صفحات 56-49
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره34 پاییز1389
863417732550

88401429651

شناخت کاربـردی روش چیـدمان فضـا دردرک پیکـره بنـدی فضایـی شهـرها
امید ریسمانچیان1*،دکتر سایمون بل2
دانشجوی دکترای معماری و شهرسازی، دانشکده هنر ادینبورگ، بریتانیا.
استاد راهنما و محقق، دانشکده هنر ادینبورگ، بریتانیا.
)تاریخ دریافت مقاله: 17/1/89، تاریخ پذیرش نهایی: 4/4/98(
چکیده:
این مقاله به شناخت کاربردی روش “چیدمان فضا” در مطالعه پیکره بندی و ساختار فضایی شهر می پردازد. در این راستا نظریه “پیکره بندی در معماری” و نیز “حرکت طبیعی” که به روش چیدمان فضا و اهمیت تاثیر پیکره بندی فضایی بر روابط اجتماعی-اقتصادی در معماری و شهرسازی می پردازد مطرح شده اند. این روش تکنیکی برای تحلیل کمی عوامل کیفی شهر می باشد. این نظریه توسط هیلیر و هانسون در سال 1984 میلادی در لندن پایه ریزی شد و اساس آن بر تحقیق در نحوه ارتباط بین فرم های اجتماعی و فضایی می باشد. این نظریه بر این باور است که فضا هسته اولیه و اصلی در چگونگی رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی می باشد. در این زمینه مطالعات مختلفی برروی شهرهای مختلف ایران نیز انجام شده است که بسیاری از آنها توسط ایرانیان مقیم خارج صورت گرفته است. این روش از نظر تکنیکی درحال رشد روزافزون می باشد که ضرورت پرداختن به آن را روشنتر می کند. در این مقاله و در راستای معرفی هرچه بیشتر این روش عناصر زیربنایی آن معرفی شده و سپس یک نمونه از کاربرد این روش و نقشه ها و مقادیر بدست آمده از قبیل میزان همپیوندی در درک ساختار شهر تهران ارائه می گردد.
واژه های کلیدی:
پیکره بندی فضایی، حرکت طبیعی، چیدمان فضا، همپیوندی، ساختار فضایی، تهران.

.E-mail: Omid.rismanchian@gmail.com ،09123599547 :نویسنده مسئول: تلفن*
2972556342602

مقدمه
این مقاله، که برگرفته شده از رساله دکترای نگارنده1 می شهری مواجه شده است. از این رو این روش در مدتی کوتاه باشد، به روش چیدمان فضا) (Space Syntax که توسط هیلیر توانست تا در زمینه حرفه ای معماری و شهرسازی و خارج از پایه گذاری شده است می پردازد. اهمیت پرداختن به نظریه هیلیر قالب دانشگاهی نیز مورد استفاده قرارگیرد و راه خود را باز در شناخت ساختار فضایی شهرها از آنجاست که این نظریه به کند. امروزه روش چیدمان فضا به عنوان یکی از کاربردی ترین واسطه روش ها و ابزارهای کاربردی به خوبی حمایت می شود روش ها در مطالعات شهری به کار گرفته می شود.
و این امر با استقبال خوبی از سوی طراحان و برنامه ریزان
494804310308

1- نظریه پیکره بندی در معماری2
این نظریه توسط هیلیر و هانسون در سال 1984 میلادی در لندن پایه ریزی شد و اساس آن بر تحقیق در نحوه ارتباط بین فرم های اجتماعی و فضایی می باشد. این نظریه بر این باور است که فضا هسته اولیه و اصلی در چگونگی رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی می باشد؛ اگرچه از آنجایی که فضا خود نیز در خلال فرایندهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکل می گیرد معمولاً به عنوان بستری برای فعالیت های اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته می شود تاجایی که فرم آن معمولاً در نظرگرفته نشده و بصورت نامرئی فرض می شود) (Makrí & Folkesson, 2000, 9. تاکید این نظریه بر این است که در درک عمیق فضاهای شهری، نقش هر فضای شهری به صورت انفرادی و خصوصیات فردی آن فضا در مقایس خرد در مقابل نقش آن در ترکیب با دیگر عناصر شهر و خصوصیاتش در مقیاس کلان و کل سیستم شهـری از اهمیت کمتری برخوردار می باشد Hillier, Penn, Hanson, Grajews ki,)
(& Xu, 1993, 1. در همین راستا ایده اصلی ای که این نظریه به آن پرداخته است، مفهوم پیکره بندی فضایی می باشد که در آن ارتباط هر عنصر با دیگر عناصر کل سیستم اهمیت پیدا می کند .در همین ارتباط هیلیر بر این اعتقاد است که فرم های فضایی و اجتماعی از چنان رابطه تنگاتنگی تبعیت می کنند که پیکره بندی فضایی به تنهایی می تواند بسیاری از الگوهای اجتماعی مانند الگوی پخشایش کاربری اراضی، حرکت، جرم و جرائم شهری، مکانیابی مهاجرین و امثالهم را تعریف کند. به این ترتیب در تحلیل فضا و رفتار مخاطبین در آن، نکته مهم، درنظر گرفتن ارتباط بین فضاها در یک سیستم کلان تر می باشد که در این مقاله از آن به عنوان پیکره بندی یاد می شود. بدین صورت از دیدگاه این نظریه ارتباط بین فعالیت و فضا بیش از آنکه در خصیصه های فضا به صورت انفرادی قابل تعریف باشد در ارتباطات موجود بین فضاها یا همان پیکره بندی فضایی و نیز ارتباطات بین مخاطبین، تعاملات اجتماعی ،قابل درک و تعریف می باشد) .(Hillier, 2007, 1
اما منظور از پیکره بندی فضایی که هیلیر بر آن تاکید دارد به صورت اخص چه می باشد؟ به طور خیلی ساده، پیکره بندی فضایی در علوم شهری همان مفهومی را دارد که هیات فلکی در علم نجوم؛ بدین ترتیب که هیات فلکی خارج از خصوصیات هریک از ستارگان ،ارتباط بین آنها را مورد رصد قرار می دهد. پیکره بندی فضایی در مطالعات معماری و شهرسازی نیز فارغ از ارزیابی خصوصیات فضاها به صورت انفرادی، ارتباط بین آنها را مورد مطالعه قرار می دهد. اما به زبانی حرفه ای تر هیلیر در یک تصویر منظور از پیکره بندی فضایی که در آن ارتباط بین فضاها اهمیت پیدا می کند را به تصویر می کشد )تصویر 1(. در این تصویر سه خانه حیاط مرکزی نشان داده شده اند که فضاهای مختلف حول فضای مرکز خانه چیده شده اند. این سه خانه از نظر شکل ریز فضاها، مواد و مصالح و کنار هم قرارگیری آنها در کل پلان شباهات زیادی بایکدیگر دارا می باشند .تنها تفاوتی که در این سه بنا دیده می شود، نحوه قرارگیری بازشوها و ارتباط بین فضاها می باشد؛ اما همین تفاوت کافیست تا این سه خانه از نظر ترکیب فضاها و پیکره بندی آنها تفاوت های اساسی با هم پیدا کنند. این تفاوت اساسی وقتی مشهود می شود که تاثیر آن را در نحوه تجربه کردن فضا از طرف مخاطب مورد بررسی قرار دهیم. الگوی فضای هر خانه و نحوه ترکیب ریز فضاها در هریک از آنها توسط یک گراف در مقابل آنها نشان داده شده است به طوریکه هر گره معرف یک فضا و هر یال از گراف معرف ارتباط بین دو فضا می باشد. این گراف ها در اصل نحوه ارتباط بین فضاهای هریک از این خانه ها را نشان می دهد و معرف الگویی است که مخاطب می تواند هر خانه را تجربه کند. در این مثال ساده هیلیر نشان می دهد که قبل از هر خصیصه دیگر از فضا مانند فرم، شکل، رنگ، بافت و غیره که خصیصه های فردی هر فضا می باشند، آنچه برروی نحوه تجربه کردن هر یک از این خانه ها تاثیر می گذارد، نحوه ارتباط بین فضاها بایکدیگر می باشد که از آن به عنوان پیکره بندی فضایی یاد می شود. در ادامه توضیح می دهد که این نحوه نگرش به فضا شناخت رفتارهای اجتماعی را که معمولاً به صورت کیفی هستند ،به صورت کمی امکان پذیر می کند. او بیان می دارد که پیکره بندی فضاها را در یک بنا و یا یک شهر می توان به صورت گراف مورد بررسی قرار داد و از این طریق برای شناخت آن از تحلیل های گراف ریاضی استفاده کرده و به این ترتیب یک پدیده کیفی را به صورت کمی مورد تحلیل های بیشتر قرار داد) .(Hillier, 2007, 20

تصویر1- مثالی در درک پیکره بندی فضایی.
(Hillier, 2007, 20( :ماخذ
968117309491

شهر به مثابه یك ماهیت:
در راستای درک ارتباط بین فضا و فعالیت هیلیر و واووگان) 7002( بر شناخت شهر به عنوان یک ماهیت تاکید می کنند. آنها می گویند که معمولاً در مطالعات شهری، یک شهر به دو قسمت کالبد یا شهر فیزیکی4 که مجموعه ای از محیط مصنوع و فضاهای باز می باشد و شهر اجتماعی5 که شامل تمام فعالیت های اجتماعی است تقسیم می شود و بسته به اینکه تحقیق از چه منظری صورت پذیرد، یکی زمینه و دیگری پس زمینه در نظر گرفته می شود. آنها ادامه می دهند که روش درست در مطالعات شهری درنظر گرفتن شهر به عنوان یک ماهیت می باشد و بیان می دارند که دلائل بسیار خوبی بر صحت این ادعا وجود دارد، زیرا شهر اجتماعی در هر دوسوی شهر فیزیکی قرار دارد و از یک سو باعث به وجود آمدن کالبد فضاهای شهری می شود و از سوی دیگر خود تحت تاثیر آن قرار می گیرد. ایده “شهر به مثابه یک ماهیت” در عمل نیز قابل درک و رویت می باشد. به طور مثال مناطق مسکونی درونگرا در به وجود آوردن یک اجتماع کوچک و حس تعلق و فضاهای چند منظوره در کاهش جرائم شهری موفق تر عمل می کنند .همچنین در بافت های فرسوده نیز این حرکت رفت و برگشتی بین کالبد و فعالیت دیده می شود. به طوریکه نمی توان تنها عوامل اجتماعی و یا فضایی را عامل ایجاد بافت های فرسوده بیان کرد. به طور مثال نمی توان گفت که جداافتادگی فضایی به تنهایی عامل ایجاد بافت های فرسوده می شود. در همین راستا روش “چیدمان فضا” )عباس زادگان ،1381، 66( در درک و تکامل این ایده، مفهوم پیکره بندی فضایی را ارائه می کند و هدف آن تحلیل و درک الگوهایی می باشد که فضاها و روابط فضایی-اجتماعی مختلف از ورای آنها بایکدیگر ارتباط برقرار می کنند) .(Hillier & Vaughan, 2007, 2
نظریه حرکت طبیعی3:
در ادامه بحث پیکره بندی فضایی، هیلیر نظریه خود مبنی بر «حرکت طبیعی» را مطرح می کند که در آن به تاثیر پیکره بندی فضایی بر حرکت عابر پیاده در سطح شهر می پردازد. او بیان می دارد که پیکره بندی فضایی خود به تنهایی مهمترین عامل هدایت حرکت عابرپیاده در سطح شهر می باشد و در این زمینه عوامل محلی و خرد مقیاس مانند جاذب های فضایی و کاربری اراضی از اهمیت کمتری برخوردار می باشند) .(Hillier et al., 1993, 30-31 این تئوری بر این باور است که حرکت، اساساً یک مساله مرتبط به ریخت شناسی شهر می باشد و محصول اصلی پیکره بندی فضا و نحوه ارتباط بین عناصر شهری است به طوریکه پیکره بندی فضایی به تنهایی می تواند به عنوان عامل اصلی پیش بینی حرکت عابرپیاده درنظر گرفته شود
).(Toker, Baran, & Mull, 2005, 1 هیلیر در ادامه بیان می دارد که پیکره بندی فضایی حتی در الگوی پخشایش کاربری اراضی نیز دخیل می باشد و این تاثیر ناشی از خاصیت پیکره بندی فضایی در ایجاد دسترسی و نفوذیری به بافت های شهری می باشد. او معتقد است که در ابتدا پیکره بندی فضایی، الگوی حرکت را در سطح شهر هدایت می کند و سپس جاذب های فضایی و کاربری ها برای بهره وری از این حرکت خود را در راستای آنها مکانیابی می کنند و به این صورت پیکره بندی فضایی می تواند بر الگوی پخشایش جاذب های فضایی نیز اثر گذارد) .(Hillier, 2007, 120 ارتباط بین حرکت) Movement(، جاذب های فضایی)Attractions( و پیکره بندی فضایی)Configuration( در تصویر2 نشان داده شده است. این شکل بیان می دارد که درحالیکه پیکره بندی فضایی هم بر حرکت و هم بر جاذب های فضایی می تواند تاثیر گذار باشد، خود نمی تواند از آنها تاثیر بگیرد. این درحالی است که حرکت و جاذب های فضایی می توانند از یکدیگر اثرپذیر باشند. این مطلب بیانگر آن نیست که بیشترین میزان حرکت در سطح شهر ناشی از پیکره بندی فضایی می باشد؛ بلکه موید این مطلب است که پیکره بندی فضایی عامل اولیه ایجاد حرکت بوده به طوریکه بدون شناخت آن نمی توان الگوی حرکت را در سطح شهر مطالعه کرد. حرکت طبیعی، حرکت ناشی از پیکره بندی فضا، اگرچه لزوماً گسترده ترین حرکت در سطح شهر نمی باشد، اما حرکت غالب در سطح شهر بوده بطوریکه بدون آن بیشتر فضاهای شهری در اغلب اوقات
.(Hillier et al., 1993, 31 (خالی می شوند

تصویر2- ارتبای بین جاذب های فضایی، حرکت و پیکره بندی فضایی.
(Hillier et al., 1993, 31( :ماخذ
Bafna, & Shpuza, 2004, 2(. در راستای پیش بینی حرکت عابرپیاده از روش چیدمان فضا می توان برای شناسایی دردسترس ترین و جدا افتاده ترین مسیرها استفاده کرد تا بدین صورت حرکت عابرپیاده را
Abubakar & Aina, 2006, 1-2;) بصورتی بهینه هدایت و مدیریت کرد
.(B. Jiang, Claramunt, & Batty, 1999, 2
809496316828

4- معرفی روش چیدمان فضا
کاربرد روش چیدمان فضا اساساً به منظور ارزیابی قابلیت طرح های پیشنهادی در برآورده کردن موارد مورد نیاز طرح از قبیل ایجاد، هدایت و پیش بینی حرکت در سطح شهر می باشد. بدین ترتیب باا ستفادها زا ین روش می توانا لگوی حرکت و یا پخشایش کاربری ها را در وضع موجود شهر شناسایی کرده و بر این اساس الگوهای مورد نظر را در طرح های پیشنهادی پیش بینی کرد تا بدین وسیله از کارآمد بودن طرح های پیشنهادی اطمینان لازم حاصل آید) Peponis,
-1530525749221اما چیدمان فضا چیست؟ چیدمان فضا عبارت است از بکارگیری متغیرهای بدست آمده از تحلیل پیکره بندی فضا در شناخت الگوهای عناصر هندسی مختلف که به واسطه ساختمان ها و شهرها به وجود آمده اند )عباس زادگان ،1381، 66(. این عناصر هندسی درنظر گرفته شده با توجه به نوع فضای مورد تحلیل می تواند یک خط، یک فضای محدب، یک نقطه باشد. در همین ارتباط چیدمان فضا بر اساس دو پیش فرض اصلی بسط داده شده است. پیش فرض اول اینکه فضا به عنوان بستری برای فعالیت درنظر گرفته نشود بلکه به عنوان خصیصه ذاتی آن در نظر گرفته شود. به این ترتیب حرکت در یک فضای خطی رخ می دهد و تاملات اجتماعی در یک فضای محدب و نیز محدوده بصری مخاطب با توجه به حرکت و تغییر زاویه دید او تعریف می شود) تصویر 3(. هرکدام از این ایده های هندسی قابلیت توصیف نحوه فعالیت ما در فضا را دارا می باشند. پیش فرض دوم در این روش این است که خصوصیات فضاها به صورت انفرادی در شکل دادن به رفتار مخاطب، به اندازه نحوه ترکیبشان با دیگر فضاهای موجود در سیستم حائز اهمیت نیستند. این ارتباط همان پیکره بندی فضایی می باشد که در بالا مفصلاً تشریح شد. در مرحله بعد روش چیدمان فضا الگوی ترکیب این فضاها و نحوه ارتباط بین آنها را از طریق تبدیل آن به یک گراف مورد تحلیل قرار می دهد )تصویر1(. از طریق تحلیل گراف های به وجود آمده یک سری متغیرهای معمول بدست می آید. این متغیرها به خودی خود دارای ارزش خاصی نمی باشند بلکه به واسطه برقراری ارتباط بین این متغیرها و کیفیت های اجتماعی موجود در بستر مورد نظر می باشد که این تحلیل ارزش پیدا کرده و تبدیل به ابزاری در شناخت ساختار فضایی می گردد .متغیرهای اصلی به وجود آمده از این فرآیند میزان همپیوندی6 و جداافتادگی7 می باشد که در شناخت ساختارهای فضایی و اجتماعی می تواند مورد استفاده قرار گیرند. به این ترتیب نحوه پخشایش ارزش همپیوندی و جداافتادگی در بستر مورد تحقیق می تواند امکان مقایسه آماری و کمی را در فضاهای مختلف از فرهنگ های مختلف را به وجود آورد و یا به عبارت دیگر امکان تحلیل های کمی الگوهای تصویر3- فضا عامل جدا ناپذیر از فعالیت و خصیصه ذاتی آن می باشد.
(Hillier & Vaughan, 2007, 3( :ماخذ Hillier & (اجتماعی را که معمولا کیفی می باشند به وجود می آورد .(Vaughan, 2007, 3
به طور خلاصه چیدمان فضا عبارت است از یک مجموعـه تکنیک های رایانه ای برای مدلسازی ساختمان ها و شهرها به طوریکه مدل به وجود آمده از سیستمی شامل عناصر هندسی مرتبط به یکدیگر و تحلیل این سیستم برای درک چگونگی ارتباط عناصر سازنده آن تشکیل شده است. این عناصر در هنگامیکه موضوع تحقیق درباره حرکت باشد خطی هستند، و در مواقعی که موضوع تحقیق تعاملاتا جتماعی باشد فضاهای محدب هستند و در هنگامیکه موضوع مورد تحقیق الگوهای رفتاری پیچیده باشد محدودهای قابل روئیت می باشند) .(Hillier, 2004, 46نکته مهم این است که روش چیدمان فضا تنها یک ابزار مدلسازی ساده نیست بلکه روشی است برای درک پیچیدگی های شهر، منطق ریخت شناسی و الگوی توسعه آن و درک الگوهای رفتاری موجود در آنها) .(Hillier et al., 1993, 32 چیدمان فضا روشی است برای درک پیکره بندی فضا به نحوی که منطق عوامل اجتماعی به وجود آورنده آنها نیز قابل تشخیص باشد
) .(Hillier & Vaughan, 2007, 2دستاورد استفاده از این روش عبارت است از متغیرهای مختلفی که از تحلیل های گرافی بدست می آید و چندین نقشه که الگوی پخشایش این متغیرها را در سطح شهر و یا بنا نشان می دهد. در ادامه مروری اجمالی خواهیم داشت به نحوه تهیه نقشه های مقدماتی، خوانش نقشه های بدست آمده و کار با متغیرهای ارائه شده توسط این روش. نکته قابل توجه این است که برای سهولت کار، تمامی مثال های ارائه شده در این مقاله مثال هایی هستند که موضوع تحقیق آنها بستر شهری بوده و از وارد شدن به مقوله کاربرد این روش در تک بناها و معماری خودداری می شود هرچند اصول کلی کاملاً یکی می باشد .
4.1 نمایش خطی فضاهای شهری در روش چیدمان فضا:
همانطور که در قسمت بالا اشاره شد روش چیدمان فضا با عناصر هندسی مانند خط سروکار دارد بدین صورت که فضاهای شهری را برای درک ساده تر با خط نشان می دهد که به آن در اصطلاح نقشه خطی8 می گویند )عباس زادگان ،1381، 68(. اما این خط ها به طور کلی بیانگر چه می باشند؟ این نظریه معتقد است که ساختار شهر را نمی شود با دید پرنده درک کرد و مبنای درک ساختار شهر دید انسان و عابرپیاده از فضاهای شهری می باشد. به این ترتیب در این تئوری شهر به صورت یک سیستم گسسته تعریف می شود که هریک از عناصر آن به طور مجزا قابل درک می باشند .این سیستم های عبارتند از طولانی ترین کانال های بصری-حرکتی که مخاطبان در آن حرکت کرده و شهر را درک می کنند) Figueiredo .(& Amorim, 2005, 1ساختار شهر نیز از برقراری ارتباط بین این عناصر در ذهن مخاطب به وجود می آید. هرکدام از این کانال های بصری-حرکتی برای تحلیل های پیشرفته تر با یک خط نشان داده می شوند. در مرحله بعد بر اساس تحلیل های ریاضی و گراف، تقاطع این خطوط با یکدیگر مورد بررسی قرار می گیرند بدین ترتیب که ،تقاطع هر دو خط نشان دهنده ارتباط آنها با یکدیگر می باشد .
روش تهیه نقشه خطی بدین صورتا ست کها بتدا تمامی فضاهای شهری به صورت فضاهای محدب9 تقسیم بندی می شوند. منظور از فضای محدب فضایی می باشد که اگر ناظر از داخل این فضا به تمامی نقاط دیگر این فضا نگاه کند، خط فرضی دید لبه های فضا را قطع نکنند )تصویر4( )عباس زادگان ،1381، 69(. نکته مهم این است که کل شهر باکمترین تعدادا ین فضاهای محدب پوشیده شوند. در مرحله بعد خطوط مورد نظر رسم می شوند. روش کار بدین صورت است که این خطوط باید از داخل تمام فضاهای محدب فرضی عبور داده شوند به طوری که کل شهر با طولانی ترین خطوط و با کمترین تعداد خط پوشیده شود. بدین صورت یک خط می تواند از چندین فضای محدب در آن واحد عبور کند) .(B. Hillier & Hanson, 1984, 90

تصویر4- چندضلعی سمت چپ بیانگر یك فضای محدب و چندضلعی سمت راست بیانگر یك فضای مقعر می باشد.
تصویر 5مثالی را که خود هیلیر بیان می دارد به تصویر می کشد .در شکل سمت چپ سیستم فضای باز شهری با رنگ مشکی نشان داده شده است تا جلب توجه کند. در شکل میانی سیستم فضای باز توسط کم تعداد ترین فضاهای محدب پوشیده شده است. در مرحله بعد در شکل سمت راست نیز خطوط عبوری از فضاها نمایش داده شده است که نقشه خطی برای شهر مورد نظر را نشان می دهد.

تصویر6- طرق مختلف نمایش خطی یك مسیر منحنی.
(Figueiredo & Amorim, 2005, 2( :ماخذ
خطوط ترسیم شده در نقشه های بالا معمولاً بصورت دستی کشیده می شوند. در همین راستا ایرادات مختلفی برای ترسیمات دستی مطرح گردیده است. به طور مثال ایرادی که می شود مطرح کرد نحوه نمایش مسیرهای منجنی به صورت خطی می باشد بدین ترتیب که اگرچه مسیرهای منحنی معمولا با چندین خط نمایش

تصویر5- مثالی برای نشان دادن سیستم فضای باز و تبدیل آن به فضای محدب و نقشه خطی.
داده می شوند اما توسط عابرین پیاده به عنوان یک فضای واحد شناخته می شوند و علاوه بر این برای نمایش یک منحنی به صورت خطی ممکن است افراد مختلف از روش های مختلف استفاده نمایند )تصویر6(. علاوه بر این آنجایی که ملاک عمل بلندترین خط عبوری از فضا می باشد در بسیاری از شهرهای مدرن و یا قسمت های تازه توسعه یافته شهرها خیابان های بسیار طولانی، مانند خیابان انقلاب تهران، یافت می شود که امکان نشان دادن آنها تنها با یک خط وجود داد. و از آنجایی که به خاطر طولانی بودن این خط امکان برخورد و ایجاد تقاطع با دیگر خطوط افزایش می یابد ممکن است تحلیل های بعدی، مانند تحلیل میزان دسترسی، تحت تاثیر قرار گیرند Figueiredo) .(& Amorim, 2005, 2
در سال های ابتدایی پیدایش روش چیدمان فضا، نقشه خطی با دست و در نرم افزار اتوکد رسم می شده است که ایراداتی نیز مانند آنچه در بالا ذکر شد بر آن وارد بود، اما امروزه نرم افزارهای رایانه ای به صورت خودکارا ین خطوط را ترسیم می نمایند.ا لبته برای شهرهای بزرگ این نرم افزارها از ترسیم این خطوط عاجز می باشند و هنوز استفاده از روش سنتی بسیار متداول می باشد. هرچند که از نقشه خطوط مرکزی معابر که در نرم افزار جی-آی-اس قابل استخراج می باشند نیز برای این منظور می توان استفاده کرد که توضیح این روش خود مجالی دیگر می طلبد(Turner, 2007, 2) . اگرچه روش های جدید انتقاد دوم را در مورد نحوه ترسیم رفع کرده اند اما هیلیر در باره انتقاد اول و نحوه درک فضای شهری از طرف عابرپیاده می گوید که به نظر می رسد مفهوم کانال حرکتی برای توجیه خطوط ترسیم شده نسبت به کانال های بصری-حرکتی مفهومی بهتر و قابل دفاع تر می باشد.(Figueiredo & Amorim, 2005, 2)
4.2- مروری اجمالی به متغیرهای بدست آمده از بکارگیری روش چیدمان فضا
برای معرفی مفاهیم کاربردی در روش چیدمان فضا از اصلی ترین مفهوم آن یعنی گراف شروع می کنیم. گراف شکلی است که نحوه ارتباط بین فضاهای مختلف را طبق نقشه خطی بدست آمده نشان می دهد به نحوی که هر فضا با یک گره و ارتباط بین هر دو فضا با یک یال درگراف نشان داده می شود. دومین مفهوم گراف توجیه شده10 می باشد که به اصطلاح به آن “جی-گراف” نیز می گویند. این گراف معمولاً برای یک فضای خاص تهیه می شود به طوریکه گره مربوط به این فضا در پایین گراف قرارگیرد و ارتباط آن با هریک از فضاهای دیگر در این گراف نشان داده می شود )تصویر 7(. گراف توجیه شده معمولاً به دو صورت درمی آید. حالت اول این است که گراف مانند یک درخت به سمت بالا رشد می کنند )مانند تصویر 7 سمت راست(. در این حالت اصطلاحاً می گویند گراف عمیق می باشد یعنی فضای مورد نظر که در پایین گراف قرار گرفته است و دسترسی و ارتباط کمی به دیگر فضاها داشته و حالتی جداافتاده دارد. اما حالت دوم هنگامی است که گراف مورد نظر مانند بوته می شود به صورتیکه تمام گره ها حول فضای مورد نظر قرارگرفته در پایین گراف ظاهر می شوند )مانند تصویر 7 سمت چپ(. در این حالت اصطلاحاً می گویند گراف سطحی می باشد که بیانگر این است که فضای مورد نظر از ارتباط و دسترسی خوبی با دیگر فضاهای موجود در سیستم برخوردار می باشد) Hillier .(& Vaughan, 2007, 4
مقدار دیگر در روش چیدمان فضا عبارت است از گام فضایی11. گام فضایی در نقشه خطی عبارت است از تغییر جهت از یک خط به یک خط دیگر و یا گره های پشت سرگذاشته شده در رفتن از یک گره در گراف به گره دیگر. به طور مثال در تصویر 7 سمت چپ، برای رسیدن از گره شماره 5 به گره شماره 7 از طریق گره شماره هشت ،سه تغییر مسیر باید صورت گیرد و یا به عبارت دیگر گره شماره 7 سه گام فضایی از گره شماره 5 فاصله دارد. نکته قابل توجه این است که در بسیاری از موارد برای رفتن از یک گره به گره ای دیگر، چندین مسیر وجود دارد. مقدار دیگر تعریف شده در این روش عبارت است از عمق12. در اینجا عمق به کمترین گام فضایی گفته می شود که برای رسیدن از یک گره به هریک از گره های موجود در گراف طی می شود .مقدار دیگر بدست آمده از این روش اتصال13 می باشد. اتصال عبارت است از تعداد گره هایی که با یک گره ارتباط مستقیم دارند. و یا به عبارت دیگر فاصله آنها از یکدیگر معادل یک گام فضایی می باشد.
مقدار دیگری که در روش چیدمان فضا بدست می آید میزان همپیوندی می باشد. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم این مقدار مهمترین مقدار بدست آمده از این روش می باشد )عباس زادگان ،1831، 86(. میزان همپیوندی عبارت است از میانگین عمقی که برای رسیدن از یک گره به تمامی گره های موجود در سیستم طی می شود. در نقشه خطی می توان گفت ارزش همیپیوندی یک خط یا فضا عبارت است از میانگین تعداد خطوطی که بتوان توسط آنها از آن یک خط به تمامی خطوط دیگر در کل سیستم دست پیدا کرد. به طور طبع هرچه این میانگین کمتر باشد یعنی گره مورد نظر با دیگر گره های موجود از

تصویر7- گراف توجیه شده برای یك فضای خاص.
(Hillier & Vaughan, 2007, 4( :ماخذ
ارتباط نزدیکی برخوردار می باشد و یا به عبارت دیگر آن گره در دسترسی تر می باشد. و هرچه میانگین عمق بیشتر باشد یعنی فضای مورد نظر جداافتاده تر می باشد. میزان همپیوندی بیشترین استفاده را در مطالعه دسترسی فضاهای شهری، بافت فرسوده، بافت های مهاجرنشین و الگوی پخشایش کاربری ها، حرکت و امثالهم دارد .فضاهایی که از میزان همپیوندی بالاتری در سیستم برخوردار باشند معمولاً از دسترسی بیشتری برخوردار می باشند و بیشتر به عنوان مقاصد سفرهای درون شهری مطرح می شوند. با توجه به اینکه مقدار همپیوندی معمولاً روابط یک خط را با دیگر خطوط محاسبه می کند، مقدار بدست آمده و یا مفاهیم برداشت شده توسط آن، مانند مفهوم دسترسی، مقداری ارتباطی و مفهومی دارد و نه متریک. البته در روش های جدید به واسطه تبدیل نقشه خطی به نقشه سگمنتی14 می توان عوامل متریک را نیز در محاسبات دخیل کرد که بسط دادن آن از حیطه این مقاله خارج است .
مقدار دیگری که در روش چیدمان فضا بدست می آید مقدار انتخاب15 می باشد. مقدار انتخاب برای یک گره هنگامی زیاد می باشد که کوتاه ترین مسیرهای موجود بین هر دو گره در سیستم از گره مورد نظر عبور کند. به عبارت دیگر اگر احتمال استفاده از فضایی در طی کردن کوتاه ترین مسیرهای موجود بین هر دو فضای احتمالی در کل سیستم شهری زیاد باشد، آنگاه مقدار انتخاب این فضا بیشتر می باشد. فضاهایی که میزان انتخاب در آنها بالا می باشند معمولاً فضاهایی را نشان می دهند که برای رسیدن به همپیوندترین فضاها احتمال دارد بیشتر مورد استفاده قرار گیرند. مطالعات مختلفی از وجود همبستگی بین مقدار انتخاب و حرکت عابرپیاده و یا مکانیابی کاربری های تجاری خبر می دهد) .(Lam, 2008, 84.3- نقشه های بدست آمده از روش چیدمان فضایی و نحوه خوانش آنها
تصویر8- نقشه خطی نشان دهنده مقدار همپیوندی در مقیاس کل شهر.
2828770321667

نتیجه
1267103115109ا ز مهم ترین دستاوردهایا ستفادها ز روش چیدمان فضا، نقشه های بدست آمدها ز آن می باشد.ا ین نقشه ها نحوه پخشایش مقادیر مختلف توضیح داده شده در بالا را در کل سطح شهر نشان می دهد. نحوه خوانش این نقشه ها با توجه به سوال تحقیق متفاوت خواهد بود. اما برای اینکه خوانندگان با نحوه خوانش نقشه های مختلف بدست آمده از روش چیدمان فضا آشنا شوند، در ادامه مثالی از شهر تهران به همراه توضیحات مختصری در باره خوانش آن آورده شده است .به طور مثال نقشه نشان داده شده در تصویر 8 الگوی پخشایش مقدار همپیوندی را در کل شهر تهران نشان می دهد. در نقشه زیر خطوطی که با رنگ قرمز نشان داده شده اند، دارای مقدار همپیوندی بالاتر بوده و هرچه خطوط به سمت آبی می روند مقدار همپیوندی آنها نیز با کل شهر کمتر می شود. این نقشه کاربردهای مختلف دارد. به طور مثال با استفاده از این نقشه می توان نحوه گسترش ساختار شهری را شناخت.ا ین نقشه همچنین در دسترس ترین معابر شهری را از نظر ارتباطی نشان می دهد. این نقشه نشان می دهد که محورهای انقلاب-دماوند و سپس محور هفده شهریور و ولیعصر در دسترس ترین معابر شهری تهران می باشند و مهم ترین نقش را در گسترش ساختار شهر تهران ایفا می کنند. علاوه بر این نقشه مذکور بیانگر این است که ساختار شهری تهران از به سمت شرقی-غربی گسترش پیدا کرده و ساختار اصلی شهر را شکل داده است و سپس به سمت شمال و جنوب در داخل محلات نفوذ پیدا کرده است .این نقشه همچنین بیانگر این است که مناطق شمالی تهران به شدت جداافتاده می باشند. با توجه به اینکه معمولاً جداافتادگی به عنوان خصوصیتی برای بافت های فرسوده می باشد، جداافتادگی مناطق شمالی تهران بسیار جالب و قابل توجه بوده و ذهن را در خوانش ساختار فضایی شهر تهران و یا بازبینی خصوصیات بافتی فرسوده مشغول می کند )ریسمانچیان ،9831، 2(.
در این مقاله سعی شد تا روش چیدمان فضا به همراه تئوری حمایت کننده آن و نیز مفاهیم و تعاریف پایه ای مورد استفاده در آن به تشریح باز شود. همچنین مهمترین مقادیر مورد استفاده در روش چیدمان فضا معرفی و تشریح شدند. علاوه بر این نقشه های ارائه شده در این روش و نحوه خوانش آنها نیز به صورت موجز مورد بحث قرار گرفته شد. نقشه های بدست آمده برای تهران به عنوان نمونه بیان گردید تا ذهن خواننده با کاربردهای این روش و نحوه استفاده از آن آشنا شود .
در این مقاله سعی شد تا بر اهمیت تئوری حمایت کننده از این روش نیز تاکید شود. مباحث فوق الذکر روشنگر این واقعیت می باشد که روش چیدمان فضا، صرفاً به استفاده از یک نرم افزار خلاصه نشده و فهم نظریه های حمایت کننده از این روش در خوانش نقشه ها و مقادیر بدست آمده از آنها نقش اساسی را ایفا می کنند. این مقاله اهمیت صورت مساله و سوال مورد تحقیق را نیز در نحوه برخورد با روش چیدمان فضا و استفاده از آن پررنگ کرده و کاربرد این روش را هم در جوامع حرفه ای و هم دانشگاهی مورد بحث قرار داد. علاوه بر این در این مقاله سعی گردید تا کاربردهای مختلف این روش در مطالعه ساختار فضایی شهر، دسترسی معابر و محلات، مطالعه بافت های فرسوده و کاربری اراضی به طور اجمالی مورد اشاره قرار گیرند .
این مقاله اهمیت استفاده از این روش را در مطالعات شهری چه در مجامع دانشگاهی و چه در مجامع حرفه ای پررنگ کرده و لزوم انجام مطالعات عمیق تر بر این روش و استفاده همه جانبه تر از آن را در شناخت خصیصه های شهرهای مختلف ایران بیان داشت. مطالعات گسترده تری به منظور توجیه کردن نقشه ها و مقادیر بدست آمده از این روش با توجه به وضع موجود شهرهای مختلف ایران نیاز می باشد.
پی نوشت ها:
1. PhD Dissertation: Evidence-based spatial intervention for regeneration of deteriorating urban areas, a case of study from Tehran/Iran 2. A configurational theory of architecture
3. Natural movement: or, configuration and attraction in urban pedestrian movement
4.The physical city
The social city
Integration
Segregation
Axial Map
Convex Map
Justified Grap
Syntactic Step (Step Depth)
Depth
Connectivity
14. Segment Map15. Choiceفهرست منابع: عباس زادگان، مصطفی) 1381(، روش چیدمان فضا در فرایند طراحی شهری با نگاهی به شهر یزد ،فصلنامه مدیریت شهری، شماره 9، صص46-511.ریسمانچیان، امید) 1389(، برخوردی روشمند در مدیریت حرکت عابر پیاده نمونه موردی منطقه شش، هفت و هشت تهران ،ماهنامه منظر، شماره هشت، صص 63-93.
Abubakar, I., & Aina, Y. A. (2006), GIS and space syntax: An analysis of accessibility to urban green areas in doha district of dammam metropolitan area, saudi arabia, Paper presented at the Conference Proceeding Map Middle East 2006, http://www.gisdevelopment.net/ proceedings/mapmiddleeast/2006/ ,2009.
Dalton, N. S., Peponis , J., & Dalton , R. (2003), To tame a TIGER one has to know its nature: Extending weighted angular integration analysis to the description of GIS road-centerline data for large scale urban analysis, 4th International Space Syntax Symposium, London.
Figueiredo, L., & Amorim, L. (2005), Continuity lines in the axial system. Proceedings of the 5th International Symposium on Space Syntax, Delft. pp 145-159.
Hillier , B., & Hanson, J. (1984), The social logic of space, Cambridge University Press, New York.
Hillier, B. (2004), Designing safer streets: An evidence-based approach. Planning in London, 48, pp45-49.
Hillier, B. (2007), Space is the machine, A configurational theory of architecture Space Syntax.
Hillier, B. (2009), Spatial sustainability in cities organic patterns and sustainable forms. Proceedings of the 7th International Space Syntax Symposium, Stockholm. pp10-20.
Hillier, B., Penn, A., Hanson, J., Grajews ki, T., & Xu, J. (1993), Natural movement: Or, configuration and attraction in urban pedestrian movement. Environment and Planning B: Planning and Design, 20, pp 29-66.
Hillier, B., & Vaughan, L. (2007), The city as one thing. Progress in Planning, 67(3), pp 205-230.
Jiang, B., Claramunt, C., & Batty, M. (1999), Geometric accessibility and geographic information: Extending desktop GIS to space syntax. Computers, Environment and Urban Systems, 23, pp 127-146.
Jiang, B., Claramunt, C., & Klarqvist, B. (2000), Integration of space syntax into GIS for modelling urban spaces. International Journal of Applied Earth Observation and Geoinformation, 2(3-4), pp 161-171.
Karimi, K. (1997), The spatial logic of organic cities in iran and the united kingdom. Space Syntax First International Symposium, Proceeding Vol.1 Comparative Cities, London.
Karimi, K., & Nooshin, M. (2003), The tale of two cities: Urban planning of the city isfahan in the past and present. 4th International Space Syntax Symposium, London.
Lam, K. S. (2008), An introduction of space syntax. Retrieved 02/16, 2009, from http://wiki.uelceca.net/20072008/files/doc+essay.pdf Makrí, M., & Folkesson, C. (2000), Accessibility measures for analyzes of land use and traveling with geographical information systems.
Paper presented at the Urban Transport Systems: Proceedings of 2nd KFB-Research Conference, Lund, Sweden.
Masoudi Nejad, R. (2005), Social bazaar and commercial bazaar: Comparative study of spatial role of iranian bazaar in the historical cities in different socio-economical context. 5th International Space Syntax Symposium, Delft.
Peponis, J., Bafna, S., & Shpuza, E. (2004), Space syntax. Implications, 4(12), 25/3/2009.
Toker, U., Baran, P. K., & Mull, M. (2005), Sub-urban evolution: A cross-temporal analysis of spatial configuraion in an american town (1989-2002). 5th International Space Syntax Symposium, Delft. pp 1-7.
Turner, A. (2004), Depthmap 4 A researcher’s handbook. London: Bartlett School of Graduate Studies, UCL.
Turner, A. (2005), Could a road-centre line be an axial line in disguise? Proceedings of the 5th International Symposium on Space Syntax, Delft. pp 145-159.
Turner, A. (2007), From axial to road-centre lines: A new representation for space syntax and a new model of route choice for transport network analysis. Environment and Planning B: Planning and Design, 34(3), pp 539-555.



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

پاسخ دهید