صفحات 15 – 24
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره54 بهار 1390

حـس نمونه مورد رضــایتمطالعه : از مجتمعهای فضــای مسکونیباز شهر تهران*مسـکونـی

دکتر مصطفی بهزاد فر1، دکتر سیده ندا قاضی زاده2**
دانشیار طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
دکتری معماری از دانشگاه تهران، پژوهشگر فوق دکتری معماری، دانشگاه فنی برلین، آلمان.
)تاریخ دریافت مقاله: 10/8/89، تاریخ پذیرش نهایی: 2/21/98(

چکیده:
به منظور خلق فضاهای کارآمدتر و ارتقای سطح کیفی فضای باز مسكونی، این پژوهش درصدد کشف عوامل موثر در رضایت ساکنان از فضای باز مسكونی است. رضایت از مكان امری چند بعدی و توجه به عوامل متعدد سازنده مكان در تدوین الگوی ارزیابی افراد ضروری است .بر اساس ادبیات موجود، الگوی چهار بعدی فضایی، اجتماعی، مدیریتی و عملكردی به عنوان یكی از موثرترین معیارها، جهت برآورد رضایت افراد استخراج گردید. جهت ارزیابی الگوی نظری، سه مجتمع آپادانا، بهجت آباد و سروستان از میان مجتمعهای بلندمرتبه و میان مقیاس شهر تهران انتخاب گردیدند و پرسشنامههای مناسب در آنها توزیع شد. شیوهی پژوهش پایهی این مقاله، همبستگی است که با تبیین الگوی معادله های ساختاری، ویژگیهای فضای باز مجتمع مسكونی به عنوان متغیرهای مستقل و حس رضایت به عنوان متغیر وابسته مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس، بار عاملی هر سنجه و جایگاه هریک از متغیرهای ساخته شده در الگوی نظری تعیین شد. نتایج پژوهش بر اهمیت نقش معمار به عنوان سازندهی فضا در رضایت ساکنان از مكان دلالت میکند؛ چنانچه ویژگیهای فضایی بیشترین تاثیر را در رضایت ساکنان دارد .پس از آن ابعاد مدیریتی و اجتماعی مكان بر برآورد ساکنان از محیط دخیل است. کمترین معیار موثر بر رضایت کاربران، ویژگیهای عملكردی مجتمع مسكونی است .
واژههای کلیدی:
رضایت، مجتمع مسكونی، فضای باز مسكونی، ابعاد رضایت، الگوسازی معادلههای ساختاری.

* مقاله حاضر برگرفته از رساله دکتری نگارنده دوم تحت عنوان «تاثیر طراحی فضای باز مسکونی در ایجاد حس دلبستگی به مکان» است که به راهنمایی دکتر امیر سعید محمودی و مشاوره دکتر علیرضا عینی فر و دکتر مصطفی بهزادفر در دانشگاه تهران صورت گرفتهاست .بدینوسیله از زحمات استادان راهنما و مشاور و همچنین مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران به جهت حمایت مالی از رساله قدردانی میشود.
.E-mail: n.ghazizadeh@gmail.com ،021-22045625 :نویسنده مسئول، تلفن: 09122177764 ، نمابر **

مقدمه

55080007487470

3225713217433

مقاله

تحلیلی

چارچوب


1

نمودار

مقاله

تحلیلی

چارچوب

1

نمودار

یکی از رسالتهای طراحان و معماران خلق رابطهای متناسب بین انسانها و کالبد اطرافشان است. برای نیل به این هدف، خالقان فضا باید درك صحیحی از رفتار انسان در محیطهای متفاوت داشته باشند، به نحوی که پیوند انسان و مکان را قویتر سازند )Waxman, 2004(. آپارتماننشینی، فضاهای کم و کوچك برای زندگی، استفاده از فضاهایی عمومی را میطلبد. مجتمع نباید چندان بزرگ باشد که فرد نسبت به آن حس مالکیت و خودی نداشتهباشد و نه چندان کوچك که تبدیل به حیاط خصوصی گردد و تحقق آن با امکانات امروزی مشکل گردد. خانههای امروزی با امکانات و شرایط زندگی موجود، قابلیت پاسخگویی به بسیاری از نیازمندیهای انسان سنتی ایرانی را ندارند. بریدن از ارزشهای حاکم بر جوامع سنتی مبتنی بر ارتباط مستحکم با طبیعت و تعاملات اجتماعی در دراز مدت منجر به نارضایتی میگردد. از ی كسو امکانات و شرایط زندگی امروز اجازهی زندگی در خانههای ویلایی را به بسیاری از شهروندان نمیدهد. از سوی دیگر نیاز به وجود فضایی مکمل در کنار فضای داخلی آپارتمانهاجهت پاسخگویی به نیازهای تفریحی ،ایجاد رابطهی مستمر با طبیعت و گسترش بخشی از عملکردهای فضای داخل به خارج ضرورت توجه به فضای باز را تبیین مینماید .از منظر دیگر، توجه به فضاهای باز به عنوان محلی برای برقراری تعاملات اجتماعی و در پی آن افزایش حضور مردم و در نتیجه افزایش امنیت اجتماعی و ایجاد حس مسئولیت در ساکنان نسبت به محل زندگی خود ضروری است .
ساختار این پژوهش مبتنی بر برآورد رضایت ساکنان از فضای باز مجتمعهای مسکونی و کشف معیارهای اثرگذار بر آن است. بر این اساس در بخش اول مقاله، با مرور ادبیات موجود در این زمینه، ابعاد مختلف رضایت از مکان تبیین میگردد. سپس در بخش روش پژوهش، ابزار و نحوهی آزمون الگوی نظری در چند مجتمع مسکونی منتخب شهر تهران و روش تحلیل دادهها تشریح میگردد. در ادامه، یافتههای تحلیل دادهها به کمك روش الگوسازی معادلات ساختاری استخراج و بر اساس آن نتیجهی پژوهش حاصل میگردد. در نمودار1 ساختار پژوهش موجود ارائه شده است.
پیشینهی پژوهش
«رضایت از محل زندگی، بعد از رضایت از زندگی زناشویی دومین عامل مهم در رضایت فرد از کل زندگی خویش است »).(Kearney, 2006, 135 رضایت از محل سکونت معادل حس رضایتی است که فرد یا عضوی از یك خانواده از مسکن فعلی خود درك و یا تجربه میکند. پژوهشهای تجربی انجام شده در این حوزه در دو رویکرد اصلی قابل تفکیك است. در گروه اول پژوهشهایی هستند که مطالعه رضایت همسایگی به عنوان معیار ارزیابی کیفیت محیطی صورت گرفتهاست. هدف این گروه از پژوهشها تخمین ارزش معیارهای محیطی و شخصی اثرگذار در رضایت از محیط مسکونی است. منظور از پژوهش گروه دوم پیشبینی رفتارهای جاری در همسایگی همچون جابهجایی است )Amérigo & Aragonés, 1990(. ادبیات موجود رضایت از همسایگی تاکید بر ارزیابی ذهنی از کیفیت زندگی دارد که ابعاد تحلیل متفاوتی را در برمیگیرد.
محققان متعددی درصدد کشف عوامل تأثیرگذار بر ارزیابی کاربران از رضایت محیط مسکونی هستند. در این راستا متغیرهای متعدد موثر بر ارزیابی کاربران، مورد بررسی قرار گرفته است .
وسعت و ،)Amole, 2009b; Hur et al., 2010( متغیرهای زیبایی تعامل اجتماعی ،)Amole, 2009b; Hur et al., 2010( ناحیه طبیعی Amérigo & Aragonés, 1990; Ge,Hokao, 2006; Amole,( Amérigo & Aragonés, 1990( ایمنی خدمات و تسهیلات ،)2009b Amérigo & Ara( نگهداری ،(;Ge,Hokao, 2006; Amole, 2009b Thorsson et al., 2004; Gai( و آسایش محیطی )gonés, 1990 از جمله مهمترین این متغیرها هستند. علاوه بر )tani et al., 2007
متغیرهای مذکور مشخصات جامعه آماری نیز در رضایت آنها از محیط تأثیرگذار است. مطالعات تجربی دیگر نشان داده است که سن، صاحبخانه بودن و سطح درآمد بالا، تأثیر معناداری در افزایش رضایت از مکان دارد. اگر چه متغیرهای وابسته به محیط فیزیکی و جامعه آماری تأثیر غیر قابل انکاری بر حس رضایت دارند، اما درجه اهمیت هر متغیر به صورت دقیق مشخص نبوده و تابع بستر طرح میباشند.
مطابق نمودار2 الگوی آرَگونزِ1 و آمرِیگو2 1997)( صفات عینی محیط تبدیل به صفات ذهنی شده و در حس رضایت تأثیر میگذارند. صفات ذهنی نیز متأثر از ویژگیها و خصوصیات شخصی افراد استفاده کننده از فضا است. رضایت از محیط تأثیر مستقیم و مثبت بر روی رفتار متجانس با محیط دارد و در نهایت رضایت از محیط مسکونی منجر به رضایت نسبی از کل زندگی میگردد .

نمودار2- الگوی رضایت از فضای مسکونی.
)Amérigo & Aragonés, 1997, 48( :مأخذ
مارکوس3 و سِرکیسیان4 1986)( رضایت محیط مسکونی را منوط به متغیرهای سازگاری، نگهداری، ظاهر بصری مطبوع ،رضایت از مدیریت، حضور همسایگان همگن، درك ارزش اقتصادی و رضایت از سایر همسایگان میدانند. مطابق نمودار 3 سازگاری ساکنان با تأثیر بر ارزش اقتصادی، مطبوعیت ظاهر و همچنین نگهداری در رضایت از محیط مسکونی تأثیرگذار است. همگنی ساکنان و نگهداری با واسطه رضایت از همسایگی بر رضایت از محیط مسکونی موثر است.

نمودار3- اجزای سازنده رضایت از محیط مسکونی.
)Marcus & Sarkissian, 1986, 42( :مأخذ
ظاهر فیزیکی یکی از مؤلفههای بزرگ در افزایش رضایت از مکان است. پژوهش رضایتمندی همسایگی در شهر سنت لوئیس5
آمریکا نشان داد در مناطق زاغه نشین افراد به دلیل تسهیلات رفاهی )سیستم گرمایش، آب لوله کشی، فضای بیشتر( مجذوب طرحهای جدیدی بودند که موجبات ارتقای تسهیلات رفاهی را فراهم نماید .اما، پس از انجام این طرحها و تحقق اهداف آن به دلیل بی توجهی به تعامل اجتماعی حس رضایت از محلات جدید کمتر از زاغههای پیشین بود )Amérigo & Aragonés, 1990, 314(. بنابراین عوامل کالبدی و سازگاری به تنهایی باعث ایجاد رضایت نمیگردد. هر چند ساکنان طولانی مدت معتقدند که مؤلفههایی چون تنش بین همسایگان و سطح درآمد، از مؤلفههای مهمتری هستند. مشِ6 و مَنور7 1998)( رضایت را به عنوان عامل ارزیابی محیط کالبدی و اجتماعی به صورت توأمان ذکر کردهاند. رضایت زیاد ساکنان را ترغیب به سکونت طولانی مدت در مکان و رضایت کم آنان را مجبور به مهاجرت مینماید. عاملهای مثبت طول مدت اقامت ، همجنسی نژادی، نرخ کم جرم و عاملهای منفی ترافیك مهمترین موضوعات مورد بحث در ادبیات موضوع است )Huret al., 2008(.
عاملهای مثبت رابطهی نزدی كتری با مسایل اجتماعی دارند .
1-1 ارزیابی رضایت از محیط مسکونی
آمریگو و آرگونزِ) 1990( برای ارزیابی حس رضایت در خانههای عمومی مادرید اسپانیا به مطالعه معیارهای عینی و ذهنی در دو سطح کالبدی و روانشناسی پرداختهاند. نتایج پژوهش آنان حاکی از آن است که دلبستگی به همسایگی و رابطه با همسایگان بیشترین تأثیر را بر رضایت از محیط دارد .هفت معیار مساحت فضا، تعاملات اجتماعی، امنیت، تأسیسات زیربنایی، ارتباط با دنیای اطراف، فعالیتهای شهری، فضای باز طبیعی بیشترین تأثیر را در شکلگیری حس رضایت به مکان در پژوهش وی داشتند )Amerigo & Argones, 1990(. بُنایتو8 و همکارانش در مطالعات متعددی که در خصوص رضایت از محیط همسایگی شهروندان رُمی انجام دادهاند، رضایت را وابسته به جنبههای کالبدی )ظاهر توده و فضا، کارایی محیط و حضور طبیعت(، جنبههای اجتماعی )مردم و تعاملات اجتماعی( ، جنبههای عملکردی )خدمات عمومی، خدمات تفریحی، خدمات تجاری، خدمات حمل و نقل(، جنبههای زمینهای )سلامتی و بهداشت و نگهداری( میدانند. او و همکارانش) 2006و1999( در قالب یك پژوهش جهانی در خصوص کیفیت ادراك شده محیط مسکونی9در ایتالیا یازده معیار در چهار گروه شامل سه واحد در ارتباط با جنبههای فضایی )فضای برنامهریزی- طراحی شده، چیدمان و دسترسی فضا، مناطق سبز( یك واحد متوجه جنبههای انسانی )مردم و روابط اجتماعی(، چهار واحد مربوط جنبههای عملکردی
)بیمه، خدمات تفریحی، اقتصادی و حمل و نقل(، سه واحد در ارتباط با جنبههای زمینهای )نحوه زندگی، بهداشت محیط و نگهداری( 1997)( را در نظر گرفتند)Bonaiuto et al., 1999; 2006(.کَنتِر 10 سه جزء اصلی را در ارزیابی ساکنان از محل زندگی موثر میداند: جنبههای فضایی )معماری و شهرسازی( جنبههای انسانی )همچون روابط اجتماعی( و جنبه عملکردی )خدمات و تسهیلات)(Canter, 1997(. پژوهشهای تجربی جدیدتر همچون پژوهشهای بُنایتو) 2006( و آیلو11 و آردُنه12 2010)( بعد چهارم دیگری شامل متغیرهای زمینهای همچون نحوه زندگی، جمعیت و نگهداری را به الگوی کَنترِ اضافه نمودند.
در این پژوهش نیز با الهام از الگوی کنتر و متاخران وی ارزیابی حس رضایت در چهار بعد فضایی، اجتماعی، عملکردی و زمینهای صورت میگیرد.
2-1. مقیاس حس رضایت
تعامل افراد با محیط در سطوح متفاوتی صورت میگیرد )از اتاق خواب تا سطح هِمسایگی13 و کل شهر(. برای الگوی ارزیابی رضایت از خانه، کَنتر و ریس) 1982( از این سطوح به عنوان سطوح تعامل محیط استفاده کردند. آنها سطوح متفاوت از آنچه که مردم ممکن است از آن تجربهی رضایت بخش داشته باشند ،تعیین کردهاند. گیفورد41 2002)( بر ارزیابی سایر تعاملات انسان و محیط همچون تجربه فضا و حس محرّمیت در لایههایی متفاوت از سطح خانه، مشابه لایههای کَنترِ تاکید کرده است. هر چند که تعریف سطوح و مقیاس بر اساس نوع پژوهش و خواستههای پژوهشگر متغیر است، بیشتر مطالعات در دو سطح واحد مسکونی و واحد همسایگی صورت پذیرفتهاند )Amole, 2009a, 864(. میزان محرّمیت اصلیترین مؤلفه در تدقیق سطوح خانگی و همسایگی است.
پژوهش آمول15 )2009a( جهت اندازهگیری حس رضایت در محیط مسکونی دانشجویی در نیجریه، سه دستاورد عمده را در پیداشت: برداشت تجربی از سطوح محیط در بین دانشجویان ،وجود رابطهی معنادار بین ماهیت رضایت در سطوح مختلف وجود تفاوتها و شباهتهایی بین ابعاد رضایت در سطوح مختلف. نتایج بخش دیگر از پژوهش دیگر آمول )2009b( نشان داد که رضایت در سطوح و ابعاد مختلف، تفاوت معناداری با یکدیگر دارند. در این راستا ارزیابی حس رضایت در این پژوهش در سه مقیاس صورت گرفته است. با توجه به ماهیت مجتمعهای مسکونی مورد مطالعه، این سه مقیاس شامل فضای داخلی آپارتمان، فضای باز مسکونی و در سطح محل است. در ادامه روش ارزیابی حس رضایت در مقیاسهای متفاوت ارائه میشود.
روش پژوهش
اگر چه ماهیت این پژوهش، کیفی است اما به دلیل استخراج معیارهای خاص قابل اندازهگیری و کمی شدن، تلفیقی از راهبردهای کمی و کیفی در قالب شیوهی همبستگی مورد استفاده قرار میگیرد. ویژگیهای فضای باز مسکونی متغیر مستقل و میزان حس رضایت از مکان متغیر وابسته است. ابزار استخراج دادهها به تناسب ویژگیهای محیطی قلمرو، مطالعهی میدانی و نمونههای موردی انتخاب شدهاست. در بخش روش پژوهش ،ابتدا جامعهی آماری و ابزار جمع آوری اطلاعات معرفی میشود .سپس به نحوهی جمع آوری دادهها و شیوهی تحلیل آن پرداخته خواهد شد.
2-1. جامعهی آماری
دامنهی این پژوهش برجهای مسکونی بالای 10 طبقه با مقیاس میانی است. عینی فر و قاضیزاده) 1389( مقیاس میانی مجتمعهای مسکونی را حدودا بین 200 تا 500 واحد شناسایی کردهاند. بر این مبنا مجتمعهایً آپادانا، بهجت آباد و سروستان مورد مطالعه قرار گرفتند. در جدول 1 مشخصات مجتمعها ارائه شده است.
جدول 1- مشخصات مجتمعهای مورد مطالعه.

برجهای دوقلوی سروستان در منطقهی دو شهرداری و ضلع جنوب غربی بلوار پاك نژاد و بزرگراه یادگار امام واقع شدهاند .ساخت برجها از اوایل دهه هشتاد آغاز و پس از وقفهای کوتاه ساخت آن توسط شرکت دیگری ادامه یافت. استقرار ساکنین در این مجتمع از سال 1385 آغاز شده است. مطابق تصویر1 مجتمع دارای دو برج 18 طبقه و در مجموع 284 واحد مسکونی دوخوابه است. پلان برجها بدون جهت مشخص و مربع گونه است .



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید