صفحات 67 – 76
34858173660

نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 19 شماره2 تابستان 1393
76271611654

جایگاه نقد در معماری ایران نسبت به توپوگرافی نقد در معماری غرب

مسعود کوچکیان 1، ویدا نوروزبرازجانی 2
1 دانشجوی دکترای معماری، ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی،تهران، ایران.
2استادیار دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 19/1/93، تاریخ پذیرش نهایی: 26/4/93(
چکیده
نق د معم اری گوی ی س ایه به سـایه معماران و دس ت ان درکاران حوزهی معمـاری در حرکت اس ت، و جزئ ی جداییناپذی ر از آن بهش مار می آی د. بدی ن رو، پی ش از آن کـه چرای ی آن را مورد س نجش قرار دهیم، ضرورت دارد چیستی آن را جستجو کنیم. با پذیرش این اصل که غایت نهایی در بحث نقادی معماری راه یافتن به ش یوهای از اندیش یدن دربارۀ معماری و از برای معماری اس ت، پرسـش اصلی که این پژوهش را هدایت کرده آن اس ت که نقد معماری معاصر ایران نسـبت به رویههای جهانی نقد از چه موقعیت و جایگاهی برخوردار اس ت؟ این نوش تار با بررسی تاریخی- تحلیلی نقادی معماری در غرب و مقارنسازی آن با رویکرد های نقد معماری در ایران، به این نتیجه دست خواهد یافت که نقد معماری در ایران بهسبب نداشتن سبقهی تاریخی، تا حد زیادی به ضعف فلسفی دچار بوده و وجود رویکردهای س نت گرا منجر به آن ش ده که نقد معماری در ایران در فضایی مابین نقد پوزیتیویسـتی و نقد تفسیری در رفت و آمد باشد. این پژوهش به شیوه ی پژوهش های کیفی مدون شده و در وا کاوی پرس ش مط رح در آن، گردآوری دادهها ب ه طریق کتابخانه ای انجام پذیرفت ه و از روش تطبیقی برای تحلیل یافته های آن بهره گرفته شده است.
واژههای کلیدی
نقد معماری و معماری نقد، معنای نقد، توپوگرافی نقد معماری مدرن غرب، نقد نقد معماری ایران ،جایگاه نقد معماری معاصر ایران.
68

مقدمه

نقد هم چون مُهر تأییدی بر پیشانی هر هنری است. آن گاه که اثری به نقد کشیده می شود فار غ از هجمههای رد و تأیید، نفس چال ش نق د به اهمیت حرک ت فکری آن اثر اش اره دارد. هر دم که گ ذر زمان مس یر نق د را هموار نکن د، ارابۀ هن ر در چاله های به جا مانده از پیش ینیان گرفتار میشود و از حرکت باز میایستد. بدین س بب، ایـن نگاه اس ت که مخاطب و هنرمند را ن ه در مقابل هم ،بلک ه در کن ار ه م قرار میده د. محملی که موج ب تعالی جامعۀآن هنر میشود .
دراین میان هیچ هنری همچون معماری صفحات تاریخ هنر را از باب مس ئولیت و کارایی، رنگین نکرده اس ت. اما نقد در آن چون دیگر هنرها از جایگاه ویژهای برخوردار نیست. چونان که نمیتوان س اختاری سازمند و منس جم را برای دس ت یازیدن به آن انتخاب نمود. ش اید علت آن اس ت که نقد معماری دوران طفولیت خود را ط ی میکن د و هنوز به بلوغ فکری خود نرس یده اس ت. عدم وجود پیک رهای واح د، که بت وان در مباحث و تحلیله ای نقادانۀ وادی معماری بدان تمسک جُست، خود شاهدی بر این ادعاست.
1207162997155

ب ا فرضِ اصالتِ نقد معم اری، معرفت معماری همواره بدیهی پنداش ته ش ده و بهندرت به نقدِ نقد معماری اندیشیدهایم. یکی از مس ائل معرفتش ناختی عم ده در ح وزۀ معم اری، چگونگ ی دس تیابی ب ه ش ناختی س ازمند درب ارۀ کنش گ ران معم اری و فراوردههای آنان بوده است. در این راستا، نظریهپردازان معماری با ساختِ دس تگاه های فلسفی ) سبکشناسی( و طراحان با مرور آث ار معم اری س عی در کس ب چنی ن معرفت ی داش ته اند. ب ه دور از اختلاف ات نظ ر می ان بی ن نظریهپ ردازان و طراح ان، هرکدام با ف رضِ اصال تِ نقد خود چنین پنداش تهاند که به معرفتی درس ت در ب اب دان ش معم اری دس ت یافتهان د. بدی ن س بب، چال ش چهارچوب ه ای نظری عمدتاً فراورده ه ای معرفتی بوده و نقدی ک ه آن معرف ت چن د بُعدی را حادث میش ود، مهجور واقع ش ده اس ت. در اینج ا منظور از واژۀ نقد ن ه نقدهای معمول، بلکه خودِ نقد به معنای بنیادین کلمه است.
چهارچوب پژوهش
بهتری ن ش یوه ب رای رس یدن به دانش ی خ ود بنی اد، آزمودن پیاپی آن دانش اس ت و این امر محقق نمی ش ود مگر با نقد. نقد معم اری امری اس ت ک ه در معماری ما مورد بیمه ری قرار گرفته و ح ق مطل ب درب ارۀ آن ادا نش ده اس ت. از ای ن رو ای ن مقال ه از آن جه ت حائ ز اهمی ت اس ت که با مش خص ک ردن جای گاه نقد معم اری در عرص ۀ جهان ی، خواهان گش ودن باب نق د و نقادی خودبنی اد در زمین ۀ معماری ایران میباش د. تا کنون تلاش های ان دک ام ا شایس ته ای در زمین ۀ توضی ح نق د معم اری در ای ران انج ام ش ده کـه از آن جمله می توان به رس الۀ دکت ری حمیدرضا خویی و همچنین رسالۀ دکتری ایمان رئیسی اشاره کرد. پرسش اصل ی ک ه این پژوهش گرد آن ش کل گرفته آن اس ت ک ه: جایگاه بنیان فلس فی نق د هرچند اندک معماری ایران نس بت به نقد در معم اری غـرب در کج ا ق رار دارد؟ فرض ای ن پژوهش بر آن اس ت ک ه نگاههای فلس فی در م ورد جایگاه نقد معماری ای ران هنوز به قطعیت نرسیده است .
پیشینۀ پژوهش
نخس تین بار بهس ال 1379، آقای دکتر حمیدرضا خویی در رس الۀاَتو” نقد س ر و کارش ب ا س نجش، تحلیل علمی و توصیف اس ت دکت ری خود با عنوان “نقد و ش به نق د تأملی در نقد آثار معماری ،”و موضوع ات دیگ ر در نق د به دنب ال این س ه رخ می دهن د )اَتو ،ب اب پژوه ش در نق د معم اری را گشـودند ک ه در آن ب ا توج ه ب ه1384، 37، به نق ل از ک ورت دوکاس(. از ایـن رو درنظر گرفتن هرنقدهای ادبی عبدالحسین زرینکوب در حوزۀ ادبیات و همچنینسه اصل در نقد معماری ضرورت دارد. به باور سیمون «نقد جزء
پ س از رخ داد انق لاب اس لامی در کش ور ای ران میت وان گفت دس تهبندی نقده ای معم اری “وی ن اَت و1 ” دس تهبندی متفاوتی از ش یوههای نق د پوزتیویس تی و س پس نقده ای وا کاوان ه را ارائه دادن د. س پس آق ای دکتر ایمان رئیس ی در رس الۀ دکت ری خود با عن وان “نق ش نق د در جه ت ده ی معم اری معاص ر ای ران”، ای ن پژوهش را پی گرفتند که دکترین ایشان بیشتر بر شناخت معیارها و الگوه ای نق د آث ار معماری و ارائ ۀ مدلی جهت نق د، تکیه کرده است. پس از آن ایشان با انتشار دو کتاب “پشم و لگد” و “نقد بازی ” بهطور مشخصتری مقولۀ نقد در معماری را با نمونههای موردی در دیگر کش ورها ادامه دادند. آنگونه که دکتر رئیس ی به آن اش اره دارن د، ب ه جز این نامبردگان نمیتوان ش خص دیگ ری را در حوزۀنقد معماری یاد کرد که دغدغۀ اصلی او نقد معماری باشد.2معنای نقد در اثر معماری
از آن ج ا ک ه ای ن نوش تار در پ ی ارائ ۀ تصویری روش ن از نقد معم اری اس ت، قص د را ب ر یافت ن معن ای نق د در هن ر معماری نهاده ای م. نقد در نگاه عامیانه، هم ان عیب جویی و خرده گیری یا قضاوت کردن در مورد چیزی در نظر گرفته شده است. ولیکن در محاف ل علمی و حرفه ای، ریش ه ای فرات ر از آن دارد. در نگاه ” لاینف ک تمام ی فرهنگ ه ای بش ری اس ت. ]…[ نق د گفتمانیاس ت که به بررس ی صورت ه ای گونا گ ون بازنمای ی می پردازد .ا گ ر هر چیزی که س اخته ش ده ی ا هرکاری ک ه انجام ش ود نوعی بازنمای ی درنظ ر بگیری م، بالق وه آن را موضوع نقد ق رار داده ایم .
موض وع نق د همیش ه بازنمای ی اس ت و نق د و بازنمای ی دو واژۀهمبس ته اند» )س یمون ،1384، 229، به نق ل از اسپارش ات( .
برخ ی دیگ ر از نظریه پ ردازان نی ز، نق د را هم ان «داوری درب ارۀکیفیت و ارزش زیباشناس انۀ اثر دانس ته اند» )Sharp, 1989, 8(. ای ن واژه در فرهن گ معی ن به معن ای «جدا ک ردن خوب و س ره از ب د و ناس ره، تمی ز دادن خ وب از ب د، آش کار کردن محاس ن و معایب س خن» آمده است. لیکن از آن جا که «رای زدن و داوری کردن دربارۀ امور نیک و بد و س ره و ناس رۀ آنها مس تلزم معرفت درس ت و دقی ق آن ام ور اس ت» )زرین ک وب ،1373، 6(، بدی ن س بب می ت وان چنین پنداش ت ک ه نقد معم اری بازشناس ی اثر معماری است که از طریق جستجوی حقیقت اثر و یا جستجوی منش اء و ماهی ت آن پدی دار خواهد ش د و ب ه بیانی س اده تر نقد معماری ماهی ت و حقیقت اثر معماری را می جوید .
بیش تر نظریهپ ردازان، نق د را ب ه عن وان مجموع های از خاس تگاه ها در نظر گرفتهاند ک ه در این حوزه، ابعاد کمی و کیفی بناه ا و ریش ههای فکری ط راح آن و تبع ات اجتماع ی و فرهنگی آن بـه بحـث گـزارده می شـود )Sharp, 1989, 9(. ا گر نق د را داوری از چش م دیگ ران )اَت و ،1384، 32(، بدانی م و آن را از جهات ی دیگر داوری ارزش ه ا )Sharp, 1989, 8(، خط اب کنی م در ای ن ص ورت میت وان در ب اب نق د چنی ن نوش ت ک ه نقد یک وس یله اس ت و «نقد جدی صرفاً نفی نیس ت، بلکه آش کار کردن نکته س نجانه و اندیش مندانۀ وجوهی است که ا گر آش کار نمیشدند از آنها غافل می ماندیم» )استیونز ،1377، 8، به نقل از میریام گوسویچ.(
نق د در تفک ر مدرنیس م غرب نقش ی ویژه بازی ک رده و تجارب گونا گون ی را در ای ن زمین ه ش اهد اس ت. مع ادل واژۀ نق د را در ادبی ات انگلیس یCriticism میدانی م. ظاه راً واژۀ Critic در س دۀ پانزدهم میلادی وارد ادبیات انگلیس ی شده و ریشۀ اصلی آن kriticos یونان ی) criticus لاتی ن( از krites بهمعن ی “قاض ی “می باشد )Johanson, 1994, 39(.
فع ل To criticize اغل ب به معن ای “عیب جوی ی از” و “حک م ک ردن درب ارۀ ” اس تفاده ش ده اس ت. لیک ن حک م ک ردن درب ارۀچی زی، هن وز تصوی ر روش نی از ریش ۀ فع ل به دس ت نمی ده د ،چ را ک ه واژۀ یونان ی Krinein به س ادگی بهمفه وم “تمی ز دادن ی ا س نجش” اس ت. بدی ن س بب معن ی قری ب ب ه خود فع ل To criticize مفه وم فن ی و اغل ب رای ج «قض اوت درب ارۀ چیزی ـ چه مطل وب و چ ه نامطل وب» ی ا «س نجش ارزش ها و ض د ارزش ها »و ی ا «ارزیاب ی» اس ت )Ducasse,1944, 102-103(. چنان چ ه ه ر قدمی در وادی نقد منجر به روشن شدن وجهی از وجوه حقیقت اث ر ش ود، نگاه ی نقدآمیز محس وب می ش ود. در روش نتر ش دن ای ن مطل ب باید اف زود، حتی آن گاه که ب ه بیان چگونگ ی یک اثر می نش ینیم، ب از هم توصی ف حقیقت اثر در کلام ما حاضر اس ت ،ه ر چند که حتی قصد بر آن نباش د. در نتیج ه ا گر ارزیابی را نوعیبه چالش کش یدن اثر بدانیم پس میبایس ت توصیف را نیز نوعی
قضاوت در نظر گیریم. از این رو واژۀ نقد دارای حیطۀ گسترده ای از ریش هها، علل، چیس تیها و باش یدگی ها خواهد ب ود. واژه گانی ه م چون کاوش و کاویدن، بیان و تفس یر، چگونگی و باش یدگی ،حس ن جوی ی و عیب جوی ی، نازک بینی و ریز بین ی در دایرۀ نقد ق رار میگیرند. هر آنچه در دانش معماری به چگونگی اثر پرداخته اس ت از گزارش ات گرفته تا مقالات و مجلات علمی، همه در دایرۀنق د معماری قرار می گیرند. از س وی دیگر، جای گاه نقد نیز ایجاب می کند که نقد خود را محق به سرکشی در تمامی این موارد بداند و آث ار معم اری را از ه ر جنبه و هر دیدگاه به چالش کش د. با توجه به آنچه که گفته ش د، روش ن اس ت ک ه در نقد به دنب ال کاویدن اث ر هس تیم و چنین کاوش ی نیاز به ش ناخت اثر دارد. ب ا گذری بر متون نقادی و آرای معماران و نظریهپردازان و نشستن در محافل ن و اندیش ی معم اری و از آنجای ی ک ه نق د هن ر دربرگیرن دۀ تمیز ،توصیف، توجیه، تبیین، تفسیر و ارزیابی است )Limpman, 1967, 132-134( ، بهخوب ی درمی یابی م که نقد بیش تر فض ای ذهنی ما را اش غال کرده اس ت، اما نباید اش تباه ش ود که این تعدد جایگاه نقد در حوزههای شناختشناسی تعرضی با ماهیت اثر معماری و همانطور که پیشتر نیز یادآوری شـد، کاویدن حقیقت آن دارد .البت ه ای ن ن گاه به نقد اساس اً پوش ش دهنـدۀ روش نی از تمامی جنبه ه ای نقد نمی باش د و صرف اً از آن جهت مطرح می ش ود که موقعیت نقد در عرصه های معماری را مشخص گرداند .
توپوگرافی نقد معماری مدرن غرب
تا کن ون دو منظ ر مکمل به مقولۀ نقد معماری روش ن ش دند: یک ی نقد بهمعنای خلق گفتمان درب ارۀ اثر و دیگری نقد بهمفهوم ش یوۀ یافتن ماهیت اثر. با این وجود هنوز تعریف ما از نقد س ترون اس ت. نقد در دنیای مدرن گویی هم ریش ه است هم برگ، هم آب حیات اس ت هم زهر هلاهل. آنگاه که اثر را چه در ش کل صوریاش و چه در حقیقت آن به نقد میکشیم، در همانحال این نقد است که ما را به نقد کشیده است. نقد در مدرنیسم هم چون تار و پودی است که بافندۀ خود را بدان میبافد. به بیان دیگر آن دم که خود را مدرن بدانیم، چارهای جز هم بستری با مفاهیم آن نداریم .
ا گ ر مدرنیت ه را ب ه تعبی ر هابرم اس “پ روژهای ناتم ام” درنظ ر آوری م و یک ی از مهمترین ویژگیه ای آن را “انتقاد مداوم از س نت و از خ ودش” )احم دی ،1385، 1۰(، بدانیم، خواهیم دانس ت که «مدرنیته بند انس ان خا کی عصر جدید اس ت؛ و رهایی از این بند بدون توجه به مبادیش ممکن نیست ]…[» )پازوکی ،1378 ، 19(. زمانیک ه س اختارهای اجتماع ی ب رای دس ت یافتن ب ه مدرنیته ش روع به تغیی ر کردند، ادبیات تخصص ی و غیرتخصصی نیز تحت تأثی ر ق رار گرف ت. واژۀ نق د نی ز از جمله واژهگانی اس ت کـه هم در ادبی ات غیرتخصص ی و مح اورهای کارب رد دارد و ه م در ادبی ات تخصص ی، ام ا معنای ی که از واژۀ نقد در ای ن دو فضای اجتماعی )تخصصی-غیرتخصص ی( ب ه ذه ن متب ادر می شـود، متف اوت اس ت؛ و ب رای هر دو گ روه مصرفکنن ده آن نیز کارب ردی متفاوت

دارد. از ای نرو چنانچ ه خواس تار ای ن هس تیم ک ه ب ه ش ناختی دقی ق از وضعی ت نق د در ح وزۀ تخصص ی معم اری و جای گاه آن نس بت ب ه رون د نقده ای معم اری دس ت یابی م، ابت دا بایس تی مفهوم و منظور دقیق واژۀ نقد را در ادبیات مدرن آش کار س ازیم .کمااینک ه ه م ا کنون این خل ط معنی در ح وزۀ ادبیات تخصصی رش تۀ معماری ایران رخ داده اسـت. این بدان معناس ت که واژۀنق د و نق ادی در اندیش ه م درن به حیط های از معان ی و مفاهیم اش اره دارد ک ه در زم ان حاض ر در ادبی ات مح اورهای و تخصصی ای ران ب دان بی توجهیم. بهعبارت دیگ ر، وزن واژۀ نقد در ادبیات تخصص ی ایران بس یار س طحی تر از جایگاه اصلیش در مدرنیس م اس ت. ب رای پُرکردن این خلاء در جامعۀ معم اری ایران، نیازمند همگرا ش دن با دو روند تکاملی در اندیش ۀ نقدگرایانۀ مدرنیس م هس تیم؛ نخس ت همانط ور ک ه می دانی م در مدرنیس م به علت عملگـرا ب ودن، نوک پی کان نقد بیش از پیش به س مت س نجش اث ر هنری )در اینجا محصول معماری( اس ت ت ا حقیقت )مفاهیم عالی و علّی( آن. از آن رو که سنجش هر پارامتری نیاز به شناختی دقیق از آن دارد بدین سبب میتوان گفت در مدرنیسم به سمت معنا کاوی در چیس تی اثر حرکت ش ده اس ت؛ و دوم از آنجا که در دهههای اخیر، متون جدید مدرنیس تی به ش دت به س مت عدم قطعی ت و کثرتگرای ی در معانی حرکت کرده اند، بایس تی بیش تر ب ا موض ع ش ناور نق د در اندیش ههای طول ی و عرض ی مدرنیس م هماهنگ شویم .
اینکه نقد در معماری غرب چه نقش ی ایفا کرده حدوداً از قرن هفدهم آش کار می ش ود. افشـارنادری مینویس د: «نق د معماری دارای دو ریش ۀ متف اوت اس ت: یک ی قضاوته ا و نظریات ی در م ورد آث ار معماری ک ه در زندگی نامههای قرن ش انزدهمی مطرح میش دند و دوم ی به عن وان زی ر مجموع های از فلس فۀ هنر که از قرن هجدهم به صورت ش اخه ای از فلسفه شکل گرفته بود. امروز نی ز تمای ز بی ن نق د عمل ی و نق د فلس فی و آ کادمی ک محس وس اس ت. در هر صورت می بینیم که وابس تگی به نوش تار مس ئله ای تاریخ ی اس ت. نق د معم اری ب ه مس ئلۀ قض اوت و بررس ی آث ار معم اری نوع ی انتظ ام علم ی و فلس فی بخش ید ک ه در تح ول معماری کاملاً موثر واقع ش د» )س مرقند ،1377، 35(. بس ط نقد و نق ادی در مغ رب زمین، اساس اً از حدود ق رن هجدهم میلادی آغ از میشـود. در س دۀ هجدهم، هن ر موضوع تحقیقات ی بود که به نتایجی بس یار مهم انجامیدند]…[ در این عهد برای نخستین بار نقد هنر به مفهوم خاص، ش کل خود را در توصیفات و بررس ی نمایش گاه ها بدست آورد )ونتوری ، 1373 ، 215(. این روند تا آنجا ادام ه می یابد که دس تهای از نظریهپ ردازان و منتقدین حرفه ای در ای ن خص وص پای ب ه عرصۀ جامع ه میگذارند؛ اش خاصی که بعدها نقش ی پرمایه در تحولات سبکهای هنری بازی میکنند . بهوج ود آم دن طبق های از هنرمندان ک ه صرفاً به نق د هنر و هنر معماری می پردازند جالب توجه اس ت. آنچه بیش از همه در این ب اب قطع ی ب ه نظر میرسـد را بای د در عینیت گرای ی3 عصر مدرن جستجو کرد. چنانکه گفته میشود که نقادی بحثی نو است کهگویی نمی توان برای آن س بقه ای تاریخی یافت. البته میتوان درمنابع غربی مدارکی دال بر وجود نقد هنری، کمینه از زمان یونان باس تان در س ده س وم پی ش از میلاد یاف ت و همچنی ن می توان مدرک ی بهدس ت داد که نش انگر وج ود اظهار نظره ا و مباحثات نقادانه از دوران باستان تا ظهور دورۀ جدید باشند )اتینگهاوزن ،1374، 141-153(، ولی چنان پیوستار نیست که بتوان آن را چون دوران م درن نقط های بر ش روع ی ک نحلۀ فکری برش مرد. اما در شرق بهزحمت می توان اشاراتی در خصوص نقد هنری یافت .
با گسترش پیوند نقد با عینیتگرایی در تفکر مدرن بار معنایی جدی دی ب ه نق د هن ری و اس تقلال آن داده می ش ود و از پس آن منتقدی ن هن ری پ ای ب ه عرص ۀ هن ر میگذارن د. عینیت گرای ی ارتباط ی عمی ق با عقلگرایی و اعتبار یافتن عقل و اساس اً فلس فۀاثبات گرای ی4 دارد. عقلگرای ی ک ه در اص ل اش اره ب ه «حقیق ت به معن ای صـرف مطابق ت ذهن و عی ن » دارد، به وی ژه با تأملات دکارت، فرات ر م ی رود و «حقیق ت به ص ورت یقی ن عقلان ی فاع ل شناس ایی ب ه ای ن مطابق ت درمیآی د» ) ریختهگ ران،1387، 14۰(. بدی نرو ه ر س وژهای متأخ ر بر آ گاهی انس ان ب وده و نقش اندیشه های فرد محور چنان فزونی مییابد که اساساً، تماماً خود را معطوف به ناظر می داند. اینجاست که کوژیتوری دکارت5 عمق بیش تری مییاب د. عبـارت من می اندیش م پس هس تم نی ازی به متضمن ش دن جای گاه عقل نمی داند و در پی برمس ند نش اندن انس ان عقلمن د ب وده و باق ی امور را فرع ی بر این اص ل می نامد .ا گ ر در عال م ذهنی ت6 بپذیری م ه ر آنچ ه در عال م هس تی هس ت ماحصل شناخت انسان از محیط اطرافش است، از این رو تمامی موجودی ت فیزیک ی اط راف انس ان وارد عال م عینی ت می ش وند .ای ن دیالکتی ک معنایی محل مداقۀ تفکر مدرن اس ت که در یک س وی آن س وژه نشس ته و در س وی دیگر آبژه. معهذا آنچه در این دیالکتیک مهم است نه تقابل سوژه و ابژه، بلکه تعامل این دو در تکامل شناخت از ماهیت اثر هنری است.
ح ال ا گ ر از زاوی ۀ ش ناخت ب ه ای ن مس ئله بنگری م، چال ش جدی د روی می ده د. ا گ ر اش یاء هوی ت و موجودی ت خ ود را در رابط ه ب ا آدم ی آن گونه که یاد ش د، بیابن د و فی الواق ع محصول ذهنی ت بش ر تلق ی ش وند، از این رو وج ه فاعل ی مق دم ب ر ام ور مفعول ی ب وده در نتیج ه ش ناخت فاعل ی اس ت ک ه اس اس امور را تش کیل می ده د. از ای ن ن گاه، ه ر آنچ ه ک ه در دایرۀ ارزش ی آدم ی بگنج د ب ا ارزش و هرآنچ ه ک ه خ ارج آن باش د ب ی ارزش اس ت. به معن ای دقیق ت ر، واژۀ منزل ت اش یاء نس بت ب ه میزان س ودمندی رابطه ش ان با نگاه شناس اننده، برای انسان کاهش می یاب د. اینجاس ت ک ه ح وزۀ نق د اث ر دچ ار چال ش اساس ی می شود. آنگاه که اثر در مقام ابژه بنشیند، بار ارزشی آن تا سطح ارزش ی ناق د آن پایی ن مییاب د. ب ه ای ن ترتی ب: «”موضوعیت/عینی ت علم ی” در بطن این چارچوب تأویلی ق رار می گیرد و این عینی ت علم ی ادعا می کن د که می خواه د فقط تص ورات پا کیزه و روش ن در ب اب ای ن “موضوعات/اعی ان” ا کتس اب کن د […] .
پس هر چیزی که اندازه گرفتنی و تکرار پذیر و مرئی ش ونده اس تاز ای ن ش ا کله نتیجه می ش ود و تمای ل بر این اس ت که دانش وتجرب ه ای ک ه تحویل پذی ر و تقلیل پذی ر به صورت ه ای در وهلهاول تفک ر تصویری )مرئی س از( نباش ند، غیرواقعی ی ا بیاهمیتمحس وب شوند» )پالمر ، 1377 ، 246-247(.
در چنی ن نگاه ی، عینگرای ی اثر هنری ت ا مرز نگاهه ای ممیز اث ر س قوط می کن د و در طوفانه ای ذهنی نق اد به این س و و آن س و کشیده می شود و اثر را دس تخوش احوالات سوبژکتیو انسانی میکند. از طرفی قرن هجدهم که بدو تولد بحث زیبایی شناس ی اس ت، در پ ی ن گاه غرضآل ود ف وق ش روع ب ه تفح ص در عال م احساس ات انس انی میکن د. زیبای ی بی ن ح ظّ حس ی هنرمند و تماش ا گر اث ر هن ری محصور ش ده و حقیقت دیگ ری نمییابد. به ب اور هایدگ ر زیباشناس ی ی ا تنـزل اثر هنری ب ه مرتبۀ ن ازل ادرا ک حسی انسان، که عبارت از لذت و سرور و حظ حسی است، هنر را بی حقیقت و بیرمز و راز می کند )پازوکی ،1378، 17(.
از آنجا که هنر را از اوج به حضیض احساسات انسانی کشاندیم ، چارهای جز دس ت یازیدن به هر وجهی از وجوه زندگی انس انی در این سراشیبی نداریم؛ از شرایط اقتصادی و سیاسی گرفته تا حالات روحی و روانی هنرمند و مخاطبان آن. در این راه مکاتب متعددی چ ون معارض ه با اصال ت روانشناسـی7 معارضه ب ا تحویلانگاری8 معارض ه ب ا اصالت ظاه ر9 معارضه با اتمیس م نفس انی1۰معارضه با مذه ب اصال ت عل م و تحقیـق، بـدون پیش ف رض پدیدار ش دند )اش میت ،1375 ، 24-14( که هر ک دام از منظری خاص این خلاء را کاویدن د ک ه این خود دلیلی بر این مدعاس ت ک ه اثر هنری پساز زیباییشناس ی، حقانی ت خ ود را در عل وم دیگ ر نی ز جس تجو کرده اس ت. اینجا همان نقطهای اس ت که کارزار تفسیر آثار هنری ب اری پژوهش ی به خود میگی رد. در همین بین هیستوریسیس م11 و پروگرسیس م12 نی ز ب ر ای ن روند اف زوده میشـوند که ب ه ترتیب بر اصالت حوادث تاریخی و گرایش به تکامل تاریخی مترتب هستند .با نگاهی دقیقتر به این دو نگرش در حقیقت در هیستوریسیس م ب ا جوه رۀ پژوهش در عوامل تاریخی، سیاس ی، اقتصادی و از این دست مواجهیم و در پروگرسیسم با سیر تاریخی تکامل و پیشرفت هن ر. از این رو جوهرۀ نوع خاصی از نقد ش کل میگیرد.که همواره خواس تار تغیی ر ماهی ت اث ر هنری ب ه عوام ل غیری هنری اس ت؛ منظ ور عوامل ی اس ت که همگ ی در عل وم تجربی م ورد مداقه قرار میگیرند و بیانی عینگرا دارند. همین عینگرایی اس ت که اس اس خمیرمای ۀ نق د هن ری در دوران م درن میش ود. ای ن رویک رد ،همانی اس ت که اغلب نقادان در این دوران از آن بهره جس تهاند؛ نقد عینی یا نقد پوزیتویس تی. البته برخی از صاحب نظران عرصۀپدیدارشناس ی اساس اً ب ر ای ن باورن د ک ه نمیت وان واژۀ نق د را ب ر این روند مترتب دانس ت و نقد تفس یری )ب ارت ،1368 ، 37-27( را عب ارت مثم ر ثمرتری دانس تهاند. در نم ودار 1، س یر تکامل نقد معماری در تفکر مدرن غرب بهصورت فشرده بیان شده است:

نمودار1- س یر تکامل نقد معماری در تفکر مدرن غرب.
جایگاه نقد معماری معاصر ایران
نق د معم اری از مباح ث بهنس بت فرام وش ش ده در فرهن گ ماست؛13 برای مثال در قرن پنجم امام محمد غزالی در کتاب “تهاتف الفلاسفه” فلسفه و نقد را منع میکند. اساساً چنین تفکری سدههای متم ادی در فرهنگ ای ران زمین باقی ماند و اثرات تاری ک خود را در س اختارهای اجتماعی و سیاس ی نهادینه کرد. س لطۀ این روند در مواجه با جنبشهای مدرنیستی در اروپا با انقلاب مشروطه در ایران شکس ته ش د و باب نقد و انتقاد در فضای اجتماعی وسیاس ی ایران گش وده ش د. ام ا در ح وزۀ معم اری، «معماری مـدرن ای ران، که در بس یاری موارد بس ارزش مند و نوآور ب ود، بی ارزش یابیای درس ت ،عنوان معماری معاصر گرفت و هرگز موضوع نقد واقع نشد و معماری مقل د ش کلها و ش یوههای س اختاری گذش تۀ ای ران -برعک س- تعدادی هوادار و مداح یافت و آن نیز، به نقد نیامد» )فلامکی ،1389، 576(. در نش ریات بهن درت مقال های قاب ل اعتنا در ش رح و تحلیل آثار معماری دیده میش ود، آنچه هس ت هم بهطور معمول از جمله ترجمهها و نوشتههای غربی است و نه حاصل تفکر پژوهشگر ایرانی.
دکتر منوچهر مزینی در مقدمهی مفصلی که بر کتاب عرصههای زندگ ی جمع ی و زندگی خصوصی نوش ت، ش ش عام ل ارزشیابی معم اری را م ورد توج ه ق رار داد. «عوامل ی ک ه ب ر معم اری تأثی ر میگذارند یا از آن تأثیر میپذیرند و یا اصولاً اساس معماری را پدید میآورند. این شش عامل را به ترتیب زیر میتوان توصیف کرد:
محی ط: هیچ اثر معماری را نمیتوان و نباید بدون توجه به محیط طرح کرد و س اخت، زیرا محیط هم برمعماری تاثیر بس یار دارد و ه م از آن تاثی ر میپذیرد. مراد از محیط، در این بحث کلیۀعوامل طبیعی و یا ساخته و پرداختۀ انسان است، که اثر معماری در جوار آن و یا در میان آن ساخته می شود .
م ردم: در معم اری اساس ی ترین عامل مردمان د. از این رو ،معنای هر اثر معماری بدین اصل وابسته است که این اثر معماری تا چه اندازه آس ایش مردم را تأمین میدارد و در پاسخ به نیازهای ایشان کاراست .
امکان ات: تمام عوامل اع م از کالبدی یا غیرکالبدی ذات یا معن ی اسـت که س بب تحقق یک اث ر معماری میش ود. هنگامی ک ه امکان ات ش امل مصال ح و روشه ای س اختمانی می ش ود ،از معمـاری جدای ی ناپذیرن د. امکان ات تنه ا ذات ی و ی ا کالب دی نیس تند. امکان ات مال ی نیز ممکن اس ت باعث تحق ق یک پروژۀمعماری شود و یا آن را زنده به گور سازد .
اندازهها و اس تانداردها: کتب و مراجعی که تعیین میکنند فعالیت های گونا گون آدمی، از نظر معماری به چه میزان فضا نیاز دارد. همچنیـن بس یاری از عوام ل معم اری هم چن ان در و پله و سقف اندازه های معین و استاندارد شدهای یافته اند .
نظم فضایی: معماری به حکم ماهیت خود در فضا تحقق مییاب د و چون چنین اس ت ب ه نظم فضایی نی از دارد. از این رو ،هرچق در خ وب روابط اج زاء معم اری را در دو بع د تنظیم کنیم ،آنچ ه در حقیقت باید مورد توجه ق رار گیرد روابط اجزای معماریدر فضا و نظم آن هاست .
کیفیات هنری و بصری: ملاحظات زیباییشناسی و کیفیات بص ری از عوامل تجزیهناپذیر معماری اس ت. تم ام نظریههایی که معم اری را فق ط س اختن اع لام میک رد، ا کنون مواجه با شکس ت ش ده اس ت. معم اری پیون دی نزدی ک ب ا تندیسگ ری دارد و نی ز همانند موسیقی، هنری است که به بعد زمان بستگی دارد، پارهای کیفیات هم در عرصههای تندیسگری و موسیقی معتبر است و هم در عرصۀ معماری» )مزینی ،1376، 15(.
کام ران افش ارنادری از دیگ ر منتق دان معم اری معاصر ای ران در مصاحب های ضم ن معی ن ک ردن جایگاه نق د در تغیی ر رون د تاریخ م یآورد: «نق د معم اری ای ن ام کان را فراهم م یآورد ک ه مفاهیم و زیباییشناس یهای نوین ف ارغ از پیش داوریهای موجود بررس ی ش وند و ارزش آنه ا درک ش ود، یعنی نوعی وجدان تاریخی نس بت به معماری بهوجود میآورد. همین مس ئله باعث میشود که نقد از جهتی به گسترش ابعاد معماری و طرح افکار و دستاوردهای جدید بپ ردازد و از طرف دیگر پدیدههایی را که تاریخ آنها گذش ته اس ت به دس ت تاریخ بس پارد. این مس ئلهای اس ت ک ه حیات معم اری به آن وابس ته اس ت. مانن د جایگزین ش دن س لولهای م ردۀ بدن با س لولهای جدی د ک ه ب ه ادام ۀ حیات کم ک میکند» )س مرقند ،1377، 36(. «نقد صحیح مستلزم توجه به سه جنبه است: مقایسۀاثر با سایر آثار داخل کشور؛ پاسخ اثر به اهداف مورد انتظار؛ و مقایسۀاث ر با آثار قبلی طراح که نش ان دهندۀ س یر تحول حرفهای اوس ت »)افش ارنادری ،1377، 16(. ایش ان در مقالۀ دیگری با عنوان “آخرین تابو: مس ئلۀ پیشرفت، بحثی در مورد معیارهای داوری”مینویسند:
«در درج ۀ اول، آث ار میبایس ت فقط ب ه خاطر ارزشه ای معمارانه بررسی شوند، به این معنی که فارغ از هرگونه تأثیر بصری شیوههای ارائه و پرداخت و بهعبارتی جنبههای نمایشی و صرفاً با توجه به ارزش و اعتب ار معماری م ورد داوری قرار گیرند. گام بع دی، دقت در فریب نخوردن اس ت؛ توضیحاتی که بهصورت استعاری، ایدههای طراح را عنوان میکنند و اثر را در لفافی تبلیغاتی ارائه میکند. این نوع آ گاهی بخشیدن عملاً غیرقابل انتقال است و در واقع برای استفادهکنندگان بنا، خالی از هرگونه ارزشی است. دقت در شهامت و استقلال داوری ،به این معنی که ارزشگذاری مثبتی بر نام و شهرت هنرمند نباشد و بررس ی اثر در رابطه با فرایند حرف های – هنری خلق آن صورت گیرد؛ امری که گونهای تابوی تقریباً غیرقابل دسترسی است. توجه به نوع اث ر و بررس ی آن تنها با خودش؛ به این معنی ک ه داوری یک کارخانه ب ا ی ک مرک ز فرهنگ ی امری کام لاً بیمعن ی اس ت و تنه ا در صورتی امکان مییابد که هر اثر با توجه به امکاناتش بررسی شود و ضعفها و قوتهایش مس تقلاً بررس ی ش ود، آنگاه نمرۀ نهایی و مستقل هر اثر قابل مقایس ه با دیگری اس ت، و سرانجام آخرین و مهمترین تابو: مس ئلۀ پیش رفت؛ پس از طرح تمامی مس ائل عنوان شد، تنها یک مس ئله باقی میماند؛ مس ئلهای که خارج از ارزشه ای درونی یک اثر باقی میماند: معمار چه نقشی در پیشرفت فرهنگ معماری ایفاکرده است؟ و آیا این پیشرفت توجهی انسانمدارانه بوده است یا تنهاوسواس ی به اورژینال بودن؟ مس ئلۀ پیش رفت از مهمترین مس ائلمعماری اس ت، پیشرفت بهمعنی پیشبینی تحولات آیندهو یافتنمصادیق معمارانۀ آنها و ایجاد زمینههایی برای جستجو و خلاقیت .بدون پیش رفت مس لماً معماری به سطح مد یا حدا کثر سبک تنزل مییابد؛ نکته آن اس ت که مانع ش ویم پیش رفت به وس واس بهتنها ه دف معم اری و در واق ع اب زاری کنترلکنن ده ب دل ش ود» )افش ار نادری ،138۰، 85(.
ایم ان رئیس ی در مقالـۀ خ ود ب ا عن وان “تحلی ل محت وای نقده ای معماری: نش ریات معماری ایران” م یآورد: «با توجه به فراوان ی چارچوبه ای نظ ری و ع دم ارائهی چارچ وب نظری در بیش از 75% نقدها، میتوان نتیجه گرفت که در زمینهی مباحث نظ ری معم اری دچ ار ضع ف هس تیم و احتم الاً یک ی از دلای ل پایین بودن کیفیت معماری معاصر ایران، عدم آش نایی معماران و منتق دان معم اری ب ا حوزهه ای نظری ۀ معماری اس ت. ضمناً اختصاص درصد نس بتاً بالایی در چارچوبهای نظری به رویکرد س نتگرایی نش انگر اهمیت مقولهی پیچیدهی س نت در دیدگاه نقد منتقدان است» )رئیسی ،1392، 184(.

نمودار۲- س یر حرکت به سوی نقد معماری در ایران.
دکتر حمیدرضا خویی نیز معتقد اس ت: « میتوان نقد معماری را، اظهار نظر یا بحث و گفتگو دربارۀ آثار معماری دانست» )خویی ،1379، 74( ایش ان در مقالهای با عنوان “نس بت دانش معماری با نق د آث ار آن”، معماری را بهعنوان یکی از ش عبههای هنر که با انواع بسیاری از دانشها سر و کار دارد معرفی میکند و با طرح این مسئله که یکی از معیارهای عرضه ش ده برای شناسایی شاخههای دانش خود نظام داوری اس ت، به نقش تعیینکنندۀ نقد آثار معماری در تولید و انس جام دانش معماری می پردازد. او می نویسد«هنر خود ش عبهای از تفکر اس ت؛ همچن ان که دیگر دانشه ا راههایی برای تفکرند. تفکر بهمعنای تحقیق است و این تحقیق راههای مختلفی دارد: هن ر، فلس فه، علم، حکم ت و غیره، ]…[ با ایـن اوصاف، هنر و معماری خود راهی مس تقل برای تحقیق و یافتن حقیقت اس ت]…[ و بستر اصلی گفتگو دربارۀ طرح و طراحی یا تحقیق در حقیقت طراحی )یا اس اس مباحث نظری معم اری( چیزی جز آثار معماری نیست. ]و با توجه به تعریف نقد معماری[ باید گفت، گفتگو و سخن گفت ن درب ارۀ اثر معماری جز نقد اثر نیس ت ]و[ نقد اث ر معماری آن شکل از بحث و گفتگوست که بیش از هر چیزی معطوف به خود اثر است و در آن صورت اثر راه وصول به باطن آن است،]…[» )خویی ،1383، 93-94(.
ت ورق در آرای صاحبنظ ران نق د معمـاری معاص ر در ای ران ،شمایی کلی از ساز و کار نقد ارائه نمی دهد. اساساً آنچه استنباط می ش ود س خن در حاشیۀ نقد اس ت نه متن نقد؛ بهعبارت دیگر آن کوژیت وری دکارت ی ک ه هم چـون هس تۀ اصل ی و سرچش مۀتح ولات پ س از آن اسـت در نق د معم اری معاص ر ای ران دی ده نمیش ود. نق د بهمعن ای اخ ص آن همچـون بادبادک ی معلق در بی ن لایه ه ای اجتماعـی ای ران از اندیش ه ت ا معماری اندیش ه در غلیان اس ت. بادبادک نقد معماری ایران به باد بس ته اس ت و به بند خود اهمیتی نمی دهد. معهذا آنچه ما را در حاشیه غرق کرده اس ت، توهمی اس ت که از فلس فه در نقد معماری داریم. توهمی از تس لط که با آش فتگی آمیخته ش ده اس ت. در علم روانشناس ی به چنین عارضه ای اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی14 گفته می شود. نقد معم اری در ای ران نیز دچار اس کیزوفرنی فلس فی اس ت. ماحصل آن اس ت ک ه در غای ت مش خص نمیش ود ب ر روی ک دام س نگ ایس تاده ایم. پوزیتیوس تها و اثبات گرایان پشت سرمان هستند ،ولی عینک تفس یرگراها بر روی چش مانمان! خرد انتقادی را چراغ راه مان گرفته ایم ولی با عصای سنت راه می رویم!
در نم ودار 2 س یر حرک ت بهس وی نقـد معمـاری در ای ران مشاهده میشود:
یافته های پژوهش
رون د حرکت ی نقـد در معمـاری غ رب حاص ل هجمه هایی از نقده ای اساس ی – ش اید آرمی ده در گذش تۀ جمعی و فردی-است که در هر برش زمانی کاویده می شود، آنچه که در ادبیات معم اری معاص ر ایران مصداقی ن دارد. ا گرچه آن روندی که در نق د معماری از قرن هجدهم میلادی ش روع ش د، ا کنون رنگی دیگر به خود گرفته و قابل مقایسه با آن دوران نیست، ولی سیر حرکت فکری در فلس فۀ مدرن در نقد معماری امروز غرب قابل ردگی ری اس ت. متقدم تری ن اث ر در ح وزۀ نق د م دون و م درن ای ران را می ت وان در نوش ته های زرین کوب مش اهده کرد که در خص وص حقیق ت اثر هنری اس ت. آنچه زرین ک وب بحث کرده هم ان شناس ایی ماهیت چیس تی فاعلیت انس ان اس ت که در مدرنیس م از آن بح ث می ش ود. از این منظر می ت وان اظهارات او در کت اب نق د ادب ی: جسـتجو در اص ول و روش ه ا و مباحث نق ادی با بررس ی در تاری خ نقد و نقادان را مطلع ی بر بحث نقد دانس ت که در س ال1373)1994 میلادی( نگارش ش ده است .امـا نخس تین بحث جدی و مدون در خص وص نقد معماری را می ت وان در رس الۀ آق ای دکتر خویی مش اهده کرد که در س ال 1379)2۰۰۰ میلادی( تدوین ش ده است. این درحالی است که لوکوربوزیه به عنوان پیش گام معماری مدرن کتاب به سوی یک

نتیجه

نمودار3- تقابل س بک های تاثیرگذار و اصلی معماری ایران و غرب.
معماری را در س ال 1921 میلادی به چاپ رس اند که ضمن نقد معماری کلاس یک، به ترس یم معم اری مدرن پرداخت و رابرت ونت وری به س ال 1966 می لادی در کت اب پیچیدگ ی و تض اد در معم اری، ضم ن نق د معم اری دوران م درن، معیاری ه ای معم اری پس ت مدرن را بر ش مرد و آل دو روس ی در هم ان س ال کتاب معماری ش هر را منتش ر کرد و فقدان درک ش هر در فرایند عم ل معم اری را مورد نق د قرار داد. این اخت لاف بین معماری ای ران و معم اری غ رب چی زی فرات ر از فاصل ۀ زمانی آن اس ت .اساس اً نق د در معم اری غ رب پاره ای جدا نش دنی از هر س بک و نگ رش ب ه معماری آن دوره اس ت، امری که در ای ران مهجور واق ع ش ده اس ت. در نمودار س ه، تقاب ل س بک های تاثیرگذار و اصل ی معم اری ای ران و غرب آورده ش ده ت ا تقاب ل زمانی آنها ملموس تر گردد .
-21499955

همان ط ور ک ه در نم ودار 3 نش ان داده ش ده اس ت، س یر رون دی ک ه معم اری غ رب ط ی نم وده بس یار متأث ر از نق د معم اری ب وده، ولیک ن ت ازه در اواخ ر قرن بیس تم اس ت که ما ش اهد ظهور نقد در معماری ایران می ش ویم که خود در پاس خ ب ه پرس ش های چرای ی معم اری کنون ی ای ران و هوی ت ای ن معماری حادث ش ده است.
از ن گاه فلس فی زمانی ک ه ب ه مقایسـۀ نق د معم اری در غرب و نق د معماری در ایـران میپردازیم متوجه میش ویم ک ه نوع نگاه به نقد در معماری غرب تا حدود زیادی متأثر از فلسفه های مدرن و پس ت م درن ش کل گرفته اس ت. در صورت ی که نگاه ب ه نقد در معم اری ای ران بیش تر ابزارگونه اس ت. یعن ی ا گر در نق د معماری غ رب عینیت گرای ی ک ه ارتباط ی عمی ق با اصال ت عق ل دارد و درتکام ل خ ود از نق د پوزیتی و پا را فرات ر مینهد و عینی ت و ذهنیترا همزم ان و ف ار غ از ب ار زمانی و مکانی در جس تجوی حقیقت اثرمی پوی د، در مقابل در نقد معماری ای ران هنوز به دنبال عوامل ودس تمایههایی می گردی م که آث ار را دریک چارچ وب نظاممند به نقد بکشیم؛ عواملی که کلی و ظاهری هستند .
02358477

بـا توجـه بـه رونـد آنچـه کـه گذشـت بـه نظـر می رسـد نقـد معمـاری در ایـران کـه در دو دهـه ی اخیـر آغـاز شـده رونـدی بسـیار بطئـی داشـته و هنـوز نتوانسـته جایـگاه خـود را در جامعـۀمعمـاری بیابـد. ولـی مطالبـات جامعـۀ کنونـی ایـران در راسـتای داشـتن معمـاری بـا هویـت ایرانـی، نویـد دهنـدۀ آینـدۀ روشـن نقـد در معمـاری معاصـر ایـران اسـت. از طرفـی ا گـر بخواهیـم بـا دقـت بـه جمیـع مطالـب آورده شـده، جایـگاه نقـد معمـاری ایـران را نسـبت بـه توپوگرافـی نقـد معمـاری غـرب مشـخص کنیـم، بـا توجـه بـه اعتبـار یافتـن عقل گرایی هـای انتقـادی در جامعـۀ معمـاری، بـه نوعـی بایـد چنیـن مطـرح کنیـم کـه نقـد معمـاری ایـران بـا اقتبـاس از فلسـفۀ تحصلـی در میـاننگاه هـای پوزیتیویسـتی واقـع شـده اسـت .
متأس فانه در نقد معماری دچار اس کیزوفرنی فلسفی هستیم . چنانکه با رویکردی انتقادی طرح مسئله می کنیم، از نظریه های پس ت مدرن کم ک می گیریم، از روش های اثباتی شـروع می کنیم و درنهای ت نتیجه گی ری تفس یری میکنی م. در واق ع هن وز بر س ر جای گاه فلس فی نق د معم اری ب ا خ ود ب ه تواف ق نرس یده ایم. از اینرو، فار غ از اینکه نقد معماری خود زمینهساز معرفت معماری اس ت و نوع خاص دیگری از معرفت را میپوید – که پارادایمهای عینی گرا از آن عقیماند – بایس تی در نقد معرفت معماری اساساً از ش ائبههای آزمودن نظری ه پرهیز و به س مت نظریهپردازی حرکت ک رد، ش یوه مندی نقد معماری را بازش ناخت و نق د معماری را در راستای معرفت معماری به نقد کشید.
پی نوشت ها
.Wayne Attoe
«در معم اری معاص ر ای ران هم]نی ز[ نق د و نق ادی جای گاه قاب ل توجه ی ن دارد و بهج ز چند مقاله و دو رس الۀ دکت ری، نمی توان به منابع دیگری اش اره ک رد. تع دادی از نقدهای معماری معاصر ایران توس ط منوچه ر مزینی، کامران افشارنادری، علی ا کبر صارمی و … ارائه شده است» )رئیسی ،1392، 175(.
.Objectivism
.Positivism
از این عبارت بس یار معرف در کتابهای فلس فه و تاریخ فلس فه، غالباً به اختصار با لفظ Cogito )می اندیشم( یاد می کنند.
.Subjectivism
.Psychologism
.Reductionism
.Phenomenalism
.Psychological atomism
.Historicism
.Progressism
ظاه راَ تنه ا ح وزهای که به موضوع نقد اعتنا کرده، حوزۀ ادبیات اس ت؛ نقد ادبی در کشور ما سابقۀ تاریخی دارد.
ف رد مبت لا ب ه اس کیزوفرنی ممک ن اس ت دچ ار توهم هایی )ک ه اغلب به ص ورت ش نیدن صداها گزارش ش ده اس ت(، خیالات )اغلب عجی ب و غریب یا سرکوب گرانه در طبیعت( و آشفتگی فکری و کلامی شود، که میتواند از از دست دادن قط ار اندیش ه، ت ا جملات با اتص ال نامنظم در معنی، تا تناقض ش ناخته ش ده به عنوان آش فتهگویی در م وارد حاد متغیر باش د. گوش ه گیریً اجتماعی ،نامرتبی لباس و بهداش ت، و از دس ت دادن انگیزه و قضاوت تماما موارد عادی موجود در اسکیزوفرنی می باشند.
Carson, VB. )2000(, Mental health nursing: the nurse-patient journey,
.W.B. Saunders, ISBN 978-0-7216-8052, p.638 فهرست منابع
اَت و، وی ن) 1384(، معم اری و اندیش ۀ نقادان ه، ترجم ۀ امینه انجم ش عاع ،انتشارات فرهنگستان هنر، تهران.
اتینگه اوزن، ریچارد و دیگران) 1374(، تاریخچۀ زیبایی شناس ی و نقد هنر ،ترجمۀ یعقوب آژند، نشر مولی، تهران.
احمدی، بابک) 1385(، مدرنیته و اندیشۀ انتقادی، نشر مرکز، تهران.
اس تیونز، س وزان) 1378(، “ارزیاب ی وضعی ت نق د معم اری در مطبوع ات امروز”، ترجمۀ د. سمرقند، نشریۀ معمار، شمارۀ 2، صص13-8.
اش میت، ریچارد) 1375(، “س رآغاز پدیدار شناس ی”، ترجمۀ ش هرام پازوکی ،مجلۀ فرهنگ، کتاب هجدهم، صص26-9.
افش ارنادری،کامران) 1377(، “نقد: مهمانسرای حافظیه”، فصلنامۀ معمار ،شمارۀ 1، صص2۰-14
افش ارنادری، کامران) 138۰(، “آخرین تابو: مس ئلۀ پیشرفت، بحثی در مورد معیارهای داوری”، فصلنامۀ معمار، شمارۀ 15، صص87-78.
بارت، رولان) 1368(، نقد تفس یری، ترجمۀ محمد تقی غیایی، چاپ دوم ،انتشارات بزرگمهر، تهران.
پازوکی، شهرام) 1378(، “هنر جدید و مبادی فکری مدرنیسم”، دو فصلنامۀرواق، شمارۀ 4 .
پالم ر، ریچ ارد ا) 1377(، عل م هرمنوتی ک: نظری ه ی تأوی ل در فلس فه های ش لایرماخر، دیلتای؛ هایدگر، گادامر، ترجمۀ محمدس عید حنایی کاشانی، نشر هرمس، تهران.
خوی ی، حمیدرضا) 1379(، “مقدم ه ای در باب نقد آثار معماری”، فصلنامۀمعماری و شهرسازی، شمارۀ 61-6۰، صص77-74.
خویی، حمیدرضا) 1383(، “نس بت دانش معماری با نقد آثار آن”، فصلنامۀخیال، شمارۀ 12، صص 95-84.
رئیس ی، ایمان) 1392(، “تحلیل محتوای معماری نش ریات معماری ایران ،”در مجموعه مقالات نقد بازی: جس تارهای نقد معماری، ترجمۀ ایمان رئیس ی و دیگران، نشر کتابکدۀ کسری، مشهد، صص185-173.
ریختهگ ران، محمدرض ا) 1378(، منط ق و مبحث عل م هرمنوتیک: اصول و مبانی علم تفسیر، نشر کنگره، تهران.
زرینک وب، عبدالحس ین) 1373(، نقد ادبی: جس تجو در اص ول و روشها و مباحث نقادی با بررسی در تاریخ نقد و نقادان، انتشارات امیرکبیر، تهران.
س یمون، راج ر) 1384(، “نقد”، دانش نامۀ زیباییشناس ی، ویراس تۀ بریس گات و دومینی ک م ک آیورلوی س، ترجمۀ منوچهر صانعی و دیگران، انتش ارات فرهنگستان هنر، تهران.
س مرقند، د) 1377(، “ارزیاب ی وضعی ت نظری ۀ معم اری در ای ران ام روز ،”فصلنامۀ معمار، شمارۀ 3، صص36-25.
فلامکی، محمدمنصور) 1389(، گستره های معماری، نشر فضا، تهران.
مزین ی، منوچه ر) 1376(، “مقدم های در ب اب س نجش آث ار معم اری”، در
5482428752734



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید