صفحات 41 – 48
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 17 شماره3 پاییز 1391
91279010018

ادراک در معماری*
مطالعه موردی سنجش ادراک گردشگران اروپایی از
معماری ایرانی- اسلامی شهر اصفهان

ریحانهب هبودی**
کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری، دانشکده محیط انسان ساخت، دانشگاه یو تی ام مالزی و کارشناسی ارشد مدیریت گردشگری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 10/3/91، تاریخ پذیرش نهایی: 15/7/91(چکیده
معماری جدا از وجهه کارکردی آن، معنایی در درون خود نهفته دارد که به ناظر و یا کاربر اثر معماری منتقل می کند. ادراك ناظر نسبت به موضوع معماری در حوزه های متعددی مورد استفاده قرار می گیرد. در گردشگری، بررسی ادراك گردشگران از جاذبههای معماری مقصد مورد بازدید راهنمای سودمندی برای برنامه ریزان و بازاریابان این صنعت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ادراك گردشگران اروپایی از معماری ایرانی– اسلامی است. برای بررسی دقیق تر، تحقیق حاضر بر معماری ایرانی- اسلامی دوره صفویه شهر اصفهان، متمرکز شده است. مدل انتخابی و مورد استفاده این تحقیق، مدلی است که اچنر و ریچی برای سنجش انگاره مقصد گردشگری در سال 1993 ارائه کرده اند. تحقیق، مشتمل بر دو فاز اصلی نظر سنجی از خبرگان و نظر سنجی از گردشگران اروپایی است. بر اساس نتایج این تحقیق، معماری ایرانی– اسلامی، نقش برجسته ای در شکل گیری انگاره گردشگران اروپایی از مقصد ایران دارد. میدان نقش جهان و مسجد شیخ لطف الله مهم ترین و قابل توجه ترین مکان های این شهر در ذهنیت ادارکی گردشگران اروپایی می باشند. بازدیدکنندگان اروپایی مهم ترین و برجسته ترین احساس خود در رابطه با معماری ایرانی – اسلامی را احساس شگفتی و معنویت ابراز کرده اند. از نظر آن ها دو عنصر کالبدی استفاده از هندسه و فضا دارای اهمیت ویژه ای هستند .
واژه های کلیدی
ادراك، انگاره، معماری ایرانی- اسلامی، گردشگری.

*این مقاله مستخرج از پایان نامه کارشناسی ارشدنگارنده تحت عنوان: « تاثیر معماری ایرانی اسلامی بر انگاره ادراکی گردشگران اروپایی از مقصد ایران» می باشد.
.E-mail: reyhanehbehboudi@gmail.com. ،021 تلفن: 6529827-0936، نمابر: 55530162 ـ **
270788209649

3480788209649

مقدمه
هر پدیدهای دارای دو جنبه است: جنبه ادراکی و جنبه ساختاری .جنبه ساختاری ساده، هویدا و فارغ از تعلقات فرهنگی و اجتماعی قابل شناسایی است، در حالی که جنبه ادراکی نه تنها پیچیده و غیرآشکار، بلکه تنیده شده در مناسبات فرهنگ هر قوم و ملت و متاثر از عوامل متعدد اجتماعی و فردی است. معماری در این میان با گام نهادن به بعد دوم یعنی ادراک است که معنا مییابد )دیباج و سلطان زاده ،1377، 11(. از این منظر در هنر معماری ایدهپرداز و طراح اثر در یک سو پیامی را در قالب فرم عرضه میکند و از سوی دیگر، ناظر از معنای نهاده شده رمزگشایی می کند. این توصیف نه تنها برای هنر معماری، بلکه در سایر حوزهها از جمله صنعت گردشگری نیز مصداق دارد. در صنعت گردشگری پیام مقصد از دید گردشگر و احساسات برانگیخته شده وی از تجربه مقصد و در بیانی کلی ادراک او نسبت به مقصد که از آن تحت عنوان «انگاره مقصد گردشگری» یاد می شود، مفهومی بسیار گسترده و با ادبیاتی غنی است و نتایج حاصل از بررسی و سنجش آن به شکل مستقیم مورد استفاده متخصصین این حوزه است. این مفهوم در تمام مراحل گردشگری، از تصمیم به سفر تا یادآوری خاطرات، رفتار مصرف کننده را تحت تاثیر قرار میدهد )Jenkins,1999(. با ارزیابی و شناخت ادراک گردشگران از مقصد مورد بازدید می توان با بهره گرفتن از ابزارهای ترویجی مناسب، انگاره مورد نظر خود را در ذهن مخاطبان هدف ایجاد
1. ادبیات تحقیق
1942884191350

کرد. از سوی دیگر می توان معماری هر مقصدی به ویژه مقصد ایران را، یکی از بارزترین جلوه های فرهنگ و به تبع آن یکی از مهم ترین جاذبه های فرهنگی این کشور دانست. همان طور که پیرنیا) 1374، 20( معتقد است هنر معماری ایران بعد از زبان دری، دومین نماد هویتی ایرانیان محسوب میشود. به استناد این اهمیت، حوزه معماری به عنوان موضوع اصلی پژوهش حاضر برای سنجش ادراک گردشگران اروپایی نسبت به مقصد ایران انتخاب شده است. به عبارت دیگر هدف تحقیق حاضر بررسی ادراک گردشگران اروپایی از بناهای معماری ایرانی- اسلامی است که از آنها بازدید کرده اند. پژوهش حاضر را می توان در گروه تحقیقات بین رشته ای قرار داد که از داده های دو رشته مجزای معماری و گردشگری برای حصول نتایج بهره برده است .این مطالعه در حوزه مبحث نظری از ادبیات هر دو رشته معماری و گردشگری بهره جسته، در حالی که در حوزه روش تحقیق بر مدلی استوار است که در ادبیات گردشگری ارائه شده است .اگرچه که در حوزه معماری، مطالعاتی در این زمینه برای سنجش ادراک صورت گرفته، اما مدل ارائه شده توسط اچنر و ریچی2 )1993(، دارای ساختاری نظام مند و نتایج حاصل از تحقیق در چارچوب این مدل عملیاتیتر میباشد. در نهایت لازم به ذکر است که برای بررسی دقیق تر، نمونه موردی این پژوهش شهر اصفهان و دوره تاریخی، دوره صفویه انتخاب شده است.
هر صورت انگارهها هدایت کننده و شکل دهنده رفتار هستند )Barich & Kotler,1991). براساس نظر مک اینیس و پرایس ،انگاره های ذهنی فرد، کل تجربه مصرف او را دربرمیگیرد. قبل از مصرف، این انگاره های ذهنی هستند که ما را به سوی مصرف رهنمون میشوند، در طول مصرف انگاره های ذهنی منجر به افزوده شدن ارزش محصول و رضایت ما می شوند و بعد از مصرف انگارههای ذهنی نقش بازآفرینی دارند به گونه ای که ما با بازسازی خاطرات، تجربیات مان از مصرف را دوباره زنده میکنیم و از آنها لذت می بریم )Jenkins,999).
در ادبیات گردشگری، مفهوم انگاره زیر مجموعه ای از مبحث «انگاره مقصد» در نظر گرفته می شود زیرا مقاصد، محصولات نهایی خریداری شده توسط گردشگران محسوب میشوند.
مقصد در ادبیات گردشگری به کشورها، شهرها و سایر مناطقی اطلاق می شود که به جذب گردشگر می پردازند و مکان هایی مهم برای فعالیت های گردشگر هستند و بخش مهمی از وقت و پول گردشگران در این مکان ها هزینه می شود )Medlik,2003,65).
در تحقیقی که توسط بالگلو و مک کلیری4 )1999( انجام شد انگاره مقصد این گونه تعریف شده است: «ساختاری نگرشی مشتمل بر بروز ذهنی عقاید، احساسات و ادراک کلی افراد نسبت به یک پدیده و یا یک مقصد». لاسون و باد5 )1977(، تعریفی از انگاره مقصد ارایه داده اند که هم مشتمل بر انگاره شخصی افراد است و هم مشتمل بر انگاره ای است که در گروه های خاصی از افراد شکل می گیرد. بر اساس این تعریف، انگاره مقصد، عبارت است از «ظهور عواطف، تعصبات، تخیلات و احساسات فرد یا گروهی از افراد نسبت به یک مکان خاص». پیرس در تعریف خود به اجزای بصری قوی و یا تصورات اشاره کرده است .بر اساس نظر وی «انگاره، جستجویی در حافظه بلند مدت برای یافتن تصاویر و سمبل ها، مردم و مناظر است». او معتقد است که اصطلاح انگاره معمولاً برای توصیف یک عکس ذهنی کلی به کار یی رود که در حقیقت همان تصویر قالبی مقصد است )Etch-
ner & Ritchie, 1993). دادگستر و ایزوتالو6 )1992( معتقدند که انگاره به معنای برداشت و یا نگرش کلی افراد از مقصدی خاص میباشد. این برداشت کلی از ادراکات گردشگر پیرامون کیفیتهای مرتبط مقصد تشکیل می شود .
بر اساس نظر گلارزا و همکارانش7 )2002( مفهوم انگاره مقصد به طور کلی دارای چهار خصیصه اصلی است از جمله:
1( ماهیت پیچیده انگاره مقصد گردشگری: مفهوم «پیچیده »بدین معناست که تفاسیر متعددی می توان از این مفهوم ارائه داد و بنابراین این مفهوم دارای نقصان در معنا می باشد. تعاریف ارائه شده از این مفهوم به اندازه تمام نویسندگانی است که سعی در مفهوم سازی آن داشته اند.
2( ماهیت ترکیبی انگاره مقصد گردشگری: وجود عوامل و یا متغیرهایی که هویت انگاره مقصد را شکل می دهند، همواره حوزه ای برای تحقیق به شمار می آمده اند. ماهیت ترکیبی انگاره ،به فرایند شکل گیری انگاره باز می گردد. برای مثال در یک مقصد گردشگری، عوامل متعددی از جمله آب و هوا، غذا، معماری و رفتار جامعه میزبان می تواند بر انگاره کلی بازدیدکننده نسبت به مکان مورد بازدید تاثیر داشته باشد و تصویر ذهنی نهایی او ترکیبی باشد از همه موارد فوق.
3( ماهیت نسبی مفهوم انگاره مقصد گردشگری: یک مفهوم هنگامی نسبی است که هم با توجه به ادراک کننده مفهوم متفاوت باشد و هم مقایسه ای باشد. ویژگی متفاوت بودن انگاره با توجه به ادراک کننده آن به شکل جهانی پذیرفته شده است. در حقیقت انگاره، درونی کردن ادراکات است و همه اشخاص ادراکات مشابهی ندارند و بنابراین انگاره افراد با یکدیگر متفاوت است.
4( ماهیت پویای انگاره مقصد گردشگری: پویایی انگاره بدین معنی است که انگاره مفهومی ایستا نیست بلکه براساس دو متغیر زمان و فضا تغییر میکند. برای مثال ممکن است که تصویر ذهنی گردشگر بعد از بازدید دوم از مقصد تغییر کند و این موضوع برای مکان های متفاوت مقصد نیز صدق می کند .
به شکل خلاصه می توان گفت که انگاره در ادبیات گردشگری به معنای ادراک ماست از یک مکان یا جزئیات یک مکان. این انگاره می تواند احساسات و عواطف ما را برانگیزد و در نهایت در رفتار سفر ما تاثیر بسزایی داشته باشد. در حقیقت انگاره نگاه به مکان و یا جزئیات مکان از دید بازدیدکننده و ناظر است. از این منظر ،ادراک بازدید کننده از پیام ارسالی جاذبه مورد بازدید اهمیتی اساسی مییابد .
2.1.1 معنا و ادراک در معماری
وقتی که در هنر به شکل کلی بحث از ادراک می شود، بدین معناست که ما به محتوای هنر توجه می کنیم، یعنی آن چیزی که می بایست به واسطه مخاطبانش فهمیده شود )هاسپرز و اسکراتن ،1385، 120(. آرنهایم) 1382، 9( معتقد است که: «بنا در همه وجوهش امری است مربوط به ذهن آدمی. بنا عبارت است از ادراک حسی منظر و صورت». اهری) 1385، 153( معماری را به مانند یک زبان می داند که هدفش انتقال معنا و پیام از سوژه به ناظر است. از نظر وی، معنا و یا پیام در معماری را می توان در دو سطح مورد بررسی قرار داد: سطح کارکردی و سطحی فراتر از کارکرد. از نظر لنگ) 1383، 36( «معنا سودمندی احساسی و یا عملی عناصر محیط است». هرشبرگر) 1378، 54( بر این نکته تاکید میکند که معنا و انتقال معنا نقطه عطف معماری است: «در حقیقت انتقال معنا از خلال عنصر و رسانهای معمارانه هم برای کاربردی معین و هم برای لذت از معماری، نکته ای اساسی است …شکل ها، رنگ ها، فضاها و سایر عناصر و پدیدههای معماری ، رسانههایی هستند که معماران از خلال آنها با استفاده کنندگان ساختمانهایشان ارتباط برقرار می کنند». راپاپورت) 1384، 11( بر این موضوع تاکید می کند که در هنر معماری، معنا و عملکرد دو عنصر جداگانه نیستند، بلکه عملکرد در خدمت معنا قرار می گیرد و اساساً معنا مهم ترین جنبه و کارکرد عملکرد است. از این منظر ،عناصر کالبدی بنا ابزارهایی هستند برای انتقال کدهای فرهنگی .رحمتی) 1376( معماری را یک بیان می داند. بیانی که مقصود سازنده و طراح را به مخاطب و ناظر منتقل می کند: «مقصود از بیان در معماری، سخنی است که بنا با مخاطب خود می گوید ،حالتی است که در لحظه نخستین به بیننده القا می کند، رنگ و بویی است که با قرار گرفتن در فضا احساس می شود و این بیان ناشی از نگرشی است که معمار به کل هستی دارد». می توان گفت که معماری هم به مانند زبان، پیام و یا پیام هایی را منتقل می کند. این پیام ها از ابعاد کالبدی بنا به مامی رسند و در ذهن ما معنا مییابند .هنگامی که این اطلاعات در ذهن ما معنا می یابند، ادراکی از بنا در ما پدید می آید. در حقیقت مبحث ادراک در معماری تمرکز بر بخش ناظر است، بررسی یک بنا در ذهن بیننده آن. از همین رو و از آن جا که ادراک مساله ای کاملاً ذهنی است که براساس اطلاعات ما از حواس مان جمع آوری شده اند، مطالعه آن به مراتب مشکلتر از بررسی ابعاد ساختاری معماری خواهد بود و روشهای سنجش و بررسی آن نیز اساساً متفاوت از روش های معمول برای تحلیل و بررسی ابعاد کالبدی یک اثر معماری می باشد .
گروتر) 1386، 9(، اطلاعاتی را که از پدیده ها به شکل عام و از معماری به شکل خاص به ما می رسند در دو سطح تقسیم بندی کرده است: اطلاعات زیبایی شناختی و اطلاعات معنایی. این دو نوع اطلاعات، تکمیل کننده یکدیگرند. اطلاعات زیبایی شناختی بیشتر احساسات ما را متاثر می کنند و جنبه عاطفی دارند در حالیکه اطلاعات معنایی خود اطلاعات و پیام را منتقل می کنند. این نوعاز اطلاعات را می توان با مبحث ادراک شناختی در روانشناسیمتناسب دانست. گروتر معتقد استکه اطلاعات زیبایی شناختی
توسط احساس و اطلاعات معنایی توسطشعور ادراک می شوند .او در ادامه مبحثی به نام «طرح واره» را مطرح می کند. طرح واره در حقیقت یکی از پاسخ های ذهن برای نظام مند کردن اطلاعات است. از نظر گروتر: «زیاد بودن و کم بودن اطلاعات هر دو ایجاد مشکل می کنند. نقش انسان درفرایند ادراک نقشی کارآمد است .از طریق سازماندهی ذهن مجموعه اطلاعات رسیده جمع بندی و خلاصه می شوند. این فرایند «تشکیل طرح واره» نام دارد. در واقع تشکیل طرح واره به معنی تلخیص اطلاعات است بر اساس قواعد شناخته شده، یعنی خلاصه کردن مجموع اطلاعات در طرح اساسی و نظام سازنده آن». از نظر لنگ) 1383، 23( طرح وارههای ذهنی میان ادراک و شناخت ارتباط برقرار می کنند، طرح وارهها نه تنها فرایندهای ادراکی بلکه واکنش هایی احساسی )عاطفی( هستند و اعمال ما را جهت می دهند و در مقابل خود این واکنشهای احساسی و رفتاری منجر به تغییر طرح واره های ذهنی میشوند .نظریه اطلاعات در معماری معتقد است که ساختمان ترکیبی از اجزاست که هر کدام از آنها پیامی ویژه را منتقل می کنند، لذت بخش بودن این پیام ها وابسته به ساختار فرستنده این پیام هاست .بنابر نظر گروتر) 1386، 31(، ذهنیت بخشیدن به تصاویر عینی خود به نوعی ساده کردن اطلاعات محسوب می شود، زیرا ذهن بنا بر اصول ادراک، اطلاعات را به شکل خلاصه در می آورد. گروتر ایجاد طرح واره را یکی از پایه های اساسی درک زیبایی می داند .
همان گونه که مشاهده می شود در این حوزه واژههای مورد استفاده در ادبیات معماری، قرابت قابل توجهی با واژههای مورد استعمال ادبیات گردشگری دارند. هم در معماری و هم در گردشگری وقتی بحث از ادراک می شود، طبیعتاً تمرکز بر روی ناظر و بازدید کننده است. در هر دو حوزه، مواجهه با اثر و پدیده بیرونی )یک اثر معماری، یک مقصد و یا جزیی از یک مقصد( نه تنها اطلاعات ویژه ای را به ذهن وارد می کند بلکه احساسات و عواطف و واکنش های رفتاری ویژه ای را نیز با خود به همراه می آورد. در ادبیات معماری، معنا در اثر معماری وجود دارد و رمزگذاری شده است و هنگامی که این پیام توسط ناظر رمزگشایی می شود به آن «ادراک» اطلاق می شود. اگرچه که این رمز گشایی ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد و هر ناظری معنای متفاوتی از اثر دریابد. در گردشگری نیز وضع به همین گونه است. یک مقصد، یک مکان و یا اجزای یک مقصد )مانند معماری یک شهر( به خودی خود حامل پیامی است و هنگامی که گردشگر شهر را تجربه می کند ادراکی ویژه از شهر در او شکل می گیرد )انگاره( که این ادراک نه تنها اطلاعات خاصی از شهر مورد بازدید به او می دهد بلکه احساسات و عواطف او را نیز جهت می دهد و تا آخرین لحظات سفر و حتی بعد از آن این انگاره در خاطر او باقی خواهد ماند. بنابراین این دو حوزه در موضوع ادراک همان گونه که انتظار می رود به یکدیگر شباهتهای قابل توجهی دارند زیرا اساساً ادراک فارغ از حوزه مورد بحث پدیدهای عمومی است و تنها روشها و مدلهای مورد استفاده برای سنجش و بررسی آن هستند که ممکن است مطابق با ملزوماتهر رشته از حوزه ای به حوزه دیگر متفاوت باشند.
2. پیشینه تحقیق

در حوزه معماری تحقیقاتی بودهاند که به بررسی انگاره ذهنی افراد از معماری پرداخته اند که البته بیشتر این مطالعات در قالب ادراک یا معنا، انگاره ذهنی مخاطب را بررسی کرده اند و از همین رو، رویکرد این مطالعات متفاوت از رویکرد مبحث انگاره در حوزه گردشگری می باشد. اما یکی از تحقیقاتی که به شکل ویژه به بررسی انگاره ذهنی افراد پرداخته است، تحقیقی است تحت عنوان «انگاره ساکنین سالت سیتی از معماری سنتی این شهر »که توسط الزوابی8 در سال 2004 صورت گرفته است. این تحقیق با استفاده از روش ارتباطات غیرکلامی به سنجش انگاره ذهنی افراد از معماری سالت سیتی پرداخته و سپس از این انگاره ذهنی برای ترسیم تاریخ و گذشته بهره برده است .
در حوزه رابطه میان معماری و گردشگری تحقیقات اندکی صورت گرفته که اکثر قریب به اتفاق آنها بر معماری مدرن متمرکز است. از جمله تحقیقات کلی تر در این حوزه میتوان به کتاب گردشگری و معماری لازانسکی9 )2004( اشاره کرد که به ابعاد کارکردی معماری مدرن و کلاسیک و ارتباط آن با گردشگری پرداخته است. این کتاب مجموعهای از مقالاتی است که هر بخش آن مشتمل بر یک نمونه موردی می باشد.
در تحقیق دیگری که توسط موسسه پلاتو10 در سال 2007 صورت گرفته و معماری در گردشگری نام دارد، تاثیر ابعاد کارکردی و کیفیت معماری مدرن بر جذب گردشگران و ساخت برند مورد توجه قرار گرفته است. همچنین در ادبیات انگاره مقصد در حوزه گردشگری ،10 تحقیق، معماری و بناها را به عنوان یکی از مشخصه های انگاره مقصد تعیین کرده و در کنار سایر مشخصههای مقصد به سنجش آن پرداخته اند. )Jenkins, 1999)
3. روش تحقیق

تحقیق حاضر از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع پیمایشی و توصیفی محسوب می شود که هدف آن سنجش انگاره ادراکی گردشگران اروپایی از مقصد ایران می باشد و به لحاظ نوع داده ها هم کیفی و هم کمی محسوب می شود. در این پژوهش از انواع ابزارهای تحقیق از جمله مطالعه و بررسی اسناد و مدارک نوشتاری و تصویری، آمار رسمی و غیر رسمی و پرسشنامه استفاده شده است. قلمرو مکانی تحقیق شهر اصفهان می باشد. انتخاب شهر اصفهان هم از آن رو بوده است که این مقصد یکی از مهم ترین مقاصد گردشگری ایران محسوب می شود و هم از آن جهت که شکوه معماری دوره صفویه در این شهر تجلی یافته است. قلمرو زمانی تحقیق از آبان ماه سال 1387 تا آبان ماه سال 1388 بوده است. تحقیق حاضر از دو مرحله اصلی نظرسنجی از خبرگان و نظرسنجی از گردشگران تشکیل شده است. تعداد اعضای نمونه مرحله نظرسنجی ازخبرگان15 نفر و تعداد نمونهمرحله نظرسنجی از گردشگران 142 نفر بوده است. در مرحله نظرسنجی از خبرگان ،50 عکس انتخابی از زوایای متفاوت معماری ایرانی- اسلامی دوره صفویه اصفهان انتخاب )عکس های این بخش از مجموعه با ارزش آقایان سعید ازناوه و مجید ناگهی، از عکاسان برجسته کشور انتخاب شدند( و از متخصصین معماری خواسته شد که به هر عکس از منظر زیبایی شناختی روی طیف لیکرتاز 1 تا 5 امتیاز بدهند. بعد از بررسی پرسشنامههای دریافتی ،12 عکس در نهایت در بخش دوم پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفتند. پرسشنامه دوم که توسط گردشگران پاسخ داده شد، خود مشتمل بر دو بخش بود که بخش اول بدون عکس و بخش دوم به همراه عکس های انتخابی بود. در مقاله حاضر به علت تفصیل نتایج بخش عکس محور از آوردن نتایج آن خودداری کرده و تنها به نتایج بخش اول پرسشنامه بسنده کرده ایم .
1.3. ویژگی های مدل مورد استفاده تحقیق
مدل مورد استفاده در تحقیق حاضر، مدل ارائه شده توسط اچنر و ریچی) 1993( برای سنجش انگاره مقصد است. مطالعه ساختارهای انگاره و مدلهای شکل گیری آن از یک طرف و بررسی مشخصه های معماری به طور کلی و مشخصه های معماری ایرانی– اسلامی به شکل اخص، ما را به این نتیجه رساند که استفاده از مدل اچنر و ریچی بیشترین هماهنگی و مطابقت را با اهداف این پژوهش دارد. از طرف دیگر، مدل اچنر و ریچی شباهتهای بسیاری با مدلها و چارچوبهای نظری ارائه شده در حوزه ادراک در معماری و همچنین هنر دارد. برای مثال ،پیوستار کارکردی – روانشناختی اگرچه با واژه هایی متفاوت اما با معنایی مشابه به کرات در ادبیات موضوع معماری مشاهده شده است. گروتر) 1386، 9( در مبحث ادراک زیبایی شناسی معماری، اطلاعات دریافت شده از بنا را به دو دسته اطلاعات معنایی و زیبایی شناسی تقسیم بندی کرده است که اطلاعات معنایی مطابق بعد کارکردی و اطلاعات زیبایی شناختی مطابق با بعد روانشناختی مدل اچنر و ریچی می باشد. از جمله سایر محققین حوزه معماری که به ابعاد کارکردی و روانشناختی ادراک توجه کرده اند می توان به صارمی و رادمرد) 1377، 7( اشاره کرد که معماری را متشکل از دو سطح قوانین عملکردی و معنایی می دانند و یا رید) 1354، 28(، که اساساً هنر را متشکل از دو گروه ارزش های کالبدی و روانشناختی می داند. بنابراین مدل اچنر و ریچی نه تنها در حوزه مطالعات گردشگری مدلی پذیرفته شده و تکامل یافته است، بلکه با ادبیات موضوع معماری نیز، که پژوهش حاضر بر آن متمرکز است، همخوانی دارد.
1.1.3. مدل اچنر و ریچی
بر اساس این مدل، ساختار انگاره مقصد مشتمل بر سه بعد و یا سه پیوستار اساسی است )تصویر 1(:
جزیی ) مشخصهها12( – کلی
کارکردی- روانشناختی
معمولی- منحصر به فرد

تصویر1- ساختار انگاره مقصد.
ماخذ: )اچنر و ریچی ،1993( پیوستار اول به این معناست که انگاره افراد نسبت به یک پدیده بیرونی به شکل یک طیف است که هم شامل عناصر جزیی و ابعاد متعدد می شود و هم انگاره کلی را به فرد القا می کند. بُعد کلی از آن جهت اهمیت دارد که به ما می گوید که یک پدیده خاص چگونه در ذهن یک فرد طبقه بندی می شود و این طبقهبندی با چه تصاویر ذهنی متداولی همراه خواهد بود. در پیوستار دوم ،منظور از بعد کارکردی، ابعاد ملموس پدیده و منظور از عناصر روانشناختی، ابعاد ناملموس پدیده در انگاره افراد میباشد )Mackay & Fesenmaier, 1997(. پیوستار سوم به افراد میگوید که کدام عناصر در ذهن آنها مشابه سایر پدیده هاست و کدام عناصر متفاوت و متمایز است. در حقیقت بعد سوم هم برای ابعاد کارکردی و هم ابعاد روانشناختی قابل تعمیم است .
در رابطه با چگونگی و سطح استفاده از مدل، لازم به ذکر است که پژوهشهای انگاره مقصد، غالباً بر سطح مقصد متمرکزند و بنابراین، تحقیقات صورت گرفته، مقصد را سطح کل و ابعاد و مشخصههای آن )مانند آب و هوا، معماری، غذا، رفتار ساکنین( را سطح جزیی در نظر گرفته و باقی پیوستارها را براساس این سطح طراحی می کنند. اما پژوهش حاضر، متمرکز بر یک بُعد از ابعاد متنوع و متعدد مقصد یعنی معماری است. بدین منظور پیوستار کلی- جزیی کمی از حالت معمول خارج شده است. بدین گونه که معماری دوره صفویه اصفهان سطح کلی، و ابعاد کالبدی و روانشناختی آن، سطح جزیی در نظر گرفته شدند. از طرف دیگر ،به علت طولانی شدن و پیچیده شدن پرسشنامه برای پاسخگو ،پیوستار منحصر به فرد – معمول که خود چهار مبحث به مباحث پیوستار اضافه می کند، از چارچوب مدل حذف گردیده است .تصویر 2، نشان دهنده مدلی است که این پژوهش در چارچوب آن به تحقیق پرداخته است. در این شکل، خانه روانشناختی – کلی مشتمل بر احساسات کلی و عمومی گردشگر است به بناهایی که از آن بازدید کرده است. مشخصههای روانشناختی ـ جزیی انگاره گردشگر از معماری عبارتند از احساسات تفصیلی گردشگر به بناهایی که از آن بازدید کرده است. خانه کارکردی ـ کلی بیانگر ابعاد کالبدی معماری مقصد است که در ذهن گردشگر بیشتراز همه حک شده اند و مشخصههای کالبدی ـ جزیی مشتمل برابعاد تفصیلی منظرهای متفاوت از بناهای مورد بازدید است. بهعلل مختلف که شرح آن درمباحثپیشین آمده است، اینخانه با عکسهای گرفته شده از مناظر مختلفمعماری ایرانی ـ اسلامی اصفهان پر می شود و این خانه تنها خانه ای است که نه از ادراک گردشگران بلکه از فرایند نظرسنجی از خبرگان پیرامون عکس های به نمایش گذاشته شده از معماری ایرانی- اسلامی اصفهان استخراج شده است. اگر به خانه های ایجاد شده در مدل به ترتیب و در جهت گردش عقربههای ساعت شماره بدهیم مثال هر خانه عبارتند از:

تصویر 2-چارچوب اولیه پژوهش.
روانشناختی- کلی: روحانی، با شکوه، معنوی و…
روانشناختی – جزیی: عقلانی، درون گرا، عمیق، ظریف و…
کارکردی – جزیی: مناظر متفاوت و جزیی تر از معماری ایرانی – اسلامی اصفهان. این خانه مشتمل بر عکس هایی است که از معماری اصفهان تهیه شده و توسط گروه 15 نفره متخصصین معماری انتخاب شده اند.
کارکردی – کلی: یک بنا یا بخشی از بنا که بیشتر از همه در ذهن گردشگر باقی مانده است مانند میدان نقش جهان و یا گنبد مسجد شیخ لطف الله.
همان گونه که در بالا گفته شد، با توجه به ماهیت پژوهش تصمیم گرفته شد تا چارچوب استخراج داده ها در موارد جزیی و کالبدی عکس محور باشد )بخش دوم پرسشنامه(. این روش با این که بارها توسط محققان حوزه انگاره مقصد پیشنهاد شده ،در موارد انگشت شماری مورد استفاده قرار گرفته است. استفاده از عکس از طرفی با ماهیت تجسمی و بصری معماری همخوانی دارد و از طرف دیگر استخراج ادراک را تسهیل می کند. استفاده از عکس، بهعلاوه این امکان را برای محقق فراهم کرد که برای هر منظر منحصر به فردی از معماری که در عکس نمایش داده شده مدلی کوچک تر در دل مدل بزرگ به دست آورد)تصویر 3(. نتایج این مدل های کوچک می توانند در نهایت کمک شایانی به فعالیتهای ترویجی گردشگری باشند. اگر خانه های این مدل کوچک را در جهت عقربه های ساعت در نظر بگیریم مثال های هر خانه به شرح زیر می باشد: .
پژوهش

نهایی

چارچوب

3
تصویر

.

پژوهش

نهایی

چارچوب

3



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید