صفحات 81 – 90
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 17 شماره3 پاییز 1391
91279011651

بازشناسی نقش و تأثیر جریانهای فکری عصر
صفوی در شکلگیری ورودی مساجد مکتب
912788429921

اصفهان*
محسن طبسی**1، فهیمه فاضلن سب2
استادیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد مشهد، مشهد، ایران.
دانشجوی کارشناسی ارشد معماری اسلامی، دانشگاه بین المللی امام رضا )ع(، مشهد ،ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 6/3/91، تاریخ پذیرش نهایی: 27/8/91(چکیده
اعتقادات و ارزشهای حاکم بر جامعه، همواره بر هنر و معماری دوران مؤثر بوده است. در دورهای که مکتب اصفهان به مدد اندیشهی بزرگان و نفوذ بیسابقه تفکر شیعی به بالندگی رسید؛ بستری برای رشد و امتزاج جریانهای فکری مبتنی بر تفکر شیعی فراهم آمد. از مجموع دیدگاههای مطرح در این دوره، سه جریان فکری شاخص قابل درك است که به واسطه همپوشانی ،شرایط بیسابقه فلسفی دوران را شکل میدادند. این شرایط به بروز نوآوریهایی در معماری منجر شد که بیش از همه در نظام کالبدی و فضایی مساجد مجال بروز یافت. در این مقاله، جهت بازشناسی نقش جریانهای فکری عصر صفوی در معماری، یکی از اصول حاکم بر ساماندهی فضای معماری انتخاب شد. با بررسی زمینههای فکری اصل سلسلهمراتب در اندیشه حاکم، تأثیر آن بر شکلگیری نظام ورودی مساجد مورد مطالعه قرار گرفت. از مقایسه ورودی مساجد مکتب اصفهان با دورههای پیشین -که دارای وجوه مشترکی برای مقایسه بودند- نتایج معناداری حاصل شد. این مقایسه، پیشرفت در مراتب فضایی مساجد این مکتب را نشان میدهد. همچنین در این دوره، نوع جدیدی از نظام ورودی ابداع گردیده است که به شیوهای هوشمندانه، به افزایش مراتب فضایی و ایجاد آمادگی در مخاطب در سیر از ظاهر به باطن کمک نموده است.
واژه های کلیدی
مکتب اصفهان، سلسلهمراتب، مراتب ورود، مساجد اصفهان.

*این مقاله برگرفته از رساله کارشناسی ارشد نگارنده دوم می باشد که در دانشگاه بین المللی امام رضا)ع( در دست انجام است.
.E-mail: tabassi_mohsen@yahoo.com ،0511-6641262 :نویسنده مسئول: تلفکس **
270788209649

3480788209649

مقدمه
طی مراتب برای رسیدن به کمال، همواره در فرهنگ اعتقادی و عرفانی مسلمانان مورد توجه بوده است. در جهان بینی توحیدی ،نگاهی کمالگرا به انسان شده است و این جهان را، مرحلهای از گذار به سوی کمال غایی تصویر کرده است. طیّ منازل هفتگانه در منطقالطیر عطار در سفر به سوی سیمرغ، مراتب چهارگانه در اسفار اربعه ملاصدرا و ویژگی سلسلهمراتبی خلقت در پنج حضرت، گرچه تعدّد در تعیین مراتب را آشکار میسازد، به این نکته اذعان دارد که همواره ایجاد آمادگی پیش از وصول و طیّ مسیر در قالب منازل مورد توجه بوده است. طریقت نیز که هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، ریشه در قرآن و سنّت دارد )نصر ،1384، 179(، ساحت درونی و باطنی اسلام است که به طیّ مراتب برای رسیدن به حضور الاهی تأکید میورزد و بر الگوی معراج پیامبر و گذار او از افلاک متحدالمرکز مبتنی است1. این دیدگاه گرچه هم در جهان تشیّع و هم در جهان تسنّن موجود است، اما به دلیل تفسیر باطنیتر تشیّع از وحی اسلامی، بیشتر در زمینه تشیّع بروز یافت )همان ،170(. در حکمت ایرانی که به وسیله سهروردی در دوره اسلامی باززندهسازی شد، مراتب به صورت نور تجلی مییابند و سهروردی نظریه تشکیک نور را بر مبنای مرتبه قرب هر جزء با مبداء هستی تصویر میکند.
در معماری نیز برای تداعی مفهوم گذار از دنیای خاکی به ماوراء، گاه به زبان تذکار و گاه در یک فرایند ادراکی، شخص را به گذار از یک مرحله به مرحلهای دیگر فرا خواندهاند. سلسلهمراتب در معماری، نمودی از این تلاش برای بیان مفهوم گذار و جنبه تدریجی فرآیند ادراک است. این اصل به عنوان یکی از اصول بنیادی در هنرهای سنتی شناخته شده است و با سلسلهمراتب وجودی که بالاتر از مرتبه مادی مربوط به آن قرار دارد نیز
1-عصر صفوی
1-1- تاریخچه
پس از فروپاشی حکومت ایلخانی، قلمرو ایرانی ایشان در اختیار و تسلطّ حکومتهای محلی مستقل قرار گرفت. زمانی که شاه اسماعیل ـ بنیانگذار سلسله صفویه3- برای کسب قدرت به پاخاست، چنین قدرت متکثّری در ایران پراکنده و حاکم بود
)نوایی و غفاری فرد ،1381، 31(.
بازخوانی تاریخ صفویان آشکار میسازد که علیرغم جنگهای متعّدد داخلی و خارجی، این دوره را میتوان از نظر سیاسی و اجتماعی ،یکی از بهترین ادوار تاریخ دوره اسلامی ایران برشمرد. تشکیل حکومت مرکزی، نخستین و مهمترین ویژگی این دوران، در قیاس با ادوار گذشته است. ثبات و اقتدار حکومت، امنیت را برای مردم به همراه آورد و به تدریج، کسب و کار رونق یافت و وضع معیشتی مردم به سامان گشت .
منطبق و هماهنگ است )نصر ،1380، 210(.
این اصل در ترتیب رسیدن به یک فضا مانند اتاق الگوی بنیادی اتصال، انتقال و وصول را پیشنهاد میکند، که بیان کننده جنبه استدراجی2 وصول به فضاست و به صورت سلسلهمراتب دسترسی از بیرون به درون ظهور مییابد .
بارزترین جایگاه برای بروز این اصل که به جنبههای ادراکی فضا مرتبط باشد، مسجد است. در این میان، درآیگاه مسجد به عنوان مکانی برای اتصال ساحت دنیایی و جهان مینوی، شأنی ماورایی مییابد که از طریق مراتب ادراکی، آمادگی مخاطب را برای گذار از ماده به تجّرد محقّق میسازد.
2707883231349

در مکتب اصفهان، در بستر فکری شیعی، زمینه لازم برای بروز همه جانبه اصل سلسلهمراتب در معماری فراهم شد. در این نوشتار با پیگیری این اصل در اندیشه اسلامی_ایرانی و در نظریات شیخ اشراق و صدرای شیرازی-که در معماری و هنر این دوران تأثیر گذارند- تکامل این اندیشهها را در طراحی مساجد به عنوان عالیترین نمود هنرهای سنتّی بررسی خواهیم کرد. گرچه میتوان در ابعاد مختلف به بررسی اصل سلسلهمراتب در معماری مساجد پرداخت؛ ولی در این مجال مطالعه خود را به بررسی نظام فضایی و مراتب ورودی مساجد محدود میکنیم و به مدد مطالعه موردی، به قیاس مساجد صفوی با نمونههای پیشین خواهیم پرداخت. در کتب و تحقیقات مشابه که به هر دلیل با وجوهی از پژوهش قرابت داشتند؛ تحلیل فضای ورودی مساجد مختلف مورد بازبینی قرار گرفت .نگارندگان معتقدند ایجاد ارتباط معنادار میان فضای ورودی مساجد و تفکرات حاکم بر زمان راه جدیدی را به سوی درک عمیقتر از این ابنیه خواهد گشود.
1-2- بررسی اوضاع اعتقادی-سیاسی
بدون شک، شکلگیری حکومت صفویّه در ایران در قالب یک دولت شیعه اثنیعشری را، باید یکی از مهمترین فصول تاریخ ایران و اسلام به شمار آورد؛ زیرا تلاش و مبارزات شیعیان، بیش از نُه قرن ادامه یافت تا آن که مذهب شیعه، دین رسمی ایران شد )مزاوی ،1368، 28(. شناسایی رسمی مذهب شیعه، به مکتب امامت بعدی سیاسی بخشید و در نوزایی حقیقی ایران در عهد شاه عبّاس اول سهمی بر عهده داشت )استیرلن ،1377، 25(.
یکی از مهمترین عواملی که زمینه را برای فراگیر شدن تشیّع فراهم ساخت، تصّوف بود. بدین ترتیب از مهمترین نیروهای دخیل در شکلگیری این دوره تاریخی است. بعضی از طریقتهای تصّوف با گرایشهای باطنی شیعی، ایران را از یک سرزمین سنّی مذهب به یک مملکت کاملاً شیعی مذهب تبدیل کردند)همان ،336(.
56160007341352

با گسترش تفکر شیعی در ایران و اشاعه علوم مذهبی ،شخصّ یتهای برجستهای چون میرداماد و ملاصدرا تربیت
یافتند. به همین خاطر به کمک متفکران و فیلسوفان این دوره ،به تدریج زمینه برای ترکیب و تلفیق مکاتب مختلف تفکر اسلامی در زمینه و بافت تشیّع حاصل شد)همان ،339( و باعث شد تا الهیات شیعه به وسیله عرفا و فیلسوفان ایرانی بسط یابد .معنویت والای این متألهین، بخشی بر پایه سنتهای بازمانده از امامان و بخشی دیگر سرچشمه یافته از آثار فیلسوفان اشراقی ،مانند سهروردی) 1155 – 1191 م /550 – 587 ق( است که فعالیتش سالهای دراز در اصفهان تمرکز داشت. این سنّت معنوی، به هنگام نوزایی دوره صفوی، رونق درخشانی مییابد و جریان فکری اصیلی در پدیدهای که مکتب اصفهان4 نامیده میشود ایجاد میکند )همان ،34(.
1-3- معماری و هنر
در اثر توجه پادشاهان صفوی و خلاقیت معماران، مکتب اصفهان شکل گرفت که باعث تمایز میان این مکتب با معماری ادوار گذشته گردید. به عبارت بهتر، در این دوره، معماری از یک امر ارگانیک، که صرفاً براساس نیازهای طبیعی شکل میگرفت؛ به معماری خردگرا بدل شد که واجد ارزشهای فلسفی، هنری و فنی است)طبسی ،1386، 218(. در این دوره با مطرح شدن اندیشه شیعی در جامعه و رسمیت یافتن تشیّع و با وجود تفکرات خاص حاکم بر زمان، از لحاظ علمی، فلسفی و سیاسی با دوره متفاوتی روبرو هستیم که تأثیر مستقیم بر هنرومعماری گذاشت .به تأسی از اندیشهی اشراقی و بینش عرفانی همه گونههای هنر ایرانی متأثر شدند و نقاشی و معماری با آن که در قالب زمان- مکان هستند و از این رو دو بعدی و سه بعدیاند، در این دوران به همین سبب شاهد فضاهای بسیار جدید شدند )خاتمی ،1390، 171(. در آثار هنری این دوره از فرهنگ ایرانی، نه تنها شاهد گستردگی اندیشههای عرفانی در هنر، بلکه شاهد تنوع صور آن نیز هستیم )همان ،155(.
در این میان، تشکیل حکومت واحد و مقتدر شاهان صفوی به بسط و گسترش هنر کمک موثری نمود. تقّید شاهان به تشیّع و توجه آنها به هنر، فرصتی را فراهم آورد تا معماری و دیگر هنرها به بهترین نحو در قالب ایدههای مرتبط با جهان بینی خاص دوران بروز یابند. شاهعباس به عنوان یک مسلمان اثنیعشری مومن ، میخواست شهر خود را بر اساس تصویر شهرهای بهشت که چه در قرآن و چه در متون حکمای عارف ایرانی ذکر شده است بنا کند )استیرلن ،1377، 41(. در دوران شاه عباس اول – نقطه اوج سلسله صفوی- بازخوانی مجّدد حکمت ایرانی و جهتدهی به باورهای مذهبی، بار دیگر به معماری ایرانی هویّت و تشخّص بخشید. معماری این دوران، نمایانگر عالیترین شکل وحدت فرهنگ دینی اسلام با فرهنگ ایرانی است )خاتمی ،1390، 212(.
آن چنان که از بررسی آرا و نظرات در تحلیل این دوره تاریخی برمیآید، معماری آن برآیندی از سه مقولهی تشیّع، اشراق )بر پایه حکمت ایرانی( و عرفان است؛ که به صورت یک کل واحد و منسجم در قالب نمادها و نمودها ظهور مییابد .
در معماری اسلامی– ایرانی همواره حدی از سلسلهمراتب
مطرح بوده است. اما با توجه به دوره زمانی و عملکرد بنا این سلسلهمراتب افزایش یا کاهش یافته است. در مکتب اصفهان با توجه به مطرح بودن اندیشه شیعی در جامعه و رسمیّت یافتنتشیّع و به خاطر تفکّرات فلسفی حاکم بر زمان، زمینه لازم برایرشد مفهومی و کالبدی اصل سلسلهمراتب افزایش یافت.
2-بررسی جایگاه سلسلهمراتب در اندیشه شیعی، عرفانی، اشراقی

در جهت بازشناسی مقام سلسلهمراتب در بستر فکری این دوره، به کنکاش در اصول سلسلهمراتبی حاکم بر سه جریان فکری تأثیرگذار میپردازیم. گرچه به دلیل در هم تنیدگی مفاهیم ،در واقع چنین انفصالی میان دیدگاهها وجود ندارد؛ اما در جهت دستیابی به تفسیر آشکارتری از مفاهیم، آنها را در سر فصلهای زیر دسته بندی میکنیم:
2-1 جایگاه سلسلهمراتب در تفکر شیعی
طبق تعریف سلسلهمراتب در تفکر شیعه، درک حقیقت سلسلهمراتبی است و همهی مخلوقات با توجه به شدّت و ضعف دریافتشان، در درجات مختلفی از نظام هستی واقع میشوند )انصاری ،1387، 168(. در تفکر شیعی در جهان سنتی، تمایزی میان امر طبیعی و فراطبیعی نمیگذارد و تمامی مراتب هستی را در تعامل زنجیروار در هم تنیده به یکدیگر متصّل میداند، بنابراین تمام جهان شناسیهای سنتّی به طریقی بر این حقیقت اساسی بنیاد نهاده شده اند که حقیقت سلسلهمراتبی است و عالم منحصر به حلقه فیزیکی ومادیاش نیست )نصر ،1380، 165(.
سلسلهمراتب وجود، یکی از عمیقترین وجوه اصل سلسلهمراتب است که در نظام هستی تکوین یافته است. از نتایج نظریه بنیانی وحدت وجود5 که توسط ابنعربی و شاگردانش مدّون شد، مبحث سلسلهمراتب وجود است که در تاریخ حکمت و فلسفه سنتی و اسلامی- ایرانی مورد توجه بسیاری از حکما و فلاسفه بوده است )محمدیان منصور ،1386، 61(. مقصود از سلسلهمراتب وجود این است که کلیه موجودات عالم مانند حلقههای زنجیر یا پلههای نردبان به هم پیوسته و بدون طفره از وجود محض تا عدم صرف، در یک سلسله منظم قرار گرفته اند و مقام هر یک در این سلسله، بستگی به درجه شدّت و ضعف مرتبه وجودی آن دارد )همان(. صاحبان رسائل اخوانالصفا ، سلسلهمراتب وجود یا پیدایش کثرت از وحدت را به جاری شدن اعداد واحد تشبیه کردهاند و مراتب عالم که از خالق باری شروع شده و به موجودات ارضی ختم میشود را بدین صورت ترتیب دادهاند، خالق، عقل، نفس، هیولی، طبیعت، جسم، خاک. عناصر موجودات این عالم عبارتاند از: جمادات، نباتات، حیوانات )نصر ،1375، 187(.
به دلیل تفسیر باطنیتر تشیّع از وحی اسلامی )نصر ،1380،
170(، توجه به مراحل تکامل انسانی در قرآن مورد توجه است .
علاّمه طباطباییدر ذیل آیه 28 سوره بقره، مراحل استکمال وجودآدمی را این گونه تشریح میکند: دراینجا خداوند وضع وجودیانسان را تشریح کرده که آن وجود متحرک و متکامل است کهتدریجاً از یک مرحله به مرحله دیگر سیر میکند و مراتب کمالاترا میپیماید، چه اینکه قبل از زندگی دنیا مرده بود و خداوند او راحیات بخشید، باز هم میمیرد و زنده میشود ومراحل دیگری را طی میکند )طباطبایی ،1370 ،143(.
2-2- جایگاه سلسلهمراتب درتفکر عرفانی
طریقت که معمولاً با نام تصّوف شناخته شده است، همان ساحت درونی و باطنی اسلام است که تاکید بر تهذیب نفس و قدم نهادن در یک طریق معنوی دارد که در جهان تشیّع و تسنّن – با توجه به محیطی که در آن به شکوفایی رسیده- متناسب شده است… اما در تشیّع، در تمامیّت آن، تفسیر باطنیتری از وحی اسلامی شده است تا تسنّن ظاهر )نصر ،1384، 170و171(. طریقت هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، ریشه در قرآن دارد. سالها پیش ماسینیون نوشت، کافی است چند بار قرآن بخوانیم تا دریابیم که تصّوف یا طریقت از آن ناشی میشود )همان ،172(. قوس صعود و نزول در تفکّر عرفانی که مراتبی را در جهت رسیدن به عالم بالا و یا نزول تا پستترین درجه معرفی میکند؛ ترتیبی را در سلوک مطرح میدارد که مبین شیوهی زندگی خاصّی است. ویژگی سلسلهمراتبی خلقت در پنج حضرت توسّط بسیاری از اندیشمندان با سیر از والاترین به پستترین، در قوس نزولی و مسیر عکساش در قوس صعودی، الگوی طراحی در نظام فضایی معماری و شهرسازی اسلامی قرار گرفته است )تقوایی ،1386، 49(. در نگرش سنتّی این سلسلهمراتب به عنوان مبنای برقراری ارتباط انسان به جهان هستی مطرح میباشد )نقی زاده ،1378، 277(. اصولاً وصول به سر منزل مقصود – هر کجا که باشد اعم از منازل عادی یا معنوی- بدون واسطه و به عبارتی بدون عبور از منازل رابط مقدور نمیباشد. حد بالای لزوم رعایت سلسلهمراتب در سیر و سلوک عرفا از اصول بدیهیست )همان ،276(. این ضرورت در بسیاری از متون و اشعار عرفا آمده است
هفت شهرعشق راعطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
)مولوی(
در آثار ادبیات عرفانی به وجود مراتب ادراکی و طی طریق تاکید شده است. در منطقالطیر عطار به تلاش مرغان در گذر از هفت وادی و تصفیه شدن در طول مسیر تاکید شده است .گذراندن هفت وادی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت ،فقر، فنا برای دستیابی به کمال غایی که در این منظومه، سیمرغ تصویر شده است، نشان آشکاری بر اهمیت گذار از مراتب مشخّص برای وصول است که فرآیندی از پالایش در آن صورت میگیرد. همچنین عطّار در مصیبت نامه پنج مرتبه ادراکی پیاپی را معرفی میکند. این پنج مرتبت عبارتاند از: حس، خیال، عقل، دل و جان )فلامکی ،1387، 74(. هر یک از این سطوح در مسیر رسیدن به دریافتی از کمال موثر هستند. مرتبه حس به عنوان نازلترین مرتبه و مربوط به درک محسوسات است، مرتبه دوم یافتههای شخص از محسوسات از ضمیر آگاه به ناآگاه منتقل میشود و به همین ترتیب تا مرحله آخر یعنی جان که یافتههای ادراکی نهایی شخص از پدیدههای حیات، به صورت پیوندهای او با تجربههای میان فردی و اجتماعی خاص در میآیند )همان ،78(. از دیدگاه عطار این مراتب با هم دارای پیوستگی هستند تا انسان را به سوی کمال نهایی راهبر شوند .
2-3- جایگاه سلسلهمراتب درتفکراشراقی
حکمت اشراق که مبدع آن سهروردی است از طریق میرداماد در دوران صفوی دوباره احیا گشت و به کمال در هنر این دوران تجلی یافت. میرداماد که بزرگترین پیرو و حامی فلسفه اشراق و محیی و مبدع نظرات نوینی در آن گشت )بلخاری قهی ،1388، 130(.
شیخ اشراق معتقد به مراتب وجودی در پرتو نور است و از نظر او، هر یک از موجودات، بنابر قابلیت و درجه قرب خود در یک مرتبة مشخّص قرار دارند که برای نزدیک شدن به حضرت حق باید این مراتب را طی کرد و به مبداء نور نزدیکتر شد .سلسله نظام وجودی عالم در نزد شیخ اشراق پیچیده و مفصل است… مخلوقات جهان که منبعث از نورالانوارند از زوایای مختلف تحلیل میشوند. مراحل مختلف سلسلهمراتب موجودات با یکدیگر اختلاف پیدا میکنند، در نتیجه ملاک برای تفاوت درجه موجودات نوری است که هر یک دارد و این نور همان معرفت و آگاهی است )بلخاری قهی ،1388، 126(. شیخ، نور را حقیقت واحد دانسته و اختلافی که در مراتب آن مشاهده میشود را جز نقص و کمال در نفس حقیقت نور، چیز دیگری به شمار نمیآورد )ابراهیمی دینانی ،1364، 279(. بنابراین او نظریهای را تحت عنوان تشکیک نور مطرح نمود که بر همین واقعیت استوار است و موجودات را در مراتب مختلف نورانیت جای میدهد. منطق تشکیک، منطق مراتب است و در آن سلسلهمراتب به هم پیوستهاند و میان درجات و مراتب آن گسست نیست )خاتمی ،1390، 161و160(.
نقش تشکیک به یک عنوان از یک وحدت ذاتی برخوردار است و در عین حال، بنا به درجه نقص و کمال مصادیق آن، دارای مراتب کثیر نیز میباشد )بلخاری قهی ،1388، 128(. این نظریه چهار قرن بعد در نظریات صدرای شیرازی تأثیر گزارد.
2-4- سلسلهمراتب از دیدگاه ملاصدرا
هنر و معماری ایرانی اسلامی این دوران، جلوهای نمادین از حرکت کثرت جهان بیرون به وحدت در حضور خدواند خود مینماید که به خوبی در نظریّات ملاصدرا قابل پیگیری است )خاتمی ،1390، 198(.
41040003129356

ملاصدرا مراتب وجود را در سه مرتبه محسوس، متخیّل و معقول طبقهبندی مینماید )ندیمی ،1378، 8(. نخستین منازل نفس انسانی، درجه محسوسات و سیر در عوالم اجرام و اجسام و مادیات است… بعد از درجهی احساس، درجه خیال و تخیّلات و ادراکات خیالی است… و در مرتبه سوم، درجه و مرتبهی موهوماتاست )ملاصدرا ،1375، 466و469(. ملاصدرابیان میدارد که مراتب واسطه، که از وجهی با مرتبهی پایینترو از وجهی با مرتبه بالاتر متشابهند؛ همچون دانههای زنجیر مرتبطکننده و برقرار کنندهی ارتباط مراتب نامتجانساند. ویمتأثر از شیخ اشراق و با استناد به دیدگاههای وی اصل «وحدتدر عین کثرت و کثرت در عین وحدت» را اتفاقاً با ابتنای بر تشکیک نور و وحدت «نورالانوار» در حکمت اشراق بنیان گذارد )بلخاری قهی ،1388، 120(.
3-بررسی جایگاه سلسلهمراتب در معماری
در نظر انسان سنتی، کل جهان به هم پیوسته و منشعب از یک نیرو بوده است. در نظام فکری او اندیشهها نه در یک بعد که در همه ابعاد نمود مییافتند. بدینترتیب تفکّرات حاکم بر جامعه در هنر و معماری زمان، فرصتِ تجسّم مییافت .
در معماری سنتی ایران، بروز سلسلهمراتب در معماری در حریم عرضی با هندسه خطوط مستقیم، منحنی و زاویهدار و با اشکال دوبعدی و احجام سه بعدی، و در سلسله طولی با فضاهای تهی بی شکل که در میان فضاهای هندسی شکل میگیرند و به خیال فرصت فراشت و تعالی میدهند، رخ میدهد )خاتمی ،1390، 205(.
اصل سلسلهمراتب یعنی ساماندهی و ترکیب فضاها و عناصر بر اساس برخی از خصوصیات کالبدی-کارکردی آنها که موجب پدید آمدن سلسله مراتبی در نحوة قرارگیری یا استفاده یا مشاهده عناصر شود )سلطان زاده ،1372، 106(. بدین ترتیب بروز اصل سلسلهمراتب در معماری را میتوان در دو وجه شکلی- مرتبط با عناصر معماری- و فضایی-مرتبط با فضای معماری- مشاهده نمود .
وجه شکلی اصل سلسلهمراتب: در معماری ایران برای تبدیل یک فرم به فرمی دیگر، از نوعی سلسلهمراتب بصری استفاده میگردد تا این تبدیل و تغییر را در دید مخاطب آسان گرداند. به عنوان مثال، در اتصال ستون به سقف به وسیله سر ستون و یا تبدیل مربع پلان به فرم دایرهی زیر گنبد، به جنبه تدریجی در تبدیل فرم توجه شده است. در بسیاری از بناها در ایران، مقرنس برای ایجاد سلسلهمراتبی جهت تسهیل بصری تبدیل سطوح عمودی دیوارها به سقف استفاده شده است.
وجه فضایی اصل سلسلهمراتب: نوع دیگری از سلسلهمراتب را میتوان در تشکیل یک فضا مشاهده کرد. چنان که در طراحی یک ایوان یا اتاق، نوعی از مراتب فضایی وجود داشت که اساس آن بر اتصال، انتقال و وصول بود )اردلان و بختیار ،1380، 71(. این نظام فضایی مبنای طرح تداوم فضای مثبت را تشکیل میدهد )همان ،73(.
این تداوم فضایی را باید حامل معنایی دانست که به همراه برآوردن نیازهای عملکردی و فضایی، به توالی و تسلسل حالات و احساسات خواهد انجامید و مخاطب را از مکانی به مکان دیگر و از ادراکی به ادراک دیگر منتقل میکند .
علاوه بر این، ایجاد فضایانتقالیاز جنبهروانشناختی حائزاهمیت است. سلسلهمراتب به دو امر مهم پاسخگوست: یکی کسب تدریجی شایستگیها و بایستگیها و دیگر اینکه شرایط باید به گونهای باشد که انسان یکه نخورده و ضربه نامطلوب روانی وروحی بر او وارد نشود ) نقیزاده ،1378، 28(.
4-بررسی جایگاه سلسلهمراتب در معماری مکتب اصفهان

در دورهی خاص زمانی که از آن به نام مکتب اصفهان یاد شد -مانند دیگر دوره های معماری سنتی ایران- سلسلهمراتب در قالب شکلی و فضایی مجال بروز یافت. در این دوره، علاوه بر جنبه کارکردی، به جنبه روانشناختی و معنایی در بروز این اصل توجه گردیده است. امتزاج جریانهای فکری خاص که به رشد و بالندگی ذهنی و در نتیجه کالبدی انجامید؛ باعث بروز نوآوریهایی در معماری شد که پیش از این مشاهده نگردیده بود.
معماری دوره صفوی، پر از نوآوریهایی است که به فضای درون خود و فضای بیرون از خود معنویتی میدهند که از حدود ادراک ظاهری فراتر میرود، تنها به احساس درون و باطن، یعنی احساسی به هم آمیخته از دریافت شیعی، فرهنگ عرفانی و حکمت اشراقی ایرانی، به ادراک در میآید )خاتمی ،1390، 212(. اصل سلسلهمراتب نیز که در جریان امتزاج جریانهای فکری این دوره به رشد و بالندگی رسیده بود؛ فرصتی برای بروز در عرصه معماری یافت. این پژوهش بر آن است تا با توجه به زمینه های فکری مطرح شده، بروز نوآوری در سامان فضایی نظام ورود در معماری مکتب اصفهان را مورد مطالعه قرار دهد.
از آنجا که بسیاری از دگرگونیهای حادثی، انتقالی و ساختاری در معماری سنتی ایران را در نخستین مراحل پیدایش و شکلگیری آنها میتوان در ساختمان مساجد مشاهده کرد ) سلطانزاده ،1372، 15(، اولین فرصت برای ظهور اندیشههای شکل یافته در مکتب فلسفی اصفهان، در مساجد ساخته شده در این دوران است. معماران و هنرمندان همواره سعی میکردند بهترین تجربهها و ابتکارهای خود را در بنای مساجد به کار گیرند تا عالیترین نمونههای معماری را خلق کنند) سلطانزاده ،1372، 15(.
در مساجد مکتب اصفهان که تحت یک قدرت سیاسی واحد شکل گرفتند و دارای طرح از پیش تعیین شده بودند؛ انتظار میرود که همه و یا حداکثر تمهیدات توسط معمار -با توجه به نظام فکری حاکم- اندیشیده شده باشد )حبیبی و اهری ،1378 ،62(. بدینترتیب پژوهش به بررسی مساجد این دوره محدود میگردد و با تمرکز بر فضای ورودی مساجد طراحی و ساخته شده در مکتب اصفهان، چگونگی بروز اصل سلسلهمراتب در کالبد معماری مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.
4-1- فضای ورودی مساجد مکتب اصفهان
نظام ورودی مساجد مکتب اصفهان- به خصوص مسجد شاه اصفهان و مسجد شیخ لطف ا.. – همواره مورد توجه قرار داشتهاند. پوپ در توصیف مسجد شیخ لطف ا.. میگوید: «هیچکس قادر نیست با حالتی هوشیار یا متفکر وارد شود بی آنکهاحساس ناشی از رسیدن به حضور به وی دست ندهد. این بنابه خاطر همه برازندگیها و کمالش فاقد ضعف است» )بلخاریقهی* ،1388، 92(. شیلا بلر وجاناتان ام بلوم در مورد مسجد شیخ لطف ا.. میگویند: «تأثیر بصری و روانیای که در بدو ورود به فضای داخلی بزرگ و تابان بر بیننده گذاشته میشود حیرتآور است» )همان ،93(.
پیش از این، نظام دسترسی این مساجد از جنبههای مختلف مورد تحلیل قرار گرفته است. بعضی، ضرورت چرخش مسجد رو به قبله را دلیل بر تشکیل نظام ورودی پیچیدهتر عنوان کردهاند. البته این فرض چندان با واقعیت نمیخواند. مثلاً در مورد مسجد شیخ لطف ا…، ایوان میتوانست بدون کمترین انحرافی به دیوار غربی گنبدخانه بپیوندد و از آنجا به بعد یک ورودی خمیده اضافی را ارائه دهد. یک چنین ورودیهای جانبی در حرم، البته در معماری ایران چیزی تازه نبود. گو اینکه باید پذیرفت، این کار یک عمل پذیرفته شده برای جااندازی ورودی اصلی در مقابل محراب بود )نصر* ،1380، 429(.
بعضی نیز جنبههای معنایی را در تشکیل این نظام ورودی مؤثر دانستهاند. سسله مراتب در زیباترین شکل خود در سیر از ظاهر به باطن بروز مییابد. هنرمند مؤمن میکوشد تا ماده را به صورت باطنی آن نزدیک سازد. در نتیجه اثر هنری او نیز چنین تأثیری بر مخاطب میگذارد. معمار، چنین سیر از ظاهر به باطنی را که معنای حقیقی ذکر و جوهر عبادت است؛ در معماری خود متناسب با موضوع بنا تسری میداد )بهشتی ،1375، 362(.
در مورد مسجد، حقیقت باطنی که در پس آن نهفته است ،مخاطب را همراه با گذار در مراتب بنا به سیر از ظاهر به باطن دعوت میکند. در مسجد شاه اصفهان و مسجد شیخ لطف ا… که به عنوان کاملترین نمونههای معماری مسجد شناخته میشوند؛ به شکل کاملتری این سیر در کالبد بنا محقق میشود. باطن نماز که اصلی ترین فعلی است که در مسجد واقع میشود، یعنی مناسک حج و باطن آن که کعبه است، و باطن آن که قلب انسان کامل است، که باطن آن عرش است)همان ،23(، در کاملترین وجه در این مساجد به ظهور میرسد. بدین ترتیب نحوه سیر و سلوک نمازگزار در مراتب بنا، برابر و به ازای مناسک حج گرفته میشود. مسجدی که در واقع سایه و مظهر کعبه است، و قلب زمین محسوب میشود؛ بواسطه نسبت معنوی و ارتباط ملکوتی که با کعبه دارد، از حیث اسلوب معماری از همان الگویی تبعیت میکند که کعبه و عرش بر مبنای آن ساخته شدهاند )همان ،18(.
از نظر نگارندگان، جایگاه سلسلهمراتب در نظام فکریِ شیعی، عرفانی، اشراقی مکتب اصفهان، تعمق بیشتر در مفهوم سیر از ظاهر به باطن را موجب گشته است. لذا جهت فراهم آمدن زمینه لازم برای سیر وسلوک نمازگزار در بنا، تغییرات هوشمندانهای در ترتیب فضایی آن صورت پذیرفته است .
4-2 مقایسه نظام ورودی مساجد مکتب اصفهان با مساجد پیشین
علاوه بر مسجد شاه اصفهان و شیخ لطف ا…، بررسی دیگرمساجد ساخته شده در بازه زمانی یاد شده، میزان پیچیدگی نظامورودی مساجد این دوره را روشن خواهد ساخت. در صورت اثبات افزایش مراتب فضایی در ورودی مساجد، نباید وجود یک نظام فکری اصیل را در پس ویژگیهای کالبدی این مساجد تصادفیا نگاشت.
برای اثبات وجود یا عدم وجود تغییر در ساماندهی فضای ورودی مساجد، به مقایسه نمونههای ساخته شده تحت نظام فکری مکتب اصفهان با موارد مشابه در دورههای قبل میپردازیم .در این راستا، نمونه مساجدی پیش از شکلگیری مکتب اصفهان ،که دارای وجوه مشترکی برای مقایسه با مساجد این مکتب هستند،ا نتخاب میگردد .
سلطان زاده مساجد را از لحاظ تاریخی و کالبدی در دو دسته زیر تقسیم میکند:
مساجد دارای طرح از پیش تعیین شده – مربوط به دوره ایلخانیان به بعد- که به دلیل وجود طرح مشخّص، کمابیش دارای همه یا بیشترین جزء فضاها و عناصر ورودی هستند.
مساجد بزرگ و متوسطی که در دورههای تاریخی مختلف تکوین یافتهاند.
مساجد مکتب اصفهان که تحت یک قدرت سیاسی واحد شکل گرفتند؛ دارای طرح از پیش تعیین شده بودند. بدین ترتیب این مساجد با مساجدی از دوره ایلخانیان به بعد، که در یک دوره زمانی مشخص ساخته شده و دارای طرح از پیش تعیین شده بودند قابل مقایسه خواهند بود.

مسجد شاه اصفهان ورود در مساجد مکتب اصفهان
مسجد بی بی خانم سمرقندورود در مساجد پیش از مکتب اصفهانتصویر1-دیاگرام نظام ورودی مساجد در دو دوره صفوی و تیموری.
با توجه به پلان معماری و تجربه فضایی ناظر، شاخصههایی برای مقایسه نظام ورودی این مساجد تعریف میشود:
-شکل مسیر دسترسی و طول آن ،
-تباین فضایی6 به هنگام عبور از مراتب ورودی، که به صورت گشادگی و تنگی فضا و وجود یا عدم وجود نور بروز مییابد.
-چرخش یا عدم چرخش ورودی نسبت به صحن و یا سوی
قبله.
– موقعیت ناظردر هنگام مواجه با صحن مسجد )ورود ناظر
به صحن ازکنجیا مرکز( .
در این جدول، نمونهها بر اساس زمان ساخت ترتیب یافتهاند . نمونه مساجدی که پیش از شروع مکتب هنری اصفهان7 ساخته شدند، در دو بخش مساجد تیموری و مساجد اوایل دوره صفوی – پیش از شروع مکتب اصفهان- جای دارند .در مواردی خاص، به دلیل موقعیت مکانی بنا و دوری آن از کانون شکلگیری مکتب اصفهان، تغییراتی در ترتیب قرار گیری نمونهها صورت گرفته است.
در این جدول از آوردن نمونههایی که در دوران صفوی مورد مرمت قرار گرفته اند ولی قسمتهای قابل ملاحظهای از بنای اصلی پیش از این دوره ساخته شدهاند، اجتناب شده است .همچنین مساجد کوچک روستایی که جنبه کارکردی صرف دارند و یا مساجد کوچک محلی که کمتر تحت نفوذ اندیشهها واقع شدهاند، در جدول لحاظ نگردیده است .
آنچنان که از مقایسه نمونهها مشاهده میشود، تفاوت بارزی میان مراتب ورودی دو دوره نمایان است. در مساجد طراحی شده پیش از شروع مکتب اصفهان، مسیر رسیدن به صحن -یا گنبد خانه در مساجد فاقدصحن- کاملاً مستقیم و بدون چرخش طراحی گردیده است. در حالی که در مساجد این مکتب، به کمک ابزارهایی چون چرخش، ورود از دو سو و طراحی مسیرهای پر پیچ و خم، سعی شده است تا بر مراتب فضای ورودی افزوده شود و به این ترتیب بر آمادگیذهنیمخاطبپیش از ورود تاکیدشود.
ورود در مساجد طراحی شده پیش از مکتب اصفهان، در اکثرمواقع از مرکز صورت گرفته است؛ این موضوع به صراحتورود تأکید میورزد .
حال آن که در نظام ورودی مساجد مکتب اصفهان پیچیدگی بیشتری مشاهده میگردد. گرچه عوامل دیگری چون محل قرارگیری مسجد در بافت و ارتباط آن با فضاهای شهری و بازار در تکوین نظام ورودی مؤثر است؛ اما بررسی مساجد در موقعیتهای مکانی متفاوت در دورههای زمانی یاد شده، به تحقیق جامعیت لازم را خواهد بخشید.
در جدول2، نمونهای از پلان ورودی مساجد در سه دوره زمانی پیش، مقارن و پس از مکتب اصفهان قرار گرفته است که پیشرفت در ترتیب نظام ورودی را به وضوح نشان میدهد . بدینترتیب دسترسی از یک مسیر مستقیم و بیواسطه به مسیری همراه با توقفها و حرکتهای جهتدار، تغییر و تکامل یافته است.
نظام ورودی مساجد واجد صحن در مکتب اصفهان را میتوان در دو گروه زیر جای داد:
ورود از کنج
ورود از پشت ایوان
1.ورود از کنج: در نمونههایی که ورود به فضای صحن از
جدول1- مقایسه نظام ورودی مساجد.

جدول2- مقایسه نمونه- نظام ورودی مساجد.

کنج یا زوایایی غیر از وسط جداره صحن محقّق میشود؛ در بیشتر موارد با پیچیدگیهایی در مسیر دسترسی مواجه هستیم .چرخش و ایجاد پیچش در مسیر، افزایش طول مسیر، افزایش ریتم و تنگی و گشادگی فضا، ابزارهایی هستند که معمار به مدد آنها بر پیچیدگی در نظام ورودی افزوده است .

تصویر2-دیاگرام نظام ورودی-مسجد آقا نور اصفهان.
2.ورود از پشت ایوان: در نمونههایی که ورود به آنها از پشت فضای ایوان محقق میشود، جهت افزایش مراتب با یک یا هر دو راهکار زیر روبرو هستیم:
الف-ا یجادچرخش درمحلا یوان……………………..مسجدساروتقی اصفهان

تصویر3-دیاگرام نظام ورودی-چرخش در محل ایوان- مسجد سارونقی
اصفهان.
ب- ورود ازدوسوی ایوان………………………………….مسجد شاه اصفهان.
ورود از دو سوی ایوان: در مساجدی که ورود به آنها از دو جانب ایوان محقق میشود، هوشمندی خاصی جهت افزایش آمادگی ذهنی در مخاطب صورت گرفته است. جلوخان منتهی به دهلیز باشکوهی میشود؛ این یکی از ویژگیهای معماری ایرانی است. این دهلیز هشت ضلعی است از این رو، جهت خاصّی ندارد ،در نتیجه به عنوان پاشنهای عمل میکند که محور ساختمان روی آن میچرخد )پوپ ،1388، 154(.

نتیجه

در نظام فضایی این گونه از ورودیها، به درک و دید انسانی بها داده شده است و از جنبه روانشناختی به تکامل سلسلهمراتب ذهنی پیش از ورود به صحن توجه شده است .دهلیز ورودی و فضای هشتی نقطه عطفی در طراحی نظام سلسلهمراتبی ورود این مساجد است. این فضا به خاطر فراهم آوردن دید بصری مناسب به داخل صحن، یک مرتبه از آمادگی را پیش از ورود در مخاطب شکل میدهد و او را در پیمودن مسیر ترغیب مینماید. بدین ترتیب با ورود به دالانهای اطراف که تا حدودی نیمهتاریک هستند؛ اشتیاق نمازگزار برای رسیدن دوچندان شده و در هنگام ورود آمادگی لازم برای وی محقق میشود .
بررسیها نشان میدهد، این نوع سامان ورودی که از ایندوره به بعد پا به عرصه ی معماری گزارد – و باید آن را نوآوری معماری مکتب اصفهان شناخت- در دورههای بعد در طراحی مساجد بیشماری مورد گرتهبرداری قرار گرفته است که گاه به صورت کاملتری، مجال بروز یافته است .
در مکتب اصفهان به دلیل توجه خاص حکومت به هنر و معماری و گرایش به تشیّع و مفاهیم وابسته به آن؛ فرصتی برای بروز اعتقادات شیعی در معماری پدید آمد. امتزاج کمنظیر تشیّع، عرفان و اشراق، به این دوره از تاریخ تشخّصی بخشید که کم و بیش جایگاه خود را در معماری مکتب اصفهان پدیدار نمود. از مصادیق بروز این اندیشهها در معماری مساجد، افزایش هوشمندانه مراتب فضایی در ترتیب فضای ورودی آن هاست.
در نوشتار حاضر، از بررسی و مقایسه نظام ورودی مساجد متعلقّ به دوره تحقیق –دوره ظهور مکتب اصفهان- با نمونههای پیشین، نتایج زیر حاصل میگردد:
1( نظام فضایی مساجد در مکتب اصفهان به نحو بارزی تکامل یافته است. این تکامل در اکثر قریب به اتفّاق موارد – به خصوص مساجدی که توسط دولت حاکم ساخته شدند- مشاهده میشود .تکامل مراتب فضایی در نظام ورودی مساجد با شیوههایی چون ایجاد چرخش در مسیر ورود، افزایش طول مسیر و تباین فضایی صورت گرفته است
-2962272-1940254

2( در این دوره، شیوه جدیدی در سامان فضایی مسجد ابداع گردیده است که برای اولین بار در نظام ورودی مسجد شاه اصفهان مشاهده میشود. در این شیوه، به جای ورود مستقیم از میان ایوان، ورود از دو سوی آن صورت میپذیرد. با ورود غیرمستقیم، طی مراتب گذار بر آمادگی مخاطب پیش از ورود میافزاید. با توجه به بررسی انجام شده، در دورههای بعد – در برخی از مساجد دوره زندیه و قاجار- از این شیوه گرتهبرداری شده است.
3( جایگاه سلسلهمراتب در نظام فکریِ شیعی، عرفانی، اشراقی مکتب اصفهان، تعمق بیشتر در مفهوم سیر از ظاهر به باطن را موجب گشته است. افزایش مراتب ورودی در مساجد را میتوان در این راستا، جهت ایجاد آمادگی در نمازگزار برای گذار از مراتب مادی به معنوی دانست.
4( اصل سلسلهمراتب در تدوین فضای معماری، با تشیّع و مفاهیم وابسته و منتج از آن قرابت مییابد. بدینترتیب برای معماری در جهان تشیّع به عنوان یکی از اصول موضوعیّت مییابد. توجّه جامعه معماری به این اصل و تلاش در جهت بازیابی هوشمندانه آن در معماری معاصر، به ارتقاء سطح معنایی و کالبدی معماری کمک قابل توجّهی خواهد نمود.
جدول3- نظام ورودی مساجد در سه دوره پیش، مقارن و پس از مکتب اصفهان.
پینوشت ها
نزدیک به مضمون از: نصر، سیدحسین) 1384(، آرمانها و واقعیتهای اسلام، ترجمه انشاالله رحمتی، چاپ دوم، جامی، تهران ،صفحه 180 .
واژه به نقل از محمد رضا اولیا.
تاسیس سلسله صفوی در سال 907 ه.ق)1502 م.(
این دوره از زمانی آغاز شد که شاه عباس مرکز صفویان را به اصفهان منتقل کرد)ذکرگو ،1382، 40(. در عصر صفوي کوششهاي بسیاري از طریق حکمایی مانند شیخ بهاء الدین عاملي، میرداماد ،میرابوالقاسم میرفندرسکي، ملامحسن فیض کاشي، مجلسي دوم و …ومعماران وهنرمندان بسیاری مثل محمد رضا امام اصفهاني، استاد علي اکبر اصفهاني)معمار و مهندس مسجد شاه اصفهان(، استاد محمد علي ازمعماران و بنایان مسجد شیخ لطف الله، استاد محمد رضا و… مکتبي مرسوم به مکتب اصفهان شکل گرفت که دامنه ي تأثیر آن تا به امروز نیز در زمینه هاي مختلف هنر تداوم داشته است.
این نظریه «هستی هر چیز را با نسبتی که آن شیء خاص با خود وجود دارد یکی میداند و به عبارتی موجودات را چیزی بجز رابطه ای که با «وجود مطلق»دارند نمیداند» )نصر ،1375، 140(.
اصطلاح، عنوان شده توسط محمود توسلی.
شروع مکتب اصفهان همزمان با جابجایی پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 995 هـ . ق .
فهرست منابع
ابراهیمیدینانی، غلامحسین) 1364(، شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی، نشرحکمت، تهران.
اردلان، نادر، بختیار، لاله) 1380(، حس وحدت ،ترجمه حمید شاهرخ ،نشرخاک،ا صفهان.
استیرلن، هانری) 1377(، اصفهان تصویری از بهشت ،ترجمه جمشید ارجمند، تندیس نقرهای، تهران.
انصاری، مجتبی، اخوت، هانیهالسادات، ملایی، معصومه) 1387(، بررسي تأثیر عقاید مذهب شیعه بر ارتباطات فضایي مساجد شیعي ،فصلنامه علمی-پژوهشی شی عهشناسي، سال ششم، شماره 23، صص 145 -174.
اوکین، برنارد)1386(، معماري تیموري در خراسان ،ترجمه علي آخشیني، چاپ اول، بنیاد پ ژوهشهاي اسلامي، مشهد.
اهري، زهرا و حبیبي، سیّد محسن) 1380(، مکتب اصفهان در شهرسازي )زبانشناسي عناصر و فضاهاي شهري، واژگان و قواعد دستوري( ،دانشگاه هنر، اصفهان.
بلخاریقهی، حسن) 1388(، مبانی عرفانی هنر و معماری اسلامی ،سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری سوره مهر، تهران.
بلخاریقهی، حسن) 1388*(، سرگذشت هنر در تمدن اسلامی ،پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، تهران.
بهشتی، سیّدمحمّد) 1375(، تأویل معماری مسجد با تأملی در مناسک حج ـمسجد مکان معراج مؤمنینـ ،، مجموعهمقالات اوّلین کنگرهی تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد اول، میراث فرهنگی کشور، تهران ،صص 40ـ11 .
پیرنیا، محمد کریم) 1376(، سبک شناسی معماری ایرانی ،تدوین غلامحسین معماریان، چاپ پنجم، سروش دانش، تهران.
پوپ، آرتور) 1388(، معماری ایران ،ترجمه زهرا قاسم علی، نشر سمیرا، تهران.
تقوائی، ویدا) 1386(، نظام فضایی پنهان معماری ایرانی و ساختار آن ، نشریهی هنرهای زیبا ،شماره 30، صص 43-51.
حاجی قاسمی، کامبیز) 1375(، گنجنامه فرهنگ آثار معماری اسلامی ایران ،مساجد اصفهان، دفتر دوم، انتشارات روزنه، تهران.
حبیبی، سید محسن، اهری، زهرا) 1378(، معماری شهری مسجد در مکتب اصفهان دستور زبان و واژگان ،مجموعه مقالات همایشِ معماریِ مسجد:گذشته، حال، آینده، صفحه6184، دانشگاه هنر، تهران.
حجت، مهدی) 1384(، تشیّع و تأثیر آن بر هنر ،فصلنامه شیعهشناسی ،سال سوم، شماره11، صص 189-213.
خاتمی، محمود) 1390(، پیشدرآمد فلسفهای برای هنر ایرانی ،ویرایش فنی عباس رکنی، مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری متین، تهران.
ذکرگو، امیرحسین و دیگران) 1382(، سیر هنر در تاریخ ،انتشارات مدرسه، تهران.
سلطان زاده، حسین) 1372(، فضاهای ورودی در معماری سنتی ایران ،دفتر پژوهش های فرهنگی، تهران .
طباطبائی، محمدحسین) 1370(، تفسیرالمیزان ،ترجمه محمدجواد حجتی کرمانی، محمدعلی کرامتی قمی، چاپ پنجم، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبائی، رجاء، تهران.
طبسی، محسن) 1386(، شناسایی و تحلیل مؤثر بر تغییرات کالبدی و عملکردی معماری گرمابههای ایران دوره صفوی ، پایاننامه دکتری پژوهش هنر، دانشگاه تربیت مدرس.
فلامکی، محمد منصور) 1387(، ریشهها و گرایشهای نظری معماری ،چاپ سوم، فضا، تهران.
گروتر، یورگ کورت) 1386(، زیباییشناسی در معماری ،ترجمه جهانشاه پاکزاد، عبدالرضا همایون، چاپ چهارم، دانشگاه شهید بهشتی ،مرکز چاپ و انتشارات، تهران.
مزاوی، میش ل.م) 1368( پیدایش دولت صفوی در ایران .ترجمه یعقوب آژند، چاپ دوم، نشرگستره، تهران.
محمدیان منصور، صاحب) 1386(، سلسلهمراتب محرمیت در مساجد ایرانی، نشریهی هنرهای زیبا ،شماره 29، صص 59-68 .
ملاصدرا، صدرالدین محمد) 1375(، الشواهد الربوبیه ،ترجمه و تفسیر جواد مصلح، انتشارات سروش، تهران.
ندیمی، هادی) 1378(، حقیقت نقش ،مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلد دوم، سازمان میراث فرهنگی کشور ،تهران.
نصر، سیدحسین) 1375(، هنر و معنویت اسلامی ،ترجمه رحیم قاسمیان، دفتر مطالعات دینی هنر، تهران.
نصر، سیدحسین) 1380(، معرفت و امر قدسی ،ترجمه فرزاد حاجی میرزایی، نشر و پژوهش فرزان روز، تهران.
نصر، سیدحسین) 1380*(، فصل فعالّیّ تهای فکری، فلسفه و کلام از کتاب تاریخ ایران در دوره صفویان ،ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تاریخ ایران دوره صفویان، فصل نهم، جامی، تهران.
نصر، سیدحسین) 1384(، آرمانها و واقعیتهای اسلام ،ترجمه انشاالله رحمتی، چاپ دوم، جامی، تهران.
نقی زاده، محمد، درودیان، مریم) 1387(، تبیین مفهوم گذار در مبانی هویت تمدن ایرانی، نشریه هویت شهر ،سال دوم، شماره 3، صص 73-84.
نقی زاده، محمد) 1378(، حکمت سلسلهمراتب در معماری و شهرسازی ،مجموعه مقالات دومین کنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران، جلدسوم، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران.
نوایی، عبدالحسین و غفاری فرد، عباسقلی)1381(، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه ،انتشارات سمت، تهران.
ویلبر، دونالد، گلمبک، لیزا) 1374(، معماری تیموری در ایران و توران ،ترجمه کرامت الله افسر و محمد یوسف کیاني، سازمان میراث فرهنگي کشور، تهران.



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید