صفحات 31 – 42
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره34 پاییز1389
88401444650

فرآینـــد طراحـی معمــاری ، تعامل میان طـراح وبهـره بردار*
)مدل یابی مشارکت درطراحی مسکن های شخصی ساز(

دکتر مهران علی الحسابی1** ،مهندس مهرداد یوسف زمانی2
استادیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 25/7/88، تاریخ پذیرش نهایی: 4/4/98(
چکیده:
به موازات شکل گیری جوامع انسانی، پدیده مشارکت در جهت تقویت روابط اجتماعی متناسب با تنوع نگرش و مکاتب ظهور یافته است که با رشد نهضت های انسان شناختی مشارکت بهره برداران سرلوحه طراحان معماری قرار گرفته و یکی از عوامل مهم در پایداری اجتماعی گردیده است. این پژوهش با معرفی زمینه ها و افق های مشارکت و دیرینه این پدیده درطراحی مسکن، سعی در معطوف داشتن توجهات دست اندرکاران تولید مسکن به بهره گیری از پتانسیل های اجتماعی این مقوله داشته تا شناخت مناسبی برای انتخاب رویکرد منطقی طراحی، در جلب مشارکت فکری قطب های طراحی مسکن بدست آید. از دیگر اهداف مطالعه، سوق دادن سطح مشارکت بهره بردار از توجه به نیازهای فیزیولوژیکی، به خود یابی، بوسیله طراح است که در این راستا، دسته بندی نیازهای انسانی و نوع مشارکت متناسب با آن، محدودیت ها و دامنه های دخالت طراح و بهره بردار، باز تعریف مقولات طراحی مشارکتی، از اهداف تحقیق می باشد . سپس با بهره گیری از مولفه ها و اهداف در برگیرنده آنها، ابزار نظر سنجی طراحی و به سنجش گذاشته می شود. در خاتمه علاوه بر کسب عوامل اصلی و تحلیل فرضیه ها، به مدلی در برگیرنده روابط میان عوامل فرآیند طراحی مشارکتی دست می یابیم. مطالعه بر گرفته از بررسی های توصیفی-استنتاجی، کتابخانه ای، مصاحبه، سنجش میدانی و تحلیل آماری آنها می باشد .
واژ ه های کلیدی:
مشارکت، قطب های طراحی، مسکن گزیني، قیود طراحی مشارکتی، جدول هدف – محتوی و مدل یابی.

*– این مقاله بر اساس بخشی از رساله دکتری تخصصی معماری با عنوان «بررسی و باز تعریف جایگاه مشارکت در فرایند طراحی مسکن مطالعه موردی مسکن های شخصی ساز شهر سنندج » به راهنمایی جناب آقای دکتر مهران علی الحسابی و مشاوره جناب اقای دکتر باقر حسینی و جناب آقای دکتر بهرام صالح صدق پور می باشد.
.E-mail: Alalhesabi@lust.ac.ir ، 0871-3562079 : نویسنده مسئول: تلفن : 09121123799 ، نمابر**
2991306342602

مقدمه
همه افراد درجوامع انسانی نیازمند سر پناهی به نام مسکن می باشند و قطعاً در پی آنند که درشکل گیری آن نیز دخالت داشته باشند. هر چند که شرایط خاص معاصر )با توجه به مسکن گزینی و دیدگاه های طراحان( این دخالت را در میزان، چگونگی و محتوای مقوله مشارکت بسیار گوناگون نموده است اما مهم اینست که همواره ماهیت وجودی مشارکت مطلوب بوده و حداقل بنیان های مشارکت هم از لحاظ نظری و هم با توجه به معیارهای اخلاقی عاقلانه می نماید) Mclegon, 1998, 45(.
در این رابطه مباحثی به شرح ذیل قابل تامل است:
آیا مشارکت، آرمانی بدوی و تراوش از ذهن های ساده لوح است یا می تواند در دنیای واقعی به اجرا در آید؟
آیا اعتقاد به تنوع انسانی و در نتیجه تنوع طراحی )فضای مسکونی که با انسان و فرد عجین و در هم آمیخته می باشد.( می تواند موانع راه مشارکت را مرتفع ساخته و بر پایدار شدن این مقوله بیفزاید؟
-چه کسی، با چه راهکار و تکنیکیمی تواند فضاهای در خور تمامی تنوع ها را فراهم ساخته و با شکل دهی به مصالح، ظروفی )بناهائی( مناسب برای این همه مظروف )انسان های( متنوع را فراهم سازد؟
با تولد هر مکتب و ایدئولوژي در جهان، متناسب با اصالت وجودي که به انسان، تاریخ، اجتماع، فرهنگ، اقتصاد قائل هستند ،نگرش هایي در پدیده ها و تولیدات اجتماعي ظهور مي یابد، که مسکن و طراحي آن نیز از این قاعده مستثني نبوده و در این تعامل نه تنها فرم، عملکرد، زیبایي و ظاهر ساختمان، بلکه نحوه نگرش به کارفرما و سهم وي درفرآیند طراحي، جایگاه هاي متفاوتي مي یابد.
ماهیت و گستره زماني و مکاني برخي مکاتب، شاید در هنر ،طراحي و دست ساخته هاي بشري نمودي نداشته و درموارد فوق به معیارها و دستورالعمل هائي منجر نشود اما درمکتبي چون مدرنیزم، به دلیل زیر ساخت فکري و دیدگاه هایي که در خصوص مسکن و طراحي آن داشته و همچنین مقطع زماني) که مترادف با نیازهاي کمي تولید مسکن بوده است(، بسیار سریع و در بستری وسیع رشد نموده و طرفداران بسیاري پیدا کرد .اما چون طراحي تنها با نگرش مادي و جسمي، عدم اعتقاد به کثرت و تنوع انسان ها و بدون توجه به ویژگي هاي خاص هر بهره بردار شامل: تجارب روانشناختي، دنیاي ادراکات وباورها ،نظام ارزشي، شاخصه هاي فرهنگي وعقاید منتج از رفتارهاي محیطي ساکنان صورت مي پذیرفت، بسیار سریع مخالفین و منتقدین فراواني یافته) که عده اي نیز از مروجین وموافقین اولیه مکتب فوق بودند.( که با نگرشهاي اصلاحي سعي در رفع نواقص یادشده داشته بطوریکه اکثراً توجه به بهره بردار را در دستور کار خود قرار دادند.1و به تبع آن طراحان معمـاري، ضمن تجدید نظر در تعاریف و مفاهیم فضا، معتقدند که به صورت مجرد نمي توانند تعیین کننده کیفیت فضا باشند. چرا که کیفیت نهایي ،محصول تعامل مستقیم بین کالبد و بهره بردار بوده وعدم توجه به این امر در سرنوشت کیفي فضاي مسکوني بسیار زیانبار است.
پس با این نگرش پرداختن به فرضیه ای تحت عنوان: “رویکرد مشارکتي در طراحي مسکن، بستر و افق هاي جدیدي از امکانات ،روش ها و زمینه هاي بالندگي را در محیط مسکوني پدید آورده و به دلیل امکان همفکري و تصمیم گیري بهره بردار، علاوه بر مشارکت بهینه، به ارتقای مطلوبیت فضا، انعطاف پذیري متقابل فضا و بهره بردار، تعلق خاطر و افزایش انگیزه هاي سکونتي بهره بردار خواهد انجامید”، ضروری می باشد و از این منظر فرضیه های جنبی حول محورهای:
الف: همفکری بهره بردار و اعضاء خانواده وی در جهت شناخت و احاطه نسبت به محیط مسکونی ، رفع معضلات و ناهنجاریهای میان اعضاء خانواده )با درک عرصه ها و حریم های داخل خانه( و ایجاد زیبایی واقعی و انطباق فضاها با نیازها.
ب: کسب مهارت در نیاز سنجی و تبدیل آنها به کالبد در طراح، امکان تغییر و تعدیل در توقعات و تمایلات نامناسب بهره بردار، ارتقاء توانمندی طراح در برخورد با بهره برداران گوناگون .
ج: ایجاد زمینه ارتقاء فرهنگ مشارکتی و ارتقاء جو تعامل و تحمل نظریات مخالف، روحیه خود جوشی، اعتماد به نفس، مسئولیت پذیریا جتماعی.
قابل تامل وبررسی بوده وچارچوب نظری پژوهش را شکل می دهد .
متعاقب طرح فرضیه های مذکور، پرداختن به این سوال که «عوامل اصلی و نظری و مدل روابط علی جایگاه مشارکت بهینه
)بهره بردار و طراح ( در فرایند طراحی مسکن شخصی ساز چیست؟ » می تواند پژوهش را به ماحصل برساند.
بدین منظور مقاله جستجوی خود را با تعابیر و تفاسیر واژه مشارکت، جایگاه مشارکت، ضرورت آن در طراحی مسکن ،حالات مشارکت در سابقه مسکن گزینی، نوع مشارکت بین قطب های طراحی، دسته بندی نیازهای انسانی و سطح مشارکت، جایگاه بهره بردار در محدوده های طراحی مشارکتی، دامنه فعالیت دو قطب طراحی )طراح و بهره بردار(، به انجام رسانده است و سپس به استخراج مولفه ها و اهدافی که در طرح سوالات پرسشنامه کارساز باشند، برمی آید، تا پس از تحلیل پاسخ ها و فراوانی آنها و نیل به عوامل شاخص اصلی و نظری، به مدلی که نوع و میزان تاثیرات این عوامل را بر یکدیگر نمایان سازد دست یافت .
1- مشارکت و )تعاریف و تفاسیر(2:
واژه مشارکت )بر وزن مفاعله( به معنای شرکت دو جانبهو متقابل افراد برای انجام امری است و در فرهنگ آکسفوردآن را کنش یا واقعیت شرکت داشتن و سهم داشتن معنی کرده اند)غفاری، فصل دوم ،1380، 83(.
پس در این معنا مشارکت می تواند به صورت های زیر نمود پیدا کند )رهنما ،1379، 611(:
مقطعی،3 معطوف به هدف خاص و یا بخشی از حیات اجتماعی .
پایدار،4 با هدف از پیش تعیین شده و یا ناظر بر بخش خاصی از زندگیا جتماعی .
مبتنی بر اهداف مثبت )اخلاقی(5 و یا اهداف شرورانه )غیر اخلاقی(6.
از لحاظ مدیریتی و سازمان یافتگی، بصورت تحمیلی7 یا داوطلبانه و آزاد.8
به صورت کنترل شده 9 و یا خودجوش.10
اما این واژه نیز همانند بسیاری از مفاهیم دیگر )متناسب با بستر اجتماعی و فرهنگی و موضع کاربرد آن( در حالت های متفاوتی عنوان شده، بطوریکه گاهی خودجوش، مردمی و بر پایه تفکرات شخصی و در مواردی مدیریتی و تحمیلی و …. تفسیر گردیده است و حتی در خصوص نقش ابزاری و هدف بودنش نیز، اختلاف نظر فراوانی موجود می باشد.
تایلور ومک کنزی11 : مشارکت اصیل به معنای اینست که، قدرت تصمیم گیری دراختیارمردم غیرنخبه12 قرار گرفته و آنهاا ز هر نوعکنترل آزاد باشند. مشارکت از پایین به بالا 13کلید توسعه درون زاست.
بورکی14: مشارکت بخش جوهری و اساسی رشد انسان است و آن توسعه خود اعتمادی ـ ابتکار ـ سر بلندی ـ مسئولیت پذیری و تعاون اجتماعی است. بدون چنین تحول و توسعه ای در درون مردم، تلاش و اقدام برای از بین بردن فقر وتوسعه نیافتگی اگر غیر ممکن نباشد حداقل با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد بود و چه بسا توسعه و پایداری که زیر ساخت رشد و بهره برداری است ،میسر و مقدور نگردد )غفاری ، 1380 ، 93(.
پیران: مشارکت واقعی، مشارکتی اجتماعی هدفمند است که با آگاهی شرکت کنندگان در فرایند همراه باشد. بسیاری از همکاری های موردی خودکار، که از سوی جامعه وگروه و خانواده به فرد تحمیل می شوند یا به خاطر تکرار تاریخی، غریزی گردیده است ،مشارکت اجتماعی تلقی نمی شود)فرجام فر ،1378، 96(.
ـ طوسی: اگر فرآیند را به عنوان فرا گرد نیرومند سازی در نظر بگیریم، مشارکت مبتنی بر سه ارزش سهیم کردن مردم در قدرت و اختیار رای دادن مردم برای نظارت بر سرنوشت و بازگشودن فرصت های پیشرفت به روی رده های زیرین جامعه خواهد بود .مشارکت مانند فراگردی پویا )نه فراورده و پیامد ساکن وایستا (، با پیوند های چند سویه، به پدید آمدن و آفرینش دانش و آگاهی، نه دادن یا دریافت آن اشاره می کند )طوسی ،1379 ،44(.
ضرورت مشارکت در طراحی مسکن:
ذات و خصلت انسان و قدرت تفکر، تعقل، تجربه و تحقیق، او را برآن داشته تا تنها بر تصمیم گیری شخصی متکی نبوده و به مشورت و همفکری با دیگران نیز بپردازد و بر این اساس در اتخاذ تصمیم برای طرح مسکن نیز هر کدام از دو قطب )طراح و بهره بردار(، به نوعی نیازمند همفکری می باشند و نه تنها طراح ،بلکه بهره بردار نیز، به تنهایی از عهده تحقق واقعی موضوع بر نمی آیند. طراح برای آنکه بتواند مردم و کارفرمایش را شناخته ،با او ارتباط گرفته و نیازهایش را درک نماید و بهره بردار از آن جهت که از دیگران )مردم و طراح ( تجربه کسب کرده، اطلاعاتش را ارتقاء دهد، نیازهایش را معرفی کرده و دیدگاه های طراحش را درک نماید، نیازمند حرکتی مشارکتی در طراحی می باشند .اجتماعی بودن هنر معماری، هم سنگی آن با خود زندگی ،شکل گیری اش در کش و قوس های زمان و جهت گیری آن توسط مردم، نیازش به مشارکت را ضروری می نمایاند، پس نباید اجازه داد که معماری یا بازتاب ایده آل های شخصی و انعکاس قدرت افسانه ای خودستایانه معمار شده و یا وجهه ای صرفاً عوامانه به خود گیرد .
به گفته لوکوربوزیه:” معماران هنرمندان معجزه گر و همه کاره نیستند اما عمدتاً هماهنگ کننده فعالیت های زندگی با ساختمان ها هستند، یعنی معمار باید خواسته ها و نیازهای کارفرما را در طراحی خانه وارد کند، ضمن اینکه فضاها و فرم ها را با ایده های هنری و عملکردی خود در می آمیزد. این کاری است که معمار باید در یک بده بستان در رابطه ی خوبی که با کارفرما برقرار کرده، آن رابه سرانجام رساند این هنر اوست”)09 ,2002 , Devido(.
شاید خلق فضا قسمت عمده و نمایان کار طراح است اما بخش مهم دیگری از هنر معمار )که زیر ساختی است(، تعامل متوازن مبتنی بر منطق و احساس با کارفرماست. این رویکرد در طراحی مسکن، از اساسی ترین عوامل برای شروع طراحی بوده و علاوه بر شناخت زمین، استانداردها و رفتارهای انسانی ،)که یک نوع نگرش کلی است(. با شناخت کامل از کارفرمای هر طرح می توان به مسکن در خور نایل گردید. این امر در سابقه مسکن گزینی با توجه به شرایط هر مقطع زمانی به نوعی صورت پذیرفته است15.
حالات مشارکت درسابقه مسکن گزیني:
متناسب باحرکت های اجتماعی و اقتصادی معاصر و تحولاتی که ذکر شد، مشارکت در کلیه پدیده هاو زمینه های اجتماعي دستخوش نوساناتی در دو جهت مثبت و منفی گردیده بطوریکه این تحولات در میزان و نوع مشارکت در شکل گیری مسکن نیز کاملاً مشهود است و در این راستا در حالیکه، اگر در مقاطعی تولید مسکن فقط با تفکرات و تصمیم گیری شخصی استفاده کننـــده و یا با همفکری و استفــاده از تجارب دیگــر بهره برداران و بدون حضور فردی بنام طراح صورت می پذیرفت ،به ناگاه با چرخشی180 درجه ای، فردی بنام طراح و دربسیاریمواقع بدون مشارکت و در نظر گرفتن نظرات و نقش واقعــیبهره بردار، اقدام به طراحی مسکن می نماید.
با بررسی این روند تاریخی از منظر درک نوع ومیزانمشارکت، مراحلی به شرح ذیل قابل تشخیص می باشند.
سکونت در غار با تفکر فردی )مشارکت میان گروهی که در کنار هم ساکن شده اند(: فضا و ساختار آماده و نمود تفکرات انسانی صرفاً در تغییرات بسیار جزئی و حک و ترسیم نقوش قابل مشاهده است.
تولید سر پناه توسط بهره بردار)بدون حضور فردی بنام طراح(: این روش دامنه زمانی و مکاني گسترده اي داشته و در دو حالت کلی قابل بررسی است.
الف: ساخت اشکال ابتدائی مسکن )تفکرات خودجوش و مشارکت با اعضاء خانواده(: خلق فضاهایی بسیار ابتدائی برای پاسخگویی به نیازهای اولیه درحد سرپناه ومحفوظ ماندن از حوادث طبیعی، حیوانات و دیگران.
ب: ساختن مسکن با امکانات و تکنیک های توسعه یافته تر )بدون مشارکت با فردی بنام طراح(: تولید مسکن با همفکری و تشریک مساعی دیگران در طراحی صورت می پذیرفت .
ساخت درحالتي جامع تر نسبت به قبل انجام می گرفت.
دخیل شدن افرادی با حرفه طراحي )مشارکت میان مردم و طراحان(: پسا ز شکل گیری حرفه ها و فنون و تقسیم کارا جتماعی ،پیشه ای مختص طراحی و ساخت مسکن بوجود آمد که مردم برای تولید مسکن خود، به آنان مراجعه می نمودند .که پدیده نیز در چرخه تحولات جهانی بسیار متنوع و متغیر، ظهور پیدا کرده است.
الف: طراحی سنتی )بودن فردی بنام معمار در کنار مالک:( این فرد در عین داشتن پایگاه حرفه ای مستقل، چون داراي پیشینه اجتماعی و ارزشی هم سنخ با مردم بود، مردم را به خوبی خودشان می شناخت و از سوئی، مردم نیز خود هدایت موضوع طراحی را در دست داشته و نقش معمار، ابزار گونه و همفکری یاسامان دهنده تفکرات و نظریات کارفرما بود و طراحي، در ارتباط تنگاتنگ بامالک صورت مي پذیرفت.
ب: طراحان با تحصیلات دانشگاهی )حضور افرادی در اجتماع با نگرش نوین طراحی(: با ورود این قشر به عرصه طراحی معماری)که مصادف با تحولات جهانی نیز بود(، نحوه نگرش به برنامه ریزی وتولید مسکن بسیار متحول گشته بطوریکه در این مقطع میزان و نحوه دخا لت مردم در طراحی مسکن خویش، مولد تنوع مکاتب عصرحاضر گشته و معماران متناسب با عقاید خود به این موضوع بهاء می دادند.
متعاقب این تحولات و به موازات نگرش طراحان، سایر افراد مرتبط با تولید و ساخت )قانونگذاران، برنامه ریزان، سازندگان( هم مواضعی نسبت به نقش بهره بردار از خود بروز داده و در حالت های متفاوت، نقش بهره بردار را تعریف و تدوین نمودند .هر چند که اکثراً )به صورت ریشه ای یا ظاهری(، این امر را از مراتب مهم در طراحی می دانستند، اما متاسفانه در مواردی این نقش بسیار کمرنگ گشته و بهای کافی به این موضوع داده نشد.
البته نمی توان فقط مدیران، طراحان و سازندگان را در لبه تیغ اتهام قرار داد، بلکه مردم نیز نقش واقعی و معیارهاي ارزشي خود را فراموش کرده و آنگونه که می بایست در فرآیند طراحی نقش خود را ایفا ننمودند و این ضعف تا آنجا پیش رفت که متفکران و سازمان های جهانی وعام المنفعه اجتماعی درصدد تجدید نظر و باز تعریف مشارکت برآمدند.
4-طراحی مسکن معاصر و نوع مشارکت بین دوقطب طراحی:
با توجه به دیدگاه های متفاوت در تعریف و تفسیر مشارکت ،که برخاسته از تنوع نگرش به ریشه، ماحصل، روند، فرآیند و سازمان مشارکت است، طراحان و متفکرین معماری نیز برایاین موضوع )در حرفه خود و از منظر روابط بین طراح و بهره بردار( نگرش های متفاوتی بشرح ذیل قائل شده اند: (Lawson,2005, 201-203(، (Lang, 2003, 262):الف: معماران خود محورگرا : معمار معتقد است که،”بایستی چیزی را به کار فرما بدهدکه خود معمارمی خواهد و یا فکر می کند که برای کار فرما خوب است”. در این حالت طراح کارفرمایی را انتخاب می کند که علاقمند به قابلیت زیست پذیری و کاهش هزینه های اجرایی ساختمان بوده و سخت گیری کمتری داشته باشد که در نهایت معماری نوگرای مد روز و یا چیزی به شدت التقاطی تولید شده و معمار خود محور، فرم دهنده معماری می گردد (Ackerman, 1969,”44(.
لازدن) Lasdun(: کار ما این است که به کارفرما نه آن چیزی را که می خواهد بلکه چیزی بدهیم که هرگز حتی به خواب هم نمی دیده است .
ب: معماران عمل گرا: معمار معتقد است که ،”باید چیزی را که کار فرما می خواهد انجام دهد” این دیدگاه نهایتاً به نهضت “طراحی برای مردم16 “درانگلستان ختم می شود که در این حالت، کارفرما طراحی را انتخاب می کند که خواسته هایش را بدون مجادله وریشه یابی پذیرفته و نهایتاً منجر به معماری کوچه بازاری می گردد” )Ackerman, 1969, 44(.
سرباسیل سپنس) (Sir basil Spence: معمار خیاطی است که اندازه های آدم لاغر و چاق را بر می دارد و هر دوی آن را آسایش می بخشد، معمار اصلاح گر نیست.
جرج هاو) George Howe(: معماران دنباله رو اربابان خود هستند و هر آنچه آنان می خواهند اصل طراحی می باشد .
دیک پاول ) Dick Powell(: این مردم هستند که تعیین می کنند محصول چه باید باشد و به ما به خاطر این وظیفه اعتماد کرده اند که سعی کنیم انچه را مردم می خواهند منعکس کنیم .
ج: طیفی از معماراننوگرا: در حالتی بسیار افراطی ومنشا گرفتهاز افکار مدرنیست ها، همه انسان ها را دارای اندام و عملکردو نیازهای یکسان دانسته که نهایتاً عامل ایجاد قراردادهایاجتماعی یکسان شده و استانداردهای طبقات اجتماعی راتثبیت می کنند. عملکرد و نیازها و محصولات استاندارد شده ای را تولید می نمایند بطوریکه مسکن نیز شامل این استانداردهای یکسان می گردد) Lang, 2003, 11(.
لوکوربوزیه) Lecorbusier(: من یک ساختمان واحد را برای همه ملل و همه آب و هواها پیشنهاد می کنم .
فری) Fry(: اکنون رویکرد معماری در همه جا مشترک است.
کوئری) Querry(: من با مردمی که در فضای ساخته شده توسط من ساکن می شوند کاری ندارم، فقط به فضا پرداخته ام .
د: طراحی مشارکتی: دیدگاهی که مردم را یک طرف و معمار را طرف دیگر قرار نداده، بلکه طراح هم در زمره مردم قرار دارد و حالتی بهینه یعنی”طراحی با مردم17″ صورت می پذیرد )اسلامی ،17،1384(. در اینصورت رابطه مشارکتی پدیدار گشته و شیوه اي مشابه طراحی خانه های سنتی به وجود می آیدکه:
برنامه ریزی مجموعه ای ازاهداف متقابل است.
اطلاعات بین طرفین رد و بدل می گردد.
مقاصد و مبنای نظری اثباتی و عقیدتی طراح برای مالک روشن است.
طراح، توجه کار فرما را به کاربرد اهداف طراحی جلب کرده و از نظرات وی در تصمیم گیری ها استفاده می کند.
تصمیمات بر اساس توافق اخذ می گردد.
ویل فورد) Wilford(: در پس هربنای شاخص کارفرمایی به همان میزان شاخص وجود دارد، نه ضرورتاً پر وجه، بلکه کسی که وقت صرف می کند و به خود زحمت می دهد تا ایده های معمار را درک کند، پشتیبان، پر اشتیاق، شجاع، آماده قبول خطر و بالاتر از آن، توان آن را دارد که در بحران های ناگزیر، بر اعصاب خود مسلط باشد. کارفرمای پشتیبان و فهیم می تواند باعث تفاوت عظیمی در پروژه شود .
هابراکن) Habraken(: اگر ساکنان درگیر نشوند، فرآیند بی چون و چرا کار نمی کند .
رابرت ونتوری) Robert Vintory(: فکر می کنم که معماری از تشریک مساعی زاده می شود ما بعضی از بهترین ایده های خود را از کارفرما کسب کرده و عاشق همکاری با آنها هستیم.
مراتب نیازهای انسانی و درجه مشارکت )مازلو( و رهبری وضعی18:
کلیه رفتارهای انسانی نیازمند انگیزه ای )روحی، روانی و جسمی( بوده و نیاز غالب در فرد نیز نیروی این انگیزش مي باشد که شکل گیری و قوت رفتار مشارکتی نیز قطعاً از این امر مستثنی نمی باشد. موفقیت مدیریت مشارکتی در این است که ،ضمن شناخت سلسله مراتب نیازهای انسانی و رابطه آن با درجه مشارکت، از اینفراینددر موفقیت طراحی بهره گیرد .
طراحان در قالب این نقش، متخصصان حرفه ای صاحب صلاحیت باقی می مانند ولی سعی می کنند استفاده کنندگان از طرح هایشان را، در فرآیند طراحی درگیر کنند. این رویکردهای مشارکتی طراحی، طیفی از فنون جدید: از پرس و جوی همگانی و استفاده از بازی و شبیه سازی تا روش های جدیدتر طراحی به کمک رایانه ها را، در بر می گیرد. همه این فنون حاوی تلاشی از جانب طراح برای تشخیص جنبه های اساسی مسئله، وضوح بخشیدن به آن جنبه ها و پیشنهاد راهکارهای عملی برای اعلام نظر افراد غیر طراح است .”طراحان پیرو این رویکرد، این تفکر سنتی را که شخص طراح بر فرایند کار مسلط باشد کنار گذاشته اند ولی همچنان باور دارند که در زمینه تصمیم گیریهای تخصصی مهارت هایی دارند که باید ارائه دهند” )Lawson, 2003, 106(.
5-1- سلسله مراتب نیازها: بر اساس نظریات مازلو) 4591-
1943( انگیزه تابعی از پنج نیاز بنیادی: فیزیولوژیکی، ایمنی ،اجتماعی، احترام و خودیابی است و ظهور این نیازها در یک حالت پله ای قابل پیش بینی است و مفهوم ان اینست که پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی )که در همه انسان ها وجود دارد( ،نیازهای ایمنی در فرد قدرت می گیرد و به صورت پله ای تکامل یافته تا نیازخودیابی، شکوفا شود. متناسب با آن )به نسبت غالب بودن هر کدام از نیازها(، درجه مشارکت، ترسیم مي گردد که در محدوده نیازهای فیزیولوژیکی،در پایین ترین رده و در حوزه نیازهای خود یابی در عالیترین رده روحی، روانی قرار دارد)نمودار.(1

نمودار 1- سلسله مراتب نیازهاي مازلو.
(Maslow1954, 21) :ماخذ

-192434724700

از این منظر نیز رابطه ای یک به یک، میان نیازها و انواع درجات، ماهیت مشارکت و رهبری مشارکت، می توان بشرح ذیل بیان نمود )نمودار(2 .(Hersy &Blonchaird, 1988, 70)
نمودار2- رابطه بین درجات مشارکت و نیازها.
(Hersy & Blonchaird, 1988, 70( :ماخذ
بر طبق نظریه رهبری وضعی بین سبک های رهبری)دستوری، تشویقی، مشارکتی و تفویضی( و سلسله مراتبنیازها نیز به ترتیب رابطه ای حاصل می گردد که در نازلترین آن)مدیریت دستوری و تشویقی(، مخصوص کار با افرادی است کهبا نیازهای اولیه برانگیخته می شوند و پس از آن سبک مدیریتی مشارکتی برای افرادی با انگیزش نیازهای اجتماعی و احترام و در حالتی بسیار کامل، در سبک تفویضی، اختیار به فرد تفویض می گردد، می توان در کار با افراد با نیازهای غالب خود یابی بهره جست )نمودار.(3

نمودار 3- رابطه بین درجات مشارکت و نیازها بر مبنای نظریه رهبری وضعی.
ماخذ: )رهنورد ، 1385 ،9(
6-جایگاه بهره بردار در مولفه هاي موثر در طراحي مشارکتي:
به نظر مي رسد مشارکت کنندگان در یک برنامه ریزي مشارکتي بر این موضوع توافق داشته باشند که مراحل این فرایند مقولاتي را در بر مي گیرد مانند: زمی نه، افراد مشارکت کننده ،سطح مشارکت و زمان مشارکت ) 66،1997،Hamdy،Goethert(، )93، 2000،Sanoff(.
زمینه: روشن نمودن از منظر وضعیت فرهنگي، مقیاس جغرافیایي، عنوان ها و اهداف کلي برنامه یا پروژه، وسعت زمینه عملیاتي و دسترسي به منابع لازم است. مشخص نمودن مشارکت کنندگان، معرفي کاربران، متخصصان، سیاست گذاران و دیگر افراد دخیل در طرح نیز موضوعي بسیار جدي است .تعریف سطح مشارکت به معني کنترل اطلاعات و اینکه در هر بخش از مشارکت، هر یک از گروه ها تا چه میزان مي بایست دخالت نمایند و همچنین تعریف مراحلي که در آن مشارکت صورت مي گیرد ) از مرحله آغاز تا نگهداري(، از دیگر مسائل است.
در یک فرآیند مشارکتي مي بایست به برخي از موضوعات زیر توجه نمود: براي یک مساله طراحي بهترین پاسخ وجود ندارد و هر مساله طراحي مي تواند راه حل هاي مختلف داشته باشد .تصمیم هایي که متخصصان مي گیرند الزاماً بهتر از تصمیم هاي افراد عادي نیست، چرا که در برخي موضوعات، دانش افراد عادي )به ویژه کاربران( ممکن است فراتر از دانش متخصصان عمل نماید پس بهره بردار نه تنها خود به عنوان مولفه ای اصلی طرح شدهبلکهدر سایرمولفه های )زمینه – سطح – زمان و ( …
نیز به نوعی نقش دارد .
6-1- نقش بهره بردار در محدودیت های فرایند طراحی:
طراحی فرایندی است که درآن ،”شکل” با تقاضاهای محیط اجتماعی و فناوریش پرداخت می شود )اسلامی،1380، 81(.
الکساندر) 1970(، از این تقاضا ها به عنوان “زمینه” و لاوسن )1980(، به عنوان “محدود کننده ها” وبکس) 1989(، با توجه به قراردادهای موجود زبان تخصصی معماری از آن به عنوان “کارکرد” نام می بردند.
“عملکرد”، “کارکرد” و”فرم”، قبل از انطباق نهایی با یکدیگر ممکن است حالت های بیشماری را بین رده های گوناگون طبقه بندی خود، تجربه کنند و این رده های عملکردی و رسمی به عنوان قلمروهای طراحی تعریف می شوند )اسلامی ،0831 ،711(.
“قلمروهای معماری به دو بخش محدود کننده های بیرونی و درونی تقسیم می شوند که هر کدام از گروه های چهار گانه مولد طرح ) طراح، کارفرما، استفاده کننده و قانونگذار(، به نحوی و در حدی و در نقطه ای از آن فرآیند موثرند) , 3002, 117 Lawson(.
الف – محدود کننده های درونی: این حوزه توسط ارتباطات بین بخش های یک عنصر یا سیستمی که قرار است طراحی شود به وجود می آید و آزادی بیشتری طراح به داده و اساس طراحی و بخش اعظم برنامه طرح محسوب می شود که شامل تعداد، ابعاد ،انواع و کیفیت های گوناگون )واضح تر و قابل درک تر( بوده و در کل، بخش اعظم برنامه طرح محسوب می شوند .
ب- محدود کننده های بیرونی: زمانی اعمال می شوند که ارتباط ناچیزی در خارج از عنصر یا سیستم طراحی شده مورد نظر باشد و این حوزه محدودیت های بیشتری به طراح داده و در اختیار طراحی نمی باشد، گاهی اوقات تقریباً کل طرح را تعیین می کنند.
6-2- کارکرد محدودیت ها: این عواملی نقش محدود کنندگی داشته و با تاثیر ات خود شاید به ظاهر، بار منفی داشته باشند اما چون دارای وجهه منطقی، فنی و حرفه ای هستند پس در فرآیند و نتیجه طرح مهم و موثر می باشند .
الف-بنیادین: قیودی که با مقاصد اولیه شیء یا سیستمی که طراحی می شود، سرو کار دارد و از آغاز فرایند طراحی بسیار عنوان گشته و به نظر کارفرما واضح و قابل درک است. اما بر سر آن میان کارفرما و استفاده کننده تعارض وجود دارد .
ب-عملی: قیودی که با واقعیت فناوری )تولید، ساخت و بنا کردن طرح(، ارتباط دارد شامل عوامل بیرونی ظریف زمین و عوامل درونی مواد و مصالح بود و کارکرد فنی شیء را در دوره عمر مفید نیز در بر می گیرد .
ج-شکلی: قیودی که به سامان بصری شئ ) قواعد، تناسبات ،شکل، رنگ، بافت(، مربوط شده ونظم و ساختار را شامل می شود .
د- نمادین: بخش مرکزی فرایند طراحی است و آن ویژگی هاینمادین طراحی می باشد که به کیفیت های بیانی طراحی وکار برد شکل و فضا )نه به مثابه مجموعه ای انتزاعی(، برایرسیدن به اثر بخشی خاص عنایت بیشتری دارد .
در این میان مقوله ای نیز تحت عنوان انعطاف پذیری )در دو دامنه اختیاری و اجباری(، در فعالیت و تصمیم گیری هر کدام از مولدهای چهار گانه، بر مدل سایه افکنده و مبین دامنه فعالیت آنها نیز می باشد)نمودار.(4
بیروني درونينمودار 4- الگوی تکمیل شده مسئله طراحی.
ماخذ: (Lawson, 2003, 125)در تحلیل و جمع بندی مطالب فوق و نمودار 4 می توان به نتایجی به شرح ذیل اشاره نمود:
طراح در ایجاد محدودیت های درونی و بصورت انعطاف پذیر
)با درصد بالا( و استفاده کننده در محدودیت های بیرونی بصورت انعطاف ناپذیر) با در صد پایین تر( نقش دارند .
بهره بردار مسئول بیشترین محدودیت های بنیادین است و در ایجاد برخی محدودیت های نمادین نیز ممکن است سهیم باشد. در صورتیکه طراح مولد اصلی قیود شکلی و عملی است و در قیود نمادین نیز سهم دارد .
“مهم اینکه تالیف و تنظیم همه این محدودیت ها به هر وسیله
.)Lawson,2003 ,125( “به عهده طراح است
7- رویکردهای مشارکتی در طراحی معماری )سابقه و مقایسه( :
“از آنجائي که سالیان متمادي دانشکده هاي معماري )بیش از هر جاي دیگر(، تحت تاثیر نظام هاي محافظه کار قرار داشتند پس بخش عمده اي از جنبش هاي دانشجویي و اعتراضات پس از جنگ هاي جهاني اول و دوم، معطوف به نوگرایي رادیکال و ساختار سازمان یافته آموزش و روش هاي نوین معماري بود” )Carlo, 2003, 3(.
“یکي از اثراث این حرکت ها تقویت نظریه هاي مشارکتي نوین و نیز توجه این نظریه ها به رویکردهاي طراحي است) کامل نیا ،7831،36(.
در سال های 1970 یکی از مهمترین موضوعات در بخش مشارکت در طراحی، عدم شفافیت مکانیزم های ارتباطی میان افراد متخصص و افراد غیر متخصص بود. از این رو بسیاری از طرح های مشارکتی به صورت یکسویه و از جانب متخصصان هدایت می شد و نظرات آنها در قالب پلان ها و دیاگرام های غیر قابل فهم برای کاربران، به نوعی تحمیل می شد .”با شروع مباحث فرآیند و روش های طراحی در این سال ها و نیز نگرش های سیستمی به طراحي معماری، اکنون کاربر می تواند در یک فرآیند طراحی کامپیوتری بنا شرکت داده شود” Till, 2005, 25)(.
سلاما ) 1995 (،)بر اساس نظر برادبنت( معتقد است که در دو دهه ی اخیر رویکردهای نوین معماری شامل: طراحی سیستماتیک، زبان الگو و طراحی مشارکتی شکل گرفته است .
7-1- رویکرد سیستمی19 ) دهه 0791( : “این رویکرد، در حل مساله به عنوان موضوع اصلی، مدلی را ارائه می نماید که شامل: پنج سیستم محیط، فعالیت، موضوعات، هزینه ها و ساختمان است” ) کامل نیا ،5831، 28(.
“همچنین توجه به موضوعات طراحی مشارکتی )مانند الکساندر( و درک نیاز و درخواست کاربران را سر لوحه کار خود قرار داده است. تفاوت میان “طراحی برای” و “طراحی با” کاربران را تفکیک نموده است بدین معني که دریافت نیازهای کاربران، به معنی برنامه ریزی کردن برای کاربران نیست بلکه به معنی برنامه ریزی با کاربران است”)کریمی ،7731، 11(.
7-2- زبان الگو )دهه 0891(: زبان الگو، نه تنها به عنوان یک رویکرد، بلکه به عنوان یک روش پاسخگو برای استفاده از نظرات کاربران در برخی از پروژه های مشارکتی مورد استفاده قرار گرفت. این رویکرد فرصت مواجهه با الگوهایی را ایجاد می نماید که می تواند با روش های مختلف از آنها بهره جست.
“یک الگو تشریح کننده مسئله ای است که بارها در محیط اتفاق می افتد و سپس راه حلی را ارائه می کند که می توان از آن بارها استفاده کرد بدون اینکه تکراری باشد. بر این مبنا تعداد زیادی از الگوهای طراحی )مشتمل بر 250 الگو( در حوزه های مختلف وجود دارند که شامل بناهایی با عملکرد های مختلف از مقیاس های خرد تا مقیاس های بزرگ )مانند طراحی شهری و همسایگی( هستند” )4-5، 1977، Alexander (.
“زبان الـگو در یک فرآینــد طراحــی مشارکتـی می تواند متخصصان را کمک نماید تا فرآیند طراحی را سامان داده و منبع دانشی برای آنها، در خصوص ارتباطات فرمال و عملکردی با کاربران، برقرار نماید” Salama,52 ,1995)(.
7-3- طراحی مشارکتی و جمعی: سلاما) 1995(، رویکرد طراحی مشارکتی را بعد از رویکرد سیستمی و زبان الگو، به عنوان یک رویکرد نوین طراحی معرفی می کند. نگاه او بیشتر تحت تاثیر “سانوف” یکی از پیشگامان نظریه های طراحی مشارکتی است اما به هر ترتیب، توجه به طراحی مشارکتی )به عنوان یک رویکرد( توسط برخی دیگر از نظریه پردازان نیز صورت گرفته است )دیویدوف 1965، جنکز1973، سانوف 1992-1988-1978، واتز0002(.
“روش مشارکتی پیشنهادی سانوف شامل چهار مرحله:
آگاهی، ادراک، تصمیم سازی واجرا است” )1995,83 Salama,(.
“اساس یک رویکرد طراحی جمعی مبتنی بر تغییر میزان مداخله گروه های مختلف مشارکت کننده در طول فرآیند است .معمار، کاربر، کارفرما، قانونگذار و دیگر گروه ها، در مراحل مختلف فرآیند با توجه به نقش و میزان قدرت تصمیم سازی شرکت می کنند” )کامل نیا،1387، 86(.
7-4- کارکرد حرفه ای رویکردها: رویکردهای فوق به تنهایی قابل تعریف و عملیاتی شدن نیستند چرا که هویت آنها وابسته به دیگری است. از این جهت که اولاً، همگی بر مشارکت بهره بردار تاکید ورزیده و با ماهیت خاص خود در فرایند طراحی مفید واقع می شوند و ثانیاً، به کمک یکدیگر در سامانمند شدن طراحی مشارکتی نقش دارند .”بطوریکه حتی گروهی از نظریه پردازان، معماری مشارکتی را زیر مجموعه روش های سیستمی معماری می دانند و آن را به عنوان یک رویکرد جدا به شمار نیاورده اند” )ندیمی،4831، 31( که در آن روند کاربران به ترتیب درمراحل آنالیز، سنتز، و ارزیابی ،وارد می شوند (Jones, 1970, 63).
“در رویکرد سیستمی سعی بر آن است که آن قسمت از طراحی مشارکتی، که مبهم و غیر واضح می نماید، با استفاده از روش های منطقی، ) با کاربرد کامپیوتر (، طراحی را به گونه ای روشن و مملوس نمود تا افراد غیر ماهر نیز بتوانند در آن شرکت کنند” )کامل نیا،1387، 65(. و از آنجائی که زبان الگو بر مبنای آزمون های سعی و خطایی و اصلاح و ارزیابی در محیط می باشد، بر این اساس دامنه ای از الگوهای از پیش تعیین شده در اختیار کاربران قرار می گیرد تا آنها بتوانند با استفاده از فهم ،خواست ها و نیازهای خودشان به انتخاب و پس از آن به ازمون بپردازند.
“چون در ابتدای فرآیند برنامه ریزی مشارکتی لازم است تا مردم نسبت به مقوله های کلی طراحی و برنامه ریزی مسکن به طور کلی آگاه آشنا شوند پس زبان الگو این فرصت را فراهم می سازد تا بتوان با استفاده از الگوهای ساده این امر را محقق
.(Broom, 2005, 69)نمود
8-راه کار حرفه ای طراحی مشارکتی مسکن
)بابهره گیری از رویکرد های مرتبط:(
مشارکت در طراحی به صور گوناگون اما با شباهت هایی در روش و فرایند اتفاق افتاده و عموماً از شیوه های سیستماتیک و زبان الگو به گونه ای بهره می گیرند تا بتوانند به نوعي وبا درجات مختلف مشارکت بهره بردار را جلب نمایند، اما لازم بذکر است که یکی از مهم ترین امور، میزان اعتقاد بهره بردار به همفکری در فرآیند می باشد که هدف درگیر شدن ریشه ای با موضوع است و این امر تنها در صورتی اتفاق می افتد که بهره بردار زمینه ای از تعاریف فضایی داشته و یا در یک فرایند آموزشی با موضوع شناخت نیاز، فضا و همچنین نقش مشارکت در تبدیلنیاز به فضا آشنا شود.
در حال حاضر بسیاری از بهره برداران و در صدی از طراحان با شیوه ای مانند زبان الگو، جو مناسبی برای شروع طراحی فراهم می آورند که شروع موفقی در ایجاد تعامل فکری و نیز ارتباطی صمیمانه برای مباحثه می گردد و به موازات آن بادیدن الگوهایي که قبلاً تجربه شده تا حد زیادي به شروع مناسب کمک مي نمایند شناخت فضایی و نیاز سنجی صورت می پذیرد .
روش مناسب دیگری که می تواند بار انتقال آگاهی و اطلاعات طراح را به مردم و بروز خواسته های مردم را به طراح ارتقاء دهد و همچنین طراحی را برای مردم بسیار سنگین و غیر قابل همفکری ننمایاند، روش سیستماتیک و مرحله ای است که از اطلاعات گیری و آنالیز شروع شده و با ارائه تک فضاها به صورت منفک و با ارائه اتودهای برگرفته از دیاگرام و نهایتاً توافق بر سر اصول بنیادی و نیز تصمیم گیری بر سر حذف برخی از امور درجه دوم )به نفع اصول(، به طراحی نهایی ختم می گردد .در این فرایند به موازات پیشبرد مرحله ای طرح، دامنه های اجبار )ضوابط و مقررات(، دامنه های تخصصی حرفه ای و دامنه های ناشی از تعامل، به مرور تأثیرات خود را بر طرح نمایان می نماید .در این مراحل علاوه بر فرایند نسبتاً آموزشی، با ارائه طرح های سه بعدی، تجسم بهره بردار در قبول یا رد طرح تقویت گشته و به مرور طرح حالت نهایی خود را تثبیت می نماید.
9-روند زیر ساختی مدل:
9-1- زمینه تبیین معیارها: با توجه به مطالب مطروحه در بخش های پیشین، معیارهایی حول محورهای زیر تبیین می گردد:
درک مردم از تاثیرات مشارکت در ارتقاء کیفی مسکن و انگیزش لازم برای ایجاد علاقه.
ضرورت مشارکت و نتایج آن در ماحصل کار.
نقش معمار و مدیریت وی و میزان ارزش و بهایی که قطب های طراحی برای دیگری قائل هستند.
رضایت مندی بهره بردار در اثر مشارکت.
باز خوردهای اجتماعی، فرهنگی مشارکت ) بهره وری و توسعه پایدار.(
بستر مناسب برای وقوع مشارکت.
رفتارشناسی بهره بردار از سوی طراح به هنگام مشارکت.
تاثیرات موقعیت و زمان لازم برای مشارکت.
سپس پرسش هایی در راستای هدف اصلی پروژه و استخراجی از معیارهای فوق طراحی گردیده و به صورت مصاحبه با متخصصین طراحی معماری مسکن صورت پذیرفته است:
آیا مشارکت در طراحی مسکن )تولید شخصی(، ضرورت دارد و اگر پاسخ مثبت است این ضرورت چه تاثیری در طراحی داشته وچه تغییراتی حاصل می شود؟
اهمیت مسکن و نقش مشارکت بهره بردار در طراحی آن چست؟
اگر قرار است در طراحی مشارکت صورت پذیرد، بهره بردار بایستی دارای چه ویژگی هایی بوده و چه شرایطی بر مشارکت تاثیر دارند )طرح خواسته ها، بهره گیری از سایر افراد در تصمیم گیری، میزان اقتصاد اختصاص یافته، خلق و خوی بهره بردار و .. (؟
ویژگی های طراح در میزان اعتقاد به مشارکت، جلب اعتماد ،آگاهی دهی، درک نیازهای مردم و توجه به سایر مشخصه های فرهنگی، قومی و اجتماعی بایستی چگونه باشد؟
چه عواملی باعث افزایش و کاهش مشارکت می شود و بسترهای لازم برای افزایش مشارکت کدامست؟
9-2- استخراج مقولات )محتوی:( با گروه بندی و انتظام بخشی به معیارهای یاد شده، مقولات )محتواهایی( که در برگیرنده اهداف کلی متغییرهاست، در سه تیپ دسته بندی می گردند: آگاهی )عمومی از مشارکت و تخصصی از مشارکت در طراحی مسکن(، سازو کار مشارکت و عوامل موثر بر مشارکت .
9-3- جدول هدف- محتوی: در نهایت جدول “هدف – محتوی” که دامنه و محدوده هر کدام از اهداف )و متغیرهای آنها( را نسبت به مقولات )محتوی( پژوهش می سنجد، تدوین می گردد )جدول.(1
9-4- پرسش نامه) بسته – پاسخ 🙁 پس از طبقه بندی ،
تلخیص و تنظیم مطالب بدست آمده، ابزار سنجش با 67 سوال با طیف چهار درجه ای لیکرت )کاملاً موافقم – موافقم – مخالفم -کاملاً مخالفم( طراحی گردید که در مرحله ارزیابی با محاسبات مربوطه تعداد 13 سوال آن ریزش کرده و پرسش نامه نهایی با
54 سوال به سنجش گذاشته شد .
5-9- استخراج عامل های اصلی و نظری:
2764179329902

نتیجه
پس از استخراج 4 عامل اصلی پژوهش از محاسبات، تحت
عناوین: F1 )مراحل اجرایی مشارکت-( F2 )مشارکت بهینه-( F3 )نقش مشارکت کنندگان-( F4 )شکل گیری اولیه مشارکت( و همچنین شناسایی 4 عامل نظری شامل : تحصیلات – ارتقاء فرهنگ – مشارکت اعضاء خانواده و تعدیل توقعات در مدل نهایی میزان و نحوه تاثیرات کلیه عوامل بر یکدیگر و بر ماحصل و هدف مدل، یعنی مشارکت بهینه حاصل گردید)مدل) (1 یوسف زماني ،1389، 061(.
-281373165767 جدول 1- هدف – محتوی.
با توجه به نتایج پژوهش حاضر مي توان دریافت که میزان تحصیلات می تواند بر نقش مشارکت کنندگان تاثیر منفي داشته و موجب برهم زدن نقش مشارکت کنندگان گردد، در فرآیند طراحي معماري هدایت مشارکت توسط طراح صورت مي پذیرد اما در صورتیکه نقش مشارکت کنندگان تغییر یافته، هدایت فرآیند توسط کار فرما رخ داده که موجب کاهش مشارکت بهینه )تعدیل توقعات( مي گردد. اما از سوي دیگر میزان تحصیلات می تواند بهبود مراحل اجرایي مشارکت را فراهم و موجب شکل گیري اولیه مشارکت شود، این فرآیند به نوبه خود بر مشارکت بهینه )تعدیل توقعات( تاثیر مثبت دارد.
بهبود مراحل اجرایي مشارکت از یک سو بر شکل گیري
اولیه مشــارکت تأثیـر گـذار بوده و با میانجیگري این عامـل ،موجب مشارکت بهینه شده و نیز با ارتقاء فرهنگ مشارکت ،مشارکت بهینه را متاثر مي سازد. نقش مشارکت کنندگان به شرط آنکه مناسب تعریف گردد، از یک سو بر شکل گیري اولیه مشارکت و از سوي دیگر بر ارتقاء فرهنگ مشارکت و نیز از جهتی، بر مشارکت بهینه و بر تعدیل توقعات موثر است. بعبارت دیگر، نقش مشارکت کنندگان علاوه بر اینکه بطور مستقیم، بر مشارکت بهینه تاثیر دارد از یک سو با میانجگیري شکل گیري اولیه مشارکت و از سوي دیگر با ارتقاء فرهنگ مشارکت بر مشارکت بهینه مي افزاید .
همینطور نقش مشارکت کنندگان علاوه بر اینکه مستقیماً
-330727-3218999نمودار 4- مدل روابط عوامل اصلی و نظری
پی نوشت ها:
بر تعدیل توقعات موثر مي افتد و موجب ارتقاء آن مي شود، با میانجگیري مشارکت بهینه نیز توقعات را اصلاح می یابد.
شکل گیري اولیه مشارکت توسط مشارکت اعضاء خانواده ارتقا مي یابد، ارتقاء شکل گیري اولیه مشارکت از یک سو بر مشارکت بهینه تاثیر دارد و از سوي دیگر ارتقاء فرهنگ مشارکت را نیز به همراه دارد. به بیان دیگر شکل گیري اولیه مشارکت، علاوه بر آنکه مستقیماً موجب بهینه سازي مشارکت مي شود، با میانجگیري ارتقاء فرهنگ مشارکت بهبود این اثر صورت می پذیرد.
به طور کلي مشارکت بهینه به همراه اصلاح نقش مشارکت کنندگان، ارتقاء مراحل اجرایي مشارکت و شکل گیری منطقی مراحل اولیه مشارکت، موجب تعدیل توقعات مي گردد. منظور از تعدیل توقعات از یک سو، ارتقاء تعاریف فضایي از طرف بهره برداران و همچنین توجه به نیازهاي رواني، عاطفي آنان از طرف طراح مي باشد .
بنابراین تعدیل توقعات موجب ارتقاء بهره وري طراحي گشته و می تواند اهداف کل مراحل پیشین مدل را در برگیرد. بدین طریق که، بوی ژه با شروع مناسب و پایدار، نقش پذیری قطب ها و شرکت فعالانه بهره برداران در مراحل اجرایی مشارکت، و نیز طی فرایند مرحله ای طراحی، اصلاح دیدگاه طراح و درک متقابل بین کارفرما و طراح، ضمن اینکه فرهنگ مشارکت )رفتار، نگرش، ترویج(، ارتقاء می یابد، ارتقا بهره وري طراحي نیز حاصل مي گردد.
1 شکل گیري وپردازش موضوع مشارکت مردم وبازگشت به انسان شناسي واقعي داراي بستر وزمینه های اجتماعي، فرهنگي وسیاسي بوده که مي توان از آن جمله از انقلاب وجنبش هاي دهه1960آمریکا،جنگ دوم جهاني وآغاز خود باوري جدید در اروپا )نتگنس ،2991( 2 و همچنین نهضت هاي داخلي وانقلاب سال 1357نام برد.
.Participation 3
.Transitive 4
.Intransitive 5
.Moral 6
.Immoral 7
.Forced 8
. Free 9
.Manipulative 10
.Spontaneous 11
.Taylor ,Mackanzie 12
.Non elite people 13
.Bottom up participation 14
.Borkey 15
61 البته هر چند که طراحی کلیه پروژه ها نیازمند مشارکت فکری کار فرما و طراح بوده و استفاده از نظریات بهره بردار سر لوحه کار می باشد اما در طراحی مسکن به علت ویژگی هایی همچون:
1-تنوع رفتار و نیاززو نیازهای افراد ساکن و تنوع فضایی .
2-نوع ، کمیت و کیفیت استفاده از فضا
3-وابستگی عاطفی و احساسی حاصله بین فرد و محیط و همچنین تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر .
4-میزان سرمایه اختصاصاً یافته به تولید این محصول.
5- مکان شکل گیری ریشه ای ترین دانه ها و هسته های اجتماع ) فرد و خانواده . (
نوع و حالت مشارکت دارای حساسیت و دقت عمل متفاوت بوده و در نهایت فضایی که خلق می شود نیز پر بارتر از سایر کاربریهاست .
.Design for People 17
. Design with people 18
91 به عقیده دیویس و و نیواستروم) 1985( توفیق مشارکت منوط به وجود بعضی شرایط و حالات لازم است. پاره ای از این شرایط در شرکت کنندگان و برخی دیگر در محیط باید وجود داشته باشند. این شرایط عبارتند از : 1(افراد فرصت و وقت شرکت در امور را داشته باشند (2 ،هزینه مشارکت نباید از منافع حاصله تجاوز نماید، 3( افراد نسبت به مشارکت نظر موافق داشته باشند، 4( افراد برای شرکت در امور توانایی داشته باشند، 5( افراد برای برقراری روابط دوجانبه توانایی داشته باشند، 6( مشارکت از نظر افراد تهدید آمیز نباشد. پیشنهاد نظریه رهبری وضعی)1988،Hersy&Blonchiard( آن است که هر قدر بلوغ کاری و روانی فرد و یا گروه بالاتر باشد، احتمال اینکه شیوه مشارکت یک فن موثر مدیریت باشد، بیشتر است .
02 گرایش به سمت روشهای طراحی منطقی تر و سیستمی از حدود دهه 50 قرن بیستم آشکار گردید. در بسیاری از موارد توسعه های تکنیکی به ویژه در حوزه کامپیوتر این روند را تسریع بخشد. ) این اعتقاد وجود دارد که پس از جنگهای جهانی و شروع دوران جنگ سرد که توام با جنگ علمی میان کشورها بود ، مدلهای طراحی خطی و سیستمی مورد اقبال واقع گردید ( این روش دو هدف عمده را جستجو می کرد : کاستن خطاهای طراحی و طراحی دوباره و فراهم آوردن امکان پدید آمدن طرح های خلاقانه و پیشرفته روش طراحی سیستمی به دنبال حل مغایرتهای موجود میان تجزیه – تحلیلهای منطقی و اندیشه خلاقانه است )cross, 1984,10(.
فهرست منابع:
اسلامي، غلامرضا) 1382( ، الگوي فراموش شده – اصل مشارکت مردم در فرآیند طراحي و توسعه درون زا، نشریه علمي- پژوهشي هنرها ی زیبا ،شماره10 ، ص 25-44 .
رهنما، سیروس) 9731(، مشارکت شهروندي، دانشگاه علوم اجتماعي، تهران.
رهنورد، فرج الله ) 5831(، دیدمان مشارکت، موسسه عالي آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزي، تهران .
طوسي، محمد علي) 0831(، مشارکت در مدیریت و مالکیت، سازمان مدیریت در برنامه ریزي کشور، تهران .
غفاري، غلامرضا) 0831(، پایان نامه: تبیین عوامل اجتماعي و فرهنگي موثر در مشارکت اجتماعي، دانشگاه علوم اجتماعي، تهران .
فرجام فر، جلال) 9731(، پایان نامه: بررسي انگیزه هاي رواني- اجتماعي مشارکت دانشجویان ساکن تهران ،دانشگاه علوم اجتماعي، تهران .
کامل نیا، حامد،(7831) پایان نامه: معماري و الگو وارههاي طراحي جمعي، پردیس هنرهاي زیبا دانشگاه تهران، تهران .
کریمي ،یوسف) 7731(،روانشناسي شخصیت، چاپ چهارم، نشر ویرایش، تهران.
یوسف زماني، مهرداد) 8831(، پایان نامه دکتري: بررسي و باز تعریف جایگاه مشارکت بهره بردار در فرآیند طراحي مسکن، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران.
Ackerman , James (1969) , Listerning to Architectur , Harvard Educational Review.
Alexander, C. (1977), A pattern Language, New york: Oxford University press.
Broom, J. (2005), Mass Housing Cannot be Sustained, Blundel P.
Carlo ,G. (2003), Architecture’s Public, Blundel P.
Devido ,Alfredo(2002), Design, Architectural Press, Boston.
Hamdi,N &Goethert, R. (1997), Houseing Without Houses:Participation … , New york , Cincinnati.
Hersey, P &Blonchiard, K.(1988), Management of Organizational Behaviour: Utilizing Human Resources, Engle wood cliffs, New Jersey.
Jones, J. (1970), Design Methods, London , John Wilay& Sons.
Lang, Jon (2003) , Creating Architectural Theory, Architectural Press, Boston.
Lawson, Brayan (1980) , How Designers Think , London , the Architectural Press Ltd.
Mclegon , N. (1998) ,The Age of Participation , Berrett-Koehler Publishers.
Salama , A.(1996), Environmental Evaluation, journal of Architectural Research, Alazhar University.
Sannoff, Henry (2000), Community Partici Pationetnodsin Designand Planning, John wiley, New York Till , J(2005), Architecture and Participation, Spon Press, London.



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید