جستجوی مقالات فارسی – بررسی رابطه شفافیت سود حسابداری و ریسک نقدشوندگی سهام در بورس اوراق …

جدول۳-۱- نحوه برآورد مدل۲

۹۰-۸۹ ۸۸-۸۷ ۸۶-۸۵ ۸۴-۸۲ بازه زمانی
شاخص شفافیت

لازم به ذکر است که برای تعیین میران شفافیت هر شرکت – سال، مدل آزمون فرضیه تحقیق برای ۴ دوره برآورد شده و با توجه به اینکه تعداد نمونه های تحقیق ۸۰ شرکت است , تعداد ۳۲۰ بار محاسبه شده است. به عبارت دیگر برای اندازه گیری شفافیت سود هر سال برای هر شرکت، رگرسیون مدل۲ ۳۲۰ مرتبه برآورد شده است.
مدل نقد شوندگی آمهیود:
عدم نقدشوندگی مطابق مدل آمهیود، به صورت نسبت متوسط قدر مطلق بازده سالانه به حجم (دلاری) معامله در آن روز تعریف می شود یعنی
که در رابطه ی فوق:
Riyd:بازده سهام i در سال y و
VOLDiyd: حجم نسبی معامله ی سالانه بر مبنای ریال می باشد..
چنانچه مقدار نسبت عدم نقدشوندگی بالا باشد، آن سهم با عدم نقدشوندگی روبرو است . مقدار این نسبت زمانی بالا است که قیمت سهم در واکنش به حجم معاملات اندک، تغییرات زیادی داشته باشد. این معیار به عنوان واکنش قیمت روزانه سهام به حجم معاملات تفسیر میشود.
۳-۳- محاسبه حجم نمونه
نمونه‌ای از جامعه آماری ، مجموعه اندازه‌هایی است که عملا در جریان یک تحقیق گردآوری می‌شود. نمونه بخشی از جامعه تحت بررسی است که با روشی که از پیش تعیین شده است انتخاب می‌شود. به قسمی که می‌توان از این بخش ، استنباطهایی درباره کل جامعه بدست آورد. هر گونه درباره جامعه را می‌توان کم و بیش از طریق نمونه برآورد کرد. فرآیند انتخاب نمونه و استخراج نتایج و استنباطهای حاصل را بررسی نمونه‌ای می‌نامند.
جامعه (آماری)، عبارت است از مجموعه کامل اندازه‌های ممکن یا اطلاعات ثبت شده از یک صفت کیفی، در مورد گرد آورده کامل واحدها، که می‌خواهیم استنباطهایی راجع به آن انجام دهیم. جامعه آماج تحقیق است، و منظور از عمل گردآوردن داده‌ها، استخراج نتایج درباره جامعه می‌باشد. یا به بیان ساده‌تر، در هر بررسی آماری، مجموعه عناصر مورد نظر را جامعه می‌نامند. یعنی جامعه، مجموعه تمام مشاهدات ممکن است که می توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند. جامعه آماری گرد آورده‌ای از اعداد است که اعداد مزبور عبارت‌اند از اندازه‌های مربوط به یک صفت مشخصه برای تمام واحدهایی که آماج تحقیقی را تشکیل می دهند.
جامعه آماری در این پژوهش، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که طی سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۰ در بورس حضور داشته اند.
نمونه تحقیق از طریق روش تصادفی ساده انتخاب گردید که شامل همه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که دارای شرایط زیر بوده اند:
۱- در طی دوره تحقیق در بورس حضور داشته باشند
۲- سال مالی آنها به پایان اسفند ختم شود.
۳- در طی دوره تحقیق وقفه عملیاتی نداشته باشند
 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

مقاله – بررسی رابطه شفافیت سود حسابداری و ریسک نقدشوندگی سهام در بورس …

۲-۱۴-۳- ارزش جاری بازار:
ارزش بازار کل سهام منتشر شده از سوی شرکت به قیمت جاری در بازار سهام را ارزش جاری می نامیم .
۲-۱۴-۴- قیمت بازار سهام:
قیمت بازاری سهم آخرین قیمتی است که طبق گزارش های موجود آن سهم مورد معامله قرار گرفته است.
۲-۱۴-۵- سهم بازار:
سهم بازار شرکت، نشان دهنده سهم یا در صد فروش محصولات آن شرکت در مقایسه با کل فروش آن محصول توسط سهم تولید کنندگان است.
۲-۱۴-۶- سود هر سهم[۱]:
EPS خلاصه اصطلاح یا سود هر سهم است. هر گاه کل سود پس از کسر مالیات را به تعداد سهام تقسیم نماییم؛ سود هر سهم به دست می آید.
EPS پیش بینی شده : عبارتست از سود هر سهم که شرکت برای سال مالی که در پیش است پیش بینی میکند.
EPS تحقق یافته : عبارتست از سود هر سهم که در دوره مالی گذشته به هر سهم تعلق گرفته است.
تعدیلEPS: شرکت ها در ابتدای سال مالی EPS خود را پیش بینی می کنند که به آن EPS پیش بینی می گویند .ولی گاهی اوقات این سود کمتر و گاهی بیشتر از پیش بینی درمی آید.
تعدیل کردن به این معناست که با بررسی مشخص می شود که سود پیش بینی شده کمتر یا بیشتر از مبلغ پیش بینی شده درآمده است . (شهرآبادی،۱۳۹۰)
۲-۱۴-۷- سود نقدی توزیع شده[۲]:
به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسدDPS گفته می شود.اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهامداران می رسد . فرمول محاسبه سود نقدی توزیع شده یاDPS به صورت زیر می باشد:
)سود انباشته+اندوخته طرح و توسعه+ا ندوخته قانونی)DPS=EPS-
درآمد هرسهمEPS=
سود نقدی هرسهمDPS=
۲-۱۴-۸- درآمد باقی مانده:
در آمد باقی مانده بخشی از درآمد شرکت است که بین سهامداران تقسیم نشده است ولی به عنوان ذخیره انباشت شده برای رشد شرکت یا استفاده از آن در موارد اضطراری نگه داری می شود.در آمد باقی مانده را سود تقسیم نشده، مازاد درآمدیا ذخیره نیز می نامند . (شهرآبادی،۱۳۹۰)
۲-۱۵- انواع سهم:
۲-۱۵-۱- سهم بازار:
سهم بازار شرکت نشان دهنده سهم یا در صد فروش محصولالات آن شرکت در مقایسه با کل فروشان محصول توسط سهم تولید کنندگان است.
۲-۱۵-۲- سهام فعال:
سهامی است که به طور مکرر و روزانه مورد معامله قرار می گیرد وبا ا ین ویژگی ، از سهامی که نیمه فعال است و کمتر مورد معامله قرار می گیرد، متمایز م ی شود . سهام شرکت های بزرگ ومهم می بایست سهام فعال باشند
۲-۱۶- شاخص[۳]:
کلمه شاخص ()در کل، به معنای نمودار یا نشان دهنده، یا نماینده میباشد . شاخص ، کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن می باشد و وسیله ای برای اندازه گیری و مقایسه پدیده هایی است که دارای ماهیت و خاصیت مشخصی هستند ، که بر مبنای آن میتوان ، تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره ، بررسی نمود . محاسبه شاخصبرای هر شرکت ، صنعت یا گروه یا دسته ، امکان پذیر است و می توان آن را محاسبه نمود . برای محاسبه شاخص، یک سال را به عنوان سال مبنا یا پایه فرض کرده و پساز تقسیم ارزش جاری، بر ارزش مبنا ( ارزش سال پایه )، آن را در عدد ۱۰۰ ضرب می کنیم . عدد بدست آمده، شاخص آن گروه یا دسته مورد نظر را به ما نشان می دهد .در هر بازار بورس اوراق بهاداری، میتوان بنا بر احتیاج و کارایی شاخصهای زیادی را تعریف و محاسبه نمود .
۲-۱۶-۱- شاخص کل قیمت[۴]:
شاخص کل قیمت ، یکی از اصلی ترین شاخصهای بورس اوراق بهادار تهران است که روش محاسبه آن بر اساس فرمول زیر ) فرمول لاسپیرز ( انجام میگیرد .
)ارزش جاری بازار*تعداد سهام منتشره)/(ارزش پایه سهام*تعداد سهام در سال پایه*( ۱۰۰
که در این محاسبه سال پایه سال ۱۳۶۹ میباشد .
۲-۱۶-۲- شاخص بازده نقدی[۵]:
از تفاضل منطقی شاخص قیمت و بازده نقدی از شاخص قیمت بدست می آید و نشان دهنده تغییرات بازده نقدی سهام می باشد.
۲-۱۶-۳- شاخص صنعت:
فرمول محاسبه آن، همانند محاسبه شاخص کل می باشد و نشان دهنده تغییرات در ارزش سهام شرکتهای صنعتی میباشد و برای هر صنعت بطور جداگانه محاسبه میگردد .
۲-۱۶-۴- شاخص مالی :
فرمول محاسبه آن ، همانند محاسبه شاخص کل می باشد و نشان دهنده تغییرات در ارزش سهام شرکتهای سرمایه گذلری می باشد.
۲-۱۶-۵- شاخص شرکت:
فرمول محاسبه آن همانند محاسبه شاخص کل قیمت میباشد و برای هر شرکتی بطور جداگانه محاسبه میگردد . وبرای محاسبه آن شاخص هر شرکتی را در بدو ورود ۱۰۰ تعیین نموده اند.
محاسبه شاخص های مختلف، بر اساس فرمولهای قراردادی انجام میگیرد و هر شاخصی بنا بر داده ها و فرمول مورد استفاده می تواند گویای تغییرات خاصی باشد . لذا به غیر از شاخص کل قیمت که نشان دهنده تغییرات قیمت کلیه شرکتها می باشد مابقی شاخص ها بنا بر نوع محاسبه و شرکتهایی که در آن مورد محاسبه قرار می گیرند باید تفسیر شوند .
۲-۱۷- روش های تحلیل اوراق بهادار:
۲-۱۷-۱- تحلیل گران بنیادی:
تحلیل گران بنیادی متخصصینی هستند،که دیدگاهی بنیادی(مبتنی بر مدیریت وقدرت شرکت وسایر نیروهای غیر اقتصادی )را در ارزیابی سهام وتخمین قیمت بنیادی سهام ، به کار می گیرند.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

مقاله علمی با منبع : بررسی رابطه شفافیت سود حسابداری و ریسک نقدشوندگی سهام در بورس اوراق …

تجزیه وتحلیل بنیادی، عبارت است از بررسی علمی عوامل اساسی وبنیادی تعیین کننده ارزش سهام. تحلیل گر بنیادی به بررسی دارایی ها، بدهی ها ، فروش ، ساختار بدهی ها، محصولات، سهم بازار ،ارزیابی مدیریت بنگاه ومقایسه آن با رقبا می پردازد ودر نهایت ارزش ذاتی سهام را تخمین می زند. ابزار تحلیل گربنیادی عبارت است از نسبت های مالی که از ترازنامه شرکت وحساب سودو زیان طی چند سال به دست می آید. تحلیل بنیادی در تحقق اهداف بلند مدت در رشد سهام موثرتر است تا در تعیین نوسانات کوتاه مدت قیمت سهام.
۲-۱۷-۲- تحلیل گران فنی(تکنیکال):
بر خلاف تحلیل گران بنیادی، تحلیل گران فنی(تکنیکال)، کسانی هستند که اعتقاد دارند قیمت اوراق بهادار کاملا توسط نیروهای عرضه وتقاضای اوراق بهادار تعیین می شود، در عین حال که عوامل موثر برعرضه وتقاضا در جای خود می تواند واقعی ، قابل مشاهده ویا ذهنی باشد. علاوه بر این تحلیل گران فنی اعتقاد دارند ، که با وجود نوسانات هر روزه ، قیمت سهام ازالگوی مشخصی پیروی می کند و برای دوره های طولانی بدون تغییر باقی می ماند . تکنیکال ها یا چارتیست ها در آنالیزهای خود از نمودار)چارت ها ( بهره می گیرند.
۲-۱۷-۳- پرتقوی:
پرتفوی[۶] یعنی مجموعه یا سبدی از اوراق بهادار. به طورکلی سرمایه گذاری در مجموعه ای از اوراق بهادار یا پرتفوی ، بسیار کارامدتر از سرمایه گذاری در یک سهم می باشد. چون با افزایش تعداد سهام در سبد سرمایه گذاری ، ریسک مجموعه کاهش می یابد. علت کاهش ریسک تاثیرات مختلفی است که شرکت های سرمایه پذیر از شرایط متفاوت اقتصادی سیاسی و اجتماعی می پذیرند ، به عنوان مثال وقوع جنگ می تواند برای دو یا چند شرکت نتایج متضادی در بر داشته باشد . فرض کنید سهام دو شرکت تولید کننده دارو و پتروشیمی در سبد سهام شما باشد؛ در صورت ایجادناامنی در منطقه ودرگیری شدید تقاضا برای دارو افزایش و امکان صادرات محصولات پتروشیمی کاهش خواهند داشت. بازده سرمایه گذاری در پرتفوی معادل بازده متوسط آن پرتفوی خواهد بود؛اما ریسک پرتفوی در غالب موارد کمتر ازمتوسط ریسک سهام داخل سبد می باشد.میزان آن بستگی دارد به تاثیر متقابل اتفاقات بر سهام داخل سبد. اگر سهام موجود در سبد متعلق به شرکت هایی باشد ، که کالاها یا خدمات آنها جانشین یکدیگر هستند ؛ریسک تا حدود زیادی کاهش می یابد . زیرا در صورت بروز هر گونه عامل ریسک زا و کاهش بازده یکی ازسهام ،تقاضا برای کالاهای جانشین افزایش یافته ، بازده اضافی حاصل از آن بازده ازدست رفته شرکت اول را جبران می کند.
برخلاف بازده مجموعه ،ریسک الزاماً میانگین موزون اجزای تشکیل دهنده مجموعه نیست، بلکه با توجه به ارتباط بین سهام از نظر تاثیرپذیری وارائه عکس العمل مشابه یا مخالف، در برابر وقایع ایجادکننده ریسک ، می تواند کمتراز این میانگین بوده وحتی حذف شود. لذا محاسبه همسویی و شدت آن سهام ، بین دیگر سهام ، از اهمیت ویژه ای برای تعیین ریسک برخوردار است . (شهرآبادی،۱۳۹۰)
۲-۱۸- بازده سرمایه گذاری:
به منفعت و سودی که از یک سرمایهگذاری حاصل میشود بازده میگویند. سرمایهگذاری عبارتست از تخصیص منابع به دارائیهای واقعی نظیر زمین و خانه و دارائیهای مالی نظیر اوراق بهادار که میزان بازده آن متناسب با ریسک مورد انتظار باشد. .(بورس اوراق بهادار،۱۳۹۰)
۲-۱۸-۱- بازده کل:
بازده عبارت است از نسبت کل عایدی )ضرر( حاصل از سرمایهگذاری در یک دوره معین به تعداد سرمایهای که برای کسب این عایدی در اول همان دوره بکار گرفته و مصروف گردیده است. عایدی یک سرمایهگذاری از دو طریق کسب میگردد:
-۱ تغییر در ارزش و قیمت اصل سرمایه مصروفه مانند قیمت سهام خریداری شده.
۲- سودهایی که در نتیجه سرمایهگذاری به اصل سرمایه تعلق میگیرد مانند سود نقدی سهام.
یکی از روابط بازده سهام بصورت زیر است:
در سرمایه گذاری ۳ روش عمده وجود دارد که عبارتند از:
۱- روش اصولی[۷]
۲- روش نموداری[۸]
۳- روش مبتنی بر نظریه نوین مجموع اوراق بهادار[۹] (پرتفوی)
روش اصولی مبتنی بر این فرض است که سرمایه گذار با تجزیه و تحلیل وضع اقتصادی کشور، وضع صنعت مربوطه و وضع شرکت اقدام به سرمایهگذاری مینماید.
در روش نموداری، از طریق مطالعه رفتار گذشته، آینده سرمایه گذاری قابل تعیین میباشد و طبق نظریه پرتفوی اولا:ً بازارسرمایه کارا میباشد و اطلاعات مربوط به بازار در دسترس همه مردم است و ثانیاً: بازده سرمایه گذاریهای دارای ریسک مشابه،یکسان هستند. .(بورس اوراق بهادار،۱۳۹۰)
بازده سرمایه گذاری شامل بازده “کمی” و “کیفی” میباشد، که بصورت زیر تشریح میشود:
بازده کمی :سودحسابداری مانند EPS
بازده کیفی :اعتبار شرکت ماندد سرقفلی
توان تاثیر گذاری در جریانات اجتماعی – اقتصادی:
در تئوری بازده سرمایه گذاری (قسمت کمی) از فرمول زیر بدست می آید:
+ = r
بازده مورد انتظار = r
سود حسابداری که عاید سرمایه گذار خواهد شد=D1
ارزش سرمایه در ابتدای دوره = p0
ارزش سرمایه درانتهای دوره = p1
ضریب تبدیل سهام= x
از جهتی دیگر میتوان بازده را بر حسب زمان بصورت زیر تقسیم بندی نمود:
-۱ بازده های گذشته
۲- بازده های آینده (آتی)
بازده های گذشته از طریق نسبتهای گروه بازده سرمایه گذاری اندازه گیری میشود و در میان نسبتهای این گروه از” ROA تعدیل شده” میتوان استفاده بهتری نمود. .(بورس اوراق بهادار،۱۳۹۰)
این نسبت به صورت ز

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

یر محاسبه می شود:
۲-۱۸-۳- بازده اسمی و واقعی سهام با توجه به تورم
با توجه به مسئله تورم، ‌بازده اسمی یک سرمایه‌گذار ممکن است شاخص ضعیفی از بازده واقعی باشد. در نتیجه تعدیلاتی در ارتباط با بازده اسمی جهت برطرف ساختن تاثیر تورم به منظور تعیین بازده واقعی مورد نیاز انجام می‌گیرد. به این ترتیب نرخ بازده واقعی عبارتست از: آن قسمت از نرخ بازده اسمی که نرخ تورم از آن کسر شده باشد یعنی برای محاسبه بازده واقعی بطور تقریب از فرمول زیر استفاده میشود.
:NRبازده اسمی RR= NR – INF
:INFنرخ تورم
:RRبازده واقعی
می‌توان برای محاسبه دقیق از فرمول زیر که به مدل فیشر نیز معروف است استفاده نمود.
RR = [(1+NR)/(1+INF)] – ۱

مقاله علمی با منبع : بررسی رابطه شفافیت سود حسابداری و ریسک نقدشوندگی سهام در بورس اوراق …

۷) اهداف مالی شرکت، میزان دستیابی به آنها و بیانیه‌های آینده‌نگر
۸) محرک‌های واقعی ارزش و فاکتورهای قابل پیش‌بینی مخاطره و نحوه مدیریت آنها توسط شرکت.
۹) اطلاعات مدیران غیراجرائی و منافع آنها.
اطلاعات مایه حیات بازارهای سرمایه است. سرمایه‌گذاران مخاطره آوردن سرمایه‌های به زحمت به‌دست‌آمده خود را به این بازارها پذیرفته و به اطلاعاتی که از طرف شرکت‌ها منتشر می‌شود تکیه می‌کنند. آنها به اطلاعات معتبر، به موقع و قابل فهم، در قالب‌هائی که به‌راحتی قابل تجزیه و تحلیل باشد نیاز دارند به‌منظور بقا بازارهای سرمایه لازم است سرمایه‌گذاران اطلاعات شرکت‌ها را صحیح، کامل، قابل اطمینان و به موقع بدانند.
سرمایه‌گذاران به این نکته واقف هستند که در بازارهای سرمایه‌ آزاد فرصت‌های سودآوری یا فرصت‌های زیان‌دهی ملازم هستند اما آنها حق دارند در انتظار نتایج حاصل تصمیمات خود باشند نه نتایج برخاسته از اطلاعات ناقص.
زمانی‌که بازارهای سرمایه در ابتدای سال ۲۰۰۰ به اوج خود رسیدند، ورشکستگی و رسوائی پاره‌ای از شرکت‌ها به‌تدریج اعتماد سرمایه‌گذاران را نسبت به مسئولیت گزارش‌دهی اطلاعات ضعیف کرد و موضوع اعتماد عمومی به کیفیت اطلاعات گزارش شده مطرح شد. به‌دلیل کاهش اعتماد عمومی، نیاز به اطلاعات بیشتر و بهتر افزایش یافته و منجر به تقاضای مؤکد بیشتری در خصوص شفافیت بیشتر اطلاع‌رسانی شرکت‌ها گشته است (Diplazza,2001 & Eccles)
تحقیقات انجام گرفته نشان می‌دهد که اقشا و شفافیت بیشتر، منافع متعددی برای شرکت‌ها به دنبال خواهد داشت: سرمایه‌گذاری بلندمدت‌تر از سوی سرمایه‌گذاران بهبود دسترسی به سرمایه جدید، هزینه سرمایه کمتر، مدیریت معتبرتر و مسئول‌تر و نهایتاً قیمت سهام بالاتر و منفعت بیشتر سهامداران زمانی‌که افزایش قسمت سهام براساس خلق واقعی ارزش باشد نه براساس انتظارات مدیریت از سود یا سود گزارش‌شده، اندازه بازارها و قدرت نقدشوندگی آنها به‌صورت مداوم افزایش یافته و نه فقط برای سهامداران بلکه برای جامعه نیز به‌طور کلی ثروت بیشتری ایجاد می‌شود (,۲۰۰۱ Hallwood).
۲-۱-۳)اندازه گیری شفافیت سود
یکی از مهمترین چالشهایی که در تحقیقات تجربی مربوط به شفافیت وجود دارد، اندازه گیری شفافیت است. از نظر مفهومی کمی کردن میزان شفافیت را میتوان با دقت اطلاعات دریافت شده سنجید. دقت اطلاعات تابعی از مربوط بودن و کیفیت اطلاعات است. در تلاشهای اخیر برای اندازهگیری شفافیت از معیارهایی مانند بحران مالی یا هموار سازی سود استفاده شده است(lander,2008).
مرکز تحقیقات و تجزیه و تحلیل بین المللی شاخصی برای شفافیت ارایه کرده است که این شاخص میانگین امتیاز نود آیتم حسابداری و غیر حسابداری افشا شده توسط نمونه گستردهای از شرکتها در گزارشگری سالانه آنها است. این مرکز امتیازات معینی برای هر ویژگی تعیین کرده و بر اساس امتیاز بدست آمده میزان شفافیت اطلاعات مالی را اندازهگیری میکند (cifar,1995).
برگر و دیگران معیاری برای اندازه گیری شفافیت گزارشگری مالی ابداع کردند که برای دامنه وسیعی از شرکت ها می توان استفاده کرد. ایده ای که آن ها برای اندازهگیری شفافیت سود در نظر گرفتند بر اساس پایداری سود است، زیرا از نظر آن ها نوسان بازده سهام شرکت نسبتی از شفافیت حسابداری شرکت است. این شاخص علاوه بر کیفیت گزارشگری مالی، شفافیت مالی را هم اندازه می گیرد(Berger,2006).
بارت و همکاران برای اندازه گیری شفافیت سود از رابطه سود و بازده سهام شرکت استفاده کرده اند، به گونه ای که اگر سود و تغییر در سود با بازده سهام به طور هم زمان تغییر کند(با در نظر گرفتن شاخص ضریب تعیین) سود شرکت شفاف است.
مهد ساد و همکاران شاخصی را برای اندازهگیری شفافیت به کار گرفتهاند که مقدار شاخص استفاده شده با ویژگیهای شرکت یعنی اندازه شرکت، تعداد سهامداران و سود دهی ارتباط مثبتی دارد. در این تحقیق از مدل بارت و همکاران برای اندازه گیری شفافیت سود استفاده شده است.(mohd saad,2009).
۲-۱-۴) انواع اطلاعات موجود در بازار سهام
”اطلاعات دربرگیرنده دانسته یا دسته‌ای از دانسته‌ها است که در مواقع لزوم مشخص را وادار به تغییر موضع، عقیده و تصمیم‌ یا تجدیدنظر در تصمیم‌گیری می‌کند“ (سازمان بورس اوراق بهاءدار تهران، ۱۳۷۸، شماره ۱۷، ص ۱۸).
اطلاعات در بازار سهام می‌تواند به دو گروه تقسیم شود:
گروه اول اطلاعات مربوط به شرکت‌ها است که در ارزیابی سهام مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و عبارتند از:
۱) گزارش سالیانه شرکت‌ها به بورس و اوراق بهاءدار شامل صورت‌های مالی حسابرسی شده، افشای اطلاعات در مورد وضعیت تجاری، محصولات تولیدی، بازار فروش محصولات، توسعه یا توقف خط تولید، فروش و هزینه‌های خطوط تولید، سرمایه‌گذاری در کارخانه و تجهیزات، عملیات خارجی، میزان و انواع بدهی‌های معوقه، شرکت‌های نابغه تحت تملک، قیمت تمام شده اموال، ماشین‌‌آلات و تجهیزات و استهلاک انباشته آنها و تجزیه و تحلیل‌های مدیریت از وضعیت مالی شرکت.
۲) گزارش ۳ ماهه شرکت‌ها به کمیسیون بورس و اوراق بهاءدار، این گزارش شبیه گزارش سالیانه، اطلاعاتی در مورد وضعیت مالی شرکت ارائه می‌کند. ولی تفاوتی که با گزارش سالانه دارد این است که اطلاعات برای یک دوره سه ماهه گزارش می‌شود و حسابرسی نیز نمی‌شود.
۳) گزارش هرگونه رویداد با اهمیتی که می‌تواند بر ارزش‌ اوراق بهاءد

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ار شرکت تأثیر بگذارد این گزارش باید ظرف ۱۵ روز بعد از رویداد به کمیسیون بورس و اوراق بهاءدار ارائه شود این رویداد مهم معمولاً قبلاً توسط مطبوعات به عموم اعلام می‌شده است.
۴) اعلامیه پذیره‌نویسی (Prospectus) شرکت‌هائی که برای اولین بار قصد عرضه سهام به عموم دارند. این اعلامیه در واقع کتابچه‌ای است که معمولاً حاوی اطلاعات زیر می‌باشد:
– خلاصه اطلاعات از وضعیت شرکت، موضوع فعالیت آن، اوراق عرضه شده و مقدار و کاربرد
درآمد حاصل از آن.
– مصرف درآمد حاصل از فروش اوراق بهاءدار
– سیاست‌ پرداخت سود سهام
– ساختار سرمایه
– تجزیه و تحلیل مدیریت
– توضیح مفصل درباره عملیات تجاری شرکت
– خلاصه‌ای از اطلاعات مالی مشخص پنج سال گذشته
۵) اطلاعات اشخاصی که ۵ درصد از سهام یک شرکت را دارا هستند. این اشخاص باید اطلاعاتی نظیر انگیزه خود را از خرید این مقدار سهام در فرم‌های کمیسیون بورس اوراق بهاءدار ارائه کنند.
۶) اطلاعات مربوط به خرید و فروش سهام توسط مدیران، سرپرستان و به‌طور کلی خودی‌های یک شرکت این اشخاص باید خرید و فروش سهام را در فرم‌هائی به اطلاع کمیسیون بورس و اوراق بهاءدار برسانند (میو، ۲۰۰۰)
گروه دوم اطلاعات مربوط به شاخص‌های بازار سهام، از جمله حجم معاملات قیمت‌های اولیه و نهائی سهام در معاملات و فروش‌های عمده است (بورس اوراق بهاءدار تهران، ۱۳۷۸، شماره ۱۷).
● دلایل کاهش انگیزه شرکت‌ها برای اقشای اطلاعات معمولاً شرکت‌ها از ارائه اطلاعات کافی خودداری کرده و یا گزارشات مالی خود را به‌صورت پیچیده و نامفهوم منتشر می‌کنند. در تحقیق که در این زمینه انجام شده است در ذیل ارائه می‌شود:
داموداران (Damodaran)
اظهار کرد شرکت‌ها به دلایل زیر گزارشات مالی خود را به‌صورت نامفهوم ارائه می‌کنند:
۱) کنترل
بسیاری از مدیران برای حفظ کنترل و ممانعت از تصاحب قدرت توسط دیگران و از ترس کنار گذاشته شدن (Take over)، مجموعه‌ای ازشرکت‌های نابغه (Subsidiary Company) وهلدینگ (Holdying Company) ایجاد کرده و به انتشار اوراق بهاءدار جدید دست می‌زنند. در این شرایط و تحت چنین ساختار پیچیده‌ای مشکل می‌توان تشخیص داد که مثلاً چه‌وقت دارائی‌های شرکت به‌صورت ضعیف و زیر ارزش مدیریت می‌شود و امکان به‌دست گرفتن کنترل کارآمد شرکت توسط رقبا دشوار می‌شود.
۲) مزایای مالیات
شرکت‌ها گاهی اوقات می‌توانند بار مالیاتی خود را از طریق ایجاد ساختارهای هلدینگ در مکان‌هائی که مشمول پرداخت مالیات کمتری هستند، کاهش دهند. مثلاً یک شرکت آمریکائی می‌تواند شرکت‌های تابعه در مناطق معاف از مالیات تأسیس کند و درآمدها را به این شرکت‌های تابعه انتقال دهد. همچنین ساختارهای پیچیده هلدینگ شرکت‌ها را قادر می‌سازد که درآمدهای خود را با استفاده از قیمت‌گذاری انتقالی (Transfer Pricing) و وام‌های بین شرکت (Inter – Company Loans)، از یک شرکت به دیگری انتقال دهند. به‌طور کلی پیچیدگی در قوانین مالیاتی منجر به پیچیدگی در گزارشات مالی می‌گردد.
۳) تقلب
گاهی اوقات شرکت‌ها با ایجاد ساختارهای پیچیده تلاش می‌کنند سرمایه‌داران را فریب داده و ارزش شرکت را بالاتر از ارزش واقعی و یا بدهی‌های خود را کمتر از واقع نشان دهند. همچنین پیچیدگی در گزارشات مالی شرکت‌ها می‌تواند تعمدی نبوده و مربوط به عواملی خارج از شرکت باشد نظیر:
– نحوه نگارش استانداردهای حسابداری و امکان تفسیرهای متفاوت و آزادی عمل شرکت‌ها در ارتباط با آن.

سامانه پژوهشی – بررسی رابطه شفافیت سود حسابداری و ریسک نقدشوندگی سهام در …

۱- آزمون کولموگراف-اسمیرنوف( بررسی نرمال بودن متغیرها) ۹۲
۲- آزمون رامسی رست (فرض خطی بودن مدل رگرسیونی) ۹۳
۳- آنالیز واریانس رگرسیون (آزمون خطی بودن متغیرها) ۹۳
۴- آزمون چاو(پایداری ضرایب) ۹۳
۵- آزمون ریشه واحد ۹۴
۴-۳-۲) نتایج رگرسیون چندگانه ۹۵
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱- مقدمه ۹۹
۵-۲- نتایج تحقیق ۹۹
۵-۴- پیشنهادات تحقیق ۱۰۳
۵-۵- پیشنهادات به محققین آتی ۱۰۴
۵-۶- محدودیت های تحقیق ۱۰۴
منابع و ماخذ: ۱۰۵
پیوست ۱۰۹
فهرست جداول
جدول۳-۱) تشریح متغیرهای تحقیق ۸۲
جدول۳-۲-) نحوه برآورد مدل۲ ۸۴
جدول شماره ۴-۱) آمارتوصیفی متغیر های تحقیق ۹۰
جدول ۴-۲) نتایج آزمون کولموگراف-اسمیرنوف ۹۲
جدول ۴-۳) آزمون رامسی رست ۹۳
جدول شماره۴ -۴) آنالیز واریانس رگرسیون ۹۳
جدول۴-۵) آزمون چاو ۹۴
جدول۴-۶) آزمون ریشه واحد به روش فیلیپس برون ۹۴
چکیده:
در این تحقیق به بررسی ارتباط شفافیت سود و ریسک نقدینگی درشرکت های پذیرفته بورس اوراق بهادار تهران پرداخته می شود. ما در این تحقیق بررسی خواهیم کرد که افزایش شفافیت سود شرکتها ، ریسک نقدینگی را کاهش می دهد . متغیر وابسته تحقیق ریسک نقدینگی و متغیر مستقل تحقیق شفافیت سود است.برای سنجش شفافیت سود از مدل بارت و برای سنجش ریسک نقدینگی از معیار آمیهود استفاده شد. جامعه آماری تحقیق کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که در دوره زمانی مورد تحقیق در بین سالهای۱۳۸۲ تا ۱۳۹۰ در بورس فعالیت داشتند. داده های مورد نظر پس از جمع آوری از طریق نرم افزار Excel دسته بندی و تلخیص شده سپس متغیر های اولیه شفافیت سود به تبعیت از بارت جهت برآورد ضریب تعیین (R2) مورد استفاده قرار داده از سوی دیگر متغیر ریسک نقدینگی با استفاده از معیار آمیهود مورد سنجش قرار گرفته و از طریق نرم افزار Excel محاسبه میگردد.در مرحله آخر نیز شفافیت سود و هزینه سرمایه سهام از طریق نرم افزار Eviews و SPSS مورد پردازش قرار گرفته که بدین ترتیب با رگرسیون چند متغیره که هدف آن اندازه گیری رابطه متغیرهاست و با استفاده از خروجی های مدل بدست آمده ، فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرار می گیرند. نتایج تحقیق نشان داد که رابطه منفی و معنی داری بین شفافیت سود و ریسک نقدینگی وجود دارد
کلمات کلیدی: شفافیت سود ، ریسک نقدینگی ،اهرم مالی ، مدل بارت، معیار آمیهود
فصل اول
(کلیات تحقیق)
۱-۱)مقدمه:
یکی از موضوع های اساسی در سرمایه گذاری ارزشیابی داراییهاست. ارزش ذاتی هر دارایی عبارت است از ارزش فعلی جریان های نقدی آتی دارایی، که علاوه بر زمان وقوع، نرخ تنزیل نیز مورد توجه قرار میگیرد. نرخ تنزیل یا بازده مورد انتظار هر دارایی، نشان دهنده بازدهی از دست رفته تحت شرایط ریسک مساوی ناشی از تحصیل آن دارایی است . یکی از عوامل مؤثر بر ریسک داراییها قابلیت نقدشوندگی آنهاست(درخشنده,۱۳۸۲). نقش عامل نقدشوندگی در ارزشگذاری داراییها حایز اهمیت است، زیرا سرمایه گذاران به این موضوع توجه دارند که اگر بخواهند دارایی های خود را به فروش رسانند، آیا بازار مناسبی برای آنها وجود دارد یا خیر؟ شواهد تجربی نیز نشان میدهند که عامل نقدشوندگی در تصمیمگیریها نقش مهمی را ایفا مینماید، اما بهرغم مطالعات بسیاری که در این زمینه از سوی پژوهشگران صورت گرفته است، هیچ یکنواختی در انتخاب معیار قابل قبول از نقدشوندگی بازار وجود ندارد(Zhang,2007).
۱-۲) بیان مسئله :
تصمیم گیری بهینه برای سرمایه گذاری در واحدهای تجاری به بیان بهتر تخصیص صحیح منابع کمیاب در جامعه مستلزم وجود اطلاعات مالی شفاف است. (Michael A. Goldstein 2006)
نبود اطلاعات شفاف باعث تصمیم گیری های نامطلوب و در نتیجه اتلاف منابع اقتصادی، تخریب بازارهای سرمایه و در نهایت عقب ماندگی و فقر اقتصادی و کاهش رفاه عمومی می شود. در این راستا این پرسش مطرح می شود که آیا شفافیت سود حسابداری که اصلی ترین معیار کمی اطلاعات مالی است منجر به ترغیب بیشتر افراد در داد و ستد سهام و در نتیجه پائین آمدن ریسک نقد شوندگی سهام می گردد یا خیر، به بیان ساده تر آیا این ادعا که شفافیت سود اطمینان خاطری برای سرمایه گذاران و در نتیجه مشوقی جهت انجام معاملات بیشتر، ماندن در بازار و یا ورود سرمایه گذاران بالقوه در بازار است،که از پارامترهای کاهش ریسک نقدشوندگی هستند از صحت کافی برخوردار است یا خیر؟ از سوی دیگر سرمایه گذاران با دانستن میزان سودمندی اطلاعات شفاف و آگاهی از شفافیت سود گزارش شده، با اطمینان بیشتری مبادرت به تعیین قیمت سهام، چه توسط خود و چه توسط تحلیل گران خود می کنند. هر چه بازارها توسعه یابند، ابزارهای جدیدتری برای پاسخگویی به نیازهای سرما یه گذاران تعریف میشوند. سرمایه گذاران در صورتی دارایی با ریسک بالاتر را میپذیرند که بازده بالاتری را عاید آنها سازد و لذا یکی از عوامل مؤثر بر ریسک دارایی قابلیت نقدشوندگی آن است. هر چه نقدشوندگی کمتر باشد، سهم جذابیت کمتری پیدا میکند. تحقیقات اخیر بر نگرش سرمایه گذاران در مورد نقدشوندگی و این که آیا نقدشوندگی نماینده فاکتور ریسک سیستماتیک است یا خیر، تمرکز دارند و در پی بهترین تعریف از نسبت عدمنقدشوندگی هستند. در این رابطه آمیهود(۲۰۰۲) نسبت عدم نقدشوندگی را به صورت نسبت قدر مطلق بازده روزانه سهام به حجم معامله آن

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

سهم در همان روز تعریف کرده است. یکی دیگر از مواردی که اخیر اً مدنظر قرار گرفته ، میزان سهام شناور شرکت است . سهام شناور آزاد درصدی از سهام یک شرکت است که برای معامله دربازار سهام در دسترس سرمایه گذاران بوده ، بدون هیچ گونه محدودیتی قابل معامله باشد(Omri,2003). ویل سهام شناور آزاد را به عنوان سهمی از سرمایه موجود برای فروش در بازارتعریف و از آن را به عنوان معیار نقدشوندگی استفاده می کند(Zhang,2007).حال این پرسش مطرح می شود که آیا این گفته در بازار ایران از مقبولیت برخوردار است یا خیر؟(Long et.al 2011) و آیا میزان شفافیت سود حسابداری بر ریسک نقدشوندگی سهام در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر دارد یا خیر ؟
۱-۳)اهمیت و ضرورت تحقیق:
نتایج تحقیق حاضر می تواند در بازار سرمایه مورد استفاده قرار گیرد همچنین در استاندارد گذاری و تدوین استاندارد های حسابداری میتوان نگاهی به این تحقیق داشت و در موارد لزوم ، برای تدوین استاندارد از آن بهره برد.
بهره وران این پژوهش ، سازمان بورس و شرکت بورس اوراق بهادار به عنوان راهبران بازار سرمایه و همچنین کمیته تدوین استاندارد های حسابداری میباشد.
در ضمن ، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی جهت امور آموزش و پژوهش می تواننداز این جمله باشند و همچنین شرکتها
سرمایه گذاری یا کارگزاریهای وابسته به بازار سرمایه و یا هر سرمایه گذار که از نتایج تحقیق جهت تصمیم گیری می تواند استفاده نماید.
با توجه به اینکه در ایران رابطه ریسک نقدشوندگی بازار سهام و شفافیت سود علی‌رغم تأثیرات عمده‌ای که در تصمیمات سرمایه گذاران داشته، مورد سنجش و پژوهش قرار‌نگرفته و با توجه به اینکه نقدشوندگی که یک متغیر وابسته بوده و بیشتر در حوزه اقتصاد و مدیریت مالی مورد بحث قرار گرفته است، با متغیر مستقلی به‌ نام شفافیت‌ سود از حوزه حسابداری توضیح داده می‌شود و این از مزایای این تحقیق به شمار می‌آید که از یک سو با بازار سرمایه و از یک سو با مباحث حسابداری ارتباط تنگاتنگی دارد.
۱-۴) چارچوب نظری تحقیق:
استفاده از مدل‌های علمی پیشرفته در بازارهای مالی پیشرفته و نیمه پیشرفته دنیا که از انواع کالاها و محصولات از نوع دارائی‌های مالی و دارائی‌های واقعی برخوردار هستند، باعث پویایی، شفافیت، نقدشوندگی بالا، ترغیب و اعتماد سرمایه گذاران می‌شود لذا طرح، بررسی، به‌کارگیری و پیاده‌سازی چنین مدل‌هایی در جوامع در حال رشد عامل موثری در حرکت بازار به سمت پویایی و سلامت می‌باشد.
مدل شفافیت سود:

دسته بندی علمی – پژوهشی : زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- قسمت ۳۹

نویسندگان مکتب اسلام ذهنیت برابر دانستن مفهوم حجاب با محبوس شدن زن در خانه را منصوب به ادیانی به جز اسلام و یادگار دوران باستان ایران و هند و روم میدانند. آنان محبوس شدن زن در خانه را برگرفته از تفکری افراطی و به نوعی متحجرانه قلمداد میکنند.
«در ایران باستان و هند و روم و نزد بعضی از مذاهب مثل یهود و مجوس حجاب چنین مفهومی داشته است به طوری که گاهی دربارهی حقوق وی دچار افراطیترین افکار بودهاند. چنانکه ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن مینویسد: پس از داریوش مقام زن مخصوصاً نژاد طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد، زنان فقیر که برای کار کردن ناچار از آمد و شد میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر، گوشه نشینی زنان در عادت ماهانه که برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان را فراگرفت. زنان طبقه بالای اجتماع، جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار، از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با مردان آمیزش کنند، زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را اگر چه پدر یا برادرشان باشد ببینند!»(۷۵)
نویسندگان این نشریه پس از مبرا دانستن اسلام از محدود کردن زنان در خانه و محبوس شدن آنان توضیح میدهند، عدهای از مخالفین اسلام از روی قرضورزی چنین تهمتی به اسلام زدهاند. آنان به مفهوم حجاب همچنان پایبند هستند و داشتن حجاب را برای امکان حضور زن در اجتماع توجیه میکنند. تا با حجابِ زن از اجتماع سکس زدایی شود و فساد رخ ندهد و از شهوت عینی زن کاسته شود درنتیجه نیروی دو جنس زن و مرد فقط صرف کار در اجتماع شود و با حذف جنس زن نگاه جنسیتی برداشته شود و اینگونه زن به راحتی در اجتماع حضور داشته باشد.
«در حالیکه چنان که خواهیم گفت حجاب اسلامی نه تنها با عزت و احترام و شخصیت و حقوق مشروع زن به هیچ وجه منافاتی ندارد بلکه اصولاً برای این جعل شده است که احترام و منزلت زن را در جامعه بالا برد و از اختلاط زنان و مردان و آلودگی جامعه به فساد و هرج و مرج جنسی جلوگیری به عمل آورد».( حقانی زنجانی، ۱۳۵۱ :۷۴)
۲-۴-۲-۲-۶ عمل نکردن به دستور اسلامی حجاب
نویسندگان مکتب اسلام همچنان که حجاب را محبوس شدن زن در خانه تعبیر نمیکنند اما آن را اصلی مهم و اولیه در اسلام میدانند. تا جای که متن زیر به مسلمانانی که پوشش حجاب را انتخاب نکردهاند نهیب میزند، دست از دین اسلام بشویند و دینی را اختیار کنند که روابط نامشروع را تحریم نکرده باشد. زیرا پوشش حجاب باعث عدم تحریک مردان شده و از فساد جلوگیری میکند.
«جای بسی تاسف است. بعضی از مسلمانان کنونی از فلسفه حجاب بیخبر و به آن عمل نمیکنند، چه اشتباه بزرگی، پس اینان بایستی نام اسلام را از روی خود بردارند و آن مسلکهای خرافی و پوشالی را اختیار کنند که روابط نامشروع را تحریم نکرده باشد.».( کرمانی، ۱۳۴۵: ۶۶)
۳-۴-۲-۲-۶توطئه بر علیه دختران چادری
نویسندگان مکتب اسلام به روایت اتفاقی میپردازند که پرده از ماجرای توطئه و تخریب چهره دختران چادری برداشته است. دخترانی که با حضور در جلسه کنکور و رفتن به دانشگاه شجاعت خود را به نمایش گذاشته و باعث ندامت و حتی اعتراف به اشتباه نویسندهای شده بودند که از عمد با روایت دروغ(به گفته نویسنده) در پی تخریب چهره دختران چادری بود.
«در روزنامه کیهان شماره۹۰۰۳مقاله کوتاهی تحت عنوان« دختر چادری به من تلفن کرد» به قلم دکتر رحمت مصطفوی بود که در آن سخت به دخترانی که چادر میپوشند با لحن زننده، دور از ادب و نزاکت و کاملا غیر منطقی و نامعقول حمله شده بود که از مطالعه آن نه من بلکه بسیاری از افراد دیگر ناراحت شدند
نویسنده مزبور چند روز پس از آن از شهامت و شجاعت دختران چادری که در کنکور شرکت کرده بودند، و دانش را برای دانش ، و نه برای شرکت در ادارهای و تحصیل نانی میجویند تمجید نموده بود.
بعد از چند تلفن که به او میشود که چرا چنین نوشتی، او برای تبرئه خود از این حقگوئی که نمیبایست بر آنچنان قلمها جاری شود. داستان«یک دختر چادری به من تلفن کرد»( که شاید اصلاً ساختگی باشد) برای بدگویی وقیحانه به این دختران شجاع و پاک عنوان کرده و بطور غیر مستقیم سخنان خود را پس گرفته بود.(راستگو، ۱۳۵۲: ۱۳).»
در خلال روایت نویسنده تاکید دارد که دختران چادری فقط و فقط برای کسب علم در جلسه کنکور شرکت کرده و قصد رفتن به دانشگاه را دارند و به هیچ عنوان این دختران قصد شاغل شدن ندارند. متن با این عبارت که این دختران« دانش را برای دانش ، و نه برای شرکت در ادارهای و تحصیل نانی میجویند» عدم موافق بودن با شاغل شدن زنان را میرساند. همچنین در این روایت و متون دختران چادری سمبل زنان شجاع اجتماع معرفی شدند.
این اتفاق یا ماجرا بازنمایی از محیطیست که دختران چادری در آن جایگاه برحق خودشان را ندارند و حتی به آنان توهین میشود و سعی میکنند چهره این دختران را تخریب کنند.
۴-۴-۲-۲-۶اکثریت زنان موفق چادری هستند
نویسندگان مکتب اسلام زنان چادری و غیر چادری را در دوجبهه جدا قرار میدهند. آنان برآنند جامعه دختران چادری را نمیپذیرد و این در حالی است که این قشر موثرترین و موفقترین زنان جامعه میباشند و اکثریت جامعه را تشکیل میدهند.
«اکثریت قاطع زنان کشور ما را همین زنان و دختران چادری تشکیل میدهند(آمارگیری نمونه از این موضوع خیلی ساده است) و اگر شما اطلاع ندارید ما اطلاع داریم در میان آنها افرادی هستند که

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

حتی با حجاب اسلامی در لندن تحصیل کرده و در نهایت با کسی به مملکت خود برگشته و الان یک سلسله موسسات فرهنگی و درمانی، و تبلیغی را اداره میکنند و به راستی در محیط وسیعی خدمات آنها منعکس است؛ اگر بخواهید نمونهای از آنها را به شما معرفی میکنیم. در حالی که بسیاری از آنها که شما سنگ آنها را به سینه میزنید غرق لذات آلوده خود در کنار دریا و کابارها و کافه تریاها و دانسینگها بودهاند».(راستگو، ۱۳۵۲: ۱۴)
متن با عنوان اینکه زنان محجبه حتی در لندن با حجاب به تحصیل پرداختهاند فاصله بین مدرن شدن، به روز شدن زنان و حجاب را برمیدارد و به زنان با حفظ حجاب مشروعیت حضور در اجتماع را میدهد. همچنین به زنان محجبه اعتماد به نفس برای حضور در جامعه را داده است.

. شاغل شدن زنان

نویسندگان مکتب اسلام حضور زن در اجتماع و حتی شاغل شدن وی را به صورت کامل میپذیرند و در برخی از متون حتی شاهدیم که خواستار حضور زن در جامعه هستند و حضور وی در تمام ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و اداری را به وی تبریک میگویند. اما شاهد نظرات دیگری نیز هستیم که مادران شاغل به دلیل دوری چند ساعته از خانواده و فرزندان خیانتکار خطاب میشوند. همچنین سویه اصلی نویسندگان این نشریه به عدم اشتغال مادران است. در زیر اتفاقات رخ داده در رابطه با اشتغال زنان شرح داده شده است.

تبریک به زنان برای شاغل شدن

نویسندگان مکتب اسلام وظیفه زن را خطیرتر و مهمتر از قبل میدانند زیرا زن با حضور در اجتماع هم وظیفه مادری و هم وظایف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را به عهده گرفته است.
«زنان امروز به مقتضای طبیعت زنانهی خود وظیفهی مادری را بر عهده دارند، کارها و مشاغل اداری و سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را هم بر عهده گرفتهاند، در نتیجه مسئولیت آنها خطیرتر و عظیم تر از سابق شده است.
در حال حاضر، نیمی دیگر از پیکر اجتماع بشری نیز به تکاپو افتاده است. خوشبختانه باید گفت: گوش شیطان کر و چشم حاسدان و بداندیشان کور که ظرف مدت کوتاهی به پیروزیهای درخشانی نایل شده است و با حریف کهنه کار و باسابقهی خود یعنی مرد، برابری میکند.
کیست که این پیروزیهای درخشان و چشمگیر را نادیده بگیرد و تبریکها و تهنیتهای قلبی خود را نثار قدوم زن ننماید؟!»(بهشتی، ۱۳۴۵: ۴۵)
متن از تایید و مشروعیت کامل حضور زن در اجتماع از سوی نویسندگان مکتب اسلام خبر میدهد. شور حماسی که متن از آن برخوردار است و بروز هیجان و احساس شادمانی از حضور زن در اجتماع با تبریک و تهنیتهای قلبی دست دوستی و همراهی را به سوی زن دراز میکند. نویسندگان مکتب اسلام با این متن خود را طرفدار کامل حضور زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی معرفی کرده و حتی این حضور را یک پیروزی بزرگ در مقابل مردان میدانند و مخالفان حضور زن در بیرون از خانه را حاسدان و بداندیشان کور خطاب میکنند.

خیانت مادران شاغل

نویسندگان این نشریه همچنان که به زن اجازه حضور در اجتماع را میدهند و حتی بر آنند که گستره مسئولیت زنان به دلیل حضور در اجتماع گستردهتر شده است اما وقتی صحبت از کار مادران در اجتماع میشود دچار پارادکس میشوند. زیرا وظیفه اصلی مادر را در تربیت فرزندان صالح و موفق برای اجتماع میدانند. این پارادکس در جاهای مانند متن زیر شدت مییابد.
«خبط بزرگ اجتماع امروزی در این است که از سنین کودکی، کودکستان و دبستان را جایگزین کانون خانواده و دامان مادر کرده است. این امر را باید معلول خیانت زنان دانست.(بهشتی، ۱۳۴۵: ۴۵)
زن در دوران ما موقعیتی بسیار خطیر و مسئولیتی سخت عظیم پیدا کرده است.»(بهشتی، ۱۳۴۵: ۴۵)
متن اشتباه جامعه را معلول خیانت زنان میداند. نویسنده معتقد است جای کودک جز دامان مادر نیست و زنان با داشتن شغل بیرون از خانه و سپردن فرزندان خود به کودکستان و حتی دبستان به فرزندان خود خیانت کردهاند. به نوعی اگر زن خواستار حضور و فعالیت در جامعه نمیشد دلیلی برای بوجود آمدن کودکان در دبستان و کودکستان نبود.

عدم کارائی زنان در اجتماع

نویسندگان مکتب اسلام با روایات دو اتفاق و ماجرا که یکی در غرب و دیگری در ایران رخ داده است عدم کارایی زنان در مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی و شاغل شدن را بازنمایی میکنند. هر دو این اتفاقات اشاره به وظیفه مادری و مشکل بارداری میباشد. روایت این اتفاقات ما را به این نتیجه میرساند که طبیعت زن برای پرورش فرزند و خانهداری است و زن برای حضور در اجتماع آفریده نشده.
«هر سال ما با مشکل وضع حمل خانمها روبرو هستیم، اینها یک ماه قبل از وضع حمل و یک ماه بعد از زایمان غایب میشوند و در سال، حداقل ۲۰نفر از آموزگاران زن به این ترتیب وضع حمل میکنند که کارها به این ترتیب فلج میشود.
وی افزود: برای جلوگیری از وقفه کار مدرسههای تعطیل کلاس این بیست نفر، ما گاهی مدیران مدرسه یا معاونانشان را سر کلاس میفرستیم و یا آموزگار موقت به کلاسها میدهیم.
به این سبب پیشنهاد می کنم بیست نفر به جای این دسته از آموزگاران زنی که در طی سال تحصیلی وضع حمل دارند با ساعت اضافی تدریس کنند. و یکی از اعضای شوری گفت: وزارت آموزش و پرورش طی بخشنامهای از آموزگاران زن خواسته است که سعی کنند دوران بارداری و وضع حمل خود را با تابستان مطابقت دهند.»(حقانی زنجانی، ۱۳۵۰: ۱۱)

زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- …

تفاوت حقوق با توجه به جنس زن و مرد

نویسندگان مسجداعظم تبعیض در حقوق زن و مرد را پذیرفته و آن را به دلیل سرشت و طبیعت متفاوت زن و مرد میدانند؛ «آنچه مسلم است و از طرف دانشمندان فیزیولوژی نیز ثابت شده است قوای زن و مرد با یکدیگر متفاوتند از نظر جمجمه و استخوان و مغز و اعصاب و عواطف و قد و وزن و فشار خون و ضربان قلب و حرارت و رشد، با یکدیگر فرق دارند بنابر این هر کدام وظیفه جداگانه و قانونی متناسب با خود را دارند. و از این جهت است که اسلام تکالیف شاق مانند جهاد و قضاوت و امام جمعه و جماعت و مرجعیت را از دوش زنها برداشته، و جهاد آنان را خوب شوهر داری معرفی کرده است و چون در زنها عواطف، غلبه بر قوای عقلی دارد و زود تحت تاثیر عواطف قرار میگیرند لذا منصب قضاوت را نیز از آنان گرفته است ولی در عین حال در تمام مسائل اعتقادی، از قبیل اعتقاد به توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، زن کاملا مساوی با مرد است. و در فروع نیز از قبیل نماز و روزه و حج و پرداخت مالیاتهای اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و حق و تصرفات مختلف مالی نیز مساوی با مرد است».(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۷)
دال مرکزی این متن تفاوتهای بیولوژیک بین زن و مرد است. در نظر نویسندگان مسجداعظم تفاوتهای بیولوژیکی میان مردان و زنان شباهت حقوق را غیر قابل قبول میسازد. در اینجا تحلیلی که نویسندگان این نشریه از دستورات و قوانین اسلامی دارند به خانه نشین شدن زنان ، امر شوهر داری و فرزندآوری منتهی میشود که از وظایف اصلی و اولیه یک زن به حساب میآید و حتی علت وجودی زن است. طیق متن بالا زن موجود احساسی است که به دلیل جنسش نباید به وظایف خطیر و عرصه عمومی قدرت قدم بگذارد. در عین حال نویسنده میگوید زن و مرد با هم مساوی هستند. اما این تساوی فقط در جهت مسائل اعتقادی است.
زن و مرد در مسائل دینی میتوانند اعتقادات یکسانی داشته باشند و زن اجازه دارد به وظایفی همچون نماز و روزه و حج بپردازد. منتها در امور اعتقادی جایی که بحث ریاست و فرمانبرداری است همچون امام جمعه یا جماعت شدن یا مسائلی همچون جهاد و جنگ که یکی از عرصههای قدرت و سیاست محسوب میشود باز زنان فقط فرمانبردار هستند.
در جنگها زنان بیشترین صدمات را میبینند. آنان به بردگی برده میشوند، مورد تجاوز قرار میگیرند، پدران و فرزندان و شوهران خود را از دست میدهند، به عنوان پرستار در خط مقدم حضور دارند و گاه حتی در تاریخ نیز ذکر شده که شمشیر به دست گرفته و مبارزه کردهاند و غیره. اما رشادتها و مناصب و پستها و مدالهای افتخار و غیره برای مردان است و زنان همچنان سوژهای نامرئی در امر جهاد محسوب میشوند. و به صورت کلی در مسائل عملی دین بین دو جنس تفاوت وجود دارد.

وظایف زن را محدود به محیط خانه کردن

نویسندگان نشریه مکتب اسلام یک؛ برآنند که اسلام مورد تعریف و تفسیر آنان، با نگاه عقلی به جنس زن، که موجود ضعیف و قابل ترحم و از همه سو ناتوان تر از مرد میباشد را مورد عنایت قرار داده و وظایف او را در خانه تعریف کرده، تا راحت و آسوده فقط به فکر شوهرداری و فرزندآوری باشد. نمونهای از این دیدگاه را در متن میخوانیم:
« در مسئله تعلیم و فراگرفتن احکام و فرائض تا اندازه ای معاف و مستثنی است و لازم نیست روزی چند بار برای شرکت در جماعت از خانه بیرون آید و مسجد او را خانه اش قرار داده است و باضافه مخارج اولاد را بر عهده او قرار نداده بلکه بر عهده شوهر است و اینها خود رعایت کاملی است که از زن به عمل آمده، مخصوصاً جمله اخیر».(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۹)
نویسنده وقتی عنوان میکند مسجد زن خانهاش است و حتی در مسائل اعتقادی کعبه و قبله او را خانه قرار داده است، به نوعی برای زن اتمام حجت شده است. نویسنده سپس اینطور ادامه میدهد که مخارج زن به عهده مرد است و خطاب به زن میگوید این امتیاز مثبت را اسلام برای تو قرار داده. باید خاطرنشان کرد وقتی زن در مسائل اعتقادی خود ترجیحاً باید خانه را برگزیند و اجازه حضور او در عرصه عمومی جز به ضرورت به او داده نشده، در نتیجه به صورت اتوماتیک فقط مرد که خارج از خانه است میتواند امرار معاش کند و همین امر امرار معاش و استقلال اقتصادی مرد و فقر زن و وابسته بودن او به مرد خود ادامه دهنده بسیاری از وابستگیهای دیگر زن به مرد خواهد شد.
نویسنده تاکید میکند مرد حق ندارد زن را به کار بیرون از خانه مجبور کند: «شوهر حق ندارد زن را مجبور بخدمات طاقت فرسای خانه نموده بحکم اجبار او را در مشقت اندازد، تا چه رسد که از زن بخواهد در امر معاش و پول در آوردن مداخله کند».(شیخ الاسلام: ۲۶)
نکته قابل تامل متن این است با توجه به اینکه نویسندگان مسجداعظم تماما در متون این نشریه وظیفه اصلی زن را خانهداری و طباخی و شوهرداری ذکر کردهاند در این جا برای اینکه زن را از مسائل عمومی دور کنند با ذکر جمله تاکیدی بر آنند شوهر حق ندارد زن را مجبور به خدمات طاقت فرسای خانه کند چه رسد به امر پول در آوردن که مشقت بیشتری برای زن دارد. و اگر مرد از این وظیفه خویش خودداری کرد به زن حق داده میشود دست به تصرف مال شوهر بزند و بدون اجازه شوهر از مال وی بردارد و اگر شوهرش تمکن مالی نداشت به خانواده شوهر و ولی وی رجوع کرده و مطالبه نفقه کند. درمتن نمونه مشابه این امر آمده است:
« اسلام به زن حق داده است که اگر شوهر از خرج کردن خود داری کرد از مال شوهر( بااذن حاکم شرع) بردارد و تصرف کند و اگر شوهر ممنوع التصرف و یا سفیه شد بولی شوهر مراجعه کر

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ده مخارج زن را تامین نماید«.(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۳۰)
در این متن حتی اجازه تصرف بدون اجازه از مال شوهر به زن داده میشود. یعنی زنی که شوهرش به هر دلیلی از دادن مخارج او امتناع کند یا باید دست به دزدی از مال شوهر بزند یا برای گرفتن خرجی خود و فرزندانش به درخانه خانواده شوهر برود. این نیاز و وابستگی اقتصادی و به دنبال آن ابعاد دیگر وابستگی موجب میشود زن مطیع بودن در مقابل شوهر و خانواده شوهررا قبل از هر چیز بیاموزد. در نیاز و وابستگی غرور و اعتماد بنفس هیچ معنایی نخواهد داشت. و این زن فردی منفعل و عضو فلج جامعه خواهد بود که فقط مطیع بودن در مقابل مردان را قبل از هر چیز آویزه گوش خود میکند و فردی بیگانه با واژه آزادی است، این مادر چگونه میتواند با این همه عقده حقارت فرزندانی با اعتماد بنفس و سالم از نظر روحی پرورش دهد؟!!
نویسندگان مسجداعظم در تفاسیر متون دینی در مقابل واقعیت زندگی و حتی گفتهها و اعتقادات خود دچار تناقض آشکاری شدهاند. در حالی که وظیفه اصلی زن را تدبیر منزل میدانند برآنندن اسلام هیچ وظیفهای بر عهده زن برای انجام وظایف خانه قرار نداده و وظیفه شوهر است که برای زن خدمتکار بگیرد و تنها وظیفه زن در خانه تربیت فرزندان است. در متن زیر نمونه همین امر آورده شده است:
«اسلام به زن حق داده است که در شیر دادن کودک مطالبه اجرت نماید و بر او لازم نیست که مجاناً کودک را شیر دهد، و دستور داده است که برای کمک در امور خانه داری و تنظیم شئون زندگی( در صورت امکان و لزوم) برای زن کلفت و خادم بگیرد، تا او بیشتر به تربیت فرزندان و نونهالان خود که اهم وظایف حیاتی اوست بپردازد.»(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۸)
کلیتی که تا اینجا درباره حقوق زنان در اسلام با تفسیر و تحلیل نویسندگان مسجداعظم فهمیده میشود این است که دلایل منطقی عدم تساوی حقوق زن و مرد نشات گرفته از طبیعت و جنس آن دو است. اینکه احساس زن بر عقل او غلبه دارد و قوای عقلی و جسمانی او ضعیف است پس حق قضاوت ندارد و چون به دلیل ضعف قوای جسمانی از جهاد محروم میباشد پس بهتر آنکه در خانه بماند و جهاد خود را در خوب شوهر داری انجام دهد، شوهر نیز چون این موجود ضعیف است باید در امر خانه داری به کمک وی بشتابد و چون زن موجود احساسی است با وی مهربان باشد و از حقوق زن در خانه این است که شوهر برای زن خدمتکار بگیرد و حتی در شیر دادن کودک، زن وظیفه ای ندارد و مرد باید به وی مزد بپردازد.
این سوال پیش می آید چگونه یک زن برای شیر دادن فرزندی که از خون و گوشت و پوست وی است طلب پول از شوهر کند؟!! اگر نویسنده از ناحیه فیزیولوژی به مساله نگاه میکند باید تحلیل عمیق تری میکرد چرا که همزمان با تولد کودک شیر از سینه زن جاری میشود و این از طبیعیترین وظایف یک زن است . گویی فرزند فقط متعلق به پدر است و با دادن اجرت برای غذا دادن به فرزندش از دین زن خارج می شود.

فعالیت علمی و اقتصادی تحت نظارت شوهر

نویسنده چه از نظر اجتماعی و چه حقوقی حق تحصیل علم و فعالیت اقتصادی را از جانب اسلام برای زنان مجاز میداند. البته این حق منوط به اجازه شوهر و زیر نظر مستقیم شوهر است و آنچه اهمیت و الویت دارد رضایت شوهر میباشد مگر در مسائل واجب دینی که شوهر حق ممانعت زن را نخواهد داشت. همچنان که در متن نیز اشاره شده؛
«اسلام باب علم و معرفت و تحصیل کمالات را بر روی زنها باز کرده، تحصیل هرگونه فضیلت و عبادت و حج و زیارت آرامگاه ائمه را برای او تجویز نموده است به طوریکه شوهر هم حق ممانعت مقدار واجب از آنها را ندارد، یک زن مسلمان هیچگاه نباید از فضائل علوم و طاعات محروم باشد.زن در تمام فعالیت های اقتصادی میتواند مداخله نماید. البته تا جایی که منافی با حقوق شوهر نباشد زیرا حقوق شوهر اهمیتش از هر چیز دیگر بیشتر است».(شیخ الاسلام،۱۳۴۴: ۳۰)
از جمله حقوقی که عنوان میشود اسلام به زن داده حق تحصیل علم و متعاقباً فعالیت اقتصادی است ولی عنوان نمیشود زنی که در پستوی خانه باید بماند تا جامعه با خطر از بین رفتن عفت عمومی مواجه نشود چگونه به فعالیت اقتصادی یا حتی علم آموزی بپردازد. البته فعالیت اقتصادی زن منوط به حریمی است که شوهرش برای وی تعریف میکند تا لطمهای به شوهر یا خانواده نخورد. در تمام مراحلی که زن طی میکند عقل و قدرت مرد برای مسیری که طی میکند مستولی است.

تربیت زن توسط شوهر

حضور زن در محیط خصوصی به معنای ریاست و استقلال وی در محیط خانه نیست. یک دختر تا وقتی که در خانه پدری به سر میبرد تمام اختیارات وی تحت امر پدر است و وقتی پا به خانه شوهر میگذارد تنها تفاوت آن این است که اختیار وی از پدر به شوهر منتقل میشود. و وی ریاست شوهر را میپذیرد که در قوانین فقه جمهوری اسلامی ایران نیز به آن اشاره شده است و حتی انتقال این ریاست به زن با رضایت شوهر نیز امکانپذیر نیست. در حالی که مرد به صرف جنس خود به صورت خودکار و طبیعی دارای حقوق مسلمی است و هیچ جای بحثی نیز در این متون در اینباره دیده نشده است تمامی حقوق و وظایف زن تحت شعاع مردان قرار گرفته است. بعد از ذکر راه حلهای که نویسندگان این نشریه برای جلوگیری از اتفاقات تلخ نام بردند از شوهر و ریس خانه خواسته میشود در صورت سرپیچی زن اینگونه عمل نمایندکه: «اگر زنی کج خلق و بد سلوک است ابتدا اقدام به طلاق و یا کتک زدن او ننماید بلکه اول او را نصیحت و سپس از نظر بستر از او جدائی کند و بعد از آنکه با زبان آرام متوجه نشود آنگاه آرام مستلزم زخم و کبود شدن ن عضوی نشود او را تن
بیه نماید، ولی نه بقصد کشتن و نه با بیل و چماق و یا هر چه جلو آمد زدنی باشد که موجب تادیب و تنبیه او شود نه ظلم و شکنجه او
».(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴:۲۶)
سپس نویسنده میگوید اگر مشکل با نصیحت و کتک زدن زن حل نشد اسلام به هردو اجازه داده در دادگاه حضور یابند و مشکل را به قاضی ارجاع دهند. در اینجا هیچ نسخه خاصی برای زنی که از دست شوهر سرکش خود به تنگ آمده پیچیده نشده جز اینکه زن میتواند به دادگاه مراجعه کند:«اگر میان زن و مرد اختلافی در گرفت هر دو علی السویه حق دارند بداور و محکمه مراجعه و دادخواهی نمایند».(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۳۱)
در پایان نویسنده عاجزانه از همه خوانندگان میخواهد برای رهایی از مشکلات ذکر شده به دامن اسلام بازگردند. به نوعی نویسنده قصد بازنمایی صدر اسلام و نقش اسلام در رهایی زنان از وضعیت اسفباری که حکومت وقت به وجود آورده را دارد:
«اینک جوانان عزیز، دانشجویان گرامی؛ بانوان روشنفکر، شما را به مقدسات عالم سوگند میدهم که علیرغم تبلیغات سوئی که می شود، مزایای دستورات حیات بخش اسلامی را به دقت مطالعه و بررسی کنید و با اسلام قهر نکنید، و باین دین پاینده خدایی روی آورید.»(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۳۳)

جلوگیری از ازدواج مسلمانان با کفار

نویسندگان مسجد اعظم برای جلوگیری از ورد غربیها به کشور و عدم نفوذ بیگانگان، مسلمانان را ازدواج و پیوند با کفار برحذر داشته و به دلیل اینکه در ازدواج طبق تعالیم اسلامگرایان سنتی زن باید مطیع مرد باشد و پیروی از شوهر از وظایف اولیه زن محسوب میشود ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان را بکلی ممنوع کرده است:
«در دین مقدس اسلام به طور کلی از معاشرت و آمیزش مسلمانان با کفار و بیگانگان به هر شکل و عنوانی که باشد جداً غدغن شده و در قران کریم، درباره دوستی و پیوند و آمیزش با آنها نهی های شدید و اکید وارد شده و پیروان خود را سخت از این کار برحذر داشته است.(آشتیانی،۱۳۴۵: ۵)
ازدواج و زناشو یی مرد کافر و بیگانه از اسلام را به هرعنوان و هر رنگی که باشد با زن مسلمان حلال ندانسته و ازدواج آنها را باطل شمرده است. و در این حکم الهی علاوه بر اینکه عدم تسلط و نفوذ، و برتری نیافتن کافر بر مسلمان در نظر گرفته شده ، این پیش بینی نیز به عمل امده است که زن مسلمان تحت فرمان و نفوز مرد بیگانه واقع نشده و عقاید و ایما ن و اخلاق خود را طوعاً یا کرهاً از دست ندهند.»(آشتیانی،۱۳۴۵: ۶)
همانگونه که در متن آمده ازدواج زن مسلمان با مرد کافر به طور کلی ممنوع شده است و از دلایل آن عدم اطاعت یک فرد مسلمان از غیر مسلمان ذکر شده است. این در حالی است که این ممنوعیت برای مرد مسلمان وجود ندارد و این پیش بینی برای مرد نشده بود. و نویسندگان این نشریه با معضلی همچون مفتون و مجذوب شدن مردان ایرانی نسبت به دختران فرنگی مواجه شدهاند و برای پیشگیری از این مشکل از دولت کمک خواستهاند.

. پیوند زناشوی با خانوادهای دیندار

راه حلی که نویسندگان مسجداعظم برای در امان نگه داشتن مردان و پسران متدین و مسلمان از شر دختران اجتماعی مطرح میکنند تا پیوندی بین آنان صورت نگیرد و این دختران نیز چون لایق زندگی زناشویی را ندارند، از کانون پاک خانواده دور بمانند این است که پسران و خانوادها اصل را اصالت خانوادگی دختر قرار دهند. که در متن اینگونه به این مساله اشاره شده است:
«اما دین مقدس اسلام برای اینکه این مفاسد و بدبختیها، این خسارتها و تیره روزیها از سرچشمه جلوگیری شده باشد در برنامعه وسیع خود برنامه کاملی را برای انتخاب همسر داده: اسلام اصالت خانوادگی را در همسر اهمیت داده و از پیمان زناشویی با خانوادهای بد سرشت نهی نموده است».(آشتیانی،۱۳۴۴: ۱۰)
نویسنده بر آن است که با اصل قرار دادن اصالت خانوادگی دختر و پیوند با خانوادهای دیندار از سرچشمه جلوی بسیار از مفاسد گرفته میشود. و در ادامه متن آمده است:«اسلام قبل از جمال و مال،بسرمایه ایمان و دینداری همسر توجه داشته.»
در این قسسمت نگاه مثبتی دیده میشود و از خانوادها میخواهد به مسائل اعتقادی بیشتر از مسائل ظاهری توجه شود ولی به طور کامل نیز مسائل ظاهری را نفی نمیکند.

زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- …

نویسنده بعد از عنوان آمار نگران کننده در تعداد بیشتر عروس فرنگی به جای داماد خارجی ابراز نگرانی خود را با لحن سرزنش آمیزی ادامه میدهد؛ که در خط دوم پاراگراف بالا عبارت« به جای آنکه» و در خط چهارم«برعکس» یا در خط ششم «یا اگر هم» در بین دو جمله لحن و آهنگ سرزنش آمیز متن را میرساند.
نویسنده با لحن سرزنش آمیز خود ابراز میکند که پسر ایرانی به جای تحصیل و برگشتن به میهن خود برای عمران و آبادانی و کمک به برادران ایرانی مسلمان برعکس یا دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی کشورهای بیگانه میشود یا اگر برگردد با خود عروس فرنگی به همراه میآورد که همه دغدغه او تامین خواستههای اوست. چند نکته قابل تامل وجود دارد:
در متن در خط دوم آمده« بهبودی زندگی برادران ایرانی مسلمان و هم میهنان و هم کیشان خود». ایرانی مسلمان و هم کیشان خود یک جهت گیری خاص را میرساند یعنی نویسنده در ذهنش حتی وقتی از میهن و کمک به همیهنان صحبت میکند دست به تفکیک زده و از آوردن کلمه ایرانی صرف خود داردی کرده است.
نویسنده در آسیب شناسی خود از فرنگ رفتن پسران بر آن است دانشجویان ایرانی دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی در شهوات و هوسرانیهای کشورهای بیگانه می شوند.
نویسنده تمدن و آزادی غرب را با شهوت و هوسرانی یکی میداند. آوردن عبارت آزادی با شهوت و هوسرانی، نوع نگاه نویسنده به مفهوم آزادی را میرساند .
نویسنده در ادامه متن از آمدن یک عروس فرنگی خبر میدهد این عروس فرنگی چنان مرد ایرانی را مفتون خود کرده است که کلاً همه چیز را به کنار مینهد و همه دغدغه او برآوردن نیازها و خواسته های این عروس فرنگی است.
باید گفت تفکیکی که نویسنده در متن از زن ایرانی مسلمان و زن فرنگی دارد با تعاریفی که برای او به وسیله برداشتش از دین اسلام و تا حد زیادی جامعه پدر سالار داشت مشخص می شود.
یک زن ایرانی مسلمان با فاکتورهای همچون حجاب، درخانه و دور از مکان های عمومی همراه مردان بودن، دور از فعالیت های اجتماعی و هنری مخصوصا عرصه بازیگری برای زن ، مادر و همسر بودن تعریف میشود.
در حالی که زن فرنگی که از بلاد کفر وارد کشور شده گویی موفقتر از زن ایرانی مسلمان است چرا که تمام دغدغه شوهرش رفع نیازهای او میباشد. چرا مردان ایرانی چنان مجذوب زنان هنرمند و اجتماعی و زن فرنگی میشوند که به خاطر او دست از خانواده شسته و دغدغهشان همسرشان میشود اما یک زن سنتی با رعایت تمام قوانین و تعاریفی که مرد برایش دیکته کرده باز به
آن اندازه نزد شوهر خود محبوبیت ندارد که حتی لایق وفاداری شوهرش باشد و باید بپذیرد که هر آن امکان دارد شوهرش دست به ازدواج مجددی بزند.
«علاقه پسران ایرانی برای همسراختیار کردن از فرنگ بیشتر از تمایل پسران خارجی برای دختر ایرانی است. این در حالیست که بسیاری از دختران ما مجرد خواهند ماند.۲- این تمایل به زن فرنگی بیشتر بین پسران دانشجوست که به خارج میروند و تحت تاثیر زن فرنگی خود از خانواده دور میشوند.۳- و باید به ان دختر ایرانی که در مقابل پیشنهاد بازی در فیلم گفته بود که زندگی در کنار فرزند و شوهرش را ترجیح میدهد افتخار کرد ولی متاسفانه این جمله را فقط یک دختر ایرانی آن هم نسبت به همسر خارجی و بیگانه ابراز داشته است.»(آشتیانی،۱۳۴۵ :۳)
در مقاله دیگری«مشکل ازدواج» ، میبینیم فرنگ رفتن پسران ایرانی و مجرد ماندن دختران ایرانی موجب نگرانی و مساله شده است، نگارنده از مجرد ماندن دختر ایرانی ابراز نگرانی می‌کند. در این مقاله چند پارامتر مدنظر نویسنده بوده است. یک مورد، مجرد ماندن دختر ایرانی است زیرا پسران تحصیلکرده که به خارج از ایران میروند دیگر تمایلی به دختران ایرانی ندارند.. چنانکه در قسمت دیگری از متن دلایل این مشکل اینطور ابراز میشود:
«این یک حقیقت تلخی است که یا از بی بند و باری و سست نهادی جوانان ما حکایت می کند که در برابر طنازیها و عشوه گریهای دختران اروپایی و آمریکایی نتوانسته اند استقامت نموده و به بیگانگان پیوسته اند .یا بی تربیتی و سبکی و جلفی دختران ایرانی را می رساند که نه تنها نتوانسته اند جلب توجه جوانان و مردان خارجی را بنمایند، بلکه جوانان ایرانی را نیز از دست داده و جلب توجه آنان را ننموده اند.(آشتیانی،۱۳۴۵: ۳)»
در این متن نویسنده سخت درگیر دوگانگی و تناقض شده است؛ از یک سو برآن است که عشوهگری دختران فرنگ مرد ایرانی را به سمت بیگانگان کشانده است و از سوی دیگر به دختر ایرانی میتازد که بی تربیتی و سبکی و جلفی او موجب شده است مجرد باقی بماند و نه تنها مردان خارجی را جذب نکرده بلکه جوانان ایرانی را نیز از دست داده است. در واقع نویسنده وقتی مرد ایرانی را در مقابل دختر خارجی سست نهاد و بیبندوبار میداند اشاره به بعد جنسی زن خارجی دارد نه بعد علمی یا انسانی یک زن.
نویسنده هیچ ارزشی برای دختران ایرانی و برای جنس زن قائل نیست چرا که او را همچون کالای میبیند که باید فردی جذاب باشد تا مردان را جذب کرده و ازخروج آنان از کشور جلوگیری کند.
دغدغه دیگر نویسنده این است که چرا تمایل به زن فرنگی گرفتن فقط بین پسران ایرانی است و این تمایل بین پسران خارجی نیست. در این مورد اخیر باید گفت چون در قانون اسلام زن ایرانی مسلمان اجازه ندارد با مرد غیر مسلمان ازدواج کند. البته خود نویسنده نیز در مقاله به اینکه زن مسلمان حق ازدواج با غیر مسلمان را ندارد اشاره میکند و حتی بعد از تحسین دختر ایرانی که به خاطر شوهرش حاضر به بازی در فی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

لم نشده بود ابراز تاسف میکند چرا فقط یک دختر این حرف را زده و چرا این دختر ایرانی مسلمان با یک بیگانه ازدواج کرده است.

. اسلام توسط استعمارگران متهم شده است

در میان رخدادهای فوق، یک رخداد دیگر، متهم شدن اسلام است. رویدادهای فوق، همه مظاهری از فساد و تباهی‌اند و از نظر نویسندگان استعمارگران خود متهم این همه مفاسد به شمار میروند، اما اسلام دراین میانه متهم می‌شود. اسلام به رغم نقش بی بدیلش در رهایی زنان، توسط نهادها و دستگاه‌های تبلیغاتی استعمار، متهم می‌شود. در جدول شماره سه ستون« ب » به مسائل و مشکلات و اتفاق و مساله‌ای که در جامعه پیش آمده می پردازد. به نوعی دلمشغولی نویسنده در این ستون بیان میشود و کدهای استخراج شده مساله را به نمایش میگذارد. در ستون «ب» نسبت به خائنانی هشدار میدهد که با ادعای اینکه اسلام به حقوق زنان توجه نداشته قصد تخریب دین را دارند. هشدارهای مبنی بر اینکه گاهگاهی زمزمه خائنانهای به گوش میرسد؛ و آن اینکه: اسلام حقوق بانوان را تأمین نکرده، شخصیت آنان را نادیده گرفته است. ایاد استعمار تهمتهای ناجوانمردی به ساحت مقدس اسلام زده و حقایق را وارونه جلوه دادهاند و استعمارگران سعی دارند کشورهای اسلامی را به سرنوشت شوم کشورهای غربی در آورند. این مقاله درست در بهبوهه بحث بر روی حقوق زنان و مساله حق رای زنان و حضورشان در عرصه اجتماعی و حتی بحث رعایت حقوق بشر که در آن زمان(سال۴۴و۴۵) غرب ایران به رعایت آن ملزام کرده ودر بین مناقشه اسلامگرایان سنتی و نو نوشته شده بود. با مطرح کردن زمزمه خائنانه و استعمار نویسنده تفسیر خود را از زنان متناسب با اسلام میداند و هرگونه اعتراضی مبنی بر عدم رعایت حقوق زنان را مخالفت با اسلام میداند و آن را تهمت به اسلام و دورغ مینامد. این درست همان واقعیتی است که تبلیغات نشریات منحط انکار می‌کنند:
«ولی زمزمه خائنانه ای به گوش میرسد که اسلام حقوق بانوان را تامین نکرده و شخصیت آنان را نادیده گرفته است. زن در دوران گذشته از کلیه حقوق و مزایا محروم بود. در عربستان زنده بگور می شدند. در ایران مظهر اهریمن بودند. یهود معتقد به فروش دختران در صورت فقر و تنگدستی بود. در یونان همچون شی هدیه داده می شدند. و در انگلستان و فرانسه حق مطالعه نداشتند و بر سر نفس ناطقه داشتن آن بحث بود. در کشورهای اروپای تحت سیاست غلطی بانوان روانه کارخانه شدند و این سیر غلط در ایران نیز پیش گرفته شد و زنها خانه داری و طباخی و شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بوالهوس مشغول کار شدند و به نام ترقی عفت عمومی را از بین بردند بزرگترین جنایت را تحت عنوان حقوق زنان و ازادی و کشف حجاب مرتکب شدند. که بخشودنی نیست. (شیخ الاسلام،۱۳۴۴ ، شماره۸ ).
نتیجه گیری و استنباطی که یک فرد از مطالعه این مقاله خواهد داشت این است که زن در گذشته زنده بگورمیشد، مظهر اهریمن بود و به فروش میرسید و حتی بر سر اینکه انسان است توافقی نبود. فضای توام با ترس بر خواننده مخصوصاً خواننده زن مستولی میشود که تا چه اندازه به یک زن در گذشته و در میان اقوام و ادیان دیگر ظلم میشد. خواننده میاندیشد در زمان کنونی نیز انسان دچار این اشتباه شد و زن را از پستوی خانه بیرون کشید و وی را وارد مناسبات اجتماعی کرد، جایی که مردان بالهوس حضور دارند. نویسنده جنس مرد را بالهوس میخواند تا زنان را از جمعی که جنس متفاوتش حضور دارد برحذر کند یا بترساند، یا به نوعی به مردانی که با زنان در یک محیط فعالیت و کار میکنند انگ بالهوسی میزند تا مردان از ترس آبروی خود نیز شده با زنان در یک محیط مشترک حاضر به کار نباشند.

. عوامل موثر کدامند

حضور زن در اجتماع، لکهدار شدن عفت عمومی، دلبستن مردان ایرانی به زنان فرنگی و متهم کردن اسلام توسط استعمارگران اتفاقاتی بود که به شرح آن پرداختیم. چه عواملی در بروز و ظهور این رویدادها موثر بودهاند؟ بنظر نویسندگان مسجد اعظم عواملی که در بروز این اتفاقات موثر بوده عبارتند از: ۱- بروز تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی؛ موجب دگرگونی در مساله بانوان و بیرون آمدن آنان از محیط تعریف شده یک زن یعنی خانه و کار کردن با مردان بیگانه و تهدید امنیت خانواده شد، ۲- همچنین دشمنان و مستکبرین، به بهانه تامین حقوق بانوان میخواهند آنها را ملعبه اغراض شیطانی خود کنند و به اسلام ضربه زده و اسلام را متهم به تحجر کنند،۳- زنان تجسم عینی شهوت در جامعه هستند، هویت و وجود زنان و دختران موجب تباهی است، نویسنده به تفصیل بحث خواهد کرد که زنان موجودات خطرناکی هستند که اگر به وسیله مردان تربیت صحیحی نداشته باشند موجب تباهی تمامی آحاد افراد جامعه خواهند شد.۴- تمدن و آزادی؛ موجب شهوت رانی زنان و بیرون آمدن آنان از خانه و از بین رفتن عفت عمومی شده است. نویسندگان مسجداعظم این موارد را از عوامل موثر اتفاقات پیش آمده میدانند. در ذیل به تشریح موارد یاد شده میپردازیم.

. بروز تمدن ماشینی و انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی و پیشرفت تمدن ماشینی از جمله اتفاقاتی بود که غرب را دستخوش تغییرات اساسی نمود. از جمله این تغییرات ورد زنان به عرصه عمومی و مخصوصا بازار کار بود.. نویسنده از این اتفاق در غرب اینگونه یاد میکند:
«تمدن ماشینی و جنبش صنعتی قرن اخیر با آن همه زرق و برق خود سیل آسا در جوامع بشری پدید آمد، از جمله مسائلی که دستخوش انقلاب و دگرگونی قرار گرفت مسئله بانوان بود.»(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۵)
نویسندگ
ان نشریه مسجداعظم این مساله برایشان مطرح است که چرا زنان محیط خصوصی خود را ترک کرده و وارد محیطی شدهاند که برایشان تعریف نشده است. یکی از استدلالات آنان پیشرفت و تمدن ماشینی است. این پیشرفت از غرب محلی که همیشه مورد منازعه اسلام سنتی بوده وارد یک جامعه سنتی و اسلامی شده است. دارلاسلام و دارالکفر مرزی بین جامعه اسلامی و جامعه غیر اسلامی بوده است. اکنون پیشرفت وسایل ماشینی و صنعت این مرز را دگرگون کرده است. و کفار و اعیاد استکبار و دشمنان اسلام به راحتی وارد محیط اسلامی میشوند و به زعم اسلامگرایان سنتی فرهنگ غلط خود را وارد جامعه اسلامی میکنند.
اتفاقی که به شرح آن پرداخته شد مساله رفتن زنان به کارخانهها در غرب بود که نویسنده ابراز نگرانی کرده بود این سیاست غلط در ایران نیز رخ داده است. نویسنده یکی از علل این امر را تمدن و پیشرفت ماشینی میداند و عنوان میکند جنبش صنعتی سیل آسا در جوامع بشری پدید آمد. سیلی که همه چیز را با خود میشوید و میبرد و ویرانی برجای میگذارد. ترس از ماشینها و تمدنی که از غرب آمده و ما را نیز شبیه آنها خواهد کرد. صنعتی شدن و این تمدن جدید به پندار نویسنده موجب بروز اتفاقات تلخی همچون بیرون آمدن زنان از محیط خانه و دور شدن از وظایف اصلی همچون مادری، خانهداری، خیاطی و آشپزی خواهد شد و اختلاط زن و مرد در محیط کار و به دنبال آن از بین رفتن عفت عمومی و خدشهدار شدن غیرت و شرافت مردانگی را در پی دارد. مردان ایرانی دور شدن زنان خود را از خانه و خانواده تاب نیاورده و این خروج نا متعارف را تعرض به نوامیسشان تلقی میکردند.

. نقشه دشمنان و مستکبرین

نویسندگان مسجد اعظم بر این اعتقادند که تمدن صنعتی و ماشینی که از غرب آمده و ورد زنان به کارخانهها و محیط عمومی میتواند یک نقشه شیطانی برای جامعه اسلامی باشد. دشمنان اسلام با نشانه رفتن به سمت زنان و بیرون آوردن آنان از محیط خانه و ورد آنان به محیط کار و دخالت دادن آنان در امور اجتماعی، زنان را ملعبه دست مردان بالهوس کرده و عفت و شرافت جامعه اسلامی را به خطر انداختهاند. و اینگونه باعث افزایش فساد اجتماعی در جامعه شدهاند. همچنان که در جدول شماره سه ستون پ میخوانیم:
«دشمنان ما میخواهند در زیر لفافه تامین حقوق بانوان، آنها را ملعبهی اغراض شیطانی و شهوت آمیز خود کرده آنان را در آغوش مردان نابکار قرار دهند و این خود مستلزم مفاسد بیشماری است.»(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۶)
همچنان که در متن میبینیم نویسنده بر آن است که بحث تامین حقوق زنان نقشهای از سوی دشمنان اسلام است تا بدین وسیله زنان را در آغوش مردان نابکار قرار دهند. به نوعی متن از به خطر افتادن تفکیک جنسی صحبت میکند که از عوامل موثر مفاسد اجتماعی است. عبارت دشمنان ، انقلاب و متهم کردن غرب واژهای آشنایست که در سال ۴۴بیشتر از سوی گروهای کمونیسمی و سوسیالیستی استفاده میشد. در واقع ادبیات اسلامگرایان در این دوره تحت تاثیر این جنبشهای انقلابی قرار گرفته است.
نویسندگان این نشریه به نوعی دست درازی و تجاوز به حریم خصوصی مردان را توسط دشمنان اسلام گوشزد میکنند. این ادبیات برای مردان ایرانی که هویت مرد را در غیرت داشتن یه ناموس خود میبینند بسیار آشنا و ملموس است.

. زنان تجسم عینی شهوت در اجتماع

از اتفاقات تلخی که در نشریه مسجد اعظم مکرر هشدار داده شده مساله ورد زنان به اجتماع است. نکته جالب در اینجا تداخل علت و معلول است. یعنی علت به خطر افتادن ناموس و عفت جامعه اسلامی (برای حفظ زنان) معلول حضور زنان و خود زن است. در واقع زن خطری برای جامعه اسلامی و مردان جامعه اسلامی و خودش است. حذف گناه و شهوت از جامعه به وسیله حذف زن که نماد شهوت است ممکن میشود. زنان باعث میشوند مردان و پسران جوان از وظایف اصلی خود باز بمانند. تمام خرابکاریهای سیاسی و اجتماعی و اخلاقی به دلیل نفوذ زنان و دختران در عقل و احساس مردان است.
گاه اسلامگرایان سنتی زن را موجودی احساساتی که حتی قادر نیست درباره آینده خود تصمیم بگیرد و شوهری بدون اجازه پدر یا یک مرد دیگر اختیاب کند، یا قضاوت کند، یا حق طلاق داشته باشد، یا در سیاست و تصمیمات مهم کشوری شرکت کند میدانند و گاه زن چنان موجود خطرناک و قدرتمندی میشود که نه تنها بر عقل و احساس مردان چیره میشود بلکه تمام معادلات سیاسی و اجتماعی و اخلاقی را نیز تحت تاثیر خود قرار میدهد. البته این تاثیرات همه در جهت منفی است نه مثبت و سازنده. و برای اینکه مردان از این زیانها و خرابکاریها در امان باشند باید زن را در خانه محصور و وی را تربیت کنند. چنان که در قسمتی از متون نویسندگان نشریه مسجد اعظم میخوانیم:
«ماموریتهای سیاسی و خرابکاریهای اجتماعی و زیانهای اخلاقی که از راه نفوذ در احساسات و عقل و دین جوانان و مردان و رجال کشوری و لشکری به وسیله زنها و دختران به عمل می آید بر اینها اضافه شده و می توان گفت با فساد و سوء تربیت زنان یکسره جامعه روبه فساد می رود».(آشتیانی، ۱۳۴۴: ۱۳)

سامانه پژوهشی – زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- …

یکی از دلایل این خطر نقش و وظایفیست که برای زن تعریف شده است. هویت زن به وسیله جنس او که پر از شهوت برای مردان است نقش جنسیت او را به وسیله مردان تعریف میکند. به اعتقاد فوکو هویت امری قابل تغییر است و هر کسی معنای هویت خود را خلق میکند اما در گفتمان سنت و در این متون میبینیم که هویت امری وابسته به جسم و یک امر طبیعی است و به وسیله بیولوژیک زن تعریف میشود.
یکی از موارد کنترل این شهوت عینی محصور در تعاریف غالب جامعه از زن یعنی دختر، مادر و همسر است و این تعاریف چنان گسترده و مهم هستند که کل جامعه اسلامی و بشری را تحت تاثیر خود قرار میدهد. طوری که به زعم نویسندگان مسجد اعظم زنان در سربلندی و پستی و شرافت و بیشرفی یک جامعه موثرند. زنان وقتی که در خانه باشند و وظایف خانهداری و شوهرداری خود به خوبی انجام دهند شرافت، امنیت و سربلندی جامعه حفظ خواهد شد. در متن زیل پس از دلایل خطرناک بودن موجود زن و تعریف اسلامگرایان از همسر ، مادر و دختر به دلایل خطرناک بودن دختران نیز تا حدی پرداخته میشود.
همچنین در صفحات قبل از ظهور دختر خطرناک و بیرون نگه داشته شدن این دختر خطرناک یا اجتماعی از کانون خانواده صحبت شد. در این قسمت از عوامل موثر این خطر نام برده میشود و در ادامه با شواهدی از متن و کدهای جدول شماره سه ستون پ نشان داده میشود که بیرون آمدن زنان از خانه و جولان دادن دختران اجتماعی و به زعم نویسندگان این نشریه، دختران خطرناک و تغییر هویت زنان، در یک جامعه متمدن و آزاد رخ خواهد داد.

زن یعنی دختر، همسر، مادر

در متن اینطور اشاره میشود که؛« اگر چه زنان از جهت نفرات و کارگری، عهده دار مشاغل اجتماعی، نصف جمعیت به شمار می آیند اما از جهت تربیت و اخلاق، صلاح و فساد به منزله ی همه جمعیت می باشند و در اجتماع، نقشهای مهمی را بر عهده دارند، که در خوشبختی و بدبختی، پاکی و ناپاکی و کمال و پستی جامعه بسیار موثر و با اهمیت می باشند. زنان در مراحل متدرج زندگی ، و انتساب ایشان با افراد ، عنوانهای را به خود میگیرند و نقشهایی را عهده دار می شوند که هر یک از آنها در آبادی و ویرانی، سربلندی و پستی، شرافت و بی شرافتی اجتماع تاثیر به سزایی دارد، و اهم آنها این سه است: دختر، همسر، مادر».(آشتیانی،۱۳۴۴: ۳)
نویسندگان این نشریه دلیل این همه تاثیر زن را نقشهای مهمی میدانند که در اجتماع بر عهده دارد و این نقشها یا بهتر آنکه وظایف آنان در خوشبختی و بدبختی، پاکی و ناپاکی ، کمال و پستی جامعه بسیار موثر و با اهمیت میباشد.
نویسنده ، زن را با تعریف عددی و حضور در اجتماع در کنار مردان به عنوان نصف افراد اجتماع میپذیرد اما سپس وظایف سنگینی بر عهده زن میگذارد که میتواند جامعه را به قهقرا برده یا در ساختن یک جامعه خوشبخت،پاک یا آرمانی(کمال و پستی) موثر باشد.و زن را دال مرکزی همه اتفاقات قرار داده و یک نقش محوری در شرافت و بیشرفی جامعه به او میدهد.
در خط سوم آمده؛ «زنان در مراحل متدرج زندگی و انتساب ایشان با افراد ، عنوانهای را به خود میگیرند»؛ یعنی سه مرحله در خانه پدر بودن ، شوهر کردن و منتسب بودن به همسر یک مرد ، فرزند آوری و عنوان مادر شدن است که حاکی از نوع نگاه نویسنده به هویت ، وظایف و نقش زن میتواند باشد.
در این انتسابها زندگی زن از هر طرف به یک مرد ختم میشود و نقش اولیه زنان به عنوان زن و مادر در واحد خانواده شناخته میشود. تمام این حساسیتها بر روی دختر و تربیت صحیح او به دلیل این است که وی روزی مادر و ادامه دهنده نسل مردان خواهد شد. در جای دیگری از متن میبینیم آمده است:
«اسلام ، فراهم آمدن زمینه سعادت و شقاوت مردمان را؛ در پاکی و ناپاکی رحم های مادران دانسته و آخرین منزل سیر بشر را که بهشت باشد یا جهنم زیر پای مادران قرار داده است. بیشتر دستورات و تاکیداتی که در اسلام درباره انتخاب همسر، به عمل آمده به همین منظور است که پاکی یا نا پاکی سرشت مادران را در فرزندان موثر دیده و آن را قطعی و حتمی می داند».(آشتیانی، ۱۳۴۴: ۱۲)
بر طبق این متن یک زن فقط بر حسب تعاریفی که جامعه سنتی برای وی تعریف کرده ارزش وجودی دارد. زنی برای افزایش جمعیت و ادامه نسل ، مخصوصا ازدیاد و افزایش مردان، چرا که آنچه در متون این مجله مشاهده میشود نقش دیگری برای زنان داده نمیشود. و حتی طالب قدرت و شهرت و حضور در اجتماع همان اندازه که برای مردان و پسران مزیت محسوب شده و تشویق میشود این درخواست از سوی زنان و دختران خطری جدی تلقی میشود که باید جلوی آن گرفته شود. و عوامل موثر آن را ازدیاد انحراف و فساد از سوی دختران میدانند.

رسوایی و انحراف و فساد دختران بیشتر از پسران است

در متن عنوان میشود که چرا جهت تخریب دختران از پسران بیشتر است ؛« زیرا رشد دختران را کمتر و هوسها و خواهشهای آنان را بیشتر میداند ، رسوایی و انحراف و فساد اخلاق آنان زیادتر بوده، و علاوه بر آن اینکه نفوذ آنان از مادران شروع میشود که قدرت مقاومت آنان کمتر از مردها و پدران میباشد.(آشتیانی، ۱۳۴۴: ۸)
در این متن عوامل خطرناک بودن دختران را تشریح میکند. دختر موجودی است دارای هوس و خواهشهای بی جا و رسوایی و فساد اخلاق؛ علاوه بر همه اینها عاملی که بیشتر او را منفور و خطرناک میکند این است که او تحت آموزش موجودی به اسم زن یا مادر است. در اینجا دیگر مادر با صفاتی همچون انسانی صبور و پاک و کسی که بهشت زیر پایش است نام برده نمیشود بلکه زنیست که قدرت مقاومتش از مرد و به تبع

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

پدر کمتر است و چون الگوی دختر یک زن است و زن موجودی ضعیف و دارای عقلی ناقص و فردی احساساتی است و دختر تحت تعلیم و آموزش و الگو برداری از این موجود است پس نمیتواند قابل احترام و با ارزش باشد.
در جامعه ایران وضعیت نامساعد یک زن حتی قبل از تولدش نیز به گونه ای نمادین بیان می شود . اعتقاد بر آن است زنانی که صاحب اولاد ذکور میشوند باهوش تر ، چالاک تر و حتی زیبا تر اند . فرض بر آن است که آنان فعال و خوش اخلاق می باشند. قدرتی که یک نوزاد پسر به یک زن میدهد در برابر احساس شرمندگی است که تولد یک دختر به زن می دهد. دختری که قبل از تولدش احساس و موج منفی را برای مادر و ترس و استرس به دلیل خدشه خوردن به غیرت و شرافت مردانگی رابرای پدر به همراه دارد.
رفتار و برخورد نابرابر با پسر و دختر در سراسر زندگی ادامه دارد . پسرها اغلب بیش از دختران لوس بار می آیند ؛ امیال و آرزوهایشان راحتتر برآورده میشود . آنان معمولا مدت بیشتری از سینه مادر تغذیه میکنند . در حالی که مردانگی مترادف با جرئت ، قدرت ، عمل ، سخاوت ، ذخیره عاطفی ، و افتخار است (دهخدا ، مدخل مردانگی ).(میلانی،بیتا: ۶).
آنچه وضعیت این موجود دوگانه(زن)؛ از طرفی پرخطر و کسی که عقل و دین مردان صاحب عقل و درایت را میرباید و یک کشور یا فرهنگ را به نابودی میکشاند و از طرفی دیگر موجودی احساساتی و ناتون و ناقص که در تمام مدت زندگی حتما باید تحت قیمومت یک مرد باشد تا از وی مواظبت کند و حتی او را تربیت کند ؛ بدتر میکند و وی را منفورتر جلوه میدهد حضورش در اجتماع است. چرا که یک دختر اجتماعی دیگر نمیتواند یک زن مطیع ، خانهدار و شوهردار باشد.

دختر اجتماعی زن خوبی برای شوهرش نیست

نویسنده مسجد اعظم آن دختر خانم اجتماعی و به نوعی خطرناک را اینطور توصیف میکند و عوامل موثر خطرناک بودن او را اینطور بیان کرده ؛ «اکنون این بانوی اجتماعی با مطالعاتی که از صفحه جرائد و مجلات و داستانهای عشقی نموده و مشاهداتی که در سالن سینماها و تماشاخانه ها و مجالس شب نشینی با آنها روبرو بوده، و آمیزش و نشست و برخواست و رفت وآمدهایی که با جوانان و رفقای پسر و دختر خود داشته و با حس کنجکاوی فوق العاده ای قیافه و اندام و رفتار و زندگی جوانان را ورانداز کرده است.آیا این زندگی جدید و همسر عزیز و افراد خانواده او در نظرش چگونه جلوه می کند؟ و تا چه اندازه برای او دلخواه و رضایت بخش می باشد؟ و تا چه حدی به ان خانواده و آشیانه دلبستگی پیدا می کند؟».( آشتیانی، ۱۳۴۴: ۹)
در این متن نویسنده به دختر اجتماعی یعنی دختری که جرائد و مجلات و داستانهای عاشقانه را مطالعه می کند، دختری که به سینما و تئاتر و مهمانی میرود ، دختری که ارتباط خوبی با هم سن و سالهای خود چه پسر و چه دختر برقرار میکند و حواسش به ریز رفتار و سکنات آدمهای اطرافش است خرده میگیرد و این دختر را یک دختر خانه خراب کن میبیند چراکه این دختر دیگر افراد خانواده همسر برایش قابل رضایت نخواهد بود.
نویسنده بر آن است که یک دختر آگاه زندگی مشترک موفقی نخواهد داشت و همسر خوبی برای شوهرش و عروس مناسبی برای خانواده همسرش نیست. همچنین مجلات و سینما و تئاتر و مهمانی و رفت و آمد با دوستان و آشنایان منجر به دلسردی و نارضایتی این دختر از همسر و خانواده همسر خواهد شد.
با زیاد شدن اطلاعات یک انسان دیگر او به راحتی در قید و بند هر سخن و هر دستوری نخواهد بود و قدرت احاطه وی به محیط اطرافش بیشتر میشود و دیگر یک دستور پذیر صرف نیست و خواهان استقلال بیشتر است. باید گفت در یک جامعه مردسالار از یک زن ، به عنوان عضوی از جنس ضعیف تر ( ضعیف ) ، انتظار میرود که مودب ، محتاط ، صبور ، سخت کوش ، خاضع ، ساکت و غیر مستقل باشد، و اینگونه تمایزات جنسیتی و الگوهای قالبی سلسله مراتب اجتماعی را توجیه میکنند.(میلانی، بیتا:۶).
این دختر اجتماعی تمام این تعاریف را پس زده و تعریف جدیدی را جایگزین کرده، در این تعریف جدید سلطه پذیری مرد به خطر افتاده است.
در این قسمت دلایل و عوامل موثر از بین رفتن عفت عمومی توسط زنان با شرح اینکه چگونه زنان و دختران شهوت عینی و موجودی خطرناک در جامعه محسوب میشوند توضیح داده شد.در ادامه نشان داده میشود که به نظر نویسندگان مسجداعظم تمام این خرابکاریها و خطرات برای جامعه اسلامی در جایی رخ میدهد که تمدن و آزادی باشد. و تمدن و آزادی موجب فساد میشود.

. تمدن و آزادی

نویسندگان مسجداعظم آزادی را نیز مانند دیگر ادبیات مدرنیته کالای وارد شده از غرب میدیدند به زعم آنان آزادی بستری را فراهم میکند که فساد و هرج و مرج و بینظمی بر جامعه حاکم میشود. در متن زیر به این مساله اینطور اشاره میشود که؛
«در پیشگوی های که اسلام از این عصر آزادی و تمدن نموده است؛ از همعنانی و همگامی زنان با مردان در اجتماع خبر داده و یکی از علل و موجبات عمده فساد جامعه و تباهی دنیا و آخرت مردان را ، بی ایمانی و هواپرستی و شهوترانی زنان و در آمدن از پرده عفاف و حیا و پابند نبودن به وظائف خانه داری آنان دانسته است.».(آشتیانی، ۱۳۴۴: ۹)
در این متن میبینیم که آزادی و تمدن در نظر نویسندگان این نشریه به شدت مورد نکوهش قرار گرفته است. تا جایی که نویسنده برآن است در پیشگوییهای اسلامی از آمدن عصر تمدن و آزادی هشدار دادهاند. عصری که زنان با مردان در کنار یکدیگر به کار و فعالیت میپردازند. سپس اینطور ادامه میدهد وقتی آزادی و چندصدایی در جامعه باشد و زنان از پستوی خانه بیرون بیایند زندگی و ایمان
مردان به دلیل بیایمانی زنان به خطر میافتد.
آزادی، زن را از محیط خانه بیرون آورد. دادن آزادی به زن همراه با استقلال او خواهد بود، استقلال اقتصادی، استقلال اجتماعی وغیره.زن وقتی که مستقل باشد و خودش برای آیندهاش تصمیم بگیرد و سلطه را در هیچ بعدی نپذیرد برابر با مرد خواهد شد و درمقابل مردان ادعای حق و حقوق خواهد کرد. با آزادی استعدادهای یک انسان شکوفا خواهد شد و بلندپروازی در او قوت میگیرد. و تمام این موارد از نظر نویسندگان این نشریه برای زن عفیف فساد به همراه خواهد آورد. چرا که زن برای برآوردن آرزوها و خواستهها و اهدافش باید از خانه بیرون آمده و هم دوش مردان شود و تفکیک جنسی را بشکند. نویسنده خانه را پرده عفاف و حیای زنان میداند جای که وظیفه‌ی زن خانه‌نشینی، تولد کودکان، ارائه‌ی خدمات جنسی به همسر، و خانه‌داری است وقتی زن از خانه بیرون بیاید در واقع پرده حیا و عفت را کنار زده و کسی که حیا نداشته باشد شهوت ران و برده هواوهوس خوانده میشود. و همانگونه که در صفحات قبل توضیح دادیم زن نماد بارز شهوت عینی است که با ورد به جامعه خطری برای مردان تلقی شده و جامعه را به نابودی میکشاند.
اسلامگرایان به طور متناقض زنان را مقصر تباهی مردان و شهوترانی آنها تلقی میکنند. در حالی که این طرز تلقی با آموزهای قرانی فاصله دارد،زیرا در قرآن زنان منشاء شهوت و فتنه به حساب نمیآیند، بلکه انسان به طور کلی مورد خطاب قرار میگیرد. از این رو از مردان هم خواسته میشود تا مراقب نگاههای خود باشند و خویشتنداری به خرج دهند(آیات۳۰و۳۱سوره نور).(فاطمه صادقی،۱۳۸۹: ۵۴)
تمدن و آزادی به زنان اجازه ظهور بروز در عرصه عمومی را میدهد. آزادی به حضور زنان در اجتماع مشروعیت میدهد و با خود خطرات ، مضرات و پیامدهای دارد که در ادامه به آن میپردازیم.

. پیامدهای که داشته است

اتفاقات ذکر شده و عوامل موثر در این اتفاقات پیامدهای را با خود به همراه دارد. در این قسمت به پیامدهای تلخی که خواهد داشت اشاره میشود و نویسنده هشدارهای خود را بیان میکند. اینکه پیامد حضور زنان در اجتماع چه خواهد بود، ورود آزادی و تمدن غرب چه صدماتی به ما خواهد زد، دختران و زنان چه خطراتی دارند، ورود زنان فرنگی و یک عنصر بیگانه چه پیامدهای برای دختران و جامعه ما خواهد داشت، و استعمارگران و غرب چه نقشههای برای زنان و دختران ما کشیدهاند. عواملی که در زیر به آنان به ترتیب اشاره شده پیامدهای این اتفاقات است.

. زنان بازیچه شهوت پرستی مردان شدهاند

نویسنده از خطر و پیامد تلخ از بین رفتن عفت عمومی به بهانه ترقی کشور اینطور یاد میکند که:
«متاسفانه بنام ترقی کشور، عفت عمومی را ازبین برده؛ بزرگترین جنایت را بنام کشف حجاب و آزادی زنان و بدست آوردن حقوق آنان مرتکب شدند، و آنانرا بازیچه مطامع شهوت پرستانه خود قرار دادند. انسانیت هیچگاه این جرم بزرگ را نمی بخشد».(شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۵)

زن در ادبیات اسلام سیاسی سه دهه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران- …

بنابراین در ذکر اینکه وضعیت چگونه بوده است، می‌توان به نقش رهایی بخش اسلام اشاره کرد. اسلام سبب شده بود تا زنان از وضعیت غیر انسانی پیشین رهایی یابند.. تلویحا، از سیاق متون می‌توان به وضعیت زنان در جهان دست کم در ایران و جهان اسلام، پیش از ورود به دنیای مدرن راه برد: زنان به برکت اسلام از وضعیت حیوانی خلاص شدند و وضعیتی انسانی پیدا کرده بودند. از حقوق انسانی خود بهره می‌بردند و امور به نفع آنها و عموم جامعه رقم می‌خورد.

. چه اتفاقی افتاده است

ملاحظه کردیم که زنان اگرنه در جامعه بشری دست کم جامعه ایران و جهان اسلام، به برکت اسلام از وضعیت حیوانی خلاص شدند و وضعیتی انسانی پیدا کرده بودند. حال چه اتفاق تازه‌ای افتاده که منجر به خروج از آن وضعیت شده است؟ اتفاقات زیر را می‌توان با تکیه بر مقالات نشریه مسجد اعظم فهرست کرد:

. زنان در جامعه حضور یافته‌اند

در متن به سرنوشت شوم کشورهای غربی اینطور اشاره میکند که؛
« زنهای اروپایی دست از محیط خانه کشیده، دسته دسته راه کارخانجات و ادارات و شرکت در سایر مشاغل اجتماعی را در پیش گرفتند، این سیل تمدن غلط به سوی کشورهای اسلامی نیز سرازیر شد، طولی نکشید که زنها وظیفه خانهداری و شوهرداری و تدبیر منزل و خیاطی و طباخی، و از همه بالاتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بیگانه و مجرد و بوالهوس مشغول کار شدند.»( شیخ الاسلام، ۱۳۴۴: ۲۵)
عبارت دست از محیط خانه کشیدند، به جایگاه ذاتی و سرشتی زنان اشاره دارد. زنان با ایفای نقش خانهداری و شوهرداری و تدبیر منزل و خیاطی و طباخی، درجایگاه راستین خود قرار دارند. بیرون رفتن از این جایگاه راستین، هیچ معنایی جز دوش به دوش شدن با مردان بیگانه و مجرد و بوالهوس ندارد. به زبانی پنهان، بیرون رفتن زنان از جایگاه راستین‌شان به معنای ورود به فضای توام با شهوت و فساد است. درست در همین نقطه است که زنان رها شده از وضعیت تحقیر شده و حیوانی گذشته، خود به منشاء تبدیل شدن جامعه به یک فضای آشوب و هرج و مرج جنسی تبدیل می‌شود. اسلام از دو نقطه زن زنده به گور شونده، و زن مایه فساد در عرصه عمومی، در یک نقطه میانی می‌ایستد و آن زن جای گرفته در خانه است. حرکت از زن زنده به گور شونده به زن خانه، کرامت بخشی به زن است، و حرکت از زن خانه به زن عرصه عمومی، آزادی زن. همان متاعی که جهان جدید عرضه کرده است.
ذهنیت پنهان شده پشت عبارات فوق، تصویری از یک جامعه همبسته و سامان یافته است که هر کس وظیفه‌ای به حسب موقعیت و سرشت خود در اختیار گرفته است. زنان به حسب سرشت خود وظیفه خانهداری را بر عهده دارند. اما جامعه جدید با بیرون بردن زن از خانه، تصویر یک جامعه گسیخته و فاقد کانون را به تصویر می‌کشند. در چنین شرایطی اقتدارات پیشین، اخلاق، طبقهبندی‌های اجتماعی، و سازمان یافتگی جمعی از دست می‌رود. آزادی به همین سامان نیافتگی و گسیختگی اشاره دارد. نشانه اصلی تشخیص سامان یافتگی و گسیختگی جامعه، وضع و موقعیت زن است. زن نشانه‌ای است از تشخیص موقعیت کلیت جامعه. اگر در خانه است، همه سویه‌های اجتماعی منظم و پابرجاست و اگر در خانه نیست، ساختار جامعه از هم گسیخته است.
اگر با رویکردی دورکیمی، دین را همان جامعه بیانگاریم، اطمینان به پابرجایی دین و ارزش‌های دینی، به موقعیت زنان وابسته می‌شود. مناسبات مدرن با بیرون آوردن زنان از حریم خانواده، بیش از همه واکنش دین و نهادهای دینی را برمی‌انگیزد. جای گرفتن زن در خانه، بیشترین نشانه پابرجایی دین، و بیرون رفتن آنان، بیشترین تعرض و آسیب به دین و ارزش‌های دینی تلقی می‌شود.
نویسنده از تمام جملاتی که برای یک مرد و حتی زن سنتی بار منفی دارد استفاده می کند و هشدار میدهد که زنان دریک محیط مختلط با مردان مجرد و بوالهوس وبیگانه مشغول کار هستند .استفاده از عبارت «مجرد»اشاره به مرد سرشار از هوس ، بدون تعهد و به دنبال سوژه جنسی برای تخلیه هوس خود است و زن یک موجود کاملا منفعل و بدون اراده تصور شده است که اگر از ورد او به محیط اجتماع و کار ممانعت نشود سوژه مردان برای هوسبازی قرار میگیرد.

. عفت عمومی لکه دار شده است

«عفت» علی الاصول مفهومی فردی است. فرد می‌تواند یا کنترل امیال جنسی‌اش عفیف و با عدم کنترل آن به یک فرد غیر عفیف تبدیل شود. لکهدار شدن عفت نیز ناشی از تجاوز به حریم فرد به خصوص زن است. اما عفت عمومی، با تشخص بخشی به جامعه تولید می‌شود.جامعه هنگامی که یک شخص تصویر شود، می‌تواند عفیف یا غیر عفیف باشد. لکه دار شدن آن نیز ناشی از تعرض و تجاوزی است که به حریم او شده است.
در کشورهای اروپای تحت سیاست غلطی بانوان روانه کارخانه شدند و این سیر غلط در ایران نیز پیش گرفته شد و زنها خانه داری و طباخی و شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بولهوس مشغول کار شدند و به نام ترقی عفت عمومی را از بین بردند بزرگترین جنایت را تحت عنوان حقوق زنان و ازادی و کشف حجاب مرتکب شدند. که بخشودنی نیست. و با بیرون امدن زنان از پرده حجاب مراکز فساد و انحرافات جنسی و زنان مجرم زیاد شده و وضع رسوائی به حدی رسبد که حتی نامه معلوم الحال اطلاعات بانوان از مدل های مبتذل اظهار تنفر و شکست کرد.( ریزه کاریهای اسلام در حوزه حقوق بانوان(۲) ؛ سید جعفر شیخ الاسلام،۱۳۴۴؛۸).
جنایتی که در متن از آن سخن می‌رود، ناشی از تعرض و هتک حرمت و ناموسی است که از گسترش مناسبات غربی در ایران

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

حادث شده است. این جنابت همانا لکه دار شدن عفت عمومی است. در مقابل هتک ناموس در یک خانواده، از مردان خواسته می‌شود تا غیرتمندانه و تا پای جان مبارزه کنند و هتاکان به ناموس را از میان بردارند. عبارت از بین بردن عفت عمومی، جانمایه دعوت جمعی به مبارزه با هتاکان به نوامیس در سطح ملی است. جامعه هتک حرمت شده، هیچگاه نمی‌تواند به طور کامل آب رفته را به جوی بازگرداند به همین جهت گناهکار و مسئول برای کنش جمعی است. این همان طنین پنهانی است که در این گفتار مقاومت وجود دارد و به تدریج بستر ساز قیام ملی خواهد بود. در جای دیگر عباراتی مشابه عبارت فوق می‌یابیم:
«آزادی، حقوق زنان و کشف حجاب موجب فساد و فحشا و افزایش جرم زنان و حتی انحراف جنسی شد. اینگونه بود که زنان کار و وظیفه اصلی خود یعنی خانه داری، طباخی، شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و پا را بیرون از محیط تعریف شده خود یعنی خانه نهادند و با حضور زن در اجتماع و کار در کنار مردان بزرگترین جنایت رخ داد و عفت عمومی از بین رفت»
با بیرون آمدن زن از محیط خانه اجتماع و سلامت جامعه به خطر میافتد چرا که به طور سنتی ، مردان در فعالیتهای بیرون از خانه و سیاست و بازار و فضای عمومی مشارکت میکنند و در طرف دیگر ، جهان زنان در درون خانه است، محیطی خصوصی و درونی.
نکته جالب توجه در این زمینه، اولویت زنان در جنایت هتک حرمت به عفت اجتماعی است. در جدول سه ستون«ب» آمده است:
« خانوادهای که فرزندان آنان خصوصا دختران ایشان، به سن بلوغ و رشد رسیده و باصطلاح، وارد اجتماع شدند، چون تربیت صحیح و رشد کافی نداشتند آبروی خانوادگی و سوابق نیک اجتماعی همه افراد خانواده خود، از پدر و مادر و برادر و خواهر را بر باد داده و به وسیله وسوسه های سحر آمیز و درخواستهای ناروا و پیشنهادات هوس زای خود، در دل و جان و اخلاق آنان نفوذ کرده، و نه تنها آنها را از هستی مالی ساقط نمودند، بلکه خانه عفاف و تقوی و فضیلت و ایمان آنان را ویران ساختند.»( نصف یا همه،۱۳۴۴: ۸)
متن بر آن است این جهت تخریبی در دختران بیشتر از پسران به وجود میآید. با خواندن این متن یک استرس و حتی احساس به شدت منفی نسبت به جنس زن در خواننده شکل میگیرد. نویسنده به وضوح بیان میکند که فرزندان دختر خطری برای پدر ، مادر و حتی برادران و خواهران هستند. با بیان این سخن حتی زنان نیز نسبت به همجنس خود احساس خطر میکنند تا چه رسد به مردان. دختران با درخواست های ناروا و هوسزا موجب سقوط خانواده چه از لحاظ مالی و چه معنوی میشوند. عفاف ، تقوا ، ایمان ، فضیلت ، ابرو ، سوابق نیک تک تک افراد خانواده میتواند به وسیله دختر خانواده نابود شود. البته قید نداشتن تربیت صحیح و رشد کافی نیز آورده شده است. یعنی در صورت نداشتن تربیت صحیح است که این اتفاقات میافتد و اگر فرزند دختر باشد آسیب ها بیشتر و جهت تخریبی فزونتر خواهد بود.
به هر حال نوع تربیت مورد نظر نیز مطمانا از قبل مشخص شده است که در قسمتهای بعدی متن دیده میشود. اما به هر حال با وجود این همه خطر و تحدید برای خانواده به راستی که حضور موجودی به اسم دختر تا چه اندازه برای نه تنها برادر و پدر که همه اعضای خانواده میتواند استرس زا و ناراحت کننده باشد. پس برای مهار این موجود باید تمام سعی و تلاش به کار برد تا از شدت آسیب و ضرر کاسته شود. در عبارتی مشابه نیز می‌خوانیم:
«امروزه بحثهای درباره حقوق بانوان به عنوان نصف افراد جامعه است و ما میگوییم زنان از جهت نفرات و کارگری و عهده داری مشاغل اجتماعی نصف جمعیت به شمار میآیند ولی از جهت تربیت و اخلاق، صلاح و فساد به منزلهی همه جمعیت می باشند و در بدبختی و خوشبختی و پاکی و ناپاکی جامعه بسیار مفیدند. در یک رابطه بین زن و مرد بارداری اتفاق شیرین و بزرگی است ولی وقتی فرزند دختر باشد لبخندی همراه با ناراحتی از ته دل برلب می نشیند. خانوادهای هستند که فرزندانشان آبرو و اعتبارشان رابه خطر انداختهاند و دختران بیشتر از پسران تخریبی بودهاند.»( آشتیانی،۱۳۴۴، شماره۸)
جالب توجه است که نویسنده واکنشی مشابه با واکنش همان اعراب جاهلی در مقابل تولد فرزند دختر بروز می‌دهد. احساس ننگ و نگرانی از تولد یک دختر. واکنش ملایم به زایمان یک دختر اغلب در مقابل با شعف و شادمانی تولد یک پسر قرار میگیرد، چرا که دختران جنبه تخریبی بیشتری دارند، رشدشان از پسران کمتر است، هوس ها و انحراف و فساد آنها بیشتر و مهمتر از همه اینکه تحت نفوذ مادران خود هستند و مادر در اینجا همان زنی است که قدرت مقاومت آنها از مردها کمتر است. در واقع دختران همان زنان خطرناک آینده هستند. نکته جالب متن این است، مادری که بهشت زیر پای اوست همان زنیست که قدرت مقاومتش از پدر کمتر و در تخریب شخصیت دختر و فرزندش سهم بیشتری دارد چون قدرت استدال و عقل وی از پدر یا مرد کمتر است.
همچنان که فرزانه میلانی در مقاله مناسبات جنسیتی در ایران می گوید: فرض بر آن است که زنان به عنوان موجوداتی احساساتیتر از لحاظ عقلی در مرتبه ای فروتر از مردان ، نصف عقل مرد ، قرار دارند. نقصان تلویحی آنان در فرایند تصمیم گیری ، همراه با کمبود عقلشان (زنان یک دنده کم دارند ) ، مسیر تلقی قانونی آنان را به عنوان [ فرد ] کوچکتر هموار مینماید . آنان ”نیازمند “ حمایت مردانی هستند که مردانگیشان تا اندازهای ناشی از حمایت و سلطهشان بر روی زنان میباشد .(فرزانه میلانی، بیتا:۶ )
اولویت بخشی به زنان و دختران در ایجاد زمینه برای هتک حرمت ج
امعه و لکه دار شدن عفت عمومی، تا جایی است که از ظهور دختر خطرناک سخن می‌رود. نویسنده در یکی از مقالات، از ظهور دخترانی سخن می‌گوید که برای خانواده ، پدر ، مردان و و جامعه خطرناک‌اند. نویسنده در تشریح این دختر خطرناک میگوید:
« آن دختر خانم سینمایی، اجتماعی و هنرمند تا آنجا که توانسته یا پیش آمده است خانه ی اخلاق و ایمان و زندگی پدر و مادر را تاراج کرده، و اینک با مقدماتی که از بیان آن صرفنظر می کنیم قدم بخانه ی شوهر گذاشته و نقش همسر را به عهده گرفته است».(آشتیانی،۱۳۴۴: ۹)
در این متن دختر اجتماعی و سینمایی و هنرمند برای کل خانوده خطرناک است چرا که موجب اضمحلال خانواده شده است. این دختر با شکستن قوانین جاری سنت و حضور در اجتماع خانهی اخلاق و ایمان و حتی زندگی پدر و ماردش را به یغما برده است. حضور یک زن و دختر در اجتماع که تشکیل دهنده هویت ریس خانواده یعنی پدر و بعد برادران است اخلاق و شرافت خانواده، پدر و بعد تمام مردان که تشکیل دهنده و گویی خود اجتماع هستند را با مخاطره مواجه میکند. نگرانی اصلی نویسنده عبارت از آن است که دختری که از حریم خانواده بیرون رفته، و در عرصه عمومی به مفاسد اجتماعی آلوده شده است، نباید به خانواده بازگردد. چرا که از آن پس نیز همچنان به تخریب نهاد خانواده ادامه خواهد داد. تصریح به اینکه این دختر چگونه قدم به خانه شوهر می‌گذارد و نقش همسر را ایفا می‌کند، قابل بیان نیست، ناظر به این است که دختری آنچنان دیگر نباید به خانواده بازگردد. در جایی دیگر از متن نمونه مشابهی مثل متن بالا میبینیم:
«خود خواهی و شهرت طلبی سبب شد که دختران مسلمان ایرانی تن به هر ناپاکی داده و از هر دری درآمده و هر راه شیطانی و شهوت را پیموده و هر روزی باسمی و عنوانی گوی میدان و آلت دست و بازیچه هوی و هوس مردان شهوت پرست و اهریمنان به صورت انسان درآیند که انان را به هر سوی بگردانند».(آشتیانی،۱۳۴۵ :۵)
اتفاقی که در این متن هشدار داده میشود این است؛ دخترانی که تا دیروز مطیع امر خانواده و پدر و برادر و تعاریف مردسالانه بودند اکنون شهرت طلب و خودخواه شدهاند. سپس نویسنده با عصبانیتی که استفاده از کلمات و عناوین منفی و حروف اضافه پشت سر هم آن را نشان میدهد این دختر را به ناپاکی، شهوترانی و بازیچه دست هوا و هوس مردان شهوت پرست و شیاطینی در لباس آدمیزاد متهم میکند.
فرزانه میلانی در مقاله مناسبات جنسیتی در ایران از دلایل این ترسها و نگرانی ها از جنس زن و دختر می گوید: غیرت ، نجابت ، ناموس و حجب و حیا بر حول انسجام جنسی زنان میچرخد . بکارت دختران مجرد ، وفاداری زنان متاهل ، و پرهیزکاری جنسی بیوگان ، نمادهای شرافت عمومی قلمداد میشوند . با توجه به وجود چنین تاکیدی بر تحدید و کنترل جنسیت زنان ، زنای به عنف ابزاری نیرومند برای انتقام و ارعاب محسوب می گردد .(میلانی،بیتا،۲). در مقاله دیگری می‌خوانیم:
«دختر هنرمند یا اجتماعی وقتی به خانه شوهر میرود برای رسیدن به امیال و هوسهای خود شوهر را حتی به قیمت پشت کردن به خانواده اش کاملا تسخیر خود میکند».(آشتیانی،۱۳۴۵: ۵)
جنس دختر به خودی خود دارای خطرها و مفاسدی برای خانواده مخصوصاً پدر و مردان است. مسالهای که این خطر را چند برابر میکند وجود یک دختر هنرمند یا اجتماعی است. به زعم نویسنده این دختران اگر هم به خانه شوهر بروند یا ازدواج کنند شوهران خود را کاملاً مسخر کرده و موجب میشوند آنها به خانواده خود پشت کنند. نکتهای که در اینجا میتوان به آن اشاره کرد اینکه مردها از زنان اجتماعی به دلیل قدرتی که در اعمال نفوذ در مردان دارند و یا به دلیل اینکه پایبند قواعد سنتی که مرد برایش تعریف کرده نیستند نوعی واهمه و حتی تنفر دارند زیرا قدرت سلطه مرد در اینجا به خطر افتاده است.

. مردان دل به زنان فرنگی بسته‌اند

نویسندگان نشریه مسجد اعظم، از یک رویداد نگران کننده دیگر سخن به میان می‌آورند و آن از دست رفتن یکپارچگی اجتماعی و ورود زنان فرنگی در داخل حریم همگن اجتماعی است. زنان فرنگی، به موازین یک جامعه دینی تعهد ندارند و این نکته جامعه ایرانی را به ورطه از دست رفتگی و گسیختگی رسانده است.
«در قبال۱۷۰۰جوان ایرانی که در اروپا وآمریکا ازدواج کرده و عروس فرنگی گرفته اند، فقط ۲۰۱نفر دختر ایرانی به عقد خارجیان درآمده اند.»(آشتیانی،۱۳۴۵: ۲)
این متن یک جمله اعتراضی محسوب میشود با آورن کلمه «فقط» نویسنده اعتراض و حتی ناراحتی خود را از تعداد ۱۷۰۰پسر ایرانی که با دختر خارجی ازدواج کردهاند در قبال فقط۲۰۱نفر دختر ایرانی که به عقد خارجیان در آمده اند نشان می دهد. نویسنده در ادامه می گوید:
«این تعداد از میان طبقه محصل کشور بوده و متجاوز از دو سوم محصلین ایرانی که برای تکمیل تحصیل و فراهم آوردن سرمایه های علمی و صنعتی به خارج رفته اند بجای انکه با معلوماتی سرشار و دلی اکنده عشق و علاقه به میهن به کشور خود برگشته و در راه عمران و پیشرفت کشور و بهبودی زندگی برادران ایرانی مسلمان و هم میهنان و هم کیشان خود کوشش نمایند و فراوردهای علمی و صنعتی خود را مورد استفاده آنان قرار دهند برعکس یا اساسا قطع علاقه از کشور و میهن خود نموده و دلباخته مظاهر فریبنده تمدن و آزادی در شهوات و هوسرانیهای کشورهای بیگانه می شوند و یا اگر هم برگردند یک عروس فرنگی همراه خود آورده و بیش از تامین خواسته های او و تحصیل رضایت و خشنودی او هدف و مجالی ندارند.(آشتیانی، ۱۳۴۵:۴)