3-2-1-8- حکومت و سیاست در ترکیه32
3-3- بخش دوم: پیشینه تاریخی روابط ایران و ترکیه34
3-3-1- پیشینه تاریخی روابط ایران34
3-3-1-1- پیشینه روابط دو کشور در دوره صفویه و عثمانی( 1736 – 1501)34
3-3-1-2- پیشینه روابط در دوره حکومت افغان‌ها و عثمانی37
3-3-1-4- پیشینه روابط در دوره افشاریه و عثمانی( 1796 – 1736)37

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-3-1-5- پیشینه روابط در دوره زندیه و عثمانی(1794 – 1750)39
3-3-1-6- پیشینه روابط در دوره قاجاریه و عثمانی(1925 – 1787)39
3-3-1-7- مشروطه خواهی در ایران و عثمانی40
3-3-1-8- جنگ جهانی اول و تأثیر آن بر روابط ایران و ترکیه41
3-3-1-9- پیشینه روابط در دوره پهلوی و ترکیه(1979 – 1921)41
3-3-1-9-1- تشابه حوادث ایران و ترکیه در دوران رضا شاه و آتاتورک41
3-3-1-9-2- پیشینه روابط در دوره محمدرضا شاه پهلوی و ترکیه43
3-3-1-10- انقلاب اسلامی ایران و ترکیه (…-1357)45
3-3-1-11- جنگ عراق بر علیه ایران و تأثیر آن بر روابط ایران و ترکیه46
3-3-1-12- کابینه هاشمی رفسنجانی و رابطه با ترکیه47
3-3-1-13- دولت اسلامگرای حزب رفاه در ترکیه و رابطه با ایران49
3-3-1-14- کابینه محمد خاتمی و روابط با ترکیه50
3-3-1-15- ظهور دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه51
3-3-1-16- کابینه احمدی نژاد و رابطه با ترکیه52
3-4- بخش سوم53
3-4-1- روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه53
3-4-2- روابط اقتصادی، حمل و نقل میان ایران و ترکیه58
3-4-3- تأثیر گردشگری در روابط ایران و ترکیه59
3-4-4- نقش گاز و انرژی در روابط ایران و ترکیه60
3-4-5- تأثیر قراردادهای ارتباطات و مخابرات بر روابط دو کشور62
3-4-6- نقش پیمانکاری و فرودگاه تهران بر روابط دو کشور63
3-4-7- ترانزیت، حمل و نقل جادهای میان دو کشور64
3-4-8- روابط مالی و بانکی ایران و ترکیه64
3-4-9- روابط اجتماعی و فرهنگی ایران و دولت حزب عدالت و توسعه66
3-4-10- روابط دینی و مذهبی ایران با دولت حزب عدالت و توسعه69
3-4-11- روابط نظامی و دفاعی ایران و ترکیه72
3-4-12- سامانه‌های موشکی ناتو و تنش در روابط ایران و ترکیه73
3-4-13- انرژی هسته‌ای ایران، کارت بازی بین‌المللی برای ترکیه77
3-4-14- تنش در روابط ایران و ترکیه پیرامون مذاکرات هسته‌ای79
3-4-15- روابط سیاسی، سفرها و مذاکرات دوجانبه81
3-4-16- نتیجه گیری84
فصل چهارم: هویت متضاد، علت تنش در روابط ایران و ترکیه86
4-1- مقدمه87
4-2- بخش اول: هویت غرب مرکزگرای ترکیه88
4-2-1- تنوع هویتی در ترکیه88
4-2-2- اصول بنیادی کمالیسم در ترکیه88
4-2-3- سکولاریسم و لائیسیزم در ترکیه92
4-2-4- منافع ترکیه در چارچوب کمالیستی95
4-2-5- پیدایش هویت اسلامگرا در ترکیه96
4-2-6- اسلامگرایی با قرائت و شیوه عثمانی97
4-2-7- اسلامگرایی سکولار یا کمالیستی99
4-2-8- اسلامگرایی اربکان و حزب رفاه 100
4-2-9- اسلامگرایی اردوغان و حزب عدالت و توسعه 101
4-2-10- غربگرایی کمالیستی در ترکیه 103
4-2-11- هویت اقتصاد سرمایه‌داری در ترکیه105
4-2-12- ترکیه نماینده غرب در منطقه 106
4-2-13- فتح الله گولن، پدر اسلامگرایی غربی108
4-2-14- همگرایی ترکیه با غرب، ترکیه و پیمان ناتو110
4-2-15- ترکیه همیشه پشت درهای اتحادیه اروپا112
4-2-16- پشت دروازه‌های تمدن غربی یا مسیحی113
4-2-17- دروازه‌های تمدن، انگاره مشترک محمدرضاشاه و اردوغان114
4-2-18- همه تلاش‌های ترکیه ، همه وعده‌های اتحادیه اروپا115
4-2-19- هزینه‌های ترکیه به جای اروپا و غرب117
4-2-20- هویت مرکزگرای ترکیه تابع امریکا و اتحادیه اروپا118
4-2-21- تنش سامانه‌های موشکی و سیاست خارجی مرکزگرای ترکیه119
4-2-22- تنش زایی ترکیه، دوستان و دشمنان اتحادیه اروپا و امریکا120
4-2-23- ترکیه در نقش عروسک یا مترسک رقصان غرب121
4-3- بخش دوم 122
4-3-1- هویت، منافع و راهبردهای ایران122
4-3-2- هویت تمدنی ایران 123
4-3-3- هم پوشانی هویت ایرانی، اسلامی – شیعی124
4-3-4- فلسطین و اسرائیل، مرزبندی هویتی میان ایران و ترکیه 127
4-3-5- فرآیند تأثیرگذاری هویت غربگرای کارگزاران ترکیه 128
4-4- بخش سوم 135
4-4-1- تأثیر بیداری اسلامی (بهار عربی) بر روابط ایران و ترکیه……………135
4-4-1-1- تونس، ایستگاه اول بیداری اسلامی135
4-4-1-2- لیبی،همراهی ترکیه با غرب بر علیه یک کشور اسلامی136
4-4-1-3- بحرین، سکوت ترکیه به خاطر تمایلات مذهبی137
4-4-1-4- عربستان، سکوت و حمایت ترکیه از سرکوبی معترضین 139
4-3-1-5- عراق، حمایت ترکیه از مخالفان دولت مقتدر شیعی 140
4-3-1-6- مصر، برتری جویی همفکران و استادان اردوغان 141
4-3-1-7- سوریه، خاری در چشم اردوغان و سدی در برابر منافع غرب‌محور ترکیه 142
4-4-2- تقابل هویت ایران و ترکیه در تحولات جهان اسلام
145
4-4-3- تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر بیداری اسلامی 146
4-4-4- ترکیه و ترویج هویت غربی و سکولار با عنوان بهار عربی
148
4-5- نتیجه گیری151
فصل پنجم: جمع‌بندی و نتیجه‌گیری نهایی 152
5-1- جمع بندی 153
5-2- نتیجه گیری 154
منابع و مآخذ:163
Abstract172
چکیده
هدف از نگارش این تحقیق، پرداختن به روابط دو کشور ایران و ترکیه طی سالهای 2008 الی 2012 می‌باشد. طی این دوره زمانی، علیرغم حاکمیت دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه1در ترکیه، روابط میان ایران و ترکیه دارای نوساناتی بوده و حتی با تنشهایی نیز همراه بوده است .
در این تحقیق، سعی شده است علت تنش‌های موجود در روابط دو دولت اسلامگرای ایران و ترکیه با استفاده از رهیافتی نوین، بررسی گردد. اینکه چرا اسلامگرایان حزب عدالت و توسعه که از میراث داران حزب رفاه به رهبری نجم‌الدین اربکان بوده‌اند، علیرغم تثبیت جایگاه و قدرت خود در حاکمیت کشور ترکیه، نتوانسته‌اند در چارچوب یک رابطه دوستانه و همگرایانه با دولت اسلامی ایران حرکت کرده و روابط دوستانه خود با ایران را حفظ کنند.
دو کشور ایران و ترکیه، علیرغم همسایگی باهم و داشتن علقهها و میراث مشترک فرهنگی، اجتماعی و دینی در طی تاریخ خود، به تقابل با هم مشغول بودهاند که جنگهای بزرگ و خسارت باری را در روابط دو جانبه خود داشتهاند.
اما از سال 2001 و بعد از آنکه اولین پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی ترکیه حاصل گردید و بعد از پنج سال، مجدداً نخستوزیری اسلامگرا به حکومت رسید، مردم و دولت ایران ضمن خوشحالی از این پیروزی اسلامگرایان ترکیه، از آنها حمایت نیز نمودند.
اما به مرور زمان و بعداز سال 2008 و به ویژه از سال 2010 به بعد، دوره ماه عسل روابط ایران و ترکیه به پایان رسیده و تنش میان دو کشور به اوج خود رسیده است. به نظر میآید هویت و ماهیت سیاستهای دولت اردوغان طی چند سال اخیر دچار چرخشی 180 درجهای گردیده و به مرور زمان در حال نشان دادن ماهیت اصلی و درونی خود، یعنی هویت غربگرای ترکیه میباشد، هویت واقعی ترکیه که موجب تنش با ایران شده است.
کلید واژه‌ها: ایران، ترکیه، حزب عدالت و توسعه، هویت، منافع، غرب مرکزگرا
فصل اول
کلیات
1 – 1- بیان مسأله
با روی کارآمدن اولین دولت اسلامگرایان(حزب رفاه به رهبری نجم الدین اربکان2) در ترکیه در اواخر دهه 1990 ، شاهد گسترش همکاریهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی میان ایران و ترکیه بودیم که اوج این همکاریها را می توان در دولت اربکان مشاهده کرد، زمانی که موافقتنامههای اقتصادی بزرگ و مهمی میان دو کشور امضا شده و دو کشور به نوعی روابط دوستانه دست یافته بودند.
علیرغم یک وقفه پنج ساله که با کودتای نرم ارتش بر علیه دولت اربکان در سال 1997 آغاز شده و به سقوط دولت اسلامگرا و زندانی شدن بسیاری از رهبران حزب رفاه و از جمله رجب طیب اردوغان3 شهردار وقت استانبول، منجر شده و در نهایت انحلال حزب رفاه توسط دادگاه قانون اساسی در سال 1998، در انتخابات سال 2002 ترکیه که اسلامگریان مجدداً توانستند قدرت را به دست بگیرند، روابط ایران و ترکیه گسترش یافته و به بالاترین سطح خود در طی پنجاه سال اخیر رسید.
با این حال با عبور از دورهای از همکاریهای اقتصادی و سیاسی میان دو کشور، طی سالهای اخیر با وجود آنکه اسلامگرایان حزب عدالت و توسعه با اقتدار کامل در انتخابات سالهای 2007 و سپس 2011 به پیروزی رسیده و حتی پست ریاست جمهوری را نیز در اختیار خود گرفتهاند، تنش در روابط ایران و ترکیه به خصوص در مسایل سیاسی و منطقه‌ای، رو به افزایش بوده است، تنشی که منجر به عدم همگرایی دو کشور و بلکه تقابل و نبرد تاکتیکی آنها در سطح منطقه شده است .
چرا روابط دو دولت اسلامگرای ایران و ترکیه، به واگرایی و تقابل رسیده است؟
علت اصلی تقابل منافع دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه با ایران در چیست؟
آیا دین اسلام، احکام و دستورات اسلامی در صدر برنامه‌های حزب عدالت و توسعه و دولت منبعث آن قراردارد؟
1 – 2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
بررسی عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی ترکیه و به خصوص هویت غرب مرکزگرای حاکم بر این کشور که طی سالهای اخیر موجب چرخشهای دورهای سیاست خارجی ترکیه در ارتباط با ایران گردیده و موجب بروز دورههای پرتنش و پرنوسان در روابط دو کشور ایران و ترکیه شده است.
با توجه به اتکای منفعلانه دستگاه سیاست خارجی ایران در برههای از سالهای مورد پژوهش(2012 – 2008) به ترکیه و اعتماد بیش از حد به دولت منبعث از حزب اسلامگرای عدالت و توسعه که سرانجام به واگرایی دو کشور در مسایل مختلف انجامید، نیاز به بررسی علل و ریشههای این تغییر رویکرد دولت اسلامگرای ترکیه احساس میشود، تا مشخص گردد که علت یا علل اصلی این تغییر رویکرد چیست و در آینده مجدداً در دام چنین سیاستهای ظاهری ترکیه یا دیگر کشورها گرفتار نشویم.
شفافسازی هویت حاکم بر دولتهای ترکیه(اسلامگرا یا سکولار) و استفاده از آن برای جلوگیری از بروز خطا و پیش داوری‌های نسنجیده در روابط خارجی ایران از دیگر ضرورت‌های این تحقیق میباشند.
1 – 3- مرور ادبیات و پیشینه تحقیق
در زمینه موضوع اصلی این تحقیق یعنی هویت غرب مرکزگرای ترکیه، منابع علمی و تئوریک کافی وجود ندارد. پیرامون ترکیه و هویت آن، تحقیقات و کتابهای انگشت شماری منتشر شده است که می‌توان گفت هیچکدام به موضوع اصلی این پژوهش نپرداختهاند. در زمینه ماهیت سیاست خارجی ترکیه و به خصوص دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، کتاب یا مقالات کافی در دسترس نیست و یا حداقل در ایران به رشته تحریر درنیامده و یا ترجمه نشدهاند. کتابهای زیر در مورد موضوع تحقیق، مورد مطالعه قرار گرفتهاند:
1 – کاظم 1383، به بررسی فرآیند جهانی شدن به خصوص در حوزه کشورهای اسلامی و اندیشههای اسلامی پرداخته و در مباحثی از این کتاب به اروپا و هویت غربی مسلط بر این اتحادیه نیز توجه شده است. هویت، ماهیت اتحادیه اروپا مورد کنکاش بوده و تغییر هویت اسلامگرایان یا تضعیف این هویت در کشورهای مختلف اسلامی و از جمله ترکیه مورد بررسی قرار گرفته است.
2 – جمهوری ترکیه 1386، این کتاب به بررسی ترکیه در زمینهها و ابعاد مختلف جغرافیایی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بینالمللی پرداخته است. این کتاب حاوی اطلاعات و دادههای بسیار مفید پیرامون تاریخ و سیاستهای حکومتی ترکیه می باشد.
در مورد سیاست خارجی ترکیه و به خصوص رابطه با ایران نیز مطالب خوبی ارایه شده و بر سیاستهای حزب عدالت و توسعه به خصوص در زمینه سیاست خارجی آن نیز تأکید شده است. در این کتاب پیرامون فرآیند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا و علل این گرایش مردم و مسئولین ترکیه به داشتنِ رابطه با اتحادیه اروپا، مطالب کمی ارایه شده است. برخی مشکلات و تنش‌های میان ایران و ترکیه نیز در این اثر مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
3 – هاووز4 1389، معتقد است که حزب عدالت و توسعه بعد از قدرت یابی در سال 2002، به تدریج از مواضع اسلامی قاطع خود فاصله گرفته است. هاکان هاووز میگوید که حزب عدالت و توسعه، حزبی است که ظاهری اسلامی دارد و رهبران این حزب و به خصوص اردوغان، از اسلام استفاده ابزاری کردهاند و اسلام برای آنها، وسیله کسب موفقیت و بدست آوردن آرای مردم بوده است.
هاووز به صراحت اعلام میکند که حزب عدالت و توسعه در شرایطی به قدرت رسید که هنوز هویت و تشکیلات آن مشخص و نهادینه نشده بود. اردوغان و عبدالله گل5 که قبل از کودتای 1997، ضد غرب و اتحادیه اروپا بودند، بعد از رسیدن به قدرت، رویکرد اروپایی سازی ترکیه را در پبش گرفتهاند و به طور کامل تسلیم هنجارهای هویت غربی اروپا شدهاند.
4 – کینزر6 1389، به نقش و اهمیت دو کشور ایران و ترکیه در سیاست خارجی امریکا میپردازد. آقای کینزر معتقد است که ایران و ترکیه دارای اشتراکات و سابقه تاریخی مشابهی هستند، این دو کشور، تنها کشورهای دموکراسی خواه و آزادِ خاورمیانه هستند که در زمینه انقلاب مشروطهخواهی و درخواست پارلمان و…، اشتراکات فراوانی دارند.
نویسنده معتقد است که با تغییر معادلات خاورمیانه و اوج گیری دموکراسیخواهی در این منطقه، ایران و ترکیه در سیاست خارجی امریکا به جایگاه اول، دست یافته و جای دو کشور اسرائیل و عربستان را خواهند گرفت. روابط ایران و ترکیه و همچنین سرنوشت این دو کشور، به هم پیوسته و مرتبط بوده و از همدیگر متأثر هستند.
5 – مشیرزاده 1390، به بررسی نظریات مختلف در حوزه علوم سیاسی و علوم اجتماعی پرداخته و نظریاتی مانند واقع گرایی، لیبرالیسم، فمنیسم، … و به خصوص نظریه سازه‌انگاری پرداخته و در یک بخش جداگانه به توضیح سازه‌انگاری پرداخته‌اند. ایشان در توضیح سازه‌انگاری به مباحث مهمی مانند هویت، منافع، نقش ساختار، نقش کارگزار و تعامل در روابط بین‌الملل اشاره نموده‌اند. هویت و به خصوص تعامل و پیشینه کارگزاران یک دولت در سیاست بین المللی یک دولت، مؤثر بوده واساساً مباحثی مانند هویت، تعامل و منافع را در شکلگیری سیاست خارجی و روابط بین الملل مهم هستند.
6 – اسپوزیتو7، کامروا و واتربوری8 1391، به بررسی جوامع خاورمیانه و به خصوص دموکراسی و رهیافتهای احزاب و گروه های اسلامی در منطقه میپردازند. هویت اسلامی و یا هویت غربی گروههای اسلامی در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته و به سکولاریسم اسلامگرا نیز اشاره شده است. در مورد ترکیه نیز به هویت نهادینه شده ترکیه که همان دوگانگی است، اشاراتی شده است. در این اثر بر اسلام سیاسی تأکید شده و اینکه بسیاری از احزاب اسلامی خاورمیانه از جمله احزاب ترکیه، فاقد رهیافت و رویکرد اسلام سیاسی بوده و تنها دارای ظواهر اسلامی هستند که در زمان عمل به احکام بنیادین اسلامی، دچار دوگانگی می شوند.
7 – اعتضادالسلطنه 1391، به بررسی اصول لائیک در ترکیه و چگونگی ارتباط و تعامل لائیسیته و اسلام در این کشور می پردازد. به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه و چگونگی تأثیر پذیری سیاستهای این حزب از اصل لائیسیته در این کتاب مورد بررسی قرار گرفته است.
نقش اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا در سازماندهی هویت ترکیه و تضعیف ایدئولوژی اسلامی در این کشور، مورد بحث قرار گرفته و این احتمال که دولت ظاهراً اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، ترفندی برای کنترل و تسلط بر اسلامگرایان و احزاب اسلامی خاورمیانه با استفاده از الگو قراردادن ترکیه باشد نیز در این کتاب بررسی شده است.

1 – 4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
با توجه به موضوع تحقیق که به بررسی دلایل رشد تنشها میان ایران و ترکیه طی سالهای اخیر و آن هم در دولت اسلامگرای ترکیه و نوع هویت و ماهیت غربی حکومت ترکیه می پردازد، موضوع جنبه جدید بودن را رعایت میکند.

1 – 5- اهداف مشخص تحقیق
این تحقیق برای آگاه شدن دانشجویان و سایر مراکز علمی، تحقیقاتی و تصمیمگیری از هویت و بنیاد سیاست و حکومت ترکیه، سودمند خواهد بود و هدف این پژوهش، توجه به ریشه و اصل تغییر رویکرد سیاستهای یک دولت مدعی اسلامگرایی است که میتواند در روابط خارجی ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.
1 – 6- سؤالات تحقیق
سؤال اصلی: چرا علیرغم روی کارآمدن اسلامگرایان(حزب عدالت و توسعه)در ترکیه، مناسبات میان ایران و ترکیه به مانند دوران حاکمیت جریانات غربگرا طی سالهای اخیر وارد دورهای از تنش و عدم همکاری در موضوعات مختلف گردیده است؟
1 – 7- فرضیه‌های تحقیق
غالب بودن هویت غربی و وامداری حزب عدالت و توسعه نسبت به آرمانهای اتحادیه اروپا در عرصه سیاسی ترکیه، باعث استمرار وضعیت غیر همکارانه در روابط ایران و ترکیه شده است.
1 – 8 – تعریف واژه‌ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
لائیسیته9: پس از انقلاب فرانسه این معنا تغییر یافته و به مفهوم جدایی دین از شاخههای اجرایی، قانونگذاری و قضایی دولتی به کار رفت. در این مفهوم جدید، سیاست از دین جداست و دولت از اتخاذ مواضع دینی برحذر داشته شده است، حتی اگر این مواضع در مورد مکاتب الحادی باشند (اعتضادالسلطنه 1391، ).
سکولاریسم10: مهرزاد بروجردی معتقد است؛ سکولاریسم در چهره غربی خود، در بر دارنده باوری است که دین و حکومت را پدیدههایی متفاوت و تفکیک پذیر میداند. گونهای فلسفهی زندگی نیز هست که هدفش رفاه انسانها در زندگی همین دنیا، فارغ دین، فرقه، طبقه اجتماعی، رنگ پوست و سایر ویژگیهای فردی است(بروجردی 1389،56-55).
حسین سیفزاده نیز معتقد است: نگاه سکولاریستی و نگاه لائیک، نگاهی غیر دینی نیست بلکه نگاهی تخصصی به امر سیاسی است(سیف زاده 1388،20-19).
حزب اسلامی: هاکان هاووز معتقد است؛ حزبی که ایدئولوژی آن از اندیشههای دینی سرچشمه می گیرد و توان بسیج مردم حول محور هویت مشترک دینی را دارد، چنین احزابی با پیشبرد دیدگاههای خود، خواهان تغییر رژیماند و در جهان اسلام، هدف اصلی آنها اسلامی کردن حکومت و جامعه است(یاووز 1389،28).
1 – 9- روش‌ شناسی تحقیق
روش تحقیق به روش تحلیلی و توصیفی بوده و با فیش برداری و با استفاده، کمک و مطالعه کتابها و مقالاتِ پیرامون موضوع پژوهش میباشد.
متغیرهای مورد بررسی در قالب یک مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه‌گیری متغیرها:
متغییر مستقل: هویت غرب مرکزگرایانه حکومت ترکیه.
متغییر وابسته: روابط غیرهمکارانه میان دو دولت اسلامگرا در ایران و ترکیه طی سالهای 2012 – 2008
جامعه آماری: با توجه به اینکه این تحقیق به صورت میدانی نمیباشد، بنابراین فاقد جامعه آماری میباشد.
روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‌ها: روش تحلیلی توصیفی است و برای تحلیل فرضیه از نظریه سازهانگاری11 بویژه رویکرد (سیستمی) الکساندر ونت12 بهره گرفته شده است. سعی بر این است پس از جمعآوری دادهها و مطالب مورد نیاز تحقیق در پایان هر فصل با راهنمایی و همکاری استادان محترم راهنما و مشاور، نتیجه گیری و تحلیل علمی از مبحث آن فصل، ارایه گردد.
فصل دوم
روش شناسی و چارچوب نظری تحقیق
سازهانگاری: هویت و سیاست
روش تحقیق در این رساله، روش تحلیلی – توصیفی است. بر این اساس سعی می‌شود رابطه میان متغیرهای فرضیه اصلی مورد تحلیل قرار گیرد.
از آنجایکه بیان این رابطه به چارچوب نظری نیاز دارد، لذا برای حمایت نظری از فرضیه اصلی، از چارچوب نظریه سازه‌انگاری استفاده می‌شود.
2-1- مقدمه
با توجه به آنچه در فصلهای پیشین گفته شد، روابط ایران و ترکیه در زمان حضور دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه با تنشها و نوسانات پر دامنهای روبرو بوده است.
روابط دو کشور طی سالهای 2008 تا 2012، دارای بیشترین نوسانات بوده، به صورتی که در سالهای 2088 الی 2010، روابط دو کشور به بالاترین سطح خود میرسد، اما طی سال‌های 2011 و 2012، همین روابط رو به تنش نهاده و به تقابل و نزاع نزدیک میشود.
حال باید پرسید:
چرا روابط ایران و ترکیه، آنهم در زمان دولت اسلامگرای حزب عدالت و توسعه، دارای چنین تنشهایی شده است؟
برای پاسخ به این سوأل و روشن شدن واقعیت تنشهای میان دو کشور، در این فصل سعی می گردد تا با استفاده از نظریه سازهانگاری13 به ویژه رویکرد کل گرایانه ( کلان نگر) الکساندر ونت، به بررسی هویت غربگرای ترکیه، ابعاد عملکرد و تأثیرگذاری این هویت غربگرا بر سیاست خارجی ترکیه و به خصوص روابط ایران و ترکیه، پرداخته شود.
برای شروع بررسی ماهیت غربگرای ترکیه، لازم است تا ابتدا به بازخوانی نظریات سازهانگاری در روابط بینالملل بپردازیم. بنابراین در این فصل به بررسی نظریه سازه‌انگاری می پردازیم.
2-2- رابطه سیاست و هویت
سیاست و هویت14 در رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. سیاست در ابعاد مختلف آن چه در زمینههای اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، اجتماعی و…، چه در زمینه سیاست خارجی15 و روابط بینالملل16، تاثیر گذار بر هویت و تأثیر پذیر از آن بوده است.
هویت را میتوان یک قالب یا پوشش برای یک گروه، یک کشور یا منطقه دانست که نشان دهنده مشخصات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… آن واحد سرزمینی مشخص میباشد، این قالب با پرسش و پاسخی همراه است که پاسخ را میتوان همان هویت دانست. پرسشهایی مانند:
ما چه کسانی هستیم؟
هدف ما از همزیستی با یکدیگر چیست؟
از همه مهمتر اینکه میخواهیم چه کسانی یا جامعهای باشیم؟

پاسخ به سوألات فوقالذکر را میتوان اولین نمایههای هویت فردی و اجتماعی دانست. اینکه ما دارای هویت ایرانی – اسلامی، ترکی – اسلامی یا ترکی – اروپایی باشیم. برای دست یابی به این هویت، دست به چه اقداماتی خواهیم زد؟
اگر دولت را به عنوان نهاد حاکمیتی در نظر بگیریم که برای برآورده ساختن آرزوها و نیازهای اجتماع تحت حاکمیت آن به وجود آمده است، این نهاد حاکمیتی را بدون احتساب هویت و برساختههای ذهنی کارگزاران آن که برخاسته از واقعیتهای موجود در زندگی و ذهن آحاد آن اجتماع انسانی میباشد را نمیتوان بررسی و تحلیل نمود.
نیازها و آرزوهای یک جامعه دمکراتیک است که برای کارگزاران آن، قالب و نقش حاکمیتی تعریف میکند. این رابطه میان مردم و کارگزاران را میتوان در رابطه سیاست و هویت تعریف نمود. هر سیاستی که از سوی کارگزاران و در یک کلام دولت، اعلام و اعمال میگردد با هویت آن جامعه یا واحد سیاسی، تطابق و همخوانی دارد.
بر اساس این همخوانی و تطابق هویتی، جامعه و کارگزاران آن در یک رابطه فراملی17 با جهان پیرامونی خود نیز در ارتباط هستند. این رابطه فراملی در تفاوت یا تطابق میان ماهیت سیاستهای داخلی و سیاستهای بینالمللی یک کشور نمود مییابند. در عصر جهانی شدن18 و جهانی سازی، رابطه هویت و سیاست بیشتر در حوزه منطقهای و جهانی آن در کنش و کنشگری قرار گرفته است. تأثیرپذیری این دو مؤلفهی مهم (سیاست و هویت) از یکدیگر، تحت یک فرآیند مهم یعنی تعامل19 و همکاری20 صورت میگیرد. بر اساس همین تعاملات است که در سطح جهانی و منطقهای، هویت یک کشور یا کارگزاران آن از هویت منطقه و یا جهان مرتبط با آن تأثیر پذیر شده و قالب هویتی جهان پیرامونی خود را در سایه برخی مزیتها یا پاداشها، برای خود به عنوان یک راهبرد هویتی جدید در نظر میگیرد.
کشور و کارگزاران آن در این محیط و فضای بینالمللی است که به کسب هویتهای جدیدی دست زده و این هویت جدید و اکتسابی را ملاک و پایه سیاستهای داخلی، خارجی و بین‌المللی خود قرار داده و بر اساس همین هویت جدید و اکتسابی محیطی است که به تغییر سیاستهای خود در تعامل با همسایگان خود دست میزنند.
به صراحت میتوان گفت که سیاستها و کارکردهای کارگزاران و حاکمان یک کشور را نمیتوان خارج از هویتهای آن واحد سرزمینی مورد بررسی و توجه نظر قرار داده و بر اساس آنها به برنامهریزی و اعمال سیاست مناسب در مقابل آن کشور پرداخت.
سیاستهای اعمالی از سوی هر واحد سیاسی و نقش کارگزاران آن واحد در مانور و نمایش سیاستهای اتخاذی خود را باید در راستای منافع21 و هویت آن کارگزاران جستجو کرد. بسیاری از کارگزاران برای کسب منافع بیشتر و حفظ موقعیت و مانور قدرت خود در سیاست بینالملل، به دریافت و عاریه گرفتن هویت واحدهای قدرتمند و تأثیرگذار اطراف خود اقدام نموده یا سعی دارند تا در قالب یک ائتلاف نظامی، اقتصادی و… به همهویتی یا اشتراک هویتی خود با قدرت های منطقهای و جهانی، اعتراف یا تظاهر نمایند!
اگر چه بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی، سیاسی و…، هویت را امری ذهنی و متافیزیکی22 میدانند، اما باید دانست که هویت به مرور زمان نشانهها و ظاهر فیزیکی خود را در عرصه اجتماع و یا در صحنه سیاست خارجی و بین‌المللی نشان داده و سیاستهای اتخاذی از سوی کارگزاران را می‌توان نماد فیزیکی همین هویتها دانست که از ذهنیت به عینیت رسیدهاند.
بروز و ظهور هر هویتی، دارای پیش زمینهها یا مؤلفههایی است، این مؤلفهها را میتوان شرایط زمانی و مکانی دانست که از خرده مسایلی مانند: تاریخ، دین و مذهب، فرهنگ، ادبیات و هنر، علم و دانش، تکنولوژی، قدرت نظامی و…، تشکیل میشوند. این مؤلفهها در ایجاد برساختههای ذهنی مانند هویت برای یک فرد یا یک جامعه، ضروری هستند.
هویت در راستای ظهور و تقویت خود، به ایجاد برخی محاسن و مزیت‌ها یا همان منافع برای فرد یا جامعه دست میزند، جامعه نیز در قبال این مزیتها یا منافع است که به تغییر، کسب یا تقویت هویت خود اقدام مینماید.
در ادبیات فارسی ایران زمین نیز اشاراتی به هویت و ذهنی بودن آن شده است. شاید بهترین و بارزترین نمونه و مثال در مورد تلاش انسان و اجتماع برای جستجو و کسب هویت را بتوان در اندیشه یا اشعار حضرت مولانا که اتفاقاً شاعر ایرانی مدفون در قونیه ترکیه میباشد، یافت. آنجا که به زیبایی میفرمایند:
روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم
این دو بیت از اشعار زیبای مولانا به خوبی نشان میدهند که هویت، امری است که ذهن را مشغول خود ساخته و همه کنش های انسان و جامعه را در بر میگیرد. این کنشها که کارگزاران سیاسی را نیز تحت تأثیر خود دارند، بر سیاست خارجی و بینالمللی یک کشور، تأثیرگذار میباشند. اینکه یک کشور یا کارگزاران آن، از کجا و از چه طریقی به قدرت رسیدهاند و منافع آنان در آینده در کجا خواهد بود و با کدام سیاست همخوانی دارد، از تفاسیر همین دو بیت مولانا میباشد.
هویت و منافع دو بخش جدایی ناپذیر سیاست در نظریه سازه‌انگاری هستند.
2-3- نظریه و نظریهپردازی
برای آغاز بحث لازم است ابتدا به تعریفی از نظریه و فرا‌نظریه23 پرداخته شود.
نظریه پردازی24، در علوم سیاسی و روابط بینالملل دارای تعاریف بسیاری است که این تعاریف گاه با هم در تضاد نیز قرار دارند. اما باید اعتراف نمود که نمیتوان تعریفی واحد برای نظریهپردازی در روابط بینالملل ارایه داد.
حسین سیفزاده در تألیفات خود به تعدد به تعاریف نظریهپردازی از دیدگاه صاحب نظران علوم سیاسی و به خصوص روابط بینالملل پرداختهاند، اما خود سیف زاده، نظریه‌پردازی را: {ارائه توضیحی متقن از فرآیندهای مبتنی بر روابط انسانی در صحنه اجتماع} می‌دانند که { تا زمانی که یک نظریه در آزمون منطقی و تجربی شکست نخورده و قدرت تبیین را دارد، باید آن را پذیرفت}(سیف‌زاده 1388 ،20).
در نظریه پردازی با دو نوع آثار و فعالیتهای نظری مواجه هستیم.
نوع اول: در نوع اول در مورد ساختار و پویایی نظام بین الملل، نظریه ارایه می شود، این نظریهها سعی دارند تا سیاستهای جهانی25 را برای ما قابل فهم و درک بسازند. نمونه این نظریه را می توان در واقعگرایی26، نوواقع گرایی27، لیبرالیسم28، نهادگرایی29 و… مشاهده کرد.
نوع دوم: در این نوع از نظریهپردازی به مسائل”فرا‌نظری” میپردازند و هدف آن است که فهم و درک ما از سیاست جهانی افزایش یابد، اما از راه غیر مستقیم تر و با تمرکز بر مسایل هستی شناختی30 و معرفت شناختی31، مانند نظریه‌های فمینیستی32، انتقادی و سازهانگاری( مشیرزاده 1390، 6).
سازهانگاری طی حدود چهار دهه اخیر به عنوان یکی از نظریات مطرح در بررسی روابط بینالملل، مطرح شده و جایگاهی مناسب به دست آورده است. نظریه سازهانگاری در روابط بینالملل، ریشه در مسألهی جامعه شناسی شناخت دارد که در دهه 1970 از سوی پیتر برگر33 و توماس لاکمن34 در کتاب “ساخت اجتماعی واقعیت35″(رسالهای در جامعه شناسی شناخت) مطرح گردیده است( مشیرزاده 1383، 173).
سازهانگاری را می‌توان مکتبی دانست که از دهه 1970، پا به عرصه نظریات روابط بینالملل نهاده است.
اصطلاح سازهانگاری در مطالعات سیاسی و بینالمللی برای اولین بار در دهه 1980، توسط نیکلاس اونوف36 به کار گرفته شده و نظریه پردازان مختلفی مانند جان راگی37، دیوید دسلر38، دریش کراتوچویل39، پیتر کاتزنشتاین40 و …، در این زمینه کار کردهاند. با این وجود نظریه سازیانگاری بیشتر با آثار و نظرات الکساندر ونت آلمانی، شناخته می‌شود.
بیشتر این سازهانگاران، روابط بینالملل را از منظر اهداف، تهدیدها، فرهنگها، هویتها و سایر واقعیتهای اجتماعی در سطح روابط بینالملل میشناسند( سلیمی 1386، 35).
سازهانگاری که بعد از نظریههای واقعگرایی، نوواقع گرایی ، لیبرالیسم، نولیبرالیسم و …، به عنوان یک نظریه میانه یا حد واسط نظریههای قبلی وارد دنیای پر رمز و راز روابط بینالملل شده است، طی همین مدت توانسته است به عنوان یک فرانظریه مطرح و پرطرفدار در سطح محافل علمی مطرح گردد. سازهانگاری در ایران نیز دارای هواداران و منتقدین بسیاری است. البته در این زمینه، یک اثر جامع و کامل به دوستداران ایرانی علوم سیاسی و روابط بینالملل، ارائه نشده است اما در قالب کتب مختلف ، اساتید مطرح و فعال ایرانی به توضیح و تفسیر نظریه سازهانگاری پرداختهاند.
یکی از این تعاریف این است که: سازهانگاری به عنوان یکی از نظریههای روابط بینالملل، محصول زبان شناختی ساختاری ، نظریه سیاسی پست مدرن، نظریه انتقادی، نقد ادبی و مطالعات فرهنگی و رسانهای است. در حقیقت یکی از وعدههای این نظریه( سازهانگاری) بازگردانیدن فرهنگ و سیاستهای داخلی به عرصه نظریه روابط بینالملل است( قوام 1390، 126).
سازهانگاری را میتوان یکی از رویکردهای مطالعه سیاست بینالملل دانست که خود از ترکیب سایر رویکردها تشکیل شده و در تلاش است تا به نحوی مناسب، نارساییها و کاستی‌های نظریههای گوناگون را با بهرهگیری از برخی گزارههای خود آنها بر طرف سازد و به اصطلاح، تصویر واقعی‌تری از الگوهای رفتاری سیاست بینالملل، نشان دهد. این نظریه بر انگارهها41 و اندیشهها تأکید داشته و تمرکز آن بر روی اعتقادات بینالاذهانی42(ذهنی) است که در سطحی گسترده میان مردم جهان مشترک هستند. سازهانگاری صرفاً بر شرایط و نیروهای مادی تکیه نمیکند، بلکه بر انگارهها و اندیشه‌ها تأکید دارد و به عبارتی، این تحلیل و فهم دولتها و سیاستگذاران میباشد که به عوامل فیزیکی و مادی مانند سرزمین، تسلیحات و …، معنی میبخشند( قوام 1390، 222).
یکی از مهمترین شاخصههای نظریه سازهانگاری را باید همان توجه و تمرکز به بینالاذهانی بودن رویدادهای سیاست بین‌الملل دانست.
در تعاریف دیگر از سازهانگاری نیز این توجه به کنشهای ذهنی یا بینالاذهانی در میان مردم یک کشور، منطقه یا جهان مکرراً مورد توجه قرار میگیرد. سازهانگاری، نظریهای است که با نگاهی اجتماعی به مسایل سیاست بینالملل، تمامی دانشها و پدیدههای انسانی را نتیجه برسازی (برساخته شدن) میداند و این برساختگی را به روشی اجتماعی و در فرآیند کنش متقابل بینذهنی میسر میداند. بر این اساس، دانش و آنچه به عنوان پدیدههای انسانی و اجتماعی وجود دارند، لزوماً انعکاسی از واقعیت نیستند، بلکه مشروط و وابسته به ذهنیتهای انسانها، تجربه اجتماعی و رسوم و پیمانهای اجتماعی آن مجموعه میباشند (سلیمی 1386، 34).
آنچه در تعاریف بالا از نظریه سازهانگاری، جلب توجه می‌کند توجه به ذهن، انگارهها یا برساختههای ذهنی و فکری جوامع است. بنابراین در نظریه سازهانگاری مشاهده می‌کنیم که توجه خاصی به ذهن و فکر انسانها میگردد. سازه‌انگاران تمرکز خویش را بر روی اعتقادات بینالاذهانی و یا همان دریافتهای ذهنی مشترکی که در سطح گسترده میان مردم جهان( حتی یک منطقه یا یک کشور) مشترکاند، قرار می‌دهند و برای نمونه هویتهای ملی را به صورت ساخت بندیهای اجتماعی در نظر میگیرند( قوام 1390، 222).
2-4- سازهانگاری الکساندر ونت
الکساندر ونت که یکی از نظریه پردازان اصلی و تأثیرگذار مکتب سازهانگاری است، متولد شهر ماینز آلمان در سال 1958 میباشند. وی به عنوان یکی از استادان مشهور در روابط بینالملل و به خصوص نظریه سازهانگاری به طرح مسایل مهم در زمینه روابط بینالملل میپردازند.
یکی از مهمترین آثار ایشان را باید کتاب”نظریه اجتماعی سیاست بینالملل43″دانست که در ایران نیز ترجمه و چاپ شده است. وِنت در بررسی روابط بین‌الملل به مواردی مانند اجتماع اذهان یا روابط بینالاذهانی اشاره دارد و روابط را با زمینه فردگرایی بررسی نمی‌کند، بلکه روابط بین‌الملل را در چارچوب روابط اجتماعی و جمعی (ذهن جمعی) مورد کنکاش قرار میدهد. الکساندر ونت معتقد است، جهان مستقل از ذهن و زبان ناظران منفرد(فرد) وجود دارد، نظریههای علمی نوعاً به این جهان اشاره دارند، حتی اگر این جهان قابل مشاهده نباشد(مشیرزاده 1390، 325). از دیدگاه ونت، سازهانگاری نظریهای است که هم تحول هویت و منافع از طریق تحول ساختار44را مد نظر قرار میدهد و هم ساختار را جدی میگیرد(مشیرزاده 1390، 352).
کلیدواژههای مهم نظریه سازهانگاری به خصوص در نزد الکساندر ونت را میتوان تعامل جمعی، هویت و منافع دانست، که هر کدام از این اصطلاحات در نزد ونت ارزش بالایی داشته و تأثیر فراوان بر روابط بینالملل دارند.
2-5- جایگاه تعامل در نظریه سازهانگاری


پاسخ دهید