صفحات 17 – 3017نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره34 پاییز1389
938649-90002

گونه درمطالعات شناسـی مناطقشهــری و شهــر- منطقــه ای : *بنیــاد با نظـری برواکاوی مفهـوم مجموعـه شهری در ایران

ایرج اسدی1**، دکتر اسفندیار زبردست2
دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
استاد دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 3/2/89، تاریخ پذیرش نهایی: 2/5/98(
چکیده:
تا پیش از آغاز قرن بیستم استفاده از دو مفهوم شهر و روستا و در معدودی موارد،کلان شهر می توانست برای تشریح اشکال توسعه فضایی و سکونتی موجود آن زمان کافی باشد.اما توسعه و گسترش شهر نشینی قرن بیستمی موجب شکل گیری پدیده های فضایی کلانی در گستره سرزمینی شد که پیشتر وجود نداشتند. از ابتدای قرن بیستم تاکنون تلاش های زیادی در زمینه مفهوم سازی های مرتبط با این پدیده های نوظهور شکل گرفته اند که در برخی مواقع در اثر تعدد و کثرت این مفاهیم نوعی اغتشاش در تعاریف و یافتن مصادیق آنها بین مخاطبان این مفاهیم به وجود می آید.مقاله حاضر بعد از بررسی دوازده مفهوم پر استفاده مرتبط با منطقه شهر بنیاد آنها را در سه دسته مفاهیم الف ( مفاهیم ناظر بر ابرشهر مرکزی ساخته شده ، ب ( مفاهیم ناظر بر یک شهرمنطقه منسجم و ج( مفاهیم ناظر بر چند شهرمنطقه مستقل همجوار دسته بندی می کند که بر حسب معیار پیوستگی کالبدی و شدت همبستگی عملکردی و نیز مقیاس فضایی از همدیگر متمایز می شوند. در این مقاله تلاش شده است تا علاوه بر ارائه مشخصه های تمایز بخش مفاهیم مختلف مناطق شهر-بنیاد ، نوعی تبارشناسی از مفاهیم نیز ارائه گردد تا از این ره، درک جامع تری از موضوع به دست آید.
واژ ه های کلیدی:
گونه شناسی، منظومه شهری، شهر-منطقه، منطقه کلان شهری، مجموعه شهری.

* این مقاله برگرفته از یکی از فصول رساله دکتری ایرج اسدی است که با راهنمایی دکتر اسفندیار زبردست در دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران در دست انجام است.
.E-mail: iasadi@ut.ac.ir ، 021-66955628 : نویسنده مسئول: تلفن: 021-66414841، نمابر**
3116442342602

مقدمه
تا پیش از آغاز قرن بیستم، استفاده از دو مفهوم شهر و روستا و در معدودی موارد، کلان شهر می توانست برای تشریح اشکال توسعه فضایی و سکونتی موجود آن زمان کافی باشد. اما توسعه و گسترش شهر نشینی قرن بیستمی در دو مقیاس خرد و کلان موجب شکل گیری پدیده های نوینی در سازمان فضایی سرزمین شد. به تبع شکل گیریا ین پدیده های فضایی،ا ندیشمندان علوم مرتبط نیز البته با تاخیر شروع به مفهوم سازی هایی برای پدیده های نوظهور کردند. بازتاب تحولات فضایی در مقیاس خرد را می توان در ساخت مفاهیمی چون شهرهای جدید و شهرهای اقماری1، حومه نشینی و پراکنده رویی شهری و اخیرتر شهر – لبه ها2 ، سکونتگاه های فرا-شهری3، اگزوپلیس ها4 ، شهر–فن ها و قطب های فن آوری5 سراغِ گرفت که همگی در طول قرن بیستم و در هاله شهری-روستایی6 شهرها و کلان شهرهای کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه شکل گرفتند. بازتاب دسته دوم تحولات فضایی )پدیده های مقیاس کلان( را می توان در ساخت و پرداخت مجموعه دیگری از مفاهیم مرتبط دریافت که به نوعی از گسترش شهر یا کلان شهر اولیه، به هم پیوستن شهرها و نواحی شهری مستقل همجوار و یا در تعامل کارکردی نواحی شهری و روستایی به لحاظ کالبدی مجزا از هم شکل گرفتند. مفاهیمی مانند کلان شهر7، منظومه شهری8، ناحیه کلان شهری9، شهر–منطقه10، زنجیره شهری یا مگالوپلیس11، ابرشهر12، ابر شهر–منطقه13، منطقه شهری عملکردی14، تجمع شهری15، منطقه کلان شهری16، منطقه شهری چند هسته ای17و… از جمله پدیده های فضایی مقیاس کلان و مفاهیم مبین آنها است. بخش عمده این مفاهیم حاصل اندیشه ا ندیشمندان حوزه علوم جغرافیایی و منطقه ای است.
شاید بتوان نوعی رابطه تولیدی بین این دو دسته پدیده ها و مفاهیم خرد و کلان نشان داد. تحولات فضایی مقیاس خرد موجد و مولد شکل گیری پدیده ها و مفاهیم مقیاس کلان هستند .به عبارت دیگر رها شدن شهر و یا کلان شهر سنتی از حصار شهر مرکزی و سرریز توسعه در شکل نقاط سکونتی، خرید ،کار و تفریح به هاله روستایی – شهری، توسعه انواع اشکال سکونتی حومه ای در قالب شهرهای اقماری و اخیرتر شهر- لبه ها و سکونتگاه های فرا- شهری در آن، زمینه ساز شکل گیری پدیده های جدیدی در سازمان فضایی سرزمین گشت که پیشتر قابل تعریف نبود. این دسته پدیده ها و هویات منطقه ای کلان ،حاصل رشد و تحول در اندازه شهر مرکزی، پیوستگی کالبدی شهرهای همجوار مستقل و یا تعامل کارکردی مفاهیم دسته اول به شمار می آیند .
به هر روی، مفاهیم فضایی مقیاس کلان و ارائه تعاریف فضایی و انجام نوعی گونه شناسی از این دسته پدیده ها موضوع اصلی مقاله حاضر است. ضرورت این گونه شناسی در وجود اغتشاش ذهنی است که مخاطبان این مفاهیم – حتی کارگزاران فرادست نظام برنامه ریزی- در یافتن مصادیق این مفاهیم با آن روبرویند. مجموعه شهری تهران که اکنون مفهومی رسمی در نظام برنامه ریزی کشور است، یکی از این مصادیق مفاهیم کلان فوق الذکر است که در مطالعات مرتبط با طرح مجموعه شهری معادل منظومه شهری انگاشته شده است در حالی که چنین نیست. نکته مهمتر اینجاست که اثرات این نوع مفهوم شناسی تنها در عرصه نظری محدود نشده و به عرصه عمل نیز وارد خواهد شد که آن، پیدا کردن استراتژی و سیستم اداره و حکمروایی متناظر با مفهوم شناسی مورد نظر است .
در مقاله حاضر تلاش می شود عمده مفاهیم مقیاس کلان رایج در متون مرتبط و کاربرد های مختلف آنها بررسی گردد .باید یادآوری شود که برخی از این مفاهیم و کاربرد آنها در متون تخصصی هم دارای میزانی از اغتشاش در کاربرد هست که تمایز روشن بین آنها را دشوار می سازد. نظر به آشنایی چند ساله نگارندگان با مفاهیم این حوزه، استخراج فهرستی اولیه از مفاهیم مرتبط با مناطق شهر- بنیاد18 چندان دشوار نبود. آنچه دشوار می نمود تمایزافکنی نسبتاً روشن بین این دسته مفاهیم بود که برخی از آنها، ولو به نظر متفاوت، مشابه بوده و برخی دیگر، ولو مشابه، متفاوت]تفاوت ناحیه کلان شهری با منطقه یا شهر منطقه کلان شهری و یا مشابهت مفهومی بین منظومه شهری و ابر شهر یا کلان شهر و یا حتی تجمع شهری[ .
725057354020

روش و روش شناسی تحقیق
برای انجام این گونه شناسی از مناطق شهر- بنیاد، ابتدا تلاش شد تا تعاریف مختلف این مفاهیم جمع آوری شده و نوع کاربرد آنها در متون مختلف بررسی شود. با بررسی تعاریف و تطبیق مصادیق آن در متون مختلف به تدریج ابعاد و ویژگی های تمایز بخش هر یک از مفاهیم به دست آمد که ترکیب این ویژگی ها در مراحل بعد، به مولفه های این گونه شناسی منتهی گشت که در جدول و نمودار انتهایی مقاله به آنها اشاره شده است. اگر بخواهیم از نوعی روش در انجام این تحقیق یاد کنیم می توان از روش تحقیق بازنگری پژوهش19 یاد کرد که قسمی از روش تحقیق تحلیل ثانوی و یا فرا-تحلیل20 محسوب می شود) Hakim,21-25 ,2000(.
بررسی مفاهیم مناطق شهر بنیاد
همانگونه که اشاره شد، دوازده مفهوم مرتبط با مناطق شهر- بنیاد در این جا مورد بررسی قرار گرفته اند. جدول 1 این مفاهیم و معادل های فارسی مورد استفاده در این مقاله را کنار هم قرار داده است. اگرچه برخی معادل های مورد استفاده برای مثال منظومه شهری می تواند مورد مجادله قرار گیرد، با این وجود مجموعه واژگان مورد استفاده در این جا مواردی است که در متون فارسی متواتر به کار رفته است .
2-1-کلان شهر
کلان شهر تنها مفهومی است که ماهیتی دو گانه دارد به طوری که هم به عنوان یک مفهوم خرد و هم مفهوم کلان مورد استفاده قرار گرفته است. متروپولیس اصطلاحی یونانی است و مراد از آن شهر مادر)مادر شهر( یا دولت-شهر والد21 )همانند آتن( است که مردم شهر را برای ایجاد مستملکات جدید به بیرون شهر می فرستد. این واژه همچنین به شهر اصلی یک تمدن یا کشور نیز اطلاق می شود .عصر شکوهمند کلان شهرها در ایالات متحده به فاصله سال های 1950-1850 اطلاق می شود که شیکاگو و نیویورک نمونه های مسلم آن به شمار می آمدند) Shumsky, 1998(.
جدول 1- مفاهیم مورد بررسی و معادل های فارسی مورد استفاده.
311591320753بالا )موزه ها، سالن های کنسرت و تئاتر( و ارتباطات )رسانه ها و انتشارات( است به حیات خود ادامه می دهد) ibid(.
به نظر برخی پژوهشگران واژه کلان شهردیگر برای معرفی شهرهای بزرگ کنونی مناسب نیست و باعث ابهام و سوء برداشت می شود. به نظر راجر سیموندز واژه متروپولیتن دارای بار ارزشی و تاریخی است و بیشتر معرف قطب های توسعه در عصر سرمایه داری صنعتی است. ویژگی عمده این شهرها داشتن الگوی شعاعی و ایفای نقش مرکزیت برای تولید صنعتی و تجمع کارگران بوده است. این وضعیت امروزه در کشور های غربی تغییر کرده است. از دید سیموندز مفهوم شهر– منطقه انطباق بیشتری با وضعیت شهرهای بزرگ امروزی دارد )مهدی زاده،3831،22(.
مرور متون مرتبط با مفهوم کلان شهر حاکی از تسلط دو دیدگاه در تعریف مفهوم کلان شهر است که شاید بتوان با تسامح دیدگاه
3738459-3572027

در مدل کلاسیک یک کلان شهر، صنعت محرک اصلی رشد شهری و هسته اقتصاد محسوب می شود. ویژگی اصلی کلان شهرها، تراکم شدید مردم و فعالیت ها بود که در شکل حلقه های متحدالمرکز سازمان می یافتند. خوشه ای از برج های اداری و تجاری در مرکز و هسته کلان شهر، صنعت در حلقه پیرامون مرکز، و نوار حومه ای مسکونی برای افراد ثروتمند که می توانند از ازدحام دو حلقه درونی خود را رهایی بخشند. در حال حاضر هسته های کلان شهری قدیمی دیگر واجد صنعت، تجارت خرده فروشی یا کارکردهای اداری نیستند. اکنون همه این نوع کارکردها در سرتاسر شهر – منطقه پخش شده است. با وجود این ،کلان شهر ناپدید نشده است بلکه اکنون در شکل انواع جدید مراکز پویا که محل استقرار مراکز و شعب اصلی شرکت ها، فرهنگ سطح کمی و دیدگاه کیفی یا دیدگاه آماری و دیدگاه جامعه شناختی را به آنها اطلاق نمود. دیدگاهی که کلان شهر را از زاویه آمار و ارقام صرفاً کمی تعریف می کند و دیدگاهی که بر اساس نظریات جامعه شناس آلمانی، جورج زیمل، کلان شهر را به عنوان ماشین از خود بیگانه سازی انسان تعریف می کند. از دیدگاه آماری بسیاری ازمنابع مانند) UN, 2004;Angotti, 1993, Metropolis, 2005( کلان شهر را شهری تعریف می کنند که حداقل 750 هزار یا یک میلیون نفر جمعیت داشته باشد )به نقل از زبردست،9،1384(. بهترین تجلی دیدگاه دوم را می توان در فیلم به یادماندنی کارگردان شهیر آلمانی- اتریشی فریتس لانگ نگریست که در سال 1927 به تصویر کشیده شد. فیلمی که نیرومندترین بینش از شهر و جامعه مدرنیته را به نمایش می گذارد) Hutchinson, 2009, 502(. این دیدگاه زاویه ای کاملاً منحصر به فرد را در تعریف یک شکل خاص از سکونت انسانی مطرح می سازد که در تعریف دیگر مفاهیم مرتبط با موضوع کمتر – اگر نه اصلاً – دیده می شود. مفهوم کلان شهر از دیدگاه ریخت شناسی از آنجا که بر پیوستگی ناحیه شهری ساخته شده تاکید دارد، با مفاهیمی مانند ابر شهر یا منظومه شهری نقاط اشتراک زیادی دارد .
2-2- منظومه شهری
این مفهوم از جمله مفاهیم چالش برانگیز در عرصه مطالعات شهری و منطقه ای است که تلقی ها و کاربردهای متفاوتی به خود گرفته است. منظومه شهری در حقیقت حاصل اولین تلاش برای مفهوم سازی پدیده های فضایی مقیاس کلان در قرن بیستم به شمار می آید. بر اساس یک بررسی )برک پور،99،1383( اصطلاح منظومه شهری در متون فارسی با مترادف ها و معادل هایی همچون شهرگان، شبکه شهری و مجموعه شهری نیز به کار رفته است. این مفهوم اولین بار توسط پاتریک گدس و در مطالعه ماهیت توسعه شهری بریتانیا در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مورد استفاده قرار گرفت. وی در حین مطالعه سکونتگاه های شهری چون لیورپول و منچستر و همچنین گلاسکو و ادینبورگ که در حال پیوستن به هم دیگر بودند دریافت که شکل جدیدی از سکونتگاه های شهری در حال ظهور است در حالی که مفاهیم موجود نمی توانند معرف این پدیده جدید باشند. وی اظهار می دارد:
“ما برای تمرکز بر چنین انواع جدید سازمان سکونتی و به عبارت دیگر دگرگونی جغرافیایی شهرها و روستاها نیازمند ابداع و بسط واژه شناسی مناسبی هستیم. ما باید نام های مناسبی برای این انواع شهر- منطقه ها و یا این نوع مجموعه های شهرکی22 بسازیم، مجموعه هایی که نمی توان آنها را مجموعه کنگلومرایی23 نامید اگرچه به لحاظ محتوایی به آن بسیار نزدیکند. اما منظومه شهری )کان اوربیشن( چطور؟ به نظر می رسد این واژه بسیار مناسبی برای اطلاق به این پدیده نوظهور باشد (Geddes, 1915)”.
از نظرگدس منظومه شهری نوعی ابر شهر است که با به هم پیوستن و ادغام شهر هایی که پیشتر از هم مجزا بوده اند به وجود می آید) Caves, 2005; Whittick, 1974; Johnston et (al, 2000 . بر اساس واژه نامه مرییم وبستر24 به لحاظ لغوی این واژه ترکیبی از پیشوند « con” به مفهوم پیوسته بودن یا با هم بودن و “urb” به معنای شهر است که در ترکیب، به معنای شهر های به هم پیوسته است)به نقل از زبردست، 7831 ،24 (.
دو دیدگاه و تلقی در بین شارحان ایده های گدس درباره منظومه شهری قابل فهم است. بخش عمده ای از آنها منظومه شهری را نواحی شهری پیوسته ای تعریف می کند که از به هم پیوستن چندین شهر از پیش مستقل به وجود آمده است. پیوستگی کالبدی در این تلقی از منظومه شهری اصلی پایه محسوب می شود .اما به نظر می رسد نوع دیگری نیز می توان به آنچه در ذهن گدس وجود داشت نگاه کرد و آن اینکه وی درباره شهر هایی فکر و کار می کرد )در بستر زمانی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم(که از لحاظ کالبدی از هم جدا هستند اما به قدری به هم نزدیکند که امکان ائتلاف و ادغام آنها در آینده وجود دارد. همانگونه که روشن می شود، در این تلقی از منظومه شهری که کمتر مورد توجه واقع شده است، پیوستگی کالبدی، شرط محسوب نمی شود.
شناخته شده ترین فرد موثر بر رواج دیدگاه و تلقی اول از مجموعه شهری را می توان سی.ب. فاوست25 دانست که در مطالعات خود درباره شهرهای بزرگ که در کتاب تاثیرگذارش “استان های انگلستان)9191(” 62 به چاپ رساند، تاثیر عمده ای بر مفهوم منظومه شهری داشته است. ویمعنای بسیار محدودتری به آنچه در تعریف گدس درباره منظومه شهری است می دهد. از نظر وی منظومه شهری ناحیه ای است با مجموعه پیوسته مساکن،کارخانجات و دیگر” بناها، بنادر، پارک های شهری و زمین ای بازی که از یکدیگر به واسطه وجود زمین های کشاورزی مجزا نیستند” . اگرچه وی معترف است که چنین ناحیه شهری می تواند در درون خود شامل زمین های روستایی محصوری باشد که هنوز به شکل یک حفره درون ناحیه پیوسته شهری به کشاورزی اشتغال دارد. به عبارت دیگر منظومه شهری از دید فاوست با مرز های ناحیه ساخته شده فشرده شهری پایان می پذیرد )گولد، 6731، 318 Dickenson, 1964, 237;(.اگر تعریف و تلقی دوم از منظومه شهری گدس به مفهوم منطقه شهری چند هسته ای و یا مگالوپلیس شباهت داشته باشد، مفهوم منظومه شهری از دیدگاه فاوست که بعدها ملاک عمل مطالعات بعد از خود قرار گرفت، به مفهوم ابر شهر ساخته شده بیشتر شباهت دارد که در آن ملاک “پیوستگی کالبدی چند شهر مستقل همجوار” از تعریف منظومه شهری حذف شده و این مفهوم به یک ناحیه شهری پیوسته ای قابل اطلاق است که می تواند از گسترش های متحدالمرکز یک شهر بزرگ نیز به دست آید ]مانند تهران[. به این ترتیب فاوست به تعریف منظومه شهری مصادیق دیگری را نیز اضافه می کند با وجود این تلقی دوم از منظومه شهری را به کناری می گذارد. این تلقی که آن را می توان تلقی فاوستی از منظومه شهری نامید، آنقدر مورد تاکید قرار می گیرد که جان پار) Parr, 2007, 384 ( از نظریه پردازان
اقتصاد فضایی معاصر همانند آثار دیگر) Small and Witheric, 1995( بر وجود دو نوع منظومه شهری تک هسته ای و چند هسته ای اذعان داشته و تاکید دارد که:
“]ابر[ شهر ساخته شده می تواند نتیجه گسترش پیرامونی یک شهر در قالب نوارهای متوالی و پیوسته باشد مانند برلین، لندن و پاریس و یا به دلیل به هم پیوستن نواحی شهری مستقل همجوار به شکل یک ناحیه کلان شهری واحد ظاهر شود مانند بیرمنگام ،بوستون، منچستر و… که دقیقاً با روح تعریف گدس از منظومه شهری همخوانی دارد. در هر صورت نباید به خود اجازه دهیم که بپذیریم ابر شهر ساخته شده ]یا منظومه شهری[ می تواند دارای قطعات غیرشهری مانند پارک ها و ذخیره گاه های طبیعی، نوار های سبز و یا هر گونه محدودیت های کاربری زمین باشد که موجب عدم پیوستگی در سطح شهری شود”.
با وجود غلبه این فهم از منظومه شهری هنوز در برخی منابع )Pitzel, 2004( و در تعریف منظومه شهری به مصادیقی از مگالوپلیس ها ارجاع داده می شود که روشن می کند تعریف و تلقی دوم از منظومه شهری هنوز مورد استفاده است که شرط پیوستگی کالبدی در آن اصل محسوب نمی شود .
3-2- ناحیه کلان شهری
این مفهوم پیش از آنکه نتیجه نوعی مفهوم سازی علمی باشد ،یادآور نوعی تعریف رسمی و آماری از “نواحی شهری” در آمریکا است. مطالعات زبردست) 1387، 59-77( نشان می دهد که این روش شناسی از سوی کشورهای دیگری نیز برای تعریف نواحی شهری و کلان شهری در چند دهه اخیر مورد اقتباس قرار گرفته است .از این رو، مفهوم ناحیه کلان شهری در این جا ارتباط چندانی با مفهوم کلان شهر چه از دید آماری و چه از دید هنجاری و جامعه شناختی ندارد. زیرا این مفهوم اساساً برای تعریف آماری از نواحی شهری در آمریکا ارائه شده است به طوری که هر ناحیه شهری با جمعیتی 150000 نفری می تواند از این عنوان بهره مند شود. با وجود این، بعد از گذر از آستانه جمعیتی خاص در تعریف آن، برای مثال یک میلیون نفر که در قالب مفهوم ترکیبی دیگری تعریف می شوند، می توان از انطباق این مفهوم با مفهوم “کلان شهر” در معنای خاص آن و به عنوان پایتخت منطقه ای بحث کرد.
از دهه 1910 اداره بودجه امریکا واژه های مختلفی را برای توصیف مکان هایی که کاملاً شهری شده اند اما مرز های سیاسی آنها مناسبت چندانی با توصیف ناحیه مورد نظر ندارد، مورد استفاده قرار داد است. با وجود این، اولین باز تعریف نواحی کلان شهری درامریکا با عنوان نواحی کلان شهری استاندارد) SMA( در سال 1949 انجام شد که در سال های 1959 و 1983 به ترتیب جای خود را به مفاهیمی چون ناحیه آماری کلان شهری استاندارد )SMSA( و ناحیه آماری کلان شهری)MSA( تغییر صورت داد .اکنون واژه شناسی مرجع برای چنین نواحی از دهه 1990 به بعد اصطلاح “ناحیه کلان شهری) MA(” است که هم برای نواحی آماری کلان شهری و هم نواحی آماری کلان شهری یکپارچه) CMSA( به کار می رود. تعریف کنونی برای ناحیه کلان شهری مکانی است که دارای حداقل یک شهر با جمعیت 50000 نفر ) شهر مرکزی( بوده و جمعیت کلان شهری آن بالغ بر 100000 نفر) 75000 نفر در نیوانگلند( باشد) Pitzl, 2004; Shumsky, 1998(. در خارج از امریکا ،این واژه اگرچه کاربرد محدودتری دارد، با این وجود بیشتر با مفهوم منظومه شهری ،ابر شهر و تجمع شهری نزدیک است که هر سه مفهوم برگستره شهری ساخته شده تاکید دارند .
4-2- ابر شهر
نخستین کاربرد واژه ابرشهر در مورد تجمع های بسیار بزرگ شهری از سوی جانیس پرلمان27 در اواسط دهه 1970 صورت گرفته است. میزان جمعیت معیار اصلی تعاریف ابرشهر است .ابرشهرها بسته به زمان و منبع تعریف )مانند بانک توسعه آسیایی یا سازمان ملل( کلان شهرهایی تعریف شده اند که دارای جمعیتی بیش از 5 ، 8 و یا 10 میلیون نفر هستند. در برخی تعاریف، حداقل تراکم جمعیتی 2000 نفر در کیلومتر مربع مورد تاکید قرارگرفته است. گاهی منظومه های شهری وسیع با تراکم های جمعیتی کمتر نیز در زمره ابرشهرها دسته بندی شده اند )مانند ناحیه روهر در آلمان یا شهر – حومه یکپارچه تورنتو در کانادا( )Caves, 2005, 454 (. اگرچه ]از دید کمی[ ابرشهرها در کشورهای درحال توسعه اکنون بر شرکای دنیای صنعتی خود برتری یافته اند، با این وجود فاقد نفوذ جهانی اقتصادی و سیاسی هستند که ابرشهرهایی چون نیویورک، لندن، توکیو و یا پاریس را سزاوار عنوان جهان شهر یا شهر جهانی کرده است) ibid(. بر اساس تعریف، مفهوم ابرشهر بیشتر یک مفهوم آماری از شهرهای بسیار بزرگ است و می تواند با مفهوم کلان شهر و منظومه شهری به لحاظ مشخصه های فضایی شباهت های بسیاری داشته باشد .
5-2- تجمع شهری
سازمان ملل متحد، تجمع شهری را “قلمروهای پیوسته جمعیتی با سطح تراکم مسکونی شهری”-بدون توجه به مرزهای اداری سیاسی موجود در آنها- تعریف می کند. این تعریف محتوی این ایده است که تجمع شهری شامل طیف مکان هایی است از شهرهای بزرگ تا روستاهای کوچک با تراکم پایین و حتی روستایی که درون آنها پخش شده است به طوریکه الف: یک تجمع شهری دارای تراکم جمعیتی است که از سطح روستایی فراتر بوده به طوریکه می تواند به عنوان تراکم های شهری دسته بندی شود. ب: تجمع شهری شامل یک یا چند شهر بزرگ و تعدادی شهرها و شهرک های کوچک تر است. علاوه بر این تجمع شهری دارای شکلی چند هسته ای و یا چند مرکزی است. پ: مکان های مختلف درون تجمع شهری به گونه ای به همدیگر پیوند خورده اند که تجمع شهری به عنوان یک کل، نوعی منطقه شهری عملکردی را شکل می دهد) Hutchison, 2009, 838(.
اگر آستانه جمعیتی 5 میلیون نفر را بپذیریم، درسال 2000تعداد 39 تجمع شهری در جهان وجود داشته است: مکان هایی مانند پاریس، استانبول و یا مسکو. شش تجمع بزرگ جهان شامل توکیو ،مکزیکوسیتی، بمبئی، سائوپولو، نیویورک و لاگوس هستند. توکیو با جمعیتی حدود 35 میلیون نفر، مکزیکوسیتی با 19 میلیون و بمبئی با 17 میلیون به ترتیب بزرگترین تجمع های شهری در جهان هستند
.)ibid(
واژه تجمع شهری دارای برخی معادل های مترادف است. شهر-منطقه، ابرشهر، ناحیه شهری شده، منطقه شهری عملکردی و حوزه شهری اگرچه نه در محتوا بلکه در مقصود مشابهند. هر کدام به تراکم های جغرافیایی جمعیت و فعالیت های اقتصادی- اجتماعی و به خوشه گیری فضایی شهرهای بزرگ و کوچک، شهرک ها و روستاها در قالب یک “ناحیه ساخته شده” اشاره دارند. واژه ناحیه کلان شهری در ایالات متحده مورد دیگری است که برای تعریف یک شهر مرکزی و سکونتگاه های حومه ای اطراف آن اشاره دارد .اما ناحیه کلان شهری یک ناحیه تک مرکزی است. باوجود این، با بزرگتر شدن ناحیه کلان شهری و شکل گیری شهر-لبه ها ]گرایش به شکل چند مرکزی[، این دسته نواحی شباهت بیشتری به تجمع های شهری یافته است. مشابه ترین واژه ها به تجمع شهری مفهوم منظومه شهری است. براساس تعریف، در صورت غلبه الگوی چند هسته ای در منظومه شهری می توان از مشابهت آن با مفهوم تجمع شهری سخن گفت. در طرف مخالف، برخی محققان مدعی هستند که منظومه شهری شکل چند هسته ای یک تجمع شهری است. بنابراین تجمع شهری را به شکلی از توسعه تک هسته ای تقلیل می دهند .ازسوی دیگر برخی محققان دیگر استدلال می کنند که مفهوم ناحیه کلان شهری را به آنگونه که در آمریکا تعریف شده است – و بسیار محدود به قلمروهای اداری و متکی بر شهر مرکزی است- نمی توان معادل تجمع شهری فرض نمود) ibid, 839(.
درهر حال با وجود اغتشاش واژه شناختی موجود یک نکته نسبتاً روشن است و آن اینکه تجمع شهری چه مفهومی تک هسته ای باشد و چه مفهومی چند هسته ای، چه درونش سکونتگاه های روستایی وجود داشته باشد یا نداشته باشد، بر گستره ناحیه ساخته شده کالبدی دلالت دارد که تراکم سرجمع آن در حد تراکم شهری است. به عبارت دیگر تجمع شهری گستره ناحیه ساخته شده شهری است که فضاهای باز و نواحی روستایی که اغلب در هاله روستایی شهری وجود دارند ، گسستگی در پیوستار فضایی این ناحیه ایجاد نمی کنند.

6-2- منطقه شهری عملکردی
در نیم قرن گذشته، یک رشته از تحقیقات در پی آن بوده اند تا شهر را با بازارهای کار فضایی گسترده اش در ارتباط با هم ببینند .در بریتانیا این امر مستلزم مطالعه سفر های آونگی و بسیار اخیرتر در تلاش برای تعریف نواحی سفر–به–کار28 نمود پیدا کرده است که اول بار در سال 1953 مطرح شد. در امریکا این رویکرد تقریباً متفاوت بوده است و این تفاوت احتمالاً بازتاب گستره وسیع تر کشور و سطح بالای جریان های سفر روزانه بوده است. برای برخورد با پیچیدگی موضوع سفرهای آونگی در تعریف مناطق شهری) Parr, 2007, 383( و همزمان با نارضایتی از مفهوم ناحیه عملکردی موجود یعنی ناحیه آماری کلان شهری استاندارد به عنوان واحد تحلیل )Parr, 2005, 563( برایان بری و همکارانش29 در سال 1968 مفهوم جدیدی را با عنوان ناحیه اقتصادی عملکردی30 مطرح کردند. از دید بری برای یک بازار کار ویژه )مجموعه شهرستان هایی که نیروی کار را به طور روزمره به شهرستان مرکزی می فرستند( ناحیه اقتصادی عملکردی عبارتند از: “همه آن شهرستان های درون بازار کار که برای آنها نسبت کارگران ساکن که به شهرستان های مرکزی سفر می کنند فراتر یا بیشتر از نسبت افرادی است که به دیگر شهرستان های مرکزی سفر می کنند”.
مفهوم ناحیه اقتصادی عملکردی با جرح و تعدیل هایی بعدها در اروپای غربی نیز به کار گرفته شد. این مفهوم در اروپا به منطقه شهری عملکردی تغییر نام داد. در مطالعه ای از مناطق شهری شش کشور اروپایی که از سوی برونل در سال 2002 به انجام رسید، آن محدوده یا شهرداری جزء منطقه شهری عملکردی محسوب شده است که حداقل 10 درصد نیروی شاغل آن برای کار به شهر یا کلان شهر مرکزی سفر می کنند. محاسبه بر این مبنا، گسترة این هویت فضایی جدید را بسیار وسیع می سازد .مساله ای که در کاربرد این مفهوم در اروپا روی می دهد گستره بسیار وسیع این هویت فضایی است: بیش از 150 کیلومتر قطر در مورد پاریس و لندن. ارزش نظری واقعی این مفهوم در توانایی آن برای برجسته ساختن پیوند های بین ناحیه شهری ساخته شده و قلمرو پیرامونی است Parr, 2007,383)( یقیناً هر چه میزان این درصد کمتر گردد، منطقه شهری عملکردی وسعت بیشتری خواهد داشت) Parr, 2005, 563(.
این نوع منطقه نیز همانند مفهوم شهر–منطقه شامل دو بخش مرکز و قلمرو پیرامونی است. از دید جان پار منطقه شهری عملکردی در شکل خاص خود مقیاس یا مفهوم دیگری از شهر–منطقه است Parr, 2005, 563-4)( که بیشتر بر اساس سفرهای آونگی تعریف می شود و همانند آن می تواند برای هر منطقه عملکردی که پیرامون هسته های شهری و کلان شهری با اندازه های مختلف شکل می گیرد، به کار رود.
7-2- شهر- منطقه
مفهوم شهر-منطقه باوجود کاربرد پذیری گسترده اش هنوز یکی از مفاهیم مبهم و چالش برانگیزدر این حوزه به شمار می آید .واژه شهر–منطقه ]به عنوان مفهومی خاص برای اطلاق به پدیده ای فضایی[ اول بار در سال 1947 از سوی رابرت دیکنسون مطرح گردید) Parr, 2005(. اما لازم به یادآوری است که گدس در دهه 1910 و در کتابش “شهرها در تحول” در جستجو برای یافتن مفهومی متناسب برای پدیده های نو ظهوری مانند منظومه های شهری از واژه هایی چون شهر-منطقه، مجموعه های شهرکی و مجموعه های کنگلومرایی برای اطلاق به این پدیده استفاده کرده است. اما به نظر می رسد از دید وی، واژه شهر- منطقه یا دیگر واژه ها، فاقد معنی و محتوای روشن و خاص برای اطلاق به چنین پدیده هایی بودند. به عبارت دیگر این واژه فارغ از معنایی خاص در نوشته های گدس وجود داشته است) Geddes, 1915(.
اگر چه به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران علوم منطقه ای ) Camagni, 2001; Porter, 2001( مفهوم منطقه و به ویژه شهر–منطقه تحت تاثیر جهانی شدن در حال تبدیل شدن به نقطه کانونی مهم در عرصه اقتصادی و تبع آن سیاستگذاری است، با وجود این به نظر می رسد هیچ تعریف مشترک پذیرفته شده ای برای این واژه وجود ندارد )Parr, 2005(. مطالعات پار نشان می دهد که در بریتانیا چهار نوع تلقی از شهر –منطقه در متون و اسناد مرتبط این کشور وجود دارد که هرکدام ماهیت و گستره جغرافیایی متفاوتی را شامل می شود به طوری که طیفی از مناطق رسمی یا اداری بزرگ )نه منطقه در انگلستان( تا خرد منطقه های منتج از تقسیم این مناطق اداری و… را دربر می گیرد) Parr, 2005, 563-564(.
با این وجود، بسیاری از اندیشمندان علوم منطقه ای یادآوری کرده اند شهر-منطقه ]کلان شهری[ یک هویت عملکردی و یک منطقه گرهی است. از این رو در تعریف آن به جای تاکید بر ویژگی هایی چون همگنی درونی و یا تمایز درونی در ارتباط با دیگر مناطق، بر روابط عملکردی بین شهر مرکزی و محیط پیرامون تاکید می شود. اولین تلاش برای صورتبندی ساختار فضایی کلی شهر- منطقه ها یا مناطق کلان شهری توسط جامعه شناس امریکایی آر. دی. مکنزی31 در سال 1933 انجام شده است که بعدها با تحقیقات افرادی چون دیکنسون) Dickenson,12-13 ,1964( ادامه یافت. اگر از تحقیقات گذشته گذر کنیم، یکی از اخیرترین تلاش ها در تعریف ساختار شهر- منطقه ها، مجموعه تحقیقات جان پار) Parr, 2005( از دانشگاه گلاسگو است.
از دید وی، شهر– منطقه دارای دو عنصر سازنده اصلی است: شهر )ناحیه مرکز( و قلمرو پیرامون آن)ناحیه پیرامون(. این دو دسته ناحیه یا زون شکل جامع و مانعی به تعریف شهر– منطقه می بخشد. ناحیه م یا مرکز شامل یک ناحیه شهری و ساخته شده پیوسته ای است با جمعیتی که از یک حداقل مشخص بیشتر است. این ناحیه می تواند در اصل یک کلان شهر باشد که در اثر رشد مداوم و پیرامونی یک شهر شکل گرفته است ]منظومه شهری در تعریف فاوست[ یا یک ناحیه شهری که از به هم پیوستن چند مرکز شهری مستقل به وجود آمده است]منظومه شهری در معنی دقیق گدسی[. در کل ناحیه مرکز، هم هسته تامین خدمات محسوب می شود و هم گره مهم ارتباطات و حمل و نقل .این ناحیه همچنین کانون مالکیت، کنترل، سازمان های تجاری و یا بازرگانی و نهادهای اداره عمومی است.
ناحیه پ یا پیرامون در طرف دیگر، قلمروی است که بیشترین ارتباط و پیوند را با ناحیه مرکز شهر –منطقه دارد. ناحیه پ به نسبت جمعیت روستایی دارای جمعیت شهری نیز هست و هرچه شهر- منطقه توسعه یافته تر باشد، سهم جمعیت شهری آن بیشتر است. جمعیت شهری این قلمرو در مراکز با اندازه جمعیتی متفاوت استقرار یافته اند و ممکن است یکی یا چند مرکز موجود در این قلمرو نسبت به ناحیه مرکز به نسبت دارای اندازه بزرگی باشند. ناحیه پ ناحیه ای است برای تولید مواد غذایی و مواد خام و در بسیاری موارد کالاهای کارخانه ای. این ناحیه همچنین قلمرویی است برای تولید خدمات تفریحی و در ضمن منبع مهمی برای تامین نیروی کار و سرمایه شهر مرکزی) ibid(.
ساختار تعریف شده برای مفهوم شهر-منطقه در این جا به گونه ای است که کاملاً تعمیم پذیر به دیگر مفاهیم مقیاس کلان مانند منطقه کلان شهری است. اگر بخواهیم بین منطقه کلان شهری و شهر- منطقه تمایزی ایجاد کنیم، می توان گفت که منطقه کلان شهری، شهر-منطقه ای است که در هسته آن یک کلان شهر با ماهیت کلان شهری قراردارد نه هر شهری با هر ویژگی و مقیاسی. مفهوم شهر- منطقه از دید مشخصه های فضایی و با کاربردی که در متون مختلف یافته است، به استثنای بعد هنجاری تعریف آن که تحت تاثیر جهانی شدن نوعی بازحیات بخشی در متون دانشگاهی و اسناد سیاستی یافته است به گونه ای است که برای بسیاری از مفاهیم پیش گفته مانند منظومه شهری، تجمع شهری، منطقه کلان شهری، ابرشهر و تجمع شهری قابلیت کاربرد دارد. از دید رابرت بیورگارد 2009)(، یکی از ویراستاران دایره المعارف مطالعات شهری، این نه به دلیل فراگیری و شمولیت تئوریکی بلکه به دلیل عدم دقت در تعریف شهر-منطقه است Hutchison, 2009, 840) (.از دید ریخت شناختی، برخی از محققین، شهرمنطقه ها راپیشرفته ترین مرحله توسعه شهری می دانند. این شکل جدید ،متفاوت از الگوی توسعه کلان شهری سنتی است که در آن شهر یا کلان شهر مرکزی تسلط و کنترل سیاسی، اقتصادی و نمادینی را بر پیرامون خود اعمال می کند. مفهوم شهر منطقه در ادبیات معاصر بیشتر نشان دهنده نوعی چند مرکزیت ویا رد تسلط کلان شهری است) Bevir, 2007, 83-84(. افراد دیگری نیز با وجود مناسب دانستن استفاده از این مفهوم در مطالعه شهر و محیط پیرامونی تاکید دارند که این مفهوم ضرورتاً برای همه شهرها و در همه زمینه ها قابل کاربست نیست) Collin et al,2003,26(. اگر مفهوم منطقه کلان شهری در پی تاکید بر روابط عملکردی است که شهرها و نواحی پیرامونی آنها را وحدت می بخشد، مفهوم شهر-منطقه در سال های اخیر به آن ابعاد کارکردی مناطق کلان شهری ارجاع داده می شود که بر حسب خلاقیت، نوآوری و رقابت پذیری اقتصاد جهانی تعریف می شود )Hutchison, 2009, 512(.
روشن است که وجود این چنین پیش شرط هنجاری در استفاده از این مفهوم باعث می شود در بسیاری از متون مرتبط با جهانی شدن و توسعه شهری در دو دهه اخیر) Scott, 2001;Sassen, 2001(، مفهوم شهر- منطقه و شهر- منطقه های جهانی بدل به مفهومی یگانه و بدون جانشین گردد. زیرا این شهرها و شهر- منطقه های توسعه یافته اند که جایگزین دولت ها و کشور ها در رقابت اقتصادی جهانی شده اند و اکنون به عنوان سطح ایده الی در سیاستگذاری و اقدام محسوب شده و مقیاس فضایی و قلمرویی جریان منطقه گرایی نوین را نمایندگی می کنند. از این رو استفاده از این مفهوم در زمینه کشورهای در حال توسعه کاملاً مورد تردید بوده و راه را برای مفهوم معادل و همعرضی مانند منطقه کلان شهری باز می کند.
8-2- منطقه کلان شهری
از دید اندیشمندان گذشته مانند مکنزی و دیکنسون، تفاوتی بین مفهوم شهر- منطقه و منطقه کلان شهری به لحاظ ماهیت و ساختار فضایی وجود ندارد، اگرچه مطالعات دانشگاهی اخیر به ویژه تحت تاثیر جهانی شدن معنای هنجاری ویژه ای به شهر- منطقه بخشیده است که آن را از منطقه کلان شهری متمایز می سازد. مفهوم شهر– منطقه کلان شهری به عنوان یک هویت جغرافیایی با ارجاع به گستره فضایی دقیق ارتباطات خاص با شهر قابل تعریف است .دیکنسون چهار فرایند اصلی موثر را تعریف می کند که با همدیگر کار می کنند، به طور متقابل بر همدیگر اثر می گذارند و به ما اجازه می دهند تا فضای شهر– منطقه کلان شهری را تعریف کنیم. اگر چه مرزها و شاخص های این چهار فرایند منطبق بر خطوط روشن جغرافیایی روی نقشه نیستند، اما ماهیتی هاله مانند دارند. این فرایندها عبارتند از شبکه روابط تجاری، روابط اجتماعی، جریان جمعیت و اثرات شهرمرکزی بر کاربری زمین نواحی پیرامونی )Dickenson, 1964, 28(.
اگر از واژه شناسی جغرافیای زمان استفاده کنیم، منطقه کلان شهری نیز همانند شهر- منطقه ساختاری است که متاثر از خط سیرهای افراد در زندگی روزمره شان شکل می گیرد، که این خود یادآور مفهوم مهم دیگری است و آن “فضای جریان ها” است .در این دید، منطقه کلان شهری به عنوان فضای جریان ها تعریف می شود به ویژه بر حسب سفر های آونگی بین نواحی مسکونی و
مکان های مرکزی) Hutchinson, 2009, 510(. علاوه بر این، تعریف دیگری نیز از منطقه کلان شهری به ویژه در سال های اخیر ارائه شده است که تعریفی آماری و رسمی از این مفهوم است که البته هم تحت تاثیر معیارهای عملکردی و هم آماری و جمعیتی ارائه می شود .
تعریف ارائه شده از منطقه کلان شهری از سوی سازمان توسعه
و همکاری های اقتصادی) OECD, 2006( به تبعیت از تعریف آماری از “کلان شهر” بنا شده است. تمامی شهرهای بالای یک میلیون نفر جمعیت در کشور های عضو این سازمان در صورت دارا بودن چند پیش شرط به عنوان منطقه کلان شهری تعریف می شوند. تعریف ارائه شده از این سازمان بر اساس سه معیار اندازه شهر مرکزی ،تراکم و سفرهای آونگی تعریف شده است. به این ترتیب که اگر در ناحیه مورد بررسی کمتر از 15 درصد جمعیت در اجتماعات با تراکم کمتر از 150 نفر در کیلومتر مربع زندگی می کنند آن ناحیه به عنوان یک ناحیه شهری محسوب خواهد شد. حال اگر در این ناحیه شهری، شهر یا منطقه شهری با بیش از یک میلیون نفر وجود داشته باشد باید پیش شرط های دیگری مانند سفرهای آونگی را ملاحظه نمود تا به حدود منطقه کلان شهری دست یابیم. اگر نواحی همپیوند با این شهر مرکزی دارای جمعیتی بیش از 005 هزار نفر باشد و جمعیت کل ناحیه یک و نیم میلیون گردد، این قلمرو به عنوان منطقه کلان شهری تعریف می شود32.
همانگونه که اشاره شد، اگرچه در آغاز مفهوم سازی شهر- منطقه و منطقه کلان شهری تمایزی بین این دو وجود نداشت، ولی تغییرات در کاربرد مفهوم شهر-منطقه و بسط کاربرد آن به ویژه در دو دهه اخیر نوعی معنای زمینه ای خاصی به آن بخشیده است که آن را از مفهوم منطقه کلان شهری، متفاوت می سازد )ر.ک به تعریف شهر-منطقه( .
9-2- مجموعه شهری
مفهوم مجموعه شهری اول بار در مصوبه طرح ریزي و مدیریت مجموعه شهري تهران و سایر شهرهاي بزرگ کشور و شهرهاي اطراف آنها مصوب 1374 مطرح شد. در اینجا اشاره به مختصات مجموعه شهری تهران می تواند در شناخت ماهیت این مفهوم به صورت تطبیقی کمک کند. تهران به عنوان پایتخت ایران و یک ابرشهر ساخته شده با وسعت حدود 700 کیلومتر مربع و جمعیتي بالغ بر هشت میلیون نفر در مرکز هندسي مجموعه شهری تهران قرار گرفته است. مجموعه شهری تهران جمعیتي بالغ بر 31 میلیون نفر داشته و مساحتي نزدیک به00061 کیلومتر مربع را پوشش مي دهد. جمعیت کنوني شهر تهران به عنوان کلان شهر مرکزي مجموعه شهری نزدیک به 60 درصد کل جمعیت منطقه را به خود اختصاص مي دهد و شامل 22 منطقه شهرداري است که در مجموع 7/4 درصد مساحت کل منطقه را به خود اختصاص داده است. مجموعه شهری تهران بیش از 90 درصد مساحت استان تهران را دربر ميگیرد. در حال حاضر این محدوده متشکل از 13 شهرستان و بیش از 30 بخش)قلمروهاي حکومتي( و بیش از
50 محدوده شهرداري )قلمرو مدیریتي( است. در مجموعه شهری تهران منطقه کلان شهری تهران نزدیک 1200 نقطه روستایی وجود دارد که حدود400 مورد آنها دارای دهیاری یا نظام مدیریت مستقل روستایی هستند.
بر اساس تحقیق زبردست) 1387، 218( در گزارش پژوهشی تعریف مجموعه شهری و تعیین شاخص های آن، مجموعه شهری محدوده ای است جغرافیایی که از یک شهر مرکزی و حداقل دو شهر پیرامونی و نواحی روستایی ما بین آنها تشکیل شده است که تمامی شهرهای پیرامونی آن با شهر مرکزی یکپارچگی اقتصادی ،اجتماعی و خدماتی دارند. بر اساس این تعریف و توصیف جغرافیایی مجموعه شهری تهران، نزدیکترین مفهوم جهانی به آن ،مفهوم منطقه کلان شهری یا منطقه شهری عملکردی است. به دلایل وجود ابعاد هنجاری مستتر در تعریف شهر منطقه، نمی توان از این مفهوم برای اطلاق به مجموعه های شهری در ایران استفاده کرد، ولی آنچه مسلم است این که به دلیل ماهیت، ساختار فضایی و مقیاس مجموعه شهری به هیچ وجه نمی توان از مفهوم منظومه شهری یا مفاهیم مشابه آن مانند ناحیه کلان شهری یا تجمع شهری برای اطلاق آن بهره برد.
10-2-منطقه شهری چند هسته ای
منطقه کلان شهری، شهر- منطقه و منطقه شهری چندهسته ای سه مفهومی هستند که به ترتیب میزان غلبه مرکز بر پیرامون مرتب شده اند. اگر در مفهوم منطقه کلان شهری غلبه و تسلط مرکز بر شهرها و محیط پیرامونی در اوج خود قرار دارد، این شرایط در شهر- منطقه کمتر شده و در مناطق شهری چند هسته ای به حداقل خود می رسد. به عبارت دیگر تفاوت اصلی در میزان غلبه شهر اصلی بر پیرامون است.
چند مرکزگرایی اساساً به معنی وجود چندین مرکز در یک ناحیه مشخص است که به نظر می رسد در دو دهه اخیر به چشم انداز شهری غالب در کشور های پیشرفته بدل شده است
)Kloosterman and Musterd, 2001, 623( . سال 1999 نقطه عزیمت جریان چند مرکزگرایی در اروپا بود که با انتشار چشم انداز توسعه فضایی اروپایی33)ESDP( تحقق پیدا کرد.مجموعه سیاست های این چشم انداز از آن پس در پی تقویت چند مرکزیت در اروپا بر آمده است) Albrecht, 2001,298(. این چند مرکزیت، هم در سطح قاره ای و هم در سطح ملی و خرد ملی دنبال شده است. در سطح ملی به تبعیت از سیاست های چشم انداز توسعه فضایی اروپایی بسیاری از کشور ها از جمله انگلستان) Wong, 2002(، اسپانیا
)Farinos et al, 2005( و هلند) Needham, 2005( دست به تغییر نظام برنامه ریزی ملی زده و گذار به برنامه ریزی فضایی34 با هدف تعادل بخشی به توسعه قلمرویی و ایجاد و تقویت نهاد های منطقه ای را در پیش گرفته اند. در سطح قاره ای نیز چند مرکزیت در قالب اعتلای مراکز آلترناتیو در بیرون از پنتاگون معروف اروپایی35 )اروپای شمال غربی( دنبال شده است) Hall and Pain,4 ,2006(. مناسب ترین ترجمان سیاست چند مرکزیت در سطح محلی را می توان اعتلای الگوی توسعه چند هسته ای در مناطق کلان شهری یا شهر منطقه ها دانست.
مرور متون صورت گرفته از سوی میجر) Meijers, 2005,
765( حاکی از این است که با وجود محدودیت متون مرتبط با این مفهوم، طیف متنوعی از مفاهیم مترادف با آن به کار رفته است مانند شهر-منطقه چند هسته ای36، شهرهای شبکه ای37، شبکه های شهری38، و مناطق کلان شهری چند هسته ای39. مفهوم منطقه شهری چندهسته ای را می توان از بعد ساختار فضایی و روابط بین شهری با مفاهیم کهن تری مانند شهر پراکنده40، مگالوپلیس و ایده شهر منطقه ای41 مامفورد در ارتباط دید. متون مختلف، منطقه شهری چند هسته ای را مجموعه ای از شهرهای به لحاظ تاریخی متمایز و به لحاظ سیاسی و اداری مستقل تعریف می کند که در همجواری همدیگر قرار گرفته و از طریق زیرساخت های لازم دارای پیوند مناسبی با هم هستند.راندشتات یکی از نمونه های اعلای منطقه شهری چند هسته ای است .
11-2-مگالوپلیس یا زنجیره شهری
مگالوپلیس اولین مفهوم سازی در سطح فرا شهر- منطقه ای است که بعد از چهار دهه، الهام بخش مفهوم سازی های دیگری در نوع خود بوده است. مفاهیمی مانند ابرمنطقه در امریکا و حتی ابر شهر-منطقه چند هسته ای در آسیا ملهم از آن شکل گرفته اند .دایره المعارف شهر) Caves, 2005, 455( تصریح می کند که اولین کاربرد این واژه در نقد کلان شهری شدن بزرگ مقیاس از سوی لوئیز مامفورد )درسال 1938( اتفاق افتاده است. وی فصلی از کتاب فرهنگ شهرها را تحت عنوان “ظهور و افول زنجیره شهری یا مگالوپلیس” به نقد نقش استثماری عریان این شکل از توسعه اختصاص داد که به قیمت نحیف تر شدن پسکرانه خود روز به روز فربهی بیشتری پیدا می کرد. مگاپولیس یا زنجیره شهری که مشتق از دو واژه یونانی “مگا” و “پولیس” است معرف شهری بسیار عظیم است.
همزمان با انتشار این اثر از مامفورد و حتی بعدتر، جغرافی دان شهیر فرانسوی ژان گاتمن درطی سه دهه متوالی 0391 ،0491 و 1950 مدیریت پروژه ای با عنوان “تحقیق درباره مگالوپلیس” را به عهده داشت. در این پروژه پایگاه آماری استفاده می شد تا بتوان براساس آن شهرستان یا کانتی های کلان شهری را از غیر کلان شهری تمیز داد. نقشه تهیه شده براساس این داده ها به روشنی نشان می داد یک سری از شهرستان های کلان شهری به صورت غیر منقطع از حومه بوستون تا ماساچوست و حومه واشنگتن دی .سی42 گسترش یافته اند. از این نقشه روشن می شد که شکل شهری جدیدی درحال ظهور است. آنچه درحال شکل گیری بود ناحیه شهری توسعه یافته و واحدی بود که در طول005 600- مایل در ساحل شمال شرقی امریکا گسترش می یافت) Pitzl, 2004(.
از دید دایره المعارف مطالعات شهری (Hutchison, 2009,
501-2( از جمله نمونه های مطرح مگالوپلیس امریکایی ]به غیر از ساحل شمال شرقی با 42 میلیون جمعیت در سال [2000 می توان به کریدور میلواکی-شیکاگو- دیترویت- پیتسبورگ43، لس آنجلس بزرگ- سن دیه گو -تیجوانا44 و شاید منطقه شهری سان فرانسیسکو- سن خوزه- ساکرامنتو45 اشاره کرد. از دیگر موارد خارج از امریکا می توان به کریدور توکیو –ناگویا- اوزاکا با بیش از 80 میلیون جمعیت، مناطق شهری با مرکزیت سائوپولو- ریودوژانیرو، پکن-تیان جین-تانگشان46 و دلتای رودخانه مروارید47 )هنگ کنگ-گوانگژو( و دلتای رودخانه یانگتسه48)شانگهای بزرگ( اشاره کرد .
آنچه از مصادیق اشاره شده در منابع مختلف از مگالوپلیس به دست می آید اینکه این مفهوم از لحاظ ماهیت و مقیاس فضایی بسیار نزدیک به مفاهیم دیگری چون ابر منطقه )بازتعریف امریکایی مگالوپلیس بعد از 2000(و ابر شهر- منطقه چند هسته ای)بازتعریف آسیایی مگالوپلیس در دهه 1990( است. اگرچه دایره المعارف جدید مورد اشاره در ذکر مصادیق تفاوتی را بین مگالوپلیس و ابر شهر- منطقه ایجاد نمی کند، با وجود این تفاوت نسبتاً ظریفی بین ابر شهر- منطقه آسیایی و یا اروپایی و مگالوپلیس یا ابر منطقه امریکایی وجود دارد زیرا همانگونه که کاستلز) 0831، 274-3( نیز تاکید دارد، ابر شهر منطقه چند هسته ای چه نمونه آسیایی و چه نمونه اروپایی آن یک شهر منطقه منسجم کارکردی ولو در مقیاسی بسیار بزرگ است. از این رو به لحاظ ماهیت، متفاوت از یک مگالوپلیس کلاسیک است که بیشتر نتیجه همجواری فضایی شهر منطقه های کارکردی مستقل است. مگالوپلیس و مفاهیم هم رتبه آن از لحاظ مقیاس فضایی بزرگترین انواع منطقه های شهر-بنیاد محسوب می شوند که از کنار هم قرار گرفتن مناطق شهری به لحاظ عملکردی مستقل شکل می گیرند .
12-2-ابرشهر-منطقه
این مفهوم اول بار به عنوان بازتعریفی از مگالوپلیس در آسیا و در نام گذاری سازمان فضایی در حال شکل گیری پیرامون دلتای رودخانه مروارید مطرح شد. با این وجود، ابر شهر منطقه هم از لحاظ لغوی و هم از دید مصادیق کاربرد آن در اروپا و حتی آسیا تفاوت ماهوی چندانی با مفاهیم منطقه کلان شهری، شهر-منطقه و منطقه شهری چند هسته ای ندارد، مگر مقیاس فضایی آن که گستره ای بسیار بزرگتر از یک شهر- منطقه متعارف را در بر می گیرد. اگر چه-همانگونه که پیشتر اشاره شد-مفهوم شهر-منطقه تلویحاً بر چند مرکزیت تاکید دارد، با وجود این اگر خواسته شود بر چند مرکزیت ابر شهر-منطقه ها تاکید مضاعفی شود، از مفهوم ابر شهر-منطقه چند هسته ای49 استفاده خواهد شد .
از دید پیتر هال و کتی پین) 2006, 3( اگرچه ژان گاتمن اولین بار در سال 1961 دراثر پیشگام خود با عنوان “مگاپولیس” الگوی اولیه ابر شهر-منطقه ها را تعریف نمود و مارتین مگریچ و جان پار50 در سال 1997 الگوهای مشابهی را در پیرامون لندن باز شناختند، با وجود این بازتعریف جدید آن در آسیای شرقی صورت گرفته است در نواحی مانند دلتای رودخانه مروارید ،دلتای رودخانه یانگتسه چین و جاکارتای بزرگ. این یک شکل جدیدی از سازمان فضایی و اسکان بشر محسوب می شود که مانوئل کاستلز) 1380 ،174( آن را نتیجه فرایند قطب گرایی فضایی بین کلان شهری15 می داند .ابر شهر منطقه دلتای رودخانه مروارید یکی از شناخته شده ترین نمونه این هویت فضایی جدید در آسیاست که در منطقهاي به وسعت 50 هزار کیلومتر مربع گسترده شده و بسته به ای نکه مرزهاي آن را در کجا تعریف کنیم، جمعیتي بین 40 تا 50 میلی وننفر را دربر ميگیرد) Hall and Pain, 2006, 3(.
پیتر هال تاکید دارد که این ابر شهر منطقه ها صرفاً پدیده هایی خاص آسیا نیستند. تحقیقات اخیر در امریکا ده ابر منطقه یا ناحیه مگاپولیتنی تعریف کرده است که 197 میلیون آمریکایی درآن ساکنند و این اشکال جدید واقعیت هایی هستند که در اروپا نیز مشاهده و بررسی شده اند )ر.ک.به تعریف ابر منطقه(. اخیرترین مطالعه در این زمینه در اروپا تحقیقاتی است که سر پیتر هال و کتی پین طی آن تلاش کرده اند تا 8 نمونه از این ابر شهر-منطقه های اروپایی را مورد مطالعه قرار دهند: ابر شهر- منطقه هایی چون لندن، پاریس ،راندشتات، راین روهرو، راین ماین، منطقه شمال سوئیس، دوبلین بزرگ و بلژیک مرکزی) ibid(.
به نظر می رسد، این مفهوم به لحاظ مقیاس فضایی کاربرد دوگانه ای دارد. مصادیق آسیایی آن -که بازتعریفی از مگالوپلیس امریکایی است–از لحاظ مقیاس و جمعیت بسیار بزرگتر از نمونه ابر شهر- منطقه های اروپایی است. اگر بتوان پذیرفت که برای مثال دلتای رودخانه مروارید نوعی مگالوپلیس آسیایی است ]اگرچه از لحاظ ساختار فضایی متفاوت از یک مگالوپلیس کلاسیک است که معمولاً شکلی خطی دارد و نیز از لحاظ وجود روابط عملکردی که خیلی مستحکم تر از مدل کلاسیک مگالوپلیس است[ پذیرش آن حداقل برای همه ابر شهر منطقه های اروپایی بسیار مورد تردید خواهد بود. از دید تبارشناسی ابر شهر- منطقه های اروپایی از لحاظ ماهیت و مقیاس به مفهوم شهر- منطقه بسیار نزدیک ترند تا مگالوپلیس. به هر حال در کاربرد این مفهوم در اروپا، آسیا و امریکا باید به این نکته توجه داشت که مقیاس این مفاهیم و حتی ماهیت آن در سه قاره فوق متفاوت از هم است .
13-2-ابر منطقه
این مفهوم همراه با مفهوم مناطق مگاپولیتنی اول بار در مقالات لنگ و داول) Lang and Dhavale, 2005( و گزارش های انجمن طرح منطقه ای) RPA( منتشر شد )به نقل از Lang and Knox,2009(. ابر منطقه مفهوم جدیدی است که متاثر از ایده مگاپولیس گاتمن -که الهام بخش طرح ابرمنطقه های امریکایی 2050 است– در متون مرتبط به ویژه در طرح مورد اشاره مورد تاکید قرار گرفته است. ابر منطقه نسخه دیگری از مگالوپلیس است. نیل پیرس) Hutchison, 2009, 502( درسال 2008 از قرن مگالوپلیس یاد کرده و یادآوری می کند که بیش از 200 میلیون ازجمعیت امریکا)دو سوم جمعیت( در 10 منطقه مگاپولیتنی زندگی می کنند .پیش بینی می شود تا سال 2050 ، 70 درصد جمعیت کشور و 80 درصد اشتغال در هشت تا ده ابر منطقه امریکا زندگی خواهند کرد. فرا- منطقه ها یا ابر]منطقه[ ها52 و مگالوپولیس های جدید از جمله مفاهیم جدید هستند که در جغرافیای مگاپولیتن جدید برای نواحی بزرگ سکونتگاه های پیوسته ساخته شده به کار رفته اند) Dewar and Epstein, 2007, 110 (. طرح امریکای0502 ابر منطقه ها را شبکه های بزرگی از نواحی کلان شهری تعریف می کند که در هم پیوند خورده اند. این ابر منطقه ها به واسطه ویژگی های زیست محیطی، فرهنگی، زیرساختی و عملکردی تعریف می شوند) ibid, 113(.
در سال 2006 منابع برای برنامه ریزی و ارائه طرح اولیه ابرمنطقه ها در امریکا تدارک دیده شد: این ابر مناطق عبارت بودند از شمال شرق )مگالوپلیس کلاسیک ژان گاتمن(، دریاچه های بزرگ،کالیفرنیای جنوبی، پیدمونت آتلانتیک53، کاسکادیا- شمال غرب54 ، کریدور آفتاب آریزونا و مثلث تگزاس55)ibid, 110(. در طرح هایی که برای این هشت منطقه تهیه شده است، تعاریف مختلفی از ابر منطقه ارائه شده است. برخی از طرح ها، ابرمنطقه را نواحی کلان شهری همجواری تعریف می کنند و در ضمن معیاری برای میزان پیوند آنها ارائه نمی دهد با این وجود ویژگی های محیطی، فرهنگی، زیرساختی و کارکردی همه طرح ها را وادار می کند تا نواحی بزرگی از نواحی غیر کلان شهری و روستایی را در محدوده ابر منطقه قرار دهند) ibid, 115(.
192457536853

3-گونه شناسی مفاهیم مرتبط با منطقه شهر -بنیاد
هدف اصلی این مقاله ارائه تعاریف فضایی، انجام نوعی گونه شناسی و تبارشناسی از مفاهیم مختلف مرتبط با منطقه شهر- بنیاد است)رجوع کنید به جدول 3 و نمودار 1(. ازدید منطقی دو شکل بسیار کلی از منطقه شهر- بنیاد قابل تصور است که بر حسب وجود یا فقدان معیار پیوستگی کالبدی بین اجزای سازنده از هم قابل تفکیک هستند)تصور دوگانه از مفهوم منظومه شهری گدس نیز ناظر بر این دوگانگی منطقی و ممکن است(. اشکال دسته اول این مفاهیم که بر پیوستگی کالبدی تاکید دارند، ناظر بر یک ابر شهر ساخته شده بزرگ و در برخی موارد بسیار بزرگ است که می تواند در دو ساختار فضایی متفاوت ظاهر شود: الف( ابر شهر ساخته شده ای که ناشی از گسترش متحدالمرکز یک شهر و یا کلان شهر است؛ ب( ابر شهر ساخته شده ای که با گسترش کالبدی و به هم پیوستن چندین شهر از پیش مستقل موجود در ناحیه شکل می گیرد)منظومه شهری در معنای دقیق گدسی آن(. همانگونه که اشاره شد، این دسته مفاهیم منطقه شهر بنیاد را می توان بر حسب معیار پیوستگی کالبدی از دیگر مفاهیم بازشناخت. این مفاهیم عبارتند از کلان شهر ،منظومه شهری، ابرشهر، تجمع شهری و ناحیه کلان شهری (در معنای غیر آماری و غیر امریکایی آن( .
دیگر گروه مفاهیم کلان شامل آن دسته از مفاهیم منطقه شهر- بنیاد هستند که پیوستگی کالبدی در تعریف آنها جای خود را به معیار همبستگی کارکردی و همجواری فضایی می دهد .در این دسته مفاهیم بین عناصر سازنده لزوماً پیوستگی کالبدی وجود نداشته و به جای آن می توان از معیارهای روابط کارکردی و همجواری فضایی در تعریف سود برد. این دسته مفاهیم بر حسب مقیاس فضایی و عناصر سازنده آنها به دو دسته مفاهیم مقیاس کلان و خیلی کلان تقسیم می شوند.
از جمله مفاهیم مقیاس کلان می توان به مفهوم شهر-منطقه و منطقه شهری عملکردی اشاره کرد. اجزای سازنده این مفاهیم شهرها و روستاها و مراکز کار و فعالیت و… هستند که در هاله روستایی- شهری پراکنده شده اند. اگرچه ساختار فضایی این دو مفهوم به طور ضمنی روشن است )شهر-منطقه ها میل به چند هسته ای شدن دارند و منطقه شهری عملکردی گرایش به تک هسته ای بودن دارد (، با این وجود همانگونه که پیشتر نیز در تعریف مفاهیم آمد، مفاهیم شهر-منطقه و منطقه شهری عملکردی دارای مقیاس فضایی چندان روشنی نیستند، به گونه ای که هر شهری با گذر از آستانه ای خاص می تواند برای خود منطقه ای را بر حسب جرم جمعیتی و فعالیت اقتصادی خودش سازمان دهد. از این رو برای تصریح مقیاس فضایی و ساختار فضایی این دسته مفاهیم معمولاً از پسوندها و پیشوندهای مکمل استفاده می شود، مانند منطقه کلان شهری تک هسته ای یا چند هسته ای ،شهر-منطقه چند هسته ای یا مناطق کلان شهری عملکردی. حتی مفهوم ابر شهر- منطقه چند هسته ای نیز در دو دهه اخیر برای تصریح و تمایز بخشی مقیاس فضایی کلان مفاهیم پیش گفته وضع شده اند.
مفاهیم مقیاس خیلی کلان، از سوی دیگر، ریشه در آثار ژان گاتمن و مفهوم مگالوپلیس دارد. اگر شهرها و روستاها اجزای سازنده مفاهیم مقیاس کلان هستند، عناصر تشکیل دهنده مفاهیم مقیاس خیلی کلان، شهر-منطقه ها هستند. به عبارت دیگر، اگر مفاهیم مقیاس کلان با کنار هم قرار گرفتن چندین شهر و نقاط سکونتی و فعالیتی دیگر در قالب “یک منطقـه ارگانیـک” شکـل می گیرد، مفاهیم مقیاس خیلی کلان از کنار هم قرار گرفتن مفاهیم مقیاس کلان )شهر-منطقه ها و مناطق کلان شهری ( شکل می گیرند و این تلویحاً گویای مقیاس بسیار بزرگ و غیر قابل مقایسه آنها با انواع دیگر مفاهیم اشاره شده در این مقاله است .جدول2 به تشریح ریخت شناسي و معیارهاي تعریف مناطق شهر- بنیاد پرداخته است.
8285920.
اد
ی
بن

شهر

منطقه

م
ی
مفاه

تبارشناسي

و

شناسی

گونه

1

نمودار



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید