صفحات 57 – 6۸57نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره ۱۸

شماره۱ بهار ۱۳۹۲
101569511653

اصطلاح شناسی عملکرد معماری

افرا غریب پور
استادیار، دانشکدۀ معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: ۹/۱۱/۹۱، تاریخ پذیرش نهایی: ۲۱/۲/۹۲(
چکیده
در این مقاله با رهیافت اصطلاحشناسی و واژهشناسی به بررسی اصطلاحات و واژگانی پرداختهایم که در تاریخ نظریهپردازی معماری، بر مفهوم عملکرد معماری دلالت داشته یا در شرح آن به کار رفته اند. بر این اساس، در بخش نخست، با رجوع به متون نظری معماری، اصطلاحات دال بر مفهوم عملکرد و نیز واژگان مرتبط با آنها بهمثابه واژه و اصطلاح بررسی شده است. در بخش دوم، مبتنی بر یافتههای بخش نخست ،تعابیر برآمده از دلالت های اصطلاحات و واژگان بررسی شده، هم از منظر معنای لغوی و کاربرد آنها در متون نظری و هم از منظر تعبیرهای مرتبط با معماری، بررسی و مقایسه شده است. این مقایسه نشان می دهد که این اصطلاحات و واژگان عموماً با چهار تعبیر در معماری مرتبط بوده که تعددشان تأثیر بسیاری بر تنوع مفهومی عملکرد معماری داشته است. بنابراین، تنوع اصطلاحات و معنای آنها از یک سو و تنوع خاستگاهها و تعابیر آنها از سوی دیگر نشان میدهد که همۀ اصطلاحات و واژگان بر یک مفهوم دقیقاً واحد دلالت ندارد .پس برای رسیدن به تعریفی روشنتر از مفهوم عملکرد معماری، باید به پیوندهای آن با معماری به سان یک کل اندیشید و به نظر میرسد که تعریف واحد از عملکرد معماری تنها در چهارچوب تعریف واحد از معماری ممکن می شود.
واژههای کلیدی
معماری، مبانی نظری، عملکرد، عملکردگرایی، اصطلاح شناسی.

446999209652

3656999209652

مقدمه
مدتهاسـت کـه «عملکـرد» یکـی از پرکاربردتریـن اصطلاحـات و واژگان در نظریه پـردازی، طراحـی، نقـد، تاریخ و آموزش معماری شـده اسـت. بدینترتیـب بهنظـر میرسـد کـه معنـای آن کامـلاً روشـن اسـت و به سـادگی میتـوان از آن در مقامهـای گونا گـون ،از نظریه پـرداز و معلـم گرفتـه تـا مدیـر و کارفرمـا، اسـتفاده کـرد .بـه همیـن سـبب اسـت کـه عملکـرد را سـاده ترین و بدیهی تریـن مفهـوم در معمـاری میداننـد و نقطـۀ شـروع فراینـد طراحـی معمـاری. امـا تأملـی در کاربرد اصطـلاح عملکرد و حضور مفهوم آن در معمـاری نشـان می دهـد کـه معنـای عملکـرد معمـاری چنـدان کـه در آغـاز به نظر می رسـد روشـن و بدیهی نیسـت. قدمـت و تداوم حضـور عملکـرد در مصنوعـات انسـانی از دوران پیـش از تاریـخ ،سـابقۀ چندیـن سـده حضـور آن در متـن نظریـات معمـاری از زمـان ویتروویـوس، و بـدل شـدن آن بـه مفهومی بنیادیـن در نظریه های معمـاری از اواخـر قـرن هجدهـم، پیچیدگـی و ابهام هایـی در آن پدیـد آورده کـه آن را نیازمنـد شـرح و تفسـیر کـرده اسـت. شـدت ایـن پیچیدگـی را می تـوان در تقابـل آرای معمارانـی که کمابیش به یـک گفتمـان یـا جنبـش معماری تعلق دارند )مثلاً میـان آرای والتر گروپیـوس۱ و هوگـو هارینـگ۲ و هانـس مایـر۳( دیـد) Lampugnani, 1989, 112-113(.
پیـش از ایـن کسـانی از جملـه پیتـر کالینـز4 در کتـاب بسـیار ارزشـمند دگرگونـی آرمان هـا در معمـاری مـدرن از ۱75۰تـا5۱۹5۰ و پیتر آیزنمن6 ـ گرچه به اجمال ـ در مقالۀ مهم «پساعملکردگرایی»7 و اخیـراً آدریـان فورتـی۸ در واژگان و بناهـا۹ بـه دشـواری ها و حتـی تناقضهـای مفهـوم عملکـرد معمـاری پرداختهانـد. در این مقاله ،در ادامـۀ تلاشهـای مذکـور، بـا رجـوع بـه اصطلاحـات و واژه هـای مرتبـط بـا ایـن مفهـوم تـلاش میکنیـم راهـی بـرای تحلیـل و ریشـه یابی پیچیدگیهـای موجـود در ایـن اصطـلاح بیابیـم.معمـولاً سـرآغاز حضـور مفهـوم عملکـرد در نظریه پـردازی معمـاری را همزمـان بـا پیدایـش اولیـن نظریـۀ معمـاری مکتـوب بهجـای مانـده می داننـد. بـه سـخن دیگـر بـا اصطـلاح «یوتیلیتـاس»۱۰ در اصـول سـهگانۀ ویتروویـوس۱۱. در نظریه هـای معمـاری بعـدی اصطلاح هـای «کومودیتـی»۱۲ و «کانوینینـس»۱۳ جـای «یوتیلیتـاس» را گرفـت. اصطـلاح «فانکشـن»۱4 کـه امـروزه رایـج اسـت بسـیار دیرتـر از سـه اصطـلاح مذکـور وارد متـون نظـری معمـاری شـده اسـت .
بدین ترتیب این سـؤال اساسـی برجسـته می شـود که آیا همۀ اصطلاحـات یادشـده دقیقـاً بـر مفهومـی واحـد دلالـت داشـته اند؟ ا گـر چنیـن اسـت، چـرا ایـن اصطلاحـات متعـدد وضـع شـده اسـت و ا گـر چنیـن نیسـت تفـاوت آنهـا در چیسـت؟ در ایـن مقالـه تـلاش داریـم تـا بـا بررسـی و تحلیـل اصطلاحـات یادشـده در متـن شـاخصترین نظریههـا و تأمـل در معنـای لغـوی آنهـا، قدمـی در جهـت نزدیـک شـدن به مدلـول آنها برداریم. ایـن تحقیق می تواند مبنایـی فراهـم آورد بـرای طـرح پرسـش از امـکان دسـتیابی بـه تعریـف مفهـوم عملکـرد معمـاری .
4469992248569

بـرای رسـیدن بـه هـدف فـوق، ایـن پرسـشها مطـرح می شـود کـه: چـه اصطلاحاتـی بـر مفهـوم عملکـرد معمـاری دلالـت داشـته اسـت؟ ایـن اصطلاحـات بـه چـه معنایـی بـه کار رفتـه اسـت؟ چـه نسـبتی میـان آنهـا وجـود دارد و هـر یـک چـه تعابیـری از مفهـوم عملکـرد را ممکـن سـاخته یـا تقویـت کـرده اسـت؟ در ایـن مقالـه بـا روش تحلیـل و اسـتدلال و تطبیـق بـا رویکـرد اصطلاحشـناختی و واژه شـناختی، بـه بررسـی اصطلاحـات مرتبـط با مفهـوم عملکرد در متـون نظـری معمـاری و منابـع لغـوی مرتبـط پرداختهایم و سـپس بـر اسـاس نتایـج حاصـل از ایـن بررسـی، تـلاش کرده ایـم تـا مدلـول اصطلاحـات مذکـور را روشـن کنیـم.
اصطلاح شناسی مفهوم عملکرد
دیوید اسمیت کاپن۱5 در بررسی مشروحی که در بارۀ مقولات معمـاری از یونـان باسـتان تـا دورۀ معاصـر انجـام داده اسـت ،سـه گانه های متعـددی را در نظریـات معمـاری شناسـایی کـرده کـه غالـب آنهـا بـا سـهگانۀ مشـهور ویتروویـوس تطبیقپذیرنـد. ایـن بررسـی نشـان میدهـد کـه چهـار اصطـلاح اصلـی بـرای دلالـت بـر مفهوم عملکرد معماری بهکار رفته اسـت: یوتیلیتی۱6، کومودیتی ،کانوینینـس، و فانکشـن) Capon-2,( )Capon-1, 1999, 20,
1999, 349-353(. بـا رجـوع بـه نظریه هـای معمـاری، درمییابیـمکـه نظریهپـردازان بـرای شـرح اصطلاحـات مذکـور از واژگانـی بهـره گرفته انـد کـه پرداختـن بـه آنهـا نیـز واجـد اهمیـت اسـت. در ادامـه اصطلاحـات چهارگانـۀ فـوق و مهم تریـن واژگانـی کـه در شـرح آنهـابه کار رفته، در دو بخش، بررسی شده است.
اصطلاح های دال بر مفهوم عملکرد
یوتیلیتی
ویتروویوس در کتاب اول از ده کتاب، معماری را برآورندۀ سه خواسـتۀ متمایز فرمیتاس۱7، یوتیلیتاس و ونوسـتاس۱۸ می خواند:
«… ]بناها[ باید با توجه به دوام، آسایش، و زیبایی ساخته شود؛
… آسـایش زمانـی تأمیـن می شـود کـه آرایـش واحدهـای مسـکونی بی نقـص باشـد و در اسـتفاده مزاحمتـی ایجـاد نکنـد، و هـر قسـم ساختمان به شکل مناسب و در خور خویش ساخته شده باشد »)ویتروویـوس ،۱۳۸۸، ۲5(. از نظـر ویتروویـوس، «یوتیلیتـاس »عبـارت بـود از میـزان آسـایش کاربـردی بنـا، از ترتیـب قرارگیـری اتاق هـا در یـک خانـه گرفتـه تـا موقعیـت بنـا در شـهر) Capon-1, 31 ,1999(. توجـه بـه یوتیلیتـی در معمـاری و نسـبت آن بـا زیبایـینـزد دیگـر معمـاران صاحبنظـر رومـی نیـز از اهمیـت برخـوردار بودهو در رسـالات ایشـان بـه کار رفتـه اسـت) De Zurko, 1957, 29-30( )Kruft, 1994, 26-27(. در قـرون وسـطی، ونسـان دو بُـوه۱۹ نیـز ایـن اصطـلاح را در شـرح ویژگیهـای کالبـد معمـاری و نسـبت میـان زیبایـی و سـاختن بـه کار بـرده اسـت) De Zurko, 1957, 37(. در دورۀ رنسـانس «یوتیلیتـی» در آرای آلبرتـی۲۰ نیـز بـه چشـم میخـورد. آلبرتـی ماننـد ویتروویـوس بـر این باور اسـت کـه معماری از یوتیلیتـاس آغـاز می شـود. او در توضیـح مفهـوم «یوتیلیتـاس» از اصطـلاح «کانوینینـس» بـه مثابـه اصـل حا کم بـر معماری اسـتفاده می کنـد و در شـرح عملکردهـای مختلـف بناها مفهـوم «یوتیلیتی »را بـه کار میگیـرد) Capon-1, 1999, 10(. پالادیـو۲۱ نیـز بـه پیـروی از ویتروویـوس و آلبرتـی، یوتیلیتـا۲۲ را یکـی از سـه اصـل معمـاری دانسته است) Kruft, 1988, 89(.
در ق رن هفده م و هجده م نی ز معم اران فرانس وی اصط لاح «اوتیلیت ه»۲۳ را ب رای بی ان مفهوم ی ب ه کار می بردن د ک ه حاص ل اس تقرار صحی ح اج زای اث ر معم اری ب رای دس تیابی ب ه مقص ود اثر است. اما آنچه بیشتر از مفهوم استقرار صحیح اجزا مد نظر ب ود، دس تیابی ب ه صورت ی زیب ا ب وده اسـت ت ا فراهم ک ردن ه ر چ ه بیش تر آس ایش ب رای انس ان) De Zurko, 1957, 66(. بدی ن ترتی ب «یوتیلیت اس» و معادله ای آن در زبانه ای فرانس وی و انگلیس ی، ب رای بی ان وی ژگیه ای اث ر معم اری در نس بت بـا انس ان و ب رای بی ان رابط ۀ کالب د اث ر و زیبای ی ب ه کار رفت ه اس ت.
بررس ی ریش ۀ لغ وی واژۀ «یوتیلیت ی»۲4 نی ز میتوان د ب ه فه م معنای آن کمک کند. این واژه در اواخر قرن پانزدهم به معنای ه ر چی ز مفی د و س ودمند ب ه کار می رفت ه اس ت و بعده ا معنای ی یافت ه اس ت ک ه آن را در نس بت ب ا رف ع نیازه ا و خواس تههای انس ان تعری ف میکن د. ای ن واژه برگرفت ه از واژۀ لاتی ن «یوتیلیت ا »اس ت ک ه خ ود از ریش ۀ «یوتیلی س»۲5 ب ه معن ای مفی د ب وده اس ت. ریش ۀ واژۀ اخی ر ،uti، ب ه معن ای ب ه کار ب ردن اس ت۲6.
«یوتیلیت ی» همچنی ن ب ه معن ای تطاب ق ب ا مقص ود و غای ت نی ز ب ه کار م یرود۲7.
ب ه ای ن ترتی ب، چنان ک ه از معن ای اصطلاح ی و لغ وی «یوتیلیت ی» ب ر می آی د، ای ن واژه در چارچ وب فایدهمن دی، ب ه رف ع نیازه ا و خواس تههای انس ان مرب وط اس ت. آنچ ه در ریش ۀ ای ن واژه) uti( حض ور دارد «ب ه کار ب ردن» اس ت، یعن ی این ک ه انس ان چی زی را ب ه کار می ب رد و در ای ن ب ه کار ب ردن اس ت ک ه آن چی ز مفی د قلم داد میش ود. ب ه عب ارت دیگ ر، انس ان از آن رو ک ه نیازه ا و خواس تههایی دارد، اب زاری را ب ه کار میب رد و بدی ن ترتی ب آن اب زار مفی د خوان ده می ش ود، زی را در رف ع نیازه ا و خواس ته هایی از انس ان فایدهمن د اس ت. بنابرای ن، وقت ی واژۀ «یوتیلیتی» به کار م یرود، به کیفیتی اشاره می شود که در آن بر ب ه کار رفت نِ چی زی توس ط انس ان، ب ه مثاب ۀ ش یئی مفی د اش اره میشود و «یوتیلیتی» کیفیتِ مفیدبودن یا سودمندی آن چیزب رای ب رآوردن برخ ی خواس ته ها یـا نیازه ای انس ان اس ت.
کومودیتی
«کومودیت ی» ک ه نخس تین ب ار در ق رن پانزده م در زب انانگلیس ی ب ه کار رفت ه اس ت، ب ه مثابـۀ یک ی از اص ول س هگانۀ

حا کم بر معماری در متون نظری معماری شناخته شده است .آلبرت ی یک ی از ویژگیه ای اث ر معم اری را ب ا ای ن واژه نامی ده و ب ر آن اس ت ک ه اث ر معم اری بای د کومودی وس۲۸ باش د) Alberti, 8-9 ,1988(. او به لزوم تأمین آسایش انسان توسط اثر معماری اش اره میکن د و ب ه نظ ر می رس د «کومودیت ی» را به معن ای آس ایش انس ان در بن ا ب ه کار ب رده اس ت. پالادی و در اعتق اد خ ود ب ر حا کم ب ودن اص ول س هگانه ب ر معم اری، همچ ون ویترووی وس و آلبرت ی، «کومودیت ی» را مع ادل «یوتیلیت ی» برش مرده اس ت )Kruft, 1988, 89(. از طرفی او «کومودیتی» را با مفهوم ارگانیسم زن ده مرتب ط میکن د و ای ن ام ر نش ان از ماهی ت کالب دی ای ن اصط لاح دارد. از نظ ر او، تناس ب و تطاب ق چی زی ب رای مقص ود یک ی از ویژگیه ای موج ودات زن ده اس ت. «کومودیت ی» پ س از ق رن هفده م نی ز ن زد معم اران فرانس وی ب رای بی ان مفه وم عملک رد ب ه کار رفت هِ اس ت .
واژۀ «کومودیت ی» ب ه اندازه ه ای دقی ق و مناس ب ش یئ و ش رایط مناس ب آن بـرای کاری ی ا کارب ردی اش اره دارد۲۹.
«کومودیت اس» ک ه ریش ۀ لاتی ن «کومودیت ی» اس ت، خ ود برگرفت ه از «کوم ودوس»۳۰ لاتیـن اس ت، ک ه از ترکی ب پیش وند «com-» ب ه معن ای «ب ا» و «هم راه» و ریش ۀ« modus» ب ه معن ای
«ان دازه» اس ت. بنابرایـن «کوم ودوس» ب ه معن ای «بهان دازه »اس ت. بدی ن ترتیـب «کومودی وس» ب ه کیفیت ی اش اره دارد ک ه ب ه متناس ب بودن و بهاندازه ب ودن چی زی ب رای کاری و هدف ی دلال ت دارد۳۱. کومودیت ی کیفیت ی اس ت ک هِ بای د در ه ر چی ز مفی دی باش د. ای ن ویژگ ی ب ه کیفی ت تناس ب کالب د ه ر ش یئ ب ا بیش ترین منفع ت ی ا به رهوری اش اره دارد. ب ا توج ه ب ه معن ای واژه، کومودیت ی ب ر متناس ب و به ان دازه ب ودن هم ۀ ویژگی ه ای کالب دی ش یئ ب ا مقصـود و غای ت آن ی ا کاری ک ه ب رای آن در نظ ر گرفت ه ش ده اس ت، دلال ت میکن د. «کومودیت ی» کیفیت ی اس ت ک ه بای د در ه ر ش یئ مفی دی وج ود داش ته باش د تـا بتوان د فایده من د باش د. «کومودیت ی» البت ه ش رط کاف ی ب رای فایده من دی نیس ت، ام ا ش رط لازم آن اس ت. «کومودیت ی» ب ه ای ن معن ا، ب ه نس بت می ان ی ک چی ز و کارب رد ی ا فای دۀ کارب ردی آن از منظ ر ویژگ ی کالب دی آن اشـاره دارد.
کانوینینس
برخی از صاحب نظران «کانوینینس» را به جای «یوتیلیتی »ق رار دادهان د. حت ی در برخ ی ترجمهه ای انگلیس ی ده کت اب ویترووی وس، «یوتیلیت اس» را ب ه «کانوینین س» برگردانده ان د۳۲. بنابرای ن دس ت کم مترجم ان ویتروی وس ب رآن بوده ان د ک ه آنچ ه درب ارۀ «یوتیلیت اس» ن زد ای ن معم ار روم ی آم د، قاب ل تس ری ب ه اصط لاح کانوینین س نی ز هس ت. آلبرت ی باره ا ب ر ای ن ای ده تأ کی د ک رده اس ت ک ه معم اری ب روز بیرون ی «نسس یتی» و «کانوینین س »است و تنها در مرتبۀ بعد از آن است که برای تفریح و لذت نیزدر نظ ر گرفت ه میش ود. از نظ ر او، راه مناس ب مطالع ۀ معم اریمطالع ۀ کاربری ه ای بن ا و طبیع ت انس انهایی اس ت ک ه کاربریها برای آنها در نظر گرفته شده است) De Zurko, 1957,47(. بدی ن ترتی ب، «کانوینین س» در معم اری ویژگ ی کالب د اث ر

معم اری محس وب میش ود و ب ر چگونگ ی قرارگی ری اج زای اث ر متناس ب ب ا کارب رد دلال ت میکن د .
از ق رن هف ده، معم اران فرانس وی اصط لاح «کُنوِنان س»۳۳ را ب رای بی ان مفه وم عملک رد بس یار ب هکار برده ان د. آنه ا ب ا کارب رد ای ن واژه ع لاوه بـر تبیی ن رابط ۀ صحی ح و متناس ب اج زای بن ا ب رای برخ ورداری از زیبای ی، نس بت می ان بن ا و انس ان را در قال ب تأمی ن آس ایش از طری ق کیفی ت انتظ ام درس ت فضاه ا و دیگ ر اج زای بن ا بی ان میکنن د) Kruft, 1994, 143-144(. ای ن اصصطلاح نزد معماران ایتالیایی نیز مفهومی محسوب می شد ک ه از ی ک س و ب ه کیفی ت ترکی ب و کن ار ه م قرارگی ری اج زای اث ر معم اری مرب وط ب ود و از س وی دیگ ر مقص ود بن ا را تبیی ن میک رد )Kruft, 1994, 204(. بدی ن ترتی ب میت وان نتیج ه گرفـت ک ه این اصطلاح بیشتر به تناسب و تطابق صورت با کاربرد دلالت می کند. بیشک شگفت نیست که «کانوینینس» در نظریههای معم اری غالب اً برای ارج اع به مفهوم ی ب هکار رفته که ص ورت اثر معم اری ی ا بن ا را ب ا کارب رد ی ا مقص ود بن ا مرتب ط می کن د .
واژۀ «کانوینینس» که از اواخر قرون وسطی در زبان انگلیسی به کار رفته است، هم به معنای کیفیت راحتی و مناس ببودن چی زی ب رای انس ان ب وده اس ت و ه م ب ه ط ور کل ی، ب ه معن ای مناس ببودن و جورب ودنِ چی زی ک ه ب رای کاری یـا هدف ی ب ه کار رفت ه اس ت. «کانوینین س» ب ه واس طۀ «کانوی ن»۳4 ب ه معن ای موافقتک ردن و مناس ببودن، از فع ل لاتی ن «کانوُنی ر»۳5 گرفت ه ش ده اس ت ک ه ب ه معن ای «ب ه ه م آم دن» ی ا «ب ا ه م جورب ودن »اس ت. ای ن واژه ب ر نوع ی تناس ب و تطاب ق می ان دو ی ا چن د چی ز ،ی ا تناسـب و تطاب ق چی زی ی ا ام ری ب ا ه دف ی ا کاری دلال ت میکن د. بدی ن ترتی ب، کانوینین س کیفی ت ه ر ام ری اس ت ک ه با هدفی یا کاری که برای آن در نظر گرفته شده است، تناسب دارد۳6.
فانکشن
«فانکشن»۳7 اصلی ترین و پرکاربردترین اصطلاحی است که امروز بر مفهوم عملکرد معماری دلالت دارد، با این حال سابقۀ آن ب ه پی ش از ق رن هجده م نمیرس د. ت ا پای ان ق رن نوزده م ،آنچه در معماری واجد «فانکشن» بود )به سخن دیگر، آنچه بر چی زی عم ل میک رد( عمدت اً یک ی از اج زای فن ی ی ا س اختاری بن ا یا نیروهای مکانیکی درون بنا بود. به عبارت دیگر، تا آغاز قرن بیس تم ج ز در چن د م ورد انگشتش مار، «فانکش ن» اصطلاح ی مرتبط با تکتُنیک۳۸ یا ساخت بنا بوده است و با انسان و فایدۀ بن ا ب رای انس ان ارتب اط چندان ی نداش ته اس ت. در ق رن بیس تم معنای ی جدی دی از واژۀ «فانکش ن» عمومی ت یاف ت ک ه مطاب ق آن بناها بر مردم یا عوامل اجتماعی «عملی» انجام میدهند و برعکس، یعنی جامعه نیز «عملی» بر تعیین صورت بناها انجام می ده د. در ق رن بیس تم، ای ن معن ای متأخ ر توج ه بس یاری راجل ب ک رده اس ت) Forty, 2000, 174(. آدری ان فورت ی از آخری ن پژوهش گرانی ک ه در ب ارۀ عملک رد تحقی ق کردهان د، در واژه ه ا و بناه ا، خاس تگاه فانش کن را از س ه ح وزۀ ریاض ی، زیست شناس یو جامعه شناس ی معرف ی می کن د و فانش کن برخاس ته از ای ن حوزهه ا را اس تعاره۳۹ میخوان د. ب ر ای ن اس اس، ب ه ط ور کل یفانکش ن در معم اری ب ه پن ج مفه وم مختل ف ب ه کار رفت ه اس ت.
استعاره ای از ریاضی
فانکشن به این معنا، عبارت از نسبت یا مطابقت میان دو یا چند مقدار است که نخستین بار آن را دکارت4۰ و لایبنیتس4۱ در ریاض ی و ب رای ش رح ترکی ب متغیره ا ب ه کار بردن د. کارل و لودول ی4۲ ب ا اله ام از لایبنیت س، نخس تین ب ار ای ن واژه را در معم اری ب ه کار ب رد. تص ور لودول ی از فانکش ن، ترکی ب نی روی مکانیک ی و م اده در ه ر اث ر معم اری اس ت) Forty, 2000, 174(. فانکش ن بدی ن معن ا مفهوم ی مکانیک ی در نس بت ب ا کالب د معم اری داش ته اس ت.
مفهوم مکانیکی
ای ن مفه وم برخاس ته از اس تعارۀ ریاض ی اس ت و ب ا نس بت برآین د نیروه ای مکانیک ی و ف رم اث ر معم اری تبیی ن میش ود و در آن، «فانکش ن» ب ه نق ش و کارب رد اج زای ی ک س اختار مکانیک ی ب ه مثاب ۀ ی ک کل در نس بت ب ا ه م و نس بت ب ا کل اش اره دارد .فانکشن به این مفهوم در معماری عمدتاً از قایل شدن تشابه می ان بن ا و ماش ین نش أت می گی رد ک ه ب ه وی ژه از ق رن نوزده م ،می ان برخ ی معم اران رواج یافت ه ب ود.
استعارهای زیست شناختی
ای ن اس تعاره دو گون ه ب وده اس ت. در اس تعارۀ نخس ت ،فانکش ن عب ارت اس ت از کیفی ت مقص ِود اج زای مختل ف ی ک س اختار در نس بت ب ا ه م و در نس بت ب ا کل. ای ن مفه وم ارتب اط نزدیک ی ب ا س اختار داش ته و نق ش ه ر جزئ ی در س اختار را بی ان میکن د. در اس تعارۀ دوم، فانکش ن اس تعاره ای زیست ش ناختی در نظری ۀ ص ورت ارگانی ک ب وده اس ت. ن زد رمانتیسیس ت های4۳ آلمان ی، ص ورت ب ر دو ن وع ب ود: ص ورت مکانیک ی ک ه از بی رون تحمی ل میش ود و ص ورت زیستش ناختی ک ه از درون توس عه می یاب د و ذات ی اس ت. ب ر اس اس اعتق اد ب ه نظری ۀ ص ورت ارگانی ک، ص ورت از «فانکش ن» تبعی ت میکن د. چنی ن مفهوم ی مبنای تفکری است که در قرن بیستم تبعیت صورت از عملکرد را مبن ای عملکردگرای ی خوان ده اس ت) Forty, 2000, 175-177(.
به معنای کاربرد
ت ا اواس ط ق رن نوزده م فانکش ن کمت ر ب ه معن ای کارب رد اس تفاده ش ده اس ت و اش خاصی چ ون گرین اف44 و ویول ه ل ودوک45 ک ه چنی ن معنای ی از فانکش ن را م راد کردهان د، اس تثنا به ش مار می آین د) Forty, 2000, 179(. ای ن معن ا در ق رن بیس تم معن ای رای ج فانکش ن ش ده اس ت.
 فانکشن برگرفته از «فانکشنال»، به عنوان ترجمه ای واحد برای سه واژۀ آلمانی
یک ی از معان ی فانکش ن، از صف ت نس بی آن «فانکش نال »گرفت ه ش ده اسـت، ک ه خ ود اصطلاح ی ب وده اس ت ک ه نویس ندگان انگلیس یزبان در براب ر س ه واژۀ آلمان ی ق رار داده ان د:
«زاخلیش کای ت»46، « تْسوِک مِس یگ کایت»47 و «فونکس یونل»4۸.
واژۀ زاخلیش کای ت ک ه بهمعن ای واقعی ب ودن4۹ اس ت، ب ر نوع یواقع گرای ی5۰ نخس ت در ح وزۀ س اختار بنـا و س پس در ح وزۀزندگ ی انس ان دربن ا اش اره داش ته اس ت. تسوکمس یگکایت نی ز همچنانک ه «تس وک»5۱ ب ه معن ای مقص ود اس ت، ب ر ل زوم تطاب ق اث ر معم اری ب ا مقص ود بن ا تأ کی د دارد. ب ا ای ن ح ال در ترجم ۀ مت ون آلمان ی ب ه انگلیس ی، ای ن دو واژه ب ا وج ود تفاوت های ی ک ه ب ا «فونکس یونل» دارن د ب ه «فانکش نال» ترجم ه ش ده اند )Forty, 2000, 180-184(. ب ر ای ن اس اس، فانکش ن در برگیرن دۀ واقع گرای ی و تطاب ق ب ا مقص ود نی ز ب ود.
از نظ ر لغ وی، واژۀ «فانکش ن» در زب ان انگلیس ی ب ه معان ی مختلف ی ب ه کار م ی رود: عملک ردن، اج را ک ردن، ادا ک ردن؛ فعالی ت فیزیک ی ی ا ذهنـی، همچنی ن تحم ل؛ ن وع وی ژۀ ی ک فعالی ت مناس ب ب رای ه ر چی زی، کیفی ت عمل ی ک ه مقص ود خ ود را ب رآورده میس ازد، چ ه در ان دام فیزیک ی جان داران و چ ه در نیروه ای هوش مند و اخلاق ی و نهایت اً در ه ر چی زی؛ ن وع عمل ی ک ه مناس ب ف ردی ک ه متعل ق ب ه رده ی ا گروه ی اس ت؛ مقص ود ی ا نقش ی ک ه ب رای ف ردی ی ا چی زی در نظ ر گرفت ه ش ده اس ت. «فانکش ن» از واژۀ فرانس وی «فونکس یون»5۲ و واژۀ لاتی ن «فونکس یو»5۳ برگرفت ه ش ده اس ت. «فونکس یو» از فع ل« fungi» ب ه معن ای اجرا ک ردن و انج ام دادن، اخ ذ ش ده اس ت54. ای ن ریشه احتمالاً با واژۀ« bhuṅkte» در زبان سانسکریت به معنای لذتب ردن نس بت دارد55.
از بررسی فوق چنین درمی یابیم که «فانکشن» با واژههای «یوتیلیت ی»، «کومودیت ی» و «کانوینین س» دقیق اً ه م معن ی نیس ت، و اف زون ب ر آن، پیش تر نی ز ب ه معن ای رای ج کنون ی ب هکار نمیرفت ه اس ت. «فانکش ن» در معم اری بیش تر ب ر عم ل اج زای ی ک اث ر ی ا ی ک «ف رم» در نس بت ب ا یکدیگ ر و در نس بت ب ا کل اش اره داش ته اس ت و کمت ر ب ه موض وع کارب رد ی ا فای دۀ آن ب رای انس ان، ی ا ب ه عبارت ی نس بتی ک ه می ان انس ان و معم اری برق رار اس ت، اش اره دارد.
واژه های مرتبط با مفهوم عملکرد
سودمندی
واژۀ «یوس»56 )سودمندی( که شاید بیش از هر واژۀ دیگری در ش رح عملک رد معم اری ب ه کار رفت ه، ب ه نس بت می ان ش یئ و کاری که برای چیزی، کسی، یا مقصودی انجام میدهد اشاره می کند و طبعاً در معماری نیز بر سودمندی آن دلالت میکند .از آنجا ک ه بن ا ب رای مقص ود ی ا هدف ی کارب ردی، ب ر پ ا می ش ود ،بسیاری سودمندی )یوس( را در معماری معادل مقصود فرض کردهان د. آلبرت ی از ایـن جمل ه اف راد اس ت. او معتق د اس ت ک ه هم ۀ اج زای بن ا بای د ب ا مقص ود متناس ب باش د همانگون ه ک ه در طبیع ت چنی ن تناس بی وج ود دارد) Alberti, 1988, 28-31(. از ق رن ش انزدهم، معم اران فرانس وی در پ ی یافت ن مبنای یکارب ردی ب رای تبیی ن زیبای ی در معم اری ب ه س ودمندی توج ه کردن د و واژۀ «اوزاژ»57 را ب رای ای ن مقص ود ب ه کار بردن د. زیبای ی بدی ن معن ا را میت وان در آرای اندیش مندان یون ان باس تان ه مجس ت )افلاط ون ،۱۳۸۰، ۲۹۰-۲۹۳(. ب ا ای ن هم ه تا کن ون نی ز

مح ل مناقش ه باق ی مان ده اس ت. پ س ش گفت نیس ت ک ه ای ن معن ای س ودمندی در نس بت ب ا زیبای ی، در ح وزۀ معم اری نی ز چندان گسترش نظری نیافت و «یوس» در عمل بیش از آن که در خدم ت کارب رد معم اری ب ر مبن ای انس ان و زندگ ی او ق رار گی رد، در مت ن آرایـی ب هکار رفت ه ک ه معم اری را بیش تر ب ه س ان ابزار تعریف می کنند و عملکرد آن را نیز از همین منظر می نگرند.
معن ای لغ وی واژۀ «ی وس» ه م نش ان میده د ک ه ای ن واژه در زبان ه ای اروپایـی عمدت اً در بی ان نس بت می ان انس ان و ه ر ش یئ مفی د ی ا کارب ردی ب ه کار م یرود و ب ر ای ن اس اس ،ه ر آنچ ه در رف ع نی از ی ا خواس تهای ب ه کار م یرود، ش یئی کارب ردی ی ا مفی د5۸ خوان ده میش ود5۹. چنانک ه گفتی م، مع ادل فرانس وی واژۀ «ی وس»، یعن ی «اوزاژ»6۰ نی ز ب ه همی ن معن ا در مت ون معم اری ب ه کار رفت ه اس ت. ایـن واژه در اص ل از فع ل فرانس وی «اوزه»6۱ ب ه معن ای ب ه کارب ردن و مصرفک ردن گرفت ه ش ده اس ت ک ه ریش ۀ آن واژۀ لاتیـن« usus» ب ه معن ای کارب رد اس ت6۲. بن ا برای ن، واژۀ «ی وس» بیش تر ب ه رابط ۀ می ان انس ان و اش یاء کاب ردی ی ا اب زار اش اره دارد. ای ن واژه و مش تقات آن در زبانه ای غیراروپای ی معن ا و دلالت ی متف اوت دارد ک ه آنان دا کوماراس وامی در رس الات متع ددی، مخصوص اً در «نق ش هن ر در زندگی هندیان» به آن پرداخته است) Coomaraswamy, 1977, 71-100(. مطابق ت ای ن دو معن ا میتوان د جنبهه ای پنهان ی از همس انی ها و تمایزه ای می ان دو ح وزۀ فرهنگ ی ش رق و غ رب را آش کار کن د و در س اخت و پرداخ ت نظری ه ای بوم ی در ح وزۀ معم اری مفی د باش د.
عملی بودن
یک ی دیگ ر از اصطلاحات ی ک ه در ش رح مفه وم عملک رد ب ه کار رفت ه، «عملی ب ودن» )پرکیتکالیت ی6۳( اس ت. عمل ی ی ا کاربردیب ودن را در نظری ات معم اری، از محاس ن معم اری دانس تهاند. ویترووی وس بنی ان اصل ی ده کت اب در ب اب معم اری را همی ن اص ل ق رار داده اس ت) De Zurko, 1957, 26-27(. آ کادم ی معم اری64 در ق رن هجده م، «کارب رد» را ه ر آنچی زی میدانس ت ک ه در ه ر زمین های از معم اری توق ع م یرود:
عملی بودن، راحتی، مد روز بودن65 و غیره) Kruft, 1994, 144(. در ابتدای قرن بیستم، اتو وا گنر66 اظهار داشت که: «آنچه غیر عمل ی اس ت نمیتوان د زیب ا باش د.» از نظ ر او مصال ح و ف ن آوری ام وری غالبن د و هم ه چی ز از جمل ه ترکی ب بای د در خدم ت آنه ا باش د: «ترکی ب بایـد ب ه وض وح مصال ح و فن ون به کارگرفته ش ده را آش کار کن د.» ا گ ر چنی ن اتفاق ی بیفت د، خصوصی ات و کیفیته ای نمادی ن بن ا از هماهنگ ی و تطاب ق درون ی آن نش أت خواهن د گرف ت) Kruft, 1994, 321(. ب ه س ال ۱۸۹6، ریش ارت اش ترایتر67 در ش رح « زاخلیشکای ت» در معم اری ب ر عملی ب ودن معم اری تأ کی د ک رده اس ت: «م ا آلمانیه ا نمی توانی م و نبای دبس یاری از ویژگی ه ای خانهه ای انگلیس ی و آمریکای ی را تقلی دکنی م، زی را آنه ا ب ا ش رایط م ا تناس ب ندارن د، ام ا م ا میتوانس تیماز آنه ا بیش تر بیاموزی م، بالات ر از هم ه و ب ه ط ور عامت ر ب ا بهت ر درنظ ر گرفت ن خواس ـتهها ب رای واقعـی )زاخلیـش( و عمل ی ب ودن

)تسوک مِس یگ(، راحت ی و بهداشـت در مبلمـان بوم ی خ ود »
.)Forty, 2000, 180(
واژۀ «پرکتی کال»6۸ ب ه معن ای ام ر عمل ی در براب ر ام ر نظ ری اس ت و «پرکتیکالیت ی» کیفی ت عملی ب ودن ه ر چی زی را بی ان می کند و همچنین به وجه کاربردی امور نیز اشاره دارد. کاربرد واژۀ «پرکتیکالیت ی» در معم اری هم راه ب ا تلاش ی ب وده اس ت ب رای تحدی د توج ه ب ه معم اری ب ه مثاب ۀ هن ر و تأ کی د ب ر وج ه کالبدی اثر معماری. عملی بودن در هماهنگی با معنای لغوی «پرکتیکالیتی» گویای وجهی از معماری است که بیشتر ساختۀ کالب د و فراین د س اخت آن اس ت.
تطابق با مقصود
در بس یاری از آرا در ب اب معم اری، تطاب ق ب ا مقصـود )پرپ س6۹( یک ی از ویژگیه ای معم اری ش مرده ش ده و ب رای بی ان مفه وم عملک رد ب ه معم اری ب ه کار رفت ه اس ت. از دوران کلاس یک، فلاس فه ب ر ای ن ب اور بودهان د کـه چی زی نمیتوان د وج ود داش ته باش د مگ ر این ک ه ب رای چی زی باش د و ای ن «ب رای چی زی ب ودن» هم ان مقص ودی اس ت ک ه آن چی زی ب رای آن ب ه وج ود آم ده اس ت )گزنوف ون ،۱۳7۳، ۱۳(. اث ر معم اری نی ز از آن منظر که مصنوع است، حتماً برای انجام کاری یا برای برآوردن ه دف و مقص ودی ب ه وج ود میآی د و از آن روس ت ک ه تطاب ق ب ا مقصود از ش رطهای لازم هر اثر معماری ای خوانده شده است .بـر اس اس آرای مدرسـیون7۰، اث ر هن ری بای د ب رای غایت ی معی ن ایج اد ش ود و اث ر خ وب بای د ب ا غای ت منحص ر ب ه ف رد اث ر تولیدش ده مطاب ق باش د. کم ال اث ر وابس ته ب ه ای ن تطاب ق7۱اس ت. از آنجای ی ک ه غای ت ی ا مقص ود ه ر اث ر هن ری چی زی صرف اً منحص ر ب ه ف رد اس ت، هنرمن د ه ر ب ار روش ی منحص ر ب ه ف رد و بینظی ر ب رای تطاب ق ب ا غای ت و در نتیج ه تنظی م موض وع در پی ش میگی رد. بدی ن ترتی ب ص ورت هـر اث ر همیش ه بدی ع و غیرقاب ل پیش بین ی می ش ود) De Zurko, 1957, 39(. از نظ ر آلبرت ی، معی ار س نجش کیفی ت پ لان عب ارت اس ت از مقص ود7۲ ی ا ب ه عبارت ی عملک رد ی ا «یوتیلیت اس»، افتخ ار و جذابی ت7۳ ی ا امنی ت74. در اینج ا آلبرت ی معیاره ای عملکردیب ودن و زیبای ی و کارب ری را ب ا ه م ترکی ب کـرده اس ت) Kruft, 1994, 44(.
ژَک-فرانس وا بلون دل75 ب ر ای ن عقی ده ب ود ک ه زیبای ی معماران ه حاص ل ترکیب ی از ویژگی ه ای برت ر اس ت. تناس ب ب ا مقص ود از جمل ۀ معیاره ای زیبای ی در معم اری محس وب میش ود و ب رای دس تیابی ب ه آن قی اس ارگانی ک م ورد توج ه ق رار میگی رد. بلون دل نی ز از قی اس ارگانی ک، گرچ ه ب ا ش خصیتی متف اوت، اس تفاده ک رده اس ت) De Zurko, 1957, 155(. ویول ه-ل و-دوک در مقال های ب ا عن وان «س اخت»76 در قام وس77، معم اری را تمام اً و کامـلاً، محص ول فراین د س اختن و معی ار تعیی ن ارزش آن را تطاب ق ب ا مقص ودش میخوان د: «ب رای معم ار س اختن عب ارت اسـت از ب هکار ب ردن مصال ح ب ا توج ه ب ه ویژگیه ا و طبیع ت اصلیش ان، ب ا قص د بی ان ارض ای ی ک مقص ود ب ه س اده ترین و محکم تری ن وس ایل؛ بع د عب ارت اس ت از بخش یدن دوام و بق ا، تناس بات مناس ب ب ه س اختار برپاش ده ،در ارتب اط ب ا قواع دی معی ن ک ه ب ا ح واس، عق ل و ش عور انس انتعری ف ش ده اند. بنابرای ن روش ه ای ب ه کار گرفته ش ده توس ط س ازنده بای د مطاب ق طبیع ت مصال ح، وس ایل مق رون ب ه صرف ۀ در دس ترس، ضرورت ه ای وی ژۀ ه ر ن وع بن ا و فرهنگ ی ک ه در آن متول د ش ده اس ت تغیی ر کنن د) »Kruft, 1994, 282(.
واژۀ انگلیس ی «پرپ س» عب ارت اس ت از آن چی زی ی ا کاری ک ه بای د انج ام ش ود و قص د و هدف ی ک ه بای د حاص ل ش ود .ای ن واژه همچنی ن ب ر نی ت و قص د انج ام کاری نی ز دلال ت دارد. در اواخ ر ق رون وس طی ای ن واژه ه م ب ر عل ت انج ام کاری دلال ت داش ته اس ت و ه م ب ر نتیج ه ی ا تأثی ر امـر قصدش ده .واردک ردن، اثرگذاش تن و معن ادادن، ب ه وی ژه در م ورد واژه ه ا، از دیگ ر معانـی ای ن واژه در اواخ ر دورۀ میان ه بودهان د. «پرپ س »از واژۀ قدیم ی فرانس وی «پورپ وز»7۸ ی ا «پورپ و»7۹ ب ه معن ای نیتک ردن و قصدک ردن گرفت ه ش ده اس ت ک ه ام روز ب ه ص ورت «پروپ و»۸۰ اس تفاده میش ود. واژۀ اخی ر بهمعن ای پیش نه ادن و پیشگذاش تن اس ت و بـه همی ن معن ا نی ز در زب ان فرانس وی ن و ب ه کار م ی رود.۸۱ بدی ن ترتی ب، ای ن واژه در اص ل ب ه معن ای پیش گذاش تن ی ا پیشنه ادن ب وده اس ت. در زب ان انگلیس ی نی ز واژۀ «پرپ س» از اواس ط دورۀ میان ه ت ا اوای ل قـرن هفده م ،ب ه همی ن معن ای پیش نهاد ی ا س ؤال، بح ث، موض وعِ در دس ت نی ز ب ه کار میرفت ه اس ت. ب ر ای ن اس اس، ب ه نظ ر میرس د، در «تطاب ق ب ا مقص ود» بای د چی زی از پی ش تعیینش ده باش د ک ه ه دف از ب ودن آن چی ز را تعیی ن میکن د. البت ه چنی ن ویژگ ی ای مخت ص اش یای کارب ردی ی ا مفی د نیس ت، بلک ه در ه ر ان دام زن دهای نی ز از پی ش هدف ی وج ود دارد ک ه س اختارش بای د ب ا آن مقص ود مطاب ق باش د .
تطابق با ضرورت
تطاب ق ب ا «ض رورت» )نسس یتی۸۲( ه م در ش رح مفه وم عملک رد ب ه کار رفت ه اس ت. از دورۀ رنس انس، ب ه وی ژه در آرای داوینچ ی۸۳، یک ی از محاس ن اث ر معم اری تطاب ق ب ا ضرورت ه ا ب وده اس ت. در ای ن تعری ف، ض رورت عب ارت اس ت از قان ون و معی اری ازل ی ک ه هم ۀ موج ودات طبیع ی عال م ب رای بق ای خ ود بای د از آن تبعی ت کنن د) De Zurko, 1957, 52-53(. از منظ ر کالبد و ساخت اثر معماری، ضرورت به قوانین و قواعدی ارجاع دارد ک ه ب ر اس اس آن ش یئ میتوان د س اخته ش ود و برپ ا ایس تد .چنین ضرورتی از یک سو به ویژگی های کالبدی معماری اشاره دارد و از س وی دیگ ر وج ه تمای ز اث ر معم اری )س رپناه ب ودن( را ب ا س ایر اش یای م ادی توصی ف میکن د.
واژۀ انگلیسِ ی «نسیسـیتی»۸4 ب ه واس طۀ زب ان فرانس ه از واژۀ لاتی ن «نسس یتاس»۸5 نش أت گرفت ه اس ت. ریش ۀ ای ن واژه «necesse» به معنای امر ضرور است و از ریشۀ« cesse» است که اس م مفع ول از مص در« cedere» ب ه معن ای ب اردادن و نف ع دادن است. چنان که از معنای ریشۀ این واژه بر می آید، «نسسیتی »ب ه معن ای ام ری اس ت ک ه حاص ل ی ک ض رورت ی ا «بای د» اس تو در عی ن ح ال، بـه نوع ی وج ه منفع ت در ه ر کاری را نش انمی ده د. بدی ن ترتی ب، آنچ ه ض رورت دارد، بای د منفع ت نی زداش ته باش د و اساس اً نمیت وان ام ر غیرناف ع را ام ری ض رور نامی د۸6.
تعابیر مرتبط با مفهوم عملکرد
چنانک ه بررس ی اصطلاح ات و واژههای ی ک ه ب ر مفه وم عملکرد دلالت دارند یا در شرح معنای عملکرد به کار رفتهاند ،نشان داد، کاربرد آنها در آرای نظریهپردازان معماری، به نحوی با معنای لغوی آنها سازگار بوده است. به کارگیری آنها در متن آرای نظریهپ ردازان، گوی ای درونمای ۀ خاص ی از عملک رد معم اری ن زد آنهاس ت ک ه ای ن اصطلاح ات و واژهه ا راه ب ه آن میبرن د و ب ه همی ن س بب میت وان آنه ا را «تعبی ر» نامی د. در ج دول ۱، اصطلاح ات و واژهه ای بررس ی ش ده و تعبیره ای مرتب ط ب ا آنه ا ب ا یکدیگ ر مقایس ه ش ده اس ت.
کل ی از معم اری در تاری خ ب ه ش رح زی ر مرتب ط بودهاس ت: است، نخستین بار توسط کلود پرو۸۸ به مثابۀ یکی از بنیادهای زیباییش ناختی مطـرح ش ده اس ت) Kruft, 1994, 134(. پ رو در
بدیـن ترتی ب، براس اس معن ا و کارب رد ای ن اصطلاح ات در ح وزۀ معم اری، در واق ع مفه وم عملک رد معم اری ب ا چه ار تعبی ر

جدول 1- اصطلاحات اصلی و اصطلاحات و واژگان مرتبط با عملکرد معماری و تعابیر مرتبط با آنها.
تعبیر مرتبط کاربرد در معماری معنای اصطلاح اصطلاح تعبیر کاربردی اشاره به ویژگی فایده مندی اثر معماری )ویتروویوس، آلبرتی ،پالادیو( مفیدبودن یوتیلیتی اصطلاحات
اصلی

اصطلاحات

اصلی



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

پاسخ دهید