275
فصلنامه علمي– پژوهشي رهيافتي نو در مديريت آموزشي، سال هشتم، شماره3، پاييز 96، پياپي31 شاپا چاپي:6369-2008 شاپا الکترونيکي: X 2423-723
http://jedu.miau.ac.ir

تأثير وزني تاکتيکهای مديريت برداشت بر نفوذ سازماني و مهارتهای سياسي)مورد مطالعه: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامي
استان اردبيل( محمد فیضی *
تاریخ دریافت:04/03/96 صص292-275 تاریخ پذیرش:06/06/96

چکيده
هدف اصلی تحقیق، شناخت اثرات وزنی ابعاد مدیریت برداشت بر نفوذ سازمانی و مهارت سیاسی از دیدگاه کارکنان و اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاد استان اردبیل میباشد. روش پژوهش از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اعم از هیات علمی و کارکنان میباشد. مطابق فرمول حجم نمونه کوکران، از بین کلیه کارکنان این واحدهای دانشگاهی 246 نفر از میان 1076 نفر انتخاب گردید و پاسخ دهندگان با روش نمونه گیری تصادفی طبقهای گزینش شدند. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شد که در نهایت بعد از توزیع پرسشنامه به تعداد 235 پرسشنامه تکمیلی جهت تجزیه و تحلیل در اختیار محقق قرار گرفت. روایی پرسشنامه با گرفتن مشاوره از اعضای هیات علمی متخصص در این زمینه تقویت و پایایی پرسشنامه مدیریت برداشت، نفوذ سازمانی و مهارت سیاسی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای آزمون فرضیهها از ضریب همبستگی پیرسون برای یافتن ارتباط بین متغیرها و از تکنیک اهمیت نسبی برای یافتن اثرات وزنی ابعاد مدیریت برداشت بر روی متغیرهای ملاک استفاده شد. یافتهها نشان میدهد بین مؤلفههای مدیریت برداشت با نفوذ سازمانی و مهارت سیاسی رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین بعد خودترویجی بیشترین اثر وزنی را بر روی نفوذ سازمانی داشته و هر یک از مولفههای مدیریت برداشت با ضرایب متفاوت بر روی مهارت سیاسی تاثیر گذار هستند.
کليد واژهها: مدیریت برداشت، نفوذ سازمانی، مهارت سیاسی و تکنیک اهمیت نسبی

مقدمه
داشتن قدرت، توانایی نفوذ را افزایش میدهد .نفوذ به معنای یک رفتار واقعی در فرد است که منجر به تغییر نگرش و رفتار دیگران میشود. نفوذ معمولاً جهتدار میباشد و غالباً از بالا به پایین است )نفوذ مدیران بر کارکنان( .همچنین میتواند بصورت افقی) نفوذ همکار در سایر همکاران ( و یا پایین به بالا) نفوذ کارمند در مدیران ( باشد. نفوذ زمانی رخ میدهد که بر روی هدفی توافق ایجاد شود و افراد تحت نفوذ نسبت به تقاضای نفوذ کننده متعهد شوند. برای یک فرد این حالت بهترین پیامد است، در چنین موقعیتی افراد برای تحقق هدف بیشترین تلاش را میکنند
.)Yukl, 2000(
اگر یک واژه وجود داشته باشد که معنا و مفهومی منفیتر از قدرت داشته باشد، واژه سیاست است. سیاست سازمانی میتواند به عنوان اقدامات فردی که در جهت منافع شخصی است نگریسته شود. اگرچه معمولاً یک ادراک منفی نسبت به سیاست وجود دارد اما حرکت در مسیر منافع شخصی الزاماً متضاد با منافع سازمانی نیست. یک رهبر نیاز دارد تا بتواند ایده های خود را شکل داده و با نفوذ در دیگران از طریق سیاست سازمانی به ایدههایش برسد. تحقیقات اخیر نشان داده است که رهبران سازمانی که دارای مهارت سیاسی هستند، اثربخشتر میباشند. امروزه در بسیاری از دانشگاهها و سازمانها، آموزشهای منطبق با محیط سیاسی و توسعه مهارتهای سیاسی به رهبران آینده ارائه میشود .مهارت سياسي عبارتست از توانایی درک اثربخش دیگران در محیط کار و استفاده از این دانش برای نفوذ در دیگران بصورتی که اهداف فردی و سازمانی تحقق یابد )2011Feizi, (. دو جنبه مهم از مهارت سیاسی شامل توانايي شبکه سازی ) مهارت شناسایی و توسعه ارتباطات متنوع ( و هوشياری اجتماعي ) تمایل به مشاهده دیگران و تعبیر درست رفتارشان ( میباشد. همچنین مهارت سیاسی شامل دو قابلیت دیگر نیز میباشد. سومین جنبه ،نفوذ بين فردی بوده و به افراد اجازه میدهد تا رفتارشان را نسبت به موقعیتهای متفاوت وفق داده و تحت قاعده در بیاورند تا پاسخهای خواسته شده از دیگران را استنباط کنند و چهارمین جنبه صداقت آشکار6 است که شامل سطح بالایی از صداقت و روراستی میباشد. این چهار مهارت، زمانی که محیط سیاسی در سازمان حاکم است یک ویژگی منحصر به فرد به حساب میآید )2010Colquitt, Lepine & Wesson, (
در این تحقیق پیش زمینههای نفوذ بر دیگران و مهارت سیاسی در سازمان مورد بررسیی قیرارمیگیرد. نقش احتمالی مدیریت برداشت درافزایش نفوذ سازمانی و تقویت مهارت سیاسی و شدت اثر آن میتواند حائز اهمیت باشد. بسیاری از ما علاقمند هستیم که اطرافیانمان برداشیت مطلیوبی از میا داشته باشند. این مهم به ویژه در تعاملات و مناسبات سازمانی از جلوه بیشتری برخوردار است. تیلاشبسیاری از ما در جهت ایجاد تصویری مطلوب از خود در ذهن دیگران است. هنر مديريت برداشتت فرآیند مدیریت ادراکات دیگران از خود و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابیها و قضاوتهیای آنیان اسیت وفرد تلاش دارد از این طریق تصیویری برجسیته از خیود ارائیه دهید. ایین موضیوع بیه تیازگی نظیر پژوهشگران را به خود جلب کرده است. مدیران تلاش میکنند تصویری از خیود ارائیه دهنید کیه فردی مهم، شایسته و دارای کنترل بر رویدادها هستند (132Yukl, 2006, p (. در ادامه به تعاریفی از مدیریت برداشت پرداخته میشود:
مدیریت برداشت یعنی واداشتن دیگران اینکه به ما به یک سبک خاص توجه کنند
.)Kreitner and Kinicki, 2004, p580(
مدیریت برداشت فرایندی است که در آن، افراد برای ادارة ادراکات دیگر از خود تلاش می
.)Luthans, 2005, p76( کنند
مدیریت برداشت فرایندی است که در آن، فرد به کنترل برداشت دیگران از خود تلاش می
.)McKenna, 2006, p163( کند
خود ترویجی، خودشیرینی، منحصر بفرد بودن و نمونه جلوه دادن خود، تهدید و ارعاب و استمداد ابعادی هستند که برای مدیریت برداشت در نظر گرفته میشوند )Bolino and Turnley, 1999(. تاکتیک اول ،خودترويجي است که عبارتست از تصویرپردازی مثبتی که فرد میتواند از خود برای اعضای بانفوذ سازمان ایجادکند. با افتخار صحبت کردن در مورد تجربه یا تحصیلات خود جهت مدیریت برداشت دیگران ،آگاه کردن دیگران از استعدادها و شایستگیهای خود و آگاه کردن دیگران از ارزش خود برای سازمان نمونههایی از رفتارهای مربوط به خودترویجی میباشد. تاکتیک دوم ،خودشيريني است. افرادی که میخواهند تصویر مناسبی از خود بروز دهند در آگاه کردن دیگران از دستاوردها و موفقیتهای خود مؤفق عمل میکنند. از همکاران خود به گونه ای تمجید و تعریف میکند که وی را دوست داشتنی ببینند و به زندگی شخصی همکاران علاقه نشان داده و فردی مهربان جلوه میکند. این افراد موفقیتهای همکاران خود را طوری ستایش می کنند که یک فرد خوب به نظر برسد و دوستانه نفع شخصی همکاران را پیگیری مینماید .نمونه جلوهدادن خود 1سومین تاکتیک میباشد. در مدیریت تصور دیگران و در عرصه بازیگری فرد در محل کار تا دیر وقت میماند تا دیگران از کار سخت وی آگاه شوند. پرکاری حتی در موقعیتهایی که فصل کم کاری مشهود است، رفتارهایی چون رسیدن زودهنگام به سر کار به طوری که منحصربفرد بودن فرد را مشخص سازد ،آمدن به اداره در شب و یا در تعطیلات آخر هفته تا خود را برجسته نشان دهد ،مثالهایی از نمونه بودن و منحصر بفردی فرد میباشد. تاکتیک چهارم تهديد و ارعاب2 است ،پاسخ قهرآمیز به پیشنهاد کمک از جانب همکاران در کارهایی که توسط خود فرد به خوبی تکمیل شده است، آگاه کردن دیگران مبنی بر اینکه تحت فشار قرار دادن فرد موجب رنجش خود آنان خواهد شد، رفتار قهرآمیز با همکاران در صورتی که مانع به کارگیری توانایی فرد در شغلش باشد ،مقابله به شدت و محکم با همکارانی که در کسب و کار فرد دخالت میکنند و استفاده از تهدید و ارعاب جهت اینکه همکاران رفتار مناسبی از خود بروز دهند، نمونههایی از ارعاب و تهدید مصلحتی میباشد. آخرین تاکتیک استمداد3 است و به یاری طلبیدن دیگران در انجام کارهای بزرگ نوع دیگری مدیریت برداشت میباشد. طلب یاری در انجام کارهایی که شما میدانید بدون کمک دیگران اجرا و تکمیل آن احتمال کمی دارد، تلاش برای به دست آوردن حمایت و همدردی دیگران در بعضی از امورات با مستحق جلوه دادن خود، اعتراف به ندانستن تا از دیگران حمایتهای لازم جلب شود و انجام عملی که کمک دیگران را بطلبد و دیگران در آن کار شما را یاری کنند، همگی نمونههایی از استمداد میباشد.
سوال اساسی محقق این است که مدیریت برداشت چه نقشی در نفوذ بر دیگران و مهارت سیاسی کارکنان دارد؟ به عبارت دیگر هر یک از ابعاد مدیریت برداشت چه رابطه ای با نفوذ بر دیگران و مهارت سیاسی کارکنان دارد؟ در نهایت وزن نسبی هر یک از ابعاد مدیریت برداشت در اثرگذاری بر نفوذ بر دیگران و مهارت سیاسی کارکنان چه قدر است؟

Exemplification
Intimidation
Supplication
تکنيک اهميت نسبي که اخیراً در علوم رفتاری مورد استفاده قرار میگیرد، نکته قابل توجه در این تحقیق میباشد که در پژوهش حاضر صرفا به رابطه بین متغیرهای تحقیق اکتفا نشده و وزن نسبی هریک از سازههای مدیریت برداشت در مهارتهای نفوذ سازمانی و مهارت سیاسی محاسبه خواهد شد. موردی که در اکثر تحقیقات به عنوان یک خلاء مشهود میباشد و تحقیق حاضر در پی رفع آن میباشد، ذکر این نکته است که هر یک از ابعاد مدیریت برداشت در صورت داشتن خودهمبستگی در مهارتهای نفوذ بر دیگران و مهارت سیاسی دارای چه نقش و اثر وزنی میباشند؟ با توجه به ادبیات ارائه شده و تاکید بر تکنیک اهمیت نسبی مدل مفهومی تحقیق به

زیر

ارائه

می
شکل

گردد
.

تهدید
(
ارعاب
)

سازمانی

نفوذ

خودترویجی

خودشیرینی

نمونه

به

تظاهر
بودن

مدیریت
برداشت

استمداد

مهارت

سیاسی

زیر

ارائه

می

شکل

گردد

.



قیمت: تومان

دسته بندی : مدیریت

پاسخ دهید