JEST91311469388600-1

تعیین و مقایسه سمیت کشنده نانو ذرات نقره و نمک نیترات نقره در ماهی کاراس طلایی
(Carassius auratus)

صفورا ابرقویی،*
[email protected] سید علی اکبر هدایتی رسول قربانی حامد کلنگی میاندره
طاهره باقري

چکیده
زمینه و هدف: ورود آلاینده هاي از منابع مختلف صنعتی و بهداشتی به اکوسیستم هاي آبی میتواند تعادل آن ها را بر هم زده و اکوسیستم را در معرض خطر نابودي قرار دهد. در میان آلایندههاي فلزي، یون نقره بسیار سمی است و بالاترین درجه سمیت را در رده بندي مواد سمی به خود اختصاص داده است. با توجه به گسترش روزافزون استفاده از نانو مواد به خصوص نانونقره، هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت نانو نقره و نیز مقایسه سمیت مواد در مقیاس طبیعی و نانو مواد است که به این منظور از دو ماده نانو نقره و نمک نیترات نقره براي مشخص نمودن سمیت کشنده استفاده شد.
روش بررسی: در این پژوهش اثر سمیت کشنده نانو نقره و نیترات نقره بر ماهی کاراس طلایی، در شرایط آزمایشگاهی و به روش استاتیک در دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبیعی گرگان مورد بررسی قرار گرفت. براي تعیین 50LC، 210 قطعه ماهی کاراس طلایی به صورت تصادفی در 30 مخزن فایبرگلاس 400 لیتري ( 15 مخزن براي تعیین سمیت کشندگی نیترات نقره و 15 مخزن براي تعیین سمیت کشندگی نانو نقره) قرار گرفتند. میزان مرگ و میر در زمانهاي 24، 48، 72 و 96 ساعت محاسبه شد. اطلاعات حاصله با استفاده از نرم افزارSPSS 20 و با انجام آزمون (Probit value) پردازش گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد میزان 50LC در زمان 96، براي نیترات نقره ppm 184/0 و این مقدار براي نانو نقرهppm 428/24 بود، بنابراین سمیت نیترات نقره بسیار بالاتر از نانو نقره میباشد.
نتیجهگیري : از آن جا که در تعیین سمیت کشنده، عوامل مختلفی تاثیر گذار است ،براي دستیابی به اطلاعات بهتر و ارزیابی خطر نانو مواد، باید تحقیقات بیشتري بر این ترکیبات نو ظهور صورت گیرد.
واژه هاي کلیدي: آلاینده، نانو زیست سم شناسی، مرگ و میر، سمیت حاد

مقدمه
ورود آلایندهاي از منابع مختلف صنعتی و بهداشتی به اکوسیستمهاي آبی میتواند تعادل آن ها را بر هم زده و اکوسیستم ها را در معرض خطر نابودي قرار دهد. لذا شناخت اثرات متقابل عوامل استرسزا و اثرات سوء آنها بر جوامع زیستی، متخصصین امر را در تعیین استانداردهاي محدود کننده و اثرات فلزات و سایر آلایندهها بر مکانیسمهاي بیولوژیکی و فیزیولوژیکی موجودات و در نهایت حفاظت از محیطزیست یاري میکند. این آلایندهها در نهایت میتوانند وارد زنجیره غذایی و بدن انسان شده و آسیبهاي ایمنی زیادي را در پی داشته باشند (1).
سمیت یک ماده، به قابلیت ذاتی آن ماده در صدمه زدن به موجود زنده اطلاق میشود. میزان نقره در پوسته زمین در حدود 1/0 گرم در هر تن میباشد (2). در میان آلاینده هاي فلزي، یون نقره بسیار سمی است و بالاترین درجه سمیت را در رده بندي مواد سمی به خود اختصاص داده است. سمی بودن این ماده براي طیف وسیعی از میکروارگانیسمها و همچنین سمیت کم آن براي انسان منجر به توسعه تعداد زیادي از محصولات بر پایه نقره شده است (3).
در سالهاي اخیر فناوري نانو تبدیل به یکی از مهمترین و مهیجترین حوزههاي رو به پیشرفت در فیزیک، شیمی، علوم مهندسی و زیستشناسی شده است (4). “نانو” واژه اي یونانی است که براي تعیین یک میلیاردم یا 9- 10 یک کمیت استفاده میشود (5). ماده اصلاح شده در مقیاس نانو، خصوصیات جدید و مفیدي را دارا است که قبلا در آن مشاهده نمیشد. این خواص جدید مربوط به نسبت سطح به حجم بالاي آنها است، اما گفتنی است که با توجه به نو ظهوربودن فناوري نانو هنوز از خطرات احتمالی نانو مواد براي محیط زیست، ارزیابی دقیقی صورت نگرفته است.
نانو مواد به طور طبیعی از ابتدا در کره زمین وجود داشته اند و موجودات زنده در طی تکامل، با نانو مواد طبیعی سازگار شده اند، با این حال، از آنجا که نانو مواد مصنوعی تولید بشر هستند و در فرآیند تکامل وجود نداشتهاند، در حال حاضر، نگرانی زیادي پیرامون آلودگی موجودات زنده با آنها وجود دارد. با توجه به این که نگرانی فزآینده در مورد ایمنی نانو مواد و سمیت آن ها وجود دارد، در کنار تمامی مزایاي خاص حاصل از نانو مواد، به
خطرسازبودن آنها براي موجودات زنده هم باید توجه داشت و نباید با مشاهده برخی دستاوردهاي فناوري نانو از مضرات احتمالی آن چشم پوشی کرد (6).
با استفاده از فناوري نانو، فلز نقره را به ذراتی کمتر از 100 نانو متر تبدیل میکنند که به آن نانو نقره میگویند. نانو ذرات نقره عمدتاً بهدلیل خواص فیزیکی و شیمیایی ویژهاي که از خود نشان میدهند در مصارف الکترونیکی، نوري، دارویی، بهداشتی و کاتالیتیکی کاربرد فراوان دارند.
اثر ضد باکتریایی نانو نقره به اثبات رسیده و امروزه در صنایع مختلف کاربرد فراون دارد (7). در واقع نانوذرات نقره براي عوامل بیماريزا یک سم تلقی میشوند و براي بدن انسان، غذاها و بافتها بیضرر است (8). گرایش به استفاده از این مواد در سالهاي اخیر گسترش یافته و کاربرد این مواد در زمینههاي مختلف در حال گسترش است (9). اما مطالعات دیگري نیز اثرات مخرب نانو مواد بر انسان را نشان داده است .
نیترات نقره به عنوان عامل ایجاد کننده گروههاي فعال اکسیژنی (ROS)، شناخته شده و به وسیله مکانیسمهاي متنوع شامل برهم کنش با گروههاي سولفیدریل، پروتیینها و آنزیمها به سلول آسیب میرساند. در حالی که بخش وسیعی از نقره در آبهاي سطحی به صورت طبیعی برداشت میگردد، فعالیتهاي بشري از قبیل معدن، ساخت جواهرات و عکاسی میتوانند سطوح نقره را در آبهاي محیطی افزایش دهند( 2).
بعضی از مطالعات نشان دادند که نیترات نقره به شدت براي ماهیان آب شیرین سمی است (10).
در محیطهاي آبی، ماهی به عنوان یکی از شاخص هاي مهم آلودگی محسوب می شود. ماهی در بالاترین نقطه زنجیره غذایی آبی قرار گرفته است و توانایی بزرگ نمایی زیستی (Bio-Magnification) فلزات سنگین را حتی در غلظتهاي پایین موجود در محیط دارد (11). ماهی کاراس طلایی (Carassius auratus) از خانواده کپور ماهیان میباشد و از لحاظ شرایط زیستی و تغذیهاي شبیه کپور معمولی است. این ماهی در ایران در حوضههاي دریاي خزر، دریاچه ارومیه و هامون در سیستان و رودخانه کارون پراکنش یافته است. این گونه جهت مطالعات تولید مثلی، سلولی مولکولی، ایمنی شناسی سم شناسی بسیار مناسب میباشد، زیرا از اندازه مناسبی جهت تحقیقات آزمایشگاهی برخوردار است و همچنین در محیطهاي آزمایشگاهی به راحتی قادر به بلوغ و تولیدمثل میباشد. در واقع از این گونه به عنوان مدل جهت بررسی کپورماهیان استفاده میشود (12). فلزات سنگین یکی از آلوده کنندههاي محیطهاي آبی هستند که به دلیل سمیت و تجمع در بافتهاي بدن آبزیان مشکلات اساسی ایجاد میکنند( 13). آلودگی فلزات سنگین ممکن است اثرات مخربی بر روي تعادل اکولوژیکی و تنوع زیستی اکوسیستمهاي آبی داشته باشد( 14). نانو مواد نیز در طی مراحل مختلف تولید، شامل سنتز، پس از تولید و در پایان عمر از طریق آب، خاك و هوا وارد اکوسیستم شده و موجب تغییر در آن شده و با در معرض قرار گرفتن موجود زنده نقطه پایان سلامت محیط زیست آغاز میشود (15).
با توجه به گسترش روزافزون استفاده از نانو مواد به خصوص نانونقره که به دلیل خاصیت ضد میکروب در صنایع مختلف استفاده میشود، هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت نانو ذرات نقره و نیز مقایسه سمیت کشنده مواد در مقیاس طبیعی و نانو ذره اي است که به این منظور از دو ماده نانو نقره و نمک نیترات نقره با انجام آزمون 50LC جهت مشخص نمودن سمیت کشنده استفاده شد.
روش بررسی
ازآنجایی که مطالعات اندکی براي تعیین محدوده کشندگی (Rang Finding Test) نانو نقره و نیترات نقره، بر روي ماهی کاراس طلایی صورت پذیرفته بود، ابتدا براي تعیین محدوده 50LC ( سمیت حاد) نیاز به آگاهی از محدوده کشنده و غلظت حاد آلاینده بر گونه آبزي بود. بر این اساس قبل از شروع آزمایش، غلظتهایی از دو محلول ذخیره تهیه شد تا طی 96 ساعت، محدوده کشندگی مشخص شود. بنابراین با بررسی غلظتهاي گسترده، مقادیر نزدیک به 50LC انتخاب گردید. روش انجام آزمایش غلظت کشندگی حاد به صورت استاتیک بود. براي انجام آزمایش 50LC، تعداد 210n= قطعه ماهی کاراس طلایی، در پاییز 92 از مرکز فنی حرفه اي آق قلا، با میانگین وزنی 05/12 ±33/56 گرم تهیه و به مرکز تحقیقات آبزي پروري دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبیعی گرگان منتقل شد، ماهیها به صورت تصادفی در 30 مخزن فایبرگلاس 400 لیتري( 15 مخزن براي تعیین سمیت کشندگی نیترات نقره و 15 مخرن براي تعیین سمیت کشندگی نانو نقره) قرار گرفتند. ماهیان براي سازگاري به مدت 2 هفته در شرایط آزمایشگاهی نگه داري شد و با غذاي گلد فیش، در حد سیري غذا دهی شدند. در دوره سازگاري، آب هوا دهی و کلر زدایی شد و مشخصات فیزیکو شیمیایی آب به طور روزانه اندازهگیري گردید.
در طول دوره سازگاري و آزمایش، ماهیان تحت رژیم نورانی 12 ساعت تاریکی و 12 ساعت روشنایی قرار گرفتند. با شروع آزمایش، هیچ گونه تعویض آبی در مخازن آزمایش صورت نگرفت، غذادهی انجام نشد و غلظت آلاینده ها هم تجدید نگردید. هوادهی هم در حدي بود که تمام مخازن با حداقل آشفتگی هوا دهی شوند. طول دوره آزمایش غلظت کشندگی 96 ساعت بود و میزان مرگ و میر در زمانهاي 24، 48، 72، و 96 ساعت محاسبه شد. مرگ و میر از زمان ورود آلاینده تا ساعت 24، مرگ و میر روز اول محسوب شد. همچنین تعداد مرگ و میر از زمان القاي آلاینده تا 48 ساعت، مرگ و میر روز دوم، تعداد مرگ و میر از زمان القاي آلاینده تا 72 ساعت، مرگ و میر روز سوم و تعداد مرگ و میر از زمان القاي آلاینده تا 96 ساعت، مرگ و میر روز چهارم در نظر گرفته شد( 1). از آنجایی که غلظت آلاینده ها در حد ppm، بود ابتدا محلول استوك یا ذخیره تهیه شد. براي این کار از یک لیتر آب مقطر و چند گرم نیترات نقره استفاده گردید. و با توجه به این که تانکهاي فایبر گلاس 400 لیتري را تا حجم 50 لیتر آب کرده بودیم براي تهیه غلظت مخزن آزمایش از فرمول 2M1W1=M2W استفاده شد. هر آزمایش به طور جداگانه تحت تاثیر 5 تیمار با 3 تکرار بود و در هر تیمار 21 ماهی قرار داده شد. (جدول 1).

جدول(1)- تعداد تیمارها و غلظتهاي مختلف نانونقره و نیترات نقره براي آزمایش سمیت حاد
Table 1 – The Number of treatments and different concentrations of silver nanoparticles and silver nitrate for acute toxicity tests
غلظتهاي مورد استفاده تعداد تیمارها نوع ماده
20،30 ،10 ،5 ،0 5 نانو نقره
1 ،0/5 ،0/25 ،0/1 ،0 5 نیترات نقره

نانوکلویید مورد استفاده ، از محصولات شرکت نانوکا ساخت کشور ایران، با نام تجاري آنتی میکروبیال پروداکت2 با غظت ppm 4000 نانونقره از هر لیتر محلول ضدعفونی کننده تهیه شد. نیترات نقره
مورد استفاده نیز از محصولات Merck آلمان در غلظت ppm5000 تهیه شد. آزمایش 50LC در طی 96 ساعت طبق روش بودو و ریبره محاسبه شد (16). اطلاعات حاصل با استفاده از نرم افزارSpss 20 و با انجام آزمون پروبیت پردازش گردید. علاوه بر 50LC مقادیر کشنده دیگر شامل 1LC90 ،LC70 ،LC30 ،LC10،LC تعیین گردید.
یافتهها
از آن جایی که سمیت در محیطهاي آبی با عوامل زیستی و غیر زیستی متعددي همچون سن، اندازه، توان سازگاري و تفاوتهاي بین گونه اي و درون گونه اي، شوري و درجه حرارت در ارتباط مستقیم است، عوامل فیزیکو شیمایی آب به طور روزانه اندازه گیري شد (جدول 2).
جدول( 2)- عوامل فیزیکو شیمیایی آب مورد استفاده در مرکز تحقیقات آبزي پروري دانشگاه گرگان
Table 2 – Physico chemical agents used in aquaculture research center of the Gorgan University
فاکتوهاي فیزیکوشیمایی آب
19/5 ± 1 اکسیژن محلول (میلی گرم در لیتر)
8/80 ±0/06 دما (سانتی¬گراد)
7/56 ± 0/45
293 ± 2/35 سختی کل (میلی گرم در لیتر)

بر اساس روش ذکر شده توسط بودو و ریبره ، سمیت کشنده و میزان مرگ میر در مدت 96 ساعت محاسبه شد. طبق برنامه آماري پروبیت، مقدار 99-1LC جداگانه براي دو محلول نیترات نقره و نانو نقره اندازه گیري شد (جدول 3 و 4). نتایج نشان داد میزان 50LC در زمان 96 براي نیترات نقره ppm184/0 و این مقدار براي نانو نقره ppm 428/24 میباشد.

جدول (3)- مقدارغلظت کشنده نیترات نقره (99-1 LC) در زمانهاي 24 تا 96 ساعت براي ماهی کاراس طلایی
Table 3 –The amount of lethal concentration of silver nitrate (LC 1-99) at the time of 24 to 96 hours for golden fish
غلظت (قسمت در میلیون) (سطح اطمینان 95%) 96 ساعت 72 ساعت 48 ساعت 24 ساعت مقدار
_ _ (-_0/16) 0/79 LC 1
0/083 0/064 0/203(-_0/340) 0/96 LC10
0/142(۰/009_0/215) 0/178 0/369(0/196_0/550)
1/09 LC30
0/184(0/0104_0/301) 0/252 0/483(۰/۳٤۷_0/789)
1/17 LC50
0/225 (0/161 _0/426)
0/325 0/598(0/451_1/074)
1/26 LC70
0/285(0/213_0/636)
0/431 0/763(۰/۵۲۷ _1/515)
1/38 LC90
0/367(0/269 _0/941) 0/577 0/992(0/723 _2/140)
1/56 LC99

جدول( 4)- مقدارغلظت کشنده نانونقره (99-1LC) در زمان¬هاي 24 تا 96 ساعت براي ماهی کاراس طلایی
Table 4 –The amount of lethal concentration of nano silver (LC 1-99) at the time of 24 to 96 hours for golden fish

غلظت (قسمت در میلیون) (سطح اطمینان 95%) 96 ساعت 72 ساعت 48 ساعت 24 ساعت مقدار _ 0/898 15/583 15/583 LC 1
8/485 11/661 19/249 19/249 LC10
17/904 19/461 21/906 21/906 LC30
24/428 24/863 23/746 23/746 LC50
30/951 30/266 25/578 25/578 LC70
40/370 38/065 28/243 28/243 LC90
53/388 48/829 31/910 31/910 LC99

براي انجام آزمایش سعی شد تا ماهیان گروه شاهد با تیمارهاي تحت آزمایش، در یک محدوده طول و وزن باشند. نتایج حاصل از زیست سنجی در جدول( 5 و 6) ارایه شده ا ست. نتایج ن شان داد بین گروه شاهد و غلظت هاي مختلف نانو نقره و نیترات نقره ،در سطح 5 در صد اختلاف معنی داري از نظر طول و وزن وجود ندارد.

جدول (5)- نتایج زیست سنجی ماهیان در آزمایش نیترات نقره
35052174669

4073652174669

Table 5 – The Result of the biometrics of fishes on the silver nitrate test
غلظت 1 (ppm) غلظت5/0 (ppm) غلظت 25/0 (ppm) غلظت 1/0 (ppm) گروه شاهد زیست سنجی
ماهیان
14/83±0/28a 13/83±1/60a 14/67±2/75a 15/00±1/32a 16/33±0/57a طول کل
41/00±5/29a 45/33±12/89a 44/67±16/16a 54/33±13/31a 61/66±14/57a (سانتی متر) وزن کل (گرم)
*دادهها به وسیله میانگین± انحراف معیار محاسبه شدند. مقادیر به دست آمده براي هر ویژگی که حداقل داراي یک حرف مشترك میباشند، از نظر آماري در سطح 5 درصد اختلاف معنیدار ندارند.

جدول (6)- نتایج زیست سنجی ماهیان در آزمایش نانو نقره
35052176255

4073652176255

Table 5 – The Result of the biometrics of fishes on the nano silver test
زیست گروه شاهد غلظت 5 غلظت 10 غلظت20 غلظت 30
(ppm) (ppm) (ppm) (ppm) سنجی
ماهیان

16/16±0/76a 15/66±0/28a 15/83±0/76a 14/90±1/93a 16/33±0/57a طول کل
(سانتی متر)
وزن کل( گرم) a 56/66±10/01a 56±14/73a 45/66±14/15a 61/66±14/57a51/3±66/62

*دادهها به وسیله میانگین± انحراف معیار محاسبه شدند. مقادیر به دست آمده براي هر ویژگی که حداقل داراي یک حرف مشترك میباشند، از نظر آماري در سطح 5 درصد اختلاف معنیدار ندارند.
بحث و نتیجهگیري
در دهههاي اخیر نانوتکنولوژي، به عنوان یک فناوري کاربردي مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین آلودگی با نانو ذرات به عنوان مسالهاي جدید و خطرناك مطرح شده است (17). نانو مواد تولید شده از مسیرهاي مختلف وارد زیست بوم آب، خاك و هوا میشوند و نهایتا موجودات زنده، به دلیل تعامل با این زیست بومها در معرض نانو مواد قرار میگیرند (18). نانو نقره، یکی از پرکاربردترین نانوذرات در حوزه نانو پس از نانو لولههاي کربن است که هر روزه بر کاربرد آن در دنیاي نانو افزوده می شود، یکی از دلایل کاربرد گسترده این ذرات، خاصیت آنتی باکتریال میباشد (8).
ولی تا به حال گزارشات اندکی از سمیت نانونقره در صنعت آبزيپروري ارایه شده است (19). همچنین مطالعات بسیار اندکی بر روي مقایسه سمیت نانونقره و نیترات نقره انجام شده است. در مطالعه صورت گرفته در سال 2014 بر روي پاسخ کوتاه مدت جامعه پلانکتونی در مواجهه با نانو نقره و نیترات نقره، غلظت مورد استفاده نقره، 5 میکروگرم بر لیتر به صورت 3oAgN و نانو نقره بود و غلظتهاي بالاتر از این مقدار موجب تغییر جامعه پلانکتونی شدند (3). همچنین همه موجودات یوکاریوتی، پس از 24 ساعت قرار گرفتن در معرض 100 میکرو گرم بر لیتر نقره، از محلول 3oAgN از بین رفتند. حتی در غلظت 10 میکروگرم بر لیتر نقره از محلول 3oAgN در مدت یک روز تاژكداران و داینوفلاژله هاي کمتري نسبت به گروه شاهد زنده ماندند. ژائو و همکاران (20) نیز بیان میکنند غلظت 50LC براي نیترات نقره، مقدار بسیار کمی است( 51/2 میکرو گرم بر لیتر) که این نتایج با مطالعه حاضر همخوانی دارد زیرا نشان میدهد 50LC براي نیترات نقره مقدار بسیار پایینی است (184/0 میکرو گرم بر لیتر).
در مطالعه اي که توسط علیشاهی و مصباح بر روي 4 گونه ماهی انجام شد (21) مشخص شد که حساسیت ماهی هاي مختلف نسبت به نانو ذرات نقره نسبتا زیاد و متفاوت است، به طوري که 50LC 96 ساعته این ماده بر چهار گونه کپورمعمولی (Cyprinus carpio)، برزم (Barbus pectoralis)، افرا (Herotilapia multispinosa) و گوپی (Poecilia reticulate) به ترتیب برابر 12/1، 78/0، 7/5، 36/7 بود و این مقدار بین دو ماهی زینتی افرا و گوپی تفاوت معنی داري نداشت، ولی نسبت به دو گروه کپور و برزم معنی دار بود (05/0<p) و سمیت نانو نقره بین دو گروه برزم و کپور معنی دار نبود و بین این گونهها برزم، حساسترین و کپور مقاومترین بودکه با مطالعه حاضر هم خوانی دارد هم چنین، این نتایج با مطالعه مشابه علیشاهی و مصباح( 22) که بیان میکنند در مقایسه سمیت نانو ذرات نقره در ماهیان آمور (Ctenopharyngodon idella)، شیربت (Barbus grypus)، سوروم (Cichlosoma severums) و اسکار (Astronorus ocellatus)، ماهی هاي آکواریومی اسکار و سوروم در برابر نانو ذرات نقره مقاومت بیشتري نسبت به ماهیان پرورشی آمور و ماهیان وحشی شیربت همخوانی دارد، زیرا ماهی کاراس طلایی از ماهیان زینتی و خانواده کپور ماهیان است و مقدار 50LC 96 ساعته براي این ماهی ppm 428/24 میباشد.
ریلوند اثر منفی نانو ذرات نقره را در غلظت 2 میلیگرم در لیتر در رشد ریشه برخی گیاهان گزارش نمود (23).گایجر و همکاران نیز اثرات ضد باکتریایی نانو ذرات نقره را بر نوعی سودوموناس مفید خاك گزارش نمودند (24).
بارایلان و همکاران، سمیت نانو ذرات نقره و طلا را در جنین ماهی مدل آزمایشگاهی ماهی زبراي دانیو مطالعه و سمیت بالاي نانو ذرات نقره را در این ماهی گزارش کردند، در صورتی که نانو ذرات طلا فاقد سمیت براي این ماهی بود (25). در هر صورت حتی با پذیرفتن اثرات منفی این ماده بر محیط زیست، این اثرات مطمئناً کمتر از آنتی بیوتیک ها و مواد شیمیایی ضد باکتریایی مرسوم فعلی با اثرات مشابه است (26) و براي دستیابی به اطلاعات بهتر و ارزیابی خطر این ماده باید تحقیقات بیشتري به صورت سلولی و مولکولی صورت گیرد.
به طور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد سمیت نیترات نقره بسیار بالاتر از نانو نقره است، اما نباید با گسترش روز افزون این ماده، از اثرات آن نیز چشم پوشی کرد. نتایج آزمایشهاي فوق بیانگر این مطلب است که چون در تعیین 50LC ، عوامل مختلفی نظیر جنس، طول، وزن و عوامل محیطی تاثیر گذارند، این مقدار هیچگاه مقدار ثابت و مطلقی نخواهد بود و اندازهگیري آن به تنهایی هیچگاه نمیتواند براي ارزیابی سمیت مواد سمی کافی باشد. بنابراین اجراي آزمایشهاي مکمل مانند اندازهگیري عوامل خونی و هورمونی و بررسی آسیب شناسیهاي بافتی ضروري به نظر میرسد.

سپاس گزاري
بدین وسیله از مسوولین محترم ستاد فناوري نانو، شرکت نانوکا و آزمایشگاه شیلات دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبیعی گرگان که اینجانب و همکاران را در انجام این تحقیق یاري نمودند، سپاس گزاري میگردد.

Determination and comparison of lethal dose of silver nanoparticles toxicity and silver nitrate in gold fish (Carassiusauratus)

Safoura Abarghouei *(Corresponding Author)
[email protected]
Seyed Ali Akbar Hedayati
Rasoul Ghorbani Hamed Kolangi Miyandareh Tahereh Bagheri

Abstract
Introduction
Entrance of pollutants from various sources of industrial and healthin to aquatic ecosystems can disrupt the balance of the ecosystems, and expose them to a risk of extinction. Among metal pollutants, silver ions are one of the most toxic forms and have thus been assigned to the highest toxicity class. Due to the increasing use of nano-materials, especially nano-silver, the aim of this study was to compare the toxicity of nanosilver and toxic natural material as a xenebiotics. For this purpose, nano-silver and silver nitrate salt was used to determine the lethal toxicity.

Method
The present study examined the acute toxicity of silver nano-particles and silver nitrate in gold fish within vitro and static method. for determine the LC50 of goldfish, 210 juvenile fish were randomly assigned to in 30 fiberglass tanks (400 liters) (15 tanks to determine the acute toxicity of silver nitrate and 15 tank to determine the lethal toxicity of nano-Ag). Mortality of fish within 24 h, 48 h, 72 h and 96 h were analysed by probit analysis in SPSS software Version 20 and degree of toxicity was determined.

Resultes
The results showed that the rate of LC50_ 96h of silver nitrate was 0.184 ppm and for the nano-silver was 25.9 ppm, so toxicity of silver nitrate is much higher than silver nanoparticles.
Conclusion
Because there is several factors affective for determination lethal toxicity, it should be done more research on emerging compounds to obtain better information on the risk assessment.
Keywords: Acute Toxicity, Mortality, Nano Toxicology, Pollutants.

منابع
هدایتی. سید علی اکبر، جهانبخشی. عبدالرضا، قادري رمازي، فاطمه ،1392،سم شناسی آبزیان، انتشارات دانشگاه گرگان، چاپ اول، صص
.76-70
تربالی. باور و همکاران،1391، بررسی اثر نیترات نقره بر فعالیت آنزیم پرا کسیداز ترب کوهی، مجله علمی پژوهشی فیض، دانشگاه علوم پزشکی کاشان، صص 713-714.
3.Boenigk, J., Beisser, D., Zimmermann, S., Bock, C., Jakobi, J., Grabner, D., Sures, B., 2014. Effects of silver nitrate and silver nanoparticles on a planktonic community general trends after short-term exposure., PloS one, 9(4) ,pp. 95-340.
فرحبخش. ا، نعیمی. ا، موحدي. ع، احرار. ا، مظفري. م، صحتی. ن، 1385، مقدمه اي بر نانو تکنولوژي، 503 صفحه.
خیام نکویی. م، بی آزار. ا، صالحی جوزاي. غ، 1389، فناوري نانو در علوم کشاورزي، 241 صفحه.
6.شبهرنگ هرهدشت. م، و، میرواقفی. ع.ر، 1391، کاربردهاي فناوري نانو در شیلات، ماهنامه فناوري نانو، صص 15-13.

7.Gong, P., Li, H., He, X., Wang, K., Hu, J., Tan, W., Yang, X., 2007. Preparation and antibacterial activity of Fe3O4 and Ag nanoparticles. Nanotechnology,Vol. 18(28), pp. 285-604.
8.Blaise, C., Gagne, F., Ferard, J. F., Eullaffroy, P., 2008. Ecotoxicity of selected nano materials to aquatic organisms. Environmental toxicology, Vol. 23(5), pp. 591-598.
9.Chen, X., Schluesener, H. J., 2008. Nanosilver: a nanoproduct in medical application. Toxicology letters, 176(1),pp. 1-12.
10.Davies, P. H., Goettl Jr, J. P., Sinley, J. R., 1978. Toxicity of silver to rainbow trout (Salmo gairdneri). Water Research, Vol. 12(2) ,pp. 113-117.
11.Bhagwant, S., Bhikajee, M. 2000. Induction of hypochromic macrocytic anaemia in Oreochromis hybrid (Cichlidae) exposed to 100 mg/l (sub lethal dose) of aluminium. Science and Technology, Vol. 5,pp. 9-20.
12.Lee, L.E., Caldwell, S.J. and Gibbons, J., 1997. Development of a cell line from skin of goldfish (Carassius auratus), and effects of ascorbic acid on collagen deposition. Histochemistry and Cell Biology. Vol. 29 ,pp. 31–43.
13.Karan, V., Victoric, S., Tutundic, V. Poleksic, V., 2002. Functional Enzymes Activity and Histology of Carp after Copper Sulfate Exposure and Recovery. Ecotoxicol. Environ. Saf.Vol. 40, pp. 49-55.
14.Vinodhini, R., Narayanan, M., 2008. Bioaccumulation of heavy metals in organs of fresh water fish Cyprinus carpio. Journal of Environment Science Technology, vol. 5, pp. 179-182.
15.Helland, A., Wick, P., Koehler, A., Schmid, K., Som, C., 2007. Reviewing the environmental and human health knowledge base of carbon nanotubes. Environmental Health Perspectives, Vol. 115(8), pp 11251131.
16.Boudou, A., Ribeyre, F., 1997. Aquatic ecotoxicology: from the ecosystem to the cellular and molecular levels. Environmental health perspectives, Vol.105(Suppl 1), pp.21-35.
17.Zhang, X. D., Wu, H. Y., Wu, D., Wang, Y. Y., Chang, J. H., Zhai, Z. B.,. Fan, F. Y., 2009. Toxicologic effects of gold nanoparticles in vivo by different administration routes. International journal of nanomedicine,Vol. 5,pp. 771-781.
18.Helland, A., Wick, P., Koehler, A., Schmid, K., Som, C., 2008. Reviewing the environmental and human health knowledge base of carbon nanotubes. Ciência & Saúde Coletiva, 13(2), pp. 441-452.
19.Griffitt, R. J., Luo, J., Gao, J., Bonzongo, J. C., Barber, D. S., 2008. Effects of particle composition and species on toxicity of metallic nanomaterials in aquatic organisms. Environmental Toxicology and Chemistry, Vol.27(9), pp. 1972-1978.
20.Zhao, C. M., Wang, W. X., 2011. Comparison of acute and chronic toxicity of silver nanoparticles and silver nitrate to Daphnia magna. Environmental Toxicology and Chemistry,Vol. 30(4), pp. 885-892. . علیشاهی. م، مصباح .م و قربانپور. م، 1390، مقایسه سمیت نانو نقره در چهار گونه ماهی، مجله دامپزشکی ایران، دوره هفتم.21
شماره 1، صص 41-36.
22.علیشاهی. م، مصباح . م ،1389، مقایسه سمیت نانو ذرات نقره در ماهیان آمور( Ctenopharyngodon idella) شیربت( Barbus grypus) اسکار( Astronorus ocellatus) و سوروم( Cichlosoma severums). مجله بیولوژي دریا، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، سال دوم، شماره هفتم، صص 45-51.
23.Reynolds, G. H., 2001. Some Preliminary Salmonella Microbiology and Biotechnology, Environmental Regulation of Nanotechnology, Vol. 116), pp. 1061-1065.
24.Gajjar, P., Pettee, B., Britt, D. W., Huang, W., 2009. Antimicrobial activities of commercial nanoparticles against an environmental soil microbe, Pseudomonas putida KT2440, Journal of Biological Engineering, Vol.3(26), pp. 9-17.
25.Bar-Ilan, O., Albrecht, R. M., Fako, V. E. Furgeson, D. Y. 2009., Toxicity assessments of multisized gold and silver nanoparticles in zebrafish embryos. Small, vol. 5(16), pp. 1897-1910.
26.Sharma VK, Yngard RA, Lin Y., 2009. Silver Nanoparticles: Green Synthesis and Their Antimicrobial Activities, Advances in colloid and interface science , Vol. 145(1-2), pp. 83-96



قیمت: تومان

JEST93731474662600-1

برآورد هزینه هاي زیست محیطی سدهاي برقابی
(مطالعه موردي سد برقابی سیاه بیشه)

زینب شمس هگانی1* [email protected] عبدالرضا کرباسی2 سعید سلطانعلی3
چکیده
زمینه و هدف
احداث یک سد، تا چه حد موجب تخریب محیط زیست میشود و چگونه می توان هزینه هاي زیست محیطی سدهاي برقابی را محاسبه نمود؟ هدف این تحقیق شناخت محدوده تحت تاثیر در بالادست و شناخت روش هاي درونی نمودن هزینه هاي زیست محیطی تولید برق در صورتحساب مشترکین می باشد. در این روش میزان برق تولیدي در طول عمر سد تقسیم بر میزان تخریب منابع می شود تا هزینه هاي زیست محیطی هرMW برق بدست آید.
روش تحقیق
در این تحقیق اثرات زیست محیطی سدهاي برقابی به تفکیک تاثیرات بر زمین منطقه، جابهجایی و اسکان مجدد جمعیت موجود در منطقه، خسارات جانی احتمالی ناشی از بروز حوادث ناگوار و میزان انتشار گازهاي گلخانهاي در جو توسط مخازن سد، از طریق روابط ریاضی موجود در نرم افزار کد نویسی شده سیمپک پیش بینی شده است. تاکید بر بررسی و برآورد میزان انتشار گازهاي گلخانهاي می باشد. پس از بهدست آوردن مقادیر فیزیکی اثرات زیست محیطی ناشی از احداث سد، میزان خسارات اقتصادي وارده بر هر بخش بر حسب دلار برآورد گردید.
بحث و نتیجه گیري
سد تلمبه اي ذخیره اي سیاه بیشه در شمال کشور ایران و در حدود 10 کیلومتري تونل کندوان به عنوان یک مورد مطالعاتی انتخاب شد. در سد سیاه بیشه براي تولید هرMW برق، میزان 9/57 دلار به محیط زیست خسارت وارد می شود و بیشترین سهم هزینه هاي زیست محیطی را خسارت به اراضی(4/53 دلار)، بهخصوص اراضی جنگلی و کمترین هزینه ها را خسارات جانی تشکیل میدهد.

واژهاي کلیدي: سدهاي برقابی، تحلیل هزینه- منفعت، هزینه هاي زیست محیطی، جابهجایی

1- مقدمه
طرفداران انرژي برقابی به مزایاي قابل توجه پروژه هاي برقابی، از قبیل انرژي پاك و تجدید شـــدنی، کنترل ســـیلاب، افزایشمحصـ ولات کشـ اورزي به کمک آبیاري و تامین آب براي مصـ ارف خانگی، اشـ اره می کنند. مخالفان، مزایا را با اثرات گوناگون و ناسازگار اقتصادي، اجتماعی و محیط زیستی مقایسه می نمایند. WCD بهوسیله جمع آوري اطلاعات، بررسی، بازدید و تجدیدنظر

1 – کارشناس ارشد مهندسی محیط زیست، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
دکتراي مهندسی محیط زیست،عضو هیات علمی دانشگاه تهران
دکتراي مهندسی شیمی، عضو هیات علمی پژوهشگاه صنعت نفت

۱

در مورد 125 سد بزرگ موجود، دریافت که سدهاي بزرگ اثرات منفی گ سترده اي بر رودخانهها، آبخیزها و اکو سی ستم ها دارند.
همچنین تغییرپذیري قابل توجهی در رس یدن به مزایاي وعده داده ش ده وجود دارد. علاوه بر آن، محاس به هزینه هاي اجتماعی و محیط زی ستی ب سیار ضعیف انجام می شود [1]. بحث انگیزترین اثر، که بی شترین صداهاي مخالفت در مورد آن شنیده می شود،جابهجایی اجباري مردم براي س اختن مخزن س د اس ت. بیش از 400000 کیلومتر مربع زمین، در س راس ر جهان (تقریبا معادلم ساحت کالیفرنیا)، بهو سیله مخازن آب ان سان ساز به زیر آب رفته ا ست. اگرچه این عدد ک سر کوچکی از م ساحت تمام خ شکیهاي دنیا را نشــان می دهد، با این حال خســارات قابل توجه و مهمی به حوزه آبگیر رودخانه ها نظیر حاصــلخیزترین زمین هايکشاورزي و متنوع ترین جنگل ها و تالاب ها و اکوسیستم ها وارد می شود. گذشته از این، برخی افراد محلی که تابعیت کشور یامدارك شناسایی قانونی ندارند، در بیشتر اوقات بعنوان افراد تحت تأثیر پروژه محسوب نمی شوند و در آمار و ارقام منتشر شده ازحضور آنها چشم پوشی می شود. بهعلاوه، اکثر اوقات آمار رسمی با آمار انجمن هاي غیر دولتی ((NGOs اختلاف دارند. این انجمن ها ادعا میکنند اثرات جابهجایی بهطور قابل ملاحظه اي بیشتر است.WCD برآورد کرده است که در تمام دنیا، 80 – 40 میلیون نفر جابهجا می شوند . بع ضی ازNGO ها تعداد افرادي را که به طور جاري در هر سال جابجا می شوند، 2 میلیون نفر برآورد کرده اند [2]. در جابهجایی فیزیکی افراد، باید این موضوع مورد مطالعه قرار گیرد که آیا در این تغییر مکان وسیله معاش افراد مهیاستیا افراد دچار محرومیت و حرمان خواهند ش د. خیلی اوقات بهعلت بی کفایتی و ض عیف بودن برنامه هایی که در نظر گرفته ش ده،مردمی که براي ا سکان مجدد و یا جبران خ سارت تعیین شده اند، قبل از د ستر سی به امکانات وعده داده شده، از دنیا می روند.گاهی هم افراد بعد از اسکان مجدد به سرنوشتی وخیم تر از قبل دچار میشوند [3]. سایر اثرات زیست محیطی شامل خساراتوارده به تنوع زی ستی، خ سارت به ماهیگیري، تغییر منابع آب، صدمه به منابع فرهنگی، تاریخی و معدنی، زیان هاي وارده به مکانهاي باس تانی ، خس ارت به زیبایی منظر و مکان هاي توریس تی و غیره میباش د [8-4]. بعض ی از مطالعات، اثرات را به دو بخش مربوط به فاز ساختمانی و فاز آب گیري تقسیم می کند. در این تقسیم بندي اثراتی همچون تاثیرات ناشی از تغییر کیفیت ، سرعت و حرکت جریان آب، تاثیرات بر فرآورده هاي آبی و اثر بر چ شم انداز مانند تاثیر بر میزان گردش گري مد نظر ا ست .[11-9]. سایرتحلیلگران بین اثرات مستقیم و غیر مستقیم تفاوت قایل می شوند . اثرات غیر مستقیم اساسا اثرات منفی مشاهده شده یا موردانتظار سد ها می باشد [13و12].
همچنین، اثرات را میتوان براساس اثر بر محیط فیزیکی و شیمیایی، پوشش گیاهی و حیات جانوري و محیط اقتصادي اجتماعی (مانند اثرات تجمعی)، گروهبندي کرد [15و14]. سایر نویسندگان ترجیح میدهند که اثرات را بهصورت اثر بر بالادست رودخانه و اثر بر پایین دست رودخانه طبقهبندي نمایند و تفاوتی بین اثرات اولیه و اثرات ثانویه قایل شوند [17و16]. در تحقیق حاضر، سد برقابی سیاه بیشه به کمک نرم افزار سیمپک که در محیط اکسل کد نویسی شده است، مورد مطالعه قرار گرفته است. مقادیر عددي و ورودي این نرم افزار جهت ارزیابیها، اطلاعات وزرات نیرو در سال 1382می باشد [18]. برق حاصل از سد تلمبه اي ذخیره اي سیاه بیشه با ظرفیت 1000 مگاوات، در زمان هاي اوج مصرف برق بهکارگرفته می شود [19]. بهطور کلی در ایران سدهاي برقابی نقش مهمی در تولید برق ایفا نمینمایند[21و20].
2- روش تحقیق
در تحقیق حاضر، مشخصات سد برقابی سیاه بیشه (مثل ارتفاع سد، عوارض و شکل زمین، تراکم جمعیت و پوشش زمین) مورد توجه قرار گرفته است. سپس از روابط زیر جهت بهدست آوردن مساحت نهایی مناطقی که توسط مخزن سد زیر آب میروند، به کیلومتر مربع (IARS) استفاده شد:

49618848759

tanα= 0.5 1000×H×DW[mRS]−Max [km]
۲
50003180680

tanβ= 1000H×DL[RSm[]km]

IARS =

(H [m])2 (3)

با دانستن مساحت منطقه اي که در اثر آبگیري مخزن سد زیر آب میرود، می توانیم جمعیتی را که بهطور فیزیکی جابهجا خواهند شد ((POPDIS تخمین بزنیم. علاوه بر اینکه جابهجایی فیزیکی افراد، وابسته به اندازه مخزن سد ((IARS است، میتوان آن را تابعی از تراکم جمعیت بر حسب تعداد افراد بر کیلومتر مربع ((POPDensity در منطقه تحت تأثیر دانست. ارتفاع سد 104 متر و کل مساحت مناطق زیر آب در سد سیاه بیشه 113کیلومتر مربع محاسبه شد. تراکم جمعیت در منطقه 7 نفر، تعداد افراد جابهجا شده 792 نفر و هزینههاي این جابهجایی 48/6 دلار به ازاي هر مگاوات برق تولیدي می باشد.

POPDIS =IARS [km2]×POPDensity personskm2  (4)
رابطه( 5) انرژي جنبشی آب را به انرژي الکتریسیته تبدیل می کند و آن را به صورت تابعی از ظرفیت برنامه ریزي شده تاسیسات براي تولید برق بر حسب مگاوات برق (P) بیان میکند، آب در توربینهاي مرکب برحسب متر مکعب بر ثانیه جریان می یابد ((Qw. کل تغییرات راندمان تولید، به صورت مخرج کسر در رابطه نشان داده شده است. براي سادگی کار فرض میکنیم که انرژي هدر رفته در سراسر سیستم (شامل تمام خسارات مربوط به آب) مساوي% 10 است.

Head =

P MW[] 1000×3 (5)
9.81sm2 ×0.9×Qw ms 

در طراحی و مکان یابی بعضی نیروگاه ها براي افزایش میزان برق تولیدي، محل نیروگاه را در پایین دست سد در نظر می گیرند .
در این وضعیت، باید رابطه (5) را با در نظر گرفتن اضافات تاج بر حسب متر( ΔH) تنظیم نماییم. رابطه اي که براي تنظیم نمودن میزان واقعی تاج بهکار میرود، بدین صورت است .در سد مورد نظر، نیروگاه و ژنراتور در 15 متري پایه سد قرار گرفتهاند.

HD =Head m[ ]−∆H m[ ] (6)

ΔH فاصله عمودي بین پایه سد و محل قرارگیري نیروگاه یا ژنراتور است. در بعضی موارد ΔH میتواند چندین برابر HD باشد. از اینرو، در برآورد ارتفاع سد با استفاده از الگوریتم بالا، در نظر گرفتن ΔH بسیار مهم است. در غیر این صورت، ممکن است کاربر ارتفاع سد را بیش از ارتفاع واقعی آن برآورد نماید. در سد ما، تاج غیرواقعی 330 متر محاسبه شده است.
جدول (1)- انتشارات هنگام ساخت سد جدید
Table 1 – Emissions when building new dams
NOx
(g/kwh) SO2
(g/kwh)
CO2 (g/kWh)

سدهاي خاکی سدهاي بتونی میزان انتشار
۳
0/003 0/008 1/00 0/10 کم
0/013 0/100 5/90 1/00 زیاد
0/006 0/035 2/733 0/55 متوسط

عوامل انتشار که در جدول (1) آمده بر پایه چرخه حیات انتشارات در طول عمر 100 سال درنظر گرفته شده است. براي محاسبه انتشارات سالیانه بر حسب تن در سال، لازم است که ما میانگین تولید نیروي الکتریسیته را براي هر واحد یا دستگاه بدانیم. طبق رابطه( 7) ، مدل از مقادیر عوامل انتشار بر حسب گرم بر کیلووات ساعت ((EFconstr (که در جدول بالا آمده)، ظرفیت نیروگاه معادل مگاوات برق (P) و میانگین ظرفیت فاکتورها برحسب درصد (CF) براي محاسبات خود استفاده میکند. در سد سیاه بیشه، P برابر 1000 مگاوات و CF 25 درصد میباشد.

1964436-145887????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????????????? = ????????????????

????????????????????????????????????????????????1000???????????????????????????????? (۷)

پر کردن مخزن آب و غرقاب کردن زمین به مدت طولانی در بسیاري از موارد منجر به غوطه ور شدن میزان قابل توجهی از توده زیستی میگردد. این موضوع مخصوصا در مناطق استوایی و گرمسیري ثابت شده است. در یک حالت غرقابی، توده زیستی (پوشش گیاهی و خاك) و کربن وارد شده از مناطق حوزه آبخیز، بهوسیله میکروب هاي هوازي و بی هوازي در یک فرآیند زیستی تجزیه میشوند. در بهره برداري از یک سد سه مرحله مهم وجود دارد: 1) فاز اول که 3-1 سال بعد از آبگیري طول میکشد. 2) فاز فرسایش که بیش از 10-7 سال طول می کشد و 3) فاز متعادل که 30-10 سال است [22]. بهعلاوه، شواهد محکمی مبنی بر تفاوت فصلی و سالیانه میزان انتشارات وجود دارد [23].
جدول(2)- انتشار گازهاي گلخانهاي در طول بهره برداري از مخازن آب موجود
Table 2 – Greenhouse gas emissions during the operation of existing water reservoirs
مناطق شمالی
CH4 CO2 مناطق استوایی
CH4 CO2 انتشار
1/8 183 1/5 150 کم
13/5 1350 40 4000 زیاد
6/9 693 18 1798 متوسط
تمام ارزش ها بر حسب ton/km2/year می باشد. فرض بر اینست که% 1 انتشارات به فرم متان است.

براي برآورد انتشارات کلی سالیانه هر دو گاز گلخانهاي برحسب تن در سال، مدل طبق رابطه زیر از مناطق پوشیده شده از آب بر حسب کیلومتر مربع ((IARS و عوامل انتشار در طول بهرهبرداري برحسب تن برکیلومتر مربع در سال ((EFoperat استفاده میکند.
در سد سیاه بیشه IARS برابر با 10/113 محاسبه شده است.
???????????????????????????????????????????????????????????????? ????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????????????? = ????????????????????????????????[????????????????2] ∗ ????????????????????????????????????????????????????????????????????????

????????????????2????????????????????????−???????????????????????????????? (8)

علاوه بر این، مدل کل انتشارات گازهاي گلخانهاي، کربن را که به صورت بالقوه در گرمایش جهانی در ترکیبات متان ((GWPCH4 و کربن مولکولی و دي اکسید کربن بهکار می روند، تعیین میکند. ما در محاسبات خود GWPCH4 را 21 و قیمت کربن را 12 دلار براي هر تن در نظر گرفتیم.
(9)
49133860∗
12
44

12

44

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????
????????????????????????????????????????,????????????????????????????????????????,???????????????????????????????? = ????????????????2,????????????????????????????????????????

???????????????????????????????? + ????????????????2,????????????????????????????????????????????????????????

???????????????????????????????? + ????????????????????????????????????????4 ∗ ????????????????4,???????????????????????????????????????????????????????? ????????????????????????????????
رابطه نهایی براي خسارت جانبی هر حادثه ((LIVESLost,Acc ، تابعی از جمعیت در معرض خطر ((POPRisk، زمان اعلام خطر
((TIMEWarn و عوارض زمین (TER) بهصورت زیر میباشد:

(10)
????????????????????????????????????????????????????????[????????????????????????????????????????????????????????]

????????????????????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????? = (1 + 5.207) × (5.838 × ????????????????????????????????????????????????????????????????[ℎ????????????????????????????????] −????????????????????????)
???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????? = 4.012
???????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????? = 0
از آنجا که هیچ کس در حوزه دریاچه سد زندگی نمیکند، پسجمعیت در معرض خطروخسارات جانبی حادثه به صفرمیرسد.
خسارات جانی هرسددرسال ((ExpLives Lost,Year، بهصورت ترکیبی از میانگین میزان شکست سدها ((FRD و ارزش قراردادي
4-E1، به کمک رابطه زیر پیش بینی میشود:
(11)
????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????????????? = ???????????????????????? × ????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????
براي سادگیکار، ما باید محاسبات هزینه جابهجاییجمعیت را بر مبناي دلار امریکا ((Cost DIS که ازالگوریتم مارکاندیا1بهدست آمده، انجام دهیم. در اصل ما فرض را بر این گذاشته ایم که هزینه اسکان مجدد هر شخص، تابعی است از درآمد سرانه ملی (GDP) که بهصورت زیر بیان میشود .ما در اینجا GDP ایران را در سال 2007، 12300 در نظر گرفتیم. (12)
????????????????$
???????????????????????????????????????????????????????? = ????????????????????????????????????????????????[????????????????????????????????????????????????????????] × 1.33 × ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????[

????????????????????????????????????????????????????????]
به علت اینکه بیشتر اوقات هزینه اسکان مجدد، داخلی است، ما مؤلفه هاي بیرونی هزینه هاي جابهجایی را بر حسب دلار امریکا
((Cost DIS,EXT و مبتنی بر بخشی از مردم که مجبور به جابهجایی شدهاند ولی توسط مسوولین پروژه مجددا اسکان نیافتهاند یا
خساراتشان جبران نشده است ((Fraction DIS,NOTRES ، محاسبه می کنیم. (13)
????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????? = ????????????????????????????????????????????????????????[????????????????$] × ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????????????????????????????
چون این پرداخت فقط یکبار انجام می شود، لازم است که هزینه ها در طول عمر اقتصادي پروژه (ELife) بر پایه دو عامل میزان سود تعیین شده براي مصرفکننده2 (IR) و هزینه هاي بیرونی به ازاء هر مگا وات ساعت برق تولید شده توسط نیروگاه برقابی ،هم تراز شوند. پس رابطه زیر را جهت محاسبه نسبت هم ترازي هزینه هاي بیرونی جابهجایی بر حسب دلار امریکا به مگاوات ساعت
.به کار میبریم (Cost DIS, MWh, EXT)

(14)

۱ Markandya
۲ User – Specified Interest Rate (IR)
???????????????? × (1 + ????????????????)????????????????????????????????????????
????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????[????????????????$] × ????????????????????????????????????????
(1 + ????????????????)− 1
1004316-128333

????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? =????????????????[%] ???????????????????????? ???????????????? > 0
????????[????????????????????????] × 8760 ×
100
پر کردن مخزن سد منجر به خسارات اقتصادي زمین میگردد. براي سادگی کار، به سه نوع از کاربري اراضی براي زمینهاي زیر آب رفته، بسنده میکنیم که عبارتند از جنگل، زمین کشاورزي و سایر موارد ((IARS,i . اگر زمین ملک خصوصی افراد باشد و سند قانونی داشته باشد، احتمالا مسوولین پروژه، خسارات آنها را جبران میکنند. با این حال، بعضی مردم براي زمین شان سند قانونی ندارند یا ممکن است یک زمین بزرگ عمومی باشد (و سند مشاع داشته باشد) .براي اینکه محاسبه هزینه کاربري اراضی (Cost (LandUse, i حقیقی بوده و وجهه قانونی داشته باشد، میتوان به کمک رابطه( 15) هزینه هاي بیرونی را بر حسب دلار امریکا
((CostLandLoss,EXT و با در نظر گرفتن کسري از هزینه ها که قبلا درونی شده اند (FIC) درونی کرد. رابطه( 16) هزینههاي بیرونی را هم تراز نموده و بر حسب دلار براي هر مگاوات ساعت بیان میکند. در مورد میزان سود صفر، معادله بهصورت رابطه( 17) تنظیم میشود [24].

(15)

????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????[????????????????$]
????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? =

???????????????????????? ???????????????? = 0
????????????????[%]
????????[????????????????????????] × 8760 ×× ????????????????????????????????????????[????????????????????????????????????????]
100

(16)

???????????????? × (1 + ????????????????)????????????????????????????????????????
????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????[????????????????$] × ????????????????????????????????????????
(1 + ????????????????)− 1
1263396-125165

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? = ???????????????????????? ???????????????? > 0
????????????????[%]
????????[????????????????????????] × 8760 ×
100

(17)

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????????????[????????????????$]
????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? =

????????????????[%] ???????????????????????? ???????????????? = 0
????????[????????????????????????] × 8760 ×× ????????????????????????????????????????[????????????????????????????????????????]
100

در این بخش میخواهیم خسارات جانی سالیانه ناشی از شکست سدهاي آبی را به هزینه هاي بیرونی تبدیل کنیم. براي این منظور، ما به مقادیر آماري نفوس نیاز داریم. براي سازگار بودن این مدل با سایر مدلهاي دیگر، از ارزش1/3 میلیون 95ECU ، که اتحادیه اروپا در پروژه ExternE به کار برده، استفاده میکنیم. این ارزش را می توان معادل 3627 میلیون یورو یا 3264300 دلار امریکا در سال 2000 دانست. میتوان به کمک نسبت GDP به برابري قدرت خرید، یا همان درآمد سرانه ملی ((GDPppp، این ارزش را به واحد پول سایر کشورها تبدیل نمود. ما باید درآمد سرانه ملی کشور مورد نظر ((GDPppp,countryX را پیدا کنیم و با در نظر گرفتن درآمد سرانه ملی اروپا که 20269 دلار می باشد، ارزش آماري نفوس را در کشور مورد مطالعه محاسبه نماییم. به کمک رابطه( 18) و با استفاده از قیمت هاي تنظیم شده، می توان براي آمار نفوس کشور مورد نظر ((VSL Country X، هزینه خسارات جانی ناشی از سوانح مربوط به سد را، برحسب دلار امریکا به ازاء هر مگاوات ساعت برق تولید شده ((Cost LossLife,MWh,EXT بهدست آورد [15].

(18)

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,???????????????????????????????? × ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????
122771021735

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? =
????????????????[%]
????????[????????????????????????] × 8760 ×
100

رابطه( 19) ارزش اقتصادي خسارات وارده بر محصولات کشاورزي و دامپروري را تخمین میزند. براي تعیین هزینه هر واحد از محصولات خسارت دیده کشاورزي (AGMV) و دامپروري (LSMV) از قیمت هاي بازار استفاده میشود. به کمک رابطه( 19) خسارات اقتصادي، به صورت دلار به ازاء هر مگاوات ساعت برق تولیدي ((CostLoss Agliv , MWh , EXT برآورد میشود. هزینه خسارات وارده به محصولات کشاورزي و دامپروري 94/3 دلار براي هر مگاوات ساعت برق تولیدي میباشد. هزینههاي بیرونی خسارات وارده بر محیط بهصورت سالیانه به 62/8 دلار میرسد.
(19)

????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????,????????????????ℎ,???????????????????????? = ∑????????????????=1 ????????????????????????????????????????????????????????[????????????????????????????????] × ???????????????????????????????????????? ????????????????=1????????????????????????????????????????????????????????[????????????????????????????????????????] × ???????????????????????????????????????? ????????????????????????????????????????????????$
????????
[
????????????????????????
]
×
8760
×
????????????????
[
%
]
100

????????

[

????????????????????????

]

×

8760



قیمت: تومان

JEST96571479760200-1

تحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی در ایران با استفاده از مفهوم فراتحلیل

مهدي نوجوان، اسماعیل صالحی، بابک امیدوار2، شهرزاد فریادي2

چکیده
زمینه و هدف: رشد جمعیت و توسعه شهري برنامهریزي نشده منجر به افزایش احتمال خطر سوانح در نواحی شهري گردیده است. دستیابی به شناخت و راههاي مقابله با سوانح، به مرور توجه ساکنان و محققین را به مدیریت سوانح طبیعی جلب نموده است. تعدد و تنوع مقالات علمی منتشر شده در زمینه سوانح طبیعی، یکی از نشانههاي قابل اتکا براي نمایش گرایش محققین به این موضوع است. هدف از این تحقیق، ، فراتحلیل مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی و فارسی زبان می باشد .
روش بررسی: فراتحلیل یا تحلیل تحلیل ها، ابزاري براي دستیابی به اجماع در مجموعه اي از مطالعات پراکنده و دستیابی به نگرشی جدید است .
به منظور فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی در کشور، ابتدا 29 مجله شناسایی شد. سپس 454 مقاله از این مجلات جهت فراتحلیل انتخاب شدند که این مقالات از سال 1381 تا 1395 منتشر شده اند. در نهایت براي مطالعه مقالات و استخراج تحلیل ها، با استفاده از نظرات متخصصین و خبرگان شاخص هاي مطالعه مشتمل بر روش تحقیق، نمونه گیري و رویکرد و مدل برنامه ریزي مشخص گردید.
یافتهها و نتایج: پراکندگی مطالعات نشان داد که استانهاي تهران، خراسان رضوي و آذربایجان شرقی بیشتر مورد توجه محققین قرار گرفتهاند و سایر استانها به ویژه مناطق شمال غربی و شمال شرقی کشور کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. نتایج نشان داد رویکرد فیزیکی به عنوان رویکرد غالب در پژوهشهاي انجام شده میباشد که نقطه ضعف تحقیقات انجام شده است. بنابراین استفاده از رویکرد جامعه محور و نهادي در پژوهشهاي آینده توصیه میگردد. همچنین عدم رعایت اصول روش علمی تحقیق مانند عدم وجود نمونه گیري و ابزار پایایی و روایی از ضعفهاي دیگر مطالعات صورت گرفته میباشد. همچنین اکثر مقالات مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شدهاند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به اهمیت موضوع شاخص سازي در زمینه مدیریت سوانح، مجلات علمی پژوهشی توجه ویژه اي به مقالات نظري در این زمینه داشته باشند تا امکان ارایه مقالات بیشتر در این رابطه فراهم گردد.

واژه هاي کلیدي: برنامه استراتژیک، تحلیل مضمونی، گونه شناسی، مدل مفهومی، مدیریت سوانح.

The Study of Theoretical Approach of Natural Disaster Management in Iran using the Concept of Meta-analysis

Mehdi Nojavan*3, Esmail Salehi4, Babak Omidvar2, Shahrzad Faryadi2

Abstract
Background and Objective: Population growth and unplanned urban development has led to increase the risk of disaster in urban areas. Achievement to knowledge and ways to deal with disasters, have attracted the attention of residents and researchers to natural disaster management. The number and variety of published scientific papers in the field of natural disasters is one of the reliable proofs for showing the trend of researchers to this field. The objective of this research is meta-analyzing the published papers in Persian scientific journals. Method: Meta-analysis is a tool for achieving consensus on a set of diffused studies and finding a new approach. For meta-analyzing of theoretical approach of Natural Disaster Management in Iran, initially 29 journal are selected. Then 454 papers are selected among these journals. These papers have been published form 1381 to 1395. Finally for analyzing the papers, the analyzing criteria such as research methodology, sampling method and planning model and approach are determined using the expert’s opinion.
Finding and Results: The map of studies distribution showed that Tehran, Khorasan-e-Razavi, and Azerbaijan-e-sharghi provinces have been considered in a lot of papers, but in other provinces especially in northwest and northeast areas, a few studies have been done. Results showed that physical approach is the dominant approach in the studies which is a weaknesses in papers. So studying and using the communitybased and organizational approaches in the future researches is proposed. Also disregarding the scientific principle of research methodology such absence of sampling, reliability, and validity is the other weaknesses of studies. Moreover the most of studied papers are applied researches. The policies of scientific journals in publishing applied papers is led to aggregation of these papers in the journals. So it is proposed due to the importance of theoretical and fundamental studies and identifying indicators in the field of disaster management, the scientific journal would have special attention to theoretical papers in this context and providing the condition to presentation of more theoretical and fundamental papers in this subject.

Key Words: Conceptual Model, Disaster Management, Strategic Plan, Thematic Analysis, Typology.

3 – corresponding author: PhD Student in Environmental Planning, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran; +989120182138, [email protected]
4 -Associate Professor, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran
مقدمه
با توجه به اینکه در سرتاسر جهان، کشورها به طور فزاینده اي در حال شهري شدن هستند (1)، مطابق با پیش بینی سازمان ملل، احتمال می رود تا سال 2050 حدود 80 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی کنند (2). این مساله به این معنا است که مناطق شهري به مکان اصلی بسیاري از سوانح احتمالی بدل خواهند شد (3). رشد جمعیت، توسعه شهري برنامهریزي نشده، تمرکز اموال و دارایی ها، فقر، توسعه سریع سکونتگاه هاي غیررسمی، سرریز جمعیتی مناطق آپارتمان نشین، فرسایش اکوسیستم، عدم توانایی براي تضمین عملکرد زیرساخت ها و مدیریت ضعیف شهري و فقدان نظارت از جمله عواملی می باشند که منجر به افزایش احتمال خطر سوانح در نواحی شهري می گردد (3و 4). لذا گستره سیر صعوي شهرها در سده اخیر، شکل گیري کلانشهرها و تجمع جمعیت انسانی در نواحی متمرکز شهري را در پی داشته، که این موضوع، مدیریت ناشی از آن را به یک ضرورت در مدیریت شهري نوین تبدیل ساخته است. در این میان یکی از آسیبهاي شهرنشینی نوین، روبرو شدن انبوه انسان ها با سوانح طبیعی است( 5).
در بین کشورهاي جهان، ایران ششمین کشور بلاخیز دنیاست و از مجموع کلیه شهرهاي کشورمان فقط 3 درصد در نواحی کم خطر قرار دارند. از 40 نوع بلایاي طبیعی شناخته شده در جهان ،31 نوع آن در ایران به دلیل شرایط خاص جغرافیایی اتفاق میافتد( 6). براساس آمارهاي موجود طی
100 سال گذشته در ایران بالغ بر 140000 نفر بر اثر بلایاي طبیعی جان خود را از دست دادهاند (7). ایران در حالی 6 درصد تلفات بلایاي طبیعی جهان را به خود اختصاص داده است که فقط یک درصد جمعیت جهان را دارد. در سالهاي اخیر آسیبپذیري نواحی شهري، خصوصاً در شهرهاي بزرگ به دلیل تراکم انسانی و ساختمانی، احداث بناهاي نامقاوم در برابر بلایاي طبیعی از جمله سیل و زلزله، ایجاد بناها بر روي زمینها و دامنههاي ناپایدار و بر روي گسلها و در مسیر سیلابها و عدم تناسب درکاربريها (مسکونی، معابر و …) به طور مستمر افزایش یافته است. عدم توجه به مکانیابی صحیح سکونتگاهها، رشد و توسعه سکونتگاههاي بنیان نهاده شده، همچنین عدم برنامهریزي لازم جهت جلوگیري از رشد لجام گسیخته این سکونتگاهها، مسائل و مشکلات فراوانی از جهت مصونیت سکونتگاهها به بار آورده است. همزمان با سیر رشد و توسعه سکونتگاهها در کشور و پیچیده شدن فرآیندهاي درونی جوامع، بر تعداد بحرانها و پیچیدگی آنها افزوده شده است و از طرفی آسیبپذیري سکونتگاهها به دلایل متعدد در برابر بلایاي طبیعی افزایش یافته است؛ اگرچه طراحی و بکارگیري شیوههاي مناسب باعث شده است که آثار و تبعات منفی این بحرانها که از آنها تحت عنوان بحرانهاي طبیعی در شهرها یاد میشود در مقایسه با گذشته نسبتاً کاهش یابد. با همه این اوصاف در روند تحقیقات صورت گرفته در سالیان اخیر، دلایل متعددي باعث شده است تا مدیران به فراست دریابند که برنامهریزي به شکل سنتی دیگر قادر به حل مشکلات بسیار پیچیده و روز افزون فعالیتها و محیط شدیداً متغیر و متلاطم جهان امروز خصوصا در مجموعه شهرهاي بزرگ نخواهد بود( 8).
در دنیاي امروز و در شرایط فعلی اکثر کشورهاي در حال توسعه به علت شرایط خاص سیاسی، اقتصادي و اجتماعی خود با مشکلاتی در زمینه برنامهریزي براي مدیریت سوانح مواجهاند. مشکلات در زمینه مدیریت و برنامهریزي سوانح به گونهایست که اکثر این کشورها را به چالش جدي کشانده است. این مشکلات نشان دهنده ضعف برنامهریزي و بهرهمندي نا مناسب مدیریت در بکارگیري شیوههاي جدید و برنامههاي با کارایی بالا و پایه نظري مستحکم جهت مقابله با سوانح طبیعی است. اما کشورهاي توسعه یافته به منظور کاهش آسیب پذیري ناشی از سوانح طبیعی اقدام به تدوین و طراحی برنامههاي آیندهنگر و کاربردي نمودهاند به گونهاي که تمامی برنامهها در راستاي کاهش آسیب پذیري، افزایش ایمنی و افزایش توانایی مقابله با سوانح طبیعی در سطوح مختلف جامعه هستند. در حالی که به نظر میرسد هیچ رویکرد نظري و مدل منسجم و شناخته شدهاي در ایران در این زمینه وجود نداشته و در بیشتر مطالعات به یک جنبه خاص از سانحه پرداخته شده است. لذا برنامهریزي براي مدیریت بحران ناشی از سوانح طبیعی در کشور و تدوین مدلهاي منسجم با در نظر گرفتن رویکردهاي نظري شناخته شده جهت نیل به این هدف یک موضوع ضروري بوده که میتواند تا حد زیادي در موفقیت عملکرد مدیریت بحران موثر واقع شود.
استفاده از روش فراتحلیل یا تحلیل تحلیل ها، براي دستیابی به اجماع در مجموعه اي از مطالعات، مورد توصیه محققان است. بر خلاف علوم طبیعی و دقیق که مبانی مطالعاتی صریحی دارند، مطالعات اجتماعی و رفتاري شامل مفاهیمی انتزاعی و در حال تحول اند. تحقیقات اجتماعی از دیدگاه محققان داراي تاثیرات ناچیز یا خفیفی هستند که حجم عملی تاثیرات، تقریباً ناچیز و کوچک است. استفاده از روش فراتحلیل این امکان را فراهم خواهد ساخت تا جمع بندي مشخص بر اساس واحد مطالعات انجام شده حاصل شود. فراتحلیل به عنوان ایزاري مناسب براي ساخت اجماعی منطقی از مطالعات، روش تازهاي براي جمع بندي و درك مجموعهاي از پژوهشها در حوزهاي خاص به حساب نمیآید. چیزي که یک تحقیق فراتحلیل مدنظر دارد، جمع آوري یافتههاي پژوهشی از مطالعات متعدد و پراکنده، براي ترکیب و یکپارچه سازي و دستیابی به یافته هاي جدید است (صدیق سروستانی ،1379). براین اساس، فراتحلیل روشی است براي تجزیه و ترکیب واحدهاي تحلیل براي حصول شناخت از مجموعه منسجم یا غیرمنسجم از مبانی علمی و سازه هاي پژوهشی (9 و 10). بدین منظور جهت بررسی و دستیابی به رویکردهاي نظري به کار گرفته شده در مطالعات و تحقیقات انجام شده در داخل کشور، در این تحقیق به فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی پرداخته شده است. این تحقیق با هدف دسته بندي و شناسایی یافته هاي تحقیق هاي انجام شده درباره سوانح طبیعی در مقالات علمی پژوهشی فارسی زبان صورت گرفته است. در این روش منابع گردآوري و حتی الامکان بر حسب ادوار زمانی دسته بندي می شوند. شاخصهایی مانند کیفیت تحقیق، مرتبط بودن به موضوع، جامعیت مطالب ،اعتبار محققان و تهیه کنندگان و جایگاه مکان مورد مطالعه براي انتخاب منابع مورد استفاده قرار گرفتند .بر این اساس، پس از شناسایی مقالاتی که طی سال هاي اخیر مستقیماً به موضوع مذکور پرداخته اند، مبانی نمونه گیري، روش شناسی، روش هاي جمع آوري داده ها ،رویکرد نظري، ابزارهاي تحلیلی و نتایج بدست آمده به عنوان داده هاي خام این تحقیق استفاده شدند. تحقیق حاضر پس از معرفی مبانی نظري، روش تحقیق، بحث و بررسی یافته ها، به نتیجه گیري و ارایه پیشنهادها پرداخته است.
مبانی و چارچوب نظري
سابقه رویکردهاي متعدد به سوانح طبیعی، به عمر این مفهوم یا واقعیت اجتماعی در زندگی انسان برمیگردد. انسان از ابتداي تاریخ حیات خود همواره حوادث و فجایع طبیعی و غیر طبیعی را، مخرب اوضاع و احوال فردي و جمعی جامعه دیده است. از این رو راههاي مختلفی را براي شناخت و مقابله با آنها تعبیه و ابداع کرده است. اما سابقه رویکردهاي علمی و تخصصی به سانحه، به دهههاي 1950 و 1960 بر میگردد (11). در این دوره فجایع و سوانح عمدتاً عامل به تعویق انداختن جریان رشد و توسعه تلقی شدهاند. از این رو راههاي علمی مقابله با آنها به ویژه برنامهریزيهاي مدیریت مسائل اجتماعی و سوانح، از اولویتهاي نظام برنامهریزي توسعه در کشورها به ویژه کشورهاي بلاخیز دنیا قرار گرفته است.
در طول دهه 1930، آمریکا به دلیل داشتن افراد مطلع از دانش روز در زمینه خطرات فرسایش خاك و سیلاب، در مهندسی محیط پیشگام بود. در طی این دهه با توجه به پیشگامی سازمانهاي آمریکایی در کارهاي مهندسی، مکتب رفتاري در مبحث سوانح طبیعی بوجود آمد و تا اواسط دهه 1970 مکتب غالب در زمینه مخاطرات و سوانح بود. مکتب رفتاري بدین علت که نسبت به نتایح مطالعات موردي بعضی از انسان شناسان و جامعه شناسان در کشورهاي جهان سوم بی تفاوت بود و همچنین به نقش عاملهاي سازمان یافته و نهادینه شده و عاملهاي جهانی در افزایش مخاطرات و آسیب پذیري بیشتر، اشارهاي نکرده بود؛ مورد انتقاد قرار گرفت (12). همچنین مکتب رفتاري بر سازگاري با مخاطرات تاکید داشت، زیرا این مکتب بر اساس نظریه اکولوژي (بوم شناسی) پایهریزي شده بود و در نگرش و پردازش ناسازگاري با مخاطرات، کم و کاستیهایی داشت، از این رو این مکتب مورد انتقاد قرار گرفت. از اواسط دهه 1970 تفسیرهاي متفاوتی پیرامون چگونگی به دست آوردن و استفاده کردن از زمین ظهور کرد (13).
این نظر از لحاظ روشف نگرش ساختاري نامیده شد و پردازش کنندگان این فرضیه اصطلاحاً ساختارگرا نام گرفتند. این دیدگاه فلسفی نتوانست به طور کامل به موفقیت دست یابد و با تردید روبرو شد؛ زیرا راهکارهاي کاهش مخاطرات را به خصوص براي کشورهاي کم توسعه یافته ارایه نمیکرد .
از طرف دیگر، دیدگاه ساختارگرایی به مقدار زیادي بر مبناي مطالعات دانشمندان علوم اجتماعی تکامل یافت و با تجربهاي نو از کشورهاي جهان سوم آغاز گردید (14). دیدگاه ساختارگرایی از طریق رابطه بین مخاطرات محیطی و توسعه نیافتگی و وابستگی اقتصادي جهان سوم القا شده بود .
با توجه به انتقادهاي صورت گرفته درباره دو مکتب اشاره شده در زمینه مخاطرات، از اواسط دهه 1980 تلاشها براي یافتن نظریههاي متعادل (برقراري تعادل بین نگرشهاي رفتاري و ساختاري) آغاز گردید. یک تفسیر متعادل از سانحه و مصیبت این امکان را به ما میدهد که الگوي ساختاري را فقط به جهان سوم مربوط ندانیم و در نظر داشته باشیم که علم و فنآوري در خارج از کشورهاي با توسعه متوسط نیز نقش دارد. در این ارتباط، از دهه 1970 میلادي به بعد، دیدگاه هاي نظري متفاوتی از آسیب پذیري شامل سه دسته زیستی-فیزیکی۱، ساخت اجتماعی۲ و ترکیبی۳ شکل گرفتند که فهم متفاوت و گاه متناقضی را از آسیب پذیري ارایه می دهند و دلالت هاي متفاوتی را بر تحلیل، تبیین و کاهش آن دارند. از دیدگاه زیستی- فیزیکی، آسیب پذیري در برابر سانحه به عنوان ریسک در معرض بودن (خطرمحور و فن گرا)، از دیدگاه ساخت اجتماعی، آسیب پذیري به عنوان ساخته اي اجتماعی (اجتماعی و انسان محور) و از دیدگاه ترکیبی، آسیب پذیري به عنوان تأثیرپذیري بالقوه و ظرفیت رسیدگی و انطباق (یکپارچگی و پایداري) تعریف می گردد (15 و 16).
همچنین مک انتایر4 و همکاران در سال 2010 چهار رویکرد براي کاهش آسیب پذیري در برابر سوانح ارایه کرده اند (17). ایشان چهار مکتب علوم فیزیکی، مکتب مهندسی، مکتب ساختاري و مکتب نهادي را در این راستا تبیین کردند. مکتب علوم فیزیکی به میزان در معرض بودن توجه ویژه اي دارد. در این مکتب برنامه ریزي کاربري اراضی و الگوي سکونتگاه ها از اهمیت ویژه اي برخوردار می باشند. مکتب مهندسی بیشتر به راهکارهاي مقاوم سازي می پردازد. مکتب ساختاري به معیارهاي اجتماعی- اقتصادي تاکید دارد و مکتب نهادي که جدیدترین مکتب در زمینه مخاطرات طبیعی می باشد بر اساس مفهوم تاب آوري شکل گرفته است (17). امروزه، در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تابآوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. براساس این نگرش ،برنامههاي کاهش مخاطرات باید به دنبال ایجاد و تقویت ویژگیهاي جوامع تابآور باشند و در زنجیره مدیریت سوانح به مفهوم تابآوري نیز توجه کنند (15). ورود واژه تابآوري به مباحث مدیریت سوانح از سال 2005 میلادي در همایش هیوگو مطرح شد و به تدریج در هر دو زمینه نظري و عملی کاهش خطرهاي سوانح، جایگاه بیشتري را به خود اختصاص داد. ترویج این مفهوم به عنوان رویکرد، به ماهیت مراحل مدیریت بحران برمیگردد .

biophysical
social construction
synthetic
McEntire
از زمان تصویب چارچوب قانونی طرح هیوگو در راهبرد بینالمللی کاهش سوانح سازمان ملل متحد5، هدف و فرآیند برنامهریزي براي تقلیل خطرهاي ناشی از سوانح، جداي از کاهش آسیب پذیري، به نحو بارزي به افزایش و بهبود تابآوري در جوامع معطوف شد (18).
به دنبال آن، ایجاد جوامع تابآور به وسیله روشهایی مانند یکپارچگی در دیدگاههاي کاهش آسیب پذیري، افزایش ظرفیت محلی براي ایجاد تابآوري و یکپارچه کردن کاهش خطر با طراحی و اجراي آمادگی اضطراري، واکنش، بازتوانی و برنامههاي بازسازي دنبال شد (19). همچنین در این همایش، توسعه و تقویت ساختارها، سازوکارها و ظرفیتهاي مرتبط با برنامه کاهش اثرات بلایا به عنوان یکی از اهداف استراتژیک اتخاذ شد. در فرآیند توسعه رابطه معناداري میان ظرفیتسازي و کاهش آسیبپذیري حاصل از مخاطرات وجود دارد. ارتباط برنامهریزي توسعه با سوانح طبیعی مبحث چرخه مدیریت سوانح را مطرح میسازد. در این راستا کاهش خطر سوانح طبیعی به کلیه اقداماتی اطلاق می شود که در راستاي به حداقل رساندن اثرات مخرب و از هم گسیختگی در برابر مخاطرات و سوانح طبیعی صورت میگیرد و طیف وسیعی از اقدامات فیزیکی، قانون، آموزش و ارتقاي آگاهیها را در برمیگیرد که در قالب فازهاي قبل، حین و بعد از سانحه بیان میشود. از دیدگاه برنامهریزي، چرخه مدیریت سانحه یک مدل هنجاري براي مداخلات برنامهریزي در کاهش اثرات سانحه است و هدف آن پیشگیري و اقدامات آمادگی قبل از سانحه و پاسخ انسان دوستانه به دنبال بروز سوانح طبیعی (نوسازي و بازیابی) است (20). لذا رویکردهاي جدید نسبت به بحران آن را پارادوکسی از تهدید و فرصت می دانند (21). سیگر6 و همکاران معتقدند اصطلاح بحران نوعی حس تهدید، فوریت و ویرانی، آن هم در مقیاس بزرگ (شهري) را به ذهن متبادر می کند و براي یک حادثه غیر معمول به کار می رود که در آن سطح خطر، آسیب و فرصت بسیار بالاست (22).
بنابراین می توان بیان کرد به منظور مدیریت بهینه بر مراحل مختلف سانحه، رویکردهاي گوناگونی به کار گرفته میشوند که اساسًاً در دو گروه رویکرد توسعهاي یا جامعه محور و رویکرد سنتی یا پشتیبانی طبقه بندي میشوند.
رویکردي که در سالهاي اخیر مورد توجه قرار گرفته است، رویکرد توسعهاي یا جامعه محور است. در این رویکرد سعی بر آن است به واسطه ظرفیت سازي و توانمند نمودن آحاد جامعه، قابلیت سازگاري جامعه با پیامدهاي زیانبار مخاطرات را افزایش داده و با جلب مشارکت در انجام اقداماتی که منجر به کاهش خطر میشوند، توان جامعه را براي پیشگیري، مقابله و مواجهه با سانحه و در نهایت بازگشت به وضع اولیه افزایش داد (23). استفاده از رویکرد جامعه محور سوانح در جریان دو دهه گذشته از کشورهاي آسیاي جنوب شرقی آغاز شد. پیشگامان استفاده از این رویکرد، سازمانهاي غیردولتی، موسسات بشردوستانه و سازمانهاي دولتی مسئول در کشورهاي مختلف در منطقه مزبور بودند (24). رویکرد دیگري که به دلیل وجود سیستم پشتیبانی مرکزي از آن به عنوان رویکرد سنتی یا لجستیک نام برده میشود، در کلیه مراحل مدیریت سانحه به ویژه در مرحله پاسخگویی ،از رویکرد فرماندهی و کنترل استفاده میکند. در این رویکرد که ساختار سازماندهی آن به صورت سلسله مراتبی از بالا به پایین است ،از مشارکت گروههاي ذينفع در جامعه استفاده چندانی به عمل نمیآید. مطالعات نشان میدهند رویکرد مذکور به دلیل فقدان وجود عناصر مشارکتی در آن ،منجر به شکست در امر پیشگیري، آمادگی و پاسخگویی نامتناسب با نیازهاي اساسی جامعه دستخوش بحران بوده، ضمن این که با توجه به اجراي برنامهها و اقدامات غیرضروري و نادیده، نظرات آحاد جامعه به عدم رضایت از عملکرد سازمانهاي مسئول منجر شده است (25).
با عنایت به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پایین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند ،مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این ترتیب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود. به طور خلاصه رویکردهاي شناخته شده در زمینه مخاطرات طبیعی و مقایسه آنهادر جدول 1 ارایه شده است.

جدول 1- مقایسه رویکردهاي نظري مخاطرات طبیعی (15، 16 و 17)
اقدام محوریت راه حل عمده مدل برنامه ریزي روش
شناسی ابعاد مورد توجه هدف رویکرد
فرعی رویکرد
کاهش فقر و نابرابري و افزایش دسترسی به منابع و امکانات کاهش آسیب پذیري/ ارتقاي ظرفیت با در نظر گرفتن نژاد ،قومیت، جنسیت، سن و فقر تغییر و ارتقاي
شرایط و
ساختارهاي اجتماعی حمایت و جلب مشارکت اجتماعی و کیفی اجتماعی- اقتصادي و جمعیتی آسیب پذیري؛ افزایش
ظرفیت و
توانایی ساختاري (ریشه اي) رویکرد توسعهاي یا جامعه محور

UNISDR
Seeger
ترکیبی و همه جانبه و مبتنی بر پایداري و انطباق تاب آوري (پیشگیري،
آمادگی، واکنش ،رهبري، بازیابی و بهبود) افزایش قابلیت انطباق، پایداري و برگشت
پذیري اجتماع محور، مشارکتی کمی و کیفی چند بعدي، یکپارچه پایداري و برگشت پذیري سیستم نهادي (تاب آوري) ایجاد سیستم هاي هشدار ،حفاظت محیط زیست ،جابجایی کامل جوامع آسیب پذیر، واکنش فوري، امداد و نجات ممانعت از خطر /واکنش به بحران و برنامه ریزي کاربري زمین و الگوهاي دقیق سکونتگاه ها دانش فنی، اصلاح رفتار مدل
فرماندهی و کنترل فن گرا و کمی فیزیکی و محیطی خطر؛ کاهش زیان هاي فیزیکی از طریق در معرض قرار گیري علوم فیزیکی رویکرد
سنتی یا پشتیبانی
معماري ساختمان، مصالح ساختمانی و طراحی دقیق زیرساخت هاي حیاتی ممانعت از خطر /افزایش مقاومت دانش فنی، شیوه هاي ساخت و ساز مدل
فرماندهی و کنترل مرکزي منطقی و خردگرا محیط ساخته شده خطر؛ افزایش مقاومت مهندسی
لذا تحقیق حاضر با هدف استنتاج و ارایه مفهوم و دیدگاه مناسب فهم و تحلیل کاهش آسیب پذیري در مقابل سوانح طبیعی، پاسخ به این سؤال اساسی را پی می گیرد که کدام دیدگاه در فهم و تحلیل آسیب پذیري جامعه در برابر مخاطرات طبیعی تبیین کاملی را ارایه می دهد و کدام دیدگاه ها در مطالعات و پژوهش هاي انجام شده در داخل کشور غالب بوده و مورد استفاده قرار گرفته است؟
3- روش تحقیق
سوال ها و موضوع هاي با اهمیت، همواره توسط گروه هاي مختلف پژوهشی تبدیل به تحقیق شده اند. اما دریافتی جامع از تمامی این مطالعات ،کاري هزینه زا و وقت گیر است. به طور خاص، مطالعات اجتماعی که به واسطه شرایط، موقعیتها و متغیرهاي متعدد مداخله گر، با دامنه گستردهاي از نتایج و یافته ها همراهند، فاقد خاصیت انباشتگی نتایج هستند. فراتحلیل به عنوان ایزاري مناسب براي ساخت اجماعی منطقی از مطالعات، روش تازهاي براي جمع بندي و درك مجموعهاي از پژوهشها در حوزهاي خاص به حساب نمیآید. چیزي که یک تحقیق فراتحلیل مدنظر دارد، جمع آوري یافتههاي پژوهشی از مطالعات متعدد و پراکنده، براي ترکیب و یکپارچه سازي و دستیابی به یافته هاي جدید است (26). براین اساس، فراتحلیل روشی است براي تجزیه و ترکیب واحدهاي تحلیل براي حصول شناخت از مجموعه منسجم یا غیرمنسجم از مبانی علمی و سازه هاي پژوهشی (9).
واحد تحلیل در روش فراتحلیل، مطالعات و پژوهش هاي مرتبط با موضوع خاصی است( 27). مطالعه نتایج، یافته ها و نظریه ها با رویکردي عمدتاً انتقادي از خصوصیات بارز این روش است( 28). این روش به شناسایی شکاف هاي علمی و تجمیع مطالعات انجام شده ختم می گردد. مراحل هفت گانه اي براي انجام یک فراتحلیل مرسوم است. در مرحله اول انتخاب موضوع و تعریف متغیر تحقیق قرار دارد. مهم ترین اقدام در این مرحله مشخص شدن حدود و اهداف تحقیق است. در مرحله دوم، بر اساس هدف تحقیق، شناسایی، گردآوري و تلخیص مطالعات انجام می گیرد. در این بخش ،نهایتاً تعدادي منبع معتبر با توجه به هدف تحقیق انتخاب می گردد. در مرحله سوم که با فیش برداي یا فیلترسازي محتویات منابع همراه است، به دسته بندي یافته ها و ارزیابی و بازآفرینی آن ها ختم می شود. در این بخش مطالعات ورودي به مجموعه اي اطلاعات دسته بندي شده تبدیل می شوند که امکان بازبینی و استخراج نتایج را به همراه دارد. در مرحله چهارم با استفاده از یافته هاي مرحله پیشین، امکان دسته بندي یافته ها براساس روش هاي آماري، بررسی تفاوت هاي روش شناسی، شناخت تنوع آزمون فرضیه ها و مقایسه نتایج فراهم می گردد. مرحله پنجم به تعریف و ترکیب نتایج به دست آمده اختصاص دارد و مرحله ششم با تطبیق و ترکیب نتایج به دست آمده، زمینه نگارش گزارش را فراهم می سازد. بنابراین، در محله هفتم نگارش گزارش، تفسیر و نقد نتایج صورت می گیرد( 27). در هر یک از مراحل تحقیق، بهره گیري از نظرات خبرگان راهکاري مکمل و هدایت کننده به شمار می آید که کیفیت و ارزش تحقیق را ضمانت می نماید.
این تحقیق که از نوع فراتحلیل است، به فراخور نیاز با استفاده از روش هاي کمی و کیفی صورت گرفته است. گسترده بودن نسبی مقالات علمی منتشر شده در زمینه تخصصی سوانح طبیعی در شهرهاي ایران و نبود خط راهنماي مشخص براي انعکاس شرایط این مطالعات، استفاده از این روش تحلیلی را مناسب جلوه داده است. بنابراین، در مرحله اول مجلات علمی- پژوهشی مورد تایید وزارت علوم شناسایی شد. در این مرحله کلیه مجلاتی که احتمال داشت مقالاتی در زمینه مخاطرات طبیعی منتشر کرده باشند با کلیدواژه هایی مانند سانحه، مخاطره، ریسک، زلزله، سیل، مدیریت ،توسعه پایدار، برنامه ریزي شهري ،محیط زیست و … مورد بررسی قرار گرفتند و 89 مجله انتخاب شد. سپس با بررسی چشم انداز و اهداف مجله و زمینه ها و موضوعات مورد پذیرش مجله، 29 مجله مطابق جدول 2 شناسایی و جهت تحلیل انتخاب شدند.

جدول 2- محدوده انتخاب مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی
تعداد صاحب امتیاز عنوان مجله تعداد صاحب امتیاز عنوان مجله
13 دانشگاه گلستان آمایش جغرافیایی فضا 10 دانشگاه صنعتی امیرکبیر مهندسی عمران و محیط زیست
9 دانشگاه اصفهان مطالعات و پژوهش هاي شهري و منطقه اي 26 پژوهشگاه بین المللی زلزله
شناسی و مهندسی زلزله علوم و مهندسی زلزله
3 دانشگاه تهران پژوهش هاي جغرافیایی برنامه ریزي شهري 29 موسسه جغرافیاي دانشگاه تهران پژوهش هاي جغرافیاي طبیعی
7 پژوهشکده اقلیم شناسی سازمان هواشناسی پژوهش هاي اقلیم شناسی 31 دانشگاه خوارزمی تحقیقات کاربردي علوم جغرافیایی
5 انجمن مهندسی نقشه برداري علوم و فنون نقشه برداري 16 دانشگاه خوارزمی تحلیل فضایی مخاطرات
3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر آمایش محیط 44 دانشگاه سیستان و بلوچستان جغرافیا و توسعه
6 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت برنامه ریزي منطقه اي 10 دانشگاه سیستان و بلوچستان جغرافیا و آمایش
شهري- منطقه اي
2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت پژوهش و برنامه ریزي شهري 26 دانشگاه تبریز جغرافیا و برنامه ریزي
7 پژوهشکده مدیریت شهري و روستایی مدیریت شهري 28 دانشگاه اصفهان جغرافیا و برنامه ریزي محیطی
1 دانشگاه کردستان مطالعات شهري 16 دانشگاه فردوسی مشهد جغرافیا و توسعه ناحیه اي
4 دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی مهندسی فناوري اطلاعات مکانی 51 دانشگاه فردوسی مشهد جغرافیا و مخاطرات محیطی
3 دانشگاه امام حسین (ع) علوم و فناوري هاي پدافند نوین 8 دانشگاه آزاد واحد لارستان جغرافیاي طبیعی
4 دانشگاه تهران معماري و شهرسازي (هنرهاي زیبا) 27 دانشگاه مالک اشتر دو فصلنامه مدیریت بحران
12 دانشگاه تهران محیط شناسی 14 دانشگاه تبریز عمران و محیط زیست
39 دانشگاه تربیت مدرس برنامه ریزي و آمایش فضا
454 تعداد کل مقالات

در این تحقیق مقالات علمی پژوهشی به مقالاتی اطلاق شده است که در نشریات داراي مجوز علمی پژوهشی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوري منتشر شده اند. انتخاب مقالات با توجه به نظرات خبرگان و براساس شاخصهایی مانند کیفیت تحقیق، مرتبط بودن به موضوع، جامعیت مطالب ،اعتبار محققان و تهیه کنندگان و جایگاه مکان مورد مطالعه صورت گرفت. شرط انتخاب مقاله، دارا بودن موضوع یا کلمه واژه اي مرتبط با عنوان سانحه، مخاطره طبیعی و یا واژه هاي مرتبط با این عناوین است. بنابراین، از خبرگان خواسته شد تا با معرفی مقالات یا نشریات مرتبط با موضوع ،بستر تحقیق را فراهم سازند. پس از بررسی هاي تکمیلی و بهره برداري از نظرات خبرگان، تعداد 1450 مقاله شناسایی شد. با تحلیل نزدیکی مقالات با هدف تحقیق، مقالات کمتر مرتبط از فرآیند تحقیق حذف گردیدند و نهایتاً 454 مقاله وارد مرحله تحلیل شدند (جدول 2). مقالات نهایی از سال
1381 تا 1395 در نشریات فارسی زبان منتشر شده اند، اما این تحقیق هیچ محدودیت زمانی براي انتخاب مقالات نداشته است .
همچنین براي مطالعه مقالات و استخراج تحلیل ها، با استفاده از نظرات متخصصین و خبرگان شاخص هایی مطابق جدول 3 مشخص گردید. این جدول راهنما، به هنگام مطالعه مقالات، نقش صافی اطلاعات را بر عهده داشته و بسترساز تجزیه یک مقاله به تعدادي مولفه قابل تحلیل است. هدف استفاده از این جدول، بالا بردن کیفیت امکان تجزیه و تحلیل مطالعات است.

جدول 3- ابعاد و شاخص هاي راهنما براي تجزیه مقالات
شاخص ها ابعاد
نوع پژوهش (طبقه بندي)، روش شناسی تحقیق، روش جمع آوري داده ها روش تحقیق
مشخص بودن جامعه آماري ،روش نمونه گیري، مشخص بودن تعداد نمونه ها روش نمونه گیري
فرضیه یا سوال ها، چارچوب تحلیلی انتخاب شده براي سنجش مدل چارچوب تحقیق
بیان روش محاسبه پایایی و روایی، مقدار پایایی و روایی ذکر شده در مقاله، عدم قطعیت و ضریب ناسازگاري روایی، پایایی و عدم قطعیت
رویکرد اصلی به سانحه، صراحت در معرفی رویکرد رویکرد و روش شناسی نظري
شاخص هاي ذکر شده در مقاله جهت مدیریت سانحه شاخص هاي مدیریت سانحه
نگرش و رویکرد اصلی برنامه ریزي نگرش و رویکرد برنامه ریزي
مدل به کار گرفته شده در مقاله مدل برنامه ریزي
اقتصادي، کالبدي، اجتماعی- فرهنگی، نهادي و محیط زیستی ابعدا اصلی تحقیق
نتایج به تفکیک شهرهاي مورد تحقیق و تحلیل پراکندگی نتایج در کشور نتایج به دست آمده
4- یافته ها و نتایج
همانطور که اشاره شد 454 مطالعه براي تحلیل و بررسی در این پژوهش انتخاب شد. بررسی پراکندگی تعداد مطالعات انجام شده در نقشه استان هاي ایران نشان می دهد که بیشترین مطالعات مربوط به استان تهران بوده است. پس از تهران، استان هاي آذربایجان شرقی و خراسان رضوي داراي بیشترین مطالعه بوده است. ضمناً استان هاي شمال غربی و شمال شرقی علیرغم آسیب پذیري و وجود پتاسیل لرزه خیزي بالا کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. از میان استان هاي شمالی و مرکزي و جنوبی نیز به ترنیب استان هاي مازندران، کرمان و یزد بیشتر مورد توجه قرار گرفته اند و در سایر استان ها مطالعات و بررسی هاي بسیار اندکی در زمینه برنامه ریزي و مدیریت سانحه انجام شده است. شکل 1 نمایش دهنده پراکندگی تعداد مطالعات به تفکیک استان هاي ایران است .

شکل 1- تعداد مطالعات انجام شده به تفکیک استان ها
بررسی ها نشان داد که محل تولد نویسندگان، دسترسی مناسب به آمار یا نمونه ها و یا دانشگاه محل تحصیل، عوامل کلیدي براي انجام تحقیق درنمونه هاي موردي به حساب می آیند. به طور کلی در بسیاري از استان هاي کشور که آسیب پذیري بالایی دارند مطالعات خاصی انجام نشده است .همچنین از میان 454 مطالعه صورت گرفته در کشور ،331 مطالعه داراي نمونه یا مطالعه موردي می باشند که پراکندگی آنها در شکل 1 نشان داده شده است و بقیه مطالعات( 123 مورد) یا پژوهش هاي نظري و بنیادي بوده اند و یا مواردي که نمونه موردي آنها یک منطقه یا مکان خاص نبوده است. بلکه فقط یک ساختمان یا سازه خاص به عنوان نمونه موردي مورد بررسی قرار گرفته است.
مرور پژوهش هاي انجام شده نشان می دهد که بیش از 97 درصد مقالات علمی پژوهشی مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شده اند. در مقابل مقالات مروري معدودي (حدود 1 درصد)، با هدف انعکاس مبانی نظري و شاخص شناسی مدیریت سوانح طبیعی طراحی گردیده که از سطح نظري بالایی برخوردارند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. بیش از 50 درصد مقالات از نوع توصیفی و تحلیلی هستند. پرسش نامه و مشاهده علاوه بر مطالعه اسنادي که در کلیه مقالات استفاده شده است مهم ترین ابزارهاي مقالات منتشر شده در مجلات علمی پژوهشی است .حدود 73 درصد مطالعات داراي مطالعه موردي می باشند. خلاصه اي از روش تحقیق مقاله هاي بررسی شده در جدول 4 ارایه شده است.
جهت بررسی روش نمونه گیري و تعداد نمونه ها ابتدا مقالات بر اساس ماهیت آن ها به دو دسته طبقه بندي شدند. یک طبقه مقالاتی می باشند که نیاز به نمونه گیري دارند که تعداد آنها 42 مورد می باشد و طبقه دیگر که نیاز به نمونه گیري ندارند که تعداد آنها 412 مورد می باشد. لذا در این بخش ابتدا این مقالات کنار گذاشته شده و سایر مقالات تحلیل شدند. از بین مقالاتی که نیاز به نمونه گیري دارند، حدود 62 درصد از مقالات بدون نمونه گیري بوده و حدود 93 درصد از مقالات نیز هیچ اشاره اي به روش نمونه گیري نداشتند و به نوعی روش نمونه گیري نامشخص بود و تنها در حدود 7 درصد از مقالات روش نمونه گیري مشخص بود. مشخصات نمونه گیري و تعداد نمونه هاي انتخاب شده در مقالات پژوهشی جاري در جدول 5 نشان داده شده است. این جدول نشان می دهد که تعداد نمونه ها در حدود 38 درصد از مقالات محاسبه و در بقیه مقالات یا تعداد نمونه محاسبه نشده و یا مشخص نمی باشد و تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ قابل اطمینان نیستند. علاوه بر این تعداد 109 مقاله نیاز به تخمین و مشخص کردن جامعه آماري داشتند که از این تعداد تنها حدود 24 درصد از مقالات داراي جامعه آماري بودند. به عبارت دیگر در 76 مقالات به جامعه آماري اشاره اي نشده است و تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ نیز قابل اطمینان نیستند.

جدول 4- جزئیات روش تحقیق مقاله هاي مطالعه شده
درصد تعداد جزئیات روش تحقیق
97/58 443 کاربردي نوع پژوهش
(طبقه بندي تحقیق)
1/1 5 بنیادي 1/32 6 راهبردي (تلفیق کاربردي و بنیادي) 50/88 231 توصیفی- تحلیلی روش شناسی تحقیق
49/12 223 استنباطی (تبیینی) 49/39 197 مشاهده روش جمع آوري داده
100 454 اسنادي 0/44 2 مصاحبه 30/18 137 پرسش نامه 72/91 331 مطالعه موردي 0 0 تک نگاري
جدول 5- خصوصیات نمونه گیري مقالات
درصد تعداد نمونه گیري
23/85 26 دارد جامعه آماري
76/15 83 نامشخص 38/1 16 محاسبه شده (مشخص) مشخص بودن تخمین تعداد نمونه ها
61/9 26 نامشخص 7/14 3 مشخص روش نمونه گیري
92/86 39 نامشخص بخش قابل توجهی از مقالات مطالعه شده، داراي چارچوب تحلیلی استاندارد نبوده و یا هیچ اشاره اي به چارچوب نظري و تحلیلی نشده است. اما درحدود 91 درصد از مقالات سوال و فرضیه وجود ندارد و یا اشاره اي به آن نشده است. تنها در حدود 9 درصد از مقالات سوال و فرضیه وجود دارد .
لذا این مورد نیز باید بیشتر مورد بحث و بررسی قرار گیرد. جدول 6 خلاصه اي از آمارهاي این بخش را نشان می دهد.

جدول 6- چارچوب تحقیق
درصد تعداد چارچوب تحقیق
9/25 42 دارد فرضیه و سوال
90/75 412 ندارد 8/15 37 دارد چارچوب تحلیلی
0/44 2 ندارد 91/41 415 نامشخص
جهت بررسی روایی و پایایی ابزارهاي سنجش ابتدا مقالاتی که در آنها میباید این دو مورد ارایه می شد مشخص گردید که تعداد آنها 42 مورد بود. بررسی ها نشان می دهد، در مقالات توجه مطلوبی به آزمون پایایی صورت نگرفته و اکثر مقالات (حدود 79 درصد)، هیچ انعکاسی از مقادیر پایایی ارایه نداده اند. ضمناً بخش محدودي از مقالات به مساله پایایی ابزار سنجش توجه کرده اند. همچنین در هیچ کدام از مقالات به روایی ابزار سنجش هیچ اشاره اي نشده و روایی مشخص نیست. به عبارت دیگر در مقالات انعکاس مناسبی از مقادیر روایی و پایایی صورت نگرفته است. بنابراین ،قضاوت در مورد اندازه اثر و کیفیت مطالعات انجام شده براي انجام فراتحلیل هاي کمی، با مشکل روبرو خواهد شد. جدول 7 نشان دهنده خلاصه اي از روایی و پایایی ابزار سنجش و میزان عدم قطعیت و ضریب ناسازگاري در مقالات مطالعه شده است.
البته لازم به ذکر است غیر از 42 مقاله اشاره شده، از بین سایر مقالات، 260 مقاله نیاز به محاسبه عدم قطعیت، 109 مورد نیاز به محاسبه ضریب ناسازگاري دارد و 41 مقاله دیگر نیز به هیچ ابزار سنجشی اشاره نکردهاند. از بین 260 مقاله، تنها در حدود 15 درصد، میزان عدم قطعیت محاسبه و ارایه شده و در 85 درصد از مقالات هیچ اشاره اي به عدم قطعیت نشده است. همچنین از بین 109 مقاله، تنها در حدود 19 درصد ضریب ناسازگاري محاسبه و ارایه شده و در بقیه مقالات این ضریب محاسبه نشده است.

جدول 7- روایی و پایایی ابزارهاي سنجش و عدم قطعیت
درصد تعداد ابزار سنجش
21/4 9 بلی پایایی دارد؟
78/6 33 خیر 78/57 33 ارائه نشده مقدار پایایی
0 0 0/69 -0/5 19/05 8 0/89 -0/7 2/38 1 بالاي 9/0 0 0 بلی روایی دارد؟
100 42 نامشخص 100 42 ارائه نشده مقدار روایی
0 0 0/69 -0/5 0 0 0 14/6 38 محاسبه شده عدم قطعیت
85/4 222 ارایه نشده 19/27 21 محاسبه شده ضریب ناسازگاري
80/73 88 ارایه نشده
هر پژوهش علمی باید با رویکردهاي نظري مشخصی طراحی شده باشد. این چارچوب پایه اي است که تحقیق به آن تکیه می کند و شبکه اي منطقی از روابط و توصیف ها را پدید می آورد (29). همانطور که اشاره شد پژوهش هاي مرتبط با سوانح و مخاطرات طبیعی داراي دو رویکرد اصلی جامعه محور و سنتی و چهار رویکرد فرعی ساختاري، نهادي، فیزیکی و مهندسی هستند. نتایج نشان داد که بیش از 95 درصد مقالات، داراي رویکردسنتی می باشند که از بین آنها حدود 89 درصد رویکرد فیزیکی و 6 درصد رویکرد مهندسی به مدیریت سانحه داشته اند. تنها در حدود 5 درصدمقالات رویکرد جامعه محور بر مدیریت سانحه داشته اند. البته لازم به ذکر است در حدود 99 درصد مقالات هیچ اشاره اي به رویکرد استفاده شدهاشاره اي نداشتند و بر اساس شاخص هاي به کار رفته در مقاله رویکرد متناظر انتخاب شده است. با توجه به اینکه تنها در 1 درصد مقالات رویکرد استفاده شده به صراحت اعلام شده است، لذا با در نظر گرفتن اصول علمی روش تحقیق، این مساله نیازمند بحث و بررسی بیشتر می باشد. زیرا یکی از پیش نیازهاي اصلی روش علمی تحقیق و مقاله نویسی، مشخص بودن رویکرد، مبانی و چارچوب نظري تحقیق می باشد( 29).

جدول 8- رویکردهاي نظري و نحوه بیان آن ها در مقالات
درصد تعداد روش شناسی نظري رویکرد فرعی رویکرد اصلی رویکردهاي نظري
1/32 6 اجتماعی و کیفی (ریشه اي) ساختاري جامعه محور رویکرد هاي ذکر شده در مقالات
3/52 16 کمی و کیفی نهادي 89/43 406 فن گرا و کمی فیزیکی سنتی 5/73 26 منطقی و خردگرا مهندسی 1/32 6 بلی رویکرد به صورت صریح مشخص شده است؟
0 0 بدون رویکرد 98/68 448 غیرمستقیم معرفی شده (استنباط شده با توجه به شاخص هاي استفاده شده)
نوع انتخاب شاخص ها و ابزارها و ابزارهاي اندازه گیري، وسیله اي مناسب براي شناخت غیرمستقیم رویکردهاي اشاره شده در جدول قبل میباشد.
وضعیت شاخص شناسی مقالات از نظر شاخصهاي اصلی مدیریت سانحه در جدول 9 ارایه شده است. نتایج حاصل از این جدول نشان می دهد که در اکثر مقالات به تعداد محدودي از شاخصها از جمله شناسایی خطر و تحلیل خطر از میان شاخصهاي ارزیابی خطر ،شناسایی ریسک و کنترل ریسک از میان شاخصهاي مدیریت ریسک و کاهش اثر از بین شاخصهاي مدیریت عملیات توجه شده است و سایر شاخصها مانند ارزیابی منابع ،تحلیل ریسک، پایش ریسک، بازیابی و یادگیري/ توسعه کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. این در حالیست که بسیاري از این شاخصها، نقش اساسی در مدیریت سانحه ایفا مینمایند. لذا با توجه به اینکه در اکثر مقالات رویکرد نسبت به مدیریت سانحه مشخص نشده است، به تبع آن بسیاري از شاخصهاي مربوط به آن رویکرد نیز نادیده گرفته شده است.

جدول 9- چارچوب شاخص سازي مقالات
درصد تعداد شاخص هاي فرعی شاخص هاي اصلی شاخص هاي مدیریت سانحه
38/99 177 سنجش در معرض قرار گیري ارزیابی خطر شاخص هاي ذکر شده در مقالات
76/43 347 شناسایی خطر 87/44 397 تحلیل خطر 12/99 59 برآورد آسیب پذیري 2/64 12 ارزیابی منابع 29/07 132 زمینه ریسک مدیریت ریسک 71/58 325 شناسایی ریسک 8/59 39 تحلیل ریسک 13/44 61 برآورد ریسک 87/66 398 کنترل ریسک 0/22 1 پایش ریسک 27/09 123 پیشگیري مدیریت عملیات 98/02 445 کاهش اثر 20/7 94 آمادگی 12/99 59 پاسخگویی 5/95 27 بازیابی 1/1 5 یادگیري/توسعه مدلهاي برنامه ریزي استفاده شده در مقلات در جدول 10 ارایه شده است. مطابق این جدول، حدود 47 درصد مقالات از مدل اقتضایی بهره بردهاند و سایر مدلها مانند مدل مشارکتی، استراتژیک، سازش پذیر و همکارانه علیرغم قابلیت و کارایی بالاي آنها در مدیریت سانحه کمتر مورد توجهقرار گرفتهاند. این در حالیست که مطابق رویکرد نهادي و ساختاري، مدل مشارکتی و همکارانه از مهمترین ابزارها در موفقیت مدیریت سانحه میباشد. همانطور که اشاره شد رویکردي که در سالهاي اخیر مورد توجه قرار گرفته است، رویکرد توسعهاي یا جامعه محور است. در این رویکرد سعی بر آن است به واسطه ظرفیت سازي و توانمند نمودن آحاد جامعه، قابلیت سازگاري جامعه با پیامدهاي زیانبار مخاطرات را افزایش داده و با جلب مشارکت در انجام اقداماتی که منجر به کاهش خطر میشوند، توان جامعه را براي پیشگیري، مقابله و مواجهه با سانحه و در نهایت بازگشت به وضع اولیه افزایش داد (23). اما در رویکرد سنتی که ساختار سازماندهی آن به صورت سلسله مراتبی از بالا به پایین است، از مشارکت گروههاي ذينفع در جامعه استفاده چندانی به عمل نمیآید. مطالعات نشان میدهند رویکرد مذکور به دلیل فقدان وجود عناصر مشارکتی در آن، منجر به شکست در امر پیشگیري، آمادگی و پاسخگویی نامتناسب با نیازهاي اساسی جامعه دستخوش بحران بوده، ضمن این که با توجه به اجراي برنامهها و اقدامات غیرضروري و نادیده، نظرات آحاد جامعه به عدم رضایت از عملکرد سازمانهاي مسئول منجر شده است (25).
با عنایت به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پاین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند ،مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این تریتب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود. لذا این مساله با توجه به نتیجه حاصل از تحلیل مقالات، نیازمند بررسی و تحلیل بیشتر می باشد.
جدول 10- نظریه و مدل برنامه ریزي استفاد شده در مقالات
درصد تعداد نظریه و مدل برنامه ریزي
0/66 3 مدل جامع عقلایی مدل برنامه ریزي ذکر شده در مقالات
15/20 69 مدل اندك افزا 1/54 7 مدل سازش پذیر 46/92 213 مدل اقتضایی 2/64 12 مدل وکالتی (حمایتی) 3/52 16 مدل مشارکتی 4/84 22 مدل داد و ستد مآبانه 5/95 27 مدل همکارانه 3/52 16 مدل ریشه اي 2/20 10 مدل استراتژیک 3/08 14 بلی نظریه و مدل برنامه ریزي به صراحت مشخص شده است؟
44/50 202 غیرمستقیم معرفی شده (استنباط شده با توجه به شاخص هاي استفاده شده) 52/42 238 ندارد
در نهایت ابعاد بررسی شده در مقالات در جدول 11 ارایه شده است .

جدول 11- ابعاد مطالعه شده در مقالات
درصد تعداد ابعاد
4/18 19 اقتصادي
98/02 445 کالبدي
8/81 40 اجتماعی/ فرهنگی
7/49 34 نهادي
4/85 22 محیط زیستی
بر اساس این جدول در اکثر مقالات بعد کالبدي مورد توجه قرار گرفته است. اما سایر ابعاد اجتماعی، نهادي، اقتصادي و محیط زیستی کمتر موردتوجه قرار گرفته است که اعتبار این بخش نیز با توجه به موارد اشاره شده در بخش قبل و مطابق مدل اجتماعی با تردید روبرو خواهد بود. زیرا بعداجتماعی یکی از مهمترین ابعاد در زمینه مدیریت سانحه می باشد. به طوریکه بدون در نظر گرفتن و مشارکت دادن جامعه در فرآیند مدیریتسانحه، اکثر طرح هاي ارایه شده در این زمینه با شکست مواجه خواهند شد.
5- بحث و نتیجه گیري
همانطور که ذکر شد سابقه رویکردهاي متعدد به سوانح طبیعی، به عمر این مفهوم یا واقعیت اجتماعی در زندگی انسان برمیگردد. لیکن دو رویکرد اصلی جامعه محور و سنتی براي کاهش آسیب پذیري در برابر سوانح ارایه شده است که در قالب این دو رویکرد، چهار رویکرد فرعی مکتب علوم فیزیکی، مکتب مهندسی، مکتب ساختاري و مکتب نهادي در این راستا تبیین شده است. مکتب علوم فیزیکی به میزان در معرض بودن توجه ویژه اي دارد. در این مکتب برنامه ریزي کاربري اراضی و الگوي سکونتگاه ها از اهمیت ویژه اي برخوردار می باشند. مکتب مهندسی بیشتر به راهکارهاي مقاوم سازي می پردازد. مکتب ساختاري به معیارهاي اجتماعی- اقتصادي تاکید دارد و مکتب نهادي که جدیدترین مکتب در زمینه مخاطرات طبیعی می باشد بر اساس مفهوم تاب آوري شکل گرفته است. امروزه، در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تابآوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. براساس این نگرش ،برنامههاي کاهش مخاطرات باید به دنبال ایجاد و تقویت ویژگیهاي جوامع تابآور باشند و در زنجیره مدیریت سوانح به مفهوم تابآوري نیز توجه کنند. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، در این مطالعه به منظور تعیین رویکرد غالب استفاده شده در پژوهشهاي صورت گرفته در کشور، به فراتحلیل رویکرد نظري مدیریت سوانح طبیعی پرداخته شد. جهت دستیابی به این هدف 454 مقاله از مجلات علمی پژوهشی جهت مطالعه انتخاب شدند. نتایج نشان داد رویکرد غالب در مطالعات انجام گرفته رویکرد فیزیکی می باشد. به طوریکه در حدود 90 درصد از مطالعات به بحث در معرض قرار گیري و برنامه ریزي کاربري زمین توجه شده است و سایر رویکردها از جمله رویکرد نهادي که بر پایه تاب آوري بنا نهاده شده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به قابلیت و کارایی رویکردهاي جامعه محور به ویژه رویکرد نهادي در مدیریت سوانح، در مطالعات آتی این موضوع بیشتر مورد توجه قرار گیرد. زیرا با توجه به کمبودها و محدودیتهاي رویکرد سنتی، به نظر میرسد رویکرد جامعه محور کاربرد بیشتري در مدیریت سوانح دارد. به کار گیري این رویکرد سبب میگردد تا با سازماندهی از پایین به بالا که به صورت هماهنگ و موازي با رویکرد سلسله مراتبی از بالا به پایین فعالیت میکند، مشکلات، چالشها و کاستیها شناخته شده و با تشریک مساعی جوامع محلی در تحلیل وضعیت موجود، شناسایی مخاطرات محیطی و تعیین میزان آسیبپذیري، ضمن جلب مشارکت آنها در مراحل مختلف مدیریت سانحه، توان و ظرفیتهاي موجود در جامعه افزایش یابد. افزون بر این، رویکرد مذکور در صورت وقوع سانحه، از امکانات و منابع جامعه آسیب دیده و همکاري آنها براي بازگشت به وضعیت پیشین استفاده نموده و به این ترتیب جوامع محلی نه تنها خالق بخشی از برنامه میشوند بلکه منشا اخذ تصمیمات مهم و اجراي آنها نیز خواهند بود.
همچنین نتایج نشان داد از لحاظ اصول روش علمی تحقیق، بسیاري از مطالعات انجام گرفته بدون در نظر گرفتن این اصول صورت گرفته اند. در مقالات توجه مطلوبی به آزمون پایایی صورت نگرفته است. همچنین در هیچ کدام از مقالات به روایی ابزار سنجش اشاره اي نشده و روایی مشخص نیست. به عبارت دیگر در مقالات انعکاس مناسبی از مقادیر روایی و پایایی صورت نگرفته است. بنابراین، قضاوت در مورد اندازه اثر و کیفیت مطالعات انجام شده براي انجام فراتحلیل هاي کمی، با مشکل روبرو شد. بنابراین در مطالعات آتی باید توجه ویژه اي به مساله پایایی و روایی صورت گیرد .زیرا بدون در نظر گرفتن این دو موضوع، اعتبار تحقیق انجام شده با تردید روبرو خواهد شد. همچنین حدود 62 درصد از مقالات بدون نمونه گیري بوده و حدود 93 درصد از مقالات نیز اشاره اي به روش نمونه گیري نداشتند و به نوعی روش نمونه گیري نامشخص بود. لذا تحقیقات میدانی مطالعه شده از این لحاظ قابل اطمینان نیستند. از طرفی نتایج نشان داد بیش از 97 درصد مقالات علمی پژوهشی مورد بررسی با اهداف کاربردي و در میدان عمل تنظیم شده اند. در مقابل مقالات مروري معدودي با هدف انعکاس مبانی نظري و شاخص شناسی مدیریت سوانح طبیعی طراحی گردیده که از سطح نظري بالایی برخوردارند. سیاست مجلات علمی پژوهشی در جذب مقالات کاربردي، باعث تجمع این گونه از مقالات در این نشریات است. لذا پیشنهاد می گردد با توجه به اهمیت موضوع شاخص سازي در زمینه مدیریت سوانح، مجلات علمی پژوهشی توجه ویژه اي به مقالات نظري در این زمینه داشته باشند تا زمینه ارایه مقالات بیشتر در این رابطه فراهم شده و محققین به ارایه این نوع پژوهشها ترغیب شوند.
منابع و مآخد
.1 Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth
Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference
“Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
.2 Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice.
The world Bank‚ pp 155.
.3 León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
.4 UN/ISDR. (2009). UNISDR Terminology on Disaster Risk Reduction‚ UNISDR press‚ Geneva‚ PP.30. ، ربیعی، ع.، حسینی، س( .1392). مدیریت بحران مفاهیم، الگوها و شیوههاي برنامه ریزي در بحرانهاي طبیعی. انتشارات تیسا، تهران .5
ص 248.
6. معمارزاده، غ و سرفرازي، م( .1389). بررسی گامهاي فرآیند مدیریت بحران در سازمان، پژوهشنامه مدیریت بحران، مرکز تحقیقات استراتژیک، معاونت پژوهشهاي فرهنگی و اجتماعی ،شماره 51، صص 9-76.
.7 EM-DAT (2014). The OFDA/CRED International Disaster Database, www.em-dat.net – Université Catholique de Louvain, Brussels, Belgium.
8. برایسون، جان. ام( .1381). برنامهریزي استراتژیک براي سازمانهاي دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
.9 Doyle, I. H. (2003). Synthesis through Meta-ethnography: paradoxes, Enhancements, and Possibilities. Qualitative Research, Vol 3: 321-345.
.01 Randolph, J (2009). A Guide to Writing the Dissertation Literature Review. Practical Assessment, Research and Evaluation, Vol 14 (13): 1-13. Available online: http://pareonline.net/getvn.asp?v=14&n=13.
.11 Raphael, B. (1986). When Disaster Strikes, London: Hutchinson.
.21 Torry, W. I. (1979). Hazards, hazes and holes: a critique of The Environment as Hazard and general reflections on disaster research. Canadian Geographer, Vol 23: 368-383.
.31 Emel, J. and Peet, R. (1989). Resource management and natural hazards. In Peet, R. and Thrift, N. (eds) New Models in Geography, Vol 1: 49-76. Unwin and Hyman, London.
.41 Waddell, E. (1983). Coping with frosts, governments and disaster experts: some reflections based on a New Guinea experience and a perusal of the relevant literature. In Hewitt, K. (ed.) Interpretations on Calamity, pp. 33-43. Allen and Uwin, Boston and London.
.51 Cutter, S. L., Mitchell, J.T. and Scott, M.S. (2000). Revealing the vulnerability of people and places: A case study of Georgetown County, South Carolina. Annals of the Association of American Geographers, No. 90.
.61 Adger, W. N. (2006). Vulnerability. Global environmental change 16.
.71 McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
.81 Mayunga, J. S. (2007). Understanding and applying the concept of community disaster resilience: A capital-based approach. A Draft Working Paper Prepared for the Summer Academy for Social Vulnerability and Resilience Building, Munich.
.91 Hyogo Framework for Action 2005-2015. (2005). world conference on disaster reduction. Kobe, Hyogo, Japan. http://www.unisdr.org/wcdr
.02 DFID. (2006). Reducing the Risk of Disasters- Helping to Achieve Sustainable Poverty Reduction in a Vulnerable World: A DFID policy paper, Department for International Development.
.12 Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
.22 Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
.32 March, G. (2001). Community: the concept of community in the risk and emergency management context. Australian Journal of Emergency Management. Vol 16 (1): 5-7.
.42 Abarquez, I. and Murshed, Z. (2004). Community-Based Disaster Risk Management: field practitioners. Handbook, Asian Disaster Preparedness Center (ADPC), Thailand.
.52 Wilimott, P. (1989). Community Initiatives Patterns and Prospects. Policy Studies Institute, London.
صدیق سروستانی، رحمت اله( .1379). فراتحلیل مطالعات انجام شده در حوزه آسیب شناسی اجتماعی در ایران. نامه علوم اجتماعی ،شماره 15، صص 67-103.
قاضی طباطبایی، محمود و ودادهیر، ابوعلی( .1389). فراتحلیل در پژوهش هاي اجتماعی و رفتاري. تهران: انتشارات جامعه شناسان.
ودادهیر، ابوعلی( .1389). فراترکیب نتایج واکاوي هاي کیفی و مطالعات فرهنگی: واقعیت یا توهم. برگ فرهنگ، شماره 22، صص
.45-24
خاکی، غلامرضا( .1386). روش تحقیق با رویکردي به پایان نامه نویسی. انتشارات بازتاب، تهران.



قیمت: تومان

JEST95421478464200-1

بررسی توان گونه گیاهی Ricinus communis در جذب داروي متفورمین
هیدروکلراید
سپیده حسینی1
رکسانا موگویی2* مهدي برقعی3
گلناز تجدد4
[email protected]

چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه به منظور بررسی توان گونه گیاهی Ricinus communis در پالایش داروي متفورمین هیدروکلراید از محلول ها مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در روش گیاه پالایی براي پالایش محلول ها ي حاوي داروي متفورمین هیدروکلراید، ابتدا گیاهان گونه Ricinus communis در خاك کشت داده شد و سپس در شرایط کنترل شده و آزمایشگاهی در معرض جذب داروي متفورمین هیدروکلراید از محلول متفورمین هیدروکلراید با غلظت هاي متفاوت 20 و 50 میلی گرم بر لیتر متفورمین هیدروکلراید به مدت 14 روز قرار گرفت و در نهایت محلول به دستگاه HPLC براي تعیین غلظت باقی مانده داروي متفورمین هیدروکلراید تزریق شد.
یافته ها: در پایان 14 روز مشخص گردید که گونه Ricinus communis داراي کارآیی 06,45 و 21 درصد در دو غلظت 20 و 50 میلی گرم بر لیتر در پالایش داروي متفورمین هیدروکلراید از محلول ها می باشد .
بحث و نتیجه گیري: نتایج این تحقیق نشان می دهد که حداکثر 06/ 45 % داروي متفورمین هیدروکلراید مورد پالایش قرار گرفته که مربوط به پایین ترین غلظت متفورمین هیدروکلراید ( 20 میلی گرم بر لیتر ) می باشد، که نشان می دهد Ricinus communis می تواند گونه متوسطی براي گیاه پالایی و جذب متفورمین هیدروکلراید از محلول ها باشد .
واژه هاي کلیدي:” Ricinus communis“ ، “گیاه پالایی” ، “متفورمین هیدروکلراید”

کارشناسی ارشد مدیریت محیط زیست، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال
استاد دانشگاه صنعتی شریف
استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال

مقدمه
در سال هاي اخیر پالایش زیستی به عنوان روشی سازگار با محیط زیست با کیفیتی مطلوب و هزینه هاي پایین تر مورد توجه بوده است(1-2). با توجه به گسترش جمعیت و افزایش شهرنشینی و به تبع آن افزایش بیماري ها سرانه مصرف دارو در جهان رو به افزایش است .متفورمین از جمله داروهایی می باشد که تولید آن در حال حاضر رو به گسترش است. بیشترین مصرف داروي متفورمین هیدروکلراید در درمان بیماري دیابت نوع 2 می باشد و از آنجاییکه این بیماري با مرض چاقی ارتباط مستقیم دارد میزان مصرف آن روز به روز در حال افزایش می باشد.
امروزه ورود پساب کارخانجات به آب هاي سطحی و زیر زمینی از معضلات محیط زیستی می باشد که کارخانجات دارویی از آنها مستثنی نمی باشند. پیدایش داروها و متابولیت هاي آن ها و فرآورده هاي تغییر شکل یافته در محیط زیست به یک نگرانی تبدیل شده است، زیرا این ترکیبات به طور گسترده در طب انسانی و دامپزشکی مورد استفاده قرار گرفته و به طور مداوم به محیط زیست منتشر می شوند و ممکن است اثرات ناسازگار بر موجودات زنده داشته باشند (3). بر خلاف بسیاري دیگر از ترکیبات، تعیین و کنترل میزان ترکیبات دارویی که وارد محیط زیست می شوند، بسیار دشوار است. داروها می توانند از طریق مسیرهاي مختلف وارد محیط زیست شوند. فاضلاب کارخانه ها منبع اصلی این آلودگی هاست. راه دیگري که براي ورود مواد شیمیایی ترکیبات دارویی به منابع آبی وجود دارد دفع و انهدام نامناسب و ناکافی داروهاي تاریخ مصرف گذشته و ضایعاتی است. حتی مقادیر کم ترکیبات دارویی که وارد محیط آبی می شوند براي انسان و سایر جانداران به ویژه آبزیان خطرناك می باشند (4)، که از آن جمله می توان به بروز اختلالاتی در کلیه، کبد و آبشش ماهی (5) و نیز کاهش تنوع پلانکتون ها اشاره نمود (6) گیاه پالایی یک تکنولوژي نوین، مقرون به صرفه و پایدار است که با استفاده از سیستم هاي گیاهی براي تصفیه آلاینده ها به کار می رود
(7). گیاه پالایی استفاده از گیاهان براي حذف، انتقال، تثبیت و یا کاهش آلاینده ها در خاك، رسوبات و آب می باشد (8). این تکنولوژي می تواند هم براي آلاینده هاي آلی و هم آلاینده هاي معدنی موجود در خاك، آب و هوا به کارگرفته شود (9). داروي متفورمین داراي فرمول مولکولی 5C4H11N می باشد. این دارو در گروه بی گوآنیدها قرار می گیرد و تولید گلوکز کبدي را کاهش می دهد و مصرف گلوکز در بافت هاي محیطی را بهبود می دهد.این دارو همچنین در درمان نازایی، درمان دیابت نوع دو، درمان چاقی، درمان آکانتوزیس نیکري کانس، درمان پرمویی، درمان آمنوره و القاي تخمک کاربرد دارد. این دارو در محصولات دارویی به صورت نمک هیدروکلراید است و در محیط زیست به طور عمده به عنوان یک کاتیون 2 بار یافت می شود(10). محققین دریافته اند که متفورمین و محصول تخریب آن guanylurea درداخل گیاهان ،برگ ها، دانه ها، میوه جات، غلات، سبزیجات و حبوبات جذب می شوند. هدف از این تحقیق نیز استفاده از روش گیاه پالایی در پالایش محلول هاي حاوي متفورمین هیدروکلراید و تعیین کارآیی گونه مورد مطالعه است .
روش بررسی
تکنولوژي هاي گیاهی، به شرایط اقلیمی و ارتفاع، ویژگی هاي آلاینده ها و کیفیت آب و خاك وابسته اند. در گیاه پالایی غربالگري گونه هاي گیاهی، انتخاب گونه هایی که قدرت جذب و تجمع دارو در بخش هاي گیاه را دارند و از اهمیت ویژه اي برخوردار است. همچنین در مدیریت زیست محیطی آلاینده ها استفاده از سیستم هاي پالایش و پالاینده هایی که براي استقرار نیازمند هزینه کمتر بوده و پیامدهاي ناسازگار زیست محیطی کمتري دارند و همچنین انتخاب گونه هاي گیاهی که مقاوم بوده و پراکنش وسیعی در سطح کشور را دارند، بهره وري روش هاي پالایش را ارتقا می بخشند. گیاهان در زمره ي متحمل ترین جانداران نسبت به آلاینده هاي سمی قرار دارند، که این ویژگی سودمندي آن ها جهت استفاده در علم نوظهور گیاه پالایی می باشد. از این رو، انتخاب دقیق و ژنوتیپ و خانواده ي گیاهی مناسب به منظور حصول سازگاري مطلوب با محیط و آلاینده هاي خاص، فاکتوري حیاتی جهت موفقیت فن آوري گیاه پالایی محسوب می شود. در این تحقیق در گام نخست با مطالعات کتابخانه اي و جمع آوري مقالات مرتبط با موضوع پژوهش گونه گیاهی مناسب پالایش متفورمین هیدروکلراید تعیین گردید .Ricinus communis (کرچک) گیاهی است یکساله، دوساله و پایا، علفی با درختچه هاي پرشاخ و برگ، به ارتفاع 1 تا 5 متر. ساقه آن تقریبا همیشه ضخیم، سبز متمایل به کبود یا متمایل به قهوه اي، پر شاخه است. برگ: غالبا بزرگ و وسیع، متناوب، داراي دمبرگ بلند، گاهی با تقسیمات پنجه اي، داراي 5 تا 7 تقسیم یا بخش سر نیزه اي- دندانه دار، با گوشوارك هاي چسبنده به هم. گل کرچک تک جنس، کوچک ،سبزفام، داراي کاسه اي با 3 تا 5 تقسیم، فاقد دیسک و گلبرگ، مجتمع در خوشه هاي مرکب در کنار برگ ها یا در انتهاي ساقه، گل هاي پایینی گل آذین نر، داراي پرچم هاي فراوان با میله هاي متعدد که در پایین به صورت دسته اي به هم پیوسته، در بالا منشعب به صورت پانیکولی و کروي منشعب اند. تخمدان داراي 3 خانه تک تخمکی؛ خامه داراي 3 شاخه ساده یا دو قسمتی و میوه آن کپسول پوشیده از زوائد خار و تیغی می باشد و این گیاه پراکنش وسیعی در کشور ایران دارد (11).
1-جوانه زنی گیاه کرچک
به منظور کاربري این گیاه در عملیات گیاه پالایی، بذر گیاه از شرکت پاکان بذر تهیه و پس از 48 ساعت در داخل پتري جوانه زنی (شکل 1) و پس از مرحله جوانه زنی به مدت 13 هفته در شن به وسیله آب رشد نموده(شکل 2) و آماده انتقال به داخل محلول حاوي متفورمین هیدروکلراید هستند. لازم است دیواره هاي این ظروف با پوشش هاي تیره پوشانده شود که ریشه هاي گیاهان نور را دریافت نکنند.

شکل1: جوانه زنی بذر کرچک پس از 48 ساعت

شکل2: استقرار بذر کرچک و مراحل ابتدایی رشد در خاك
مرحله پالایش متفورمین هیدروکلراید
در این بخش ابتدا ماده اولیه (نمونه استاندارد) متفورمین هیدرواکلراید از شرکت داروسازي تهیه شد، سپس گیاهچه هاي کرچک از خاك خارج و با آب مقطر شسته شدند و در 250 میلی لیتر محلول متفورمین هیدروکلراید 20 و 50 ppm به مدت 14 روز در PH 5/5 – 6 قرار گرفتند. حداقل دما بین 17 تا 24 درجه سانتی گراد و حداکثر آن بین 28 تا 41 درجه سانتی گراد در این دوره می باشد. اندازه گیري PH محلول چند مرتبه در روز ضروري بوده و از عوامل بسیار مهم محدود کننده رشد گیاه به شمار می رود. به دلیل نوسان درجه حرارت دماي آب تغییر و PH آن نیز تغییر می کند (12)، که 2 بار در طول روز PH آن را کنترل و در سطح 5/5 تا 8/5 تنظیم گردد، در این تحقیق همواره مواجهه با افزایش PH تا حدود 7 بوده که با استفاده از اسید استیک 1/ .درصد تقلیل یافت. در طول دوره پالایش هنگام جذب پساب توسط گیاهان، سطح پساب کاهش می یابد که روزانه سطح پساب با آب مقطر تا سطح اولیه تنظیم می گرددد .
پس از گذشت 14 روز نمونه پساب از کاغذ صافی واتمن شماره 41 عبور داده و سپس به مدت 20 دقیقه در دماي 15 درجه سانتی گراد با دور 14000 RPM سانتریفیوژ گردید و پس از آن از فیلتر سر سورنگی عبور داده و به دستگاه HPLC تزریق گردیده و غلظت متفورمین پساب تعیین شد.
تالاب مصنوعی
بیش از دو دهه است که از پژوهشهاي وسیعی در مورد توانایی گیاهان آبزي براي حذف مواد آلی و غیر آلی موجود در فاضلابها آغاز شده است. گیاهان آبزي به طور طبیعی در تالابهاي طبیعی، کار تصفیه را انجام میدهند. به طور کلی تالا بها به زمینهایی اطلاق می شوند که بیشتر اوقات یا در همهي طول سال مرطوب بوده و در آب قرار دارند(13). در همه تالابها یک اصل کلی حکمفرما است که به علت مرطوب بودن خاك به مدت زیاد تغییرات فیزیکی، شیمیایی و زیستشناختی در خواص خاك اتفاق می افتد به طوري که گیاهانی که در زمینهاي مرطوب نمی توانند رشد کنند از بین میروند. آب فراوان اهمیت زیادي در تشکیل و ازدیاد گیاهان و ریز ساختارهاي خاك دارد . در تالابهاي مصنوعی انسان شرایطی را براي رشد گیاهان فراهم میآورد به طوري که گیاهان ریشه در خاك داشته و کنترل بهتري بر شرایطی از قبیل زمان ماند، نوع گیاه و نوع بستر دارد به دلیل امکان کنترل شرایط در نیزارهاي مصنوعی، این نوع سامانهها داراي جذابیت بیشتري هستند. این سامانه ها براساس نوع جریان ورودي به سامانههاي با جریان سطح و سامانههاي با جریان زیرسطحی طبقه بندي می شوند (14).
4-دستگاه HPLC
کروماتوگرافی روشی است براي شناسائی و جدا سازي و اندازه گیري مواد .HPLC کروماتوگرافی مایع با کارکرد عالی است .HPLC از دو فاز ثابت و متحرك تشکیل شده است. که فاز ثابت ممکن است جامد و یا مایع باشد و فاز متحرك مایع است .HPLC بدون شک ، سریعترین رشد را در بین تمام روشهاي جداسازي تجزیهاي با فروش سالیانه در گستره بیلیون دلار داشته است. دلایل این رشد انفجارآمیز عبارتند از حساسیت روش ، سازگاري سریع آن براي انجام اندازهگیريهاي کمی صحیح ، شایستگی آن براي جداسازي مواد گونههاي غیرفرار یا ناپایدار در مقابل گرما و مهم تر از همه ، کاربرد گسترده آن براي موادي است که در صنعت ، زمینههاي مختلف علوم و جامعه اهمیت درجه اول را دارند. مزیت کروماتوگرافی نسبت به ستون تقطیر این است که به آسانی میتوان به آن دست یافت. با وجود اینکه ممکن است چندین روز طول بکشد تا یک ستون تقطیر به حداکثر بازده خود برسد، ولی یک جداسازي کروماتوگرافی میتواند در عرض چند دقیقه یا چند ساعت انجام گیرد.یکی دیگر از مزایاي برجسته روشهاي کروماتوگرافی این است که آنها آرام هستند. به این معنی که احتمال تجزیۀ مواد جداشونده به وسیله این روشها در مقایسه با سایر روشها کمتر است.
کروماتوگرافی روي ستون 18KNAUER C به طول cm 25 و قطر mm 6/4 و دتکتور KNAUER 2500 UV و پمپ KNAUER 1001 در طول موج nm 236 با زمان بازداري ml/min 1 جهت تعیین غلظت متفورمین هیدروکلراید در این پژوهش انجام می گردد ( شکل 3 ). فاز متحرك متشکل از 65 :35 (v/v) استونیتریل: بافرفسفات 2/. مولار با 75/5=PH می باشد( 15).
5- طرز تهیه بافرفسفات 2/. مولار با 75/5=PH
ابتدا 759/2 گرم 4NAH2PO را داخل بالن ژوژه به حجم 100 رسانده و سپس 839/2 گرم 4Na2HPo را در بالن ژوژه دیگر به حجم 100 رسانده. سپس 4NaH2Po را داخل بشر ریخته و کم کم 4Na2HPo را به آن اضافه کرده و با PH متر PH آنرا گرفته تا روي 75/5 تنظیم شود.

شکل 3: نماي کلی از دستگاه HPLC و مشتقات آن یافته ها
تعیین میزان متفورمین هیدروکلراید باقی مانده در محلول: تعیین میزان متفورمین هیدروکلراید باقی مانده در محلول در نمودار 1 ارائه گردیده است. در این شکل بر اساس غلظت هاي اولیه محلول متفورمین هیدروکلراید و غلظت هاي محلول متفورمین هیدروکلراید پس از 14 روز که به دستگاه HPLC تزریق شدند میزان متفورمین هیدروکلراید باقی مانده در محلول محاسبه گردید. که در نهایت مشخص گردید میزان متفورمین هیدروکلراید باقی مانده در 20 میلی گرم بر لیتر متفورمین هیدروکلراید 98/10 میلی گرم بر لیتر و در 50 میلی گرم بر لیتر متفورمین هیدروکلراید 48/39 میلی گرم بر لیتر متفورمین هیدروکلراید باقی مانده است. داده ها میانگین 3 تکرار ± انحراف معیار می باشند.
تعیین درصد جذب و کارآیی: درصد جذب و کارآیی در نمودار 2 ارائه گردیده است. در این نمودار بر اساس غلظت هاي اولیه محلول متفورمین هیدروکلراید و غلظت هاي محلول متفورمین هیدروکلراید پس از 14 روز درصد پالایش مورد محاسبه قرار گرفته است. در این تحقیق تغییرات دما بین 17 تا 41 درجه سانتی گراد بوده است و همچنین چون بین تغییرات دما و PH آب ضریب تشابه وجود دارد و تغییرات دماي محیط دماي آب را تغییر می دهد که منجر به تغییر PH گردیده، کنترل PH در این آزمایش از اهمیت ویژه اي برخوردار است. با توجه به نتایج به دست آمده از پالایش متفورمین هیدروکلراید، در غلظت هاي 20 و 50 میلی گرم بر لیتر متفورمین هیدروکلراید، کارآیی جذب به ترتیب 05/2 ± 06/45 و 05/9 ± 21 درصد مشاهده شده است. داده ها میانگین 3 تکرار ± انحراف معیار می باشند.

0
[]
39.48
0
5
10
15
20
25
30
35
40
45
0
20
50
Metformin solution( mgl

1
)
metformin Hcl (
mgl

1
)

0

[]

39.48

0

5

10

15

20

25

30

35



قیمت: تومان

JEST96581479760200-1

بررسی مدل هاي مدیریت سوانح طبیعی با استفاده از مفاهیم تحلیل مضمون

مهدي نوجوان، اسماعیل صالحی، بابک امیدوار2، شهرزاد فریادي2

چکیده
زمینه و هدف: مدلهاي مختلفی براي مدیریت سوانح ارایه شده که با توجه به نقاط ضعف این مدلها، علیرغم کارآیی آنها در برخی مکانها و تحت شرایط خاص، سوانح طبیعی همچنان چالش اساسی در دستیابی به توسعه پایدار است .هدف از این تحقیق تحلیل مدلهاي مدیریت سوانح میباشد تا از آن به مثابه ابزاري نظري در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهرهبرداري گردد.
روش بررسی: جهت دستیابی به این هدف، رویکرد کیفی و آمیختهاي از روشهاي تحلیل مضمونی، طبقهبندي و گونه شناسی استفاده شد. در این راستا ابتدا مدلهاي مدیریت سانحه گردآوري شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمونی در مرحله نخست یعنی کدگذاري توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه شناخته شدند. سپس در مرحله کد گذاري تفسیري، مضامین پایه در سه دسته طبقهبندي شد که آنها را مضامین سازمان دهنده گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر میگیرد.
یافتهها و نتایج: مضامین محوري که در مرحله کدگذاري تفسیري به دست آمد عبارتند از مضامین مدیریت عملیات، مدیریت ریسک و ارزیابی خطر. بر اساس تحلیل مضمونی مدلها میتوان نتیجه گرفت که مدیریت سوانح، سه عنصر اصلی دارد. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید این سه عنصر و مضامین پایه ذیل آنها را دربرگیرد که گونه ایدهآل یا گونه معیار نامیده می شود. نتایج نشان داد که برخی محققین به مدیریت سانحه، یک بعدي نگریستهاند؛ حتی در بعضی از مدلهاي دو بعدي نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونهشناسی ارایه شده در این تحقیق نشان داد که با توجه به نوع ایدهآل، مدل جامع باید دربرگیرنده هر سه عنصر اشاره شده باشد. مطابق گونه شناسی ارایه شده، برنامه راهبردي مدیریت سانحه بایستی تحت مدیریتی جامع با در نظرگرفتن کلیه عناصر مرتبط با سوانح اجرایی گردد.

واژه هاي کلیدي: برنامه استراتژیک، تحلیل مضمونی، گونه شناسی، مدل مفهومی، مدیریت سوانح.

The Study of Natural Disaster Management Models using the Concepts of
Thematic Analysis

Mehdi Nojavan*1, Esmail Salehi2, Babak Omidvar2, Shahrzad Faryadi2

Abstract
Background and Objective: Different models have been proposed for disaster management. Considering their weaknesses so far, despite their efficiency in some locations and under certain circumstances, natural disasters are still a fundamental challenge in the way of sustainable development. The purpose of this research is to analyse disaster management models to be used as a theoretical tool in analyzing the current condition and to achieve the desired condition.
Method: To achieve the goals, qualitative approach and combinations of the concepts of thematic analysis, classification and typology are used. In this regard, first, the models of disaster management are collected. In the next stage the themes of each model are extracted and categorized in three phases. In the first phase which is descriptive coding, available elements in each model are extracted as code and the basic themes are recognized. Then, in the phase of interpretive coding, basic themes are classified in three categories which are called organizing themes. The final phase is determination of global or overarching theme which is consisted of all the other mentioned themes.
Finding and Results: Basic themes which were obtained during the interpretive coding are the themes of operations management, risk management and hazard assessment. Based on thematic analysis, it can be concluded that disaster management has three main elements. Therefore, comprehensive model of disaster management should include these three elements and their sub basic themes that is called the ideal or criterion type. Results showed that some scientists have looked at disaster management one-dimensionally. Even in two-dimensional models, one dimension has advantage over the other one. While the proposed typology showed that, considering the ideal type, the comprehensive model should include all the three mentioned elements. According to the ideal type, the strategic plan of disaster management should be performed under a comprehensive management considering all the elements of disasters.

Key Words: Conceptual Model, Disaster Management, Strategic Plan, Thematic Analysis, Typology.

1 – corresponding author: PhD Student in Environmental Planning, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran; +989120182138, [email protected]
2 -Associate Professor, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran
1- مقدمه
سوانح طبیعی که جزئی از فرآیند زندگی بشر به شمار می روند و هر روز بر تعداد و تنوع آن افزوده می شود، به عنوان چالش اساسی در جهت نیل به توسعه پایدار جوامع انسانی مطرح شده اند (1). از این رو یکی از مشکلات و معضلات محیطزیستی که بیشتر سکونتگاههاي انسانی بزرگ جهان با آن روبرو هستند معضل سوانح طبیعی و اثرات آنها بر محیط است. در چندین دهه اخیر، افزایشی چشمگیر در تلفات جانی و اقتصادي ناشی از مخاطرات طبیعی و انسان ساخت در سطح جهان قابل مشاهده است. یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در این افزایش، رشد شهرنشینی و مهمتر از همه آنها سکونتگاههایی هستند که به طور معمول در معرض بحران ذخایر، بهم ریختگی اجتماعی، ناآرامی و آشوبهاي سیاسی، سوانح طبیعی و انسان ساخت در اثر تمرکز بالاي جمعیت و پویایی شدید توسعه، قرار داشتهاند( 2). با توجه به اینکه در سرتاسر جهان، کشورها به طور فزاینده اي در حال شهري شدن هستند( 3)، مطابق با پیش بینی سازمان ملل، احتمال می رود تا سال 2050 حدود 80 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی کنند( 4). این مساله به این معنا است که مناطق شهري به مکان اصلی بسیاري از سوانح احتمالی بدل خواهند شد( 5). بنابراین برنامهریزي براي سوانح در مناطق شهري باید به عنوان یک راهبرد اصلی و اساسی در کلیه مراحل برنامهریزي شهري، طرحها و برنامههاي توسعه شهري مد نظر باشد( 6)، تا در شرایط اضطراري به عنوان برنامه هاي فعال و در حال توسعه به صورتی امروزي با توجه به پیشرفت هاي صورت گرفته، به پشتیبانی از شهر مبادرت نموده و روح و کالبد آن را حفظ نماید. لذا آشکار است که پژوهش هاي کاربردي در امور مربوط به ایمن سازي شهرها در برابر سوانح طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها خواهد شد (7 و 8). این سیاست ها بایستی با هدف توانمند سازي جامعه براي تاب آوري در برابر مخاطرات انتخاب شوند. در حالیکه طرح ها و برنامه هاي کاهش مخاطرات سنتی، بر پایداري و مقاوم سازي سیستم هاي کالبدي تمرکز داشته اند (9). از این رو، امروزه در سطح جهانی، تغییرات چشمگیري در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوري که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیري به افزایش تاب آوري در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. در این پارادایم جدید ،تغییر نگاه از واکنش پذیري و تک عاملی (دولت محور) به بازدارندگی و مشارکت است. این پارادایم رویکرد چندرشته اي دارد و برنامه ریزي با جامعه را به برنامه ریزي براي جامعه ترجیح می دهد( 10).
با همه این اوصاف در روند تحقیقات صورت گرفته در سالیان اخیر، دلایل متعددي باعث شده است تا مدیران به فراست دریابند که برنامهریزي به شکل سنتی دیگر قادر به حل مشکلات بسیار پیچیده و روز افزون فعالیتها و محیط شدیداشدیداً متغیر و متلاطم جهان امروز خصوصا در مجموعه شهرهاي بزرگ نخواهد بود( 11).
به طور خلاصه مروري بر ادبیات نظریههاي گذشته نشان میدهد که یک شکاف بزرگ در رویکردهاي مدیریت سوانح براي استقرار و تهیه مدل هاي موثر براي مقابله با سوانح دامنه دار و شدید وجود دارد( 12). در نتیجه مباحثه و استدلال براي برنامهریزان سانحه جهت تنظیم و اتخاذ یک نظریه برنامهریزي، هنگامی که براي سوانح برنامه ریزي میکنند، توجیه پذیر به نظر میرسد .اما توجیه پذیري این مساله هنگامی نمود می یابد که ضرورت موضوع به صورت شفاف مشخص گردد. بر همین اساس چهار دلیل عمده براي ضرورت تبیین مدل (نظري) برنامهریزي مدیریت سوانح طبیعی میتوان ذکر کرد که عبارتند از( 13):
به کمک مدل میتوان روابط پیچیده را به سادگی شناسایی کرد. زیرا مدل روابط بین اجزاي اصلی را نشان داده و در شرایط وقوع سانحه که حوادث به گونهاي زنجیر وار و در زمانی اندك روي میدهند، این موضوع از اهمیت ویژهاي برخوردار است؛
در مقایسه با شرایط واقعی، یک مدل مفهومی میتواند به شناخت بهتر شرایط موجود منجر شود و در نتیجه میتواند از طریق آسان کردن فرآیند برنامهریزي، پروژههاي گسترده مدیریت سانحه را به انجام برساند؛
در دسترس بودن مدل مدیریت سانحه، عنصر اساسی در تعیین میزان وقایع بحرانی است. به عبارت دیگر طراحی مدلی براي مدیریت سانحه، یکی از ارکان اصلی در توصیف حوادث و وقایعی است که در مراحل مختلف چرخه مدیریت بحران روي میدهند؛
مستند شدن مدل برنامهریزي مدیریت سانحه کمک میکند تا الگویی براساس شناخت تمامی عوامل درگیر پایهریزي شود. همچنین ،مدل مدیریت سانحه باعث انسجام شده و تلاشهاي امدادي و بازیابی را بهبود میبخشد.
بدین ترتیب، برنامهریزي مدیریت سوانح طبیعی به یک نظام قاعدهمند و داراي یک رویکرد و مدل مناسب نیازمند است؛ که تا حد زیادي احتمال پیامدهاي منفی بحران را کاهش دهد. روند شکل گیري مدل هاي مختلف در گستره تاریخی آن گام به گام مورد نقد قرار گرفته و رهیافتی جدید شکل گرفته و هر کدام با توجه به رخدادهاي تاریخی مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته اند. چیزي که مد نظر می باشد، توجه به این مساله است که الگوهاي اخیر صنعت مدیریت بحران مسیري بس طولانی را پیموده و حاصل تجربیات محققین مختلف بوده است. اما از طرفی انتقاداتی بر مدل هاي شکل گرفته صورت پذیرفته است.
الکساندر1 معتقد است، رویکردها و مدلهاي مربوط به برنامهریزي و مدیریت سوانح با توجه به عوامل زیر بهبود و پیشرفت زیادي نداشتهاند. مرگ و

1 Alexander
میر ناشی از سوانح علیرغم بهبود و پیشرفت روشهاي کاهش خطر، کاهش نیافته است. همچنین انتقال فنآوري در مقیاس بزرگ رخ نداده است و از سویی امدادرسانی در سوانح به میزان کافی با کاهش خطرات و پیشرفتهاي اقتصادي ترکیب نشده است( 14).
اصغر2 و همکاران معتقدند مدلها و رویکردهاي مطرح شده تا کنون، محدودیتهایی دارند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد( 15):
طراحی بیشتر مدلها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه است که عبارتند از: پیشگیري، کاهش، واکنش و بازیابی؛
هیچ مدل و رویکردي وجود ندارد که فعالیتهاي عمده و اصلی مدیریت سانحه را در یک چارچوب قرار دهد؛
مدلهاي ارایه شده، شرایط محیطزیستی را که ممکن است شدت سانحه را تحت تاثیر قرار دهند در نظر نمیگیرند. محیطزیست در این مدلها تنها به عنوان گروهی دیگر از سوانح درنظر گرفته میشود؛
برخی از مدلها نمیتوانند توصیفی فراگیر از اقدامات مدیریت سانحه در قالب یک الگو ارایه دهند. علاوه براین، ترتیب فعالیتها
(اگر وجود داشته باشد) منطقی نیست؛
ارزیابی و تحلیل اطلاعات و دادههاي مربوط به یک سانحه اجزا و عناصر بسیار مهم و ضروري براي کاهش سوانح آینده است. مدل-هاي موجود توجه چندانی به تحلیل و ارزیابی ندارند.
اما رویکردهاي جدید نسبت به بحران آن را پارادوکسی از تهدید و فرصت می دانند( 16). سیگر3 و همکاران معتقدند اصطلاح بحران نوعی حس تهدید، فوریت و ویرانی، آن هم در مقیاس بزرگ (شهري) را به ذهن متبادر می کند و براي یک حادثه غیر معمول به کار می رود که در آن سطح خطر، آسیب و فرصت بسیار بالاست( 17). جهت نظم دهی به مدل هاي موجود، اصغر و همکاران در سال 2006 دسته بندي از انواع مدل هاي موجود را در ادبیات موضوع ارایه نمودند. ایشان مدلهاي متفاوت مدیریت سوانح را به چهار گروه اصلی مدلهاي منطقی4، یکپارچه5، علیتی6 و سایر مدلها طبقه بندي کردند( 15).
در مدلهاي منطقی، تعریف سادهاي از مراحل و سطوح بحران ارایه شده و به وقایع اساسی و فعالیتهایی که در مقابله با سوانح انجام میگیرد ،تاکید میشود. مدلهاي یکپارچه، مراحل یک سانحه را بر حسب تکامل تدریجی اقداماتی که در جریان آن سانحه صورت میگیرد، مانند پروژههاي راهبردي و نظارت، نشان میدهند. در این مدلها، واحدها براساس وقایع و عملیاتی که در جریان سانحه روي میدهند به یکدیگر مرتبط شدهاند .مدلهاي علیتی، مدلهایی هستند که براساس مراحل و سطوح بحران و سانحه طراحی نشدهاند، بلکه در آنها به علتهاي زمینهاي سوانح تاکید شده است. آخرین گروه، گروهی است که سایر مدلها در آن جاي میگیرند و در مقایسه با مدلهاي چهار گروه قبلی از اهمیت کمتري برخوردارند .
به طور خلاصه می توان بیان کرد که نویسندگان مختلف مدیریت بحران را یک فرآیند چند مرحله اي متصور شده اند و هر یک به صورتی سعی در ارایه مدلی بر همین اساس بوده اند. مدل هاي ارایه شده لجام گسیخته و هر یک بر اساس نیازي پاي به عرصه مدیریت سانحه نهاده اند به طوري که تحقیقات جامعی در خصوص ساختار مدل هاي پیش از آن صورت نگرفته است.
لذا هدف از این تحقیق، تحلیل مدل هاي مدیریت سانحه با استفاده از ابزاري قدرتمند در زمینه علوم اجتماعی تحت عنوان تحلیل مضمون می باشد. در این راستا ابتدا نظریه ها، رویکردها و مدل هاي مختلف ارایه شده در زمینه سوانح طبیعی بررسی شده و معیارها و پارمترهاي مهم و موثر در هر یک از مدل ها شناسایی خواهد شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، گونه (مدل) هاي ایدهآل مدیریت سانحه تبیین خواهد شد .
2- روش تحقیق و فرآیند پژوهش
به منظور تحلیل مدل هاي مدیریت سانحه که در سطوح مختلف بتوان از آن بهره گرفت استفاده از خردمایه دانش موجود در حوزه مدیریت، مبناي این پژوهش قرار گرفته است. براي غلبه بر پیچیدگیها و ناهماهنگیهاي مفهومی که در بادي امر در میان مدلها به چشم میخورد، رویکرد کیفی و آمیختهاي از روشهاي تحلیل مضمونی، طبقهبندي و گونه شناسی استفاده شده است. تحلیل مضمونی، راهبرد تقلیل و تحلیل دادههاست که با آن دادههاي کیفی تقسیمبندي، طبقهبندي، تلخیص و بازسازي میشود. تحلیل مضمونی، اصوًلاً راهبردي توصیفی است که یافتن الگوها و مفاهیم مهم را از درون مجموعه دادههاي کیفی تسهیل میکند( 18). تحلیل مضمونی، مهارتی براي کاستن از حجم انبوه دادهها و مدیریت بر آنها بدون از دست دادن زمینه است که از آن به منظور نزدیک شدن به دادهها و غوطهور شدن در آنها و سازماندهی و تلخیص و متمرکز نمودن تفسیر استفاده میشود( 19). تحلیل مضمون، صرفاً روش کیفی خاص نیست بلکه فرآیندي است که می تواند در اکثر روش هاي کیفی به کار رود .
طبقهبندي در تحقیق نیز، بسیار ریشهدار و زیربنایی است و براي علوم اجتماعی، نقش پایهاي دارد. طبقهبندي در سادهترین شکل یعنی چینش

Asghar
Seeger
Logical Models
Integrated Models
Cause Models
منظم موجودیتها در گروهها یا دستههایی بر مبناي مشابهت آنها با یکدیگر. به زبان آمار، در طبقهبندي عموماً به دنبال حداقل کردن مغایرت درونگروهی و حداکثر کردن مغایرت بین گروهی هستیم. بنابراین، هر گروه در درون خودش تا حد امکان، همگون اما با گروههاي دیگر تا حد امکان، ناهمگون و متمایز (بدون هم پوشانی) خواهد بود( 20).
گونهشناسی، نظام پیچیده و مترقی ذخیره و بازیابی اطلاعات است که امکان نظمدهی، مقایسه و دستهبندي مصادیق مختلف پدیده مورد مطالعه را بدون از دست دادن غناي محتوایی و تنوع موجود در گونهها فراهم میکند( 21). گونهشناسیها عموماً چند بعدي و مفهومی( 20) و یکی ازمحبوبترین قالبهاي نظریه هستند؛ اما اغلب به درستی فهمیده نشدهاند. یکی از دلایل محبوبیت گونهشناسیها این است که چارچوبی ساده براي توصیف پدیدههاي پیچیده فراهم میکنند( 22). اگرچه گونهشناسی، فرآیندي ذهنی و خلاقانه است که روش مشخصی ندارد اما بیلی، شیوه-اي را براي گونهشناسی طرح کرده است. در این شیوه براساس ویژگیهاي نمونهاي ایدهآل میتوان گونهشناسی کامل را ایجاد کرد. این فرآیند را که مبتنی بر بسط ابعاد نوع ایدهآل است، تکثیر گویند. در این فرآیند با ضرب ابعاد و ویژگیهاي گونه ایدهآل در یکدیگر و انتخاب ترکیبهاي مختلفی از آنها، به گونههاي دیگري دست مییابیم که گونههاي میانی نام دارد. گونههاي میانی هرچند مانند گونه ایدهآل کامل نیستند اما با عرضه همه حالتهاي ممکن پدیده، با رویکردي قیاسی، در شناخت و تبیین واقعیت آن راهگشا هستند( 20). لذا با توجه به قابلیت روش هاي اشاره شده در تحلیل مضامین در این تحقیق از این روش ها جهت دستیابی به اهداف مطالعه استفاده شده است.
بر اساس روش هاي ذکر شده، گام اول این پژوهش، گردآوري مدلهاي مدیریت سانحه است که با مطالعات کتابخانهاي و جستوجو در پایگاههاي اطلاعاتی گوناگون انجام گرفته است. مدلهاي مختلفی که از مقالات و کتب گوناگون به دست آمد در نگاه نخست ،فاقد انسجام بود. هر مدل از زاویهاي به مدیریت سانحه مینگریست و نوعی پراکندگی و آشفتگی بر جمع مدلها حاکم بود. بنابراین، ضروري می نمود که براي نیل به فهم بهتر مدیریت، اجزاي تشکیل دهنده آن و روابط آنها با هم و نیز تفسیر تفاوت میان مدلهاي موجود، آنها را دستهبندي کرده و گونهشناسیاي از مدلهاي مدیریت سانحه عرضه کنیم. چنین تلاشی در ادبیات نظري و مطالعات صورت گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2003 (15) انجام گرفته که مبناي تحقیق قرار گرفت و در ادامه به بسط و توسعه آن پرداخته شد که می توان آن را سهم نظري این تحقیق به شمار آورد. این گونه-شناسی در نقد و بررسی تکتک مدلها، یافتن قوتها، ضعفها و خلاءهاي پژوهشی و نیز دستیابی به مدلی جامع بسیار راه گشا و سودمند است.
در گام دوم از فرآیند تحقیق، تحلیل مدلها در دستور کار قرار گرفت و بدین منظور از روش تحلیل مضمونی استفاده شد. این مرحله علاوه بر عرضه شبکه مضامین که تصویر کلان و نسبتاً جامعی از عناصر اصلی مدیریت سانحه را در بر دارد، مقدمهاي است براي گونه شناسی و طبقهبندي مدلها. نتایج کدگذاري توصیفی و تفسیري در جداول 1، 2 و 3 ارایه شده است.
گام سوم، گونهشناسی است. پس از تحیل مدلها، مضامین محوري شناسایی شده و از آنها به مثابه ساختهاي نظري براي صورتبندي جدول گونهها استفاده میشود. با ضرب ساختهاي نظري در یکدیگر و شناخت ترکیبهاي مختلف آنها، همه گونههاي ممکن، ایجاد و نامگذاري می-شود. سپس از طریق مقایسه و تطبیق مدلها با گونهها، مدل ها طبقهبندي میشوند (جداول 4 و 5). گام نهایی تحقیق، شناسایی و تبیین گونه ایدهآل می باشد. در واقع، گونه ایدهآل شناسایی شده، پشتوانه نظري جهت استفاده در مدیریت سانحه خواهد بود. شکل 1 فرآیند انجام تحقیق به منظور ارایه گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه را نشان می دهد.
3- چارچوب نظري تحقیق
براي یافتن مدلهاي مدیریت سانحه، براساس واژههاي مختلفی شامل چرخه مدیریت سانحه، بحران و … جستوجو شد. بیشتر مقالات، اسناد موجود و قابل دسترس مطالعه شد و در هیچ مقاله یا کتابی، مجموعه جامعی از این مدلها یافت نشد به جز تحقیق انجام گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2006 که به دسته بندي مدل ها پرداختهاند( 15) که مبناي مطالعه حاضر نیز قرار گرفت. همانطور که اشاره شد ایشان مدل هاي مدیریت سانحه را به چهار گروه اصلی مدلهاي منطقی، یکپارچه، علیتی و سایر مدلها طبقه بندي کردند.

شکل 1- فرآیند پژوهش به منظور دستیابی به گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه

اما برخی از مدل ها که با استفاده از تلفیقی از انواع مدل ها ارایه شده اند، در هیچ کدام از گروه هاي اشاره شده جاي نمی گیرند. بنابراین در تحقیق حاضر یک گروه دیگر تحت عنوان مدل هاي ترکیبی پیشنهاد شده است. این گروه به ترکیبی از مدل هاي منطقی، یکپارچه و علیتی اشاره دارد. به عنوان مثال در مدل کانی هم از ساختار گروه منطقی و هم یکپارچه استفاده شده است. لذا می توان انواع مدل هاي مدیریت سوانح را به صورت زیر طبقه بندي کرد( شکل 2).
دسته اول مدل هاي منطقی می باشند که مدل سنتی7 مدیریت سوانح یکی از مدلهاي منطقی شناخته شده و رایج میباشد. در این مدل ،فرآیند سنتی مدیریت سانحه شامل سه مرحله پیش از وقوع سانحه، مرحله هنگام وقوع سانحه و مرحله پس از وقوع سانحه است. مرحله اول شامل فعالیتهایی چون پیشگیري، کاهش خطرات و اثرات مخرب سوانح و آمادگی است، در حالیکه مرحله دوم شامل فعالیتهاي مرتبط با واکنش و پاسخگویی و مرحله سوم شامل فعالیتهایی مانند بازیابی، بازسازي و توسعه است (23).
دسته دیگر از مدلها، مدلهاي یکپارچه میباشند( شکل 2). یک مدل یکپارچه مدیریت سانحه، ابزاري جهت سازماندهی فعالیتهاي مرتبط به منظور تضمین اجراي موثر و اثربخش آنها است و چهار مولفه ارزیابی خطر، مدیریت ریسک ،کاهش خطر وآمادگی را میتوان براي آن شناسایی کرد.
مدل منیتوبا8 یکی از مدلهاي معروف مدلهاي یکپارچه میباشد. این مدل در مجموع از شش عنصر مستقل تشکیل شده که عبارتند از برنامه راهبردي، ارزیابی مخاطرات، مدیریت ریسک، کاهش (خطر)، آمادگی، پایش و ارزیابی. هر عنصر داراي حدودي میباشد و شامل مجموعهاي از فعالیتها و فرآیندهاي مربوطه است (24). مزیت و ویژگی این مدل، برقراري تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیري، به منظور پاسخ مناسب به نیازهاي خاص سانحه است. این مدل ارتباط تنگاتنگی میان فعالیتهاي مدیریت ریسک و مخاطرات برقرار کرده است. اما در برقراري پیوندي ناگسستنی بین چهار مرحله مدیریت سانحه که عناصر مهمی در فرآیند مدیریت سوانح محسوب میشوند نا موفق بوده است.

Traditional Model
Manitoba
شکل 2- طبقهبندي مدلهاي مدیریت سوانح (با اقتباس از Asghar et al., 2006)

دسته سوم از مدلها، مدلهاي علیتی هستند. مدل کرانچ9 یکی از این مدلها میباشد که چارچوبی براي درك علل سانحه ارایه میکند (23، 25، 26، 27 و 28). این مدل بر پایه این اعتقاد طراحی شده که عواملی وجود دارند که بر میزان آسیب پذیري در برابر سوانح تاثیر گذار هستند. در این مدل، از این عوامل تحت عنوان اجزاي در معرض خطر نام برده میشود مانند جان و مال انسانها، محیطزیست، زیرساختها و … که این عوامل خود تحت تاثیر شرایط آسیب پذیر هستند. شرایط آسیب پذیر نیز خود نشات گرفته از فشارهاي وارده بر پیکره یک جامعه است. در این مدل پیشرفت آسیب پذیري یک جامعه نمایان شده و علل اساسی که منجر به عدم تامین نیازها و خواستههاي مردم میشوند، شناسایی میشوند. سپس با تخمین فشارهاي دینامیک و شرایط ناامن مدل ادامه مییابد.
دسته چهارم از مدل هاي شکل گرفته گروه ترکیبی می باشد که در آن از اجزاي گروه هاي منطقی، یکپارچه و علیتی به منظور ارائه مدل بهره گیري شده است. به عنوان مثال می توان به مدل کانی اشاره نمود که از تلفیق ویژگی هاي سه گروه اشاره شده ساخته شده است.
و در نهایت گروه پنجم با عنوان سایر گروه ها مورد بررسی قرار می گیرد که در ساختار آن از ویژگی هاي هیچ از یک گروه هاي اشاره شده استفاده نشده است. به طور مثال ابراهیم و همکاران در سال 2003، یک مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه کردند (29).
جزئیات این مدل توسط شالوف10 و همکاران در سال 2003 و همچنین ابراهیم و همکاران در سال 2003 مطرح شده است (30 و 31). این مدل از هشت مرحله تشکیل شده است: 1- روي دادن خطا ،2- انباشت خطاها ،3- اخطار ،4- شکست اصلاحات، 5- سطوح محتمل الوقوع سانحه، 6- شروع حوادث، 7- مرحله اضطراري و 8- سانحه.
مدلهاي مطرح شده تا کنون، رابطه میان فازهاي متفاوت فرآیند مدیریت سانحه را نشان میدهند. از مطالعه این مدلها میتوان نتیجهگیري کرد که بیشتر آنها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه میچرخند که عبارتند از: پیشگیري، کاهش، واکنش و پاسخ و بازیابی. چنین مدلهایی براي پوشش تمامی جوانب دامنه مدیریت سانحه طراحی نشدهاند و محدودیتهایی دربر دارند. به عبارت دیگر در احصاي مدلهاي مدیریت سانحه، اجماعی در میان دانشمندان و محققان این حوزه وجود ندارد و هر منبعی به تعدادي از مدلها اشاره کرده است. در این مقاله تلاش شده است تا همه مدلهاي مناسب، جمع و تحلیل شود. مساله دیگر این مسیر، این بود که حیطه خطر، مدیریت ریسک و مدیریت سانحه در ادبیات موضوع از هم تفکیک نشده و به جاي هم استفاده شده است و هر کدام از زاویه اي به موضوع نگریسته است. با این وصف، مدل هاي مختلف هر کدام بخشی از نیازهاي شرایط اضطرار را در نظر گرفته و کمتر مدلی به صورت جامع به تفسیر موضوع پرداخته است. بطور مثال مدل کیمبرلی توجهی صرف به فرآیند عملیاتی سانحه داشته و مدل پاکادا به ارزیابی خطر تمرکز نموده و برخی از مدل ها نظیر مدل باس و همکارانش به فرآیند مدیریت و مدیریت ریسک به صورت ترکیبی پرداخته اند. بنابراین و با در نظر گرفتن قیود پیش گفته، معیارهاي طرد و شمول شکل گرفت و مدلهاي یافت شده در طول تحقیق در چند مرحله با توجه به این معیارها، پالایش شدند. مدلهایی که منحصراً به سنجش هر یک از مولفه ها پرداخته بوده اند از همدیگر تفکیک شد. از آنجا که مقاله، گنجایش طرح و توضیح تک تک مدلها به همراه نماي نموداري آنها را ندارد، در این بخش مشخصات کلی آنها شامل نام و منبع آن اشاره شده است .نتیجه اولین گام از روش تحلیل مضمونی که همان کد گذاري توصیفی و به عبارت دیگر مضامین اولیه تحقیق است، پس از بررسی عناصر مدل هاي اشاره شده بدست آمد. بدین ترتیب، عناصر هر مدل، به عنوان مضامین اولیه شناخته شدند. از میان مدل هاي منطقی، یازده مدل چرخه مدیریت سانحه (سنتی) (32)، مدل مدیریت سانحه (انبساطی – انقباضی) (33)، مدل چهار مرحله اي سانحه کیمبرلی11 (33)، مدل چهار مرحله اي سانحه توسکالوزا12 (34)، مدل دایره اي سانحه (حلقه اي) (13)، مدل چرخه اي لیچات13 (35)، مدل پنج مرحله اى میتراف و پیرسون14 (36)، مدل پلکانی گوپتا15 (37)، مدل میتراف (38)، مدل دو بخشى مدیریت بحران
(39) و ساختار مدل کوه یخ (40) شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. از بین مدل هاي یکپارچه هفت مدل یکپارچه منیتوبا (24)، مدل
چهار مرحله اي (خطی) مک کانکى16 (41)، مدل یکپارچه ویچسل گارتنر17(42)، مدل یکپارچه مو و پاتاراناراکول18 (43)، مدل

crunch
Shaluf
Kimberly
Tuscaloosa
Lechat
Mitroff and Pearson
Gupta
McConkey
Weichselgartner
Moe and Pathranarakul
یکپارچه کاهش آسیب پذیري مک انتایر19 و همکاران (44)، مدل پیازى (45) و چرخه دمینگ (46) شناسایی و تحلیل شد. سپس مدل هاي علیتی مورد بررسی قرار گرفتند و چهار مدل علیتی کرانچ (23)، مدل علیتی فشار و رهایی (47)، مدل رسیدگى جامع فینک20 (48)
و مدل شش مرحله اي لیتل جان21 (49) در این دسته از مدل ها مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس پنج مدل پیش فعال مدیریت ریسک (50)، چارچوب مدل مدیریت ریسک سانحه (51)، مدل مدیریت ریسک (52 و 53)، مدل چرخی شکل مدیریت بحران (54) و مدل جامع کانی22 (55) به عنوان مدل هاي ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نیز از میان سایر مدل ها که در هیچ یک از گروه هاي اشاره شده قرار نداشتند شش مدل ابراهیم و همکاران (30 و 31)، مدل گنزالس هررو و پرات23 (56)، مدل فینک (48 و 57)، الگوي واکنشی استاتویل24 (58)، مدل پاکادا (بتکده) (59) و مدل هشت پا (60) شناسایی و تحلیل شدند.
یافته ها و نتایج
گام دوم از فرآیند پژوهش، تجزیه و تحلیل مدلهاست. در این مرحله با استفاده از روشی تحلیل مضمونی سعی شد مضامین هر مدل، استخراج و دستهبندي شود. این روش، مستلزم طی سه مرحله است. در مرحله نخست یعنی کد گذاري توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه -که همان ویژگیهاي تکراري و متمایز در متن هستند- شناخته شد. سپس در مرحله کد گذاري تفسیري، مضامین پایه در سه دسته طبقهبندي شد که آنها را مضامین سازمان دهنده (محوري) گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر می گیرد (61).
مضامین محوري که در مرحله کد گذاري تفسیري به دست آمد عبارت است از: ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات که به همراه مضامین پایه ذیل آنها در جداول 1، 2 و 3 به تفصیل ذکر شدهاند.

4-1- مولفه هاي ارزیابی خطر
ارزیابی خطر یعنی مجموعه اقدامات مدیریتی اعم از برنامه ریزي و کنترل به منظور کاهش تبعات فعالیت هاي انسانی خطرزا که منجر به تلفات جانی و خسارات اجتماعی، اقتصادي و محیط زیستی می تواند گردد. با توجه به مفهوم مذکور از میان مدلهاي احصاء شده براي مدیریت سانحه، تعدادي از مدلها بر عوامل موجود و مفهوم ارزیابی خطر تاکید میکنند. این عوامل، به طرق مختلف در عملکرد و چرخه بحران تاثیر میگذارند. در واقع، ریشه عملکرد خوب مدیریت را میتوان در این موارد جست و جو کرد و عملکرد ضعیف را هم میتوان به این عوامل نسبت داد. لذا میتوان گفت که این مدلها، بعد چرایی را تبیین میکنند و در شناخت علل وضع موجود و نیز طراحی وضح مطلوب موثرند؛ زیرا بدون شناخت زمینهها و محركها نمیتوان براي تحول و بهبود، تصمیمگیري و برنامهریزي کرد. مجموعه عواملی که در مدلها با عنوان تعیین کنندهها و یا پیش رانهاي ارزیابی خطر آمده است در جدول 1 گردآوري و تعداد تکرار آنها در مدلهاي مختلف، مشخص شده است.

جدول 1- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي ارزیابی خطر
تکرار مدل ها مولفه
7 مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا سنجش در معرض خطر قرار گیري
7 مدل مک انتایر و همکاران، مدل فشار و رهایی، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل رسیدگی جامع فینک، مدل ابراهیم و همکاران، مدل فینک شناسایی خطر
7 مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل کرانچ، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل فینک تحلیل خطر
9 مدل منیتوبا، مدل مک انتایر و همکاران، مدل کرانچ ،مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل ویچسل گارتنر، مدل فشار و رهایی ،مدل ابراهیم و همکاران برآورد آسیب پذیري

McEntire
Fink
Littlejon
Cunny
González-Herrero and Pratt
Statoil
4 مدل منیتوبا، مدل مک کانکى، مدل چرخی شکل، مدل کانی ارزیابی منابع

4-2- مولفه هاي مدیریت ریسک
هدف مدیریت ریسک را می توان به طور کلی ارزیابی (جمع آوري، دسته بندي، تجزیه و تحلیل) اطلاعات در رابطه با خطرات به منظور برنامه ریزي و سازماندهی موثر منابع مورد نیاز براي بازسازي و ایجاد تعادل در توان عملیاتی سازمان یا شهر پس از وقوع سانحه دانست (62).
مدیریت ریسک البته رویکرد جدیدي می باشد که در حوزه بحران به تازگی جایگاه مناسبی پیدا کرده و کم کم بر رویکرد سنتی مدیریت بحران چیره گردیده است و در پاره اي موارد نیز هم گام با آن سعی در حل مشکلات و تکمیل سیر پیشرفت موضوع حاضر دارد. مجموعه عواملی که در مدلهاي مدیریت سانحه به عنوان نتایج، ابعاد و یا معیارهاي مدیریت ریسک احصاء شده است در جدول 2 گردآوري و میزان تکرار آنها در مدل-هاي مختلف ارایه شده است.

جدول 2- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي مدیریت ریسک
تکرار مدل ها مولفه
6 مدل دو بخشی، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کرانچ، مدل فشار و رهایی، مدل استاتویل، مدل اختاپوس زمینه ریسک
6 مدل میتراف، مدل دوبخشی، مدل مک کانکی، مدل کرانچ، مدل چرخی شکل، مدل کانی شناسایی ریسک
9 مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل یاس و همکاران، مدل کانی، مدل اختاپوس تحلیل ریسک
6 مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل لیتل جان، مدل کانی، مدل استاتویل برآورد ریسک
11 مدل دو بخشی، مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران، مدل استانویل، مدل کانی، مدل فینک کاهش (کنترل) ریسک
2 مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک

4-3- فرآیند مدیریت عملیات
برخی مدلها به مراحل مختلفی اشاره کردهاند که باید براي مدیریت سانحه به صورت پی درپی طی کنند. این مدلها را در ادبیات مدیریت سانحه، مدلهاي فرآیندي می نامند. عناصر فرآیندي این مدلها داراي توالی و نظم منطقی است که جداسازي آنها از هم و اولویتبندي آنها بر اساس میزان تکرار، روح فرآیند و ترتیب مراحل آن را از میان خواهد برد. بنابراین با مقایسه مستمر مدلها با یکدیگر، مضامین فرآیندي مستخرج از آنها با منطقی ترتیبی که از خود مدلها اخذ شده، در جدول 3 ارایه شده است.

جدول 3- شاخصهاي شناسایی شده در رویکردهاي مدیریت عملیات
تکرار مدل ها مولفه
10 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کلی، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی پیشگیري
13 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا ،مدل کلی، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران ،مدل مو و پاتاراناراکول کاهش اثر
15 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون ،مدل میتراف، مدل کوه یخ، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کانی آمادگی
17 مدل چرخی شکل، مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل دو بخشی ،مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل مو و پاتاراناراکول واکنش/پاسخگویی
17 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون ،مدل گوپتا، مدل میتراف، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی ،مدل مو و پاتاراناراکول بازیابی25
(بازسازي26/ بازتوانی27)
8 مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل میتراف، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل کانی یادگیري/ توسعه

4-4- شبکه مضامین
یکی از ابزارهاي تحلیل مضمونی، ترسیم شبکه مضامین است که ساختاردهی و تصویرسازي از مضامین را تسهیل میکند و هدف از آن، ادراك موضوع یا کشف معناي ایده است (63 و 64). براساس مضامین پایهاي و سازماندهنده (محوري) که از تحلیل مدلها به دست آمد، شکل 3 توسعه یافت و شبکه مضامین ترسیم شد.

Recovery
Reconstruction
Rehabilitation

شکل 3- شبکه مضامین مدیریت سانحه
5- گونهشناسی مدلها
همانگونه که در بیان مساله اشاره شد، تفاوتها و برخی تضادهاي مدلهاي مختلف مدیریت سوانح منجر به پیچیدگی این سازه مفهومی و ایجاد آشفتگی نظري و سردرگمی عملی شده است. بیلی ادعا میکند که گونهشناسی خوش ساخت میتواند در ایجاد نظم در محیط آشوبناك و کاهش پیچیدگی بسیار اثربخش باشد. شاید هیچ ابزار دیگري چنین قدرتی در سادهسازي زندگی براي دانشمندان علوم اجتماعی نداشته باشد (20).
بر اساس تحلیل مضمونی مدلها میتوان نتیجه گرفت که مدل مدیریت سانحه داراي سه مولقه یا عنصر اصلی می باشد؛ این عناصر همان مضامین سه گانه سازمان دهنده هستند که عبارتند از: مولفه هاي ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید این سه عنصر را دربرگیرد که آن را گونه ایدهآل گویند. بدین ترتیب با الهام گرفتن از شیوه بیلی در ساخت گونهشناسی میتوان از وجود یا عدم وجود هر یک از این سه عنصر در کنار یکدیگر هشت گونه ممکن را شناخت. کاملترین گونه، در بردارنده تمامی ویژگیهاست که بیلی آن را گونه معیار می نامد و ناقصترین نوع، فاقد همه ویژگیهاست. این دو گونه را که در دو سر طیف قرار دارند، گونههاي قطبی و سایر خانههاي جدول را گونههاي میانی گویند (20). این گونهها به مثابه سبدهاي مفهومی هستند که مصادیق (مدلهاي) مختلف را در خود جاي میدهد. گونه شناسی مدل ها در جدول 4 ارایه شده است.

جدول 4- گونهشناسی مدلهاي مدیریت سانحه (فاز یک)
مدلها گونه هاي ممکن مدیریت عملیات مدیریت
ریسک ارزیابی خطر
مدل دو بخشی ،مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر ،مدل چرخی شکل، مدل کانی ایدهآل 1-1-1
وجود: 1 وجود: 1 وجود: 1
مدل مک کانکی ،مدل کرانچ ،مدل فشار و رهایی ،مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران، مدل فینک دو بعدي 0-1-1 عدم: 0 مدل ابراهیم و همکاران دو بعدي 1-0-1 وجود: 1 عدم: 0 مک انتایر و همکاران ،مدل پیازى ،مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا تک بعدي 0-0-1 عدم: 0 مدل میتراف ،مدل مو و پاتاراناراکول، مدل دروازه توسعه استرالیا دو بعدي 1-1-0 وجود: 1 وجود: 1 عدم: 0
مدل چرخه دمینگ، مدل لیتل جان، مدل استاتویل ،مدل اختاپوس تک بعدي 0-1-0 عدم: 0 مدل سنتی، مدل انبساطی- انقباضی ،مدلرکیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل کوه یخ ،مدل زیمرمان و کاول تک بعدي 1-0-0 وجود: 1 عدم: 0 هیچ 0-0-0 عدم: 0
بنابراین براساس ترکیبهاي مختلف سه مضمون محوري، گونهشناسی کاملی ساخته شد که 7 گونه را در خود جاي میدهد. بر این اساس، مدل-هاي مدیریت سانحه را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: مدلهاي تک بعدي که سه گونه از جدول گونهشناسی را به خود اختصاص دادهاند و در آنها فقط به یکی از عناصر مدیریت جامع سانحه توجه شده است. مدلهاي دوبعدي که سه گونه دیگر را تشکیل میدهند و فراوانی مصداقی بیشتري نسبت به مدلهاي تک بعدي دارند و مدلهاي سه بعدي که تنها در یک گونه جاي گرفتهاند و آن، گونه ایدهآل است. یکی از کارکردهاي این گونهشناسی این است که با جمع کردن همه مدلها در کنار هم، امکان مقایسه آنها فراهم میشود.
پس از بررسی مدل هاي مذکور با توجه به ضرورت مطالعه زیر مولفه هاي تاثیر گذار مدیریت سانحه در هر کدام از مضامین محوري شناسایی شده ،در این بخش به بررسی زیر مولفه ها در بخش گونه ایده آل پرداخته شده است. زیر معیارهاي هر کدام از سه مضمون محوري ارزیابی خطر ،مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در جدول 5 ارایه شده است.

جدول 5- گونهشناسی مدلهاي مدیریت سانحه (فاز دو)
مدل هاي منتخب انواع مدل ها مدل کانی مدل چرخی شکل مدل ویچسل گارتنر مدل
منیتوبا مدل دو
بخشی ساختار جزئی ساختار
اصلی
* * * سنجش در معرض خطر قرار گیري ارزیابی خطر
* شناسایی خطر * * * تحلیل خطر * * * برآورد آسیب پذیري * * * ارزیابی منابع * زمینه ریسک مدیریت ریسک
* * * شناسایی ریسک * * * تحلیل ریسک * * * برآورد ریسک * * * * کاهش (کنترل) ریسک * پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک * * * * پیشگیري مدیریت عملیات
* * * کاهش اثر * * * * آمادگی * * * * واکنش/پاسخگویی * * * * بازیابی (بازسازي/بازتوانی) * * یادگیري/توسعه
با بررسی جداول مذکور می توان اظهار نمود که هر یک از مدل هاي ارایه شده به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه هاي تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. بر همین اساس مطالعات بیانگر این موضوع است که بررسی کاملی براي ارایه مدل هاي سانحه در گذشته صورت نگرفته است .در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوري ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات را در مدل خود وارد کرده اند؛ برخی از زیرمولفه هاي هر یک از سه مضمون را نادیده گرفته اند .
6- بحث و نتیجه گیري
همانطور که اشاره شد در اکثر مدل هاي ارایه شده تا کنون به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه هاي تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوري ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در مدل در نظر گرفته شده اند؛ برخی از زیرمولفه هاي هر یک از سه مضمون نادیده گرفته شده اند .مدل هاي سنتی، انبساطی- انقباضی، کیمبرلی، توسکالوزا ،کلی، لیچات، میتراف و پیرسون، کوپتا، کوه یخ ،زیمرمان و کاول گونه اي از مدل هاي تک بعدي هستند که فقط به ابعاد (معیارها و شاخصهاي) مدیریت عملیات توجه کردهاند. از این مدلها تنها براي بررسی فرآیند مدیریت میتوان استفاده کرد. مدلهاي فرآیندي غالباً دربردارنده نظمی منطقی و مراحلی متوالی هستند که اجراي ناقص یا غفلت از هر یک از آن مراحل، کل فرآیند را با مشکل مواجه میکند و مانع تحقق هدف نهایی یعنی بهبود عملکرد میشود .گونه دیگر مدلهاي تک بعدي، شامل مدل چرخه دمینگ، لیتل جان، استاتویل و اختاپوس می باشد که در آن توجه صرف به مدیریت ریسک شده است.
گونه سوم مدلهاي تک بعدي، عبارتند از مدل مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل گنزالس هررو و پرات و مدل پاکادا که در آن ارزیابی خطر مد نظر می باشد. شکل گیري این مدل ها ریشه در شناسایی عوامل موثر در آسیب پذیري دارد که موضوع حاضر یکی از مهم ترین بخش هاي مدیریت می باشد و شناخت و تجزیه تحلیل جامع این بخش در کاهش ریسک و مدیریت بحران نقش مهمی ایفا می کند.
در گونه دو بعدي که شامل مضامین ارزیابی خطر و مدیریت عملیات می باشد، تنها مدل، به ابراهیم و همکاران تعلق دارد. البته این مدل نیز در واقع از دو جزء تشکیل شده که یکی در درون دیگري جاي گرفته است. مرحله نخست از الگوي 8 مرحلهاي ابراهیم و همکاران، تعیین پیامدها می باشد که در نهایت با ایجاد شرایط اضطرار و سانحه ختم می شود. این مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه شده است.
در این مقاله، مدل 8 مرحله اي با الگوي سه مرحلهاي تحقیق، تلفیق و به عنوان مدلی دوبعدي ذکر شده است.
گونه دو بعدي دیگر که شامل مضامین مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است مشتمل بر مدلهاي میتراف، مو و پاتاراناراکول و دروازه توسعه استرالیا میباشد. این مدلها را میتوان مدلهاي مدیریتی عملکردي نامید؛ زیرا بدون اشاره به ارزیابی خطر، فقط به فرآیند و چگونگی مدیریت می پردازند. به عبارتی به نتایج عملکرد به عنوان حلقه آخر مدل و به بخش ارزیابی خطر که تعیین کنندههاي این نتایج هستند توجهی نشده است. به طور مثال در مدل میتراف که در سال 2000 عرضه شد بعد عملیاتی مدل مورد توجه بوده و ساختار آن در قالب مدیریت ریسک ارایه شده است و ویژگی خاص این مدل این موضوع می باشد که یک مدل پیش فعال است که اهمیت فراوانی به عنصر یادگیري می دهد.
در مدلهاي مک کانکی، کرانچ، فشار و رهایی، رسیدگى جامع فینک، باس و همکاران و فینک توجه در خوري به ارزیابی خطر و مدیریت ریسک شده و از این دو با عنوان توامندسازها و نتایج یاد شده است. در مدلهاي مذکور تنها حلقه مفقود از میان سه مولفه اصلی تحقیق، فرآیند یا مدیریت عملیات می باشد که این مدلها نیز در این دسته بندي (گونه دو بعدي) قرار میگیرند.
در نهایت، گونه هفتم که گونه معیار (ایدهآل) نام دارد، مدلهاي سه بعدي را دربر میگیرد. این مدلها را از این جهت که در بردارنده هر سه دسته از عناصر یعنی ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است میتوان مدل جامع مدیریت سانحه نامید. مدل دوبخشی مدیریت بحران، که هر چند در نماي کلی، با بررسی عواملی نظیر (پیشگیري، واکنش و بازسازي)، مدلی فرآیندي و عملیاتی است، اما در مرحله نخست فرآیند یعنی شناخت خطر با تاکید بر سنجش در معرض قرارگیري یک مدل چند بعدي می باشد و در نهایت نیز به بررسی ابعاد مدیریت ریسک (زمینه ریسک ،شناسایی ریسک، برآورد و کاهش آن) پرداخته است.
مدل منیتوبا در ابتدا مدل سه مرحلهاي سادهاي را عرضه میکند که به صورت پیوسته سعی در تجمیع مولفه هاي مدیریت جامع سانحه را دارد. مدل مذکور با بررسی کاهش اثر و آمادگی در حوزه مدیریت عملیات، تحلیل و کنترل ریسک در حوزه مدیریت ریسک و در نهایت تحلیل خطر ،برآورد آسیب پذیري و ارزیابی منابع در حوزه تحلیل خطر سعی در ارایه مدلی مناسب دارد. مزیت و ویژگی این مدل، برقراري تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیري، به منظور پاسخ مناسب به نیازهاي خاص سانحه است.
هدف کلی مدل ویچسل گارتنر، ارزیابی خسارت احتمالی و برنامه ریزي اقدامات آینده براي کاهش این خسارت میباشد. این مدل معتقد است که ارزیابی آسیب پذیري به تنهایی مخاطرات طبیعی را کاهش نخواهد داد. بنابراین مهم است که اقدامات انجام شده به طور مداوم مورد بررسی ،ارزیابی و بازنگري قرار گیرند. مدل مذکور نیز با بررسی مولفه هایی نظیر سنجش در معرض قرارگیري، تحلیل خطر و برآورد خطر در بخش اول ،پایش و اصلاح برنامه، کنترل ریسک، برآورد ریسک و تحلیل آن در بخش دوم، پیشگیري، کاهش اثر، آمادگی، واکنش و بازیابی در بخش سوم، سعی در ارایه مدلی جامع دارد.
مدل چرخی شکل نیز مدلی فرآیندي- عملیاتی محسوب میشود. اما با بررسی برخی مولفه ها نظیر ارزیابی منابع در حوزه ارزیابی خطر و شناسایی ریسک در بخش مدیریت ریسک میتواند یک نمونه از مدلهاي سه بعدي محسوب گردد.
اما در میان همه مدلهایی که در این تحقیق به آنها اشاره شد، فقط مدل کانی میباشد که به صورت جامعتر و کاملتري نسبت به بقیه به بررسی مولفهها پرداخته است و اکثر مولفههاي مد نظر در تحقیق به جز زمینه ریسک و پایش آن در حوزه مدیریت ریسک را پوشش داده است. کانی براي مدیریت سانحه چرخهاي ارایه نموده که در نوع خود یکی از کاملترین چرخه هایی است که در آن اقدامات مدیریتی و اجرایی که لازم است در سیر یک سانحه انجام گردد لحاظ شده است. در این چرخه نیز مراحل و زیر مرحله هاي متعددي وجود دارد که تفکیک مرز مشخصی بین آنها میسر نیست. ضمن این که گاه بر حسب نوع سانحه، تقدم و تاخر این مراحل تغییر کرده و گاه در بعضی از انواع آن تعدادي از این مراحل وجود ندارد. به عبارتی در ساختار این مدل از ترکیب مدلهاي منطقی، یکپارچه و علیتی بهره گیري شده است.
با این اوصاف روشن میشود که برخی صاحب نظران به مدیریت سانحه، تک بعدي نگریستهاند؛ حتی در بعضی از مدلهاي دو بعدي نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونه شناسی ارایه شده در این تحقیق نشان می دهد که با توجه به نوع ایدهآل، مدل جامع باید دربرگیرنده هر سه عنصر مذکور باشد .
به طور خلاصه مدل هاي مختلفی تاکنون جهت مدیریت سانحه ارایه شده است که هر کدام داراي نقاط قوت و ضعف می باشند. اما از آنجا که ابعاد سانحه در مکان هاي مختلف، متفاوت است، هر سازمان و بخش باید متناسب با اقتضائات و بر اساس چشم انداز، ماموریت، اهداف کلان و راهبردهاي خود، سطح عملکرد و ابعاد خود را تبیین کند و پس از آن به طراحی شاخصها و انتخاب مدل همت گمارد. لذا هر سازمان و بخش با توجه به منابع موجود در سطوح مختلف در مدیریت سانحه مبادرت به عمل می آورد و با توجه به عوامل آسیب پذیري اعم از اقتصادي و اجتماعی سعی در کاهش تبعات سانحه در فضاهاي مختلف کالبدي و غیره را دارد.
لذا بر اساس نتایج بدست آمده، جهت استفاده از این مدل ها ابتدا باید به سه سوال اصلی پاسخ داده شود که عبارتند از:
عوامل محیطی در مدل منتخب چه جایگاهی دارند؟
مضامین سه گانه مدیریت سانحه مطابق مدل ایده آل به چه شکلی در مدل منتخب پوشش داده شده است؟
جایگاه بازخورد در مدل منتخب چگونه لحاظ شده است؟
در هر حال با توجه به بررسی هاي صورت گرفته و مدل ایده آل، عامل محیطی در بخش هاي مختلف مدل، جایگاه و عاملی لاینفک می باشد و در هر سه سطح آن قابل بررسی می باشد. همچنین مدل هاي مختلف هر کدام رهیافتی را به منظور مدیریت سانحه ارایه نموده اند به طوري که نقش آن ها در سوانح گذشته مشهود می باشد. حال اینکه توجه صرف هر مدل به یک زمینه خاص، از توجه آن مدل ها به تمامی عوامل موثر در مدیریت جامع و موثر را باز داشته است. همچنین در بیشتر مدل هاي ارایه شده تا به امروز، جایگاه بازخورد به عنوان یک حلقه مفقود به فراموشی سپرده شده است و کمتر مدلی در زمینه سوانح بر این مساله توجه نموده و آن را یک گزینه موثر در نظر گرفته است. همچنین براساس مدل ایده آل کاملاً واضح می باشد که ارزیابی خطر، پیش نیاز مدیریت ریسک است نه جزئی از آن. بنابراین پیشنهاد می شود در راستاي بهبود مدل هاي موجود، در مرحله اول، به چشم انداز، ماموریت، اهداف و راهبردها توجه شده و با بررسی و تعمق در آنها، ابعاد و معیارهاي موثر در مدیریت جامع سانحه تعیین گردد. همچنین پیشنهاد می گردد در ادامه مطالعات به بررسی و امکان ارایه مدل دیگري با استفاده از مدل هاي موجود و تلفیق آن-ها پرداخته شود. به طوریکه این مدل جامع یا ایدهآل، کلیه عناصر و مضامین مدیریت سانحه را پوشش دهد به نحوي که امکان استفاده از این مدل با اعمال تغییراتی در مکانها و شرایط مختلف وجود داشته باشد.
منابع
.1 Adger, W.N. and Hodbod, J. (2014). Ecological and social resilience. In Handbook of sustainable development, G. Atkinson, S. Dietz, E. Neumayer, M. Agarwala, eds., Cheltenham, UK., Northampton, MA, USA, Section I, pp. 91-104.
.2 Kraas, F. (2008). Megacities as Global Risk Areas. In Urban Ecology: An International Perspective on the Interaction Between Humans and Nature, J. M. Marzluff, W. Endlicher, G.
Bradley, U. Simon, E. Shulenberger, M. Alberti, C. Ryan and C. ZumBrunnen, eds., Springer, LLC., 233 Spring Street, New York, NY10013, USA, Section V, pp. 583-596. See also URL http://www.springer.com.
.3 Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth
Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference
“Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
.4 Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice. The world Bank‚ pp 155.
.5 León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
6. جدلی، هلن( .1373). ایمنی مناطق شهري در برابر خطرات زلزله (ارایه ضوابط و راهبردهایی در زمینه برنامهریزي شهري، طراحی شهري، طراحی ساختمان). مجموعه مقالات هشتمین سمینار بینالمللی پیشبینی براي زلزله راهبردهاي مقابله با آثار زلزلههاي آینده، مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی ایران، صص 382-416.
.7 Chang, S. E. (2014). Infrastructure resilience to disasters. The Bridge, Vol 44: 36-41.
8. رضایی، محمدرضا.، سرائی، محمد حسین. و بسطامی نیا، امیر( .1395). تبیین و تحلیل مفهوم تاب آوري و شاخص ها و چارچوب هاي آن در سوانح طبیعی، فصلنامه دانش پیشگري و مدیریت بحران، دوره 6، شماره 1، صص 32-46.
.9 Laframboise, N. and Acevedo, S. (2014). Man versus Mother Nature. Finance and Development, Vol 51: 44- 47.
رفیعیان، مجتبی. و پارسائیان، عاطفه( .1394). سنجش الگوي فضایی ادراك خطر به تفکیک محله ها در شهر یزد. دو فصلنامه مدیریت بحران، دوره 4، شماره 2، صص 37-46.
برایسون، جان. ام( .1381). برنامهریزي استراتژیک براي سازمانهاي دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
.21 Mohapatra, R. (2009). Community Based Planning in Post-Disaster Reconstruction: A Case Study of Tsunami Affected Fishing Communities in Tamil Nadu Coast of India. A thesis presented to the University of Waterloo in fulfillment of the thesis requirement for the degree of Doctor of Philosophy in Planning, Waterloo, Ontario, Canada.
.31 Kelly, C. (1998). Simplifying Disasters: Developing a model for Complex Nonlinear Events. Proceedings of International Conference on Disaster Management: Crisis and Opportunity: Hazard Management and Disaster Preparedness in Australasia and the Pacific Region, Cairns, Queensland, Australia, pp. 25-28.
.41 Alexander, D. (1997). The Study of Natural Disasters, 1977-1997: Some Reflections on a Changing Field of Knowledge. Disasters, Vol 21 (4): 284-304.
.51 Asghar, S., Alahakoon, D., and Churilov, L. (2006). A Comprehensive Conceptual Model for Disaster Management. Journal of Humanitarian Assistance.
.61 Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
.71 Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
.81 Given, L.M. (2008). The Sage encyclopedia of qualitative research methods, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
.91 Mills, A, J., Durepos, G. and Wiebe, E. (2010). Encyclopedia of case study research, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
.02 Bailey, K.D. (1994). Typologies and taxonomies: An introduction to classification techniques, Sage University papers: Quantitative applications in the social sciences, No. 07-102. Thousand Oaks, CA, US: Sage Publications, Inc.
.12 Rich, P. (1992). The Organizational Taxonomy: Definition and Design, The Academy of Management Review, Vol 17 (4): 758-781.
.22 Doty, D.H. and Glick, H.W. (1994). Typologies as a Unique Form of Theory Building: Toward Improved Understanding and Modeling, The Academy of Management Review, Vol 19 (2): 230251.
.32 ADPC. (2000). Community Based Disaster Management (CBDM): Trainer’s Guide, Module 4: Disaster Management. Asian Disaster Preparedness Center (ADPC). Bangkok, Thailand.
.42 Manitoba-Health-Disaster-Management (2002). Disaster Management Model for the Health Sector: Guideline for Program Development. Version 1.
.52 Bankoff, G. (2001). Rendering the world unsafe: ‘Vulnerability’ as Western Discourse. Proceedings of International Work-Conference on Vulnerability in Disaster Theory and Practice, Wageningen.
.62 Heijmans, A. (2001). Vulnerability: A Matter of Perception. Disaster Management Working Paper 4/2001, Benfield Greig Hazard Research Centre University College of London.
.72 Cannon, T. (2004). At Risk: Natural Hazards, People’s Vulnerability and Disasters. Proceedings of the CENAT Conference, Switzerland.
.82 Marcus, O. (2005). A Conceptual Framework for Risk Reduction. World Conference of Disaster Reduction, Kobe, Japan.
.92 Ibrahim, M.S., Fakharu’l-razi, A. and Mustapha, S. (2003). Technological Disaster’s Criteria and Models. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (4): 305-311.
.03 Shaluf, I., Ahmadun, F., Rashid, S. and Saari, M. (2003). Fire Explosion at Mutual Major Hazard Installations: Review of a case History. Loss Prevention in Process Industries, Vol 16 (2): 149155.
.13 Ibrahim, M.S., Fakharu’l-razi, A. and Aini, M.S. (2003). A Review of Disaster and Crisis. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (1): 24-32.
.23 DPLG-2 (1998). Green Paper on Disaster Management: Chapter 2 and 3. Available:
http://www.local.gov.za/DCD/policydocs/gpdm/gpdm2-3.html.
.33 Kimberly, A. (2003). Disaster Preparedness in Virginia Hospital Center-Arlington after Sept 11, 2001. Disaster Management and Response, Vol 1 (3): 80-86.
.43 Tuscaloosa, EMA. (2003). Tuscaloosa County Emergency Management Cycle. Available: www.tuscoema.org/cycle.html.
.53 Lechat, M. F. (1990). The international decade for natural disaster reduction Background and objectives. Disasters, vol 14 (1): 1-6.
.63 Mitroff, I. and Pearson, C.M. (1993). Crisis Management: A Diagnostic Guide for Improving Your Organization’s Crisis-preparedness. Jossey-Bass Publishers, Pp: 139.
.73 Gupta, M. (2010).Afghanistan National Disaster Management Plan. UNDP.
.83 Mitroff, I. (2000). Managing Crises Before They Happen: What Every Executive Needs to Know About Crisis Management. AMACOM Publishers, Pp: 172.
39. حسینى، حسین. و جدى، مجید( .1385). مدیریت بحران با رویکرد امنیت عمومى. جلد اول، تهران: معاونت آموزش ناجا.
.04 Heinreich, H.W. (1941). Industrial Accident Prevention. New York and London.
.14 Mc Conkey, D. (1987). Planning for Uncertainty. Business Horizons Journal, Vol 30: 40-45.
.24 Weichselgartner, J. (2001). Disaster Mitigation: The Concept of Vulnerability Revisited. Disaster Prevention and Management Vol 10 (2): 85-94.
.34 Moe, T.L. and Pathranarakul, P. (2006). An integrated approach to natural disaster management. Disaster Prevention and Management, Vol 15 (3): 396 – 413.
.44 McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
.54 Mitroff, I., Shrivastava, P. and Udwadia, F. E. (1978). Effective CrisisManagement. Academy of Management Executive Journal, Vol 1 (4): 283-292.
.64 Aguayo, R. (1991). Dr. Deming: The American Who Taught the Japanese about Quality, Fireside. Touchstone Publishers, 304p.
.74 Blaikie, P., Mainka, S. and McNeely, J. (2005). The Indian Ocean Tsunami Reducing Risk and Vulnerability of Future Natural Disasters and Loss of Ecosystem Services. An Information Paper: The World Conservation Union (IUCN), Switerzerland.
.84 Fink, S. (1986). Crisis Management: Planning for the Inevitable. New York: American Management Association.
.94 Littlejohn, R. F. (1983). Crisis Management- A Team Approach, American Management Associations, New York.
.05 Australian Development Gateway. (2008). “The Disaster Risk Management Cycle.” http://www.developmentgateway.com.au/jahia/webdav/site/adg/shared/DRMC_Torqaid.pdf .15 Baas, S., Ramasamy, S., DePryck, J. D. and Battista, F. (2008). Disaster Risk Management Systems Analysis. A guide book, Rome.
.25 PDMCA. (2013). Badakhshan Provincial Disaster Management Plan, Provincial Disaster Management Committee, Islamic Republic of Afghanistan, National Disaster Management Authority.
.35 Zimmermann, M. and F. Stössel (2011). Disaster Risk Reduction in International Cooperation: Switzerland‘s Contribution to the Protection of Lives and Livelihoods. Swiss Agency for Development and Cooperation, Berne, Switzerland, 23 pp.
54. روشندل اربطانی، طاهر.، پورعزت، علی اصغر. و قلیپور، آرین( .1387). تدوین الگوى جامع فراگرد مدیریت بحران با رویکرد نظم و امنیت. فصلنامه دانش انتظامی، سال دهم، شماره دوم، صص: 63-80.
.55 Cuny, F. (1998). Principles of Management: Introduction to Disaster Management. Wisconsin: University of Wisconsin-Madison press.
.65 González-Herrero, A. and Pratt, C.B. (1996). An integrated symmetrical model for crisiscommunication management. Journal of Public Relations Research, 8 (2): 79-105.
.75 Penrose, J. M. (2000). The role of perception in crisis planning. Journal of Public Relations Review, vol 26 (2): 155-171.
.85 Statoil. (2013). The in Amenas Attack: Report of the investigation into the terrorist attack on In Amenas. Prepared for Statoil ASA’s board of directors. Statoil ASA.
.95 Okada, N. (2004). Urban Diagnosis and Integrated Disaster Risk Management. Journal of Natural Disaster Science, Volume 26 (2): 49-54.
.06 Shi, P., Xu, W., Ye, T., He, C., Wang, J. and Li, N. ‘(2011). Developing Disaster Risk Science, Discussion on



قیمت: تومان

JEST91301469302200-1

بررسی سمیت غلظتهاي تحت کشنده نیترات نقره بر برخی شاخص هاي هماتولوژي و ایمونولوژي ماهی قرمز
(Carassius auratus)

صفورا ابرقویی،*
[email protected] سید علی اکبر هدایتی رسول قربانی حامد کلنگی میاندره طاهره باقري

چکیده زمینه و هدف
در میان آلایندههاي فلزي، یون نقره بسیار سمی است و بالاترین درجه سمیت را در رده بندي مواد سمی به خود اختصاص داده است. امروزه ترکیبات نقره به دلیل خواص ضد میکروبی در صنایع مختلف استفاده میگردند. اما اثرات غیرقابل بازگشت فلزات سنگین غیرضروري همانند نقره، در بدن آبزیان غیر قابل بازگشت میباشد. در مطالعه حاضر به بررسی اثرات تحت کشنده نیترات نقره بر پارامترهاي خون شناسی و ایمنی شناسی ماهی قرمز (Carassius auratus) به عنوان گونه مدل کپور ماهیان پرداخته شد.
روش بررسی
تعداد 105 قطعه ماهی قرمز، به صورت تصادفی در 15 مخزن فایبرگلاس (400 لیتري) قرار گرفتند( 12 مخزن براي غلظتهاي مختلف نیترات نقره و 3 مخزن به عنوان گروه شاهد) و براي آزمونهاي بیوشیمیایی وخون شناسی تیمارها، 9 ماهی به طور تصادفی از هر تیمار انتخاب شد که به طور جداگانه در معرض غلظتهاي موثر ppm 01/0، 025/0، 05/0 و 1/0نیترات نقره قرارگرفتند. شاخصهاي مورد اندازهگیري شامل تعداد کل گلبولهاي سفید (لوکوسیت)، لنفوسیت، نوتروفیل، ائوزینوفیل، تعداد کل گلبولهاي قرمز (اریتروسیت)، محتواي هموگلوبین، سطح هماتوکریت، حجم متوسط گلبولی( MCV)، وزن هموگلوبین داخل گلبولی( MCH)، درصد غلظت هموگلوبین داخل گلوبولی و گلوکز سرم بود.
یافته ها
نتایج آزمایش نشان داد که غلظتهاي مختلف نیترات نقره بر روي عوامل اریتروسیتی خون ماهی قرمز در سطح 5/0 معنی دار بود (کاهش معنی دار) ، اما بر روي اغلب عوامل لوکوسیتی خون تاثیر چندانی نداشت.
نتیجه گیري
این امر ممکن است به دلیل مقاوم بودن این ماهی نسبت به ماهیان دیگر باشد و در نهایت شاخصهاي اریتروسیتی خون میتوانند به عنوان بیومارکرهاي مناسب آلودگی نقره معرفی گردند.

واژه هاي کلیدي: آلودگی، ماهی قرمز، خونشناسی، نیترات نقره، سم شناسی

مقدمه
میزان نقره در پوسته زمین در حدود 1/0 گرم در هر تن میباشد (1). در میان آلاینده هاي فلزي، یون نقره بسیار سمی است و بالاترین درجه سمیت را در رده بندي مواد سمی به خود اختصاص داده است . سمی بودن آن براي طیف وسیعی از میکروارگانیسم ها و همچنین سمیت کم آن براي انسان منجر به توسعه تعداد زیادي از محصولات بر پایه نقره شده است(2). اثر باکتریایی یون نقره بر روي بسیاري از موارد مورد مطالعه قرار گرفته است( 3). یون نقره به طور گسترده در مراقبتهاي بهداشتی براي کنترل میکروارگانیسمها به ویژه در سیستم تأمین آب مورد استفاده قرار میگیرد و به دلیل اینکه هیچ گونه تاثیر نامطلوب بر رنگ، بو و طعم آب ندارد بسیار مورد توجه است( 4).
نقره عمدتاً، بهدلیل خواص فیزیکی و شیمیایی ویژهاي که از خود نشان میدهد در مصارف الکترونیکی، نوري، دارویی و بهداشتی کاربرد فراوان دارد (5) نیترات نقره به عنوان عامل ایجاد کننده گروه هاي فعال اکسیژنی (ROS) شناخته شده و به وسیله مکانیسمهاي متنوع، شامل بر هم کنش با گروههاي سولفیدریل پروتیینها و آنزیمها به سلول آسیب میرساند. در حالی که بخش وسیعی از نقره در آبهاي سطحی به صورت طبیعی وارد میگردد، فعالیتهاي بشري از قبیل معدن، ساخت جواهرات و عکاسی میتوانند سطوح نقره را در آبهاي محیطی افزایش دهند (1). تعدادي از مطالعات نشان دادند که نیترات نقره به شدت براي ماهیان آب شیرین سمی است( 6).
سیستمهاي آبی، پیوسته با مشکلات ناشی از آلایندههایی مواجه هستند که از منابع مختلف مانند فاضلابهاي صنعتی، پسابهاي کشاورزي و فاضلابهاي شهري وارد آنها میشوند. آلایندهها (فلزات سنگین، سموم و فرآوردههاي نفتی) براي سیستم زیستی محیطهاي آبی زیان آور بوده و عمدتا بدون هیچ تصفیهاي به آبها وارد میگردند (7). اکوسیستم آبی در پایینترین سطح از ارتفاع قرار دارد، در نتیجه مقصد نهایی تمام آلایندههاي محیطی آب است. در نتیجه آلوده شدن آب با این مواد و نهایتا با تغذیه از آبزیان در طول زنجیره غذایی به انسان منتقل شده و در طول زمان در بدن موجودات و انسان انباشته میشود. وجود آنها در بدن خطرات جبران ناپذیري را در سالهاي طولانی به دنبال دارد (2).
در محیطهاي آبی، ماهی به عنوان یک آبزي براي ارزیابی اثر آلایندههاي محیطی در بوم سامانههاي آبی در نظر گرفته میشود. ماهی در بالاترین نقطه زنجیره غذایی آبی قرار گرفته است و توانایی بزرگ نمایی زیستی فلزات سنگین، حتی در غلظتهاي پایین موجود در محیط را دارد( 8). ماهی قرمز از خانواده کپور ماهیان میباشد و از لحاظ شرایط زیستی و تغذیهاي شبیه کپور معمولی است. این ماهی در ایران در حوضههاي دریاي خزر، دریاچه ارومیه و هامون در سیستان و رودخانه کارون پراکنش یافته است. این گونه جهت مطالعات تولید مثلی، سلولی مولکولی، ایمنی شناسی، سم شناسی بسیار مناسب میباشد، زیرا از اندازه مناسبی جهت تحقیقات آزمایشگاهی برخوردار است و همچنین در محیطهاي آزمایشگاهی به راحتی قادر به بلوغ و تولیدمثل میباشد. در واقع از این گونه به عنوان مدل جهت بررسی کپورماهیان استفاده میگردد (9).
خون شاخص مهمی براي وضعیت فیزیولوژیک اندامهاي بدن در تشخیص سلامت یا بیماري و کنترل روند زیستی موجودات زنده ازجمله ماهی میباشد( 10). مطالعات خون شناسی روش ارزشمندي براي ارزیابی آثار محیطی آلایندهها روي ماهیان می باشد( 11). شاخصهاي مربوط به خون مانند گلبولهاي قرمز و گلبولهاي سفید از جمله لنفوسیتها، نوتروفیلها و مونوسیتها یکی از بخشهاي سیستم ایمنی غیر اختصاصی سلولی هستند که نوسان در تعداد آنها میتواند به عنوان یک شاخص مناسب در ارتباط با پاسخ ماهیان به عوامل استرس مطرح باشد( 12).
با توجه به استفادههاي روزافزون ترکیبات نقره به دلیل خواص آنتی باکتریال در صنایع مختلف و اثرات غیرقابل بازگشت فلزات سنگین غیر ضروري همانند نقره در بدن آبزیان و نیز با توجه به این که مطالعات اندکی در رابطه با سمیت نیترات نقره وجود دارد، هدف از مطالعه حاضر افزایش اطلاعات در این زمینه و ارزیابی خطر این ماده براي محیط زیست میباشد. در تحقیق حاضر جهت بررسی
اثرات تحت کشنده نمک نیترات نقره بر شاخصهاي خونشناسی و ایمنیشناسی، ماهی قرمز به عنوان گونه مدل در بررسی خانواده کپور ماهیان انتخاب شد تا از این طریق مارکر خونی مناسبی براي سمیت نیترات نقره مشخص شود.
روش بررسی
در پاییز سال 1392 تعداد 105 n=قطعه ماهی قرمز، از مرکز فنی حرفه اي آق قلا، با میانگین وزنی 05/12 ±33/56 گرم تهیه و به مرکز تحقیقات آبزي پروري دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبیعی گرگان منتقل شد. ماهیها براي انجام آزمایش به صورت تصادفی در 15 مخزن فایبرگلاس (400 لیتري) قرار گرفتند (12 مخزن براي غلظتهاي مختلف نیترات نقره و3 مخزن به عنوان گروه شاهد) و براي سازگاري به مدت 2 هفته در شرایط آزمایشگاهی نگهداري و با غذاي تجاري رایج در بازار، به میزان 2 درصد وزن بدن غذادهی شدند. در دوره سازگاري و آزمایش، آب هوادهی و کلرزدایی شد و مشخصات فیزیکوشیمیایی آب به طور روزانه اندازهگیري گردید. در طول دوره سازگاري و آزمایش ماهیان تحت رژیم نورانی 12 ساعت تاریکی و 12 ساعت روشنایی قرار گرفتند. نیترات نقره مورد استفاده از محصولات Merck آلمان در غلظت ppm5000 در ظرف شیشه اي در بسته تهیه شد.
جهت بررسی اثرات نیترات نقره بر پارامترهاي خونی ماهی قرمز، ماهیان تحت تاثیر 4 غلظت مختلف از محلولنیترات نقره قرار گرفتند و یک گروه به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. انتخاب غلظتها، با توجه به مدت زمان آزمایش و پس از تعیین 50LC (سمیت کشندگی حاد) صورت گرفت. نیترات نقره مورد استفاده در مدت 96 ساعت، ppm 184/ اندازهگیري شد. غلظتهاي موثر نیترات نقره به ترتیب ppm 01/0، 025/0، 05/0 و 1/0 بودند و مدت زمان آزمایش دو هفته بود. هر غلظت ذکر شده به یک مخزن 50 لیتري اضافه شد و پیش از انجام آزمایش آب به مدت 2 دقیقه به شدت هوادهی گردید. (در هر تیمار 21 قطعه ماهی و براي هر تیمار 3 تکرار 7 تایی در نظر گرفته شد). آزمایش به طور پویا انجام شد و شرایط فیزیکو شیمیایی آب به طور روزانه کنترل گردید. غذادهی در حد سیري و تعویض آب به صورت یک روز در میان با سیفون کردن از کف به اندازه 50 درصد حجم آب انجام شد. هیچ گونه مرگ و میري در طول آزمایش مشاهده نشد و پس از پایان دوره آزمایش، ماهیان به منظور خونگیري با پودر گل میخک به اندازه 2 گرم در لیتر بیهوش شدند. به دلیل تغییر فعالیت متابولیسمی با تغییر اندازه ماهی و تأتیر بر پارامترهاي بیوشیمیایی خون، سعی شد از ماهی با طول نسبتا مشابه استفاده شود (13).
براي آزمایشهاي خون شناسی تیمارها و نمونه شاهد، 9 ماهی به طور تصادفی از هر تیمار انتخاب شد که به طور جداگانه در معرض غلظت هاي موثر نیترات نقره قرارگرفته بودند. نمونه شاهد در معرض هیچ غلظتی از نیترات نقره قرار نگرفت. وقتی ماهیان به مرحله بیهوشی عمیق رسیدند، سطح بدن خشک و سپس خونگیري با قطع ورید ساقه دمی انجام شد. به دلیل اینکه خون ماهیان در معرض غلظتها به شدت غلیظ شده بود امکان خونگیري از طریق سرنگ وجود نداشت. نمونههاي خون در لولههاي حاويEDTA به عنوان ماده ضد انعقاد قرار گرفتند. شاخصهاي مورد اندازهگیري شامل تعداد کل گلبولهاي سفید (لوکوسیت)، لنفوسیت، نوتروفیل، ائوزینوفیل، تعداد کل گلبولهاي قرمز (اریتروسیت)، محتواي هموگلوبین، سطح هماتوکریت، حجم متوسط گلبولی (MCV)، وزن هموگلوبین داخل گلبولی (MCH) و درصد غلظت هموگلوبین داخل گلبولی بود (14). شمارش گلبولهاي سفید وگلبولهاي قرمز به روش هموسیتومتري انجام گرفت (15). مقدار هماتوکریت و غلظت هموگلوبین نیز به روش میکروهماتوکریت و سیانومت هموگلوبین سنجش گردید. به منظور شمارش افتراقی گلبولهاي سفید، گسترش خونی بر روي لام تهیه و گسترشهاي تثبیت شده با استفاده از رنگ گیمسا رنگ آمیزي شدند.
براي اندازه گیري گلوکز ، گلبولهاي قرمز در لوله قرار داده شد و به مدت 30 دقیقه در دماي اتاق (22 درجه سانتیگراد) فرصت داده شد تا لخته شود. سرم از لخته جدا شد و نمونه پس از سانتریفیوژ در مدت زمان 5 دقیقه در دماي 80- درجه سانتیگراد منجمد شد تا زمانی که آنالیزها روي آن انجام شود. گلوکز خون به وسیله روش اسپکتوفتومتري (WPAS2000-UV/VIS کمبریج انگلستان)، و با استفاده از کیت پارس آزمون اندازهگیري شد. اطلاعات حاصل از هر آزمایش با استفاده از نرم افزارSPSS 20 و با انجام آزمون ANOVA یک طرفه و تست توکی در سطح معناداري 5 درصد (05/0<P) مورد تجزیه و تحلیل آماري قرار گرفت. همه نتایج به دست آمده به وسیله میانگین ± انحراف معیار محاسبه شدند.

یافتهها
طبق بررسی نتایج آماري هیچ گونه اختلاف معنیدار، در وزن کل و طول کل ماهیان تیمارهاي مختلف با گروه شاهد مشاهده نشد (جدول1) (05/0p>). از آنجایی که سعی بر آن بود ماهیان با طول و وزن تقریبی یکسان انتخاب گردند، عدم وجود اختلاف معنی داري در شاخصهاي رشد سوماتیک قابل پیش بینی بود. فاکتورهاي فیزیکو شیمیایی آب به طور روزانه اندازهگیري شد و مشخصات فیزیکو شیمیایی به صورت زیر بود: دما= 1 ± 5/19 سانتیگراد، اکسیژن محلول= 06/. ± 80/8 میلی گرم در لیتر، پی اچ= 45/. ± 56/7، سختی کل= 35/2 ± 293 میلی گرم در لیتر، آب به صورت روزانه تعویض و پارامترهاي کیفی آب دوبار در هفته اندازهگیري شد (دستگاه اندازهگیري پی اچ، دما و اکسیژن متر و فتومتر 7100 انگلستان.)
جدول(1)- نتایج زیست سنجی ماهی قرمز در مواجهه با غلظتهاي تحت کشنده نیترات نقره
Table (1) – The Result of the biometrics of fishes exposed to sub-lethal concentrations of silver nitrate

غلظت 5(ppm) غلظت1(ppm) غلظت 5/0(ppm) غلظت 1/0(ppm) گروه شاهد زیست سنجی ماهیان
14/83±0/28a 13/83±1/60a 14/67±2/75a 15/00±1/32a 16/33±0/57a طول کل (سانتی
41/00±5/29a 45/33±12/89a 44/67±16/16a 54/33±13/31a 61/66±14/57a متر) وزن کل (گرم)
*دادهها به وسیله میانگین± انحراف معیار محاسبه شدند. مقادیر به دست آمده براي هر ویژگی که حداقل داراي یک حرف مشترك میباشند ،از نظر آماري در سطح 5 درصد اختلاف معنیدار ندارند.

اثر غلظتهاي مختلف نیترات نقره بر عوامل خونی ماهی قرمز در جدول(2) ارایه شده است. تعداد گلبولهاي قرمز گروه شاهد نسبت به غلظت-هاي مختلف نیترات نقره، کاهش معنی دار داشت( 05/0<p). همچنین میزان هماتوکریت، کاهش پیدا کرد و بین گروه شاهد با سایر تیمار ها اختلاف معنیدار وجود داشت( 05/0<p). هموگلوبین خون گروه شاهد با سایر غلظتها اختلاف معنیدار داشت و با افزایش غلظت محلول نیترات نقره، کاهش معنی دار پیدا کرد( 05/0<p). گلوگز خون روند افزایشی داشت و بین گروه شاهد با غلظت 05/0 اختلاف معنی دار وجود داشت( 05/0<p) و در این غلظت به بیشترین مقدار رسید، اما نسبت به سایر غلظتها افزایش معنیدار نداشت( 05/0p>). تعداد گلبولهاي سفید گروه شاهد با سایر غلظتها اختلاف معنیدار نداشت( 05/0>p) اما در بیشترین غلظتها( 05/0 و 1/0) بیشترین افزایش را نشان داد.
M.C.H.C خون گروه شاهد نسبت به سایر غلظتها کاهش یافت( 05/0<M.C.V (.p گروه شاهد، نسبت به سایر غلظتها، افزایش یافت
(05/0<p)، اما بین غلظتهاي مختلف نسبت به هم اختلاف معناداري وجود نداشت( 05/0>p). افزایش M.C.H گروه شاهد نسبت به سایر غلظتها به طور معنیدار نبود (05/0>p). نوتروفیل گروه شاهد فقط در اولین غلظت اختلاف معنی دار داشت اما میزان آن با سایر غلظتها اختلافی نداشت( 05/0>p). ائوزینوفیل گروه شاهد با سایر غلظتها اختلاف معنی دار نداشت( 05/0>p). میزان لنفوسیت گروه شاهد نسبت به غلظتهاي 01/0 و 025/0 افزایش معنی دار داشت( 05/0<p) و در دو غلظت 05/0 و1/0 کاهش پیدا کرد که این میزان کاهش فقط با غلظت 1/0 معنی دار بود( 05/0<p) .
جدول (2)- میزان پارامترهاي خونی ماهی کاراس طلایی در مواجه با غلظتهاي تحت کشنده نیترات نقره
Table (2)_ The amount of of blood parameters of gold fish exposed to sub-lethal concentrations of silver
nitrate
غلظت 1/0
(قسمت در میلیون) غلظت05/0
(قسمت در میلیون) غلظت 025/0 (قسمت در میلیون) غلظت 01/0 (قسمت در میلیون) گروه شاهد عوامل اندازهگیري شده
0/97±0/01 b 0/97±0/00 b 0/97±0/00 b 0/96±0/02b 1/15±0/05a گلبول قرمز

(106× میکرو لیتر)
21/33±0/15d 21/47±0/05cd 21/73±0/05bc 22/03±0/05b 22/83±0/25a هماتوکریت (درصد)
6/33±0/15d 6/47±0/05d 6/73±0/05c 7/03±0/05b 7/57±0/11a هموگلوبین
(گرم بر دسیلیتر)
354/33±74/19ab 410/67±61a 271/73±54/93ab 252/00±49/93b 220/67±10/01b گلوکز
(میلیگرم بر دسیلیتر)
29/67±0/50d 30/10±0/17 d 31/00±0/17c 31/90±0/17b 32/23±0/05a M.C.H.C
(گرم بر دسی لیتر)
221/54±2/97a 221/24±0/56a 224/57±3/99a 221/51±0/32a 199/36±7/54b M.C.V
(فمتو لیتر)
62/69±1/34b 63/03±4/26 b 69/63±1/03a 70/71±0/491a 66/03±2/14 ab M.C.H
(پیکو گرم)
71000/00±1732/15a 66666/67± 1527/52a 44733/33±
33385/52a 62666±2516/a 65666/66± 1154/70a گلبول سفید (103× میکرو لیتر)
89/67±0/57 c 91/67±0/57 b
95/00±1/00a 94/67±0/57a 92±0/00 b لنفوسیت (درصد)
41/67±0/57a 1/67±0/57a 2/33±0/57a 1/67±0/57a a0/33±0/57 ائوزینوفیل (درصد)

*دادهها به وسیله میانگین± انحراف معیار محاسبه شدند. مقادیر به دست آمده براي هر ویژگی که حداقل داراي یک حرف مشترك میباشند ،از نظر آماري در سطح 5 درصد اختلاف معنیدار ندارند.

بحث و نتیجه گیري
نقره یونی، براي موجودات زنده بسیار سمی است (16)، هر چند ممکن است اشکال دیگري از نقره وجود داشته باشد که فقط در دسترس موجودات زنده است (17). خاصیت ضد میکروبی آنتی باکتریال این ماده، منجر به گسترش تعداد زیادي از محصولات بر پایه نقره شده است.
نقره فلزي است که به دلیل کاربرد فراوان در اشکال مختلف نمک و نانو نقره، به طور گسترده اي در محیط پراکنده شده است. اما در منابع اطلاعاتی موجود، اطلاعات محدودي در رابطه با سمیت نیترات نقره وجود دارد (18).
در مطالعه صورت گرفته روي جامعه پلانکتونی (2) غلظت مورد استفاده نقره، 5 میکروگرم بر لیتر به صورت 3AgNO بود و غلظت هاي بالاتر از این مقدار موجب تغییر جامعه پلانکتونی شدند. همچنین همه موجودات یوکاریوتی، پس از 24 ساعت قرار گرفتن در معرض 100 میکروگرم بر لیتر نقره از محلول 3AgNO از بین رفتند. حتی در غلظت 10 میکروگرم بر لیتر نقره از محلول 3AgNO در مدت یک روز تاژکداران و داینوفلاژله هاي کمتري نسبت به گروه شاهد زنده ماندند (19) که این امر نشان دهنده سمیت بالاي این ماده در موجودات زنده است و با مطالعه ژائو و وانگ (4) درسال 2011 همخوانی دارد که بیان میکنند غلظت 50LC براي نیترات نقره، مقدار بسیار کمی یعنی (51/2) میکرو گرم بر لیتر میباشد.
در مطالعه دیگري بر روي سمیت یون نقره که توسط ناوارو و همکاران در سال 2008 انجام گردید (20)، گزارش شد که انتشار یون نقره در جلبک سبز کلامیدوموناس (Chlamydomonas reinhardtii) موجب مهار فتوسنتز خواهد شد. اما در هیچ کدام از مطالعات انجام شده سمیت یون نقره در سطح سلولی بررسی نشده است. محیط زیست ماهیان و شرایط حاکم بر آن (نظیر آلودگی) بر مقادیر سلولهاي خونی و سایر عوامل خونی تاثیر میگذارد که این تغییرات میتواند به عنوان شاخص زیستی مد نظر قرار گیرد. با توجه به اینکه پارامترهاي خونی شرایط نامطلوب محیطی را براي ماهیان سریعتر از پارامترهاي دیگر نشان میدهند، تا حد زیادي براي تعیین وضعیت سلامت و نظارت بر پاسخهاي استرسی ماهیان براي پیش بینی سازگاريهاي فیزیولوژیکی آنها استفاده میشود (11). زیست آزمونی (Bioassay) روشی است که عکس العملهاي موجودات آبزي براي آشکارسازي، اندازهگیري یا تأثیر یک یا چند ماده سمی یا عامل محیطی به تنهایی یا توأم با یک دیگر را مورد بررسی قرار میدهد( 21). با استفاده از در معرض قرار دادن ارگانیسمها درغلظتهاي مختلف موادآلوده کننده، زیست آزمونی براي ارزیابی اثرات سمیت آنها انجام میگیرد که به وسیله پایش خصوصیات و رفتارهاي بیولوژیک این ارگانیسمها و مقایسه آن با ارگانیسمهایی که هیچ گونه مواجهاي با مواد آلوده کننده نداشته اند امکان پذیر میباشد (22). در زیست آزمونی از موجودات گوناگونی نظیر جلبک، ماهی ،باکتري و انواع موجودات آب شیرین نظیر دافنی استفاده میشود (14). بر این اساس ماهی براي ارزیابی خطر سمیت نیترات نقره انتخاب گردید .

در مطالعه حاضر، تعداد گلبولهاي قرمز گروه شاهد، کاهش معنی داري با تمام غلظتهاي مختلف نیترات نقره داشت( 05/0<p). همچنین میزان هماتوکریت، M.C.H.C و هموگلوبین خون کاهش پیدا کرد و بین گروه شاهد با سایر تیمار ها اختلاف معنیدار دیده شد (05/0<p).
تحت شرایط استرس زا گلبولهاي قرمز نابالغ از طحال آزاد شده و با افزایش متابولیک، اکسیژن رسانی به ارگانهاي مهم افزایش مییابد که به دنبال آن گلبولهاي قرمز، غلظت هموگلوبین و سطح هماتوکریت افزایش مییابد( 24 و 23). کاسیلاس و همکاران( 25) در تحقیقی اثرات استرس بر ماهی قزل آلاي رنگین کمان را مطالعه کرده و بیان نمودند که استرس به هر دلیلی سبب افزایش هموگلوبین، هماتوکریت و تعداد گلبول هاي قرمز میشود. در پاسخ به استرسهاي موجود در محیط آبی، کاهش تعداد گلبولهاي سفید میتواند بیانگر سرکوب ایمنی موجود و افزایش میزان آنها نشان دهنده پاسخ به استرس یا عفونت باشد( 26). در مطالعه حاضر غلظت گلوکز روند افزایش داشت، هرچند که این افزایش در همه غلظتها معنی دار نبود و فقط بین گروه شاهد با غلظت 05/0 اختلاف معنی دار وجود داشت( 05/0p<). بنابراین میتوان نتیجه گرفت غلظتهاي تحت کشنده نیترات نقره عامل ایجاد استرس در ماهی قرمز نیستند .
کاهش شاخصهاي اریتروسیتی خون به دلیل کمخونی رخ میدهد. در طی کم خونی، کاهش تعداد گلبولهاي قرمز، هموگلوبین و هماتوکریت مشاهده میشود که ممکن است به دلیل خونریزي، همولیز یا کاهش تولید گلبولهاي قرمز صورت پذیرد که با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد( 27). شاخصهاي لوکوسیتی خون شامل گلبولهاي سفید از جمله لنفوسیتها، نوتروفیلها و مونوسیتها یکی از بخشهاي سیستم ایمنی غیر اختصاصی سلولی هستند که نوسان در تعداد آنها میتواند به عنوان یک شاخص مناسب در ارتباط با پاسخ ماهیان به عوامل استرس مطرح باشد (24). در پاسخ به استرسهاي موجود در محیط آبی، کاهش تعداد گلبولهاي سفید میتواند بیانگر سرکوب ایمنی موجود و افزایش میزان آنها نشان دهنده پاسخ به استرس یا عفونت باشد (26). در مطالعه حاضر به جز لنفوسیت بین شاخصهاي لوکوسیتی خون ماهی شاهد و سایر غلظتها اختلاف معنیدار وجود نداشت. در این آزمایش ابتدا لنفوسیت در دو غلظت افزایش و سپس کاهش پیدا کرد (05/0<p). لنفوسیتها نسبت به سایر لکوسیتها طول عمر زیادتري دارند و اغلب در مواجهه باآلودگی کاهش پیدا میکنند. در تحریک یا سرکوب سیستم ایمنی، لنفوسیتها بیومارکرهاي کارآمدي محسوب میشوند( 27) اما در تعداد گلبولهاي سفید در بالاترین غلظتها( 05/0 و 1/0) افزایش مشاهده شد، هرچند این تغییرات معنیدار نبود اما با مطالعات زارچی (28) مطابقت دارد که بیان میکند بدن، جهت مقابله با نانو ذرات نقره ورودي تولید گلبولهاي سفید را افزایشمیدهد. از آنجایی که افزایش غلظت نیترات نقره، میتواند موجب تغییر در تعداد گلبول هاي سفید شود با افزایش غلظت از 01/0 تا 025/0ppm گلبولهاي سفید کاهش پیدا کرد که با مطالعات چن و همکاران(29) مطابقت دارد که بیان میکنند افزایش درگیري سلولها در فرآیند ایمنی، موجب کاهش سلولهاي خونی میگردد .
به طور کلی نتایج آزمایش حاصل نشان داد که غلظتهاي مختلف نیترات نقره بر روي عوامل اریتروسیتی خون ماهی قرمز تاثیر گذار بود (05/0<p)؛ اما بر روي عوامل لوکوسیتی خون تاثیر چندانی نداشت که این امر ممکن است به دلیل مقاوم بودن این ماهی نسبت به ماهیان دیگر باشد علاوه بر این چون یون نقره به تنهایی خاصیت آنتی باکتریال دارد ،عدم تاثیر بر اکثر عوامل لوکوسیتی تایید کننده این مطلب است که یون نقره سبب افزایش ایمنی سلولی خواهد شد.
در مجموع با بررسی نتایج آنالیزهاي آماري مشخص شد که ماهی کاراس طلایی در مواجهه با غلظتهاي مختلف نیترات نقره، در بیشتر شاخصهاي اریتروسیتی خون تغییرات معنی دار داشت (05/0<p)، بنابراین این شاخصهاي اریتروسیتی خون میتوانند به عنوان بیومارکرهاي مناسب آلودگی نقره معرفی گردند.

تشکر و قدردانی
این تحقیق با حمایت هاي مادي و معنوي دانشگاه علوم کشاورزي و منابع طبیعی گرگان در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد صورت گرفت .

Evaluation of sub lethal concentration toxicity of silver nitrate (AgNO3) on
some of hematology and immunology indices in goldfish (Carassius auratus)

Safoura Abarghouei (Corresponding Author)
[email protected]
Seyed Ali Akbar Hedayati
Rasoul Ghorbani Hamed Kolangi Miyandareh
Tahereh Bagheri
Absteac
Introduction
Among metal pollutants silver ions are one of the most toxic forms, and have thus been assigned to the highest toxicity class. Today, due to the antibacterial properties of silver compounds are used in various industries. The effects of non-essential heavy metals such as silver are irreversible in aquatic animal body. In the present study, the sub lethal effects of silver nitrate on hematology and Immunology parameters of goldfish (Carassius auratus) as a model species in the family Cyprinidae were investigated.
Method
105 Fishe wererandomly assigned to in 15 fiberglass tanks .( Per tanks 400 liters) ¬ 12 tank for Different concentrations of silver nitrate and 3 tank for control groups. The fishes of each treatment were separately exposed to effective concentrations of silver nitrate 0.01, 0.025, 0.05 and 0.1 ppm and for hematological and biochemical test, nine fish were randomly selected from each treatment. Measured indices were total number of white blood cells (leukocytes), lymphocytes, neutrophils, eosinophil, total number of red blood cells (erythrocytes), hemoglobin content, hematocrit level, mean corpuscular volume (MCV), hemoglobin the corpuscular (MCH) and hemoglobin concentration and serum glucoses.
Results
The results showed that different concentrations of silver nitrate influenced (reduce) on blood erythrocyte (P<0.05) but did not affect on blood leukocyte.
Conclusion
These results may be due to the resistance of the gold fish compared to others and blood and blood erythrocyte indices can be used as a suitable biomarker of silver pollution.

Keywords: Pollution, Carassius auratus, Hematology, Silver nitrate, Toxicology

منابع
تربالی. باور و همکاران،1391، بررسی اثر نیترات نقره بر فعالیت آنزیم پرا کسیداز ترب کوهی، مجله علمی پژوهشی فیض، دانشگاه علوم پزشکی کاشان، صص 713-714.
Boenigk, J., Beisser, D., Zimmermann, S., Bock, C., Jakobi, J., Grabner, D., Sures, B., 2014. Effects of silver nitrate and silver nanoparticles on a planktonic community general trends after short-term exposure., PloS one, 9(4) ,pp. 95-340.
Chambers, C.W., Proctor, C.M., Kabler, P.W., 1962. Bactericidal effect of low concentrations of silver. American Water Works Association 54, 208–216.

Yahya, M.T., Straub, T.M., Gerba, C.P., 1992. Inactivation of coliphage MS-2 and poliovirus by copper, silver, and chlorine. Canadian Journal of Microbiology 38, 430–435.

Gong, P., Li, H., He, X., Wang, K., Hu, J., Tan, W., … & Yang, X. 2007. Preparation and antibacterial activity of [email protected] Ag nanoparticles. Nanotechnology, 18(28), 285604.

Davies, P.H., Goettl, Jr., J.P. and Sinley, J.R., 1978. Toxicity of silver to rainbow trout (Salmo gairdneri). Water Res., 12: 113-117.

7.شاهسونی. داور، مهري. مهرداد و نظري .کوروش، 1382. بررسی تأثیر ماده شوینده آنیونی (شامپو) بر پارامترهاي خونی ماهی حوض
.پژوهش و سازندگی(Carassius auratus)

Bhagwant, S.and Bhikagee, M. 2000. Induction of hypochromic Macrocytic Anemiain Oreohromis hybrid (Cichlidae) exposed to 100mg/L (sub lethal dose) of Aluminum. Science and Technology- Research Journal .
Lee, L.E., Caldwell, S.J. and Gibbons, J. 1997. Development of a cell line from skin of goldfish (Carassius auratus), and effects of ascorbic acid on collagen deposition. Histochemistry and Cell Biology. 29: 31–43.

Mojabi, A. (2000). Veterinary clinical biochemistry. Noorbakhsh Press, Tehran, Iran, 477, 479. (In Persian).

Luskova, V., Halacka, K., & Lusk, S. 1995. Dynamics of the haemogram in the nase, Chondrostoma nasus. Folia Zoologica, 44, 69-74.

Stoskopf, M.A. 1993. Fish medicine. Sounders Company, U.S.A, 882p.

Cicik, B. and Engin, K. 2005. The effects of cadmium on levels of glucose in serum and glycogen reserves in the liver and muscle tissues of Cyprinus carpio(L.,1758). Turk J Vet Anim Sci. 29:113-117.

U.S.Environmental Protection Agency. Methods for measuring the acute toxicity of effluents and receiving waters to fresh water and marine organisms [Online]. 2002; Available from: URL:
www,water.epa.gov/scitech/methods/cwa/wet/disk2_index.cfm/

Rabitto, I. S., Alves Costa, J. R. M., Silva de Assis, H. C., Pelletier, E., Akaishi, F. M., Anjos, A., … & Oliveira Ribeiro, C. A. (2005). Effects of dietary Pb (II) and tributyltin on neotropical fish, Hoplias malabaricus: histopathological and biochemical findings. Ecotoxicology and environmental safety, 60(2), 147-156.

Hogstrand C, Wood C.Toward a better understanding of the bioavailability, physiology, and toxicity of silver in fish: implications for water quality criteria. Environ Toxicol Chem 1998;17:547–61.

Campbell PGC, Errécalde O, Fortin C, Hiriart-Baer VP, Vigneault B.Metal bioavailability to phytoplankton —applicability of the biotic ligand model. Comparative biochemistry and physiology. Toxicol Pharmacol CBP CBP 2002;133:189–206
Mueller, N. C., & Nowack, B. (2008). Exposure modeling of engineered nanoparticles in the environment. Environmental Science & Technology, 42(12), 4447-4453.
Hund-Rinke, K., Marscheider-Weidemann, F., Kemper, M., & Simon, M. (2008). Beurteilung der Gesamtumweltexposition von Silberionen aus Biozid-Produkten.UBA Texte, 43(08).

20.Navarro E, Piccapietra F, Wagner B, Marconi F, Kaegi R, Odzak N, et al.Toxicity of silver nanoparticles toChlamydomonas reinhardtii. Environ Sci Technol 2008b;42:8959–64.

Martins J, Oliva TL, Vasconcelos V. Assays with
4495801863852

Daphnia magna and Danio rerio as alert systems in aquatic toxicology. Environ Int 2007; 33(3): 414-25

Nadafee K. Bioassay with micro organism, review article. J Shaheed Sadoughi Univ Med Sci 1995.

Molinero, A., & Gonzalez, J. 1995. Comparative effects of MS 222 and 2-phenoxyethanol on gilthead sea bream (Sparus aurata L.) during confinement. Comparative Biochemistry and Physiology Part A: Physiology, 111(3), 405-414

Shaluei, F., Hedayati, A., Jahanbakhshi, A., & Baghfalaki, M. 2012. Physiological responses of great sturgeon (Huso huso) to different concentrations of 2-phenoxyethanol as an anesthetic. Fish physiology and biochemistry, 38(6), 1627-1634

25.Casillas, E., Smith, L.S.,1974. Effects of stress on blood coagulation and haematology in rianbow trout exposed to hypoxia, J.Fish Biol. 6, 379-380.
26.Adams, S. M. 2002. Biological indicators of aquatic ecosystem stress. American Fisheries Society.

27. هدایتی. سید علی اکبر ،جهانبخشی. عبدالرضا، قادري رمازي، فاطمه ،1392،سم شناسی آبزیان، انتشارات دانشگاه گرگان، چاپ اول، صص
.76-70
28.رضایی زارچی. س،1390، اثر نانو ذرات اکسیدتیتانیوم روي میزان سلولهاي خونی و آنزیمهاي کبدي در خون رت نژاد ویستار، مجله علمی پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، صص 626-618.

29.Chen, Z., Meng, H., Xing, G., Chen, C., Zhao, Y., Jia, G, Wan, L. 2006. Acute toxicological effects of copper nanoparticles in vivo. Toxicology letters, 163(2), 109-120.



قیمت: تومان

JEST90701467401400-1

تحليل مفاهيم آلودگي و خسارت در حقوق بين الملل محيط زيست

يلدا خلعت بري*1 [email protected] داود هرميداس باوند2 علي زارع3 سيد عباس پورهاشمي4

چكيده
با توجه به گسترش مخاطرات زيست محيطي در جهان و عدم كارايي حقوق بين الملل محيط زيست در جلوگيري از ورود خسارات زيست محيطي، يكي از دغدغه هاي اساسي براي جبران خسارت زيست محيطي، تدوين شاخص هاي خسارت زيست محيطي است. با وجود ايـنخسارت هاي فرامرزي زيست محيطي به طور مداوم رخ ميدهند و مسايل مربوط به مسووليت و معاهدات را به وجود مي آورند. بـا توجـهبه ماده 38 اساس نامه ديوان بين المللي دادگستري، معاهدات بين المللي يكي از مهم ترين منابع حقوق بين الملل به شمار مي آيد و بـاعنايت به اين كه تصويب بيش از يك هزار معاهده و قرارداد دو يا چند جانبه در حقوق بين الملل محيط زيسـت و معاهـدات بـين المللـينقش مهمي در توسعه محتوايي و ماهوي اين رشته حقوقي داشته است، اين پژوهش با رويكردي توصيفي- تحليلي در تـلاش اسـت تـا بـابررسي و تحليل معاهدات بين المللي زيست محيطي امكان تدوين شاخص هاي خسارت زيست محيطـي را بيـان نمايـد. تـدوين شـاخصهاي خسارت زيست محيطي، علاوه بر جلوگيري و پيش گيري از وقوع آلودگي هاي زيست محيطي، به احراز مسووليت بين المللي دولت ها در وقوع خسارات زيست محيطي كمك شاياني مي نمايد، لذا بررسي و تحليل امكان تدوين شاخص هاي خسـارات ز يسـت محي طـي در معاهدات بين المللي براي اثبات مسووليت بين المللي دولت ها ضروري و اجتناب ناپذير است.
واژ هاي كليدي: خسارات زيست محيطي، آلودگي زيست محيطي، مسووليت بين المللي دولت ها، جبران خسارت

دانشجوی دکتری حقوق محيط زيست دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقيقات تھران(مسوول مکاتبات)
استاد مدعو واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی تھران
استاديار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم سياسی، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی، تھران. ايران
استاديار و عضو ھيات علمی گروه حقوق محيط زيست، واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامی تھران. ايران

مقدمه
با توجه به گسترش انواع آلودگي ها و ديگر خسارت هاي زيست محيطي ناشـي از رشـد بـي رويـه اقتصـادي و افـزايش جمعيـت و سـاير فعاليت هاي انساني كه اثراتي بر محيط زيست دارند كه بعضاً منفي و مضر هستند(1 ) و با عنايت به اين كه نمي توان براي محيط زيسـتحد و مرزي قايل شد و همه بشريت سوار بر يك كشتي واحد به نام كره زمين مي باشند كه هرگونه صدمه و آسيب به اين كشـتي سـببنابودي كل جامعه بشريت مي گردد(2)، به نظر مي رسد كه بررسي مفهوم خسارات زيسـت محيطـي، گـامي بـراي شناسـايي مسـوول يـامسوولين خسارت زيست محيطي است؛ همان گونه كه تعريف شاخص هاي خسارت زيست محيطي به منظور شناسـايي مسـ وول جبـرانخسارت نيز امري بديهي است(3). لذا از آن جا كه تعريف واحد و قطعي در حقوق بين الملل محيط زيسـت از خسـارات زيسـت محيطـيموجود نيست و خسارات زيست محيطي در سيستم هاي قانوني مختلف متفاوت معنا مي شوند(4)، تدوين شـاخص هـا و واكـاوي مفهـومخسارات زيست محيطي از لحاظ حقوقي و بررسي قلمرو و ابعاد خسارت زيست محيطي ناشي از آلودگي هـا از منظـر حقـوق بـين الم لـل اجتناب ناپذير است.
1- تعريف آلودگي زيست محيطي
اصطلاح آلودگي مشتق از كلمه يوناني پلوتوس5 است كه از معناي ناپاكي گرفته شده است. بنـابراين، منظـور از آلـودگي عبـارت اسـت ازفرآيندي كه باعث افزودن مواد مضر يا كثيف به زمين، هوا، آب، محيط و غيره شده، به طوري كـه بـراي اسـتفاده بهينـه نـامطلوب باشـد.
اصطلاح آلودگي و يا خسارت آلودگي، اغلب به جاي خسارات زيست محيطي استفاده مي شود، اما مي تواند مفهوم گسـترده تـري داشـتهباشد(5). صدمه به محيط زيست در اسناد حقوقي محيط زيست تعريف شده است و شامل همه عوارض جانبي بـه انسـان، مصـنوعات او ومحيط زيست است(1). تغييرات منفي در محيط زيست به علاوه چيزهاي خطرناك يا زيان آور، يك تعريف ساده از آلودگي است. در اصول اعلاميه استكهلم 1972 و اعلاميه ريو 1992، تنها اشاره شده است كه به منظور حفاظت از محـيط زي سـت با يـد از ” آلـودگي” جلـوگيري شود، اما هيچ تعريف صريح و روشني از آلودگي ارايه نشده است. مطابق تعريف EPA 6 »آلودگي« حضور يك ماده در محيط زيست
مي باشد به دليل اين كه تركيبات شيميايي يا كيفيت مانع كاركرد فرآيند هاي طبيعي است و اثرات محيط زيستي و بهداشـتي نـامطلوبيرا ايجاد مي كند(6). مطابق قانون هواي پاك7 به عنوان مثال اين اصطلاح تغييرات فيزيكي، بيولوژيكي، شـيميايي ، تماميـت راديولـوژيكيآب و ساير رسانه هاي ساخته دست انسان يا ناشي از انسان تعريف شده است(7). بر اساس سيستم قطع نامـه حـل و فصـل اختلافـات درژاپن آلودگي زيست محيطي شامل موارد زير است:
1-در ميان تداخل با حفاظت محيط زيستي، آلودگي هوا، آلودگي آب(شامل)،آلودگي خاك، صوت، ارتعاشات، نشست زمـين بـه اسـتثناينشست ناشي از حفاري زمين مي باشد و بوهاي نامطبوع، آلودگي زيست محيطي تعريف مي گردد.
2-موثر بر مناطق گسترده
3-ناشي از كسب و كار و ساير فعاليت هاي انساني
4-سبب آسيب به سلامت انسان يا محيط زيست مي شود و ارتباط نزديكي با سلامت انسان و نيز گياهان و جانوران دارد كـه مـرتبط بـازندگي انسان و غيره هستند(8).

5 Pollutus
2Environmental Programe Agency( EPA)
3 The Clean Air Act(CAA)
حقوق محيط زيست دريايي، آلودگي را ورود مستقيم يا غير مستقيم مواد يا انرژي به محيط زيست توسط انسان مي داند كه اثـرات زيـانبخش دارد يا ممكن است داشته باشد، به گونه اي كه به منابع زنده و حيات آبزيان آسيب برساند، براي سلامت انسان خطر داشته باشد يا مانع استفاده هاي مشروع گردد(9).
در همين چارچوب، سازمان همكاري و اقتصادي توسعه آلودگي را اين گونه تعريف مي كند : »ورود مواد يا انرژي هايي به محـيط زيسـتتوسط انسان به طور مستقيم يا غير مستقيم كه در نتيجه اثرات زيان بار آن ها بهداشت انساني بـه خطـر بيفتـد، بـه منـابع زنـده و اكـوسيستم آسيب برسد، امكانات را مختل كند و يا با ديگر استفاده هاي مشروع از محيط زيست تداخل داشـته باشـد«(10).از ويژگـي هـايخاص اين تعريف اين است كه آلودگي اثر مضر بايد توسط انسان و با اضافه كردن مواد خطرناك به محيط طبيعي ايجاد شود. لذا آلـودگيهايي موجب مسووليت بين المللي دولت ها مي گردد كه منشأ انساني داشته باشد. هم چنين آلـودگي محـيط زيسـت بـر مبنـاي تعريـفعلمي عبارت است از »هر گونه تغيير در ويژگي هاي اجزاي متشكل محيط به طوري كه استفاده پيشين از آن ها ناممكن گردد و به طـورمستقيم يا غير مستقيم منافع و حيات موجودات زنده را به مخاطره اندازد«. مطـابق بـا تعريـف ديگـري آلـودگي عبـارت اسـت از “تغييـرنامطلوب در خواص فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي هوا، آب يا زمين”. علاوه بر اين در تعريف ديگري از آلودگي آمده اسـت كـه »آلـودگيزماني ايجاد مي شود كه غلظت يك عامل شيميايي در محيط، به اندازه اي باشد كه باعث واكنش فيزيولوژيكي به وسـيله موجـودات زنـدهدر نتيجه تغييرات بوم شناختي شود«(11) . بند ف ماده 2 كنوانسيون نوميا براي حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست منطقـه جنـوباقيانوس آرام، آلودگي را اين چنين تعريف نموده است: »معناي “آلودگي” توسط انسان، به طور مستقيم يا غير مستقيم، اضافه شدن مـواديا انرژي به محيط زيست دريايي (از جمله مصب) است كه در نتيجه و يا به احتمال زياد منجر به اثرات زيان بار به عنوان آسيب بـه منـابع زندگي و حيات دريايي، خطرات براي سلامت بشر، مانعي براي فعاليت هاي دريايي از جمله ماهي گ يـري و ديگراسـتفاده هـاي مشـروع ازدريا، اختلال در كيفيت استفاده از آب دريا و كاهش امكانات رفاهي معرفي شده است«. (12)
كنوانسيون منطقه اي حفاظت از درياي سرخ و خليج عدن در بند 3 ماده 1 در تعريف آلودگي دريايي اعلام داشته است: »آلودگي توسـطانسان، به طور مستقيم يا غير مستقيم، اضافه شدن مواد يا انرژي به محيط زيست دريايي است كه اثرات زيان آوري را هم چون آسيب بـهمنابع زنده، خطرات بازماندگي سلامت انسان به فعاليت هاي دريايي از جمله ماهي گيري، اختلال در كيفيت استفاده از آب دريا و كـاهشامكانات رفاهي به دنبال دارد«.(13) پروتكل آمادگي، مقابله و همكاري به آلودگي حـوادث توسـط مـواد خطرنـاك و مضـر، 2000 در بنـد1ماده 2 در تعريف واقعه آلودگي اين چنين اشعار مي دارد: »و قوع يا مجموعه اي از وقوع با همان منشاءاسـت ، از جملـه آتـش سـوزي و انفجار، كه در نتيجه و يا ممكن است در نتيجه تخليه، رهايي يا انتشار مواد خطرناك و سمي به وقوع بپيوندد و ممكن است تهديدي بـراي محيط زيست دريايي و يا خط ساحلي يا منافع مربوط به يك ياچند كشور مطرح نمايد، كه اقدام اضطراري ياواكنش فوري مورد نيـاز مـيباشد«.(14)
در نظــام حقــوق داخلــي برخــي كشــورها نيــز بــه تعريــف آلــودگي پرداختــه شــده اســت؛ بــه طــور مثــال مطــابق بنــد 4 مــاده 2 قـــانون حمايـــت از محـــيط زيســـت ويتنـــام مصـــوب 1993 آلـــودگي محـــيط زيســـت عبـــارت از هرگونـــه تغييـــر درمختصـ ات محـ يط زيسـ ت و نقـ ض اسـ تانداردهاي زيسـ ت محيطـ ي اسـ ت. در حقـ وق هلنـ د آلـ ودگي »بـ ه ورود مسـ تقيم ي ا غي ر مس تقيم م واد ي ا ان رژي ب ر اث ر فعالي ت ه اي انس اني در آب،ه وا و زم ين گوين د، از قبي ل ان رژي ه ا، گرم ا، ص دا، ارتعــاش و الكتــرو مغنــاطيس هــا كــه داراي اثــرات زيــان بــاري بــر ســلامتي انســان، كيفيــت محــيط زيســت و خســارت بــهامـ وال،ميراث فرهنگي،تخريـ ب ارزش هـ اي زيبـ ا شـ ناختي طبيعـ ت يـ ا مزاحمـ ت بـ ا سـ اير اسـ تفاده هـ اي مشـ روع ازطبيعت باشد«.(15).
ماده 9 قانون حفاظت و به سازي محيط زيست مصوب 1353 و ماده 688 قـانون مجـازات اسـلامي، ايـن تعريـف را از »آلـودگي زيسـتمحيطي« ارايه مي دهد: »منظور از آلوده ساختن محيط زيست عبارت است از پخش يا آميختن مواد خارجي به آب يـا هـوا يـا خـاك يـازمين به ميزاني كه كيفيت فيزيكي يا شيميايي يا بيولوژيك آن را به طوري كه زيان آور به حال انسان يا ساير موجودات زنده و يا گياهـان و يا آثار و ابنيه باشد تغيير دهد«(16). ويژگي اين تعريف توجه به همه عناصر محيط زيست (انسان و غير انسان) و رويكردهاي طبيعـت وانسان محور در اين تعريف است. تعريف ديگري كه از آلودگي زيست محيطي ارايه شده بيان مي دارد كه »آلودگي عبارت است از هرگونـهتغيير در ويژگي هاي اجزاء تشكيل دهنده محيط زيست، به طوري كه استفاده پيشين از آن ها ناممكن گردد و به طـور مسـتقيم يـا غيـرمستقيم منافع و حيات موجودات زنده را به مخاطره اندازد« (17). اين آلودگي ها باعث ورود ضرر و خسارت به محيط زيست و مشـتركاتجهاني مي شود. به نظر مي رسد مساله اي كه در تعاريف فوق مشترك و قابل استنباط مي باشد اين است كـه آلـودگي زيسـت محيطـي،فرآيندي است كه تعادل و توازن محيط زيست را بر هم زده و آن را دچار تغيير و دگرگوني مي سازد.
2- بررسي مفهوم خسارت در حقوق بين الملل محيط زيست
بر اساس يك تعريف كلي “خسارت” زيان يا صدمه اي است كه در نتيجه فعل يا ترك فعل تابعان حقوق بين الملل و در اثر بـروز حـوادثطبيعي به افراد، اموال و محيط زيست وارد مي شود(18). فلسفه وجودي مسووليت بين المللي، معمـولا در حقـوق كشـوري ديگـر نهفتـهاست و نقض هر حقي، نوعي خسارت به شمار مي رود. به تعبير بهتر، عامل خسارت در قالـب عنصـر عي نـي مسـووليت(نقض تعهد)مسـتتراست(19). خسارت زيست محيطي به طور ويژه در خصوص مسووليت، به نظر مي رسد مركـب از دو عنصـر خسـارت و جبـران خسـارتاست؛ به عبارتي ديگر خسارت بدون محيط زيست خسارت زيست محيطي نيست(20) .
برخلاف اين اصل كلي در حقوق بين الملل، هر نقض تعهد بين المللي به صرف وقوع، خود نوعي خسارت است و به تعبير بهتر، خسارت در نقض تعهد مستتر است، اما در حقوق بين الملل محيط زيست، ايراد خسارت مادي و محسوس يكي از اركان مسووليت بين المللي جبـرانخسارت است. از اين رو در تحليل قواعد حاكم بر جبران خسارت زيست محيطي بررسي مفهوم چنين خسارتي ضرورتي انكار ناپـذ ير دارد. با اين حال عدم تعريف جامع و مانع از خسارت زيست محيطي در حقوق بين الملل عمده ترين مانع پـ يش روي جبـران خسـارت زيسـت محيطي در عمل مي باشد. خسارت زيست محيطي جرقه اي به سوي هر دو مسووليت محض و مسووليت عيني است (21). لـ ذا ضـرور ي است كه در اين جا مفهوم خسارت زيست محيطي مورد بررسي قرار گيرد.
از نظــر كــاربرد واژه خســارت زيســت محيطــي، اولــين بــار ايــن اصــطلاح توســط يكــي از حقــوق دانــان فرانســه بــه كــار گرفتــه شــد كــه بــيش تــر بــر خســارت هــاي بــا واســطه ناشــي از محــيط زيســت اشــاره داشــت (18). يكــي از نويســندگان نيـ ز خسـ ارت زيسـ ت محيطــي را ايــن چنـ ين تعريـ ف مـ ي كنـ د: “خســارت زيسـ ت محيطــي خســارتي اسـ ت كــه بـ ه اشـ خاص و يـ ا اشـ ياء محـ يط پيرامـ ون زنـ دگي انسـ ان وارد مـ ي شـ ود”. بنـ ابراين ايـ ن تعريـ ف محـ يط زيسـ ت منبـ ع خســارت اســت نــه قربــاني خســارت. در مقابــل برخــي از حقــوق دانــان خســارت بــه اشــياء و پديــده هــاي زيســت محيطــي را در تعريــف خســارت زيســت محيطــي مــي آورنــد و آلــودگ ي آب، هــوا يــا خــاك را نيــز داخــل در ايــن تعريــف مــي داننــد ، هرچنــد كــه آثــار غ يــر مســتقيم ايــن خســارت هــا بــه انســان بــر مــي گــردد. بنــا بــر آن چــه در ايــن تعريــف آمــده اســت،خســارت زيســت محيطــي عبــارت اســت از: “خســارتي كــه بــدون توجــه بــه بازتــاب هــايي كــه ايــن خســارت بــر اشــياء و اموال دارد، به طور مستقيم به محيط پيرامون وارد مي شود “(20) .
البتــه لازم بــه تاكيــد اســت كــه خســارت زيســت محيطــي در سيســتم هــاي حقــوقي مختلــف بــه طــور متفــاوتي تعريــف مــي گــردد. دســتورالعمل زيســت محيطــي اتحاديــه اروپــا8 خســارت زيســت محيطــي را بــه عنــوان آســيب بــه گونــه هــايحفاظــت شــده، ســاكنين طبيعــي، آب و زمــين محســوب مــي نمايــد، مشــروط بــه آن كــه آلــودگي آن ســلامت بشــري را مــورد تهديــد قــرار دهــد. در آمريكــا تعريــف خســارت بــه محــيط زيســت هزينــه هــاي مــرتبط بــه اقــدامات واكنشــي مربــوطبــه آســيب هــاي وارده مــي باشــد. قــوانين آمريكــا دربــاره خســارات مربــوط بــه صــدماتي اســت كــه شــامل اتــلاف يــا تخريــبمنــابع طبيعــي و هزينــه هــاي منطقــي ارزيــابي چنــين آســيب هــايي مــي باشــد(23). تعريــف آمريكــا از منــابع طبيعــي از

4 ELD, 2004/35/EC
لحــاظ ماهيــت كــاملا موســع مــي باشــد و نــه تنهــا شــامل منــابع معمــول هماننــد زمــين، آب هــاي ســطحي، حيــات وحــش و مــاهي هــا مــي گــردد، بلكــه شــامل هــوا،آب هــاي زيرزمينــي،آب شــرب يــا هــر منبــع ديگــري مــي باشــد. امــا ايــن تعريــفبــه هــر حــال بــه منــابع در اختيــار دولــت (در مقابــل منــابع خصوصــي) محــدود مــي گــردد. هــر دو تعريــف صــراحتأ بــه
امكـ ان بازسـ ازي خسـ ارات مربـ وط مـ ي شـ ود(24) . هـ م چنـ ين برخـ ي حقـ وق دانـ ان خسـ ارات زيسـ ت محيطـ ي را خســارت بــه شــخص يــا جامعــه افــراد ندانســته، بلكــه جهــان طبيعــي را بــه عنــوان دارا يــي مشــترك ملــت هــا دانســته ومحيط زيست به مال و شئ تشبيه شده كه استفاده از آن متعلق به جامعه است.(25)
بنا به تعريف ديگر، خسارات زيست محيطي، خساراتي است كه بر اشخاص يا اشياء از طريق محيط زيستي وارد مي شود كه در آن زنـدگ ي مي كنند. در اين جا محيط زيست ، منبع خسارت است، نه زيان ديده، برخي ديگر بر اين باورند كه اين خسارات ناشي از آلـودگ ي اسـت ومرتبط با همه خساراتي است كه در كاهش عناصر (آب، هوا، صدا) دخيل مي باشد(26). در حقـوق فرانسـه، منظـور از خسـارات وارده بـرمحيط زيست، »هر قسم تخريب مستقيم يا غير مستقيم قابل اندازه گيري بر محيط زيست است…«(11). در حقوق آلمان، خسارت زيست محيطي بدين گونه بيان مي شود، »هر گونه تغيير نامطلوب قابل اندازه گيري در منابع طبيعي (گونه ها، سكونت گاه هـا ي طبي عـي، آب و خاك) يا اختلال قابل اندازه گيري در كاركرد منابع طبيعي كه ممكن است به گونه اي مستقيم يا غير مستقيم حادث شود«(11). مجلـس اروپايي در سال 2004، رهنمودي را درباره مسووليت هاي زيسـت محي طـي بـراي كشـورهاي عضـو، در خصـوص پـيش گ يـري و جبـرانخسارات زيست محيطي، تصويب كرد. اين رهنمود، مسووليت هاي گوناگوني را در بر مي گيرد. خسـارات زي سـت محي طـي در ا يـن سـند،محدود به خسارات وارد بر موجودات زنده، زيست گاه ها، آب و خاك شده است. ديدگاه رهنمود، درباره موجودات زنـده و زي سـت گـاه هـاخيلي محدود است و درباره آسيب به خاك، تنها به آلودگي، آن هم در صورتي كه به زيان بشر باشد، اشاره شده است و اين در حالي است كه در بقيه موارد، چنين نيست و خود محيط زيست حمايت شده است. اين موضوع به نظر نمي رسد كه پذيرفتني و توجيه پذير باشـد. از طرفي خسارات زيست محيطي ناشي از حوادث حمل و نقل دريايي و زميني را، از قواعد دستور العمل مستثني كرده است؛ بـه ا يـن دل يـل كه اين مسايل به طور كافي در معاهدات بين المللي مدنظر قرار گرفته اند(26). خسارات زيست محيطي هـر نـوع تغ ييـر، در كـل محـيط زيست يا در بخشي از آن است، به طوري كه آثار زيان بار و مخربي بر كيفيت محيط زيسـت داشـته باشـد. منظـور از تغ ييـر در ا يـن جـا ، تغييرات فيزيكي يا بيولوژيكي است كه در تركيب محيط زيست، برگشت پذيري آن، بهره برداري از اكوسيستم طبيعي و ن يـز در قابل يـت و ظرفيت محيط زيست ايجاد مي شود كه براي حفظ كيفيت محيط زيست (كيفيت قابل قبول حيات يا تعادل و توازن پايدار) آثـار مخربـي (بر اكوسيستم ها، بهداشت انسان، اموال و ساير استفاده هاي مشروع از محيط زيست) داشته باشد. در ضمن آلودگي بايد قابـل ملاحظـه و ارزيابي،اساسي يا فراتر از سطح معمول باشد. اين شروط انعطاف پذير بر اساس شرايط طبيعي و منطقه اي متفـاوت خواهنـد بـود. بـا ا يـن توضيحات محرز مي گردد كه خسارت زيست محيطي، مفهومي پيچيده و گسترده دارد.
اسناد حقوق بين الملل عمومي شامل تعاريف متعددي درخصوص مفهوم خسارت زيست محيطي است. غالبـأ ا يـن واژه بـه صـورت بسـيار نامشخص استفاده مي گردد چرا كه اختصاص يك طبقه بندي خاص براي انواع متعدد خسارت زيست محيطي مشكل به نظـر مـي رسـد،بنابراين اين واژه در متون مختلف معاني متفاوتي دارد .(27)
3-انواع خسارت زيست محيطي
به طوركلي خسارات از جنبه هاي ذيل قابل دسته بندي هستند:
1- خسارت از لحاظ ماهيت
خسارت از لحاظ ماهيت به دو قسم خسارت مادي و معنوي تقسيم مي شود.
الف- خسارت مادي: ضرر و زيان ناشي از عمل مستقيم يك كشور يا اتباع آن است، مانند: آلودگي هوا.
ب- خسارت معنوي يا غير مادي: خسارتي است كه بر اثر حدوث آن، به هيچ وجه لطمه مادي و مالي وارد نمي گردد، بلكـه ضـرر و زيـان جنبه معنوي و غير مالي دارد، مانند: تاثيرات رواني بر مردم ناشي از آلودگي هوا
در مواردي خسارت ايجاد شده سبب هر دو نوع خسارات مادي و معنوي مي گردد، مانند تخريب منظر.
2- خسارت از جهت شيوه ورود خسارت
از اين جهت خسارت به خسارت مستقيم و خسارت غير مستقيم (خسارت بي واسطه يا با واسطه) دسته بندي مي گردد.
الف- خسارت مستقيم: اگر ميان خسارت اعم از مادي و معنوي و يك عمل متخلفانه بين المللي رابطه عليت يا سببيت قطعـي و مسـلميبرقرار شود، آن خسارت مستقيم است. مانند تخليه مواد نفتي در دريا. طبق يك رويه قضايي بين المللي تنها خسارت مستقيم ممكن است موجب طرح مسووليت بين الملي گردد.
ب- خسارت غير مستقيم: در مقابل خسارت مستقيم، خسارت غير مستقيم قرار دارد، كه فرع بر خسارت مستقيم است(28). به طور مثـالتخليه زايدات نفتي در رودخانه، كه بعدها به دريا وارد گردد. در اين جا اين عمل به صورت غير مستقيم عامل خسارت در دريا مي شود.
3 – خسارت از حيث علت ورود خسارت
خسارت از اين حيث به خسارت تصادفي و غير تصادفي تقسيم مي گردد.
الف- خسارت تصادفي: به معني خسارت ناگهاني است و از وقوع يك رويداد به طور كلي پيش بيني نشده(يا يك سري از اتفاقـات بـا يـكمنشاء مشترك) ناشي مي شود. اين كه آيا خسارت از وقوع يك حادثه ناشي مي شود و يا از يك فرآيند تجمعي اثـرات مضـر مـي آيـد تـا ج ايي ك ه ب ه مس ووليت مرب وط م ي ش ود تف اوتي ن دارد. در ه ر دو م ورد، ممك ن اس ت عام ل انج ام فعالي ت مس وول باش د.
ب- خسارات غير تصادفي: به زيان ناشي از اثرات تدريجي و افزايشي فعاليت ها اطلاق مي شود. اين خسارات مي تواند از يك فرايند مداوم مانند انتشار دود صنعتي و يا از اعمال تكرار شونده مانند تخليه زباله در رودخانه و يا دريا ناشي شود. اين خسارات عمدتاً خود را در شـكل خسارت آلودگي آشكار مي نمايند(29).
4- خسارت از حيث قلمرو
خسارات زيست محيطي در دو قلمرو ملي و بين المللي حادث مي گردند.
الف- قلمرو ملي: بر طبق قوانين داخلي كشورها، در صورت وقوع هرگونه خسارت زيست محيطـي در محـدوده حاكميـت ملـي دولـت هـاقوانين داخلي جاري است. در بيش تر قوانين ملي كشورها ميزان و نحوه جبران خسارت زيست محيطي تعريف شده است كه بر اساس آن هرگونه خسارت زيست محيطي جبران خسارت مي گردد. مسووليت در قلمرو ملي اعم از مسووليت مدني و مسووليت كيفري طبق قوانين داخلي كشورها مشخص گرديده كه در صورت بروز هرگونه خسارت زيست محيطي، جبران خسارت مي گردد. لذا در صورتي كه خسـارتدر قلمرو ملي باشد، آسيب رساننده پيرو قوانين داخلي كشورها مكلف به جبران خسارت است.
ب- قلمــرو بــين المللــي: گــاه يــك نــوع از آلــودگي داراي پيامــدهايي فراملــي و فرامــرزي مــي گــردد ماننــد آلــودگي هــواو ايجـــاد بـــاران اســـيدي كـــه ممكـــن اســـت منشـــأ پيـــدايش آن كيلومترهـــا از محـــل وقـــوع آن فاصـــله داشـــته باشـــد.علــت ايــن مســأله را بايــد در بــه هــم پيوســتگي و ارتبــاط عناصــر و مؤلفــه هــاي محــيط زيســت جســتجو كــرد. نمونــههــاي بســياري از ايــن موضــوع را مــي تــوان ذكــر كــرد كــه از مهــم تــرين آن هــا پيــدا شــدن آثــاري از مــواد راديــو اكتيــو نيروگـــاه چرنوبيـــل در ســـواحل آمريكـــا پـــس از گذشـــتن بـــيش از چهـــل ســـال از حادثـــه انفجـــار راكتـــور هســـته ايچرنوبيــل در اوكــراين اســت. جهــان امــروز مواجــه بــا آلــودگي هــاي فرامــرزي و تخريــب محــيط زيســت در ســطح بــين المللــي اســت. البتــه منظــور از تخريــب بــين المللــي پيامــدهاي بــين المللــي و جهــاني يــك تخريــب اســت. بــه طــور مثــالمشــخص شــده كــه تخريــب جنگــل هــاي آمــازون واقــع در برزيــل از عمــده تــرين دلايــل وقــوع پديــده گرمــاي جهــاني است كه گرم شدن كره زمين و آب شدن كوه هاي يخ قطبي و … را در پي دارد.
-مفهوم خسارات فرامرزي
خسارت فرامرزي مي تواند از طيف گسترده اي از فعاليت ها ناشي شود كه در يك كشور به اجرا درمي آيند، اما در قلمرو ديگري عوارض جانبي ايجاد مي كنند. با اين حال به طور معمول خسارت فرامرزي به خسارات برون مرزي اي اشاره دارد كه از طريق زمين، آب يا هوا در روابط بين دولت ها ايجاد مي شوند. در حقوق بين الملل محيط زيست، چنين خسارتي اغلب با عنوان آسيب يا خسارات زيست محيطي بين المللي شناخته مي شوند. از آن جا كه اصطلاح “محيط زيست” با چنين معاني گسترده اي تكامل يافته است، خسارات فرامرزي به
چهار عنصر محدود شده است:
(1)رابطه فيزيكي بين فعاليت و خسارت ، (2) علت و معلول انسان، (3) آستانه مشخصي از شدت كه مستلزم اقدامات قانوني است و (4) حركت فرامرزي تاثيرات مخرب(29).
4- جايگاه خسارات زيست محيطي در معاهدات بين المللي
همان گونه كه قبلا متذكر شديم، مطابق يك تعريف كلي “خسارت” زيان يا صدمه اي است كه در نتيجه فعل يا ترك فعل تابعـان حقـوقبين الملل و در اثر بروز حوادث طبيعي به افراد، اموال و محيط زيست وارد مي شود(19). اين واژه به فراخور تحولات و پيشرفت ها در هـربرهه اي از زمان و در عرصه هاي مختلف، ابعادي گوناگون يافته است. از آن جمله ماده يك كنوانسـيون پـاريس مربـوط بـه مسـووليت در قبال شخص ثالث در زمينه انرژي هسته اي (1960)، ماده يك بند 7 كنوانسيون بروكسل در مورد مسووليت متصديان كشتي هـاي اتمـي(1962) و كنوانسيون در مورد مسووليت بين المللي براي خسارات ناشي از اجسام فضـايي (1972). در تمـام مـوارد مـذكور، خسـارت بـهمعناي »سلب حيات، صدمه ي شخصي، تلف مال و يا لطمه بدان«، تعريف شده است. تعـ اريف مـذكور، محـدود بـوده و آشـكارا خسـاراتزيست محيطي يا اكولوژيكي را از نظر دور داشته است، از طرف ديگر اين تعاريف، شكلي خاصي از تسلط و مالكيت را در خود نهفته دارد و بدين خاطر به نظر مي رسد در شمول عنوان خسارت نسبت به تخريب و انهدام مشـتركات جهـاني، ترديـد ايجـاد كنـد. بـه عنـوان مثـالكنوانسيون پاريس مربوط به مسووليت در قبال اشخاص ثالث در زمينه انـرژي هسـته اي بـدون توجـه بـه خسـارات زيسـت محيطـي يـااكولوژيك خسارت را صرفأ سلب حيات، صدمه ي شخصي، تلف و يا لطمه به مال تعريف كرده اسـت (19). در برهـه اي ديگـر اسـناد بـينالمللي در تعاريف خود از واژه خسارت، صدمات زيست محيطي را لحاظ نموده اند.
چنان چه كنوانسيون بين المللي لندن در مورد مسووليت و جبران خسارت براي خسارت در ارتباط با حمل و نقل مواد سـمي و خطرنـاكاز طريق دريا، خسارت را شامل »خسارت وارده بر حيات، صدمات وارده بر شخص يا صدمات وارده بر امـوال و يـا خسـارت وارده ناشـي ازآلوده كردن محيط زيست و هزينه هاي مربوط به اقدامات حفاظتي« مي داند. بيش تر كنوانسيونهاي مسـ ووليت مـدني بـين المللـي كـهآسيب هاي زيست محيطي را پوشش مي دهند، تعريف يكسان و يا تقريبا مشابهي از خسارت ارايه مي دهند: خسـارت بـه محـيط زيسـتقابل بازيابي است، اما براي جبران خسارت در محيط زيست به هزينه هاي معقول اقدامات بازسازي محدود مي شود كه در واقع انجام شده و يا بايد انجام شوند. اين تعريف در سال 1984 ارايه شد و بخشي از پروتكل سال 1984 است كه بـراي اصـلاح كنوانسـيون بـين المللـيمسووليت مدني براي خسارت آلودگي نفتي 1969 تدوين شد و به كنوانسيون صندوق 1971 مربوط ميشود. اين تعريف خسارت آلـودگيدر نهايت در پروتكل 1992 كه كنوانسيون آلودگي نفتي را اصلاح كرد ارايه شد. بسياري ديگر از كنوانسيون هاي بين المللي كه ضـررهايزيست محيطي مشابهي را پوشش ميدهند، تعريف مشابه و يا قابل مقايسهاي از خسارات اريه مـي دهنـد. بـه عنـوان نمونـه، كنوانسـيون1989 در زمينه مسووليت مدني براي خسارت ناشي از حمل كالاهاي خطرنـاك از طريـق جـاده، راه آهـن و شـناورهاي نـاوربري داخلـي
((CRTD، كنوانسيون بين المللي مسووليت و جبران براي خسارت در ارتبـاط بـا حمـل مـواد خطرنـاك و سـمي در دريـا (HNS)1996، پروتكل بازل 1999، كنوانسيون بازل در زمينه كنترل و حركت فرا مرزي زباله هاي خطرناك و دفع آن ها 1989 و كنوانسيون بين المللي مسووليت مدني ناشي از خسارات آلودگي انبار هاي نفتي 2001 (30). لذا به طور كلـي مـي تـوان گفـت تعريـف خسـارت هـاي زيسـتمحيطي در حال تكامل است و در اسناد اوليه هيچ اشاره اي به محيط زيست نشده بود، در ادامه به بيان برخي تعاريف از خسـارت زيسـتمحيطي كه در كنوانسيون هاي بين المللي ارايه شده است، مي پردازيم:
-كنوانسيون مسووليت فضا91972
كنوانسيون مسووليت فضا كه بايد احتمال ضرر به محيط فضا را پيش بيني كند، خسارت را به شيوه اي محدود و بـه ايـن عنـوان تعريـفميكند: بند الف ماده 1 اين كنوانسيون بيان داشته است: »از دست دادن زندگي، صدمات شخصي و يا ساير اختلالات بهداشتي و درمـاني،يا فقدان خسارت به اموال ايالات و يا افراد، حقيقي يا حقوقي، يا بر اموال سازمان هاي بين دولتي بين المللي«.(31) با اين حـال، در سـال1984 پروتكل 1969 كنوانسيون مسووليت مدني خسارت آلودگي نفت10را جبران هزينه اقدامات معقول ترميمـي كـه بايـد بـراي محـيطزيست دريايي انجام شود، در نظر مي گيرد(32).
-كنوانسيون بين الملل حقوق دريا 111982
بــــر اســــاس مــــاده 235 كنوانســــيون حقــــوق دريــــا ، بــــه جــــاي واژه خســــارت ناشــــي از آلــــودگي از LIBILITY و RESPOSIBILITY اســـتفاده مـــي شـــود(33). حتـــي واژه خســـارت در هـــيچ كجـــا از كنوانســـيون تعريـــف نشـــده اســـت.عــلاوه بــر آن، بــر اســاس مــواد مشــابه دولــت هــا بايــد “خســارت ناشــي از آلــودگي” را جبــران نماينــد. برخــي رژيــم هــايخاص مسووليت زيست محيطي، از اين تعريف در رژيم هاي خاصي استفاده مي كنند.
به عنوان مثال ماده 1 (6) كنوانسيون مسووليت مدني در خصوص خسـارت ناشـي از آلـودگي نفتـي12 بـر “خسـارت آلـودگي13 ” اشـارهدارد(34). چهارچوب كنوانسيون حقوق دريا تعريفي از خسارت به عمل نمي آورد، حتي زماني كه معاهده در برخي مواد از كلمـه خسـارتاستفاده مي كند. به عنوان مثال ماده 235 از خسارت ناشي از آلودگي محيط زيست دريايي صـحبت مـي كنـد. كنوانسـيون حقـوق دريـاتعريفي، اگرچه كاملا موسع، از آلودگي محيط زيست دريايي مي نمايد. ماده 1(4) كنوانسيون حقوق دريا اشاره دارد: »انتشار مواد يا انرژي به محيط زيست است كه منجر به تاثيرات زيان آوري هم چون آسيب به منابع زنده دريايي، تهديد سلامت بشـري و اخـتلال در فعاليـتهاي دريايي مي شود كه شامل ماهي گيري يا ديگر استفاده هاي قانوني از دريا است«، كه اين ماده چنين تاثيرات زيـان آوري از خسـارترا مشخص نمي نمايد و بنابراين موجب مي گردد تا تفاسير مختلفي از آن به عمل آيد(35).
-كنوانسيون 1984 بروكسل در مورد مسووليت مدني نسبت به خسارت آلودگي نفتي
خسارت زيست محيطي در اين كنوانسيون معنايي گسترده تر به خود مي گيرد. بر اساس اين اصـلاحيه خسـارت زيسـت محيطـي هزينـهاقدامات پيش گيرانه و بازدارنده جهت كاهش خسارت و نيز اقدامات معقولي را كه به منظور بالا بردن توان مقاومت محيط زيسـت اتخـاذمي شود، پوشش دهد(36).

Convention on International Liability for Damage Caused by Space Objects,(Space Liability Convention 1972
the 1984 Protocol to the 1969 Convention on Civil Liability for Oil Pollution Damage imposes compensation for the cost.
UNITED NATIONS CONVENTION ON THE LAW OF THE SEA1982
Convention on civil liability for oil pollution damage, nov.29,1969,reprinted in 973 UNTS 3, 9ILM45(1970)
Pollution damage

-كنوانسيون تنظيم اقدامات در مورد منابع معدني جنوبگان 141988
اين كنوانسيون صريحاً خسارت زيست محيطي را تعريف مي كند. بند 15 ماده 1 اين كنوانسيون در تعريف خسارت، اين چنين اشعار مي دارد:
»هرگونه پيامد و اثر بر بخش هاي زنده و غير زنده ي محيط زيست مذكور(جنوبگان) يا اكوسيسـتم هـاي آن از جملـه صـدمه بـه حيـاتاتمسفري، آبي يا فراسوي آن چه قابل تحمل است يا فراسوي آن چه ارزيابي شده و متفاوت از آن، اين بوده كه بر اساس كنوانسيون، قابـلقبول باشد«(37). اين تعريف، كه تعريفي موسع مي باشد، نه تنها تعريفي از خسارت، بلكـه تعريفـي از محـيط زيسـت را نيـز در بـر دارد.
خسارت نه تنها با معيار ماهوي (فراسوي آن چه قابل اغماض باشد)، بلكه با شاخص و معيار شـكلي (قضـاوت آن حـاكي از قابـل پـذيرشبودن آن باشد)، نيز تعريف شده است. ممكن است در جهت عموميت دادن بـه ايـن تعريـف اسـتدلال شـود كـه مفهـوم خسـارت زيسـتمحيطي، به خساراتي اطلاق مي شود كه در محيط زيست به وجود مي آيد؛ يعني تغيير در بخش خاص يا كـل محـيط زيسـت كـه پيامـدزيان بار قابل توجهي بر كيفيت خود محيط زيست، يا تغيير در توان آن براي حفظ يك كيفيت قابل قبول حيات يـا يـك تعـادل و تـوازنماندني و پايدار زيست بوم، داشته باشد.
اغلــب كنوانســيون هــاي بــين المللــي ديگــر، تنهــا بــه معيــار مــاهوي اشــاره مــي كننــد كــه بــه دليــل مــبهم بــودن آن، بــهروي تفســير بــاز هســتند. بــراي مثــال كنوانســيون آلــودگي شــديد فرامــرزي هــوا بــه آثــار مخــرب بــر منــابع و اكوسيســتم هــاي زنــده، بهداشــت انســان و امــوال مــادي و هــم چنــين اخــتلال در مطبــوع و دلپــذير بــودن يــا ســاير اســتفاده هــايمشــروع از محــيط زيســت اشــاره مــي نمايــد(38). ايــن كنوانســيون، هزينــه هــاي پــاك ســازي و از بــين بــردن آلــودگي هــا و اقـ دامات لازم بــراي اعـ اده وضـ ع بــه حـ ال ســابق را در مـ واردي كــه خســارتي بـ ه محـ يط زيسـ ت قطـ ب جنــوب يـ ااكوسيســتم هــاي مــرتبط يــا وابســته بــه آن وارد آيــد، بــراي جبــران خســارت لازم دانســته اســت15. ايــن كنوانســيون در ايـ ن رابطـ ه بـ ه هزينـ ه هـ اي پـ اك سـ ازي، حـ ذف و اقـ دامات لازم بـ راي احيــاي محـ يط زيسـ ت قطـ ب جنــوب و يــااكوسيســتم وابســته يــا مــرتبط اشــاره مــي كنــد. ايــن ســند پرداخــت غرامــت را بــه هزينــه هــاي معقــول و منطقــي محــدودنكــرده، بلكــه يــك گــام جلــوتر مــيرود و در پــاراگراف 2(الــف) مــاده 8 اظهــار مــي دارد: »در صــورتي كــه هــيچ بازگشــتيبـ ه وضـ عيت موجـ ود صـ ورت نگيـ رد بايـ د غرامـ ت پرداخـ ت شـ ود «(37). در ايـ ن رابطـ ه در گـ زارش ششـ م كميسـ يون حقـــوق بـــين الملـــل16 در زمينـــه مســـووليت و هـــم چنـــين در دســـتورالعمل كـــار اجبـــاري17 و در پـــيش نـــويس اتحاديـــه بــينالمللــي حفاظــت از طبيعت (اتحاديــه جهــاني حفاظــت 18)، رويكــرد مشــابهي يافــت مــي شــود. بــا ايــن توضــيح كــه درصـ ورت خسـ ارات زيسـ ت محيطـ ي، دسـ تورالعمل هــاي تسـ ك فـ ورس بـ ه اقـ دامات جــايگزيني بــراي جبـ ران خســارت
زيســـت محيطـــي تمايـــل دارد: »اقـــدامات بـــراي جـــايگزيني زيســـت گـــاه حفاظـــت شـــده خـــاص «، و مـــاده 24، پـــاراگراف (الــف) در گــزارش ششــم گــزارش گــر ويــژه كــه بــه موضــوع كميســيون حقــوق بــين الملــل در تعيــين مســ ووليت مربــوط مــي شــود پيشــنهاد مــيكنــد كــه »دولــت مبــدأ بايــد هزينــه هــاي هــر گونــه عمليــات منطقــي بــراي بازگردانــدن شــرايطيرا كــه قبــل از وقــوع ضــرر وجــود داشــته اســت تحمــل كنــد.اگر بازگردانــدن ايــن شــرايط بــه طــور كامــل غيــر ممكــن باشــدبايد بر سر غرامت مادي يا غيرمادي كه دولت منشاء بايد براي آسيبي ايجاد شده بپردازد توافق شود«(39).

10Convention on Regulation of Antarctic Mineral Resources (CRAMRA) The text of this convention was agreed, but CRAMRA has not been adopted. The Protocol on Environmental Protection to the Antarctic Treaty has been adopted instead
http :// unep.ch/sedac.cies in.columbia.edu
International Law Commission(ILC)
the Task Force Guidelines
NATURAL RESOURCES CONSERVATION NATUREAND INTERNATIONAL UNION (IUCN)
– كنوانسيون 1989 در زمينه مسووليت مدني براي خسارت ناشي از حمل كالاهاي خطرناك از طريق جاده، راه آهن و شناورهاي ناو بـريداخلي(CRTD)19
اين كنوانسيون يك سند زودهنگام است كه دو اظهار نظر فوق در تعريف محيط زيست را شامل نمي شود، اگر چـه “خسـارت بـه محـيطزيست”را در دامنه مسووليت در نظر ميگيرد. ماده 1، پاراگراف(1) “خسارت” را تعريف مي كند و در پـاراگراف(ج) مـيگويـد: »زيـان يـاخسارت ناشي از آلودگي كه توسط كالاهاي خطرناك براي محيط زيست ايجاد مي شود، به شرطي كه هزينه جبران اختلال محيط زيست غير از دست دادن سود ناشي از اين اختلال، بايد به هزينه هاي اقدامات معقولي كه براي بازسازي انجام ميشود يا بايد انجام شود محـدودشود«.(40)
-كنوانسيون ارزيابي اثرات زيست محيط ي در محيط فرامرزي1991(كنوانسيون اسپو20)
در اين جا بايد به كنوانسيون سازمان ملل متحد در زمينه ارزيابي اثرات زيسـت محيطـي فرامرزي(كنوانسـيون اسـپو) اشـاره كنـيم. ايـنكنوانسيون، اگرچه كنوانسيوني در خصوص مسووليت نمي باشد، اما به موضوع خسارت زيست محيطي و جبران خسـارت آن مـي پـردازد. هدف اين كنوانسيون از ارزيابي تاثيرات زيست محيطي يك فعاليت فراتر رفته و جنبه پيش گيرانه به خود گرفته و از دولت ها مي خواهد به طور انفرادي يا جمعي تمامي اقدامات ممكن و مؤثر را براي پيش گيري، كاهش يا كنترل تاثيرات مخرب زيست محيطـي فرامـرزي بـهكار گيرند(41). يك تعهد عمومي در زمينه پيش گيري نيز در ماده 2 پاراگرف1 مطرح شده است: “طرفين بايد به صورت فردي يا به طور مشترك، تمام اقدامات مناسب و موثر براي جلوگيري، كاهش و كنترل تاثيرات جانبي قابل توجه فرامـرزي زيسـت محيطـي را از فعاليـتهاي صورت گرفته انجام دهند”. (42) آن چه بيش تر قابل توجه است، اين كه تعهد پيش گيري به آسيب به محـيط زيسـت اشـاره دارد؛ همان طور كه در عنوان كنوانسيون پيشنهاد شد و همان گونه كه در ماده 1 پاراگراف (ششم)، (هفتم)و (بخش هشتم) تعريف شـده اسـت.پاراگراف(هفت)بسيار مهم است: “تأثير به معني هر اثر ناشي از فعاليت هاي انجام شده بر محيط زيسـت شـامل سـلامت و ايمنـي انسـان،گياهان، جانوران، خاك، هوا، آب، آب و هوا، چشم انداز تاريخي و بناهاي تاريخي و يا ديگـر سـاختارهاي فيزيكـي و يـا تعامـل ميـان ايـنعوامل. اين شامل تأثير بر ميراث فرهنگي و شرايط اجتماعي و اقتصادي ناشي از تغييرات آن عوامل نيز ميشود”(42). در پاراگراف بعـديميگويد تأثير فرامرزي »به معني هرگونه تأثير نه منحصرأ از طبيعت جهاني، بلكه در منطقه تحت صلاحيت يك طـرف، ناشـي از فعاليـتهايي كه منشأ فيزيكي آن به طور كامل يا بخشي از آن تحت صلاحيت طرف ديگر قرار دارد«.
-پروتكل اصلاحي 1992 كنوانسيون بين المللي مسووليت مدني خسارت آلودگي نفتي 211969
در حادثه تانكر نفتي توري كانيون در سال 1967، از آن جايي كه درباره جبـران خسـارت آلـودگي نفتـي پيشـرفت و تحـولي در مقـرراتبينالمللي ايجاد نشده بوده، نياز به ايجاد يك راه حل بينالمللي براي جبران خسارت قربانيان در صورت بروز آلودگي نفتي ضروري به نظر ميرسيد، لذا برخي از كشورهاي عضو سازمان بينالمللي دريانوردي در كنفرانسي كـه سـازمان مـذكور در 29 نـوامبر 1969 در بروكسـلبرگزار كرده بود با آگاهي از خطرات آلودگي ناشي از حمل جهاني نفت از طريق دريا به صورت فله و با اعتقاد به ضرورت حصول اطمينـاناز وجود غرامت كافي براي اشخاصي كه از آلودگي ناشي از نشت يا تخليه نفت از كشـتي زيـان مـيبيننـد و بـا ميـل بـه تنظـيم قواعـد ورويههاي بينالمللي متحدالشكل به منظور حل مسايل مسووليت و ارايه غرامـت كـافي، كنوانسـيوني بـا عنـوان »كنوانسـيون بـينالمللـيمسووليت مدني خسارت ناشي از آلودگي نفتي« را تصويب كردند. (٣۴)

15Convention on Civil Liability for Damage Cause during Carriage of Dangerous Goods by Road, Rail and Inland Navigation Vessels (CRTD)Geneva 10.10.1989
16The 1991 United Nations Convention on Environmental Impact Assessment in a Transboundary Context (the Espoo Convention)
17International Convention on Civil Liability for Oil Pollution Damage, 1992 (1992 Liability Convention)
در سال 1992، كنوانسيون مسووليت مدني ناشي از خسارت آلودگي نفتي در راستاي پوشش دادن مسايل حقوقي آلـودگي هـاي نفتـي و
نيز جبران خسارت هاي احتمالي توسط سازمان بين المللي دريانوردي بازنگري كلي گرديد. در اين راستا كنوانسيون 1992 تحـت عنـوانپروتكل اصلاحي جهت اصلاح كنوانسيون بينالمللي مسووليت مدني ناشي از خسارت آلودگي نفتي 1969 مشتمل بر مقدمه، هجده ماده و يك ضميمه به تصويب رسيد.(44)
»خسارت آلودگي« پيرو اين پروتكل عبارت است از:
– خسارت به بار آمده در خارج از كشتي در اثر آلودگي ناشي از خروج يا تخليه نفت از كشتي، صرف نظر از محل وقوع اين خروج يا تخليه كشتي، مشروط بر آن كه جبران خسارت در ازاي آسيب وارده بر محيط زيست به استثناي عدمالنفع حاصل از آسـيب مزبـور، محـدود بـههزينه اقدامات معقولي شود كه عملاً براي اصلاح وضعيت انجام پذيرفته است يا بايد انجام بپذيرد.
-هزينههاي اقدامات پيش گيرانه و خسارت ناشي از اين اقدامات (34)
-كنوانسيون سازمان ملل متحد در مورد آثار فرامرزي فعاليت هاي صنعتي، هلسينكي 221992
بر اساس اين كنوانسيون، فعاليت خطرناك فعاليتي است كه در آن يك يا چند ماده خطرناك به ميزان بـيش تـر از مقـادير ذكـر شـده درپيوست آن وجود داشته باشد كه م ي تواند موجب تأثيرات فرامرز ي گردد. اين كنوانسيون هم چنين، تعهد كلي براي پيش گيـري از بـروزآسيب به افراد محيط زيست را مورد تأكيد قرار داده و به تعهدات مشاوره، تبادل اطلاعات و اقدامات تقنيني، اجرايـي و مـالي اعضـا بـراي آمادگي مقابله با حوادث اشاره مي نمايد(41). “فعاليت هاي خطرناك” به شيوه اي متفاوت، همان طـور كـه در پـيش نـويس كميسـيونحقوق بين الملل تعريف شدهاند، در ماده (1) (ب) آمده است:»…هر گونه فعاليتي كه در آن يك يا چند ماده خطرناك كه قـادر بـه ايجـاداثرات فرامرزي است به مقدار و يا بيش از مقدار آستانه ذكر شده در ضميمه I استفاده شده باشد«. هم چنين در ماده 1(ج)درمورد عناصـر”محيط زيست” كه ممكن است اثرات فرامرزي جانبي داشته باشند آمده است:»اثر به معنـي هرگونـه نتيجـه نـامطلوب مسـتقيم يـا غيـرمستقيم، فوري و يا با تأخير ناشي از يك حادثه صـنعتي بـر مـوارد زيـر اسـت(از ميـان چيزهـاي ديگر):(الف)انسـان، گياهـان و جـانوران.
(ب)خاك، آب، هوا و چشم انداز،(ج)تعامل بين عوامل (الف)، (ب) و (د)دارايي هاي مادي و ميـراث فرهنگـي، از جملـه بناهـاي تـاريخي«.
كنوانسيون هلسينكي در ماده 2 (1) هم چنين به تعريف آلودگي پرداخته است؛ نه خسارت.
اين ماده اشعار دارد: »انتشار مواد يا انرژي به درون دريا كه موجب بروز خطر براي سلامت بشـري، آسـيب بـه منـابع زنـده و اكوسيسـتمدريايي،ايجاد اختلال در كاربري هاي قانوني از دريا همانند ماهي گيري، برهم زدن كيفيت آب دريا مـي گـردد«، كـه البتـه ايـن تعريـفهمانند تعريفي است كه در كنوانسيون حقوق درياها آمده است و اين سوال را مطرح مي كند كه منظور از مواد يا انرژي هايي كـه موجـببروز مسووليت يا خطر مي گردند چيست؟در ماده 3(1) اين كنوانسيون مجموعهاي از تعهدات كلي براي پيش گيري از آسيب به انسـان ومحيط زيست را بيان نموده است:اقدامات »پيش گيري، آمادگي و پاسخ، از جمله اقدامات بازسازي بايد بـا هـدف كـاهش ميـزان و شـدتحوادث و كاهش اثرات آن ها به كار گرفته شوند«(45). بر تعهدات معمول از مشاوره و تبادل اطلاعات با دولـت آسـيب ديـده، كشـورهايعضو بايد اقدامات قانوني، نظارتي، اجرايي و مالي مناسب را بـراي پـيش گيـري، آمـادگي و پاسـخ بـه حـوادث صـنعتي مـاده(4)3 انجـامدهند.ماده 13 درخواست همكاري براي”حمايت از تلاش هاي بين المللي براي شرح قوانين، ضوابط و روشها در زمينه مسووليت و تعهـدرا دارد.(45)
– كنوانسيون مسووليت مدني در قبال خسارت ناشي از فعاليت هاي خطرناك براي محيط زيست(كنوانسيون لوگانو231993)

18The 1992 United Nations Convention on the Transboundary Effects of Industrial Accidents (the Helsinki Convention)
در كنوانسيون لوگانو مسووليت مدني به طور كامل به حفاظت از محيط زيست اختصاص داده شده است. اين كنوانسـيون تـلاش مـيكنـدغرامت كافي را براي خسارت ناشي از فعاليت هايي كه براي محيط زيست خطرناك هستند، تضمين كنـد. يـك “فعاليـت خطرنـاك”يـكفعاليت حرفه اي است كه شامل مواد خطرناك، موجودات و يا ميكرو ارگانيسم هاي خطرناك و اصلاح شده ژنتيكي و عمليـات مربـوط بـهزباله است. ماده2(1) فعاليت هاي خطرناك را تعريف مي كند. پاراگراف 2 مواد خطرناك را تعريف ميكند(46). در ضمايم مختلف فهرست مواد خطرناك كه ويژگي نشان گر و غير جامع دارند ارايه شده است. پاراگراف3 ”موجودات 5اصلاح شده ژنتيكـي “ را تعريـف مـي كنـد وپاراگراف 4”ميكرو ارگانيسم“ را بيان مي نمايد.(38)
تعريف سابق با تعريف موجود در كنوانسيون لوگانو كه از متن هاي اخير در مورد مسووليت مدني است،تفاوت قابـل تـوجهي دارد. مـاده 2 (تعاريف)، پاراگراف 7، پس از اشاره در پاراگراف (الف) و(ب)كه به خسارت به افراد و اموال، اختصاص دارد، پاراگراف(ج)بـه محـيط زيسـتاختصاص دارد و پاراگراف(د)و بند 8 اين ماده با هم مرتبط هستند. بند 7 ماده 2 بيان داشته است:
الف-از دست دادن زندگي و ياخسارت شخصي.
ب-از دست دادن يا خسارت به اموال غير از نصب خود و يا اموال تحت كنترل اپراتور در محل فعاليت خطرناك برگزار شد.
ج- زيان يا خسارت از طريق اختلال در محيط زيست كه در معناي خسارت در پاراگراف الف يا ب در نظر گرفته نشده است. در بـالا بيـانشده كه جبران 5 اختلال در محيط زيست، به غير از دست دادن سود حاصل از آن اختلال، بايد به هزينه هاي اقداماتي كه در واقـع بايـدبراي احيا انجام شود و يا انجام شده است محدود شود.
د-هزينه اقدامات پيش گيرانه و هرگونه زيان يا خسارت ناشي از اقدامات پيش گيرانه، تا جايي كه زيان و يا آسيب كـه در پـاراگرافهـايفرعي الف تا ج اين پاراگراف اشاره شده است، از خواص خطرناك مواد خطرناك، ارگانيسم هاي اصلاح شده ژنتيكي و يا ميكـرو ارگانيسـمها ناشي ميشود و يا از زباله ها نشات مي گيرد(46)«.
بند 8 ماده 2 اين كنوانسيون نيز اشاره دارد: »”اقدامات ترميم“ به معني هرگونه اقدامات معقول با هدف ترميم يا احياي اجـزاي خسـارتديده يا نابود شده محيط زيست و يا معرفي، جايگزين مناسب براي اين بخشهاي محيط زيست است. حقوق داخلي نشـان مـي دهـد كـهچه كسي بايد چنان اقداماتي را انجام دهد.«(47) در اين گزارش توضيحي آمده است: ايـن مفهـوم اساسـي اسـت، چـرا كـه بـه رسـميتشناختن حفاظت مستقيم از محيط زيست را كه ممكن است مستقل از هر گونه صدمه به اموال و يا افراد باشد تضمين مـي كنـد. اقـداماتترميمي شامل همه موارد بالا است و هر زمان كه احيا يا مرمت محيط زيست ممكن باشد. اين به ايجاد وضـعيت زيسـت محيطـي مشـابهوضعيتي كه قبل از خسارت وجود داشته است مربوط ميشود. هنگامي كه بازگرداندن و يا احياي مجدد محيط زيست غيـر ممكـن باشـد،اقدامات ترميمي ميتواند معرف اجزاي معادل محيط زيست باشد. اين امر به عنوان مثال در مورد انقراض گونه هاي جانوري و يـا تخريـبجبران ناپذير زيست بوم اعمال مي شود. اين خسارت ها از نظر مالي قابل اندازه گيري نيستند و هـر گونـه احيـاي محـيط زيسـت از نظـرتئوري غير ممكن است. از آن جا كه اين مشكلات نبايد به فقدان كامل غرامت منجر شود، يـك روش خـاص بـراي جبـران ايـن خسـارتمعرفي شده است. اين روش جبران به دسترسي به معادل مشابه محيط زيست استوار اسـت. ايـن مفهـوم بـر شـرايط مفـروض هـر مـوردخسارت كه در كنوانسيون تعريف نشده است متكي است. علاوه بر اين كنوانسيون نشان نمي دهـد كـه چـه كسـي بايـد ايـن اقـدامات رابرعهده بگيرد. از اين رو حقوق داخلي در اين مورد تصميم گيري ميكند.در هر صورت، اقدامات جبران بايد در حد معقول باشد. هم چنين اين كنوانسيون بر اساس بند 10 ماده 2 تعريف گسترده اي از “محيط زيست” ارايه نموده است كه بـه گسـترش دامنـه جبـران خسـارت

19Convention on Civil Liability for Damage Resulting from Activities Dangerous to the Environment, (Lugano,
21,VI,1993)( The Treaty of Lisbon amending the Treaty on European Union and the Treaty establishing the European Community entered into force on 1 December 2009. As a consequence, as from that date, any reference to the European Economic Community shall be read as the European Union).
كمك مي كند. بند 10 ماده 2 محيط زيست را شامل موارد ذيل دانسته است: »منابع طبيعي هر دو نوع غير جاندار و جانـدار ماننـد هـوا،آب، خاك، گياه و تعامل بين عوامل مشابه و اموالي را كه بخشي از ميراث فرهنگي را تشكيل مي دهند و نيز جنبه ويژگيهاي چشم انـداز شامل مي شود«(46).
-كنوانسيون بين المللي مسووليت و جبران براي خسارت در ارتباط با حمل مواد خطرناك و سمي در دريا(كنوانسيون1996HNS24)
اين كنوانسيون در تعريف خسارت اين چنين اشعار دارد: »الف) از دست دادن زندگي و يا صدمه شخصي در عرشه و يـا خـارج از كشـتي حمل مواد خطرناك و مضر ناشي از آن مواد، )ب از دست دادن يا خسارت به اموال در خارج از كشتي حمل مواد خطرناك و سمي ناشي از آن مواد، )ج از دست دادن ياخسارت ناشي از آلودگي محيط زيست ناشي ازمواد خطرناك و سمي كه جبـران خسـارت را بـراي اخـتلال در محيط زيست فراهم مي كند، به غير از دست دادن سود حاصل از چنين اختلال بايد به هزينه هاي اقدامات معقول بازگشت محـدود شـودكه در واقع انجام شده و يا انجام مي شود و د) هزينه هاي اقدامات پيش گيرانه و علاوه بـرآن از دسـت دادن ياخسـارت ناشـي از اقـدامات پيش گيرانه(48). بر اساس حقوق مسووليت ناشي از شبه جرم (مسووليت مدني)، خسارت به صدمه اي اطلاق مي شود كه به يك فـرد يـايك گروه يا به طور دقيق تر به حقوق آن ها وارد مي شود. اين تعريف مستقيماً نمي تواند تـا حـدودي كـه منـافع تمليـك نشـده زيسـتمحيطي تحت تاثير قرار گرفته باشند، در مورد خسارات زيست محيطي مورد استفاده قرار گيرند. اين امر نـه تنهـا مسـاله نحـوه تعيـين وتشخيص “خواهان مناسب” مي باشد، بلكه نحوه ايجاد و تعيين ارزش مناسب براي محيط زيست يا اجزاي آن نيز هست.
در ايـ ن خصـ وص بايـ د توجـ ه داشـ ت كـ ه معاهـ دات بـ ين المللـ ي زيسـ ت محيطـ ي بـ ه طـ ور اتفـ اقي بـ ه ارزش “ارزش ذاتــي” محــيط زيســت اشــاره مــي كننــد. بــراي مثــال، مــاده 3 پروتكــل الحــاقي حفاظــت از محــيط زيســت، بــه معاهــدهجنوبگـــان، “ارزش ذاتـــي جنوبگـــان از جملـــه زيبـــايي وجالـــب توجـــه بـــودن آن” را بـــه رســـميت مـــي شناســـد و بـــرايحفاظــت از آن تــلاش مــي كنــد. عبــارت مشــابه آن را مــي تــوان در مقدمــه كنوانســيون تنــوع زيســتي يافــت . بــا اشــارهبــه ايــن كنوانســيون هــا و پــس از ارزيــابي معاهــدات بــين المللــي موجــود محــرز مــي گــردد كــه هرچنــد در معاهــدات بــينالمللــي زيســت محيطــي بــه طــور اتفــاق بــه ارزش ذاتــي محــيط زيســت اشــاره مــي كننــد، امــا در مــورد تعريــف خســارتبــه محــيط زيســت، عقايــد مشــتركي وجــود نــدارد. برخــي، بــين پيامــد وارده بــر محــيط زيســت و محــدوده اي كــه بايــدزيانبــار تلقــي شــده و در نتيجــه خســارت را تشــكيل مــي دهــد، تفــاوت قايــل مــي شــود.ايــن تفــاوت گــذاري و مرزبنــدي بــه روشــني حــاكي از ايــن اســت كــه اقــدامات انســان، هميشــه داراي آثــار زيســت محيطــي اســت، امــا هــر اثــر و پيامــدي،غيــر قابــل تحمــل و زيــان بــار نيســت. معمــولا تــلاش مــي شــود تــا آســتانه مــذكور معلــوم شــود، لــيكن كلمــات مــورداسـ تفاده نظيـ ر تغييـ رات مهـ م بــا آثـ ار زيـ ان بـ ار و نــاروا، ا خـ تلال در محـ يط زيسـ ت، اثــر زيـ ان آور و نظـ اير آن، ايـ نواقعيــت را مخفــي مــي كنــد كــه در بــيش تــر مواقــع، محــدوده و آســتانه ي تلقــي يــك پيامــد زيســت محيطــي بــه عنــوانخســارت، بــه هــدف تعقيــب شــده توســط فعاليــت موجــد پيامــد مــذكور از يــك ســو و قابــل احتــراز بــودن يــا نبــودن پيامــدمذكور از سوي ديگر، بستگي دارد.(38)
– كنوانسيون بين المللي مسووليت مدني ناشي از خسارات آلودگي انبار هاي نفتي 252001
بند 9 ماده 1 اين كنوانسيون “خسارت آلودگي” را اين گونه تعريف نموده است: »الف) از دست دادن ياخسارت به وجـود آمـده خـارج از كشتي توسط اختلال ناشي از فرار يا تخليه انبارهاي نفت كشتي، فرار و يا تخليه ممكن است در هر كجا رخ دهـد، جبـران خسـارت بـراي اختلال محيط زيست فراهم مي كند به غيـر از دسـت دادن سـود حاصـل از چنـين اخـتلال كـه با يـد بـه هزينـه هـاي اقـدامات معقـول

21INTERNATIONAL CONVENTIONON LIABILITY AND COMPENSATION FORDAMAGE IN CONNECTION WITH THE CARRIAGE OF HAZARDOUSAND NOXIOUS SUBSTANCES BY SEA, 1996 (1996 HNS CONVENTION)
20International Convention on Civil Liability for Bunker Oil Pollution Damage, 2001 London, 23 March 2001
محدودبازگشت شود كه در واقع انجام شده و يا انجام مي شود. و ب) هزينه هاي اقدامات پيش گيرانه و از دست دادن ياخسـارت ناشـ ي از اقدامات پيش گيرانه«. (49)

سخن آخر
با توجه به تحليل تعاريف خسارات ناشي از آلودگي زيست محيطي از منظر حقوق بين الملل محيط زيست؛ محرز مي گردد كه علـي رغـمتلاش ها براي تعريف خسارات ناشي از آلودگي زيست محيطي از منظر حقوق بين الملـل محـيط زيسـت در حقـوق قـراردادي و از منظـرمعاهدات بين المللي، تعريف شفاف و جامعي از آن به عمل نيامده است و با توجه به پيچيـدگي هـاي حقـوقي و اجرايـي در خصـوص آن،تشخيص نحوه جبران آن نيز با مشكلات حقوقي ديگري رو به رو است. لذا بـا وجـود گسـترش آلـودگي زيسـت محيطـي در حـوزه هـايمختلف، دولت ها تمايل چنداني براي پذيرش قوانين و استانداردها جهت مبارزه با آلودگي و جبران خسارت آن ندارنـد. از سـوي ديگـر بـاتوجه به خصيصه جهاني آلودگي زيست محيطي، تدوين قوانين و مقررات ملي و بين المللي براي مبارزه بـا آن ، بـا مشـكلات و پيچيـدگيهايي رو به رو است. با اين همه، در اصول پايه اي حقوق بين الملل محيط زيست به جبران خسارت پرداخته شـده كـه ايـن امـر در اصـلپرداخت توسط آلوده ساز مورد توجه قرار گرفته و خلأهاي حقوق بينالملل را تا حدي پوشش داده است. اين اصل به عنـوان يـك وسـيلهمؤثر اقتصادي نيز تلقي مي گردد و آن عبارتست از هزينه هايي براي جلوگيري از آلودگي كه به عنوان مقررات كنترل كننـده بـه وسـيلهمقامات عمومي بنيان نهاده شده است. مفهوم اصل پرداخت توسط آلوده ساز بر يك منطق ساده حقوقي استوار است كه عامل يك فعاليت يا اقدام كه سود چيزي را مي برد بايد زيان هاي ناشي از آن به محيط زيست را نيز متقبل گردد. اين اصل حوزه بسيار گسترده اي دارد و در نظام هاي حقوقي بسياري از كشوها با اندكي تفاوت به آن اشاره شده است، گرچه اين اصل در حقوق بين الملل محيط زيست برجسته تر از ساير رشته هاي حقوقي مورد قبول افتاده و اجرايي تر گرديده است.

منابع
1-Larsson, Marie Louise, “ Legal of the Environment and Envionmental Damage”. Estokholm
Institute Law 1957 -2009 . pp155.158,159
پورهاشمي. سيدعباس و ارغند. بهاره، 1393، كليات حقوق بين الملل محيط زيست، تهران نشر دادگستر.ص 2
Romppanen, Seita, : “Reflection on Environmental Responsibility with on emphasis on the Nord Stream pipeline in the Baltic Sea Area”. -LL.M in ntural Raesources Law and International Environmental Law ,Januery 2010. p37,947 .
LIABILITY FOR ENVIRONMENTAL DAMAGE IN EASTERN EUROPE, CAUCASUS AND CENTRAL ASIA (EECCA) : OECD 2012 -P 9
5-Springer, A L, Towards a meaningful concept of pollution in international law, International and Comparative Law Quarterly, Vol 26 1977, et seq (hereinafter Springer 1977). pp 550 and 556-557/ See also C Redgwell, Compensation for Oil Pollution Damage, Quantifying Environmental Harm, Marine Policy, March 1992, discussing pollution as damage.
Environmental Programe Agency- EPA
The Clean Air Act(CAA)
8-Environmental Dispute Resolution System in Japan. July 2011, Mitsuhisa YOSHIDA Examiner Environmental Dispute Coordination Commission, government of Japan. p6.
9-Framework Convention for the Protection of the Marine Environment of the Caspian Sea
10-The Organisation for Economic Co-operation and Development(OECD),
http://www.oecd.org/environment/
11-مشهدي .علي، 1389 ، ترمينولوژي حقوق محيط زيست، چاپ اول، تهران، انتشارات خرسندي،صص24,105,23
NOUMEA CONVENTION FOR THE PROTECTION OF THE NATURAL( RESOURCES AND ENVIRONMENT OF THE SOUTH PACIFIC REGION,Noumea24 November 1986
Regional Convention for the Conservation of the Red Sea and Gulf of Aden enviromnet( Jedaa Convention 1982.)
14-Protocol on Preparedness, Response and Co-operation to Pollution Incidents by Hazardous and Noxious Substances, 2000 (HNS Protocol).
15-قانون 9 نوامبر2000 هلند راجع به دسترسي به اطلاعات زيست محيطي، حمايت از محيط زيست و ارزيابي اثرات زيست محيطي
16-مجموعه قوانين و مقررات محيطزيست
17-فتائي. ابراهيم، 1386، مقدمه اي بر شناخت محيط زيست، چاپ اول، اردبيل، انتشارات مهد تمدن. ص214
18- كاتوزيان. ناصر و انصاري. مهدي،تابستان 1387، مسووليت ناشي از خسارت هاي زيست محيطي، فصل نامه حقوق، مجلـه دانشـكدهحقوق و علوم سياسي، دوره38 ، شماره 2.
19-زماني. سيد قاسم،1381 ، توسعه مسووليت بين المللي در پرتو حقوق بين الملل محيط زيست، مجله پژوهش هـاي حقـوقي، شـماره
.يك ص44
Sands, Philippe, Principles of International Environmental Law, 2nd Edition, October 2003.p877
Romppanen, Seita, : “Reflection on Environmental Responsibility with on emphasis on the Nord Stream pipeline in the Baltic Sea Area”. -LL.M in ntural Raesources Law and International Environmental Law ,Januery 2010.p37.
22-Prieur Michel , “Droit de l’environnement”, 1avril 1996.
23-Comprehensive Environmental Response, Compensation, and Liability Act, Section 107(a)(4)(C)
24-LIABILITY FOR ENVIRONMENTAL DAMAGE IN EASTERN EUROPE(EECCA).2012
25-Ghestin, Jacques. Jourdain, Patrice Geneviève Viney, , “Les effets de la responsibilite”, LGDJ 2001. P 178. رجبي. عبداﷲ، 1388 ، بررسي معيارهاي ويژه در طراحي نظام مسووليت مدني خسارات زيست محيطي، حقوق محيط زيست(نظريه-26
ها و رويه ها)، چاپ اول، تهران، انتشارات خرسندي، صص 159,161
Brans Edward. H. P. Uilhoorn Mark. u : “liability for damage to public Natural Resources”,17 september 1997. Pp9-12.B.Sandvik:Miljoskadeansvar,p123
ضيايي بيگدلي. محمدرضا،1387، حقوق بين الملل عمومي، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ سي و دوم.صص 493-494
29-Hankin, Xue , “ Transboundery Damage in International Law”. Cambrige University Press. Frist puplished 2003p3.4
30- Brans Edward H.P. “Liability for Damage to Public Natural Resources under the 2004 EC Environmental Liability Directive Standing and Assessment of Damages”. E N V I R O N M E N T A
L L A W R E V I E
W. E N V L R E V 7 ( 2 0 0 5 ).p107.
Convention on International Liability for Damage Caused by Space Objects,(Space Liability Convention 1972
the 1984 Protocol to the 1969 Convention on Civil Liability for Oil Pollution Damage imposes compensation for the cost.
T.Kuokkanen. Defining environmental damage in international and Nordic environmental law in The Legal Status of Individual in Nordic environmental law, Juridica Lapponica series 10.p53.
Sands, Philippe, Principles of International Environmental Law, 2nd Edition, October 2003.p877.
UNITED NATIONS CONVENTION ON THE LAW OF THE SEA1982.
موسوي. سيد فضل اﷲ و قياسيان. فهيمه،بهار 1390، جبران خسارت زيست محيطي در حقوق بين الملل، فصل نامه حقوق، مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي، دوره 41،شماره 1.
Convention on the Regulation of Antarctic Mineral Resource Activities(CRAMRA)
روديگر.ولفروم(نويسنده)،. پيوند حقوق بشر و محيط زيست؛ يك مسووليت اجتماعي در عرصه بين الملل، ساعد، نادر(مترجم)،صص6,5,3
Report of the Special Rapporteur to the ILC, Yearbook . .., 1990, Vol. II, Part One, (See the Sixth pp. 96-97)
40-Convention on Civil Liability for Damage Cause during Carriage of Dangerous Goods by Road,
Rail and Inland Navigation Vessels (CRTD)Geneva 10.10.1989
تقي زاده انصاري. مصطفي و فائقي راد. مونا، 1389،



قیمت: تومان

JEST88761462822200-1

تدوین استراتژي هاي مجتمع هاي صنفی خدماتی (مطالعه موردي: مجتمع صنفی خدماتی خاوران)
رکسانا موگویی1
صدف فرسادي2
چکیده
زمینه و هدف: شهر تهران 21/16 % از سهم جمعیتی کشور را به خود اختصاص داده است. امروزه تداخل کاربري هاي مسکونی، تجاري و صنعتی ، عدم رعایت جنبه هاي زیست محیطی و بهداشتی و عدم دسترسی متصدیان واحدهاي صنفی به ضوابط جامع استقرار کارگاه هاي شغلی، زندگی را براي شهروندان سخت نموده است. ایجاد مزاحمت و آلودگی توسط این واحدها منجر به صدور راي به استناد بند 20 ماده 55 قانون شهرداري ها جهت جلوگیري از فعالیت و انتقال آنان به مجتمع هاي صنفی خدماتی شده است .
روش بررسی: با توجه به فقدان مطالعات زیست محیطی در مجتمع صنفی خدماتی خاوران، سعی گردیده است از روش SWOT جهت شناسایی و ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها و از ماتریس هاي QSPMو SPACE جهت بررسی و تدوین استراتژي هاي مناسب براي مدیریت زیست محیطی و نیز روش تجزیه و تحلیل عامل به منظور مدیریت نقاط قوت و ضعف مجتمع هاي صنفی و خدماتی استفاده شود.
یافته ها و نتایج: نتایج نشان دهنده وضعیت زیست محیطی مجتمع در حالت محافظه کارانه (WO) به معنی بهره گیري از فرصت ها جهت کاهش نقاط ضعف می باشد. استراتژي هاي مربوط به پررنگ تر نمودن نقش شرکت ساماندهی به عنوان متولی امر انتقال و ساخت مجتمع هاي مذکور علی الخصوص کنترل مسایل زیست محیطی ، واگذاري امور مربوط به خدمات شهري به بخش خصوصی و پیگیري جهت اخذ گواهی نامه هاي زیست محیطی به ترتیب در اولویت هاي یک ، دو و سه می باشد
بحث و نتیجه گیري : نتایج بیان گر لزوم نظارت و تعامل صحیح از سوي شهرداري منطقه 15، شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل ،سازمان جنگلها و مراتع، اتحادیه هاي صنفی و صنوف مشمول طرح انتقال ، اجراي دقیق بخش نامهها و آیین نامهها از سوي هیات امناي مجتمع علی الخصوص در بحث مسایل زیست محیطی و لزوم مدیریت یکپارچه میباشد .

وازگان کلیدي: SPACE ،QSPM، مجتمع صنفی خدماتی

استاد یارگروه برنامه ریزي ، مدیریت و آموزش محیط زیست دانشکده علوم و فنون دریایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
دانشجوي کارشناسی ارشد مدیریت محیط زیست دانشکده علوم و فنون دریایی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال* ( مسوول مکاتبات)
زمینه و هدف
از زمان انقلاب صنعتی به بعد توسعه شهري همواره با توسعه صنعتی همراه بوده است.شاید بتوان گفت که ایـن همراهـی شـهر و صـنعتمهم ترین و موثرترین عامل در شکل گیري نظام کالبدي فضایی شهرها و حومه ها محسوب مـی شـود کـه پیامـدهاي گونـاگون زیسـتمحیطی ، اقتصادي و اجتماعی به همراه داشته است[ 1] .در حقیقت توسعه شهري نوین از سویی با فرآیند تولید صنعتی گره خورده و بـهمیزان زیادي از رشد صنعتی ناشی می گردد و از سوي دیگر، توسعه صنعتی آثار وپیامدهاي گسترده اي بر رونـد توسـعه شـهري و شـهرنشینی بر جاي می گذارد. در کشورهاي در حال توسعه، صنعت یک امر تحمیلی به شهرها و بدون جایگاه مشخص در بافت شهري است .
مقررات پهنه بندي یکی از راهکارهاي کشورهاي توسعه یافته براي قرار گرفتن صنعت در بافت شهري بوده است . پراکنش صنایع سبک در بافت شهري که سبب ایجاد مزاحمت و آلودگی در بافت هاي شهري شده است، یکی از مسایل مهم شهري است کـه بـه دلیـل عـدمنظارت مبادي مرتبط روز به روز در حال افزایش است[ 2] . یکی از مشکلات موجود در شهر تهران، استقرار نامناسب و ناسـازگار فعالیـت هاي صنعتی، صنفی و خدماتی در کنار سایر کاربري هاست، به نحوي که فعالیت این گونه واحدها موجب ایجاد مزاحمت و آلودگی بـرايشهروندان و در نتیجه کاهش کیفیت مطلوب بافت شهري می شود[ 3] . پسماندهاي خطرناك بیولوژیکی وغیر بیولوژیکی ماننـد پسـماندهاي چرم سازي، سالامبور سازي ، پسماند هاي تولید ایرانیت، تولیدات و فرآیندهایی که در آنها از مواد رادیواکتیو استفاده می شـود و … وارد محیط شهري می گردد[ 4و5] . فاضلاب حاصل از فعالیت هاي صنعتی و تولیدي معمولا بر اثر استفاده از آب و سایر ترکیبات (اغلب به شکل مایع) در فرآیندها و فعالیت هاي مختلف تولیدي، شستشوي مواد اولیه، ظروف بسته بندي وفاضلاب انسانی می باشد. بطور کلی فاضلاب واحدهاي مورد نظر، از نظر کیفیت ، داراي یکی از ویژگی هاي زیر و یـا مجموعـه اي از آن هـا مـی باشـد :۱- شـیمیایی (نظیـرفاضلاب ناشی از آب کاري) 2- فیزیکی (نظیر فاضلاب ناشی از سنگ بري) 3- پرتوزایی (نظیر فاضلاب ناشی از فعالیت هاي آزمایشـگاهیکه در آن ها از مواد رادیو اکتیو استفاده می شود) 4- بیولوژیکی (نظیر فاضلاب ناشی از پاك کردن و بسته بندي گوشت)
فاضلاب هاي ناشی از فعالیت واحدهاي تولیدي مستقر در بافت شهري ، پس از انجام تصفیه و یا بدون انجام آن (که در مورد واحدهاي کوچک بیشتر مورد دوم صادق است) به داخل کانال هاي روباز و یا روبسته ، شبکه فاضلاب شهري، چاه هاي جاذب و یا در مواقعی در زمین هاي بایر تخلیه می شود که بر حسب کمیت و کیفیت فاضلاب و نیز نوع منبع پذیرنده ،می تواند اثرات سوء مختلفی به خصوص بر روي کیفیت آب هاي سطحی و زیرزمینی داشته باشد[ ۶] . فعالیت واحدهاي تولیدي و خدماتی به این دلایل باعث بروز آلودگی صوتی می شود: در فرآیند تولید کالا و ارایه خدمات، برخورد دستگاه ها با مواد اولیه و یا فعالیت دستگاه ها و ابزار آلات باعث ایجاد سر و صدا و نیز ایجاد لرزش می شود. علاوه بر این تخلیه و بارگیري نیز عامل مهم دیگري در این زمینه می باشد. در واقع بخش مهمی از آلودگی صوتی در بافت شهري مربوط به فعالیت واحدهایی نظیر آهن گري، تراش کاري ، نجاري، صاف کاري و … می باشد که بسته به محل استقرار آن ها در کنار کاربري هاي مسکونی، آموزشی ، بهداشتی، تفریحی، صنعتی و … و زمان فعالیت شان در اوقات مختلف شبانه روز، میزان مزاحمت این واحدها قابل تغییر است .

منابع مولد آلودگی هوا به سه طبقه تقسیم می شود : 1- کارخانجات، کارگاه ها و نیروگاه ها 2- وسایل نقلیه موتوري 3- منابع متفرقه (خانگی و …)
واحدهاي صنعتی به دو صورت هوا را آلوده می کنند: 1ـ استفاده از سوخت هاي فسیلی 2ـ آزاد شدن مواد آلاینده در طی فرایند تولید. در ایران سوخت اکثر واحدهاي صنعتی ، مازوت و گازوییل است که هر دو از جمله آلاینده ترین سوخت ها به شمار می آیند .
عامل دیگري که واحدهاي صنعتی و تولیدي را در شمار منابع آلاینده هوا در می آورد، فرآیند تولید است. واحدهاي صنعتی بر حسب نوع محصولی که تولید می کنند، از مواد اولیه گوناگونی بهره می گیرند که این مواد می توانند در طول فرآیند تولید، به صورت هاي مختلف (آلاینده اولیه یا ثانویه) وارد محیط شوند. هم چنین بر اساس موقعیت استقرار و آثار کالبدي – فضایی آن ایجاد مزاحمت می کنند. فشار بر زیر ساخت هاي شهري مثل آب، برق، گاز ،تغییر کاربري زمین، اختلاط کاربري مسکونی و یا دیگر کاربري هاي حساس (آموزشی ، درمانی و …) با صنعت، جاي گزینی بافت هاي فرسوده، جا به جایی و مهاجرت جمعیت، ایجاد بافت هاي حاشیه نشینی و زاغه نشینی ، ایجاد فضاهاي نا امن شهري، تجمع گروه هاي ویژه اجتماعی در محلات و معابر مسکونی، استفاده از شبکه هاي شهري به منظور حمل و نقل صنعتی، باعث ایجاد زمینه تداخل سفرهاي روزانه شهري با حمل و نقل سنگین ،ایجاد گره گاه ها و کاهش ظرفیت ترافیکی و فشار بر شبکه حمل و نقل شهري و تأثیر نامطلوبی بر سیما و چشم انداز فضاهاي شهري و نیز عدم ایمنی می شود.
بر اساس مصوبه سال 69 کمیته انتقال (توافق مجامع امور صنفی و شهرداري تهران)مشاغل و صنوف شامل 8 اتحادیه ماشین ساز و فلز تراش ،آهن کاران ساختمانی ، آلومینیوم کاران ،درودگران ،چـوب فروشـان ،آهـن فروشـان ،مصـنوعات فلـزي و بنگـاه هـاي بـاربري بـازیرمجموعه فعالیت هاي تحت پوشش که قبلا به آن اشاره شد، باید در مجتمع هاي صنفی خدماتی مصوب مستقر شوند [ 7] .

مجتمع صنفی خاوران از مهم ترین مجتمع هاي صنفی – خدماتی تحت پوشش شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران از شرکت هاي معاونت خدمات شهري شهرداري تهران می باشد که بامساحت 240 هکتاردرکیلومتر15 جاده خاوران واقع شده است . این مجتمع دربرگیرنده صنوف فروشندگان چوب وتخته با مساحت 44 هکتار، درودگران با مساحت 21 هکتار، آهن کاران ساختمانی با مساحت 28 هکتار، ماشین ساز و فلزترا ش شهر ري با مساحت11 هکتار، نوآوران( قسمت دوم مجموعه درودگران) بامساحت 15هکتار ومجموعه فن آوران با مساحت 42 هکتارمی باشد[ 8] .
بنابراین یکی از اهداف برنامه ریزي و مدیریت شهري به شیوه ساماندهی و استقرار این واحدها در مکان هاي مناسب اشاره می کند، اما باید توجه داشت که موضوع ساماندهی صنایع و مشاغل پدیده اي پیچیده و چند بعدي می باشد که از ماهیت روابط متعارض و گاه متضاد مشاغل و شهر ناشی می شود. بنابراین شهرداري بر اساس آیین نامه اجرایی ایجاد مجتمع هاي صنفی به ساماندهی صنایع و مشاغل شهر اقدام نموده است [ 9] .
در تحقیقی که توسط حسین کاچار در سال 1382انجام شد، براي اولین بار وضعیت مشاغل آلاینده و مزاحم از دیدگاه علمی به صورت مطالعه موردي در شهرداري منطقه 11 مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق پس از بررسی وضعیت مشاغل آلاینده در منطقه 11 شهرداري تهران در خصوص عوامل و مشکلات موجود در این زمینه بحث گردیده ولی توضیحی در مورد نقش مجتمع هاي صنفی خدماتی و اثرات ایجاد آن ها به طور کامل داده نشده است .[ 10]
هدف از انجام تحقیق : ارایه راهکارهاي افزایش مشارکت صنوف مشمول طرح انتقال، به خریداري زمین در مجتمع هاي صنفی خدماتی مصوب به منظور ارتقاء کیفیت مدیریت و کاهش آلودگی هاي زیست محیطی ناشی از تجمع صنوف یکسان در سایتهاي مجتمع است .
در سال هاي اخیر عدم نظارت مناسب از سوي مبادي مرتبط(شهرداري تهران،اتحادیه هاي مرتبط و …) بر مجتمع صنفی خدماتی خاوران باعث ایجاد مشکلاتی شامل آلودگی حاصل از جمع آوري نامناسب پسماندهاي ناشی از روند فعالیت سایت هاي مختلف،عدم استقبال برخی از صنوف جهت خریداري زمین در مجتمع مذکور،واگذاري زمین به واحدهاي داراي جواز و عدم توجه به واحدهاي فاقد جواز در محیط شهري و … گردیده است. لذا با عنایت به این که بسیاري از صنوف استقرار یافته قبل از انتقال داراي واحدهاي مختلف در بافت شهري و مسکونی بوده اند و با استمرار مشکلات فوق امکان بازگشت مجدد به محیط شهري و مکان هاي قبلی و در نتیجه ایجاد آلودگی هاي احتمالی وجود دارد ، ارائه برنامه مدیریت راهبردي با استفاده از روش SWOT جهت شناسایی نقاط قوت ،ضعف ، فرصت و تهدیدها و ارائه استراتژي مناسب ، ماتریس برنامه ریزي استراتژیک کمی QSPM) ) به منظور اولویت بندي استراتژي ها وماتریس تحلیل ارزیابی موقعیت و اقدام راهبردي (SPACE) کمک بسزایی در بهبود شرایط و رضایت ذینفعان و به طبع کاهش آلودگی هاي زیست محیطی خواهد داشت.
روش بررسی
در این تحقیق ابتدا سیستم مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی طراحی و برنامه راهبردي مناسب به منظور مدیریت اصولی براي رسیدن به توسعه پایدار ارایه شد .در اجراي این روش مراحل ذیل به انجام رسید: نخست عوامل داخلی و خارجی محیط تحت بررسی شناسایی شد [ 11] . بدین منظور در گام نخست لازم بود تا عوامل مؤثر بر مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی شناسایی و تجزیه و تحلیل شود. با این هدف کار فهرست برداري و نهایی کردن عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدات ) با کمک پرسش نامه خبرگان و متخصصین به روش دلفی و کاوش تک متغیره به انجام رسید. در ابتدا پرسش نامه هاي باز طراحی شد تا تم هاي اصلی بدون ساختار بر اساس روش دلفی تعیین شود. در این روش در مراحل بعد ابتدا فهرست اولیه اي از عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر راهبردهاي مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی (بین 10 تا 20 عامل داخلی و 10 تا 20 عامل خارجی) در منطقه تهیه شد .سپس از تعدادي از افراد مجرب که داراي حداقل مدرك تحصیلی کارشناسی در زمینه هاي تخصصی ، برنامه ریزي صنعتی ، محیط زیست، مهندسی فاضلاب یا مدیریت و تجربه فعالیت در منطقه تحت بررسی بودند (به عنوان گروه دلفی) خواسته شد با استفاده از پرسش نامه، در خصوص عوامل داخلی و خارجی موثر بر مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی در منطقه مورد مطالعه اظهار نظر نموده و اهمیت آن ها را درجه بندي نمایند . سپس نظرات رتبه بندي شده و پیش بینی هاي جدید نیز به عوامل اضافه شد. بنابراین اطلاعات جمع آوري شده در جدول ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و جدول ارزیابی عوامل داخلی (EFE) تنظیم گردید. در این جداول، در ستون اول فهرستی از عوامل اصلی داخلی و خارجی و در ستون دوم اوزان مربوط به هریک از عوامل به گونه اي تنظیم شد که جمع اوزان متعلقه در ستون نرمال و برابر عدد یک گردد. در ستون سوم درجه بندي امتیاز هر یک از عوامل به شرح زیر اعمال شد: به هر یک از عوامل بر اساس نظرهاي پاسخ دهندگان امتیازي از 4 (بسیار خوب) تا 1 (ضعیف) تخصیص داده شد. در ستون چهارم امتیاز موزون هر عامل، از حاصل ضرب ستون دوم در ستون سوم حاصل شد و سرانجام امتیاز وزن دار کل مجموعه تحت بررسی محاسبه گردید. پس ازتکمیل جداول IFE و EFE که مقایسه کننده نقاط قوت با ضعف (در جدول ارزیابی عوامل داخلی) و فرصت ها و تهدیدها (در جدول ارزیابی عوامل خارجی) شناخته می شوند، لازم بود تا عوامل با یک دیگر مقایسه شوند و بنابراین ازماتریس SWOT استفاده شد . این مرحله با هدف تبیین راهبردهاي مبتنی بر عوامل داخلی و عوامل خارجی انجام شد. در پایان این مرحله پس از بررسی و ترکیب پارا مترهاي O ،W ،S و T گروه تحلیل کننده به چهار نوع راهبرد قابل اجرا دست یافت که عبارتند از راهبردهاي SO (تهاجمی)، راهبردهاي ST (رقابتی)، راهبردهاي WO (محافظه کارانه) و راهبردهاي WT (تدافعی). این راهبردها با استفاده از ماتریس برنامه ریزي راهبردي کمی (QSPM) قابلیت اولویت بندي دارد، بنابراین ماتریس QSPM با استفاده از مراحل زیر تکمیل و راهبردها اولویت بندي شد: در ستون اول این ماتریس، فهرست عوامل راهبردي درون سازمان شامل نقاط قوت و نقاط ضعف و فهرست عوامل راهبردي برون سازمان شامل تهدید ها و فرصت ها مندرج در مراحل قبلی، درج گردید. سپس وزن هر عامل راهبردي محاسبه شده در جداول IFE و EFE عینا به ستون دوم منتقل شد. در ستون هاي بعدي انواع راهبردهایی که از ماتریس SWOT به دست آمده بود، منتقل شد. هر یک از ستون هاي مربوط به انواع راهبردها به دو زیر ستون تقسیم شد. یکی زیر ستون SI و دیگري زیر ستون WISI . در زیر ستون SI میزان تاثیر هر یک ازعوامل در انتخاب راهبرد مورد نظر تعیین و نمره جذابیتی بین یک تا چهار تخصیص داده شد. در این فرایند نمره 4 به معناي تاثیر زیاد این عامل در انتخاب این راهبرد و نمره 1 به معنی تاثیر کم این عامل در انتخاب این راهبرد است. در صورت عدم تاثیر یک عامل در انتخاب یک راهبرد می توان نمره جذابیتی در نظر نگرفت [ 12] .
زیر ستون دوم از حاصل ضرب وزن هر عامل در نمره جذابیت آن محاسبه می شود و نشان دهنده جذابیت نسبی هر عامل در انتخاب راهبرد مورد نظر است. سپس جمع امتیازات ستون WISI در آخرین ردیف محاسبه شدکه این عدد همان امتیاز اولویت راهبرد است.[ 13و 14]
بدین ترتیب گزینه هاي مختلف راهبردي مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی با مقدار عددي تعیین اولویت و با یک دیگر مقایسه شدند [ 15و 16] .براي تکمیل محدودیت هاي روش دلفی و براي درون یابی فرایندها و استفاده از آن در برنامه ریزي راهبردي همه عوامل درگیر در گردش گري از نظر گردش گران و ساکنین منطقه ساحلی موردمطالعه در قالب تجزیه و تحلیل مولفه اصلی مورد بررسی قرار گرفتند[ ۱۷] .
جهت برنامه ریزي راهبردي محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی ، ابتدا شاخص هاي مدیریت پایدار بر اساس آن چه گزارش شده بود انتخاب و مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از بررسی هاي اولیه براي ارزیابی وضعیت مدیریت محیط زیست مجتمع هاي صنفی خدماتی از نظر متخصصان، شاخص هایی که از میانه بالاتري برخوردار بودند، تجزیه و تحلیل آماري با استفاده از نرم افزار SPSS قرار گرفت [ 18] . کلیه تجزیه و تحلیل هاي آماري نیز در سه بخش تعیین فراوانی، بررسی توزیع نرمال، تعیین ضریب همبستگی بین شاخص ها و تعیین چارچوب کلی از طریق تجزیه و تحلیل عامل با آنالیز مولفه اصلی انجام گرفت .

شکل (1)- نماي کلی از مجتمع صنفی خدماتی خاوران
Shape (1)- General view of khavaran integrated corporate service

شکل(2)- موقعیت سایت هاي ایجاد شده در مجتمع
Shape (2)- Location of created sites in Khavaran complex

جدول (1)- تعداد واحدهاي مستقر درسایت هاي مجتمع صنفی خدماتی خاوران
Table(1)- Number of based units in Khavaran complex’s sites

جمع

کل

جمع

کل

واحدهاي

خدماتی

واحدهاي

خدماتی

سایت
نو

اوران

سایت

نو



قیمت: تومان

JEST90761468179000-1

امنیت انسانی و چالشهاي توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر در ایران، با تاکید بر امنیت زیست محیطی

مسعود موسوي شفائی، یونس نوراللهی*، احمد سلطانی نژاد،، احد رضایان قیه باشی، حسین یوسفی، علی حسین رضایان

چکیده
طرح مسئله
امنیت زیست محیطی به عنوان یکی از ابعاد هفتگانه امنیت انسانی با چگونگی استفاده از منابع انرژي رابطۀ تنگاتنگی دارد. مدیریت بخش انرژي با کاهش آلودگیهاي زیست محیطی، نقش کلیدي در دستیابی به توسعه پایدار ایفا میکند و توسعه پایدار بدون تامین امنیت زیست محیطی امري غیر ممکن است. به عبارت بهتر انرژي با امنیت و توسعه ارتباط مستقیمی دارد. متخصصان و برنامهریزان انرژي در دنیا اتفاق نظر دارندکه انرژيهاي تجدیدپذیر باید نقشی بیشتر از این براي تامین انرژي مورد نیاز جوامع بشري و کاهش آلودگیهاي زیست محیطی ایفا کنند. بررسی مشکلات پیش رو و تدوین یک راهبرد و سیاستگذاري مناسب میتواند نقشی کلیدي در توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر در تامین بخشی از تقاضاي انرژي مورد نیاز کشورها داشته باشد .
هدف تحقیق
این مقاله با بررسی اهمیت و جایگاه توسعه منابع انرژيهاي تجدیدپذبر در ایران و جهان به مزایا و فرصتهاي توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر در ایرا ن با بررسی میدانی عوامل درگیر در سازمانهاي متولی میپردازد. با عنایت به مزایاي قابل توجه توسعه انرژيهاي تجدیدپـذیر از جملـهي آنها میتوان به منبع انرژي قابل اطمینان و پاك، تولید برق با قیمت پایدار، تنوع بخشی به سبد انرژي کشور در راستاي صادرات بیشتر، منبع تولید برق پاك با کمترین هزینه جانبی، رسیدن به اهداف برنامه چهارم و پنجم توسعه، پتانسیل توسعه اقتصادي با تاکید بر توسعه تکنولوژي و ایجاد مشاغل جدید اشاره کرد. همچنین در این مقاله با بررسی سیاسیتها و قوانین موجود در زمینه توسعه انرژیهاي نـو ، لـزوم سیاسـتگذاري مناسب براي توسعه کاربرد انرژيهاي تجدیدپذیر در برنامهریزي ملی انرژي در راستاي تامین امنیت انسانی و امنیت زیست محیطی با تاکیـدبر چالشهاي فراروي توسعه کاربرد انرژيهاي تجدیدپذیر در کشور پرداخته شده است.
روش بررسی
در این پژوهش تلاش گردیده است تا با تکیه بر مطالعات کتابخانهاي و به تبع آن گردآوري و طبقهبندي دادهها، به شیوهاي استدلالی بـر لـزوممدیریت پایدار منابع در راستاي نیل به محیط زیست پایدار که متضمن امنیت انسانها باشد پرداختـه شـود. در جمـعآوري دادههـا از تجـاربمدیران و پژوهشگران در کنار اطلاعات موجود در منابع معتبر علمی بهره گرفته شده است .

نتایج و یافتهها
نتایج تحقیق نشان میدهد توسعه کاربرد انرژيهاي تجدیدپذیر در دنیا با چالشها و موانع اقتصادي ،فنی، مدیریتی و قانونی زیادي مواجه است که تاخیر در توسعه و استفاده از این منابع انرژيهاي نو -که خود به دلیل استفاده بیش از حد از منابع سوختهاي فسیلی بـا تخریـب محـیطزیست منجر به تهدید امنیت انسانها شده است- را در پی داشته است. اما توسعه کـاربرد انـرژيهـاي تجدیدپـذیر در ایـران، عـلاوه بـر موانـعبینالمللی ذکر شده با مشکلات ملی، بومی و محلی دیگري نیز مواجه است که برخی از مهمترین موانع توسعه پروژههاي انرژيهاي تجدیدپذیر در ایران شامل نبود سیاستها و برنامه هاي مدون براي توسعه، عدم وجود قوانین ملی و محلی در خصوص انرژي هاي تجدیدپذیر، آشنا نبودن برنامهریزان و مدیران ملی با کارکرد این نوع از منابع انرژي، ضعف در مدیریت منابع انسانی و موانع انتقال تکنولوژي شناسایی و بررسـی شـده است.

واژههاي کلیدي
امنیت انسانی، امنیت زیست محیطی، انرژيهاي تجدیدپذیر، توسعه پایدار، چالشها و فرصتها

1- مقدمه
بر اساس گزارشسازمان بهداشت جهانی، میزان مرگ و میر ناشی از آلودگی هوا، بیش از سایر مرگ و میرها است به طوري که در سال 2011 بیش از 2 میلیون نفر در جهان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست دادهاند. [1] این آمار براي ایران بر اساس گزارش سازمانهاي رسمی داخلی(سازمان بهشت زهرا و ستاد حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار شهرداري تهران)، بیش از45000 نفر در سال است (گفت و گوي رئیس ستاد با خبرنگاران ،30 خرداد 1391). به عبارتی بهتر، ایران با دارا بودن یک صدم جمعیت جهان، تقریبا یک بیستم کل تلفات ناشی از آلودگی هوا را به خود اختصاص داده است. در واقع آلودگی هوا به سلاحی مرگبار، بیبدیل و خاموش(بیسرو صدا) براي نابودي انسانها تبدیل شده است، از این روي امروزه به جرات میتوان تخریب محیط زیست را (که بیشتر به صورت انواع آلودگیها ظهور میکند) مهمترین تهدید کننده امنیت انسانها به خصوص در کشورهاي در حال توسعه در نظر گرفت[2و3].
امروزه از یک سو جوامع صنعتی(توسعه یافته و در حال توسعه) و شهرهاي بزرگ با مشکل آلودگی محیط زیست مواجهند و از سوي دیگر ،مواد اولیه و سوخت مورد نیاز جوامع بشري با شتاب روز افزونی در حال اتمام است. اثرات زیانبار مصرف بالاي انرژيهاي فسیلی، در آب و خاك و هوا نمایان شده و تلاش براي کاهش مصرف این انرژيها تاکنون نتوانسته راه حلی براي خروج از این مشکل باشد. تلاش براي حل این مسئله، دانشمندان و محققان را به فکر جایگزینی انرژيهاي تجدید پذیر و پاك، با انرژيهاي رو به پایان و آلوده کننده فسیلی، انداخته است [2].
بنابراین استفاده از انرژيهاي نو جایگزین منابع انرژي متداول (سوخت هاي فسیلی) در آینده خواهد شد[ 3]. از این روي توسعه و گسترش انرژيهاي تجدیدپذیر به تحقق اهداف توسعه اقتصادي، اجتماعی و زیست محیطی کشور کمک می کند و از عوامل اساسی در رسیدن به توسعه پایدار در هر کشوري است. استفاده از انرژيهاي نو میتواند باعث کاهش وابستگی به منابع فسیلی، کاهش انتشار گازهاي آلاینده از بخشهاي تولید و مصرف منابع انرژي و همچنین باعث کاهش انتشار گازهاي گلخانهاي (که تاثیر اساسی بر گرمایش جهانی دارند) و به تبع آن، حفظ امنیت و سلامت انسانها و محیط زیست شود .
انرژيهاي تجدیدپذیر ساختار متفاوتی نسبت به تکنولوژيهاي تولید انرژي متعارف دارند .زیرا فرایند توسعه در انرژيهاي تجدیدپذیر داراي هزینههاي سرمایه گذاري اولیه بالا و در مقابل هزینه تعمیر و نگهداري پایین است. در روشهاي تولید انرژي از منابع متعارف، هزینههاي سرمایهگذاري اولیه به نسبت پایین است. مزایاي متفاوتی براي توسعه کاربرد انواع انرژيهاي تجدیدپذیر در کشور میتوان متصور بود که عموماٌ وابسته به شرایط محلی، ویژگی منابع جایگزین و نگرانیهاي اجتماعی است. در یک نگاه کلی مزایاي انرژيهاي تجدیدپذیر را به چهار دسته میتوان تقسیم کرد. دسته اول شامل مزیت زیست محیطی و کاهش آلایندههاي زیست محیطی است. دسته دوم شامل استقلال در تامین انرژي و تقویت امنیت ملی است. دسته سوم به نفع اقتصادي آن در کاهش هزینهها به طور عام مربوط می شود و در نهایت مزایاي مربوط به دسته چهارم شامل: منافع اقتصادي در معناي خاص است[4]. همچنین در یک دستهبندي گسترده تر میتوان از مزایاي کاربرد انرژيهاي تجدیدپذیر به موارد ذیل اشاره کرد[5].
− افزایش امنیت عرضه انرژي
− کاهش میزان گرمایش جهانی
− تحریک رشد اقتصادي
− ایجاد اشتغال
− افزایش میزان درآمد سرانه
− افزایش عدالت اجتماعی
− حفاظت از محیط زیست در تمام زمینهها
بهره برداري از انرژيهاي تجدیدپذیر همچنین باعث افزایش دسترسی به منابع انرژي پایدار و مطمئن براي مناطق روستایی و کمتر توسعه یافته میشود[6]. لذا در توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر لازم است بیشتر به دیدگاه توسعهاي این انرژيها توجه کرد تا صرفاً بعد اقتصادي و رشد محورانه آن. انرژيهاي تجدیدپذیر، پاك، فراوان و قابل اعتمادند و در صورتی که به درستی از آنها بهره برداري شود به عنوان منابع انرژي پایدار نقش مهمی در رسیدن به اهداف توسعه پایدار کشورها بازي می کنند .
در بخش اول این مقاله ابتدا به تعریف امنیت انسانی و ابعاد مختلف آن با تاکید بر بعد زیست محیطی امنیت انسانی و مخاطرات انسانی ناشی از تخریب محیط زیست در پی مصرف بی رویۀ سوختهاي فسیلی با تلاش براي جایگزینی آنها پرداخته میشود در بخش دوم ضمن اشارهاي اجمالی به وضعیت انرژي (فسیلی و تجدیدپذیر) در ایران و جهان به اهمیت و مزایاي استفاده از انرژيهاي تجدیدپذیر با توجه به پتانسیلهاي کشور در جهت نیل به اهداف توسعهاي با تاکید بر توسعه پایدار پرداخته میشود. بخش دوم به چالشها و موانع مدیریتی، فنی، برنامهاي و قانونی مترتب که باعث عدم توفیق کافی و درخور توجه توسعه کاربرد این منابع عظیم انرژي در کشور بوده است، می پردازد و در نهایت راهکارهاي مناسب جهت فایق آمدن به این مشکلات ارایه خواهد شد.
2- حفاظت از محیط زیست لازمه تامین امنیت انسانی
مفهوم امنیت انسانی، غالباً با گزارش توسعه انسانی سازمان ملل در سال 1994 که توسط »محبوب الحق« تدوین گردیده ، عجین است. البته این مفهوم قبل از این تاریخ نیز از سوي برخی از پژوهشگران حوزه امنیت منتشر شده بود. لکن از این تاریخ به بعد، مفهوم امنیت انسانی رواج بیشتري یافت. هدف امنیت انسانی مرتبط کردن دو مقوله »رهایی از نیاز« با »رهایی از ترس« میباشد که بخش عمدهاي از اهداف سازمان ملل متحد را تشکیل میدهد. منظور از عبارت رهایی از ترس، رهایی از خشونت و بلایاي زیست محیطی همچون گرمایش کره زمین یا سوراخ شدن لایه اوزون است و عبارت رهایی از نیاز به رهایی از فقر اشاره دارد. برقراري ارتباط مؤثر میان این دو مقوله از این جهت مهم است که خود انسان هم از فقر بیم دارد و هم خواستار صلح و حفاظت فیزیکی است.گزارش توسعه انسانی سازمان ملل، همچنین پیشزمینهاي براي اجلاس شوراي اقتصادي و اجتماعی در کپنهاگ گردید. در این اجلاس بحثهاي مفصلی راجع به صلح انجام یافت که بر نگرانیهاي اصلی نوع بشر متمرکز بود[7] با بهرهگیري از یک نگرش نظام مند، این گزارش چهار ویژگی اصلی امنیت انسانی را شناسایی کرده است.
امنیت انسانی، موضوعی جهانی است که همه مردم جهان اعم از فقیر و غنی را شامل میشود .
اجزاي امنیت انسانی به هم مرتبطند .
امنیت انسانی از طریق پیشگیري به موقع بهتر تضمین میشود تا مداخله بعدي .
امنیت انسانی مردم محور(انسان محور) است. این مفهوم به چگونگی زندگی مردم در جامعه با محدودیتها و فرصتهاي آنان در شرایط صلح یا درگیري ، ارتباط مییابد[7].
نهایتاً، گزارش توسعه انسانی 1994، امنیت انسانی را از یک سو مصونیت از تهدیدات مزمنی نظیر، گرسنگی، بیماري، گرمایش کره زمین و آلودگیهاي شدید زیست محیطی میداند و از سوي دیگر حفاظت از بلایاي ناگهانی و مضر در زندگی روزمره مردم تعریف میکند. این گزارش در تعریف خود هفت جنبه مهم از امنیت انسانی را در ابعاد شخصی، زیست محیطی، اقتصادي، سیاسی، اجتماعی، بهداشت و امنیت غذایی خلاصه میکند که از این بین تاکید ما بر بعد زیست محیطی امنیت انسانی و راههاي حمایت از امنیت زیست محیطی با بیان لزوم جایگزین کردن سوختهاي فسیلی با سوختهاي تجدید پذیر خواهد بود .
3- وضعیت انرژيهاي فسیلی و تجدیدپذیر در ایران و جهان
طی 60 سال گذشته بیش از 80 % انرژي مورد نیاز جهان از سوختهاي فسیلی تامین شده است. در سال 1950 بیش از 57 % انرژي مورد نیاز کشورهاي جهان، از سوزاندن زغال سنگ،30 % نفت و 7 % گاز طبیعی و بقیه 6 % نیز مربوط به انرژيهاي تجدیدپذیر و انرژي هستهاي و به نسبت کمی نیز از منابع آبی حاصل شده است. در سال 2011 این ارقام با جابجایی در اهمیت این انرژيها و بدون تغییر مطلوبی در کاهش وابستگی به انرژيهاي فسیلی همراه بوده است بعبارت دیگر بعد از گذشت 60 سال و علیرغم پیامدهاي مخرب و جبرانناپذیر ناشی از مصرف انرژيهاي فسیلی، در مقایسه با دهه 1950هنوز هم بیش از 80 % انرژي مورد نیاز جهان از سوختن زغال سنگ، نفت و گاز تامین میشود .
البته این به معناي بیتوجهی به توسعه انرژيهاي تجدید پذیر و پاك نیست. نمودار 1 به روشنی گویاي تاریخچه 60 ساله مصرف انواع انرژيها در جهان و پیامدهاي مثبت (رشد GDP) و منفی (تولید 2CO ) ناشی از این امر میباشد[8، 9 و 10].
در طی سالیان اخیر مسایل متعددي نظیر صرفه جویی در بهره برداري از منابع فسیلی ،نگرش هاي زیست محیطی، افزایش بی رویه رشد جمعیت و تهی شدن منابع طبیعی موجب گردیده است تا کاربرد منابع جدید تامین انرژي همچون انرژيهاي تجدیدپذیر در سطح جهان مورد توجه واقع شود. در نتیجه کم و کیف بهره برداري از این منابع به عنوان یکی از شاخصهاي توسعه یافتگی کشورها مطرح میگردد .
انرژيهاي تجدیدپذیر روز به روز سهم بیشتري در سیستم تامین انرژي جهان به خصوص در زمینه تولید برق به عهده میگیرند. به طوري که در سال 2008 بیش از 120 میلیارد دلار در بخش افزایش ظرفیتها، ساخت نیروگاهها و تحقیق و توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر در دنیا سرمایهگذاري شده است. تا انتهاي سال 2010 ظرفیتهاي موجود انرژيهاي تجدیدپذیر 4/3 % از تولید الکتریسیته جهان بوده است که این آمار برق تولیدي از نیروگاههاي برق آبی را در بر نمی گیرد. انرژي برق آبی به تنهایی 15% تولید برق جهان را شامل میشود که خود نوعی انرژي تجدیدپذیر محسوب می شود. در بیش از 66 کشور جهان اهداف راهبردي در جهت توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر تدوین و سیاستگذاريهاي لازم براي سالهاي 2010 تا 2020 انجام یافته است. کشورهاي پیشرو اروپا نیز در کمیسیونی در سال 2007 اعلام کردند تا سال 2020 تلاش خواهند کرد تا 20 % از تقاضاي انرژي خود را از منابع تجدیدپذیر انرژي تامین کنند. هم اکنون سهم این انرژيها در تامین انرژي کشورهاي اروپایی 5/8 % است [8 و 9].

نمودار1- تاریخچه 60 ساله مصرف انواع انرژي در جهان [10]
حل مشکلات زیست محیطی، محدودیت انرژيهاي فسیلی و ضرورت تنوع در سبد انرژي موجب گردیده است تا فعالیتهاي گستردهاي در سطح جهان به ویژه در کشورهاي صنعتی در جهت کاربرد انرژيهاي تجدیدپذیر صورت گیرد. همان طوري که گفته شد حداقل در 66 کشور جهان اهداف راهبردي براي توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر تدوین و سیاستگذاريهاي لازم براي سالهاي 2010 تا 2020 انجام یافته است. هم اکنون سهم انرژيهاي تجدیدپذیر در تامین انرژي مورد نیاز قاره اروپا در حدود 5/8% است. براي مثال در کشور آلمان سهم برق تولیدي تجدیدپذیر از میزان 3/6 % در سال 2000 به 12% در سال 2006 رسیده و هدف این کشور افزایش این مقدار به 27% در سال 2020 و حداقل 45% تا سال 2030 است. در کشور امریکا نیز تا پایان سال 2007 انرژي هاي تجدیدپذیر سهم 7% در تامین انرژي مصرفی داشته اند و ظرفیت نصب شده نیروگاه هاي تجدیدپذیر از میزان 96 هزار مگاوات در سال 2003 به بیش از 106 هزار مگاوات در پایان سال 2007 رسیده و پیش بینی شده است منابع تجدیدپذیر تا سال 2030 بیش از 5/12% از برق این کشور را تامین کند[11].
همان طور که در نمودارهاي 2 و 3 مشاهده میشود تلاش براي افزایش سهم انرژيهاي تجدیدپذیر در تأمین تقاضاي انرژي جهان به یک دهۀ اخیر برمیگردد و طی آن به خصوص در تامین انرژي مورد نیاز براي تولید برق، از سوختهاي زیستی و انرژيهاي تجدیدپذیر بهره گرفته شده است. این نمودار به ویژه نشان میدهد که سوختهاي زیستی نقش پررنگتري دارند. ایران با دارا بودن ذخایر عظیم فسیلی، به ترتیب جایگاه دوم و چهارم بزرگترین دارندگان گاز و نفت جهان را با 61/29تریلیون مترمکعب (گاز) و 140 میلیارد بشکه (نفت) به خود اختصاص داده است[12].
بر اساس گزارشهاي مربوط به کمپانی انرژي بریتیش پترلیوم و ترازنامه سال 1390انرژي کشور (ایران)، در حال حاضر 55 % تقاضاي انرژي کشور را گاز طبیعی ،43 % را نفت خام و 2 % باقی مانده را به نسبت مساوي، زغال سنگ و برق آبی تامین میکنند[18 و 13]. بر اساس این گزارشها در ایران، سالیانه نزدیک به 720 میلیون بشکه نفت و 117 میلیارد متر مکعب گاز مصرف میشود. ایران با تولید سالیانه 116 میلیارد متر مکعب گاز، چهارمین تولید کننده گاز در جهان است. همچنین با تولید نزدیک به 5/1 میلیارد بشکه در سال (تا قبل از سال 2011 و اعمال تحریمها از سوي برخی کشورها) یکی از بزرگترین تولید کنندگان نفت در جهان به شمار میرفت. همچنین همان طور که در مقدمه نیز بیان شد وجود چنین وابستگی شدیدي برخلاف ظرفیتها و پتانسیلهاي موجود براي تولید و توسعه انرژيهاي تجدیدپذیر، باعث تولید بسیار بالاي آلودگی و گرما و به تبع آن، تخریب محیط زیست و تهدید امنیت انسانها شده است .نمودار 3 نشان دهنده افزایش میزان تولید مهمترین آلاینده یعنی کربن دي اکسید در ایران طی یک دهه اخیر است. به طوري که ایران در حال حاضر رتبه چهارم آسیا و دهم دنیا را در تولید آلاینده هاي هوا دارد که نسبت به تولید ناخالص ملی رقم بسیار بزرگی است.

نمودار2- رشد انرژيهاي تجدیدپذیر در سبد تقاضاي انرژیک جهان از سال 2000-2011 [10]

آبی

منابع

بادي

توده

زیست

گرمایی

زمین

آبی

منابع

بادي

توده

زیست

گرمایی

زمین



قیمت: تومان

JEST90771468179000-1

امکانسنجی فنی، اقتصادي و زیستمحیطی جایگزینی گرمایش شهري
متعارف با منابع انرژي زمین گرمایی در ایران
یونس نوراللهی1*، حسین یوسفی1، علی حسین رضایان2، هادي فارابی اصل3
1استادیار گروه مهندسی انرژیهاي نو و تجدیدپذیر، دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران،- ایران [email protected]
2استادیار گروه مهندسی علوم زیستی، دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران،- ایران
[email protected]
3دانشجوي کارشناسی ارشد رشته مهندسی انرژیهاي تجدیدپذیر، دانشکده علوم و فنون نوین، دانشگاه تهران،- ایران
[email protected] چکیده
زمینه و هدف
بهرهبرداري از انرژي زمین گرمایی براي گرمایش محیطی و منطقهاي، یکی از مناسبترین و متـداول تـر ین روشهـا ي اسـتفاده مسـتقیم ازحرارت زمین است که چندین دهه تجربه در مناطق وسیعی از جهان، باعث کسب اطلاعات مفیدي از نحوة اجراي پروژههاي زمین گرمایی و نتایج حاصله گردیده است .
روش بررسی
این تحقیق به بررسی اقدامات اولیه انجام شده جهت استفاده مستقیم از انرژي زمین گرمایی پرداخته و در ادامه با استفاده از GIS و اطلـسزمین گرمایی ایران، شهرهاي واقع در حوزههاي زمین گرمایی را مورد شناسایی قرار میدهد. سپس با بررسی میزان مصرف 4 حامل اصـلی انرژي (نفت سفید، نفت کوره، نفت گاز و گاز طبیعی) در بخش خانگی، تجاري و عمومی جهت مصارف گرمایشی در شهر هاي فوقالذکر پرداخته و در نهایت ملاحظات اقتصادي و زیست محیطی حاصل از جایگزینی سیستم گرمایشی متعارف با انرژي زمین گرمـایی را مـوردارزیابی قرار میدهد.
نتایج و یافته ها
نتایج نشان میدهد که در صورت بهره برداري از انرژي زمین گرمایی با کاربري گرمایش ساختمان ها و فضاهاي خانگی، تجاري و عمومی در شهرهاي واقع در حوزههاي زمین گرمایی سالانه در مصرف بیش از 378 میلیون لیتر نفت سفید ،150 میلیون لیتر نفت گـاز، 64 میلیـونلیتر نفت کوره و 1370 میلیون مترمکعب گازطبیعی صرفه خواهد شد که میتواند براي صادرات اختصاص یافته و بیش از 725 میلیون دلار به صورت سالانه عاید کشور نماید .محاسبات مربوط به هزینه احداث سیستم متمرکز گرمایش شهري براي شهر سرعین نیز انجـام شـده ونشان داده شده است که این هزینه تقریبا برابر 2/3 میلیارد تومان و هزینه تامین هر کیلوواتساعت انرژي حرارتی برابر 107 تومـان اسـت.
دوره بازگشت سرمایه براي این پروژه نیز برابر 5/3 سال برآورد شده است. میزان افت دماي سیال عبورکننده از لولههـاي انتقـال، برابـر 3 درجه سانتیگراد و بازدهی سیستم یادشده (با در نظرگرفتن تزریق مجدد به زمین و تلفات حرارتی لولههاي انتقال سیال) برابر 46% برآورد شده است.
واژه هاي کلیدي: انرژي زمین گرمایی، استفاده مستقیم، برآورد اقتصادي، زیستمحیطی ، شهر سرعین،سیستم اطلاعات جغرافیایی.

1- مقدمه
زمین منبع عظیمی از انرژي حرارتی است که این حرارت به طریقههاي متفاوتی از جمله فورانهاي آتشفشانی، آبهاي موجـود در س یسـتم هـا ي زمینگرمایی و یا به واسطه خاصـیت رسـانایی1 از بخشهاي درونی به سطح زمین هدایت میشود. انرژي حرارتی موجود در زیر پوسـته زمـین،انرژي زمین گرمایی نامیده میشود[1].
حرارت به طور مداوم از هسته زمین به خارج آن جریان مییابد و به لایههاي سنگی در سـطوح بـالاتر منتقـل مـیگـردد . هنگـام یکـه حرارت و فشار کافی وجود داشته باشد برخی از سنگها ذوب شده و تشکیل مواد مذاب را میدهند. در اکثر موارد، مـواد مـذاب در زیـر پوسـتهزمین باقی مانده و سبب گرم کردن سنگها و آبهاي جوي نفوذي اطراف خود گاهی تا 370 درجه سانتیگراد میشود. بخش اعظم این آبها در داخل شکافها و فضاهاي خالی موجود در سنگهاي متخلخل پوسته محبوس شده و ذخیرهاي طبیعی از آب داغ را فراهم میآورد که منبع زمـ ین گرمایی یا سیستم زمین گرمایی نام دارد که امروزه بشر قادر است با استحصال این آبهاي گرم زیرزمینی از آنها بهره بـرداري نمایـد.کاربردهاي انرژي زمین گرمایی به طور کلی به دو بخش عمده طبقه بندي میگردد[2].
تولید برق (استفاده غیرمستقیم از انرژي حرارتی)
استفاده مستقیم از انرژي حرارتی
استفاده حرارتی از انرژي زمین گرمایی به معناي بهرهبرداري از انرژي حرارتی درون زمین است در این حالت، انـرژي زمـین گرمـا یی بـه انـرژيالکتریکی تبدیل نمیشود بلکه به صورت مستقیم از انرژي حرارتی آن استفاده میگردد. به طور کلی مخازن زمین گرمایی که دماي آنهـا کمتـر از150 درجه سانتیگراد هستند براي تبدیل به انرژي الکتریکی داراي توجیه اقتصادي بالایی نیستند[3]. لذا این گونه مخـازن زمـین گرمـا یی جهـتبهرهگیري مستقیم از انرژي حرارتی مورد استفاده قرار میگیرند و به طور کلی، درجه حرارت سیال زمین گرمایی مورد نیاز براي استفاده حرارتـیبه مراتب کمتر از میزان مورد نیاز براي تولید الکتریسته میباشد ولی نرخ استحصال حرارت در این حالت به مراتـب بیشـتر از تولیـد الکتریسـتهاست [4].
به طور کلی استفادههاي مستقیم از انرژي زمین گرمایی را میتوان در چند گروه طبقه بندي کرد که در هر گروه کاربردهاي مختلفـی وجـود داردکه با توجه به شرایط اقتصادي، اجتماعی، جغرافیایی و اکولوژیکی هر منطقه در موارد خاصی قابل استفاده میباشد:
تأمین گرمایش منطقهاي2
کاربردهاي کشاورزي3
کاربردهاي صنعتی4
استحمام و آب درمانی5
ذوب برف و یخ6
پمپ حرارتی زمین گرمایی7
استفادههاي گرمایشی از منابع آبهاي داغ زیر زمینی پس از جاذبههاي گردشگري و آبدرمانی سنتی، قدیمی ترین و رایجتـر ین نـوع اسـتفاده ازاین منابع است. تأمین گرمایش ساختمان ها به صورت مستقل و منفرد و یا به طور محلی و منطقهاي انجام میگیرد به این صـورت کـه آب گـرممورد نیاز با دمایی حدود 60 درجه سانتیگراد یا بیشتر جهت تأمین حرارت یک سیستم گرمایش منطقهاي از یک یا چند چاه حفـر شـده در یـک

Heat Flow
District heating
Agricultural applications
Industrial applications
Bathing and balneology
Snow and ice melting
Geothermal heat pump
مخزن زمین گرمایی تأمین میگردد. آبهاي زمین گرمایی از درون یک مبدل حرارتی عبور نموده و از این طریق حرارت آنها بـه آب شـهري ودر نهایت به ساختمان ها منتقل میگردد[5 و 6]. آب زمین گرمایی پس از عبور از داخل مبـدل مجـدداً بـه درون مخـزن زمـین گرمـایی تزریـقمیگردد. (شکل 1). از آن جا که این روش تأمین حرارت، روش اقتصادي و بی آلایش از نظـر محـیط زیسـت اسـت ،کـاربرد آن در بسـیاري ازکشورها رو به افزایش میباشد. مطابق شکل 2، حدود 14% از کل انرژي تولید شده زمین گرمایی براي کاربرد مستقیم مربوط به گرمایش منطقهاي ساختمانها است.

شکل 1 تأمین گرمایش ساختمان ها به صورت محلی و منطقهاي [1]

شکل 2- استفاده مستقیم از انرژي زمین گرمایی در دنیا در سال 2010 [7]
استفاده حرارتی از انرژي زمین گرمایی در حال حاضر در بسیاري از کشورهاي دنیا در حال بهره بـرداري میباشـد و حتـی توانـایی تـامین انـرژيحرارتی در کشورهاي سردسیر از جمله کشور ایسلند را نیز دارا میباشد. با عنایت به دائمی بودن و عدم وابستگی این منبع انرژي به شرایط آب و هوایی (مانند بسیاري از انرژي هاي تجدیدپذیر مثل باد و خورشید) استفاده از آن از قابلیت اطمینان بسیار بالایی برخوردار میباشد .در جدول 1 میزان بهره برداري 15 کشور اول دنیا در کاربرد مستقیم انرژي زمین گرمایی به همراه نرخ سرانه استفاده (مصارف حرارتی ) در سـال 2010 ارایـهشده است.

جدول 1- میزان بهره برداري از انرژي زمین گرمایی در 15کشور اول دنیا به همراه نرخ سرانه استفاده [7]
سرانه استفاده مستقیم از انرژي زمین گرمایی kWh/yr.Capita kWh/year کشور
15/6 2/09×1010 چین
51 1/57×1010 امریکا
1380 1/25×1010 سوئد
143 1/02×1010 ترکیه
56 0/71×1010 ژاپن
1400 0/70×1010 نروژ
21000 0/67×1010 ایسلند
540 0/359×1010 فرانسه
43/3 0/354×1010 آلمان
181 0/29×1010 هلند
47/5 0/276×1010 ایتالیا
268 0/271×1010 مجارستان
440 0/26×1010 نیوزلند
710 0/24×1010 کانادا
270 0/21×1010 سوئیس

2- منابع انرژي زمین گرمایی در ایران
از سالیان بسیار دور ایرانیان از منابع آبهاي گرم براي استحمام و آبدرمانی استفاده میکردند. اما علاقه مندي به استفاده صنعتی از انـرژي زمـینگرمایی در ایران بر می گردد به زمانی که کارشناس سازمان ملل متحد »جیمز مک نیت« در دسامبر سال 1974 به ایران سفر کرد. در سـال 1975 قراردادي بین ایران و ایتالیا به منظور پژوهش و اکتشاف انرژي زمین گرمایی در بخش شمال غرب کشـور منعقـد گردیـد. در سـال 1983 نتیجـهپژوهش منجر به معرفی 4 منطقه پتانسیل دار انرژي زمین گرمایی در شمال غرب کشور گردید. این 4 منطقه شامل: سبلان، دماوند، خوي- ماکو و سهند میباشد [5].
از سال 1996 تا 1999 سازمان انرژيهاي نو ایران عهده دار پروژه اکتشاف منابع انرژي زمین گرمایی در سراسر کشور گردید و طـی ایـن پـروژهبیش از 10 ناحیۀ پتانسیل دار دیگر نیز معرفی گردیدند.
در سال 2007 با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی1 انتخاب سایتهاي پتانسیل دار انرژي زمین گرمایی توسط محققین ایرانی دانشگاه کیوشو ژاپن انجام شده و 18منطقه پتانسیل دار معرفی شدند که 8,8% از مساحت ایران را شامل میشود به عنوان منـاطق احتمـالی وجـود انـرژي زمـینگرمایی شناخته شدند[8].

1 Geographical Information System (GIS)
با توجه به اینکه حوزه سبلان با بیشترین احتمال وجود انرژي زمین گرمایی به عنوان نخستین ناحیه ، جهت بررسی دقیقتـر بـراي حفـار يهـا ي اکتشافی و ارزیابی ظرفیت مخازن انتخاب گردیده بود از سال 1995 مطالعات امکان سنجی و اکتشافات سطحی در این منطقه انجـام شـده و پـنجناحیه امید بخش تعریف گردید. به منظور بررسی شرایط زمین شناسی زیر سطحی و ارزیابی و شبیه سازي مخازن در بین سالهاي 2002 تا 2004 سه حلقه چاه عمیق اکتشافی حفر گردید . نتیجه شبیه سازي مخزن منجر به تعریف پروژه احداث نیروگاه 55 مگاواتی در سبلان به عنـوان اولـیننیروگاه زمین گرمایی در کشور گردید. 18 منطقهاي که به عنوان مکانهاي مناسب جهت استخراج انرژي زمین گرمایی شناسـایی شـده اسـت درجدول شماره 2 نشان داده شده است و نقشه مناطق پتانسیل دار نیز در شکل شماره 3نشان داده شده است[8].

شکل 3- نقشه مناطق پتانسیل دار انرژي زمین گرمایی ایران، [8]

3- شناسایی و انتخاب شهرهاي مناسب
به منظور شناسایی شهرهاي مجاور در مناطق پتانسیل دار زمین گرمایی اقدام به مقایسه جایگاه مناطق زمین گرمایی ( با اسـتفاده از اطلـس انـرژيزمین گرمایی ایران [8]) با اطلس جغرافیاي ایران نمودیم که نتیجه حاصل در جدول 2 نشان داده شده است. براي نصب و راه اندازي سیستمهاي گرمایش زمین گرمایی بایستی امکان سنجی لازم انجام پذیرد. از مهمترین عوامل موثر و قابل ذکر در این امکان سنجی میتوان بـه امکـان سـنجیفنی انتقال سیال از مخزن زمین گرمایی تا محل مصرف سیال اشاره نمود. بنابراین در این بخش، هر کدام از محـدوده هـا ي مهـم بـراي اسـتفاده ازانرژي زمین گرمایی بررسی و نتایج ارایه میشود.

جدول 2 – مقایسه جایگاه مناطق زمین گرمایی با استفاده از اطلس انرژي زمین گرمایی ایران، [9]
شهرهاي واقع در مناطق زمین گرمایی مساحت منطقه زمین
گرمایی (2Km ) نام منطقه زمین گرمایی استان
مشکین شهر ، سرعین 13037 سبلان اردبیل
دماوند ، فیروزکوه 4648 دماوند تهران
خوي، چالدران 3257 خوي_ماکو آذربایجان غربی
آذرشهر، اهر، اسکو ، سراب ، مراغه ، بناب ، کلیبر ، هریس ، بستان آباد 3174 سهند آذربایجان شرقی
بزمان 8356 بزمان سیستان و بلوچستان
خاش 4310 تفتان سیستان و بلوچستان
بیرجند ، سربیشه ، خوسف ، 46628 طبس-فردوس خراسان جنوبی
میمه ، نظنز 2334 خور اصفهان
تکاب ، چاراویماق 4639 تکاب _ هشترود آذربایجان غربی
محلات ، دلیجان 13648 محلات مرکزي
زنجان ، آب بر 3285 زنجان زنجان
اسدآباد ، رزن 4283 آوج همدان
کاشمر ، تربت حیدریه ، فردوس 7107 کاشمر خراسان مرکزي
رامسر 5532 رامسر گیلان
آمل 1697 آمل مازندران
بافت ، بم ، جیرفت 11525 بافت کرمان
بندر لنگه ، میناب ، بندر عباس،رودان، ده بارز 3191 میناب _ بندعباس هرمزگان
بستک 4191 لار_بستک هرمزگان

3-1- فاصله از بازار بالقوه مصرف
فاصله منبع زمین گرمایی از بازار بالقوه مصرف، پارامتر بسیار مهمی در رابطه با توجیه فنی و اقتصادي اسـتفاده از ایـن سیسـتم گرمایشـی بشـمارمیآید . شعاع اقتصادي انتقال یعنی حداکثر فاصله اقتصادي بین حوزه زمین گرمایی و بازار مصرف که اساساً تحت تـأث یر یکسـري از پارامترهـايهزینهاي قرار دارد. بنابراین میتوان دریافت که بعد فاصله نقش بسیار مهمی در بالا/پایین بردن هزینههاي سرمایه گذاري اولیـه و جـاري خواهـدداشت. در حال حاضر طولانیترین خط لوله از منبع زمین گرمایی تا محل استفاده به طول 60 کیلومتر در کشور ایسلند و متوسط جهانی آن حدود 25 کیلومتر میباشد. لذا با این دیدگاه در بین شهرستانهاي نزدیک به حوزههاي زمین گرمایی، شهرهاي واقع در شعاع حداکثر 25 کیلـومتري ازحوزههاي زمین گرمایی انتخاب شدند که نتایج در جدول 2 ارایه شده است. بـه منظـور افـزایش دقـت در انتخـاب شـهرها و منـاطق مسـتعد ازنقشههاي تهیه شده در محیط GIS استفاده شده است .
3-2- برآورد انرژي مصرفی سالیانه جامعه هدف
با مراجعه به ترازنامه انرژي سال 1387مصرف کل 4 حامل انرژي (نفت سفید، نفت کوره، نفت گاز و گـاز طبیعـی) در بخـش خـانگی، تجـاري،عمومی به تفکیک شهرهاي منتخب (جدول 2) در سال 1387جهت مصارف گرمایشی تعیین گردید[10]. در ستون مربوط به مصرف بخشهـا ي خانگی، تجاري و عمومی، مقدار مصرف واقعی گاز طبیعی بر حسب میلیون متر مکعب با کسر 7% از مصرف مرتبط با پخـت و پـز درج گردیـدهاست .
جدول 3- مصرف واقعی گرمایشی توسط حاملهاي انرژي شهرهاي واقع در حوزه زمین گرمایی در بخش خانگی ، تجاري و عمومی [9]
گاز طبیعی نفت کوره نفت گاز نفت سفید شهرهاي واقع
در مناطق زمین گرمایی استان
خانگی تجاري عمومی (میلیون متر مکعب) بخش خانگی تجاري عمومی
(هزار لیتر) 38 134 637 9172 مشکین شهر اردبیل
2 9 46 670 سرعین اردبیل
34 372 1667 1119 دماوند تهران
14 161 723 485 فیروزکوه تهران
104 3432 12489 62440 خوي آذربایجان غربی
26 861 3133 15665 چالدران آذربایجان غربی
20 657 2390 11950 شاهین دژ آذربایجان غربی
25 839 3054 15269 تکاب آذربایجان غربی
31 232 1696 3339 آذرشهر آذربایجان شرقی
72 547 3989 7854 اهر آذربایجان شرقی
13 103 750 1477 اسکو آذربایجان شرقی
35 268 1956 3850 سراب آذربایجان شرقی
124 935 6809 13404 مراغه آذربایجان شرقی
64 481 3503 6897 بناب آذربایجان شرقی
7 57 420 826 کلیبر آذربایجان شرقی
8 60 442 871 هریس آذربایجان شرقی
14 105 771 1519 بستان آباد آذربایجان شرقی
15 117 856 1685 چاراویماق آذربایجان شرقی
0 1023 3225 6261 خاش سیستان و بلوچستان
2 26218 14792 63749 بیرجند خراسان جنوبی
0/1 168 575 2480 سربیشه خراسان جنوبی
0/06 111 381 1642 خوسف خراسان جنوبی
18 204 608 1046 میمه اصفهان
40 446 1329 2285 نظنز اصفهان
27 2087 2427 4066 محلات مرکزي

25 1882 2189 3667 دلیجان مرکزي
218 4599 10570 59461 زنجان زنجان
3 70 161 906 آب بر زنجان
39 378 890 6055 اسدآباد همدان
8 84 197 1344 رزن همدان
47 1740 1323 8269 کاشمر خراسان رضوي
68 2548 1937 12107 تربت حیدریه خراسان رضوي
13 499 380 2374 فردوس خراسان رضوي
8 7 216 1852 رامسر گیلان
157 261 1941 2664 آمل مازندران
9 2232 966 5284 بافت کرمان
19 4708 2038 11143 بم کرمان
25 6060 2623 14345 جیرفت کرمان
0 2 2417 372 بندر لنگه هرمزگان
0 5 5219 803 میناب هرمزگان
0 33 35117 5406 بندر عباس هرمزگان
0 9 9448 1454 رودان هرمزگان
0 2 2942 452 ده بارز هرمزگان
0 0/8 861 132 بستک هرمزگان
1370 64,746 150,103 378,111 جمع کل مصرف

3-3- ملاحظات اقتصادي
مطابق جدول 3 با بهره گیري از انرژي زمین گرمایی در مصارف گرمایشی در 44 شهر مندرج در جدول مذکور که به عنوان شهرهاي مسـ تعد انرژي زمین گرمایی شناخته شدهاند، سالانه 378,111 هزار لیتر نفت سفید ،150,103 هزار لیتر نفت گاز ،64,746 هزار لیتر نفت کـوره و 1,370 میلیون متر مکعب گاز طبیعی در بخش خانگی تجاري و عمومی صرفه جویی خواهد شد و امکان صادرات حاملهاي فـوق فـراهم گردیـده و درنتیجه مقدار درآمد حاصل از صادرات براي کشور مطابق جدول 4 خواهد بود .
این مقدار صرفه جویی به خصوص در ذخیره سازي گاز طبیعی در نقاط پرمصرف به منظور پیک سایی و مصرف گاز طبیعی در فصـل سـرماحائز اهمیت است. با علم بر این که هر بشکه نفت صادراتی معادل 91/158 لیتر میباشد، محاسبات ارزش صادرات براي حاملهاي نفـت سـفید،نفت گاز، نفت کوره بر اساس نرخ صادرات نفت خام ایران هر بشکه 97 دلار انجام شده است. همچنین بر اساس نرخ گاز طبیعـی صـادراتی بـهترکیه در سال 2010(300 ریال به ازاء هر متر مکعب) ارزش صادرات گاز طبیعی محاسبه گردیده است [11].
جدول 4 میزان درآمد ارزي حاصل از صادرات حاملهاي انرژي صرفه جویی شده در اثر جایگزینی سیستم گرمایش شهري با انرژي زمین گرمایی [9]
ارزش صادرات
(دلار)
قیمت واحد جمع کل مصرف
در شهرهاي واقع در حوزه زمین نوع حامل انرژي (بخش خانگی تجاري عمومی)
گرمایی 294,374,876 قیمت هر بشکه نفت خام صادراتی
97 دلار 378,111 نفت سفید (هزار لیتر)
150,103 نفت گاز (هزار لیتر)
64,746 نفت کوره (هزار لیتر)
43,135,5118
قیمت هر متر مکعب گاز طبیعی صادراتی 3000
ریال 1,370 گاز طبیعی (میلیون مترمکعب)
725,729,994 جمع کل

4- هزینه هاي احداث سیستم گرمایش شهري از طریق انرژي زمینگرمایی در شهر سرعین
براي احداث سیستم گرمایش متمرکز شهري از طریق انرژي زمین گرمایی مطالعات و اقدامات اجرایی گوناگونی باید صورت پذیرد که زمینههاي اصلی سرمایهگذاري جهت احداث سیستمهاي گرمایشی ژئوترمال را به شرح زیرمیتوان بیان نمود:
الف) چاههاي زمین گرمایی
اکتشاف
حفاري
واحد پمپاژ
حقوق بهرهبرداري
اجاره یا خرید زمین
خط لوله اصلی انتقال
واحد پمپاژ
مخازن ذخیره
شبکه توزیع
واحد مبدل حرارتی
واحد پمپاژ
کنترل اتوماتیک
کنتور براي تعیین میزان فروش
میزان هزینههاي سرمایهگذاري اولیه از مکانی بـه مکـان دیگربسـته بـه میـزان دسترسـی بـه منـابع انـرژي ژئوترمـال، عمـق منبـع، دمـاي سـیال،فاصله از منبع تا بازار مصرف و نرخ تراکم جمعیت بسیار متغیر است.
4-1- میزان سرمایهگذاريهاي مورد نیاز در دنیا
میزان سرمایه گذاري در میدانهاي زمین گرمایی وابستگی شدیدي به شرایط و ویژگیهاي مخزن و میدان زمین گرمایی مورد مطالعه دارد. از جمله عوامل موثر میتوان عمق مخزن، شرایط زمین شناسی، دماي مخزن و ویژگیهاي شیمیایی مخزن را نام برد. سرمایهگذاري انجام شده جهت تولید هر کیلوواتساعت انرژي حرارتی (جهت گرمایش منطقهاي) به همراه زمان برگشت سرمایهگذاري در برخی از کشورهاي پتانسیل دار انرژي زمـین -گرمایی تا سال 2010 مطابق جدول 5 است.
جدول 5 سرمایهگذاري انجامشده جهت تولید هر کیلوواتساعت انرژي حرارتی (گرمایش منطقهاي) [9]
زمان برگشت
سرمایه (سال) هزینه سرمایهگذاري براي تولید هر کیلوواتساعت انرژي حرارتی (100 دلار) کشور
2/1 6/8 چین
2/9 8/5 یونان
3/1 6/9 سوئد
3 8 ترکیه
4/1 7 ژاپن
3/9 9 نروژ
2/4 6/3 ایسلند
4/1 8 سوئیس
3/6 8 هلند
3 10 مجارستان
2/1 7/5 نیوزلند
2 7/3 فرانسه

شهر سرعین در5،48 درجه طول شرقی و 5,38 درجه عرض شمالی با مساحتی در حدود 400 هکتار، در 28 کیلومتري غرب شـهر اردبیـل قـراردارد. ارتفاع متوسط شهر از سطح دریا 1650 متر میباشد. طبق سرشماري انجام شده در سال 1390 جمعیت شهري سرعین برابر 4440 نفـراعلام شده است. میزان مصرف گاز طبیعی در این شهر که که صرف گرمایش خانگی، تجاري و عمومی شده است (صرفنظر از مصارف پخت و پز) برابر 8/2 میلیون مترمکعب در سال است. در این مطالعه سعی میشود اسن میزان انرژي با استفاده از انرژي زمین گرمایی تامین گردد.
مطابق بررسیهاي انجام شده توان حرارتی مورد نیاز شهر سرعین براي تامین گرمایش ساختمانها برابر 3400 کیلووات یـا 29,784,000 کیلـووات -ساعت در سال است. بنابراین هزینه سرمایهگذاري براي تولید یک کیلوواتساعت انرژي حرارتی در سرعین برابر 107 تومان تخمین زده میشود .
در محاسبات انجام شده در این مقاله نشان داده شده که هزینه بازگشت سرمایه نیز برابر 5/3 سال است. در جدول 6 هزینـه کـل پـروژه احـداثسیستم گرمایش متمرکز شهري در شهر سرعین (به عنوان نمونه) آورده شده است.

جدول 6 هزینه کل پروژه سیستم گرمایش متمرکز شهري با استفاده از انرژي زمینگرمایی در شهر سرعین [9]
هزینه کل (هزارتومان) هزینه جاري (هزارتومان) هزینه ثابت (هزار تومان)
3,198,284

هزین
ه

انرژي
مصرفی

پمپ
و

موتور
الکتریکی

هزین

ه

انرژي

مصرفی

پمپ

و



قیمت: تومان