721
فصلنامه علمي– پژوهشي رهيافتي نو در مديريت آموزشي، سال هشتم، شماره2، تابستان 69، پياپي03 شاپا چاپي:9096-2332 شاپا الکترونيکي: X 320-2220
http://jedu.miau.ac.ir

شناسايي و اولويتبندی عوامل مؤثر بر استقرار مديريت دانش و
رابطه آن با مزيت رقابتي و عملکرد سازماني سيدجواد ايرانبان*
تاریخ دریافت:92/11/29 صص199-191 تاریخ پذیرش:19/1/29

چکيده
تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش و رابطه آن با مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی در شرکت ملی انتقال گاز منطقه یک انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق را کلیه پرسنل لیسانس به بالا با سابقه کار حداقل پنج سال تشکیل میدهند که تعداد آنها برابر با سیصد نفر است. با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 162 نفر در نظر گرفته شد که به شیوه نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه بوسیله آلفای کرونباخ و روایی آن توسط تکنیک روایی محتوایی-ظاهری، تشخیصی و روایی سازه-همگرا تأیید شده است. آزمون شاپیرو ویلک جهت تست نرمالیتی متغیرهای پژوهش و تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری به منظور آزمون فرضیهها پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد بین عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش با مزیت رقابتی و عملکرد سازمانی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش، منابع انسانی، استراتژی و اهداف، فرهنگ سازمانی، ساختارسازمانی و زیرساختها بیشترین تأثیر را بر مزیت رقابتی داشته و بین عوامل مؤثر بر استقرار موفقیت مدیریت دانش، زیرساختها، منابع انسانی، استراتژی و اهداف، فرهنگ سازمانی و ساختارسازمانی بیشترین تأثیر را بر عملکرد سازمانی داشتند. همچنین بین عوامل مزیت رقابتی بهترتیب زمان، هزینه، انعطافپذیری بیشترین تأثیر را بر عملکرد سازمانی داشتند. در میان عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش ،منابع انسانی، زیرساختها، استراتژی و اهداف، فرهنگ سازمانی و ساختار سازمانی به ترتیب حائز رتبهبندی شدند.
واژههای کليدی: مدیریت دانش، مزیت رقابتی، عملکرد سازمانی.

721
مقدمه
امروزه غالب سازمانها بر این باورند که سازمانها باید به دنبال روشهایی مؤثر برای انتشار دانش سازمانی در میان سطوح مختلف نیروی انسانی در سراسر سازمان باشند. مهمترین هدف به کارگیری مدیریت دانش در انواع مؤسسات، انطباق سریع با تغییرات محیط پیرامون، به منظور ارتقاء کارآیی و سودآوری بیشتر میباشد در نتیجه مدیریت دانش به فرآیند چگونگی خلق، انتشار و بکارگیری دانش در سازمان اشاره دارد به عبارت دیگر، هدف نهایی مدیریت دانش شامل تسهیم دانش میان کارکنان به منظور ارتقاء ارزش افزوده دانش موجود در سازمان میباشد. حوزه مدیریت دانش شامل مفاهیم و اصولی است که توانایی به کارگیری و تسهیم دانش در مؤسسه نظیر تخصصها، مهارتها و تجربیات کارکنان را ارتقاء بخشیده و نقش کلیدی در توسعه و بهبود خلاقیت، بهرهوری و سوددهی سازمان ایفا مینماید. علیرغم این که دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری و حیاتی است، اما باز هم بسیاری از سازمانها هنوز به مدیریت دانش و یا به همه عناصر حیاتی مدیریت دانش بطور جدی توجه نکردهاند. تجربه بسیاری از سازمانها در مورد پیادهسازی مدیریت دانش به شکست انجامیده است و این به آن جهت است که این سازمانها نتوانستند شاخصهای کلیدی استقرار مدیریت دانش را به درستی شناسایی کنند .سازمانهای امروزی بیوقفه تلاش میکنند تا خود را از رقبا متمایز کنند و این در حالی است که دانش، به عنوان یک منبع حیاتی برای حفظ رقابتپذیری و سودآوری در سازمانها مطرح میباشد. چنانچه در بسیاری از سازمانها مزیت رقابتی پایدار به مقدار قابل توجهی از مدیریت دانش ناشی میگردد و دلیل آن، دشواری کپیبرداری از داراییهای دانشی یک سازمان است چرا که باید برای به دست آوردن آن، فرآیند یادگیری مشابهی را طی نمود)Ardekanie and et al,2010(. از یک دهه پیش تاکنون صنعت نفت و گاز در جهان از پیشرفتهای مدیریت دانش بهره گرفته و اکنون بهعنوان مبحثی علمی با انواع رویکردهای انسانی، سازمانی و فناوری مورد توجه شرکتهای پیشرو در این حوزه قرار گرفته است. هنگامی که شرکتهای نفت و گاز به فناوری جدید، استفاده از منابع خارجی، گرفتن شرکای جدید، ارزیابی مدیریت، مقررات دولتی، مدیریت ظرفیتها، کاهش هزینهها و مسائل محیطی تاکید میکنند، تیمهای مدیریت دانش میتوانند آنها را با استفاده از فناوری و انتقال دانش در پیشبینی، برنامهریزی، فرایند و نوآوریهای فنی بسیار یاری دهند)Tavalaie and et al, 2013(. وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران و شرکتهای تابعهی آن نیز با بهرهگیری از دانش، تخصص و تجربه طیف گستردهای از متخصصان رشتههای مختلف اعم از نفت، گاز، پتروشیمی، پالایش و پخش فرآوردههای نفتی، حفاری، مدیریت، فناوری اطلاعات و غیره را در بخش-های مختلف اکتشاف، استخراج، انتقال و بهرهبرداری مشغول به انجام فرایندها و پروژههای متعددی با حوزههای دانشی بسیار متنوع میباشند. در این شرکتها، حجم عظیمی از دانش با اجرای پروژههای
721
مختلف تولید میشود که قسمتی از این دانش در قالب اسناد و مدارک، گزارشها، نرمافزارها، دستورالعملها و غیره ثبت میگردد و قسمتی از آن نیز به صورت ناملموس بوده و در قالب تجربیات، روابط، مهارتها، بینشها و غیره در ذهن افراد پنهان مانده و احتمال اندکی برای انتقال و به کارگیری مجدد مییابند. عدم تسهیم و به کارگیری مجدد دانش)اعم از دانش آشکار و دانش ضمنی( تولید شده در فعالیتها و سرمایههای دانشی موجود در صنعت نفت، در حقیقت هدردادن هزینهها و نشاندهنده-ی عدم بهرهوری در این صنعت میباشد. از سوی دیگر، از آنجا که بخش مهمی از دانش موجود در صنعت نفت ناملموس بوده و به صورت سرمایه فکری در ذهن افراد پنهان است، با خروج این افراد از صنعت)به دلیل بازنشستگی، انتقال، تعدیل و…( عملاً این دانشها نیز از این صنعت خارج میشود. لذا ازجمله مقولاتی که هماکنون نگرانیهایی را برای صنعت نفت ایجاد نموده است، عدم به اشتراکگذاری دانشهای تولید شده، از دست رفتن تجربه و دانش مدیران و کارشناسان خبره این صنعت با خروج آنان میباشد.

پيشينه پژوهش
در مطالعهی علامه و زارع با عنوان”بررسی رابطه بین مدیریت دانش، نوآوری و عملکرد سازمانی” نشان داده شد که مدیریت دانش و نوآوری رابطه مستقیمی با یکدیگر داشته و هر دو به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد سازمانی تأثیر میگذارند.(Allameh & Zareh,2008)
یافتههای تحقیق لاجوردی با عنوان”بررسی نقش مدیریت دانش ضمنی در کسب مزیت رقابتی)شرکت پتروشیمی جم(” به این نتیجه رسیدند که تکامل، حیات بخشی و انتقال دانش ضمنی به عنوان مؤلفههای مدیریت دانش ضمنی با مزیت رقابتی در شرکت پتروشیمی ارتباط دارد و از بین این مؤلفهها، تکامل دانش ضمنی به شدت در ارتباط با مزیت رقابتی بود. البته با توجه به این که تحقیق حاضر در شرکت پتروشیمی جم انجام شده است، صرفاً در همین قلمرو سازمانی قابلیت تعمیم دارد و نمیتوان نتایج حاصل از آن را به کل مجتمعهای پتروشیمی ایران یا سایر سازمانها تعمیم داد.(Lagvardie and et al,2010)
مطالعات فخرالدینی و همکاران در پژوهشی با عنوان “مدیریت دانش، نوآوری دانش و عملکرد نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط ” و با هدف ارزیابی و اولویتبندی مؤلفههای مدیریت دانش، مرتبط با نوآوری دانش و عملکرد نوآوری انجام گرفت. آنها به این نتایج دست یافتند که ارتباط مثبت و معناداری بین نوآوری دانش و مدیریت دانش، مدیریت دانش و عملکرد نوآوری وجود دارد. همچنین در اولویتبندی مؤلفههای مدیریت دانش، اطلاعات از اخبار و اطلاعات روز،
731
یادگیری و شرکت در دورههای آموزشی، تسهیم دانش بین کارکنان، توزیع به موقع اخبار به ترتیب
. (Fakheradinie and et al,2010)رتبه 1 تا 9 را به خود اختصاص دادند
تحقیقات معتمدیفر در مطالعهای تحت عنوان “بررسی رابطه عوامل تاکتیکی مدیریت دانش و کسب مزیت رقابتی در سازمانهای نوآور در شرکتهای مستقر در مرکز رشد کرمان ” به این نتیجه دست یافتند که بیشترین ضریب همبستگی در این شرکتها، بین تسهیم و مبادله دانش و ایجاد نوآوری در محصولات است. همچنین کمترین مقدار همبستگی بین بکارگیری دانش و تولید محصولات با کیفیت برتر است(Motamediefar,2011).
مطالعات ودادی و همکاران با عنوان “بررسی رابطه بین مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در منابع انسانی شرکت ملی پخش فراوردههای نفتی ایران” نشان دادند که بین مدیریت دانش، ابعاد سخت و نرم آن و نوآوری سازمانی رابطه مثبت وجود دارد. مدیریت دانش با ابعاد سهگانه نوآوری سازمانی نیز رابطه مثبت دارد. همچنین نوآوری سازمانی و ابعاد سهگانه آن در جامعه مورد بررسی، در سطح مورد انتظار قرار ندارند. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهند که بین ابعاد چهارگانه مدیریت دانش، بُُعد “کاربرد دانش” بیشترین تاثیر را بر نوآوری سازمانی داشته و از بین بُُعد نرم)شامل فعالیتهای انتقال و خلق دانش( و سخت)شامل فعالیتهای ذخیره و کاربرد دانش( مدیریت دانش، بُُعد نرم نسبت به بُُعد سخت تاثیر بیشتری بر نوآوری سازمانی دارد (Vedadie & .Abdolalian,2011)
یافتههای صفرزاده و همکاران در مطالعهای با عنوان “بررسی تأثیر استراتژیهای مدیریت دانش بر نوآوری و عملکرد سازمانی” به این نتایج دست یافتند که شخصیسازی دانش و کدگذاری دانش تاثیر مثبتی بر نوآوری و عملکرد سازمانی دارد و همچنین این متغیرها از طریق نوآوری بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبتی میگذارند و بین نوآوری و عملکرد سازمانی نیز رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد.(Safarzadeh and et al,2012)
مطالعات دلیرپور و یعقوبی با عنوان “بررسی تأثیر مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی و نوآوری” به این نتایج دست یافتند که یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری بر مدیریت دانش و نوآوری سازمانی دارد. مدیریت دانش نیز تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری سازمانی دارد.(Dalirpour & Yagoubie,2013)
نتایج تحقیقات فکری و همکاران با عنوان “ارائه مدل نوآوری با رویکرد مدیریت دانش در صنایع خودروسازی ایران” نشان داد که مدیریت دانش به اندازه 19% میتواند نوآوری محصول را پیش-بینی کند و بر آن تأثیر گذارد؛ همچنین تمام گویهها)اکتساب دانش، کاربرد دانش، تبدیل دانش و
737
شبیهسازی دانش( به جز تسهیم دانش و ارزیابی دانش معنیدار بوده و بر روی نوآوری محصول
(Elaykanie &Fekrie,2014). تأثیرگذار هستند
تحقیقات معتمدیفر با عنوان” بررسی تأثیر بکارگیری مدیریت دانش جهت کسب مزیت رقابتی پایدار در شرکتهای فناور نوپا )مطالعه موردی: شرکتهای پارک علم و فناوری استان کرمان( ” نشان داد که بین عوامل مهم تاکتیکی مدیریت دانش براساس مدل مذکور که عبارتنداز کسب دانش، بکارگیری دانش، یادگیری از فرآیند مدیریت دانش، تسهیم و تبادل دانش و کسب مزیت رقابتی پایدار شامل عرضه به موقع محصول، نوآوری در محصولات، کاهش قیمت تمام شده محصول، افزایش سهم بازار و تولید محصولات با کیفیت برتر رابطه معناداری وجود دارد.(Motamediefar,2014)
تحقیقات امیدوار و همکاران با عنوان “بررسی اثر عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی” ابتدا از طریق تحلیل عاملی شاخصهای ابعاد عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش، رضایت شغلی و عملکرد سازمانی شناسایی شد. نتایج نشان داد که رابطه مثبت و معناداری میان عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش، رضایت شغلی و همچنین رابطه مثبت و معناداری میان رضایت شغلی و عملکرد سازمانی وجود دارد. اما در این پژوهش، اثر مستقیم و بدون واسطه عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی رد شد(Omidvar and et al,2014).
لی و چوی در تحقیقی با عنوان “سبکهای مدیریت دانش و اثرات آن بر عملکرد سازمانی” به بررسی این موضوع پرداختند که سبکهای مختلف مدیریت دانش چگونه بر عملکرد سازمان تأثیر میگذارند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که از بین چهار سبک پویا، سیستمی، انسان محور و ایستا، سبک پویا با تأکید بر مدیریت دانش ضمنی و دانش آشکار بیشترین تأثیر را بر عملکرد سازمان داشته است.(Choi & Lee,2003)
دینگسیر در مطالعهای تحت عنوان”مدیریت دانش در مهندسی نرم افزار”سیستم هاى مدیریت دانش را بهعنوان یک راهکار بازخورد در فرآیند توسعه نرمافزار معرفى مىکند و با بررسى چهار شرکت نرمافزارى عوامل موثر در این امر را معرفى مى نماید که شامل داشتن فرهنگ به اشتراک-گذارى دانش، داشتن تمرکز پایدار در مدیریت دانش، پیوند با اهداف کسبوکار و زیرساخت فنى مناسب مىباشندDingsoyr and et.al,2008) ) .
اوروم و همکاران در پژوهشی با عنوان”بررسی مدیریت دانش در سازمان توسعه نرم افزار “چهار پروژه از دو شرکت نرم افزارى مورد بررسى قرار دادند و فرآیندهاى مدیریت دانش و ابزارهاى مورد استفاده در هریک از شرکتها را تعیین کردند. نتایج این تحقیق نشان داد که هیچ یک از شرکتها
732
یک مدل مدیریت دانش استاندارد ندارند و تعداد کمى از ابزارهاى مدیریت دانش در این دو شرکتمورد استفاده قرار مىگیرد. بنا به گزارش آنها شبکههاى غیررسمى و شخصى، گروهافزارها و ابزارهاى مدیریت اسناد تنها ابزارهایى بودند که این شرکتها از آنها استفاده مىکردندAurum )
.and et.al,2008)
واکارو در مطالعهای با عنوان “ابزارهای مدیریت دانش، ارتباطات درون سازمان و عملکرد و نوآوری سازمانی” ارتباط میان استفاده از ابزارهاى مدیریت دانش و عملکرد محصول جدید را مورد بررسى قرار دادند. نتایج نشان داد، تجربه همکارى، اندازه سازمان، طبیعى بودن استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات بر استفاده و اعتماد به ابزارهاى مدیریت دانش اثر مثبت دارد و استفاده از ابزارهاى مدیریت دانش منجر به افزایش سرعت ارائه به بازار و عملکرد محصول جدید و در نتیجه افزایش عملکرد مالى مىشود.Vaccaro and et.al,2010))
براساس نتایج حاصل از مطالعه پیشینه پژوهش مدل مفهومی پژوهش حاضر به شرح زیر در نظر گرفته شد:

انسانی

منابع

زیر

ساختها

اس
تراتژ
ی

و

اهداف

فرهنگ

سازمان
ی

ساختار

سازمان
ی

استقرار

بر

موثر

عوامل
دانش
مدیریت

خدمت

به

مشتری

انعطاف

پذیری

کیفیت

هزینه

زمان

رقابتی

مزیت

عملکرد
سازمانی

وری

بهره

انسانی

منابع

زیر

ساختها



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

پاسخ دهید