صفحات 5 – 14
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 17 شماره2 تابستان 1391
98564311650

منابع ایدهپردازی معماری
جستاری در فرایند ایده پردازي چند معمار از
جامعة حرفهاي کشور

حمیدن دیمی1*، فرهاد شریعت راد2
1دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2دانشجوی دکتری و مدرس معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران .
)تاریخ دریافت مقاله: 14/2/91، تاریخ پذیرش نهایی: 10/4/19(چکیده
ایدة اولیه طراحی، بازتابی است که در مواجهه با یک مسئلة طراحی، در ذهن طراح، شکل گرفته و در بسیاری مواقع ظاهر و آشکار نمیباشد. حال، اینکه «ایدة اولیه طراحی معماری از کجا نشأت میگیرد، منابع ایدهپردازی معماری کدامند و سهم هر یک چیست؟»، پرسشی است که مقالة حاضر به آن میپردازد. در راستای پاسخگویی به پرسش فوق، پژوهشی بر روی فرایند ایدهپردازی چند تن از معماران حرفهای ایران انجام گرفت که گزارشی از یافتههای آن در این مقاله ارائه شده است. در پژوهش یادشده، گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبة شخصی، مطالعة مدارک مربوط به فرایند طراحی و ثبت توضیحات معماران دربارة یکی از پروژههای ایشان و نیز پرسش و پاسخ جمعی، انجام شد. این مقاله با تحلیل پاسخهای معماران، عواملی که «مسئله» و «طراح»، به عنوان عناصر اصلی «موقعیت طراحی»، با خود وارد میکنند، را به عنوان منابع ایدهپردازی معماری معرفی میکند .
این منابع عبارتند از عوامل معطوف به مسئله شامل بستر و موضوع و عوامل معطوف به طراح؛ که هر کدام میتواند سهمی در شکلگیری ایدة اولیه معماران داشته باشد. نتایجِ حاصل از مطالعه، در قالب نموداری، در انتهای مقاله بازنمایی شده و در پایان نیز محدودیتهای پژوهش حاضر و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ارائه گشته است .
واژه های کلیدی
طراحی معماری، فرایند ایدهپردازی طراحی، منابع ایدهپردازی، مسئلة طراحی، طراح.

. E-mail: ha-nadimi@sbu.ac.ir ،021-22431643 :نویسنده مسئول: تلفن: 09127905684 ، نمابر*

مقدمه

یکی از پرسشهای همیشگی دانشجویان در کارگاههای طراحی معماری، که چون دغدغهای ذهنی گهگاه نیز ابراز میشود ،اینست که فرایند طراحی را از کجا باید شروع کرد و آنچه که ایدة اولیة طرح میخوانیم از کجا میآید؟ این پرسش مهم را در ادبیاتی که حاصل حدود شش دهه پژوهشهای طراحی است میتوان ردیابی کرد (Bayazit, 2004; Broadbent, 1979; Cross, 2007). سلسله پژوهشهای یاد شده بر اساس چارچوبهای ذهنی و نیز اتخاذ روشهای گوناگونی به انجام رسیده است؛ از تأمل و نظریهپردازی گرفته تا مصاحبه با طراحان و نیز ثبت و تجزیه و تحلیل پروتکلهای طراحی و روشهای کیفی و کمی دیگر 1 .
آنچه امروزه بیشتر مورد توجه طراحی پژوهان قرار گرفته و به نظر می رسد واقعیت رویداد پیچیده ای چون طراحی را بهتر می تواند بازنمایی کند، تمرکز پژوهش روی طراحان خبره و خبرگی در طراحی است )برای مثال
Cross, 2004, 2006; Lawson & Dorst, 2009). چرا که ساز و کار واقعی اندیشة طراحانه با تمام پیچیدگیا ش در فرایندهای ذهنی طراحان خبره قابل پیگیری است. از آنجا که این سازوکارها در حقیقت همان چیزی است که آموزش معماری درصدد هدایت فرایندهای ذهنی دانشجویان طراحی به سمت آن است، پژوهش روی طراحان خبره و خبرگی در طراحی میتواند خروجیهای خوبی برای آموزش نیز داشته باشد. آشنایی با زیر و بمهای فرایند ایدهپردازی طراحان خبره میتواند برای دانشجویان و طراحان کم تجربهتر، نوعی فراآگاهی و اعتماد بنفس بیشتر را به ارمغان آورد .
براساس مفروضات فوق، پرسش کلیدی یاد شده مبنای پژوهشی قرار گرفت که اجرای آن در چارچوب ارائة یکی از دروس نظری دورة کارشناسی ارشد معماری دانشگاه شهید بهشتی، «ایده پردازی و فرایند طراحی»، صورت پذیرفت. در تجربة یاد شده، علاوه بر طرح مباحث ناظر بر محتوای درس ،مستندسازي فرایند ایده پردازي و طراحي چند معمار از جامعة حرفهاي کشور نیز در دستور کار قرار گرفت که حاصل این مستندسازیها به صورت سمینار و با حضور خود آنان در کلاس به بحث گذاشته شد. علاوه بر آن که شیوة ارائة درس نظری یاد شده- که محتوای آن از جنس علم دربارة طراحی است2 – از سوی دانشجویان بسیار موفق ارزیابی شد،3 نتایج پژوهش نیز چه بسا در راستای پاسخ به پرسش رایج در کارگاههای طراحی معماری باشد.
این مقاله، ایدهپردازی را به عنوان بخشی از فرایند طراحی مورد بررسی قرار داده و با توجه به عنوان درس، ایدهپردازی و فرایند طراحی، ایده را به عنوان یکی از واژگان کلیدی خود معرفی میکند. ایده4 و طرحمایه5 مفاهیمی نزدیک به هم هستند که دربسیاری از گفتگوهای عادی معماران نیز مترادف با یکدیگر بهکار میروند. بنابراین لازم است در ابتدا تفاوت ایده و طرحمایه بهطور خلاصه مورد بررسی قرارگیرد تا اصلیترین مفهوم موردمطالعه این نوشتار تا حدی روشن شود.
از این نظر که هم در طرح مایهها و هم در ایدههای ما اندیشههای معینی وجود دارد که نتیجة ادراک و فهم چیزی است (McGinty, 215( ,1979، معانی طرحمایه و ایده بسیار نزدیک به هم هستند؛ ولی یک ویژگی خاص میتواند طرحمایه را از ایده متمایز کند. آن ویژگی اینست که « طرحمایه اندیشهای است که دغدغهاش شیوة تلفیق و ترکیب کردن عناصر یا ویژگیهای مختلف در یک چیز واحد است. در معماری، یک طرحمایه همچنین چگونگی ترکیب وجوه مختلف نیازهای طراحی در یک اندیشة مشخص را تعریف میکند و لذا طرحمایه مستقیماً بر شکلگیری طرح تأثیرگذار است.»بنابراین طرح مایهها تصاویر مبهمی از راهحل نهایی طراحی ارائه میدهند و « ایدههایی هستند که عناصر مختلف را در یک کل جمع میکنند »(Ibid., 208). به تعبیری دیگر « طرحمایه را شاید بتوان به هسته یا دانة گیاه تشبیه کرد که همة اطلاعات مربوط به ویژگیهای شکلی و مراحل رشد آن گیاه را به صورت یک کل واحد در خود ذخیره دارد» )ندیمی ،1378، 99(.
در ادبیات مربوط به نظریه آفرینی )برای مثال, Reynolds 1971(، زمان شکلگیری ایده در ذهن طراح قبل از تولید کانسپت6دانسته میشود. به این صورت که معمولاً ابتدا ایدهای در ذهن پژوهشگر به وجود میآید و سپس برای در میان گذاشتن آن با دیگران، پژوهشگر از طریق کانسپت، قابلیت گفتمانی شدن را به آن ایدة اولیه میبخشد. در ادبیات طراحیپژوهی، بسیاری مواقع ایدههای اولیه در ذهن طراحان به عنوان مولدهای اولیة طرحمایة آنها معرفی میشود. جین دارکی7 معتقد است که طراحان قبل از تجزیه و تحلیل مسئله و یا تهیة فهرستی بیرونی از عواملی که باید مدنظر قرار گیرند، هدف معین یا مجموعة کوچکی از اهداف را تعیین میکنند که موجب تقلیل راه حلهای ممکن به تعدادی راه حلهای مدیریتپذیر، از نظر ذهنی، میشوند. این اهداف کلی8که وی با عنوان « مولدهای اولیه» معرفی میکند، «سپس باعث به وجود آمدن یک راهحل طراحی یا حدس میشوند»9 (Darke, 186( ,1984. این حدس یا راهحل پیشنهاد شده تعبیری دیگر از طرحمایه میباشد که به عقیدة دارکی خواستهها و نیازهای مسئله نیز در آن مدنظر قرار گرفته است. مولدهای اولیه پیش از طرحمایه در فرایند طراحی حضور مییابند و به نظر دارکی «به عنوان نقاط آغاز توسعه و پرورش طرحمایه کار میکنند) »Darke, 1979 به نقل از Restrepo & Christiaans, 2004(.
دارکی مولد اولیه را بیشتر به عنوان تصوراتی از راه حلهای ممکن میداند که طراح آنها را در برخورد با یک موقعیت طراحی تازه وضع میکند؛ ولی به اعتقاد رسترپو و کریستیانس) Ibid( لزومی ندارد مولد اولیه صرفاً معطوف به راه حلهای ممکن برای طراح باشد و گاهی روابط توصیف کنندة موقعیت طراحی نیز میتواند نقش مولد اولیه را ایفا کند. آنها در مطالعهای تجربی از طراحان آزمودنی خود خواسته بودند تا پس از اولین مطالعة کوتاه مدت برنامة طرح، تفسیر خودرا از تکلیف طراحی یادداشت کنند .این پژوهشگران یادداشتهایطراحان از اولین تفسیرهای خود را با عنوان « بازنماییهای اولیه»10، معرفی کرده و معتقدند این بازنماییها نقش اساسی در چگونگی پیشبرد مسیر فرایند طراحی ایفا میکنند. در نهایت رسترپو و کریستیانس نتیجه میگیرند که این بازنماییهای اولیه طراحان هم میتوانند راجع به مسئله باشند و هم راجع به راهحل.
3042112551

آنچه به عنوان منابع ایدهها یا مولدهای اولیة طراحی، در ادبیات طراحیپژوهی معرفی شده، اکثرا از قبال پژوهشهای دیگر و یا با توجه به تجربة خود طراحًیپژوهان استخراج شده است. به طور مثال شاید بتوان از یافتههای رسترپو و کریستیانس، مسئلة طراحی و راه حلهای موجود در ذهن طراح را به عنوان دو منبع مولدهای اولیه نتیجه گرفت و یا به دستهبندی سهگانة لاوسون برای منابع مولد اولیه متشکل از برنامة طرح، قیود بیرونی مثل سایت و اصول راهنمای طراح اشاره کرد )لاوسون ،240-224 ،1384(. او برای این کار ابتدا به بررسی رویکردهای اتخاذ شده توسط سه گروه دانشجویی در یک مسابقة طراحی میپردازد واز طریق مطالعة این رویکردها در آغاز فرایند طراحی، سه منبع یاد شده را برای مولد اولیة طراحی پیشنهاد میکند.
در جمعبندی میتوان گفت که تولد ایده در ذهن طراحان، از نظر زمانی، مقدم بر ساخته شدن طرحمایه توسط آنهاست و ایدهها، از جنس تفکرات و اهدافی هستند که جایگاهشان در ذهن طراح است و وقتی به صورت یک راهحل ارائه شوند، تبدیل به طرحمایه خواهند شد. به تعبیری دیگر، ایدة اولیه آغازگر خلق طرحمایه بوده و توسعة طرحمایه، طرح نهایی را موجب میشود .در این نوشتار واژة «ایدة اولیه» مترادف با مولد اولیه طراحی و متفاوت از طرحمایه در نظر گرفته شده است و در مصاحبه با معماران نیز از این واژه بیشتر کمک گرفته شده است.
در مقالة حاضر ابتدا مراحل انجام پژوهش روی منابع ایدة اولیة چند تن از معماران برجستة کشور مطرح میشود و سپس یافتههای پژوهش یاد شده ارائه میگردد. در نهایت نیز منابع ایدهپردازی معماری در قالب الگویی بازنمایی میشود .
1. روش و روند پژوهش
پژوهش پیش رو، در یک بازة زمانی حدودا دو ساله انجام شده و جمع آوری اطلاعات آن)ابتدا با همکاریً دانشجویان و سپس توسط خود نگارندگان( در قالب دو نیمسال تحصیلی متفاوت )نیمسال دوم 89-88 و دوم 90-89(، صورت پذیرفته است. در راستای انجام این پژوهش، فرایند ایده پردازی و اتخاذ راهبردهای طراحیِ 14 معمار کشورمان) 11 معمار حرفهای مستقل و 3 طراح در یک کار گروهی مشترک(، مورد مطالعه قرار گرفت. در مورد 6 تن از این معماران، این امکان به وجود آمد که در هر دو نیمسال در پژوهش شرکت داده شوند و بدین ترتیب ، کاستیهای بار نخست در دومین بررسی مرتفع شده و احتمال درستی یافتههای تحقیق افزایش یافت .
با توجه به آنچه گفته شد، در طول پژوهش ،20 بستة اطلاعاتی گردآوری شد که هر بسته خود شامل پاسخ به سؤالات در مصاحبة حضوری و مستندات جلسات کلاسی بود. از این بیست بسته، اطلاعات حاصل از مطالعة سه معمار مربوط به کار گروهی و همچنین دو معمار از دور نخست پژوهش، به دلیل وجود نواقص معنادار نسبت به اطلاعات بدست آمده از دیگر شرکت کنندگان، کنار گذاشته شد. بدین ترتیب اطلاعات حاصل از 51 مورد باقیمانده مورد تحلیل قرار گرفت .
طي نخستین دورة ارائه درس، فرایند طراحي نُه معمار به همراه فرایند یک تجربة طراحی گروهي مورد مطالعه قرار گرفت. در ایندوره همة معماران در برابر هفت پرسش اصلي قرار گرفته و پاسخهایي ارائه دادند. سپس از ایشان دعوت شد تا در هر جلسهدو نفر از آنان به توضیح فرایند ایدهپردازی خود بپردازند؛ اینامر پنج جلسة طولاني را به خوداختصاص داد. سپس گزارههايکلیدی معماران در کنار یکدیگر قرار داده شد تا از تحلیل مجموعة آنها مفاهیم مشترک بیرون کشیده شود. این تحلیل علاوه بر نکات مشترک موجود در پاسخها، تعارضاتي را نیز در نحوة پاسخگویي به بعضي پرسشها آشکار نمود. در نهایت با بازنگري روند طي شده در این دوره، کاستیهای تجربه شناسایی شد که به نگارندگان در برنامهریزي بهتر دورة بعد کمک شایاني کرد.
طي دورة دوما رائه درس که به عنوان منبعا صلي پشتی بانيکنندة نتایج پژوهش محسوب ميشود، مطالعه بر فرایند طراحي هشت معمار، که غالباً در دورة پیش نیز حضور داشتند، در «سه مرحله »زیر برنامه ریزي شد:
49320015064353

مرحله یک( با تمرکز بر مراحل تولدّ، تثبیت و پرورش ایده ،هفت پرسش از قبل تدوین شده بود. در مرحلة نخست، یکی از پروژههای هر معمار، با مشورت خود وی، انتخاب و طی مصاحبهای توسط گروهی داوطلب از دانشجویان کارشناسی ارشد11 در دفتر کار معمار، پاسخها به هفت پرسش یاد شده در خصوص پروژة منتخب دریافت شد. از میان پرسشها، سه پرسش ابتدایی به مرحلة تولدّ ایدة اولیه اشاره داشت که با توجه به هدف مقاله، در اینجا پاسخهای معماران به این سه پرسش بیشتر مورد تحلیل قرار گرفته است. پرسشها به این ترتیب بود:
نخستین تفسیر و تبیین صورت مسئله از نگاه شما چه بود؟
اولین اقدام یا اقداماتی که به عنوان مسئول طراحی انجام دادید چه بود؟
نخستین جرقة ایدة طرح چه بود و از کجا آمد؟پس از استخراج پاسخها از خلال مصاحبه با معماران و تکمیل برخی کاستیهای کلامی، گزارههاي کوتاهي به عنوان پاسخ ایشان به پرسشها تألیف شد. در نهایت جهت اطمینان از صحّت گزارههاي تألیف شده از پاسخ هر معمار، این گزارهها به تأیید خود او رسانده شد.
52020007494354

مرحله دو( مرحلة دوم شامل برگزاری جلسات 3 الي 4 ساعتة کلاس بود که شامل ارائة تصویري آثار معماران همراه با توضیح فرایند طراحي توسط هر معمار بود. سپس از خلال پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان و مدرسان کلاس )نگارندگان(، پاسخ معماران به پرسشهای هفتگانه تکمیل گردید .
مرحله سه( مرحلة آخر شامل مصاحبة مجدد با معماران دربارة تعمیم پذیری «مدل عمومي راهبرد خلاق در طراحی»، که حاصل پژوهش روی سه طراح صنعتی برجسته است Cross,) 2006(، به حوزة طراحي معماری و در مقایسه با فرایند طراحی خودشان بود. نتایج حاصل از این مرحله در مقالهای مجزا قابل پیگیری است12 و نوشتار حاضر تنها به ارائة نتایج حاصل از دو مرحله نخست خواهد پرداخت.
تحلیل اطلاعات بدست آمده از پاسخهای معماران، به ترتیب با استخراج گزارههای کلیدی، محوربندی گزارهها و گزینش مفاهیم و گزارههای مشترک انجام شد. در ابتدا برای هر سؤال جدولی مجزا شکل گرفت که پاسخ هر یک از معماران به آن سؤال در سطری از آن جدول گنجانده شده بود. هر سطر به دو ستون تقسیم میشد که پاسخهای مربوط به هر دورة پژوهش در یکی از آنها قرار میگرفت. بدین ترتیب امکان مقایسة همزمان پاسخها در دسته بندی هفتگانه به وجود میآمد؛ و از این طریق توصیفها و مفاهیم مشترک موجود در پاسخهای مربوط به هر سؤال، برای هر معمار و همچنین در میان معماران مختلف، در دو دورة پژوهش ،استخراج میشد. این فرایند رفت و برگشتی، چندین بار از سؤال اول تا آخر تکرار میشد تا در نهایت روابطی در میان پاسخهای هر معمار در دو دوره و همچنین میان پاسخهای معماران با یکدیگر کشف و دستهبندی گردد. در نهایت هر دو پژوهشگر به بحث و تبادل نظر در مورد دسته بندیها و موضوعات بدست آمده و مقایسة آنها با پاسخهای معماران میپرداختند تا اینکه توافق مشترکی حاصل و نتیجهای تثبیت میشد.
2. یافتههای پژوهش
برای پی بردن به آنچه در اولین مواجهة معماران با صورت مسئلة طراحی، برای آنها، مهمتر بوده و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، اولین تفسیرشان پس از اولین رویارویی با صورت مسئلة طراحی مورد پرسش قرار گرفت. بدین ترتیب پژوهشگران میتوانستند با دنبال کردن مسیر طراحی و مقایسة طرح نهایی معماران با نخستین تفسیرشان از صورت مسئله، به تأثیرگذاری یا عدم تأثیرگذاری آن در فرایند ایدهپردازی پیببرند .
در پرسش بعد، از طراحان خواسته شد تا نخستین اقدامی را که بهعنوان مسئول طراحی اِنجام دادهاند، توضیح دهند1. از اینطریق میشد رابطة میان 1(نخستین تفسیر طراحان و اولیناقدام آنها و 2( اولین اقدام آنها و فرایند شکلگیری ایدة طرحرا کشف کرد. سپس از طراحان به طور مستقیم دربارة اولینجرقة ایدة طرحشان و خاستگاه آن پرسیده شد؛ بدین طریق پژوهشگران مترصد بودند که دریابند آیا از تحلیل پاسخها میتوان منابع ایدهپردازی طراحی معماری را در دستهبندی مناسبی معرفی کرد؟
یک موقعیت طراحی زمانی شکل میگیرد که طراح با یک مسئلة طراحی مواجه میشود و این رویارویی، آغاز فرایند طراحی را رقم میزند. بنابراین میتوان گفت که موقعیت طراحی در وهلة نخست شامل همة عواملی است که همراه مسئله طراحی و طراح به موقعیت راه یافتهاند. در بررسی اولین تفسیر طراحان در برخورد با مسئله، هرچند در ابتدا پاسخها به ظاهر متفاوت به نظر میرسیدند؛ ولی با کمی تعمق بیشتر اشتراکاتی نمایان شد .تفسیر اشاره شده در هر پاسخ، حکایت از تمرکز بیشتر طراح بر یکی از عناصر موقعیت طراحی داشت. در ادامه 80% درصد از اقدامات اولیة طراحان مبتنی بر تفسیر اولیه و توجهشان به عناصر خاص موقعیت طراحی شکل گرفته بود و 69% درصد از آنها نخستین جرقة ایدة طرح را همراستا با تفسیر اولیه خود از صورت مسئلة طرح معرفی کردند.14
تحلیل اطلاعات بدست آمده از توصیفهای معماران، سه کانون توجه عمده برای آنها، در برخورد با یک مسئلة طراحی ،ارائه میدهد که میتوان آنها را از عناصر اصلی هر موقعیت طراحی دانست؛ «بستر» و «موضوع» به عنوان دو وجه معرف مسئلة طراحی یا به تعبیری «عوامل معطوف به مسئله» و هر آنچه طراح به همراه خود به موقعیت طراحی میآورد که میتوان آنها را «عوامل معطوف به طراح» نامید. هر کدام از این عناصر در توضیحات معماران دربارة اولین جرقة ایدة طرح و منشأ آن نیز به عنوان منبعی که ایده از آن نشأت گرفته، قابل شناسایی است. بنابراین در ادامة مقاله، «بستر»، «موضوع» و «عوامل معطوف به طراح» به عنوان سه منبع اصلی ایده پردازی معماران معرفی و برای هر کدام مثالهایی از پاسخ معماران ارائه خواهد شد.
3. منابع ایدهپردازی معماران
بهعنوان زمینة بررسیانتخابشدهاست. همانطور که گذشت ،سرآغاز فرایند طراحی، مواجه شدن طراح با مسئلة طراحی دانسته شد و در اینجا برای توضیح راحتتر، مسئله و طراح مستقل از هم تعریف خواهد شد. بنابراین نقش طراح در ابتدای شکلگیری مسئله حذف شده، به توضیح اجزای مسئله پرداخته و نقش طراح به عنوان مولد مسئله بعدا توضیح داده خواهد شد.
از میان واژگانی که جامعة مورد تحًقیق برای توضیح عوامل برخاسته از صورت مسئلة طراحی، به عنوان عوامل برون ذهنی بکار بردند، دو واژه «بستر» و «موضوع» فراوانی بیشتری داشتند. این دو واژه، با توجه به فهم مشترک موجود در حرفه و دانشگاه و همچنین معنی فراگیرتر آنها نسبت به دیگر واژهها ،به عنوان دو عامل تعریفکنندة مسئله انتخاب شدند. بستر به مثابة ظرفی دربرگیرندة محصول طراحی و موضوع به مثابة منتقلکنندة ویژگیهایی از این محصول، دو عامل تأثیرگذار در فرایند طراحی محسوب میشوند که توجه یا عدم توجه به آنها میتواند چگونگی ادامة مسیر طراحی را تغییر دهد .
3. 1. 1. بستر طراحی
واژة بستر ـ که در پاسخهای معماران با عناوینی چون «متن»، «زمینه» و «سایت» نیز از آن یاد شده ـ در اینجا تنها به ویژگیهای کالبدی سایت پروژه محدود نمیشود و ویژگیهای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی آن را نیز دربرمیگیرد. براساس تحلیل صورت گرفته روی توصیفهای معماران و به منظور سادهتر کردن دسته بندیها، میتوان ویژگیهای یاد شدة بستر را به دو دستة اصلی تقسیم کرد؛ ویژگیهای کلی و ویژگیهای موردی .
ویژگیهای کلی بستر، مشخصههای عام و نوعی51
) گونهشناسانه( هستند که در مقیاسی وسیعتر از زمین پروژه مثل شهر، استان و یا حتی یک موقعیت جغرافیایی قابل تعمیم میباشند؛ به عنوان مثال ویژگیهای فرهنگی و اقلیمی در این دسته قرار میگیرند. توجه به ویژگیهای کلی بستر در پاسخ زیر دربارة نخستین تفسیر از مسئلة طراحی مشهود است:
« اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که من در حال انجام کار در شهر اهواز هستم و به دنبال آن تصاویري در ذهنم ظاهر شد که مربوط به اقلیم گرمسیری بود. این طرح، یک مجموعه خدماتی بسیار بزرگ است و این نکته که پروژه به شهر سرویس میدهد یا خیر مهم است. در واقع مفید بودن پروژه هم موردی است که برای تشخیص آن میبایست نیازهاي یک جامعه شهری را درک کرد .علاوه بر ویژگیهای اقلیمی، ویژگیهای اجتماعی نیز مطرح است» )کلانتری ،0931(.
ویژگیهای موردی، مشخصههای خاصی هستند که طراح در بررسی زمین پروژه به کشف و استخراج آنها میپردازد .
این ویژگیهای کمی و کیفی مختص محدودة تعیین شده برایطرح میباشند و از سایتی به سایت دیگر تغییر میکنند. پوششگیاهیخاص، قرارگیریدر کناربنایی مشخص، کاربری آینده ،توپوگرافی و هویت مکانی، نمونهای از ویژگیهای موردی است که برخی از معماران در مواجهه با مسئلة طراحی مورد توجه قرار دادهاند. به عنوان مثال به توصیف یکی از معماران در مورد توجه به ویژگیهای خاص هر بستر نگاهی میاندازیم:
«من فکر میکنم هر کانتکست16 دارای یک پراپرتی17 و یا هر بستر واجد یک جوهره است. …این روند در مورد کار من شروع کردن و پرسش کردن از جوهره متن یا کانتکست پراپرتی است»18 )احمدی ،9831(.
و یا
«در این پروژه هویت موجود ما پارک است. آن چیزی که در این طراحی برای من مهم بود این بود که نوعی ساختمان را به وجود بیاورم که این پارک را از بین نبرم .در مورد این پروژه، مسئله پارک موضوعیت پیدا کرد و به این نتیجه رسیدیم که پروژه باید چهرة لنداسکیپ19 و شخصیت فضای سبز داشته باشد» )همان( .
معماری دیگر به این نکته اشاره میکند که وی قبل از بازدید سایت، اصلاً وارد بحثهای قراردادی نشده و تکلیف طراحی را نمیپذیرد تا به این طریق به موضوع طراحی فکر نکند که ایدهای نامربوط به ذهنش خطور کند. در پاسخ زیر میتوان دریافت که معمار یاد شده چگونه نخستین نقطة تمرکز خود در برخورد با مسئله را درختان با ارزش موجود در سایت معرفی میکند:
«وقتی من مواجه شدم با این موضوع، یک پاسخ از قبل آماده داشتم که باید این درختها حفظ بشوند؛ حتی اینجا اگر قرار باشد که من قربانی شوم؛ پول کارفرما قربانی شود؛ و یا معماری قربانی شود؛ هر چه قرار باشد که قربانی شود، این یکی باید بماند. اصلاً قصه از اینجا شروع شد و یک چیزی ثابت ماند. پیشزمینة ذهنی این بود که درخت را باید حفظ کنیم» )نیکبخت ،9831(.
در ادامه این طراح در پاسخ به پرسشی دربارة نخستین جرقة ایدة طرح، این جرقة اولیه یعنی حفظ و برجستهسازی درختان کهنسال را برآمده از تعمق در ویژگیهای بستر معرفی میکند:
«در واقع اصواتی که از سایت میشود شنید را تلاش میکردم که ببینم چیست؟ …]نخستین جرقة ایده[ از مواجه شدن با شرایط سایت بود که تقریباً میشود گفت یکجور انعکاس به همین صداها بود. یکجور آینهای بود در برابر این صداها» )همان( .
3. 1. 2. موضوع طراحی
موضوع طراحی تنها شامل عنوان طرح، وجه اسمی یا کارکرد آن نمیشود. در اینجا، موضوع دربرگیرندة همة آن چیزهایی است که همراه با مسئله به موقعیت طراحی وارد میشوند ولی در تعریف بستر جای نمیگیرند. به عبارت دیگر ،موضوع شامل تمامی اطلاعات منعکس شده توسط مسئله ،به غیر از اطلاعات بستر، است که در فرایند طراحیِ یک طراحموضوعیت دارند و برای ارائةپاسخی مناسب به مسئله، نیازمندتأمل هستند. اگر طراح را از تولید اولیة مسئله مجزا کنیم20، با استناد به الگوی لاوسون از مسئلة طراحی )لاوسون ،4831(، عوامل تشکیل دهندة موضوع به ترتیب انعطافپذیری، عبارتند از « قانونها»، «نیازها» و « خواستها»؛ که بخش عمدهای از آنها از طریق برنامة طرح در اختیار طراح قرار میگیرد و بخش دیگر را طراح، در صورت نیاز، از منابع انسانی و مکتوب مرتبط با مسئله استخراج میکند .
قانونهای طراحی الزاماتی هستند که توسط قانونگذاران وضع میشوند و طراح برای به نتیجه رسیدن طرحش ناگزیر به رعایت کردن آنهاست. خواستهها، تقاضاهای بعضاً مشخص و در پارهای موارد مبهم از جانب کارفرمایان یا اهداف کارکردی ،ساختاری، اقتصادی و غیره هستند که معمولاً در برنامة طرح یادآوری میشوند؛ و از طراح انتظار میرود که به آنها جامة عمل بپوشاند. در نهایت نیازها، احتیاجات جسمانی و روانی استفادهکنندگان یا ساکنین آیندة طرح برای استفاده یا سکونت بهتر هستند که بسیاری از معماران حرفهای تأمین آنها را مهمترین معیار در سنجش موفقیت طرحشان میدانند؛ و از همان آغاز فرایند طراحی آن را مورد توجه قرار میدهند.
اولویت توجه به موضوع در فرایند خلق ایده را میتوان در پاسخ یکی از معماران )صفامنش ،1389( دربارة اولین تفسیرش در برخورد با صورت مسئلة طراحی، یافت. معمار یاد شده، در نخستین مواجهه خود با مسئلة طراحی «برج دریایی عسلویه ،»چیستی و اهداف کارکردی موضوع طراحی را اینگونه مورد پرسش قرار میدهد که «برج دریایی چگونه موجودی است؟» و «برای چه ساخته میشود؟». در ادامه، طراح ایدة اولیة خود را در پروژة یادشده، مفهوم رعنایی معرفی میکند:
«نخستین جرقة ایدة طرح در واقع از بلندی، از ارتفاع آمد، برای من روشن بود که یک شیء میخواهد ساخته بشود که بلند و کشیده است و کلمة رعنایی در اینجا برای من معنی پیدا کرد» )همان.(
با بررسی فرایند طراحی توصیف شده توسط خود معمار، به سادگی میتوان منشأ ایدة اولیه را در موضوع و به طور خاص در خواستهها و قوانین مطرح شده در برنامة طرح شناسایی کرد. جایی که طراح به جمعبندی موارد مطرح شده در صورت مسئله اینگونه اشاره میکند: «…ما با برجی روبرو بودیم که باید مرتفع باشد. یک حد معینی داشت که حتی از برجهای معمولی هدایت کشتی نیز بایستی بلندتر میبود» )همان( .
3. 2. عوامل معطوف به طراح
در مواردی دیده میشود که طراح پس از مواجه شدن با صورت مسئلة طراحی، ایدهای به ذهنش خطور میکند که منعکس کنندة هیچ یک از عوامل معطوف به مسئله نمیباشد .این ایده در اصل یک راهحل کلی است که نشأتگرفته از پیش زمینههای ذهنی و خلاقیت طراح است که گاهی میتواند پاسخ مناسبی باشد و گاهی نیز در تعارض با اجزای مسئله قرارگرفته و کنار گذاشته میشود .
باحضور طراح دریک موقعیت طراحی، جدا از همة عناصر حاضر در آن موقعیت، مجموعه عوامل شناختی21 و عاطفی22 وی که در نگرش او به موقعیت طراحی و دانش طراحیاش مؤثرند، همراه طراح به موقعیت طراحی راه مییابند.23 در این مقاله چنین مجموعه عوامل شناختی و عاطفی که به واسطة طراح در موقعیت طراحی حضور یافته و در کنار مسئله منبعی برای ایده پردازی طراح محسوب میشوند، با عنوان «عوامل معطوف به طراح» معرفی میشوند.
عوامل یادشده را میتوان در دو دستة اصلی خلاصه کرد، دانش24 و نگرش25. تجربیات، تصاویر ذهني، پیشی نهها و دانستههاي علمي معطوف به طراحي را ـ که جنبة ذهني دارند ـ میتوان به عنوان اجزای سازندة دانش طراح معرفی کرد؛ و ارزشها، باورها، اصول راهنما، گرای شهاي فرهنگي و ترجیحات زیباشناسانه را سازندة نگرش وی.
وقتی طراح فرایند طراحی را با اعتقاد به یک بیانیة طراحی یا یک نظریة خاص مورد قبول خود آغاز میکند، موضوع طراحی و بستر آن را هر چه که باشد در اولویتهای بعدی توجه قرار میدهد. به طور مثال یکی از معماران )ایروانیان ،1389( نخستین تفسیر خود از صورت مسئله را طراحی و ساخت پروژه سوار بر «اسلوب تدقیق و تقریب» و اولین اقدامش را «تدوین تئوری و پرداخت بحث نظری موضوع تدقیق و تقریب و توسعة آن برای شکلگیری فیزیکی آن» معرفی میکند. در ادامه این معمار اولین جرقة ایدهاش را نیز « پیآمد یک سلسله مباحث و تئوریهایی …که در طول زمان صور مختلف آن به مرحلة فیزیک نزدیک شده » میداند. بدین ترتیب میتوان نتیجه گرفت که در این پروژه، ایدة اولیه طرح از ذهن طراح نشأت گرفته و معمار بر اساس تجربه و تخصصی که طی سالها کسب کرده سعی بر منطبق کردن این ایده با شرایط مسئله داشته است. البته این بدان معنا نیست که لزوماً طراح به خواستهها، نیازها و الزامات موضوع و شرایط بستر بیتوجه باشد بلکه تنها اولویت توجه به این موارد متفاوت است.
در مثالی دیگر، معمار )طهرانچی،1390( خلق فضایی منعطف و باشکوه، و ایجاد فضای تهی بزرگ توسط پلان آزاد را به عنوان اولین فکری مطرح میکند که پس از مواجهه با صورت مسئلة طراحی در ذهنش نقش بسته است. به طور حتم خلق چنین فضایی نه در خواستههای کارفرما مطرح بوده و نه در بستر یا نیازهای استفادهکنندگان مستتر بوده است؛ و علایق شخصی طراح و یا پیشینة ذهنیاش از فضاهای نمایشگاهی ،منشأ چنین ایدهای بوده است.
تعابیری چون «ایجاد حس خانه در آپارتمان»، «فضای سبز در ارتفاع» و «توجه به فضای خالی به جای فضای پر ،»بیانگر ایدههای اولیة یکی دیگر از معماران )مجیدی ،1390( در پروژهاش میباشند که بیش از همه چیز، از دغدغة شخصی وی برای انجام کاری متفاوت، غیر کلیشهای و بهتر نشأت گرفتهاند .
معمار یاد شده در جایی دیگر حضور و نقش چنین دغدغههاو پیش زمینههای ذهنی را در فرایند ایدهپردازی خود اینگونهتوصیف میکند:
«سؤال اینست که آیا نمیشود کار دیگری کرد؟… این سؤالی نیست که وقتی کارفرما این پروژه را به من میدهد ،به ذهنم برسد و طبیعتاً من یک زمینة فکری دارم… . این پروژه مشخصاً تمرینی است برای اینکه تو این بسترِ کارهای تکراری و کلیشهای، یک جواب دیگر بدهیم. پس این یک زمینة قبلی دارد و ممکن بود اگر که یک کارفرمایی در یک جای دیگر هم این پروژه رو به ما میداد، کما اینکه قبلاً داده، ما دلمان میخواست، به این سؤال جواب بدهیم. چون به هر حال به عنوان معمار، یکسری احساس مسئولیت اجتماعی داریم» )مجیدی ،9831(.
هماکنون میتوان نقش طراح را به عنوان یکی از مولدهای اصلی مسئله در کنار کارفرما، استفادهکننده و قانونگذار توضیح داد. در اصل طراح پس از دیگر مولدها به تحدید مسئله میپردازد؛ چرا که در اغلب موارد طراح انتخاب میشود تا به مسئلهای پاسخ دهد و در آن زمان خواستههایی از جانب کارفرما مطرح شده، قوانینی در رابطه با آن موضوع وضع شده و نیازهایی شناخته شده یا مستعد کشف شدن هستند. از آنجا که « مسئلههای طراحی مستلزم تفسیر ذهنیاند» )لاوسون ،1384، 141(، طراح در برخورد با مسئله، آن را در ذهن خود تفسیر میکند و به آن «مسئلة تفسیر شده» پاسخ میدهد .
4. جمعبندی
موقعیت طراحی با تعامل طراح و مسئله شکل گرفته و مواجهشدن طراح با مسئلة طراحی آغازگر فرایند طراحی است. تحلیل پاسخهای معماران نشان داد که هرکدام از آنها در رویارویی با مسئلة طراحی، بر یکی از عناصر موقعیت طراحی

بیشتر تمرکز کرده و ایدة اولیة خود را از خلال چنین توجهی مییابند. بدین ترتیب موقعیت طراحی و عناصر آن را میتوان در وهلة نخست به عنوان منبع اصلی ایدهپردازی معماران معرفی کرد .
بکار بردن عباراتی چون «شروع کردن و پرسش کردن از جوهره متن»26، «]برج[ حتی از برجهای معمولی هدایت کشتی نیز بایستی بلندتر میبود»27 و « توجه به فضای خالی به جای فضای پر»82 توسط معماران در مصاحبهها نشان میداد که هر کدام از آنها در برخورد با مسئلة طراحی، یا بیشتر بر عوامل مسئله متمرکز بودهاند و یا بر ذهنیات خود. با نگاهی دقیقتر ، میتوان عوامل معطوف به مسئله شامل بستر و موضوع و عوامل معطوف به طراح شامل دانش و نگرش وی را، به عنوان عناصر اصلی موقعیت طراحی معرفی نمود و سهم هر کدام از آنها را در فرایند ایدهپردازی معماران ردیابی کرد.
در مطالعة حاضر، همانگونه که در تصویر 1 دیده میشود ،نزدیک به 60 درصد از ایدههای اولیة معماران معطوف به مسئله بوده و 40 درصد ایدهها، فارغ از مسئله، از ذهن طراح نشأت گرفتهاند. از میان 60 درصد طرحهایی که ایدة اولیهشان زاییدة توجه به مسئله است، حدود 34 درصد سهم بستر طراحی و نزدیک به 26 درصد سهم موضوع طراحی است )تصویر2(.
57780005595354

در بعضی از موارد، تشخیص اینکه معمار ایدة اولیهاش را صرفاً از یکی از منابع ایدهپردازی گرفته باشد، بسیار دشوار مینمود و در موارد اندکی )برای مثال پاسبان حضرت 9831، 1390( نیز سهم دو منبع در شکلگیری ایده پر رنگتر به نظر میآمد. اشاره به سهم منابع در ایدهپردازی معماران نیز حاکی از همین مطلب است که اگر از میان بستر، موضوع و عوامل معطوف به طراح، یکی به عنوان منبع اصلی ایدهپردازی معمار در پروژهای خاص معرفی میشود باید سهمی هر چند اندک نیز برای منابع دیگر در نظر گرفت .

تصویر 1-سهم مسئله و داشتههای طراح در شکلگیری ایدة اولیة معماران.تصویر 2-سهم هر یک از منابع سهگانه در شکلگیری ایدة اولیة معماران.

نتیجه

تحلیل اولیة پاسخهای ارائه شده توسط معماران نشان داد که منشأ تمامی ایدههای آنها در موقعیت طراحی قابل پیگیری است. از تحلیل عمیقتر مصاحبهها، اجزای متمایزی در موقعیت طراحی تشخیص داده شد که بر آن اساس موقعیت طراحی قابل تقسیم به عوامل معطوف به مسئله )بستر و موضوع( و عوامل معطوف به طراح میباشد. تحلیل یادشده نشان داد که سهم عوامل معطوف به مسئله در تولید ایدة اولیه بیشتر است. براین اساس میتوان گفت که «بستر» و «موضوع»، به عنوان عوامل معطوف به مسئله، در کنار «عوامل معطوف به طراح» معرف منابع اصلی ایدهپردازی معماری هستند. هرکدام از منابع یاد شده سهمی را در ایدهپردازی معماران مورد مطالعه در پژوهش به خود اختصاص دادهاند؛ بدین صورت که عوامل معطوف به طراح بیشترین سهم و موضوع طراحی کمترین سهم را داشتهاند )تصویر2(.
3408038111281مسیر پژوهش در دراز مدت و منطبق ساختن زمان و شرایط پژوهش با ویژگیهای متفاوت نیمسالهای آموزشی. اینچنین محدودیتها و دشواریها، با توجه به کمبود مطالعات از این دست در کشور، حتماً باید توسط پژوهشگرانی که قصد انجام چنین پژوهشهایی را دارند مدنظر قرار بگیرد. در کنار نتایج مربوط به پرسش اصلی پژوهش، برخی نتایج جنبی مثل «سهم بیشتر عوامل معطوف به طراح در ایدهپردازی مسائلِ آشنا» و «سهم بیشتر موضوع در ایدهپردازی مسائل تازه» نیز بدست آمد .همچنین از تحلیل اطلاعات جمعآوری شده پرسشهایی ایجاد شد ،مثل «چرا یک معمار در برخورد با مسائل طراحی مختلف ایدههای خود را از منابع مختلف استخراج میکند؟»؛ کهدر کنار نتایج جنبی تصویر 3-منابع ایده پردازی معماری و سهم هر یک در شکلگیری ایدة اولیه. یاد شده میتوانند دستمایة پژوهشهای آتی قرار بگیرند .
355114355027

مطالعة فرایند ایدهپردازی بعضی از معماران )برای مثال نیکبخت و همچنین صفامنش( که در دو دورة پژوهش، با دو پروژة متفاوت، شرکت داشتند نشان داد که همة آنها ایدههای اولیة خود را همواره از منبعی ثابت استخراج نکرده و رویکرد ثابتی در برخورد با مسئلة طراحی اتخاذ نمیکنند. چنین تغییراتی در ایدهپردازی یک معمار، در دو موقعیت طراحی متفاوت، حاکی از قابلیت تغییر سهم هر یک از منابع در ایجاد ایدة اولیة پروژههای مختلف میباشد. بنابراین نمودارهای ارائهشده در تصاویر 1و2 صرفاً سهم هر یک از منابع را در فرایند ایدهپردازی جمعیت محدودی از معماران حرفهای نشان میدهد که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفتند و قابلیت تعمیم به کل معماران را دارا نمیباشد .
با توجه به انعطافی که طراحان در رویکرد ایدهپردازی خود در موقعیتهای متفاوت نشان دادند، شاید بتوان سهم «منابع ایدهپردازی معماری» شامل بستر، موضوع و عوامل معطوف به طراح را در یک نمودار راداری، شامل سه محور، نمایش داد که هر محور نمایندة یکی از منابع یاد شده باشد. در این نمودار )تصویر3( سهم نسبی منابع ایدهپردازی در شکلگیری ایدة اولیه ،در هر موقعیت طراحی، با لکهای مثلث شکل قابل بازنمایی است . لکهای که در نمودار حاضر مشاهده میشود، سهم یکسان هر یک از منابع در شکلگیری ایدة اولیه را نشان میدهد؛ ولی این لکه میتواند به اندازههای متفاوتی به هر یک از جهتها )منابع( میل نماید و سهم بیشتر آن منبع یا منابع را نمایش دهد. به این ترتیب علاوه بر آنکه میتوان سهم منابع در شکلگیری ایدة اولیة معماران مورد مطالعه را در قالب نموداری ارائه کرد، میتوان برای هر یک از معماران، در موقعیتهای طراحی گوناگون، نمودارهای متفاوتی ترسیم نمود .
در پژوهشی که مقالة حاضر از آن حاصل شده، منشأ ایدههای اولیة چند تن از معماران برجستة کشورمان به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفت که با دشواریها و محدودیتهایی نیز همراه بود. محدودیتهایی چون کمبود وقت معماران حرفهای برای شرکت در مصاحبهها و جلسات مربوط به مطالعة پروتکلهای معطوف به گذشته و دشواریهایی چون ضرورت پایش مداوم
پی نوشتها
نایجل کراس روشهایی را که تا کنون در طراحیپژوهی به کار رفتهاند، در پنج گروه شناسایی و دستهبندی کرده است: مصاحبه با طراحان، مشاهده و مورد پژوهی، تحلیل پروتکل، تأمّل و نظریهپردازی و بالاخره آزمون شبیهسازیCross, 2006, 30)(.
دانلد شون پیشنهاد میکند که اگر در آموزش معماری، علوم نظری
به جای رویکرد گذشته نگر) retrospective( که علم را مجموعهای از نتایج پژوهشی میداند، با رویکرد آینده نگر) prospective( که علم را به عنوان نوعی فرایند جستجو به تجربه میگذارد ارائه شوند، آنگاه علم و
هنر همسان دیده خواهند شد .(Schön, 1988)
بدیهی است ارزیابی آموزشی شیوة ارائة درس و تبیین پشتوانههای نظری آن، خود پژوهشی مستقل را میطلبد که در دورههای بعد قابل پیگیری خواهد بود.
Idea.
Concept.
از آنجا که بکار بردن طرحمایه به جای کانسپت بیشتر در حوزة طراحی معنا پیدا میکند، در اینجا همان کانسپت استفاده شده است.
Jane Darke.
Major aims.
Primary generators.
Early representation.
با گروههای داوطلب دانشجویی در مورد نحوة انجام مصاحبه ،گردآوری اطلاعات مربوط به آثار و ثبت پاسخ معماران به پرسشهای هفتگانه، هماهنگی لازم انجام شد و پس از انجام هر مصاحبه، مدارک صوتی مربوط به آن در اختیار نگارندگان قرار گرفت تا گزارههای کلیدی آن معمار استخراج شده برای تأیید نهایی در اختیار وی قرار گیرد.
مقالة دیگری با عنوان «بررسی راهبردهای طراحی معماران ایراني در قیاس با مدل عمومی راهبرد خلاق در طراحي» توسط نویسندگان مقالة حاضر در چهارمین همایش آموزش معماری، برگزار شده در دیماه 1390 در دانشگاه تهران، ارائه شده است که نتایج حاصل از مرحلة سوم پژوهش در آن قابل پیگیری میباشد.
تحلیل اطلاعات بدست آمده در این مطالعه نشان داد که نخستین
اقدام معماران، در حدود 80% درصد از موارد، مبتنی بر ایدة اولیة آنهاست. این مطلب بیانگر تأثیر قابل ملاحظهای است که ایدة اولیه طراحی میتواند بر چگونگی پیشبرد مسیر فرایند طراحی داشته باشد .
از میان پاسخها، پاسخ معمار ایرج کلانتری با توجه به تعاریفی که در ابتدای مقاله ارائه شد، به طرحمایه نزدیکتر است تا ایده. اگر پاسخ یاد شده در محاسبه منظور نشود، سهم مواردی که نخستین جرقة ایده در آنها مبتنی بر تفسیر اولیة طراح از مسئله بوده به 75% افزایش مییابد و 25% دیگر از نخستین جرقههای ایده نیز از اصول راهنمای معماران ناشی میشود. لازم به ذکر است این اصول راهنما یکی از مواردی است که در قالب پرسشهای هفتگانه از طریق مصاحبه با معماران از ایشان پرسیده شد.
Typical
Context.
Property.
Context Property.
Landscape.
همانگونه که قبلاً در متن نیز توضیح داده شد ما سلایق، خواستهها و اهداف طراح را از تعریف ابتدایی مسئله جدا کرده و طراح را مستقل از مسئله فرض کردهایم.
Cognitive.
Affective.
نک: شریعت راد، فرهاد و ندیمی، حمید. «بررسی راهبردهای طراحی معماران ایراني در قیاس با مدل عمومی راهبرد خلاق در طراحي ،»سخنرانی در چهارمین همایش آموزش معماری: تهران،18 دیماه 0931، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران.
اشاره دارد به تمرکز طراح بر خواستهها و الزامات مطرح شده در موضوع طراحی.
اشاره دارد به تمرکز طراح بر ذهنیات و دغدغههای خود.
فهرست منابع
لاوسون، برایان)4831(، طراحان چگونه مياندیشند: ابهام زدایي از فرآیند طراحي، ترجمة حمید ندیمي، انتشارات دانشگاه شهید بهشتي ،تهران.
احمدی، فرهاد) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
احمدی، فرهاد) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
ایروانیان، مهرداد) 9831(، پاسخ به پرسشها در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
پاسبان حضرت، غلامرضا) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
پاسبان حضرت، غلامرضا) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
شیخ زینالدین، حسین) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
شیخ زینالدین، حسین) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
صفامنش، کامران) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
صفامنش، کامران) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
طهرانچی، سام) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
کلانتری، ایرج) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
مجیدی، محمد) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
مجیدی، محمد) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
نیکبخت، محمدرضا) 9831(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
نیکبخت، محمدرضا) 0931(، پاسخ به پرسشهای پژوهش در مصاحبة حضوری و جلسات کلاس.
ندیمی، حمید) 8731(، جستاری در فرایند طراحی، صفه، شماره20، صص94-103.
Bayazit, N. (2004), Investigating Design: A Review of
Forty Years of Design Research, Design Issues, 20, 16-24 Knowledge.
.92
Attitude.
Broadbent, G (1979), The Development of Design
Methods, Design Methods and Theories, 13, 41-45..اشاره دارد به تمرکز طراح بر بستر طرح

Cross, N. (2004), Expertise in design: an overview, Design Studies, 25, 427-441.
Cross, N. (2006), Designerly Ways of Knowing, London, Springer.
Cross, N. (2007), Forty Years of Design Research, Design Research Quarterly, 1, 3-5.
Darke, J. (1984), The primary generator and the design process. In N. Cross (Ed.), Developments in design methodology (pp. 175-188). Chichester: John Wiley & Sons.
Lawson, B., & Dorst, K. (2009), Design Expertise, Architectural Press.
McGinty, T. (1979), Concepts in architecture. In J. C. Snyder & A. J. Catanese (Eds.), Introduction to Architecture, McGraw-Hill.
Restrepo, J., & Christiaans, H. (2004), Problem Structuring and Information Access in Design, Design Research, 4, 1551–1569.
Reynolds, P. D. (1971), A primer in theory construction, U.S.A, Macmillan.
Schön, D. A. (1988), Toward a Marriage of Artistry & Applied Science In the Architectural Design Studio,JAE, 41, 4-10.



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید