صفحات 77 – 85
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره44 زمستان 1389
9093575652

برنامهدهـی معماری،یک ضرورت برای طراحـی

دکتر سید امیرسعید محمودی*
استادیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 21/6/89، تاریخ پذیرش نهایی: 18/01/98(
چکیده:
امروزه مابین فعالیتهای متعدد در طراحی پژوهی معماری ،” برنامهدهی” به عنوان یكی از مراحل فرآیند طراحی محسوب میشود كه توسط آن طراح با موضوع و اهداف یک پروژهی طراحی بخصوص در زمینهی نیازهای استفادهكنندگان، محیط و بستر پروژه آشنا میگردد و به صورتی نظاممند این اطلاعات و ایدههای مناسب را در سطوح مختلف مراحل طراحی به كار میگیرد. اگرچه توجه به مقولهی ” برنامهدهی معماری” از اواخر دههی 1960 میلادی در حرفه و مراكز آموزش معماری مطرح شد، ولی با تأمل بر روی فعالیت آن میتوان ادعا نمود كه ” برنامهدهی” در طول تاریخ جدا از “طراحی” معماری نبوده است. این مقاله ضمن معرفی ویژگیهای ” برنامهدهی معماری”، به معرفی بخشی از مطالعات و تجربیات آموزشی نگارنده با دانشجویان دوره كارشناسی ارشد معماری دانشگاه تهران در قالب یک نمونه موردی ،” بهسازی بخشی از محور خیابان انقلاب حدفاصل میدان انقلاب و چهارراه ولیعصر )عج(“، میپردازد. توجه به مزایای ” برنامهدهی”، بهخصوص در شرایط حاضر اقتصادی و حرفهای در كشور، میتواند نقش بسزایی در پیشرفت حرفهی معماری داشته و معماری كشور را یک گام نزدیکتر به سوی ایجاد “معماری خوب” بنماید. در این میان ضرورت دارد كه برنامهریزان آموزشی، به جایگاه صحیح بحث ” برنامهدهی معماری” پی برده و برگزاری دروسی در این زمینه را در سطوح مختلف كارشناسی و كارشناسی ارشد معماری در دستور كار قرار دهند .
واژ ه های کلیدی:
برنامهدهی معماری، فرآیند طراحی، طراحی پژوهی، اهداف، ضروریات عملكردی ،كانسپت.

.E-mail: amahmood@ut.ac.ir ،021-66461504 : تلفن: 021-66409696، نمابر*
3072183342602

مقدمه
در بحث طراحی پژوهی، مقولاتی چون فرآیند طراحی، توجه به مراتب و روشهای جمعآوری اطلاعات مربوط به پروژه ، شکلگیری ایدههای طراحی، و تصمیم سازی در مسیر دستیابی به پاسخ طراحی مطرح است .” برنامهدهی معماری”1 بخشی از فرآیند طراحی است که توسط آن طراح با موضوع و اهداف یك پروژهی طراحی بخصوص در زمینهی نیازهای استفادهکنندگان، محیط و بستر پروژه آشنا میگردد و به صورتی نظاممند این اطلاعات و ایدههای مناسب را در مراحل مختلف طراحی به کار میگیرد. واژهی ” برنامهدهی” در مقایسه با واژهی” برنامهریزی” از سالها پیش توسط نگارنده2 معرفی شده تا بر روی تفاوت میان این دو فعالیت
در فرآیند طراحی تأکید کند. تاکنونِ برای واژهی (Programming) در زبان فارسی اغلب از ترجمهی “ برنامهریزی” به طور فراگیر استفاده میشده است، و دلیل آن را میتوان در ورود علوم رایانه و “ برنامهریزی رایانهای” در کشور جستوجو کرد. “ برنامهدهي معماري” را نباید با “ برنامهریزی رای انهاي” اشتباه گرفت، هر چند که استفاده از رایانه به عنوان یك ابزار در “ برنامهدهي معماري” رو به افزایش است. “برنامه ریزي رای انهاي،” نوشتن برنامهای را در بر دارد تا بر اساس آن، رایانه عملیات مورد انتظار اپراتور را انجام دهد؛ در صورتیکه “ برنامهدهي معماري،” به فرآیند جمعآوري اطلاعات، تحلیل آنها و ارائهي پیشنهادهایي براي طراحی گفته میشود. با تأمل بر روی فعالیتهای مرتبط با امر “ برنامهریزی در معماری”3 مشخص میشود که این فعالیت اغلب مربوط به پیش بینیهای کمّی موضوعات طراحی درخصوص مواردی چون: زمان، مکان، هزینه ،ابعاد، تعداد و امثال آن میباشد )برای مثال فعالیتی تحت عنوان ” برنامهریزی فیزیکی”4 وجود دارد که وظیفهی آن شناسایی تعداد فضاها، تعداد افراد مشغول در آن، مساحت مورد نیاز، و سایر اطلاعات کمّی از این دست است(. در فرآیند طراحی ضمن استفاده از اطلاعات کمّی فوق، ضرورت دارد تا برای دستیابی به پاسخ نهایی، تلاشی برای شناسایی و بهبود وضعیت کیفی موضوعات طراحی اعمال گردد، به این فعالیت که پشتوانهای برای رسیدن به پاسخ ایدهآل است ،” برنامهدهی معماری” گفته میشود .
این مقاله ابتدا به معرفی ” برنامهدهی معماری” با استفاده از ادبیات موجود در این زمینه پرداخته و ضمن برشمردن ویژگیهای برنامهدهی، اقدام به معرفی یك نمونه موردی در خصوص بهسازی محور خیابان انقلاب حدفاصل میدان انقلاب و چهارراه ولیعصر )عج( در تهران، مینماید که در این راستا تعدادی از اهداف و کانسپتهای برنامهدهی مورد بررسی قرار میگیرد .
1486269313800

سابقهی برنامهدهی
شروع چاپ مقالات در مورد ” برنامهدهي” در نشریات معماري ،در اواخر دههی 1960، زماني که پروژهی پروت ایگو5 با شکست مواجه شد، آغاز شد. این پروژهی عظیم مسکوني6 از نظر مسائل اقتصادي و ظواهر بیروني موفق بود، امّا به نیازهاي رفتاري و اجتماعي ساکنان خود کم توجه بود و باعث ایجاد صدمات گوناگون در رفتار اجتماعی ساکنین و تخریب فضاهای زیست شده بود .این مجموعه نهایتاً در سال 1976 تخریب شد و بنا به گفتهی چارلزجنکز7، زمان تخریب آن، زمان مرگ معماری مدرن محسوب میشود. این شکست در طراحي ساختمان موجب شد تا به ضرورت درک نیازهای فیزیکی و روانی استفادهکنندگان تواماً توجه شده و باب جدیدی در طراحی معماری باز شود که به مفاهیم رفتاری و ادراکی استفاده کنندگان بپردازد. به صورت رسمی ،” برنامهدهی معماری” از همان اواخر دههی 1960 و تحت تأثیر نظریههای اثباتگرا8 در طراحی معماری مطرح شد. در این نظریهها، توجه به نحوهی بهرهبرداری صحیح از منابع انرژی، توجه به محیط زیست ،و برآوردن نیازهای روحی/روانی در کنار نیازهای کالبدی انسان ارزشمند شمرده شد و از آن پس، ضرورت نگاه به امر تحقیق و آشنا شدن دقیق و صحیح با گسترهی عظیم موضوعات طراحی در دستور کار طراحان و مدارس معماری قرار گرفت. طراحان متوجه شدند که برای دستیابی به اهداف طراحیشان، لازم است که اطلاعات مورد نیاز در مورد علایق، نیازها، آرزوها، رفتارها، میزان مشارکت و وظایف افرادي که قرار است در آینده از مکان طراحی شده استفاده کنند، جمعآوري شود. همچنین آنها متوجه شدند براي برآوردن نیازهاي محیطي، باید اطلاعات دقیقی در زمینههای محیط طبیعی و محیط مصنوع جمعآوری شده و با هوشیاری کامل از این اطلاعات در فرآیند برنامهدهی و طراحي استفاده کنند. در اوایل دههی 1960 ویلیام پنا9 )که بعدها به نام پدر علم برنامهدهی معرفی شد( به همراه جمعی از همکارانش یك فرآیندی برای سازماندهی فعالیتهای برنامهدهی تدوین کرد که سالها بعد نتایج آن در کتاب “مسئله کاوی”10 وی منتشر شد. این کتاب بسیاری از معماران و کارفرمایانی را که میخواهند با گسترهی مسائل طراحی آشنا شوند، قبل از پرداختن به فعالیت طراحی، راهنمایی میکند. در دههی0791 ” برنامهدهي” به عنوان بخش استانداردي از قرارداد تکمیلي انجمن معماران آمریکا11 مطرح شد و درآن کشور، بسیاري از مدارس معماري، دروس “ برنامهدهي” را جزو برنامهی درسی خود قرار دادند. در دههی 1980 از آنجا که بحث ” برنامهدهي” در برخی از مراکز آموزشی به آتلی هها وارد شد، دروس ” برنامهدهي” در کارگاههاي طراحي ادغام شدند.
اگرچه موضوع ” برنامهدهی” تا اوایل دههی 1990 در اغلب مراکز آموزش معماری مطرح تدریس میشد، امّا رفته رفته پس از توجه بیش ازحدّ به مباحث فرمگرای پُ ستمدرن و دیکانستراکشِن در حرفهی معماری، سرنوشت این درس نیز دستخوش تغییراتی شد، چنانکه درس مزبور در مقطع کارشناسی حذف گردید و تنها در دورههای کارشناسی ارشد و دکتری به صورت یك سِری دروس نظری بین رشتهای در زمینههای روانشناسی محیط، و محیط شناسی مطرح شد.12
در خصوص پیدایش ” برنامهدهی معماری”، معماران معاصر و فعال در این زمینه، ادِیت و پَترانیس13 )9002( در سایت خود بهطور صریح اعلام نمودهاند: ” برنامهدهی معماری موقعی شروع شد که معماری آغاز شد. ساختمانها همیشه براساس برنامه ساخته شدهاند، به طریقی که تصمیم سازیها انجام شده، طرحها شکل گرفته، ساختمانها ساخته شده و به اشِغال در آمدهاند. … به گونهای میتوان ادعا نمود که باستانشناسان ساختمانها را مورد کاوش قرار میدهند چون میخواهند از برنامهی آنها سر درآورند”.
امروزه، اینکه فعالیت ” برنامهدهی” را نمیتوان از فعالیت “طراحی” جدا کرد، مورد تأیید اغلب معماران میباشد، ولی میزان سهم این دو فعالیت در فرآیند طراحی به چه اندازه است؟ دانا دورک 1389)( در تصویر 1، سهم ” برنامهدهی” و “طراحی” را در فرآیند طراحی معماری به صورتی شفاف بیان میکند. در این نمودار ،شش مرحلهی مطرح در الگوی فرآیند طراحی که از سوی انجمن معماران امریکا تعریف شده است، در ارتباط با سهم ” برنامهدهنده” و “طراح” در فرآیند طراحی به تصویر کشیده شده است. آنچنان که در تصویر مشاهده میشود، سهم برنامهدهنده در مراحل اولیهی فرآیند طراحی، یعنی در مراحل ” برنامه”، “طرح مقدماتی” و “توسعه طرح” به میزان زیادی مطرح شده است و دلیل آن ،ضرورت جمعآوری اطلاعات و ایدههای اولیه از سوی برنامهدهنده در این مراحل میباشد. در این دوران، سهم طراح در فرآیند طراحی به نسبت اندک است؛ امّا با پیشرفت مراحل فرآیند طراحی، بر میزان سهم طراح افزوده شده و از میزان سهم برنامهدهنده کاسته میشود. به این طریق در نیمهی دوم فرآیند، سهم طراح در تصمیم سازیها و تصمیم گیریهای مربوط به پروژه افزایش پیدا کرده و پروژه به نتایج نهایی و اجرا نزدیك میشود. این موازنه دوباره در پایان پروژه و در مرحلهی “ارزیابی” به صورت عکس درآمده و کلِّ فعالیتهای مربوط به ارزیابیهای ” پساز ساخت” و ” پساز اشِغال” متوجه حوزهی برنامهدهی میگردد .
تصویر 1- سهم برنامهدهی در فرآیند طراحی.

ماخذ: )دورك، 1389، 19(
797144329902

برنامهدهی معماری چیست؟
” برنامهدهي معماري” فرآیند جمعآوری و مدیریت اطلاعاتی است که در اختیار طراح قرار میگیرد و طراح با کمك آن اطلاعات ،مناسب تِرین تصمیمات مربوط به طراحی ساختمان را اتخاذ میکند .ویلیام پنا در چاپ چهارم کتاب “مسئله کاوی” در سال ،2001 “تعریف مسئله” 14را در عرصهی “ جستوجوي مسئله” 15معرفی میکند و “طراحی کردن” را در عرصهی “حل مسئله”16.
تا قبل از زمانيکه شرکتهاي معماري وظی فهی “ برنامهدهي” را بپذیرند، از کارفرما انتظار ميرفت تا تعریفي از مسئله معماري، و در اغلب مواقع، مدارک برنامه را تدوین وِ ارائه کِند. در حال حاضر ،بنابر آیین نامه “انجمن معماران آمریکا )ای.آی.ای(“17، ” برنامهدهي” مرحلهی نخست فرآیند طراحي معرفی شده است .”مدارک برنامه”18 را هنوز هم ميتوان توسط کارفرمایی که خود مالك است و یا توسط گروه طراحي و حتي یك گروه “مشاور برنامهدهي” تهیه کرد. در مواردی کارفرمایان اغلب مدارکي را به عنوان فهرستی از خدماتی که میتوانند ارائه دهند در اختیار گروه طراحی قرار میدهند .”تعریف مسئله” و ” برنامهریزي پروژه”19 در مورد تمامي پروژهها صورت ميگیرد، منتها “مدارک برنامه” بهطور جدّي براي کارهاي کوچ كتر تهیه نميشود .
این روزها بسیاری از شرکتها نیاز مبرم به کل اطلاعات پروژه و “تعریف مسئله” را احساس ميکنند و همواره تعداد افراد و شرکتهایي که در زمی نهي ” برنامهدهي معماري” تخصص ميیابند و تحقیق ميکنند، رو به افزایش است. وایت ) بیتا(20 از راه نظرسنجی از شرکتهاي معماري به این نتیجه رسیده است که شرکتهایی که خود به امر ” برنامهدهی” میپردازند در رقابت حرفهای موفقتر از دیگر شرکتها قرار میگیرند. در کشور ما، اغلبِ معماران خود به نحوی در کنار فعالیت طراحی، به بخشی از فعالیتهای ” برنامهدهی” نیز میپردازند، و تنها در پروژههای عظیم، از حضور ” برنامهریزان فیزیکی”، و نه ” برنامهدهندگان”، استفاده میشود .
” برنامهدهی” در واقع به کلیه فعالیتهای: جمعآوری ،سازماندهي،تحلیل، تفسیر و ارائه اطلاعات مربوط به پروژه طراحي گفته میشود. از سویی دیگر، “طراحي” فعالیتي هدفمند، و همراه با تصمیمسازی میباشد و با تلاش در جهت رفع اختلافات و تناقضات بهوجود آمده، در پی دستیابي به بهترین و متعادلترین وضعیت ممکن در طول زمان است تا بهترین کیفیت ممکن زندگي را فراهم سازد. تناقضات مزبور هنگامي اتفاق میافتد که به نحوهي زندگی استفادهکنندگان توجه خاصی نمیشود یا در مواردی که بعضی از نیازها دارای نتایج مشابهی میباشند. از اینرو “ برنامهدهي”، پیش از آنکه “طرح” شکل اصلي خود را پیدا کند، کلی هی وقایع مربوط به طراحی را مَدِّ نظر قرار ميدهد، به طوریکه به علایق و وابستگيهاي متناقض هم توجه دارد و در جهت رفع تناقضات اساسی بر میآید.
تغییرات بسیار عظیمتر خواهد بود.جمع بندی میکند، دارای ابعاد جامعتری است که به قرار ذیل معرفی
برای اینکه از ” برنامهدهی” به گونهای مناسب استفاده شود ،باید به مسئلهی مدیریت اطلاعات توجه خاصی داشت و همواره به این واقعیت اعتقاد داشت که “اندیشیدن” درحدّ نیاز پروژه، بسیار با ارزشتر از طراحیِ کردن نسنجیده و اجرای ناقص است. در تصویر شماره 2، چری و پترونیسِ) 2009(، سعی دارند نشان دهند که مناسبترین زمان برای اعمال تغییرات در پروژه، در حین ” برنامهدهی” میباشد که در واقع هزینهی تغییرات بر روی کاغذ بسیار اندک است ولی در مراحل پایانی پروژه که نقشههای نهایی ترسیم شده و فعالیت ساخت وساز آغاز شده، هزینهی اعِمال خصوص مواردی چون هزینه، مساحت، برنامه؛6- جمعبندی برنامه. نوشتن و مستندسازی برنامه و اخذ تأیید طرفین )تهیه مدارک برنامه( .

مزایاي برنامه دهي .برای ” برنامهدهی” می توان مزایای متعددی را متصور شد. وایت ) بيتا، 6-5( معتقد است برخورداری از مهارت کافی در ” برنامهدهی” چند فایده دارد:
“برخورداری از اعتماد به نفس لازم براي مدیریت هر موقعیتي
)حالا در هر درجهی پیچیدگی که باشد(، با بررسي و تحلیل موقعیت،
تصمی مگیری در مورد اینکه از کجا ميتوان کمبود اطلاعات ضروری را مرتفعِ ساخت،
استخراج اطلاعات مربوط برای دستیابی به نحوهی پیشبرد پروژه ،
و آگاهی از این موضوع که پروژه را باید در چه مرحلهای به پایان رساند.”
امّا مزایایی را که نگارنده درخصوص بهرهگیری از « برنامهدهی »

فرآیند

طول

در

تغییرات

هزینه
.
طراحی

2

تصویر
(
2009)
Cherry, and Patronis,
ماخذ
:

داراي

گوناگونی

مراحل


دهي

برنامه

دهی
.

مراحل

برنامه

فرصت

تأثیرگذاری
تغییرات
ی

هزینه

فرآیند

طول

در

تغییرات

هزینه

.

طراحی



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید