صفحات 25 – 36
نشریه هنرهای زیبا – معماری و شهرسازی شماره54 بهار 1390

تحــلیل اجتـماعپذیری محـیـط کالبـدی
متأثر مطالعۀ از موردی ادراکنمونه انسان طبیعتساخت مسکونی* در شهر همدانمحیط
های

دکتر گلرخ دانشگرمقدم1*،دکتر سید حسین بحرینی2،دکترعلیرضاعینی فر3
دکتری معماری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، همدان، ایران.
استاد دانشکدة شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3دانشیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
)تاریخ دریافت مقاله: 4/7/89، تاریخ پذیرش نهایی: 30/9/98(
چکیده:
این تحقیق بر آن است تا نقش ادراک طبیعت و عناصر طبیعی در محیط انسان ساخت را بر اجتماعپذیری محیطهای کالبدی زندگی روزمره و اشتیاق به فعالیت در فضاها مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. در این تحقیق امكان ادراک طبیعت در فضاهای کالبدی به مثابه متغیر مستقلی است که برکیفیت اجتماعپذیری فضاهای کالبدی به عنوان متغیری وابسته مؤثر واقع میشود. به منظور تحلیل ،محیط کالبدی به عنوان واحد مطالعه به عنوان مكانی جمعی – رفتاری مورد توجه قرار می گیرد که سامانه ای جمعی– فضایی را تشكیل میدهد. در این راستا مبتنی بر ادبیات روانشناسی محیط و علوم رفتاری، چارچوب اصلی در بستر مطالعات انسان– محیط تدقیق شده و مؤلفه های مؤثر بر تعامل انسان و محیط طبیعی در محیط کالبدی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه چگونگی اجتماعپذیری محیط کالبدی در تعامل با محیط طبیعی مورد تحلیل و ارزیابی واقع میشود. این تحقیق بر اساس تاکید نظریهپردازان علوم رفتاری بر مطالعۀ فضاهای روزمرۀ زندگی، نمونه های مسكونی را به منظور تبیین دقیق نتایج مورد مطالعه قرار داده است. بخش نهایی این مقاله نشان میدهد که چگونه ادراک طبیعت در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر اجتماعپذیری فضاهای کالبدی دارد.
واژه های کلیدی:
اجتماعپذیری، ادراک محیط، ادراک طبیعت، محیط کالبدی، همدان، ایران.

مقدمه

فعالیت های انسان در محیط نظام پیچیده ای را تشکیل می دهد که وجوه مختلفی داشته و رویکردهای نظری مختلفی بدان پرداخته اند .این رویکردها در محور قرار دادن مفهومی کلی یعنی کیفیت زندگی در محیط انسان ساخت مشترکند و این امر ضرورت پرداختن به قابلیت های محیط انسان ساخت را آشکار می نماید. امکان برقراری تعاملات جمعی مطلوب در سطوح مختلف خانواده و جمعی در محیط انسان ساخت از یك سو و امکان ادراك طبیعت و عناصر طبیعی از سوی دیگر بر دو جنبه از کیفیات محیط انسان ساخت دلالت دارند که در این تحقیق مورد کاوش قرار گرفته اند. علاقه به طبیعت و میل به نزدیك شدن به عناصر طبیعی و زنده احساس هایی است که به طور وسیعی کاربران محیط های ساخته شده را در بر دارد و این امر بر کیفیت زندگی در مکان های فعالیت موثر است.
51300007241823

2505712512711

اهمیت «کیفیت زندگی» در محیط های انسان ساخت از سوی بسیاری از نظریهپردازان معماری مورد توجه قرار گرفتهاست .گیدنز1 در رابطه با این موضوع بر اهمیت پرداختن به محیطهای انسان ساخت و مداقه در چگونگی رابطه آن با طبیعت تاکید میورزد. وی نه تنها از این بابت که محیطهای انسان ساخت ،محیط «زندگی» روزمره را تشکیل میدهند، بلکه به این دلیل که این محیطها بر چگونگی تشکیل فعالیتها در محیط طبیعی، ادراك آن و نیز عمل در برابر آن موثرند نیز آنها را مورد بررسی قرار دادهاست و بر لزوم بازنگری چگونگی زندگی در این محیطها تاکید مینماید .وی تاکید مینماید که یکی از پیامدهای نوسازی شهری از دست رفتن «حس زندگی» در میان «نظم طبیعی» است. وی شیوه زندگی امروزین را مورد انتقاد قرار داده و آن را مایه جدایی انسان و طبیعت دانستهاست)بری ،1380، 124(. این نکوهشها از جانب نظریهپردازان دیگری نیز مطرح گشتهاست. در این رابطه از آنجا که نمیتوان محیط های انسان ساخت امروزی در مقیاس و شیوه غالب آن همچون شهرها را دگرگون نمود میتوان بر اساس بازنگری درجنبههای مختلف تعامل انسان و طبیعت در محیط انسان ساخت چگونگی این رابطه را تبیین کرد.
معنی ذهنی پیوند با طبیعت به مفهوم کلی تر آن )یعنی دررابطه با کلیت جهان و خصوصاً در رابطه با شبکه موجودات زنده آن( یك رضایت اساسی انسان و بنیادینترین جنبه معنیدار بودن است. درواقع توجه به طبیعت تنها به مفهوم حفظ حیوانات و گیاهان نبوده بلکه هدف آن است که وجود آنها را ظاهر ساخت .حرکات خورشید و جزر ومد، دوره های علفها و حشرات و انسان ها را نیز میتوان در پیادهروهای شهر با لذت نظاره کرد)لینچ ،1384، 338(. این امور جنبههایی از محیط زندگی را تحت تاثیر قرار میدهند که بر همۀ فعالیتهای افراد در محیطهای انسان ساخت مؤثرند.
از طرف دیگر برقراری سطح مناسبی از تعاملات جمعی در محیطهای زندگی نیز به عنوان یکی از مؤلفههای مؤثر برکیفیت زندگی متاثر از ویژگیهای محیط انسان ساخت میباشد. آنچه بیشتر تحقیقات انسان و محیط در ارتباط با تعاملات جمعی مورد بررسی قرار دادهاند، تعاملات جمعی در عرصههای عمومی است .این تحقیق سعی دارد با تاکید بر ضرورت ادراك طبیعت در فضاهای زندگی، تاثیر آنرا بر چگونگی برقراری تعاملات جمعی در فضاهای کالبدی، مورد تحلیل قرار دهد .
یافته های آغازین؛
طرح مفروضات تحقیق
مطالعات اولیۀ محیطهای هرروزة زندگی مبانی شکلگیری این تحقیق گشتهاند که خود، مبتنی بر واکاوی بن مایههای زندگی در تحلیل تعامل انسان و طبیعت در محیط انسان ساخت بوده است2. از این رو چگونگی فعالیت در فضاها و اشتیاق به تشکیل کانونهای فعالیت در فضاهای زندگی هرروزه )محیط های مسکونی( که در ارتباط با محیط طبیعی وعناصر طبیعی بوده اند، فرضیۀ اصلی این تحقیق را مطرح نمودهاست. این مطالعۀ اولیه سرنخ هایی بدست دادهاست که نشان میدهد چگونگی اجتماعپذیری در فضاهای زندگی در ارتباطی مستقیم با کیفیت ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت قرار دارد. بنابراین پرسش اصلی تحقیق اینگونه طرح گشتهاست که «آیا ادراك طبیعت در فضاهای کالبدی اثر معناداری بر اجتماعپذیری فضاهای کالبدی دارد؟»
شواهد طرح فرضیه

59309994241646

ابتدا بر اساس مطالعات فضاهای زندگی در نمونه های موردی ،فرضیه تحقیق به عنوان فرضی هنجاری مطرح گشت. جدول 1 نتایج مطالعۀ اولیه، مستقیم و عمیق زندگی ساکنین در فضاهای کالبدیِ نمونههای موردی را نشان میدهد. این مطالعه بهعنوان پیشآزمون مبنای پیریزی چارچوب نظری این تحقیق گشتهاست .با دقت و کاوش در چگونگی فعالیتهای جمعی در سطح خانواده ،کانون فعالیتهای جمعی تدقیق گشتهاند. این کانونها، مکانهایی از فضاهای زندگی را نشان میدهند که اشتیاق خانواده به فعالیت در آنها مورد تاکید قراردارد .27 نمونۀ مسکونی در این مطالعه موردنظر قرار داده شدهاند. بنابراین بر اساس واکاوی رابطۀ بین سازمان فضای کالبدی و چگونگی ادراك طبیعت در محیط ، اجتماعپذیری فضاهای کالبدی مورد نظر قرار دادهشد. این مطالعه شواهدی را طرح نمود که نشان میدهد کانون های فعالیت در نقاطی از فضاها قرار دارند که کیفیت ادراك محیط بیرون و عناصر طبیعی در آن فضاها وضعیت بهینهای را به نسبت دیگر فضاهای زندگی داراست. جدول 1 تحلیل های کیفی فضاهای نمونههای موردی را به اختصار نشان میدهد. این تحلیلها از طرفی کانونهای فعالیت در فضاهای داخلی و فضاهای مورد توجه از سوی ساکنین به منظور انجام فعالیتهای جمعی را مدنظر قرار دادهاند و از دیگر سو به تحلیل چگونگی ادراك طبیعت و تجربه و دریافت عناصر طبیعی در فضاها پرداخته اند. تصاویر 1 تا 6 نیز به صورت خلاصه فضاهای مطالعه شدة نمونههای موردی را نشان میدهند که در هر یك کیفیت ارتباط با عناصر طبیعی موجب تشکیل کانونهای فعالیت شدهاست.
این تحلیل ها منجر به شکل گیری و تدقیق فرضیۀ تحقیق بدین شکل گشت که: «ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر اجتماعپذیری فضاهای کالبدی دارد.»روش تحقیق
در این تحقیق پس از طرح فرضیه بر اساس مطالعۀ پیش آزمون و مبتنی بر ادبیات روانشناسی محیط و علوم رفتاری، چارچوب اصلی در بستر مطالعات انسان– محیط تدقیق شده و مؤلفههایمؤثر بر تعامل انسان و محیط در محیط کالبدی مورد بررسی قرارمیگیرد و در ادامه چگونگی اجتماعپذیری محیط کالبدی درتعامل با محیط طبیعی مورد تحلیل و ارزیابی قرار میگیرد. ایتلسن3، پروشانسکی4 و ریولین5 1970)( بر این عقیدهاند که در اینگونه تحقیقات بین رشتهای ایجاد ساختاری که بر مدارك و شواهدی عینی تکیه دارد ضروری است و این امر به توسط تکمیل تحقیق مبتنی بر پژوهشهای تجربی و طبیعتگرایانه در محیطهای واقعی امکانپذیر است. از اینرو ایجاد ساختارهای بین رشتهای به عنوان نظریهپردازی فرادست مطالعه ضرورتی است که در مطالعۀ محیطهای هرروزة زندگی اجتنابناپذیر است)Uzzell, 2000(.
در این تحقیق چارچوب اولیۀ مطالعه با استناد به ادبیات موضوع ایجاد گشته و فرضیهها مطرح شدهاند و بخش مورد پژوهی تحقیق نیز به تبیین و تایید فرضیهها در راستای چارچوب تحقیق به تکمیل تحقیق انجامیده است. این بخش از تحقیق، بر اساس تحلیل عمیق نظام های فعالیت وفضاهای فعالیت در نمونه های موردی منجر به استخراج نتایج تحقیق شده است. در این راستا بر اساس مشاهدة عمیق فضاها و فعالیتها، مصاحبههای عمیق و تهیۀ پرسشنامه، چگونگی کارکرد فضاها به عنوان فضای فعالیت در

تصاویر 1 ،2 و3- اهمیت چشم اندازهای طبیعی، ادراک مستقیم رویدادهای طبیعی در فضای فعالیت.

تصاویر 4 ،5 و6- شکل گیری کانون های فعالیت در فضاهایی که امکان ادراک عناصر طبیعی وجود دارد.جدول 1- مطالعۀ موردی و تدقیق شواهد طرح فرضیه مبنی بر ارتباط اجتماعپذیری فضا با ادراک طبیعت.

رابطه با فعالیتهای جمعی کاربران مورد مطالعه قرار گرفته است .
فرضیههای این تحقیق به شرح زیر تدقیق شدهاست:
ادراك طبیعت در محیط کالبدی دارای وجهی جمعی است.
اشتیاق به فعالیتهای جمعی از سوی ساکنین درفضاهای کالبدی متاثر از کیفیت ادراك طبیعت و عناصر طبیعی است.
ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر اجتماعپذیری فضا داشته، موجب تمرکز فضایی و تشکیل کانونهای فعالیت در نقاط خاصی از فضاهای فعالیت میگردد .

646869375655

1- اجتماعپذیری محیط کالبدی
ادبیات حاکم بر مطالعات انسان و محیط نشان میدهد مطالعۀ فضای کالبدی مستلزم ملاحظۀ فعالیتها در آن است. بارکر بر ماهیت جمعی- رفتاری فضاهای فعالیت تاکید داشتهاست و تعاملات جمعی در فضاهای فعالیت را به مثابه قابلیتی برای فضا مورد تاکید قرار داده است)Barker,1968(. گرچه بیشتر تحقیقات انجام شده در رابطه با اجتماع ِپذیری محیطهای جمعی مورد نظر بودهاست، اما چگونگی برقراری تعاملات جمعی در همۀ عرصههای محیط انسان ساخت اعم از فضاهای خصوصی، نیمه عمومی و عمومی مورد تاکید قرار گرفتهاند. بویژه برقراری روابط جمعی در سطح کاربرانِ یك محیط خصوصی همچون مسکن نیز به دلیل تاثیر بر کیفیت زندگی مورد تاکید قرار دارد.
در واقع اهمیت اجتماعپذیری فضا به حدی است که بسیاری از نظریهپردازان بر تاثیر این کیفیت بر دلبستگی به مکان زندگی تاکید ورزیدهاند. بر طبق این نظرات دلبستگی به مکان نه تنها به توسط وجوه فیزیکی در یك مکان تقویت میشود بلکه کیفیت تعاملات اجتماعی در مکان نیز بر دلبستگی به مکان مؤثر میباشند ).(Poll, 2002
هال به منظور مطالعۀ تعاملات جمعی در فضا مفاهیمی همچون اجتماعپذیری را مورد مطالعه قرار دادهاست. وی عقیده دارد مطالعۀ هر فضای فعالیت بسته به بستر هنجاری و رویدادهای جاری رفتاری در فضا برخوردی خاص را میطلبد. در مطالعه وی محیط به دو دستۀ محیطهای اجتماعپذیر6 و محیطهای اجتماعگریز7 )لنگ،1383( دستهبندی شدهاند. محیطهای اجتماعپذیر موجب تشویق و ترغیب تعاملات جمعی میگردند و
محیط های اجتماعپذیر تعاملات جمعی را کم مینمایند ).(Hall,1982
در این راستا بسیاری از پژوهش های اخیر رابطۀ مشخصههای فضای کالبدی و تعاملات جمعی را محور خود قرار داده اند. محور این پژوهشها بر این است که در هر محیط ،فضای کالبدی به مثابه سامانه ای فضایی عمل مینماید و مشخصههای این سامانۀ فضایی بر تعاملات جمعی کاربران موثر است).(Pasalar,2003 در این مطالعات رابطۀ میان سازماندهی اجتماعی و ساختار محیط مورد مطالعه قرار میگیرد. بر این اساس مولسکی و لنگ )Moleski & Lang, 1986( بیان داشته اندکه مکان فیزیکی در حالتی ایده آل به سه صورت از رفتارهاورویدادهای رفتاری در فضا پشتیبانی مینماید. نخست اینکهمکان فیزیکی عناصر فیزیکی و مشخصههای لازم برای تداومو پایایی آسایش افراد درمحیط را فراهم میآورد. به عنوانمثال نور، ویژگی مهمی در محیط فیزیکی است که مکان فیزیکی چگونگی آن را مشخص مینماید. دوم اینکه محیط فیزیکی فراهم کنندة امکانات وسازماندهی فضایی است که نظامها و الگوهای ویژة فعالیت در فضا را قوام میبخشد و دیگر فعالیتها را کمرنگ مینماید. به عبارت دیگر محیط فیزیکی شکلگیری روابط جمعی را تسهیل نموده، سطح مطلوبی از خلوت را در فضای فعالیت فراهم میآورد. متغیرهای عملیاتی در این سطح شامل ابعاد ،هندسه فضا و روابط و ارتباطات فضایی در فضاهای فعالیت میباشد. در نهایت محیط انسان ساخت مولد و تضمینکنندة احساسات، تجارب و ادراکات نمادین و زیباییشناسانه است که به مثابه کیفیاتی در محیط، ادراکات کاربران را تحت تاثیر قرار میدهند. این سه سطح همواره به صورتی تعاملی و متغیر رابطۀ بین تعاملات اجتماعی و نظام های رفتاری در فضا را کنترل مینمایند.
نسر8 به ویژگیهایی در محیط اشاره دارد که بر تاثیر احساسی- جمعی کاربران در محیط زندگیشان دلالت دارد. علاوه بر این ابعاد احساسی و موقتی تجارب کاربران در محیط به مثابه اجزای لاینفك تعاملات افراد و محیط زندگی شناخته شده است .این امر بر ضرورت اهمیت به مطالعات فضای زندگی کاربران و پیوستگی و جداییناپذیری ادراك آنها از محیط با فضای زندگیشان دلالت دارد )Bonaiuto&Bonnes ,2000(. بنابراین اشتیاق به فعالیتهای جمعی در فضای زندگی در سطوح مختلف خانواده و جمع با سازمان فضای کالبدی رابطه دارد، چنانکه مطالعۀ محیطها نشاندهندة تشکیل کانون های فعالیت در نقاط خاص فضای فیزیکی و ارزشگذاری و تفاوت گذاری در برخی نقاط یك فضا است که به ویژگیهای فضا وابسته است.
بنابراین در این تحقیق منظور از اجتماعپذیری فضا، این است که فضای کالبدی براساس مشخصههای فضایی خود موجب تشکیل کانون های فعالیت و اشتیاق به فعالیت در قسمتهایی خاص از فضا میگردد. بنابراین با فرض این تحقیق که هرگاه محیط کالبدی امکان ادراك طبیعت را فراهمآورد قابلیت اجتماعپذیری فضاهای فعالیت و اشتیاق به فعالیتهای جمعی متاثر از امکان ادراك طبیعت افزایش می یابد، چارچوب مطالعه بر مبنای مطالعۀ سامانۀ جمعی- فضایی محیط پیریزی میگردد.
173377361

2- ادراک، دریافت و تجربه در محیط
محیطی که درآن مردم برنامهها و فعالیتهای خود را انجام میدهند، برخوردار از روابطی دو سویه است. افراد محیط را متاثر مینمایند و محیط افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. در این رابطه ادراكمحیط برچگونگی شکل گیری فعالیتها در فضاها تاثیرگذار است.
در رابطه با دریافت و تجربۀ فضا، کانتر عقیده داردکه هرگاه دریافت و تجربۀ یك مکان، قابل تجزیه به اجزای قابل تشخیص باشد، دریافت و تجربه، خود، به مثابه واحد مرجعی برای درك و فهم رفتار میباشد)Canter ,1983,65998(. گرچه ادراك از نقطه نظرات گوناگونی مورد رجوع قرار گرفتهاست و مجال بحث در این رابطه وجود ندارد اما رویکرد پذیرفته شده متداول در این رابطه مبین این است که چگونه حواس مشترك به محیط و مکانی که درآن هستند واکنش نشان میدهند. این امر بر میزان تبادل و تعامل افراد و محیط آنها دلالت دارد.
در اینجا کاربرد عبارت «تبادل و تعامل» بر این امر تاکید دارد که ادراك کننده و ادراك شونده، اجزاء یك فرایند واحد میباشند که مجموعه ای تبادلی در نظر گرفته میشود و هیچ یك از اجزاء بطور مستقل قابل ملاحظه نمیباشند. بر خلاف دیدگاه عینیت گرایی که محرك های محیطی را موجب ادراك می داند ،دیدگاه تبادلی یعنی ادراك کننده به عنوان محرك را نیز در نظر میگیرد. بنابراین همانگونه که ایتلسن عنوان می نماید: «محیطی هه می شناسیم، حاصل ادراك است و نه سببی برای ادراك» )Ittelson, et al, 1974(. علاوه براین ادراك، خود، به عنوان جزئی از مقولۀ کلیتر تعامل افراد و محیط واقعی در نظر گرفته میشود )Stokols,1987(.
در واقع فراتر از محیط دریافتی، محیط ادراکی است، تجارب انسانی و محیط انسان ساخت بوسیلۀ افکار، مفاهیم و ایدههای انسان غنا مییابد. این محیط بواسطۀ ایدهها و معانی که انسان بدان میبخشد شکل مییابد. ما مفاهیم، معانی ونمادهایی را برای بیان واقعیت بدان اطلاق میکنیم و سپس با آنها به مثابه بخشی از محیط واقعی برخورد مینماییم)Bartuska,2007,33(.
از این تعاریف چنین برمیآید که توجه به مقولۀ ادراك محیط در مورد مداقه قرار دادن سامانههای جمعی – فضایی محیط نقشی محوری در تحلیل چگونگی سامانه های فعالیت در فضاهای کالبدی دارد. بنابراین در این تحقیق توجه به ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت به مثابه قابلیتی از محیط کالبدی در نظرگرفته میشود که خود بر تنظیم سامانههای فعالیت در فضاهای کالبدی مؤثر واقع میگردد .
1-2- ادراک طبیعت در محیط انسان ساخت
وابستگی انسان به طبیعت با چگونگی دستیابی وی به ایمنی ،معاش و آسایش وی در رابطۀ مستقیم قرار میگیرد. این وابستگی علاوه بر این بر پایۀ دریافت و ادراکات انسان از محیط بویژه ادراك زیباییشناسانۀ طبیعت و عناصر طبیعی در محیط زندگی نسج یافته است. زیبایی طبیعت تبیین کننده مقولاتی چون تعادل ،تقارن، هارمونی، ظرافت، نظم و وحدت بوده و در رابطۀ مستقیم با خواست های انسانی قرار میگیرد.
آرنولد برلینت9 میگوید «ما به نوعی از طبیعت نیاز داریم که واکنشتحسین ما در آن بر پایۀ آگاهی، انتخاب و فهم نظمیباشدکه توسط نیروهای طبیعی منظر بوجود آمده است. این مطلبمارا به جستجوی همبستگی، پیچیدگی و رازو رمز رجعت میدهدکه در مناظر زیبا بطور ذاتی وجود دارد و در طبیعت با پیوند عمیقتری متجلی میشود» )بل ،1382، 021(.
در بسیاری از محیطهای انسان ساخت توجه به محیط طبیعی از بعد تامینکنندة منظری زیبا مورد توجه قرار گرفتهاست .گرچه دیدگاههای جدیدتر بر لزوم بسط این رویکرد به صورتی همه جانبه تاکید میکنند. لئوپولد10 معتقد است: «توانایی ما برای درك کیفیت طبیعت، همانند هنر با اجزای قشنگ آغاز میشود و سپس مراحل توالی را از زیبا تا ارزشهایی که تاکنون زبان توان بیان آنها را نداشته طی میکند» )بل ،1382، 108(. بسیاری از برخوردهای معماران نسبت به طبیعت نیز محدود به این حوزه بوده و طبیعت از بعد فراهمآورنده و تامینکنندة زیبایی مورد توجه بودهاست. اما نگرش به طبیعت از زاویۀ ادراك محیط بر رویکردی جامع تر دلالت دارد که دریافت و ادراك مستقیم تا معانی ضمنی و ارزشهای روانی و بهزیستی ناشی از تعامل با محیط و عناصر طبییعی را نیز در بر میگیرد و بازخوردی ادراکی در نظام فعالیتها و رفتارهای کاربران محیط در بر دارد.
کاوش در ادبیات موضوع با محوریت نحوة ادراك طبیعت در محیط بر سه رویکرد کلی دلالت دارد که مواضعی یکسان با نحوة بیانی متفاوت میباشند. رویکرد نخست ادراك طبیعت را مشتمل بر ادراك حسی و ادراك ذهنی میداند. ادراك حسی بر زیبایی شناسی بصری و ادراك ذهنی بر زیبایی شناسی نمادین، معانی نمادین و معانی ضمنی در رابطه با مکان دلالت دارد. رویکرد دوم ادراك طبیعت در محیط را شامل سه وجه ادراك مستقیم ،ادراك غیر مستقیم و ادراك نمادین میداند ).(Kellert, 2008 در این رابطه ادراك مستقیم بر حضور مستقیم عناصر طبیعی در محیط، ادراك غیرمستقیم بر جنبههای تاریخی و فرهنگی همچون تداعیها در محیط و ادراك نمادین بر تعاملات متعالی انسان و عناصر طبیعی در محیط دلالت دارد.
علاوه بر این رویکرد اپلیارد نیز به ادراك محیط شامل ادراك عملیاتی11 ، ادراك استنباطی12 و ادراك عاطفی13 است که در ارتباط با ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت قابل توجه میباشد )اپلیارد، به نقل از گلکار،1380(. در این راستا نمودار1 سامانهای را در تبیین چگونگی روابط و واکنشهای رفتاری افراد در محیط انسان ساخت و ویژگیهای آن ارائه مینماید. این مدل نشان میدهد که ویژگیهای محیط ساختهشده در نظامی مشخص با ادراك کاربران در محیط و شکلگیری سامانههای رفتاری در محیط قرار دارد.
نمودار 1 در راستای تعاریف ارائه شده در ارتباط با ادراك و رویکردهای بررسی شده، مبین این امر است که امکان تجربه و دریافت محیط و عناصر طبیعی در محیط انسان ساخت به مثابه قابلیت محیط بر چگونگی نظامهای فعالیت و سامانههای رفتاری در محیط مؤثر میباشد.
نمودار1- مدل بازخوردها و واکنشهای رفتاری در تبیین رابطه کاربران و محیط انسان ساخت.
)Nassar,1994 به نقل ازAspinall,2001 ( :مأخذ
449979616185

3- چارچوب مطالعه؛ معماری به مثابه سامانه ای جمعی – فضایی
به طور کلی مبنا و محور مطالعات فضایی را چگونگی استفاده از فضای کالبدی و تجارب زندگی در محیط انسان ساخت تشکیل میدهد که بخشی از نتایج به گمانه زنیها در خصوص فرایند طراحی و ایجاد فضاها میانجامد. همچنین رویکرد مطالعاتی دیگری نیز بر پایۀ مشاهدات و تحلیلهای بناها بر اساس الگوهای فضایی تکیه دارند که به گمانه زنیها و پیش بینی تجارب کاربران می انجامد .کویزنیر14 رویکرد فضاییِ نخست را از آنجا که بر تجارب واقعی مردم و نحوة استفاده از فضا دلالت دارد، پدیدارشناسانه میداند در حالیکه رویکرد دوم برمطالعۀ سازمان فضایی محیط دلالت دارد )Cuisenier,1997(.
تجربۀ فضایی در محیط فیزیکی منوط به تعدد و توالی فضاها ،ارتباطات فضایی، عمق و گشودگیهای فضا به بیرون میباشد .این موارد با کارکرد فضا و دیگر متغیرهای اجتماعی در هر مکان فعالیت رابطۀ مستقیم دارند )Markus, 1987(. ساختار فضایی برحسب چیدمان فضاها ومجاورت های فضایی تحلیل میگردد .به منظور مطالعۀ تجارب فضایی در یك محیط فیزیکی علاوه بر مشخصههای فیزیکیِ فضا، مطالعۀ ماهیت فعالیتهای کاربران در مکان، ارزشهای فرهنگی، ساختار اجتماعی و هنجارها نیز ضروری است ).(Thungaskul, 2001 در واقع روابط فضایی در یك ساختمان به صورت اتفاقی سازمان نیافته اند بلکه متاثر از روابط و تعاملات کاربران میباشند. از این رو مطالعات فضایی مکان های فعالیت بر پایۀ مفروضات عملکردی و منطق اجتماعی فضا قراردارند )Hillier and Hanson, 1984; Thungaskul, 2001(. در واقع محیط دارای ساختار است ومنعکس کننده و تسهیل کننده روابط و تراکنش های بین مردم و عناصر فیزیکی پیرامون است. این روابط در محیط فیزیکی پیش از هر چیز فضایی میباشند و مقدمتاً هر آنچه در محیط است بواسطه فضا متمایز میگردد.
مبنا است که فضا، دارای منطقی اجتماعی/ جمعیاست وازطریق تحلیل ساختار فضایی و فعالیتهای کاربران، چگونگیسازماندهی فضا به توسط معماران برای اهداف اجتماعیقابل پیشبینی است. علاوه بر این نتایج تاثیر سازماندهیهایفضایی بر تعاملات افراد نیز آشکار میگردد.
در این راستا مطالعۀ سازمان یافتۀ نظریه پردازان معماری، هیلیر15و هانسن16، صورت گرفته است که به بررسی رابطۀ میان فضای کالبدی و تعاملات جمعی پرداختهاند. بر طبق این مطالعه در محیط انسان ساخت
26641720

یکی از زمینههای کارآمد در حوزة روانشناسی محیط بر ایناز یك طرف الگوهای جمعی در محیط برخوردار از نظام های فضایی میباشند و از طرف دیگر محتوای فضایی محیط دارای الگوهایی جمعی است )Hillier and Hanson,1984, xxi(.این مطالعه برخوردار از روشی کمّی و مبتنی بر رویکرد چیدمان فضایی میباشد و نشان میدهد محیط انسان ساخت، براساس کیفیات فضایی اش نقش مهمی در شیوة زندگی کاربران ایفا مینماید. همچنین رویکرد چیدمان فضا براساس مطالعات کمّی نشان میدهد که چگونه فعالیتها بر اهمیت و تفاوت فضاها تاثیر میگذارند)Seamon,1994(. بنابر این چنین مطالعاتی میتوانند در کنار مطالعات تجارب روزمره، الگوهای رفتاری و رویدادهای جاری زندگی روزمره به بررسی و تحلیل ساختارهای فضایی- کالبدی و سامانه های جمعی– رفتاری بپردازند.
تحقیات حوزة روانشناسی محیط نشان میدهد که سازمان فضایی میتواند تعاملات اجتماعی مطلوب را تقویت نماید و از طرف دیگر این سازمان فضایی میتواند بر ایجاد خلوت مطلوب نیز تاثیری مستقیم داشته باشد. در واقع میتوان از طریق سازماندهی مناسب فضاها و چیدمان فضایی به سطح مناسبی از ارتباطات جمعی و خلوت مطلوب متناسب با فعالیتهای فضاهای مورد نظر دست یافت).(Lang, 1987, Archea,1999 بنابراین محور مطرح در این گونه بررسی ها این است که چگونه رویدادها و الگوهای رفتاری فضا و محیط با ساختار فضایی ساختمان و بناها در ارتباط است و چگونه این ساختار فضایی بر این رویدادها مؤثر واقع میگردد.
بنابراین نظام فضایی ساختمان بر تمایزگذاری و شناخت اهمیت فضاها، قوت ها و قابلیت ها ونیز کنترل و اداره آن و چگونگی مواجهه با آنها مؤثر است. این موارد جنبه ها و کارکردهای اجتماعی فضا را تشکیل میدهند که میتوانند همساز یا متفاوت با سازماندهی فضایی بنا باشند. اما نکتۀ مهم در این گونه تحقیقات لزوم پرداختن به بستر و زمینۀ مورد مطالعه است .
در این تحقیق اساس مطالعه بنابرنظریات فرادست مورد اشاره به صورت چارچوب زیر پیریزی میگردد:
در یك محیط انسانساخت، هر فضا با دیگر فضاها در یك سامانۀ جمعی- فضایی در ارتباط میباشد. بر این مبنا معماری به مثابه یك سامانۀ فضایی در نظر گرف ته میشود و مطالعۀ این نظام فضایی در رابطه با تعاملات ساکنین با یکدیگر و نیز با محیط طبیعیبه تحلیل و ارزیابی نهایی میانجامد.
4- موردپژوهی
مطالعۀ رابطۀ اجتماعپذیری و ادراکات کاربران در محیط بر اساس موردپژوهیِ تحقیقی فرادست انجام شده است. در این تحقیق تعاملات کاربران در محیط، نظام های فعالیت و فضاهای فعالیت در راستای هدف پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این راستا 72 نمونۀ موردی در سه گروه مسکن در شهر همدان انتخاب17 شده اند.
57483541482345

گروه نخست خانه– باغ ها، گروه دوم خانه های شهری و گروه سوم آپارتمانها را تشکیل میدهند. مطالعه نمونههای موردی براساس طرح پرسشنامههای هدفمند، تحلیل فضاهای کالبدی زندگی براساس مشاهدات عینی عمیق و مصاحبههای عمیق با کاربران انجام گرفته است. مطالعۀ نمونه های موردی با هدف تبیین و تایید نظریه پردازیهای تحقیق انجام شدهاست. به عبارت دیگر این مطالعات در راستای بیان دستاوردهای تحقیق در نمونههای عینی برآمدهاند. همچنین چگونگی ادراك محیط طبیعی و عناصر طبیعی نیز در فضاها بر اساس دو محور ریز فضاها و فعالیت در فضاها ارزیابی و نتایج استخراج شده اند. نتایج این بخش از مطالعه به منظورارزیابی نمودن معناداری اثر متغیر مستقل یعنی ادراك طبیعت و عناصر طبیعی در فضاها بر متغیر وابسته که در این تحقیق اجتماعپذیری فضاها میباشد به صورت دادههایی کمّی مورد استناد قرار گرفته، مقادیری کمّی برای هریك بر اساس شاخصهای مورد نظر در پرسشنامهها و مصاحبهها به هریك از فضاها در گروههای مختلف اختصاص داده شد. این مقادیر بر اساس استفاده از طیف لیکرت18 در تهیۀ پرسشنامه از یك تا پنج )بسیار کم تا بسیار وعناصر طبیعی، مشخصهها و ویژگیهای فضاها در ارتباط بابستر طبیعی.
ارزیابی چگونگی ادراك طبیعت در مکانهای فعالیت بر اساسچارچوب مورد مطالعه: حضور عناصر طبیعی در فضا، چشم
اندازهای طبیعی، ادراك مستقیم رویدادهای طبیعی در فضای فعالیت ،آسایش متاثر از تعادل متغیرهای فیزیکی محیط مانند دما، تهویه طبیعی و…، استفاده از مصالح طبیعی بر اساس جوهرة مصالح.
ارزیابی متغیرهای کنترلی خلوت و محرمیت فضاهای فعالیتسپس بر اساس مطالعات و مشاهدات عمیق و مصاحبه با کاربران نمونههای مورد مطالعه پرسشنامههایی با در نظر گرفتن آیتمهای تدقیق کنندة چهار وجه مورد اشاره تنظیم شده و نتایج مورد تحلیل قرار گرفتهاست. در این راستا هر یك از مولفههای ادراك طبیعت در فضای فعالیت، اجتماعپذیری و خلوت متشکل از چندین سوال رتبهای درنظر گرفته شدهاند ودر واقع این مؤلفهها عملیاتی شده اند.
نهایتاً برای هر مؤلفه در هر فضای فعالیت در هر نمونه، مقداری کمّی بر اساس تحلیل سوالات رتبه ای اختصاص داده شده است. این مقادیر عددی بین 1 و 5 میباشند. در نهایت برای هر فضای فعالیت دادههایی حاصل شدهاند که رتبۀ هر مؤلفه را در فضای مورد نظر نشان میدهد. جدول 2 نتایج حاصل از این مراحل را نشان میدهد .پس از استخراج دادهها و تخصیص مقادیر به متغیرها، به منظور بررسی استنباطی دادهها وآزمون همبستگی متغیرها، آزمون همبستگی پیرسون19 مورد استفاده قرار گرفته است.
-371043187260

جدول 2- گزارش توصیفی نمونه ها.
زیاد( پیش بینی شدهاند .
چارچوب مطالعه در این تحقیق نشان میدهد که اجتماعپذیری فضاهای فعالیت علاوه بر ساختارفضایی متاثر از شیوة زندگی است که نظریه پردازانی همچون راپاپورت نیز آنرا مورد تاکید قرار دادهاند. از اینرو پس از مصاحبههای اولیه و مقدماتی به منظورشناسایی و کنترل متغیرهای مداخله کننده در این تحقیق ،متغیر خلوت و محرمیت فضاها نیز در این مطالعه مورد توجه قرارگرفته است. در واقع خلوت مناسب و محرمیت در فضاها نیز عاملی است که بر اجتماعپذیری فضاها تاثیری مستقیم دارد. از اینرو در این تحقیق این متغیر نیز به عنوان متغیر کنترلی مورد توجه قرار داده شده است .
در مرحلۀ نخست بر اساس شواهد موجود مطابق جدول 1 که پیش از این بدان پرداخته شد، و مبتنی بر چارچوب اصلی تحقیق چهار وجه مطالعاتی موازی به منظور مطالعۀ نمونه های موردی به شرح زیر اتخاذ گردید:
شناسایی مکانهای متناسب برای فعالیتهای جمعیِ خانواده: شناسایی کانونهای فعالیت خانواده، ارزیابی مکانهای تعاملات جمعی در سطح خانواده، بستگان وهمسایگان.
ارزیابی مشخصهها و سازمان فیزیکی- فضاییِ فضاهای
فعالیت جمعی: شکل فضا، ارتباط با دیگر فضاها، ارتباط هریك از نمودار 2- چگونگی پراکنش داده ها و وضعیت همبستگی آنها براساس خط فضاهای بسته، باز و نیمه باز با یکدیگر، چگونگی ارتباط با طبیعت رگرسیون.
2916020171106

جدول 3- گزارش آمار استنباطی. معنی داریِ قوی در این همبستگی است. این نتیجه دلالت بر اینموضوع دارد که اجتماعپذیری فضا متاثر از چگونگی خلوت ومحرمیت در فضا میباشد که خود بر توجه به بستر و مکان زندگیو نیز ارزشها و هنجارهای جاری در نظام فعالیتهای هر محیطدارد. همچنین گزارش ) 0.05r = 0.267. n = 108. P<( وضعیت متغیر خلوت و ادراك طبیعت در فضای کالبدی را نشان میدهد که بین این دو مؤلفه همبستگی وجود دارد و مقدار 762.0 =r بیانگر همبستگی کم بین این دو مؤلفه میباشد.
تطبیق نتایج بدست آمده از مطالعات عمیق میدانی، مصاحبه ها و مشاهدات با نتایج بدست آمده از مطالعۀ آمار استنباطی بیانگر دلالت هایی قابل توجه در محیط کالبدی است. در این راستا نتایج بر
جدول 3 آمار توصیفی دادهها را نشان میدهد. همانطور که ملاحظه میشود ،108 داده برای چهارگروه فضای فعالیت در نمونهها مورد آزمون قرار گرفته اند. در هر فضای فعالیت به هر یك از متغیرهای ادراك طبیعت، اجتماعپذیری و خلوت داده ای از 1 تا 5 اختصاص داده شده است که به ترتیب به معنای ارزش بسیار کم ،کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد میباشد .
نمودار 2 نیز چگونگی پراکنش داده ها را به منظور ایجاد دیدگاهی کلی نسبت به وضعیت داده ها نشان میدهد. طبق نمودار پراکندگی ،همبستگی مثبت بین دو متغیر اجتماعپذیری فضا و ادراك طبیعت در فضا وجود دارد. خط رگرسیون در این نمودار نشان دهندة ارتباط خطی مستقیم بین دو متغیر مورد آزمون میباشد.
به منظور دریافتن معنی داریا ین نمودار وا رزیابی توان همبستگی متغیرهای مورد آزمون، جدول 2 گزارش آمار استنباطی را نشان میدهد. این نمودار نشان میدهد که بین ادراك طبیعت در فضای فعالیت و اجتماعپذیری فضا همبستگی معنی دار مثبت وجود دارد .
این مقدار همبستگی زیاد و قابل توجه است: ) r = 0.692, n = 108, P<0.0005(. مقدار 296.0 =r نشاندهندة سطح ِقوی معنی داری همبستگی مورد آزمون میباشد. از طرف دیگر این نمودار دلالتهای دیگری را نیز در پیدارد. طبق گزارش استنباطی، همبستگی بین دو متغیر اجتماعپذیری فضا و خلوت در فضا نیز همبستگی مثبت است و ارتباطی مستقیم بین این دو متغیر برقرار است. میزان این همبستگی براساس مقدار گزارش شده متوسط در نظر گرفته میشود:

نتیجه

این تحقیق در پی یافتن اثر ادراك طبیعت و عناصر طبیعی در نقاط کانونهای فعالیت در فضا را شکل میدهند که خود متاثر از
0.0005)r = 0.485. n = 108. P<(. مقدار 584.0 =r نشاندهندة محوریت فضایی کالبدی دلالت دارد که برخوردار از قابلیت زندگی و فعالیت جمعی در تنظیم و نظارت رابطۀ کاربر با طبیعت و محیط طبیعی در محیط کالبدی است .
بدین معنا که در هر یك از حوزه های مورد مطالعه، ساکنین بر اهمیت فضایی جمعی- کالبدی تاکید ورزیده اند که علاوه بر داشتن قابلیت ادراك طبیعت، قابلیت جمعپذیری و رویدادهای جمعی را دارا میباشد. فضاهایی همچون « بالکنهای اجتماعپذیر20» )گروه یك مورد مطالعه(، « نشیمنهای با روح » )گروه دومورد مطالعه( و « نشیمنها و فضای جمعی مشترك واحدهای همسایگی» )گروه سه مورد مطالعه( دارای این وجه اشتراك میباشند. این امر خود بر نتیجۀ دیگری دلالت دارد. بدین معنا که ادراك طبیعت و محیط طبیعی در محیط کالبدی، ادراکی جمعی است .
بنابراین ادراك طبیعت در محیط کالبدی وجه جمعی- فضایی قابل توجهی دارد که بر رابطه و تعامل کاربر در محیط کالبدی با محیط طبیعی دلالت می نماید. از طرف دیگر سوی دیگر این موضوع نیز قابل توجه است یعنی وجه جمعی- فضایی زندگی در محیط کالبدی بر ادراك طبیعت در محیط انسان ساخت دلالت می نماید.
از این رو طراحی محیط کالبدی بویژه درحوزة سکونتگاهی و سکنی گزینی یا به عبارت دیگر طراحی مکانهای رفتاری سکونتگاهی مستلزم توجه به سه وجه عمده میباشد. این سه وجه )مؤلفه ادراکی ،مؤلفه جمعی – فضایی، مؤلفه فیزیکی فضایی( هر یك مؤلفه های دلالت کننده بر تعامل سه حوزة اصلی محیط یعنی انسان، محیط طبیعی و محیط کالبدی را تشکیل میدهند.
محیط انسان ساخت بر اجتماعپذیری فضاهای زندگی بوده است .نتایج تحقیق بیان میدارد که چگونگی ارتباط فضای معماری با محیط طبیعی و عناصر طبیعی موجب پدیدآمدن کیفیتی در فضا میگردد که خود بر اشتیاق به فعالیتهای جمعی در آن فضا موثر است. در واقع در هر فضای مسکونی فعالیتهای جمعی در فضاها در برخی نقاط یك فضا از تاکید بیشتری برخوردار است. این چگونگی ارتباط با طبیعت وعناصر طبیعی میباشند. مشخصهها و ویژگیهای فضاها در ارتباط با بستر طبیعی، حضور عناصر طبیعی در فضا، چشم اندازهای طبیعی، ادراك مستقیم رویدادهای طبیعی در فضای فعالیت، آسایش متاثر از تعادل متغیرهای فیزیکی محیط مانند دما، تهویه طبیعی و…، استفاده از مصالح طبیعی بر اساس جوهرة مصالح بر موقعیت و کیفیت کانون فعالیتهای جمعی در سطح خانواده در فضای زندگی تاثیر می گذارند. به طور خلاصه نتایج تحقیق بیان میدارند که:
ادراك طبیعت در محیط کالبدی دارای وجهی جمعی است.
هرگاه محیط ساخته شده امکان ادراك طبیعت و عناصر طبیعی را در فضا فراهمآورد، ادراك طبیعت اثر معناداری بر اجتماعپذیری فضا داشته، موجب تمرکز فضایی و تشکیل کانونهای فعالیت در نقاط خاصی از فضاهای فعالیت میگردد.
اجتماعپذیری فضا متاثر از مؤلفههای متعددی است که امکان تعامل با محیط و عناصر طبیعی یکی از مجموعه مؤلفههای دلالتکننده بر این کیفیت میباشد.
463611109358



قیمت: تومان

دسته بندی : معماری و شهرسازی

دیدگاهتان را بنویسید