها اجازه میدهد کارکرد مناسبی داشته باشند. یونسکو)UNESCO, 2011( سطوح و در همتنیدگی ظرفیت و توسعه آن را به شکل زیر نمایش دادهاست.

913

سیستمی
(

ظرفیت
نهادی
):

استانداردها
،
قوانین
،
،
رویه
،
هنجارها
،
ها

جامعه
،
ها

سیاست
ها
،
محیط
،
قدرت

ساختارهای

و
فرهنگ

سیستم

:
سازمانی
ظرفیت

مقررات
،
تمرینات
های

ساختار
،
ها

حکم
تصمیم

،
،
تق
گیری
های

روش
،
ها

مسئولیت

تقسیم
،
کار

سیم

استفا
،
مدیریت
ده
فکری

از

منابع

،
مواد
،
اقتصاد

فناوری

:
فردی

ظرفیت

عملکرد
ها
توانایی

،
نیاز

ها
،
،
ها

ها
،
روانشناسی
،
نگرش

مهارت
،
ها

استعداد
ها

انگیزه
،

سیستمی

(

ظرفیت



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

پاسخ دهید