صفحات 71 – 80
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 17 شماره3 پاییز 1391
91279011651

بازاندیشی در آموزش درس«آشنایي با معماري معاصر»*
)در مقطع کارشناسی رشته معماری در دانشگاههای ایران(

سعید حقیر**1، یلدا شوهاني زاد2
استادیار دانشکده معماري، پردیس هنرهاي زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
مدرس مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی و غیردولتی علاءالدوله سمنانی، گرمسار، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 17/3/91، تاریخ پذیرش نهایی: 15/7/91(چکیده
آموزش درس «آشنایي با معماري معاصر ،»که در قالب دو واحد درسي الزامی براي دانشجویان کارشناسي رشته معماري ارائه ميشود، بر متدهاي متفاوتي در دانشگاههاي ایران استوار است. از این متدها، مدرسین عمدتاً به دو گرایش بیشتر توجه مينمایند: گروهي آن را درسي «مفهومي» و «بینشي» و متفاوت از دروس تاریخ معماري تلقي کرده و گروهي دیگر نیز آنرا درسي «دانشي »و مبتني بر دروس تاریخ معماري می دانند. گروهی نیز معتقدند که اساساً مسئله این درس به میزان کمّي واحدهای آن مربوط است. اختلاف نظر بر سر «دوره زماني» مورد مطالعه در این درس در متد دوم نیز موضوعی بسیار بحث برانگیز است. تعریف واژه «معاصر» از ترجمان لغوي تا معناي خاص آن، دوره بنديهاي متفاوتي را در تدوین شرح درس براي اساتید ایجاد مينماید. به علاوه نکته مغفول در تمام حالتهاي بالا، موضوع مهم و اغلب از قلم افتادهی «معماري معاصر ایران» است. مقالهی حاضر در نظر دارد تا با مورد مطالعه قراردادن دقیق متدهاي آموزشي این درس در دانشگاههاي کشور و مقای سهی آن با برخي از دانشگاههاي مطرح جهان، به بررسي کمّي و کیفي جایگاه، تعداد واحدهاي آموزشي و متدهاي آموزشي این درس پرداخته تا از آن طریق بتواند در ارتقای آموزش مباحث نظري در رشته معماري مؤثر واقع شود.
واژه های کلیدی
آموزش معماري، مباني نظري معماري، تاریخ معماري، معماري معاصر، معماري مدرن، معماري معاصر ایران.

* این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی با عنوان«اهمیت، جایگاه و متدهاي آموزشي درس آشنایي با معماري معاصر»، میباشد که در دانشکده معماري پردیس هنرهاي زیبای دانشگاه تهران به انجام رسیده است.
.E-mail: saeed.haghir@ut.ac.ir ،021-66461504 :نویسنده مسئول: تلفن: 66409696-021، نمابر **
270788209649

3480788209649

مقدمه
اهمیت بذل توجه به آموزش معماری در جوامع تا حدی است که شرایبر) 2010( بیان می نماید که از اهداف اولیه آموزش معماری، تربیت طراحان یا سازندگان حرفهای، ذیصلاح، خلاق ،دارای تفکر نقادانه و اخلاقی است که منجر به توسعه اجتماعی ،اقتصادی، و فرهنگی جامعه، در هر دو سطح ملی و جهانی ،می گردد. آموزش معماری زمینه ای میان-رشته ای است که دربرگیرنده ی علوم انسانی، علوم اجتماعی و فیزیکی، فن آوری ،و هنرهای خلاق است )Schreiber, 2010).
«آشنایي با معماري معاصر» درسي است که به عنوان یک درس الزامي در دروس کارشناسي معماری بر مبناي سرفصلهاي ستاد انقلاب فرهنگي گنجانیده شده است. توجه به واژه «معاصر» در عنوان این درس همواره ایجاب ميکند که بازنگري در محتواي این درس بر مبناي آخرین ی افتههاي هم عصر ما مورد مداقّه قرار گیرد. لیکن از زماني که برنامه جدید دوره کارشناسي در ستاد انقلاب فرهنگي براي این درس تدوین شده تاکنون، زمان قابل ملاحظهاي سپري گشته و محتواي این درس و متدهاي آموزشي آن هرگز مورد بازنگري قرار نگرفته است. چنین به نظر می رسد این امر با ذات «هم عصر بودن» در ارائه این درس در تضاد ميباشد.
همچنین چند نکته حائز اهمیت و قابل مطالعه در درس «آشنایی با معماری معاصر» قابل طرح می باشد. اول آنکه به نظر میرسد تعداد واحدهای درس «آشنایي با معماري معاصر» با توجه به اهمیت آن براي دانشجویان کارشناسي بسیار اندک است. همچنین مطالعات انجام شده حاکی از این امر است که دوره مورد مطالعه در آموزش درس «آشنایی با معماري معاصر» در دانشگاههاي مطرح اروپایي و امریکایي، از زمان تغییر تصور فضایي در دوره رنسانس و شک لگیري پرسپکتیو آغاز گردیده و تا دوره امروز ادامه می یابد. به علاوه مبحث معماري معاصر در ایران ،یکي از مباحثي است که بطور کلی در برنامه آموزشي دانشجویان معماري از قلم افتاده است .
از طرفي ظاهرا در برخی از مراکز آموزشی، آموزش این درس بدون ملاحظًات زیرساختي و اندی شهای در موضوعاتی مانند مفهوم مدرنیته و چگونگي تغییر تصور فضایي در قرون جدید و صرفاً از طریق آشنایي دانشجویان با نامها و پروژهها انجام میشود. در بهترین وضعیت متصور برای این متد آموزشی، تدریس آن به نوعي مطالعه ژورنالیسم معماري
1- پیشینهی تحقیق
موضوع تحقیق در این مقاله، به صورت مستقل فاقد هرگونه سابقه مشخص و مشابهي در ایران ميباشد. در «مجموعه مقالات )اولین، دومین و سومین دوره ی همایش( آموزش معماري ،بررسي چالشها، جستجوي راهکارها» نیز، هیچ مقالهاي به تبدیل خواهد شد ،که احتمالاً هدف این درس را تأمین نمينماید .از طرف دیگر و در متدی دیگر، اگر آموزش این درس، در برگیرندهی کلیه زی رساختها و مباني نظري لازم براي درک معماري مدرن باشد، در قالب دو واحد درسي، حداکثر استاد مربوطه، ميتواند دوره ی مورد مطالعه در این درس را به انتهاي دوره آرـ نوو1و یا حداکثر به انتهاي دوران مدرنیسم برساند. در این صورت، تمام دوران لیت مدرن، پست مدرن و سب کهاي انتهاي هزاره به همراه کل مبحث معماري معاصر ایران هرگز به دانشجویان کارشناسی معماری آموزش داده نخواهد شد. قابل ذکر است که مبحث معماري معاصر در ایران در برنامه آموزشي ستاد کلاً دیده نشده است. بنابراین از آنجا که دوران معاصر ایران یکي از دورانهاي بسیار پر چالش در معماري این سرزمین بوده، و تغییر فرمهای معماری پس از هزاران سال، در این دوران آغاز و تداوم یافته، آشنایي دانشجویان ایرانی با این دوره از معماری سرزمینشان ،یک ضرورت اجتناب ناپذیر می باشد.
بدین لحاظ، ضرورت بازاندیشی در محتوا ،کمّیت و کیفیت آموزش این درس در چارچوب اهداف ستاد انقلاب فرهنگي ،یک ضرورت قابل ملاحظه در برنامه آموزش معماري تلقي ميگردد.
فرضیههای این تحقیق را میتوان به صورت زیر دسته بندی نمود:
میزان دو واحد درسي براي این حجم درس ناکافي بنظر ميرسد و افزایش تعداد کمي واحدهاي درسي می تواند به عنوان نخستین فرضیه این تحقیق درنظر گرفته شود.
به نظر می رسد متد آموزش این درس میبایست ترکیبي از متد دانشي و بینشي باشد و این متدها، هیچکدام به تنهایی پاسخگوی اهداف این درس نیست.
افزودن شرح درس معماري معاصر ایران در قالب افزایش تعداد واحدها به گونهاي که کسري واحدهای آموزشي این درس را، هم براي بخش غرب و هم براي بخش ایران تأمین نماید ،ضروري به نظر میرسد.
2707881120850

نتایج این پژوهش به صورت کاملاً هدفمند پاسخگوي بخشي از نی ازهاي آموزشي در حیطه مباحث نظري در رشته معماري ميباشد. این نتایج ميتواند در فرآیند بازنگري دروس دوره کارشناسي و حتي کارشناسي ارشد و دکتري معماري نیز حائز اهمیت تلقي شود.
52740009069352

موضوع آموزش درس «آشنایي با معماري معاصر» نپرداخته است که این امر ضرورت یک تحقیق مستقل در این زمینه را بیشتر گوشزد مينماید. لیکن بدیهي است که مراجعه به اسناد ستاد انقلاب فرهنگي در تدوین شرح درس و چگونگي دستیابي به شرح درس حاضر ،یکي از اسناد مورد مطالعه در این مقالهخواهدگردید.
55080006158652

در مطالعهی تحقیقات خارجی مرتبط با موضوع تحقیق حاضر، فاولز) 1990( بر اهمیت به روز بودن و پویایی آموزش معماری تأکید می نماید؛ بطور کلی، وی در این تحقیق نتیجه گرفته است که آموزش معماری یک شغل ساده نیست، بلکه طریقه ای از زندگی است که مرز بین خانه، کار و تکامل شخصی را در خود حل می نماید ) Fowles, 1990).
گروک) 1988(، مطالعه ای تجربی در کشور انگلیس در رابطه با مسائل و مشکلات زمان خود در آموزش معماری در آن کشور انجام داده، و در نهایت، سیاست ها و برنامه هایی را برای بهبود آن وضعیت، بیان نموده است. وی اغلب مشکلات زمان خود را با سیاستگذاریهای جدید و سرمایه گذاری سازمانهای مربوطه قابل حل شدن دیده است)Groák, 1988).
کاپن) 1983(، با انجام مطالعهای تجربی بر لزوم آموزش ملاحظات زیرساختي و اندی شهای سبکها و تفاوت مفاهیم آنها در آموزش معماری تأکید می نماید)Capon, 1983) و در جای دیگر، ونگ) 2009(، از جمله مزایای استفاده از تکنولوژی و ابزار انفورماتیک در آموزش معماری را، امکان تبادل اطلاعات آموزشی فرای مرزهای جغرافیایی و فرهنگی بیان می کند و این امر را در ارتقای آموزش معماری بسیار مؤثر می داند )Wang, 2009).
مصاحبهها و بررسي متدهاي آموزش درس معماري معاصر در ایران و تحقیقات مرتبط انجام شده در ک شورهاي دیگر، به همراه تجزیه و تحلی لهاي مبتنی بر این مدارک، مبناي مطالعه این تحقیق خواهند بود.
2- روش تحقیق
این تحقیق از نوع کاربردی و روش تحقیق در آن، به صورت استقرایي وا ز طریق مطالعه میدانی، تدوین پرسشنامه و مصاحبهها و مطالعهی کتابخانهای صورت گرفته است. در ابتدا به بررسي وضع موجود آموزش درس «آشنایي با معماري معاصر» در مدارس معماري کشور پرداخته شده و سپس روشهاي متفاوت آموزشی آن گروهبندي شده است. سپس به تحلیل کمّی و کیفی آموزش این درس در برخي از دانشگاههاي مطرح اروپایی و امریکایی پرداخته، و علاوه بر مقایسه و تحلیل دادههاي فوق ، گروه بنديهاي لازم براي آنها نیز انجام شده است. همزمان با این دو مرحله از تحقیق، مطالعات ستاد انقلاب فرهنگي در نحوه شک لگیري سرفصلهاي موجود مورد مطالعه قرار گرفت.
در ادامه، انجام مصاحبهها بر مبناي پرسشنامههاي طراحي شده از اساتید این درس در دانشگاههاي ممتاز دولتي ایران در دستور کار قرار گرفت و پس از آن تدوین مطالعات همبستگی آماري و مقای سهاي بر مبناي دادههاي جمع آوري شده نتایج آماری قابل توجهی به دست داد. در نهایت، تحلیلی مقای سهاي برمبناي کل ی افتهها انجام شده، و بر این مبنا زمی نههاي تحقیق مورد ارزیابي قرار گرفته اند. این مقاله سعی دارد در انتها ،پی شنهاداتیدر راستاي ارتقای کیفیت آموزشيدرس «آشنایی با معماری معاصر» بیان نماید.
3- «آشنایي با معماري معاصر» در سرفصلهاي مصوب دروس کارشناسي معماري
در روند تهیهی این مقاله، سرفصلهاي مصوب شورایعالي برنامهریزي وزارت فرهنگ و آموزش عالي وقت، مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات حاکی از آن است که تقریباً در هی چیک از دانشگاههاي کشور، این سرفصلها بصورت عناوین قید شده در آنها در حال اجرا نبوده و نیستند .
طبق سرفصل فوق الذکر، درس «آشنایي با معماري معاصر »در برنامهریزي آموزش کارشناسي معماري، در دو واحد نظري پی شبیني گردیده است. هدفي که برای این درس در این سرفصل ذکر شده، عبارت است از: «آشنا کردن دانشجویان با ری شههاي تاریخي، فکري و اجتماعي مؤثر در معماري معاصر و زمی نههاي پیدایش مدرنیسم و نیز جنبشهاي بعد از مدرنیسم. بحث این درس از عصر روشنفکري و تحولات معماري قرن نوزدهم آغاز و در سیر تاریخي با اشاره به جنبشهاي موازي یا متنافر در معماري معاصر ادامه ميیابد» )سرفصل درس «آشنایي با معماري معاصر» مصوب شورایعالي برنامهریزي، وزارت فرهنگ و آموزش عالی.(
چنین به نظر می رسد که این هدف، چندان با مطالعه تدوین نشده، و تدوین کنندگان این برنامه، بر این موضوع که عصر روشنگري مربوط به قرون 16 و 17 میلادي در اروپا بوده و ارتباطي به قرن 19میلادي ندارد، واقف نبوده و یا از لحاظ تاریخي مرتکب اشتباه فاحشی شدهاند.
در سرفصل مذکور، روش ارائهی این درس نیز چنین بیان شده: «این درس به کمک اسلاید، فیلم و سمینارهاي جنبي ارائه ميگردد»)همان سرفصل درس(. این توصیه در روش تدریس به نوعی روند درس را به سوی بررسی پروژه ها در معماری معاصر سوق داده و طبیعتاً جایگاهی برای مباحث نظری در آن دیده نمی شود و خطر ژورنالیستی کردن آموزش این درس را تشدید می کند.
در فهرست مباحث پیشنهادي این سرفصل، در 14 مورد که به شرح آن در ادامه پرداخته خواهد شد، مواردي جهت طرح درس ارائه گردیده است که عمدتاً داراي اشتباهات فاحش از نظر تاریخي و یا معنایي بر مبناي منابع جدید و معتبر ميباشند:
مطابق این سرفصل، چنین آمده است: «تحولات معماري در قرن نوزدهم)با اشاره به عصر روشنگري و انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتي(») همان سرفصل درس(. لازم به یادآوری است که عصر روشنگری به قرون 16 و 17 میلادی، انقلاب فرانسه به قرن 18 و انقلاب صنعتی، قرون 17 و 18 را شامل می گردند و در هر حال، قرن نوزدهم، نه هم عصر دوران روشنگری، و نه انقلاب فرانسه و نه انقلاب صنعتی است.
در این سرفصل همچنین آمده است که «خردگرایي و عملکردگرایي قرن نوزدهم، رومانتیسیسم قرن نوزدهم و منجر شدن این دو به پیدایش جنبش پی شقدمي» )همان سرفصل درس( .مراجعهبه منابع تاریخی در معمارینشان می دهدکه در قرن 19، فرآیندهاي غیرخردگرایانه در معماري به شدت به سمت اگلکتیسم ميروند و چندان نشانهاي از خردگرایي و عملکردگرایي در آنها دیده نميشود. این تمایلات خردگریز در این دوره به حدي استکه بسیاري از منتقدین این دوره را بي خردانهترین دوره در تاریخمعماري غرب ميدانند )بنه ولو ،1384، 211ـ210 (. تنها مورد استثنا در این دوره، مربوط به جنبش رئالیسم در معماری میباشد که در بناي کریستال پالاس لندن خود را به نمایش ميگذارد؛ و البته هیچکدام از این موارد چندان با موضوع رمانتیسیسم که در ادامه سرفصل مذکور بیان شده همخواني ندارد.
در ادامه این سرفصل، به جنبش هنرها و صنایع دستي ،آرـ نوو و دستیل اشاره شده است در حالي که پیش از مطالعهي این موارد، مطالعهي مکتب شیکاگو-که اساساً جایگاهي در این فهرست برایش دیده نشده است!- از لحاظ سیر تاریخی ضروريتر به نظر ميرسد. خصوصاً آنکه شک لگیري مکاتب فوق تحت تأثیر مکتب شیکاگو بوده و عدم آموزش مکتب شیکاگو در معماری معاصر، به معنای از دست دادن مهم ترین دوره ی تاریخی در آموزش معماری معاصر می باشد )بنه ولو ،1384، 319ـ 318(.
در سه مورد متوالي بعدی، به مدرنیسم، عملکردگرایي و خردگرایي، مدرسهي باهاوس، مدرنیسم معماري و شهرسازي ،سیام و منشور آتن اشاره گردیده است. در حالی که آرـ نوو، مکتب و جنبش بسیار بزرگي است که بسیاري از سب کها و گرای شهاي بعدي اشاره شده در این برنامه را دربرخواهد گرفت؛ سب کها و گرای شهایي نظیر اکسپرسیونیسم، خردگرایي اوایل مدرن، آرت دکو و نئوکلاسیک خردگرا، جملگي از زی رمجموعههاي آرـ نوو محسوب ميگردند2. به نظر ميرسد که این موارد به طور نامنظم در فهرست پخش گردی ده و ارتباط منطقي خود را با روند تاریخی و منطقی آموزش معماری معاصر از دست دادهاند .
لذا احتمالاً تدوی نکنندگان محترم این برنامه ميتوانستند عملکردگرایي، خردگرایي را بطور مجزا در بخشي مستقل مورد بحث قرار داده و بحث مجزا و مستقلي را براي آرـ نوو و با توجه به اهمیت و جایگاه آن اختصاص دهند؛ و همچنین قادر بودند براي سایر موارد به ترتیبي که داراي ارتباط منطقي بوده و منسجم به نظر برسد، بخش مستقلي را در نظر بگیرند.
عنوان بعدی در این سرفصل، «اکسپرسیونیسم و ترادیسیونالیسم)نوعي تقابل با شعارهاي مدرنیسم(» بیان شده است. توضیح آن که طي جستجویي که در رابطه با ترادیسیونالیسما نجام گردید، هیچ منبعي در بیان ترادیسیونالیسم در هنر و یا معماري که همارز اکسپرسیونیسم باشد ،یافت نشد و همانطور که پیش از این نیز پی شبیني ميگردید، سبکي با عنوان ترادیسیونالیسم در معماری اساساً وجود ندارد! این گرایش در دورههایي متعدد با توجه به سب کهاي گذشته، طرح و از میان رفته است. حتي اگر بر فرض، این عنوان در جایگاهي همتراز و نزدیک به اکسپرسیونیسم در نظر گرفته شود، به طور قطع نميتوان این دو را با هم در مقابل مدرنیسم قرار داد. چرا که اکسپرسیونیسم ،خود قائل بهقرائتی خاصاز اصول مدرنیته درهنر می باشد.
مورد بعد در این سرفصل، «معماري ارگانیک )وجوه راسیونالیستي و رمانتیک آن(» می باشد. احتمالاً تدوین کنندگان این سرفصل، تعریف اختصاصي خود را از واژه رمانتیک دارند ،چرا که هرچند معماري ارگانیک داراي وجوه راسیونالیستي خاصی ميباشد، ولي قطعاً ارتباطی به رمانتیسیسم ندارد.
موضوع موردسؤال دیگر در این سرفصل، «معماري نئوکلاسیک قرن بیستم» ميباشد کها حتمالاً منظور تدوی نکنندگان فهرست، معماري نئوکلاسیک خردگرا است که ميبایست همزمان با بحث آر- نوو مطرح گردد؛ چرا که نئوکلاسیک خردگرا یکي از سب کهاي زیرمجموعه آر- نوو در گرایش خردگرایانه ی آن ميباشد )Pevsner, 1979, 119).
عبارتی در این سرفصل وجود دارد که نقل قول مستقیم آن چنین است: «تحولات بین مدرنی ستها بعد از جنگ جهاني دوم »اگر منظور از این عبارت، اشاره به اختلافات معماران مدرنیست در دهمین کنگره ی سیام می باشد، بهنظر ميرسد این جمله از نظر ادبي و انشاي فارسي و همچنین محتوای آن، نیاز به ویراستاري دارد تا قابل فهم گردد.
در ادامهی این سرفصل، عنوان «راسیونالیسم متأخر و شی وهگرایي نوین» بیان شده است. چنین به نظر میرسد که اضافه نمودن واژهي «متأخر» به «راسیونالیسم» تعریف نشده و فاقد مفهوم است؛ همچنین، واژه ی «شی وهگرایي نوین» نیز مشخص نیست که به چه سبک یا مکتب هنری اشاره می کند. در تاریخ هنر، شی وهگرایي یا منریسم، سبکي است که به سدهي 16 میلادي بازميگردد.
«مهندسي معماري ) فرمهاي نوین ساختماني برگرفته از مصالح جدید(»، عنوان یازدهم از فهرست سرفصلمذکور است. با درنظر گرفتن جایگاهي که براي این مورد در فهرست و با سلسله مراتب زماني دیده شده است، ميتوان گفت که نگارنده آن را به پیش از دههي 60 قرن بیستم یا پس از آن نسبت داده است؛ در حالت اول باید گفت که تکنولوژي و مصالح در بین دههي 40 و 60، تغییر چنداني را به خود ندیده و اگر حالت دوم مدنظر باشد ،عبارت مذکور از لحاظ ترتیب زماني در جایگاه مناسبي قرار نگرفتها ست.
در ادامهی این سرفصل، « دههي 1960، آرمانگرای يهاي قرن بیستم)گروه آرشیگرام و …(» ذکر شده است. در این رابطه سؤالي که به ذهن ميرسد آن است که «و …» را با چه سب کها و جنبشهایي ميتوان تکمیل نمود و هدف نگارنده از بیان آن چه بوده است!
فصل بعدي دراین فهرست، « جنبشهاي دههي 60 و 70، ساختارگرایي در معماري، پسامدرن» می باشد. از نظر تاریخ هنر ،ساختارگرایي یا کانستراکتیویسم به دههي 20 میلادی و اوایل دههي 30در قرن بیستم باز ميگردد و نه دههي 60 و 70 قرن بیستم.
52740002526353

«معماري High Tech و معماري دیکانستراکشن» عنوان مورد استفادهی بعدي است که در این فهرست است، که طبیعتاًاین دوگرایش معماریمی بایست به صورتمنفک و به تفکیکمطرح شوند.
آخرین مورد ذکر شده در این فهرست «معماري معاصر ایران)قاجاریه، پهلوي(» است و سؤال مهم در ای نجا این است کهآیا حقیقتاً این جایگاهي مناسب ،کافي و ارزشمند براي معماريمعاصر ایران است؟
4- طرح پرسشنامه
در روند این تحقیق، پرسشنامهاي تهیه و در اختیار برخي از اساتید این درس در دانشگاههاي برگزی دهي ایران قرار داده شد تا بتوان از نظرات آنان براي دستیابي به نتایج این تحقیق استفاده نمود. بخشي از این پرسشنامهها مربوط به وضعیت فعلي آموزش درس «آشنایي با معماري معاصر» بوده و بخشي دیگر از آن راجع به چگونگي ارتقا و بهبود وضع فعلي است.
در ابتداي پرسشنامه، در چند سطر مقدمهاي بر محتواي کلي و هدف از طراحي پرسشنامه )تحقیق( به اطلاع پاسخگو رسانده شده و از آنها خواسته شده است که پس از بیان نام و نام خانوادگي خود، اطلاعات مختصري راجع به مدرک، رشتهي تحصیلي، رتبهي علمي و دانشگاه محل خدمت خود ارائه دهند.
قابل ذکر است که در طرح این پرسشنامه، تلاش بر این بوده است که تسلسل منطقي بین سوالات وجود داشته و هر سؤال با توجه به هدفي معین و بادر نظر گرفتن نحوهي استخراج آن و نوع استفاده از آن مطرح گردد. در عین حال تلاش شده که از اثر القایي سؤالات بر یکدیگر جلوگیري شود زیرا این اثر موجب پاسخهاتولید پاسخ های خاص اندیشانه را فراهم مي آورد .
سؤالات در این پرسشنامه بصورت باز درنظر گرفته شدهاند تا این امکان را براي پاسخ دهنده ایجاد نمایدکه جواب را با عبارات و کلمات خود به طور تشریحي بیان کند. ای نگونه از سؤالها ،زمی نههاي فکري لازم را براي عکس العمل پاسخ دهنده فراهم مينمایند و گاهاً محقق را با نظرات غیر منتظرهای آشنا ميسازند.
گرچه پاسخگویي و به دنبال آن، تحلیل آنها، نیازمند زمان بیشتري است، لیکن به نظر نویسندگان مقاله حاضر، باز گذاشتن پاسخ سؤالها در این جا، پتانسیل بیشتري براي دریافت پاسخهاي جامع را فراهم مينماید.
به طور کلي در طرح چهار سؤال آغازین پرسشنامه، هدف سنجش این است که اساتید تا چه حد با تغییر شرایط موجود براي تدریس واحد درسي «آشنایي با معماري معاصر» موافق هستند و چه کالبد جدیدي را براي آن مناسب ميبینند. سپس در طي سؤالات پنج تا یازده، به بررسي محتواي قابل ارائه تحت عنوان و موضوع این درس پرداخته ميشود.
اولین سؤال در بخش نخست، چنین است که «آیا با افزایش تعداد واحد درسي، درس «آشنایي با معماري معاصر» موافق هستید؟»؛ این سؤال با این هدف بیان شده است که آیا اساتیدي که در حال حاضر مشغول به تدریس این واحد درسي ميباشند از وضعیت موجود ارائهي این درس راضي هستند و یا اینکهضرورتي برافزایش تعدادواحدهاي درسي آن ميبینند .
سؤال دوم نیز در ادامه این امر را مطرح مينماید که در صورتي که پاسخگو موافق افزایش واحدهاي این درس در سرفصل دروس کارشناسي معماري است، افزایش تعداد واحدهاي آن را به چه تعداد ضروري ميبیند.
در طرح سؤال سوم، تلاش شده که در کالبد دیگري، ارزیابي پاسخگو از وضعیت موجود تدریس این واحد درسي مورد پرسش قرار گیرد که «آیا موافقید که این درس به صورت دو درس «آشنایي با معماري معاصر 1 و 2» تبدیل شود؟» و در ادامهي آن نیز سؤال شده که «در صورت موافقت، به هر قسمت چند واحد را اختصاص ميدهید؟ .»
در ابتداي بخش بعدي سؤالها، اولین پرسش این است که «آیا با ارائه سرفصل «معماري معاصر ایران» در قالب درس «آشنایي با معماري معاصر» موافقید؟ .»
ششمین سؤال، «آیا با ارائه یک درس مستقل با نام «معماري معاصر ایران» موافقید؟»، پیشنهاد دیگري را مورد سؤال قرار ميدهد که در آن جایگاهي بیش از تنها یک عنوان در سرفصل دروس، بلکه یک درس مجزا با رویکرد به معماري معاصر ایران مطرح شده است. هدف از مطرح نمودن دو سؤال پنجم و ششم ،سنجش این امر بوده است که اساتید، در صورت عدم رضایت از جایگاه فعلي موضوع «معماري معاصر ایران» در سرفصلهاي مصوب، براي اصلاح آن را چگونه ميبینند؛ آیا با اضافه نمودن سرفصل «معماري معاصر ایران» در قالب درس «آشنایي با معماري معاصر» موافق هستند و یا ترجیح را در ارائه یک درس مستقل با نام «معماري معاصر ایران» ميبینند. لازم به ذکر است که مطابق اصول طرح پرسشنامه، این هدف در دو سؤال مجزا و بصورت کوتاه پاسخ مورد ارزیابي قرار گرفته است، چرا که این روش، سبب تسهیل در مطالعهي پاسخها و نیز امکان روشنتر بیان نمودن منظور و هدف پرسشگر را فراهم مينماید.
پرسش هفتم، عبارت است از اینکه «درس «آشنایي با معماري معاصر» را یک درس «بینشي» مي دانید که بیشتر به مفاهیم معماري معاصر مي پردازد یا «دانشي »که بیشتر به مصادیق معماري معاصر مي پردازد؟»؛ این سؤال با هدف ارزیابي و سنجش نظر اساتید در رابطه با نوع درس و قراردادن آن در جایگاه دروس «دانشي »یا «بینشي» مطرح شده است .
سؤالات هشتم تا یازدهم، در ادامهي انتخاب جایگاه «بینشي »و یا «دانشي» براي درس «آشنایي با معماري معاصر» آمدهاند .پرسش هشتم و نهم، در صورت انتخاب جایگاه «بینشي» توسط پاسخگو براي درس مذکور، مطرح شدهاند؛ و در سؤال هشتم ،آمده است که «آیا بیشتر از نگاه انتقادي به دنیاي معاصر نگاه ميکنید یا در جهت تأیید آن و یا آنکه بيطرفانه مسائل را ارزیابي مينمایید؟» و در سؤال نهم نیز مطرح شده است که «آیا به آموزش مفاهیم دنیاي مدرن و معاصر ميپردازید یا به بررسي نظری ههاي معماري معاصر؟ .»
متقابلاً سؤالات دهم و یازدهم، در ادامهي انتخاب جایگاه
«بینشي» توسط پاسخگو براي درس مذکور، مطرح گردی دهاند .
42046922751354

دورهي زماني منتخبِ استاد براي این درس، در پرسش دهممورد سؤال قرار گرفته است و در سؤال یازدهم آمده است کهتأکید مدرس بر پروژههاي معاصر است یا معماران معاصر.
آخرین و دوازدهمین پرسش، در رابطه با استفاده یا عدماستفاده از تک نولوژيهاي کم کآموزشي نظیر نمایش فیلم واسلاید و از این دست، طرح شده است .
5- مطالعه و تحلیل پرسشنامههاي تکمیل شده
تعداد پانزده پرسشنامه، توسط اساتید درس مورد مطالعه در این تحقیق، در دانشگاههاي منتخب ایران، تکمیل گردید ،که آمار حاصل از این بررسي، به شرح ذیل است؛ جدول یک ،نشان دهندهی پراکندگی پاسخها به سؤالات پرسشنامه است. از مطالعهي پرسش نامههاي تکمیل شده در سؤال اول، قابل مشاهده است که اکثریت اساتید) 12 نفر( با افزایش تعداد واحدهاي درسي موافق هستند و از این رو، ميتوان گفت که بیشتر آنها از وضع موجود ناراضي اند. از پاسخهاي داده شده به سؤال دوم، دیده ميشود که از 12 نفر متمایل به افزایش تعداد واحدهاي درسي ،11 نفر مایل به افزایش واحدها به میزان 2 واحد و تنها 1 نفر مایل به افزایش تعداد واحدها به میزان 3 واحد است. بنابراین اکثریت قریب به اتفاق اساتید مایل به افزایش تعداد واحدهاي درس «آشنایي با معماري معاصر»، از 2 واحد به 4 واحد هستند.
در سؤال سوم، در نظرخواهي انجام شده در این تحقیق ،بیشتر پاسخگویان) 12 نفر از 15 نفر( موافق تبدیل درس موضوع تحقیق، به دو درس «آشنایي با معماري معاصر »1 و 2 هستند .در سؤال چهارم، در ادامهي تقسیم درس به دو درس «آشنایي با معماري معاصر »1 و 2، اکثر اساتید)11 نفر( 2 واحد را براي هر قسمت پیشنهاد نموده و تنها 1 نفر ،2 واحد را براي معماري معاصر 1 و 3 واحد براي معماري معاصر 2 در نظر داشته است.
مطابق پاسخهاي ارائه شده براي پرسش پنجم ،13 نفر از 15 پاسخگو با ارائهي سرفصل معماري معاصر ایران در قالب درس «آشنایي با معماري معاصر» موافق بوده و 2 نفر مخالف هستند. در ادامه در سؤال ششم ،2 نفر با ارائهي یک درس مستقل به نام معماري معاصر ایران موافق بوده و اکثریت آنها )13 نفر( مخالف هستند.
در بررسي پاسخهاي ارائه شده به سؤال هفتم، بیشتر افراد) 8 نفر( آن را هم دانشي و هم بینشي دانسته ،3 نفر آن را دانشي و 4 نفر آن را بینشي ميدانند. طبق مطالعهي پرسش هشتم و نهم، از میان افرادي که گزی نهي بینشي را براي درس، انتخاب نمودهاند ،تنها سه نفر با نگاه انتقادي به آن نگاه ميکنند و اکثریت افراد این گروه) 9 نفر( با نگاه بيطرفانه مسائل آن را ارزیابي مينمایند. این در حالی است که تمام افراد این گروه) 12 نفر(، به آموزش مفاهیم دنیاي مدرن و معاصر در کنار بررسي نظریه هاي معماري معاصر ميپردازند.
در پرسشهاي 10 و 11، در گروه اساتیدي که گزی نهي دانشيرا براي درس «آشنایي بامعماري معاصر» انتخاب نمودهاند)11نفر(، تعداد افرادي که به مباحث قرن بیست ميپردازند)4 نفر( ،بسیار نزدیک به تعداد افرادي است که به تدریس دورهي رنسانس تا دنیاي حاضر پرداخته)5 نفر( و کمترین تعداد) ،2 نفر( به قرن نوزده و بیست ميپردازند. به علاوه، اکثریت اساتید در این گروه ،در تدریس این درس، بر پروژهها تأکید مينمایند)8 نفر( و در مقابل ،1 نفر بر معماران تأکید نموده و 2 نفر، بر هر دو عنوان تأکید مينمایند. از بررسي پاسخهاي ارائه شده به آخرین پرسش ،اینگونه بر ميآید که تمامي پاسخگویان، در درس موضوع تحقیق ،از تک نولوژيهاي کمک آموزشي مانند نمایش فیلم، اسلاید و …
استفاده مي نمایند.
در تحلیل پرسشنامههاي تکمیل شده ميتوان گفت که به طور کلي، اساتید تمایل به افزایش تعداد واحدهاي درسي درس «آشنایي با معماري معاصر» داشته و از وضع موجود ناراضي ميباشند. این تمایل به افزایش واحدها، بیشتر به میزان دو واحد درسي دیده شده است و در این رابطه نیز اکثر اساتید خواهان تفکیک این درس به دو درس «آشنایي با معماري معاصر »1 و 2 هستند: 2 واحد براي هر درس.
در رابطه با موضوع ارائهي سرفصل «معماري معاصر ایران »در قالب درس مورد بحث، اکثر نظرات، مثبت دیده شد و به نظر ميرسد جاي خالي این عنوان در سرفصلهاي درس «آشنایي با معماري معاصر»، به شدت محسوس است. لیکن این نیاز، بیشتر در قالب اضافه نمودن یک سرفصل دیده شده است و نه ارائهي یک درس مستقل با نام «معماري معاصر ایران .»
در پرسشنامهها، اکثر اساتید درس «آشنایي با معماري معاصر» را درسي دانشي و بینشي دانستهاند؛ درسي که هم به مفاهیم معماري معاصر ميپردازد و هم به مصادیق آن. این پاسخ را ميتوان در نقد شرایط فعلي آموزش این درس در دانشگاههاي ایران دانست که برخي آن را تنها در مفاهیم مورد بحث قرار داده و عدهاي دیگر نیز با موضوع درس، برخورد ژورنالي نموده و مصادیق را مورد ارزیابي و مطالعه قرار ميدهند. در این راستا ، مطالعهي پرسشنامهها حاکي از آن است که تعداد افرادي که این درس را تنها بینشي و یا تنها دانشي دانستهاند، بسیار نزدیک به یکدیگرا ست
39600009456355

از جهتي، در بررسي جنبهي بینشي این درس، در پاسخها دیده ميشود که اکثریت اساتید به دی دهي بيطرف به آموزش مفاهیم معماري معاصر ميپردازند؛ لیکن عدهي اندکي نیز مفاهیم را با نگاه انتقادي بررسي مينمایند. شاید بتوان گفت که نقد مفاهیم در آموزش، چندان مورد پسند نبوده و بهتر است که به عهدهي خود دانشجویان نهاده شود و از تلقین یک نگاه خاص و منتقدانه به دانشجو، خودداري گردد. در ادامه، دیده ميشود که تمامي اساتید ،هم به آموزش مفاهیم دنیاي مدرن و معاصر ميپردازند و هم به بررسي نظری ههاي معماري معاصر. این نکته که هر دو جنبهي ممکن براي نگاه بینشي به این درس، در آموزش آن توسط اساتید دیده شده، را نیز ميتوان به گونهاي مثبت مورد ارزیابي قرار داد.از جهت دیگر، در رابطه با بازهي زماني منتخب، آن دسته ازاساتیدکهدرس «آشنایيبا معماريمعاصر» رادانشي دانستهاند؛مباحث قرن بیستم و رنسانس تا دنیاي معاصر تقریباً به یک میزان انتخاب گردیده و بازهي زماني رنسانس تا دنیاي حاضر ،با اختلاف بسیار اندکي، در صدر بوده است؛ و در مقابل، تعداد افرادي که قرن نوزده و بیست را برگزی دهاند، در حداقل قرار دارد .مي توان گفت که در اشتراک بین این سه بازهي زماني، قرن بیستم، بازهي زماني مشترک بین هر سه است و مباحث «دانشي »مربوط به آن، در تمام ک لاسها تدریس ميگردد. در ادامه، از میان گروهي از اساتید که آموزش درس «آشنایي با معماري معاصر »را «دانشي» دانستهاند، تأکید اکثریت، بر آشنایي دانشجویان با پروژههاي معاصر است و مطالعهي معماران معاصر از جایگاه بسیار اندکي در آموزش این گروه برخوردار است.
6- معماري معاصر در آموزش کنوني معماري در دانشگاههاي معتبر جهان
جدول 1- پراکندگی پاسخهای ارائه شده به سؤالات پرسشنامه.

براي یافتن جایگاه هرچه مناسبتر درس «آشنایي با معماريمعاصر» و توسعه و ارتقاي این جایگاه، به سوي پربارتر نمودنآموزش معماري در ایران، بررسي جایگاه کمّي و کیفي آموزش این درس، و موضوعات مرتبط با آن در دانشگاههاي مطرح جهان، مفید به نظر ميرسد. لذا در ادامهی روند پژوهش، به مطالعهي قالبها، متدها و جایگاه آموزش معماري معاصر در برخي دانشگاههاي مطرح جهان پرداخته ميشود. در این راستا ،دانشگاه شفیلد3 در انگلستان، و دانشگاههاي ییل4، هاروارد5، برکلي6 و ام آيتي7 در ایالات متحدهي امریکا برگزیده شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. قابل ذکر است که بررسي در این دانشگاهها ،در دروسي با عناوین و موضوعات مرتبط با معماري معاصر ،انجام گرفت که جدول 2، نمای ش دهندهي اطلاعات کلي مربوط به سرفصلهاي دروس این پنج دانشگاه است.
وی ژگيهاي قابل توجه در عناوین مرتبط با معماري معاصر در هر پنج دانشگاه تقریباً مشترک به نظر ميرسد که در رابطه با دورهي کارشناسي، ميتوان به موارد زیر اشاره نمود؛8 – در هر پنج دانشگاه، بیش از یک عنوان درسي مرتبط با معماري معاصر دیده ميشد.
درهمگي، تعداد واحدها، قطعاًبیش از 2واحددرسي است.- جایگاه وی ژهاي براي معماري معاصر مناطق خاص نظیرونیز و یا استانبول قائل شدهاند.
نقد معماري از جایگاه خاصي در سرفصل دروس برخوردار است.
مطالعات نظري از مطالعهي نمونههاي موردي و پروژهها در عناوین دروس، جدا شدهاند.
بطور معمول، تاریخ معماري از قرن نوزدهم و یا اواخر قرن هیجدهم به دو بخش تقسیم شده است.
بطور مجزا به هنر و معماري مدرن پرداخته شده است.
بحث جهاني شدن در سرفصل دروس، مورد توجه قرار گرفته است.
جدول 2- سرفصل دروس مرتبط با معماري معاصر در 5 دانشگاه معتبر جهان.
-عناوین شهرسازي معاصر و معماري معاصر، دربرگی رندهي
دروس مجزایي هستند.
بررسي نظریههاي معماري، در دورههاي پیش و پس از مدرن در عناوین دروس به چشم ميخورند.
به معماري ژاپن، و شهرهاي مطرح، نظیر روم، ونیز ،نیویورک، پاریس، استانبول، برلین به طور مجزا در عناوین دروس، پرداخته شده است.
خاور میانه، معماري شرق، و کشورهاي در حال توسعه از عناوین خاص خود در فهرست درسها برخوردارند.
تاریخ و تئوري هنر و معماري از یکدیگر مجزا شدهاند و در تعامل با هم نیز مورد سنجش قرار گرفتهاند.
-184356873805نتیجه

نتیجه

عنوان یا عناوین مجزایي براي معماري معاصر بومي در نظر گرفته شده است.
سرفصلهاي درس «آشنایي با معماري معاصر»، در این تحقیق مورد بررسي و مطالعه دقیق قرار گرفت و ک استيها و نقصانهایي در این سرفصل دیده شد؛ از مهمترین آنها ميتوان به تناقضاتي در بیان سب کها و مباحث نظري تاریخي معماري ،بي دقتي در توالي زماني آنها، در کنار قائل شدن جایگاهي بسیار ناچیز براي بحث معماري معاصر ایران اشاره نمود، همچنین عدم توجه به زمان وقوع وقایع تاریخی در این سرفصل ، شگفتآور است.
در ادامه پرسشنامههایي در رابطه با روشهاي آموزشيدرس «آشنایي با معماري معاصر» و جایگاه و شی وهي تدریسآن توسط اساتید دانشگاههاي ممتاز کشور، تکمیل شده و در روند پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفت. برداشت کلي از مطالعهي پاسخهاي اساتید به این پرسشنامهها، حاکي از عدم رضایت ایشان از وضعیت و جایگاه فعلي درس «آشنایي با معماري معاصر» در آموزش معماري بود و نکات قابل توجهي نیز از پاسخهاي اساتید به این پرسشنامهها استخراج گردید. از جمله مهمترین آنها عبارتند از: اتفاق نظر اساتید در دانشي و بینشي بودن همزمان درس «آشنایي با معماري معاصر»، نیاز به افزایش تعداد واحدهاي اختصاص یافته به آن وگسترش آن از یک درس با 2 واحد نظري بهدو درس «آشنایي بامعماري معاصر 1» و «آشنایي با معماري معاصر2» هرکدام 2 واحد نظري، اضافه نمودن سرفصل «معماري معاصر ایران» به سرفصل های درس «آشنایي با معماري معاصر»، و در نهایت لزوم به کارگیري از ابزار و وسایل کمک آموزشي نظیر فیلم و اسلاید در آموزش این درس به دانشجویان رشتهي معماري.
همچنین در این تحقیق، چگونگی تدریس مباحث مربوط به معماري معاصر در آموزش کنوني معماري در پنج دانشگاه از دانشگاههاي مطرح جهان، انجام شد؛ و از مهمترین نکات مشترک در این زمینه نیز ميتوان به تعدد دروس مرتبط با معماري معاصر ،جدایي مطالعات نظري از نمونههاي موردي و پروژهها در عناوین دروس و نیز تأکید خاص بر معماري معاصر نقاطي از جهان نظیر روم، و نیز، پاریس، استانبول، خاور میانه ، معماري شرق و کشورهاي در حال توسعه، اشاره نمود. در نهایت و براساس جمعبندي مطالعات انجام شده در پژوهش حاضر، نتایج جهت ارتقاي جایگاه درس «آشنایي با معماري معاصر» در قالب یکي از دروس اساسي نظري در آموزش معماري مطرح می شود .
64902070350

همانطور که در فرضیات مقاله حاضر بیان گردید، میزان دو واحد درسي براي این حجم درس ناکافي بنظر ميرسد و افزایش تعداد کمي واحدهاي درسي به عنوان نخستین فرضیه این تحقیق مطرح گردید. به علاوه در فرضیات بیان شد که افزودن درس معماري معاصر در قالب افزایش تعداد واحدها به گونهاي که کسري واحد آموزشي این درس را هم براي بخش غرب و هم براي بخش ایران تأمین نماید، ضروري به نظر ميرسد. در این راستا، از مطالعات انجام شده در طي روند پژوهش حاضر ، ميتوان نتیجه گرفت که تبدیل و گسترش درس «آشنایي با معماري معاصر» از وضعیت فعلي آن ،که 2 واحد نظري به آن
پی نوشت ها
Art Nouveau.
Pevsner, 1979. رجوع کنید به3 The University of Sheffield, Sheffield, UK.
Yale University, New Haven, CT, USA.
Harvard University, Cambridge, MA, USA.
University of California, Berkeley, USA.
Massachusetts Institute of Technology, Cambridge, MA, USA.
رجوع شود به پایگاههای اینترنتی دانشگاه ها در منابع ذکر شده.
Scott Brown and Associates.
فهرست منابع
بنه ولو، لئوناردو)1384(، آشنایی با تاریخ معماری ،علی محمد سادات افسری )مترجم(، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم، تهران.
پایگاه اینترنتي دانشگاه شفیلد، انگلستان) http://www.shef.ac.uk/(.
اختصاص داده شده به دو درس «آشنایي با معماري معاصر 1» و «آشنایي با معماري معاصر2» و اختصاص دادن 2 واحد نظري به هرکدام، مهم و ضروري به نظر ميرسد. در این راستا ،پیشنهاد ميشود در سرفصل هاي درس «آشنایي با معماري معاصر1» به رنسانس تا انتهاي مدرنی ستهاي اول پرداخته شده و در «آشنایي با معماري معاصر2» به مدرنی ستهاي متأخر، پست مدرنها و به معماري معاصر در کشورهاي در حال توسعه و در بخش اعظمي از آن به معماري معاصر ایران پرداخته شود.
از دیگر فرضیات مطرح شده در آغاز مقاله ، این بود که متد آموزش این درس ترکیبي از متد دانشي و بینشي باید باشد و هریک از این دو به تنهایي جواب مطلوبي به خواستههاي این درس نمي دهد. این امر در روند انجام پژوهش حاضر، مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت و ميتوان گفت که از آنجایي که درس «آشنایي با معماري معاصر» به عنوان درسي بینشي و دانشي شناخته شده است، به نظر ميرسد که در طرح برنامهي ک لاسها مباحث فلسفي در حی طهي نظري معماري، در کنار استفاده از وسایل کم کآموزشي نظیر فیلم و اسلاید براي آموزش هرچه بهتر این درس به دانشجویان رشتهي معماري از ضروریاتي است که لازم است مد نظر اساتید قرار گرفته شود.
به این ترتیب ميتوان گفت که با اجراي پیشنهادهاي مطرح شده در نتی جهگیري پژوهش حاضر و در این راستا تلاش در رفع نواقص و ک استيهاي آموزش مباني نظري که به طور خاص درس «آشنایي با معماري معاصر» مورد بحث بود ، ميتوان به سوي آموزش هرچه بهتر معماري در دانشگاههاي کشور، گام برداشت.
پایگاه اینترنتي دانشگاه ییل ،ایالات متحده امریکا) .http://www.yaleedu/(.
پایگاه اینترنتي دانشگاه هارواردا ،یالات متحده امریکا) .http://wwwharvard.edu/(.
پایگاه اینترنتي دانشگاه کالیفرنیا ،برکلي، ایالات متحده امریکا) //:httpwww.ced.berkeley.edu/(.
پایگاه اینترنتي دانشگاه ام آي تي ا،یالات متحده امریکا) .http://student
.)/mit.edu
Fowles, R. A. )1990), Teaching architecture: a complete action, Design Studies, 11)2), 81–88.
Capon, D. S. )1983), Categories in architectural theory and design, derivation and precedent, 5)2), 215-226.
Groák, S. )1988), UK architectural education: Trends and issues , Habitat International, 12)1), 75-86.
Joan , O. )2012), Architecture School: Three Centuries of Educating Architects in North America, The MIT Press.
Pevsner, N. )1979), A History of Building Types, Princ-
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 17 شماره3 پاییز 1391
eton University Press.
Pevsner, N. )2009), An Outline of European Architecture, Gibbs Smith; Revised edition.
Schreiber, S. )2010), Education for Architecture in the United States and Canada, International Encyclopedia of Education )Third Edition), 13-18.
Wang, T. )2009), Rethinking teaching with information and communication technologies )ICTs) in architectural education,Teaching and Teacher Education, 25)8), 1132.0411



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید