حتی روزنامه‌نگار هم برای بازاریابی محتوا احتیاج به آموزش دارد

شما عزمتونو جزم کردین که یه روزنامه نگار رو به تیم بازاریابی خود اضافه کنین – شادباش می گم! همه دلایل نشون دهنده اون است که شما دنبال یه فرد سخت کوش واسه ارائه مقاله با کیفیت بالا در مهلتای وقتی تنگ هستین. آموزش روزنامه نگار واسه بازاریابی محتوا خیلی خیلی مهمه. همه روزنامه نگارا نمی تونن در این مورد خوب فعالیت کنن. تغییر از روزنامه نگاری به بازاریابی محتوا کمی سخته یعنی روزنامه نگارانی که سرشون واسه تغییر و کارای رقابت برانگیز درد نمی کنه مناسب این کار نیستن.

بازاریابی محتوا

مواردی که در زیر اشاره می شه مواردی از رقابتای روزنامه نگارا واسه بازاریابی محتوا هستش که واسه هر کدوم پیشنهادات و راه حلایی ارائه می شه:

راه حل

۱- مشکل خود بزرگ بینی

روزنامه نگاری یه حرفه و شغله. از اولین روز ورود به دانشگاه تا آخرین روز شغلی، به طور خستگی ناپذیری رقابتیه. واسه موفقیت، یه روزنامه نگار باید واقعا اونو بخواد. این حرفه و شغلیه که در بین دولتمردان، شرکتا و حتی افراد در مقامی خاص قرار داره.

اعتماد به نفس روزنامه نگارا در تولید محتوا بسیار بالا هستش اما واسه بعضی خبرنگاران این موضوع می تونه مشکل باشه. بعضی از این روزنامه نگارا فکر می کنن به قدر کافی خوب هستن که در بخش بازاریابی محتوا فعالیت کنن اما، شما به عنوان فردی که اونا رو استخدام می کنه باید تشخیص بدین که همکاری خود رو با این افراد ادامه بدین یا خیر.

اعتماد به نفس

اولین نشونه ای که اونا نمی تونن از روزنامه نگار به بازاریاب محتوا تبدیل شن اینه که اونا فقطً یه کپی کار هستن. اونا ممکنه که یه متن سرسری تحویل شما بدن که بدون خلاقیت و جذابیت از نظر بازاریابی محتواییه و شما مجبور میشین متن رو رد کنین چون دست کم معیارهای مورد نظر شما رو نداره.
خلاقیت
( این یه دلیل واسه اینه که خبرنگاران جداگونه رو قبل از استخدام آزمایش کنین.)

قبل از شروع به نوشتن، اونا رو در مورد محصول و خدمات تون و چیزی که می خواین به اون برسین (یا چیزی که مشتری شما تلاش داره به اون برسه) آگاه کنین. به اونا فرصت تجربه بخشای جور واجور کار و کاسبی تون رو بدین تا به جای اینکه همیشه پشت میز نشسته باشن از فروشگاه یا کارخانه شما بازدید کنن؛ این باعث می شه درک بهتری از کار و کاسبی شما داشته باشن.

اونا رو مجبور به صحبت کردن با بیشتر کارمندان خود کنین. اونا رو در برابر جنبه های سرگرم کننده آموزش کارکنان خود بذارین. بذارین اونا شور و شوق شما و تیم شما رو واسه کاری که انجام می دین، حس کنن.

اگه، بعد از اون، اونا با برنامه هاتون برابر نبودن، ” با اونا قطع همکاری کنین.

۲- کمک به اونا در مورد اصول روزنامه نگاری

در بعضی موارد گزارشگران خبری عادتای عجیب غریبی دارن که در بخش کاری خودشون روشای جا افتاده ایه اما در بازاریابی محتوایی موضوعیت نداره. مثلا:

نبود ایجاد تعادل ( دو یا چند برداشت از یه داستان) یکی از اونا هستش. اجازه دادن به آدمایی که در موردشون در حال نوشتن هستن قبل از چاپ مورد دیگه س و دیگری اجازه میدن که منابع  نقل قولای خود رو عوض کنن تا اونا بهتر به نظر برسن.

به دلایلی روشن، بعضی از این اصول اولیه روزنامه نگاری واقعا به بازاریابی شامل ترجمه نمی شه.

واسه این تغییر نگاه از روزنامه نگاری به بازاریابی شامل، روزنامه نگارا باید فهمیده باشن که کارشون نوشتن خبر به صورت سنتی نیس، بلکه کارشون نوشتن عالی، تعاملی، از همه مهتر رو راست و دقیقه. چون که شما نمی خواین به مخاطباتون اطلاعات بد و غلط بدین.

۳- محتوای خود رو آماده کنین و CTA داشته باشین

محتوایی که بدون چماغی بالاسر خواننده با یه پیام خشن تبلیغاتی باشه، هنره. این معمولا از چیزای مهم یه روزنامه نگار نیس چون اکثراً جوری کار می کنن که از عمد از هر چیزی که مثل تبلیغ باشه دوری می کنن یا حذفش می کنن.

واسه اونا مقالاتی محض نمونه نشون بدین که پیام تبلیغاتی نرمی دارن. اون قدر توانایی دارن که فوت وفن موجود در اون مقاله ها رو دریافت کنن. هم اینکه به اونا CTA یا مبادرت به عمل رو یاد بدین. چون روزنامه نگارا هیچ ایده ای در مورد CTA ندارن.

۴- به اونا کمک کنین با قدرت پویا موافق شن

روزنامه نگارا همیشه در مسند قدرت بودن. اونا منابع رو فرا می خونن و جواب به سوالاشون رو در خواست می کنن – و بعد منتشر می کنن که اون فرد جواب میده یا نه. روزنامه نگارا میگن بپرید، و مردم می پرسن، ” چقدر بالا بپریم؟”با کمی بزرگ نمایی گفتیم، اما شما منظور رو درک می کنین.

اما در بازاریابی محتوایی از این خبرها نیس. اینجا قدرت طور دیگری تعریف می شه. قدرت در جست و خیز و خلاقیته نه در به رقابت کشیدن افراد مهم کشور.

۵- روند تایید رو تکرار کنین

کارفرمایان، بیشتر باید قبل از منتشر کردن مطلب روزنامه نگارا، مطالب رو تایید کنن. بعضی وقتا اونا بر تغییرات اصرار دارن. بعضی وقتا شما واقعا این تغییرات رو دوست دارین. بعضی وقتا شما می خواین سرتون رو به روی میز بکوبید و فریاد بزنین: ” این افراد احمق هستن. خوب، این افراد الان مسئول هستن.
احمق

حتی براشون کمی ناراحت کننده س که با این تجربه، شخصی که هیچ سررشته ای از روزنامه نگاری نداره به اونا بگه چیجوری بنویسن.

۶- یه راهنمای سبک به اونا بدین

روزنامه نگارا شما با مهارتای نوشتاری قبلی خود به پیش می رن. این چیزیه که در مورد اونا خیلی زیاده. اما یادتون نره که یه راهنمای سبک به اونا بدین. اگه شما یه آژانس هستین، این می تونه واسه هر مشتری فرق داشته باشه.

اما روزنامه نگارا دقیقا واسه رعایت همین دستورالعملای مربوط به هر برنده که استخدام شدن نه واسه اینکه طبق روال شخصی خودشون بنویسن. پس همون اول سنگ هاتون رو وا بکنین تا همه رو از درد سر ویرایشا و بازنویسیای چندباره خلاص کنین.

۷- تن صدا و مخاطبان رو مشخص کنین

بیشتر روزنامه نگارانی که در دور و بر اینجور تلهایی بودن، بلدند که واسه مخاطبان متفاوت با چه تن صدایی و لحنی بنویسن. نوشتن واسه صفحات هنری شک نداشته باشین متفاوت از گزارش ورزشیه. روزنامه نگارا در تطبیق سبک واسه مخاطب و لحن خوب هستن. اما اگه به اونا نگید، به احتمال زیاد به هر شکلی که با اون آشنا هستن، می نویسند – که ممکنه واسه اهداف شما مناسب نباشه.

ورزش

۸- یادتون نره که اونا رو به رقابت بکشین

روزنامه نگارا می تونن به طور وحشتناکی دچار ملال و خستگی شن. اگه از یه اتاق خبر شلوغ و پر جنب وجوش اومده باشن، می تونن سرعت هر جای دیگری رو شدیدا کنه تصور کنن ( به خصوص هر جای بروکراتیک، مانند ادارات دولتی و آژانسا). اجازه ندین که خبرنگاران شما خسته شن. اونا رو به رقابت بکشین. اونا رو به تکالیف مختلفی علاقه مند نگه دارین. به اونا مسئولیتای اضافی بدین. اونا رو با مهارتای جدید تربیت کنین. از همه مهم تر، اونا رو مشغول نگاه دارین.

منبع: content marketing institute