تحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی در ایران با استفاده از مفهوم فراتحلیل

مهدي نوجوان، اسماعیل صالحی، بابک امیدوار2، شهرزاد فریادي2

چکیده
زمینه و هدف: رشد جمعیت و توسعه شهري برنامهریزي نشده منجر به افزایش احتمال خطر سوانح در نواحی شهري گردیده است. دستیابی به شناخت و راههاي مقابله با سوانح، به مرور توجه ساکنان و محققین را به مدیریت سوانح طبیعی جلب نموده است. تعدد و تنوع مقالات علمی منتشر شده در زمینه سوانح طبیعی، یکی از نشانههاي قابل اتکا براي نمایش گرایش محققین به این موضوع است. هدف از این تحقیق، ، فراتحلیل مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی و فارسی زبان می باشد .
روش بررسی: فراتحلیل یا تحلیل تحلیل ها، ابزاري براي دستیابی به اجماع در مجموعه اي از مطالعات پراکنده و دستیابی به نگرشی جدید است .
به منظور فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی در کشور، ابتدا 29 مجله شناسایی شد. سپس 454 مقاله از این مجلات جهت فراتحلیل انتخاب شدند که این مقالات از سال 1381 تا 1395 منتشر شده اند. در نهایت براي مطالعه مقالات و استخراج تحلیل ها، با استفاده از نظرات متخصصین و خبرگان شاخص هاي مطالعه مشتمل بر روش تحقیق، نمونه گیري و رویکرد و مدل برنامه ریزي مشخص گردید.
یافتهها و نتایج: پراکندگی مطالعات نشان داد که استانهاي تهران، خراسان رضوي و آذربایجان شرقی بیشتر مورد توجه محققین قرار گرفتهاند و سایر استانها به ویژه مناطق شمال غربی و شمال شرقی کشور کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد رویکرد فیزیکی به عنوان رویکرد غالب در پژوهشهاي انجام شده میباشد که نقطه ضعف تحقیقات انجام شده است. بنابراین استفاده از رویکرد جامعه محور و نهادي در پژوهشهاي آینده توصیه میگردد. همچنین عدم رعایت اصول روش علمی تحقیق مانند عدم وجود نمونه گیري و ابزار پایایی و روایی از ضعفهاي دیگر مطالعات صورت گرفته میباشد. همچنین اکثر مقالات مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شدهاند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به اهمیت موضوع شاخص سازي در زمینه مدیریت سوانح، مجلات علمی پژوهشی توجه ویژه اي به مقالات نظري در این زمینه داشته باشند تا امکان ارایه مقالات بیشتر در این رابطه فراهم گردد.

واژه هاي کلیدي: برنامه استراتژیک، تحلیل مضمونی، گونه شناسی، مدل مفهومی، مدیریت سوانح.

The Study of Theoretical Approach of Natural Disaster Management in Iran using the Concept of Meta-analysis

Mehdi Nojavan*3, Esmail Salehi4, Babak Omidvar2, Shahrzad Faryadi2

Abstract
Background and Objective: Population growth and unplanned urban development has led to increase the risk of disaster in urban areas. Achievement to knowledge and ways to deal with disasters, have attracted the attention of residents and researchers to natural disaster management. The number and variety of published scientific papers in the field of natural disasters is one of the reliable proofs for showing the trend of researchers to this field. The objective of this research is meta-analyzing the published papers in Persian scientific journals. Method: Meta-analysis is a tool for achieving consensus on a set of diffused studies and finding a new approach. For meta-analyzing of theoretical approach of Natural Disaster Management in Iran, initially 29 journal are selected. Then 454 papers are selected among these journals. These papers have been published form 1381 to 1395. Finally for analyzing the papers, the analyzing criteria such as research methodology, sampling method and planning model and approach are determined using the expert’s opinion.
Finding and Results: The map of studies distribution showed that Tehran, Khorasan-e-Razavi, and Azerbaijan-e-sharghi provinces have been considered in a lot of papers, but in other provinces especially in northwest and northeast areas, a few studies have been done. Results showed that physical approach is the dominant approach in the studies which is a weaknesses in papers. So studying and using the communitybased and organizational approaches in the future researches is proposed. Also disregarding the scientific principle of research methodology such absence of sampling, reliability, and validity is the other weaknesses of studies. Moreover the most of studied papers are applied researches. The policies of scientific journals in publishing applied papers is led to aggregation of these papers in the journals. So it is proposed due to the importance of theoretical and fundamental studies and identifying indicators in the field of disaster management, the scientific journal would have special attention to theoretical papers in this context and providing the condition to presentation of more theoretical and fundamental papers in this subject.

Key Words: Conceptual Model, Disaster Management, Strategic Plan, Thematic Analysis, Typology.

3 – corresponding author: PhD Student in Environmental Planning, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran; +989120182138, nojavan_mehdi@ut.ac.ir
4 -Associate Professor, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran
مقدمه
با توجه به اینکه در سرتاسر جهان، کشورها به طور فزاینده اي در حال شهري شدن هستند (1)، مطابق با پیش بینی سازمان ملل، احتمال می رود تا سال 2050 حدود 80 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی کنند (2). این مساله به این معنا است که مناطق شهري به مکان اصلی بسیاري از سوانح احتمالی بدل خواهند شد (3). رشد جمعیت، توسعه شهري برنامهریزي نشده، تمرکز اموال و دارایی ها، فقر، توسعه سریع سکونتگاه هاي غیررسمی، سرریز جمعیتی مناطق آپارتمان نشین، فرسایش اکوسیستم، عدم توانایی براي تضمین عملکرد زیرساخت ها و مدیریت ضعیف شهري و فقدان نظارت از جمله عواملی می باشند که منجر به افزایش احتمال خطر سوانح در نواحی شهري می گردد (3و 4). لذا گستره سیر صعوي شهرها در سده اخیر، شکل گیري کلانشهرها و تجمع جمعیت انسانی در نواحی متمرکز شهري را در پی داشته، که این موضوع، مدیریت ناشی از آن را به یک ضرورت در مدیریت شهري نوین تبدیل ساخته است. در این میان یکی از آسیبهاي شهرنشینی نوین، روبرو شدن انبوه انسان ها با سوانح طبیعی است( 5).
در بین کشورهاي جهان، ایران ششمین کشور بلاخیز دنیاست و از مجموع کلیه شهرهاي کشورمان فقط 3 درصد در نواحی کم خطر قرار دارند. از 40 نوع بلایاي طبیعی شناخته شده در جهان ،31 نوع آن در ایران به دلیل شرایط خاص جغرافیایی اتفاق میافتد( 6). براساس آمارهاي موجود طی
100 سال گذشته در ایران بالغ بر 140000 نفر بر اثر بلایاي طبیعی جان خود را از دست دادهاند (7). ایران در حالی 6 درصد تلفات بلایاي طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است که فقط یک درصد جمعیت جهان را دارد. در سالهاي اخیر آسیبپذیري نواحی شهري، خصوصاً در شهرهاي بزرگ به دلیل تراکم انسانی و ساختمانی، احداث بناهاي نامقاوم در برابر بلایاي طبیعی از جمله سیل و زلزله، ایجاد بناها بر روي زمینها و دامنههاي ناپایدار و بر روي گسلها و در مسیر سیلابها و عدم تناسب درکاربريها (مسکونی، معابر و …) به طور مستمر افزایش یافته است. عدم توجه به مکانیابی صحیح سکونتگاهها، رشد و توسعه سکونتگاههاي بنیان نهاده شده، همچنین عدم برنامهریزي لازم جهت جلوگیري از رشد لجام گسیخته این سکونتگاهها، مسائل و مشکلات فراوانی از جهت مصونیت سکونتگاهها به بار آورده است. همزمان با سیر رشد و توسعه سکونتگاهها در کشور و پیچیده شدن فرآیندهاي درونی جوامع، بر تعداد بحرانها و پیچیدگی آنها افزوده شده است و از طرفی آسیبپذیري سکونتگاهها به دلایل متعدد در برابر بلایاي طبیعی افزایش یافته است؛ اگرچه طراحی و بکارگیري شیوههاي مناسب باعث شده است که آثار و تبعات منفی این بحرانها که از آنها تحت عنوان بحرانهاي طبیعی در شهرها یاد میشود در مقایسه با گذشته نسبتاً کاهش یابد. با همه این اوصاف در روند تحقیقات صورت گرفته در سالیان اخیر، دلایل متعددي باعث شده است تا مدیران به فراست دریابند که برنامهریزي به شکل سنتی دیگر قادر به حل مشکلات بسیار پیچیده و روز افزون فعالیتها و محیط شدیداً متغیر و متلاطم جهان امروز خصوصا در مجموعه شهرهاي بزرگ نخواهد بود( 8).
در دنیاي امروز و در شرایط فعلی اکثر کشورهاي در حال توسعه به علت شرایط خاص سیاسی، اقتصادي و اجتماعی خود با مشکلاتی در زمینه برنامهریزي براي مدیریت سوانح مواجهاند. مشکلات در زمینه مدیریت و برنامهریزي سوانح به گونهایست که اکثر این کشورها را به چالش جدي کشانده است. این مشکلات نشان دهنده ضعف برنامهریزي و بهرهمندي نا مناسب مدیریت در بکارگیري شیوههاي جدید و برنامههاي با کارایی بالا و پایه نظري مستحکم جهت مقابله با سوانح طبیعی است. اما کشورهاي توسعه یافته به منظور کاهش آسیب پذیري ناشی از سوانح طبیعی اقدام به تدوین و طراحی برنامههاي آیندهنگر و کاربردي نمودهاند به گونهاي که تمامی برنامهها در راستاي کاهش آسیب پذیري، افزایش ایمنی و افزایش توانایی مقابله با سوانح طبیعی در سطوح مختلف جامعه هستند. در حالی که به نظر میرسد هیچ رویکرد نظري و مدل منسجم و شناخته شدهاي در ایران در این زمینه وجود نداشته و در بیشتر مطالعات به یک جنبه خاص از سانحه پرداخته شده است. لذا برنامهریزي براي مدیریت بحران ناشی از سوانح طبیعی در کشور و تدوین مدلهاي منسجم با در نظر گرفتن رویکردهاي نظري شناخته شده جهت نیل به این هدف یک موضوع ضروري بوده که میتواند تا حد زیادي در موفقیت عملکرد مدیریت بحران موثر واقع شود.
استفاده از روش فراتحلیل یا تحلیل تحلیل ها، براي دستیابی به اجماع در مجموعه اي از مطالعات، مورد توصیه محققان است. بر خلاف علوم طبیعی و دقیق که مبانی مطالعاتی صریحی دارند، مطالعات اجتماعی و رفتاري شامل مفاهیمی انتزاعی و در حال تحول اند. تحقیقات اجتماعی از دیدگاه محققان داراي تاثیرات ناچیز یا خفیفی هستند که حجم عملی تاثیرات، تقریباً ناچیز و کوچک است. استفاده از روش فراتحلیل این امکان را فراهم خواهد ساخت تا جمع بندي مشخص بر اساس واحد مطالعات انجام شده حاصل شود. فراتحلیل به عنوان ایزاري مناسب براي ساخت اجماعی منطقی از مطالعات، روش تازهاي براي جمع بندي و درك مجموعهاي از پژوهشها در حوزهاي خاص به حساب نمیآید. چیزي که یک تحقیق فراتحلیل مدنظر دارد، جمع آوري یافتههاي پژوهشی از مطالعات متعدد و پراکنده، براي ترکیب و یکپارچه سازي و دستیابی به یافته هاي جدید است (صدیق سروستانی ،1379). براین اساس، فراتحلیل روشی است براي تجزیه و ترکیب واحدهاي تحلیل براي حصول شناخت از مجموعه منسجم یا غیرمنسجم از مبانی علمی و سازه هاي پژوهشی (9 و 10). بدین منظور جهت بررسی و دستیابی به رویکردهاي نظري به کار گرفته شده در مطالعات و تحقیقات انجام شده در داخل کشور، در این تحقیق به فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی پرداخته شده است. این تحقیق با هدف دسته بندي و شناسایی یافته هاي تحقیق هاي انجام شده درباره سوانح طبیعی در مقالات علمی پژوهشی فارسی زبان صورت گرفته است. در این روش منابع گردآوري و حتی الامکان بر حسب ادوار زمانی دسته بندي می شوند. شاخصهایی مانند کیفیت تحقیق، مرتبط بودن به موضوع، جامعیت مطالب ،اعتبار محققان و تهیه کنندگان و جایگاه مکان مورد مطالعه براي انتخاب منابع مورد استفاده قرار گرفتند .بر این اساس، پس از شناسایی مقالاتی که طی سال هاي اخیر مستقیماً به موضوع مذکور پرداخته اند، مبانی نمونه گیري، روش شناسی، روش هاي جمع آوري داده ها ،رویکرد نظري، ابزارهاي تحلیلی و نتایج بدست آمده به عنوان داده هاي خام این تحقیق استفاده شدند. تحقیق حاضر پس از معرفی مبانی نظري، روش تحقیق، بحث و بررسی یافته ها، به نتیجه گیري و ارایه پیشنهادها پرداخته است.
مبانی و چارچوب نظري
سابقه رویکردهاي متعدد به سوانح طبیعی، به عمر این مفهوم یا واقعیت اجتماعی در زندگی انسان برمیگردد. انسان از ابتداي تاریخ حیات خود همواره حوادث و فجایع طبیعی و غیر طبیعی را، مخرب اوضاع و احوال فردي و جمعی جامعه دیده است. از این رو راههاي مختلفی را براي شناخت و مقابله با آنها تعبیه و ابداع کرده است. اما سابقه رویکردهاي علمی و تخصصی به سانحه، به دهههاي 1950 و 1960 بر میگردد (11). در این دوره فجایع و سوانح عمدتاً عامل به تعویق انداختن جریان رشد و توسعه تلقی شدهاند. از این رو راههاي علمی مقابله با آنها به ویژه برنامهریزيهاي مدیریت مسائل اجتماعی و سوانح، از اولویتهاي نظام برنامهریزي توسعه در کشورها به ویژه کشورهاي بلاخیز دنیا قرار گرفته است.
در طول دهه 1930، آمریکا به دلیل داشتن افراد مطلع از دانش روز در زمینه خطرات فرسایش خاك و سیلاب، در مهندسی محیط پیشگام بود. در طی این دهه با توجه به پیشگامی سازمانهاي آمریکایی در کارهاي مهندسی، مکتب رفتاري در مبحث سوانح طبیعی بوجود آمد و تا اواسط دهه 1970 مکتب غالب در زمینه مخاطرات و سوانح بود. مکتب رفتاري بدین علت که نسبت به نتایح مطالعات موردي بعضی از انسان شناسان و جامعه شناسان در کشورهاي جهان سوم بی تفاوت بود و همچنین به نقش عاملهاي سازمان یافته و نهادینه شده و عاملهاي جهانی در افزایش مخاطرات و آسیب پذیري بیشتر، اشارهاي نکرده بود؛ مورد انتقاد قرار گرفت (12). همچنین مکتب رفتاري بر سازگاري با مخاطرات تاکید داشت، زیرا این مکتب بر اساس نظریه اکولوژي (بوم شناسی) پایهریزي شده بود و در نگرش و پردازش ناسازگاري با مخاطرات، کم و کاستیهایی داشت، از این رو این مکتب مورد انتقاد قرار گرفت. از اواسط دهه 1970 تفسیرهاي متفاوتی پیرامون چگونگی به دست آوردن و استفاده کردن از زمین ظهور کرد (13).
این نظر از لحاظ روشف نگرش ساختاري نامیده شد و پردازش کنندگان این فرضیه اصطلاحاً ساختارگرا نام گرفتند. این دیدگاه فلسفی نتوانست به طور کامل به موفقیت دست یابد و با تردید روبرو شد؛ زیرا راهکارهاي کاهش مخاطرات را به خصوص براي کشورهاي کم توسعه یافته ارایه نمیکرد .
از طرف دیگر، دیدگاه ساختارگرایی به مقدار زیادي بر مبناي مطالعات دانشمندان علوم اجتماعی تکامل یافت و با تجربهاي نو از کشورهاي جهان سوم آغاز گردید (14). دیدگاه ساختارگرایی از طریق رابطه بین مخاطرات محیطی و توسعه نیافتگی و وابستگی اقتصادي جهان سوم القا شده بود .
با توجه به انتقادهاي صورت گرفته درباره دو مکتب اشاره شده در زمینه مخاطرات، از اواسط دهه 1980 تلاشها براي یافتن نظریههاي متعادل (برقراري تعادل بین نگرشهاي رفتاري و ساختاري) آغاز گردید. یک تفسیر متعادل از سانحه و مصیبت این امکان را به ما میدهد که الگوي ساختاري را فقط به جهان سوم مربوط ندانیم و در نظر داشته باشیم که علم و فنآوري در خارج از کشورهاي با توسعه متوسط نیز نقش دارد. در این ارتباط، از دهه 1970 میلادي به بعد، دیدگاه هاي نظري متفاوتی از آسیب پذیري شامل سه دسته زیستی-فیزیکی۱، ساخت اجتماعی۲ و ترکیبی۳ شکل گرفتند که فهم متفاوت و گاه متناقضی را از آسیب پذیري ارایه می دهند و دلالت هاي متفاوتی را بر تحلیل، تبیین و کاهش آن دارند. از دیدگاه زیستی- فیزیکی، آسیب پذیري در برابر سانحه به عنوان ریسک در معرض بودن (خطرمحور و فن گرا)، از دیدگاه ساخت اجتماعی، آسیب پذیري به عنوان ساخته اي اجتماعی (اجتماعی و انسان محور) و از دیدگاه ترکیبی، آسیب پذیري به عنوان تأثیرپذیري بالقوه و ظرفیت رسیدگی و انطباق (یکپارچگی و پایداري) تعریف می گردد (15 و 16).
همچنین مک انتایر4 و همکاران در سال 2010 چهار رویکرد براي کاهش آسیب پذیري در برابر سوانح ارایه کرده اند (17). ایشان چهار مکتب علوم فیزیکی، مکتب مهندسی، مکتب ساختاري و مکتب نهادي را در این راستا تبیین کردند. مکتب علوم فیزیکی به میزان در معرض بودن توجه ویژه اي دارد. در این مکتب برنامه ریزي کاربري اراضی و الگوي سکونتگاه ها از اهمیت ویژه اي برخوردار می باشند. مکتب مهندسی بیشتر به راهکارهاي مقاوم سازي می پردازد. مکتب ساختاري به معیارهاي اجتماعی- اقتصادي تاکید دارد و مکتب نهادي که جدیدترین مکتب در زمینه مخاطرات طبیعی می باشد بر اساس مفهوم تاب آوري شکل گرفته است (17). امروزه، در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تابآوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. براساس این نگرش ،برنامههاي کاهش مخاطرات باید به دنبال ایجاد و تقویت ویژگیهاي جوامع تابآور باشند و در زنجیره مدیریت سوانح به مفهوم تابآوري نیز توجه کنند (15). ورود واژه تابآوري به مباحث مدیریت سوانح از سال 2005 میلادي در همایش هیوگو مطرح شد و به تدریج در هر دو زمینه نظري و عملی کاهش خطرهاي سوانح، جایگاه بیشتري را به خود اختصاص داد. ترویج این مفهوم به عنوان رویکرد، به ماهیت مراحل مدیریت بحران برمیگردد .

biophysical
social construction
synthetic
McEntire
از زمان تصویب چارچوب قانونی طرح هیوگو در راهبرد بینالمللی کاهش سوانح سازمان ملل متحد5، هدف و فرآیند برنامهریزي براي تقلیل خطرهاي ناشی از سوانح، جداي از کاهش آسیب پذیري، به نحو بارزي به افزایش و بهبود تابآوري در جوامع معطوف شد (18).
به دنبال آن، ایجاد جوامع تابآور به وسیله روشهایی مانند یکپارچگی در دیدگاههاي کاهش آسیب پذیري، افزایش ظرفیت محلی براي ایجاد تابآوري و یکپارچه کردن کاهش خطر با طراحی و اجراي آمادگی اضطراري، واکنش، بازتوانی و برنامههاي بازسازي دنبال شد (19). همچنین در این همایش، توسعه و تقویت ساختارها، سازوکارها و ظرفیتهاي مرتبط با برنامه کاهش اثرات بلایا به عنوان یکی از اهداف استراتژیک اتخاذ شد. در فرآیند توسعه رابطه معناداري میان ظرفیتسازي و کاهش آسیبپذیري حاصل از مخاطرات وجود دارد. ارتباط برنامهریزي توسعه با سوانح طبیعی مبحث چرخه مدیریت سوانح را مطرح میسازد. در این راستا کاهش خطر سوانح طبیعی به کلیه اقداماتی اطلاق می شود که در راستاي به حداقل رساندن اثرات مخرب و از هم گسیختگی در برابر مخاطرات و سوانح طبیعی صورت میگیرد و طیف وسیعی از اقدامات فیزیکی، قانون، آموزش و ارتقاي آگاهیها را در برمیگیرد که در قالب فازهاي قبل، حین و بعد از سانحه بیان میشود. از دیدگاه برنامهریزي، چرخه مدیریت سانحه یک مدل هنجاري براي مداخلات برنامهریزي در کاهش اثرات سانحه است و هدف آن پیشگیري و اقدامات آمادگی قبل از سانحه و پاسخ انسان دوستانه به دنبال بروز سوانح طبیعی (نوسازي و بازیابی) است (20). لذا رویکردهاي جدید نسبت به بحران آن را پارادوکسی از تهدید و فرصت می دانند (21). سیگر6 و همکاران معتقدند اصطلاح بحران نوعی حس تهدید، فوریت و ویرانی، آن هم در مقیاس بزرگ (شهري) را به ذهن متبادر می کند و براي یک حادثه غیر معمول به کار می رود که در آن سطح خطر، آسیب و فرصت بسیار بالاست (22).
بنابراین می توان بیان کرد به منظور مدیریت بهینه بر مراحل مختلف سانحه، رویکردهاي گوناگونی به کار گرفته میشوند که اساسًاً در دو گروه رویکرد توسعهاي یا جامعه محور و رویکرد سنتی یا پشتیبانی طبقه بندي میشوند.
رویکردي که در سالهاي اخیر مورد توجه قرار گرفته است، رویکرد توسعهاي یا جامعه محور است. در این رویکرد سعی بر آن است به واسطه ظرفیت سازي و توانمند نمودن آحاد جامعه، قابلیت سازگاري جامعه با پیامدهاي زیانبار مخاطرات را افزایش داده و با جلب مشارکت در انجام اقداماتی که منجر به کاهش خطر میشوند، توان جامعه را براي پیشگیري، مقابله و مواجهه با سانحه و در نهایت بازگشت به وضع اولیه افزایش داد (23). استفاده از رویکرد جامعه محور سوانح در جریان دو دهه گذشته از کشورهاي آسیاي جنوب شرقی آغاز شد. پیشگامان استفاده از این رویکرد، سازمانهاي غیردولتی، موسسات بشردوستانه و سازمانهاي دولتی مسئول در کشورهاي مختلف در منطقه مزبور بودند (24). رویکرد دیگري که به دلیل وجود سیستم پشتیبانی مرکزي از آن به عنوان رویکرد سنتی یا لجستیک نام برده میشود، در کلیه مراحل مدیریت سانحه به ویژه در مرحله پاسخگویی ،از رویکرد فرماندهی و کنترل استفاده میکند. در این رویکرد که ساختار سازماندهی آن به صورت سلسله مراتبی از بالا به پایین است ،از مشارکت گروههاي ذينفع در جامعه استفاده چندانی به عمل نمیآید. مطالعات نشان میدهند رویکرد مذکور به دلیل فقدان وجود عناصر مشارکتی در آن ،منجر به شکست در امر پیشگیري، آمادگی و پاسخگویی نامتناسب با نیازهاي اساسی جامعه دستخوش بحران بوده، ضمن این که با توجه به اجراي برنامهها و اقدامات غیرضروري و نادیده، نظرات آحاد جامعه به عدم رضایت از عملکرد سازمانهاي مسئول منجر شده است (25).
با عنایت به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پایین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند ،مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این ترتیب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود. به طور خلاصه رویکردهاي شناخته شده در زمینه مخاطرات طبیعی و مقایسه آنهادر جدول 1 ارایه شده است.

جدول 1- مقایسه رویکردهاي نظري مخاطرات طبیعی (15، 16 و 17)
اقدام محوریت راه حل عمده مدل برنامه ریزي روش
شناسی ابعاد مورد توجه هدف رویکرد
فرعی رویکرد
کاهش فقر و نابرابري و افزایش دسترسی به منابع و امکانات کاهش آسیب پذیري/ ارتقاي ظرفیت با در نظر گرفتن نژاد ،قومیت، جنسیت، سن و فقر تغییر و ارتقاي
شرایط و
ساختارهاي اجتماعی حمایت و جلب مشارکت اجتماعی و کیفی اجتماعی- اقتصادي و جمعیتی آسیب پذیري؛ افزایش
ظرفیت و
توانایی ساختاري (ریشه اي) رویکرد توسعهاي یا جامعه محور

UNISDR
Seeger
ترکیبی و همه جانبه و مبتنی بر پایداري و انطباق تاب آوري (پیشگیري،
آمادگی، واکنش ،رهبري، بازیابی و بهبود) افزایش قابلیت انطباق، پایداري و برگشت
پذیري اجتماع محور، مشارکتی کمی و کیفی چند بعدي، یکپارچه پایداري و برگشت پذیري سیستم نهادي (تاب آوري) ایجاد سیستم هاي هشدار ،حفاظت محیط زیست ،جابجایی کامل جوامع آسیب پذیر، واکنش فوري، امداد و نجات ممانعت از خطر /واکنش به بحران و برنامه ریزي کاربري زمین و الگوهاي دقیق سکونتگاه ها دانش فنی، اصلاح رفتار مدل
فرماندهی و کنترل فن گرا و کمی فیزیکی و محیطی خطر؛ کاهش زیان هاي فیزیکی از طریق در معرض قرار گیري علوم فیزیکی رویکرد
سنتی یا پشتیبانی
معماري ساختمان، مصالح ساختمانی و طراحی دقیق زیرساخت هاي حیاتی ممانعت از خطر /افزایش مقاومت دانش فنی، شیوه هاي ساخت و ساز مدل
فرماندهی و کنترل مرکزي منطقی و خردگرا محیط ساخته شده خطر؛ افزایش مقاومت مهندسی
لذا تحقیق حاضر با هدف استنتاج و ارایه مفهوم و دیدگاه مناسب فهم و تحلیل کاهش آسیب پذیري در مقابل سوانح طبیعی، پاسخ به این سؤال اساسی را پی می گیرد که کدام دیدگاه در فهم و تحلیل آسیب پذیري جامعه در برابر مخاطرات طبیعی تبیین کاملی را ارایه می دهد و کدام دیدگاه ها در مطالعات و پژوهش هاي انجام شده در داخل کشور غالب بوده و مورد استفاده قرار گرفته است؟
3- روش تحقیق
سوال ها و موضوع هاي با اهمیت، همواره توسط گروه هاي مختلف پژوهشی تبدیل به تحقیق شده اند. اما دریافتی جامع از تمامی این مطالعات ،کاري هزینه زا و وقت گیر است. به طور خاص، مطالعات اجتماعی که به واسطه شرایط، موقعیتها و متغیرهاي متعدد مداخله گر، با دامنه گستردهاي از نتایج و یافته ها همراهند، فاقد خاصیت انباشتگی نتایج هستند. فراتحلیل به عنوان ایزاري مناسب براي ساخت اجماعی منطقی از مطالعات، روش تازهاي براي جمع بندي و درك مجموعهاي از پژوهشها در حوزهاي خاص به حساب نمیآید. چیزي که یک تحقیق فراتحلیل مدنظر دارد، جمع آوري یافتههاي پژوهشی از مطالعات متعدد و پراکنده، براي ترکیب و یکپارچه سازي و دستیابی به یافته هاي جدید است (26). براین اساس، فراتحلیل روشی است براي تجزیه و ترکیب واحدهاي تحلیل براي حصول شناخت از مجموعه منسجم یا غیرمنسجم از مبانی علمی و سازه هاي پژوهشی (9).
واحد تحلیل در روش فراتحلیل، مطالعات و پژوهش هاي مرتبط با موضوع خاصی است( 27). مطالعه نتایج، یافته ها و نظریه ها با رویکردي عمدتاً انتقادي از خصوصیات بارز این روش است( 28). این روش به شناسایی شکاف هاي علمی و تجمیع مطالعات انجام شده ختم می گردد. مراحل هفت گانه اي براي انجام یک فراتحلیل مرسوم است. در مرحله اول انتخاب موضوع و تعریف متغیر تحقیق قرار دارد. مهم ترین اقدام در این مرحله مشخص شدن حدود و اهداف تحقیق است. در مرحله دوم، بر اساس هدف تحقیق، شناسایی، گردآوري و تلخیص مطالعات انجام می گیرد. در این بخش ،نهایتاً تعدادي منبع معتبر با توجه به هدف تحقیق انتخاب می گردد. در مرحله سوم که با فیش برداي یا فیلترسازي محتویات منابع همراه است، به دسته بندي یافته ها و ارزیابی و بازآفرینی آن ها ختم می شود. در این بخش مطالعات ورودي به مجموعه اي اطلاعات دسته بندي شده تبدیل می شوند که امکان بازبینی و استخراج نتایج را به همراه دارد. در مرحله چهارم با استفاده از یافته هاي مرحله پیشین، امکان دسته بندي یافته ها براساس روش هاي آماري، بررسی تفاوت هاي روش شناسی، شناخت تنوع آزمون فرضیه ها و مقایسه نتایج فراهم می گردد. مرحله پنجم به تعریف و ترکیب نتایج به دست آمده اختصاص دارد و مرحله ششم با تطبیق و ترکیب نتایج به دست آمده، زمینه نگارش گزارش را فراهم می سازد. بنابراین، در محله هفتم نگارش گزارش، تفسیر و نقد نتایج صورت می گیرد( 27). در هر یک از مراحل تحقیق، بهره گیري از نظرات خبرگان راهکاري مکمل و هدایت کننده به شمار می آید که کیفیت و ارزش تحقیق را ضمانت می نماید.
این تحقیق که از نوع فراتحلیل است، به فراخور نیاز با استفاده از روش هاي کمی و کیفی صورت گرفته است. گسترده بودن نسبی مقالات علمی منتشر شده در زمینه تخصصی سوانح طبیعی در شهرهاي ایران و نبود خط راهنماي مشخص براي انعکاس شرایط این مطالعات، استفاده از این روش تحلیلی را مناسب جلوه داده است. بنابراین، در مرحله اول مجلات علمی- پژوهشی مورد تایید وزارت علوم شناسایی شد. در این مرحله کلیه مجلاتی که احتمال داشت مقالاتی در زمینه مخاطرات طبیعی منتشر کرده باشند با کلیدواژه هایی مانند سانحه، مخاطره، ریسک، زلزله، سیل، مدیریت ،توسعه پایدار، برنامه ریزي شهري ،محیط زیست و … مورد بررسی قرار گرفتند و 89 مجله انتخاب شد. سپس با بررسی چشم انداز و اهداف مجله و زمینه ها و موضوعات مورد پذیرش مجله، 29 مجله مطابق جدول 2 شناسایی و جهت تحلیل انتخاب شدند.

جدول 2- محدوده انتخاب مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی
تعداد صاحب امتیاز عنوان مجله تعداد صاحب امتیاز عنوان مجله
13 دانشگاه گلستان آمایش جغرافیایی فضا 10 دانشگاه صنعتی امیرکبیر مهندسی عمران و محیط زیست
9 دانشگاه اصفهان مطالعات و پژوهش هاي شهري و منطقه اي 26 پژوهشگاه بین المللی زلزله
شناسی و مهندسی زلزله علوم و مهندسی زلزله
3 دانشگاه تهران پژوهش هاي جغرافیایی برنامه ریزي شهري 29 موسسه جغرافیاي دانشگاه تهران پژوهش هاي جغرافیاي طبیعی
7 پژوهشکده اقلیم شناسی سازمان هواشناسی پژوهش هاي اقلیم شناسی 31 دانشگاه خوارزمی تحقیقات کاربردي علوم جغرافیایی
5 انجمن مهندسی نقشه برداري علوم و فنون نقشه برداري 16 دانشگاه خوارزمی تحلیل فضایی مخاطرات
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر آمایش محیط 44 دانشگاه سیستان و بلوچستان جغرافیا و توسعه
6 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت برنامه ریزي منطقه اي 10 دانشگاه سیستان و بلوچستان جغرافیا و آمایش
شهري- منطقه اي
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت پژوهش و برنامه ریزي شهري 26 دانشگاه تبریز جغرافیا و برنامه ریزي
7 پژوهشکده مدیریت شهري و روستایی مدیریت شهري 28 دانشگاه اصفهان جغرافیا و برنامه ریزي محیطی
1 دانشگاه کردستان مطالعات شهري 16 دانشگاه فردوسی مشهد جغرافیا و توسعه ناحیه اي
4 دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی مهندسی فناوري اطلاعات مکانی 51 دانشگاه فردوسی مشهد جغرافیا و مخاطرات محیطی
3 دانشگاه امام حسین (ع) علوم و فناوري هاي پدافند نوین 8 دانشگاه آزاد واحد لارستان جغرافیاي طبیعی
4 دانشگاه تهران معماري و شهرسازي (هنرهاي زیبا) 27 دانشگاه مالک اشتر دو فصلنامه مدیریت بحران
12 دانشگاه تهران محیط شناسی 14 دانشگاه تبریز عمران و محیط زیست
39 دانشگاه تربیت مدرس برنامه ریزي و آمایش فضا
454 تعداد کل مقالات

در این تحقیق مقالات علمی پژوهشی به مقالاتی اطلاق شده است که در نشریات داراي مجوز علمی پژوهشی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوري منتشر شده اند. انتخاب مقالات با توجه به نظرات خبرگان و براساس شاخصهایی مانند کیفیت تحقیق، مرتبط بودن به موضوع، جامعیت مطالب ،اعتبار محققان و تهیه کنندگان و جایگاه مکان مورد مطالعه صورت گرفت. شرط انتخاب مقاله، دارا بودن موضوع یا کلمه واژه اي مرتبط با عنوان سانحه، مخاطره طبیعی و یا واژه هاي مرتبط با این عناوین است. بنابراین، از خبرگان خواسته شد تا با معرفی مقالات یا نشریات مرتبط با موضوع ،بستر تحقیق را فراهم سازند. پس از بررسی هاي تکمیلی و بهره برداري از نظرات خبرگان، تعداد 1450 مقاله شناسایی شد. با تحلیل نزدیکی مقالات با هدف تحقیق، مقالات کمتر مرتبط از فرآیند تحقیق حذف گردیدند و نهایتاً 454 مقاله وارد مرحله تحلیل شدند (جدول 2). مقالات نهایی از سال
1381 تا 1395 در نشریات فارسی زبان منتشر شده اند، اما این تحقیق هیچ محدودیت زمانی براي انتخاب مقالات نداشته است .
همچنین براي مطالعه مقالات و استخراج تحلیل ها، با استفاده از نظرات متخصصین و خبرگان شاخص هایی مطابق جدول 3 مشخص گردید. این جدول راهنما، به هنگام مطالعه مقالات، نقش صافی اطلاعات را بر عهده داشته و بسترساز تجزیه یک مقاله به تعدادي مولفه قابل تحلیل است. هدف استفاده از این جدول، بالا بردن کیفیت امکان تجزیه و تحلیل مطالعات است.

جدول 3- ابعاد و شاخص هاي راهنما براي تجزیه مقالات
شاخص ها ابعاد
نوع پژوهش (طبقه بندي)، روش شناسی تحقیق، روش جمع آوري داده ها روش تحقیق
مشخص بودن جامعه آماري ،روش نمونه گیري، مشخص بودن تعداد نمونه ها روش نمونه گیري
فرضیه یا سوال ها، چارچوب تحلیلی انتخاب شده براي سنجش مدل چارچوب تحقیق
بیان روش محاسبه پایایی و روایی، مقدار پایایی و روایی ذکر شده در مقاله، عدم قطعیت و ضریب ناسازگاري روایی، پایایی و عدم قطعیت
رویکرد اصلی به سانحه، صراحت در معرفی رویکرد رویکرد و روش شناسی نظري
شاخص هاي ذکر شده در مقاله جهت مدیریت سانحه شاخص هاي مدیریت سانحه
نگرش و رویکرد اصلی برنامه ریزي نگرش و رویکرد برنامه ریزي
مدل به کار گرفته شده در مقاله مدل برنامه ریزي
اقتصادي، کالبدي، اجتماعی- فرهنگی، نهادي و محیط زیستی ابعدا اصلی تحقیق
نتایج به تفکیک شهرهاي مورد تحقیق و تحلیل پراکندگی نتایج در کشور نتایج به دست آمده
4- یافته ها و نتایج
همانطور که اشاره شد 454 مطالعه براي تحلیل و بررسی در این پژوهش انتخاب شد. بررسی پراکندگی تعداد مطالعات انجام شده در نقشه استان هاي ایران نشان می دهد که بیشترین مطالعات مربوط به استان تهران بوده است. پس از تهران، استان هاي آذربایجان شرقی و خراسان رضوي داراي بیشترین مطالعه بوده است. ضمناً استان هاي شمال غربی و شمال شرقی علیرغم آسیب پذیري و وجود پتاسیل لرزه خیزي بالا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. از میان استان هاي شمالی و مرکزي و جنوبی نیز به ترنیب استان هاي مازندران، کرمان و یزد بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند و در سایر استان ها مطالعات و بررسی هاي بسیار اندکی در زمینه برنامه ریزي و مدیریت سانحه انجام شده است. شکل 1 نمایش دهنده پراکندگی تعداد مطالعات به تفکیک استان هاي ایران است .

شکل 1- تعداد مطالعات انجام شده به تفکیک استان ها
بررسی ها نشان داد که محل تولد نویسندگان، دسترسی مناسب به آمار یا نمونه ها و یا دانشگاه محل تحصیل، عوامل کلیدي براي انجام تحقیق درنمونه هاي موردي به حساب می آیند. به طور کلی در بسیاري از استان هاي کشور که آسیب پذیري بالایی دارند مطالعات خاصی انجام نشده است .همچنین از میان 454 مطالعه صورت گرفته در کشور ،331 مطالعه داراي نمونه یا مطالعه موردي می باشند که پراکندگی آنها در شکل 1 نشان داده شده است و بقیه مطالعات( 123 مورد) یا پژوهش هاي نظري و بنیادي بوده اند و یا مواردي که نمونه موردي آنها یک منطقه یا مکان خاص نبوده است. بلکه فقط یک ساختمان یا سازه خاص به عنوان نمونه موردي مورد بررسی قرار گرفته است.
مرور پژوهش هاي انجام شده نشان می دهد که بیش از 97 درصد مقالات علمی پژوهشی مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شده اند. در مقابل مقالات مروري معدودي (حدود 1 درصد)، با هدف انعکاس مبانی نظري و شاخص شناسی مدیریت سوانح طبیعی طراحی گردیده که از سطح نظري بالایی برخوردارند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. بیش از 50 درصد مقالات از نوع توصیفی و تحلیلی هستند. پرسش نامه و مشاهده علاوه بر مطالعه اسنادي که در کلیه مقالات استفاده شده است مهم ترین ابزارهاي مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی است .حدود 73 درصد مطالعات داراي مطالعه موردي می باشند. خلاصه اي از روش تحقیق مقاله هاي بررسی شده در جدول 4 ارایه شده است.
جهت بررسی روش نمونه گیري و تعداد نمونه ها ابتدا مقالات بر اساس ماهیت آن ها به دو دسته طبقه بندي شدند. یک طبقه مقالاتی می باشند که نیاز به نمونه گیري دارند که تعداد آنها 42 مورد می باشد و طبقه دیگر که نیاز به نمونه گیري ندارند که تعداد آنها 412 مورد می باشد. لذا در این بخش ابتدا این مقالات کنار گذاشته شده و سایر مقالات تحلیل شدند. از بین مقالاتی که نیاز به نمونه گیري دارند، حدود 62 درصد از مقالات بدون نمونه گیري بوده و حدود 93 درصد از مقالات نیز هیچ اشاره اي به روش نمونه گیري نداشتند و به نوعی روش نمونه گیري نامشخص بود و تنها در حدود 7 درصد از مقالات روش نمونه گیري مشخص بود. مشخصات نمونه گیري و تعداد نمونه هاي انتخاب شده در مقالات پژوهشی جاري در جدول 5 نشان داده شده است. این جدول نشان می دهد که تعداد نمونه ها در حدود 38 درصد از مقالات محاسبه و در بقیه مقالات یا تعداد نمونه محاسبه نشده و یا مشخص نمی باشد و تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ قابل اطمینان نیستند. علاوه بر این تعداد 109 مقاله نیاز به تخمین و مشخص کردن جامعه آماري داشتند که از این تعداد تنها حدود 24 درصد از مقالات داراي جامعه آماري بودند. به عبارت دیگر در 76 مقالات به جامعه آماري اشاره اي نشده است و تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ نیز قابل اطمینان نیستند.

جدول 4- جزئیات روش تحقیق مقاله هاي مطالعه شده
درصد تعداد جزئیات روش تحقیق
97/58 443 کاربردي نوع پژوهش
(طبقه بندي تحقیق)
1/1 5 بنیادي 1/32 6 راهبردي (تلفیق کاربردي و بنیادي) 50/88 231 توصیفی- تحلیلی روش شناسی تحقیق
49/12 223 استنباطی (تبیینی) 49/39 197 مشاهده روش جمع آوري داده
100 454 اسنادي 0/44 2 مصاحبه 30/18 137 پرسش نامه 72/91 331 مطالعه موردي 0 0 تک نگاري
جدول 5- خصوصیات نمونه گیري مقالات
درصد تعداد نمونه گیري
23/85 26 دارد جامعه آماري
76/15 83 نامشخص 38/1 16 محاسبه شده (مشخص) مشخص بودن تخمین تعداد نمونه ها
61/9 26 نامشخص 7/14 3 مشخص روش نمونه گیري
92/86 39 نامشخص بخش قابل توجهی از مقالات مطالعه شده، داراي چارچوب تحلیلی استاندارد نبوده و یا هیچ اشاره اي به چارچوب نظري و تحلیلی نشده است. اما درحدود 91 درصد از مقالات سوال و فرضیه وجود ندارد و یا اشاره اي به آن نشده است. تنها در حدود 9 درصد از مقالات سوال و فرضیه وجود دارد .
لذا این مورد نیز باید بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد. جدول 6 خلاصه اي از آمارهاي این بخش را نشان می دهد.

جدول 6- چارچوب تحقیق
درصد تعداد چارچوب تحقیق
9/25 42 دارد فرضیه و سوال
90/75 412 ندارد 8/15 37 دارد چارچوب تحلیلی
0/44 2 ندارد 91/41 415 نامشخص
جهت بررسی روایی و پایایی ابزارهاي سنجش ابتدا مقالاتی که در آنها میباید این دو مورد ارایه می شد مشخص گردید که تعداد آنها 42 مورد بود. بررسی ها نشان می دهد، در مقالات توجه مطلوبی به آزمون پایایی صورت نگرفته و اکثر مقالات (حدود 79 درصد)، هیچ انعکاسی از مقادیر پایایی ارایه نداده اند. ضمناً بخش محدودي از مقالات به مساله پایایی ابزار سنجش توجه کرده اند. همچنین در هیچ کدام از مقالات به روایی ابزار سنجش هیچ اشاره اي نشده و روایی مشخص نیست. به عبارت دیگر در مقالات انعکاس مناسبی از مقادیر روایی و پایایی صورت نگرفته است. بنابراین ،قضاوت در مورد اندازه اثر و کیفیت مطالعات انجام شده براي انجام فراتحلیل هاي کمی، با مشکل روبرو خواهد شد. جدول 7 نشان دهنده خلاصه اي از روایی و پایایی ابزار سنجش و میزان عدم قطعیت و ضریب ناسازگاري در مقالات مطالعه شده است.
البته لازم به ذکر است غیر از 42 مقاله اشاره شده، از بین سایر مقالات، 260 مقاله نیاز به محاسبه عدم قطعیت، 109 مورد نیاز به محاسبه ضریب ناسازگاري دارد و 41 مقاله دیگر نیز به هیچ ابزار سنجشی اشاره نکردهاند. از بین 260 مقاله، تنها در حدود 15 درصد، میزان عدم قطعیت محاسبه و ارایه شده و در 85 درصد از مقالات هیچ اشاره اي به عدم قطعیت نشده است. همچنین از بین 109 مقاله، تنها در حدود 19 درصد ضریب ناسازگاري محاسبه و ارایه شده و در بقیه مقالات این ضریب محاسبه نشده است.

جدول 7- روایی و پایایی ابزارهاي سنجش و عدم قطعیت
درصد تعداد ابزار سنجش
21/4 9 بلی پایایی دارد؟
78/6 33 خیر 78/57 33 ارائه نشده مقدار پایایی
0 0 0/69 -0/5 19/05 8 0/89 -0/7 2/38 1 بالاي 9/0 0 0 بلی روایی دارد؟
100 42 نامشخص 100 42 ارائه نشده مقدار روایی
0 0 0/69 -0/5 0 0 0 14/6 38 محاسبه شده عدم قطعیت
85/4 222 ارایه نشده 19/27 21 محاسبه شده ضریب ناسازگاري
80/73 88 ارایه نشده
هر پژوهش علمی باید با رویکردهاي نظري مشخصی طراحی شده باشد. این چارچوب پایه اي است که تحقیق به آن تکیه می کند و شبکه اي منطقی از روابط و توصیف ها را پدید می آورد (29). همانطور که اشاره شد پژوهش هاي مرتبط با سوانح و مخاطرات طبیعی داراي دو رویکرد اصلی جامعه محور و سنتی و چهار رویکرد فرعی ساختاري، نهادي، فیزیکی و مهندسی هستند. نتایج نشان داد که بیش از 95 درصد مقالات، داراي رویکردسنتی می باشند که از بین آنها حدود 89 درصد رویکرد فیزیکی و 6 درصد رویکرد مهندسی به مدیریت سانحه داشته اند. تنها در حدود 5 درصدمقالات رویکرد جامعه محور بر مدیریت سانحه داشته اند. البته لازم به ذکر است در حدود 99 درصد مقالات هیچ اشاره اي به رویکرد استفاده شدهاشاره اي نداشتند و بر اساس شاخص هاي به کار رفته در مقاله رویکرد متناظر انتخاب شده است. با توجه به اینکه تنها در 1 درصد مقالات رویکرد استفاده شده به صراحت اعلام شده است، لذا با در نظر گرفتن اصول علمی روش تحقیق، این مساله نیازمند بحث و بررسی بیشتر می باشد. زیرا یکی از پیش نیازهاي اصلی روش علمی تحقیق و مقاله نویسی، مشخص بودن رویکرد، مبانی و چارچوب نظري تحقیق می باشد( 29).

جدول 8- رویکردهاي نظري و نحوه بیان آن ها در مقالات
درصد تعداد روش شناسی نظري رویکرد فرعی رویکرد اصلی رویکردهاي نظري
1/32 6 اجتماعی و کیفی (ریشه اي) ساختاري جامعه محور رویکرد هاي ذکر شده در مقالات
3/52 16 کمی و کیفی نهادي 89/43 406 فن گرا و کمی فیزیکی سنتی 5/73 26 منطقی و خردگرا مهندسی 1/32 6 بلی رویکرد به صورت صریح مشخص شده است؟
0 0 بدون رویکرد 98/68 448 غیرمستقیم معرفی شده (استنباط شده با توجه به شاخص هاي استفاده شده)
نوع انتخاب شاخص ها و ابزارها و ابزارهاي اندازه گیري، وسیله اي مناسب براي شناخت غیرمستقیم رویکردهاي اشاره شده در جدول قبل میباشد.
وضعیت شاخص شناسی مقالات از نظر شاخصهاي اصلی مدیریت سانحه در جدول 9 ارایه شده است. نتایج حاصل از این جدول نشان می دهد که در اکثر مقالات به تعداد محدودي از شاخصها از جمله شناسایی خطر و تحلیل خطر از میان شاخصهاي ارزیابی خطر ،شناسایی ریسک و کنترل ریسک از میان شاخصهاي مدیریت ریسک و کاهش اثر از بین شاخصهاي مدیریت عملیات توجه شده است و سایر شاخصها مانند ارزیابی منابع ،تحلیل ریسک، پایش ریسک، بازیابی و یادگیري/ توسعه کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این در حالیست که بسیاري از این شاخصها، نقش اساسی در مدیریت سانحه ایفا مینمایند. لذا با توجه به اینکه در اکثر مقالات رویکرد نسبت به مدیریت سانحه مشخص نشده است، به تبع آن بسیاري از شاخصهاي مربوط به آن رویکرد نیز نادیده گرفته شده است.

جدول 9- چارچوب شاخص سازي مقالات
درصد تعداد شاخص هاي فرعی شاخص هاي اصلی شاخص هاي مدیریت سانحه
38/99 177 سنجش در معرض قرار گیري ارزیابی خطر شاخص هاي ذکر شده در مقالات
76/43 347 شناسایی خطر 87/44 397 تحلیل خطر 12/99 59 برآورد آسیب پذیري 2/64 12 ارزیابی منابع 29/07 132 زمینه ریسک مدیریت ریسک 71/58 325 شناسایی ریسک 8/59 39 تحلیل ریسک 13/44 61 برآورد ریسک 87/66 398 کنترل ریسک 0/22 1 پایش ریسک 27/09 123 پیشگیري مدیریت عملیات 98/02 445 کاهش اثر 20/7 94 آمادگی 12/99 59 پاسخگویی 5/95 27 بازیابی 1/1 5 یادگیري/توسعه مدلهاي برنامه ریزي استفاده شده در مقلات در جدول 10 ارایه شده است. مطابق این جدول، حدود 47 درصد مقالات از مدل اقتضایی بهره بردهاند و سایر مدلها مانند مدل مشارکتی، استراتژیک، سازش پذیر و همکارانه علیرغم قابلیت و کارایی بالاي آنها در مدیریت سانحه کمتر مورد توجهقرار گرفتهاند. این در حالیست که مطابق رویکرد نهادي و ساختاري، مدل مشارکتی و همکارانه از مهمترین ابزارها در موفقیت مدیریت سانحه میباشد. همانطور که اشاره شد رویکردي که در سالهاي اخیر مورد توجه قرار گرفته است، رویکرد توسعهاي یا جامعه محور است. در این رویکرد سعی بر آن است به واسطه ظرفیت سازي و توانمند نمودن آحاد جامعه، قابلیت سازگاري جامعه با پیامدهاي زیانبار مخاطرات را افزایش داده و با جلب مشارکت در انجام اقداماتی که منجر به کاهش خطر میشوند، توان جامعه را براي پیشگیري، مقابله و مواجهه با سانحه و در نهایت بازگشت به وضع اولیه افزایش داد (23). اما در رویکرد سنتی که ساختار سازماندهی آن به صورت سلسله مراتبی از بالا به پایین است، از مشارکت گروههاي ذينفع در جامعه استفاده چندانی به عمل نمیآید. مطالعات نشان میدهند رویکرد مذکور به دلیل فقدان وجود عناصر مشارکتی در آن، منجر به شکست در امر پیشگیري، آمادگی و پاسخگویی نامتناسب با نیازهاي اساسی جامعه دستخوش بحران بوده، ضمن این که با توجه به اجراي برنامهها و اقدامات غیرضروري و نادیده، نظرات آحاد جامعه به عدم رضایت از عملکرد سازمانهاي مسئول منجر شده است (25).
با عنایت به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پاین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند ،مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این تریتب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود. لذا این مساله با توجه به نتیجه حاصل از تحلیل مقالات، نیازمند بررسی و تحلیل بیشتر می باشد.
جدول 10- نظریه و مدل برنامه ریزي استفاد شده در مقالات
درصد تعداد نظریه و مدل برنامه ریزي
0/66 3 مدل جامع عقلایی مدل برنامه ریزي ذکر شده در مقالات
15/20 69 مدل اندك افزا 1/54 7 مدل سازش پذیر 46/92 213 مدل اقتضایی 2/64 12 مدل وکالتی (حمایتی) 3/52 16 مدل مشارکتی 4/84 22 مدل داد و ستد مآبانه 5/95 27 مدل همکارانه 3/52 16 مدل ریشه اي 2/20 10 مدل استراتژیک 3/08 14 بلی نظریه و مدل برنامه ریزي به صراحت مشخص شده است؟
44/50 202 غیرمستقیم معرفی شده (استنباط شده با توجه به شاخص هاي استفاده شده) 52/42 238 ندارد
در نهایت ابعاد بررسی شده در مقالات در جدول 11 ارایه شده است .

جدول 11- ابعاد مطالعه شده در مقالات
درصد تعداد ابعاد
4/18 19 اقتصادي
98/02 445 کالبدي
8/81 40 اجتماعی/ فرهنگی
7/49 34 نهادي
4/85 22 محیط زیستی
بر اساس این جدول در اکثر مقالات بعد کالبدي مورد توجه قرار گرفته است. اما سایر ابعاد اجتماعی، نهادي، اقتصادي و محیط زیستی کمتر موردتوجه قرار گرفته است که اعتبار این بخش نیز با توجه به موارد اشاره شده در بخش قبل و مطابق مدل اجتماعی با تردید روبرو خواهد بود. زیرا بعداجتماعی یکی از مهمترین ابعاد در زمینه مدیریت سانحه می باشد. به طوریکه بدون در نظر گرفتن و مشارکت دادن جامعه در فرآیند مدیریتسانحه، اکثر طرح هاي ارایه شده در این زمینه با شکست مواجه خواهند شد.
5- بحث و نتیجه گیري
همانطور که ذکر شد سابقه رویکردهاي متعدد به سوانح طبیعی، به عمر این مفهوم یا واقعیت اجتماعی در زندگی انسان برمیگردد. لیکن دو رویکرد اصلی جامعه محور و سنتی براي کاهش آسیب پذیري در برابر سوانح ارایه شده است که در قالب این دو رویکرد، چهار رویکرد فرعی مکتب علوم فیزیکی، مکتب مهندسی، مکتب ساختاري و مکتب نهادي در این راستا تبیین شده است. مکتب علوم فیزیکی به میزان در معرض بودن توجه ویژه اي دارد. در این مکتب برنامه ریزي کاربري اراضی و الگوي سکونتگاه ها از اهمیت ویژه اي برخوردار می باشند. مکتب مهندسی بیشتر به راهکارهاي مقاوم سازي می پردازد. مکتب ساختاري به معیارهاي اجتماعی- اقتصادي تاکید دارد و مکتب نهادي که جدیدترین مکتب در زمینه مخاطرات طبیعی می باشد بر اساس مفهوم تاب آوري شکل گرفته است. امروزه، در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تابآوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. براساس این نگرش ،برنامههاي کاهش مخاطرات باید به دنبال ایجاد و تقویت ویژگیهاي جوامع تابآور باشند و در زنجیره مدیریت سوانح به مفهوم تابآوري نیز توجه کنند. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، در این مطالعه به منظور تعیین رویکرد غالب استفاده شده در پژوهشهاي صورت گرفته در کشور، به فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی پرداخته شد. جهت دستیابی به این هدف 454 مقاله از مجلات علمی پژوهشی جهت مطالعه انتخاب شدند. نتایج نشان داد رویکرد غالب در مطالعات انجام گرفته رویکرد فیزیکی می باشد. به طوریکه در حدود 90 درصد از مطالعات به بحث در معرض قرار گیري و برنامه ریزي کاربري زمین توجه شده است و سایر رویکردها از جمله رویکرد نهادي که بر پایه تاب آوري بنا نهاده شده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به قابلیت و کارایی رویکردهاي جامعه محور به ویژه رویکرد نهادي در مدیریت سوانح، در مطالعات آتی این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گیرد. زیرا با توجه به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پایین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند، مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این ترتیب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود.
همچنین نتایج نشان داد از لحاظ اصول روش علمی تحقیق، بسیاري از مطالعات انجام گرفته بدون در نظر گرفتن این اصول صورت گرفته اند. در مقالات توجه مطلوبی به آزمون پایایی صورت نگرفته است. همچنین در هیچ کدام از مقالات به روایی ابزار سنجش اشاره اي نشده و روایی مشخص نیست. به عبارت دیگر در مقالات انعکاس مناسبی از مقادیر روایی و پایایی صورت نگرفته است. بنابراین، قضاوت در مورد اندازه اثر و کیفیت مطالعات انجام شده براي انجام فراتحلیل هاي کمی، با مشکل روبرو شد. بنابراین در مطالعات آتی باید توجه ویژه اي به مساله پایایی و روایی صورت گیرد .زیرا بدون در نظر گرفتن این دو موضوع، اعتبار تحقیق انجام شده با تردید روبرو خواهد شد. همچنین حدود 62 درصد از مقالات بدون نمونه گیري بوده و حدود 93 درصد از مقالات نیز اشاره اي به روش نمونه گیري نداشتند و به نوعی روش نمونه گیري نامشخص بود. لذا تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ قابل اطمینان نیستند. از طرفی نتایج نشان داد بیش از 97 درصد مقالات علمی پژوهشی مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شده اند. در مقابل مقالات مروري معدودي با هدف انعکاس مبانی نظري و شاخص شناسی مدیریت سوانح طبیعی طراحی گردیده که از سطح نظري بالایی برخوردارند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به اهمیت موضوع شاخص سازي در زمینه مدیریت سوانح، مجلات علمی پژوهشی توجه ویژه اي به مقالات نظري در این زمینه داشته باشند تا زمینه ارایه مقالات بیشتر در این رابطه فراهم شده و محققین به ارایه این نوع پژوهشها ترغیب شوند.
منابع و مآخد
.1 Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth
Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference
“Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
.2 Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice.
The world Bank‚ pp 155.
.3 León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
.4 UN/ISDR. (2009). UNISDR Terminology on Disaster Risk Reduction‚ UNISDR press‚ Geneva‚ PP.30. ، ربیعی، ع.، حسینی، س( .1392). مدیریت بحران مفاهیم، الگوها و شیوههاي برنامه ریزي در بحرانهاي طبیعی. انتشارات تیسا، تهران .5
ص 248.
6. معمارزاده، غ و سرفرازي، م( .1389). بررسی گامهاي فرآیند مدیریت بحران در سازمان، پژوهشنامه مدیریت بحران، مرکز تحقیقات استراتژیک، معاونت پژوهشهاي فرهنگی و اجتماعی ،شماره 51، صص 9-76.
.7 EM-DAT (2014). The OFDA/CRED International Disaster Database, www.em-dat.net – Université Catholique de Louvain, Brussels, Belgium.
8. برایسون، جان. ام( .1381). برنامهریزي استراتژیک براي سازمانهاي دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
.9 Doyle, I. H. (2003). Synthesis through Meta-ethnography: paradoxes, Enhancements, and Possibilities. Qualitative Research, Vol 3: 321-345.
.01 Randolph, J (2009). A Guide to Writing the Dissertation Literature Review. Practical Assessment, Research and Evaluation, Vol 14 (13): 1-13. Available online: http://pareonline.net/getvn.asp?v=14&n=13.
.11 Raphael, B. (1986). When Disaster Strikes, London: Hutchinson.
.21 Torry, W. I. (1979). Hazards, hazes and holes: a critique of The Environment as Hazard and general reflections on disaster research. Canadian Geographer, Vol 23: 368-383.
.31 Emel, J. and Peet, R. (1989). Resource management and natural hazards. In Peet, R. and Thrift, N. (eds) New Models in Geography, Vol 1: 49-76. Unwin and Hyman, London.
.41 Waddell, E. (1983). Coping with frosts, governments and disaster experts: some reflections based on a New Guinea experience and a perusal of the relevant literature. In Hewitt, K. (ed.) Interpretations on Calamity, pp. 33-43. Allen and Uwin, Boston and London.
.51 Cutter, S. L., Mitchell, J.T. and Scott, M.S. (2000). Revealing the vulnerability of people and places: A case study of Georgetown County, South Carolina. Annals of the Association of American Geographers, No. 90.
.61 Adger, W. N. (2006). Vulnerability. Global environmental change 16.
.71 McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
.81 Mayunga, J. S. (2007). Understanding and applying the concept of community disaster resilience: A capital-based approach. A Draft Working Paper Prepared for the Summer Academy for Social Vulnerability and Resilience Building, Munich.
.91 Hyogo Framework for Action 2005-2015. (2005). world conference on disaster reduction. Kobe, Hyogo, Japan. http://www.unisdr.org/wcdr
.02 DFID. (2006). Reducing the Risk of Disasters- Helping to Achieve Sustainable Poverty Reduction in a Vulnerable World: A DFID policy paper, Department for International Development.
.12 Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
.22 Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
.32 March, G. (2001). Community: the concept of community in the risk and emergency management context. Australian Journal of Emergency Management. Vol 16 (1): 5-7.
.42 Abarquez, I. and Murshed, Z. (2004). Community-Based Disaster Risk Management: field practitioners. Handbook, Asian Disaster Preparedness Center (ADPC), Thailand.
.52 Wilimott, P. (1989). Community Initiatives Patterns and Prospects. Policy Studies Institute, London.
صدیق سروستانی، رحمت اله( .1379). فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه آسیب شناسی اجتماعی در ایران. نامه علوم اجتماعی ،شماره 15، صص 67-103.
قاضی طباطبایی، محمود و ودادهیر، ابوعلی( .1389). فراتحلیل در پژوهش هاي اجتماعی و رفتاري. تهران: انتشارات جامعه شناسان.
ودادهیر، ابوعلی( .1389). فراترکیب نتایج واکاوي هاي کیفی و مطالعات فرهنگی: واقعیت یا توهم. برگ فرهنگ، شماره 22، صص
.45-24
خاکی، غلامرضا( .1386). روش تحقیق با رویکردي به پایان نامه نویسی. انتشارات بازتاب، تهران.



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید