JED_Volume 10_Issue 2_Pages 319-338-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 338-319

اولویت بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان

سمیه منصوری1، زهرا وظیفه2، حلیمه یوسفی طبس3
کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی دانشکدة مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان
استادیار و مدیر گروه بازرگانی دانشکدة اقتصاد و مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان
کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش تحول دانشکدة مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان

تاریخ دریافت: 06/12/1395 تاریخ پذیرش: 05/04/1396

چکیده
با توجه به اهمیت توسعة کسب وکارهای دانش بنیان در توسعة اقتصادی و اشتغال زایی کشور، شناسایی راهبردها و عوامل مؤثر بر توسعة کارآفرینی، حمایت از تجاری سازی محصولات کسب وکارهای دانش بنیان و محیط شکل گیری این کسب وکارها اهمیت زیادی دارد. برایناساس، هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعة آماری تحقیق شامل همة مدیران شرکت های دانش بنیان مستقر در مراکز رشد و پارک های علم و فناوری استان کرمان می شود که تعداد آن ها 140 نفر است و از میان آنها 103 مدیر با استفاده از جدول مورگان برای نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده بین جامعه توزیع شد. در این پژوهش، 50 عامل توسعة شرکت های دانش بنیان از طریق روش های مختلف جمع آوری داده ها شناسایی شدند و در شش گروه طبقه بندی شدند. در مرحلة بعد، متخصصان این عوامل را با یکدیگر مقایسه کردند. سپس عوامل یادشده با استفاده از آزمون فریدمن به صورت زیر رتبه بندی شد: عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل نیروی انسانی، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری، عوامل مرتبط با دولت، عوامل زیرساخت ها.

واژه های کلیدی: پیشران ها، توسعه، شرکت های دانش بنیان.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
پیشرفت های علمی و ابداعات فناورانه در قرن بیستم به کسب دستاوردهای چشمگیر درتولیدات بسیاری از کشورها منجر شده است. رشد بالای بهره وری این امکان را برای کشورهای مختلف فراهم می سازد که درآمدهایشان را افزایش دهند، در بازارهای جهانی مشارکت کنند، معضل گرسنگی را کاهش دهند و درنهایت کیفیت زندگی شهروندان خود را بهبود بخشند )شورمیچ و اسدی، 1392: 11(. درنتیجه، در دنیای پرتحول امروز، زیربنای اقتصادهای صنعتی، از محوریت منابع به سمت محوریت سرمایه های فکری جابه جا می شود و به همین دلیل عامل دانش به صورت روزافزون پراهمیت تر می شود. در چنین شرایطی به شکلی جدید از سازمان ها نیاز است؛ سازمان هایی که سامانه های مبتنی بر دانش شناخته و دراصطلاح شرکت های دانش بنیان نامیده می شوند و عامل حیاتی برای توسعة اقتصادی در یک کشور هستند. درواقع، این شرکت ها موتور رشد و توسعه محسوب می شوند )فخاری، 1393: 69(.
از دیدگاه دولت ها، شرکت های دانش بنیان منابع مهم درآمد و اشتغال و درنهایت نیروی مهم تأثیرگذار بر توسعة اقتصادی شناخته می شوند. با پذیرش اهمیت روزافزون علم و فناوری در توسعة اقتصادی، پیامد منطقی آن یعنی اهمیت چشمگیر ایجاد ظرفیت تولید نوآوری مبتنی بر علم در جامعه نیز خود را نمایان می سازد 2006( Etzkowitz,).
نقش مهم شرکت های دانش بنیان در اقتصاد و نیز اشاعة فناوری در شبکه های نوآوری، اهمیت وجود چنین شرکت هایی را در جوامع امروزی مشخص می کند. افزایش نرخ اشتغال زایی، فروش، صادرات و تشکیل سرمایه ماحصل فعالیت شرکت های دانش بنیان در عرصة اقتصاد و کمک به انتقال فناوری از بخش های تحقیقاتی به بخش های تولیدی و صنعتی نتیجة فعالیت این گونه شرکت ها در زمینة اشاعة فناوری است )قاضی نوری، 1390(. در گزارش سال 2017، بانک مرکزی ایران با دو رتبه تنزل نسبت به گزارش سال 2016، در رتبة 120 از میان 191 کشور قرار گرفته است. تنها اصلاح ثبت شده در گزارش سال 2017 برای ایران، بهبود و توسعة پنجرة واحد تجاری است که تبعات آن در کاهش اندک زمان صادرات و واردات قابل مشاهده است، اما با توجه به پیشرفت های گسترده تر سایر کشورها رتبة ایران در نماگر تجارت فرامرزی از 167 به 170 در سال 2017 تنزل یافته است. جایگاه منطقه ای ایران در میان کشورهای موضوع سند چشم انداز در سال 2017 نسبت به سال 2016 تغییری نداشته وهمچنان در رتبة نامناسب 16 از میان 25 کشور باقی مانده است. این مسئله نشان می دهدبه منظور ارتقای جایگاه منطقه ای ایران، به اصلاحات بیشتری در زمینة محیط کسب وکار نیاز است )معاونت پژوهش های اقتصادی مجلس، 1395(. این یعنی فضای کسب وکار کشور از لحاظ شاخص های فضای کسبوکار بدتر شده است و افرادی که می خواسته اند کسب وکار جدیدی را آغاز کنند از این کار پشیمان شده اند یا بهدلیل مشکلات و موانع بسیار پیش رو نتوانسته اند به این مهم دست یابند. همچنین، در شرایط اشاره شده بسیاری از کسب وکارها با مشکلات فراوان روبه رو شده اند و به تعطیلی کشیده شده اند که در نتیجة آن بیکاری، ازبینرفتن منابع، وام های عقب افتاده و… به اقتصاد کشور تحمیل شده است. رتبة 152 ایران در این شاخص سبب شده است در کنار کشورهایی نظیر گامبیا، عراق، الجزایر، سودان، ماداگاسکارا، مالی و توگو قرار گیرد. شاخص کلی فضای کسب وکار بر پایة 11 شاخص کوچک تر با عناوین آغاز کسب وکار، کسب مجوز، استخدام نیروی کار، ثبت دارایی ها، کسب اعتبارات، حمایت از سرمایه گذاری، مالیات، تجارت مرزی، اجرای قراردادها و ورشکستگی و دریافت انرژی برق محاسبه می شود. این شاخص درواقع نشان دهندة سهولت و مناسببودن هر کشور برای انجام دادن فعالیت های اقتصادی و تجاری است. به این ترتیب، ایران از نظر سهولت و مناسببودن برای انجام دادن فعالیت های اقتصادی میان 183 کشور در رتبه های پایانی قرار دارد. بانک جهانی سالیانه 11 سرفصل مختلف فضای کسب وکار را برای 183 کشور بررسی می کند. وضعیت سرفصل ها با استفاده از شاخص هایی اندازه گیری می شود و درنهایت رتبة کشورها براساس آن تعیین می شود )2013 Doing Business,(.
به دلیل ضرورت یافتن توسعة علم و فناوری در چرخة اقتصادی و جهت دهی تحقیقات در کشور به سمت تبدیل ایده ها و نتایج پژوهشی به تولید ثروت، باید مدیران انواع شرکت ها به ویژه شرکت های دانش بنیان هرچه بیشتر و بهتر با عوامل موفقیت و توسعة سازمان ها آشنا باشند تا بتوانند با آگاهی بیشتر سازمان خود را در راستای نیل به اهداف طراحی شده مدیریت کنند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان و رتبه بندی این عوامل اثرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان است. در این راستا،پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که عوامل مؤثر در راستای توسعة شرکت هایدانش بنیان کداماند.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق شرکت های دانشبنیان
در دهه های گذشته، شرکت های کوچک و متوسط به طور عام و شرکت های دانش بنیان به طور خاص، مورد توجه محققان و سیاستگذاران بوده اند. این شرکت ها با تجاری سازی دستاوردهای علمی و فناورانة خود، نقشی مهم در رشد و توسعة اقتصادی ایفا می کنند. در اقتصاد جهانی امروز، سازمان ها و مناطق اقتصادی برای باقی ماندن در صحنة رقابت باید به نوعی خود را از دیگران متمایز کنند. یکی از عوامل مهم در رسیدن به این هدف، ارائة کالاها و خدمات نوآورانه است که به طور مشخص به میزان انتقال فناوری از محیط های علمی به صنعت بستگی دارد. به همین علت، امروزه در جوامع توسعه یافته مفهوم اقتصاد دانش محور به سرعت درحال گسترش است )تولایی و تقی یاره، 1385: 42(. کسب وکارهای مبتنی بر دانش برای توسعة اقتصادی و احیای بسیاری از مناطق حیاتی و مهم اند؛ به ویژه نواحی ای که کاهش صنایع سنتی را تجربه کرده اند. با وجود اهمیت کسب وکارهای دانش بنیان در مناطقی با اقتصاد حاشیه ای، اطلاعات ما درمورد چگونگی توسعة این کسب وکارها و حمایت های مورد نیاز این کسب وکارها برای توسعه کم است )2006 Gorman & McCarthy,(.
سازمان دانش بنیان سازمانی است که عمده ترین دارایی آن سرمایه های دانشی است. مزیت رقابتی یک سازمان دانش بنیان از طریق دانش و استفادة اثربخش حاصل می شود. دانشگاه ها، صنایع نرم افزاری، هوا و فضا و مؤسسات پژوهشی نمونه هایی بارز از سازمان های دانش بنیان هستند. تعریف یک سازمان دانش بنیان بر سه جنبة اصلی متمرکز است. اول، مأموریت اصلی یک سازمان دانش بنیان کسب و دست کاری و به کارگیری دانش و اطلاعات است. دوم، یک سازمان دانش بنیان سعی می کند یک سازمان یادگیرنده باشد که در آن اعضای سازمان همبه صورت گروهی و هم فردی به دنبال ارتقای ظرفیت تولید دانش خود هستند. سوم، سازماندانش بنیان از طریق جست وجوی جایگاه برتر در بازار، بهترین شیوة فعالیت و تقویت روابط مبتنی بر همکاری متقابل به دنبال رسیدن به کمال سازمانی است ) Wang Catherine & Ahmad2003 Parviz,(. دنیسا )2008( مفاهیم «سازمان های دانش بنیان»، «شرکت های دانش آفرین»،
«سازمان یادگیرنده» و «سازمان هوشمند» را هم معنی سازمان های دانش بنیان درنظر می گیرد.
توسعه و ایجاد شرکت های دانش بنیان در سال های اخیر یک حرکت کارآفرینانه بوده است که برای گسترش تعداد و ارتقای سطح این شرکت ها، دانشگاه ها و جامعة دانشگاهی یک رکن اساسی محسوب می شود )امامقلی زاده و همکاران، 1389(. رتبه بندی چالش های توسعة محصول در شرکت های دانش بنیان نشان می دهد تحقیقات بازاریابی مهم ترین چالش و تخمین نادرست بازار هدف کم اهمیت ترین چالش در توسعة محصولات شرکت های دانش بنیان است )ربیعی و همکاران، 1389(.
در ایران، براساس مادة یک قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان مصوب 1389، شرکت های دانش بنیان به این شکل تعریف شده است: «شرکت ها و مؤسسه های دانش بنیان، شرکت یا مؤسسة خصوصی و یا تعاونی هستند که به منظور هم افزایی علم و ثروت، توسعة اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی و تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه در حوزة فناوری های برتر و با ارزش افزودة فراوان به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط تشکیل می شوند» )الهیاری فرد و عباسی، 1390: 48(.

عوامل شناسایی شدة )پیشران ها( مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان
الف( نیروی انسانی: با آغاز هزارة سوم، هر روز نقش منابع انسانی پررنگ تر شده است تا جایی که برخی آن را تنها عامل کسب مزیت رقابتی پایدار می دانند. این امر به ویژه در کسب وکارهای دانش بنیان بیش از پیش به حقیقت پیوسته است. درنتیجه، برای یک شرکت دانش بنیان، سرمایة انسانی مهم ترین سرمایه است و هرچه این سرمایه کیفیت مطلوب تری داشته باشد، احتمال بقا، موفقیت و ارتقای کسب وکار بیشتر می شود )شفیعی، 1392: 46(.
ب( عوامل حمایتی از مؤسسات دانشبنیان: با توجه به تنوع نیازهای شرکت های دانش بنیاناز خلق ایده تا تجاری سازی محصولاتشان، حمایت های گوناگونی از شرکت های دانش بنیانصورت می گیرد )شمس و همکاران، 1393: 2(.
ج( عوامل زیرساخت ها: منابع فیزیکی لازم برای پارک های علمی را می توان به فضای فیزیکی )ملک( و زیرساخت ها تقسیم کرد. در ابتدای ایجاد هر پارک باید حداقلی از فضای فیزیکی برای استقرار ساکنان بالقوه مهیا باشد. در برخی از پارک ها، یک فضای انکوباتوری نیز لازم است. فضای جداگانه ای نیز باید برای امور اداری و بازاریابی پارک از ابتدا مهیا باشد )گرگیج، 1392: 42(.
د( عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری: توسعة شرکت های دانش بنیان متکی بر توسعة فناوری است؛ به سخن دیگر، مزیت رقابتی شرکت های دانش بنیان، نوآوری در فناوری است. فناوری همواره در خلق ثروت برای کشورها نقش اساسی داشته و بر سطح استاندارد و کیفیت زندگی مردم به شدت تأثیر داشته است. به طور کلی، توسعة فناوری در شرکت های دانش بنیان از جنبه های زیر قابل بررسی است: سودآوری در تولید محصول جدید و تغییر فرایندهای تولید، رقابت در حفظ و افزایش سهم شرکت از بازار محصول، کاهش هزینه های تولید، کیفیت برتر محصول، قابلیت انعطاف در مقابل بازار و پیشرفت فناوری )مهدوی و همکاران، 1390: 57(.
هـ( عوامل مرتبط با دولت: یکی از عواملی که در موفقیت شرکت های دانش بنیان تأثیرگذار است، مشوق ها و سیاست های حمایتی دولت است. دولت ها و سازمان های پیشرو در هدایت و رهبری صحیح تغییر و تحولات دانش محور نقش اساسی ایفا می کنند و عاملی مهم در شکل دهی اقتصاد دانش بنیان هستند )علیزاده ثانی و همکاران، 1392: 4(.
و( عوامل فرهنگی و اجتماعی: عوامل فرهنگی عواملی هستند که محیط استقرار پارک ها را برای پذیرش عملکرد آن، همکاری مؤثر با آن، گسترش خلاقیت و نوآوری )ریاحی و همکاران، 1392( و ترویج کارآفرینی آماده می کنند. در زمینة عوامل اجتماعی نیز سطح بالای تحصیلات و استانداردهای زندگی از عوامل شایان توجه است، زیرا زمینه ای مناسب را در شهروندان برای تطابق خویشتن با مفاهیم جدید شهر دانش فراهم می کند )4002 ,Metaxiotis & (Ergazakis.
در این پژوهش، عوامل اثرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان شناسایی شده است و با استفاده از آزمون فریدمن پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکتهای دانشبنیان در استان کرمان انجام گرفته است. در این زمینه، در پژوهش های پیشین موردی مشابه وجود نداشته است.

پیشینة پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان در این پژوهش
پس از تبیین مبانی نظری در این بخش، به پیشینة پیشران های توسعة شرکت های دانش بنیان در این پژوهش اشاره می شود. طبق پژوهش های انجام گرفته، عامل انسانی از طریق تیم مدیریت حرفهای )داشتن پیش زمینة فنی و مالی( (سلامی و همکاران،1390؛ & Zhang, 2004; Ferguson)
2004 Olofsson,، تیم مدیریت تماموقت ارزیابی )شفیعی و نعمتی، 1389(، دوره های آموزشی طیشده توسط پرسنل، میزان تعهد کاری به انسجام رویة خدمت رسانی به مؤسسات )بهاری و همکاران، 1391(، ایجاد ارتباطات و شبکة تبادل اطلاعات بین بنگاه های حاضر در پارک 2004( Byung,؛ سلامی و همکاران، 1390(، دسترسی به نیروی انسانی متخصص )بهاری و همکاران، 1391؛ 2004 (Zhang, ممکن است بر رشد و توسعة شرکت های دانش بنیان اثر بگذارد. همچنین، عوامل حمایتی ممکن است از راه ارائة خدمات مشاوره ای در زمینة تجاری و آموزشهای کسب وکار، مالی، بیمه، حقوقی 2006( Gorman & McCarthy,؛ طالبی و همکاران، 1390(، اعطای تسهیلات به تمام مؤسسات در دوره های مختلف رشد از طریق صندوق پژوهش و فناوری، واگذاری زمین به منظور احداث فضاهای تحقیقاتی به مؤسسات، حمایت از ثبت اختراع در داخل و خارج کشور، حمایت از حضور مؤسسات فناور در نمایشگاه داخلی و خارجی به منظور فروش محصول )بهاری و همکاران، 1391( و واگذاری فضاهای اداری، اینترنت و وسایل ایاب و ذهاب )سلامی و همکاران، 1391( بر مؤسسات دانشبنیان تأثیر بگذارد.
از عوامل زیرساخت ها نیز می توان به تسهیلات حمل ونقل، که دسترسی به پارک را ممکنمی سازند، تسهیلات ارتباطاتی، وجود شبکة تلفن و ارتباطات ماهواره ای )گرگیج، 1392: 42(،امکانات حمل ونقل مناسب )فرودگاه، بزرگراه و…( 970( Money,؛ ریاحی، 1382(، وجود فعالیت های تحقیق و توسعه1 و با فناوری بالا در منطقه و دسترسی سریع شرکت های حاضر در پارک به آن ها )1991 Lugger & Goldstein,؛ سلامی و همکاران، 1390؛ ریاحی، 1382( اشاره کرد. از دیگر عوامل زیرساخت ها می توان به نزدیکی به بازار مصرف و عرضه کنندگان ) Koh2008 ,Koh &؛ شفیعی و نعمتی، 1389(، دسترسی به مراکز و تأسیسات شهری )سلامی و همکاران، 1390؛ 2004 (Zhang,، نزدیکی به یک دانشگاه عمده )سلامی و همکاران، 1390؛ Sanz, 2006; Backours, 2002(، سطح زیربنای واگذارشده به مؤسسات به منظور فعالیت تحقیقاتی )طالبی و همکاران، 1390؛ بهاری و همکاران، 1390(، کیفیت بسترسازی شبکة اطلاع رسانی )شبکة LAN، فیبر نوری( )2008 ,Koh & Koh؛ بهاری و همکاران، 1390( اشاره کرد. از جمله پژوهش هایی که تأثیر عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری را بر رشد و توسعة شرکت های دانش بنیان تأیید کردهاند می توان به سودآوری در تولید محصول جدید )مهدوی و همکاران، 1390: 57(، ایجاد مراکز اقماری در شهرستانها )مؤدی، 1390(، ایجاد مراکز تحقیقات حرفه ای خصوصی و دولتی )بهاری و همکاران، 1390(، ایجاد مراکز نوآوری و خلاقیت )مؤدی، 1390؛ 2004 (Byung, اشاره کرد.
عوامل مرتبط با دولت نیز از طریق ساختار حقوقی و مقررات ویژه )معافیت های مالیاتی، عوارض، حقوق گمرک و…( )اکبرزاده، 1391(، خطمشی های حمایت دولتی )فضای حمایتی تجارت( )باباخانی، 1393؛ اکبرزاده، 1391( و فضای سیاسی برای حمایت از شرکت های دانش بنیان )سلامی و همکاران، 1390( بر شرکت های دانش بنیان تأثیر می گذارد. عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز به صورت عوامل حفظ یک نظام )صلواتی سرچشمه و ابراهیمی، 1387:
44( و وجود روحیة سرمایه گذاری ریسک پذیر 2006( Gower & Harris, 1994; Sanz,)، وجود روحیة کارآفرین و نوآوری در جامعه و امکان برقراری رقابت سالم در جامعه )سلامی و همکاران، 1390( بر این شرکت ها تأثیر می گذارد.
روش تحقیق
با توجه به اینکه می توان از نتایج این تحقیق در راستای بهبود فعالیت های سازمانی استفاده کرد،تحقیق حاضر بر مبنای هدف در گروه تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. همچنین، پژوهش پیش رو از نظر ماهیت توصیفی و برحسب گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی است. از آنجاکه شناسایی پیشران های توسعة کسب وکارهای دانش بنیان به سیاستگذاران و سازمان های سیاستگذاری برای اقدام های هدفمند و اثرگذار در ارتباط با این بنگاه ها کمک می کند و همچنین به صاحبان کسب وکارها در تمرکز بر اقدام های کلیدی یاری می رساند و اهرمی برای دستیابی به رشد و توسعه و ارتقای عملکرد کسب وکارهاست، جامعة آماری این تحقیق دربرگیرندة تمام مدیران شرکت های مستقر در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد استان کرمان شامل 140 نفر است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 103 نفر انتخاب شد و پرسشنامة محققساخته در بین آن ها با روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامة 50 سؤالی است که پس از بررسی مستندات مرتبط با موضوع و مبانی و پیشینة نظری تحقیق، متغیرهای مرتبط با پرسش های پژوهش استخراج و پرسشنامة مورد نظر تهیه و تنظیم شده است. عامل اول در این پرسشنامه، عامل نیروی انسانی است که با شاخص های مدیریتی و پرسنلی سنجیده شده است که پرسش های 1-10 پرسشنامه با پایایی 89/0 را دربرمی گیرد. عامل دوم، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری است که از طریق 12 پرسش سنجیده شده است. این پرسش ها شامل پرسش های 11-23 پرسشنامه با پایایی 85/0 می شود. عامل سوم، عوامل زیرساخت ها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( است که با پرسش های 24-35 پرسشنامه با پایایی 81/0 سنجیده شده است. عامل چهارم، عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری است که با پرسش های 36-41 پرسشنامه با پایایی 79/0 سنجیده شده است. عامل پنجم، عوامل مرتبط با دولت است که با پرسش های 42-47 پرسشنامه با پایایی 76/0 سنجیده شده است. عامل ششم، عوامل فرهنگی و اجتماعی است که با پرسش های 48-50 پرسشنامه با پایایی 87/0 سنجیده شده است. پایایی کل پرسشنامه نیز مانند پایایی عوامل با استفاده از آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد که نشان دهندة پایایی مطلوب است. به منظور تأیید روایی پرسشنامه نیز پس از مطالعات اکتشافی پرسشنامه به تأیید متخصصان آکادمیک از جمله چند تن از استادان دانشگاه و متخصصان پارک علم وفناوری رسید. در این پژوهش، در مرحلة اول پس از جمع آوری عوامل مورد نظر از طریقمرور پیشینه، از روش کیفی مصاحبه )حضوری( با خبرگان در پارک علم و فناوری کرمان، بررسی اسناد و مدارک موجود در ارتباط با عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان برای بررسی و میزان اهمیت این عوامل استفاده شده است. سپس 50 عامل توسعة شرکت های دانش بنیان مشخص شد و با توجه به مطالعات انجام گرفته در این زمینه همچون پژوهش اکبرزاده )1391( و بهاری و همکاران )1391( در قالب 6 گروه شناسایی شد. پس از تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، اولویت آن ها در هر گروه و نیز رتبه بندی کلی آن ها با استفاده از آزمون فریدمن ارائه شد. برای شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان 50 گویه در یک طیف 5 گزینه ای )خیلی کم: 1، کم:
2، متوسط: 3، زیاد: 4 و خیلی زیاد: 5( بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون توصیفی و آزمون فریدمن به کمک نرم افزار spss نسخة 22 استفاده شده است.

یافته ها
الف( توصیف جمعیت شناختی
براساس یافته های آمار توصیفی از بین 103 نفر، بیشترین فراوانی مربوط به ردة سنی 18 تا 28 سال با 40 نفر )50 درصد( و کمترین فراوانی مربوط به ردة سنی 39 تا 48 سال با 2 نفر )5/2 درصد( است. براساس میزان آشنایی با شرکت ها، 38 نفر )5/47 درصد( از پاسخ دهندگان آشنایی زیادی با شرکت ها دارند و 2 نفر )5/2 درصد( آشنایی کمی با شرکت ها دارند. در زمینة فراوانی آزمودنی ها براساس میزان تحصیلات، بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را افراد دارای مدرک لیسانس تشکیل می دهند که شامل 36 نفر )45 درصد( می شوند. کمترین تعداد در این زمینه نیز شامل 6 نفر )5/7 درصد( می شود که مدرک دکتری داشتند. در زمینة فراوانی آزمودنی ها براساس سنوات خدمت، 50 نفر )5/62 درصد( از پاسخ دهندگان و درواقع بیشترین تعداد را افراد با سنوات خدمت کمتر از 5 سال تشکیل می دهند و 2 نفر )5/2 درصد( یعنی کمترین تعداد از نظر آماری، دارای سنوات خدمت 15 تا 20 سال هستند.
ب( اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در ابتدا، مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان اولویتبندی می شود.
برای تحلیل اطلاعات و دستیابی به پاسخ هدف یادشده، از آزمون فریدمن برای اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان استفاده شده است که نتایج آن در ادامه مشاهده می شود. ابتدا معنی داری این آزمون بررسی شده است. نتایج آزمون معنی داری فریدمن در زمینة عوامل تأثیرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان نشان می دهد در سطح معنیداری 95 درصد با توجه به عدد معنیداری 000/0 که از سطح معنی داری استاندارد )003/0=sig( کمتر است و آمارة آزمون، رتبة میانگین عوامل مرتبط با هم یکسان نیست. درواقع، رتبة میانگین حداقل دو عامل از عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان، با هم برابر نیست.
تمام مراحل به طور خلاصه در جدول 1 نشان داده می شود.

جدول 1. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی مؤلفههای اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان
35387320922

عوامل میانگین رتبه رتبه
عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری 81/3 1 عوامل فرهنگی و اجتماعی 71/3 2 عوامل نیروی انسانی 71/3 3 عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری 68/3 4 عوامل مرتبط با دولت 59/3 5
عوامل زیرساخت ها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( 90/2 6
353873168742

Sig0003/ df 5  2 17 68/

با توجه به نتایج جدول 1، نتایج رتبه بندی عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان با استفاده از آزمون فریدمن مشخص کرد از بین 6 دسته عوامل اصلی، عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری با میانگین رتبة 81/3 مؤثرترین عامل بوده اند و پس از آن عوامل فرهنگی و اجتماعی با میانگین رتبة 71/3، عوامل نیروی انسانی با میانگین رتبة 71/3، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری با میانگین رتبة 68/3، عوامل مرتبط با دولت با میانگین رتبة 59/3 و عوامل زیرساختها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( با میانگینرتبة 90/2 بهترتیب در رده های بعدی قرار گرفتند.

رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
در جدول 2، پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان رتبه بندی شده و اولویت هرکدام مشخص شده است. برای تحلیل اطلاعات و دستیابی به پاسخ هدف یادشده، از آزمون فریدمن برای اولویت بندی شاخص های مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان استفاده شده است که نتایج آن در ادامه مشاهده می شود. با توجه به تفاوت بین متغیرها می توان متغیرها را به ترتیب جدول شمارة 2 رتبه بندی کرد.
نتایج این آزمون در جدول 2 ارائه می شود.

جدول 2. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
35234923970

عوامل شاخص ها میانگین رتبه رتبه
ایجاد مراکز تحقیقات حرفه ای خصوصی و دولتی 10/4مرتبطعوامل ایجادبا توسعهمراکز وفناوری ایجادایجادایجادایجاد فن دفتر مراکزمراکز بازار مالکیتاقماری نوآوری منطقه ودر ای فکری خلاقیت شهرستان ها 70316831////3333 2354 ایجاد مراکز رشد در دانشگاه 90/2 6
1
2
3 2/05 2
1/95 عوامل فرهنگی و روحیة سرمایه گذاری ریسک پذیر اجتماعی وجود روحیة کارآفرین و نوآوری در جامعه
امکان برقراری رقابت سالم در جامعه
1
2
3 4
5
6
7 6/49
6/34
6/6
5/85
5/40
5/44
5/15 تیم مدیریت حرفه ای )داشتن پیش زمینة فنی و مالی(
بهره مندی مدیران از مشاوران متخصص در زمینه های مرتبط با فناوری دسترسی به نیروی انسانی متخصص
توانایی بازاریابی برای محصولات و خدمات باارزش تیم مدیریت تمام وقت
دوره های آموزشی طی شده توسط پرسنل
ایجاد ارتباط و شبکة تبادل اطلاعات بین بنگاه های حاضر در پارک عوامل نیروی
انسانی
رتبه
8
9 ادامة جدول 2. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
عوامل شاخص ها میانگین رتبه
ارزیابی و کنترل فعالیت شرکت های مستقر 94/4 تجربة کاری پرسنل در زمینه های اداری، مالی و برنامه ریزی 81/4
1266698193361

352349-492437

353873-18510

52
/
4

1

16
/
8

10



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 299-318-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 318-299

رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی
هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی

پروانه گلرد1، مریم حسینی2، الهه عسگری3
دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران
کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران

تاریخ دریافت: 26/12/1395 تاریخ پذیرش: 18/04/1396

چکیده
پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است و رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان را با نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی بررسی کرده است. جامعة آماری پژوهش شامل 148 نفر از زنان صاحب کسب وکار در سیزدهمین همایش توسعة کارآفرینی زنان ایرانی می شود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده 106 نفر حجم نمونه درنظر گرفته شده است. داده های لازم از طریق پرسشنامة استاندارد جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی صورت گرفت که به این منظور نرم افزاری آماری Smart PLS به کار گرفته شده است. نتایج پژوهش بیانگر رابطة معناداری بین شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی است. همچنین، شبکة اجتماعی و تبعیض جنسیتی و هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة معناداری دارد. با توجه به رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان می توان بیان کرد ارتباطات گسترده و مؤثر زنان از طریق شبکه های اجتماعی به عملکرد بهتر آن ها در زمینة کسب وکار منجر می شود.

واژه های کلیدی: تبعیض جنسیتی، شبکه های اجتماعی، عملکرد کسب وکارهای زنان، هوشیاری کارآفرینانه.

Email: P_ [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
کارآفرینی در سال های اخیر به طور کمی و کیفی امری ضروری به نظر می رسد و نقشی مهم در توسعة اقتصاد جهانی و افزایش نرخ اشتغال ایفا می کند )Welsh et al., 2016(. آمارها نشان می دهد طی پنج سال گذشته در جهان، نرخ تشکیل شرکت ها و کسبوکارها توسط زنان دوبرابر مردان است و زنان درحال تبدیل شدن به نیرویی عظیم هم در ساختار سنتی تجارت جهانی و هم در تجارت مدرن هستند )مؤسسة تحقیقاتی کارآفرینی زنان کانادا1، 2006(. در سال های اخیر، انجمن های کارآفرینی زنان رشد سریعی داشته اند و اهمیت کارآفرینی زنان برای نوآوری جهانی، اشتغال و رشد اقتصادی بیش از پیش مشهود شده است) De Bruin et al.,
.)2006
با وجود اهمیت رو به رشد کسب وکارهای زنان، در زمینة کارآفرینی زنان پژوهش های اندکی صورت گرفته است) 9002 ,.Brush et al(. باتنر و مور2 )1997( کارآفرینی زنان را اینچنین تعریف کرده اند: «زنی که دانش و منابع خود را در راستای خلق یا توسعة یک کسبوکار صرف می کند و مالک حداقل 50 درصد آن و به طور فعال درگیر مدیریت آن برای یک سال یا بیشتر باشد» )Wharton & brunetto, 2007(. در گزارش دیده بان جهانی کارآفرینی )2015( اشاره شده است که تفاوت کارآفرینی تثبیت شدة مردان و زنان بسیار زیاد و حدود 20 درصد است؛ بهعبارت دیگر، کارآفرینی مردان بیش از 4 برابر کارآفرینی زنان به مرحلة تثبیت میرسد .براساس خط سیر کارآفرینی زنان در ایران با 51 درصد قابلیت کارآفرینانه و 36 درصد درک فرصت ،آن ها درعمل حدود 8 درصد کارآفرینی انجام داده اند و 5 درصد از آن ها کسبوکارشان به مرحلة ثبات رسیده است .طبق این آمارها، در عملکرد کسب وکارهای زنان در شرکت ها و جوامع مشکلاتی وجود دارد و باید عوامل تأثیرگذار بر عملکرد آن ها بررسی شود) 5102 ,GEM(.
یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد کسب وکارهای زنان، شبکه های اجتماعی است .در سال های اخیر، مفهوم شبکههای اجتماعی کارآفرین یکی از مهم ترین موضوعات پژوهشی در

Inc
Buttner & Moore
زمینة پژوهش های کارآفرینی بوده است) Hong & Antoncic, 2003(. شبکه های اجتماعیبه عنوان دارایی بسیار مهم در دستیابی به منابع برای رشد و توسعة کسبوکار امری ضروری محسوب می شود )Johannisson, 1996(. شبکه های اجتماعی واحدی از ساختار اجتماعی است که متشکل از گره ها و روابط میان آن هاست) 0102 ,.Gottlieb et al(. اهمیت شبکة اجتماعی در قالب حمایتهایی که فراهم می کند، نمود می یابد) Anderson et al., 2005(. با این حال، تعداد پژوهش های جهانی در زمینة بررسی زنان کارآفرین و شبکة اجتماعی محدود است و در ایران نیز محدودتر است. در پژوهش های اندک در این حوزه به مواردی مانند تعداد زنان بیشتر، تکیة بیشتر به خانواده و آشنایان، عدم شناختن کارآفرینان و نبود الگوهای نقش در شبکة اجتماعی زنان و درنتیجه کاهش حمایت های سودمند اشاره شده است) Kelley et al., 2010(. براین اساس، این پرسش مطرح می شود که آیا عملکرد کارآفرینان به صورت مستقیم تحت تأثیر شبکههای اجتماعی است یا اینکه عوامل دیگری هم بر این رابطه تأثیر می گذارد. زی و الوی1 )2016( بیان کرده اند هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی زنان از مهم ترین عواملی هستند که بر رابطة بین شبکه های اجتماعی و عملکرد کسب وکارهای زنان تأثیر می گذارند. زنان با سطح بالایی از هوشیاری کارآفرینانه می توانند به سرعت فرصتهای مختلف کارآفرینی را شناسایی کنند و همچنین به همة انواع منابع، اطلاعات و دانش انتقادی در شبکه دسترسی یابند که موجب بهبود عملکرد در کسبوکارشان میشود .همچنین، مکنی و همکاران2 )1998( اظهار کرده اند تبعیض جنسیتی علیه زنان کارآفرین هنوز هم وجود دارد و ممکن است نقش شبکه های اجتماعی را در ترویج عملکرد کسبوکارهای زنان تضعیف کند.
در برخی از مطالعات به هوشیاری کارآفرینانه )Indrawati et al., 2015( و تبعیض جنسیتی اشاره شده است )Sexton & Bowman-Upton, 1990(، اما مطالعات بسیار کمی در این زمینه در ایران صورت گرفته است .درنتیجه، هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطة شبکههای اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی تبعیض جنسیتی و هوشیاری کارآفرینانه است .به همین منظور، درادامه به اختصار ادبیات مربوط به شبکههای اجتماعی، عملکرد

Xie & Lv
Mckechnie et al.
کسب وکارهای زنان و تأثیرات این دو با توجه به نقش میانجی تبعیض جنسیتی و هوشیاریکارآفرینانه بررسی می شود.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق شبکه های اجتماعی
در دهة 1950، مطالعات شبکه در زمینة مبادلات و ارتباطات دوطرفه و استفاده از واژة شبکة اجتماعی افزایش چشمگیری یافت )Jack, 2010(. لی و همکاران1 )2011( شبکه های اجتماعی را توانایی فرد برای بهدستآوردن منابع اجتماعی و سود حاصل از یک ساختار اجتماعی و ارتباطات تعریف کردهاند. شبکه های اجتماعی مجموعه ای از روابطی تعریف می شوند که هماهنگی و همکاری بازیگران شبکه را تسهیل می کند )Gabbay & Leenders, 2001(.
شبکه های اجتماعی یک منبع مهم اطلاعاتی برای کارآفرینان و کسب وکارشان هستند )Greve & Salaff, 2003(. اطلاعات یک منبع برای زنان و مردان کارآفرین مهم است تا بتوانند به بازار ،تأمین کنندگان، مشتریان ،فناوری و شبکه هایی که خط مشی باارزش برای همکاری و کمک به کارآفرینان زن محسوب می شوند، متصل شوند) Frazier & Niehm, 2004(. براساس تحقیقات پیشین، شبکههای کارآفرینان مجموعه ای از فرصت هاست که کارآفرینان را برای دستیابی به منابع ملموس و غیرملموس یاری می کند. شبکه ها متشکل از خانواده و دوستانی هستند که به حرکت در همان محافل شخصی بهعنوان یک کارآفرین تمایل دارند، اما این منابع چیزی فراتر از حوزة کارآفرین ارائه نمی دهد و ممکن است به اندازة کافی در ماهیت متنوع نباشد) 5Anderson et al., 200(.

تبعیض جنسیتی
النور شوارتز2 عامل جنسیت را برای اولین بار در دهة 1970 وارد ادبیات کارآفرینی کرد. از آن زمان در پژوهش های گوناگون ویژگی های روان شناختی زنان کارآفرین و همتایان مردان مقایسه شده است) Kuada, 2009(. در حیطة کارآفرینی نیز همراه با افزایش تعداد واحدهای تجاری دارای

21.. Eleanor SchwartzIee et al.
مالکان زن و رشد شایان توجه تعداد زنان شاغل در خارج از منزل، زمینهای جدید برای تحقیقپیرامون تحلیل جنسیتی در حوزة کارآفرینی بهوجود آمد) Fisher et al., 2002(.
تحقیقات نشان می دهد زنان کارآفرین نسبت به همتایان مرد خود در زمینههای اجتماعی و اقتصادی آسیبپذیرترند که این مسئله به تفاوت جنسیتی در عملکرد سرمایه گذاری آن ها منجر می شود )Klapper & Parker, 2011(. طبق پژوهش های مختلف، معمولاً زنان کارآفرین از نگرش های منفی اجتماعی رنج می برند )Hahn & Nayir, 2013( و در راه تأمین مالی برای راه اندازی کسب وکارشان نیز با موانع بیشتری روبه رو هستند )Verheul et al., 2012(. کارآفرینان زن اغلب برای درخواست وامهای بانکی به پرداخت هزینههای بالاتر مجبور میشوند و بیشتر این موانع مالی، بهدلیل وجود تبعیض جنسیتی است )Aidis et al., 2007(. تبعیضی جنسیتی موجب می شود کارآفرینان زن در عرصة اقتصادی رشد نکنند )Xie et al., 2016( و هنوز یک ساختار یکپارچه برای درک جنسیت و کارآفرینی وجود ندارد) Fisher et al., 2002(.

هوشیاری کارآفرینانه
در سال های اخیر، مفهوم هوشیاری کارآفرینانه به ساختاری کلیدی در تحقیقات کارآفرینی تبدیل شده است) Tang et al., 2012(. کرزنر برای اولین بار نظریة هوشیاری کارآفرینانه را در سال 1973 مطرح کرد. وی تفاوت کارآفرینان و غیرکارآفرینان را در حوزة تشخیص فرصت و هوشیاری کارآفرینانه میبیند )Kirzner, 1973(. در تعریف کرنز، هوشیاری کارآفرینانه در اصل بهعنوان توانایی فردی به منظور درک فرصتهای جدیدی است که توسط دیگران نادیده گرفته شده است )Kirzner, 1979(. هوشیاری کارآفرینانه توضیح می دهد چرا برخی از مردم در مقایسه با دیگران در شناسایی فرصتهای کارآفرینی حساس تر و موفقترند) Lent, 2013(.
تانگ1 )2008( نیز هوشیاری کارآفرینانه را شامل قابلیت فردی در جمعآوری، انتقال و انتخاب اطلاعاتی میداند که به فرصتهای بالقوة کسبوکار منجر میشود .از دیدگاه تانگ و همکاران2 )2012(، هوشیاری کارآفرینانه در سه بعد پویش و جست وجو )تلاش غیرمعمول و

21.. TangTang et al.
مداوم در جست وجوی ایده های جدید و ایجاد آرایه ای گسترده از اطلاعات مرتبط(، برقراریروابط پیوندها )دریافت و به کارگیری اطلاعات جدید، خلاقیت و ایجاد روابط منطقی( وارزیابی و قضاوت )ارزیابی و تخمین درمورد اینکه آیا یک فرصت ویژه از اطلاعات جدید ناشی می شود( مطرح شده است) غلامی و همکاران، 1394(.

عملکرد کسب وکارهای زنان
در 20 سال گذشته ،جهانی شدن و توسعة اقتصادی فرصت بسیار خوبی برای کسب وکار زنان فراهم کرده است. از سال 2000 تاکنون، سهم زنان کارآفرین در جامعه به طور گسترده رشد پیدا کرده است و عوامل مؤثر بر عملکرد کسب وکارهای زنان، توجه کارآفرینان را در زمینه های دانشگاهی به خود جلب کرده است) 2002 GEM,(. لاوی )1995( زنان کارآفرین را چنین تعریف می کند: «زن کارآفرین کسی است که به تنهایی یا با مشارکت یا با ارثیه ای، کاری را با خلاقیت و نوآوری به راه انداخته یا پذیرفته است و با پذیرش مسئولیت های اجتماعی، اداری، ریسک مالی، فرآورده های تازه ای عرضه کرده است تا در بازار خرید و فروش بر رقیبان چیره شود» )گلرد، 1387(.
در کشورهای درحال توسعه از جمله ایران، زنان امید اول برای ارتقای خانوادهها و رشد و توسعه محسوب میشوند. عملکرد موفقیتآمیز زنان در جوامع نه تنها سبب سودهای اقتصادی میشود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می کند )Seymour, 2003(. شاخصهای اصلی عملکرد موفق کسب وکارهای زنان در دسترسی به فناوری، آموزش و انگیزش، آزادی و امنیت اجتماعی، خصوصیت تجاری، کمک و مقررات آسان، حمایت خانواده و تضمین کیفیت و مواجهه با خطر شناسایی شده است )Sarker & Palit, 2014(. همچنین، شاخص هایی از قبیل رشد و سودآوری، شهرت و اعتبار، تعادل زندگی کاری، رضایت خانواده و تأیید عموم جامعه معیارهایی محسوب میشوند که اغلب بهعنوان اندازهگیری عملکرد در کارآفرینی و ادبیات کسبوکارهای کوچک استفاده میشود )2011 Gorgievski et al.,(.
تحقیقات مختلفی در زمینة موضوع پژوهش حاضر صورت گرفته است که درادامه به صورت مختصر به برخی از آن ها اشاره می شود. آراستی و اکبری )1385( در پژوهشیشیوه های ارتباطی شبکه ای زنان کارآفرین و تأثیر آن را بر راه اندازی کسب وکار بررسیکرده اند و نتیجه گرفته اند زنان کارآفرین ایرانی در شبکه های خود از کمک های عاطفی، اطلاعاتی، اجرایی، معرفی به افراد ارزشمند، برنامه ریزی بلندمدت و کمک های مالی استفاده کرده اند. بگرن و همکاران )2013( در پژوهشی شبکه های زنان کارآفرین را مطالعه کرد ه اند.
براساس نتایج تحقیق آن ها، شبکههای شخصی یک دارایی حمایتی بیش از شبکههای کسبوکار محسوب میشود و زنان کارآفرین به سمت شبکههای جدید بیش از دیگران تمایل دارند .جواهری و قضائی )1383( با بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر کارآفرینی زنان در ایران به این نتیجه رسیدند که نابرابری جنسیتی موجود در جامعة ایران، که بیشتر جنبة اجتماعی و فرهنگی دارد، از قابلیت کارآفرینی زنان می کاهد. همچنین، آن ها عوامل محدودکنندة کارآفرینی زنان را خانواده، نظام تعلیم و تربیت، باورهای کلیشه ای، ناهماهنگی انتظارات و نقش و مناسبات حاکم بر سازمان کار می دانستند.

جدول 1. خلاصه ای از نتایج تحقیقات پیشین
نتایج موضوع محققان
هنوز شکاف جنسیتی بین زنان و مردان در زمینة اشتغال،آموزش و پرورش و توزیع درآمد وجود دارد و همچنینفضای کسب وکار زنان از شرایط اقتصادی، فناوری،ارزش های اجتماعی و آداب رسوم تأثیر می پذیرد. نابرابری جنسیتی و کارآفرینی زنان در گرجستان Natsrlishvili et al. (2017)
خانواده و دوستان ،وسیع ترین شبکه های کارآفرینان هستند وتفاوت های فردی در میان زنان ،رابطة بین فردی، اشتیاق وارزش های آنان بر شبکه های اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. بررسی رابطة بین
شبکه های اجتماعی و رشد کسب وکار زنان کارآفرین Oke, Dorcas.F )2013(
شبکه های اجتماعی و هوشیاری کارآفرینانه زنان کارآفرینتأثیری مثبت بر عملکرد سرمایه گذاری جدید دارد. همچنین،تبعیض جنسیتی به طور منفی و هوشیاری کارآفرینانه به طورمثبت تعدیل کنندة روابط میان شبکه های اجتماعی زنانکارآفرین فناور و عملکرد سرمایه گذاری جدید است. شبکه های اجتماعی زنانکارآفرین و عملکرد سرمایه گذاری با اثر
هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی Xie & Lv(2016)
چارچوب نظری
مروری بر مبانی نظری پیشین و همچنین مطالعات قبلی مرتبط با پژوهش حاضر ،زمینة لازم رابرای ارائة چارچوب نظری تحقیق فراهم ساخت. برایناساس، فرضیه های زیر برای پژوهش حاضر درنظر گرفته شده است:
شبکههای اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
تبعیض جنسیتی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة منفی و معناداری دارد.
شبکه های اجتماعی از طریق متغیر میانجی هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
شبکه های اجتماعی از طریق متغیر میانجی تبعیض جنسیتی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
با درنظرگرفتن فرضیه های اشارهشده، چارچوب نظری پژوهش در قالب شکل 1 ترسیم شد.
155274-1246756

ا

ت

ا

و

ا

ا

ی

ان

نا
ن

ا

ی

ا

ت



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 339-358-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 358-339

تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه

محمدعلی مرادی 1، کمال سخدری2، شیما صنیعی3
دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
استادیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
دانشآموخته کارشناسی ارشد کارآفرینی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 24/07/1395 تاریخ پذیرش: 27/04/1396

چکیده
توسعة کسب وکارهای بین المللی یکی از ابزارهای رشد و توسعة اقتصادی است. براین اساس، از یک سو کارآفرینان نوپا به بازارهای خارجی وارد می شوند که طبق نظریة نهادی، یکی از عوامل مؤثر بر بین المللی شدن کارآفرینان، عوامل نهادی است. از سوی دیگر، ضعف نهادها در یک کشور، با سازوکارهای سازمانی تا حدی قابلجبران است .با توجه به ضعف نهادها در کشورهای درحال توسعه، هدف اصلی این پژوهش سنجش تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در این کشورها با درنظرگرفتن تعامل بین محیط نهادی و راهبرد کارآفرینان است. روش تحقیق برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، توصیفی-همبستگی است. به اینمنظور، از داده های ثانویه استفاده شد و داده های پژوهش مربوط به 59 کشور درحال توسعه از گزارش های بین المللی- که براساس داده های پیمایشی، شاخص های اقتصادی و کارآفرینی کشورها را ارائه می کنند- استخراج و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS3 تحلیل شد. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد نهاد هدایتگر بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر مثبت دارد. همچنین، بررسی نقش تعدیلگری ریسک پذیری در رابطة بین عوامل نهادی و کارآفرینی بین المللی نشان می دهد در کشورهایی که ریسک پذیری بیشتر است، تأثیر نهادهای شناختی و قانونی بر نرخ کارآفرینی بین المللی به صورت منفی تعدیل می شود.

واژه های کلیدی: ریسک پذیری، عوامل نهادی، کارآفرینان نوپا ،کارآفرینی ب ینالمللی، کشورهای درحال توسعه.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
توسعة کسب وکارهای بین المللی یکی از ابزارهای رشد و توسعة اقتصادی است .به علاوه،کسب وکارهای صادرات گرا بهتر از سایر کسب وکارها عمل می کنند) 2004 Gumede,(.
درگذشته، فعالیت در بازارهای بین المللی مختص شرکت های بزرگ بود، اما اکنون کسب وکارهای کوچک و نوپا نیز در بازارهای بین المللی فعال اند) رضوانی و موسوی نژاد، 1393: 4(؛ بنابراین، توجه به عوامل مؤثر بر نرخ کارآفرینی بین المللی اهمیت دارد .نهادها یکی از عوامل مؤثر بر کارآفرینی بین المللی هستند) Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008(. از این رو، در پژوهش حاضر سنجش اثر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی مدنظر قرار گرفته است. طبق داده های دیده بان جهانی کارآفرینی، در کشورهای درحال توسعه کمتر از 13 درصد از کارآفرینان بین المللی می شوند، درحالی که این نسبت در کشورهای توسعه یافته بیش از 20 درصد است) 2015 GEM,(. همچنین، پژوهش های کارآفرینی به طور گسترده بر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده اند و کارآفرینی بین المللی همین روند را دنبال کرده است )2012 Kiss et al.,(. این در حالی است که شرایط سیاسی و اقتصادی و مناسبات نهادی و دسترسی به منابع مختلف در کشورهای درحال توسعه، زمینه ای متفاوت را برای مطالعة پدیدة کارآفرینی بین المللی در این کشورها فراهم کرده است .درنتیجه، یکی از پیشنهاد ها برای تحقیقات آینده در مطالعات کارآفرینی، انجام دادن پژوهش های بین کشوری در کشورهای درحال توسعه است) 2013 Terjesen et al.,(. در کشورهای درحال توسعه، بی اعتباری نهادی وجود دارد؛ یعنی نهادها به درستی عمل نمی کنند) 2014 Covin & Miller,(. اصلاح محیط نهادی، معمولاً امری پیچیده و زمان بر است؛ بنابراین، کارآفرینان باید برای فعالیت در محیط نهادی نامناسب آماده باشند. در این راستا، در تحقیق حاضر با توجه به تعامل بین نهادها و راهبرد بازیگران )2003 Peng,(، به ریسک پذیری به عنوان یکی از سازوکارهای سازمانی توجه شده است که کارآفرینان در شرایط نهادی نامناسب برمی گزینند. با توجه به توضیحات یادشده، هدف اصلی این پژوهش سنجش تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه با درنظرگرفتن نقش تعدیلگری ریسک پذیری است.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق کارآفرینی بین المللی
مک دوگال) 1989( اولین تعریف از کارآفرینی بین المللی را ارائه داد )Keupp & Gassmann, 2009(. او کارآفرینی بین المللی را این گونه تعریف کرد: «توسعة کسب وکارهای جدید یا استارتاپ هایی که از آغاز پیدایش خود در کسب وکار بین المللی مشارکت دارند و دامنة عملیاتی خود را از مراحل اولیة عملیات شرکت ،بین المللی می بینند» )9891 ,McDougall(. این تعریف، کارآفرینی بین المللی را به کسب وکارهای مخاطره پذیر تازهتأسیس کوچک و جوان محدود می کند، اما هنوز در برخی از پژوهش های اخیر از این تعریف استفاده می شود) Keupp & Gassmann, 2009(. زهرا) 1993( دامنة کارآفرینی بین المللی را به کارآفرینی شرکتی گسترش داد
)McDougall – Covin et al., 2014(. تحت تأثیر این رویکرد، تعاریفی که از این پس ارائه شد، مستقل از اندازه و سن شرکت است) Zahra & George, 2002(. سپس زهرا و جورج) 2002( کشف و بهره برداری از فرصت را وارد ادبیات کارآفرینی بین المللی کردند) Zahra & George, 2002( که بعد از آن به عنوان عناصر اصلی این موضوع مورد توجه قرار گرفت) ,.Peiris et al
2012(. در پژوهش حاضر، بهدلیل توجه به کارآفرینان نوپا، به تعریف اولیة ارائه شده توسط مک دوگال) 1989( توجه شده است.

نهاد
نهاد گاهی به سازمان ها، گاهی به قوانین پایه، گاهی به یک فرد یا یک موقعیت و حتی گاهی به موارد جزئی مثل یک قرارداد اطلاق شده است. تعاریف مختلف نهاد ،برداشت های کم وبیش متفاوتی را از ماهیت واقعیت اجتماعی و نظم اجتماعی یادآور می شود) آراستی و همکاران ،1391(. وبلن) 1904( نهادها را شامل عادات مرسوم فکری و کنش ها در محافل و گروه های اجتماعی می داند؛ بنابراین، به نهادهای غیررسمی توجه می کند. به اعتقاد کامونز) 1924(، مفهوم نهاد از مقوله هایی مانند تشکل ها و مجتمع ها، قواعد حاکم و کنش جمعی نشئت می گیرد. برایناساس، او بر نهادهای رسمی تأکید دارد) متوسلی و همکاران، 1390(. نورث) 1990( نهادها را محدودیت های انسانی تعریف می کند که تعاملات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را ساختار می دهند. از نگاه نورث) 1990(، انسان ها نهادها را طراحی کرده اند تا در مبادلات نظم برقرار کنند وعدم اطمینان را کاهش دهند. این محدودیت ها تعیین کنندة هزینة تولید و مبادله و درنتیجه راه اندازیکسب وکار و سودآوری و امکان پذیری فعالیت اقتصادی هستند) Veciana & Urbano, 2008(.
اسکات) 1995( نهادها را در سه دستة قانونی )قانون ها، مقررات و قواعد( ،هنجاری )ابزارهای مشروع را برای پیگیری ارزش ها تعریف می کند( و شناختی )به باورهای مسلم فرض شده اشاره دارد( قرار می دهد) 995 Scott,( که انگیزه های لازم را برای هدایت یا ممانعت از رفتار اجتماعی مثل فعالیت کارآفرینانه در یک اقتصاد فراهم می کند) Stenholm et al., 2013(. بعد قانونی محیط، مربوط به مقررات، سیاست ها، قواعد و قوانینی می شود که بر رفتار کارآفرینانه افراد مؤثرند. بعد هنجاری محیط شامل هنجارهای اجتماعی، ارزش ها و باورهایی است که به رفتار کارآفرینانة افراد در جامعه مربوط می شود. بعد شناختی محیط شامل چارچوب های شناختی و دانش اجتماعی است که افراد در یک جامعه به اشتراک می گذارند و از آن طریق، اطلاعات را انتخاب و تفسیر می کنند )کریمی، 1394 ;1995 Veciana & Urbano, 2008; Scott,(. استنهلم و همکاران) 2013( بعد دیگری را به نام بعد هدایتگر1 محیط به سه بعد هنجاری، قانونی و شناختی اسکات) 1995( اضافه کرده اند. بعد هدایتگر مجموعه ای از شرایط و صنایع بارورکننده شامل دسترسی به مشتریان و تأمین کنندگان و نزدیکی به دانشگاه های برتر است که بر نوع فرصت های مورد بهره برداری در یک سیستم تأثیر می گذارد و زمینة لازم را برای کارآفرینی مولد، نوآور و با پتانسیل رشد بالا فراهم می کند )Stenholm et al., 2013(. برایناساس، در پژوهش حاضر به محیط نهادی در چهار بعد قانونی، هنجاری و شناختی و هدایتگر توجه شده است.

ارتباط میان عوامل نهادی و نرخ کارآفرینی بین المللی
طبق نظریة نهادی، کارآفرینی بین المللی از عوامل نهادی تأثیر می پذیرد )Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008(. بعد قانونی محیط نهادی بر نرخ کارآفرینی مؤثر است) ,Stenholm et al.
2013(، زیرا قوانین بهتر به کاهش موانع ورود و فرصت های کسب وکار بیشتر منجر می شوند) -El
1988 Namaki,(. البته لزومی ندارد کارآفرین، کارآفرینی بین المللی را برگزیند، بلکه به احتمال زیاد فعالیتی را انتخاب می کند که ریسک کمتری دارد یا آسان تر است )Stenholm et al., 203(. همچنین، درصورتی که شرایط قانونی برای راه اندازی کسب وکار مناسب باشد، ضرورتی ندارد شرایط کسب وکار برای کارآفرینی بین المللی نیز فراهم باشد. درنتیجه، به نظر می رسد بعد قانونی محیط نهادی تأثیری بر نرخ فعالیت های کارآفرینی بین المللی- که یکی از مصادیق فعالیت کارآفرینانه با پتانسیل رشد بالاست- ندارد، زیرا کارآفرینان با تمایل به رشد بالا، اهداف خود را بدون توجه به پیچیدگی های اداری بالقوه نیز دنبال می کنند و موانع قانونی بیشتر بر تصمیم اولیة آن ها برای راه اندازی کسب وکار تأثیر دارد تا بر نوع کسب وکاری که انتخاب می کنند) Stenholm
et al., 2013; Bowen & De Clercq, 2008(. درصورت حمایت بعد هنجاری محیط از فعالیت کارآفرینانه نیز لزومی به حمایت از کارآفرینی بین المللی وجود ندارد، زیرا ممکن است پذیرش اجتماعی در زمینة کارآفرینی تا حدی مثبت باشد که فعالیت کارآفرینی ثروتی محدود ایجاد کند و درمورد کارآفرینان بسیار موفق مصداق نداشته باشد) 3102 ,Stenholm et al.(؛ به عبارت دیگر، ممکن است در کشوری که کارآفرینی یک رفتار اقتصادی خوب از نظر اجتماع محسوب می شود، دنبال کردن کارآفرینی با گرایش به رشد بالا- که یکی از مصادیق آن کارآفرینی بین المللی است- خوب تلقی نشود) Volchek et al., 2015(. در مقابل ،چارچوب های شناختی و دانش اجتماعی مشترک در یک جامعه بر کارآفرینی بین المللی مؤثر است. برخی از کارآفرینان، کارآفرینی بین المللی را کمکی مهم به موفقیت کشور و کاری درست ،برخلاف ریسک ها و هزینه های آن می دانند؛ به عبارت دیگر، ارزش بین المللی شدن به عنوان یک کالای اجتماعی برای آن ها مشخص است) 8002 ,Yamakava et al.(. همچنین، پژوهش ها نشان داده اند کارآفرینی بین المللی که نوعی کارآفرینی رشدمحور است، فقط از نهادهای قانونی، شناختی و هنجاری تأثیر نمی پذیرد، بلکه به محیطی نیاز دارد که منابع مالی، مهارت ها) Bowen & De Clercq, 2008( و نوآوری لازم را فراهم آورد؛ بنابراین، کارآفرینی بین المللی از نهاد هدایتگر نیز تأثیر می پذیرد )2013 ,Stenholm et al.(.
نهاد و راهبرد کارآفرینان
عوامل نهادی با درنظرگرفتن اثر تعدیل کنندگی راهبرد شرکت، بر عملکرد کسب وکارهای جدید مخاطره پذیر اثر می گذارند) 2001 ,Hitt et al.(. بی اعتباری نهادی1 زمانی واقع می شود که نهادهای یک جامعه به درستی عمل نکنند) 204 ,Covin & Miller(. زمانی که نهادها هنوزتوسعه نیافته اند، یکی از سازوکارهای مورد استفادة کارآفرینان، تدبیر کارآفرینانه1 است، زیراکارآفرینان نمی توانند به سادگی با شرکت های تثب یتشده رقابت کنند، بلکه مجبورند با درنظرگرفتن تدبیر و کاردانی رقابت کنند )2003 ,Peng(. ریسک پذیری یکی از مصداق های تدبیر کارآفرینانه است) 2000 ,Misra & Kumar(. ریسک در کارآفرینی بین المللی از آن نظر اهمیت دارد که ژانگ و همکاران) 2009( ر یسکپذیری را یکی از ابعاد قابلیت کارآفرینانة بین المللی معرفی می کنند) 2009 ,Zhang et al.(.

پیشینة تجربی پژوهش
ولچک و همکاران) 2015( به منظور بررسی تأثیر نهادها بر بین المللی شدن کارآفرینان در 27 اقتصاد درحال ظهور، مدل استنهلم و همکاران) 2013( را در زمینة سنجش ابعاد نهادی محیط فعالیت کارآفرینی توسعه دادند و علاوه بر عوامل نهادی، محیط فرهنگی و عوامل صنعتمحور را نیز به عنوان متغیرهای مستقل در مدل وارد کردند. نتایج تحلیل با استفاده از داده های ثانویه و مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که با کنترل متغیر سرانة تولید ناخالص داخلی، بین محیط قانونی و نرخ کارآفرینی بین المللی رابطة مثبت و بین محیط هنجاری با نرخ کارآفرینی بین المللی رابطة منفی وجود دارد) 2015 ,.Volchek et al(. ترجسن و هسلز) 2009( تأثیر نهادها) روابط صنعتی، آموزش حرفه ای، روابط درون شرکتی، حاکمیت شرکتی و روابط کارگری( را بر ب ین المللیشدن کارآفرینان در کشورهای آسیایی بررسی کردند. براساس نتایج تحلیل رگرسیون، کشورهایی که سهم بیشتری از فعالیت کارآفرینی بین المللی دارند، به داشتن روابط صنعتی انعطاف پذیر، آموزش حرفه ای با کیفیت و روابط کارگر-کارفرمای مقابله ای تمایل دارند) 2009 ,Terjesen & Hessles(. استنهلم و همکاران) 2013( براساس رویکرد نهادی، یک مقیاس چندبعدی را برای محیط کارآفرینانه ارائه داده اند و با این مقیاس، اثر ترتیبات نهادی را بر نرخ کارآفرینی و نوع فعالیت کارآفرینانه شامل کارآفرینی بین المللی بررسی کرده اند. در مدل مفهومی این پژوهش، متغیرهای مستقل ابعاد قانونی، شناختی، هنجاری و هدایتگر محیط هستند .داده های ثانویة گردآوری شدة مربوط به 63 کشور و نتایج تحلیل با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد با کنترلمتغیر سرانة GDP، بعد قانونی محیط بر نرخ کارآفرینی تأثیر مثبت و بعد هدایتگر محیط بر نوعکارآفرینی تأثیر مثبت دارد) 2013 Stenholm et al,(.

مرور زمینة کشورهای درحال توسعه
کشورهای درحال توسعه طی چند دهة اخیر در محافل علمی و مجامع سیاسی یکی از رایج ترین عناوین برای مشخصکردن گروهی از کشورها بودهاند که از نظر برخی از ویژگی ها متفاوت اند، اما در ساختار نظام جهانی سرنوشتی مشترک دارند. کشورهای جهان سوم با وجود مشابهتهای فراوان و ویژگی های مشترک ، تفاوتهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی با یکدیگر دارند و این ناشی از ویژگی های جغرافیایی، منابع مادی و انسانی، فرهنگی، آداب و سنن و ساختار سیاسی هریک از این کشورهاست. با این حال، و یژگیهایی در این کشورها وجود دارد که در بیشتر آن ها مشترک است. وابستگی خارجی، دوگانگی اقتصادی، پایین بودن سطح درآمد سرانه و توزیع ناعادلانة درآمد، ضعف علمی و فناورانه برخی از این ویژگی ها هستند) صداقتزادگان، 1392(.
براین اساس، کشورهای یادشده راهبردهایی را برای رسیدن به مقصد توسعه یافتگی در پیش گرفته اند؛ مانند جهت گیری صادراتی و ارتقای کارآفرینی و کسب وکارهای کوچک که در سال های اخیر به عنوان یک تجویز برای توسعه مورد توجه بوده است) Acs & Virgill, 2010(. برخلاف نیاز کشورهای درحال توسعه به ارتقای کارآفرینی و کسب وکارهای صادرات گرا، نهادها برای فعالیت کارآفرینانه به ویژه کارآفرینی بین المللی در این دسته از کشورها، نسبت به کشورهای توسعه یافته، مناسب نیستند )GEM,2015(. داده های کنفرانس تجارت و توسعة ملل متحد) 2016( نشان نیز می دهد میزان صادرات در کشورهای درحال توسعه در سال 2015 حدود 9 میلیون دلار بوده است، درحالی که این شاخص در کشورهای توسعه یافته بیشتر از 5/11 میلیون دلار است، هرچند جمعیت کشورهای درحال توسعه بیش از 6 برابر جمعیت کشورهای توسعهیافته است) UNCTAD, 2016(.

چارچوب نظری
براساس ادبیات موجود ،کارآفرینی بین المللی از عوامل نهادی تأثیر میپذیرد) Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008( و یکی از چارچوب های سنجش محیط نهادی مؤثر بر فعالیتکارآفرینی، چارچوبی است که استنهلم و همکاران) 2013( ارائه کرده اند. آن ها محیط نهادی را درچهار دستة نهادهای قانونی، هنجاری، شناختی و هدایتگر قرار می دهند) 2013 ,.Stenholm et al(. برایناساس، از این چهار بعد به عنوان متغیر مستقل برای سنجش محیط نهادی استفاده شده و متغیر نرخ کارآفرینی بین المللی متغیر وابسته درنظر گرفته شده است. همچنین متغیر ریسک پذیری، متغیرهای تعدیلگر در رابطة بین عوامل نهادی و نرخ کارآفرینی بین المللی درنظر گرفته شده است، زیرا زمانی که نهادها توسعه نیافته باشند، ریسک پذیری یکی از سازوکارهای مورد استفادة کارآفرینان محسوب می شود )Peng, 2003; Misra & Kumar, 2000(. مدل مفهومی تحقیق در شکل 1 ارائه می شود. طبق مدل مفهومی پژوهش ،فرضیه های تحقیق به این شرح است:
عوامل قانونی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر ندارد.
عوامل هنجاری بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر ندارد.
عوامل شناختی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر دارد.
عوامل هدایتگر بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر دارد.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد قانونی و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد هنجاری و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد شناختی و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد هدایتگر و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
روش تحقیق
این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، از نوع توصیفی-همبستگی است .جامعة مورد نظر کشورهای درحالتوسعه است. صندوق بین المللی پول براساس سطح درآمد بالا، ساختار اقتصادی متنوع و نهادهای مالی توسعه یافته، کشورها را به دو دستة

شکل 1. چارچوب مفهومی پژوهش

توسعه یافته و درحال توسعه تقسیم می کند )Nielsen, 2013(، اما این معیارها را به صورت مطلق ،ملاک قرار نمی دهد. این صندوق، در سال 2015، 37 کشور را توسعه یافته درنظر گرفته و بقیة کشورها را در دستة کشورهای درحال توسعه قرار داده است) 2015 IMF,( که در این پژوهش جامعه درنظر گرفته می شود. درنتیجه، کشورهای نمونة پژوهش1 کشورهایی هستند که در برنامة دیده بان جهانی کارآفرینی مشارکت داشته اند و از نظر صندوق بین المللی پول) IMF( در سال 2015، در دستة کشورهای درحال توسعه قرار گرفته اند. کشورهای نمونة تحقیق در قاره های آسیا
)32 درصد( ،آفریقا )31 درصد(، آمریکای جنوبی و شمالی )34 درصد( و اقیانوسیه )3 درصد( قرار دارند. به منظور جمع آوری داده ها، گزارش های مربوط به سال های 2013، 2014 و 2015 حاوی متغیرهای تحقیق، از وب گاه های دیده بان جهانی کارآفرینی، بنیاد هریتیج2، بانک جهانی و شاخص رقابت پذیری جهانی طبق جدول 1 بارگیری شد. اساس محاسبة این متغیرها در گزارش ها، داده های پیمایشی است که از طریق شبکه ای از شرکای محلی مستقر در کشورهای مختلف جمع آوری می شود. منبع داده های پژوهش در جدول 1 ارائه می شود.

بنگلادش، چین، هند، اندونزی، ایران، اردن، لبنان، مالزی، پاکستان، فلسطین، فیلیپین، قطر، عربستان سعودی، سوریه، تایلند، ترکیه، امارات متحدة عربی، ویتنام، یمن، الجزیره، آنگولا، بوتسوانا، بورکینوفاسو، کامرون، مصر، اتیوپی، غنا، لیبی، مالاوی، موروکو، نامیبیا، نیجریه، سنگال، آفریقای جنوبی، تونس، اوگاندا، زامبیا، باربادوس، بلیزه، کاستاریکا، دومینیکا، السالوادور، گواتمالا، جامائیکا، مکزیک، پاناما، ترینیداد و توباگو، آرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، کلمبیا، اکوادور، پرو، سوری نامی، اوروگوئه، ونزوئلا، تونگا، وانواتو.
منظور استخراج گزارش مربوط به شاخص آزادی اقتصادی بهThe Heritage Foundation
جدول 1. منبع داده های پژوهش و شاخص های توصیفی متغیرها
انحراف معیار بعد متغیر پایگاه داده میانگین
129540204215

متغیر وابسته ب ینالمللی شدن کارآفرینان نوپا دیده بان جهانی کارآفرینی 22/0 21/0 نهاد قانونی آزادی کسبوکار شاخص آزادی اقتصادی 42/0 22/0 حقوق مالکیت 37/0 21/0 سهولت راه اندازی کسب وکار بانک جهانی3 64/0 21/0 سهولت خاتمة کسب وکار 50/0 27/0
0/19
0/22 ینی 55/0
0/44 دیده بان جهانی کارآفر درک فرصت
شناختن یک کارآفرین نهاد شناختی
0/22
0/22
0/22 0/60
0/54
0/52 مهارت ها شأن کارآفرین توجه رسانه نهاد هنجاری
0/21
0/21
0/24 0/47
0/46
0/29 شاخص رقابت پذیری جهانی4 قوانین ICT
همکاری دانشگاه- صنعتدسترسی به VC نهاد هدایتگر
0/23 0/44 دسترسی به آخرین فناوری 129540205740

متغیر تعدیلگرریسک پذیری دیده بان جهانی کارآفرینی 69/0 20/0

متغیرهای موردنظر برای کشورهای نمونة تحقیق، از این گزارش ها استخراج و در اکسل ثبت و به نرم افزار SmartPLS3 منتقل شد.
نرخ کارآفرینی بین المللی در هر کشور) متغیر وابسته(، با میانگین نسبت مشتریان کارآفرینان نوپا که در خارج از کشور زندگی می کنند، سنجیده می شود) GEM, 2015(. بهمنظور سنجش محیط نهادی )متغیرهای مستقل( از ابزار ارائه شده توسط استنهلم و همکاران) 2013( استفاده می شود. بعد قانونی محیط نهادی از طریق چهار شاخص سنجیده می شود. مقیاس آزادی کسب وکار، شاخصی کلی از کارآمدی قوانین دولت در حوزة کسب وکار است. این شاخص از میانگین امتیازهای مربوط به تعداد رویه، زمان، هزینه و حداقل سرمایه برای راه اندازی کسبوکار، تعداد رویه، زمان و هزینه برای دریافت مجوز و زمان، هزینه و نرخ برگشت برای خاتمة کسبوکار محاسبه می شود. از مقیاس حقوق مالکیت برای ارزیابی توانایی افراد به منظور جمع کردن اموال خصوصی استفاده می شود. دو مقیاس سهولت راه اندازی کسب وکار و سهولت خاتمة یک کسب وکار از شاخص سهولت کسب وکار نیز بهدلیل تأکید بر اهمیت این دو شاخص در سنجش بعد قانونی استفاده می شوند )Stenholm et al., 203(. برای سنجش بعد هنجاری محیط نهادی از دو شاخص درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که معتقدند در کشورشان کارآفرینان موفق شأن بالایی دارند و از درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که معتقدند در رسانه های عمومی کشورشان اغلب داستان هایی درمورد کارآفرینان موفق می بینند، استفاده می شود) Stenholm et al., 2013(.
برای سنجش بعد شناختی محیط نهادی از سه شاخص درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که در منطقة زندگی خود فرصت های کسب وکار خوبی می بینند، درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که باور دارند مهارت ها و دانش مورد نیاز برای راه اندازی یک کسب وکار را دارند و درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که کسی را می شناسند طی دو سال گذشته کسب وکاری را راه اندازی کرده باشد، استفاده می شود) Stenholm et al., 2013(. به منظور سنجش بعد هدایتگر از شاخص های متغیر قوانین ارتباطات و فناوری اطلاعات، همکاری دانشگاه-صنعت، دسترسی به سرمایه گذاری خطرپذیر و دسترسی به آخرین فناوری استفاده می شود) 2013 Stenholm et al.,(. متغیر ریسک پذیری نیز براساس درصد افراد بین 16 تا 64 سال در هر کشور که ترس از شکست ،مانع آن ها از راه اندازی کسب وکار جدید نمی شود، سنجیده می شود )Acs et al., 2016(.
بیشتر داده ها مربوط به سال 2015 است، ولی در شرایطی که آخرین دادة موجود مربوط به متغیر وابستة نرخ کارآفرینی بین المللی برای یک کشور، به سال دیگری به غیر از 2015 مربوط بوده است، سایر داده های پژوهش برای آن کشور نیز از همان سال گردآوری شده است1. به این ترتیب، داده های مربوط به 28 کشور مربوط به سال 2015، برای 10 کشور مربوط به سال 2014 و برای 21 کشور مربوط به سال 2013 است.
همچنین، مدل اندازه گیری مورد استفادة استنهلم و همکاران) 2013( توسعه یافته است.
پایایی و روایی همگرای ابزار اندازه گیری نیز در جدول 2 مشاهده می شود.
جدول 2. پایایی و روایی ابزار اندازه گیری
روایی همگرا پایایی متغیر سازه
AVE<0/5 CR<0/7 5/0<بار عاملی 7/0<آلفای کرونباخ آزادی کسبوکار 83/0
129540290267

قانونی سهولت راه حقوق اندازی مالکیت کسب وکار 6071//00 72/0 84/0 64/0 سهولت خاتمة کسب وکار 02/0- حذف متغیر
0/71 0/88
0/81 0/88 0/89 درک فرصت شناختن یک کارآفرین شناختی
0/74 مهارت ها 1/00
حذف -2258051630680/85
0/85
0/82 شأن کارآفرین توجه رسانه هنجاری
0/78 0/93 0/91 قوانین ICT همکاری دانشگاه-صنعت
دسترسی به VC هدایتگر
0/93 دسترسی به آخرین فناوری
با توجه به نتایج تحلیل پایایی، شاخص های سهولت خاتمة کسب وکار و توجه رسانه ،به ترتیب دارای بار عاملی 02/0- و 31/0- هستند؛ بنابراین، از مدل اندازه گیری حذف می شوند.
نتایج آزمون های روایی واگرا نیز در جدول 3 ارائه می شود. همچنین، با توجه به اینکه شاخص های مدل اندازه گیری برای هریک از سازه ها مفهومی جداگانه اند و با یکدیگر هم پوشانی ندارند، مدل اندازه گیری از نوع سازنده است .درنتیجه، همخطی بین شاخص ها نیز بررسی می شود که اگر معیار فاکتور افزایش نرخ واریانس برای یک شاخص برابر یا بیشتر از 5 بود، آن شاخص از مدل اندازه گیری حذف شود) Duarte & Raposo, 2010(.
همان گونه که در جدول 3 مشخص است، مقدار همبستگی میان شاخص ها با سازه های مربوط به خود از همبستگی میان آن ها و سایر سازه ها بیشتر است. همچنین، طبق آزمون فورنل و لارکر، قطر اصلی ماتریس بیشتر از اعداد زیرین خود است که نشان دهندة روایی واگرای مناسب مدل اندازه گیری است .به علاوه، فاکتور افزایش نرخ واریانس شاخص قوانین ICT بیشتر از 5 است؛ بنابراین، این شاخص از مدل اندازه گیری حذف می شود.

جدول 3. روایی واگرا و همخطی بین شاخص ها
VIF>5 بارهای عاملی متقابل آزمون فورنل و لارکر سازه
شاخص

سازه

شاخص

قانونی شناختی هنجاری هدایتگر قانونی شناختی هنجاریهدایتگر 1/734
1/721 0/803 0/497 -0/004-0/330
0/491 -0/233-0/300 0/887
0/779 آزادی کسب وکار سهولت راه اندازی کسب وکار
01935480/586 -0/217-0/137 – 0/734 حقوق مالکیت
1/750 0/841 -0/317 درک فرصت شناختن یک کارآفرین 340/0-
-0/225 0/044 0/894 1/623 -0/197 0/148 0/736 مهارت ها 241/0-
1/000 1/000 0/157 -0/155-0/119 1/000 شأن کارآفرین 155/0- 157/0
7/229
4/731
2/415 0/882 -0/119-0/252 0/646 0/922
0/854
0/822 قوانین ICT 611/0 257/0-145/0-همکاری دانشگاه-صنعت 430/0 229/0-274/0-دسترسی به VC 405/0 256/0- 114/-
2/411 0/927 دسترسی به آخرین فناوری 686/0 193/0-065/0-

از مدل معادلات ساختاری با رویکرد PLS برای محاسبة ضرایب مسیر و ارائة مدل نهایی و آزمون فرضیه ها استفاده می شود، زیرا این رویکرد برای اندازة نمونه، توزیع داده ها و مدل های اندازه گیری برتری دارد) Vinzi, Trinchera & Amato, 2010(.

یافته ها
شاخص های توصیفی متغیرهای تحقیق در جدول 1 ارائه شده است. همة متغیرها نرمال شده اند؛ بنابراین، بین صفر و یک قرار دارند.
ارزیابی مدل ساختاری: ضریب استاندارد مسیر و ضرایب معناداری در مدل ساختاری اولیه محاسبه شد. معیار 2R برابر 416/0 و 2Q )شاخص قدرت پ یشبینی مدل( 090/0 است .
درنتیجه، قدرت پیش بینی مدل اولیه کمتر از متوسط است. برای اصلاح مدل، ابتدا اندازة تأثیر )2f( متغیرهای تعدیلگر محاسبه و متغیرهای تعدیلگر با اندازة تأثیر پایین تر تا جایی حذف شد که قدرت پ یشبینی مدل حداقل تا حد متوسط افزایش یابد. بهاین ترتیب، با حذف دو متغیر تعدیلگر از مدل اولیه 2Q برابر با 162/0 شد که نشان دهندة قدرت پیش بینی متوسط مدل است .
ضرایب استاندارد مسیر و ضرایب معناداری مدل نهایی در شکل 2 نشان داده میشود.
معیار GoF پس از برازش بخش اندازه گیری و بخش ساختاری مدل کلی پژوهش، برازش
بخش کلی را کنترل می کند) Tenenhaus, Amato & Vinzi, 2004(. نتیجة محاسبه این شاخص به شرح جدول 4 است. سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 به ترتیب مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GoF معرفی شده اند) Akter et al., 2011(.

جدول 4. محاسبة شاخص تجمعی سازه ها
شاخص تجمعی شاخص تجمعی متغیر متغیر
120396-522878نرخ

کارآفر
ینی

ب
ین

المللی

000
/
1

ر
یسک

پذیری

000
/
1

شناختی

55
/
0

شناختی
*
ر
یسک

پذیری

000
/
1

هنجاری

000
/
1

قانونی
*
ر
یسک

پذیری

000
/
1

49
/
0

GDP per capita

000
/
1
24
/
0

میانگین

81
/
0

????????????????????????????????????????????????????
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
×
????
2
̅
̅
̅
̅



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 375-393-1

توسعه کارآفرینی، دورة 01، شمارة 2، تابستان 0931، از ص 939-973

تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ باشگاه های فرهنگی-
ورزشی: نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش

محمدجواد نائیجی1، فرهاد پناهی فر*2، زینب اسفندیاری3
0. استادیار گروه کسب وکار، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی
2. استادیار گروه سی ستمهای اجتماعی-فنی، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی
9. کارشناس ارشد کارآفرینی، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی

تاریخ دریافت: 09/10/0931 تاریخ پذیرش: 23/11/0931

چکیده
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی بر گرایش کارآفرینانه، از طریق نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش در باشگاههای فرهنگی-ورزشی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوة گردآوری دادهها، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل باشگاههای فرهنگی-ورزشی در استانهای تهران و اصفهان است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونۀ تحقیق شامل 77 باشگاه فرهنگی-ورزشی در سطح استان های تهران و اصفهان است. برای گردآوری داده ها ،070 پرسشنامه از مدیران و کارمندان این باشگاه ها دریافت شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد است که روایی و پایایی آن ها برای تمامی سازه ها قابل قبول است. برای بررسی تأثیر متغیرها بر یکدیگر، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی انجام گرفت. یافته ها بیانگر آن است که گرایش کارآفرینانه، از ابعاد مختلف بازاریابی داخلی شامل پاداش راهبردی، آموزش و توسعه، ارتباطات داخلی و رهبری عالی تأثیر می پذیرد. همچنین یافته ها، نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش را در رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه تأیید می کنند.

واژههای کلیدی: بازاریابی داخلی، باشگاه های فرهنگی-ورزشی، فرهنگ نوآوری، گرایش کارآفرینانه، منابع انسانی.

Email: [email protected] :نویسندۀ مسئول *
373
مقدمه
توسعۀ کارآفرینی در حوزة ورزش از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا فرصتهای بسیاریبرای ارزشآفرینی اقتصادی در این حوزه وجود دارد و بسیاری از پتانسیلهای اقتصادی بخش های مختلف ورزشی، کمتر مورد توجه بوده است )محمدکاظمی و همکاران ،0939(.
برای ارتقا و توسعۀ قابلیت های کارآفرینانه در صنعت ورزش و سازمان های ورزشی، دیدگاه های متنوعی وجود دارد که یکی از مهمترین آن ها رویکرد مبتنی بر منابع شرکت0 است. این رویکرد، بر اهمیت منابع شرکت به عنوان محرک رشد و سودآوری و ابزار کسب مزیت رقابتی تأکید دارد )Castrogiovanni et al., 200(. با وجود اهمیت منابع انسانی، توسعۀ گرایش کارآفرینانه از طریق نیروی انسانی در سازمان های ورزشی دشوار است، زیرا کارکنان در محیطی فعالیت میکنند که مخاطبان آن ها در معرض تمرین های سخت جسمی و روحی، تبعات پیروزی و شکست، و فشار طرفداران و تماشاگران قرار دارند و برای ایجاد فضای مبتنی بر نوآوری باید از راهبردهای مؤثری استفاده کرد )نائیجی و عباسعلی زاده، 0930(. در این راستا ،همان گونه که طوطیفر و ضیاء )0939( بیان می کنند، اقدامات مدیریت منابع انسانی در کسبوکارهای ورزشی باید زمینهساز توسعۀ سرمایه های فکری سازمان باشند تا درجهت ارتقای نوآوریهای لازم، از نیروهای شایسته استفادة بهینه صورت گیرد. نتایج پژوهشهای مختلف نیز بیانگر آن است که ارتقای ظرفیت رقابتی از طریق کارآفرینی، در گرو دستیابی به نیروی انسانی دانشی به عنوان مهم ترین منبع کسب مزیت رقابتی است؛ چراکه به علت سرعت تغییرات، نیروی انسانی توانمند و سازگار با شرایط پویا کمیاب است و تقلید از این منبع نیز برای رقبا دشوار به نظر می رسد )Montoro-Sa´nchez and Soriano, 011(.
با توجه به نقش عوامل انسانی، در سالهای اخیر گرایش فزایندهای به لزوم توجه و پاسخگویی به نیازهای کارکنان به عنوان یک رویکرد سودمند در پژوهش های کارآفرینی به وجود آمده است که بازاریابی داخلی2، یکی از جامعترین مفاهیم در این رویکرد است. در بازاریابی داخلی، مشاغل به عنوان محصولات سازمانی درنظر گرفته میشوند. از اینرو، باید 377به نحوی تعریف و طراحی شوند که بالاترین سطح رضایت کارکنان را به همراه داشته باشند)Kyrgidou & Hughes, 2010(. منطق بازاریابی داخلی این است که ارضای نیازهای کارکنان،سازمان را در موقعیتی بهتر در جلب رضایت مشتریان قرار میدهد )Ahmed et al., 2003(.
همچنین تنها با وجود کارکنان راضی می توان به مشتریان راضی دست یافت )Yusuf et al.,
.)2016
با وجود این شواهد پژوهشی، در مبانی نظری چند شکاف نظری وجود دارد. نخست اینکه پژوهش های موجود، بیشتر بر خرده سیستم های مدیریت منابع انسانی تمرکز کرده اند )Bonet et al., 2011; Do et al., 2016(. این در حالی است که بازاریابی داخلی، به علت بهره گیری از رویکردهای توسعه یافتۀ بازاریابی، ابزارها و شاخص های کاربردی تری در اختیار سازمان ها قرار می دهد )Anoskie, 2008(. همچنین بازاریابی داخلی کمک می کند سازمان ها در برخورد با تمامی ذی نفعان مانند مشتریان، تأمین کنندگان و کارکنان، از بازاریابی به عنوان یک رویکرد منسجم و مشابه استفاده کنند. دومین شکاف این است که الگوهای موجود، کمتر به نقش متغیرهای میانجی توجه داشتهاند و تنها ابعاد مدیریت منابع انسانی را به عنوان متغیر مستقل بررسی کرده اند )Hayton, 2005; Florén et al., 2016(. این در حالی است که در برخی پژوهش ها به صورت ضمنی به نقش میانجی متغیرهایی مانند فرهنگ و مدیریت دانش اشاره شده است )Chen & Huang, 2009( که بررسی نقش آن ها در قالب یک مدل، به درک پویایی های رابطۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه کمک می کند.
با توجه به این شکافها، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ باشگاههای فرهنگی-ورزشی، با درنظرگرفتن نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش است. پس از مرور ادبیات موضوع، فرضیه ها مطرح می شود. سپس تجزیه و تحلیل دادهها، بحث و نتیجهگیری برمبنای یافتههای پژوهش صورت می گیرد.

مروری بر مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش
بازاریابی داخلی و تأثیر آن بر گرایش کارآفرینانه
بازاریابی داخلی به دنبال به کارگیری مفاهیم بازاریابی برای مدیریت اثربخش رابطۀ سازمان با کارکنان آن است. اعتقاد بازاریابی داخلی این است که با استفاده از مفاهیم آمیختۀ بازاریابی
373
می توان پاسخ مناسب تری به نیازهای کارکنان داد و آمیختۀ بازاریابی داخلی، نتایج بهتر وکاربردی تری در مقایسه با اقدامات سنتی مدیریت منابع انسانی دارد )Anoskie, 2008(. چنیناعتقادی بر این استدلال استوار است که بازاریابی، به لحاظ ذاتی مبتنی بر رضایت است و زمانی که به خدمت مدیریت منابع انسانی درمی آید، مجموعۀ منسجمی از ابزارهای لازم را برای کسب رضایتمندی کارکنان در اختیار سازمان قرار می دهد )Lee & Chen, 2005(؛ به نحوی که برخی پژوهشگران مانند هیتون )2113( و زامپتاکیس و موستاکیس0 )2117( معتقدند بازاریابی داخلی، مترادف مدیریت منابع انسانی اثربخش است. برای تبیین تفاوت بازاریابی داخلی با مدیریت منابع انسانی، احمد و همکاران) 2119( چهار بعد با عنوان «آمیختۀ بازاریابی داخلی»2 پیشنهاد کردند که هم با چارچوب شکلی آمیختۀ بازاریابی سازگار است و هم در مقایسه با اقدامات یا خرده سیستم های مدیریت منابع انسانی، ابعاد متفاوتی را شامل می شود. این آمیخته، مشتمل بر پاداش راهبردی، ارتباطات درونی، آموزش، توسعه و رهبری عالی است. پاداش راهبردی، بیانگر استفاده از سیستم پاداش برای دستیابی به اهداف سازمانی است. ارتباطات داخلی، میزان گسترش مسیرهای ارتباطی در سراسر سازمان را می سنجد و مفروض آن، افزایش رضایت کارکنان، همگام با گستردگی کانال های ارتباطی است )Ahmed & Rafiq, 2003(. از نظر احمد و همکاران )2119( آموزش و توسعه، فصل مشترک بازاریابی داخلی و مدیریت منابع انسانی است. براساس این عنصر، همراستا با تغییرات محیطی، سیستم آموزش و توسعه نیز باید بهروز و کارآمد شود. رهبری عالی، توانایی اخلاقی و فکری سازمان و مدیران را برای جهت دهی راهبردی به کارکنان نشان می دهد. پاداش راهبردی و آموزش و توسعه، در بازاریابی داخلی و مدیریت منابع انسانی به صورت مشترک مورد توجه بوده اند، اما ارتباطات درونی و رهبری عالی، ابعاد منحصربه فرد بازاریابی داخلی هستند. ضمن اینکه همۀ عناصر آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر دستیابی به اهداف سازمانی از طریق رضایت کارکنان تمرکز دارند که در طراحی پرسشنامه های بازاریابی داخلی نیز به این نکته توجه شده است )Ahmed et al., 2003(.
بررسی پیشینۀ پژوهش درمورد تأثیر منابع انسانی بر گرایش کارآفرینانه، نشانگر غلبۀ ابعاد

Zampetakis & Moustakis
Internal marketing mix
373
سنتی مدیریت منابع انسانی است و تعداد کمتری از پژوهشها به تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی برکارآفرینی سازمانی و بهویژه گرایش کارآفرینانه پرداخته اند. گرایش کارآفرینانه، به عنوان یکیاز مهمترین نشانگرهای وجود کارآفرینی سازمانی شناخته می شود و بیانگر انتخابی راهبردی برای استفاده از فرصت های کسب وکار است )Monteiro et al., 2017(. با وجود اینکه گرایش کارآفرینانه، به وجوه فکری و طرز تفکرها مربوط است ،در عمل مناسب ترین پیش بینی کنندة کارآفرینی در سازمان ها تلقی می شود. در سازمان های با گرایش کارآفرینانۀ بالا، سبک مدیریتی مدیران ارشد، کارآفرینانه است و این امر در تصمیمات راهبردی و فلسفۀ عملیاتی شرکت تجلی پیدا می کند )Covin & Slevin, 1989(. همان گونه که میلر و فریزن )0372( تأکید می کنند، گرایش کارآفرینانه بیانگر وجود راهبرد نوآورانه در یک شرکت است که مبنای هدف گذاری ها و اقدامات عملی قرار می گیرد. در پژوهش های مختلف، ابعاد متفاوتی برای سنجش گرایش کارآفرینانه ارائه شده است که الگوی سه بعدی میلر )0379( شامل مخاطره پذیری، نوآوری و بیش فعالی و الگوی پنج بعدی لامپکین و دس )0331( که دو بعد استقلال و رقابت تهاجمی را به سه بعد قبلی می افزاید، از رایج ترین آن ها هستند )Fadda & Sørensen, 2017(. هردو الگو در پژوهش های زیادی اعتبارسنجی شده اند، اما براساس پژوهشهای حوزة گرایش کارآفرینانه، الگوی سه بعدی میلر که براساس مقیاس کووین و اسلوین )0331( سنجیده می شود، رایجترین و مناسبترین مدل سنجش گرایش کارآفرینانه به شمار می آید )Kropp et al., 2008(.
در یکی از این پژوهش های معدود دربارة تأثیر بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه، زامپتاکیس و موستاکیس )2117( ارتباط نزدیکی میان این دو سازه در بخش دولتی یونان یافتند. آن ها در این پژوهش، برای سنجش بازاریابی داخلی، از چهار شاخص گردش شغلی، پاداش مبتنی بر عملکرد، آموزش مبتنی بر سمینار و دورة آزمایشی برای مستخدمان دولتی استفاده کردند که تفاوت چندانی با ادبیات رایج مدیریت منابع انسانی ندارد .تأثیر بازاریابی داخلی بر مفاهیم مرتبط با کارآفرینی مانند خلاقیت و نوآوری نیز در چند پژوهش بررسی شده است .پژوهشگران در مطالعۀ کارکنان یک شرکت تولیدی در ایران، به این نتیجه رسیدند که بازاریابی داخلی بر نوآوری سازمانی مؤثر است. در این پژوهش، بازاریابی داخلی با چهار آمیختۀ سنتی بازاریابی یعنی محصول، قیمت، ترفیع و مکان )توزیع( سنجیده شد و اثر هر چهار بعد بر نوآوری سازمانی اثبات شد )نصر اصفهانی و همکاران، 0932(.
333
اگر مفهوم بازاریابی داخلی، معادل توجه به نیازها و رضایت کارکنان دانسته شود، برخی ازپژوهش های دیگر نیز به تأثیر آن بر کارآفرینی پرداخته اند. برای مثال، نتایج پژوهش کیتینگ والیوارز )2117( نشان میدهد توجه به نیازهای منابع انسانی در صنایع فناوریمحور، مهمترین عامل کارآفرینی در سازمان های تازه تأسیس است .همچنین پژوهش تومی و هریس0 )2111( نشان میدهد توجه به نیروهای انسانی و نیازهای آنان بهویژه مدیریت عملکرد و پاداشها، و توسعۀ مسیر شغلی، رفتارهای کارآفرینانه را تشویق میکند. با توجه به این شواهد پژوهشی، فرضیۀ نخست پژوهش به صورت زیر ارائه می شود:
0. بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، تأثیر مثبت و معنادار دارد.

تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش
هرچند مبانی نظری، از تأثیر مستقیم آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ سازمان ها پشتیبانی می کنند، نتایج برخی پژوهش ها به صورت ضمنی بیانگر آن است که بخشی از این تأثیر، از طریق دو متغیر میانجی فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش صورت می گیرد )Chen & Huang, 2009; de Castro et al., 2013(. فرهنگ نوآوری به میزان پشتیبانی عناصر فرهنگی سازمان مانند ارزش ها و باورهای سازمان از نوآوری اطلاق می شود )Donate & Guadamillas, 200(. این فرهنگ به عنوان مشوق افراد و گروه ها برای کشف و به کارگیری فرصت ها عمل می کند )de Castro et al., 2013(. در ارتقای فرهنگ نوآورانه، اقدامات منابع انسانی و آمیختۀ بازاریابی داخلی نقشی اساسی ایفا می کنند. بازاریابی داخلی قادر است انگیزه های کارکنان را افزایش دهد و به توسعۀ سرمایههای انسانی و اجتماعی کمک کند )Hayton, 2005(. همان گونه که دو و همکاران) 2101( بیان میکنند، هر اقدامی در منبع انسانی برای آنکه به نوآوری و کارآفرینی بینجامد، باید ابتدا به توسعۀ نظام ارزشی مبتنی بر نوآوری کمک کند. براین اساس، فرضیۀ دوم پژوهش به صورت زیر ارائه می شود:
2. بازاریابی داخلی بر فرهنگ نوآوری تأثیر مثبت و معنادار دارد.

331
در مبانی نظری آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر تأثیر آن در بهبود جریان های دانشی وقابلیت های مدیریت دانش در هر سه بعد کسب، تسهیم و به کارگیری دانش تأکید زیادی شدهاست )Chen & Huang, 2009(. دو عنصر ارتباطات داخلی و رهبری عالی در آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر گسترش کانالهای ارتباطی و افزایش سرمایۀ اجتماعی سازمان تأکید دارند که سبب بهبود فرایندهای کسب و انتشار دانش می شوند و این کانال ها درنهایت، سنگ بنای نوآوری و فرصتهای کارآفرینانه به شمار می آیند )Figueiredo et al., 2016(. لی و چن )2113( نقش اصلی بازاریابی داخلی را کاستن از قواعد سازمان های دیوان سالار دانسته اند که به مشارکت بیشتر کارکنان در تسهیم اطلاعات می انجامد. فرضیۀ سوم پژوهش به صورت زیر است:
9. بازاریابی داخلی بر قابلیت مدیریت دانش تأثیر مثبت و معنادار دارد.

تأثیر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه
بررسی پیشینۀ تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، بیانگر نقش میانجی دو متغیر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش در این زمینه است؛ به نحوی که آمیختۀ بازاریابی داخلی، درصورتی به توسعۀ گرایش های کارآفرینانه می انجامد که ارتقای فرهنگ نوآورانه و اقدامات مدیریت دانش را به همراه داشته باشد .تأثیر فرهنگ بر کارآفرینی، پیشینۀ گسترده ای دارد و فرهنگ ملی و سازمانی از پیش بین های مهم توسعۀ کارآفرینی شناخته می شوند )George & Zahra, 2002(. فرهنگ نوآوری به عنوان بخشی از فرهنگ سازمانی که بر گسترش ارزش های مبتنی بر نوآوری تأکید دارد، سبب افزایش مخاطره پذیری و پشتیبانی از رشد و توسعۀ فردی و گروهی در سازمان می شود )Donate & Guadamillas, 2010(. زمانی که کارکنان، فرهنگ سازمانی را پشتیبان نوآوری بدانند و حمایت مدیریت را احساس کنند، به طور متقابل رفتارهایی نشان می دهند که به سازمان منفعت برساند و برای موفقیت سازمان از طریق افزایش قابلیت های کارآفرینانه تلاش میکنند )Florén et al., 2016(. در ادبیات نوآوری، برخی مفاهیم مشابه با فرهنگ نوآورانه مانند جو نوآورانه نیز بر گرایش کارآفرینانه مؤثر دانسته شده است )2014 ,Farrukh et al.(. نتایج پژوهش باباشاهی و همکاران )0932( نشان می دهد راهبردهای منابع انسانی، درصورتی به ارتقای گرایش کارآفرینانه کمک می کند
332
که در وهلۀ نخست به ایجاد یک جو نوآورانه منجر شود. با توجه به این شواهد پژوهشی،فرضیۀ چهارم بهصورت زیر پیشنهاد می شود:
0. فرهنگ نوآوری بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار دارد.
در کنار فرهنگ نوآوری، به تأثیر مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه و نقش میانجی آن بر رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه اشاره شده است. در مرتبط ترین پژوهش، چن و هوآنگ )2113( نقش میانجی قابلیت های مدیریت دانش را در رابطۀ اقدامات راهبردی منابع انسانی و عملکرد نوآورانه بررسی کردند. مطابق نتایج، مدیریت دانش با تولید دانش در سطوح مختلف سازمان و تسهیل جری انهای دانشی، نقشی اساسی در رابطۀ مدیریت منابع انسانی و نوآوری سازمانی ایفا می کند. مدیریت دانش در هر سه بعد تحصیل، تسهیم و بهکارگیری دانش، بخشی از ابزار مورد نیاز برای تقویت گرایش کارآفرینانه را فراهم می کند. برخی صاحب نظران، چنان نقشی برای مدیریت دانش قائلاند که خلاقیت ذاتی در ایده های کارآفرینانه را چیزی جز بازتعریف دانش موجود یا بازترکیب دانش موجود با دانش جدید نمی دانند )Manne, 2009(. برای ناساس، فرضیۀ پنجم بهصورت زیر ارائه می شود:
3. قابلیت های مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار دارد.

الگوی نظری پژوهش
با وجود این شواهد پژوهشی، کمتر الگوی آزمونشدهای درمورد رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه ارائه شده است. بیشتر پژوهش ها بر مدیریت منابع انسانی تمرکز کرده اند و به ویژگی های خاص بازاریابی داخلی و آمیختۀ آن کمتر توجه داشته اند .همان گونه که پیش تر اشاره شد، بازاریابی داخلی به علت تمرکز بر رضایت کارکنان ، بهخوبی الزامات مدیریت اثربخش منابع انسانی را پوشش م یدهد. خط اصلی تأثیر بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، ادامۀ مسیر پژوهشی مطالعۀ زامپتاکیس و موستاکیس )2117( است؛ با این تفاوت که ابعاد بازاریابی داخلی براساس آمیختۀ الگوی احمد و همکاران )2119( و مبتنی بر چهار عنصر پاداش، ارتباطات داخلی، آموزش و توسعه، و رهبری عالی بررسی م یشود. نقش میانجی دو عامل فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش، براساس شواهد پژوهشی که
333
به ویژه چن و هوآنگ )2113( و دی کاسترو و همکاران )2109( ارائه داده اند، در قالب مدلساختاری بررسی می شود که امکان تحلیل تطبیقی، نقش آن ها را در رابطۀ آمیختۀ بازاریابیداخلی و گرایش کارآفرینانه فراهم می کند. مدل نظری پژوهش به صورت شکل 0 ارائه می شود:

-15798-221553

آمیختۀ پاداش ارتباطات بازاریابی راهبردیداخلی داخلی 12HH فرهنگ نوآوری H4 گرایش کارآفرینانه آموزش رهبریو عالی توسعه 3H قابلیت مدیریت دانش H5

شکل 1. چارچوب نظری پژوهش

روش شناسی
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعۀ آماری پژوهش، شامل باشگاه های فرهنگی-ورزشی با حداقل ده کارمند در دو استان تهران و اصفهان است. این محدودیت برای تعداد کارمندان، برای اطمینان از آمیختۀ بازاریابی داخلی در جامعۀ آماری اعمال شد. به علت دردسترس بودن فهرست باشگاه های دارای مجوز وزارت ورزش و جوانان، انتخاب نمونه ها براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده صورت گرفت. در این فهرست ،270 باشگاه فرهنگی-ورزشی وجود دارد که 002 باشگاه در دو استان تهران و اصفهان مستقرند. این بدان معناست که با وجود محدودیت پژوهش برای گردآوری داده ها از باشگاه های سراسر کشور، تمرکز بر دو استان تهران و اصفهان، بیش از 00 درصد از باشگاه های فرهنگی-ورزشی کشور را پوشش می دهد و نتایج، به کل کشور قابل تعمیم است. براساس فرمول نمونه گیری جامعۀ محدود ،77 باشگاه فرهنگی-ورزشی به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب شدند. برای کاهش تورش پاسخها، در هر باشگاه یک پاسخ دهنده از میان مدیران و یک پاسخدهنده از میان کارکنان انتخاب شد و میانگین پاسخهای این دو ،به عنوان پاسخ آن باشگاه به کار رفت. ابزار اصلی گردآوری دادههای پژوهش، پرسشنامههای استاندارد است که براساس طیف پنج گزینه ای لیکرت طراحی شده
است. با توجه به اینکه به طور معمول، برخی از پرسشنامهها بازگردانده نمی شوند، 203پرسشنامه میان 77 باشگاه به صورت تصادفی توزیع شد که با دریافت 070 پرسشنامۀ قابل پذیرش از کارکنان و مدیران ارشد این باشگاه فرهنگی-ورزشی، پژوهش به حد کفایت گردآوری نمونه ها رسید. از این تعداد، 30 باشگاه از استان تهران و 99 باشگاه از استان اصفهان بودند که با نسبت باشگاه های این دو استان در فهرست اولیه، انطباق نسبی دارد.
با توجه به اینکه هدف این پژوهش، آزمودن تأثیر متغیرها بر یکدیگر است، از روش معادلات ساختاری استفاده شد و براساس آن، آثار مستقیم، غیرمستقیم و کلی متغیرهای مستقل و میانجی بر گرایش کارآفرینانه سنجیده شد. نرم افزارهای IBM SPSS و PLS 3.2.6 برای اجرای آزمون های آماری به کار گرفته شدند. پیش از آزمودن فرضیه های پژوهش براساس روش معادلات ساختاری، ابتدا باید پایایی و روایی سازهها و ابزارهای پژوهش بررسی شود. برای بررسی پایایی سازهها، فورنل و لاکر0 )0370( سه ملاک پیشنهاد می کنند که شامل آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی2 هریک از سازهها و میانگین مقادیر اشتراکی هر سازه9 است. مقدار آلفای کرونباخ بالاتر از 7/1، پایایی ترکیبی بالاتر از 1/1 و پایایی اشتراکی بالاتر از 3/1، نشانگر پایایی قابل قبول متغیرهاست. در جدول 0، منبع پرسشنامه های استاندارد تحقیق به همراه ضرایب پایایی و میانگین واریانس استخراجی برای هر متغیر آمده است .همان گونه که این جدول نشان می دهد، پایایی تمامی متغیرها در سطح قابل قبولی قرار دارد .برای ارزیابی روایی مدل پژوهش، از روش های سنجش روایی همگرا و تشخیصی، و برازش کلی مدل استفاده شد. روایی همگرا با سؤالات )شاخصهای( خود ،به بررسی میزان هم بستگی هر متغیر مکنون میپردازد. برای ارزیابی روایی همگرا، از معیار متوسط واریانس استخراجی استفاده شد. این شاخص بیانگر میانگین واریانس به اشتراک گذاشتهشده بین هر سازه با شاخصهای خود است .متوسط واریانس استخراج شدة 3/1 یا بالاتر، کفایت روایی همگرا را نشان می دهد. این روایی برای دادههای پژوهش، در جدول 0 ارائه شده است و همان گونه که ملاحظه میشود، همۀ متغیرها در دامنۀ قابل قبول قرار دارند .روش دیگر تعیین روایی همگرا، مقایسۀ آن با

1. Fornell & Larcker
32.. Composite reliabilityCommunality (CR)
333
پایایی ترکیبی است. بدین معنا که پایایی ترکیبی برای هریک از عوامل، باید بزرگ تر از میانگینواریانس استخراجی باشد )CR>AVE(. با مقایسۀ ستون پایایی ترکیبی و میانگین واریانساستخراجی در جدول 0 مشخص است که برای همۀ متغیرها، این شرط روایی همگرا برقرار است.

جدول 1. ضرایب پایایی و میانگین واریانس استخراجی متغیرهای پژوهش
میانگین واریانس استخراجی پایایی
اشتراکی پایایی ترکیبی آلفای
کرونباخ متغیر منبع
0/717 0/717 0/478 0/697 آمیختۀ بازاریابی داخلی احمد و همکاران )3002(
– 0/796 0/419 0/604 فرهنگ نوآوری دی کاسترو )3012(
0/710 0/710 0/438 0/676 قابلیت های مدیریت دانشچن و هوآنگ )3009(
0/739 0/734 0/427 0/603 گرایش کارآفرینانه کووین و اسلوین )1964(

اعتبار تشخیصی: برای ارزیابی این نوع اعتبار، ملاک فورنل-لارکر) 0370( آن است که جذر میانگین واریانس استخراجی یک سازه باید از هم بستگی آن سازه با سازههای دیگر بیشتر باشد. در جدول 2، ضرایب هم بستگی و جذر میانگین واریانس استخراج شدة متغیرهای پژوهش مقایسه شده اند که نتایج، بیانگر تأیید اعتبار تشخیصی است .براساس این جدول، جذر میانگین واریانس استخراجی تمامی سازه های اصلی پژوهش، از هم بستگی آن سازه با سایر سازه های پژوهش بیشتر است.

جدول 3. مقایسۀ ماتریس هم بستگی و جذر میانگین واریانس استخراج شدۀ متغیرهای پژوهش
قابلیت مدیریت
دانش فرهنگ نوآورانه یابی گرایش
کارآفرینانه آمیختۀ بازارداخلی متغیرها
0/587 آمیختۀ بازاریابی داخلی
– 0/597 0/629 گرایش کارآفرینانه
– 1 0/770 0/790 فرهنگ نوآورانه
0/581 0/723 0/604 0/772 قابلیت های مدیریت دانش

یافته ها
توصیف جمعیت شناختی
همان گونه که توزیع جمعیت شناختی نمونه های تحقیق نشان می دهد، از مجموع 070 نفر که پرسشنامه را به صورت قابل پذیرش پر کرده اند، 090 نفر )9/73 درصد( مرد و بقیۀ افراد یعنی 09 نفر) 7/20 درصد( زن هستند. همچنین توزیع سنی پاسخگویان، طیف کمتر از 91 سال تا بالای 31 سال را دربرمی گیرد که افراد 91 تا 93 سال با 0/09 درصد، بیشترین درصد فراوانی را تشکیل می دهند. افراد 01 تا 03 سال 9/23 درصد، افراد بیش از 31 سال 3/03 درصد و افراد کمتر از 91 سال 0/02 درصد نمونه را تشکیل می دهند. همچنین در پراکنش وضعیت تحصیلی پاسخگویان، 3/11 درصد تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم، 27 درصد تحصیلات کارشناسی و 0/02 درصد تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری دارند.
اعتبار کلی مدل0: یکی از معیارهای کلی نیکویی برازش را تننهاوس2 و همکاران) 2113( پیشنهاد کردند. در این معیار، متوسط اشتراک9 که معادل میانگین واریانس استخراجی هریک از متغیرهاست، در متوسط 2R تمامی متغیرهای درون زا ضرب می شود. در مدلیابی ساختاری، شاخص کلی نیکویی برازش کمتر از 0/1 کوچک، بین 0/1 تا 23/1 متوسط و بیش از 91/1 بزرگ قلمداد میشود. با توجه به شاخص برازش مدل پژوهش که مطابق فرمول زیر، 333/1 به دست آمده است، مدل آزمونشدة پژوهش در نمونۀ مورد بررسی، برازش بسیار مناسبی دارد.

آزمون فرضیه ها
مدل کلی پژوهش با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی آزمون شد. برای بررسی معناداری هم بستگی های مشاهده شده، از روش خودگردانسازی )بوت استراپ0( استفاده شد

1. Goodness of Fit index (GOF)
32.. CommunalityTenenhaus
4. Bootstrap
337
که آمارة t را به دست می دهد. در سطح خطای 3 درصد، اگر مقدار آمارة t-value بزرگ تر از31/0 باشد، هم بستگی های مشاهده شده معنادار است. مدل نظری پژوهش در شکل 2 )درحالت ضرایب استاندارد و اعداد معناداری( نمایش داده شده است .همان گونه که این شکل نشان می دهد، تمامی آماره های t، در فاصلۀ 31/0 و 31/0- قرار گرفته است که بیانگر تأیید همۀ فرضیه های پژوهش در سطح 3 درصد است. براین اساس، تأثیر تمامی مسیرهای علی تعریف شده در مدل پژوهش تأیید میشود.

گرا
ی
ش

کارآفر
ی
نانه

(
671
/
12
)
793
/
0

(
778
/
6
)
793
/
0

(
602
/
2
)
366
/
0

(
094
/
7
)
801
/
0

(
110
/
2
)
343
/
0

آم
ی
خت
ۀ

بازار
ی
اب
ی

داخل
ی

فرهنگ

نوآور
ی

قابل
ی
ت

مد
ی
ر
ی
ت

دانش

گرا

ی

ش



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 359-374-1

توسعه کارآفرینی، دورة 01، شمارة 2، تابستان 0931، از ص 973-953

شناسایی ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین:
مطالعه ای کیفی با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی

علیرضا امینی*1، سیده شیما حسینی ماچک پشتی2
0. استادیار دانشکدة اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز
2. کارشناس ارشد کارآفرینی، دانشگاه کاشان

تاریخ دریافت: 11/12/0931 تاریخ پذیرش: 02/17/0931

چکیده
با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه های متنوعی از فعالیت های اقتصادی وارد شده اند و در آفرینش کسب وکارهای زیادی ایفای نقش می کنند، شناخت توانمندی ها و هدایت استعداد و خلاقیت آنان را می توان در بهره برداری از ظرفیت های این قشر بزرگ اجتماعی مؤثر دانست. هدف پژوهش حاضر کشف ویژگی های هوش کارآفرینانه در زنان کارآفرین است.
پژوهش حاضر کیفی و به لحاظ هدف کاربردی است که در آن، از راهبرد تحلیل محتوا برای تحلیل داده های متنی استفاده شده است. جامعۀ مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین استان گیلان است. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت و به منظور جمع آوری داده ها، از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شد. درنهایت، با توجه به اشباع نظری، با 05 نفر مصاحبه انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام شد و ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین در قالب شش مضمون اصلی بینش کارآفرینانه، هوش شناختی، هوش اجتماعی، هوش شهودی، هوش جسورانه و هوش برانگیزاننده، استخراج و نام گذاری شد. سپس از طریق روش های اعتباریابی کیفی، صحت اعتبار آن تأیید شد. درنهایت، با استفاده از روش آنتروپی شانون، مقوله های ظهوریافته در هریک از مضامین اصلی اولویت بندی شدند.

واژه های کلیدی: آنتروپی شانون، زنان کارآفرین، نظریه های هوش، هوش کارآفرینانه.

Email: [email protected] :نویسندۀ مسئول *
063
مقدمه
شرط بقا در دنیای پرشتاب کنونی، استفاده از همۀ منابع موجود و توان افزایی تمامی ظرفیت هایدراختیار است. انتخاب این مسیر، نیازمند شناسایی ظرفیت های کارآفرینی است که امکان بروز ابتکارات و تدابیر خلاقانه و فعالیت های کارآفرینانه را فراهم سازد. کارآفرین با داشتن دو نقش ایجاد نوآوری و افزایش رقابـت، بـه رشد اقتصادی کمک می کند )کاظمی ترقبان و مبارکی، 0930(. اگر کارآفرینی، فرایند پویای خلق تدریجی ارزش تعریف شود، می توان آن را هستۀ اصلی مزیت ملی، موتور توسعۀ اقتصادی و نماد اصلی نوآوری کشور قلمداد کرد )مرادی و همکاران، 0935(. در این میان، با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه های متنوعی از فعالیت های اقتصادی وارد شده اند و در آفرینش کسب وکارهای گسترده ای نقش ایفا می کنند، شناخت توانمندی ها و هدایت استعدادهای خلاقانۀ آنان، در بهره برداری از ظرفیت های این قشر بزرگ اجتماعی مؤثر واقع می شود. به عبارتی، شناسایی الگوهای موفق و ویژگی های هوشمندی زنان در فعالیت های کارآفرینی آن ها، علی رغم محدودیت های فردی و گروهی مؤثر واقع می شود. از دیدگاه گلمن )0331(، امروزه در عرصۀ جهانی، زنان خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرین، منشأ تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعۀ اقتصادی، قهرمانان ملی و توسعه دهندگان صنعتی، مشوقان سرمایه گذاری، عاملان ایجاد اشتغال، گزینه های اصلی انتقال فناوری و عاملان رفع خلل و تنگناهای بازار تبیین شده است؛ بنابراین، کشف استعدادهای خلاق در عرصۀ کارآفرینی زنان و نیز شناسایی تجارب آنان را در این مسیر می توان به قصد هم افزایی در میان زنان صاحب کسب وکار یا با هدف انتقال به نسل جدید انجام داد )نگاهی به تجارب زنان کارآفرین در ایران، 0939(. کسب وکار متعلق به زنان، بخشی است که سریع ترین رشد را در میان مشاغل با افزایش از 1/2 میلیون از سال 0312 به 5 میلیون در سال 0331 داشته است. مطابق آمارهای سال 0335 دولت آمریکا، حدود 13 درصد از زنان آمریکایی، 05 تا 13 سال داشتند )سنین اشتغال( و از مجموع این زنان، 11 درصد شاغل بودند که یکی از بالاترین نسبت ها در سراسر جهان به شمار می رود )حسینی ماچک، 0935(. در کشور ما نیز اهمیت کارآفرینی زنان بیش از پیش برجسته شده است؛ به طوری که مطابق گزارش سال 2100 سازمان دیده بان
061
کارآفرینی جهانی، ایران در زمینۀ کارآفرینی زنان رشد مطلوبی داشته است ) Xavier et al,202(. در برنامۀ یک سوم توسعه، ضرورت توجه به فعالیت های کارآفرینانه، بخشی از روند روبه توسعۀ نگرش کارآفرینی را قوام و تداوم بخشیده است. مطالعه و بررسی برنامۀ یک چهارم توسعه نشان می دهد که فعالیت های کارآفرینانه، جایگاه والایی برای مشارکت و ایفای نقش کارآفرینی پیدا کرده اند. از طرفی مشاهده می شود، بیشتر پژوهش های پیشین در زمینۀ عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی انجام شده اند، مانند عامل سرمایۀ اجتماعی در پژوهش سید امیری و همکاران )0933( و ربیعی و سرابی )0930( یا راهکارهای توسعۀ کارآفرینی زنان در پژوهش صابر )0932(. از دیدگاه دانلد و ریچارد )به نقل از حسینی ماچک، 0935( کارآفرین فردی با مهارت های ذهنی رشدیافته و عادت های فکری مولد است. بدین ترتیب، شناسایی ویژگی های زنان کارآفرین در بهره برداری از ظرفیت های کارآفرینی و مشارکت پویا در بازار کسب وکار، بینش های جدیدی در این عرصۀ پژوهشی فراهم می آورد. بدین ترتیب، این نبود پیشینۀ نظری و اهمیت هوشمندی در فعالیت های کارآفرین زنان، زمینۀ ایده پردازی دربارة ویژگی های هوش کارآفرینانه را ایجاد کرده است که بی توجهی به آن را می توان یکی از موانع مهم رقابت، تقویت و تکامل صنایع، توسعۀ اقتصادی، و گسترش رفاه و تأمین اجتماعی جامعه به شمار آورد. بدین ترتیب، این پژوهش به دنبال شناسایی ویژگی های هوش کارآفرینی زنان است.

ادبیات تحقیق هوش کارآفرینانه1
بونسال )2103( مفهوم «هوش کارآفرینانه» را تحلیل کرد و این پرسش را مطرح ساخت که چگونه از میان کارآفرینان بسیار، تنها برخی از آن ها در سال های آغازین موفق می شوند و می توانند ظرفیت های خود را به ثروت و موفقیت تبدیل کنند؛ درحالی که بسیاری از آن ها برای بقا در دنیای کسب وکار دست وپا می زنند )16 :2014 Bonsall,(.
واژة کارآفرین، افراد بسیاری را با ظواهر، زمینه ها و سطوح تحصیلی متفاوت دربرمی گیرد که همۀ آن ها هدف مشترک «دستیابی به موفقیت» را داشته اند. در این میان، گروه اندکی از افراد،
062
تصویر کام الا روشنی از هدفشان دارند. درواقع، چیزی که آنها نیاز دارند، اندکی فشار روبه جلویا تشویق الهام بخشی است که آنها را در مسیر حرکتشان مصمم نگه دارد )17 :2014 Bonsall,(،اما شمار زیادی از آن ها، تصویر روشنی از آنچه می خواهند انجام دهند، ندارند یا اصلاا ای دهای درمورد چگونگی دستیابی به موفقیت به ذهنشان نمی رسد. گاهی نیز برخی افراد نمی دانند چگونه می توانند آنچه را به ذهنشان خطور می کند، اجرا کنند. در این میان، برای بسیاری از افراد به سادگی، راه و چگونگی عبور از آن هویدا می شود و به طور جادویی به ثروت و شهرت غیرقابل وصفی دست پیدا می کنند )22 :2014 Bonsall,(. سؤالی که در اینجا مطرح می شود آن است که آیا فرمولی وجود دارد که کارآفرینان را برای خلق ثروت توانمند کند و ترکیبی از ویژگی های ملموس و ناملموس باشد. آیا فرمولی وجود دارد که یک کارآفرین نوپا در زمینۀ
کسب وکار به کار بگیرد تا رشد مستمر داشته باشد؟ )17 :2014 Bonsall,(
از دیدگاه بونسال )2103(، فرمول ساده و شگفتانگیزی که قادر است مسیر محکم و جدیدی برای کارآفرینی ارائه کند، از ترکیب عوامل ملموس و ناملموس )تفکر کارآفرینانه( حاصل می شود که همان هوش کارآفرینانه است.
کرزنر )0337( تئوری هوش کارآفرینی را ارائه کرد و توضیح داد که چگونه افراد می توانند در بازار رقابتی امروز، با استفاده از دانش خود و شکاف اطلاعاتی موجود، کسب سود کنند. مهم تر از همه اینکه کارآفرین باید قادر به شناسایی و انتخاب فرصت مناسب برای ایجاد کسب وکار جدید باشد. او به روش های مختلفی که افراد به اطلاعات دسترسی دارند اشاره کرد و اظهار داشت از آنجاکه افراد در روند تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری مرتکب اشتباهات متعددی می شوند، جامعه دچار مازاد یا کمبود اطلاعات است. پس کارآفرین با داشتن دسترسی متفاوت به اطلاعات موجود باید از فرصت های دردسترس بهرهمند شود و از این طریق در میان فرصت های مناسب، از خطاهای تصمیم گیری دوری کند )Kirzner,1997(.
هوش کارآفرینی، توانایی کشف فرصت ارزشمند در فضای رقابتی است و نه درگیرشدن با مدیریت هزینه ها. این هوش به دیدن تصویر بزرگ به جای تصویر کوچک اشاره دارد ) Awe,2014(. اگر کارآفرینی را به صعود بدون چتر نجات از صخره تشبیه کنیم، هوش کارآفرینی بالی است که فرد می تواند به وسیلۀ آن به بالای صخره پرواز کند )2013 Geyer,(. این تعابیر، از
060
یک سو نقش هوش کارآفرینی در موفقیت فرد، و از سوی دیگر در توسعۀ فضای اقتصادی و درنهایت، توسعۀ اقتصادی نشان م یدهد.
عل یرغم مطالعات انجامشده درمورد شخصیت و ویژگی های کارآفرینانه و ارتباط آن با هوش، از مسئلۀ هوش کارآفرینانه غفلت شده و آنچه بیشتر بررسی شده، هوش هیجانی و عاطفی و ارتباط آن باشخصیت کارآفرینانه است. تحقیقات این حیطه در سطح بین المللی نیز عمر چندانی ندارد و عمدت ا ا به یک دهۀ اخیر برم یگردد؛ بنابراین، توافق کاملی میان محققان درمورد مفهوم و ابعاد هوش کارآفرینانه وجود ندارد. برخی آن را هوشی ذاتی دانستهاند که فرد با آن متولد می شود و برخی دیگر آن را کاملاا اکتسابی می دانند. در این میان، گروهی از محققان هوش کارآفرینانه را به معنای تعامل هوش منطقی، هوش خلاقانه و هوش عملی می دانند که در راستای ایجاد مدل ذهنی، با تشخیص مدل حل مسئله، بازسازی ذهنی سود و زیان، اقدامات در یک تصویر بزرگ و نیز ادراک تعاملات و استقلال متغیرها و عوامل، در تعامل قرار می گیرد. این نگاه، هوش کارآفرینانه را هم متکی به عوامل ذاتی و هم تجربه و آموزش و عوامل محیطی می داند )Kirzner,1997(. درواقع، آنچه این هوش را از سایر ویژگی های کارآفرینانه متمایز می کند، آن است که هوش کارآفرینانه به ویژگ یها و توانمندهای درونی فرد کارآفرین بازمی گردد که به گفتۀ بونسال )2103( جنبۀ ناملموس دارد؛ درحالی که ویژگی های کارآفرینانه، فقط در درون فرد کارآفرین نیست؛ برای مثال، یکی از ویژگ یهای برخی از کارآفرینان، سابقۀ کارآفرینی در خانوادة فرد است که عاملی بیرونی به شمار می رود.

روششناسی
پژوهش حاضر بهلحاظ هدف کاربردی و بر اساس رویکرد کلان، کیفی است که در آن، از راهبرد تحلیل محتوا برای تحلیل داده های متنی استفاده م یشود. در یکی از رویکردهای تحلیل محتوا که به رویکرد قراردادی مشهور است )2005 Hsieh & Shannon,(، کدگذاری به طور مستقیم از داده های خام انجام می شود؛ بنابراین، برای کشف ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین در این تحقیق، به طور مستقیم با داده های خاصی سروکار داریم که هیچ گونه تحلیلی دربارة آن صورت نگرفته است. به همین سبب، این رویکرد انتخاب شده است. برای
063
تحلیل داده ها، ابتدا واحدهای فکر از متن استخراج شدند. سپس این واحدهای فکر براساساشتراکی که در مضامین آن ها وجود دارد، مقوله بندی شدند. درنهایت، مقوله ها براساس ارتباطاحتمالی با یکدیگر، در طبقات جداگانه ای با عنوان مضامین قرار گرفتند.
جامعۀ آماری تحقیق شامل تمامی کارآفرینان زن شاغل در استان گیلان است که براساس آمار ثبت شده در سازمان فنی و حرفه ای و صندوق کارآفرینی امید رشت، 211 نفرند.
نمونه گیری در این تحقیق به روش قضاوتی انجام شده است. اعضای نمونه، زنان کارآفرینی هستند که از زمان معرفی و شروع به کارآفرینی تا مرحلۀ رشد کسب وکارشان حداقل 9 سال گذشته باشد؛ چراکه زمان متوسط برای راه اندازی و رشد یک کسب وکار 9 سال است. براین اساس، از میان اعضای 211 نفری جامعۀ تحقیق، کسب وکار 91 کارآفرین، بیشتر از 9 سال است. در ادامه، برمبنای شاخص اشتغال زایی افراد در کسب وکارهای ایجادشده، کارآفرینان اولویت بندی و به عنوان نمونۀ پژوهش انتخاب شدند. فرایند جمع آوری اطلاعات تا نفر پانزدهم ادامه پیدا کرد و به اشباع نظری رسید. به منظور جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. محوریت کار این پرسش بود که «چه ویژگی یا چه چیزی در خودتان برجسته می دیدید که در کارآفرین شدنتان دخیل بود.»
همچنین برای سنجش قابلیت اعتماد یافته های پژوهش براساس شاخص پایایی بازآزمون، ابتدا کل واحدهای فکر در یک جدول جمع آوری شدند. سپس به طور تصادفی براساس رویۀ تحلیل محتوا در پژوهش های مشابه )مانند 1996 ,.Butterfield et al( بیست درصد از آن ها انتخاب و بار دیگر کدگذاری شدند. درنتیجه، توافق با کدگذاری اصلی 32 درصد حاصل شد.
براساس شاخص تکرارپذیری، پایایی میان کدگذاران به کمک یک همکار پژوهش به دست آمد و با انتخاب بیست درصد از کل واحدهای فکر، شاخص تکرارپذیری 15/1 محاسبه شد که با توجه به اینکه از 7/1 بالاتر است، توافق نزدیک کدگذاران و اعتبار فرایند کدگذاری را نشان می دهد؛ بنابراین، پس از اینکه در تجزیه و تحلیل داده ها در مرحلۀ اول و کدگذاری داده های کیفی، از روش تحلیل محتوای قراردادی استفاده شد، برای اعتباربخشی واولویت بندی مضامین ظهوریافته، روش آنتروپی شانون انتخاب شد.

063
یافته ها
داده های حاصل از این تحقیق، در حوزه های مختلف صنایع دستی از قبیل منبت کاری،سفالگری، فرش بافی، آینه کاری، شیرینی پزی، َآَشپزی، افشره گیری و صنایع لبنی، از میان سوابق کاری حداقل 9 سال تا حداکثر 1 سال با میانگین سنی خانم های 92 سال جمع آوری شدند.
براساس کدگذاری ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین، مجموعه ای از واحدهای فکری، بازیابی و با نماد «S100» نام گذاری شدند. سپس برای رسیدن به مقوله های مناسب، واحدهای فکری گوناگون بررسی و در مقوله های مناسب قرار داده شدند. درنهایت نیز طبقه بندی واحدهای مورد نظر در قالب مضامین صورت گرفت. جدول 2 تحلیل محتوای ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین را در شش مضمون کلی بینش کارآفرینانه، هوشمندی شناختی، هوشمندی اجتماعی، هوشمندی شهودی، هوشمندی جسورانه و هوش برانگیزاننده نشان می دهد. درمجموع، حدود 011 واحد فکر معنادار، با 93 مقوله در 1 مضمون اصلی به دست آمد.
بینش کارآفرینانه: این مضمون، به برداشت، شناخت و طرز تلقی از فرصت های کارآفرینی اشاره دارد و بیان می کند که کارآفرین چگونه و با چه نگاهی فرصت ها را شناسایی می کند و اینکه آیا فرصت موجود را فرصت می بیند تا به دنبال کشف آن برای کارآفرینی باشد. براین اساس، مؤلفه های بینش کارآفرینانه عبارت اند از: امید، دغدغه داشتن، خوش بینی، اطمینان به هدف، انعطاف پذیری، هدفمندی، خلاقیت، فرصت شناسی، تجربه اندوزی و بینش راهبردی )دوراندیشی(.
در این زمینه، نمونه هایی از اظهارات مصاحبه شوندگان دربارة موارد ذکرشده بدین شرح است:
«من در ذهنم به دنبال آینده ای روشن بودم و امیدوارانه برای رسیدن به آن از هر فرصتی استفاده کردم» )S100(.
«انتظار موفقیت بیشتری داشتم و بیشتر، برنامه ها و راهبردهایی را اجرا می کردم که حکایتاز خوش بینی، امیدواری و انسجام شخصیتی من نسبت به دیگران داشت» )S107(.
066
هوش شناختی: این مضمون نشانگر حقیقت درکشده از ویژگی های خاص شخصیتیو درونی خود کارآفرین است. اینکه چه خصوصیتی او را وادار می کند دست به کارآفرینیبزند، تأثیر فراوانی در حرکت به سوی کارآفرینی شخص دارد. هوش شناختی در میان کارآفرینان به صورت مقوله های زیر دسته بندی می شود: استقلال فکری، خودشناسی، ثبات روانی، اعتمادبه نفس، فکر باز و هوشمندی هیجانی.
«من به خاطر اینکه فکرم را می توانستم به سمت ها و مسیرهای متفاوت سوق دهم، می توانم روش های جدید و اهداف متفاوتی در ذهن و فکرم بازنگری کنم» )S134(.
«برای تأسیس یک کارگاه فرش بافی، به خاطر نداشتن تجربۀ عملی می ترسیدم، اما به سراغ توانمندی هایم رفتم و به خودم مطمئن شدم» )S140(.
هوشمندی اجتماعی: آن دسته از ویژگی های هوش کارآفرینانه است که تمرکز اصلی آن ها بر توانایی افراد در بهره مندی از فرصت های تعاملی و ارتباطی با دیگران است. هوشمندی اجتماعی شامل مقوله های شوق انگیزی، پشتیبان یابی، حق طلبی و خوداثباتی می شود.
«من از مادر و دخترم آرامش می گرفتم. آن ها مرا به آرامش دعوت می کردند. بارها شد که عصبانی می شدم. حتی فریاد می زدم. روی میز می کوبیدم، اما آن ها به من آرامش می دادند.
من واقعاا معجزة آرامش دادن اطرافیان را دیدم» )S158(.
«من با انرژی کار می کنم و این را به همکارانم انتقال می دهم. محیط کارمان شاد و برانگیزاننده است و من به کارکنانی که دارای روحیۀ شاد و شادی آفرین هستند، پاداش می دهم» )S161(.
هوشمندی شهودی: به آن دسته از ویژگی های هوش کارآفرینانه که بر هشیاری یا احساس پیوند با یک قدرت برتر درونی متمرکز است، هوش شهودی اطلاق می شود. مطابق این مضمون، کارآفرینان در مراحل زیادی از وظایف و مسئولیت های خود، با مشکلات فراوان روبه رو می شوند، اما در این میان، گاهی از یک نیروی خاص درونی کمک می گیرند. این نیروی درونی، قوت قلبی برای آنان محسوب می شود که نیرویی مضاعف برای رویارویی بامشکلات به آن ها می دهد. مضمون هوشمندی شهودی شامل مقوله های زیر است: درک الهامدرونی، درک الهام الهی، داشتن روح بزرگ و تخیل ورزی.
063
«به دنبال این بودم که تخیلاتم را پرواز دهم و روش ها و طعم های نو و جدید خلق و کشف کنم. حتی وقتی سینی شیرینی را در فر می گذارم، با آن حرف می زنم» )S166(.
«راه زندگی راه گلزارها نیست، بلکه راه خارهاست. پس باید پاهای قوی داشته باشیم تا به راحتی از این خارها بگذریم» )S168(.
هوشمندی جسورانه: این مقوله به توانمندی کارآفرین در بروز جسارت عملی برای انجام دادن کارها می پردازد. کارآفرین در انجام دادن کارها و تصمیم گیری هایش با جسارت دست به عمل می زند. بسیاری از کارآفرینان نوآوری و ابتکار دارند، اما جسارت لازم برای اجرای آن را ندارند. برخی از زیرشاخه های هوشمندی جسورانه عبارت اند از: بازآفرینی، جسارتمندی، ظرفیت سازی، ابتکار عمل، پذیرش نقش های مختلف، دور از انتظار بودن، پویایی و تعیین کنندگی.
«زنان هم عهده دار نقش های اجتماعی هستند و هم به عنوان همسر و مادر مسئولیت سنگین تری در قبال خانه و خانواده دارند، اما نباید مشکلات و موانع موجود، زنان را از رسیدن به اهدافشان منصرف سازد» )S188(.
«همسرم به من گفتند: من فکر نمی کردم خانم من این قدر استعداد داشته باشد و توانمند باشد. من با زحمت زیاد توانستم به همسرم بفهمانم که من به عنوان یک زن، با همۀ وظایف مادرانه ام می توانم توانمند باشم» )S196(.
هوش برانگیزاننده: این مضمون نشان دهندة توانمندی پیش برندة کارآفرینان و محرکی است که عامل حرکت و انگیزة آن ها به شمار می رود. هوش برانگیزاننده، هر چیزی است که کارآفرین را به حرکت وامی دارد و موجب تلاش برای کارآفرینی، خلق دستاوردهای تازه و ارزش افزودة جدید می شود. هوش برانگیزاننده در کارآفرین براساس ویژگی های زیر به دست آمد: اشتیاق شغلی، پشتکار، تاب آوری، پیشرفت طلبی، چشم انداز الهام بخش، بلندپروازی و خودانگیختگی.
«من توانایی یا سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدیدکننده را داشتم. برای تأسیسشرکت، مهم ترین عامل تهدیدکننده رقیب بسیار سرسختم بود، اما با این تهدید مقابله کردم»
.)S206(
063
«من چشم اندازم را بیان کردم که سبب شد کارکنان نیز با درک انگیزة زیاد من، به سویهدفی که برای کسب وکار تعیین کرده ام حرکت کنند» )S222(.
به طورکلی، مضامین احصاشده و مقوله های هریک از آن ها را می توان در شکل 0 ترسیم کرد.

شکل 1. الگوی مفهومی ویژگی های هوش کارآفرینان

اعتباریابی یافته ها با استفاده از آنتروپی شانون
همچنین در این پژوهش، برای محاسبۀ نا اطمینانی و وزن دهی به مقوله ها، از روش آنتروپی شانون به عنوان یکی از معروف ترین روش های محاسبۀ نا اطمینانی و اوزان مقوله ها استفاده شد. براساس این روش، تحلیل داده ها در تحلیل محتوا بسیار قوی تر و معتبرتر خواهد بود. هرچه مقوله ای عدم قطعیت )ضدآنتروپی( بیشتر یا آنتروپی کمتر داشته باشد، از وزن و اهمیت بیشتری در تصمیم گیری برخوردار خواهد بود؛ بنابراین، برای تعیین وزن و اهمیت هریک از مقوله ها، با محاسبۀ میزاننا اطمینانی )ضدآنتروپی( هرکدام، وزن آن ها مشخص می شود )عابدی دستجردی، 0933(. نتایجروش آنتروپی شانون با توجه به اهمیت هر مقوله در جدول 0 آمده است.
063 ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین: مطالعه ای کیفی… شناسایی
جدول 1. وزن دهی مقوله های مضامین به روش آنتروپی شانون رتبه در مضمون مقوله ها کد واحدهای فکر ضریب اهمیت )w( مضامین
سوم
چهارم دوم چهارم پنجم دوم
سوم اول دوم سوم 0/101
0/080
0/111
0/080
0/060
0/111
0/101
0/111
0/111
0/101 S101, S100
S102, S103, S104
S105, S106, S107, S108
S109, S110
S111, S112
S113, S114, S115, S116, S117 S118, S119, S120
S121, S122, S123, S124, S125
S126, S126, S127
S128, S129, S130 امید
دغدغهداشتن خوش بینی اطمینان به هدف انعطاف پذیری هدفمندی
تجربه اندوزی
فرصت شناسی دوراندیشی خلاقیت ب
ی
نش

کارآفر
ی
نانه

ب

ی

نش

کارآفر

ی

نانه

دوم چهارم اول
پنجم سوم اول 0/108
0/140
0/100
0/110
0/164
0/100 S131, S132, S133
S134, S135
S136, S137, S138, S139, S140
S141, S142
S143, S144
S145, S146, S147, S148, S149 هوشمندی هیجانی فکر باز
اعتمادبه نفس خودشناسی ثبات روانی استقلال فکری هوشمند
ی

شناخت
ی

هوشمند



قیمت: تومان

JED224391227213000-1

توسعه كارآفريني، سال اول، شماره اول، پاييز 1387، از ص 111- 131

آموزش كارآفريني دانشگاهي و نقش آن در ايجاد و توسعه ي
شركت هاي كوچك و متوسط(SMEs) دانش بنيان

كامبيز طالبي1∗ ـ محمدرضا زارع يكتا2
استاديار دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران
دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت كارآفريني- دانشگاه تهران
(تاريخ دريافت مقاله: 8/12/1386، تاريخ تصويب: 31/1/1387)

چكيده
از آنجا كه دانشگاهها بهعنوان متوليان اصلي تربيت و پرورش منابع انساني متخصص در جامعه، نقشاساسي دارند، توجه به مقوله ي كارآفريني دانشگاهي به توسعه ي بهتر اين امر كمك مي كند.
شايد تغيير رويكرد دانشجويان و دانش آموختگان از كارجويي به كارآفريني به سبب درك اين مطلـباست كه در دنياي امروز دانش آموخته اي نسبت به سايرين داراي مزيت رقابتي است كـه پـا را از حـوزه ي دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسائل عملي آن محـدودهي تخصـصي، مهـارت داشـته وموفق عمل كند. به همين دليل است كه آمـوزش كـارآفريني در دو حالـت سـاخت يافتـه بـا برنامـه هـايآموزشي گوناگون و گاهي با صرف وقت زياد يا كارگاهها و سمينارهاي آموزشـي كوتـاه مـدت مـورد توجـهبيشتري قرار مي گيرد.
دانشگاه ميتواند و انتظار ميرود كه با تكيه بر رسالت اصلي خـود يعنـي آمـوزش و پـژوهش، مـسيركاربردي نمودن و بهرهبرداري از قابليتهاي ايجاد شده در دانـش آموختگـان را از طريـق ايجـادSME هاي دانش بنيان هموار و رشد مداوم دانشگاه، صـنعت، دولـت و سـاير بخـشهـاي جامعـه را در همـهي زمينه ها عينيت بخشد.
براي دست يابي به اين منظور به نظر مي رسد بايد تغييراتي در نوع و روش آمـوزش و نحـوه ي تعامـل دانشگاه با صنعت انجام شود.
واژههاي كليدي : كارآفريني دانشگاهي، دانشگاه كارآفرين، آموزش كارآفريني، كسب وكار دانش بنيان

Email: [email protected] نويسنده مسؤول ∗

مقدمه
مباحث مربوط به كارآفريني به ويژه كارآفريني دانشي عمر چنداني ندارند. در كشورما، با عنايتي كه برنامه ي سوم توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور به موضوع كارآفريني داشته است ، تصويب طرح توسـعهي كـارآفريني در دانـشگاه هـاي كـشور(كاراد) انجام شده كه به فعاليتهايي در سطح برخي از دانشگاههاي كشور منجـر شـدهاست. اگرچه آموزش به تنهايي زمينه ساز توسعهي كارآفريني و ايجاد كسب و كار مؤثر نيست اما به عنوان جزئي از يك سيستم توسعه بسيار حائز اهميت است.
بررسي هاي انجام شده در ايالات متحده، اروپا و كشورهاي جنوب شرقي آسيا نـشان ميدهد كه اگر آموزش هاي كارآفريني در كنار ساير اقدامات ترغيب كننده و تـسهيلكننده قرار گيرند، اثربخشي قابل توجهي خواهند داشت. ( شهركي پور، بني سي، 1384) در دههي 70 ميلادي دانشگاههاي آمريكا به خاطر چيرگي بر توسعهي فناوريهـايجديد و عدم انتقال آن به شركتها و بخش خصوصي مورد انتقاد قرار گرفتند. تـا ايـنكه كنگرهي آمريكا قانون “باي دل”1 را جهت “يكسان سازي حق امتياز” تصويب كرد.
اين قانون محدوديت بهرهگيري از مالكيت حق امتيـاز را بـراي دانـشگاههـايي كـه ازكمك هاي دولتي استفاده مي كردند مرتفـع مـي سـاخت (Feldman, Link, & Siegel, 2002).
بررسيها نشان داد كه اين قانون ، دانشگاه را به نيروهـاي اجرايـي و كارآفرينـاني كه به دنبال تجاريسازي تكنولوژيهاي دانـش بنيـان هـستند ، نزديـكتـر مـي كنـد (Jensen & Thursby, 2001, p.91, pp.240-259).
به دنبال اين قانون بسياري از دانشگاه ها براي مديريت و حفاظت از دارايي فكريشان،
دفاتر انتقال تكنولوژي 2 راهاندازي كردند. نقش اين دفاتر كه گاهي دفـاتر حـق امتيـاز

.1 Bayh-Dole
.2 Technology Transfer Offices
تكنولوژي1 نيز ناميده ميشوند، تسهيل انتقال دانش تجاري (گـسترش تكنولوژيـك) از طريق دادن حق امتياز اختراعات و ساير شكل هـاي دارايـي فكـري منـتج از تحقيقـاتدانشگاهي به صنايع بود، به طوري كه حق امتياز دانشگاهها از 300 مورد در سال 1980 به 3700 مورد در سال 1999 رسيد.
مهمتر از آن، محصولات زيادي از صنايع كليدي استراتژيك يا فنـاوري بـالا (Hi-Tech) از جمله رايانه، داروسازي، بيوتكنولوژي و… از طريق فرآيند انتقال تكنولوژياز دانشگاه به صنعت2 توسعه پيدا كردهاند.
مراجع ذينفع اين فرآيند (هيأت علمي دانشگاه، كاركنـان اداري و مـديران بخـشخصوصي) انگيزه ها و رفتارهاي گوناگوني دارند و در محيطهاي متفاوتي كار ميكننـد ، بديهي است كه مخالفت و سوءتفاهم در مورد فرآيندUITT و چگونگي مـديريت آنوجود دارد . با اين حال فلسفهي “سازمان بدون مرز” كه تغييراتـي را در شـركتهـاييمانند جنرال الكتريك ايجاد كرده است تأييد ميكند كه مرزهاي بـين يـك شـركت،مشتريان و تأمين كنندگان آن(مانند دانشگاه) بايد كمرنگ شـود (Ashkenas, Ulrich, Jick, & Kerr, 1995).
در اين مقاله سعي شده تا برنامههاي آموزشي اجرا شده در داخل كشور و مـدلهـايآموزشي بعضي از كشورهايي كه در ايجاد SME هاي تكنولوژي محور يا دانش بنيـانموفق اند، بررسي شده و مدلي جديد براي اين امر در كشورمان پيشنهاد شود.
اهميت آموزش كارآفريني
برخي از صاحب نظران اعتقاد دارند علم كارآفريني مبني بر يك فعاليت و تفكـر نـوارثي است و قابل ياددهي و يادگيري نخواهد بود. اين نظريه كه در دههي شصت و حتي هفتاد ميلادي به شدت به آن توجه شد، تأثير آموزش مهارتهاي كـارآفريني را بـراي

21. University to Industry Technology Transfer (UITT) Technology Licensing Offices
توسعهي اين دانش كاملاً منتفي ميدانست. ولي با تغييرات در فـضاي اقتـصادي دنيـا وشكلگيري نسل جديدي از كارآفرينان نوانديش كه با بهرهگيري از دانش روز زمينـهي شكوفايي و پذيرش در بازارهـاي گونـاگون را ايجـاد كردنـد، باعـث شـد كـه رشـدانفجارگونهي فعاليتهاي كارآفريني، رشد كمي كارآفرينان در صحنهي اقتصاد و در پي آن نظريهي توارثي بودن كارآفريني جاي خود را به كارآفريني آموزشي بدهـد. رونـدرشد كارآفريني و تأثير آموزشهاي كارآفريني در اواخر دههي هـشتاد مـيلادي و بـهدنبال آن توسعهي آموزشهاي تخصصي كارآفريني در دههي نود نـشان مـيدهـد كـهآموزشهاي كارآفريني نه تنها باعث رشد كمي كارآفرينان شد بلكه موجب تحـول درنسلهاي كارآفريني و ارتقاء سطح مهارتهاي كارآفريني بهويژه در طراحي راهبردهايكسب وكار و مديريت بنگاه داري با توجه به تغييرات سريع در حوزه ي اختياري ميشد.
نقش آموزش عالي در توسعه ي اقتصادي
بنگاه دانشگاهي بعضي اوقات پيشتر از تحول و گاهي پس از آن به سـوي اقتـصاددانش بنيان در تغيير است. با توجه به اين كه اقتصاد بيشتر بهعنوان يك منبع دانش بنيانعمل مي كند، توليد دانش علمـي ماننـد يـك بنگـاه رسـانهاي، اقتـصادي شـده اسـت (Machlup, 1962). دانش يك موتور جايگزين رشد اقتصادي براي سـه منبـع سـنتي:
زمين، نيروي كار و سرمايه پديدار شده است. در بيشتر بخشها، رشد فناوريهاي مرتبطبا علم، خارج از چارچوب مدل هاي اقتصادي بـاقي مانـده اسـت (Freeman & Soete, 1997, p.3). حتي به عنوان محدوده ي نهادي علم و اقتصاد، دانـشگاه و صـنعت، كـه تـاكنون نسبتاً مجزا و متمايز بودند، اغلب از طريق ابتكارات دولتي بهصورت منسجم به همپيچيده شده اند و بيشتر انتظار ميرود كه بازيگران كليدي اقتصاد، شركتهايي باشند كهحداقل همكار نزديك يك دانشگاه يا ساير مؤسسات توليد دانش باشد.
در نيمهي دوم قرن بيستم، توسعهي صنايع جديد بر تحقيقات دانشگاهها استوار شـد. دانشگاهيان و صاحبان صنايع، با يكديگر ارتباط برقرار كردند كه شامل مشاوره، قرارداد تحقيقاتي، تأسيس مراكز تحقيقاتي و تشكيل شركت مي شد.
به موازات تحول در مأموريت دانشگاه، عقلانيت دانشگاه نيز متحول شـد. تحـول درعقلانيت دانشگاه را از سه بعد هدف فعاليت، روش تأمين مالي فعاليت و ترفيع اعـضايهيأت علمي ميتوان تحليل كرد. قبل از اين، دانش يك كالاي عمومي محسوب ميشد، بنابراين هدف تحقيقات دانشگاهي افزايش و بسط دانش انساني بدون توجه بـه كـاربردعلمي بود . از اين رو، تنها دو روش براي بهرهبرداري از آن وجود داشت: 1) آمـوزش،جهت ايجاد فرصتهاي لازم براي دانشجويان بـه منظـور كـسب دانـش 2) انتـشارا ت (كتاب، مقاله و كنفرانس) كه به فرآيند انباشت دانش كمك مـيكـرد . از ايـن نظـرمعياري كه اكثر دانشگاهها براي ترفيع اعضاي هيأت علمي خود بـه كـار مـي گرفتنـد،مبتني بر كميت و كيفيت نوشتهها و انتشارات علمي بود و اعضاي هيأت علمـي نيـز ازنشر دانش خود، اعتبار كسب ميكردند (اتزكويتز، 1998). بر اين اساس ، قبل از دههي 1990، محققان اقتصادي براي تحليل رفتار تحقيقاتي دانشگاه از معيـار كـسب حـداكثرمطلوبيت توسط دانشگاهيان استفاده مي كردند.
در سالهاي اخير ، اين روش كارايي خود را براي تحليل رفتار تحقيقـاتي دانـشگاه وتبيين تغييرات جاري در سيستم دانـشگاهي از دسـت داده اسـت، از ايـن رو بعـضي ازمحققان عقلانيت جديدي را معرفي كردهاند كه ميتـوان آن را كـسب حـداكثر تـوانرقابتي براي جذب منابع مالي و نيروهاي دانش مدار ناميد (گيونا، 1999).
در گذشته،كارآفريني مبتني بر منابع مادي و تجربه بـود. امـا از اوايـل دهـه 1990، پديدههاي نوآوري مبتني بر دانش، كارآفريني مبتني بر دانش و اقتصاد مبتني بر دانـشدر تعامل با يكديگر رشد و توسعه پيدا كردهاند. در واقع ، علت اصلي ظهور اقتصاد مبتنيبر دانش، پيدايش نوآوري و كارآفريني مبتني بر دانش بوده است. تجربههـاي آمـوزشكارآفريني در بعضي از كشورها بدون درنظر گرفتن فرهنـگ و مـذهب خـاص نـشانميدهد با آموزش كارآفريني ميتوان كارآفرين تربيت كرد و بـا پـژوهش مـيتـوانكارآفريني كرد . دانشگاه به دليل داشتن ويژگيهاي پايه مانند سرمايهي انساني درقالبدانشجو و اعضاي هيأت علمي محل مناسبي براي نوآوري مبتني بر دانش است. از اين رو دانشگاه بهعنوان مهمترين مرجع توليد و اشاعهي دانش جديد ميتواند كـارآفريني كنـد(نجفي مقدم، 1385).
بنگاهي كه از دانشگاه مشتق ميشود، تـنشهـاي تجـاريسـازي را كـاهش داده ومكانيسمي را براي حركت منافع اقتصادي دانش و تكنولوژي در سطوح ملي و منطقـه اي فراهم ميكند. در واقع، بنگاه مشتق از دانشگاه، بنگاهي است كه بـر مبنـاي ايـدههـايتكنولوژيك توسعه يافته به وسيلهي اعضاي دانشگاه (اعضاي هيأت علمـي، كاركنـان ودانشجويان ) توسط دانشگاه تأسيس مي شود (راپرت و همكاران، 1999).
كارآفريني مبتني بر علم، سيستم پيچيدهاي است كه عوامل بسياري در شكلگيـري،عملكرد و توسعهي آن مؤثر هستند. كميت و كيفيت اين عوامل در كشورهاي مختلف،متفاوت بوده و بر اين اساس، عملكرد و سطح توسعهي كارآفريني مبتني بر علم نيـز درآنها گوناگون است.
تحقيقات كارآفريني دانشگاهي
كارآفريني دانشگاهي عبارت از حل مسايل علمي جامعه، دولت و بنگـاههـا ، ايجـادزمينه ي توسعهي نوآوري در اعضاي دانشگاه، عرضه ي نتايج تحقيقات دانشگاهي به بازار، توليد و عرضهي فناوري هاي جديد و نوآوري در گسترش مرزهاي دانش بـشري اسـت (يدالهي، 1384).
از كارآفريني دانشگاهي سه معني استنباط مي شود:
دانشگاه به عنوان يك سازمان، كارآفرين باشد؛
اعضاي دانشگاه مانند استادان، دانشجويان و كاركنان رفتار كارآفرينانه داشته باشند؛
از تعامل دانشگاه با محيط، جرياني از الگوهاي كارآفريني ايجاد شود.
سه محقق كه به طور جدي بر روي ارتباط زيرمجموعههـاي كـارآفرين دانـشگاهي
تحقيق كرده اند عبارتند از: جونز- ايوانز1(1987)، ديكسون1 (1988) و بايرلي2 (2002).

1 jones-Evans
جونز- ايوانز در مطالعهي كارآفرينان فني متوجه اين نكته شـدند كـه قابليـتهـايكارآفريني، فاكتور مهمي در توسعهي شركتها است . در اين تحقيق، كارآفريناني، فني شـناخته شـده انـد كـه دانـش مـدار هـستند، پـيش زمينـه ي علمـي و فناورانـه دارنـد و در مراكـ ز آموزشـ ي و آكادميـ ك بـ الاتر از سـ طح آزمايـ شگاه كـ ار مـ ي كننـ د (Cooper, 2000, p.237).
ديكسون سه نوع كارآفرين را بر اساس نقش آنها در دانشگاه شناسايي كرد:
كارآفرين دانشگاهي، كسي است كه با فعاليت هاي كارآفرينانه درگير ميشود، اما به آن فقط به عنوان يك موضوع فرعي در كارها و فعاليت هاي دانشگاهي مي نگرد.
كسي كه تمام وقت در كسبوكارهاي مخاطره آميز بوده و لازم است كه به مـسائلمهم علمي نيز توجه نمايد.
كارآفرين دانشگاهي كسي است كه داراي شايستگي و صلاحيتهاي علمي كسب وكار بوده، در شرايط مخاطرهآميز عمل كرده و علم را به عنوان كسب وكار در نظـر
.(Dickson,1998,p.35) مي گيرد
بايرلي (2002) سه نوع مختلف اسپين آف3 را شناسايي ميكند:
spin-off رسمي : توسط يك يا تعداد بيشتري دانشجو ايجاد ميشود، يعني كـسانيكه از دانشگاه خارج ميشوند تا شركتي را شكل دهند. بايرلي اين افراد را به عنـوانكارآفرين دانشگاهي در نظر ميگيرد.
spin-off تكنولوژي: جايي كه مدير يا سرمايهگذار بيرونيIP يا مالكيت معنـوي
(سرمايه فكري ) را از دانشگاه ميخرد و يك شركت جديـد را ازآن طريـق شـكلمي دهد.

21Birley Dickson
spin-off: 3واژه ي spin-off به كسبوكارهايي اطلاق ميشود كه تحت يك نشان تجاري (Brand) خاص بوده ولي از لحـاظاستراتژي توليد و اداره كردن كسبوكار كاملاً مستقل هستنند و فقط بايد براي شركت اصلي، تحت نشان تجاريخاص فعاليت كنند.
spin-off نام تجانس: شكل غالبspin-off در دانـشگاه اسـت كـه تركيبـي ازمخترع و سرمايه گذاري دانشگاهيان است.
اين سه محقق در زمينه هاي متفاوتي تحقيق نموده اند:
جونز- ايوانز (1987) در زمينهي شركت هايي كه بر اساس تكنولوژي بنا شده است.
ديكسون (1988) در زمينه ي تجاري كردن دانش دانشگاهي.
بايرلي (2002) در زمينهي كشف كارآفريني و تغيير نقش دانشگاههـا در جامعـه وادغام كارآفريني دانشگاهي.
نقطهي اشتراك اين مطالعات كمك ميكند تا هفت ويژگي كارآفرين دانشگاهي را شناسايي كنيم:
كارآفرين دانشگاهي كسي است كه با ملاحظات بين رشتهاي و با استراتژي انتقـالتكنولوژي و فرصتهاي ايجاده شدهي ناشي از سرمايهي فكري1 (IP) دانشگاه، درسراسر شركت هاي مبتني بر تكنولوژي، تعادل برقرار ميكند.
يك زمينه ي رشتهاي است كه مقبوليت دانشگاه را در دورههاي ويژه تعيين ميكند.
يك زمينه ي دانشگاهي است كه به طور فزاينده سرمايهي دانش سـازماني را ماننـدسرمايه ي انفرادي به خوبي تشخيص ميدهد.
مؤسسان شركت هاي مبتني بر تكنولوژي با صلاحيت بر اساس دانش خاص.
دخالت دانشگاه در تجاري كردن دانش سازماني.
دخالت دانشگاه در خلـق، حمايـت علـم و مهندسـي كـردن آن در شـركتهـايتكنولوژي محور.
دانشگاهيان كارآفرين كساني هستند كه مستقل از دانشگاه با شركتهاي مبتني بـرتكنولوژي درگير ميشوند.

1. Intelectual Property
فرآيند انتقال تكنولوژي از دانشگاه به صنعت(UTTT)
تحقيقات بسياري بر روي جريان انتقال فناوري در يك سازمانR&D بزرگ يـا ازيك زيربخش R&D به شركت بزرگتر انجام شده است (Allen, 1984). اما تمركز ما بر فرآيند UITT يا انتقال تجاري دانش علمي از دانشگاه به شركت ها است.
مراجع ذينفع كليدي درUITT عبارتند از 1) دانشمندان و دانشجويان دانشگاه كـهفناوري هاي جديد را كشف ميكنند. 2) مديران و كاركنان فناوري دانشگاه كـه رابـطبين دانشمندان آكادميك و صنعت هستند و داراييهـاي فكـري (معنـوي ) دانـشگاه رامديريت مي كنند. 3)كارآفرينان و شـركتهـايي كـه فنـاوري هـاي دانـش بنيـان راتجاريسازي ميكنند. البته موارد ياد شده ليست كاملي از آنان نيـست . بـه عنـوان مثـالدولت نيز كه تأمين مالي بسياري از پروژههاي دانشگ اهي را بـر عهـده دارد مـيتوانـدبه عنوان ذي نفع در نظر گرفته شود. يك دانشمند اختراع خود را با ثبت در دفتـر انتقـالفناوري افشا ميكند. دراين جا است كه مقامات دانشگاه بايد در مورد ثبت حـق امتيـازاين نوآوري براي حفاظت از دارايي فكري خود تصميمگيري كنند و اين امـر هزينـه ي زيادي دربر خواهد داشت. زيرا بايد پتانسيل تجاري سازي آن توسط TTO1 بررسي شود.
اغلب، درخواست فناوري يك شريك از صنعت توجيه لازم را براي ثبت حق امتياز آنفراهم ميكند. از آنجا كه بيشتر دانشگاهها بودجهي اندكي براي ثبت حق امتيازها دارند،بايد تصميم اساسي اتخاذ شود، به ويژه هنگامي كه دانشگاه به دنبال يك حفاظت جهانيبراي حق امتياز باشد، كاملاً گران خواهد بود. دانشگاه ميتواند حفاظـت ملـي امتيـاز رادرخواست كند زيرا فناوري را با هزينه ي كمتري محافظت ميكند.
هنگامي كه حق امتياز اعطا شد، برخي اوقاتTTO ميتواند به همراه هيأت علمـيبه بازاريا بي فناور ي اقدام كند . اعضاي هيـأت علمـي مـيتواننـد در فرآينـد شناسـاييشركتهاي بالقوهي امتيازپذير مشاركت كنند. مرحلهي بعد شامل كار با شـركتهـاي

.1 Technology Transfer Offices
خصوصي يا كارآفرينان نوپا (شركتهاي تازه تأسيس) براي مـذاكره در مـورد يـكتوافق نامه حق امتياز براي دارايي فكري است. توافق نامه ميتوانـد شـامل منـافعي ماننـداجازه ي حق امتياز يا سهمي در شركت هاي تازه تأسيس براي دانشگاه باشد.
در آخرين و پنجمين مرحله، فناوري تبديل به محصول، تجاري مـيشـود . دانـشگاهممكن است ارتباط كاري خود را با شركت، با ارائه منابع جديد بـه منظـور فعـال نگـاهداشتن توافقنامه جاري ادامه دهد. به علاوه، ممكن است اعضاي هيأت علمي بـه عنـوانمشاوران فني يا اعضاي هيأت مديره و داراي سهم در شركت تازه تأسيس خدمت كنند.
نمونه ي دانشگاه كارآفرين
ايالات متحده امريكا زادگاه دانشگاه كارآفرين است. اولين سـازمانهـاي مـشتق ازدانشگاه از دانشگاههاي مشهورMIT و استانفورد سرچـشمه گرفتنـد و مجموعـههـاييپرآوازه چون دره ي سيليكون و روتي 128 را تشكيل دادند. طي بيـست سـال گذشـته،تعداد دانشگاههايي كه در آموزش دانشجويان مقطع كارشناسي مشغول بودهانـد ، هـشتبرابر و به 200 دانشگاه افزايش يافته و حجم حق امتياز چهار برابر شده است (ماووري وشِين، 2002). در دههي نود، سالانه حدود 150 شركت از دانشگاهMIT مشتق مـيشـد،طوري كه در سال 1997 حدود 4000 شركت مشتق از اين دانشگاه وجـود داشـت كـهبيش از يك ميليون نفر در آنها شاغل بودنـد و سـالانه 232 ميليـارد دلار در سرتاسـرجهان فروش داشتند. البته وضعيت دانشگاهMIT از نظر نرخ تـشكيل بنگـاه مبتنـي بـردانش در جهان، يك استثنا است. اما بعضي ديگر از دانشگاهها در ايالات متحـده نقـشاساسي در ايجاد شركتهاي مبتني بر دانش دارند كه از جملـه مـيتـوان بـه دانـشگاهاستانفورد در كاليفرنياي شمالي، دانشگاه تگزاس در آستين و دانـشگاه كمبـريج اشـارهكرد (استيفنسون، راجرز، و اسپيكمن، 2001).
آموزش كارآفريني در دانشگاههاي كشور
اگرچه اكثر دانشگاهها با جديت به آموزش كارآفريني روي آورده اند و نسبت بـهتغيير در گرايش، دانش و مهـارت دانـشجويان همـت مـي گمارنـد و رونـد آمـوزشكارآفريني رو به رشد است، اما آيا اين آموزشها توانسته است به اهداف خـود دسـتيابد؟
دانشگاه در كنار آموزشهاي علمي و گاهي مهارتهاي فنـي رشـتهي مـورد نظـر، آموزش كارآفريني ارائه ميكند. اين امر سبب ميشود دانـشجوياني كـه ويژگـيهـايكارآفرينانه را از خانواده با خود آوردهاند و در كنار آن آموزش كارآفريني ديدهانـد و احتمالاً با قهرمانان كارآفريني در كشور و دنيا آشنا گشتهاند، تمايل به راهاندازي كسبو كار پيدا كنند . بالطبع عده اي از فارغ التحصيلان كسب وكار مورد علاقـه ي خـود را بـاكمكهاي خانواده يا بانك، راهاندازي ميكنند اما كسب و كار ايجاد ش ده بـراي رشـدنياز به هدايت دارد و از طرفي مديرSB 1 نيز نياز دارد تا مديريت شـود. در حـالي كـهدانشگاه ديگر خود را در ادامه ي كار مسئوول نميداند.
در اين وضعيت، با توجه به ارتباطـات درون بـازار كـه در دانـشگاه آمـوزش دادهنمي شود و رويارويي با مشكلات كسب و كارهاي نوپا، باعث دلسردي در آن كسب وكار شده و نتيجهي آن نه تنهـا تفـاوت چنـداني بـا كـسبوكارهـايي كـه توسـط افـرادغيردانشگاهي ايجاد ميشود، ندارد بلكه اين افراد دچار يأس شده و نسبت به كسبوكار بدبين ميشوند و سرانجام آن، دوباره كاري و اتلاف منابع دانشگاه و دانـشجويان خواهـ د بود.
در اين رابطه با 45 نفر از مالكان كسبوكار كه 26 نفر آنها تحصيلات دانـشگاهي داشتهاند مصاحبههايي انجام شده و سؤالات ساده اي از اين قبيل مطرح شد:
قبل از شروع، چه عقيده اي نسبت به ايجاد كسب و كار داشتيد؟
آيا اكنون به اهدافي كه داشتيد دست يافته ايد؟
در چه مرحلهاي از رشد هستيد؟

.1 Small Business
آيا قصد توسعه ي كسب و كار خود را داريد؟
ترجيح مي دهيد پس از اين، كار مند شويد يا كسب و كار را با همه مشكلاتش ادامه ميدهيد؟
از آنجا كه اكثر آنها كسبوكار را فرآيندي فراشخصي ميدانستند، نظراتي داشـتندكه وجود حلقه يا حلقههاي م فقودهاي را در فرآيند آموزش و ايجاد كسبوكـار تأييـدميكرد.
هر چند ممكن است اين مصاحبه به دليل عدم نمونهگيري صـحيح و اجـراي آن درمحدودهي يك شهرك صنعتي، غيرقابل است ناد باشد ، اما اين فرصت را به ما ميدهـد تـابازبيني دقيقتري نسبت به كارآفريني دانشگاهي داشته باشيم.
مدل ايجادSME هاي دانش بنيان
در اين مدل، دانشگاه به عنوان ركن اصلي در ايجاد كسب و كار دانش بنيان مطـرحاست.
در سيستم كارآفريني دانشگاهي، وروديها عبارتند از: دانشجو، استاد، آموزشهـايعلمي و مهارتي، آموزشهاي كارآفريني و… كه خروجيهايي از قبيل فارغالتحصيل يـادانشآموخته در رشتهي مورد نظر و مهمتر از آن كسبوكارهاي ايجاد شـده و دانـشپيشرفته ي حاصل از تعامل آنها با يكديگر را در بر خواهد داشت.
در وضعيت فعلي، سيستم دانشگاه مانند صنعت كار خود را بـه خـوبي انجـام داده وديگران نيز به همين شكل راه خود را ادامه ميدهند، بدون آن كه نياز هاي يكديگر را بهدرستي پوشش دهند. بازخوردهايي كه ميگيرند نيز اگر چـه ممكـن اسـت بـه بهبـودوضعيت هريك كمك كند، اما شكاف بين آن ها را پر نميكند.
در سيستم جديد، هر يك از سيستمهاي صنعت، دانشگاه وSME هاي دانش بنيـانبايد به شكل يك زيرسيستم1 كه فعاليتهايشان بر يكديگر و خروجيهاي سيـستمتاثيرگذار است، عمل كنند.
در اينجا دانشگاه علم و مهارت را توسط استادان برجسته به دانشجو ارائه ميكند. اما دانش و تجربيات آنها در اين حـوزه بـه عنـوان فيلتـري در آمـوزش صـحيح وبيطرفانه، عمل ميكند و اين گونه تداعي ميشود كه تجربيات و دانش بيگانه ، مـي-تواند مشكلات صنعت را به طور مطلق حل كند و به عبارتي بوميسـازي مـدلهـايآموزشي و مدل هاي ايجاد كسب و كار ساير كشورها، بيشتر مورد توجه است.

1699265005

كارآفريني

آموزش

)
كار

و

كسب

قهرمانان

توسط
دانشگاه
(

سرمايه
ذاري
گ
مخاطره

دانشگاهي

آميز
)
VC
(

شكل

به

دروس

آموزش
كاربردي

)
برجسته

استادان

توسط
(

دروني

دانش

افزايش

ارائه
خ

ي
صنعت

به

دمت

)
مي

برطرف

صنعت

نياز

شود
(

تشكيل
SMEs
دانش

بنيان

)
مولد

اشتغال

ايجاد
(

مشاوره

كسب

ي

وكار

)

و

ايجاد

در

كمك
اداره
(

دانشگاه

)
رهبري

قدرتمند
(

پيشرفته

و

جديد

علم

)
تجربه

دانش

جديد
،

دانش

صنعت
،

ي
مدير
(

اجتماعي

محيط

محيطفناوري

كارآفريني

آموزش

)

كار

و



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 241-257-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 257-241

شناسایی نقش مرشدها در راه اندازی کسب وکارهای جدید در شتاب دهنده ها

افسانه باقری1، فاطمه پاک2، زهرا آراستی3
استادیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی، دانشگاه تهران
دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 27/10/1395 تاریخ پذیرش: 20/01/1396

چکیده
تمام کارآفرینان قبل و پس از راه اندازی کسب وکار با چالش های بسیاری روبه رو می شوند و مرشدها نقشی اثرگذار در ارتقای توانمندی های آن ها برای مقابله با این مشکلات دارند. از این رو، هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی نقش های مرشدها در راه اندازی کسب وکارهای جدید توسط کارآفرینان نوپا در شتاب دهنده هاست. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی واقع محور بوده است و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته ابعاد گوناگون نقش مرشد )شناختی، عاطفی، مدیریتی( برشمرده شده است. جامعة آماری شامل مرشدانی است که بیش از 5 سال سابقة هدایت کارآفرینان را در شتاب دهنده ها داشته اند. برای انتخاب مرشدها از روش نمونه گیری هدفمند و گلولة برفی استفاده شد و انجام مصاحبه ها تا زمان اشباع نظری ادامه یافت. اگرچه در مصاحبة 14 اشباع نظری به دست آمد ،به منظور کفایت داده ها و افزایش اعتبار یافته ها، جمع آوری داده ها تا نمونة 17 ادامه پیدا کرد. پس از تجزیه و تحلیل داده ها و تجمیع مقوله ها و شاخص ها، نقش های مرشدها به دو دستة غیرمستقیم و مستقیم تقسیم شد .38 مقولة شناسایی شده در سه بعد شناختی ،عاطفی و مدیریتی گروه بندی شدند و دو بعد یادگیری و بهره گیری از فناوری های نوین و شاخص های آن ها به عنوان دو بُعد جدید به چارچوب پژوهش اضافه شدند.

واژه های کلیدی: راه اندازی کسب وکار جدید ،شتاب دهنده ها، کارآفرینان نوپا ،نقش مرشد.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
یکی از دلایل اصلی شکست کسب وکارهای جدید، نداشتن تجربه و شایستگی های لازم در برخی از کارآفرینان است )Festervand & Forrest, 1991(. محققان معتقدند افزایش همه جانبة دانش و توانمندی های کارآفرین در سال های اولیة شروع کسب وکار عاملی مهم در نجات کسب وکار اوست )9991 ,Gartner(؛ بنابراین، برای کسانی که کسب وکاری جدید را شروع می کنند، حمایت مرشد فرصتی را برای رشد و توسعة دانش، ارتقای دستاوردهای یادگیری و مهارت های مختلف در زمینه های گوناگون فراهم می کند )2009 ,2013 ;Jean & Audet(.
براساس تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، مرشد می تواند دارایی باارزش و منبعی از تجربه و تخصص و پشتیبانی برای کارآفرینان در راه اندازی کسب وکارهای جدید به ویژه در شتاب دهنده ها باشد، زیرا کارآفرینان نوپا می توانند از زمان تصمیم به راه اندازی تا ایجاد کسب وکار از وجود مرشد بهره مند شوند) Clarysse & Yusubova, 2014(. به ویژه، مرشد با حمایت های لازم به کارآفرینان کمک می کند تا سطح شناختی و عاطفی خود را توسعه دهند و توانمندی آنان را در شناسایی فرصت ها و ایجاد چشم اندازی منسجم از کسب وکار تقویت می کند )Jean & Audet, 2012(. همچنین، مرشد به کارآفرینان در ارائة گزینه های جدید برای کسب وکار کمک می کند )Gravells, 2006(. از آنجاکه شروع یک کسب وکار جدید مسیری توأم با موانع مختلف است، بسیاری از کارآفرینان نوپا در ابتدای راه اندازی کسب وکار، آن را رها می کنند. درنتیجه ،به منظور افزایش شانس موفقیت کارآفرینان نوپا باید فرصت های لازم را برای آنان به منظور بهره گیری از یک مرشد یا گروهی از مرشدها ایجاد کرد .تاکنون در زمینة نقش های مرشدها در راستای کمک و راهنمایی کارآفرینان نوپا و همچنین ابعاد و شاخص های هریک از این نقش ها، تحقیقات تجربی اندکی انجام گرفته است )2012 Jean & Audet,(.
براین اساس، اهمیت و ضرورت این پژوهش روشن می شود. درنتیجه، هدف اصلی این پژوهش شناسایی نقش مرشدها در راه اندازی کسب وکارهای جدید توسط کارآفرینان نوپا در شتاب دهنده ها و همچنین مؤلفه های هریک از این نقش هاست.

راه اندازی کسب وکارهایشتاب دهنده
مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق تعاریف مرشدی
از دیدگاه پارسل و شیونز )2015( مرشدی رابطهای تغییردهنده در زندگی و الهام بخش رشد، یادگیری و توسعة دوجانبه است. در تعریفی دیگر، استیوارت و هارکوپ )2013( مرشدی را فرایندی می دانند که در آن فردی باتجربه، به یک فرد کم تجربه کمک می کند تا یاد بگیرد و رشد کند. همچنین، موری) 1991( مرشدی را نوعی انطباق و برقراری ارتباط میان افراد باتجربه و ماهر با افراد کم تجربه یا بی تجربه م یداند که به واسطة آن بر اهداف معینی توافق می شود تا فرد کم تجربه از فرد ماهر دانش و مهارت های لازم را فرابگیرد، رشد کند و شایستگی های ویژه ای را در خود توسعه دهد. از دیدگاه کرام )1985(، مرشدی رابطهای همراه با اشتیاق بین دو نفر) مرشد و کارآموز( است و در آن فردی ارشد )منتور(، فردی دیگر را که تازه وارد است )منتی( راهنمایی و از وی پشتیبانی م یکند. درنتیجه، مرشدی رابطة طولان یمدت و مداوم است که موجب ایجاد و رشد شایستگی های فرد کم تجربه توسط فردی باتجربه می شود.

تفاوت مرشدی و مربیگری
مرشدی و مربیگری اصولی یکسان دارند، اما تفاوت دو رویکرد یادشده در این است که مرشدی بر حمایت افراد برای مدیریت یادگیری آن ها و به منظور حداکثرسازی توانمندی های بالقوة آن ها و توسعة مهارت ها، بهبود عملکردها و کمک به آنچه می خواهند بشوند، تمرکز دارد، درحالی که مربیگری اصولاً بر تعاملات کوتاه مدت با هدف بهبود عملکرد یا توسعة شایستگی های ویژه تمرکز دارد )Jean & Audet 2013; Trenner, 2013(. تفاوت دیگر دو مفهوم مزبور این است که مرشدی موقعیت محور است و مربیگری فرایندمحور و به دنبال ایجاد یک ساختار حمایتی است. برخی از دانشمندان تفاوت های زیر را برای این دو درنظر می گیرند:
بهطور عمومی، مرشدی یک برنامه ریزی بلندمدت و چشم اندازی گسترده و وسیع دارد ،اما مربیگری یک برنامه ریزی کوتاه مدت است که چشم انداز محدود اما تخصصی دارد.
مرشدی یک رابطة شناختی، کسب وکاری و توأم با انتظارات و نتایج رسمی نیست، بلکه رابطه ای داوطلبانه و عاطفی توأم با همدلی، اعتماد و احترام طرفین است. همچنین، هدف از مرشدی کمک به افراد برای رشد و گسترش افق دید آن هاست )Jean & Audet, 2012(.
نقش های مرشدی
براساس دیدگاه جین و اودیت) 2012(، نقش های مرشد در یادگیری کارآفرینان نوپا به سه دسته تقسیم می شوند: دستة اول نقش شناختی مرشد در یادگیری کارآفرینان نوپاست که شامل توسعة دید و توانایی شناسایی فرصت، توسعة چشم انداز برای کسب وکار، توسعة توانایی های کارآفرین برای انتخاب بهترین راهبرد حل مسئله، فراهم کردن اطلاعات درمورد مشتریان و محصولات خاص، دانش کلامی، دانش سازمانی و راهبرد شناختی است. دستة دوم، نقش عاطفی مرشد در یادگیری کارآفرینان نوپاست که شامل ایجاد و افزایش اعتمادبه نفس و خودباوری دربارة خود و محصولات، افزایش پشتکار در زمان های دشوار، آگاهی درمورد قوت ها و ضعف ها با ارائة بازخورد و درنتیجه توسعة شخصی کارآفرین است. دستة سوم، نقش مدیریتی مرشد در یادگیری کارآفرینان نوپاست که شامل مهارت های اولیه و مدیریتی می شود. براساس دیدگاه کرام) 1985(، مرشد دو کارکرد توسعة شغلی و روانی-اجتماعی دارد. کرام معتقد است مرشدها می توانند پنج کارکرد توسعة شغلی داشته باشند که عبارت اند از حمایتگری، مربیگری، پشتیبانی، ارائة تکالیف چالش برانگیز و افزایش در معرض دید قراردادن و ارتقای دیدگاه های کارآموز. کرام در کارکرد روانی-اجتماعی بیان کرد که مرشدها چهار کارکرد روانی-اجتماعی برای کارآموز دارند و به آن ها کمک می کنند حس خود را توسعه دهند ،حرفه ای باشند )پذیرش و تأیید(، برای مشکلات راه حل ارائه دهند و نظرهای خود )مشاوره( را بیان کنند، احترام بگذارند و حمایتگر باشند و به عنوان الگوی نقش عمل کنند. در
راه اندازی کسب وکارهایشتاب دهنده
پژوهشی، فونگ1 و همکاران )2012( نقش های مرشد را با بهره گیری از مطالعات انجام گرفتهدر هشت گروه به این ترتیب طبقه بندی کردند: نقش پشتیبانی؛ الگوی نقش بودن؛ دوستی؛ مربی بودن؛ تسهیل کنندگی؛ حمایتگری؛ شناسایی کننده و ارزیاب.

راه اندازی کسبوکار جدید
کسب وکارهای جدید2 حاصل تصمیم های کارآفرینانه هستند و با توجه به شرایط داخلی و محیطی نسبت به کسب وکارهای استقراریافته یا درحال رشد، با مخاطرة بیشتری در مسیر حفظ و بقای خود مواجه اند .کسب وکارهای جدید در مرحلة کارآفرینانه هستند و به عبارتی هنوز وارد مراحل دیگر چرخة عمر همچون رشد یا بلوغ نشده اند )Simon & Houghton, 2002(.
کسب وکارهای جدید نوپا هستند و درنتیجه بسیاری از آن ها اهداف بلندمدت و مشخص ندارند و ساختارها و فرایندهای رسمی کمتری دارند .درنتیجه، انتظار می رود نحوة ایجاد و ادارة کسب وکارهای یادشده بسیار مستقیم تر و شدیدتر تحت تأثیر ویژگی های شناختی فرد یا تیم کارآفرین یا مدیریتی آن ها باشد )Forbes, 1999(. راه اندازی کسب وکار شامل سه مرحله از فعالیت هایی است که انجام می گیرند تا تمایل و آمادگی های لازم را برای ایجاد کسب وکار جدید فراهم آورند؛ یعنی ایجاد کسب وکار جدید و فعالیت هایی که در چند سال نخست در توسعة کسب وکار جدید انجام می گیرند تا کسب وکار وارد مرحلة رشد یا بلوغ شود )1999 Festervand & Forbes,(. تصمیم به راه اندازی کسب وکار جدید یک رخداد نیست، بلکه فرایندی است که به تدریج و در طول زمان تکمیل می شود، هرچند خطر شکست همواره وجود دارد .درنتیجه، برای کسانی که یک کسب وکار جدید را شروع می کنند و در ابتدای راه اندازی آن هستند حمایت مرشد فرصتی برای رشد و توسعة دانش و مهارت های مختلف در زمینه های گوناگون فراهم می آورد )Jean & Audet, 2013(. در این پژوهش، چارچوب ارائهشده توسط جین و اودیت) 2012( به دلیل جامعیت و دقت در شناسایی نقش های مرشد،
Fong
New business
مدل مفهومی انتخاب شده است )جدول 1 مدل مفهومی(. این مدل نقش های مرشدها را در سهگروه شناختی، عاطفی و مدیریتی قرار می دهد.
32004232111ردیف

نقش

ردیف

نقش

جدول 1. مدل مفهومی پژوهش نتایج یادگیری
توسعة دید و توانایی شناسایی فرصت،
توسعة یک چشم انداز کسب وکار،
توسعة توانایی های کارآفرین برای انتخاب بهترین راهبرد حل مسئله،
1 ) شناختی Cognitive( 45. . ارائة فراهمراه هاکردن ی جدید اطلاعات برادری مورد کسبمشتروکار،یان و محصولات ویژه،
دانش کلامی )پیشنهادهای راه هایی برای پیداکردن مشتریان ویژه(،
دانش سازمانی )چگونه ارزیابی کردن رابطه با یک شریک(،
راهبردهای شناختی )دانستن اطلاعات کافی قبل از عمل(.
اطمینان دادن به کارآفرین نوپا درمورد توانایی هایش برای موفقیت در کسب وکار خود،
دادن اعتمادبه نفس و خودباوری دربارة خود و محصولاتش،
افزایش استقامت و پشتکار در زمان های دشوار،
افزایش انعطاف پذیری در نتیجة افزایش انگیزه،
آگاهی درمورد قوت ها و ضعف ها با ارائة بازخورد و درنتیجه توسعة شخصی فرد کارآفرین،
آگاه شدن کارآفرین از آن چیزی که هست و چیزی که او م یتواند باشد،
جلوگیری از نگهداشتن مشکلات خود،
کمک به تعیین هدف. 2 عاطفی
)Affective(
کسب مهارت های اولیه،
کمک به مهارت های فنی. 3 مدیریتی
)Managerial(
منبع: جین و اودیت )2012( روش تحقیق
این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها کیفی و از نوع واقع محور است .
دلیل اصلی انتخاب روش تحقیق کیفی، شناسایی دقیق نقش هایی است که مرشدها در راه اندازی کسب وکارهای جدید در محیط کسب وکار ایران ایفا می کنند. جامعة آماری این
تحقیق مرشدهای درحال فعالیت در راه اندازی کسب وکارهای جدید در شتاب دهنده هایدیموند و اواتک و تک هستند. علت انتخاب شتاب دهنده های اواتک و دیموند، وجود تعداد زیاد مرشدها در یک محل و دسترسی آسان تر به آن ها بود و علت انتخاب شتاب دهندة تک هم حضور مرشدهایی با تجربه های مرشدی بیش از 5 سال در کسب وکار بود. در این پژوهش ،از روش نمونه گیری هدفمند و گلولة برفی استفاده شد، زیرا محقق باید به طور دقیق نقش های مرشدها را احصا و با مجرب ترین مرشدان در زمینة راه اندازی کسب وکارهای جدید مصاحبه می کرد. برای نمونه، 17 نفر از مرشدها درنظر گرفته شدند و نمونه گیری تا زمان اشباع نظری ادامه یافت؛ یعنی مرحله ای که اضافه شدن نمونة جدید، نقش جدیدی به نقش های بیان شده توسط نمونه های قبلی برای مرشدهای کارآفرینی نمی افزود. در این پژوهش، اشباع نظری داده ها پس از مصاحبه با نمونة چهاردهم محقق شد و برای اطمینان از کفایت داده ها و افزایش اعتبار یافته ها، مصاحبه ها تا نمونة هفدهم ادامه یافت. پرسش های مصاحبه براساس ادبیات پژوهشی موجود در زمینة نقش های مرشدی و مدل مفهومی جین و اودیت) 2012( طراحی شدند. همچنین، از رویکرد Okumura et al.,1997( 5WH1( برای تشریح نقش های مرشدها و تبیین جنبه های مختلف این نقش ها استفاده شد؛ برای نمونه، در بعد شناختی پرسش هایی شامل «چگونه به کارآفرینان نوپا کمک می کنید تا بتوانند فرصت های کسب وکار را تشخیص دهد؟» و «چگونه کارآفرینان نوپا را به تعمق و تفکر در زمینة کارآفرینی وا می دارید؟» مطرح شد .مقبولیت داده های این تحقیق از طریق تعریف دقیق جامعة آماری )مرشدهای با تجربة بیش از 5 سال در شتاب دهنده ها(، انتخاب درست نمونة تحقیق از طریق درخواست از مرشدها برای معرفی همکاران مجرب خود در این زمینه و طراحی پرسش های مصاحبه براساس پژوهش های پیشین )جین و اودیت ،2012( محقق شده است. اعتمادپذیری ابزار مورد استفاده نیز با بازبینی و اصلاح پرسش های مصاحبه پس از انجام دادن چهار مصاحبة اولیه تأیید شد. تحلیل داده های مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری باز )استخراج شواهد( و محوری )شناسایی شاخص ها و تلفیق و ترکیب آن ها( انجام گرفت.

یافته ها
توصیف جمعیت شناختی
در راستای دستیابی به اهداف تحقیق، با مرشدهای شتاب دهندة آواتک، دیموند و تک ،مصاحبه شد. از 17 نفر شرکت کننده در این تحقیق 13 نفر مرد و 4 نفر زن بودند که رشته های تحصیلی مردها شامل مدیریت منابع انسانی) 1 نفر(، فناوری اطلاعات) 2 نفر(، مدیریت سیاستگذاری )1 نفر(، مهندسی صنایع) 3 نفر(، مدیریت کارآفرینی) 2 نفر(، مهندسی نرم افزار )2 نفر(، تجارت الکترونیک) 1 نفر( و ریاضی) 1 نفر( بود و رشته های تحصیلی خانم ها شامل مدیریت اجرایی) 1 نفر(، مدیریت فناوری )1 نفر( و مهندسی صنایع) 2 نفر( بود. از مردها 1 نفر مدرک دیپلم ،6 نفر مدرک کارشناسی ،2 نفر مدرک کارشناسی ارشد و 4 نفر مدرک دکتری و از خانم ها 1 نفر مدرک کارشناسی و 4 نفر مدرک کارشناسی ارشد داشتند .همچنین، حداقل سابقة فعالیت مرشدی در بین شرکت کنندگان 2 سال و حداکثر سابقة آن ها 30 سال در زمینه های گوناگون از جمله ارزیابی ایده، طراحی و توسعة محصول، تحقیقات بازار و شناسایی مشتری و توسعة تحول فردی در گروه بود. حداقل عمر کسب وکار مرشدها 2 سال و حداکثر 35 سال بود .درمجموع، 13 ساعت و 10 دقیقه مصاحبه با این افراد انجام و پیاده سازی شد که حداقل طول مصاحبه 21 دقیقه و حداکثر 2 ساعت و 50 دقیقه بوده است.

تحلیل مصاحبه ها
برای تجزیه و تحلیل داده ها ابتدا تمام مصاحبه های ضبط شده به متن های نوشتاری که محتوای دقیق گفت وگوها را دربرداشتند، تبدیل شدند. در مرحلة بعد، هریک از مصاحبه ها جمله به جمله بررسی شد و عبارت هایی که در آن ها به نقش های مرشد اشاره شده بود مشخص شدند که مبنای استخراج کدهای باز قرار گرفتند. در گام بعد، به منظور کدگذاری محوری ،نقش های مشابه مرشدها دسته بندی شدند، موارد تکراری حذف شدند و موارد متفاوت در یک بعد یا شاخص جدید قرار گرفتند. همچنین، شاخص های مربوط به هر نقش شناسایی شدند .
سپس به منظور ارتباط شاخص ها با هریک از ابعاد، ارتباطات لازم بین هر نقش و شاخص های آن ایجاد شد .در جدول 2، پنج شاخص شناسایی شده و چارچوب نهایی و مدل مفهومی به دست آمده در این تحقیق ارائه می شود. براساس جدول 2، مرشدها در بعد شناختی به هدایت کارآفرینان در زمینه های خودشناسی، نظم بخشیدن به فکر و ذهن، قدرت شناختی ،واقع بینی، شناسایی و حل مسئله، نوآوری، یادگیری، تفکر انتقادی، دانش تخصصی و شناسایی فرصت می پردازند. در بُعد عاطفی، مرشدها در کارآفرینان انگیزه ایجاد می کنند، آن ها را همراهی و پشتیبانی می کنند، تمایل به ریسک پذیری را در آن ها افزایش می دهند، به آن ها بازخورد می دهند و به تغییر نگرش آن ها کمک می کنند. در بعد مدیریتی، مرشدها کمک می کنند تا کارآفرینان اهداف خود را تعیین کنند، تعهدپذیر باشند ،قوت ها و ضعف های خود را بشناسند ،برای کسب وکار خود چشم انداز تعریف کنند، برای محصولات و خدمات خود بازاریابی کنند ،تیم سازی و شبکه سازی کنند و ارتباطات مستحکمی برقرار کنند. همچنین، مرشدها از طریق انتقال تجربیات و نفوذ کلامی، کارآفرینان را رهبری می کنند. سرانجام، مرشدها در بعد روان شناختی، خودباوری کارآفرینان را افزایش می دهند، اعتمادبه نفس متوازن و حس اعتماد در آن ها ایجاد می کنند و از فشارهای آن ها می کاهند.

جدول 2. مدل مفهومی تحقیق
3200420922

نقش مرشد شاخص ها زیر شاخص ها
شناختی خودشناسی – شناخت ذهنیت ها و ظرفیت های فکری
تفکر خرد
تصویرسازی ذهنی
تفکر کلان نظم دهی به فکر و ذهن کارآفرین
توانمندی های شناختی و ذهنی
چندجانبه نگری به وقایع
توانمندی در شناخت مهارت ها قدرت شناخت کارآفرین
واقع بینی درمورد توانمندی های خود
واقع بینی در زمینة کسب وکار و وقایع واقع بینی
شناسایی و حل مشکل
توانمندسازی کارآفرین در حل مسئله شناسایی و حل مسئله
نوآوری – شناسایی ایده
ارزیابی ایده
توسعة ایده
پیاده سازی ایده

ادامة جدول 2. مدل مفهومی تحقیق
-8534320922

نقش مرشد شاخص ها زیر شاخص ها یادگیری – شناسایی نیازهای یادگیری
ازبینبردن موانع و چالش های یادگیری
معرفی شیوه ها و ابزارهای یادگیری
خودباوری یادگیری
-8534318288



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 279-298-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 298-279

طراحی برنامة مرشدی در کسب وکار: انتخاب متربی شایسته

محمد عزیزی1، عاطفه آقاییپور2
استادیار دانشکدة کارآفرینی دانشگاه تهران
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 23/12/1395 تاریخ پذیرش: 04/02/1396

چکیده
راه اندازی و مدیریت کسب وکار جدید به شناخت و توسعة شایستگی ها و مهارت های خود، بازار و مشتریان نیاز دارد. برنامة مرشدی کسب وکار در راستای توسعة شایستگی های کارآفرینان است. در این برنامه، انتخاب متربی شایسته نقش اصلی و محوری در موفقیت برنامة مرشدی دارد؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی های مورد نیاز متربی کسب وکار است. جامعة آماری شامل مرشدهای مجرب در شتابدهندها می شود. پژوهش حاضر بهلحاظ هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی است. همچنین، به منظور احصای شایستگی های متربی از مصاحبة نیمه ساختاریافته استفاده شده است. روش نمونه گیری هدفمند و ملاک تعیین حجم نمونه، اشباع نظری است که در نمونة دهم اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. نتایج پژوهش بعد شایستگی های حرفه ای شامل سه مقولة تیم سازی، ایده و محصول و شناخت بازار را به چارچوب کلاتربک اضافه کرده است. برای تیم سازی 7 مؤلفه، ایده و محصول 5 مؤلفه و شناخت بازار 6 مؤلفه شناسایی شد. دو مقولة جدید شامل ویژگی های کارآفرینانه و آمادگی به بعد شایستگی های شروع رابطه اضافه شد. درمجموع، 4 بعد و 16 مقولة جدید به شایستگی های مورد نیاز متربیان کسب وکار اضافه شده است.

واژه های کلیدی: شایستگی های کارآفرینانه، متربی، متربی کسب وکار، مرشد.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
انتخاب متربی شایسته و پرورش آن عاملی کلیدی در راه اندازی و مدیریت کسب وکارهایآینده محسوب می شود. افزایش همه جانبة دانش و توانمندی های کارآفرین در سال های اولیة شروع کسب وکار عاملی مهم در نجات کسب وکار وی است )Gartne,1999(. فارست و همکاران )1991( یکی از دلایل شکست کسب وکارهای جدید را، نبود تجربه و شایستگی های لازم در برخی از کارآفرینان می دانند) پاک، 1395(. متربی کسب وکار به منظور آمادهشدن برای ورود به دنیای کسب وکار باید از توانایی ها و شایستگی های لازم برخوردار باشد. به منظور افزایش شانس موفقیت متربی کسب وکار باید توانمندی ها و شایستگی های لازم را در آن ها از طریق بهره گیری از یک یا گروهی از مرشدها ایجاد کرد. مرشدی رویکردی جامع، مدرن و هدف محور در تبدیل دانش به مهارت و ایجاد تغییر و تحول در یادگیری در راستای کمک به بهبود شایستگی ها و توانایی های افراد به شمار می رود )عزیزی و گودرزی، 1395(. آمادگی متربی برای همکاری با مرشد عاملی اساسی در موفقیت رابطه است. ضعف ادبیات دانشگاهی در این است که تحقیقات کافی در حیطة شایستگی های مرشد و متربی وجود ندارد )Clutterbuck, 2005(. اهمیت و ضرورت پژوهش از آنجا روشن می شود که علی رغم نبودن پژوهش های داخلی می توان با بررسی شایستگی های مورد نیاز متربی کسب وکار، به فهمی جدید از متربی شایسته کسب وکار دست یافت. درنتیجه، هدف اصلی این پژوهش شناسایی شایستگی های متربیان کسب وکار است.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق شایستگی های کارآفرینان
راه اندازی و مدیریت کسب وکار در محیطی که با پیشرفت فناوری به سرعت تغییر می کند، پیچیده است؛ بنابراین، کارآفرین باید با عوامل محیطی مقابله کند که او را به ارتقای شایستگی هایش در ابعاد مختلف فکری، نگرشی، رفتاری، فنی و مدیریتی سوق دهد. درنتیجه، کارآفرین در زمینة گسترش شایستگی هایی که موجب موفقیت در تلاش های کارآفرینی آنان می شود، با چالش روبه رو است )Kochadai, 2012(. برد )1995( شایستگی های کارآفرینانه را مجموعه ای از ویژگی های ضمنی مانند دانش عمومی و تخصصی، انگیزه ها، مهارت ها،نگرش ها، ارزش ها، باورها، توانایی ها، شخصیت، تخصص )اجتماعی، فنی، مدیریتی(، طرزفکر و گرایش های رفتاری می داند که در نتیجة آغاز به کار، ابقا و رشد یک کسب وکار مخاطره آمیز بروز کرده است )Clutterbuck, 2005(. به اعتقاد انیو و اینین )2008(، شایستگی های کارآفرینانه این توانایی را به کارآفرین می دهد که از ایده ای در ذهن به خلق ارزش نائل شود )عزیزی و همکاران، 1392(.

متربی کسب وکار
معنای لغوی واژة متربی در فرهنگ لغت دهخدا، غذادهنده، کسی که غذا میدهد و میپروراند و تربیت می کند و در فرهنگ معین برابر با پرورشدادن است )صدر، 1388(. در زبان انگلیسی، برای متربی واژه های متفاوتی از جمله mentee و protégé )در برنامة مرشدی( و Coachee )برای برنامه مرشدی( استفاده می شود. متربی شخصی است با تجربة کمتر از فرد دارای تجربة بیشتر )مرشد(، خرد، دانش، مهارت و تجربه را از مرشد دریافت می کند و بهره می گیرد. متربی «معیاری» برای اندازه گیری تعامل ارتباط بین خود و مرشد است؛ یعنی متربی ظرفیت اتصال رابطة مرشدی را تعیین می کند و براساس میزان کمک و راهنمایی مرشد درمورد نیازها تصمیم می گیرد. متربی باید ابتکار عمل لازم را برای درخواست کمک و به چالشکشیدن تکالیف بیشتر داشته باشد )Clutterbuck, 2005(. منظور از متربی کسبوکار در این پژوهش، فردی است که ایده ای دارد و درگیر فعالیت های راه اندازی کسب وکار است. این فرد در شتاب دهنده ها مستقر است و از امکانات موجود در شتاب دهنده مانند داشتن مرشد، سرمایه، فضای کار، شبکه ها و… بهره مند می شود.

مرشد
برای مرشد معادل فارسی دقیقی وجود ندارد. این کلمه دراصل به فردی گفته می شود که در یکی از افسانه های یونان قدیم به نام «ادیسه» نوشتة هومر آمده است. در این داستان، اودی سیوس هنگام عزیمت به شهر و جنگ با ترویانز مسئولیت حفاظت و پرورش تلماکوس فرزندش را به منتور، یکی از دوستانش، سپرد. از آن پس منتور به کسیکه مسئولیت پرورشفرد دیگر را به عهده گیرد، اطلاق شده است. برخی برای منتور واژه های عربی، مرشد، راهنماو… را ذکر کرده اند که همة آن ها بهنحوی صحیح اند، ولی به تنهایی تمام صفات منتور را نمایان نمی سازند، زیرا منتور راهنمایی قابل اعتماد، معلم، مشاور، حامی، مرشد و دوستی است که با اتکا به عقل و تجربیات خود، حمایت و هدایت دیگری را به عهده می گیرد و در فرد پرورش گیرنده بصیرت و خلاقیت ایجاد می کند و او را برای مسئولیت های زندگی و فعالیت های مشخصی آماده می سازد. مرشدی روشی برای آموزش و پرورش افراد است که در آن فردی به عنوان «منتور» مسئولیت پرورش همه جانبة دیگری را به عهده می گیرد )کریمی مونقی و مقدم، 1393(. کلاژن و کلاتربک )2012( مرشدی را فرایندی می دانند که در آن یک فرد )مرشد( شخصی دیگر )متربی( را ترغیب می کند که یادگیری خودش را مدیریت کند، به طوریکه کارآموز در فراگیری دانش جدید، مهارت و توانایی و ایجاد انگیزة مسـتمری برای انجام دادن این کار، به خود متکی شود )قلیپور و هاشمی، 1394(.

پیشینة پژوهش
کلاژن و کلاتربک )2012( در کتابی با عنوان پیاده سازی برنامة مرشدی به ویژگی ها و رفتارهای متربی و مرشد مانند داشتن کنترل درونی، داشتن دید مثبت به رابطة مرشدی، داشتن دید باز درمورد بازخوردهای دریافتی از طرف مرشد، اعتماد، احترام گذاری اشاره می کند.
آلرد، گاروی و اسمیت )2014( در کتابچة راهنما، رابطة بین مشاور و متربی و ویژگی های آن ها را شناسایی و بررسی کرده اند. کلاتربک در سال 2005 و مگینسون 2006 طبیعت و مفهوم شایستگی ها و صلاحیت های متربی را با استفاده از روش کمی و کیفی بررسی کرده و هم زمان چارچوبی عملی برای بهبود شایستگی های متربی به منظور یاری او قبل و در حین رابطة آموزشی ارائه داده است )Clutterbuck 2005; Megginson, 2006(. این پژوهش یافته های پژوهش کلاتربک را تأیید و بعد جدید )شایستگی های حرفه ای( و دو مقوله )آمادگی و ویژگی های کارآفرینانه( را به چارچوب کلاتربک اضافه میکند. کانر و پوکرا )2012( درکتابی با عنوان مشاوره و مرشدی در کار، متربی را «مشتری» درنظر می گیرند. از نظر آن ها،مشتری درحال همکاری با مرشد یا بخشی از تیمی است که با مرشد همکاری می کند. همچنین، آن ها به شایستگی هایی مانند آشنایی با خود، داشتن انتظارات واقعی، رسیدن به توافق کاری، آینده نگری و قانونمندبودن، بیشفعالی، استفاده از فضای انعکاسی، پیشرفت قوة تخیل خود، شناسایی منابع و به درستی کارکردن، هدف گذاری و برنامه ریزی کاری، بهبود مهارت ها و ایجاد تغییرات اشاره می کنند. زکریا و فیشلر )2009( دربارة چهار موضوع مرتبط با متربی )مرحلة انتخاب منابع، مرحلة تنظیم و جهت دهی منابع، مرحلة توسعة منابع، مرحلة بستهشدن منابع( بحث می کنند. عابدین و حسن )2012( پژوهشی دربارة «بررسی شیوه های مرشدی مؤثر برای توسعة متربی» انجام داده اند و ادبیات دربارة مرشد را بهمنظور کمک به مرشد-متربی در توسعه بهترین شیوه برای مرشدی مؤثر برای توسعة متربی ارائه کرده اند.
اهداف برنامة مرشدی دانشکدة کالیفرنیا در امریکا که فلدمن )2010( ارائه داده است، شامل ارائة نمای کلی از برنامة مرشدی دانشکده، توصیف مفاهیم و مزایای مرشد، تعریف نقش مرشد و متربی و ارائة راهکارهایی برای یک متربی مؤثر می شود )Feldman & MPhil, 2010(. پین )2011( به نکاتی برای متربی خوب مانند آمادگی داشتن، تمرین کردن، تنظیم نتایج، شفاف سازی درمورد آنچه می خواهید انجام دهید، تمرکزداشتن، زمان برای تأمل، پنهاننکردن احساسات و صادقبودن اشاره میکند. مایک هاناسلو )2014( در کتابچة راهنمایی برای مرشد و متربی به بررسی نقش های مرشد و متربی، ویژگی های آن ها، راهنمایی برای مرشد و متربی در برنامة مرشدی آتی، کمک برای اجرای برنامه و ارائة مشاوره برای رابطة مرشدی می پردازد. دانشکدة هادرزفیلد درانگلستان مزایای مرشدی مؤثر برای متربی، ویژگی هایی برای متربی موفق و رابطة متقابل مرشد و متربی را بیان می کند و هدف آن تصمیم گیری درمورد انتخاب بهترین رابطه با مرشد و استفاده از راهنمایی مرشد است )015Kruger, (. بستة تعلیمی2 ویژگی های متربی خوب مانند داشتن ابتکار عمل، احترام به تعهدات، انتظار حمایت نه معجزه از مرشد، صریح صحبت کردن، تعلیم پذیربودن، چیزی را دنبالکردن و نگاه به آینده را بررسی و مطرح می کند )2014 Block,(. در این پژوهش ،چارچوب شایستگی های متربی کلاتربک )2005(، مدل مفهومی درنظر گرفته شد )جدول 1(.
کلاتربک شایستگی ها را در سه دسته طبقه بندی می کند که شامل شایستگی های شروع رابطه، شایستگی های مدیریت رابطه و شایستگی های پایان رابطه می شود. در این راستا، از شایستگی های شروع رابطه با مرشد )پیش فعالی- تمرکز، مهارت واضح سخنگفتن- مهارت گوشدادن، احترام-احترام به خود(، شایستگی های مدیریت رابطه )آموزش- یادگیری، چالشکردن- به چالش کشاندن، پرسیدن، آماده شدن-تأملکردن( و شایستگی های اتمام رابطه )فرایند آگاهی، فرایند مدیریت، استقلال- وابستگی، بازخورد داخلی-بازخورد خارجی، قبول تعهد-انجام دادن تعهد پیش از موعد( استفاده شده است.

جدول 1. شایستگی های متربی
شایستگی‌های‌بلوغ‌یا‌اتمام‌رابطه ‌ شایستگی‌های‌مدیریت‌رابطه ‌ شایستگی‌های‌شروع‌رابطه ‌
قبول تعهد- انجام دادن تعهد زودتر از موعد یادگیری-آموزش پیشفعالمحوری- تمرکز
آگاهی از فرایند- مدیریت فرایند چالشکردن- به چالش کشاندن احترام- احترام به خود
بازخوردهای بیرونی- درونی پرسیدن مهارت گوشدادن- به خوبی بیانکردن
استقلال- وابستگی آمادهشدن در هر جلسه-تأملکردن
منبع: کلاتربک و لان )2004(

شایان ذکر است پژوهش داخلی به منظور بررسی صریح شایستگی های متربی کسب وکارصورت نگرفته است. اکبری و غلام زاده )1394( شایستگی های جوانان روستایی را در زمینة کسب وکار شناسایی کرده اند. نتیجة این پژوهش کیفی نشان داد در زمینة آموزش شایستگی به جوانان روستایی باید به زمینة کاری، حوزة کسب وکار و شرایط روستا توجه کرد و با درنظرداشتن آن شرایط دوره های آموزشی را سامان داد. محمدی مهر و ملکی )1390( پژوهشی را با روش کیفی با عنوان جستاری بر شایستگی های مورد نیاز یادگیری مادام العمر دانشجویان پزشکی عمومی انجام داده اند. براساس نتایج آن، با توجه به ضرورت یادگیری در حرفة پزشکی، برنامه ریزان آموزشی می توانند در بازنگری برنامة درسی دورة پزشکی از یافته های پژوهش بهره مند شوند، دانشجویان را به شایستگی های مورد نیاز تجهیز کنند و یادگیرندگان را در حوزة پزشکی تربیت کنند.

روش تحقیق
روش تحقیق برحسب هدف کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات کیفی است. جامعة آماری مرشدهای مستقر در شتابده هندهای دیموند، اواتک، فینوا و نوتک است. مرشدها افرادی هستند که 1. کسب وکاری را راه اندازی کرده اند؛ 2. برخی از آن ها در موقعیت متربی قرار گرفته اند و سابقه و تجربه دارند؛ 3. اکنون نیز در نقش مرشد کسب وکار فعالیت دارند و به طور مستقیم با متربی کسب وکار در ارتباط هستند؛ بنابراین، یکی از بهترین گزینه ها برای شناخت شایستگی های متربی هستند. علت انتخاب این شتاب دهنده ها، وجود تعداد زیاد مرشدها در یک محل، حضور مرشدهایی با کسب تجربه های مرشدی بیش از هفت سال در کسب وکار است. از مصاحبة نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها استفاده شده است. روش نمونه گیری هدفمند، نمونه گیری هدف دار از نوع قضاوتی است. به این ترتیب، محقق برای کسب اطلاعات مطلوب با افرادی که بهترین شرایط را برای ارائة اطلاعات موردنیاز دارند )تجربة راه اندازی کسب وکار، تجربة مرشدی در کسب وکار، داشتن دانش در زمینة مرشدی و کسب وکار( مصاحبه کرد. ملاک تعیین حجم نمونه، اشباع نظری بود؛ مرحله ای که اضافه شدن نمونة جدید، شایستگی جدیدی به شایستگی های ذکرشده توسط نمونه های قبلی اضافه نمی کرد. اشباع نظری با مصاحبه با نفر دهم حاصل شد و برای اطمینان از کفایت داده ها وافزایش اعتبار یافته ها، مصاحبه ها تا نمونة سیزدهم ادامه یافت. برای گردآوری داده ها از مصاحبة نیمه ساختاریافته استفاده شد. ابتدا پرسش های مصاحبه براساس ادبیات پژوهشی موجود و چارچوب شایستگی های متربی )کلاتربک و لان، 2005( نوشته شد )جدول 1(. نمونه ای از پرسش های مصاحبه عبارت اند از: 1. چه شایستگی ها و معیارهایی را برای پذیرش متربی کسب وکار درنظر می گیرید؟ 2. متربی برای ورود به برنامة مرشدی باید چه مهارت ها و شایستگی هایی داشته باشد؟ 3. درصورتی که قبلاً متربی بوده اید، چه مهارت و شایستگی هایی در آن مرحله داشته اید؟ 4. یک متربی باید چه مهارت و شایستگی هایی داشته باشد تا مستقل شود و روی پای خود بایستد؟ روایی داده های کیفی از طریق تعریف دقیق جامعة آماری، انتخاب درست نمونة تحقیق و طراحی پرسش های مصاحبه براساس پژوهش های پیشین محقق شده است. کیفیت ابزار نیز با بازبینی و اصلاح پرسش های مصاحبه پس از انجام دادن سه مصاحبة اولیه تأیید شد. برای اطمینان از پایایی نیز مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافت. برای تحلیل یافته های مصاحبه ها، از کدگذاری باز و محوری استفاده شد. ابتدا از طریق کدگذاری 320 مفهوم اولیه استخراج شد که در مراحل بعدی کدها در 4 بعد و 16 مقوله دسته بندی شدند.

یافته ها
توصیف جمعیتشناختی
از 13 نفر شرکت کننده در این تحقیق، 10 نفر مرد و 3 نفر زن بودند. حداقل عمر کسب وکار مرشدها 2 تا 15 سال است. بیشتر آن ها در این زمینه بیش از 7 سال سابقة فعالیت داشتند. تمامی مرشدها دارای کسب وکار و تحصیلات دانشگاهی در مقطع ارشد یا دکتری بودند. 9 نفر تحصیلات در مقطع کارشناسی ارشد و 4 نفر تحصیلات در مقطع دکتری داشتند.

287 در کسب وکار: انتخاب متربی شایسته مرشدی طراحی برنامة
جدول 2. ویژگی های جمعیتشناختی تحصیلات ‌ سابقة‌
فعالیت ‌ تخصص‌در‌زمینة‌مرشدی ‌ سن ‌ جنسیت ‌
کارشناسی ارشد برق 2 توسعة محصول، شناسایی مشتری، مدیریت مالی 32 مرد
کارشناسی ارشد MBA 5 ارزیابی ایدة کارآفرین از طریق مدل های مدیریتی 30 مرد
دکتری مدیریت 5 توسعة محصول 31 مرد
کارشناسی ارشد کارآفرینی 3 ارزیابی ایده با استفاده از بوم کسب وکار 30 مرد
کارشناسی ارشد IT 3 بازاریابی محتوا 37 مرد
کارشناسی ارشد کامپیوتر 15 راه اندازی شرکت های نوپا، طراحی مدل کسب وکار،بازاریابی و شیوه های مدیریت استارتاپها 52 مرد
کارشناسی ارشد مدیریت 10 ارزیابی ایده و بازآفرینی کسب وکار 42 زن
دکتری مهندسی برق 8 ارزیابی ایده های کارآفرینی و سرمایه گذاری 47 مرد
کارشناسی ارشد الکترونیک 7 ارزیابی ایده، راه اندازی کسب وکار 37 مرد
کارشناسی ارشد کامپیوتر 7 ارزیابی ایده و بازآفرینی کسب وکار 38 مرد
دکتری مکانیک 4 ارزیابی ایده 35 مرد
کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی 5 طراحی محصول و بازاریابی 33 زن
دکتری )DBA( 15 برنامه ریزی راهبردی، مهندسی مجدد فرایندها،
توسعة خوشه های کسب وکار، عارضه یابی سیستم ها 48 زن

برای تجزیه و تحلیل داده ها، متن کامل مصاحبه ها از روی فایل های صوتی ضبط شده به صورت مکتوب نوشته شد تا داده های خام برای کدگذاری فراهم شود. درادامه، گام های تحلیل توضیح داده می شوند. گام اول؛ کدگذاری اولیه یا همان شناسایی شواهد از مصاحبه ها )جدول 3( به تفکیک نمونه ها انجام گرفت.

جدول 3. کدگذاری اولیه و شناسایی شواهد )نمونة مصاحبة 5(
‌روایت ‌
ما معمولاً خیلی منتورپذیر نیستیم، چون در رفتارمان عادت به پذیرش منتور نداریم. وقتی در کسب وکار مجبور میشیم که منتور و مرشد داشته باشیم، چیزی درمورد آن بلد نیستیم. مهم ترین عامل این است که شخص پذیرا و پذیرنده باشد.
شخصیت افراد برای پذیرش حرف دیگران منتور خیلی کمک می کند.
باید ذهنی باز برای پذیرش حرف های مختلف داشته باشیم و بهدنبال مشورتگرفتن از مشاور باشیم. باید قبل از هر جلسه آمادگی لازم را بهدست آوریم. سپس شروع می کنیم دربارة موضوع پرسش و تحقیق کردن و آماده شدن برای بحث.
باید آمادة پذیرش چالش باشیم و برای یافتن راه حل مناسب، مشتاق به بحثکردن و درککردن موضوع باشیم. همچنین، باید به حضور مرشد و اثربخشی مرشد اعتقاد داشته باشیم و حداقل حرف مرشد را به عنوان یک حرف و نظر بپذیریم.
مهم است طی جلسات متعددی که برگزار میشود، مرشد این حس رو داشته باشد که روی نظر ارائه شده فکر شده است و پیگیری نظرهای مرشد توسط متربی با دلایل مشخص پذیرفته یا رد شود، مرشد باید حس کند که شخص قبل از هر جلسه آمادگی لازم را دارد و روی پرسشهایش کار کرده است و با مشتی اطلاعات خام مواجه نشود.
-17163531388364

معمولاً جلساتی خوب برگزار می شود که فرد باید روی انتخاب های مختلف قبل از هر جلسه فکر کرده باشد. شخص با تصمیمات متعددی در جلسه حضور دارد و می خواهد درمورد تصمیماتی که دربارة آن فکر کرده یا به نتیجه ای رسیده است انتخاب کند. انتظاری نیست که شخص نظر مرشد را بپذیرد و اجرایش کند. از جلسه ای که نظر مرشد را به چالش بکشانند استقبال می کنم. همیشه نیاز است فرد منتور داشته باشد و ممکن است سطح منتور تغییر کند، ولی همیشه منتور دارد و تشخیص با خود فرد است.

-6857920922

شناسایی‌شواهد ‌1. پذیرش منتور و مرشد
شخصیتی منتورپذیر داشتن
داشتن ذهن باز
جست وجوی مشاوره از دیگران
داشتن آمادگی قبل از هر جلسه
پرسش و تحقیق درمورد موضوع مورد بحث
آمادهبودن برای بحث
چالش پذیربودن
توانایی درک موضوع
اعتقادداشتن به توانایی و اثربخشی مرشد
تفکر دربارة نظرهای مرشد و پیگیری آن ها
پذیرش یا رد نظر مرشد با دلایل
آمادگی پیش از شروع هر جلسه
تأمل روی پرسش از مرشد
تصمیمگیری قبل از جلسه
تفکر درمورد انتخاب مختلف قبل از هر جلسه
ایجاد چالش برای بحث ها
نیاز مستمر به مرشد و مربی
در گام دوم تحلیل، کدگذاری ثانویه یا همان شناسایی مؤلفه ها از مصاحبه ها به تفکیک انجام گرفت که در جدول 4 مشاهده می شود. از آنجاکه تعداد مؤلفه ها زیاد بود، برای نمونه فقط مؤلفه های مرتبط با بعد شایستگی های حرفه ای آورده می شود.

-1407231648

جدول 4. مؤلفه های شناسایی شده در بعد شایستگی های حرفه ای ردیف ‌مقوله‌ها ‌ کد‌مؤلفه‌ها ‌
448-327-194-106-64-48-42-39-13 1 توانایی همکاری در تیم
362-41 2 قابلیت ارائة محصول
385-108-66-47 3 توانایی اجرای ایده
365-340-162-117-81-43 4 داشتن ایدة خوب
438-364-107 5 جرئت بیان ایده
349-346-8 6 تعهدداشتن به ایده
406-344-264-300 7 پذیرش تیم
-37-369-301-195-193-180-163-161-160-116-83-74-40 422-419-418-407-374-341-323 8 کامل و منسجمبودن تیم
430-387-388-386-272-312-300-235-206-166-78-77 9 شناخت بازار و مشتری
390-361-316-315-318-190-79-80 10 قابلیت گسترش و رشد محصول
360-358-87 11 داشتن اطلاعات در زمینة قوانین
429-428-444-443-442-394-434-181-177 12 توانایی جذب مشتری
395-367-314 13 توانایی جذب سرمایه
پیشرفت تیم براساس برنامه ریزی 96-287-336
-1407201353

داشتن نگاه کسب وکاری 303-317

در گام سوم تحلیل، 18 مقوله شناسایی و در چهار دسته طبقه بندی شد که شامل شایستگی های شروع رابطه، شایستگی های مدیریت رابطه، شایستگی های پایان رابطه و شایستگی های حرفه ای می شود.

جدول 5. ابعاد اصلی شایستگی ‌ها، مقوله ها و مؤلفه های آن ها ‌
مراحل مقوله مؤلفه
‌خودشناسی
‌شناسایی جایگاه خود و مرشد
‌شناخت وضعیت و نیازهای هر مرحله تجربة کاری و راه اندازی کسب وکار پذیرش تیم برای همکاری ‌ آمادگی ‌ شایستگی های شروع رابطه ‌

مراحل
128384319813

-9661641048512

ویژگی های کارآفرینانه خلاق و نوآور تحمل ابهام ابتکار عمل داشتن بلندپرواز و جاه طلب ذهنیت کارآفرینانه ریسک پذیربودن
مهارت واضح سخنگفتن- تفکر دید باز داشتن
مهارت گوشدادن توانایی صحبتکردن توانایی شنود مؤثر
-96616419811

احترام به مرشد و دیگران- رعایت احترام برای خود و مرشد
احترام به خود پذیرفتن توانایی های مرشد قدردانی از مرشد ایجاد اعتماد
تمرکزداشتن فعالبودن
داشتن چشم انداز دریافت اصل حرف مرشد مشورتپذیربودن
داشتن اشتیاق و انگیزه هدف گذاریکردن
وقت و انرژی کافی گذاشتن پشتکارداشتن سماجت در کارها تمرکز- پیش فعالی قابلیت کمکگرفتن قابلیت یادگیری قابلیت رشد و بهبود درونیکردن آموزش ها
داشتن دانش و تخصص مورد نیاز تأثیرپذیری از مرشد یادگیری – آموزش شایستگی های مدیریت رابطه
-576020195072

-5760201931162

اهمیتدادن به وقت و انرژی مرشد
کمک به افراد از راه های مختلف پذیرش رویکرد تغییر
-5760203555

توانایی بحث و مذاکره
نداشتن انتظار معجزه از مرشد بیان مسائل و مشکلات با مرشد داشتن همة انتظارات از خود
دنبال سرنخ بودن نه جواب پرسشها درگیرکردن مرشد در فعالیت ها توانایی پذیرش صحبت های مختلف چالشکردن- به چالشکشاندن
توانایی پرسیدن
روراستبودن با خود و مرشد مطرحکردن پرسشهای مولد شناخت انواع پرسش پرسیدن- آزادیداشتن
توانایی تأمل و تفکر آمادگی قبل از هر جلسه
شناسایی مشکلات و تلاش برای حل آن ها داشتن نظم و انضباط پیگیری در انجام دادن امور آمادهشدن- تأملکردن
مراحل

فرایند آگاهی- فرایند مهارت های برنامه ریزی و تصمیم گیری مدیریت بهعهدهگرفتن مسئولیت برای مدیریت رابطه
تلاش برای ازبینبردن ترس دانستن نیازها و آگاهی از رابطه با مرشد مسئولیت پذیربودن همراهکردن مرشد با خود داشتن رابطة تیمی با مرشد متفاوت بدون بلوغ در هر مرحله داشتن منطق فکری داشتن قدرت تخیل داشتن اعتمادبه نفس و قدرت انتخاب مدیریت استرس
توانایی های فردی )داشتن منطق فکری، توانایی حل مسئله
-244203119813

شایستگی های پایان رابطه وابستگی- استقلال
-19811876631

و تحلیل، داشتن قدرت تخیل، داشتن مهارت های نرم، داشتن اعتمادبه نفس و قدرت انتخاب، توانایی پذیرش اشتباه، مدیریت استرس، مدیریت رابطه، مدیریت تعارض توانایی مدیریت کسب وکار، توانایی بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، توانایی رهبری، تلاش برای کسب منابع( مراحل
223019619813

بازخورد داخلی- خارجی دریافت بازخورد
دادن بازخوردانتقادپذیربودن به مرشد
آشنایی با انواع بازخورد
-1981119812

قبول تعهد- انجام دادن تعهد تعهدداشتن پیش از موعد مقرر درست انجامدادن کارها
رسیدن به اهداف
رسیدن به توافق کاری
انجامدادن کارها به صورت عملی خودداری از کارهای همزمان
توانایی همکاری در تیم
برخورداری از تیم مکمل و منسجم داشتن اطلاعات در زمینة قوانین داشتن آرمان مشترک اعضا پیشرفت تیم طبق برنامه روحیة تعامل برد-برد داشتن رفتار مناسب تیمی تیمسازی شایستگی های حرفه ای
توانایی راه اندازی ایده توانایی منسجمکردن ایده ها جرئت بیان ایده تعهد به ایده
قابلیت ارائه، گسترش و رشد محصول ایده و محصول
-1030553196596

-45711394460



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 181-200-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 200-181

تحلیل تاب آوري کسبوکارهاي روستایی در شهرستان ملکان

حجت ورمزیاري1 – بابک ایمانی2
استادیار دانشکدة اقتصاد و توسعۀ کشاورزي، گروه مدیریت و توسعۀ کشاورزي، دانشگاه تهران
دانشجوي کارشناسی ارشد توسعۀ روستایی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 14/09/1395 تاریخ پذیرش: 29/01/1396

چکیده
توسعۀ کارآفرینی و تداوم فعالیت بنگاه هاي اقتصادي در محیط هاي کسبوکار متغیر و چالش برانگیز، در گرو شناخت تاب آوري و برنامه ریزي براي تقویت آن در کسبوکارها است. بسیاري از بنگاه هاي کوچک و متوسط روستایی در اثر عدم تاب آوري مناسب، در سال هاي ابتدایی با شکست مواجه می شوند. در این راستا این مقاله با روش کمی، به بررسی تاب آوري مالکان کسبوکارهاي روستایی و واکاوي ساختار عاملی تاب آوري کسبوکار آن ها پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردي و از نظر گردآوري داده ها، پیمایشی است. نمونۀ آماري پژوهش ،120 نفر از مالکان کسب-وکارهاي روستایی غیرکشاورزي شهرستان ملکان استان آذربایجان شرقی بودند. ابزار پژوهش، پرسشنامۀ استانداردي بود که با استفاده از مقیاس تاب آوري کانر- دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس تاب آوري در طول عمر کسبوکار (-LRSB) طراحی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS23 انجام شد. نتایج تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که شش عامل توان تطابق و آینده نگري%( 23)، تعامل با مشتریان%( 14)، موقعیت طلبی%( 11)، حمایت خانوار%( 8)، برنامه ریزي راهبردي%( 7) و حمایت دولت%( 6) در مجموع حدود% 69 درصد واریانس سازة تاب آوري کسبوکارهاي روستایی را تبیین کرده اند.

واژه هاي کلیدي: اقتصاد مقاومتی، آینده نگري ،تاب آوري ،تطابق، شهرستان ملکان، کسبوکار روستایی

Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
نواحی روستایی به عنوان کانون تولید کشور محسوب می شوند و نقش اساسی در تأمین استقلال ایران به ویژه از منظر امنیت غذایی دارند .روستاها داراي قابلیت هاي اقتصادي فراوانی هستند که در صورت برنامه ریزي صحیح، می توان با شکوفایی آن ها، اقتصاد پویا و متنـوعی را در نـواحییادشده پدید آورد .کسبوکارهاي روستایی مهمترین عنصر اقتصاد روستایی هستند که سـبب اشتغالزایی و کاهش بیکاري، افزایش درآمد و افزایش بهرهوري می شوند .در تعریـف کسب-وکارهاي روستایی، سه معیار و پـارا متر را مـی تـوان مـدنظر قـرار داد: اول اینکـه بـه روسـتائیانخدمات ارائه دهند، دوم اینکه در منطقۀ روستایی واقـع شـده باشـند و سـوم اینکـه بـه عرضـه و فروش خدمات و محصولات روستائیان اعـم از مـواد غـذایی و سـایر تولیـدات طبیعـی، صـنایعدستی، فعالیت هاي تفریحـی و یـا کالاهـاي محـیط زیسـتی بپردازنـد ( Bosworth, 2012). بخـشمهمی از این کسب وکارها، بنگاه هاي غیرکشاورزي روستایی هستند که بـا ایجـاد منـابع جدیـددرآمد در خارج از مزرعه، موجب تنـوع بخشـی درآمـد روسـتائیان مـی شـوند (علـی میرزایـی وهمکاران ،1390).
امروزه عـواملی ماننـد تغییـر در سیاسـت هـاي کـلان و خـرد، شـکل گیـري رقبـا، تحـولاتجمعیـت ش ناختی و تغیی ر ترجیح ات و ذائق ۀ مش تریان، مح یط پرتلاطم ی را ب راي بنگ اه ه اي اقتصادي به ویژه کسبوکارهاي روستایی ایجاد می کنند .تغییرات بیرونی و تهدیدهاي موجـودبــراي کشــورهاي مختلــف، آنهــا را در پــی اتخــاذ راهکارهــایی بــراي افــزایش قــدرت انعطاف پذیري ،تاب آوري و رقابت پذیري اقتصاد خـود برانگیختـه اسـت. بـراي نمونـه، کشـورمالزي در برنامۀ یازدهم توسعۀ خود( 2020 – 2016) افزایش تـاب آوري اقتصـاد ایـن کشـور رامدنظر قرار داده است و اقدامها و برنامه هـایی را در ایـن راسـتا پـیش بینـی کـرده اسـت (مرکـزپژوهش هاي مجلس شـورا ي اسـلامی، 1394). در حقیقـت، یکـی از مهـمتـرین شـروط تحقـقاقتصاد مقاومتی، بهبود تاب آوري اقتصاد در برابر تکانه هاي داخلی و خارجی است؛ بـه گونـه اي که براي یک ملت، حتی در شرایط فشار و تحریم، زمینۀ رشد و شکوفایی را فـراهم مـی کنـد و طراحی هاي دشمن را براي ضربه زدن به رشد، اشتغال و رفاه ملى، خنثی و بی تأثیر میکند. بنابراین در سیاسـت هـا و برنامـه هـاي توسـعۀ کـارآفرینی و اشـتغال زایـی ، بایـد راهکارهـاي مشخصی براي تداوم فعالیت بنگاه هاي اقتصادي پیش بینی و عملیاتی شـود. اتخـاذ ایـن رویکـرددر کسبوکارهاي روستایی اهمیت بیشتري دارد ، چرا که ایـن نـواحی بـه طـور معمـول دچـارانزواي جغرافیایی بوده و سرمایه هاي انسانی، نهادي و مالی ضعیف تري نسبت به نـواحی شـهريدارند. در این راستا، تاب آوري1 کسبوکارهاي روستایی در برابر چـالش هـا و فشـارها مطـرحمی شود.
از س ال 2000، م وجی از علاق ه نس بت ب ه کاربس ت تفک ر ت اب آوري در طیف ی از عل وم اجتماعی و سیاست گذاري شامل برنامه ریزي بلایا، جغرافیـاي اقتصـادي، مطالعـه هـاي شـهري ومنطقه اي ،تغییر اقلیم، توسعۀ محلی ،برنامه ریزي فضایی و مطالعات جوامـع شـکل گرفتـه اسـت .
همچنین در سالهاي اخیر تاب آوري بـه موضـوع در حـال پدیـداري در مطالعـه هـاي روسـتاییمبـدل ش ده اس ت (Scott, 2013). ب ا وج ود ای ن، توج ه نکـردن ب ه بهب ود مس تمر ت اب آوري کسب وکارهاي روستایی، یکی از دلایل نبودن تنوع بخشی مناسب مشاغل روستایی و در نتیجه، بالاتر بودن نرخ اشتغال ناقص در نواحی روستایی مـی توانـد باشـد. میـزان ایـن نـرخ در نـواحیروستایی (6/12) و در نواحی شهري( 2/7) در سال 1394 بوده است (مرکز آمار ایران ،1395).
با وجود این یکی از مهم ترین متغیرها در تنوع بخشی، پویایی و رقابت پذیري اقتصـاد روسـتایی،شناسایی عوامل اثرگذار بر تاب آوري و توجه به آنهـا در برنامـه ریـزي و مـدیریت بنگـاه هـاي اقتصادي روستایی است.
باوجود اهمیتی که تاب آوري کسبوکارهاي روستایی در تاب آوري اقتصاد ملی (Steiner & Cleary, 2014) و توسعۀ کارآفرینی روسـتایی دارد ،امـا مطالعـههـاي منتشـر شـده در کشـورتاکنون به صورت مستقیم و خاص به موضوع تابآوري کسـب وکارهـاي روسـتایی نپرداختـه است .در حال حاضر مشخص نیست که چه شاخصهایی مقولـ ۀ تـاب آوري کسـب وکارهـايروستایی را تبیین می کنند.

1. Resilience
لذا این پژوهش با هدف تحلیل میزان تاب آوري کسبوکارهاي روستایی و ساختار عـاملیاین برسازه از دیدگاه مالکان کسبوکارهاي یادشده انجام شـده اسـت. تحقیـق کنـونی درپـییافتن پاسخ مناسب به این سؤال اساسی است که تاب آوري کسبوکارهاي روستایی شهرستان ملکان در چه وضعیتی قرار دارد و چه عواملی آن را تبیین می کنند؟ از آنجایی که ایـن مطالعـه،اولین تحقیق داخلی در زمینۀ بررسی تـاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی اسـت، از ایـنرو می تواند دریچۀ نوینی را به روي محققان کشور بگشاید. همچنین بر مبناي یافته هاي این تحقیق ،سیاست گذاران و مجریان می توانند سیاست ها و برنامـه هـاي مناسـبی را بـراي بهبـود تـاب آوري کسبوکارهاي روستایی وضع و اجرا کنند.
مروري بر ادبیات و پیشینۀ تحقیق
نیل ادگر1 از نخستین اندیشمندان علوم اجتماعی بود که براسـاس رویکردهـاي بـومشـناختی بـهتاب آوري، مفهوم تاب آوري را در بعد اجتماعی بهکارگرفت. بهطور کلی دو رهیافت نسبت بـهتاب آوري وجود دارد. رهیافت اول، تعادل یا جهش به عقب2 نام دارد و مبتنی بر مفـروض هـايبرگشت به وضعیت نرمال است. رهیافت دوم، رهیافت تکاملی یا جهش بـه جلـو3 اسـت کـه بـرظرفیت سازگاري و گذار تأکید دارد (Scott, 2013). مفهوم تاب آوري از دیدگاه هاي مختلـفمطرح و مطالعه شده است که در ادامه به آنها پرداخته میشود.
تاب آوري روستایی
تاب آوري روستایی به مفهـوم ظرفیـت منـاطق روسـتایی بـه مثابـه نظـام هـاي پویـاي اجتمـاعی-بوم شناختی، براي سازگاري با محیط هاي بیرونی دگرگون شونده است، بهنحـوي کـه اسـتانداردرضــایت بخــش زنــدگی حفــظ شــود( Heijman et al., 2007). منــابع طبیعــی و انســانی،سرمایه گذاري ها و زیرساخت ها و عوامل نامحسوس مانند سرمایۀ اجتماعی و دانـش محلـی، در

Neil Adger
Bounce-backward
Bounce-forward
شکل گیري فرایندهاي نوآورانه و سازگارشونده براي روبهرو شدن با تغییـرات متعـدد ناشـی ازمخاطرههاي طبیعی یا بحران اجتماعی- اقتصادي اثرگذارند (Anthopoulou et al., 2017).
تاب آوري جامعه
تاب آوري جامعه، ظرفیت یک نظام براي جذب و حل اختلالها و سازماندهی مجـدد خـود درحین تغییر به نحوي است که کماکان همان کارکرد، ساختار، هویت و بازخوردها را حفظ کند (Folke, 2006). تاب آوري جامعه بـه مثابـه حفـظ، توسـعه و مداخلـه دادن منـابع جامعـه توسـطاعضاي آن براي رسیدن به شکوفایی در فضایی است که تغییر ،حتمی نبودن ، پیش بینی ناپذیري و رویدادهاي غیرمنتظره از ویژگی هاي آن هستند( Magis, 2010). تاب آوري جامعـه مـی توانـداز سه بعد اقتصادي، اجتماعی و محیط زیستی مدنظر قرار گیرد (Steiner and Atterton, 2015).
تاب آوري فردي
مفهوم تاب آوري فردي که از علوم طبیعی وارد ادبیات روانشناسی شده اسـت (Miller & et al, 2010) به زبان ساده عبارت است از سازگاري موفقیتآمیز فرد بهرغم وجود تهدیدها و شـرایط نامطلوب محیطی (Masten, 2004). تاب آوري فرایندي است کـه در آن افـراد، منـابع داخلـی ومحیطی را براي مدیریت یا سـازگاري بـا فشـارها و شـوك هـاي مهـم زنـدگی روزمـره بـهکـارمی گیرند (Windle, 2010) و شامل اجزاي عاطفی- شناختی (بـه عنـوان مثـال ، احسـاس کنتـرل ، نگرش مثبت) و ظرفیت هاي رفتاري (سخت کوشی) است .
یکی از مقیاس هاي بین المللـی در ایـن زمینـه، مقیـاس تـاب آوري کـانر – دیویدسـون ( -CDRISC) است. هدف این مقیاس سنجش میزان تاب آوري در طیـف متنـوعی از افـراد بـا بررسـیپنج عامل 1) صلاحیت شخصی، استانداردهاي بالا و سخت کوشـی؛ 2) اعتمـاد بـه اسـتعدادهايذاتی خود، تحمل پذیري در برابر احساسها و آثار منفی و آثار تقویتکنندة فشـار؛ 3) پـذیرشمثبت فرصت ها و روابط ایمن؛ 4) کنترل و 5) معنویت است .هر چـه امتیـاز فـرد از ایـن مقیـاسبالاتر باشد، میزان تاب آوري فرد پاسخ دهنده بیشـتر خواهـد بـود و بـرعکس (Danica & et al, 2014).
تاب آوري کسبوکار
ایدة تابآوري کسبوکار در مقایسه با سایر انواع تاب آوري ،موضوع بهنسبت جدیـدي اسـت (Tompkins, 2007). بقاء و توسعۀ سازمانهاي فعال در محیط کسـب وکـار آشـفت ۀ امـروزي، تـاحد زیادي به ظرفیت تاب آوري آن ها بستگی دارد( Roggio, 2011). تابآوري کسبوکار به-طور گسترده به ظرفیت سازمان براي خوب عمل کردن، صرف نظر از محیط اقتصادي یا محیط سازمانی مربوطه اشاره دارد. ایـن تـاب آوري مـی توانـد از طریـق اجـراي راهبردهـاي مـدیریت ریسک( Tompkins, 2007) و یا با اتخاذ شیوة مدیریت نوآورانه اي رخ دهـد کـه سـازمانهـا رابراي مقابله با چالشهاي اجتناب ناپذیر آماده می کند( Roggio, 2011).
با توجه به هدف این مطالعه، در ادامه ابتـدا نتـایج برخـی از مهـمتـرین مطالعـه هـاي تجربـیمرتبط در زمینۀ تاب آوري عموم کسب وکارها و سپس در حوزة تاب آوري و کسـب وکارهـايروستایی ارائـه مـی شـوند. استفنسـون و همکـاران1 (2010) در مطالعـ ۀ بهینـه کـاوي تـابآوري کسبوکار در نیوزیلند، دو بعد غالب مشتمل بر سیزده شاخص تابآوري را بهعنوان معیارهاي ت ابآوري س ازمانی ش ناختند. ای ن دو بع د ش امل »برنام ه ری زي«2 و »ظرفی ت انطب اقی«3 ب ود
.(Roggio, 2014)
از سوي دیگر ،در مطالعه اي در جنوب غربی استرالیاي غربی، ابعاد تابآوري کسـب وکـاربا استفاده از یک مقیاس جدید بررسی شد .این مقیاس با عنوان مقیاس تاب آوري در طول عمـرکسبوکار (LRS-B) نامیده شد. مقیاس تاب آوري در طول عمر کسـب وکـار شـامل 35 گویـهاست که در 5 حـوزه شـامل 1- منـابع درونـی؛ 2- حمایـت خـانواده از کسـب وکـار ؛ 3- منـابعبیرونی شامل روابط جامعـه ؛ 4- نـوآوري، جسـتوجـوي فرصـت و سـازگاري و 5- مـدیریتریسک دسته بندي می شود( 0Ferguson & et al, 201). روگیو( 2011) با مطالعه اي تحت عنـوانتاب آوري کسـب وکارهـاي کوچـک در غـرب اسـترالیا، بـه ایـن نتیجـه دسـت یافـت کـه بـینتاب آوري مالک کسبوکار و تاب آوري کسـب وکـار او رابطـۀ مثبتـی وجـود دارد (Roggio,
.(2011

Stephenson & et al
Planning
Adaptive capacity
اشتاینر و کلیري( 2014) تحقیقی دربارة ویژگـی هـاي کسـب وکارهـاي روسـتایی تـاب آور انجام دادند .کدگذاري داده هاي مربوطه با نرم افزار N-Vivo، نشان داد هشت عامـل مسـئولیت-هاي مالکان کسبوکارها؛ ؛ تنوع بخشی به کسبوکار ؛ رویکرد ریسـک پـذیري؛ تخصـص در کسبوکار و ایجاد بازار متمایز1؛ رویکرد رشد و چشم انداز؛ موانع توسعه؛ پشتیبانی کسبوکار موجود و همکاري و شبکه سازي، بر تاب آوري کسبوکارهاي روستایی اثرگذارنـد. همچنـینبراساس نتایج این تحقیق، ترکیبی از مشخصات مالکان کسبوکارهاي روستایی و ویژگی هـايکسبوکار میتواند به توسعۀ تابآوري کسبوکارهـاي بیـان شـده کمـک کنـد (Steiner & Cleary, 2014).
از سوي دیگر، در مطالعۀ کیفی که بر کسبوکارهـاي کوچـک جوامـع کشـاورزي تحـت
تأثیر خشکسالی در استرالیا انجام شد ،ویژگی هـاي نگـرش مثبـت ، تجربـ ۀ زنـدگی و تمایـل بـه تغییر، بهعنوان برخی از ویژگی هاي فردي اثرگذار در تاب آوري مالکان کسبوکارها شناسایی
.(Schwarz & McRae-Williams, 2009) شد
دالز و سوسیلواتی( 2015) در مطالعۀ خود نتیجه گرفتند که عدم وابستگی معیشـت بـه یـکمنبع و تعریف مجموعه اي از راهبردهاي معیشتی، مهمتـرین رویکـرد ایـن کسـب وکارهـا بـرايبهبود تاب آوري به هنگام بحران هاي اقتصادي بـوده اسـت (Dahles and Susilowati, 2015). از سوي دیگر، برتون و همکاران( 2010) به تحلیل عوامل اثرگذار بر تاب آوري کسـب وکارهـايخانگی در نواحی روسـتایی و شـهري آمریکـا پرداختنـد . ایـن تحقیـق، بـه منظـور انـدازه گیـريتاب آوري کسبوکارهاي خانگی، نظر مالکان بنگاه ها را دربارة هفت تنش ناشـی از مشـکلاتبنگاه در زندگی خـانوادگی آنهـا بررسـی کـر د. ایـن تـنش هـا شـامل شـفافیت نقـش، قـدرتتصمیم گیري، برابـري در مالکیـت، انصـاف در پرداخـت حـق الزحمـه، توفیـق نداشـتن در رفـعکشمکش هاي بنگاه، حجم کار غیرمنصفانه و رقابت بر سر منابع بین خانواده و بنگاه بـود. نتـایجرگرسیون سلسله مراتبی، نشان داد که از بـین متغیرهـاي سـرمایه هـاي اجتمـاعی، انسـانی، مـالی،کمک هاي دولت مرکزي در برابر بلایاي طبیعی و چالش هاي درون و برون بنگاهی، سـه متغیـرسرمایۀ اجتماعی، چالش هاي درون و برونبنگاهی و کمک هـاي دولـت مرکـزي اثـر معنـی دار

1. Niche market
داشته و در مجموع 45 درصد از واریانس تاب آوري کسبوکارهاي خـانگی را تبیـ ین کردنـد.همچنین اشتاینر و آترتون( 2015) به بررسی نقش بنگاه هاي خصوصی در تاب آوري محلـی درنواحی روستایی استرالیاي جنوبی پرداختند. این مطالعه نشان داد که کسـب وکارهـاي روسـتاییبهصورت مستقیم و غیرمستقیم بر توسعه و تاب آوري محلی اثرگذارند .
براساس جمع بندي مطالعات پیشین، تاکنون مفهوم تـاب آوري از زوایـاي گونـاگونی شـاملتاب آوري روستایی ،تاب آوري جامعه، تاب آوري فـردي و تـاب آوري کسـب وکـار تحلیـل وبررسی شده است .اما با وجود مطالعـه هـاي بـه نسـبت فـراوان در حـوزة تـاب آوري روسـتایی،مطالعههاي تجربی اندکی در زمینۀ تاب آوري کسب وکارهاي روسـتایی انجـام شـده اسـت کـهمحققان توجهی به ساختار عاملی این مقوله نکردهاند .بررسی رابطۀ بین تاب آوري فردي مالـکو تاب آوري کسب وکارهاي روستایی نیز از دیگر مواردي است که در مطالعههاي پیشین کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است .در این راستا ،ایـن پـژوهش اقـدام بـه پـر کـردن خـلأ یادشـده بـا کاربست مقیـاس تـاب آوري در طـول عمـر کسـب وکـار ، در بسـتر کسـب وکارهـاي روسـتاییشهرستان ملکان و واکاوي کمی ساختار عاملی آن کرده است .
این مقیاس را می توان مبتنی بر رهیافـت تکـاملی تـاب آوري ارزیـابی کـرد کـه بـر ظرفیـتسازگاري و گذار به سمت وضعیت بهتـر در شـرایط چـالش برانگیـز و دگرگـون شـونده تأکیـددارد. در چارچوب این مقیاس، کسب وکاري تاب آور است کـه ضـمن بهـره گیـري مناسـب ازمنابع درونی و برقراري روابط مناسب با جامعه، از حمایت خانواده برخـوردار بـوده و بـا ایفـايکارکردهاي نوآوري، جستوجوي فرصت، سازگاري و مدیریت ریسک خود را بـه خـوبی بـاشـرایط مختل ف در راس تاي دس تیابی ب ه اه داف مع ین س ازگار م ی کن د .بررس ی رابط ۀ ب ین تاب آوري فردي مالک و تاب آوري کسب وکارهاي روستایی نیز از دیگر مواردي است که در مطالعههاي پیشین کمتر مورد تحلیل قرار گرفته است .
روششناسی
این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردي، از نظر درجۀ کنترل، میدانی و از نظـر نحـوة گـردآوريداده هــا، پیمایشــی اســت .جامعــۀ آمــاري تحقیــق شــامل مالکــان کســبوکارهــاي روســتایی غیرکشاورزي شهرستان ملکان استان آذربایجان شرقی بود. تعـداد 120 نفـر از مالکـان کسـب -وکارهاي روستایی به روش نمونه گیـري در دسـترس (بـهدلیـل نبـودن چـارچوب نمونـه گیـريمشخص)، در 8 روستاي شهرستان ملکان کـه کسـب وکارهـاي غیرکشـاورزي در آن روسـتا هـارونق و فراوانی بالایی داشتند، مطالعه شدند .ابزار اصلی تحقیق پرسشـنامه اسـتانداردي بـود کـهروایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن از طریق آلفـاي کرونبـاخ تأییـد شـد. گویـه هـايپرسشنامه در اندازه گیري تـاب آوري مالکـان کسـب وکارهـاي روسـتایی، از مقیـاس اسـتانداردتاب آوري کانر- دیویدسون (CD-RISC) و در سنجش تاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی،از مقیاس تاب آوري در طول عمر کسبوکار (LRS-B) استخراج شد. مقـدا ر آلفـاي کرونبـاخمقیاس تاب آوري مالکان کسبوکارهـاي روسـتایی 89/0 و مقیـاس تـاب آوري در طـول عمـرکسبوکارها 90/0 بهدست آمد .جدید بودن واژة تاب آوري، جمع آوري اطلاعـات میـدانی را با دشواري همراه کرده بود؛ به طوري که بیشتر پرسشنامه هاي تحقیق توسط محققان و به صـورتحضوري و با تشریح تاب آوري و سؤالات مربوطه تکمیل شد .
حجم نمونۀ توصیه شده در مطالعههاي مبتنی بر تحلیل عـاملی، 10 الـی 20 نفـر بـه ازاي هـرمتغیر تعیین شده است (Thompson, 2004). البته گرساچ (Gorsuch, 1983) حداقل مطلق را پنج نفر به ازاي هر متغیر پیشنهاد کرده است ،با این شرط که حجم نمونـه در هـیچ حـالتی کـم تـر از100 نفر نشود. تجزیه و تحلیـل اطلاعـات، از طریـق نـرم افـزار 23SPSS و بـا اسـتفاده از ضـریبتغییرات، ضریب همبستگی پیرسون و تکنیک تحلیل عاملی اکتشـافی انجـام شـد. ایـن تکنیـکبراي تحلیل عوامل برسازندة مقولۀ »تاب آوري کسبوکارهاي روستایی« استفاده شد.
یافته ها
توصیف جمعیتشناختی
یافته هاي این پژوهش نشان داد 55 نفر از مالکان کسـب وکارهـاي روسـتایی ( 8/45%) در دامنـ ۀ سنی 35-26 سال قرار داشتند و میـانگین سـنی آن هـا 33 سـال بـود. همچنـین 61 نفـر از ایشـان(معادل 8/50%) سطح تحصیلات ابتدایی تا راهنمایی داشتند و 92 نفـر (معـادل 7/76%) متأهـل،
112 نفر (معادل 94%) مرد و همچنین 106 نفر (معادل 3/88%) آن ها در روستا سـاکن بودنـد. ازسوي دیگر 86 نفر (معادل 7/71%) اظهار داشتند که هیچ دورة آموزشی در رابطه با کسبوکار خود نگذرانده اند. معادل 5/52% از کسبوکارهـاي مطالعـه شـده نیـز جـزء کسـب وکارهـاي و مصالح ساختمانی دسته بندي شدند (جدول 1).
جدول 1. ویژگی هاي توصیفی پاسخگویان
درصد فراوانی و تعداد ویژگی ها متغیر
(%23/3)28 مجرد تأهل
(%76/7)92 متأهل (%94)112 مرد جنسیت
(%6) 8 زن (%8/3)10 شهر مکان سکونت
(%88/3)106 روستا (%3/3)4 هر دو 0 بی سواد سطح تحصیلات
(%50/8) 61 ابتدایی و راهنمایی (%30)36 متوسطه و پیش دانشگاهی (%15)18 کاردانی و کارشناسی (%2/5)3 کارشناسی ارشد (%1/7)2 دکتري (%28/3)34 بله گذراندن دوره هاي آموزشی و فنی
(%71/7)86 خیر (%8/3)10 خدمات کشاورزي انواع کسبوکارهاي مطالعه شده
(%52/5)63 تولیدي و مصالح ساختمانی (%10/8)13 فرآوري کشاورزي (%28/3)34 خدمات عمومی (%21/7)26 14-25 سن مالک ( میانگین =33 سال)
(%45/8) 55 26-35 (%22/5)27 36-45 (%8/3) 10 46-55 (%1/7)2 56 > مأخذ: یافته هاي تحقیق
وضعیت تاب آوري کسبوکارهاي روستایی و مالکان آن ها
همان طور که اشاره شد، تاب آوري مالکان کسبوکارهاي روستایی با استفاده از مقیاس تاب آوري کانر- دیویدسون اندازه گیري شد و سپس افراد براساس امتیاز ترکیبی، به سه گروه با تاب آوري ضعیف، متوسط و مناسب طبقه بندي شدند. نتایج بررسی ها نشان داد که به ترتیب
44، 47 و 9 درصد مالکان مطالعه شده تاب آوري مناسب، متوسط و ضعیف دارند (جدول 2).
درگام بعدي، تاب آوري کسبوکارهاي روستایی شهرستان ملکان بـا اسـتفاده از 24 گویـۀمنتخب مقیاس تاب آوري در طول عمر کسبوکار ،اندازه گیري و در سه گـروه گـزارش شـد. نتایج نشان داد حدود 39 درصد کسبوکارها داراي تـاب آوري بـالا، 51 درصـد آنهـا دارايتاب آوري متوسط و 10 درصد داراي تاب آوري پایین بودند (جدول 3 ).
جدول 2. طبقه بندي مالکان کسبوکارهاي روستایی براساس میزان تاب آوري
درصد تجمعی درصد فراوانی تعداد گروه ها
9/2 9/2 11 ضعیف (71-51)
55/8 46/7 56 متوسط (91- 1/71)
100 44/2 53 مناسب (111- 1/91)
مأخذ: یافته هاي تحقیق

جدول 3. طبقه بندي کسبوکارهاي روستایی براساس میزان تاب آوري آن ها
درصد تجمعی درصد فراوانی تعداد گروه ها
10 10 12 ضعیف (66/110- 59)
60/8 50/8 61 متوسط (33/162- 67/110)
100 39/2 47 مناسب (214- 34/162)
مأخذ: یافته هاي تحقیق
جدول 4. گویه هاي منتخب مربوط به تاب آوري مالک کسبوکار روستایی
اولویت ضریب
تغییرات انحراف معیار میانگین گویهها
1 0/1675 0/781 4/667 در شرایطی که راه حل روشنی براي مشکلاتم وجود ندارد، به کمک و نصرت پروردگار اطمینان دارم.
2 0/1871 0/825 4/408 در هر کاري بیشترین تلاشم را به عمل می آورم.
3 0/2012 0/862 4/283 ترجیح می دهم بیشتر بر خودم متکی باشم و بیشتر مشکلاتم را خودم حل کنم تا اینکه به دیگران وابسته باشم.
22 0/3515 1/134 3/225 وقتی با مشکلات مواجه می شوم سعی می کنم جنبۀ خنده دار و لذت بخش آنها را هم ببینم.
23 0/3951 1/123 2/842 در برخورد با مشکلات زندگی، گاهی لازم می شود که صرفاً براساس حدس و گمان عمل کنم*.
24 0/4734 1/420 3/000 چالشها و مشکلات زندگی را دوست دارم.
مأخذ: یافته هاي تحقیق
توجه: گویه ها براساس طیف لیکرت پنج درجه اي( 1. کاملاً نادرست ،2. بندرت درست ،3. گاهی درست ،4. اغلب درسـتو 5. همیشه درست) اندازهگیري شد.*: این گویه معکوس شده است .
در ادامه بهمنظور اولویت بندي گویـه هـاي مربـوط بـه تـاب آوري مالکـان کسـب وکارهـايروستایی و تاب آوري کسبوکار آن ها از ضریب تغییرات استفاده شد. نتایج بـه دسـت آمـده از بررسی ضریب تغییرات گویه هاي تاب آوري مالکـان کسـب وکارهـاي روسـتایی نشـان داد کـه مالکان به ترتیب بیشترین توافق را دربارة مصداق داشتن گویه هـاي »اعتقـاد و اعتمـاد داشـتن بـهنصرت پروردگار در شرایط نبود راه حل عادي براي مشکلات«، »به کاربسـتن نهایـت اهتمـام درکسبوکار« و »خوداتکایی در حل مشـکلات « و کمتـرین توافـق را بـه ترتیـب دربـارة مصـداقداشتن گویه هاي »علاقه به چالش ها و مشکلات«، »مواجهه با مشـکلات تنهـا براسـاس حـدس و گمان« و »توجه به جنبۀ خنده دار و لذت بخش مشکلات« داشته اند (جدول 4).
دربارة اولویت بندي گویه هاي تاب آوري کسبوکارهـاي روسـتایی، طبـق نتـایج بـه دسـتآم ده از ج دول (5)، پاس خگویان بیش ترین تواف ق را ب ه ترتی ب در م ورد گوی ه ه اي »اهمی ت برنامه ریزي در موفقیت کسبوکار«، »متعهد بودن به شناسـایی و کاربسـت بهتـرین اقـدام هـا « و »ضرورت داشتن چشم انـداز و مأموریـت« و کمتـرین توافـق را بـه ترتیـب در مـورد گویـه هـاي
»داشتن برنامه در مواجه با سوانح و بلایاي طبیعی«، »امیـدوار و دلگـرم بـودن بـه آینـدة کسـب-وکارهاي روستایی« و »توان مقابله با چالش هاي پیش روي کسب وکار« داشتند.
جدول 5. گویه هاي منتخب مربوط به تاب آوري کسبوکارهاي روستایی
اولویت ضریب
تغییرات انحراف معیار میانگین گویهها
1 0/2349 2/032 8/650 برنامه ریزي براي موفقیت یک کسب وکار مهم است.
2 0/2362 1/929 8/167 همیشه درپی شناسایی و استفاده از بهترین اقدامها در کسبوکار خود هستم.
3 0/2783 2/094 7/525 داشتن چشم انداز و مأموریت براي یک کسبوکار مهم و ضروري است.
26 0/5820 2/750 4/725 کسبوکار من می تواند با تمام چالش هاي پیش روي خود مقابله کند.
27 0/5871 2/813 4/792 آیندة کسبوکار من مطمئن و دلگرمکننده است.
28 0/6338 2/752 4/342 برنامه اي براي مقابله با سوانح و بلایا دارم.
مأخذ: یافته هاي تحقیق
توجه: گویه ها برگرفته از مقیاس تاب آوري در طول عمر کسبوکار( Ferguson & et al, 2010) هسـتند و پاسـخگویان بـه هـرکدام از آن ها نمره اي بین 10 – 1 اختصاص داده اند.
تحلیل همبستگی بین تاب آوري مالک و کسبوکار
به منظـور بررسـی همبسـتگی بـین تـاب آوري مالکـان کسـب وکارهـاي روسـتایی و تـاب آوري کسبوکار آن ها، از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شـد . یافتـه هـاي بـهدسـت آمـده از ایـنآزمون نشان داد که بین تاب آوري مالک کسبوکار و تاب آوري کسـب وکـار رابطـۀ مثبـت ومعنی داري( 41/0) در سطح خطاي یک درصد وجود دارد (جدول 6).
جدول 6. همبستگی بین تاب آوري مالک و تاب آوري کسب و کار
سطح معنی داري ضریب همبستگی متغیر تصادفی دوم متغیر تصادفی اول
0/000 0/414 تاب آوري کسبوکار تاب آوري مالک
مأخذ: یافته هاي تحقیق.
تحلیل ساختار عاملی تاب آوري کسبوکارهاي روستایی
در ادامه به منظور شناسـایی ابعـاد تـاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی، 24 گویـه مربوطـه بـاتکنیک تحلیل عاملی اکتشافی و چرخش از نوع واریماکس تحلیل شدند .از بـین 24 گویـه، 2 مورد بهدلیل اینکه بار عاملی قابل توجهی بر روي هـیچ یـک از شـاخص هـا نداشـتند، از تحلیـلکنار گذاشته شده و تنها گویه هایی باقی ماندند که بار عاملی آن ها بالاتر از 40/0 بهدست آمـدهبود. پس از حذف متغیرهاي با بار عاملی پایین، مجدد تحلیل عاملی شاخصهاي اصـلی بـه کـارگرفته شد. مقدار ضریبKMO،80/0 بهدست آمد و آزمون بارتلـت نیـز در سـطح 99 درصـدمعنی دار شد (جدول 7).
جدول 7. مقدار KMO و آزمون بارتلت
سطح معناداري مقدار بارتلت مقدار KMO
0/000 1677/906 0/798
مأخذ: یافته هاي تحقیق
یافته ها نشان داد که 6 شاخص در مجموع 69 درصد واریانس برساخت »تاب آوري کسب-وکارهاي روستایی« را از نظر مالکان کسبوکارهاي روستایی شهرسـتان ملکـان تبیـین کردنـد . شــاخصهــاي »تــوان تطــابق و آینــده نگــري« (90/22%)، »تعامــل بــا مشــتریان« (83/13%)، »موقعی ت طلب ی« (18/11%)، »حمای ت خ انوار« (23/8%)، »برنام ه ری زي راهب ردي« (10/7%) و
»حمایت دولـت « (77/5%) بـه ترتیـب، بیشـترین نقـش و تـأثیر را در تبیـین تـاب آوري کسـب -وکارهاي روستایی داشته اند (جدول 7).
یازده گویه شامل داشتن برنامه در رابطه با امنیت و حفاظت از بنگاه؛ دسترسی بـه مسـاعدتو یاري در شرایط ضروري؛ تعامل خلاقانه در کسبوکار بهمنظور تأمین منـابع و تـداوم تولیـد؛داشتن برنامه براي مقابله با سوانح؛ برنامه ریزي در راستاي تقویت کسبوکـار؛ وجـود احسـاسکنترل در برخورد با پیشامدهاي کسبوکار؛ مقابله با چالش هاي کسبوکار؛ برنامۀ بهداشـتی وایمنی در کسبوکار؛ تطبیق کسبوکار بـا نوسـانات اقتصـادي؛ برنامـۀ تـداوم کسـب وکـار در هنگام غیبت مالک و دلگرمی به آیندة کسبوکار، شاخص اول را تشکیل دادنـد. بـا توجـه بـهماهیت متغیرهاي بارگذاري شـده ، از جملـه برخـورداري از برنامـه و وجـود احسـاس کنتـرل وتعام ل خلاقان ه و دسترسـی ب ه مس اعدت و ی اري، ای ن ش اخص را م ی ت وان »ت وان تط ابق و آینده نگري« نام گذاري کرد.
از سوي دیگر سه گویۀ حمایت روستائیان از کسبوکار؛ ارائۀ راهکار از طرف کسبوکار براي رفع نیاز ارباب رجوع و مشتري مداري در کسبوکار، دومین شاخص تاب آوري کسـب -وکارهاي روستایی را تشکیل دادند؛ لذا می توان این شـاخص را »تعامـل بـا مشـتریان« نامیـد . در رابطه با شاخص سوم نیز سه گویۀ فرصت طلبی کسبوکار، شناخت رقبا، توجه به نیاز و سـلایقمشتریان بارگذاري شده است. بدین ترتیب این شاخص را می تـوان »موقعیـت طلبـی « نامیـد. دو گویه ارتباط مستمر خانواده با فعالیت هاي کسبوکار و احساس افتخار خانواده به کسبوکـار،در شاخص چهارم بارگذاري شدند. با توجه بـه گویـه هـاي بارگـذاري شـده در ایـن شـاخص،می توان آن را »حمایت و همراهی خانوار« نام گذاري کرد.
در شاخص پنجم، دو گویۀ برخورداري از چشم انداز و مأموریت و اهمیت و تأثیر برنامـه درموفقیت کسبوکار، بارگذاري شد و از اینرو می توان آن را »برنامه ریزي راهبـردي « نامیـد . در نهایت گویۀ »نقش اثرگذار سازمان هاي دولتی در توسعۀ کسبوکار« شاخص ششـم را تشـکیلداد. لذا این عامل را می توان با عنوان »حمایت دولت« نام گذاري کرد. به طـور کلی ،جـدول ( 8) شاخصهاي تاب آوري کسبوکارهاي روستایی را نشان می دهد.
جدول 8. تحلیل ساختار عاملی تاب آوري کسبوکارهاي روستایی
واریانس
تجمعی درصد از
واریانس کل مقدار ویژه بار عاملی متغیرها نام عامل
22/903 22/903 5/039 0/772 برنامهاي در رابطه با حفظ سوابق و اسناد و حفاظت از ساختمان دارم. توان تطابق و
آینده نگري
0/744 کسبوکار من در شرایط ضروري میتواند کمک هاي مفیدي پیدا کند. 0/699 در مواقع خاص و بحرانی، کسبوکار من می تواند واکنش سریع و خلاقانهاي را براي تأمین منابع مورد نیاز خود و تداوم فعالیتش انجام دهد. 0/695 برنامهاي براي مقابله با سوانح و بلایا دارم. 0/674 برنامهاي براي تقویت کسبوکار خود دارم. 0/662 در مورد آنچه که براي کسبوکار من اتفاق می افتد احساس کنترل واریانس
تجمعی درصد از واریانس کل مقدار ویژه بار عاملی متغیرها نام عامل
دارم. 0/629 کسبوکار من میتواند با تمام چالشهاي پیش روي خود مقابله کند. 0/605 محل کارم برنامه بهداشتی و ایمنی دارد. 0/595 برنامهاي براي تطبیق دادن کسبوکار خود با نوسانات اقتصادي
(افزایش یا کاهش فعالیت) دارم. 0/551 برنامه اي براي تداوم کسبوکار در هنگام غیبت خودم از محل کسبوکار دارم. 0/474 آیندة کسبوکار من مطمئن و دلگرم کننده است. 36/730 13/827 3/042 0/962 کسبوکار من از سوي روستائیان به خوبی حمایت میشود. تعامل با مشتریان
0/953 کسبوکار من راهکارهایی را براي رفع نیازها و مشکلات مشتریانم ارائه میدهد. 0/934 کسبوکار من روابط قوي با مشتریان و ارباب رجوع خود دارد. 47/911 11/182 2/460 0/898 کسبوکار من بهدنبال فرصت هاي جدید است. موقعیت طلبی
0/897 شناخت صحیحی از موقعیت کسبوکارم در مقابله با رقبا دارم. 0/625 بهطور معمول مقید هستم نظرات مشتریان دربارة محصولات و خدمات ارائه شده توسط کسبوکار خود را بدانم. 56/153 8/231 1/811 0/828 خانواده من بهصورت روزانه با فعالیتهاي انجام شده در کسبوکار در ارتباط هستند. حمایت خانوار
0/759 خانوادة من به وجود این کسبوکار افتخار می کنند. 63/247 7/104 1/563 0/826 داشتن چشم انداز و مأموریت براي یک کسبوکار مهم و ضروري است. برنامه ریزي
راهبردي
0/795 برنامه ریزي براي موفقیت یک کسبوکار مهم است. 69/013 5/766 1/268 0/752 کمک سازمانهاي دولتی سبب بهبود کسبوکار من خواهد شد. حمایت دولت
مأخذ: یافته هاي تحقیق
بحث و نتیجه گیري
یکی از ضرورتهاي ارتقاي کارآفرینی توسعۀ روستایی به ویژه در کشورهاي در حـال توسـعه،توسعۀ کسبوکارهاي روستایی متنوع، پایدار و تاب آور اسـت ؛ تـا از فشـار بـر منـابع طبیعـی واراض ی کش اورزي کاس ته ش ده و فرص ت ه اي ش غلی شایس ته اي ف راهم ش ود. لازم ۀ بهب ود تاب آوري کسبوکارهاي روستایی، به نوبۀ خود شناسایی عوامل تأثیرگذار و شاخصهـاي آن است تا بتوان با سیاست گذاري واقع گرایانه، نسبت به ایجـاد رفتارهـاي تـاب آورانـ ه در کسـب -وکارهاي روستایی و فراهم سازي بستر مقاوم و تابآور در برابر جامعـ ۀ پرتحـول کنـونی بـرايفعالان حوزة کسبوکارهاي روستایی، اعم از متقاضیان، مالکان، مدیران و حامیان اقـدام کـرد.
این پژوهش 120 نفر از مالکان کسبوکارهـاي روسـتایی شهرسـتان ملکـان اسـتان آذربایجـانشرقی را بررسی کرد تا به این سـؤال اساسـی پاسـخ داده شـود کـه کسـب وکارهـاي روسـتایی موجـود چ ه وضـعیتی در زمین ۀ تـابآوري دارن د و بـه ط ورکلی تـاب آوري کس بوکاره اي روستایی داراي چه شاخصهایی هستند؟
یافته هاي تحقیق نشان داد تنها 44 درصد از مالکان کسبوکارهاي روستایی و 39 درصد از کسبوکارهاي آنها در شهرستان ملکان تاب آوري مناسبی دارنـد. طبـق مشـاهده هـاي میـدانیمحققان و با توجه به اینکه روستاهاي مورد مطالعه امکانات زیرساختی و ارتباطی و نیز امکانـاتزندگی بالایی داشتند و دسترسی آن ها به منابع و بازار آسان بود ،از اینرو به نظـر مـی رسـد کـهاین عوامل در جلوگیري از وضعیت نامناسبتر تاب آوري منطقه مورد مطالعـ ۀ اثرگـذارتر بـودهباشند. از نظر مالکان، اهمیت برنامه ریزي در کسبوکار ،متعهد بـودن بـه شناسـایی و کاربسـتبهترین اقدامها در کسبوکار و داشتن چشم انـداز و مأموریـت کسـب وکـار جایگـاه مهمـی درتاب آوري کسبوکار داشتند. اختصاص اولویت پـایین بـه دلگـرم کننـده بـودن آینـدة کسـب -وکارهاي روستایی در بین گویه هاي تاب آوري کسبوکار می تواند نشاندهندة نوعی ناامیـديمالکان کسبوکارهاي بیان شده باشد. اولویت بندي گویه هاي تاب آوري مالکان کسبوکارهـانیز نشان داد که در بسیاري از روستاها اصالت ها و باورهاي اعتقادي همچنان حفظ شده اسـت وآن ها اعتقاد دارند که هنگام مواجهـه بـا مشـکلات بایـد بـه نصـرت پروردگـار ایمـان داشـت ودرعینحال نهایت تلاش را به کار برد.
نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشـان داد کـه بـا بهبـود سـطح تـاب آوري مالکـان کسـب -وکارهاي روستایی، میزان تاب آوري کسبوکارهاي روستایی نیز به شـکل معنـی داري افـزایشخواهد یافت. این یافته با نتایج مطالعۀ اشـتاینر و کلیـري ( 2014) مطابقـت دارد. ازسـوي دیگـر،نتایج بهدست آمده از تحلیل عاملی بیانگر آن بود که تاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی بـهترتیب توسط شاخصهاي »توان تطابق و آینده نگـري «، »تعامـل بـا مشـتریان«، »موقعیـت طلبـی «، »حمایت خانوار«، »برنامه ریزي راهبردي« و »حمایت دولت« برساخته می شود. این شاخصها در مجموع 69 درصد واریانس برساخت تـاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی را تبیـین کردنـد . براین اساس ،توان تطابق و آینده نگري در کسبوکار ،مهمترین عامـل بـراي بهبـود تـاب آوري کسبوکارهاي روستایی در شهرستان ملکان به شـمار مـی رود .ایـن یافتـه بـا نتـایج مطالعـههـاياشتاینر و کلیري( 2014)، استفنسون و همکاران( 2010)، پارسونز (2010)، شوارتز و همکـاران(2009) و فرگوسن و همکارن( 2010) همخوانی دارد که هرکدام به نـوعی بـه قـدرت تطـابق، ریسک پذیري و سازگاري اشاره کرده اند .
عامل »تعامل با مشتریان« دومـین شاخصـی بـود کـه برسـاخت تـاب آوري کسـب وکارهـايروستایی را تبیین کرد. بنابراین می توان نتیجه گرفت کـه بـا بهبـود مشـتري مـداري، تـاب آوري کسبوکارهاي روستایی در شهرستان ملکان افزایش خواهد یافت. این عامـل بیشـترین تـأثیر رابعد از عامل اول در تاب آوري کسبوکارهاي روستایی داشته است و با یافته هـاي استفنسـون و همکاران( 2010) مطابقت دارد که مسئولیت پـذیري را بـهعنـوان یکـی از شـاخص هـاي انطبـاقسازمان دانسته اند. آخرین شاخص تاب آوري کسبوکارهاي روستایی، عامل »حمایت دولـت « است که در آن، فقط یک گویه با بارعاملی 75/0 بارگذاري شـده اسـت. ایـن گویـه بـه تنهـایی77/5 درصد واریانس تاب آوري کسبوکارهاي روستایی را در شهرستان ملکـان تبیـین کـرده است .از اینرو می توان نتیجه گرفت براساس ادراك مالکان کسبوکارهاي روستایی، حمایت دولت نقش مهمی در بهبود تاب آوري کسبوکارهاي روستایی دارد. این عامـل بـا یافتـه هـاياشتاینر و کلیري( 2014)، شوارتز و مک راي- ویلیامز( 2009) همخوانی دارد که نبود پشـتیبانو حامیان مناسب از کسبوکارها را از چالش هاي مهم کسبوکارهـاي کوچـک و متوسـط درراستاي بقاء و تداوم تولید دانسته اند.
ساختار شش عاملی تاب آوري کسبوکارهاي روسـتایی ملکـان، مشـابهت هـایی بـا سـاختارپنج عاملی فرگوسن و همکـاران ( 2010) و سـاختار هشـت عـاملی اشـتاینر و کلیـري (2014) در زمینۀ عامل هاي حمایت خانوار، تعامل بـا مشـتریان، تـوان تطـابق (سـازگاري) و آینـده نگـري وجستوجوي فرصت یا موقعیت طلبی اسـت. البتـه عامـل حمایـت دولـت در ایـن تحقیـق نقـشمستقلی را کسب کرده بود که می تواند نشان از احساس وابستگی بیشتر مالکان کسبوکارهاي کسب و کارهاي روستایی در ایران نسبت به کشورهاي صنعتی مانند استرالیا باشد .
پیشنهادها
با توجه به نتـایج تحقیـق، پیشـنهادهاي زیـر بـراي بهبـود وضـعیت تـاب آوري کسـب وکارهـايروستایی توصیه می شود:
جم ع آوري، تحلی ل و ارائ ۀ اطلاع ات و رون دهاي ب ازار مص رف در وض عیت موج ود وسال هاي آتی با هدف تقویت آینده نگري و معرفی فرصت هاي آینده؛
بهبود سطح تفکر خلاقانۀ مالکان با هدف افزایش توان تطابق و اتخاذ به موقع ابتکارات نوین براي خروج کسب وکار از شرایط بحرانی محتمل؛
برپایی آموزش هاي لازم براي تقویت مهارت هاي مالکان دربارة تعامل سازنده و همدلانه بـامشتریان؛
آموزش عملی مالکان دربارة مهارت هـاي برنامـه ریـزي راهبـردي بـه ویـژه در زمینـۀ ترسـیمچشم انداز و تعیین مأموریت؛
افزایش حس تعلق در نزد خانوار مالک نسـبت بـه کسـب وکـار مربوطـه و آگـاه کـردن آن دربارة حساسیت ها و نقاط بحرانی فعالیت بنگاه؛
تقویت اعتقادات مذهبی مالکان به ویژه در زمینۀ اعتقاد به کمک ها و امدادهاي الهی؛
بهبود مهارت هاي مالکان در زمینه هاي سازگاري با تغییرات زندگی، عزت نفس، تمرکز بـرامور، تصمیم گیري، مدیریت استرس و اعتماد به نفس؛
سازماندهی و هدایت حمایت هاي دولت از کسبوکارهاي روستایی از طریق مراکز رشد و کارآفرینی و شتاب دهندة مستقر در سطح محلی.
نهایت اینکه بررسی ژرفانگر و کیفی دلایل عدم دلگرمی مالکان کسبوکارهـاي روسـتایینسبت به آیندة کسبوکار خود، برقراري روابط علّّـی – معلـولی بـین برسـاخت تـاب آوري کس بوکاره اي روس تایی و متغیره اي مس تقل مــرتبط و تحلی ل ت اب آوري بنگــاه ه اي کشاورزي و جوامع روستایی و عشایري، موضوعاتی هستند که مطالعـ ۀ آنهـا مـی توانـد بـهتوسعۀ ادبیات تجربـی در حـوزة تـاب آوري کسـب وکارهـاي روسـتایی در کشـور کمـکاثرگذاري کند.
منابع رضوانی، محمدرضا و نجارزاده، محمد( 1387)، “بررسی و تحلیل زمینه هاي کارآفرینی روسـتائیان در
فرایند توسعه ي نواحی روسـتایی؛ مطالعـه مـوردي: دهسـتان بـراآن جنـوبی (شهرسـتان اصـفهان)”، توسعه کارآفرینی ،1 (2)، صص 182-161.
علی میرزایی، عرفان؛ اسدي، علی و طهماسبی، مریم( 1390)، “موانـع توسـعه ي بنگـاه هـاي کوچـک ومتوسط کارآفرین روستایی در استان خوزستان (مطالعه مـوردي: صـنایع تکمیلـی خرمـا)”، توسـعهکارآفرینی ،3 (12) صص 184-165. قاسم، مرضیه و حسین جاري، مسعود( 1391)، “تاب آوري روان شناختی و انگیزشـی درونـی- بیرونـی:
نقش واسطه اي خودکارآمدي”، روان شناسی تحول: روان شناسی ایرانی، 9 (33)صص 71 – 61. مرکز آمار ایران، نتایج طرح آمارگیري نیروي کار پاییز 1395.
معاونت پژوهش هاي زیربنایی و امور تولیدي( 1394)، “تحلیلـی بـر نقـش و جایگـاه منـاطق روسـتایی
(مروري بر برنامه پنج سـاله توسـعه مـالزي 2020-2016)”، مرکـز پـژوهش هـاي مجلـس شـوراساسلامی، شماره مسلسل 14603. صص 22 – 1.
معاونت پژوهش هاي زیربنـایی و امـور تولیـدي( 1395)، “تحلیـل مبـانی و الزامـات اقتصـاد مقـاومتی،
دستاوردهایی براي سیاست گذاري توسـعه کشـاورزي و روسـتایی”، مرکـز پـژوهش هـاي مجلـسشوراي اسلامی، شماره مسلسل 15154. صص 60-1.
Anthopoulou, T., Kaberis, N., & Petrou, M. (2017). Aspect And Experiences Of Crisis In Rural Greece. Narratives Of Rural Resilience. Journal Of Rural Studies, 52(2017), 1-11.
Bosworth, Gary. (2012). Characterising Rural Businesses E Tales From The Paperman”, Journal Of Rural Studies, 28(4), 499-506.
Brewton, K.E., Danes, Sh., Stafford, K., & Haynes, G.W. (2010). Determinants Of Rural And Urban Family Firm Resilience. Journal Of Family Business Strategy, )3(1, 155-.661
Dahles, D., & Susilowati, T.P. (2015). Business Resilience In Times Of Growth And Crisis. Annals Of Tourism Research, 51, 34-.05
Danica W. Y. Liu., A. Kate Fairweather-Schmidt., Richard A. Burns & Rachel M. Roberts (2014), The Connor-Davidson Resilience Scale: Establishing Invariance Between Gender Across The Lifespan In A Large Community Based Study, Jurnal Of Psychopathol Behav Assess, 37(2), 340–.843
Ferguson, C., Cohen, L., Pooley, J.-A., & Harms, C. (2010). Resilience In Small Business Owners. Unpublished Manuscript, Edith Cowan University. Perth, WA.
Folke, C. (2006). Resilience: The Emergence Of A Perspective For Social-Ecological Systems Analyses. Global Environmental Change ,16(3), 253-.762
Gorsuch, R. L. (1983). Factor Analysis (2nd Ed). Hillsdale, NJ: Erlbaum.
Heijman, W.J.M., Hagelaar, J.L.F., & Van Der Hiede, M. (2007). Rural Resilience As A New Development Concept, Proceedings Of 100th Seminar Of EAEE, 283-396.
Magis, K. (2010). Community Resilience: An Indicator Of Social Sustainability. Journal Society & Natural Resources. 33(5), 401-416.
Masten, A. S. (2004). Regulatory Processes, Risk, And Resilience In Adolescent Development. Annals Of The New York Academy Of Sciences, 1021, 310-319.
Miller, F., Osbahr, H., Boyd, E., Thomalla, F., Bharwani, S., Ziervogel, G., Walker, B., Birkmann, J., Vander Leeuw, S.,Rockström, J., Hinkel, J., Downing, T., Folke, C., & Nelson, D. (2010). Resilience And Vulnerability: Complementary Or Conflicting Concepts?. Journal Of Ecology And Society, 15(3), 1-25.
Roggio, P. (2011). Resilience And Small Business. Thesis, Edith Cowan University, 254.
Schwarz, I., & Mcrae-Williams, P. (2009). Water Reform And The Resilience Of Small Business People In Drought-Affected Agricultural Communities. Rural Society, 19(3), 199-210.
Scott, M. (2013). Resilience: A Conceptual Lens For Rural Studies?. Geography Compass, 7(9), 597-610.
Steiner, A., & Atterton, J. (2015). Exploring The Con Tribution Of Rural Enterprises To Local Resilience. Journal Of Rural Studies, 40, 30-45.
Steiner, A., & Cleary, J. (2014). What Are The Features Of Resilient Businesses? Exploring The Perception Of Rural Entrepreneurs. Journal Of Rural And Community Development, 9(3), 1-20.
Stephenson, A., Seville, E., Vargo, J., & Roger, D. (2010). Benchmark Resileince: A Study Of The Resileince Of Organisations In The Auckland Region. Resilient Organisations Research Programme. 7-.93
Thompson, B. (2004). Exploratory And Confirmatory Factor Analysis: Understanding Concepts And Applications. American Psychological Association.
Tompkins, J. A. (2007). 4 Steps To Business Resilience. Industrial Management, 49(4), 14- .81
Windle, G. (2010). What Is Resilience? A Review And Concept Analysis. Reviews In Clinical Gerontology, 21(2), 152–.961



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 41-60-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 60-41

عوامل اثرگذار بر پایداري بنگاه هاي کوچک و کارآفرین
مورد مطالعه: بنگاه هاي صنعتی شهرستان مشهد

سارا پارساپور1- جواد براتی2 – مریم رسولزاده3
پژوهشگر اقتصادي سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوي، گروه توسعه پایدار شهري و منطقه اي؛
عضو هیات علمی جهاددانشگاهی خراسان رضوي، گروه توسعه پایدار شهري و منطقه اي
پژوهشگر اقتصادي سازمان جهاددانشگاهی خراسان رضوي، گروه توسعه پایدار شهري و منطقه اي؛

تاریخ دریافت: 01/06/1395 تاریخ پذیرش: 28/01/1396

چکیده
باوجود اشتغالزایی بالاي بنگاه هاي کوچک، عمر کوتاه این دسته از بنگاه هاي اقتصادي، از مهمترین مشکلات آن ها محسوب میشود. از این رو، مطالعۀ حاضر به بررسی عوامل اثرگذار بر پایداري بنگاه هاي کوچک صنعتی در شهرستان مشهد می پردازد. این تحقیق برحسب هدف، کاربردي بوده و برحسب گردآوري اطلاعات توصیفی- پیمایشی با ابزار پرسشنامه گردآوري می شود. بهواسطۀ سهم بالاي( 70 درصد اشتغال صنعتی) پنج گروه صنعتی ،»صنایع غذایی«، »کانی غیرفلزي«، »لاستیک و پلاستیک«، »محصولات فلزي فابریکی« و »ماشین آلات طبقه بندي نشده در جاي دیگر« و ناپایداري این دسته از صنایع در شهر مشهد، جامعۀ آماري در این مطالعه شامل این پنج گروه صنعتی می باشد. روش نمونه گیري در این مطالعه، نمونه گیري طبقه بندي شدة تصادفی است. اطلاعات موردنیاز از طریق تکمیل پرسشنامۀ محققساخته توسط مدیران کارگاه هاي کوچک صنعتی گردآوري شده و براي بررسی عوامل تاثیرگذار بر پایداري بنگاه ها، از روش »لاجیت ترتیبی« استفاده شده است .»پایداري بنگاه« بهعنوان متغیر وابسته بهصورت ترکیبی از متغیرهاي تغییر در سرمایه، فروش و اشتغال بنگاه در نظر گرفته شده است. مطابق نتایج این مطالعه، مهمترین عوامل تاثیرگذار بر پایداري بنگاه هاي کوچک و کارآفرین عبارتند از: تحصیلات مدیر، نحوة کنترل و نظارت بنگاه توسط مدیر، ریسک پذیري مدیر، آگاهی از فرصت هاي بازار، تعداد دورة آموزشی کارکنان، دسترسی به بازار و اتکا به تأمین مالی استقراضی .

واژه هاي کلیدي: بنگاه کوچک و کارآفرین، پایداري، کارگاه هاي صنعتی مشهد، لاجیت ترتیبی

Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
بنگاه هاي کوچک و کارآفرین، تأمین کنندگان اصـلی اشـتغال جدیـد، مهـد تحـول و نـوآوريهستند . از اینرو، اهمیت بسیاري در اقتصاد کشورهاي درحال توسعه (که اشتغال بهعنوان یکـیاز مسائل اصلی آن ها بهشمار می رود) دارند. بررسی ها نشان داده اند که درصد زیادي از کسب-وکارهاي کوچک در سال هاي ابتدایی تاسیس با شکست مواجه می شوند و پایـدار نبـودن ایـن بنگاه ها می تواند خسارت جبران ناپذیري بـه اقتصـاد کشـور وارد کنـد (فـیض پـور و همکـاران،1390، عادل آذر و همکاران ،1391). بـا اینکـه در کشـورها ي در حـال توسـعه، پـژوهش هـايزیادي در زمینۀ پایدار نبودن و خروج بنگاه ها از حیات اقتصادي انجام شـده، امـا ایـن موضـوعدر کشور ما تقریباً مورد غفلت قرار گرفته است. دسترسی نداشتن به داده هاي مورد نیاز در ایـنحوزه از یک سو و توجه بیشتر به ایجاد اشتغال از طریق ایجاد بنگاه هـاي جدیـد بـهجـاي حفـظاشتغال بنگاه هاي موجود و رشد آن ها از سوي دیگر، غافل ماندن از خـروج بنگـاه هـا از چرخـ ۀ فعالیت و در نتیجه از بین رفتن فرصت هاي اشتغال ایجاد شده را باعث شده است. براساس آمار موجود در کشور، حدود 23 درصد از واحد هاي کوچک، در سال اول و تقریبا 42 درصـد در پایان سال پنجم از شروع فعالیت به دلایل مختلفـی بـا ناکـامی مواجـه شـده و ناچـار بـه توقـف فعالیت شـده انـد (وحـدت و داداشـی، 1389). ایـن در حـالی اسـت کـه از سـال 1384 اعطـايتسهیلات به بنگاه هاي کوچک اقتصادي با عنـوان تسـهیلات زودبـازده، بـا هـدف اشـتغالزایـیپایدار، انجام شده و براساس گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامی، تـا کنـون ایـنبرنامه و سایر برنامه هاي مشابه، موفق نبوده و با شکست مواجه شده است (اژدري ،1391).
در کنار اهمیت مسألۀ عدم پایـداري بـراي هـر بنگـاه اقتصـادي، تفـاوت هـایی در عوامـل وعلت هاي آن براي بخش هاي مختلف اقتصـادي وجـود دارد . بخـش صـنعت بـهعنـوان یکـی ازبخش هاي مهم اقتصادي استان خراسان رضوي بیشترین سهم اشـتغال در بنگـاه هـاي کوچـک وزودبازده را دارد. براساس حضور قابل توجه این صـنایع کوچـک در سـاختار صـنعتی اسـتان ونقش به سزایی که در توسعه و رشد اقتصادي استان ایفـا مـی کننـد، پایـداري آن هـا بـر پایـدارياشتغال و حتی اشتغال زایی مستمر ،اثرگذار خواهد بود. براساس طرح آمارگیري از کارگاه هـايصنعتی سال 1393، استان خراسان رضوي در تعداد اشتغال ایجاد شده در کارگـاه هـاي صـنعتیکوچ ک، رتب ۀ س وم و در ارزش افــزودة ایج ادي رتب ۀ چه ارم را در کش ور دارد .از طرفــی شهرس تان مش هد در می ان شهرس تان ه اي اس تان س هم قاب ل ت وجهی (ب یش از 70 درص د) از کارگاه هاي صنعتی کوچـک را بـه خـود اختصـاص داده و بیشـترین تـاثیر را از ناپایـداري ایـنبنگاه ها دیده است (مرکز آمار ایران ،1393).
با توجه به این مهم که نقش بنگاه هاي کوچک در ایجاد اشتغال پایدار، تنها در پرتو ثبات و تداوم این بنگاه ها معنا می یابد و پایدار نبودن آن ها می تواند زمینۀ بیکاري گسترده در اقتصـاد راایجاد کند ،از اینرو بررسی عوامل اثرگذار بر پایداري بنگـاه هـاي کوچـک در بخـش صـنعتاستان خراسان رضوي و بهطور خاص شهر مشهد بهعنوان هدف اصلی این تحقیـق مـدنظر قـرارگرفته است. در این راستا، عوامل مختلفـی همچـون کـارآفرینی و ویژگـی هـاي مـدیر، بـازار وپیامدهاي خارجی در طبقات مختلف صنعتی بررسی میشود.
مروري بر مبانی نظري و پیشینۀ تحقیق
کارآفرینی، موتور محرك توسعۀ اقتصادي کشورها است. شـومپیتر 1 (1934) در نظریـ ۀ توسـع ۀ اقتصـادي خ ود، ک ارآفرینی را نـوعی تخری ب خ لاق مـی دان د؛ ب هطـوري ک ه ب ا ک ارآفرینی فعالیت هاي سنتی تغییر ماهیت داده و بهصورت مدرن تري شکل می گیرند. وي اقتصـاد قـوي رابا دو شاخص نشان داده است. یکـی وجـود کارآفرینـانی کـه قـدرت نـوآوري داشـته باشـند ودیگري وجود کارآفرینانی که تمایل به ایجاد کسبوکـار دارنـد (عقیلـی و همکـاران، 1391).
سه دلیل مهم کشورها براي توجه به کارآفرینی تولیـد ثـروت، توسـعۀ فنـاوري و اشـتغال مولـداست (عقیلی و همکاران ،1391). از اینرو، یکی از ابزارهاي اصلی توسعه، بنگاه هاي کوچـککارآفرین میباشد و کارآفرینان به واسطۀ ویژگی هایی که دارند مـی تواننـد فعالیـت خـود را بـاایجاد بنگاه هاي کوچک شروع کنند (یونیدو ،1389).

1 Shampiter
نظریات مطرح شده دربارة پایداري بنگاه هاي اقتصادي ،اغلب متمرکز بر بنگاه هـاي بـزرگهستند و علت اصلی ناپایداري بنگاه هاي کوچک را در محدودیت هاي مـالی عنـوان کـرده انـد(سلیم زاده و همکاران ،2013). از دیگر مشکلات و موانع فعالیت بنگاه هاي کوچـک، مـی تـوانبه نداشتن شناخت کافی از کمک هاي مورد نیاز خود، کمبود منابع مالی و مشکلات موجود در دریافت تسهیلات بانکی، کم بودن نیروي متخصص و ناکـافی بـودن دانـش و مهـارت نیـروي موجود، ماشین آلات کهنه و قدیمی، بالا بودن نرخ بهرة تسهیلات، مبهم بودن برخی از قوانین و مقررات بازرگانی و تجاري، افزایش واسطه هاي تولیدي، قاچاق گستردة کالا به کشور، تعـداد زیاد رقباي فعلی خارجی در بازار، استقبال مصرف کنندگان از محصولات خارجی، سنتی بودن فعالیت ها در حوزة صنعت و کمبود دانش اقتصادي، مالی و مدیریتی بهویژه در زمـان تأسـیس ، اشاره کرد (بیدختی و زرگر ،1390). رفع این موانع که هم به عملکرد بنگاه هاي کوچک و هم به اجراي برنامه هاي دولت مرتبط است، فرصت هاي کارآفرینی فراوانی را در صـنایع کوچـک ایجاد کرده و عاملی براي ایجاد توسعۀ متوازن در بخش تولید و صنعت کشور خواهد بود .
در ادامه پژوهش هایی که در رابطه بـا عوامـل اثرگـذار بـر پایـداري بنگـاه هـاي کوچـک وکارآفرین انجام شده است، بررسی میشود. در نگاه کلی، بیشتر این پژوهش ها را مـی تـوان درسه دستۀ کلی جاي داد .
دستۀ اول پژوهش هایی هستند که بدون درنظرگرفتن بخش ویژه اي از اقتصـاد و بـ هصـورتجامع به بررسی عوامل کلیدي موفقیت و پایداري بنگاه هـاي کوچـک کـارآفرین پرداختـه انـد.بنزازوا بوازا و همکاران1 (2015) عوامل اثرگذار بر نـرخ رشـد بنگـاه هـاي کوچـک و متوسـطالجزایر را در دو دستۀ داخلی (ویژگی هاي کارآفرینی، ظرفیت مدیریت، مهارت هاي بازاریـابیو ظرفیت هاي فناوري) و خارجی (قوانین، دسترسی به تامین مالی و ظرفیت منابع انسانی) تقسـیمکردهاند. مطالعۀ رومئو2 (2014) نشان داد که عوامل مدیریتی، آموزش مـدیران، پاسـخگویی وچالاکی راهبردي از جمله عوامل مهم و متداول در اثرگذاري بـر کسـب وکارهـاي کوچـک و

1. Benzazoua Bouazza et all
2 Romeo Asa
پایداري آن ها در کشور زامبیا می باشد. اباسان1 (2014) در مطالعـه اي نشـان داد کـه متغیرهـایی مانند سیاست هاي دولت، روند تورم و رقابت بر پایداري و بقاي بنگاه هاي کوچـک در نیجریـهتاثیر معنی داري دارند. همچنین، سلیمزاده و همکاران2 (2013) در بررسـی عوامـل اثرگـذار بـرپایداري بنگاه هاي کوچک در استرالیا، عوامل داخلی شاملِ عملکرد، ویژگـی هـاي کارکنـان وهمچنین مالک یا مدیر و عوامل خارجی نیز شاملِ دولت، مشتریان و ذي نفعـان بنگـاه را تحلیـلکردند .
دستۀ دوم، پژوهش هایی هستند که به بررسی عوامل کلیدي پایداري و موفقیت بنگـاه هـا در بخش ویژه اي از اقتصاد پرداختـه انـد. رگاسـا 3 (2015) بـه ایـن نتیجـه دسـت یافـت کـه توسـعۀ زیربنایی، رقابت، دسترسی به بازار، رابطۀ مثبت و معنی دار و متغیرهاي نرخ بهره و دسترسـی بـهاعتبارات، رابطـ ۀ منفـی و معنـی داري بـر رشـد بنگـاه هـاي صـنعتی در منطقـۀ تیگـاري 4، دارنـد.ملاشاهی و همکاران( 1394) با بررسی بخش کشـاورزي در شهرسـتان زابـل، نشـان دادنـد کـهبنگاه هاي زیربخش ماشینآلات، بهعلت بهبود در برخی شاخص هاي تولیدي و اشتغالزایـی، ازسایر بنگاه ها موفق تر بوده و بنگاه هاي دامی و زراعی بهترتیب در رده هاي بعدي قرار گرفته انـد.آذر و همکاران (1391) به این نتیجه دست یافتند کـه از میـان شـاخصهـاي دهگانـ ۀ موفقیـت ، سیاست ها و قوانین کسبوکار در کشور، فناوري و ویژگی هاي کارآفرین بـهترتیـب بـه عنـوان مهم ترین عوامل اثرگذار بر موفقیت کسبوکارهاي کوچک و متوسط در حوزه ي فناوري هاي برتر محسوب میشوند .
دستۀ سوم، پژوهش هایی هستند که بر نقش تسهیلات بانکی بنگاه هاي کوچک و کارآفرین متمرکز بوده اند. از آن جمله می توان به مطالعـ ۀ حسـین زاده و نصـرتی ( 1393)، کریمـی تکـانلو(1392) و پانیکوز و همکاران( 2008) اشاره کرد .

Obasan
Salimzadeh et all
Regasa
4 Tigray
سه تمایز عمده بین این مطالعه و سایر مطالعات وجود دارد. نخست اینکه، مطالعـات انجـام -شده ، اغلب متمرکز بر اشتغالزایی بوده اند و مبحث پایداري بنگاه بهعنوان یـک عامـل فرعـیبررسی شده است. اگرچه پایداري شغلی اهمیت بسیاري در بازار کار و بخش صنعت دارد، امـاتداوم فعالیت بنگاه و پایداري خود بنگاه نیز مبحث متفاوتی میباشد که توجـه کمتـري بـه ایـندسته از مطالعات داشته اند. دوم، تفاوت در بخش مـورد مطالعـه اسـت.. بیشـتر مطالعـات انجـامشده در ایران، در زمینۀ بنگاه هاي کوچک بخش کشاورزي هسـتند و معـدود مطالعـاتی کـه بـهبخش صنعت توجه داشته اند، زیربخش هاي صنعتی را بهطور خـاص مـدنظر قـرار نـداده انـد. درحالیکه در این مطالعه نمونه گیري طبقه بندي شده براساس گروه هـاي اصـلی صـنعتی منطقـه اي انجام شده است. بهعنوان مثال، مطالعـ ۀ فـیض پـور و همکـاران( 1388) تنهـا صـنعت نسـاجی رابررسی کرده است؛ اما این تحقیق، بهدلیل ناهمگنی موجود در گروه هـاي مختلـف صـنعتی (بـهسبب ماهیت متفاوتی که در اشتغال زایی و پایداري دارنـد)، ویژگـی هـاي هـر گـروه صـنعتی ومسائل پیش روي آن ها، واکاوي شده است که این ویژگی آن را از سایر مطالعات متمـایز مـی-کند .سوم اینکه، در اغلب مطالعات انجام شـ ده (بـه جـز مطالعـه رگاسـا( 2015)) از روش هـايمفهومی و رگرسیون هاي ساده و در مواردي محدود از مدل هاي رگرسیونی با پاسـخ چندگانـ ۀ ترتیبی یا غیرترتیبی به بررسی عوامـل اثرگـذار بـر رشـد و سـودآوري بنگـاه هـاي کوچـک دربخش هایی غیر از صنعت استفاده شده است. در حالیکه در این پژوهش از روش لاجیت ترتیبـیاستفاده شده و به ازنظر روش شناسی، متفاوت از سایر مطالعات مرتبط می باشد .
روش شناسی
هدف تحقیق، بررسی علل مـؤثر بـر پایـداري بنگـاه هـاي کوچـک صـنعتی اسـت. ایـن تحقیـقبرحسب هدف، کاربردي بوده و برحسب گردآوري اطلاعات توصیفی- پیمایشی کـه بـا ابـزار پرسشنامه گردآوري شده است . به این منظور پنج زیر بخش از بنگاه هاي صنعتی شامل سـاختمحص ولات ک انی غیرفل زي، س اخت محص ولات لاس تیک و پلاس تیک، ماش ین و تجهی زات طبقه بندي نشده در جاي دیگر، صنایع غـذایی و محصـولات فلـزي فـابریکی کـه تعـداد آنهـابراساس نتایج آمـارگیري کار گـاه هـاي صـنعتی در سـال 1393 در مقایسـه بـا آمـار سـال 1392
کاهش یافته اند بهعنوان جامعۀ آماري تحقیق انتخاب شده و مطالعۀ موردي براي شهر مشهد کـهبیش از 70 درصد اشتغال صنعتی استان در آن قرار گرفته است، انجـام شـد. در سـال 1393، در 481 کارگاه کوچک صنعتی بین 10 تا 49 نفر کارکن فعال بوده اند و اطلاعات ایـن کارگـاه هـااز سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اخذ شده است.
با توجه به اینکه جامعه ساخت همگن و متجانس ندارد از اینرو از نمونـه گیـري طبقـه بنـديشدة تصادفی استفاده شده است .در ایـن روش حجـم کـل نمونـه مطـابق روش کـوکران و بـه-صورت ذیل محاسبه شده و به نسبت تعداد کارگاه هاي فعال در هر طبقه1، حجم نمونـه در پـنجطبقۀ بیان شده تعیین می شود.
=

کـه در آن،n : حجـم نمونـه در هـر طبقـه؛P =0.5؛ =q 0.5؛ Z =مقـدار بحرانـی بـا میـزاناطمینان 96/1؛ d =مقدار خطاي قابل قبل 05/0 و N =حجم جامعۀ آماري مـی باشـد. درمجمـوعحجم نمونه برابر 182 بنگاه کوچک صنعتی بهدست آمده است .
اطلاعات این پژوهش بر پایه ابزار پرسشنامۀ محقق ساخته استوار است. در گام اول، عوامـلاثرگذار بر پایداري بنگاه با بررسی مطالعات پیشین بهصورت کتابخانـه اي اسـتخراج و در قالـبپرسشنامه تدوین شـده اسـت. در گـام دوم پرسشـنامه هـا همـراه بـا مصـاحبه توسـط چنـد مـدیرکارگاه هاي صنعتی کوچک (براساس نمونه گیري از این کسبوکارها) اصلاح و تکمیـل شـدهو عوامل اصلی اثرگذار بر پایداري بنگاه ها، استخراج شده است (جدول 1). با توجه بـه هـدفپژوهش و مرور ادبیات موضوع، مطالعات انجام شده توسط سایدیکی و صفدر خـان 2 (2012)، جانسین3 (2003) وییک4 (2012) و نظـر خبرگـان1، عوامـل اثرگـذار بـر پایـداري بنگـاههـاي

گروه صنعتی »غذایی و آشامیدنی( 121 بنگاه)«، »کانی غیرفلزي( 108 بنگاه)«، »لاستیک و پلاستیک( 41 بنگاه)«،
»محصولات فلزي فابریکی( 34 بنگاه)« و »ماشین آلات طبقه بندي نشده در جاي دیگر( 43 بنگاه)«
Siddiqi and Safdar Khan
Janssen
Yik
کوچک صنعتی شامل 11 متغیر کیفی و 4 متغیر کمی در سه دستۀ عوامل مرتبط با ویژگی هـايمدیر و بنگاه، ویژگی هاي بازار و تأمین مالی و عوامل برون سازمانی دسته بندي شدند. همچنـیننوع سنجش متغیرها در جدول( 1) ارائه شده است. متغیر پایداري بنگـاه بـهعنـوان متغیـر وابسـته(این متغیر ترکیبی از شاخص هاي میزان فروش، میزان سرمایه و میزان اشتغال( 4 سال گذشـته وشرایط فعلی)) در نظر گرفته شده است (جدول 1). در این جدول، معیار 4 سال مربوط به متغیـرپایداري بنگاه اقتصادي، براساس دورة چهارساله براي چرخه هاي تجاري در ایـران 2 و همچنـینروند رو بـه نـزول اشـتغال صـنعتی از سـال 1390 الـی 1394 در نظـر گرفتـه شـده اسـت. متغیـرریسک پذیري مدیر، با کمـک گـرفتن از مطالعـۀ جانسـین( 2003) و همچنـین حـد بـالا (نقطـهورشکستگی و کاهش صدد صدي تولید) و حد پایین ریسـک پـذیري (عـدم کـاهش در سـطحتولید)، به حالت هاي بینابین و خطرپذیري مدیر بنگاه در حالت زیان تولید، تعیین شده است. در مورد متغیر دسترسی به بازار، مطابق اسناد بالادستی بخـش صـنعت و پـژوهش هـاي ایـ ن حـوزه،سطح دسترسی به بازار به سطح محلی، منطقه اي، ملی و فراملی تقسیم مـ ی شـود . از آنجـا ییکـه بنگاه هاي کوچک اغلب به دلیل بهره وري پـا یین و مقیـ اس کوچـک قـادر بـه رقابـت بـا بنگـاهخارجی نبوده و به دنبال صادرات نیستند، سه سطح (محلی، منطقه اي و ملی) در نظر گرفته شده و در پرسشنامه نیز قید شده است. سایر متغیرها نیز از سه مطالعۀ بنزازوابوازا و همکاران( 2015)، جانسن( 2003) و وییک( 2012) اقتباس شده است.
باید یادآور شد که پس از طی مراحل بیان شده، پرسشنامه بـه تعـداد 182 و بـه نسـبت هـايتعیین شده در نمونه گیري ذکر شده در بالا، ارسال شد. از این تعداد ،14 پرسشنامه قابـل اسـتنادنبود و در مجموع 168 پرسشنامه تکمیل و در محاسبات مدنظر قرار گرفت.

منظور از خبرگان، تعدادي از مـدیران بنگـاه هـاي کوچـک و متوسـط در حـوزة صـنعت ، کارشناسـان صـاحبنظر درسازمان تعاون کار و امور اجتماعی و.. میباشد.
بر مبناي گرجی (1381) در خصوص سیکل هاي تجاري در ایران
جدول 1. متغیرهاي استفاده شده در نمونۀ مورد مطالعه
توضیحات نوع متغیر متغیرها
کاهش نسبت به 4 سال قبل =1، ثبات نسبت به 4 سال قبل=2، افزایش نسبت به 4 سال قبل کیفی پایداري بنگاه (متغیر وابسته)
سال کمی سن مدیر
سال کمی تجربۀ مدیر در فعالیت فعلی
سال کمی تجربۀ مدیر در مدیریت
سال کمی سن بنگاه
زیر دیپلم=1، دیپلم=2، فوق دیپلم=3، لیسانس=4، فوق لیسانس و بالاتر=5 کیفی تحصیلات مدیر
پاره وقت=1، تمام وقت=2 کیفی نحوة نظارت و کنترل بنگاه توسط مدیر
کاهش تولید به اندازه سه چهارم=1، کاهش تولید به نصف=2، کاهش تولید به یک چهارم، مرز تعطیلی کیفی ریسک پذیري مدیر
بلی=1، خیر=0 کیفی گذراندن دورة آموزشی در زمینۀ فعالیت فعلی
کم=1، متوسط=2، زیاد=3 کیفی سطح آگاهی مدیر از فرصت هاي بازار
انفرادي=1، گروهی(خانوادگی=)2، گروهی (شرکاي غیر خانوادگی=)3 کیفی نحوة ادارة بنگاه
عدم برگزاري=0، یکبار در سال=1، دو بار در سال=2، بیش از 2 بار در سال=3 کیفی تعداد دورة آموزشی براي کارکنان
بلی=1، خیر =0 کیفی ورود تجهیزات و فناوري جدید
کم=1، متوسط=2، زیاد=3 کیفی دسترسی بنگاه به بازار
بلی=1، خیر=0 کیفی استفاده از وام
(شامل بروکراسی اداري ،مالیات و بی ثباتی سیاسی و مدیریتی) کم=1، متوسط=2، زیاد=3 کیفی عوامل برون سازمانی

روایی پرسشنامۀ تدوین شده توسط خبرگان و صاحبنظران در زمینـ ۀ بنگـاه هـاي کوچـک وزودبازده در بخش صنعت تایید شد. قابلیت پایـایی کـه از آن بـه اعتبـار، دقـت و اعتمادپـذیريتعبیر می شود با استفاده از ضریب آلفاي کرونباخ بهوسیلۀ نرمافزار آماري SPSS در یک نمونۀ 20تایی براي شاخص پایداري بنگاه (70/0) ، عوامل برون سازمانی (62/0)، ویژگی هاي بـازار وبازاریابی( 54/0) و تـامین مـالی (60/0) بـرآورد شـد.1 کـه نشـان مـی دهـد سـوالات پرسشـنامه

1. براساس حیدري چروده( 1389)، ضریب آلفاي بین 0.4 و 0.6 بهنسبت مطلوب و بین 0.6 و 0.8 مطلوب می باشد.
همبستگی بهنسبت مطلوبی با یکدیگر دارند و همچنین پرسشنامه قابلیت پایایی بهنسبت مطلـوبیدارد (حیدري چروده ،1389).
بهمنظور تعیین تاثیر متغیرهاي توضیحی بر پایداري بنگاه ها، الگـوي لاجیـت ترتیبـی در سـهگروه بنگاه هایی با »پایداري ثابت«، »کاهش پایداري« و »افزایش پایداري«، استفادهشد ..
الگوي لاجیت ترتیبی بهصورت زیر تصریح می شود:
=− [+++ ⋯+]
, j=1,2,3,…, j,i=1,2,…,n

که در آن ، احتمال تجمعی بـه صـورت (( | ) ≤) =−= ( ) بـوده
و β بردار ستونی پارامترها و بردار ستونی متغیرهاي توضیحی می باشد .
یافته ها
ویژگی هاي جمعیتشناختی نمونۀ مورد مطالعه نشان داد میانگین سن مدیر در گروه هایی که بـاکاهش ، ثبات و افزایش اشتغال و پایداري طی چهار سال مواجه بوده اند بـه ترتیـب 5/44، 3/39 و 3/37 سال و میانگین تجربۀ مدیر در فعالیت فعلی نیز در این گروه ها بهترتیب 35/17، 3/16 و 7/11 سال بوده است. تجربۀ مدیر در مدیریت بنگاه در گروه با کاهش پایـداري 7/16سـال، بـاثبات پایداري 43/15سال و با افزایش پایداري 57/9 سال بوده است. همچنین طـول عمـر بنگـاهدر گــروه بــا ثبــات اشــتغال و پایــداري 14/19 ســال بــوده کــه نســبت بــه دو گــروه دیگــر(کاهش(45/16) و افزایش( 43/16)) بیشتر بوده است.
نتایج بهدست آمده از برآورد الگو در جـدول ( 3) ارایـه شـده اسـت و متغیـر وابسـته، متغیـرترتیبی طبقه بندي بنگاه هاي کوچک صنعتی براساس پایداري می باشد که در سه گروه کـاهش،ثبات و افزایش پایداري طبقه بندي شده اند. آمارة آزمـون حـداکثر درسـت نمـایی 1 نشـان دهنـد ة معنی داري کل الگوي بررسی شده است. همچنین براساس آمـار ة pseudo R2 مـی تـوان گفـت

1. Lig Likelihood
الگوي لاجیـت بـرآورد شـده از سـطح بـه نسـبت خـوبی از نیکـویی بـرازش برخـوردار بـوده ومتغیرهاي استفاده شده در مدل بهطور نسبی توانایی توضیح تغییرات احتمال انتخاب گزینـه هـايمختلف متغیر وابسته را دارد.
جدول 2. خصوصیات آماري متغیرهاي کمی مورد نظر بین سه گروه بنگاه هاي کوچک و زود بازده
حداکثر حداقل انحراف معیار میانگین گروه متغیر
59 28 8.5 44.5 کاهش اشتغال و پایداري سن مدیر
50 30 7 39.29 ثبات اشتغال و پایداري 50 30 7.6 37.29 افزایش اشتغال و پایداري 35 2 9.7 17.35 کاهش اشتغال و پایداري تجربۀ مدیر در فعالیت فعلی
24 4 7.2 16.29 ثبات اشتغال و پایداري 25 3 7.3 11.71 افزایش اشتغال و پایداري 30 3 7.7 16.7 کاهش اشتغال و پایداري تجربۀ مدیر در مدیریت
24 8 6.5 15.43 ثبات اشتغال و پایداري 20 2 6.7 9.57 افزایش اشتغال و پایداري 35 5 7.9 16.45 کاهش اشتغال و پایداري سن بنگاه
40 3 11.7 19.14 ثبات اشتغال و پایداري 55 4 16.54 16.43 افزایش اشتغال و پایداري ماخذ: نتایج تحقیق

براساس نتایج بهدست آمده از برآورد الگوي لاجیـت متغیـر هـاي تحصـیلات مـدیر، نحـوة کنترل و نظارت بنگاه توسط مـدیر، نحـوة ادارة بنگـاه، تعـداد دورة آموزشـی بـراي کارکنـان،ریسک پذیري و سطح آگاهی مدیر از فرصت هاي بازار و متغیر دسترسی بنگاه به بازار اثر مثبت و معنی داري بر پایداري بنگاه هاي کوچک دارد. متغیر اتکاء بنگاه به تامین مالی استقراضـی اثـرمنفی و معنی داري بر پایداري بنگاه ها دارد. در واقع افزایش این متغیر احتمال قرار گرفتن بنگـاهرا در سطوح بالاتر پایداري کاهش می دهد.
از آنجا که علامت هاي ضرایب برآورد شده نمی توانند در ارتبـاط بـا احتمـال قـرار گـرفتن بنگاه در هر یک از طبقات پایداري و تاثیر تغییرات متغیرهاي توضیحی بر ایـن موضـوع مـورد تفسیر و توضیح قرار گیرند ،از اینرو بهمنظور استنتاج نتایج بیشتر از الگوي برآورد شده بایستی اثرات نهایی متغیرهاي مستقل معنی دار براي هر یک از طبقات متغیر وابسته محاسبه شود . نتـایجبهدست آمده از اثر نهایی متغیرهاي مستقل براي هر یک از گروه ها در جدول( 4) آمده است .
جدول 3. نتایج بهدست آمده از برآورد الگوي لاجیت ترتیبی
سطح احتمال معنی داري مقدار ضریب متغیر
0/154 -0/219 سن مدیر
0/513 0/036 تجربۀ مدیر در فعالیت فعلی
0/526 0/088 تجربۀ مدیر در مدیریت
***0/001 2/956 تحصیلات مدیر
***0/000 7/353 نحوة کنترل و نظارت بنگاه توسط مدیر
**0/057 1/491 ریسکپذیري مدیر
0/799 0/272 گذراندن دورة آموزشی در زمینۀ فعالیت فعلی
**0/003 1/694 سطح آگاهی مدیر از فرصتهاي بازار
0/698 0/018 سن بنگاه
***0/000 1/723 نحوة ادارة بنگاه
***0/000 1/480 تعداد دورة آموزشی براي کارکنان
0/629 0/844 تجهیزات
*0/1 0/485 دسترسی بنگاه به بازار
***0/000 -4/390 تامین مالی استقراضی
**0/0241 -0/375 عوامل برون سازمانی
انحراف معیار مقدار ضریب سطوح آستانهاي الگو
6/845 13/374 آستانۀ اول
6/841 15/99 آستانۀ دوم
125/25Loglikelihood=- >=0/000Pr
=0/52 pseudo
ماخذ: نتایج تحقیق- *، ** و *** بهترتیب معنیداري در سطح ،10، 5 و 1 درصد و ns عدم معنیداري

اثر نهایی متغیر تحصیلات مدیر نشان می دهد با افزایش تحصیلات مدیر احتمال اینکه بنگاه در گروه هاي با ثبات و پایداري بالاتر قرار گیـرد افـزایش واحتمـال اینکـه بنگـاه در گـروه اول (کاهش پایداري) قرار گیرد، کاهش می یابـد. اثـر نهـایی متغیـر نحـوة کنتـرل و نظـارت بنگـاهتوسط مدیر نیز نشان می دهد که احتمال قرار گرفتن بنگاه هایی که بهصورت تمام وقت توسـطمدیر نظارت و کنترل می شوند نسبت به بنگاه هایی که کنترل و نظارت مدیر در آن ها بهصـورتپاره وقت انجام میشود در گروه هاي با ثبات و پایداري بالاتر افـزایش مـی یابـد و احتمـال قـرارگرفتن در گروه اول( کاهش پایداري) کاهش می یابد. مدیر با کنترل و نظـارت تمـام وقـت بـرفعالیت بنگاه می تواند به شناختی سریع از نقاط قـوت و ضـعف بنگـاه دسـت یابـد. در نتیجـه بـهموقع به اصلاح کاستی ها و قوت بخشیدن بـه توانمنـدي هـاي بنگـاه بپـردازد. در صـورتی کـه بـاغفلت از امر کنترل و نظارت بنگاه امکان دور شدن از هدف هاي تعیین شده بنگـاه وجـود دارد.
اثر نهایی متغیر ریسک پذیري مدیر نشان می دهد با افزایش ریسـک پـذیري مـدیر احتمـال قـرار گرفتن بنگاه در طبقات با پایداري بیشتر افزایش می یابد . در حالیکه احتمال قرار گرفتن در طبقۀ اول 2/8 درصد کاهش می یابد. باتوجه به اینکه انگیزة مدیران ریسک پذیر دستیابی به فرصت و موقعیت است و در جستوجـو ي تجربیـات جدیـد هسـتند و بـه محـرك هـا بـه سـرعت پاسـخمی دهند .از اینرو بنگاه هایی که توسط چنین مدیرانی اداره می شوند احتمال قرار گـرفتن آن هـادر طبقات بالاتر پایداري بیشتر است. با افزایش سطح آگاهی مدیر از فرصت هاي بازار احتمـالقرار گرفتن بنگاه در گروه دوم (ثبات پایداري) و گروه سوم (افزایش پایداري) بهترتیـب 5/8 و 7/0 درصد افزایش می یابد و احتمال قرار گرفتن در بنگاه هایی با کاهش اشتغال و پایـداري 3/9 درصد کاهش می یابد. در بنگـاه هـایی کـه بـهصـورت گروهـی غیرخـانوادگی و انفـرادي ادارهمی شوند نسبت به بنگاه هایی که بهصورت خانوادگی اداره می شوند احتمال قـرار گـرفتن بنگـاهدر طبقات بالاتر (ثبات و افزابش پایداري) به ترتیب 7/8 و 8/0 درصد افزایش می یابد. همچنین احتمال قرار گرفتن بنگاه در گـروه اول 4/9 درصـد کـاهش مـی یابـد. وقتـی بنگـاه بـه صـورتگروهی اداره می شود، گروه استعداد نهایی و تشریک مساعی میـان خـود را بـهوجـود آورده وموجب استفاده کردن از تجربیات یکـدیگر از طریـق فعـل و انفعـالی کـه میـان آن هـا بـهوجـودمی آید، خواهد شد.
با افزایش تعداد دوره هاي آموزش کارکنان احتمال قرار گرفتن بنگاه در گـروه هـاي بـالاترافزایش می یابد. بهطوري که احتمـال قـرار گـرفتن در گـروه دوم و سـوم بـه ترتیـب 4/7 و 6/0 درصد افزایش و احتمال قرار گرفتن در گروه اول 1/8 درصد کاهش می یابد .
افزایش دسترسی به بازار، احتمال قرار گرفتن بنگاه در گروه دوم و سوم را به ترتیـب 4/2 و
2/0 درصد افزایش و احتمـال قـرار گـرفتن در گـروه اول را 6/2 درصـد کـاهش مـی دهـد. درشرایطی که بنگاه با رقباي زیادي در بازار داخل و خارج روبهرو است، دسترسی بیشتر بـه بـازاربهعنوان یک عامل اصلی در حفظ بقاي بنگاه در میان سایر رقبا محسوب می شود.
احتمال قرار گرفتن بنگاه هایی که تامین مالی آن ها از طریق بـدهی (اسـتقراض) انجـام شـدهاست نسبت به بنگاه هایی که تامین مالی آن ها با اتکا به سرمایۀ شخصی و خانوادگی انجام شـدهاست، در گروه هاي بالاتر کاهش می یابد و احتمال قرار گرفتن در گروه بنگاه هـایی بـا کـاهشپایداري 24 درصد افزایش مییابد .
جدول 4- اثر نهایی محاسبه شده براي گروههاي بنگاه از نظر اشتغال و پایداري
اثر نهایی گروه سوم (افزایش پایداري) اثر نهایی گروه دوم (ثبات پایداري) اثر نهایی گروه اول (کاهش پایداري) متغیر
0/013 0/149 -0/162 تحصیلات مدیر
0/008 0/097 -0/105 نحوه کنترل و نظارت بنگاه توسط مدیر
0/006 0/075 -0/082 ریسک پذیري مدیر
0/007 0/085 -0/093 سطح آگاهی مدیر از فرصت هاي بازار
0/008 0/087 -0/094 نحوه اداره بنگاه
0/006 0/074 -0/081 تعداد دوره آموزشی براي کارکنان
0/002 0/024 -0/026 دسترسی بنگاه به بازار
-0/019 -0/220 0/240 استفاده از وام
بحث و نتیجه گیري
این پژوهش با هدف بررسی سطح اثرگذاري هریک از عوامل و متغیرهاي اثرگذار بر پایـداريبنگاه هاي کوچک کارآفرین در استان خراسان رضوي (شـهر مشـهد بـهعنـوان پـایلوت) انجـام شده است. براي رسیدن به این هدف کارگاههاي صنعتی کوچک در پنج گروه صـنعتی کـه در جمع 73 درصد کل اشتغال صنایع کوچک استان را دربـر مـی گیرنـد بـهعنـوان جامعـۀ آمـاريمدنظر قرار گرفتند و از مدل لاجیت ترتیبی براي دستیابی به هدف تحقیق اسـتفاده شـده اسـت.بهدلیل تفاوت ها در روند اشتغال، تولید و سـرمای ۀ در گـردش، شـاخص پایـداري بنگـاه در ایـنپژوهش ترکیبی از متغیرهاي تغییر در سرمایه، فروش و اشتغال بنگاه در نظر گرفته شده است. براساس نتایج تحقیق، با افزایش متغیرهاي میـزان تحصـیلات مـدیر و ریسـک پـذیري مـدیراش تغالزای ی و پایــداري بنگــاه افــزایش مــییابــد.1 مــدیران ریســک پــذیر ب رخلاف مــدیرانریسک گریز بهمنظور طراحی و تدوین انتخـاب راهبردهـاي نـو و تبـدیل ایـده هـا بـه واقعیـت ودرنهایت دستیابی به موفقیت، ریسک می کنند. در حالی کـه مـدیران ریسـک گریـز تمـایلی بـهانتخاب طرح هایی با ریسک بالا ندارند و از قبول فناوري پیشـرفته اجتنـاب مـی کننـد. از ایـن رو بهره وري و عملکرد بنگاه کاهش یافته و بقا و پایداري بنگاه بهخطر می افتد.
همچنین نتایج مطالعه نشان داد بنگاه هایی که تامین مالی آنهـا از طریـق بـدهی (اسـتقراض)انجام شده است، نسبت به بنگاههایی که تامین مالی آن ها با اتکا به سرمایۀ شخصی و خانوادگی انج ام ش ده اس ت از پای داري کمت ري برخوردارن د .ت امین م الی از طری ق ب دهی اگرچ ه ب ه کارآفرین این اجازه را می دهد که مالکیت کامل شرکت را در اختیار داشته باشد، بـا ایـن حـالاو باید بدهی ایجاد شده در ترازنامه را تعهد کند و به همین ترتیب آن را به همراه بهرة متعلق بـهآن، در آینده بازپرداخت کند. افزون بر این، بهدلیل ریسک بیشـتر کسـب و کارهـاي کوچـک،آن ها باید نرخ بهرة بیشتري را نیز پرداخت کنند .اتکاء صرف بر بدهی و استقراض بـراي تـامینمالی راه اندازي و یا رشد و توسعۀ بنگاه، ممکن است مشـکلات بـی شـماري را بـهوجـود آورد.
سرمایۀ بهدست آمده از استقراض، سرمایۀ صبوري نیست. مدت زمان وام هاي آن به ندرت از 3 تا 5 سال فراتر می رود. از سـوي دیگـر سـرمایۀ ناشـی از بـدهی (اسـتقراض)، سـرمایۀ متعهـدينیست. بدهی بازپرداخت هـاي دوره اي بهـره (فـرع وام) و پرداخـت نهـایی اصـل وام را ایجـابمی کند .از اینرو بنگاه هایی کـه بـه ایـن روش تـامین مـالی، اتکـاي بیشـتري دارنـد در طبقـاتپایین تري از پایداري قرار دارند.
نتیجۀ دیگر این تحقیق، بیانگر تاثیر مثبت آموزش کارکنان بر اشتغالزایی و پایـداري بنگـاه
است. بنگاه هاي کوچک کارآفرین بیشتر بر مبناي نهاده نیروي کار استوار هستند تـا سـرمایه. از

1. مطالعۀ رمئو( 2014) و بنزازوا بوازا و همکاران( 2015) درخصوص تاثیر عوامل آموزشی و سـرمایۀ انسـانی و مطالعـۀسلیم زاده و همکاران( 2012) درخصوص ریسک پذیري مدیریت بنگاه اقتصادي.
اینرو کسب آموزش هـا و مهـارت هـاي لازم مـی توانـد بهـره وري نیـروي کـار را کـه یکـی ازمهمترین عوامل در افزایش بقا و پایداري بنگاه است، افزایش دهد .
متغیر مهم دیگري که در این تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفت، سطح دسترسی به بازار مـی -باشد. نتایج این مطالعه مشابه با نتایج رگاسا( 2015) بیانگر ایـن اسـت کـه دسترسـی بـه بـازار وآگاهی مدیر از فرصت هاي بازار منجر به افـزایش پایـداري بنگـاه مـی شـود. صـنایع کوچـک عموماً توسط افراد کارآفرین که فاقد مهارت هاي مدیریتی خاص مانند بازاریابی هستند ایجاد می شود. از اینرو افزایش آگاهی مدیر در زمینۀ بازاریابی در شرایطی که بنگاه با رقباي زیـاديدر بازار داخل و خارج روبهرو است، بهعنوان یک عامل اصـلی در حفـظ بقـاي بنگـاه در میـانسایر رقبا محسوب می شود.
پیشنهادها
براساس نتایج مطالعه می توان راهکارهاي مدیریتی زیر را پیشنهاد داد:
با توجه به اینکه آگاهی از فرصت هاي بازار از عوامل تاثیرگـذار بـر پایـداري بنگـاه اسـت،پیش نهاد م ی ش ود م دیر در ادارة بنگ اه از کارشناس ان بازاری ابی ک ه توان ایی تجزی ه و تحلی ل فرصت هاي بازار و کسب اطلاعات صحیح و بهموقع بازاریابی را دارنـد بهـره بگیرنـ د. همچنـینمدیر بنگاه براي شناسایی فرصت هاي جدید ،نظامی را براي تحریک و برانگیختن جریان تولیـدایده هاي جدید از طریق شرکا و صاحبنظران بهکار گیرد .
تامین مالی صرف از طریق استقراض، اثر منفی بـر پایـداري بنگـاه دارد .از ایـن رو پیشـنهادمی شود امکان بهره گیري کارآفرینان و مالکان کسب وکارهـاي کوچـک از منـابع مـالی متنـوع براي تامین مالی بنگاه فراهم شود. هر چه گستردگی منابع و حـق انتخـاب کارآفرینـان افـزایشیابد، آنان میتوانند راهکارهـاي اجرایـی بیشـتري را بـراي رفـع نیازهـاي مـالی و رویـارویی بـابحران هاي مالی در اختیار داشـته باشـند. ایـن امـر ضـمن کـاهش ریسـک هـاي مـرتبط، امکـانگزینش منبعی با کمترین هزینه را مهیا مـی کنـد. از سـوي دیگـر، اگرچـه منـابع مـالی ناشـی ازسرمایه مستلزم پرداخت بهره نیست ،اما می تواند با رقیق کردن مالکیت کارآفرین، تـوان کنتـرلوي را در فرایند تصمیم گیري ها کاهش دهد.
افزایش دوره هاي آموزشی کارکنـان تـاثیر مثبتـی بـر پایـداري بنگـاه دارد. آمـوزش باعـثتوانمندسازي نیروي انسانی شاغل در بنگاه شده و موفقیت هاي آتی را تضمین می کند . بنـابراینپیشنهاد می شـود آموزشـی اثرگـذار بـا اراتقـاء سـطح مهـارت هـاي کـاري و فـردي بـه منظـور کارآمدي نیروي انسانی انجام شود و دوره هاي آموزشـی کوتـاه مـدت و بلندمـدت کـه قابلیـتفکري و تخصصی کارکنان را افزایش دهد، به دفعات بیشتر برگزار شود.
با توجه به نتایج بـه دسـت آمـده از ریسـک پـذیري مـدیر و تـاثیر آن بـر توسـعۀ بنگـاه هـايکوچک کارآفرین، پیشنهاد می شود مدیران، بنگاه را با تکیه بر مدیریت ریسک اداره کننـد. ازسوي دیگر، بهدلیل تاثیر مثبت سطح دسترسی به بازار بـر پایـداري بنگـاه، پیشـنهاد مـی شـود بـرمبناي اصول بازاریابی (بهدلیل ضعف این قسـمت در توسـعۀ بنگـاه هـاي کـارآفرین کوچـک)،راه هاي دسترسی به بازار به مدیران این بنگاه ها معرفـی شـود . از ایـن رو لازم اسـت مـدیر بنگـاهبازارهاي مختلف را شناسایی کند و با بهره گیري از تجربیات و تخصص خود و بازاریابان خبـرهراه هاي دسترسی بهتر و بیشتر را فراهم کند .

منابع
آذر عادل.، صادقی آرش. و کردنائیچ اسدا( ….1391). اولویتبندي عوامـل مـوثر بـر موفقیـتکسبوکارهاي کوچک و متوسط حـوز ة فنـاوري برتـر- رویکـرد فراینـد تحلیـل شـبکه اي فازي .فصلنامۀ توسعۀ کارآفرینی ،5 (2)، صص165-.184
اژدري، علی اصغر( 1391)، ارزیابی و تحلیـل عملکـرد آیـین نامـه اجرایـی گسـترش بنگـاه هـاياقتصادي زودبازده و کارآفرین؛ مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامی؛ دفتـر مطالعـاتانرژي صنعت و معدن، شماره مسلسل 12678.
امـین بی دختی.، اکب ر عل ی.، و س ید مجتبـی زرگ ر(.1390 ). بررس ی موان ع موج ود در توس عه بنگاه هاي کوچک و متوسط (SME) و ارائه چارچوب حمایت از این بنگاه ها. مجله کـار وجامعه، شماره 138، صص 34-48.
حسین زاده هدایت. و نصرتی رضا( .1393). بررسی تـأثیر طـرح توسـعه بنگـاه هـاي کوچـک وزودبـازده بـر ایجـاد اشـتغال در اسـتان هـاي منتخـب کشـور. فصـلنامه سیاسـت هـاي مـالی واقتصادي ،2 (7) صص 91-108.
حیدري چروده، مجید( 1389)؛راهنماي سنجش روایـی و پایـایی در پـژوهش هـا ي فرهنگـ ی و اجتماعی؛ انتشارات جهاددانشگاهی مشهد .
ســازمان توســعه صــنعت ی ملــل متحــد( یونیــدو). ترجمــه شــفیعی مســعود، شــقاقی عبدالرضــا.
(1389).استراتژي افزایش مشارکت موثر و رقـابتی بخـش صـنایع کوچـک و متوسط.ناشـررسا.
عقیلی فریبا.، طیبی کمیل.، زمانی زهرا. و ابراهیمی نسرین( .1391). اثـر کـارافرینی و توسـعه يبنگاه هاي کوچک و متوسط بر اشتغال: تجربه ي چند کشور منتخب در حال توسعه. نشـریهتوسعه کارآفرینی ،5 (2)، صص145-164.
فیض پور محمد علی.، سعیدا اردکـانی سـعید. و پـوش دوزباشـی هانیـه( .1390). بررسـی تـاثیربنگاه هاي جدیدالورود کوچک و متوسط در تغییـرات اشـتغال: تجـاربی از صـنعت نسـاجیایران طی دوره 84-1375. نشریه توسعه کارآفرینی ،4 (14)، صص 67-86..
فیض پور محمد علی،. محمودي وحید. و امامی میبدي مهدي(.1388 ). رشد سریع و عوامل مؤثر بر آن در بنگاه هـاي کوچـک صـنایع تولیـدي ایـران طـی برنامـه سـوم توسـعه. پژوهشـنامه اقتصادي، 9 (4)، صص155-173.
کریمی تکانلو زهرا(. 1392). بررسی تاثیر تسهیلات اعطایی به بنگاه هاي کوچـک و متوسـط وزود بازده بر کـارآفرینی و اشـتغالزایی بخـش تعـاون درطـی دوره( 1389-1384). فصـلنامهپژوهش هاي اقتصادي کاربردي ،1 (2)، صص 107-124. گرجی، ابراهیم( 1381). بررسی تئوریـک سـیکل هـاي تجـاري و علـل پیـدایش آن در اقتصـاد
ایران«، انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگانی.
مرکز آمار ایران(.1393). طرح آمارگیري کارگاه هاي صنعتی ایران.
ملاشاهی غلامعبـاس.، ظریفیـان شـاپور. و پـیش بهـار اسـماعیل( .1394). تعیـین میـزان موفقیـتبنگ اه ه اي اقتص ادي زودب ازده بخ ش کش اورزي در روس تاهاي شهرس تان زاب ل. اقتص ادکشاورزي و توسعه ،23 (91)، صص 73-49.
وحدت داوود. و داداشی علیرضـا ( .1389). نگـاهی بـه طـرح حمایـت از گسـترش بنگـاه هـاي اقتصادي زود بازده و برخی کاستی هـاي اجـراي آن. فصـلنامه تخصصـی پارکهـا و مراکـز رشد، 7 (25)، صص 15- 24.
Benzazoua Bouazza, A., Ardjouman, D. and Abada, O. (2015); “Establishing the Factors Affecting the Growth of Small and Medium-sized Enterprises in Algeri”; American International Journal of Social Science, 4(2):101-115.
Janssen, F. (2003). Determinants of SMEs’ employment growth relating to the characteristics of the manager. 23d Annual International Conference of the Strategic Management Society (SMS), At Baltimore, USA.
Lucas, T., Cunningham, R. and Lamberton, G. (2009); “Small business engagement with sustainability in regional Australia “; Journal of Economic and Social Policy, 13(1):1-.51
Obasan K. (2014). “The Impact of Business Environment on the Survival of Small Scale Businesses in Nigeria “; Int. J. Manag; Bus, Res., 4 (3): 165-.071
Panicos, D., Jun, D., Sourafel, G. and Chengang, X. (2008); “Dose the Chinese banking system promote the growth of firms? “world economy & finance research programme Working Paper No. 0036.
Regasa, D.G. (2015), “External Factors Affecting Firm Growth: Evidence from Small Scale Manufacturing Firms in Tigray Regional State of Ethiopia “. Int. J. Manag. Bus. Res., 5 (4): 279-.682
Romeo Asa, A. (2014); “Analysis on the Factors that Determine Sustainable Growth of Small Firms in Namibia”; Wuhan University of Technology, The international journal of management science and business administration.
Safdar Khan, Kh. and Siddiqi, W.(2012). Entrepreneurial Factors Contributing towards the Firm‟s Growth in Terms of Employment Generation: A Case Study of Electric Fans Producing Firms in Gujarat District. Proceedings of 2nd International Conference on Business Management.
Salimzadeh, P., Courvisanos, J. and Ravi Nayak, R. (2013); “Sustainability in Small and Medium Sized Enterprises in Regional Australia “: A Framework of Analysis, 26th Annual SEAANZ Conference Proceedings Small Enterprise Association of Australia and New Zealand.
Schumpeter, Joseph.(1934). “The Theory of Economic Development “; Cambridge, Mass, Harvard University Press.
Yik,W.K. (2012).Factors Influencing Generation Y’s Job Application Intention. A research project submitted in partial fulfilment of the requirement for the degree of Master of Business Administration; Department of International Business Faculty of Accountancy and Management.



قیمت: تومان