239
فصلنامه علمي– پژوهشي رهيافتي نو در مديريت آموزشي، سال هشتم، شماره3، پاييز 96، پياپي31 شاپا چاپي:6369-2008 شاپا الکترونيکي: X 2423-723
http://jedu.miau.ac.ir

بررسي رابطه صلاحيتهای حرفه ای و انگيزش شغلي با ميزان
تمايل معلمان به مشارکت در تدوين برنامه درسي حسين مومني مهموئي * ، زهرا روحاني
تاریخ دریافت:15/01/95 صص256-239 تاریخ پذیرش:03/05/95

چکيده
این پژوهش به منظور بررسي رابطه صلاحيتهای حرفهای و انگيزش شغلي با ميزان تمایل معلمان به مشارکت در تدوین برنامه درسي انجام شد. روش تحقيق توصيفي از نوع همبستگي ميباشد. جامعه آماری 726 نفر از معلمان مقطع ابتدایي سال تحصيلي 94-93 شهرستان تربت حيدریه بودند. 267 نفر از طریق فرمول کرجسي و مورگان با استفاده از نمونهگيری تصادفي طبقهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مشارکت معلمان در تدوین برنامه درسي، صلاحيتهای حرفهای معلمان و انگيزش شغلي هکمن و الدهام صورت گرفت. روایي پرسشنامهها از طریق روایي محتوایي بررسي شد. پایایي پرسشنامه صلاحيتهای حرفهای معلمان با استفاده از آلفای کرونباخ 83/0، انگيزش شغلي81/0، ميزان تمایل معلمان به مشارکت در تدوین برنامه درسي79/0 به دست آمد .از آزمونهای همبستگي پيرسون و رگرسيون برای تحليل دادهها استفاده شد. نتایج نشان داد، بين صلاحيتهای حرفه ای و انگيزش شغلي معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي رابطه معناداری وجود داشت )05/0< p (. بين صلاحيتهای حرفه ای معلمان با انگيزش شغلي رابطه معناداری وجود داشت)05/0< p (.
صلاحيتهای حرفه ای و انگيزش شغلي معلمان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي را پيشبيني ميکند.

کليد واژهها: صلاحيتهای حرفهای، انگيزش شغلي، برنامه درسي مشارکتي.

مقدمه
معلم اساسيترین عامل برای ایجاد موقعيت مطلوب درتحقق هدفهای آموزشي است
(2003Shabani, ) و اهداف اجرایي و نيز متعالي نظام آموزشي، در نهایت توسط وی محقق ميشود و به ظهور ميرسد(1996Mehr Mohamadi, ). معلمان علاوه بر اجرای برنامه درسي گاهاً در نقشي فراتر از مجری صرف، به جرح و تعدیل برنامههای درسي نيز ميپردازند (&Momeni Mahmouei 2010Zareyan, ؛ 2006Mahram et al, ؛ 72Fathi Vajargah, 2014,p ؛Bekalo & Welford,
2000(. که این امر تا اندازهای حکایت از تمایل آنها به ایفای نقشي فراتر از مجری برنامههای درسي دارد، که در گرو داشتن صلاحيتهای حرفه معلمي و برخورداری از انگيزش شغلي لازم است.
نظریهها، اصلاحات و ادبيات آموزشي از دیرباز (2010Handler, ) و همچنين محققان معاصر نقش مهمي برای معلمان درتدوین، اجرا و ارزشيابي برنامه درسي قائل بودهاند (Lieberman & et al1988/2001, ؛ 2004 Ornstein & Hunkins,).
مشارکت معلمان در فرایند برنامهریزی درسي و تصميمات مرتبط با آن از زمان تخصصي شدن قلمرو برنامه درسي مطرح بوده است، ولي دامنه مشارکت آنها در نظامهای برنامهریزی متفاوت و
.(Batvani & Ghayoor, 2007) متنوع بوده است
برنامهها ممکن است نسبت به نقشي که برای معلم در تدوین، اجرا و ارزشيابي در نظر گرفته
اند متفاوت باشند (2010 Momeni Mahmouei et al,). ضرورت ایفاى نقش مؤثرتر براى معلمان از این واقعيت ناشي ميشود که معلمان بعنوان مجریان برنامههای درسي، در صف اول « عمل » قرار دارند و بدون اجرای برنامههای درسي نميتوان به مطلوب بودن یا نامطلوب بودن آنها پي برد (2005 Maleki ,).
معلمان ميتوانند در پذیرش برنامه درسي ابلاغ شده و اجرای آن بر اساس برنامهریزی مقامات مرکزی، انطباق و سازگارکردن برنامههای درسي ابلاغ شده با شرایط مدرسه و منطقه، انتخاب برنامهها و کتب درسي از ميان برنامههای پيشنهادی، توسعه برنامه درسي، سازماندهي برنامه درسي، ارائه پيشنهادهای لازم برای اصلاح اجزا و مؤلفههای برنامة درسي مصوب، طراحي برنامه درسي )شامل شناسایي هدفها، تدوین کتب درسي و مانند آن مشارکت داشته باشند ( Fathi 2004Vajargah, ؛ 1977Lewy, ). در مراحل ششگانه، تعيين اهداف عمده، برنامهریزی، آزمایش ،آزمایش زمينهای، اجرا و کنترل کيفيت که برای تدوین برنامه درسي در نظر گرفته بود، به مشارکت کليه ذی نفعان از جمله معلمان در کليه مراحل اشاره نموده است (Momeni Mahmouei & 2010Zareyan , (. باور به مشارکت معلمان تا آنجا پيش ميرود که موفقيت و شکست و یا ضعيف
تدوين

برنامه درسي

ترین برنامه درسي طراحي شده را در گرو کيفيت و اجرا از جانب معلم ميداند (2002Goya, ؛ 2004Fathi Vajargah, ). قابليت و توانایي حرفهای معلم، برنامه را غني مي سازد و ضعف و ناتواني او از اعتبار و کيفيت برنامه درسي ميکاهد (2007Batvani & Ghayoor, ). شکست اصلاحات آموزشي در نتيجه عدم بهرهگيری از مشارکت محدود معلمان در تصميم گيریها در سازمانهای آموزشي است (1988Giroux, ؛ 1990Barth, ).
از دو دهه قبل تحقيقات دليل محکمي بر وجود همبستگي بين معلم بعنوان رهبر برنامه درسي و بهبود پيشرفت دانش آموزان نيافتهاند ( 2000York-Barr et al , 2004 , Leithwood & Jantzi, ) دانش حرفهای بویژه دانش نظریه برنامه درسي و تعليم و تربيت انتقادی یکي از عواملي است که تا اندازهای توفيق کامل نقش رهبری و حمایت کنندهشان از برنامه درسي و بهبود پيشرفت دانشآموزان و اصلاحات آموزشي را با ناکامي مواجه ساخته است (2010Handler, ).
معلمان برای ایفای نقش حرفهای شان در تعليم و تربيت نيازمند صلاحيتهای حرفهای مي باشند (2008 Huntly,). برشمردن ویژگيهای یک معلم واجد صلاحيت کار چندان آساني نيست ،زیرا جوامع مختلف با فلسفهها و نگرشهای مختلف، انتظارات متفاوتي از معلم دارند.
قابليت صلاحيتهای حرفهای با استفاده از دانش و مهارت در محيط کار، توانایي حرفهای و عملکرد معلمان با یکدیگر در تعامل ميباشند (2013 ,Kulshrestha et al ؛ Momeni Mahmouei 2009Shariatmadari , &). صلاحيت معلم مجموعه شناختها، گرایشها و مهارتهایي ميباشد که معلم با کسب آنها به پرورش جسمي، عقلي، عاطفي، اجتماعي و معنوی فراگيران کمک ميکند و این صلاحيتها را مي توان در سه حيطه شناختي، عاطفي و مهارتي طبقهبندی نمود ( ,Maleki 2005). صلاحيت معلم به توانایي معلم در برآوردن نيازها و مطالبات حرفة تدریس به ميزان کافي و با استفاده از مجموعهای یکپارچه از دانش، مهارت و نگرش گفته ميشود به طوری که این مجموعه در عملکرد و بازتاب معلم تجلي یابد(2005 Nijveldt et al ,).
(2005 ,Koster et al) صلاحيتهای معلمان را به پنج دسته اصلي دانش تخصصي، ارتباطات، سازماندهي، تعليم و تربيت )پداگوژی( و صلاحيت رفتاری تقسيم ميکنند. هانتلي )2008( قابليتهای معلمان را در سه زمينه دانش حرفهای، عمل حرفهای و تعهد حرفهای دستهبندی کرده است. دانش حرفهای شامل دانش محتوا، شناخت دانشآموز و آگاهي از تدریس و یادگيری است. عمل حرفهای از طراحي یادگيری، ایجاد محيط یادگيری و ارزشيابي یادگيری تشکيلشده است و تعهد حرفهای، یادگيری حرفهای، مشارکت، رهبری، ارزشها، ارتباطات و اخلاقيات را شامل ميشود (2009 ,Momeni Mahmouei & Shariatmadari). صلاحيتهای معلمان را در سه زمينه دانش )عمومي، تربيتي (، توانایي ) عمومي، ذهني و تربيتي ( و نگرش ) عمومي، تربيتي ( طبقه بندی کرده اند.
صلاحيتهای حرفهای، دارا بودن اعتماد به نفس، عمل گرایي، دیدگاه معلم نسبت به کار کميته های برنامه ریزی درسي، ميزان کار موظف معلم و علاقه او به برنامه ریزی درسي در مقایسه با سایر علائق و مسایل وی، از عوامل مهم ترغيب کننده معلمان به مشارکت در فرایند برنامه ریزی درسي است که بر ایجاد انگيزه یا عدم انگيزه معلمان برای مشارکت در برنامهریزی درسي اثر مي گذارد(1993 Young,؛1991 Elbaz,). انگيزش، عامل اساسي در ایجاد تلاشها و فعاليتهای معلمان محسوب ميشود )1998Hosseini Nsab et al, (. وجود انگيزش شغلي نيرو بخش معلمان در امر تعليم و تربيت بوده و آنان را در جهت تحقق اهداف آموزش و پرورش پرتلاش تر و اميدوارتر ميکند)2008 ,Maleke & Pour Heydar(. در تعریف انگيزش شغلي آمده است که نشان دهنده علاقه فرد نسبت به انجام دادن یک کار، سر و سامان دادن به محيط مادی، معنوی و اجتماعي خود، فائق آمدن بر موانع، ازدیگران سبقت گرفتن و رقابت کردن با آنها از طریق کوشش زیاد برای بهتر انجام دادن کارهاست (2011 Akhondi Bonab et al,) .
علاقمندی و رضایت از شغل، رشد انگيزش شغلي را موجب شده و کارایي معلم در انجام وظایف حرفهایاش در مدرسه را افزایش ميدهد (1992 Akrami,). علاقه، انگيزه و احساس تعهد معلمان نسبت به شغل خود با موفقيت آنها در تدریس ارتباط دارد. یعني آنهایي که با علاقه حرفه معلمي را انتخاب کردهاند دارای احساس، تعهد و انگيزه بيشتر نسبت به کار خود ميباشند و در عمل موفق تر از دیگران ميباشند (2008 Saatchi et al,). عوامل متعددی با انگيزش شغلي معلمان در ارتباط بوده و برآن نقش داشته است. بستههای تشویقي و مالي ) پرداخت به موقع حقوق و مزایا ( (Alam
2011 Farid, &؛ 1992 Youlonfoun,؛ 1999Kazeem, ؛ 1984Eton,) ، مشارکت در تصميم گيری (2014 Adjei & Amofa,)، محدود بودن کاربرد توانایي معلمان در تصميمگيری در سطح مدارس (2001 Ingersoll,)، طراحي شغل و محيط کار، سيستم مدیریت عملکرد، آموزش و توسعه بر انگيزش شغلي معلمان نقش دارند (2016 Rasheed et al,). عوامل توسعهای ) آموزش ضمن خدمت، ارتقاء، صلاحيت حرفهای،( عوامل محيطي ) منابع تدریس و یادگيری، شرایط کاری، حجم کار (، سبکهای رهبری ) تحولي، تراکنشي، استبدادی (، پاداش )حقوق، جوایز، مزایای جانبي( بر انگيزش شغلي معلمان تاثير گذار ميباشند (2015 Matoke,).
(2008 ,Fatahi Vajargah & Momenimahmouei ؛ 2000 ,Helton ) در بررسي نقش عوامل موثر بر مشارکت اعضای هيات علمي/ مدرسين در برنامه ریزی درسي ، عوامل انگيزشي )انگيزشي دروني و بيروني ( را یکي از عوامل موثر قلمداد کردهاند.
فقدان انگيزش شغلي کافي(2002 Aghdasi,)، باور معلمان، صلاحيتهای حرفهای، موقعيت شغلي و حرفهای، دانش و آگاهي معلمان در زمينه برنامهریزی درسي، تمایل معلمان به مشارکت در تدوین برنامه درسي (2008 Fathi Vajargah & Momeni Mahmouei, ؛ 1990Mehr Mohamadi,)و اصلاحات آموزشي (2010 Handler,) را همواره تحت تاثير قرار ميدهد.
مشارکت معلمان در تصميمگيریهای برنامه درسي افزایش تعهد و دلبستگي به اجرای موفقيت آميز برنامه درسي، کاهش ابهامات و اضطراب معلمان از ابعاد تغيير در برنامه درسي و غني سازی تغييرات برنامه درسي را در پي خواهد داشت (1999Fullan, ). تغيير و تحول در برنامههای درسي ،از توفيق در حد انتظار برخوردار نخواهد شد، مگر این که توجه کنيم .در یک فرایند تغيير برنامه کارساز نميتوان از معلمان چشم پوشيد و اگر انتظار داریم به هدفهای برنامه درسي دست یابيم، معلم باید از نقش فعالي در فرایند برنامهریزی درسي برخوردار شود (1990 Mehr Mohamadi,).
بر این اساس معلمان محور اصلي فرایند برنامه ریزی درسي را تشکيل ميدهند و بدون مشارکت جدّّی آنها در مراحل طراحي، اجرا و ارزشيابي، نميتوان برنامههای واقعي و قابل اجرا تهيه کرد (2005Maleki,). مشارکت آنها اثربخشي بيشتر برنامههای درسي را موجب خواهد شد (2009 Momeni Mahmouei et al,). با مطالعه ارتباط صلاحيتها و انگيزش شغلي معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامههای درسي ميتوان به شناسایي زمينههای مناسب برای به منصه ظهور رساندن این تمایل )که متعاقباً ممکن است به مشارکت در تدوین برنامههای درسي بيانجامد( دست یافت و این تمایل را ارتقاء بخشيده و تبدیل به عمل مشارکت در سطوح متعدد برنامه درسي نمود و بدین وسيله موجبات اثر بخشي بيشتر برنامههای درسي در نظام آموزش و پرورش را فراهم نمود. با توجه به آنچه که گفته شد هدف این پژوهش بررسي رابطه بين صلاحيتهای حرفهای و انگيزش شغلي معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي ميباشد. بدین منظور فرضيههای زیر تدوین شده است:
بين صلاحيتهای حرفهای معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي رابطه وجود دارد.
بين انگيزش شغلي معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي رابطه وجود دارد.
بين صلاحيتهای حرفهای با انگيزش شغلي معلمان ارتباط وجود دارد.

روش تحقيق
روش تحقيق توصيفي از نوع همبستگي است. جامعه مورد بررسي در این مطالعه عبارت است از کليه معلمان مقطع ابتدایي، که در سال تحصيلي 94-1393 در شهرستان تربت حيدریه مشغول به کار بودند. تعداد آنها شامل 726 معلم )345 معلم مرد و 381 معلم زن ( بود. حجم نمونه با استفاده فرمول کرجسي و مورگان ،267 معلم )126 معلم مرد و 141 معلم زن ( بودند که از طریق روش نمونهگيری تصادفي طبقهبندی شده انتخاب شدند. از پرسشنامه صلاحيتهای حرفه ای، انگيزش شغلي و ميزان تمایل معلمان به مشارکت در تدوین برنامه درسي جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد.
پرسشنامه صلاحيتهای حرفهای معلمان : در پژوهش حاضر به منظور سنجش صلاحيتهای حرفهای مورد نياز معلمان، از پرسشنامه محقق ساخته با توجه به مباني نظری و پژوهشي از جمله )2005Maleki, ( ؛ )2009Momeni Mahmouei & Shariatmadari, ( ؛ )2008 Huntly,( تهيه شده است استفاده شد. این پرسشنامه شامل 50 گویه است، گویههای شماره 1 تا 4 برای دانش عمومي و همچنين گویههای شماره 5 تا 16 برای دانش اصلي و تخصصي تربيتي و گویههای شماره 17 تا 25 برای مهارتها و توانایيهای عمومي و گویههای شماره 26 تا 29 برای توانایيها) مهارتهای ( ذهني و گویههای 30 تا 41 برای مهارتها و توانایيهای اصلي و تخصصي ) تربيتي ( و گویههای 42 تا 46 برای گرایشها نگرشها و اعتقادات عمومي و گویههای 47 تا 50 برای گرایشها نگرشها و اعتقادات اصلي و تخصصي) تربيتي ( طراحي گردیده است و با استفاده از مقياس درجه بندی ليکرت از خيلي زیاد، زیاد، متوسط، کم، خيلي کم، ارزش گذاری گردیده اند. در این پژوهش برای بررسي اعتبار پرسشنامه از روایي محتوایي استفاده شد، بدین منظور از نظرات متخصصان و اساتيد دانشگاه استفاده شد. در این مرحله با کسب نظرات افراد یاد شده اصلاحات لازم بعمل آمد، بدین ترتيب اطمينان حاصل گردید که پرسشنامهها همان خصيصيه مورد نظر تحقيق را ميسنجند .پایایي پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرانباخ 83/0 محاسبه شد که نشان از قابليت اعتماد مناسب پرسشنامه ميباشد.
انگيزش شغلي : برای ارزیابي انگيزش شغلي از پرسشنامهی انگيزش شغلي هکمن و الدهام )1974( که بر اساس پرسشنامهی ترجمه شده موسسه JDS آمریکا به منظور سنجش ميزان انگيزش شغلي کارمندان در تمامي مشاغل تهيه شده است که دارای 25 سوال 5 گزینه ای با گزینههای بسيار زیاد، زیاد، تا اندازهای کم، کم و بسيار کم ميباشد که بر اساس مدل جدید هکمن و الدهام تنظيم شده است. در این پرسشنامه 5 مشخصهی کليدی که برای توصيف انگيزهی بالقوه یک شغل به کار برده شود تعيين شده است که عبارتند از سئوال های 1-6-11-16-21 برای تنوع وظيفه ،2-10-15-19-23 برای هویت وظيفه ،3-7-12-17-22 برای اهميت وظيفه ،4-9-13-24-18 برای استقلال و 5-8-14-20-25 برای بازخورد را در بر ميگيرد. شواهد مربوط به روایي و پایائي این مقياس بر اساس گزارشهای موجود در حد قابل قبولي است (Pasha Sharifi et al,
2008). پایایي این پرسشنامه در این مطالعه مجدد از طریق آلفای کرانباخ 81/0 محاسبه شد.
پرسشنامه ميزان تمايل معلمان به مشارکت در تدوين برنامه درسي : در پژوهش حاضر
به منظور سنجش ميزان تمایل معلمان به مشارکت در تدوین برنامه درسي از پرسشنامه محقق ساخته با توجه به مباني نظری و پژوهشي لوی )1977( به نقل از مومني مهموئي و زارعيان )1389( استفاده شد. این پرسشنامه شامل 27 سئوال 5 گزینه ای با گزینه های بسيار زیاد، زیاد ،متوسط، کم و خيلي کم ميباشد که در قالب موارد زیر بيان شده است: تعيين اهداف عمده) سئوالهای 1-2-3-4-5-6-7 (، برنامهریزی) 11-10-9-8(، آزمایش) 15-14-13-12(، آزمایش زمينهای) 19-18-17-16(، اجرا )23-22-21-20( و کنترل کيفيت )27-26-25-24(. در این پژوهش برای بررسي اعتبار پرسشنامه از روایي محتوایي استفاده شد، بدین منظور از نظرات متخصصان و اساتيد دانشگاه استفاده شد. در این مرحله با کسب نظرات متخصصان اصلاحات لازم بعمل آمد، بدین ترتيب اطمينان حاصل گردید که پرسشنامهها همان خصيصيه مورد نظر تحقيق را ميسنجند. پایایي پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرانباخ 79/0 محاسبه شد که نشان از قابليت اعتماد مناسب پرسشنامه ميباشد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگي پيرسون و رگرسيون به کمک نرم افزار آماری 22spss تحليل شد.

يافته ها
توصيف ویژگيهای جمعيت شناختي اعضای نمونه در این مطالعه به شرح زیر است: در معلمان مرد سابقه خدمت 12 معلم) 49/%4( 1تا 10 سال ،23 معلم )61/%8( بين 11 تا 20 سال و 91 معلم) 08/34%( بين 21 تا 30 سال سابقه خدمت داشتهاند. در معلمان زن سابقه خدمت 8 معلم )99/%2( 1تا 10 سال ،72 معلم )96/%26( بين 11 تا 20 سال و 61 معلم) 84/%22( بين 20 تا30 سال سابقه خدمت داشتهاند. در معلمان مرد مدرک تحصيلي 5 معلم) 87/1%( دیپلم ،24 معلم )98/%8( کارداني و 91 معلم) 08/%34( کارشناسي و 6 معلم) 24/%2( کارشناسي ارشد بوده است .در معلمان زن مدرک تحصيلي 65 معلم) 34/%24( کارداني ،69 معلم )84/%25( کارشناسي و 7 معلم) 62/%2( کارشناسي ارشد بوده است. نتایج تحليل فرضيات به قرار زیر است:
فرضيه اول: بين صلاحيتهای حرفه ای معلمان با ميزان تمایل آنها به مشارکت در تدوین برنامه درسي رابطه وجود دارد.
کيفيت

کنترل

کيفيت

کنترل

اجرا

اجرا

ای
زمينه

آزمایش

ای

زمينه

آزمایش



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

پاسخ دهید