صفحات 5 – 14
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی دوره 19

شماره3 پاییز 1393
65562910887

تجربه ی زیبایی شناختی محیط

جهانشاه پا کزاد1 ، الهه سا کی۲
استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
کارشناس ارشد طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله:24/4/93،تاریخ پذیرش نهایی:5/7/93(
چکیده
در طول تاریخ بش ریت، «زیبایی» همواره یکی از اجزای جداییناپذیر نیازهای انس ان بوده، به طوری که مناقشـه در مورد منش أ این مفهوم قدمتی حداقل 2500 س اله داشته، مس یر خود را از قطعیت آغاز ک رده، ب ه ع دم قطعی ت منتهی شـده و هم واره در طیفی میان دو قط ب ذهنیت و عینی ت در حرکت بـوده اس ت؛ بدی ن صورت که در یک س ر این طی ف، نظریهپردازان، زیبای ی را ف ار غ از ادرا ککننده و در پدیده ها میجویند، و در س ر دیگرِ طیف، آن را در چش م بیننده دیده و صرفاً مش روط بر خشنودی ح واسّ انس انی میپندارند. با نظر به ش کل گیری خوانش هـای جدیدتر از تجربه ی زیبایی ش ناختی ،فق دان مطالع ات در این حوزه و به خصوص در متون شهرس ازی و طراحی ش هری در ایران و اهمیت پرداختن به این مهم به لحاظ تأثیری که بر سلامت انسان و کارآیی زیستشناختی وی دارد، نوشتار حاضر سعی داشته با نظر به پدیده ی زیبا و با اتخاذ سه دیدگاه زیست شناختی، ادرا کی و روانشناسیِ گش تالت منش أ زیبایی را در ادرا ک کننده پیگیری کند و به دید بالنس به جامعی از زیبایی و جایگاه آن در فرآیند ادرا کی انسان دست یابد. بر این اساس، لذت زیبایی شناختی تنها محدود به حسّ بینایی و تظاهر بیرونی شهر نیست، بلکه حاصل تأثیر کلیه ی مقاصد طراحی بر حواسّ انسانی است.
واژههای کلیدی
زیبایی، تجربه ی زیبایی شناختی، فرآیند ادرا ک، مغز.
6

مقدمه

در ط ول تاری خ بش ریت، زیبای ی همـواره یک ی از اج زای جداییناپذی ر نیازهـای انس ان ب وده اس ت؛ چ ه در گذش تههای دور ک ه انس ان ماقب ل تاریخ ب رای فائق آم دن بر دنی ای متخاصم و گیجکنن دهای ک ه وی را احاط ه کـرده ب ود ماوقع پیرامون ش را بر دیوارههـای غـار ترسـیم مینمـود )Greer, 2010(، و چ ه ام روز ک ه تعقی ب زیبای ی در تمام ی ابع اد زندگ ی وی رس وخ کرده اس ت. با این همه، مرور سـیر تفکر در مورد مقولهی زیبایی را میتوان بس ان مس یری پنداش ت ک ه از قطعیت ش روع و به ع دم قطعیت منتهی ش ده اس ت، ب ه ط وری ک ه در هر ب اب از ای ن دفت ر، مفه وم مزبور پیچیدهتر شده و از دسترس انسان دورتر به نظر میرسد .
حداق ل 25۰۰ س ال اس ت ک ه س ؤال «چ ه چی زی زیباس ت؟ »ذه ن انس ان را ب ه خود درگیر ک رده و به رغم دریافت طیف وس یعی از پاس خها، منش أ زیبایی همواره بین دو قطب عمده در رفت و آمد بوده اس ت. بس یاری نظریهپردازان که دس ت کم به زمان افلاطون برمیگردند، زیبایی را به عنوان یکی از خصایص اشیا میدانستند که منجر به تجربهای لذتبخش در ادرا ک کنندهها میشود. به عنوان مث ال، در پرتو فلس فهی افلاطون، «حفظ اندازه و تناس ب، همواره زیبا و پس ندیده» بوده و «زش تی چیزی جز فقدان تناسب» نیست؛ و یا ارس طو در دیدگاهی مش ترک با افلاطون معتقد اس ت، «زیبایی مبتن ی ب ر تناس ب و آرای ش منتظ م» تعری ف میش ود )تاتارکوویچ ،1381(؛ و یا در مکاتب زیباییشناسی متعددی که در خلال رنسانس ارائه شد، قوانین ریتم و تقارن، رابطهی هماهنگ بین کل و اجزاء و وحدت در عین کثرت، قوانین زیبایی تلقی میشدند.
در مقابل، دستهای دیگر از نظریهپردازان که سابقه و قدمت تفکر ایشان حداقل به زمان سوفسطاییان برمیگردد، بر این عقیدهاند که هر چیزی میتواند زیبا باشد مشروط بر آن که حواسّ انسان را خشنود سازد. از این منظر به طور ناخودآ گاه زیبایی تابعی از کیفیات ادرا کی ادرا ک کننده گشته و در نتیجه هرگونه تلاش برای شناسایی معیارهای زیبایی را بیهوده مینماید. تجلی این دیدگاه ذهنیتگرا را میتوان در عبارات ی عامیانه نظیر «زیبایی در چش م بیننده اس ت»، « نمیتوان ب ر س ر ذائقه بحث ک رد» یا «ا گ ر در دیدهی مجنون نش ینی به غیر از خوبی لیلی نبینی» دید که این نیز نشان دهندهی تأ کید فزایندهی جوامع بر ماهیت متغیرِ تاریخی و نسـبتاً فرهنگی زیبایی است )Re-ber et al., 2004 & Lavie & Tractinsky, 2003 و کاویان ی ،137۰(.ایـن در حالی اسـت که تحلیلهای فلسـفی جدیدتـر )Dewey, 1934; Beardsley, 1958; Ingarden, 1985; Dickie, 1988( ب ا اتخاذ دیدگاه ی تعامل ی معتقدند، حسّ زیبای ی از الگوهایی ک ه مردم و اش یا را ب ه هم مرتبط میس ازند، نش أت میگی رد؛ بنابرای ن در این خوانشه ا، تفس یر مفه وم زیبای ی ب ا مفاهیم ی همچ ون لذت و ادرا ک ارتباط مییابد، در نتیجه زیبایی در تجارب پردازشی ادرا ک کنن ده جای داش ته و از تعام ل ویژگیهای محرکه ا و فرآیندهای شناختی و عاطفی ادرا ک کنندهها حاصل میگردد.
وا کاوی مفه وم زیبای ی در تاری خ شهرس ازی و طراح ی ش هری حا ک ی از آن اس ت ک ه این مفهوم به جز در س الهای اخی ر غالباً با دی دگاه عینیتگرا بررس ی ش ده و به همی ن دلیل، نظریهپ ردازان و طراحان ش هری معیارهای فرمال متعددی ب رای خلق مکانهای زیب ا ارائ ه دادهاند. پیگی ری این مفهوم در متون طراحی ش هری و شهرسازیِ ایران نیز ما را به طیف تقریباً مشابهی از تعاریف رهنمون میس ازد؛ بدی ن ترتی ب ک ه در دی دگاه عینیتگ را، ب ه ج ز مع دود مطالعاتی که بر اساس بستر ایران صورت گرفته، سایرین به تعاریف و معیارهای ارائه شده توسط نظریهپردازان خارجی ا کتفاء کردهاند .ح ال آنک ه در دیدگاه ذهنیتگ را کمتر از مباحث زیستش ناختی و روانشناس ی بهره گرفته، بیش تر به س مت مباحث ماورایی کشیده شدهاند و با نسبت دادن زیبایی به فطرت از پیگیری این مفهوم در ادرا ک کننده طفره رفتهاند .
با نظر به آنکه زیبایی جزو نیازهای متعالی انسان بوده و به مثابه محرکی برای شکوفایی وی عمل کرده، بر میزان سلامتی، طول عمر و ب ه ط ور کل ی کارآی ی زیستش ناختی اف راد تأثیرگذار اس ت؛ و نیز مدلهای زیستش ناختی تدوین ش ده در سالهای اخیر حکایت از اهمی ت ای ن مفه وم بر جری ان تکاملی مغ ز انس ان دارد) Smith, 1976 & 2003; Berlyne, 1971(، نمیت وان نس بت ب ه ای ن مقول ه در فضاهای شهری، یعنی بستری که هر روزه توسط طیف وسیعی از م ردم تجربه میش ود، بیتفاوت بود. ضمن آنکه، با ش کلگیری اجتماعات انس انی، این مفهوم در سطحی بالاتر نیز اهمیت یافته ،در س طح جامع ه ب ه پدیدهای ارزش ی و هدفمند نیز بدل میش ود )Porteos, 1996 و گروتر ،1388(.
136281780733

ب ا توج ه بدانچ ه گفته ش د، نی ز فق دان مطالع ات در زمینهی پیگیری تجربهی زیباییش ناختی در ادرا ک کننده، نوش تار حاضر سعی دارد با نظر به پدیدهی زیبا و اتخاذ سه دیدگاه زیستشناختی ،ادرا ک ی و روانشناس ی گش تالت منش أ زیبای ی را در ادرا ک کنن ده بررسی نماید؛ بدین منظور ابتدا کلید واژگان اصلی تعریف و تدقیق ش ده، سپس با تش ریح مفهوم تجربهی زیباییشناختی تحت سه دیدگاه مزبور، تلاش شده نگرشی بالنسبه جامع از زیبایی و جایگاه آن در فرآیند ادرا کی انسان ارائه شود.
چندان صادق نیست، چرا که دانستن ریشههای واژگانِ این حوزه روش ن خواهد س اخت که به طور کلی حساس یت زیباییشناس ی
1- واژه شناسی کلید واژ گان
جس تجوی ریشهها و کاربردهای یک واژه غالباً ممکن است کار عبث و بیهودهای جلوه کند، اما این امر در حوزهی زیباییشناسی
را چگونه حساس یتی باید تلقی نمود )کالینس ون ،1388، 14-13(؛ضم ن آنک ه وج ود بحثهای بس یط و بعضاً گم راه کنن ده در اینزمینه ضرورت پرداختن به این مقوله را دو چندان میسازد .
1-1- زیبایی شناسی
در فرهن گ معی ن میخوانی م، زیباییشناس ی حاص ل مص در بوده، و به معنی شناختن زیباست؛ در واقع، زیباییشناسی در کنار تئ وری ش ناخت، منطق، اخ لاق و متافیزی ک، یکی از پنج رش تهی کلاس یک فلس فی اس ت که به عنوان نظری هی تأم ل در داوریهای زیباییش ناختی تعریف میشود. البته این اصطلاح در طول تاریخ و با اتخاذ دیدگاههای متمایزی مطالعه شده و براساس مکاتب فکری مختلف معانی متفاوتی به خود گرفته است، تا آنکه در قرن هجدهم باومگارتن1، فیلس وف آلمانی، معنای این اصطلاح را به لذت حواس ی ا ارض ای حواس تغیی ر داد و از آن پس زیباییشناس ی نیز به عنوان سیستمی مستقل در کنار منطق و اخلاق قد برافراشته و به فرهنگ واژگان فلسفی اضافه شد؛ البته در انتهای همین سده، این اصطلاح از انحصار فلس فه نیز خارج شده، و به عنوان بخشی جداییناپذیر از زبان عمومی بدل گشت )فرهودی ،1378؛ Hekkert, Carlson; 2006, 2012; Laviea & Tractinsky, 2004(. ای ن ش اخه از فلس فه در ابت دا تلاش داشت در یک قالب تحلیلی، توجیهی منطقی برای حظّ حاصل از برخ ورد ب ا آثار هنری فراهم س ازد؛ البته با توجه ب ه آن که حظّ ما از زیبایی تنها به هنر محدود نمیش ود، حوزهی زیباییشناسی نیز به مرور زمان در برگیرندهی بازهای وسیعتر شد )Davies et al, 2009, 134(. ب ا توج ه ب ه آنک ه ام روزه زیبایی شناس ی ب ه دریافت حس ی و ادرا ک یا دانش محسوسات تعبیر شده است؛ علم زیبایی شناسی ] علمالجم ال[ نی ز صرف اً در رابط ه ب ا ح ظّ حاص ل از برخ ورد ب ا پدیدهه ای زیبا تعریف نش ده، در برگیرندهی مطالعهی مجموعه انفع الات و احساس ات درون ی انس ان نی ز هس ت. بنابرای ن ، زیباییشناس ی عموم اً در برگیرنده ی مفهومی وس یع تر از زیبایی ب وده و ش امل فکاه ی و هیج ان و حت ی چیزهایی که اص لاً لذتی ب رای ما به هم راه ندارند، نظیر امور مضحک و مش وش نیز اس ت )Hekkert, 2006; Parsons, 2010(.
مع ادل انگلیس ی واژه ی زیبایی شناس ی ،Aesthetics اس ت؛ فرهن گ لغ ت آ کس فورد جدی د، زیباییشناس ی را ب ه س ادگی به عنوان «مجموعه ای از قواعد که درباره ی طبیعت و ادرا ک زیبایی هس تند» تعری ف می کن د، هرچند به زعم کاتب رت، این اصطلاح و ریش ه ی یونانی آن به تنهایی، بیش از این را بر ما آش کار میسازد؛ واژهی aisthetikos ب ا ریش هی یونان ی از واژهی aistheta ب ه معنی چیزه ای قاب ل ادرا ک اس ت ک ه البت ه از واژه ی aesthesthai ب ه معن ای ادرا ک متمای ز می باش د. هر چند، زمانی ک ه ما به معنای زیبایی برسیم، مجدداً در یک چرخه، مسیر رفته را طیّ کرده و به همین نقطه می رسیم )Cuthbert, 2006: 173(.
1-۲- زیبایی
آن طور که در لغتنامه های فارسی میخوانیم، واژهی زیبایی )zibāy)‘(i( حاصل مصدر زیبا و به معنای دلپذیر، خوشایند بودن و جذابی ت اس ت. فرهنگ سـخن، تعریف نس بتاً دقیق ت ری ارائه داده، زیبای ی را حالت ی تعریف می کند که در ش خص یا ش یء زیبا وج ود دارد. در لغت نامه ی دهخدا واژه ی «زیبا» ]زیب + ا[ صفت فاعل ی، به معنی زیبنده، معادل نیکو ، خوب و نقیض زش ت و بد تعریف ش ده است؛ فرهنگ معین، واژگان شایسته، زیبنده، نیکو و جمیل را معادل این واژه معرفی میکند .
مع ادل انگلیس ی ایـن واژه ،Beauty اس ت ک ه در فرهن گ لغـات مختلـف انگلیسـی، معادل واژگانـی نظیـر “attractiveness, prettiness, good looks, comeliness, allure” در نظ ر گرفت ه می ش ود. به نقل از رابرت کوان) 2۰۰5( «زیبایی کیفیتی اس ت که منجر به لذت زیباییشناختی میشود»؛ کاتبرت2 به طور واضح تر زیبای ی را« ترکیب ی از کیفیاتی نظیر ش کل، رنگ ی ا فرم که موجب خشنودی حواسّ زیبایی شناسانه، به خصوص بینایی می شوند »تعری ف می کن د )Cuthbert, 2006(. ک وان ب ه نق ل از با کمینس تر فولر3 مینویس د: «زمانی که من در حال حلّ یک مس ئله هس تم ، هیچگاه به زیبایی فکر نمی کنم و تنها دغدغهام حلّ مسئله است؛ ام ا زمان ی ک ه کارم تم ام ش د، در صورتی ک ه راه حل زیبا نباش د ،متوجه میشوم که راه حلم درست نبوده است» )Cowan, 2005(.
۲- تجربهی زیبایی شناختی
ای ن مس ئله کـه تجرب ه ی زیبایی ش ناختی اصالت اً بخش ی از ادرا ک اس ت نخس تین بار توس ط کلایو ب ل4 در کت اب «هنر» وی مطرح شد و بعدها آمبرتو ا کو5 نیز در کتاب «قرون وسطی» بر این فرضیه صحه گذاش ت. آنطور که اس میت میگوید، «در واقع هیچ نظریهی زیبایی شناس ی نداریم که براس اس فعالی ت مغز نبوده و کامل باش د، چه برس د ب ه آنکه ب ه تنهایی ژرف نگر باش د، چرا که کلی ه ی هنرهـای بص ری، از طری ق مغز بی ان می ش وند و بنابراین بای د در تصور، اج را و ادرا ک نیز از قوانین آن پیروی کنند؛ به بیان دیگر، «قوانین مغز» میراث مشترک انسانهاست و نتیجتاً باید به عن وان پایه ای از اش ترا کات برای س اخت هرگون ه نظریه ی ادرا ک زیباییشناسی مفروض گردد »)Smith, 2003(.
ب ا نظر ب ه خوانشهای جدیدتر از مفهوم زیبایی، نگارنده س ه دی دگاه مختل ف در ای ن زمینـه را انتخ اب نموده و س عی داش ته ب ا اس تفاده از آن ها به نگرش ی بالنس به جامع از زیبای ی و جایگاه آن در فرآین د ادرا ک ی انس ان برس د. بدیه ی اس ت هیچی ک از دیدگاهه ای مزب ور در مناف ات با دیگ ری نبوده و هر ک دام صرفاً با اتخ اذ زاویه دی دی متمایز نس بت به دیگری س عی دارد تجربهی زیبایی ش ناختی را موش کافی کرده و ش رح دهد؛ جالبتر آنکه هر کدام از دیدگاه های مزبور به نوعی بر دو دیدگاه دیگر صحه گذاشته و به ما در تکمیل این پازل کمک میکنند .
۲-1- دیدگاه زیستشناختی
از زم ان جنگ جهانی دوم تلاشه ا و پژوهشهای زیادی برای دریافتن ش یوهای که ممکن است مغز انسان بر آن اساس کار کند ،
8
صـورت گرفت ه اس ت؛ و ب ر همی ن اسـاس دادهه ای تجرب ی قاب لتوجهی به دس ت آمده که این فرضیهی اولیه را که ذهن انس ان بهط ور م داوم درگیر پ ردازش اطلاع ات دریافت ش ده از جهان خارج است، تائید میکند. با این حال، بحثی که همچنان بدون پاسخی دقیـق بـر ج ای مان ده، آن اس ت که آی ا ذهن انس ان همانط ور که نسبت به وجه کمّی اطلاعات حساس است، نسبت به وجه کیفی آن نیز حس اس هس ت؟ در واق ع آنچه همچنان ج ای تعمق دارد ،وج ود اسـاس بیولوژیکی ب رای توجی ه ارزیابیهای کیف ی در ذهن انسـان اسـت )Smith, 1976 (؛ به عبارت دیگر، س ؤالی که همچنان پاسـخ دقیقی دریافت نکرده، آن اس ت که آناتومی و فیزیولوژی مغز انس ان ت ا چ ه حد مس ئول نوع خ اص و گس تردهای از تج ارب که تحت عنوان تجربهی زیباییشناختی شناخته میشود، میباشد؟ در ادامه س ه مدل فرضی را که فیزیولوژیستها و روانشناسان برای توضیح نحوهی عملکرد مغز ارائه کردهاند، مطرح نموده؛ بر اس اس مدله ای ارائه ش ده چهار نح وهی برخورد مغز انس ان با اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون تبیین میشود.
۲-1-1- مدل تکامل نژادی6
ای ن مدل، تا حدّ زیادی براس اس نظریهپ ردازی پاول مکلین7 ش کل گرفته اس ت؛ براس اس این تئوری ک ه با نام «مغز س هگانه»8 نیز مصطلح شده، مغز به عنوان ارگانی نظام یافته با مراحل تکامل نژادی کاملاً مشخص است؛ بدِین صورت که مغز با نگه داشتن آن قس ـمتهایی از مغز پیش ینیان ما که نش ان داده بودند س ودمند هستند و با ساختن ساختارهای جدیدی که به وی کمک میکند در مبارزهی تکاملی تس لط پیدا کند، توسـعه یافته است. مکلین م دل خ ود را بدیـن ص ورت خلاص ه میکن د: «انسـان خ ود را در مخمص های مییاب د که طبیعت با اعطای س ه مغز بـه وی، برایش فراه م آورده اس ت؛ ]ای ن سـه مغ ز[ ب ا وجـود تفاوته ای زی اد در ساختار، باید با هم کار کرده و تعامل کنند. قدیمیترین این مغزها اساس اً مغز خزنده9 اس ت، دومی را انسان از پس تانداران پَ ستتر به ارث برده و س ومی حاصل تکامل اخیر پس تانداران است که انسان را بدین صورتی که هست در رأس این پستانداران قرار داده است .»

قاع دهی مغز یا همان مغز خزنده، در واقع محلّ قرارگیری مرا کز فرامین ضروری برای ادامهی حیات انس ان اس ت که شامل کنترل خ واب و بی داری، تنف س، تنظی م درج ه ح رارت، و س ایر ح رکات غی رارادی و نی ز ایس تگاه فرعی ورودیهای حس ی اس ت؛ به تعبیر مکمی لان، «مغز خزنده با افس انههای نیایی و خاطرات باس تانی پُ ر ش ده و نس بت بدانچه اج دادش میگوی د، ایم ان دارد…» مغز پارینه پستاندار1۰ نیز امکان بقا را تقویت نموده، حرکات را به سامان ،اصلاح و هماهنگ میکند. در اینجا همچنین رشد دستگاه حافظه و عواط ف ص ورت میگی رد ک ه تنظیم داخل ی بدن را بیش تر بهبود بخشیده و داد و ستد با دنیای اجتماعی را آغاز میکند. مکمیلان معتقد اس ت «مغز پس تانداران پَس ت نقشـی اساس ی در رفتارهای عاطف ی ایفا میکن د… اما همچون مغز خزنده هنوز توانایی… کنار هم قرار دادن احساس اتش در قالب کلمات را ندارد». سرانجام مغز نوپس تاندار11، یا قش ر مغـز12 عامل تنظی م دقیق کارکردهای س طح پایین و ارتباطات ما، تفکر انتزاعی و تواناییهای برنامهریزی اس ت که به ما امکان میدهد به چالشهای جدید وا کنش نشان دهیم .دو مغ ز قدیمیت ر انس ان عمومـاً در آن بخ ش از مغ ز ک ه سیس تم کناری13 نامیده میشـود، ترکیب شده و آخرین مغز نیز چیزی است که قشر تازهی مخ نامیده شده و با دو مغز قدیمیتر در ارتباط است )Smith, 1976 و ریتی ،139۰(.
۲-1-۲- مدل نگرشی14
این مدل نشان دهندهی آن است که پژوهشگران به دیدی تازه نسبت به عملکرد مغز دست یافتهاند؛ بدین صورت که در حالی که ایشان قبلاً مغز را عضوی نسبتاً همگن میپنداشتند، در حال حاضر آن را مجموعهای از زیرسیستمهای تعاملی نیمهمستقل میدانند .برای نخستین بار، راجر اسپری15 )1981(، جراحی از ایالات متحدهی امریکا، کشف کرد که هر کدام از نیمکرههای مغز شامل یک سیستم نیمهمستقل است که دارای فرآیندهای مستقل احساس، ادرا ک ،یادگیری و به خاطر سپردن است .
آزمایشه ا نش ان میدهد که نیمک رهی چپ مرک ز تواناییهای کلام ی، ریاض ی و منط ق اسـت، در حال ی که نیمک ـرهی راس ت مرکز

تصویر ۲- تفاوت نحوه ی پردازش اطلاعات در دو نیمکره ی چپ و راست مغز.
)URL2: appliedlifescience.org, 2012( :مأخذ
تصویر 1- عملکرد قسمت های مختلف مغز براساس مدل «مغز سه گانه»ی مک میلان .
)URL1: MyBrainNotes.com, 2014 مأخذ: )نگارندگان براساس
پردازش اطلاعات انتزاعیاست و با مفاهیم فضایی سر و کار دارد؛ بهعلاوه نیمکرهی راس ت، بافت، فام و تُن رنگ را درک میکند و مهمتراز هم ه، ای ن توانای ی را دارد ک ه هر چی زی را به عنوان ی ک کل درک کن د. به طور خلاصه، نیمکرهی چپ به ص ورت «متوالی» کار کرده و به «جزئی ات» میپردازد، در حالی که نیمکرهی راس ت «به موازات »پی ش رفت ه و «کلیات» را در نظ ر میگیرد. دنیل بن ت16 این تمایزات را بدی ن ص ورت جمعبندی میکن د: « نیمکرهی راس ت، نیمکرهی فضایی زمانیِ یکپارچه و نیمکرهی چپ، نیمکرهی موضعی، تحلیلی و متوالـی اسـت »)Smith, 2003,7-9(. بنابراین، س اخت یک پاس خ ادرا کی مبتنی بر ارتباط متقابل میان دو نیمکرهی چپ و راست مغز میباش د ک ه هرکدام ب ا توجه به تخص ص خود به تکمی ل تجربهی م ا کمک میکنند؛ اما این نیز بدان معنا نیس ت ک ه هر نیمکره لزوماً سیگنالهای مختلفی را برداشت میکند، بلکه بدان معناست که هر کدام اطلاعات را به شیوهی خود پردازش میکنند )Smith, 1976(.
اف زون ب ر آن ت ا کن ون ثابت ش ده، سیس تم کناری ک ه در پناه ای ن دو نیمک ره ق رار گرفت ه نی ز جای گاه احساس ات اس ت؛ ای ن سیس تم عامل زندگی احساس ی ما و فعالیتهای مغزی مختلفی نظی ر تفس یر پاس خهای ش ناختی، حافظ ه، کنت رل و مدیری ت هورمونه ا و نی ز رفتاره ای هیجان ی اس ت. ب ه ط ور خلاصه این سیس تم، مجموع ه ای از س اختارهای مغ زی اس ت ک ه در تم ام پس تانداران وجود داش ته و در انجام عمل بویای ی و فعالیت های دیگ ری مانن د اعم ال خودفرم ان و ب روز هیج ان و س ایر رفتاره ا دخالت دارد. سیس تم کناری زودتر از سایر قسمتها به محرکها وا کن ش نش ان داده و سیس تم پردازش و پاس خگویی مختص به خ ود را دارد. چنی ن به نظر میرس د که در مراح ل اولیهی تکامل انس ان، این قس مت از مغ ز در ادرا ک و تجربه ی زیبایی ش ناختی از اهمیت بیش تری برخوردار بوده اس ت، زی را نئوکورتکس در این دوران تازه ش روع به ش کل گرفتن کرده بود. در این دوران، توجه انس ان بیشتر به اشیاء درخشان، رنگهای روشن و زرق و برق دار ب وده اس ت، در حال ی ک ه در ادامه ی مس یرِ تکامل ک ه میلیون ها س ال به طول انجامید، ترجیح سیس تم کناری به سمت سادگی ، ریتمه ای تک رار ش ونده ب ه ص ورت آهنگی ن و تک رار الگوی ه ای ابتدایی متمایل شد. احتمالاً در یک دوره هم ترجیح با عظمت و ش کوه بوده که تجلی آن در احج ام عظیم، برج ها و زیگورات های تمامی تمدن های اولیه مشهود است .
بنابرای ن ش یوه های متقاب ل آ گاه ی در نیمکرهه ای راس ت و چ پ مغ ز و ارتب اط خ اصّ نیمک رهی راس ت ب ا مرا کز احساس ی موجود در دستگاه کناری، مغز انسان را به دستگاهی ایده آل برای تصمیم گیریه ای زیباییش ناختی بدل کرده اس ت. هر نیمکره ،در برخ ورد با اطلاعات، به ش یوه ی خود عم ل می کند؛ نیمکرهی چ پ، دادهه ا را ب ه اج زای تش کیل دهن دهاش خرد میکن د، در حالی که نیمکرهی راس ت، آن ها را به صورت کلیتهایی گسسته مجدداً مونتاژ کرده، در مورد کیفیت کلیت هایی که در مورد آن ها با مغز میانی ارتباط برقرار کرده، به قضاوتهای ارزشی میپردازد ،و در نهایت منجر به ش کلگیری بُعد احساس ی نسبت به تجربه ی زیبایی شناختی می گردد )Smith, 1976 & 2003(.
۲-1-3- مدل عملکردی – سلسله مراتبی1۷ از جمل ه رویکردهـای مقب ول دیگ ر، تئ وری عملک ردی – سلس له مراتبیِ الکس اندر لوری ا18، روانش ناس روس، اس ت که مغز را ب ه عن وان واحده ای عملک ردی و در قال ب س ه نظ ام متمایز ، مفهومس ازی ک رد. آن طور که وی به ط ور خلاصه اظهار می دارد:
«ای ن واحده ا میتوانند در قال ب واحدی برای تنظیم کش یدگی عض لات ی ا بی داری، واحدی ب رای حص ول، پ ردازش و ذخیره ی اطلاع ات از جه ان خ ارج و واح دی ب رای برنامه ری زی، تنظیم و تثبی ت فعالیتهای ذهنی توصیف ش وند». این س ه واحد اصلی عبارتن د از: واحده ای برانگیختگ ی )س اقهی مغز و س اخت های مغزی میانی(، دروندادهای حسی ) قطعههای گیجگاهی، آهیانه و پس س ری( و واحد اجرایی یا هماهنگس از ) قطعهی پیش انی( که آغازگر، س ازمان دهنده و برنامه ریزی ک نندهی رفتار اس ت. این واحده ا در عی ن مس تقل ب ودن، با ه م هماهنگ ی داش ته و کلّ یکپارچهای را تشکیل میدهند )لوریا ،1973 به نقل از استرنبرگ ،1378 وSmith, 1976(.
۲-۲-دیدگاه ادرا کی
در ای ن دی دگاه، بیش تر ب ر تش ریح فرآین د ادرا ک در انس ان و بازشناسی جایگاه تجربهی زیباییشناسی در آن تمرکز شده است ،چرا که پیگیری زیبایی در ذهن انسـان با تش ریح فرآیند ادرا ک آغاز میش ود. انسان با قرارگیری در محیط به طور پیوسته و با استفاده از ح واسّ خ ود س یگنالهایی را از محرکه ای محیط ی موج ود دریاف ت میکن د، پ س از انتقـال این س یگنالها به صورت رم ز و از طریق سیس تم عصبی به مغز، بازخوانی آنها توس ط انس ان منجر به شکلگیری وا کنشها و متعاقباً بروز رفتارهایی از وی میشود.
س ؤالی ک ه در اینج ا مط رح می ش ود، آن اس ت ک ه تجرب هی زیبایی ش ناختی در ک دام مرحل ه از فرآین د فوقالذک ر ص ورت میگیرد؟ این مس ئله ک ه تجربهی زیباییش ناختی دربرگیرنده ی تمام فرآیندهایی است که در تعامل ادرا کی ما با پدیده ی زیبا سر و کار دارد، در نم ودار 1 نمای ش داده ش ده اس ت. ب ر این اس اس ،زمان ی ک ه با پدی دهی ب ه اصطلاح زیب ا برخ ورد داری م، اطلاعات حس ی دریاف ت ش ده از آن توس ط کانال ه ای عصب ی ب ه مغ ز مخاب ره ش ده، مغز آن ها را وارس ی نم وده، پس از یکپارچه س ازی و طبقهبن دی ای ن اطلاع ات، آنها را با مش اهدات پیش ین خود قی اس می کن د، در صورت ی ک ه ای ن اطلاعات ب ا مفاهیم ی که در ذه ن و در ی ک طبقهبن دی بامعن ی ]احتم الاً ب رای خ ودش[ ب ا عنوان «معیارهای زیبایی» فایل بندی ش ده اند س ازگاری داش ته باش د، ادرا ک کنن ده، پدی دهی مزب ور را ب ه عنوان پدی دهای زیبا تفس یر و ارزیاب ی می کن د و متعاقب اً همی ن ارزیاب ی اس ت ک ه ب ه قضاوت و حسّ زیبایی شناختی منجر میشود.
ام ا تجرب ه ی گس ترده ی زیبای ی و ل ذت منت ج از آن تنه ا ب ه مرحله ی ادرا ک محدود نش ده و ما این لذت را در س طح بالاتری نی ز تجرب ه میکنی م. تا به حال بس یار پی ش آمده که پدی ده ای رازیب ا بپنداری م در حالی که س ایرین در این زمینه ب ا ما هم عقیده نبودهان د؛ مص داق بارز آن عروس کِ محبوب دوران کودکی اس تک ه در اغل ب م وارد برخ لاف پن دارِ صاح ب آن، در نظ ر اطرافی ان چن دان زیب ا نیس ت! ام ا به راسـتی عل ت این مس ئله چیس ت؟ هم ان طور که گفته ش د، فرد به منظ ور درک زیبایی یک پدیده ،آن را با مفاهیم موجود در ذهن مقایس ه میکند؛ اما بدیهی اس ت که حجم و نوع اطلاعات ذخیره شده در ذهن محدود نمی باشد و ما در طول زندگی و در جریان به خاطر سپردن اطلاعات، جزئیات زیـادی را ذخی ره می کنیم، بنابراین یک مفه وم با رمزهای خاصی در ذه ن ما جای میگیرد، به طوری که دیدن و ش نیدن هر کدام از رمزه ای مزب ور باعث تداعی مفهـوم مربوطه در ذهن می ش ود .ب ه مثال عروس ک محب وب کودکی ب ر می گردیم؛ این ش یء علاوه ب ر تظاه ر بیرونی ]فرم، رنگ، جن س و …[ که دارد، ب ه مرور زمان متناس ب ب ا خاطرات ی که کودک ب ا آن تجربه می کند، ب ا رمزهایی در ذهن وی ذخیره ش ده و برای وی معنا نیز پیدا می کند. همین مس ئله باع ث میش ود علیرغ م تحریـک حس ی یکس انی ک ه این ش یء به هم راه دارد، برای کودک در برگیرن دهی معانی متمایزی باش د، این معانی بر قضاوت زیباییش ناختی وی تأثیر گذاش ته و ارزیابی وی را توجیه میکند .
هک رت، آنچ ه ت ا بدین ج ا گفته ش د را چنین خلاص ه می کند ک ه در تجربه ی زیبایی ش ناختی به غیر از انتس اب معنا، بس یاری فرآیندهای ش ناختی دیگر نظیر تفس یر ک ردن، بازیابی از حافظه ،و تداع ی معان ی نیز ایف ای نقش می کنند. این مراح ل به ما اجازه میدهن د اس تعاره ها ]معان ی نهفته[ را تش خیص داده، ی ا معانی را ب ه چی زی نس بت دهی م و اهمیت ش خصی ی ا نمادین اش یا را دریابیم )Hekkert, 2006(.

.
شناختی

زیبایی

ی

تجربه

شماتیک

مدل

1

نمودار
)
Hekkert, 2006
(

:
مأخذ

.

شناختی

زیبایی



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید