بررسی مدل هاي مدیریت سوانح طبیعی با استفاده از مفاهیم تحلیل مضمون

مهدي نوجوان، اسماعیل صالحی، بابک امیدوار2، شهرزاد فریادي2

چکیده
زمینه و هدف: مدلهاي مختلفی براي مدیریت سوانح ارایه شده که با توجه به نقاط ضعف این مدلها، علیرغم کارآیی آنها در برخی مکانها و تحت شرایط خاص، سوانح طبیعی همچنان چالش اساسی در دستیابی به توسعه پایدار است .هدف از این تحقیق تحلیل مدلهاي مدیریت سوانح میباشد تا از آن به مثابه ابزاري نظري در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهرهبرداري گردد.
روش بررسی: جهت دستیابی به این هدف، رویکرد کیفی و آمیختهاي از روشهاي تحلیل مضمونی، طبقهبندي و گونه شناسی استفاده شد. در این راستا ابتدا مدلهاي مدیریت سانحه گردآوري شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمونی در مرحله نخست یعنی کدگذاري توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه شناخته شدند. سپس در مرحله کد گذاري تفسیري، مضامین پایه در سه دسته طبقهبندي شد که آنها را مضامین سازمان دهنده گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر میگیرد.
یافتهها و نتایج: مضامین محوري که در مرحله کدگذاري تفسیري به دست آمد عبارتند از مضامین مدیریت عملیات، مدیریت ریسک و ارزیابی خطر. بر اساس تحلیل مضمونی مدلها میتوان نتیجه گرفت که مدیریت سوانح، سه عنصر اصلی دارد. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید این سه عنصر و مضامین پایه ذیل آنها را دربرگیرد که گونه ایدهآل یا گونه معیار نامیده می شود. نتایج نشان داد که برخی محققین به مدیریت سانحه، یک بعدي نگریستهاند؛ حتی در بعضی از مدلهاي دو بعدي نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونهشناسی ارایه شده در این تحقیق نشان داد که با توجه به نوع ایدهآل، مدل جامع باید دربرگیرنده هر سه عنصر اشاره شده باشد. مطابق گونه شناسی ارایه شده، برنامه راهبردي مدیریت سانحه بایستی تحت مدیریتی جامع با در نظرگرفتن کلیه عناصر مرتبط با سوانح اجرایی گردد.

واژه هاي کلیدي: برنامه استراتژیک، تحلیل مضمونی، گونه شناسی، مدل مفهومی، مدیریت سوانح.

The Study of Natural Disaster Management Models using the Concepts of
Thematic Analysis

Mehdi Nojavan*1, Esmail Salehi2, Babak Omidvar2, Shahrzad Faryadi2

Abstract
Background and Objective: Different models have been proposed for disaster management. Considering their weaknesses so far, despite their efficiency in some locations and under certain circumstances, natural disasters are still a fundamental challenge in the way of sustainable development. The purpose of this research is to analyse disaster management models to be used as a theoretical tool in analyzing the current condition and to achieve the desired condition.
Method: To achieve the goals, qualitative approach and combinations of the concepts of thematic analysis, classification and typology are used. In this regard, first, the models of disaster management are collected. In the next stage the themes of each model are extracted and categorized in three phases. In the first phase which is descriptive coding, available elements in each model are extracted as code and the basic themes are recognized. Then, in the phase of interpretive coding, basic themes are classified in three categories which are called organizing themes. The final phase is determination of global or overarching theme which is consisted of all the other mentioned themes.
Finding and Results: Basic themes which were obtained during the interpretive coding are the themes of operations management, risk management and hazard assessment. Based on thematic analysis, it can be concluded that disaster management has three main elements. Therefore, comprehensive model of disaster management should include these three elements and their sub basic themes that is called the ideal or criterion type. Results showed that some scientists have looked at disaster management one-dimensionally. Even in two-dimensional models, one dimension has advantage over the other one. While the proposed typology showed that, considering the ideal type, the comprehensive model should include all the three mentioned elements. According to the ideal type, the strategic plan of disaster management should be performed under a comprehensive management considering all the elements of disasters.

Key Words: Conceptual Model, Disaster Management, Strategic Plan, Thematic Analysis, Typology.

1 – corresponding author: PhD Student in Environmental Planning, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran; +989120182138, nojavan_mehdi@ut.ac.ir
2 -Associate Professor, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran
1- مقدمه
سوانح طبیعی که جزئی از فرآیند زندگی بشر به شمار می روند و هر روز بر تعداد و تنوع آن افزوده می شود، به عنوان چالش اساسی در جهت نیل به توسعه پایدار جوامع انسانی مطرح شده اند (1). از این رو یکی از مشکلات و معضلات محیطزیستی که بیشتر سکونتگاههاي انسانی بزرگ جهان با آن روبرو هستند معضل سوانح طبیعی و اثرات آنها بر محیط است. در چندین دهه اخیر، افزایشی چشمگیر در تلفات جانی و اقتصادي ناشی از مخاطرات طبیعی و انسان ساخت در سطح جهان قابل مشاهده است. یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در این افزایش، رشد شهرنشینی و مهمتر از همه آنها سکونتگاههایی هستند که به طور معمول در معرض بحران ذخایر، بهم ریختگی اجتماعی، ناآرامی و آشوبهاي سیاسی، سوانح طبیعی و انسان ساخت در اثر تمرکز بالاي جمعیت و پویایی شدید توسعه، قرار داشتهاند( 2). با توجه به اینکه در سرتاسر جهان، کشورها به طور فزاینده اي در حال شهري شدن هستند( 3)، مطابق با پیش بینی سازمان ملل، احتمال می رود تا سال 2050 حدود 80 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی کنند( 4). این مساله به این معنا است که مناطق شهري به مکان اصلی بسیاري از سوانح احتمالی بدل خواهند شد( 5). بنابراین برنامهریزي براي سوانح در مناطق شهري باید به عنوان یک راهبرد اصلی و اساسی در کلیه مراحل برنامهریزي شهري، طرحها و برنامههاي توسعه شهري مد نظر باشد( 6)، تا در شرایط اضطراري به عنوان برنامه هاي فعال و در حال توسعه به صورتی امروزي با توجه به پیشرفت هاي صورت گرفته، به پشتیبانی از شهر مبادرت نموده و روح و کالبد آن را حفظ نماید. لذا آشکار است که پژوهش هاي کاربردي در امور مربوط به ایمن سازي شهرها در برابر سوانح طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها خواهد شد (7 و 8). این سیاست ها بایستی با هدف توانمند سازي جامعه براي تاب آوري در برابر مخاطرات انتخاب شوند. در حالیکه طرح ها و برنامه هاي کاهش مخاطرات سنتی، بر پایداري و مقاوم سازي سیستم هاي کالبدي تمرکز داشته اند (9). از این رو، امروزه در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تاب آوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. در این پارادایم جدید ،تغییر نگاه از واکنش پذیري و تک عاملی (دولت محور) به بازدارندگی و مشارکت است. این پارادایم رویکرد چندرشته اي دارد و برنامه ریزي با جامعه را به برنامه ریزي براي جامعه ترجیح می دهد( 10).
با همه این اوصاف در روند تحقیقات صورت گرفته در سالیان اخیر، دلایل متعددي باعث شده است تا مدیران به فراست دریابند که برنامهریزي به شکل سنتی دیگر قادر به حل مشکلات بسیار پیچیده و روز افزون فعالیتها و محیط شدیداشدیداً متغیر و متلاطم جهان امروز خصوصا در مجموعه شهرهاي بزرگ نخواهد بود( 11).
به طور خلاصه مروري بر ادبیات نظریههاي گذشته نشان میدهد که یک شکاف بزرگ در رویکردهاي مدیریت سوانح براي استقرار و تهیه مدل هاي موثر براي مقابله با سوانح دامنه دار و شدید وجود دارد( 12). در نتیجه مباحثه و استدلال براي برنامهریزان سانحه جهت تنظیم و اتخاذ یک نظریه برنامهریزي، هنگامی که براي سوانح برنامه ریزي میکنند، توجیه پذیر به نظر میرسد .اما توجیه پذیري این مساله هنگامی نمود می یابد که ضرورت موضوع به صورت شفاف مشخص گردد. بر همین اساس چهار دلیل عمده براي ضرورت تبیین مدل (نظري) برنامهریزي مدیریت سوانح طبیعی میتوان ذکر کرد که عبارتند از( 13):
به کمک مدل میتوان روابط پیچیده را به سادگی شناسایی کرد. زیرا مدل روابط بین اجزاي اصلی را نشان داده و در شرایط وقوع سانحه که حوادث به گونهاي زنجیر وار و در زمانی اندك روي میدهند، این موضوع از اهمیت ویژهاي برخوردار است؛
در مقایسه با شرایط واقعی، یک مدل مفهومی میتواند به شناخت بهتر شرایط موجود منجر شود و در نتیجه میتواند از طریق آسان کردن فرآیند برنامهریزي، پروژههاي گسترده مدیریت سانحه را به انجام برساند؛
در دسترس بودن مدل مدیریت سانحه، عنصر اساسی در تعیین میزان وقایع بحرانی است. به عبارت دیگر طراحی مدلی براي مدیریت سانحه، یکی از ارکان اصلی در توصیف حوادث و وقایعی است که در مراحل مختلف چرخه مدیریت بحران روي میدهند؛
مستند شدن مدل برنامهریزي مدیریت سانحه کمک میکند تا الگویی براساس شناخت تمامی عوامل درگیر پایهریزي شود. همچنین ،مدل مدیریت سانحه باعث انسجام شده و تلاشهاي امدادي و بازیابی را بهبود میبخشد.
بدین ترتیب، برنامهریزي مدیریت سوانح طبیعی به یک نظام قاعدهمند و داراي یک رویکرد و مدل مناسب نیازمند است؛ که تا حد زیادي احتمال پیامدهاي منفی بحران را کاهش دهد. روند شکل گیري مدل هاي مختلف در گستره تاریخی آن گام به گام مورد نقد قرار گرفته و رهیافتی جدید شکل گرفته و هر کدام با توجه به رخدادهاي تاریخی مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته اند. چیزي که مد نظر می باشد، توجه به این مساله است که الگوهاي اخیر صنعت مدیریت بحران مسیري بس طولانی را پیموده و حاصل تجربیات محققین مختلف بوده است. اما از طرفی انتقاداتی بر مدل هاي شکل گرفته صورت پذیرفته است.
الکساندر1 معتقد است، رویکردها و مدلهاي مربوط به برنامهریزي و مدیریت سوانح با توجه به عوامل زیر بهبود و پیشرفت زیادي نداشتهاند. مرگ و

1 Alexander
میر ناشی از سوانح علیرغم بهبود و پیشرفت روشهاي کاهش خطر، کاهش نیافته است. همچنین انتقال فنآوري در مقیاس بزرگ رخ نداده است و از سویی امدادرسانی در سوانح به میزان کافی با کاهش خطرات و پیشرفتهاي اقتصادي ترکیب نشده است( 14).
اصغر2 و همکاران معتقدند مدلها و رویکردهاي مطرح شده تا کنون، محدودیتهایی دارند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد( 15):
طراحی بیشتر مدلها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه است که عبارتند از: پیشگیري، کاهش، واکنش و بازیابی؛
هیچ مدل و رویکردي وجود ندارد که فعالیتهاي عمده و اصلی مدیریت سانحه را در یک چارچوب قرار دهد؛
مدلهاي ارایه شده، شرایط محیطزیستی را که ممکن است شدت سانحه را تحت تاثیر قرار دهند در نظر نمیگیرند. محیطزیست در این مدلها تنها به عنوان گروهی دیگر از سوانح درنظر گرفته میشود؛
برخی از مدلها نمیتوانند توصیفی فراگیر از اقدامات مدیریت سانحه در قالب یک الگو ارایه دهند. علاوه براین، ترتیب فعالیتها
(اگر وجود داشته باشد) منطقی نیست؛
ارزیابی و تحلیل اطلاعات و دادههاي مربوط به یک سانحه اجزا و عناصر بسیار مهم و ضروري براي کاهش سوانح آینده است. مدل-هاي موجود توجه چندانی به تحلیل و ارزیابی ندارند.
اما رویکردهاي جدید نسبت به بحران آن را پارادوکسی از تهدید و فرصت می دانند( 16). سیگر3 و همکاران معتقدند اصطلاح بحران نوعی حس تهدید، فوریت و ویرانی، آن هم در مقیاس بزرگ (شهري) را به ذهن متبادر می کند و براي یک حادثه غیر معمول به کار می رود که در آن سطح خطر، آسیب و فرصت بسیار بالاست( 17). جهت نظم دهی به مدل هاي موجود، اصغر و همکاران در سال 2006 دسته بندي از انواع مدل هاي موجود را در ادبیات موضوع ارایه نمودند. ایشان مدلهاي متفاوت مدیریت سوانح را به چهار گروه اصلی مدلهاي منطقی4، یکپارچه5، علیتی6 و سایر مدلها طبقه بندي کردند( 15).
در مدلهاي منطقی، تعریف سادهاي از مراحل و سطوح بحران ارایه شده و به وقایع اساسی و فعالیتهایی که در مقابله با سوانح انجام میگیرد ،تاکید میشود. مدلهاي یکپارچه، مراحل یک سانحه را بر حسب تکامل تدریجی اقداماتی که در جریان آن سانحه صورت میگیرد، مانند پروژههاي راهبردي و نظارت، نشان میدهند. در این مدلها، واحدها براساس وقایع و عملیاتی که در جریان سانحه روي میدهند به یکدیگر مرتبط شدهاند .مدلهاي علیتی، مدلهایی هستند که براساس مراحل و سطوح بحران و سانحه طراحی نشدهاند، بلکه در آنها به علتهاي زمینهاي سوانح تاکید شده است. آخرین گروه، گروهی است که سایر مدلها در آن جاي میگیرند و در مقایسه با مدلهاي چهار گروه قبلی از اهمیت کمتري برخوردارند .
به طور خلاصه می توان بیان کرد که نویسندگان مختلف مدیریت بحران را یک فرآیند چند مرحله اي متصور شده اند و هر یک به صورتی سعی در ارایه مدلی بر همین اساس بوده اند. مدل هاي ارایه شده لجام گسیخته و هر یک بر اساس نیازي پاي به عرصه مدیریت سانحه نهاده اند به طوري که تحقیقات جامعی در خصوص ساختار مدل هاي پیش از آن صورت نگرفته است.
لذا هدف از این تحقیق، تحلیل مدل هاي مدیریت سانحه با استفاده از ابزاري قدرتمند در زمینه علوم اجتماعی تحت عنوان تحلیل مضمون می باشد. در این راستا ابتدا نظریه ها، رویکردها و مدل هاي مختلف ارایه شده در زمینه سوانح طبیعی بررسی شده و معیارها و پارمترهاي مهم و موثر در هر یک از مدل ها شناسایی خواهد شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، گونه (مدل) هاي ایدهآل مدیریت سانحه تبیین خواهد شد .
2- روش تحقیق و فرآیند پژوهش
به منظور تحلیل مدل هاي مدیریت سانحه که در سطوح مختلف بتوان از آن بهره گرفت استفاده از خردمایه دانش موجود در حوزه مدیریت، مبناي این پژوهش قرار گرفته است. براي غلبه بر پیچیدگیها و ناهماهنگیهاي مفهومی که در بادي امر در میان مدلها به چشم میخورد، رویکرد کیفی و آمیختهاي از روشهاي تحلیل مضمونی، طبقهبندي و گونه شناسی استفاده شده است. تحلیل مضمونی، راهبرد تقلیل و تحلیل دادههاست که با آن دادههاي کیفی تقسیمبندي، طبقهبندي، تلخیص و بازسازي میشود. تحلیل مضمونی، اصوًلاً راهبردي توصیفی است که یافتن الگوها و مفاهیم مهم را از درون مجموعه دادههاي کیفی تسهیل میکند( 18). تحلیل مضمونی، مهارتی براي کاستن از حجم انبوه دادهها و مدیریت بر آنها بدون از دست دادن زمینه است که از آن به منظور نزدیک شدن به دادهها و غوطهور شدن در آنها و سازماندهی و تلخیص و متمرکز نمودن تفسیر استفاده میشود( 19). تحلیل مضمون، صرفاً روش کیفی خاص نیست بلکه فرآیندي است که می تواند در اکثر روش هاي کیفی به کار رود .
طبقهبندي در تحقیق نیز، بسیار ریشهدار و زیربنایی است و براي علوم اجتماعی، نقش پایهاي دارد. طبقهبندي در سادهترین شکل یعنی چینش

Asghar
Seeger
Logical Models
Integrated Models
Cause Models
منظم موجودیتها در گروهها یا دستههایی بر مبناي مشابهت آنها با یکدیگر. به زبان آمار، در طبقهبندي عموماً به دنبال حداقل کردن مغایرت درونگروهی و حداکثر کردن مغایرت بین گروهی هستیم. بنابراین، هر گروه در درون خودش تا حد امکان، همگون اما با گروههاي دیگر تا حد امکان، ناهمگون و متمایز (بدون هم پوشانی) خواهد بود( 20).
گونهشناسی، نظام پیچیده و مترقی ذخیره و بازیابی اطلاعات است که امکان نظمدهی، مقایسه و دستهبندي مصادیق مختلف پدیده مورد مطالعه را بدون از دست دادن غناي محتوایی و تنوع موجود در گونهها فراهم میکند( 21). گونهشناسیها عموماً چند بعدي و مفهومی( 20) و یکی ازمحبوبترین قالبهاي نظریه هستند؛ اما اغلب به درستی فهمیده نشدهاند. یکی از دلایل محبوبیت گونهشناسیها این است که چارچوبی ساده براي توصیف پدیدههاي پیچیده فراهم میکنند( 22). اگرچه گونهشناسی، فرآیندي ذهنی و خلاقانه است که روش مشخصی ندارد اما بیلی، شیوه-اي را براي گونهشناسی طرح کرده است. در این شیوه براساس ویژگیهاي نمونهاي ایدهآل میتوان گونهشناسی کامل را ایجاد کرد. این فرآیند را که مبتنی بر بسط ابعاد نوع ایدهآل است، تکثیر گویند. در این فرآیند با ضرب ابعاد و ویژگیهاي گونه ایدهآل در یکدیگر و انتخاب ترکیبهاي مختلفی از آنها، به گونههاي دیگري دست مییابیم که گونههاي میانی نام دارد. گونههاي میانی هرچند مانند گونه ایدهآل کامل نیستند اما با عرضه همه حالتهاي ممکن پدیده، با رویکردي قیاسی، در شناخت و تبیین واقعیت آن راهگشا هستند( 20). لذا با توجه به قابلیت روش هاي اشاره شده در تحلیل مضامین در این تحقیق از این روش ها جهت دستیابی به اهداف مطالعه استفاده شده است.
بر اساس روش هاي ذکر شده، گام اول این پژوهش، گردآوري مدلهاي مدیریت سانحه است که با مطالعات کتابخانهاي و جستوجو در پایگاههاي اطلاعاتی گوناگون انجام گرفته است. مدلهاي مختلفی که از مقالات و کتب گوناگون به دست آمد در نگاه نخست ،فاقد انسجام بود. هر مدل از زاویهاي به مدیریت سانحه مینگریست و نوعی پراکندگی و آشفتگی بر جمع مدلها حاکم بود. بنابراین، ضروري می نمود که براي نیل به فهم بهتر مدیریت، اجزاي تشکیل دهنده آن و روابط آنها با هم و نیز تفسیر تفاوت میان مدلهاي موجود، آنها را دستهبندي کرده و گونهشناسیاي از مدلهاي مدیریت سانحه عرضه کنیم. چنین تلاشی در ادبیات نظري و مطالعات صورت گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2003 (15) انجام گرفته که مبناي تحقیق قرار گرفت و در ادامه به بسط و توسعه آن پرداخته شد که می توان آن را سهم نظري این تحقیق به شمار آورد. این گونه-شناسی در نقد و بررسی تکتک مدلها، یافتن قوتها، ضعفها و خلاءهاي پژوهشی و نیز دستیابی به مدلی جامع بسیار راه گشا و سودمند است.
در گام دوم از فرآیند تحقیق، تحلیل مدلها در دستور کار قرار گرفت و بدین منظور از روش تحلیل مضمونی استفاده شد. این مرحله علاوه بر عرضه شبکه مضامین که تصویر کلان و نسبتاً جامعی از عناصر اصلی مدیریت سانحه را در بر دارد، مقدمهاي است براي گونه شناسی و طبقهبندي مدلها. نتایج کدگذاري توصیفی و تفسیري در جداول 1، 2 و 3 ارایه شده است.
گام سوم، گونهشناسی است. پس از تحیل مدلها، مضامین محوري شناسایی شده و از آنها به مثابه ساختهاي نظري براي صورتبندي جدول گونهها استفاده میشود. با ضرب ساختهاي نظري در یکدیگر و شناخت ترکیبهاي مختلف آنها، همه گونههاي ممکن، ایجاد و نامگذاري می-شود. سپس از طریق مقایسه و تطبیق مدلها با گونهها، مدل ها طبقهبندي میشوند (جداول 4 و 5). گام نهایی تحقیق، شناسایی و تبیین گونه ایدهآل می باشد. در واقع، گونه ایدهآل شناسایی شده، پشتوانه نظري جهت استفاده در مدیریت سانحه خواهد بود. شکل 1 فرآیند انجام تحقیق به منظور ارایه گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه را نشان می دهد.
3- چارچوب نظري تحقیق
براي یافتن مدلهاي مدیریت سانحه، براساس واژههاي مختلفی شامل چرخه مدیریت سانحه، بحران و … جستوجو شد. بیشتر مقالات، اسناد موجود و قابل دسترس مطالعه شد و در هیچ مقاله یا کتابی، مجموعه جامعی از این مدلها یافت نشد به جز تحقیق انجام گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2006 که به دسته بندي مدل ها پرداختهاند( 15) که مبناي مطالعه حاضر نیز قرار گرفت. همانطور که اشاره شد ایشان مدل هاي مدیریت سانحه را به چهار گروه اصلی مدلهاي منطقی، یکپارچه، علیتی و سایر مدلها طبقه بندي کردند.

شکل 1- فرآیند پژوهش به منظور دستیابی به گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه

اما برخی از مدل ها که با استفاده از تلفیقی از انواع مدل ها ارایه شده اند، در هیچ کدام از گروه هاي اشاره شده جاي نمی گیرند. بنابراین در تحقیق حاضر یک گروه دیگر تحت عنوان مدل هاي ترکیبی پیشنهاد شده است. این گروه به ترکیبی از مدل هاي منطقی، یکپارچه و علیتی اشاره دارد. به عنوان مثال در مدل کانی هم از ساختار گروه منطقی و هم یکپارچه استفاده شده است. لذا می توان انواع مدل هاي مدیریت سوانح را به صورت زیر طبقه بندي کرد( شکل 2).
دسته اول مدل هاي منطقی می باشند که مدل سنتی7 مدیریت سوانح یکی از مدلهاي منطقی شناخته شده و رایج میباشد. در این مدل ،فرآیند سنتی مدیریت سانحه شامل سه مرحله پیش از وقوع سانحه، مرحله هنگام وقوع سانحه و مرحله پس از وقوع سانحه است. مرحله اول شامل فعالیتهایی چون پیشگیري، کاهش خطرات و اثرات مخرب سوانح و آمادگی است، در حالیکه مرحله دوم شامل فعالیتهاي مرتبط با واکنش و پاسخگویی و مرحله سوم شامل فعالیتهایی مانند بازیابی، بازسازي و توسعه است (23).
دسته دیگر از مدلها، مدلهاي یکپارچه میباشند( شکل 2). یک مدل یکپارچه مدیریت سانحه، ابزاري جهت سازماندهی فعالیتهاي مرتبط به منظور تضمین اجراي موثر و اثربخش آنها است و چهار مولفه ارزیابی خطر، مدیریت ریسک ،کاهش خطر وآمادگی را میتوان براي آن شناسایی کرد.
مدل منیتوبا8 یکی از مدلهاي معروف مدلهاي یکپارچه میباشد. این مدل در مجموع از شش عنصر مستقل تشکیل شده که عبارتند از برنامه راهبردي، ارزیابی مخاطرات، مدیریت ریسک، کاهش (خطر)، آمادگی، پایش و ارزیابی. هر عنصر داراي حدودي میباشد و شامل مجموعهاي از فعالیتها و فرآیندهاي مربوطه است (24). مزیت و ویژگی این مدل، برقراري تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیري، به منظور پاسخ مناسب به نیازهاي خاص سانحه است. این مدل ارتباط تنگاتنگی میان فعالیتهاي مدیریت ریسک و مخاطرات برقرار کرده است. اما در برقراري پیوندي ناگسستنی بین چهار مرحله مدیریت سانحه که عناصر مهمی در فرآیند مدیریت سوانح محسوب میشوند نا موفق بوده است.

Traditional Model
Manitoba
شکل 2- طبقهبندي مدلهاي مدیریت سوانح (با اقتباس از Asghar et al., 2006)

دسته سوم از مدلها، مدلهاي علیتی هستند. مدل کرانچ9 یکی از این مدلها میباشد که چارچوبی براي درك علل سانحه ارایه میکند (23، 25، 26، 27 و 28). این مدل بر پایه این اعتقاد طراحی شده که عواملی وجود دارند که بر میزان آسیب پذیري در برابر سوانح تاثیر گذار هستند. در این مدل، از این عوامل تحت عنوان اجزاي در معرض خطر نام برده میشود مانند جان و مال انسانها، محیطزیست، زیرساختها و … که این عوامل خود تحت تاثیر شرایط آسیب پذیر هستند. شرایط آسیب پذیر نیز خود نشات گرفته از فشارهاي وارده بر پیکره یک جامعه است. در این مدل پیشرفت آسیب پذیري یک جامعه نمایان شده و علل اساسی که منجر به عدم تامین نیازها و خواستههاي مردم میشوند، شناسایی میشوند. سپس با تخمین فشارهاي دینامیک و شرایط ناامن مدل ادامه مییابد.
دسته چهارم از مدل هاي شکل گرفته گروه ترکیبی می باشد که در آن از اجزاي گروه هاي منطقی، یکپارچه و علیتی به منظور ارائه مدل بهره گیري شده است. به عنوان مثال می توان به مدل کانی اشاره نمود که از تلفیق ویژگی هاي سه گروه اشاره شده ساخته شده است.
و در نهایت گروه پنجم با عنوان سایر گروه ها مورد بررسی قرار می گیرد که در ساختار آن از ویژگی هاي هیچ از یک گروه هاي اشاره شده استفاده نشده است. به طور مثال ابراهیم و همکاران در سال 2003، یک مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه کردند (29).
جزئیات این مدل توسط شالوف10 و همکاران در سال 2003 و همچنین ابراهیم و همکاران در سال 2003 مطرح شده است (30 و 31). این مدل از هشت مرحله تشکیل شده است: 1- روي دادن خطا ،2- انباشت خطاها ،3- اخطار ،4- شکست اصلاحات، 5- سطوح محتمل الوقوع سانحه، 6- شروع حوادث، 7- مرحله اضطراري و 8- سانحه.
مدلهاي مطرح شده تا کنون، رابطه میان فازهاي متفاوت فرآیند مدیریت سانحه را نشان میدهند. از مطالعه این مدلها میتوان نتیجهگیري کرد که بیشتر آنها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه میچرخند که عبارتند از: پیشگیري، کاهش، واکنش و پاسخ و بازیابی. چنین مدلهایی براي پوشش تمامی جوانب دامنه مدیریت سانحه طراحی نشدهاند و محدودیتهایی دربر دارند. به عبارت دیگر در احصاي مدلهاي مدیریت سانحه، اجماعی در میان دانشمندان و محققان این حوزه وجود ندارد و هر منبعی به تعدادي از مدلها اشاره کرده است. در این مقاله تلاش شده است تا همه مدلهاي مناسب، جمع و تحلیل شود. مساله دیگر این مسیر، این بود که حیطه خطر، مدیریت ریسک و مدیریت سانحه در ادبیات موضوع از هم تفکیک نشده و به جاي هم استفاده شده است و هر کدام از زاویه اي به موضوع نگریسته است. با این وصف، مدل هاي مختلف هر کدام بخشی از نیازهاي شرایط اضطرار را در نظر گرفته و کمتر مدلی به صورت جامع به تفسیر موضوع پرداخته است. بطور مثال مدل کیمبرلی توجهی صرف به فرآیند عملیاتی سانحه داشته و مدل پاکادا به ارزیابی خطر تمرکز نموده و برخی از مدل ها نظیر مدل باس و همکارانش به فرآیند مدیریت و مدیریت ریسک به صورت ترکیبی پرداخته اند. بنابراین و با در نظر گرفتن قیود پیش گفته، معیارهاي طرد و شمول شکل گرفت و مدلهاي یافت شده در طول تحقیق در چند مرحله با توجه به این معیارها، پالایش شدند. مدلهایی که منحصراً به سنجش هر یک از مولفه ها پرداخته بوده اند از همدیگر تفکیک شد. از آنجا که مقاله، گنجایش طرح و توضیح تک تک مدلها به همراه نماي نموداري آنها را ندارد، در این بخش مشخصات کلی آنها شامل نام و منبع آن اشاره شده است .نتیجه اولین گام از روش تحلیل مضمونی که همان کد گذاري توصیفی و به عبارت دیگر مضامین اولیه تحقیق است، پس از بررسی عناصر مدل هاي اشاره شده بدست آمد. بدین ترتیب، عناصر هر مدل، به عنوان مضامین اولیه شناخته شدند. از میان مدل هاي منطقی، یازده مدل چرخه مدیریت سانحه (سنتی) (32)، مدل مدیریت سانحه (انبساطی – انقباضی) (33)، مدل چهار مرحله اي سانحه کیمبرلی11 (33)، مدل چهار مرحله اي سانحه توسکالوزا12 (34)، مدل دایره اي سانحه (حلقه اي) (13)، مدل چرخه اي لیچات13 (35)، مدل پنج مرحله اى میتراف و پیرسون14 (36)، مدل پلکانی گوپتا15 (37)، مدل میتراف (38)، مدل دو بخشى مدیریت بحران
(39) و ساختار مدل کوه یخ (40) شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. از بین مدل هاي یکپارچه هفت مدل یکپارچه منیتوبا (24)، مدل
چهار مرحله اي (خطی) مک کانکى16 (41)، مدل یکپارچه ویچسل گارتنر17(42)، مدل یکپارچه مو و پاتاراناراکول18 (43)، مدل

crunch
Shaluf
Kimberly
Tuscaloosa
Lechat
Mitroff and Pearson
Gupta
McConkey
Weichselgartner
Moe and Pathranarakul
یکپارچه کاهش آسیب پذیري مک انتایر19 و همکاران (44)، مدل پیازى (45) و چرخه دمینگ (46) شناسایی و تحلیل شد. سپس مدل هاي علیتی مورد بررسی قرار گرفتند و چهار مدل علیتی کرانچ (23)، مدل علیتی فشار و رهایی (47)، مدل رسیدگى جامع فینک20 (48)
و مدل شش مرحله اي لیتل جان21 (49) در این دسته از مدل ها مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس پنج مدل پیش فعال مدیریت ریسک (50)، چارچوب مدل مدیریت ریسک سانحه (51)، مدل مدیریت ریسک (52 و 53)، مدل چرخی شکل مدیریت بحران (54) و مدل جامع کانی22 (55) به عنوان مدل هاي ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نیز از میان سایر مدل ها که در هیچ یک از گروه هاي اشاره شده قرار نداشتند شش مدل ابراهیم و همکاران (30 و 31)، مدل گنزالس هررو و پرات23 (56)، مدل فینک (48 و 57)، الگوي واکنشی استاتویل24 (58)، مدل پاکادا (بتکده) (59) و مدل هشت پا (60) شناسایی و تحلیل شدند.
یافته ها و نتایج
گام دوم از فرآیند پژوهش، تجزیه و تحلیل مدلهاست. در این مرحله با استفاده از روشی تحلیل مضمونی سعی شد مضامین هر مدل، استخراج و دستهبندي شود. این روش، مستلزم طی سه مرحله است. در مرحله نخست یعنی کد گذاري توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه -که همان ویژگیهاي تکراري و متمایز در متن هستند- شناخته شد. سپس در مرحله کد گذاري تفسیري، مضامین پایه در سه دسته طبقهبندي شد که آنها را مضامین سازمان دهنده (محوري) گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر می گیرد (61).
مضامین محوري که در مرحله کد گذاري تفسیري به دست آمد عبارت است از: ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات که به همراه مضامین پایه ذیل آنها در جداول 1، 2 و 3 به تفصیل ذکر شدهاند.

4-1- مولفه هاي ارزیابی خطر
ارزیابی خطر یعنی مجموعه اقدامات مدیریتی اعم از برنامه ریزي و کنترل به منظور کاهش تبعات فعالیت هاي انسانی خطرزا که منجر به تلفات جانی و خسارات اجتماعی، اقتصادي و محیط زیستی می تواند گردد. با توجه به مفهوم مذکور از میان مدلهاي احصاء شده براي مدیریت سانحه، تعدادي از مدلها بر عوامل موجود و مفهوم ارزیابی خطر تاکید میکنند. این عوامل، به طرق مختلف در عملکرد و چرخه بحران تاثیر میگذارند. در واقع، ریشه عملکرد خوب مدیریت را میتوان در این موارد جست و جو کرد و عملکرد ضعیف را هم میتوان به این عوامل نسبت داد. لذا میتوان گفت که این مدلها، بعد چرایی را تبیین میکنند و در شناخت علل وضع موجود و نیز طراحی وضح مطلوب موثرند؛ زیرا بدون شناخت زمینهها و محركها نمیتوان براي تحول و بهبود، تصمیمگیري و برنامهریزي کرد. مجموعه عواملی که در مدلها با عنوان تعیین کنندهها و یا پیش رانهاي ارزیابی خطر آمده است در جدول 1 گردآوري و تعداد تکرار آنها در مدلهاي مختلف، مشخص شده است.

جدول 1- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي ارزیابی خطر
تکرار مدل ها مولفه
7 مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا سنجش در معرض خطر قرار گیري
7 مدل مک انتایر و همکاران، مدل فشار و رهایی، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل رسیدگی جامع فینک، مدل ابراهیم و همکاران، مدل فینک شناسایی خطر
7 مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل کرانچ، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل فینک تحلیل خطر
9 مدل منیتوبا، مدل مک انتایر و همکاران، مدل کرانچ ،مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل ویچسل گارتنر، مدل فشار و رهایی ،مدل ابراهیم و همکاران برآورد آسیب پذیري

McEntire
Fink
Littlejon
Cunny
González-Herrero and Pratt
Statoil
4 مدل منیتوبا، مدل مک کانکى، مدل چرخی شکل، مدل کانی ارزیابی منابع

4-2- مولفه هاي مدیریت ریسک
هدف مدیریت ریسک را می توان به طور کلی ارزیابی (جمع آوري، دسته بندي، تجزیه و تحلیل) اطلاعات در رابطه با خطرات به منظور برنامه ریزي و سازماندهی موثر منابع مورد نیاز براي بازسازي و ایجاد تعادل در توان عملیاتی سازمان یا شهر پس از وقوع سانحه دانست (62).
مدیریت ریسک البته رویکرد جدیدي می باشد که در حوزه بحران به تازگی جایگاه مناسبی پیدا کرده و کم کم بر رویکرد سنتی مدیریت بحران چیره گردیده است و در پاره اي موارد نیز هم گام با آن سعی در حل مشکلات و تکمیل سیر پیشرفت موضوع حاضر دارد. مجموعه عواملی که در مدلهاي مدیریت سانحه به عنوان نتایج، ابعاد و یا معیارهاي مدیریت ریسک احصاء شده است در جدول 2 گردآوري و میزان تکرار آنها در مدل-هاي مختلف ارایه شده است.

جدول 2- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي مدیریت ریسک
تکرار مدل ها مولفه
6 مدل دو بخشی، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کرانچ، مدل فشار و رهایی، مدل استاتویل، مدل اختاپوس زمینه ریسک
6 مدل میتراف، مدل دوبخشی، مدل مک کانکی، مدل کرانچ، مدل چرخی شکل، مدل کانی شناسایی ریسک
9 مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل یاس و همکاران، مدل کانی، مدل اختاپوس تحلیل ریسک
6 مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل لیتل جان، مدل کانی، مدل استاتویل برآورد ریسک
11 مدل دو بخشی، مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران، مدل استانویل، مدل کانی، مدل فینک کاهش (کنترل) ریسک
2 مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک

4-3- فرآیند مدیریت عملیات
برخی مدلها به مراحل مختلفی اشاره کردهاند که باید براي مدیریت سانحه به صورت پی درپی طی کنند. این مدلها را در ادبیات مدیریت سانحه، مدلهاي فرآیندي می نامند. عناصر فرآیندي این مدلها داراي توالی و نظم منطقی است که جداسازي آنها از هم و اولویتبندي آنها بر اساس میزان تکرار، روح فرآیند و ترتیب مراحل آن را از میان خواهد برد. بنابراین با مقایسه مستمر مدلها با یکدیگر، مضامین فرآیندي مستخرج از آنها با منطقی ترتیبی که از خود مدلها اخذ شده، در جدول 3 ارایه شده است.

جدول 3- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي مدیریت عملیات
تکرار مدل ها مولفه
10 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کلی، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی پیشگیري
13 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا ،مدل کلی، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران ،مدل مو و پاتاراناراکول کاهش اثر
15 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون ،مدل میتراف، مدل کوه یخ، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کانی آمادگی
17 مدل چرخی شکل، مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل دو بخشی ،مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل مو و پاتاراناراکول واکنش/پاسخگویی
17 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون ،مدل گوپتا، مدل میتراف، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی ،مدل مو و پاتاراناراکول بازیابی25
(بازسازي26/ بازتوانی27)
8 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل میتراف، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل کانی یادگیري/ توسعه

4-4- شبکه مضامین
یکی از ابزارهاي تحلیل مضمونی، ترسیم شبکه مضامین است که ساختاردهی و تصویرسازي از مضامین را تسهیل میکند و هدف از آن، ادراك موضوع یا کشف معناي ایده است (63 و 64). براساس مضامین پایهاي و سازماندهنده (محوري) که از تحلیل مدلها به دست آمد، شکل 3 توسعه یافت و شبکه مضامین ترسیم شد.

Recovery
Reconstruction
Rehabilitation

شکل 3- شبکه مضامین مدیریت سانحه
5- گونهشناسی مدلها
همانگونه که در بیان مساله اشاره شد، تفاوتها و برخی تضادهاي مدلهاي مختلف مدیریت سوانح منجر به پیچیدگی این سازه مفهومی و ایجاد آشفتگی نظري و سردرگمی عملی شده است. بیلی ادعا میکند که گونهشناسی خوش ساخت میتواند در ایجاد نظم در محیط آشوبناك و کاهش پیچیدگی بسیار اثربخش باشد. شاید هیچ ابزار دیگري چنین قدرتی در سادهسازي زندگی براي دانشمندان علوم اجتماعی نداشته باشد (20).
بر اساس تحلیل مضمونی مدلها میتوان نتیجه گرفت که مدل مدیریت سانحه داراي سه مولقه یا عنصر اصلی می باشد؛ این عناصر همان مضامین سه گانه سازمان دهنده هستند که عبارتند از: مولفه هاي ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید این سه عنصر را دربرگیرد که آن را گونه ایدهآل گویند. بدین ترتیب با الهام گرفتن از شیوه بیلی در ساخت گونهشناسی میتوان از وجود یا عدم وجود هر یک از این سه عنصر در کنار یکدیگر هشت گونه ممکن را شناخت. کاملترین گونه، در بردارنده تمامی ویژگیهاست که بیلی آن را گونه معیار می نامد و ناقصترین نوع، فاقد همه ویژگیهاست. این دو گونه را که در دو سر طیف قرار دارند، گونههاي قطبی و سایر خانههاي جدول را گونههاي میانی گویند (20). این گونهها به مثابه سبدهاي مفهومی هستند که مصادیق (مدلهاي) مختلف را در خود جاي میدهد. گونه شناسی مدل ها در جدول 4 ارایه شده است.

جدول 4- گونهشناسی مدلهاي مدیریت سانحه (فاز یک)
مدلها گونه هاي ممکن مدیریت عملیات مدیریت
ریسک ارزیابی خطر
مدل دو بخشی ،مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر ،مدل چرخی شکل، مدل کانی ایدهآل 1-1-1
وجود: 1 وجود: 1 وجود: 1
مدل مک کانکی ،مدل کرانچ ،مدل فشار و رهایی ،مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران، مدل فینک دو بعدي 0-1-1 عدم: 0 مدل ابراهیم و همکاران دو بعدي 1-0-1 وجود: 1 عدم: 0 مک انتایر و همکاران ،مدل پیازى ،مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا تک بعدي 0-0-1 عدم: 0 مدل میتراف ،مدل مو و پاتاراناراکول، مدل دروازه توسعه استرالیا دو بعدي 1-1-0 وجود: 1 وجود: 1 عدم: 0
مدل چرخه دمینگ، مدل لیتل جان، مدل استاتویل ،مدل اختاپوس تک بعدي 0-1-0 عدم: 0 مدل سنتی، مدل انبساطی- انقباضی ،مدلرکیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل کوه یخ ،مدل زیمرمان و کاول تک بعدي 1-0-0 وجود: 1 عدم: 0 هیچ 0-0-0 عدم: 0
بنابراین براساس ترکیبهاي مختلف سه مضمون محوري، گونهشناسی کاملی ساخته شد که 7 گونه را در خود جاي میدهد. بر این اساس، مدل-هاي مدیریت سانحه را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: مدلهاي تک بعدي که سه گونه از جدول گونهشناسی را به خود اختصاص دادهاند و در آنها فقط به یکی از عناصر مدیریت جامع سانحه توجه شده است. مدلهاي دوبعدي که سه گونه دیگر را تشکیل میدهند و فراوانی مصداقی بیشتري نسبت به مدلهاي تک بعدي دارند و مدلهاي سه بعدي که تنها در یک گونه جاي گرفتهاند و آن، گونه ایدهآل است. یکی از کارکردهاي این گونهشناسی این است که با جمع کردن همه مدلها در کنار هم، امکان مقایسه آنها فراهم میشود.
پس از بررسی مدل هاي مذکور با توجه به ضرورت مطالعه زیر مولفه هاي تاثیر گذار مدیریت سانحه در هر کدام از مضامین محوري شناسایی شده ،در این بخش به بررسی زیر مولفه ها در بخش گونه ایده آل پرداخته شده است. زیر معیارهاي هر کدام از سه مضمون محوري ارزیابی خطر ،مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در جدول 5 ارایه شده است.

جدول 5- گونهشناسی مدلهاي مدیریت سانحه (فاز دو)
مدل هاي منتخب انواع مدل ها مدل کانی مدل چرخی شکل مدل ویچسل گارتنر مدل
منیتوبا مدل دو
بخشی ساختار جزئی ساختار
اصلی
* * * سنجش در معرض خطر قرار گیري ارزیابی خطر
* شناسایی خطر * * * تحلیل خطر * * * برآورد آسیب پذیري * * * ارزیابی منابع * زمینه ریسک مدیریت ریسک
* * * شناسایی ریسک * * * تحلیل ریسک * * * برآورد ریسک * * * * کاهش (کنترل) ریسک * پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک * * * * پیشگیري مدیریت عملیات
* * * کاهش اثر * * * * آمادگی * * * * واکنش/پاسخگویی * * * * بازیابی (بازسازي/بازتوانی) * * یادگیري/توسعه
با بررسی جداول مذکور می توان اظهار نمود که هر یک از مدل هاي ارایه شده به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه هاي تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. بر همین اساس مطالعات بیانگر این موضوع است که بررسی کاملی براي ارایه مدل هاي سانحه در گذشته صورت نگرفته است .در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوري ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات را در مدل خود وارد کرده اند؛ برخی از زیرمولفه هاي هر یک از سه مضمون را نادیده گرفته اند .
6- بحث و نتیجه گیري
همانطور که اشاره شد در اکثر مدل هاي ارایه شده تا کنون به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه هاي تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوري ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در مدل در نظر گرفته شده اند؛ برخی از زیرمولفه هاي هر یک از سه مضمون نادیده گرفته شده اند .مدل هاي سنتی، انبساطی- انقباضی، کیمبرلی، توسکالوزا ،کلی، لیچات، میتراف و پیرسون، کوپتا، کوه یخ ،زیمرمان و کاول گونه اي از مدل هاي تک بعدي هستند که فقط به ابعاد (معیارها و شاخصهاي) مدیریت عملیات توجه کردهاند. از این مدلها تنها براي بررسی فرآیند مدیریت میتوان استفاده کرد. مدلهاي فرآیندي غالباً دربردارنده نظمی منطقی و مراحلی متوالی هستند که اجراي ناقص یا غفلت از هر یک از آن مراحل، کل فرآیند را با مشکل مواجه میکند و مانع تحقق هدف نهایی یعنی بهبود عملکرد میشود .گونه دیگر مدلهاي تک بعدي، شامل مدل چرخه دمینگ، لیتل جان، استاتویل و اختاپوس می باشد که در آن توجه صرف به مدیریت ریسک شده است.
گونه سوم مدلهاي تک بعدي، عبارتند از مدل مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل گنزالس هررو و پرات و مدل پاکادا که در آن ارزیابی خطر مد نظر می باشد. شکل گیري این مدل ها ریشه در شناسایی عوامل موثر در آسیب پذیري دارد که موضوع حاضر یکی از مهم ترین بخش هاي مدیریت می باشد و شناخت و تجزیه تحلیل جامع این بخش در کاهش ریسک و مدیریت بحران نقش مهمی ایفا می کند.
در گونه دو بعدي که شامل مضامین ارزیابی خطر و مدیریت عملیات می باشد، تنها مدل، به ابراهیم و همکاران تعلق دارد. البته این مدل نیز در واقع از دو جزء تشکیل شده که یکی در درون دیگري جاي گرفته است. مرحله نخست از الگوي 8 مرحلهاي ابراهیم و همکاران، تعیین پیامدها می باشد که در نهایت با ایجاد شرایط اضطرار و سانحه ختم می شود. این مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه شده است.
در این مقاله، مدل 8 مرحله اي با الگوي سه مرحلهاي تحقیق، تلفیق و به عنوان مدلی دوبعدي ذکر شده است.
گونه دو بعدي دیگر که شامل مضامین مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است مشتمل بر مدلهاي میتراف، مو و پاتاراناراکول و دروازه توسعه استرالیا میباشد. این مدلها را میتوان مدلهاي مدیریتی عملکردي نامید؛ زیرا بدون اشاره به ارزیابی خطر، فقط به فرآیند و چگونگی مدیریت می پردازند. به عبارتی به نتایج عملکرد به عنوان حلقه آخر مدل و به بخش ارزیابی خطر که تعیین کنندههاي این نتایج هستند توجهی نشده است. به طور مثال در مدل میتراف که در سال 2000 عرضه شد بعد عملیاتی مدل مورد توجه بوده و ساختار آن در قالب مدیریت ریسک ارایه شده است و ویژگی خاص این مدل این موضوع می باشد که یک مدل پیش فعال است که اهمیت فراوانی به عنصر یادگیري می دهد.
در مدلهاي مک کانکی، کرانچ، فشار و رهایی، رسیدگى جامع فینک، باس و همکاران و فینک توجه در خوري به ارزیابی خطر و مدیریت ریسک شده و از این دو با عنوان توامندسازها و نتایج یاد شده است. در مدلهاي مذکور تنها حلقه مفقود از میان سه مولفه اصلی تحقیق، فرآیند یا مدیریت عملیات می باشد که این مدلها نیز در این دسته بندي (گونه دو بعدي) قرار میگیرند.
در نهایت، گونه هفتم که گونه معیار (ایدهآل) نام دارد، مدلهاي سه بعدي را دربر میگیرد. این مدلها را از این جهت که در بردارنده هر سه دسته از عناصر یعنی ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است میتوان مدل جامع مدیریت سانحه نامید. مدل دوبخشی مدیریت بحران، که هر چند در نماي کلی، با بررسی عواملی نظیر (پیشگیري، واکنش و بازسازي)، مدلی فرآیندي و عملیاتی است، اما در مرحله نخست فرآیند یعنی شناخت خطر با تاکید بر سنجش در معرض قرارگیري یک مدل چند بعدي می باشد و در نهایت نیز به بررسی ابعاد مدیریت ریسک (زمینه ریسک ،شناسایی ریسک، برآورد و کاهش آن) پرداخته است.
مدل منیتوبا در ابتدا مدل سه مرحلهاي سادهاي را عرضه میکند که به صورت پیوسته سعی در تجمیع مولفه هاي مدیریت جامع سانحه را دارد. مدل مذکور با بررسی کاهش اثر و آمادگی در حوزه مدیریت عملیات، تحلیل و کنترل ریسک در حوزه مدیریت ریسک و در نهایت تحلیل خطر ،برآورد آسیب پذیري و ارزیابی منابع در حوزه تحلیل خطر سعی در ارایه مدلی مناسب دارد. مزیت و ویژگی این مدل، برقراري تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیري، به منظور پاسخ مناسب به نیازهاي خاص سانحه است.
هدف کلی مدل ویچسل گارتنر، ارزیابی خسارت احتمالی و برنامه ریزي اقدامات آینده براي کاهش این خسارت میباشد. این مدل معتقد است که ارزیابی آسیب پذیري به تنهایی مخاطرات طبیعی را کاهش نخواهد داد. بنابراین مهم است که اقدامات انجام شده به طور مداوم مورد بررسی ،ارزیابی و بازنگري قرار گیرند. مدل مذکور نیز با بررسی مولفه هایی نظیر سنجش در معرض قرارگیري، تحلیل خطر و برآورد خطر در بخش اول ،پایش و اصلاح برنامه، کنترل ریسک، برآورد ریسک و تحلیل آن در بخش دوم، پیشگیري، کاهش اثر، آمادگی، واکنش و بازیابی در بخش سوم، سعی در ارایه مدلی جامع دارد.
مدل چرخی شکل نیز مدلی فرآیندي- عملیاتی محسوب میشود. اما با بررسی برخی مولفه ها نظیر ارزیابی منابع در حوزه ارزیابی خطر و شناسایی ریسک در بخش مدیریت ریسک میتواند یک نمونه از مدلهاي سه بعدي محسوب گردد.
اما در میان همه مدلهایی که در این تحقیق به آنها اشاره شد، فقط مدل کانی میباشد که به صورت جامعتر و کاملتري نسبت به بقیه به بررسی مولفهها پرداخته است و اکثر مولفههاي مد نظر در تحقیق به جز زمینه ریسک و پایش آن در حوزه مدیریت ریسک را پوشش داده است. کانی براي مدیریت سانحه چرخهاي ارایه نموده که در نوع خود یکی از کاملترین چرخه هایی است که در آن اقدامات مدیریتی و اجرایی که لازم است در سیر یک سانحه انجام گردد لحاظ شده است. در این چرخه نیز مراحل و زیر مرحله هاي متعددي وجود دارد که تفکیک مرز مشخصی بین آنها میسر نیست. ضمن این که گاه بر حسب نوع سانحه، تقدم و تاخر این مراحل تغییر کرده و گاه در بعضی از انواع آن تعدادي از این مراحل وجود ندارد. به عبارتی در ساختار این مدل از ترکیب مدلهاي منطقی، یکپارچه و علیتی بهره گیري شده است.
با این اوصاف روشن میشود که برخی صاحب نظران به مدیریت سانحه، تک بعدي نگریستهاند؛ حتی در بعضی از مدلهاي دو بعدي نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونه شناسی ارایه شده در این تحقیق نشان می دهد که با توجه به نوع ایدهآل، مدل جامع باید دربرگیرنده هر سه عنصر مذکور باشد .
به طور خلاصه مدل هاي مختلفی تاکنون جهت مدیریت سانحه ارایه شده است که هر کدام داراي نقاط قوت و ضعف می باشند. اما از آنجا که ابعاد سانحه در مکان هاي مختلف، متفاوت است، هر سازمان و بخش باید متناسب با اقتضائات و بر اساس چشم انداز، ماموریت، اهداف کلان و راهبردهاي خود، سطح عملکرد و ابعاد خود را تبیین کند و پس از آن به طراحی شاخصها و انتخاب مدل همت گمارد. لذا هر سازمان و بخش با توجه به منابع موجود در سطوح مختلف در مدیریت سانحه مبادرت به عمل می آورد و با توجه به عوامل آسیب پذیري اعم از اقتصادي و اجتماعی سعی در کاهش تبعات سانحه در فضاهاي مختلف کالبدي و غیره را دارد.
لذا بر اساس نتایج بدست آمده، جهت استفاده از این مدل ها ابتدا باید به سه سوال اصلی پاسخ داده شود که عبارتند از:
عوامل محیطی در مدل منتخب چه جایگاهی دارند؟
مضامین سه گانه مدیریت سانحه مطابق مدل ایده آل به چه شکلی در مدل منتخب پوشش داده شده است؟
جایگاه بازخورد در مدل منتخب چگونه لحاظ شده است؟
در هر حال با توجه به بررسی هاي صورت گرفته و مدل ایده آل، عامل محیطی در بخش هاي مختلف مدل، جایگاه و عاملی لاینفک می باشد و در هر سه سطح آن قابل بررسی می باشد. همچنین مدل هاي مختلف هر کدام رهیافتی را به منظور مدیریت سانحه ارایه نموده اند به طوري که نقش آن ها در سوانح گذشته مشهود می باشد. حال اینکه توجه صرف هر مدل به یک زمینه خاص، از توجه آن مدل ها به تمامی عوامل موثر در مدیریت جامع و موثر را باز داشته است. همچنین در بیشتر مدل هاي ارایه شده تا به امروز، جایگاه بازخورد به عنوان یک حلقه مفقود به فراموشی سپرده شده است و کمتر مدلی در زمینه سوانح بر این مساله توجه نموده و آن را یک گزینه موثر در نظر گرفته است. همچنین براساس مدل ایده آل کاملاً واضح می باشد که ارزیابی خطر، پیش نیاز مدیریت ریسک است نه جزئی از آن. بنابراین پیشنهاد می شود در راستاي بهبود مدل هاي موجود، در مرحله اول، به چشم انداز، ماموریت، اهداف و راهبردها توجه شده و با بررسی و تعمق در آنها، ابعاد و معیارهاي موثر در مدیریت جامع سانحه تعیین گردد. همچنین پیشنهاد می گردد در ادامه مطالعات به بررسی و امکان ارایه مدل دیگري با استفاده از مدل هاي موجود و تلفیق آن-ها پرداخته شود. به طوریکه این مدل جامع یا ایدهآل، کلیه عناصر و مضامین مدیریت سانحه را پوشش دهد به نحوي که امکان استفاده از این مدل با اعمال تغییراتی در مکانها و شرایط مختلف وجود داشته باشد.
منابع
.1 Adger, W.N. and Hodbod, J. (2014). Ecological and social resilience. In Handbook of sustainable development, G. Atkinson, S. Dietz, E. Neumayer, M. Agarwala, eds., Cheltenham, UK., Northampton, MA, USA, Section I, pp. 91-104.
.2 Kraas, F. (2008). Megacities as Global Risk Areas. In Urban Ecology: An International Perspective on the Interaction Between Humans and Nature, J. M. Marzluff, W. Endlicher, G.
Bradley, U. Simon, E. Shulenberger, M. Alberti, C. Ryan and C. ZumBrunnen, eds., Springer, LLC., 233 Spring Street, New York, NY10013, USA, Section V, pp. 583-596. See also URL http://www.springer.com.
.3 Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth
Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference
“Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
.4 Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice. The world Bank‚ pp 155.
.5 León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
6. جدلی، هلن( .1373). ایمنی مناطق شهري در برابر خطرات زلزله (ارایه ضوابط و راهبردهایی در زمینه برنامهریزي شهري، طراحی شهري، طراحی ساختمان). مجموعه مقالات هشتمین سمینار بینالمللی پیشبینی براي زلزله راهبردهاي مقابله با آثار زلزلههاي آینده، مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی ایران، صص 382-416.
.7 Chang, S. E. (2014). Infrastructure resilience to disasters. The Bridge, Vol 44: 36-41.
8. رضایی، محمدرضا.، سرائی، محمد حسین. و بسطامی نیا، امیر( .1395). تبیین و تحلیل مفهوم تاب آوري و شاخص ها و چارچوب هاي آن در سوانح طبیعی، فصلنامه دانش پیشگري و مدیریت بحران، دوره 6، شماره 1، صص 32-46.
.9 Laframboise, N. and Acevedo, S. (2014). Man versus Mother Nature. Finance and Development, Vol 51: 44- 47.
رفیعیان، مجتبی. و پارسائیان، عاطفه( .1394). سنجش الگوي فضایی ادراك خطر به تفکیک محله ها در شهر یزد. دو فصلنامه مدیریت بحران، دوره 4، شماره 2، صص 37-46.
برایسون، جان. ام( .1381). برنامهریزي استراتژیک براي سازمانهاي دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
.21 Mohapatra, R. (2009). Community Based Planning in Post-Disaster Reconstruction: A Case Study of Tsunami Affected Fishing Communities in Tamil Nadu Coast of India. A thesis presented to the University of Waterloo in fulfillment of the thesis requirement for the degree of Doctor of Philosophy in Planning, Waterloo, Ontario, Canada.
.31 Kelly, C. (1998). Simplifying Disasters: Developing a model for Complex Nonlinear Events. Proceedings of International Conference on Disaster Management: Crisis and Opportunity: Hazard Management and Disaster Preparedness in Australasia and the Pacific Region, Cairns, Queensland, Australia, pp. 25-28.
.41 Alexander, D. (1997). The Study of Natural Disasters, 1977-1997: Some Reflections on a Changing Field of Knowledge. Disasters, Vol 21 (4): 284-304.
.51 Asghar, S., Alahakoon, D., and Churilov, L. (2006). A Comprehensive Conceptual Model for Disaster Management. Journal of Humanitarian Assistance.
.61 Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
.71 Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
.81 Given, L.M. (2008). The Sage encyclopedia of qualitative research methods, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
.91 Mills, A, J., Durepos, G. and Wiebe, E. (2010). Encyclopedia of case study research, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
.02 Bailey, K.D. (1994). Typologies and taxonomies: An introduction to classification techniques, Sage University papers: Quantitative applications in the social sciences, No. 07-102. Thousand Oaks, CA, US: Sage Publications, Inc.
.12 Rich, P. (1992). The Organizational Taxonomy: Definition and Design, The Academy of Management Review, Vol 17 (4): 758-781.
.22 Doty, D.H. and Glick, H.W. (1994). Typologies as a Unique Form of Theory Building: Toward Improved Understanding and Modeling, The Academy of Management Review, Vol 19 (2): 230251.
.32 ADPC. (2000). Community Based Disaster Management (CBDM): Trainer’s Guide, Module 4: Disaster Management. Asian Disaster Preparedness Center (ADPC). Bangkok, Thailand.
.42 Manitoba-Health-Disaster-Management (2002). Disaster Management Model for the Health Sector: Guideline for Program Development. Version 1.
.52 Bankoff, G. (2001). Rendering the world unsafe: ‘Vulnerability’ as Western Discourse. Proceedings of International Work-Conference on Vulnerability in Disaster Theory and Practice, Wageningen.
.62 Heijmans, A. (2001). Vulnerability: A Matter of Perception. Disaster Management Working Paper 4/2001, Benfield Greig Hazard Research Centre University College of London.
.72 Cannon, T. (2004). At Risk: Natural Hazards, People’s Vulnerability and Disasters. Proceedings of the CENAT Conference, Switzerland.
.82 Marcus, O. (2005). A Conceptual Framework for Risk Reduction. World Conference of Disaster Reduction, Kobe, Japan.
.92 Ibrahim, M.S., Fakharu’l-razi, A. and Mustapha, S. (2003). Technological Disaster’s Criteria and Models. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (4): 305-311.
.03 Shaluf, I., Ahmadun, F., Rashid, S. and Saari, M. (2003). Fire Explosion at Mutual Major Hazard Installations: Review of a case History. Loss Prevention in Process Industries, Vol 16 (2): 149155.
.13 Ibrahim, M.S., Fakharu’l-razi, A. and Aini, M.S. (2003). A Review of Disaster and Crisis. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (1): 24-32.
.23 DPLG-2 (1998). Green Paper on Disaster Management: Chapter 2 and 3. Available:
http://www.local.gov.za/DCD/policydocs/gpdm/gpdm2-3.html.
.33 Kimberly, A. (2003). Disaster Preparedness in Virginia Hospital Center-Arlington after Sept 11, 2001. Disaster Management and Response, Vol 1 (3): 80-86.
.43 Tuscaloosa, EMA. (2003). Tuscaloosa County Emergency Management Cycle. Available: www.tuscoema.org/cycle.html.
.53 Lechat, M. F. (1990). The international decade for natural disaster reduction Background and objectives. Disasters, vol 14 (1): 1-6.
.63 Mitroff, I. and Pearson, C.M. (1993). Crisis Management: A Diagnostic Guide for Improving Your Organization’s Crisis-preparedness. Jossey-Bass Publishers, Pp: 139.
.73 Gupta, M. (2010).Afghanistan National Disaster Management Plan. UNDP.
.83 Mitroff, I. (2000). Managing Crises Before They Happen: What Every Executive Needs to Know About Crisis Management. AMACOM Publishers, Pp: 172.
39. حسینى، حسین. و جدى، مجید( .1385). مدیریت بحران با رویکرد امنیت عمومى. جلد اول، تهران: معاونت آموزش ناجا.
.04 Heinreich, H.W. (1941). Industrial Accident Prevention. New York and London.
.14 Mc Conkey, D. (1987). Planning for Uncertainty. Business Horizons Journal, Vol 30: 40-45.
.24 Weichselgartner, J. (2001). Disaster Mitigation: The Concept of Vulnerability Revisited. Disaster Prevention and Management Vol 10 (2): 85-94.
.34 Moe, T.L. and Pathranarakul, P. (2006). An integrated approach to natural disaster management. Disaster Prevention and Management, Vol 15 (3): 396 – 413.
.44 McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
.54 Mitroff, I., Shrivastava, P. and Udwadia, F. E. (1978). Effective CrisisManagement. Academy of Management Executive Journal, Vol 1 (4): 283-292.
.64 Aguayo, R. (1991). Dr. Deming: The American Who Taught the Japanese about Quality, Fireside. Touchstone Publishers, 304p.
.74 Blaikie, P., Mainka, S. and McNeely, J. (2005). The Indian Ocean Tsunami Reducing Risk and Vulnerability of Future Natural Disasters and Loss of Ecosystem Services. An Information Paper: The World Conservation Union (IUCN), Switerzerland.
.84 Fink, S. (1986). Crisis Management: Planning for the Inevitable. New York: American Management Association.
.94 Littlejohn, R. F. (1983). Crisis Management- A Team Approach, American Management Associations, New York.
.05 Australian Development Gateway. (2008). “The Disaster Risk Management Cycle.” http://www.developmentgateway.com.au/jahia/webdav/site/adg/shared/DRMC_Torqaid.pdf .15 Baas, S., Ramasamy, S., DePryck, J. D. and Battista, F. (2008). Disaster Risk Management Systems Analysis. A guide book, Rome.
.25 PDMCA. (2013). Badakhshan Provincial Disaster Management Plan, Provincial Disaster Management Committee, Islamic Republic of Afghanistan, National Disaster Management Authority.
.35 Zimmermann, M. and F. Stössel (2011). Disaster Risk Reduction in International Cooperation: Switzerland‘s Contribution to the Protection of Lives and Livelihoods. Swiss Agency for Development and Cooperation, Berne, Switzerland, 23 pp.
54. روشندل اربطانی، طاهر.، پورعزت، علی اصغر. و قلیپور، آرین( .1387). تدوین الگوى جامع فراگرد مدیریت بحران با رویکرد نظم و امنیت. فصلنامه دانش انتظامی، سال دهم، شماره دوم، صص: 63-80.
.55 Cuny, F. (1998). Principles of Management: Introduction to Disaster Management. Wisconsin: University of Wisconsin-Madison press.
.65 González-Herrero, A. and Pratt, C.B. (1996). An integrated symmetrical model for crisiscommunication management. Journal of Public Relations Research, 8 (2): 79-105.
.75 Penrose, J. M. (2000). The role of perception in crisis planning. Journal of Public Relations Review, vol 26 (2): 155-171.
.85 Statoil. (2013). The in Amenas Attack: Report of the investigation into the terrorist attack on In Amenas. Prepared for Statoil ASA’s board of directors. Statoil ASA.
.95 Okada, N. (2004). Urban Diagnosis and Integrated Disaster Risk Management. Journal of Natural Disaster Science, Volume 26 (2): 49-54.
.06 Shi, P., Xu, W., Ye, T., He, C., Wang, J. and Li, N. ‘(2011). Developing Disaster Risk Science, Discussion on



قیمت: تومان


پاسخ دهید