علوم و تكنولوژي محيط زيست ، دوره هفدهم، شماره سه، پاييز 94

بررسي مهم ترين عوامل محيطي در پراكنش گونه سرخس عقابي
در پارك ملي گلستان (Pteridium Aquilinum (L.)Kuhn )

نازنين يداللهي1 * [email protected]نعمت ا… خراساني2 اسدا… متاجي3 وحيد اعتماد4 الميرا كاظمي جهنديزي1

تاريخ دريافت: 25/6/90 تاريخ پذيرش:18/11/90

چكيده
زمينه و هدف: سرخس ها و خويشاوندان آن مخصوص مناطق مرطوب مي باشند و به همين دليل جنـگل هــاي شم ـال ايــران رويشگاه هاي مناسبي براي آنها به شمار ميروند. در ايران مطالعاتي در زمينه عوامل محيطي اين گونه صورت نگرفته است. هدف از انجام اين پژوهش بررسي عوامل محيطي در پراكنش سرخس عقابي در ارتفاعات مختلف جنگلهاي هيركاني است اين مطالعه در بخش شمال غربي پارك ملي گلستان صورت پذيرفت.
روش بررسي: پلات هايي به صورت كاملا تصادفي در ارتفاعات مختلف پارك انتخاب گرديد و در مناطق حضور گونه به روش ميداني، به صورت تصادفي نمونه برداري از خاك و گونه هاي همراه صورت گرفت.
پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به تهيه نمونه خاك از مركز قطعه نمونه، به عمق 30 سانتيمتري اقدام شد. سپس ارتباط متغير هاي محيطي و پوشش گياهي با استفاده از آناليز مولفه هاي اصلي(PCA) تعيين گرديد.

دانش آموخته كارشناسي ارشد رشته علوم محيط زيست، دانشكده محيط زيست و انرژي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران، ايران
*(مسوول مكاتبات).
استاد، دانشكده منابع طبيعي،دانشگاه تهران
دانشيار، دانشكده منابع طبيعي، گروه جنگل ومرتع، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران
استاديار، دانشكده منابع طبيعي، گروه جنگلداري و اقتصاد جنگل، دانشگاه تهران

يافته ها: با استفاده از آناليز دو طرفه گونههاي معرف (TWINSPAN)، پوشش گياهي منطقه طبقهبندي و منجر به تفكيك سه گروه اكولوژيك و در هر گروه چند گونه معرف شناسايي شد.
بحث ونتيجه گيري: نتايج حاصل از آناليز دو طرفه گونه هاي معرف، حاصل ماتريس 62 گونه و 18 پلات به مساحت 100 متر مربع ميباشد. نتايج حاصل از آناليز (PCA) نشان داد كه گروهها بر اساس حاصلخيزي خاك از هم جدا شدهاند و پراكنش گروههاي اكولوژيك در منطقه تحت تاثٌير خصوصيات شيميايي يا به نوعي مرتبط با شرايط حاصلخيزي رويشگاه است.

كلمات كليدي: سرخس عقابي، پارك ملي گلستان، جنگل هاي هيركاني، آناليز مولفه هاي اصلي، آناليز دو طرفه گونه هاي معرف.

مقدمه
آگاهي از وضعيت جوامع گياهي و ويژگي هاي خاك يك اكوسيستم كمك شاياني در برآورد روند پويايي آن مي نمايد چرا كه اين موارد، شالوده يك اكوسيستم محسوب شده و اثرهاي متقابلي بر يكديگر دارند. به عبارت ديگر يك همبستگي عميق بين عناصر رويشي و شرايط محيطي وجود دارد (1) و حضور گونه هاي معرف به ميزان قابل توجهي وابسته به مشخصه هاي ادافيكي رويشگاه مي باشد (2).
با توجه به نقش رستنيها در طبيعت و تعادل اكوسيستم طبيعي، درك و فهم روابط موجود بين گياهان و عوامل محيطي، براي حفظ ثبات و پايداري در آن ها ضروري است.
دگرگوني هايي كه مي تواند در مسير حركت تكاملي اكوسيستم ايجاد گردد، ايجاب ميكند كه به مطالعهي رستنيها توجه بيشتري مبذول گردد. توجه به اين نكته ضروري استكه فقط گونه هــايي قابليت پيش بيني شــرايط رويشــگاهـي را دارا مي باشند كه داراي دامنه بومشناختي محدودتري مخصوصاً در شرايط محيطي با مقياس محلي باشند كه به اين گونه ها، گونههاي معرف اطلاق مي شود. از اين جهت عناصر رويشي علفي (كف جنگل) معرف حساسيت بيشتر به تغييرات شرايط محيطي به ويژه شرايط خاكي بوده و مي توانند به عنوان يك معرف زيستي عمل نمايند (3). عناصر رويشي علفي (كف جنگل) معرف مي توانند يك سنجش خوب، سريع، آسان و كم هزينه از شرايط رويشگاهي به ويژه شرايط خاكي را فراهم نمايند (4).
در بسياري از كشورها از رستني هاي كف جنگل به عنوان معرفهايي از مراحل توالي جنگل، كيفيت خاك، در تشخيص كيفيت رويشگاه، به عنوان يك مولفه اساسي در سيستم رده بندي رويشگاه و ابزاري جهت پيشبيني توان توليد جنگل استفاده شده است (5).
امتياز بكارگيري گونه هاي علفي به عنوان معرف در تعيين كيفيت توده هاي جنگلي در اروپا توسط براون بلانكه و النبرگ مورد توجه و مطالعه قرار گرفت(6، 7و 8).
همچنين اين شيوه توسط روجيسترونرفاليس براي ارزيابي توان اكوسيستم هاي جنگلي در فعاليتهاي جنگل شناسي و جنگل داري به كار گرفته شد. اولين بار طبقه بندي رويشگاه ها به عنوان معياري از كيفيت اكوسيستم هاي جنگلي (رستنيها و رويشگاه ها) توسط دابنمير ارايه شد(10،9، 11و12).
بنابراين آناليز پوشش گياهي و وضعيت خاك بيشترين اطلاعات را براي طبقه بندي رويشگاه به لحاظ كيفيت و فراهم بودن مواد غذايي مهيا مي سازد.
طبقه بندي بر اساس عناصر رويشي معرف، هزينه چنداني را در پي ندارد(4). با توجه به موارد ياد شده، اين تحقيق نيز با هدف آناليز پوشش گياهي و ارتباط آن با شرايط ادافيكي انجام شده است.
سرخس عقابي از جمله گونه هاي آفتاب دوست موجود در پارك ملي گلستان است كه داراي پراكندگي وسيعي است، سرخس ها و خويشاوندان آنها بيشتر مخصوص مناطق مرطوب مي باشند و به همين دليل جنگل هاي شمال رويشگاه هاي مناسبي براي آنها به شمار ميروند. در جمع 52 گونه متعلق به 26 جنس در 15 تيره شناخته شده است.
از تيره Pteridium Aquilinum (L.)Kuhn
.(13)مي باشد Dennstaedtiacea روش بررسي

شكل1 – موقعيت پارك ملي گلستان در نقشه ايران
پارك ملي گلستان در شمال شرقي ايران و شرق استان گلستان، شمال غربي استان خراسان و شمال استان سمنان قرار گرفته است. اين منطقه در حد فاصل ً 43 َ16 37 تا ً35 31 37 عرض شمال و ً25 َ43 55 تا ً48 َ17 ْ55 تاً 48 َ17
ْ56 طول شرقي قرار گرفته و مساحت پارك حدود 87242 هكتار و محيط آن 147 كيلومتر است(14). شكل ذيل نمايي از منطقه مورد مطالعه را نشان مي دهد (1).

ابتدا به تعيين سطح اثر براي مطالعه و توليد نقشهي پراكنش يا حضور گونه بر اساس پيمايش زميني، به روش ميداني پرداخته و نقشهي پراكنش گونه مورد نظر توليد گرديد. سپس تاريخچه-ي مديريت در عرصه به روش كتابخانه اي بررسي شد.
نمونه برداري در مناطق حضور گونهي مورد بررسي (با توجه به نقشه ي حضور گونه) به صورت انتخابي در پارك ملي گلستان صورت گرفت و گونه هاي همراه فهرست شدند. در بررسي پوشش گياهي از روش (براون بلانكه) استفاده شد. با توجه به نقشه پراكنش سرخس عقابي (پارك ملي گلستان) در محدوده ي ارتفاعي (569 تا 1062 متر از سطح دريا) نقاط حضور سرخس عقابي، محدوده پراكنش اين گونه به وسيله GPS تعيين و به ازاي هر 100 متر افزايش ارتفاع قطعه نمونه (پلات داراي سرخس، پلات شاهد)پلي گوني از آن رسم گرديد.
در محدوده مورد مطالعه با توجه به تغييرات ارتفاعي كه حدود 600 متر مي باشد به ازاي هر 100 متر ارتفاع سه قطعه نمونه
(18 قطعه نمونه) با سه تكرار به صورت تصادفي برداشت گرديد.
سپس تراكم، ارتفاع گونه و گونههاي همراه تعيين شد. به مساحت 100 متر مربع براي مطالعهي تراكم، ارتفاع گونه و گونههاي همراه تعيين شده. پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به تهيه ي نمونهي خاك از مركز قطعه نمونه به عمق 30 سانتيمتري اقدام شد. در چنين محدوده ي ارتفاعي اگر پراكنش گونهي سرخس از شرايط ناهمگني برخوردار باشد، (اشكوب هاي درختي و درختچه اي) قطعه نمونه اي ديگر در هر يك از شرايط ناهمگن انتخاب و پارامترهاي مذكور در آن بررسي گرديد.
در مرحلهبعد پارامتر هاي ميكروكليما و شرايط ادافيكي خاك به روش ميداني و آزمايشگاهي مورد بررسي و در نهايت تجزيه و تحليل گرديد.
مشخصه هاي خاك اندازه گيري و اطلاعات جمع آوري شده از كليهي قطعات نمونه، با استفاده از آناليز دو طرفه گونههاي
معرف (TWINSPAN)، پوشش گياهي منطقه طبقهبندي

Eigenvalue =
٠٫٧٢

N=
6

Carpinus betulus
1
(
0
,
6
)
Eigenvalue =
٠٫٣٣

First division N=
18

N=
12

Eigenvalue =
٠
.
٤١

Cratae
g
us
p
enta
gy
na

1

(
5
,

0
)
R
ubus
p
rocerus
1
(
0
,

3
)
Eigenvalue =
٠
.
٤٤

N=
8

N=
4
Eigenvalue =
٠
.
٥٥

Viola alba
1
(
3
,

0
)
B
u
p
leurum s
pp
.
1

(
0
,

7
)

Eigenvalue =

٠٫٧٢

N=

6

Carpinus betulus

1

(

0

,

6



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید