JED_Volume 10_Issue 2_Pages 319-338-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 338-319

اولویت بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان

سمیه منصوری1، زهرا وظیفه2، حلیمه یوسفی طبس3
کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی دانشکدة مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان
استادیار و مدیر گروه بازرگانی دانشکدة اقتصاد و مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان
کارشناس ارشد مدیریت دولتی گرایش تحول دانشکدة مدیریت، دانشگاه سیستان و بلوچستان

تاریخ دریافت: 06/12/1395 تاریخ پذیرش: 05/04/1396

چکیده
با توجه به اهمیت توسعة کسب وکارهای دانش بنیان در توسعة اقتصادی و اشتغال زایی کشور، شناسایی راهبردها و عوامل مؤثر بر توسعة کارآفرینی، حمایت از تجاری سازی محصولات کسب وکارهای دانش بنیان و محیط شکل گیری این کسب وکارها اهمیت زیادی دارد. برایناساس، هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویت بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعة آماری تحقیق شامل همة مدیران شرکت های دانش بنیان مستقر در مراکز رشد و پارک های علم و فناوری استان کرمان می شود که تعداد آن ها 140 نفر است و از میان آنها 103 مدیر با استفاده از جدول مورگان برای نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به روش نمونه گیری تصادفی ساده بین جامعه توزیع شد. در این پژوهش، 50 عامل توسعة شرکت های دانش بنیان از طریق روش های مختلف جمع آوری داده ها شناسایی شدند و در شش گروه طبقه بندی شدند. در مرحلة بعد، متخصصان این عوامل را با یکدیگر مقایسه کردند. سپس عوامل یادشده با استفاده از آزمون فریدمن به صورت زیر رتبه بندی شد: عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری، عوامل فرهنگی و اجتماعی، عوامل نیروی انسانی، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری، عوامل مرتبط با دولت، عوامل زیرساخت ها.

واژه های کلیدی: پیشران ها، توسعه، شرکت های دانش بنیان.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
پیشرفت های علمی و ابداعات فناورانه در قرن بیستم به کسب دستاوردهای چشمگیر درتولیدات بسیاری از کشورها منجر شده است. رشد بالای بهره وری این امکان را برای کشورهای مختلف فراهم می سازد که درآمدهایشان را افزایش دهند، در بازارهای جهانی مشارکت کنند، معضل گرسنگی را کاهش دهند و درنهایت کیفیت زندگی شهروندان خود را بهبود بخشند )شورمیچ و اسدی، 1392: 11(. درنتیجه، در دنیای پرتحول امروز، زیربنای اقتصادهای صنعتی، از محوریت منابع به سمت محوریت سرمایه های فکری جابه جا می شود و به همین دلیل عامل دانش به صورت روزافزون پراهمیت تر می شود. در چنین شرایطی به شکلی جدید از سازمان ها نیاز است؛ سازمان هایی که سامانه های مبتنی بر دانش شناخته و دراصطلاح شرکت های دانش بنیان نامیده می شوند و عامل حیاتی برای توسعة اقتصادی در یک کشور هستند. درواقع، این شرکت ها موتور رشد و توسعه محسوب می شوند )فخاری، 1393: 69(.
از دیدگاه دولت ها، شرکت های دانش بنیان منابع مهم درآمد و اشتغال و درنهایت نیروی مهم تأثیرگذار بر توسعة اقتصادی شناخته می شوند. با پذیرش اهمیت روزافزون علم و فناوری در توسعة اقتصادی، پیامد منطقی آن یعنی اهمیت چشمگیر ایجاد ظرفیت تولید نوآوری مبتنی بر علم در جامعه نیز خود را نمایان می سازد 2006( Etzkowitz,).
نقش مهم شرکت های دانش بنیان در اقتصاد و نیز اشاعة فناوری در شبکه های نوآوری، اهمیت وجود چنین شرکت هایی را در جوامع امروزی مشخص می کند. افزایش نرخ اشتغال زایی، فروش، صادرات و تشکیل سرمایه ماحصل فعالیت شرکت های دانش بنیان در عرصة اقتصاد و کمک به انتقال فناوری از بخش های تحقیقاتی به بخش های تولیدی و صنعتی نتیجة فعالیت این گونه شرکت ها در زمینة اشاعة فناوری است )قاضی نوری، 1390(. در گزارش سال 2017، بانک مرکزی ایران با دو رتبه تنزل نسبت به گزارش سال 2016، در رتبة 120 از میان 191 کشور قرار گرفته است. تنها اصلاح ثبت شده در گزارش سال 2017 برای ایران، بهبود و توسعة پنجرة واحد تجاری است که تبعات آن در کاهش اندک زمان صادرات و واردات قابل مشاهده است، اما با توجه به پیشرفت های گسترده تر سایر کشورها رتبة ایران در نماگر تجارت فرامرزی از 167 به 170 در سال 2017 تنزل یافته است. جایگاه منطقه ای ایران در میان کشورهای موضوع سند چشم انداز در سال 2017 نسبت به سال 2016 تغییری نداشته وهمچنان در رتبة نامناسب 16 از میان 25 کشور باقی مانده است. این مسئله نشان می دهدبه منظور ارتقای جایگاه منطقه ای ایران، به اصلاحات بیشتری در زمینة محیط کسب وکار نیاز است )معاونت پژوهش های اقتصادی مجلس، 1395(. این یعنی فضای کسب وکار کشور از لحاظ شاخص های فضای کسبوکار بدتر شده است و افرادی که می خواسته اند کسب وکار جدیدی را آغاز کنند از این کار پشیمان شده اند یا بهدلیل مشکلات و موانع بسیار پیش رو نتوانسته اند به این مهم دست یابند. همچنین، در شرایط اشاره شده بسیاری از کسب وکارها با مشکلات فراوان روبه رو شده اند و به تعطیلی کشیده شده اند که در نتیجة آن بیکاری، ازبینرفتن منابع، وام های عقب افتاده و… به اقتصاد کشور تحمیل شده است. رتبة 152 ایران در این شاخص سبب شده است در کنار کشورهایی نظیر گامبیا، عراق، الجزایر، سودان، ماداگاسکارا، مالی و توگو قرار گیرد. شاخص کلی فضای کسب وکار بر پایة 11 شاخص کوچک تر با عناوین آغاز کسب وکار، کسب مجوز، استخدام نیروی کار، ثبت دارایی ها، کسب اعتبارات، حمایت از سرمایه گذاری، مالیات، تجارت مرزی، اجرای قراردادها و ورشکستگی و دریافت انرژی برق محاسبه می شود. این شاخص درواقع نشان دهندة سهولت و مناسببودن هر کشور برای انجام دادن فعالیت های اقتصادی و تجاری است. به این ترتیب، ایران از نظر سهولت و مناسببودن برای انجام دادن فعالیت های اقتصادی میان 183 کشور در رتبه های پایانی قرار دارد. بانک جهانی سالیانه 11 سرفصل مختلف فضای کسب وکار را برای 183 کشور بررسی می کند. وضعیت سرفصل ها با استفاده از شاخص هایی اندازه گیری می شود و درنهایت رتبة کشورها براساس آن تعیین می شود )2013 Doing Business,(.
به دلیل ضرورت یافتن توسعة علم و فناوری در چرخة اقتصادی و جهت دهی تحقیقات در کشور به سمت تبدیل ایده ها و نتایج پژوهشی به تولید ثروت، باید مدیران انواع شرکت ها به ویژه شرکت های دانش بنیان هرچه بیشتر و بهتر با عوامل موفقیت و توسعة سازمان ها آشنا باشند تا بتوانند با آگاهی بیشتر سازمان خود را در راستای نیل به اهداف طراحی شده مدیریت کنند. هدف اصلی این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان و رتبه بندی این عوامل اثرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان است. در این راستا،پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که عوامل مؤثر در راستای توسعة شرکت هایدانش بنیان کداماند.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق شرکت های دانشبنیان
در دهه های گذشته، شرکت های کوچک و متوسط به طور عام و شرکت های دانش بنیان به طور خاص، مورد توجه محققان و سیاستگذاران بوده اند. این شرکت ها با تجاری سازی دستاوردهای علمی و فناورانة خود، نقشی مهم در رشد و توسعة اقتصادی ایفا می کنند. در اقتصاد جهانی امروز، سازمان ها و مناطق اقتصادی برای باقی ماندن در صحنة رقابت باید به نوعی خود را از دیگران متمایز کنند. یکی از عوامل مهم در رسیدن به این هدف، ارائة کالاها و خدمات نوآورانه است که به طور مشخص به میزان انتقال فناوری از محیط های علمی به صنعت بستگی دارد. به همین علت، امروزه در جوامع توسعه یافته مفهوم اقتصاد دانش محور به سرعت درحال گسترش است )تولایی و تقی یاره، 1385: 42(. کسب وکارهای مبتنی بر دانش برای توسعة اقتصادی و احیای بسیاری از مناطق حیاتی و مهم اند؛ به ویژه نواحی ای که کاهش صنایع سنتی را تجربه کرده اند. با وجود اهمیت کسب وکارهای دانش بنیان در مناطقی با اقتصاد حاشیه ای، اطلاعات ما درمورد چگونگی توسعة این کسب وکارها و حمایت های مورد نیاز این کسب وکارها برای توسعه کم است )2006 Gorman & McCarthy,(.
سازمان دانش بنیان سازمانی است که عمده ترین دارایی آن سرمایه های دانشی است. مزیت رقابتی یک سازمان دانش بنیان از طریق دانش و استفادة اثربخش حاصل می شود. دانشگاه ها، صنایع نرم افزاری، هوا و فضا و مؤسسات پژوهشی نمونه هایی بارز از سازمان های دانش بنیان هستند. تعریف یک سازمان دانش بنیان بر سه جنبة اصلی متمرکز است. اول، مأموریت اصلی یک سازمان دانش بنیان کسب و دست کاری و به کارگیری دانش و اطلاعات است. دوم، یک سازمان دانش بنیان سعی می کند یک سازمان یادگیرنده باشد که در آن اعضای سازمان همبه صورت گروهی و هم فردی به دنبال ارتقای ظرفیت تولید دانش خود هستند. سوم، سازماندانش بنیان از طریق جست وجوی جایگاه برتر در بازار، بهترین شیوة فعالیت و تقویت روابط مبتنی بر همکاری متقابل به دنبال رسیدن به کمال سازمانی است ) Wang Catherine & Ahmad2003 Parviz,(. دنیسا )2008( مفاهیم «سازمان های دانش بنیان»، «شرکت های دانش آفرین»،
«سازمان یادگیرنده» و «سازمان هوشمند» را هم معنی سازمان های دانش بنیان درنظر می گیرد.
توسعه و ایجاد شرکت های دانش بنیان در سال های اخیر یک حرکت کارآفرینانه بوده است که برای گسترش تعداد و ارتقای سطح این شرکت ها، دانشگاه ها و جامعة دانشگاهی یک رکن اساسی محسوب می شود )امامقلی زاده و همکاران، 1389(. رتبه بندی چالش های توسعة محصول در شرکت های دانش بنیان نشان می دهد تحقیقات بازاریابی مهم ترین چالش و تخمین نادرست بازار هدف کم اهمیت ترین چالش در توسعة محصولات شرکت های دانش بنیان است )ربیعی و همکاران، 1389(.
در ایران، براساس مادة یک قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان مصوب 1389، شرکت های دانش بنیان به این شکل تعریف شده است: «شرکت ها و مؤسسه های دانش بنیان، شرکت یا مؤسسة خصوصی و یا تعاونی هستند که به منظور هم افزایی علم و ثروت، توسعة اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمی و اقتصادی و تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه در حوزة فناوری های برتر و با ارزش افزودة فراوان به ویژه در تولید نرم افزارهای مربوط تشکیل می شوند» )الهیاری فرد و عباسی، 1390: 48(.

عوامل شناسایی شدة )پیشران ها( مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان
الف( نیروی انسانی: با آغاز هزارة سوم، هر روز نقش منابع انسانی پررنگ تر شده است تا جایی که برخی آن را تنها عامل کسب مزیت رقابتی پایدار می دانند. این امر به ویژه در کسب وکارهای دانش بنیان بیش از پیش به حقیقت پیوسته است. درنتیجه، برای یک شرکت دانش بنیان، سرمایة انسانی مهم ترین سرمایه است و هرچه این سرمایه کیفیت مطلوب تری داشته باشد، احتمال بقا، موفقیت و ارتقای کسب وکار بیشتر می شود )شفیعی، 1392: 46(.
ب( عوامل حمایتی از مؤسسات دانشبنیان: با توجه به تنوع نیازهای شرکت های دانش بنیاناز خلق ایده تا تجاری سازی محصولاتشان، حمایت های گوناگونی از شرکت های دانش بنیانصورت می گیرد )شمس و همکاران، 1393: 2(.
ج( عوامل زیرساخت ها: منابع فیزیکی لازم برای پارک های علمی را می توان به فضای فیزیکی )ملک( و زیرساخت ها تقسیم کرد. در ابتدای ایجاد هر پارک باید حداقلی از فضای فیزیکی برای استقرار ساکنان بالقوه مهیا باشد. در برخی از پارک ها، یک فضای انکوباتوری نیز لازم است. فضای جداگانه ای نیز باید برای امور اداری و بازاریابی پارک از ابتدا مهیا باشد )گرگیج، 1392: 42(.
د( عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری: توسعة شرکت های دانش بنیان متکی بر توسعة فناوری است؛ به سخن دیگر، مزیت رقابتی شرکت های دانش بنیان، نوآوری در فناوری است. فناوری همواره در خلق ثروت برای کشورها نقش اساسی داشته و بر سطح استاندارد و کیفیت زندگی مردم به شدت تأثیر داشته است. به طور کلی، توسعة فناوری در شرکت های دانش بنیان از جنبه های زیر قابل بررسی است: سودآوری در تولید محصول جدید و تغییر فرایندهای تولید، رقابت در حفظ و افزایش سهم شرکت از بازار محصول، کاهش هزینه های تولید، کیفیت برتر محصول، قابلیت انعطاف در مقابل بازار و پیشرفت فناوری )مهدوی و همکاران، 1390: 57(.
هـ( عوامل مرتبط با دولت: یکی از عواملی که در موفقیت شرکت های دانش بنیان تأثیرگذار است، مشوق ها و سیاست های حمایتی دولت است. دولت ها و سازمان های پیشرو در هدایت و رهبری صحیح تغییر و تحولات دانش محور نقش اساسی ایفا می کنند و عاملی مهم در شکل دهی اقتصاد دانش بنیان هستند )علیزاده ثانی و همکاران، 1392: 4(.
و( عوامل فرهنگی و اجتماعی: عوامل فرهنگی عواملی هستند که محیط استقرار پارک ها را برای پذیرش عملکرد آن، همکاری مؤثر با آن، گسترش خلاقیت و نوآوری )ریاحی و همکاران، 1392( و ترویج کارآفرینی آماده می کنند. در زمینة عوامل اجتماعی نیز سطح بالای تحصیلات و استانداردهای زندگی از عوامل شایان توجه است، زیرا زمینه ای مناسب را در شهروندان برای تطابق خویشتن با مفاهیم جدید شهر دانش فراهم می کند )4002 ,Metaxiotis & (Ergazakis.
در این پژوهش، عوامل اثرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان شناسایی شده است و با استفاده از آزمون فریدمن پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکتهای دانشبنیان در استان کرمان انجام گرفته است. در این زمینه، در پژوهش های پیشین موردی مشابه وجود نداشته است.

پیشینة پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان در این پژوهش
پس از تبیین مبانی نظری در این بخش، به پیشینة پیشران های توسعة شرکت های دانش بنیان در این پژوهش اشاره می شود. طبق پژوهش های انجام گرفته، عامل انسانی از طریق تیم مدیریت حرفهای )داشتن پیش زمینة فنی و مالی( (سلامی و همکاران،1390؛ & Zhang, 2004; Ferguson)
2004 Olofsson,، تیم مدیریت تماموقت ارزیابی )شفیعی و نعمتی، 1389(، دوره های آموزشی طیشده توسط پرسنل، میزان تعهد کاری به انسجام رویة خدمت رسانی به مؤسسات )بهاری و همکاران، 1391(، ایجاد ارتباطات و شبکة تبادل اطلاعات بین بنگاه های حاضر در پارک 2004( Byung,؛ سلامی و همکاران، 1390(، دسترسی به نیروی انسانی متخصص )بهاری و همکاران، 1391؛ 2004 (Zhang, ممکن است بر رشد و توسعة شرکت های دانش بنیان اثر بگذارد. همچنین، عوامل حمایتی ممکن است از راه ارائة خدمات مشاوره ای در زمینة تجاری و آموزشهای کسب وکار، مالی، بیمه، حقوقی 2006( Gorman & McCarthy,؛ طالبی و همکاران، 1390(، اعطای تسهیلات به تمام مؤسسات در دوره های مختلف رشد از طریق صندوق پژوهش و فناوری، واگذاری زمین به منظور احداث فضاهای تحقیقاتی به مؤسسات، حمایت از ثبت اختراع در داخل و خارج کشور، حمایت از حضور مؤسسات فناور در نمایشگاه داخلی و خارجی به منظور فروش محصول )بهاری و همکاران، 1391( و واگذاری فضاهای اداری، اینترنت و وسایل ایاب و ذهاب )سلامی و همکاران، 1391( بر مؤسسات دانشبنیان تأثیر بگذارد.
از عوامل زیرساخت ها نیز می توان به تسهیلات حمل ونقل، که دسترسی به پارک را ممکنمی سازند، تسهیلات ارتباطاتی، وجود شبکة تلفن و ارتباطات ماهواره ای )گرگیج، 1392: 42(،امکانات حمل ونقل مناسب )فرودگاه، بزرگراه و…( 970( Money,؛ ریاحی، 1382(، وجود فعالیت های تحقیق و توسعه1 و با فناوری بالا در منطقه و دسترسی سریع شرکت های حاضر در پارک به آن ها )1991 Lugger & Goldstein,؛ سلامی و همکاران، 1390؛ ریاحی، 1382( اشاره کرد. از دیگر عوامل زیرساخت ها می توان به نزدیکی به بازار مصرف و عرضه کنندگان ) Koh2008 ,Koh &؛ شفیعی و نعمتی، 1389(، دسترسی به مراکز و تأسیسات شهری )سلامی و همکاران، 1390؛ 2004 (Zhang,، نزدیکی به یک دانشگاه عمده )سلامی و همکاران، 1390؛ Sanz, 2006; Backours, 2002(، سطح زیربنای واگذارشده به مؤسسات به منظور فعالیت تحقیقاتی )طالبی و همکاران، 1390؛ بهاری و همکاران، 1390(، کیفیت بسترسازی شبکة اطلاع رسانی )شبکة LAN، فیبر نوری( )2008 ,Koh & Koh؛ بهاری و همکاران، 1390( اشاره کرد. از جمله پژوهش هایی که تأثیر عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری را بر رشد و توسعة شرکت های دانش بنیان تأیید کردهاند می توان به سودآوری در تولید محصول جدید )مهدوی و همکاران، 1390: 57(، ایجاد مراکز اقماری در شهرستانها )مؤدی، 1390(، ایجاد مراکز تحقیقات حرفه ای خصوصی و دولتی )بهاری و همکاران، 1390(، ایجاد مراکز نوآوری و خلاقیت )مؤدی، 1390؛ 2004 (Byung, اشاره کرد.
عوامل مرتبط با دولت نیز از طریق ساختار حقوقی و مقررات ویژه )معافیت های مالیاتی، عوارض، حقوق گمرک و…( )اکبرزاده، 1391(، خطمشی های حمایت دولتی )فضای حمایتی تجارت( )باباخانی، 1393؛ اکبرزاده، 1391( و فضای سیاسی برای حمایت از شرکت های دانش بنیان )سلامی و همکاران، 1390( بر شرکت های دانش بنیان تأثیر می گذارد. عوامل فرهنگی و اجتماعی نیز به صورت عوامل حفظ یک نظام )صلواتی سرچشمه و ابراهیمی، 1387:
44( و وجود روحیة سرمایه گذاری ریسک پذیر 2006( Gower & Harris, 1994; Sanz,)، وجود روحیة کارآفرین و نوآوری در جامعه و امکان برقراری رقابت سالم در جامعه )سلامی و همکاران، 1390( بر این شرکت ها تأثیر می گذارد.
روش تحقیق
با توجه به اینکه می توان از نتایج این تحقیق در راستای بهبود فعالیت های سازمانی استفاده کرد،تحقیق حاضر بر مبنای هدف در گروه تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. همچنین، پژوهش پیش رو از نظر ماهیت توصیفی و برحسب گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی است. از آنجاکه شناسایی پیشران های توسعة کسب وکارهای دانش بنیان به سیاستگذاران و سازمان های سیاستگذاری برای اقدام های هدفمند و اثرگذار در ارتباط با این بنگاه ها کمک می کند و همچنین به صاحبان کسب وکارها در تمرکز بر اقدام های کلیدی یاری می رساند و اهرمی برای دستیابی به رشد و توسعه و ارتقای عملکرد کسب وکارهاست، جامعة آماری این تحقیق دربرگیرندة تمام مدیران شرکت های مستقر در پارک های علم و فناوری و مراکز رشد استان کرمان شامل 140 نفر است. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 103 نفر انتخاب شد و پرسشنامة محققساخته در بین آن ها با روش نمونه گیری تصادفی ساده توزیع شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامة 50 سؤالی است که پس از بررسی مستندات مرتبط با موضوع و مبانی و پیشینة نظری تحقیق، متغیرهای مرتبط با پرسش های پژوهش استخراج و پرسشنامة مورد نظر تهیه و تنظیم شده است. عامل اول در این پرسشنامه، عامل نیروی انسانی است که با شاخص های مدیریتی و پرسنلی سنجیده شده است که پرسش های 1-10 پرسشنامه با پایایی 89/0 را دربرمی گیرد. عامل دوم، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری است که از طریق 12 پرسش سنجیده شده است. این پرسش ها شامل پرسش های 11-23 پرسشنامه با پایایی 85/0 می شود. عامل سوم، عوامل زیرساخت ها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( است که با پرسش های 24-35 پرسشنامه با پایایی 81/0 سنجیده شده است. عامل چهارم، عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری است که با پرسش های 36-41 پرسشنامه با پایایی 79/0 سنجیده شده است. عامل پنجم، عوامل مرتبط با دولت است که با پرسش های 42-47 پرسشنامه با پایایی 76/0 سنجیده شده است. عامل ششم، عوامل فرهنگی و اجتماعی است که با پرسش های 48-50 پرسشنامه با پایایی 87/0 سنجیده شده است. پایایی کل پرسشنامه نیز مانند پایایی عوامل با استفاده از آلفای کرونباخ 81/0 به دست آمد که نشان دهندة پایایی مطلوب است. به منظور تأیید روایی پرسشنامه نیز پس از مطالعات اکتشافی پرسشنامه به تأیید متخصصان آکادمیک از جمله چند تن از استادان دانشگاه و متخصصان پارک علم وفناوری رسید. در این پژوهش، در مرحلة اول پس از جمع آوری عوامل مورد نظر از طریقمرور پیشینه، از روش کیفی مصاحبه )حضوری( با خبرگان در پارک علم و فناوری کرمان، بررسی اسناد و مدارک موجود در ارتباط با عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان برای بررسی و میزان اهمیت این عوامل استفاده شده است. سپس 50 عامل توسعة شرکت های دانش بنیان مشخص شد و با توجه به مطالعات انجام گرفته در این زمینه همچون پژوهش اکبرزاده )1391( و بهاری و همکاران )1391( در قالب 6 گروه شناسایی شد. پس از تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، اولویت آن ها در هر گروه و نیز رتبه بندی کلی آن ها با استفاده از آزمون فریدمن ارائه شد. برای شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان 50 گویه در یک طیف 5 گزینه ای )خیلی کم: 1، کم:
2، متوسط: 3، زیاد: 4 و خیلی زیاد: 5( بررسی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون توصیفی و آزمون فریدمن به کمک نرم افزار spss نسخة 22 استفاده شده است.

یافته ها
الف( توصیف جمعیت شناختی
براساس یافته های آمار توصیفی از بین 103 نفر، بیشترین فراوانی مربوط به ردة سنی 18 تا 28 سال با 40 نفر )50 درصد( و کمترین فراوانی مربوط به ردة سنی 39 تا 48 سال با 2 نفر )5/2 درصد( است. براساس میزان آشنایی با شرکت ها، 38 نفر )5/47 درصد( از پاسخ دهندگان آشنایی زیادی با شرکت ها دارند و 2 نفر )5/2 درصد( آشنایی کمی با شرکت ها دارند. در زمینة فراوانی آزمودنی ها براساس میزان تحصیلات، بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را افراد دارای مدرک لیسانس تشکیل می دهند که شامل 36 نفر )45 درصد( می شوند. کمترین تعداد در این زمینه نیز شامل 6 نفر )5/7 درصد( می شود که مدرک دکتری داشتند. در زمینة فراوانی آزمودنی ها براساس سنوات خدمت، 50 نفر )5/62 درصد( از پاسخ دهندگان و درواقع بیشترین تعداد را افراد با سنوات خدمت کمتر از 5 سال تشکیل می دهند و 2 نفر )5/2 درصد( یعنی کمترین تعداد از نظر آماری، دارای سنوات خدمت 15 تا 20 سال هستند.
ب( اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در ابتدا، مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان اولویتبندی می شود.
برای تحلیل اطلاعات و دستیابی به پاسخ هدف یادشده، از آزمون فریدمن برای اولویت بندی مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان استفاده شده است که نتایج آن در ادامه مشاهده می شود. ابتدا معنی داری این آزمون بررسی شده است. نتایج آزمون معنی داری فریدمن در زمینة عوامل تأثیرگذار بر توسعة شرکت های دانش بنیان نشان می دهد در سطح معنیداری 95 درصد با توجه به عدد معنیداری 000/0 که از سطح معنی داری استاندارد )003/0=sig( کمتر است و آمارة آزمون، رتبة میانگین عوامل مرتبط با هم یکسان نیست. درواقع، رتبة میانگین حداقل دو عامل از عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان، با هم برابر نیست.
تمام مراحل به طور خلاصه در جدول 1 نشان داده می شود.

جدول 1. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی مؤلفههای اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان
35387320922

عوامل میانگین رتبه رتبه
عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری 81/3 1 عوامل فرهنگی و اجتماعی 71/3 2 عوامل نیروی انسانی 71/3 3 عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری 68/3 4 عوامل مرتبط با دولت 59/3 5
عوامل زیرساخت ها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( 90/2 6
353873168742

Sig0003/ df 5  2 17 68/

با توجه به نتایج جدول 1، نتایج رتبه بندی عوامل مؤثر بر توسعة شرکت های دانش بنیان با استفاده از آزمون فریدمن مشخص کرد از بین 6 دسته عوامل اصلی، عوامل توسعه و ایجاد مراکز مرتبط با فناوری با میانگین رتبة 81/3 مؤثرترین عامل بوده اند و پس از آن عوامل فرهنگی و اجتماعی با میانگین رتبة 71/3، عوامل نیروی انسانی با میانگین رتبة 71/3، عوامل حمایتی از مؤسسات دانش بنیان در راستای تولید فناوری با میانگین رتبة 68/3، عوامل مرتبط با دولت با میانگین رتبة 59/3 و عوامل زیرساختها )ارتباطی، اطلاعاتی، فیزیکی( با میانگینرتبة 90/2 بهترتیب در رده های بعدی قرار گرفتند.

رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
در جدول 2، پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان رتبه بندی شده و اولویت هرکدام مشخص شده است. برای تحلیل اطلاعات و دستیابی به پاسخ هدف یادشده، از آزمون فریدمن برای اولویت بندی شاخص های مؤلفه های اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان استفاده شده است که نتایج آن در ادامه مشاهده می شود. با توجه به تفاوت بین متغیرها می توان متغیرها را به ترتیب جدول شمارة 2 رتبه بندی کرد.
نتایج این آزمون در جدول 2 ارائه می شود.

جدول 2. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
35234923970

عوامل شاخص ها میانگین رتبه رتبه
ایجاد مراکز تحقیقات حرفه ای خصوصی و دولتی 10/4مرتبطعوامل ایجادبا توسعهمراکز وفناوری ایجادایجادایجادایجاد فن دفتر مراکزمراکز بازار مالکیتاقماری نوآوری منطقه ودر ای فکری خلاقیت شهرستان ها 70316831////3333 2354 ایجاد مراکز رشد در دانشگاه 90/2 6
1
2
3 2/05 2
1/95 عوامل فرهنگی و روحیة سرمایه گذاری ریسک پذیر اجتماعی وجود روحیة کارآفرین و نوآوری در جامعه
امکان برقراری رقابت سالم در جامعه
1
2
3 4
5
6
7 6/49
6/34
6/6
5/85
5/40
5/44
5/15 تیم مدیریت حرفه ای )داشتن پیش زمینة فنی و مالی(
بهره مندی مدیران از مشاوران متخصص در زمینه های مرتبط با فناوری دسترسی به نیروی انسانی متخصص
توانایی بازاریابی برای محصولات و خدمات باارزش تیم مدیریت تمام وقت
دوره های آموزشی طی شده توسط پرسنل
ایجاد ارتباط و شبکة تبادل اطلاعات بین بنگاه های حاضر در پارک عوامل نیروی
انسانی
رتبه
8
9 ادامة جدول 2. نتایج آزمون فریدمن برای رتبه بندی پیشران های عوامل اثرگذار در راستای توسعة شرکت های دانش بنیان در استان کرمان
عوامل شاخص ها میانگین رتبه
ارزیابی و کنترل فعالیت شرکت های مستقر 94/4 تجربة کاری پرسنل در زمینه های اداری، مالی و برنامه ریزی 81/4
1266698193361

352349-492437

353873-18510

52
/
4

1

16
/
8

10



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 299-318-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 318-299

رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی
هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی

پروانه گلرد1، مریم حسینی2، الهه عسگری3
دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران
کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران
کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران

تاریخ دریافت: 26/12/1395 تاریخ پذیرش: 18/04/1396

چکیده
پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است و رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان را با نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی بررسی کرده است. جامعة آماری پژوهش شامل 148 نفر از زنان صاحب کسب وکار در سیزدهمین همایش توسعة کارآفرینی زنان ایرانی می شود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده 106 نفر حجم نمونه درنظر گرفته شده است. داده های لازم از طریق پرسشنامة استاندارد جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی صورت گرفت که به این منظور نرم افزاری آماری Smart PLS به کار گرفته شده است. نتایج پژوهش بیانگر رابطة معناداری بین شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی است. همچنین، شبکة اجتماعی و تبعیض جنسیتی و هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة معناداری دارد. با توجه به رابطة شبکه های اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان می توان بیان کرد ارتباطات گسترده و مؤثر زنان از طریق شبکه های اجتماعی به عملکرد بهتر آن ها در زمینة کسب وکار منجر می شود.

واژه های کلیدی: تبعیض جنسیتی، شبکه های اجتماعی، عملکرد کسب وکارهای زنان، هوشیاری کارآفرینانه.

Email: P_ [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
کارآفرینی در سال های اخیر به طور کمی و کیفی امری ضروری به نظر می رسد و نقشی مهم در توسعة اقتصاد جهانی و افزایش نرخ اشتغال ایفا می کند )Welsh et al., 2016(. آمارها نشان می دهد طی پنج سال گذشته در جهان، نرخ تشکیل شرکت ها و کسبوکارها توسط زنان دوبرابر مردان است و زنان درحال تبدیل شدن به نیرویی عظیم هم در ساختار سنتی تجارت جهانی و هم در تجارت مدرن هستند )مؤسسة تحقیقاتی کارآفرینی زنان کانادا1، 2006(. در سال های اخیر، انجمن های کارآفرینی زنان رشد سریعی داشته اند و اهمیت کارآفرینی زنان برای نوآوری جهانی، اشتغال و رشد اقتصادی بیش از پیش مشهود شده است) De Bruin et al.,
.)2006
با وجود اهمیت رو به رشد کسب وکارهای زنان، در زمینة کارآفرینی زنان پژوهش های اندکی صورت گرفته است) 9002 ,.Brush et al(. باتنر و مور2 )1997( کارآفرینی زنان را اینچنین تعریف کرده اند: «زنی که دانش و منابع خود را در راستای خلق یا توسعة یک کسبوکار صرف می کند و مالک حداقل 50 درصد آن و به طور فعال درگیر مدیریت آن برای یک سال یا بیشتر باشد» )Wharton & brunetto, 2007(. در گزارش دیده بان جهانی کارآفرینی )2015( اشاره شده است که تفاوت کارآفرینی تثبیت شدة مردان و زنان بسیار زیاد و حدود 20 درصد است؛ بهعبارت دیگر، کارآفرینی مردان بیش از 4 برابر کارآفرینی زنان به مرحلة تثبیت میرسد .براساس خط سیر کارآفرینی زنان در ایران با 51 درصد قابلیت کارآفرینانه و 36 درصد درک فرصت ،آن ها درعمل حدود 8 درصد کارآفرینی انجام داده اند و 5 درصد از آن ها کسبوکارشان به مرحلة ثبات رسیده است .طبق این آمارها، در عملکرد کسب وکارهای زنان در شرکت ها و جوامع مشکلاتی وجود دارد و باید عوامل تأثیرگذار بر عملکرد آن ها بررسی شود) 5102 ,GEM(.
یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد کسب وکارهای زنان، شبکه های اجتماعی است .در سال های اخیر، مفهوم شبکههای اجتماعی کارآفرین یکی از مهم ترین موضوعات پژوهشی در

Inc
Buttner & Moore
زمینة پژوهش های کارآفرینی بوده است) Hong & Antoncic, 2003(. شبکه های اجتماعیبه عنوان دارایی بسیار مهم در دستیابی به منابع برای رشد و توسعة کسبوکار امری ضروری محسوب می شود )Johannisson, 1996(. شبکه های اجتماعی واحدی از ساختار اجتماعی است که متشکل از گره ها و روابط میان آن هاست) 0102 ,.Gottlieb et al(. اهمیت شبکة اجتماعی در قالب حمایتهایی که فراهم می کند، نمود می یابد) Anderson et al., 2005(. با این حال، تعداد پژوهش های جهانی در زمینة بررسی زنان کارآفرین و شبکة اجتماعی محدود است و در ایران نیز محدودتر است. در پژوهش های اندک در این حوزه به مواردی مانند تعداد زنان بیشتر، تکیة بیشتر به خانواده و آشنایان، عدم شناختن کارآفرینان و نبود الگوهای نقش در شبکة اجتماعی زنان و درنتیجه کاهش حمایت های سودمند اشاره شده است) Kelley et al., 2010(. براین اساس، این پرسش مطرح می شود که آیا عملکرد کارآفرینان به صورت مستقیم تحت تأثیر شبکههای اجتماعی است یا اینکه عوامل دیگری هم بر این رابطه تأثیر می گذارد. زی و الوی1 )2016( بیان کرده اند هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی زنان از مهم ترین عواملی هستند که بر رابطة بین شبکه های اجتماعی و عملکرد کسب وکارهای زنان تأثیر می گذارند. زنان با سطح بالایی از هوشیاری کارآفرینانه می توانند به سرعت فرصتهای مختلف کارآفرینی را شناسایی کنند و همچنین به همة انواع منابع، اطلاعات و دانش انتقادی در شبکه دسترسی یابند که موجب بهبود عملکرد در کسبوکارشان میشود .همچنین، مکنی و همکاران2 )1998( اظهار کرده اند تبعیض جنسیتی علیه زنان کارآفرین هنوز هم وجود دارد و ممکن است نقش شبکه های اجتماعی را در ترویج عملکرد کسبوکارهای زنان تضعیف کند.
در برخی از مطالعات به هوشیاری کارآفرینانه )Indrawati et al., 2015( و تبعیض جنسیتی اشاره شده است )Sexton & Bowman-Upton, 1990(، اما مطالعات بسیار کمی در این زمینه در ایران صورت گرفته است .درنتیجه، هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطة شبکههای اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان با نقش میانجی تبعیض جنسیتی و هوشیاری کارآفرینانه است .به همین منظور، درادامه به اختصار ادبیات مربوط به شبکههای اجتماعی، عملکرد

Xie & Lv
Mckechnie et al.
کسب وکارهای زنان و تأثیرات این دو با توجه به نقش میانجی تبعیض جنسیتی و هوشیاریکارآفرینانه بررسی می شود.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق شبکه های اجتماعی
در دهة 1950، مطالعات شبکه در زمینة مبادلات و ارتباطات دوطرفه و استفاده از واژة شبکة اجتماعی افزایش چشمگیری یافت )Jack, 2010(. لی و همکاران1 )2011( شبکه های اجتماعی را توانایی فرد برای بهدستآوردن منابع اجتماعی و سود حاصل از یک ساختار اجتماعی و ارتباطات تعریف کردهاند. شبکه های اجتماعی مجموعه ای از روابطی تعریف می شوند که هماهنگی و همکاری بازیگران شبکه را تسهیل می کند )Gabbay & Leenders, 2001(.
شبکه های اجتماعی یک منبع مهم اطلاعاتی برای کارآفرینان و کسب وکارشان هستند )Greve & Salaff, 2003(. اطلاعات یک منبع برای زنان و مردان کارآفرین مهم است تا بتوانند به بازار ،تأمین کنندگان، مشتریان ،فناوری و شبکه هایی که خط مشی باارزش برای همکاری و کمک به کارآفرینان زن محسوب می شوند، متصل شوند) Frazier & Niehm, 2004(. براساس تحقیقات پیشین، شبکههای کارآفرینان مجموعه ای از فرصت هاست که کارآفرینان را برای دستیابی به منابع ملموس و غیرملموس یاری می کند. شبکه ها متشکل از خانواده و دوستانی هستند که به حرکت در همان محافل شخصی بهعنوان یک کارآفرین تمایل دارند، اما این منابع چیزی فراتر از حوزة کارآفرین ارائه نمی دهد و ممکن است به اندازة کافی در ماهیت متنوع نباشد) 5Anderson et al., 200(.

تبعیض جنسیتی
النور شوارتز2 عامل جنسیت را برای اولین بار در دهة 1970 وارد ادبیات کارآفرینی کرد. از آن زمان در پژوهش های گوناگون ویژگی های روان شناختی زنان کارآفرین و همتایان مردان مقایسه شده است) Kuada, 2009(. در حیطة کارآفرینی نیز همراه با افزایش تعداد واحدهای تجاری دارای

21.. Eleanor SchwartzIee et al.
مالکان زن و رشد شایان توجه تعداد زنان شاغل در خارج از منزل، زمینهای جدید برای تحقیقپیرامون تحلیل جنسیتی در حوزة کارآفرینی بهوجود آمد) Fisher et al., 2002(.
تحقیقات نشان می دهد زنان کارآفرین نسبت به همتایان مرد خود در زمینههای اجتماعی و اقتصادی آسیبپذیرترند که این مسئله به تفاوت جنسیتی در عملکرد سرمایه گذاری آن ها منجر می شود )Klapper & Parker, 2011(. طبق پژوهش های مختلف، معمولاً زنان کارآفرین از نگرش های منفی اجتماعی رنج می برند )Hahn & Nayir, 2013( و در راه تأمین مالی برای راه اندازی کسب وکارشان نیز با موانع بیشتری روبه رو هستند )Verheul et al., 2012(. کارآفرینان زن اغلب برای درخواست وامهای بانکی به پرداخت هزینههای بالاتر مجبور میشوند و بیشتر این موانع مالی، بهدلیل وجود تبعیض جنسیتی است )Aidis et al., 2007(. تبعیضی جنسیتی موجب می شود کارآفرینان زن در عرصة اقتصادی رشد نکنند )Xie et al., 2016( و هنوز یک ساختار یکپارچه برای درک جنسیت و کارآفرینی وجود ندارد) Fisher et al., 2002(.

هوشیاری کارآفرینانه
در سال های اخیر، مفهوم هوشیاری کارآفرینانه به ساختاری کلیدی در تحقیقات کارآفرینی تبدیل شده است) Tang et al., 2012(. کرزنر برای اولین بار نظریة هوشیاری کارآفرینانه را در سال 1973 مطرح کرد. وی تفاوت کارآفرینان و غیرکارآفرینان را در حوزة تشخیص فرصت و هوشیاری کارآفرینانه میبیند )Kirzner, 1973(. در تعریف کرنز، هوشیاری کارآفرینانه در اصل بهعنوان توانایی فردی به منظور درک فرصتهای جدیدی است که توسط دیگران نادیده گرفته شده است )Kirzner, 1979(. هوشیاری کارآفرینانه توضیح می دهد چرا برخی از مردم در مقایسه با دیگران در شناسایی فرصتهای کارآفرینی حساس تر و موفقترند) Lent, 2013(.
تانگ1 )2008( نیز هوشیاری کارآفرینانه را شامل قابلیت فردی در جمعآوری، انتقال و انتخاب اطلاعاتی میداند که به فرصتهای بالقوة کسبوکار منجر میشود .از دیدگاه تانگ و همکاران2 )2012(، هوشیاری کارآفرینانه در سه بعد پویش و جست وجو )تلاش غیرمعمول و

21.. TangTang et al.
مداوم در جست وجوی ایده های جدید و ایجاد آرایه ای گسترده از اطلاعات مرتبط(، برقراریروابط پیوندها )دریافت و به کارگیری اطلاعات جدید، خلاقیت و ایجاد روابط منطقی( وارزیابی و قضاوت )ارزیابی و تخمین درمورد اینکه آیا یک فرصت ویژه از اطلاعات جدید ناشی می شود( مطرح شده است) غلامی و همکاران، 1394(.

عملکرد کسب وکارهای زنان
در 20 سال گذشته ،جهانی شدن و توسعة اقتصادی فرصت بسیار خوبی برای کسب وکار زنان فراهم کرده است. از سال 2000 تاکنون، سهم زنان کارآفرین در جامعه به طور گسترده رشد پیدا کرده است و عوامل مؤثر بر عملکرد کسب وکارهای زنان، توجه کارآفرینان را در زمینه های دانشگاهی به خود جلب کرده است) 2002 GEM,(. لاوی )1995( زنان کارآفرین را چنین تعریف می کند: «زن کارآفرین کسی است که به تنهایی یا با مشارکت یا با ارثیه ای، کاری را با خلاقیت و نوآوری به راه انداخته یا پذیرفته است و با پذیرش مسئولیت های اجتماعی، اداری، ریسک مالی، فرآورده های تازه ای عرضه کرده است تا در بازار خرید و فروش بر رقیبان چیره شود» )گلرد، 1387(.
در کشورهای درحال توسعه از جمله ایران، زنان امید اول برای ارتقای خانوادهها و رشد و توسعه محسوب میشوند. عملکرد موفقیتآمیز زنان در جوامع نه تنها سبب سودهای اقتصادی میشود، بلکه منافع اجتماعی و فرهنگی هم ایجاد می کند )Seymour, 2003(. شاخصهای اصلی عملکرد موفق کسب وکارهای زنان در دسترسی به فناوری، آموزش و انگیزش، آزادی و امنیت اجتماعی، خصوصیت تجاری، کمک و مقررات آسان، حمایت خانواده و تضمین کیفیت و مواجهه با خطر شناسایی شده است )Sarker & Palit, 2014(. همچنین، شاخص هایی از قبیل رشد و سودآوری، شهرت و اعتبار، تعادل زندگی کاری، رضایت خانواده و تأیید عموم جامعه معیارهایی محسوب میشوند که اغلب بهعنوان اندازهگیری عملکرد در کارآفرینی و ادبیات کسبوکارهای کوچک استفاده میشود )2011 Gorgievski et al.,(.
تحقیقات مختلفی در زمینة موضوع پژوهش حاضر صورت گرفته است که درادامه به صورت مختصر به برخی از آن ها اشاره می شود. آراستی و اکبری )1385( در پژوهشیشیوه های ارتباطی شبکه ای زنان کارآفرین و تأثیر آن را بر راه اندازی کسب وکار بررسیکرده اند و نتیجه گرفته اند زنان کارآفرین ایرانی در شبکه های خود از کمک های عاطفی، اطلاعاتی، اجرایی، معرفی به افراد ارزشمند، برنامه ریزی بلندمدت و کمک های مالی استفاده کرده اند. بگرن و همکاران )2013( در پژوهشی شبکه های زنان کارآفرین را مطالعه کرد ه اند.
براساس نتایج تحقیق آن ها، شبکههای شخصی یک دارایی حمایتی بیش از شبکههای کسبوکار محسوب میشود و زنان کارآفرین به سمت شبکههای جدید بیش از دیگران تمایل دارند .جواهری و قضائی )1383( با بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر کارآفرینی زنان در ایران به این نتیجه رسیدند که نابرابری جنسیتی موجود در جامعة ایران، که بیشتر جنبة اجتماعی و فرهنگی دارد، از قابلیت کارآفرینی زنان می کاهد. همچنین، آن ها عوامل محدودکنندة کارآفرینی زنان را خانواده، نظام تعلیم و تربیت، باورهای کلیشه ای، ناهماهنگی انتظارات و نقش و مناسبات حاکم بر سازمان کار می دانستند.

جدول 1. خلاصه ای از نتایج تحقیقات پیشین
نتایج موضوع محققان
هنوز شکاف جنسیتی بین زنان و مردان در زمینة اشتغال،آموزش و پرورش و توزیع درآمد وجود دارد و همچنینفضای کسب وکار زنان از شرایط اقتصادی، فناوری،ارزش های اجتماعی و آداب رسوم تأثیر می پذیرد. نابرابری جنسیتی و کارآفرینی زنان در گرجستان Natsrlishvili et al. (2017)
خانواده و دوستان ،وسیع ترین شبکه های کارآفرینان هستند وتفاوت های فردی در میان زنان ،رابطة بین فردی، اشتیاق وارزش های آنان بر شبکه های اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. بررسی رابطة بین
شبکه های اجتماعی و رشد کسب وکار زنان کارآفرین Oke, Dorcas.F )2013(
شبکه های اجتماعی و هوشیاری کارآفرینانه زنان کارآفرینتأثیری مثبت بر عملکرد سرمایه گذاری جدید دارد. همچنین،تبعیض جنسیتی به طور منفی و هوشیاری کارآفرینانه به طورمثبت تعدیل کنندة روابط میان شبکه های اجتماعی زنانکارآفرین فناور و عملکرد سرمایه گذاری جدید است. شبکه های اجتماعی زنانکارآفرین و عملکرد سرمایه گذاری با اثر
هوشیاری کارآفرینانه و تبعیض جنسیتی Xie & Lv(2016)
چارچوب نظری
مروری بر مبانی نظری پیشین و همچنین مطالعات قبلی مرتبط با پژوهش حاضر ،زمینة لازم رابرای ارائة چارچوب نظری تحقیق فراهم ساخت. برایناساس، فرضیه های زیر برای پژوهش حاضر درنظر گرفته شده است:
شبکههای اجتماعی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
تبعیض جنسیتی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة منفی و معناداری دارد.
شبکه های اجتماعی از طریق متغیر میانجی هوشیاری کارآفرینانه با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
شبکه های اجتماعی از طریق متغیر میانجی تبعیض جنسیتی با عملکرد کسب وکارهای زنان رابطة مثبت و معناداری دارد.
با درنظرگرفتن فرضیه های اشارهشده، چارچوب نظری پژوهش در قالب شکل 1 ترسیم شد.
155274-1246756

ا

ت

ا

و

ا

ا

ی

ان

نا
ن

ا

ی

ا

ت



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 339-358-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 2، تابستان 1396، از ص 358-339

تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه

محمدعلی مرادی 1، کمال سخدری2، شیما صنیعی3
دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
استادیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
دانشآموخته کارشناسی ارشد کارآفرینی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 24/07/1395 تاریخ پذیرش: 27/04/1396

چکیده
توسعة کسب وکارهای بین المللی یکی از ابزارهای رشد و توسعة اقتصادی است. براین اساس، از یک سو کارآفرینان نوپا به بازارهای خارجی وارد می شوند که طبق نظریة نهادی، یکی از عوامل مؤثر بر بین المللی شدن کارآفرینان، عوامل نهادی است. از سوی دیگر، ضعف نهادها در یک کشور، با سازوکارهای سازمانی تا حدی قابلجبران است .با توجه به ضعف نهادها در کشورهای درحال توسعه، هدف اصلی این پژوهش سنجش تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در این کشورها با درنظرگرفتن تعامل بین محیط نهادی و راهبرد کارآفرینان است. روش تحقیق برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، توصیفی-همبستگی است. به اینمنظور، از داده های ثانویه استفاده شد و داده های پژوهش مربوط به 59 کشور درحال توسعه از گزارش های بین المللی- که براساس داده های پیمایشی، شاخص های اقتصادی و کارآفرینی کشورها را ارائه می کنند- استخراج و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS3 تحلیل شد. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد نهاد هدایتگر بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر مثبت دارد. همچنین، بررسی نقش تعدیلگری ریسک پذیری در رابطة بین عوامل نهادی و کارآفرینی بین المللی نشان می دهد در کشورهایی که ریسک پذیری بیشتر است، تأثیر نهادهای شناختی و قانونی بر نرخ کارآفرینی بین المللی به صورت منفی تعدیل می شود.

واژه های کلیدی: ریسک پذیری، عوامل نهادی، کارآفرینان نوپا ،کارآفرینی ب ینالمللی، کشورهای درحال توسعه.

Email: [email protected] :نویسندة مسئول *
مقدمه
توسعة کسب وکارهای بین المللی یکی از ابزارهای رشد و توسعة اقتصادی است .به علاوه،کسب وکارهای صادرات گرا بهتر از سایر کسب وکارها عمل می کنند) 2004 Gumede,(.
درگذشته، فعالیت در بازارهای بین المللی مختص شرکت های بزرگ بود، اما اکنون کسب وکارهای کوچک و نوپا نیز در بازارهای بین المللی فعال اند) رضوانی و موسوی نژاد، 1393: 4(؛ بنابراین، توجه به عوامل مؤثر بر نرخ کارآفرینی بین المللی اهمیت دارد .نهادها یکی از عوامل مؤثر بر کارآفرینی بین المللی هستند) Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008(. از این رو، در پژوهش حاضر سنجش اثر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی مدنظر قرار گرفته است. طبق داده های دیده بان جهانی کارآفرینی، در کشورهای درحال توسعه کمتر از 13 درصد از کارآفرینان بین المللی می شوند، درحالی که این نسبت در کشورهای توسعه یافته بیش از 20 درصد است) 2015 GEM,(. همچنین، پژوهش های کارآفرینی به طور گسترده بر کشورهای توسعه یافته متمرکز شده اند و کارآفرینی بین المللی همین روند را دنبال کرده است )2012 Kiss et al.,(. این در حالی است که شرایط سیاسی و اقتصادی و مناسبات نهادی و دسترسی به منابع مختلف در کشورهای درحال توسعه، زمینه ای متفاوت را برای مطالعة پدیدة کارآفرینی بین المللی در این کشورها فراهم کرده است .درنتیجه، یکی از پیشنهاد ها برای تحقیقات آینده در مطالعات کارآفرینی، انجام دادن پژوهش های بین کشوری در کشورهای درحال توسعه است) 2013 Terjesen et al.,(. در کشورهای درحال توسعه، بی اعتباری نهادی وجود دارد؛ یعنی نهادها به درستی عمل نمی کنند) 2014 Covin & Miller,(. اصلاح محیط نهادی، معمولاً امری پیچیده و زمان بر است؛ بنابراین، کارآفرینان باید برای فعالیت در محیط نهادی نامناسب آماده باشند. در این راستا، در تحقیق حاضر با توجه به تعامل بین نهادها و راهبرد بازیگران )2003 Peng,(، به ریسک پذیری به عنوان یکی از سازوکارهای سازمانی توجه شده است که کارآفرینان در شرایط نهادی نامناسب برمی گزینند. با توجه به توضیحات یادشده، هدف اصلی این پژوهش سنجش تأثیر عوامل نهادی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه با درنظرگرفتن نقش تعدیلگری ریسک پذیری است.

مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق کارآفرینی بین المللی
مک دوگال) 1989( اولین تعریف از کارآفرینی بین المللی را ارائه داد )Keupp & Gassmann, 2009(. او کارآفرینی بین المللی را این گونه تعریف کرد: «توسعة کسب وکارهای جدید یا استارتاپ هایی که از آغاز پیدایش خود در کسب وکار بین المللی مشارکت دارند و دامنة عملیاتی خود را از مراحل اولیة عملیات شرکت ،بین المللی می بینند» )9891 ,McDougall(. این تعریف، کارآفرینی بین المللی را به کسب وکارهای مخاطره پذیر تازهتأسیس کوچک و جوان محدود می کند، اما هنوز در برخی از پژوهش های اخیر از این تعریف استفاده می شود) Keupp & Gassmann, 2009(. زهرا) 1993( دامنة کارآفرینی بین المللی را به کارآفرینی شرکتی گسترش داد
)McDougall – Covin et al., 2014(. تحت تأثیر این رویکرد، تعاریفی که از این پس ارائه شد، مستقل از اندازه و سن شرکت است) Zahra & George, 2002(. سپس زهرا و جورج) 2002( کشف و بهره برداری از فرصت را وارد ادبیات کارآفرینی بین المللی کردند) Zahra & George, 2002( که بعد از آن به عنوان عناصر اصلی این موضوع مورد توجه قرار گرفت) ,.Peiris et al
2012(. در پژوهش حاضر، بهدلیل توجه به کارآفرینان نوپا، به تعریف اولیة ارائه شده توسط مک دوگال) 1989( توجه شده است.

نهاد
نهاد گاهی به سازمان ها، گاهی به قوانین پایه، گاهی به یک فرد یا یک موقعیت و حتی گاهی به موارد جزئی مثل یک قرارداد اطلاق شده است. تعاریف مختلف نهاد ،برداشت های کم وبیش متفاوتی را از ماهیت واقعیت اجتماعی و نظم اجتماعی یادآور می شود) آراستی و همکاران ،1391(. وبلن) 1904( نهادها را شامل عادات مرسوم فکری و کنش ها در محافل و گروه های اجتماعی می داند؛ بنابراین، به نهادهای غیررسمی توجه می کند. به اعتقاد کامونز) 1924(، مفهوم نهاد از مقوله هایی مانند تشکل ها و مجتمع ها، قواعد حاکم و کنش جمعی نشئت می گیرد. برایناساس، او بر نهادهای رسمی تأکید دارد) متوسلی و همکاران، 1390(. نورث) 1990( نهادها را محدودیت های انسانی تعریف می کند که تعاملات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را ساختار می دهند. از نگاه نورث) 1990(، انسان ها نهادها را طراحی کرده اند تا در مبادلات نظم برقرار کنند وعدم اطمینان را کاهش دهند. این محدودیت ها تعیین کنندة هزینة تولید و مبادله و درنتیجه راه اندازیکسب وکار و سودآوری و امکان پذیری فعالیت اقتصادی هستند) Veciana & Urbano, 2008(.
اسکات) 1995( نهادها را در سه دستة قانونی )قانون ها، مقررات و قواعد( ،هنجاری )ابزارهای مشروع را برای پیگیری ارزش ها تعریف می کند( و شناختی )به باورهای مسلم فرض شده اشاره دارد( قرار می دهد) 995 Scott,( که انگیزه های لازم را برای هدایت یا ممانعت از رفتار اجتماعی مثل فعالیت کارآفرینانه در یک اقتصاد فراهم می کند) Stenholm et al., 2013(. بعد قانونی محیط، مربوط به مقررات، سیاست ها، قواعد و قوانینی می شود که بر رفتار کارآفرینانه افراد مؤثرند. بعد هنجاری محیط شامل هنجارهای اجتماعی، ارزش ها و باورهایی است که به رفتار کارآفرینانة افراد در جامعه مربوط می شود. بعد شناختی محیط شامل چارچوب های شناختی و دانش اجتماعی است که افراد در یک جامعه به اشتراک می گذارند و از آن طریق، اطلاعات را انتخاب و تفسیر می کنند )کریمی، 1394 ;1995 Veciana & Urbano, 2008; Scott,(. استنهلم و همکاران) 2013( بعد دیگری را به نام بعد هدایتگر1 محیط به سه بعد هنجاری، قانونی و شناختی اسکات) 1995( اضافه کرده اند. بعد هدایتگر مجموعه ای از شرایط و صنایع بارورکننده شامل دسترسی به مشتریان و تأمین کنندگان و نزدیکی به دانشگاه های برتر است که بر نوع فرصت های مورد بهره برداری در یک سیستم تأثیر می گذارد و زمینة لازم را برای کارآفرینی مولد، نوآور و با پتانسیل رشد بالا فراهم می کند )Stenholm et al., 2013(. برایناساس، در پژوهش حاضر به محیط نهادی در چهار بعد قانونی، هنجاری و شناختی و هدایتگر توجه شده است.

ارتباط میان عوامل نهادی و نرخ کارآفرینی بین المللی
طبق نظریة نهادی، کارآفرینی بین المللی از عوامل نهادی تأثیر می پذیرد )Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008(. بعد قانونی محیط نهادی بر نرخ کارآفرینی مؤثر است) ,Stenholm et al.
2013(، زیرا قوانین بهتر به کاهش موانع ورود و فرصت های کسب وکار بیشتر منجر می شوند) -El
1988 Namaki,(. البته لزومی ندارد کارآفرین، کارآفرینی بین المللی را برگزیند، بلکه به احتمال زیاد فعالیتی را انتخاب می کند که ریسک کمتری دارد یا آسان تر است )Stenholm et al., 203(. همچنین، درصورتی که شرایط قانونی برای راه اندازی کسب وکار مناسب باشد، ضرورتی ندارد شرایط کسب وکار برای کارآفرینی بین المللی نیز فراهم باشد. درنتیجه، به نظر می رسد بعد قانونی محیط نهادی تأثیری بر نرخ فعالیت های کارآفرینی بین المللی- که یکی از مصادیق فعالیت کارآفرینانه با پتانسیل رشد بالاست- ندارد، زیرا کارآفرینان با تمایل به رشد بالا، اهداف خود را بدون توجه به پیچیدگی های اداری بالقوه نیز دنبال می کنند و موانع قانونی بیشتر بر تصمیم اولیة آن ها برای راه اندازی کسب وکار تأثیر دارد تا بر نوع کسب وکاری که انتخاب می کنند) Stenholm
et al., 2013; Bowen & De Clercq, 2008(. درصورت حمایت بعد هنجاری محیط از فعالیت کارآفرینانه نیز لزومی به حمایت از کارآفرینی بین المللی وجود ندارد، زیرا ممکن است پذیرش اجتماعی در زمینة کارآفرینی تا حدی مثبت باشد که فعالیت کارآفرینی ثروتی محدود ایجاد کند و درمورد کارآفرینان بسیار موفق مصداق نداشته باشد) 3102 ,Stenholm et al.(؛ به عبارت دیگر، ممکن است در کشوری که کارآفرینی یک رفتار اقتصادی خوب از نظر اجتماع محسوب می شود، دنبال کردن کارآفرینی با گرایش به رشد بالا- که یکی از مصادیق آن کارآفرینی بین المللی است- خوب تلقی نشود) Volchek et al., 2015(. در مقابل ،چارچوب های شناختی و دانش اجتماعی مشترک در یک جامعه بر کارآفرینی بین المللی مؤثر است. برخی از کارآفرینان، کارآفرینی بین المللی را کمکی مهم به موفقیت کشور و کاری درست ،برخلاف ریسک ها و هزینه های آن می دانند؛ به عبارت دیگر، ارزش بین المللی شدن به عنوان یک کالای اجتماعی برای آن ها مشخص است) 8002 ,Yamakava et al.(. همچنین، پژوهش ها نشان داده اند کارآفرینی بین المللی که نوعی کارآفرینی رشدمحور است، فقط از نهادهای قانونی، شناختی و هنجاری تأثیر نمی پذیرد، بلکه به محیطی نیاز دارد که منابع مالی، مهارت ها) Bowen & De Clercq, 2008( و نوآوری لازم را فراهم آورد؛ بنابراین، کارآفرینی بین المللی از نهاد هدایتگر نیز تأثیر می پذیرد )2013 ,Stenholm et al.(.
نهاد و راهبرد کارآفرینان
عوامل نهادی با درنظرگرفتن اثر تعدیل کنندگی راهبرد شرکت، بر عملکرد کسب وکارهای جدید مخاطره پذیر اثر می گذارند) 2001 ,Hitt et al.(. بی اعتباری نهادی1 زمانی واقع می شود که نهادهای یک جامعه به درستی عمل نکنند) 204 ,Covin & Miller(. زمانی که نهادها هنوزتوسعه نیافته اند، یکی از سازوکارهای مورد استفادة کارآفرینان، تدبیر کارآفرینانه1 است، زیراکارآفرینان نمی توانند به سادگی با شرکت های تثب یتشده رقابت کنند، بلکه مجبورند با درنظرگرفتن تدبیر و کاردانی رقابت کنند )2003 ,Peng(. ریسک پذیری یکی از مصداق های تدبیر کارآفرینانه است) 2000 ,Misra & Kumar(. ریسک در کارآفرینی بین المللی از آن نظر اهمیت دارد که ژانگ و همکاران) 2009( ر یسکپذیری را یکی از ابعاد قابلیت کارآفرینانة بین المللی معرفی می کنند) 2009 ,Zhang et al.(.

پیشینة تجربی پژوهش
ولچک و همکاران) 2015( به منظور بررسی تأثیر نهادها بر بین المللی شدن کارآفرینان در 27 اقتصاد درحال ظهور، مدل استنهلم و همکاران) 2013( را در زمینة سنجش ابعاد نهادی محیط فعالیت کارآفرینی توسعه دادند و علاوه بر عوامل نهادی، محیط فرهنگی و عوامل صنعتمحور را نیز به عنوان متغیرهای مستقل در مدل وارد کردند. نتایج تحلیل با استفاده از داده های ثانویه و مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که با کنترل متغیر سرانة تولید ناخالص داخلی، بین محیط قانونی و نرخ کارآفرینی بین المللی رابطة مثبت و بین محیط هنجاری با نرخ کارآفرینی بین المللی رابطة منفی وجود دارد) 2015 ,.Volchek et al(. ترجسن و هسلز) 2009( تأثیر نهادها) روابط صنعتی، آموزش حرفه ای، روابط درون شرکتی، حاکمیت شرکتی و روابط کارگری( را بر ب ین المللیشدن کارآفرینان در کشورهای آسیایی بررسی کردند. براساس نتایج تحلیل رگرسیون، کشورهایی که سهم بیشتری از فعالیت کارآفرینی بین المللی دارند، به داشتن روابط صنعتی انعطاف پذیر، آموزش حرفه ای با کیفیت و روابط کارگر-کارفرمای مقابله ای تمایل دارند) 2009 ,Terjesen & Hessles(. استنهلم و همکاران) 2013( براساس رویکرد نهادی، یک مقیاس چندبعدی را برای محیط کارآفرینانه ارائه داده اند و با این مقیاس، اثر ترتیبات نهادی را بر نرخ کارآفرینی و نوع فعالیت کارآفرینانه شامل کارآفرینی بین المللی بررسی کرده اند. در مدل مفهومی این پژوهش، متغیرهای مستقل ابعاد قانونی، شناختی، هنجاری و هدایتگر محیط هستند .داده های ثانویة گردآوری شدة مربوط به 63 کشور و نتایج تحلیل با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد با کنترلمتغیر سرانة GDP، بعد قانونی محیط بر نرخ کارآفرینی تأثیر مثبت و بعد هدایتگر محیط بر نوعکارآفرینی تأثیر مثبت دارد) 2013 Stenholm et al,(.

مرور زمینة کشورهای درحال توسعه
کشورهای درحال توسعه طی چند دهة اخیر در محافل علمی و مجامع سیاسی یکی از رایج ترین عناوین برای مشخصکردن گروهی از کشورها بودهاند که از نظر برخی از ویژگی ها متفاوت اند، اما در ساختار نظام جهانی سرنوشتی مشترک دارند. کشورهای جهان سوم با وجود مشابهتهای فراوان و ویژگی های مشترک ، تفاوتهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی با یکدیگر دارند و این ناشی از ویژگی های جغرافیایی، منابع مادی و انسانی، فرهنگی، آداب و سنن و ساختار سیاسی هریک از این کشورهاست. با این حال، و یژگیهایی در این کشورها وجود دارد که در بیشتر آن ها مشترک است. وابستگی خارجی، دوگانگی اقتصادی، پایین بودن سطح درآمد سرانه و توزیع ناعادلانة درآمد، ضعف علمی و فناورانه برخی از این ویژگی ها هستند) صداقتزادگان، 1392(.
براین اساس، کشورهای یادشده راهبردهایی را برای رسیدن به مقصد توسعه یافتگی در پیش گرفته اند؛ مانند جهت گیری صادراتی و ارتقای کارآفرینی و کسب وکارهای کوچک که در سال های اخیر به عنوان یک تجویز برای توسعه مورد توجه بوده است) Acs & Virgill, 2010(. برخلاف نیاز کشورهای درحال توسعه به ارتقای کارآفرینی و کسب وکارهای صادرات گرا، نهادها برای فعالیت کارآفرینانه به ویژه کارآفرینی بین المللی در این دسته از کشورها، نسبت به کشورهای توسعه یافته، مناسب نیستند )GEM,2015(. داده های کنفرانس تجارت و توسعة ملل متحد) 2016( نشان نیز می دهد میزان صادرات در کشورهای درحال توسعه در سال 2015 حدود 9 میلیون دلار بوده است، درحالی که این شاخص در کشورهای توسعه یافته بیشتر از 5/11 میلیون دلار است، هرچند جمعیت کشورهای درحال توسعه بیش از 6 برابر جمعیت کشورهای توسعهیافته است) UNCTAD, 2016(.

چارچوب نظری
براساس ادبیات موجود ،کارآفرینی بین المللی از عوامل نهادی تأثیر میپذیرد) Zahra & George, 2002; Peng et al., 2008( و یکی از چارچوب های سنجش محیط نهادی مؤثر بر فعالیتکارآفرینی، چارچوبی است که استنهلم و همکاران) 2013( ارائه کرده اند. آن ها محیط نهادی را درچهار دستة نهادهای قانونی، هنجاری، شناختی و هدایتگر قرار می دهند) 2013 ,.Stenholm et al(. برایناساس، از این چهار بعد به عنوان متغیر مستقل برای سنجش محیط نهادی استفاده شده و متغیر نرخ کارآفرینی بین المللی متغیر وابسته درنظر گرفته شده است. همچنین متغیر ریسک پذیری، متغیرهای تعدیلگر در رابطة بین عوامل نهادی و نرخ کارآفرینی بین المللی درنظر گرفته شده است، زیرا زمانی که نهادها توسعه نیافته باشند، ریسک پذیری یکی از سازوکارهای مورد استفادة کارآفرینان محسوب می شود )Peng, 2003; Misra & Kumar, 2000(. مدل مفهومی تحقیق در شکل 1 ارائه می شود. طبق مدل مفهومی پژوهش ،فرضیه های تحقیق به این شرح است:
عوامل قانونی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر ندارد.
عوامل هنجاری بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر ندارد.
عوامل شناختی بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر دارد.
عوامل هدایتگر بر نرخ کارآفرینی بین المللی در کشورهای درحال توسعه تأثیر دارد.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد قانونی و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد هنجاری و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد شناختی و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
ریسک پذیری رابطة بین نهاد هدایتگر و نرخ کارآفرینی بین المللی را در کشورهای درحال توسعه به صورت منفی تعدیل می کند.
روش تحقیق
این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و برحسب گردآوری اطلاعات، از نوع توصیفی-همبستگی است .جامعة مورد نظر کشورهای درحالتوسعه است. صندوق بین المللی پول براساس سطح درآمد بالا، ساختار اقتصادی متنوع و نهادهای مالی توسعه یافته، کشورها را به دو دستة

شکل 1. چارچوب مفهومی پژوهش

توسعه یافته و درحال توسعه تقسیم می کند )Nielsen, 2013(، اما این معیارها را به صورت مطلق ،ملاک قرار نمی دهد. این صندوق، در سال 2015، 37 کشور را توسعه یافته درنظر گرفته و بقیة کشورها را در دستة کشورهای درحال توسعه قرار داده است) 2015 IMF,( که در این پژوهش جامعه درنظر گرفته می شود. درنتیجه، کشورهای نمونة پژوهش1 کشورهایی هستند که در برنامة دیده بان جهانی کارآفرینی مشارکت داشته اند و از نظر صندوق بین المللی پول) IMF( در سال 2015، در دستة کشورهای درحال توسعه قرار گرفته اند. کشورهای نمونة تحقیق در قاره های آسیا
)32 درصد( ،آفریقا )31 درصد(، آمریکای جنوبی و شمالی )34 درصد( و اقیانوسیه )3 درصد( قرار دارند. به منظور جمع آوری داده ها، گزارش های مربوط به سال های 2013، 2014 و 2015 حاوی متغیرهای تحقیق، از وب گاه های دیده بان جهانی کارآفرینی، بنیاد هریتیج2، بانک جهانی و شاخص رقابت پذیری جهانی طبق جدول 1 بارگیری شد. اساس محاسبة این متغیرها در گزارش ها، داده های پیمایشی است که از طریق شبکه ای از شرکای محلی مستقر در کشورهای مختلف جمع آوری می شود. منبع داده های پژوهش در جدول 1 ارائه می شود.

بنگلادش، چین، هند، اندونزی، ایران، اردن، لبنان، مالزی، پاکستان، فلسطین، فیلیپین، قطر، عربستان سعودی، سوریه، تایلند، ترکیه، امارات متحدة عربی، ویتنام، یمن، الجزیره، آنگولا، بوتسوانا، بورکینوفاسو، کامرون، مصر، اتیوپی، غنا، لیبی، مالاوی، موروکو، نامیبیا، نیجریه، سنگال، آفریقای جنوبی، تونس، اوگاندا، زامبیا، باربادوس، بلیزه، کاستاریکا، دومینیکا، السالوادور، گواتمالا، جامائیکا، مکزیک، پاناما، ترینیداد و توباگو، آرژانتین، بولیوی، برزیل، شیلی، کلمبیا، اکوادور، پرو، سوری نامی، اوروگوئه، ونزوئلا، تونگا، وانواتو.
منظور استخراج گزارش مربوط به شاخص آزادی اقتصادی بهThe Heritage Foundation
جدول 1. منبع داده های پژوهش و شاخص های توصیفی متغیرها
انحراف معیار بعد متغیر پایگاه داده میانگین
129540204215

متغیر وابسته ب ینالمللی شدن کارآفرینان نوپا دیده بان جهانی کارآفرینی 22/0 21/0 نهاد قانونی آزادی کسبوکار شاخص آزادی اقتصادی 42/0 22/0 حقوق مالکیت 37/0 21/0 سهولت راه اندازی کسب وکار بانک جهانی3 64/0 21/0 سهولت خاتمة کسب وکار 50/0 27/0
0/19
0/22 ینی 55/0
0/44 دیده بان جهانی کارآفر درک فرصت
شناختن یک کارآفرین نهاد شناختی
0/22
0/22
0/22 0/60
0/54
0/52 مهارت ها شأن کارآفرین توجه رسانه نهاد هنجاری
0/21
0/21
0/24 0/47
0/46
0/29 شاخص رقابت پذیری جهانی4 قوانین ICT
همکاری دانشگاه- صنعتدسترسی به VC نهاد هدایتگر
0/23 0/44 دسترسی به آخرین فناوری 129540205740

متغیر تعدیلگرریسک پذیری دیده بان جهانی کارآفرینی 69/0 20/0

متغیرهای موردنظر برای کشورهای نمونة تحقیق، از این گزارش ها استخراج و در اکسل ثبت و به نرم افزار SmartPLS3 منتقل شد.
نرخ کارآفرینی بین المللی در هر کشور) متغیر وابسته(، با میانگین نسبت مشتریان کارآفرینان نوپا که در خارج از کشور زندگی می کنند، سنجیده می شود) GEM, 2015(. بهمنظور سنجش محیط نهادی )متغیرهای مستقل( از ابزار ارائه شده توسط استنهلم و همکاران) 2013( استفاده می شود. بعد قانونی محیط نهادی از طریق چهار شاخص سنجیده می شود. مقیاس آزادی کسب وکار، شاخصی کلی از کارآمدی قوانین دولت در حوزة کسب وکار است. این شاخص از میانگین امتیازهای مربوط به تعداد رویه، زمان، هزینه و حداقل سرمایه برای راه اندازی کسبوکار، تعداد رویه، زمان و هزینه برای دریافت مجوز و زمان، هزینه و نرخ برگشت برای خاتمة کسبوکار محاسبه می شود. از مقیاس حقوق مالکیت برای ارزیابی توانایی افراد به منظور جمع کردن اموال خصوصی استفاده می شود. دو مقیاس سهولت راه اندازی کسب وکار و سهولت خاتمة یک کسب وکار از شاخص سهولت کسب وکار نیز بهدلیل تأکید بر اهمیت این دو شاخص در سنجش بعد قانونی استفاده می شوند )Stenholm et al., 203(. برای سنجش بعد هنجاری محیط نهادی از دو شاخص درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که معتقدند در کشورشان کارآفرینان موفق شأن بالایی دارند و از درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که معتقدند در رسانه های عمومی کشورشان اغلب داستان هایی درمورد کارآفرینان موفق می بینند، استفاده می شود) Stenholm et al., 2013(.
برای سنجش بعد شناختی محیط نهادی از سه شاخص درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که در منطقة زندگی خود فرصت های کسب وکار خوبی می بینند، درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که باور دارند مهارت ها و دانش مورد نیاز برای راه اندازی یک کسب وکار را دارند و درصد جمعیت بالغ بین 16 تا 64 سال که کسی را می شناسند طی دو سال گذشته کسب وکاری را راه اندازی کرده باشد، استفاده می شود) Stenholm et al., 2013(. به منظور سنجش بعد هدایتگر از شاخص های متغیر قوانین ارتباطات و فناوری اطلاعات، همکاری دانشگاه-صنعت، دسترسی به سرمایه گذاری خطرپذیر و دسترسی به آخرین فناوری استفاده می شود) 2013 Stenholm et al.,(. متغیر ریسک پذیری نیز براساس درصد افراد بین 16 تا 64 سال در هر کشور که ترس از شکست ،مانع آن ها از راه اندازی کسب وکار جدید نمی شود، سنجیده می شود )Acs et al., 2016(.
بیشتر داده ها مربوط به سال 2015 است، ولی در شرایطی که آخرین دادة موجود مربوط به متغیر وابستة نرخ کارآفرینی بین المللی برای یک کشور، به سال دیگری به غیر از 2015 مربوط بوده است، سایر داده های پژوهش برای آن کشور نیز از همان سال گردآوری شده است1. به این ترتیب، داده های مربوط به 28 کشور مربوط به سال 2015، برای 10 کشور مربوط به سال 2014 و برای 21 کشور مربوط به سال 2013 است.
همچنین، مدل اندازه گیری مورد استفادة استنهلم و همکاران) 2013( توسعه یافته است.
پایایی و روایی همگرای ابزار اندازه گیری نیز در جدول 2 مشاهده می شود.
جدول 2. پایایی و روایی ابزار اندازه گیری
روایی همگرا پایایی متغیر سازه
AVE<0/5 CR<0/7 5/0<بار عاملی 7/0<آلفای کرونباخ آزادی کسبوکار 83/0
129540290267

قانونی سهولت راه حقوق اندازی مالکیت کسب وکار 6071//00 72/0 84/0 64/0 سهولت خاتمة کسب وکار 02/0- حذف متغیر
0/71 0/88
0/81 0/88 0/89 درک فرصت شناختن یک کارآفرین شناختی
0/74 مهارت ها 1/00
حذف -2258051630680/85
0/85
0/82 شأن کارآفرین توجه رسانه هنجاری
0/78 0/93 0/91 قوانین ICT همکاری دانشگاه-صنعت
دسترسی به VC هدایتگر
0/93 دسترسی به آخرین فناوری
با توجه به نتایج تحلیل پایایی، شاخص های سهولت خاتمة کسب وکار و توجه رسانه ،به ترتیب دارای بار عاملی 02/0- و 31/0- هستند؛ بنابراین، از مدل اندازه گیری حذف می شوند.
نتایج آزمون های روایی واگرا نیز در جدول 3 ارائه می شود. همچنین، با توجه به اینکه شاخص های مدل اندازه گیری برای هریک از سازه ها مفهومی جداگانه اند و با یکدیگر هم پوشانی ندارند، مدل اندازه گیری از نوع سازنده است .درنتیجه، همخطی بین شاخص ها نیز بررسی می شود که اگر معیار فاکتور افزایش نرخ واریانس برای یک شاخص برابر یا بیشتر از 5 بود، آن شاخص از مدل اندازه گیری حذف شود) Duarte & Raposo, 2010(.
همان گونه که در جدول 3 مشخص است، مقدار همبستگی میان شاخص ها با سازه های مربوط به خود از همبستگی میان آن ها و سایر سازه ها بیشتر است. همچنین، طبق آزمون فورنل و لارکر، قطر اصلی ماتریس بیشتر از اعداد زیرین خود است که نشان دهندة روایی واگرای مناسب مدل اندازه گیری است .به علاوه، فاکتور افزایش نرخ واریانس شاخص قوانین ICT بیشتر از 5 است؛ بنابراین، این شاخص از مدل اندازه گیری حذف می شود.

جدول 3. روایی واگرا و همخطی بین شاخص ها
VIF>5 بارهای عاملی متقابل آزمون فورنل و لارکر سازه
شاخص

سازه

شاخص

قانونی شناختی هنجاری هدایتگر قانونی شناختی هنجاریهدایتگر 1/734
1/721 0/803 0/497 -0/004-0/330
0/491 -0/233-0/300 0/887
0/779 آزادی کسب وکار سهولت راه اندازی کسب وکار
01935480/586 -0/217-0/137 – 0/734 حقوق مالکیت
1/750 0/841 -0/317 درک فرصت شناختن یک کارآفرین 340/0-
-0/225 0/044 0/894 1/623 -0/197 0/148 0/736 مهارت ها 241/0-
1/000 1/000 0/157 -0/155-0/119 1/000 شأن کارآفرین 155/0- 157/0
7/229
4/731
2/415 0/882 -0/119-0/252 0/646 0/922
0/854
0/822 قوانین ICT 611/0 257/0-145/0-همکاری دانشگاه-صنعت 430/0 229/0-274/0-دسترسی به VC 405/0 256/0- 114/-
2/411 0/927 دسترسی به آخرین فناوری 686/0 193/0-065/0-

از مدل معادلات ساختاری با رویکرد PLS برای محاسبة ضرایب مسیر و ارائة مدل نهایی و آزمون فرضیه ها استفاده می شود، زیرا این رویکرد برای اندازة نمونه، توزیع داده ها و مدل های اندازه گیری برتری دارد) Vinzi, Trinchera & Amato, 2010(.

یافته ها
شاخص های توصیفی متغیرهای تحقیق در جدول 1 ارائه شده است. همة متغیرها نرمال شده اند؛ بنابراین، بین صفر و یک قرار دارند.
ارزیابی مدل ساختاری: ضریب استاندارد مسیر و ضرایب معناداری در مدل ساختاری اولیه محاسبه شد. معیار 2R برابر 416/0 و 2Q )شاخص قدرت پ یشبینی مدل( 090/0 است .
درنتیجه، قدرت پیش بینی مدل اولیه کمتر از متوسط است. برای اصلاح مدل، ابتدا اندازة تأثیر )2f( متغیرهای تعدیلگر محاسبه و متغیرهای تعدیلگر با اندازة تأثیر پایین تر تا جایی حذف شد که قدرت پ یشبینی مدل حداقل تا حد متوسط افزایش یابد. بهاین ترتیب، با حذف دو متغیر تعدیلگر از مدل اولیه 2Q برابر با 162/0 شد که نشان دهندة قدرت پیش بینی متوسط مدل است .
ضرایب استاندارد مسیر و ضرایب معناداری مدل نهایی در شکل 2 نشان داده میشود.
معیار GoF پس از برازش بخش اندازه گیری و بخش ساختاری مدل کلی پژوهش، برازش
بخش کلی را کنترل می کند) Tenenhaus, Amato & Vinzi, 2004(. نتیجة محاسبه این شاخص به شرح جدول 4 است. سه مقدار 01/0، 25/0 و 36/0 به ترتیب مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GoF معرفی شده اند) Akter et al., 2011(.

جدول 4. محاسبة شاخص تجمعی سازه ها
شاخص تجمعی شاخص تجمعی متغیر متغیر
120396-522878نرخ

کارآفر
ینی

ب
ین

المللی

000
/
1

ر
یسک

پذیری

000
/
1

شناختی

55
/
0

شناختی
*
ر
یسک

پذیری

000
/
1

هنجاری

000
/
1

قانونی
*
ر
یسک

پذیری

000
/
1

49
/
0

GDP per capita

000
/
1
24
/
0

میانگین

81
/
0

????????????????????????????????????????????????????
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
̅
×
????
2
̅
̅
̅
̅



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 375-393-1

توسعه کارآفرینی، دورة 01، شمارة 2، تابستان 0931، از ص 939-973

تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ باشگاه های فرهنگی-
ورزشی: نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش

محمدجواد نائیجی1، فرهاد پناهی فر*2، زینب اسفندیاری3
0. استادیار گروه کسب وکار، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی
2. استادیار گروه سی ستمهای اجتماعی-فنی، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی
9. کارشناس ارشد کارآفرینی، دانشکدة مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی

تاریخ دریافت: 09/10/0931 تاریخ پذیرش: 23/11/0931

چکیده
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی بر گرایش کارآفرینانه، از طریق نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش در باشگاههای فرهنگی-ورزشی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوة گردآوری دادهها، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل باشگاههای فرهنگی-ورزشی در استانهای تهران و اصفهان است که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. نمونۀ تحقیق شامل 77 باشگاه فرهنگی-ورزشی در سطح استان های تهران و اصفهان است. برای گردآوری داده ها ،070 پرسشنامه از مدیران و کارمندان این باشگاه ها دریافت شد. ابزار اصلی گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد است که روایی و پایایی آن ها برای تمامی سازه ها قابل قبول است. برای بررسی تأثیر متغیرها بر یکدیگر، مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی انجام گرفت. یافته ها بیانگر آن است که گرایش کارآفرینانه، از ابعاد مختلف بازاریابی داخلی شامل پاداش راهبردی، آموزش و توسعه، ارتباطات داخلی و رهبری عالی تأثیر می پذیرد. همچنین یافته ها، نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش را در رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه تأیید می کنند.

واژههای کلیدی: بازاریابی داخلی، باشگاه های فرهنگی-ورزشی، فرهنگ نوآوری، گرایش کارآفرینانه، منابع انسانی.

Email: [email protected] :نویسندۀ مسئول *
373
مقدمه
توسعۀ کارآفرینی در حوزة ورزش از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا فرصتهای بسیاریبرای ارزشآفرینی اقتصادی در این حوزه وجود دارد و بسیاری از پتانسیلهای اقتصادی بخش های مختلف ورزشی، کمتر مورد توجه بوده است )محمدکاظمی و همکاران ،0939(.
برای ارتقا و توسعۀ قابلیت های کارآفرینانه در صنعت ورزش و سازمان های ورزشی، دیدگاه های متنوعی وجود دارد که یکی از مهمترین آن ها رویکرد مبتنی بر منابع شرکت0 است. این رویکرد، بر اهمیت منابع شرکت به عنوان محرک رشد و سودآوری و ابزار کسب مزیت رقابتی تأکید دارد )Castrogiovanni et al., 200(. با وجود اهمیت منابع انسانی، توسعۀ گرایش کارآفرینانه از طریق نیروی انسانی در سازمان های ورزشی دشوار است، زیرا کارکنان در محیطی فعالیت میکنند که مخاطبان آن ها در معرض تمرین های سخت جسمی و روحی، تبعات پیروزی و شکست، و فشار طرفداران و تماشاگران قرار دارند و برای ایجاد فضای مبتنی بر نوآوری باید از راهبردهای مؤثری استفاده کرد )نائیجی و عباسعلی زاده، 0930(. در این راستا ،همان گونه که طوطیفر و ضیاء )0939( بیان می کنند، اقدامات مدیریت منابع انسانی در کسبوکارهای ورزشی باید زمینهساز توسعۀ سرمایه های فکری سازمان باشند تا درجهت ارتقای نوآوریهای لازم، از نیروهای شایسته استفادة بهینه صورت گیرد. نتایج پژوهشهای مختلف نیز بیانگر آن است که ارتقای ظرفیت رقابتی از طریق کارآفرینی، در گرو دستیابی به نیروی انسانی دانشی به عنوان مهم ترین منبع کسب مزیت رقابتی است؛ چراکه به علت سرعت تغییرات، نیروی انسانی توانمند و سازگار با شرایط پویا کمیاب است و تقلید از این منبع نیز برای رقبا دشوار به نظر می رسد )Montoro-Sa´nchez and Soriano, 011(.
با توجه به نقش عوامل انسانی، در سالهای اخیر گرایش فزایندهای به لزوم توجه و پاسخگویی به نیازهای کارکنان به عنوان یک رویکرد سودمند در پژوهش های کارآفرینی به وجود آمده است که بازاریابی داخلی2، یکی از جامعترین مفاهیم در این رویکرد است. در بازاریابی داخلی، مشاغل به عنوان محصولات سازمانی درنظر گرفته میشوند. از اینرو، باید 377به نحوی تعریف و طراحی شوند که بالاترین سطح رضایت کارکنان را به همراه داشته باشند)Kyrgidou & Hughes, 2010(. منطق بازاریابی داخلی این است که ارضای نیازهای کارکنان،سازمان را در موقعیتی بهتر در جلب رضایت مشتریان قرار میدهد )Ahmed et al., 2003(.
همچنین تنها با وجود کارکنان راضی می توان به مشتریان راضی دست یافت )Yusuf et al.,
.)2016
با وجود این شواهد پژوهشی، در مبانی نظری چند شکاف نظری وجود دارد. نخست اینکه پژوهش های موجود، بیشتر بر خرده سیستم های مدیریت منابع انسانی تمرکز کرده اند )Bonet et al., 2011; Do et al., 2016(. این در حالی است که بازاریابی داخلی، به علت بهره گیری از رویکردهای توسعه یافتۀ بازاریابی، ابزارها و شاخص های کاربردی تری در اختیار سازمان ها قرار می دهد )Anoskie, 2008(. همچنین بازاریابی داخلی کمک می کند سازمان ها در برخورد با تمامی ذی نفعان مانند مشتریان، تأمین کنندگان و کارکنان، از بازاریابی به عنوان یک رویکرد منسجم و مشابه استفاده کنند. دومین شکاف این است که الگوهای موجود، کمتر به نقش متغیرهای میانجی توجه داشتهاند و تنها ابعاد مدیریت منابع انسانی را به عنوان متغیر مستقل بررسی کرده اند )Hayton, 2005; Florén et al., 2016(. این در حالی است که در برخی پژوهش ها به صورت ضمنی به نقش میانجی متغیرهایی مانند فرهنگ و مدیریت دانش اشاره شده است )Chen & Huang, 2009( که بررسی نقش آن ها در قالب یک مدل، به درک پویایی های رابطۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه کمک می کند.
با توجه به این شکافها، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ باشگاههای فرهنگی-ورزشی، با درنظرگرفتن نقش میانجی فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش است. پس از مرور ادبیات موضوع، فرضیه ها مطرح می شود. سپس تجزیه و تحلیل دادهها، بحث و نتیجهگیری برمبنای یافتههای پژوهش صورت می گیرد.

مروری بر مبانی نظری و پیشینۀ پژوهش
بازاریابی داخلی و تأثیر آن بر گرایش کارآفرینانه
بازاریابی داخلی به دنبال به کارگیری مفاهیم بازاریابی برای مدیریت اثربخش رابطۀ سازمان با کارکنان آن است. اعتقاد بازاریابی داخلی این است که با استفاده از مفاهیم آمیختۀ بازاریابی
373
می توان پاسخ مناسب تری به نیازهای کارکنان داد و آمیختۀ بازاریابی داخلی، نتایج بهتر وکاربردی تری در مقایسه با اقدامات سنتی مدیریت منابع انسانی دارد )Anoskie, 2008(. چنیناعتقادی بر این استدلال استوار است که بازاریابی، به لحاظ ذاتی مبتنی بر رضایت است و زمانی که به خدمت مدیریت منابع انسانی درمی آید، مجموعۀ منسجمی از ابزارهای لازم را برای کسب رضایتمندی کارکنان در اختیار سازمان قرار می دهد )Lee & Chen, 2005(؛ به نحوی که برخی پژوهشگران مانند هیتون )2113( و زامپتاکیس و موستاکیس0 )2117( معتقدند بازاریابی داخلی، مترادف مدیریت منابع انسانی اثربخش است. برای تبیین تفاوت بازاریابی داخلی با مدیریت منابع انسانی، احمد و همکاران) 2119( چهار بعد با عنوان «آمیختۀ بازاریابی داخلی»2 پیشنهاد کردند که هم با چارچوب شکلی آمیختۀ بازاریابی سازگار است و هم در مقایسه با اقدامات یا خرده سیستم های مدیریت منابع انسانی، ابعاد متفاوتی را شامل می شود. این آمیخته، مشتمل بر پاداش راهبردی، ارتباطات درونی، آموزش، توسعه و رهبری عالی است. پاداش راهبردی، بیانگر استفاده از سیستم پاداش برای دستیابی به اهداف سازمانی است. ارتباطات داخلی، میزان گسترش مسیرهای ارتباطی در سراسر سازمان را می سنجد و مفروض آن، افزایش رضایت کارکنان، همگام با گستردگی کانال های ارتباطی است )Ahmed & Rafiq, 2003(. از نظر احمد و همکاران )2119( آموزش و توسعه، فصل مشترک بازاریابی داخلی و مدیریت منابع انسانی است. براساس این عنصر، همراستا با تغییرات محیطی، سیستم آموزش و توسعه نیز باید بهروز و کارآمد شود. رهبری عالی، توانایی اخلاقی و فکری سازمان و مدیران را برای جهت دهی راهبردی به کارکنان نشان می دهد. پاداش راهبردی و آموزش و توسعه، در بازاریابی داخلی و مدیریت منابع انسانی به صورت مشترک مورد توجه بوده اند، اما ارتباطات درونی و رهبری عالی، ابعاد منحصربه فرد بازاریابی داخلی هستند. ضمن اینکه همۀ عناصر آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر دستیابی به اهداف سازمانی از طریق رضایت کارکنان تمرکز دارند که در طراحی پرسشنامه های بازاریابی داخلی نیز به این نکته توجه شده است )Ahmed et al., 2003(.
بررسی پیشینۀ پژوهش درمورد تأثیر منابع انسانی بر گرایش کارآفرینانه، نشانگر غلبۀ ابعاد

Zampetakis & Moustakis
Internal marketing mix
373
سنتی مدیریت منابع انسانی است و تعداد کمتری از پژوهشها به تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی برکارآفرینی سازمانی و بهویژه گرایش کارآفرینانه پرداخته اند. گرایش کارآفرینانه، به عنوان یکیاز مهمترین نشانگرهای وجود کارآفرینی سازمانی شناخته می شود و بیانگر انتخابی راهبردی برای استفاده از فرصت های کسب وکار است )Monteiro et al., 2017(. با وجود اینکه گرایش کارآفرینانه، به وجوه فکری و طرز تفکرها مربوط است ،در عمل مناسب ترین پیش بینی کنندة کارآفرینی در سازمان ها تلقی می شود. در سازمان های با گرایش کارآفرینانۀ بالا، سبک مدیریتی مدیران ارشد، کارآفرینانه است و این امر در تصمیمات راهبردی و فلسفۀ عملیاتی شرکت تجلی پیدا می کند )Covin & Slevin, 1989(. همان گونه که میلر و فریزن )0372( تأکید می کنند، گرایش کارآفرینانه بیانگر وجود راهبرد نوآورانه در یک شرکت است که مبنای هدف گذاری ها و اقدامات عملی قرار می گیرد. در پژوهش های مختلف، ابعاد متفاوتی برای سنجش گرایش کارآفرینانه ارائه شده است که الگوی سه بعدی میلر )0379( شامل مخاطره پذیری، نوآوری و بیش فعالی و الگوی پنج بعدی لامپکین و دس )0331( که دو بعد استقلال و رقابت تهاجمی را به سه بعد قبلی می افزاید، از رایج ترین آن ها هستند )Fadda & Sørensen, 2017(. هردو الگو در پژوهش های زیادی اعتبارسنجی شده اند، اما براساس پژوهشهای حوزة گرایش کارآفرینانه، الگوی سه بعدی میلر که براساس مقیاس کووین و اسلوین )0331( سنجیده می شود، رایجترین و مناسبترین مدل سنجش گرایش کارآفرینانه به شمار می آید )Kropp et al., 2008(.
در یکی از این پژوهش های معدود دربارة تأثیر بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه، زامپتاکیس و موستاکیس )2117( ارتباط نزدیکی میان این دو سازه در بخش دولتی یونان یافتند. آن ها در این پژوهش، برای سنجش بازاریابی داخلی، از چهار شاخص گردش شغلی، پاداش مبتنی بر عملکرد، آموزش مبتنی بر سمینار و دورة آزمایشی برای مستخدمان دولتی استفاده کردند که تفاوت چندانی با ادبیات رایج مدیریت منابع انسانی ندارد .تأثیر بازاریابی داخلی بر مفاهیم مرتبط با کارآفرینی مانند خلاقیت و نوآوری نیز در چند پژوهش بررسی شده است .پژوهشگران در مطالعۀ کارکنان یک شرکت تولیدی در ایران، به این نتیجه رسیدند که بازاریابی داخلی بر نوآوری سازمانی مؤثر است. در این پژوهش، بازاریابی داخلی با چهار آمیختۀ سنتی بازاریابی یعنی محصول، قیمت، ترفیع و مکان )توزیع( سنجیده شد و اثر هر چهار بعد بر نوآوری سازمانی اثبات شد )نصر اصفهانی و همکاران، 0932(.
333
اگر مفهوم بازاریابی داخلی، معادل توجه به نیازها و رضایت کارکنان دانسته شود، برخی ازپژوهش های دیگر نیز به تأثیر آن بر کارآفرینی پرداخته اند. برای مثال، نتایج پژوهش کیتینگ والیوارز )2117( نشان میدهد توجه به نیازهای منابع انسانی در صنایع فناوریمحور، مهمترین عامل کارآفرینی در سازمان های تازه تأسیس است .همچنین پژوهش تومی و هریس0 )2111( نشان میدهد توجه به نیروهای انسانی و نیازهای آنان بهویژه مدیریت عملکرد و پاداشها، و توسعۀ مسیر شغلی، رفتارهای کارآفرینانه را تشویق میکند. با توجه به این شواهد پژوهشی، فرضیۀ نخست پژوهش به صورت زیر ارائه می شود:
0. بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، تأثیر مثبت و معنادار دارد.

تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش
هرچند مبانی نظری، از تأثیر مستقیم آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانۀ سازمان ها پشتیبانی می کنند، نتایج برخی پژوهش ها به صورت ضمنی بیانگر آن است که بخشی از این تأثیر، از طریق دو متغیر میانجی فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش صورت می گیرد )Chen & Huang, 2009; de Castro et al., 2013(. فرهنگ نوآوری به میزان پشتیبانی عناصر فرهنگی سازمان مانند ارزش ها و باورهای سازمان از نوآوری اطلاق می شود )Donate & Guadamillas, 200(. این فرهنگ به عنوان مشوق افراد و گروه ها برای کشف و به کارگیری فرصت ها عمل می کند )de Castro et al., 2013(. در ارتقای فرهنگ نوآورانه، اقدامات منابع انسانی و آمیختۀ بازاریابی داخلی نقشی اساسی ایفا می کنند. بازاریابی داخلی قادر است انگیزه های کارکنان را افزایش دهد و به توسعۀ سرمایههای انسانی و اجتماعی کمک کند )Hayton, 2005(. همان گونه که دو و همکاران) 2101( بیان میکنند، هر اقدامی در منبع انسانی برای آنکه به نوآوری و کارآفرینی بینجامد، باید ابتدا به توسعۀ نظام ارزشی مبتنی بر نوآوری کمک کند. براین اساس، فرضیۀ دوم پژوهش به صورت زیر ارائه می شود:
2. بازاریابی داخلی بر فرهنگ نوآوری تأثیر مثبت و معنادار دارد.

331
در مبانی نظری آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر تأثیر آن در بهبود جریان های دانشی وقابلیت های مدیریت دانش در هر سه بعد کسب، تسهیم و به کارگیری دانش تأکید زیادی شدهاست )Chen & Huang, 2009(. دو عنصر ارتباطات داخلی و رهبری عالی در آمیختۀ بازاریابی داخلی، بر گسترش کانالهای ارتباطی و افزایش سرمایۀ اجتماعی سازمان تأکید دارند که سبب بهبود فرایندهای کسب و انتشار دانش می شوند و این کانال ها درنهایت، سنگ بنای نوآوری و فرصتهای کارآفرینانه به شمار می آیند )Figueiredo et al., 2016(. لی و چن )2113( نقش اصلی بازاریابی داخلی را کاستن از قواعد سازمان های دیوان سالار دانسته اند که به مشارکت بیشتر کارکنان در تسهیم اطلاعات می انجامد. فرضیۀ سوم پژوهش به صورت زیر است:
9. بازاریابی داخلی بر قابلیت مدیریت دانش تأثیر مثبت و معنادار دارد.

تأثیر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه
بررسی پیشینۀ تأثیر آمیختۀ بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، بیانگر نقش میانجی دو متغیر فرهنگ نوآوری و مدیریت دانش در این زمینه است؛ به نحوی که آمیختۀ بازاریابی داخلی، درصورتی به توسعۀ گرایش های کارآفرینانه می انجامد که ارتقای فرهنگ نوآورانه و اقدامات مدیریت دانش را به همراه داشته باشد .تأثیر فرهنگ بر کارآفرینی، پیشینۀ گسترده ای دارد و فرهنگ ملی و سازمانی از پیش بین های مهم توسعۀ کارآفرینی شناخته می شوند )George & Zahra, 2002(. فرهنگ نوآوری به عنوان بخشی از فرهنگ سازمانی که بر گسترش ارزش های مبتنی بر نوآوری تأکید دارد، سبب افزایش مخاطره پذیری و پشتیبانی از رشد و توسعۀ فردی و گروهی در سازمان می شود )Donate & Guadamillas, 2010(. زمانی که کارکنان، فرهنگ سازمانی را پشتیبان نوآوری بدانند و حمایت مدیریت را احساس کنند، به طور متقابل رفتارهایی نشان می دهند که به سازمان منفعت برساند و برای موفقیت سازمان از طریق افزایش قابلیت های کارآفرینانه تلاش میکنند )Florén et al., 2016(. در ادبیات نوآوری، برخی مفاهیم مشابه با فرهنگ نوآورانه مانند جو نوآورانه نیز بر گرایش کارآفرینانه مؤثر دانسته شده است )2014 ,Farrukh et al.(. نتایج پژوهش باباشاهی و همکاران )0932( نشان می دهد راهبردهای منابع انسانی، درصورتی به ارتقای گرایش کارآفرینانه کمک می کند
332
که در وهلۀ نخست به ایجاد یک جو نوآورانه منجر شود. با توجه به این شواهد پژوهشی،فرضیۀ چهارم بهصورت زیر پیشنهاد می شود:
0. فرهنگ نوآوری بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار دارد.
در کنار فرهنگ نوآوری، به تأثیر مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه و نقش میانجی آن بر رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه اشاره شده است. در مرتبط ترین پژوهش، چن و هوآنگ )2113( نقش میانجی قابلیت های مدیریت دانش را در رابطۀ اقدامات راهبردی منابع انسانی و عملکرد نوآورانه بررسی کردند. مطابق نتایج، مدیریت دانش با تولید دانش در سطوح مختلف سازمان و تسهیل جری انهای دانشی، نقشی اساسی در رابطۀ مدیریت منابع انسانی و نوآوری سازمانی ایفا می کند. مدیریت دانش در هر سه بعد تحصیل، تسهیم و بهکارگیری دانش، بخشی از ابزار مورد نیاز برای تقویت گرایش کارآفرینانه را فراهم می کند. برخی صاحب نظران، چنان نقشی برای مدیریت دانش قائلاند که خلاقیت ذاتی در ایده های کارآفرینانه را چیزی جز بازتعریف دانش موجود یا بازترکیب دانش موجود با دانش جدید نمی دانند )Manne, 2009(. برای ناساس، فرضیۀ پنجم بهصورت زیر ارائه می شود:
3. قابلیت های مدیریت دانش بر گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معنادار دارد.

الگوی نظری پژوهش
با وجود این شواهد پژوهشی، کمتر الگوی آزمونشدهای درمورد رابطۀ آمیختۀ بازاریابی داخلی و گرایش کارآفرینانه ارائه شده است. بیشتر پژوهش ها بر مدیریت منابع انسانی تمرکز کرده اند و به ویژگی های خاص بازاریابی داخلی و آمیختۀ آن کمتر توجه داشته اند .همان گونه که پیش تر اشاره شد، بازاریابی داخلی به علت تمرکز بر رضایت کارکنان ، بهخوبی الزامات مدیریت اثربخش منابع انسانی را پوشش م یدهد. خط اصلی تأثیر بازاریابی داخلی بر گرایش کارآفرینانه، ادامۀ مسیر پژوهشی مطالعۀ زامپتاکیس و موستاکیس )2117( است؛ با این تفاوت که ابعاد بازاریابی داخلی براساس آمیختۀ الگوی احمد و همکاران )2119( و مبتنی بر چهار عنصر پاداش، ارتباطات داخلی، آموزش و توسعه، و رهبری عالی بررسی م یشود. نقش میانجی دو عامل فرهنگ نوآوری و قابلیت های مدیریت دانش، براساس شواهد پژوهشی که
333
به ویژه چن و هوآنگ )2113( و دی کاسترو و همکاران )2109( ارائه داده اند، در قالب مدلساختاری بررسی می شود که امکان تحلیل تطبیقی، نقش آن ها را در رابطۀ آمیختۀ بازاریابیداخلی و گرایش کارآفرینانه فراهم می کند. مدل نظری پژوهش به صورت شکل 0 ارائه می شود:

-15798-221553

آمیختۀ پاداش ارتباطات بازاریابی راهبردیداخلی داخلی 12HH فرهنگ نوآوری H4 گرایش کارآفرینانه آموزش رهبریو عالی توسعه 3H قابلیت مدیریت دانش H5

شکل 1. چارچوب نظری پژوهش

روش شناسی
پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعۀ آماری پژوهش، شامل باشگاه های فرهنگی-ورزشی با حداقل ده کارمند در دو استان تهران و اصفهان است. این محدودیت برای تعداد کارمندان، برای اطمینان از آمیختۀ بازاریابی داخلی در جامعۀ آماری اعمال شد. به علت دردسترس بودن فهرست باشگاه های دارای مجوز وزارت ورزش و جوانان، انتخاب نمونه ها براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده صورت گرفت. در این فهرست ،270 باشگاه فرهنگی-ورزشی وجود دارد که 002 باشگاه در دو استان تهران و اصفهان مستقرند. این بدان معناست که با وجود محدودیت پژوهش برای گردآوری داده ها از باشگاه های سراسر کشور، تمرکز بر دو استان تهران و اصفهان، بیش از 00 درصد از باشگاه های فرهنگی-ورزشی کشور را پوشش می دهد و نتایج، به کل کشور قابل تعمیم است. براساس فرمول نمونه گیری جامعۀ محدود ،77 باشگاه فرهنگی-ورزشی به عنوان نمونه های پژوهش انتخاب شدند. برای کاهش تورش پاسخها، در هر باشگاه یک پاسخ دهنده از میان مدیران و یک پاسخدهنده از میان کارکنان انتخاب شد و میانگین پاسخهای این دو ،به عنوان پاسخ آن باشگاه به کار رفت. ابزار اصلی گردآوری دادههای پژوهش، پرسشنامههای استاندارد است که براساس طیف پنج گزینه ای لیکرت طراحی شده
است. با توجه به اینکه به طور معمول، برخی از پرسشنامهها بازگردانده نمی شوند، 203پرسشنامه میان 77 باشگاه به صورت تصادفی توزیع شد که با دریافت 070 پرسشنامۀ قابل پذیرش از کارکنان و مدیران ارشد این باشگاه فرهنگی-ورزشی، پژوهش به حد کفایت گردآوری نمونه ها رسید. از این تعداد، 30 باشگاه از استان تهران و 99 باشگاه از استان اصفهان بودند که با نسبت باشگاه های این دو استان در فهرست اولیه، انطباق نسبی دارد.
با توجه به اینکه هدف این پژوهش، آزمودن تأثیر متغیرها بر یکدیگر است، از روش معادلات ساختاری استفاده شد و براساس آن، آثار مستقیم، غیرمستقیم و کلی متغیرهای مستقل و میانجی بر گرایش کارآفرینانه سنجیده شد. نرم افزارهای IBM SPSS و PLS 3.2.6 برای اجرای آزمون های آماری به کار گرفته شدند. پیش از آزمودن فرضیه های پژوهش براساس روش معادلات ساختاری، ابتدا باید پایایی و روایی سازهها و ابزارهای پژوهش بررسی شود. برای بررسی پایایی سازهها، فورنل و لاکر0 )0370( سه ملاک پیشنهاد می کنند که شامل آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی2 هریک از سازهها و میانگین مقادیر اشتراکی هر سازه9 است. مقدار آلفای کرونباخ بالاتر از 7/1، پایایی ترکیبی بالاتر از 1/1 و پایایی اشتراکی بالاتر از 3/1، نشانگر پایایی قابل قبول متغیرهاست. در جدول 0، منبع پرسشنامه های استاندارد تحقیق به همراه ضرایب پایایی و میانگین واریانس استخراجی برای هر متغیر آمده است .همان گونه که این جدول نشان می دهد، پایایی تمامی متغیرها در سطح قابل قبولی قرار دارد .برای ارزیابی روایی مدل پژوهش، از روش های سنجش روایی همگرا و تشخیصی، و برازش کلی مدل استفاده شد. روایی همگرا با سؤالات )شاخصهای( خود ،به بررسی میزان هم بستگی هر متغیر مکنون میپردازد. برای ارزیابی روایی همگرا، از معیار متوسط واریانس استخراجی استفاده شد. این شاخص بیانگر میانگین واریانس به اشتراک گذاشتهشده بین هر سازه با شاخصهای خود است .متوسط واریانس استخراج شدة 3/1 یا بالاتر، کفایت روایی همگرا را نشان می دهد. این روایی برای دادههای پژوهش، در جدول 0 ارائه شده است و همان گونه که ملاحظه میشود، همۀ متغیرها در دامنۀ قابل قبول قرار دارند .روش دیگر تعیین روایی همگرا، مقایسۀ آن با

1. Fornell & Larcker
32.. Composite reliabilityCommunality (CR)
333
پایایی ترکیبی است. بدین معنا که پایایی ترکیبی برای هریک از عوامل، باید بزرگ تر از میانگینواریانس استخراجی باشد )CR>AVE(. با مقایسۀ ستون پایایی ترکیبی و میانگین واریانساستخراجی در جدول 0 مشخص است که برای همۀ متغیرها، این شرط روایی همگرا برقرار است.

جدول 1. ضرایب پایایی و میانگین واریانس استخراجی متغیرهای پژوهش
میانگین واریانس استخراجی پایایی
اشتراکی پایایی ترکیبی آلفای
کرونباخ متغیر منبع
0/717 0/717 0/478 0/697 آمیختۀ بازاریابی داخلی احمد و همکاران )3002(
– 0/796 0/419 0/604 فرهنگ نوآوری دی کاسترو )3012(
0/710 0/710 0/438 0/676 قابلیت های مدیریت دانشچن و هوآنگ )3009(
0/739 0/734 0/427 0/603 گرایش کارآفرینانه کووین و اسلوین )1964(

اعتبار تشخیصی: برای ارزیابی این نوع اعتبار، ملاک فورنل-لارکر) 0370( آن است که جذر میانگین واریانس استخراجی یک سازه باید از هم بستگی آن سازه با سازههای دیگر بیشتر باشد. در جدول 2، ضرایب هم بستگی و جذر میانگین واریانس استخراج شدة متغیرهای پژوهش مقایسه شده اند که نتایج، بیانگر تأیید اعتبار تشخیصی است .براساس این جدول، جذر میانگین واریانس استخراجی تمامی سازه های اصلی پژوهش، از هم بستگی آن سازه با سایر سازه های پژوهش بیشتر است.

جدول 3. مقایسۀ ماتریس هم بستگی و جذر میانگین واریانس استخراج شدۀ متغیرهای پژوهش
قابلیت مدیریت
دانش فرهنگ نوآورانه یابی گرایش
کارآفرینانه آمیختۀ بازارداخلی متغیرها
0/587 آمیختۀ بازاریابی داخلی
– 0/597 0/629 گرایش کارآفرینانه
– 1 0/770 0/790 فرهنگ نوآورانه
0/581 0/723 0/604 0/772 قابلیت های مدیریت دانش

یافته ها
توصیف جمعیت شناختی
همان گونه که توزیع جمعیت شناختی نمونه های تحقیق نشان می دهد، از مجموع 070 نفر که پرسشنامه را به صورت قابل پذیرش پر کرده اند، 090 نفر )9/73 درصد( مرد و بقیۀ افراد یعنی 09 نفر) 7/20 درصد( زن هستند. همچنین توزیع سنی پاسخگویان، طیف کمتر از 91 سال تا بالای 31 سال را دربرمی گیرد که افراد 91 تا 93 سال با 0/09 درصد، بیشترین درصد فراوانی را تشکیل می دهند. افراد 01 تا 03 سال 9/23 درصد، افراد بیش از 31 سال 3/03 درصد و افراد کمتر از 91 سال 0/02 درصد نمونه را تشکیل می دهند. همچنین در پراکنش وضعیت تحصیلی پاسخگویان، 3/11 درصد تحصیلات دیپلم و فوق دیپلم، 27 درصد تحصیلات کارشناسی و 0/02 درصد تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری دارند.
اعتبار کلی مدل0: یکی از معیارهای کلی نیکویی برازش را تننهاوس2 و همکاران) 2113( پیشنهاد کردند. در این معیار، متوسط اشتراک9 که معادل میانگین واریانس استخراجی هریک از متغیرهاست، در متوسط 2R تمامی متغیرهای درون زا ضرب می شود. در مدلیابی ساختاری، شاخص کلی نیکویی برازش کمتر از 0/1 کوچک، بین 0/1 تا 23/1 متوسط و بیش از 91/1 بزرگ قلمداد میشود. با توجه به شاخص برازش مدل پژوهش که مطابق فرمول زیر، 333/1 به دست آمده است، مدل آزمونشدة پژوهش در نمونۀ مورد بررسی، برازش بسیار مناسبی دارد.

آزمون فرضیه ها
مدل کلی پژوهش با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی آزمون شد. برای بررسی معناداری هم بستگی های مشاهده شده، از روش خودگردانسازی )بوت استراپ0( استفاده شد

1. Goodness of Fit index (GOF)
32.. CommunalityTenenhaus
4. Bootstrap
337
که آمارة t را به دست می دهد. در سطح خطای 3 درصد، اگر مقدار آمارة t-value بزرگ تر از31/0 باشد، هم بستگی های مشاهده شده معنادار است. مدل نظری پژوهش در شکل 2 )درحالت ضرایب استاندارد و اعداد معناداری( نمایش داده شده است .همان گونه که این شکل نشان می دهد، تمامی آماره های t، در فاصلۀ 31/0 و 31/0- قرار گرفته است که بیانگر تأیید همۀ فرضیه های پژوهش در سطح 3 درصد است. براین اساس، تأثیر تمامی مسیرهای علی تعریف شده در مدل پژوهش تأیید میشود.

گرا
ی
ش

کارآفر
ی
نانه

(
671
/
12
)
793
/
0

(
778
/
6
)
793
/
0

(
602
/
2
)
366
/
0

(
094
/
7
)
801
/
0

(
110
/
2
)
343
/
0

آم
ی
خت
ۀ

بازار
ی
اب
ی

داخل
ی

فرهنگ

نوآور
ی

قابل
ی
ت

مد
ی
ر
ی
ت

دانش

گرا

ی

ش



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 2_Pages 359-374-1

توسعه کارآفرینی، دورة 01، شمارة 2، تابستان 0931، از ص 973-953

شناسایی ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین:
مطالعه ای کیفی با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی

علیرضا امینی*1، سیده شیما حسینی ماچک پشتی2
0. استادیار دانشکدة اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز
2. کارشناس ارشد کارآفرینی، دانشگاه کاشان

تاریخ دریافت: 11/12/0931 تاریخ پذیرش: 02/17/0931

چکیده
با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه های متنوعی از فعالیت های اقتصادی وارد شده اند و در آفرینش کسب وکارهای زیادی ایفای نقش می کنند، شناخت توانمندی ها و هدایت استعداد و خلاقیت آنان را می توان در بهره برداری از ظرفیت های این قشر بزرگ اجتماعی مؤثر دانست. هدف پژوهش حاضر کشف ویژگی های هوش کارآفرینانه در زنان کارآفرین است.
پژوهش حاضر کیفی و به لحاظ هدف کاربردی است که در آن، از راهبرد تحلیل محتوا برای تحلیل داده های متنی استفاده شده است. جامعۀ مورد مطالعه شامل زنان کارآفرین استان گیلان است. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت و به منظور جمع آوری داده ها، از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته استفاده شد. درنهایت، با توجه به اشباع نظری، با 05 نفر مصاحبه انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام شد و ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین در قالب شش مضمون اصلی بینش کارآفرینانه، هوش شناختی، هوش اجتماعی، هوش شهودی، هوش جسورانه و هوش برانگیزاننده، استخراج و نام گذاری شد. سپس از طریق روش های اعتباریابی کیفی، صحت اعتبار آن تأیید شد. درنهایت، با استفاده از روش آنتروپی شانون، مقوله های ظهوریافته در هریک از مضامین اصلی اولویت بندی شدند.

واژه های کلیدی: آنتروپی شانون، زنان کارآفرین، نظریه های هوش، هوش کارآفرینانه.

Email: [email protected] :نویسندۀ مسئول *
063
مقدمه
شرط بقا در دنیای پرشتاب کنونی، استفاده از همۀ منابع موجود و توان افزایی تمامی ظرفیت هایدراختیار است. انتخاب این مسیر، نیازمند شناسایی ظرفیت های کارآفرینی است که امکان بروز ابتکارات و تدابیر خلاقانه و فعالیت های کارآفرینانه را فراهم سازد. کارآفرین با داشتن دو نقش ایجاد نوآوری و افزایش رقابـت، بـه رشد اقتصادی کمک می کند )کاظمی ترقبان و مبارکی، 0930(. اگر کارآفرینی، فرایند پویای خلق تدریجی ارزش تعریف شود، می توان آن را هستۀ اصلی مزیت ملی، موتور توسعۀ اقتصادی و نماد اصلی نوآوری کشور قلمداد کرد )مرادی و همکاران، 0935(. در این میان، با توجه به اینکه امروزه زنان در عرصه های متنوعی از فعالیت های اقتصادی وارد شده اند و در آفرینش کسب وکارهای گسترده ای نقش ایفا می کنند، شناخت توانمندی ها و هدایت استعدادهای خلاقانۀ آنان، در بهره برداری از ظرفیت های این قشر بزرگ اجتماعی مؤثر واقع می شود. به عبارتی، شناسایی الگوهای موفق و ویژگی های هوشمندی زنان در فعالیت های کارآفرینی آن ها، علی رغم محدودیت های فردی و گروهی مؤثر واقع می شود. از دیدگاه گلمن )0331(، امروزه در عرصۀ جهانی، زنان خلاق، نوآور و مبتکر به عنوان کارآفرین، منشأ تحولات بزرگی در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و نقش آنان به عنوان موتور توسعۀ اقتصادی، قهرمانان ملی و توسعه دهندگان صنعتی، مشوقان سرمایه گذاری، عاملان ایجاد اشتغال، گزینه های اصلی انتقال فناوری و عاملان رفع خلل و تنگناهای بازار تبیین شده است؛ بنابراین، کشف استعدادهای خلاق در عرصۀ کارآفرینی زنان و نیز شناسایی تجارب آنان را در این مسیر می توان به قصد هم افزایی در میان زنان صاحب کسب وکار یا با هدف انتقال به نسل جدید انجام داد )نگاهی به تجارب زنان کارآفرین در ایران، 0939(. کسب وکار متعلق به زنان، بخشی است که سریع ترین رشد را در میان مشاغل با افزایش از 1/2 میلیون از سال 0312 به 5 میلیون در سال 0331 داشته است. مطابق آمارهای سال 0335 دولت آمریکا، حدود 13 درصد از زنان آمریکایی، 05 تا 13 سال داشتند )سنین اشتغال( و از مجموع این زنان، 11 درصد شاغل بودند که یکی از بالاترین نسبت ها در سراسر جهان به شمار می رود )حسینی ماچک، 0935(. در کشور ما نیز اهمیت کارآفرینی زنان بیش از پیش برجسته شده است؛ به طوری که مطابق گزارش سال 2100 سازمان دیده بان
061
کارآفرینی جهانی، ایران در زمینۀ کارآفرینی زنان رشد مطلوبی داشته است ) Xavier et al,202(. در برنامۀ یک سوم توسعه، ضرورت توجه به فعالیت های کارآفرینانه، بخشی از روند روبه توسعۀ نگرش کارآفرینی را قوام و تداوم بخشیده است. مطالعه و بررسی برنامۀ یک چهارم توسعه نشان می دهد که فعالیت های کارآفرینانه، جایگاه والایی برای مشارکت و ایفای نقش کارآفرینی پیدا کرده اند. از طرفی مشاهده می شود، بیشتر پژوهش های پیشین در زمینۀ عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی انجام شده اند، مانند عامل سرمایۀ اجتماعی در پژوهش سید امیری و همکاران )0933( و ربیعی و سرابی )0930( یا راهکارهای توسعۀ کارآفرینی زنان در پژوهش صابر )0932(. از دیدگاه دانلد و ریچارد )به نقل از حسینی ماچک، 0935( کارآفرین فردی با مهارت های ذهنی رشدیافته و عادت های فکری مولد است. بدین ترتیب، شناسایی ویژگی های زنان کارآفرین در بهره برداری از ظرفیت های کارآفرینی و مشارکت پویا در بازار کسب وکار، بینش های جدیدی در این عرصۀ پژوهشی فراهم می آورد. بدین ترتیب، این نبود پیشینۀ نظری و اهمیت هوشمندی در فعالیت های کارآفرین زنان، زمینۀ ایده پردازی دربارة ویژگی های هوش کارآفرینانه را ایجاد کرده است که بی توجهی به آن را می توان یکی از موانع مهم رقابت، تقویت و تکامل صنایع، توسعۀ اقتصادی، و گسترش رفاه و تأمین اجتماعی جامعه به شمار آورد. بدین ترتیب، این پژوهش به دنبال شناسایی ویژگی های هوش کارآفرینی زنان است.

ادبیات تحقیق هوش کارآفرینانه1
بونسال )2103( مفهوم «هوش کارآفرینانه» را تحلیل کرد و این پرسش را مطرح ساخت که چگونه از میان کارآفرینان بسیار، تنها برخی از آن ها در سال های آغازین موفق می شوند و می توانند ظرفیت های خود را به ثروت و موفقیت تبدیل کنند؛ درحالی که بسیاری از آن ها برای بقا در دنیای کسب وکار دست وپا می زنند )16 :2014 Bonsall,(.
واژة کارآفرین، افراد بسیاری را با ظواهر، زمینه ها و سطوح تحصیلی متفاوت دربرمی گیرد که همۀ آن ها هدف مشترک «دستیابی به موفقیت» را داشته اند. در این میان، گروه اندکی از افراد،
062
تصویر کام الا روشنی از هدفشان دارند. درواقع، چیزی که آنها نیاز دارند، اندکی فشار روبه جلویا تشویق الهام بخشی است که آنها را در مسیر حرکتشان مصمم نگه دارد )17 :2014 Bonsall,(،اما شمار زیادی از آن ها، تصویر روشنی از آنچه می خواهند انجام دهند، ندارند یا اصلاا ای دهای درمورد چگونگی دستیابی به موفقیت به ذهنشان نمی رسد. گاهی نیز برخی افراد نمی دانند چگونه می توانند آنچه را به ذهنشان خطور می کند، اجرا کنند. در این میان، برای بسیاری از افراد به سادگی، راه و چگونگی عبور از آن هویدا می شود و به طور جادویی به ثروت و شهرت غیرقابل وصفی دست پیدا می کنند )22 :2014 Bonsall,(. سؤالی که در اینجا مطرح می شود آن است که آیا فرمولی وجود دارد که کارآفرینان را برای خلق ثروت توانمند کند و ترکیبی از ویژگی های ملموس و ناملموس باشد. آیا فرمولی وجود دارد که یک کارآفرین نوپا در زمینۀ
کسب وکار به کار بگیرد تا رشد مستمر داشته باشد؟ )17 :2014 Bonsall,(
از دیدگاه بونسال )2103(، فرمول ساده و شگفتانگیزی که قادر است مسیر محکم و جدیدی برای کارآفرینی ارائه کند، از ترکیب عوامل ملموس و ناملموس )تفکر کارآفرینانه( حاصل می شود که همان هوش کارآفرینانه است.
کرزنر )0337( تئوری هوش کارآفرینی را ارائه کرد و توضیح داد که چگونه افراد می توانند در بازار رقابتی امروز، با استفاده از دانش خود و شکاف اطلاعاتی موجود، کسب سود کنند. مهم تر از همه اینکه کارآفرین باید قادر به شناسایی و انتخاب فرصت مناسب برای ایجاد کسب وکار جدید باشد. او به روش های مختلفی که افراد به اطلاعات دسترسی دارند اشاره کرد و اظهار داشت از آنجاکه افراد در روند تحلیل اطلاعات و تصمیم گیری مرتکب اشتباهات متعددی می شوند، جامعه دچار مازاد یا کمبود اطلاعات است. پس کارآفرین با داشتن دسترسی متفاوت به اطلاعات موجود باید از فرصت های دردسترس بهرهمند شود و از این طریق در میان فرصت های مناسب، از خطاهای تصمیم گیری دوری کند )Kirzner,1997(.
هوش کارآفرینی، توانایی کشف فرصت ارزشمند در فضای رقابتی است و نه درگیرشدن با مدیریت هزینه ها. این هوش به دیدن تصویر بزرگ به جای تصویر کوچک اشاره دارد ) Awe,2014(. اگر کارآفرینی را به صعود بدون چتر نجات از صخره تشبیه کنیم، هوش کارآفرینی بالی است که فرد می تواند به وسیلۀ آن به بالای صخره پرواز کند )2013 Geyer,(. این تعابیر، از
060
یک سو نقش هوش کارآفرینی در موفقیت فرد، و از سوی دیگر در توسعۀ فضای اقتصادی و درنهایت، توسعۀ اقتصادی نشان م یدهد.
عل یرغم مطالعات انجامشده درمورد شخصیت و ویژگی های کارآفرینانه و ارتباط آن با هوش، از مسئلۀ هوش کارآفرینانه غفلت شده و آنچه بیشتر بررسی شده، هوش هیجانی و عاطفی و ارتباط آن باشخصیت کارآفرینانه است. تحقیقات این حیطه در سطح بین المللی نیز عمر چندانی ندارد و عمدت ا ا به یک دهۀ اخیر برم یگردد؛ بنابراین، توافق کاملی میان محققان درمورد مفهوم و ابعاد هوش کارآفرینانه وجود ندارد. برخی آن را هوشی ذاتی دانستهاند که فرد با آن متولد می شود و برخی دیگر آن را کاملاا اکتسابی می دانند. در این میان، گروهی از محققان هوش کارآفرینانه را به معنای تعامل هوش منطقی، هوش خلاقانه و هوش عملی می دانند که در راستای ایجاد مدل ذهنی، با تشخیص مدل حل مسئله، بازسازی ذهنی سود و زیان، اقدامات در یک تصویر بزرگ و نیز ادراک تعاملات و استقلال متغیرها و عوامل، در تعامل قرار می گیرد. این نگاه، هوش کارآفرینانه را هم متکی به عوامل ذاتی و هم تجربه و آموزش و عوامل محیطی می داند )Kirzner,1997(. درواقع، آنچه این هوش را از سایر ویژگی های کارآفرینانه متمایز می کند، آن است که هوش کارآفرینانه به ویژگ یها و توانمندهای درونی فرد کارآفرین بازمی گردد که به گفتۀ بونسال )2103( جنبۀ ناملموس دارد؛ درحالی که ویژگی های کارآفرینانه، فقط در درون فرد کارآفرین نیست؛ برای مثال، یکی از ویژگ یهای برخی از کارآفرینان، سابقۀ کارآفرینی در خانوادة فرد است که عاملی بیرونی به شمار می رود.

روششناسی
پژوهش حاضر بهلحاظ هدف کاربردی و بر اساس رویکرد کلان، کیفی است که در آن، از راهبرد تحلیل محتوا برای تحلیل داده های متنی استفاده م یشود. در یکی از رویکردهای تحلیل محتوا که به رویکرد قراردادی مشهور است )2005 Hsieh & Shannon,(، کدگذاری به طور مستقیم از داده های خام انجام می شود؛ بنابراین، برای کشف ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین در این تحقیق، به طور مستقیم با داده های خاصی سروکار داریم که هیچ گونه تحلیلی دربارة آن صورت نگرفته است. به همین سبب، این رویکرد انتخاب شده است. برای
063
تحلیل داده ها، ابتدا واحدهای فکر از متن استخراج شدند. سپس این واحدهای فکر براساساشتراکی که در مضامین آن ها وجود دارد، مقوله بندی شدند. درنهایت، مقوله ها براساس ارتباطاحتمالی با یکدیگر، در طبقات جداگانه ای با عنوان مضامین قرار گرفتند.
جامعۀ آماری تحقیق شامل تمامی کارآفرینان زن شاغل در استان گیلان است که براساس آمار ثبت شده در سازمان فنی و حرفه ای و صندوق کارآفرینی امید رشت، 211 نفرند.
نمونه گیری در این تحقیق به روش قضاوتی انجام شده است. اعضای نمونه، زنان کارآفرینی هستند که از زمان معرفی و شروع به کارآفرینی تا مرحلۀ رشد کسب وکارشان حداقل 9 سال گذشته باشد؛ چراکه زمان متوسط برای راه اندازی و رشد یک کسب وکار 9 سال است. براین اساس، از میان اعضای 211 نفری جامعۀ تحقیق، کسب وکار 91 کارآفرین، بیشتر از 9 سال است. در ادامه، برمبنای شاخص اشتغال زایی افراد در کسب وکارهای ایجادشده، کارآفرینان اولویت بندی و به عنوان نمونۀ پژوهش انتخاب شدند. فرایند جمع آوری اطلاعات تا نفر پانزدهم ادامه پیدا کرد و به اشباع نظری رسید. به منظور جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. محوریت کار این پرسش بود که «چه ویژگی یا چه چیزی در خودتان برجسته می دیدید که در کارآفرین شدنتان دخیل بود.»
همچنین برای سنجش قابلیت اعتماد یافته های پژوهش براساس شاخص پایایی بازآزمون، ابتدا کل واحدهای فکر در یک جدول جمع آوری شدند. سپس به طور تصادفی براساس رویۀ تحلیل محتوا در پژوهش های مشابه )مانند 1996 ,.Butterfield et al( بیست درصد از آن ها انتخاب و بار دیگر کدگذاری شدند. درنتیجه، توافق با کدگذاری اصلی 32 درصد حاصل شد.
براساس شاخص تکرارپذیری، پایایی میان کدگذاران به کمک یک همکار پژوهش به دست آمد و با انتخاب بیست درصد از کل واحدهای فکر، شاخص تکرارپذیری 15/1 محاسبه شد که با توجه به اینکه از 7/1 بالاتر است، توافق نزدیک کدگذاران و اعتبار فرایند کدگذاری را نشان می دهد؛ بنابراین، پس از اینکه در تجزیه و تحلیل داده ها در مرحلۀ اول و کدگذاری داده های کیفی، از روش تحلیل محتوای قراردادی استفاده شد، برای اعتباربخشی واولویت بندی مضامین ظهوریافته، روش آنتروپی شانون انتخاب شد.

063
یافته ها
داده های حاصل از این تحقیق، در حوزه های مختلف صنایع دستی از قبیل منبت کاری،سفالگری، فرش بافی، آینه کاری، شیرینی پزی، َآَشپزی، افشره گیری و صنایع لبنی، از میان سوابق کاری حداقل 9 سال تا حداکثر 1 سال با میانگین سنی خانم های 92 سال جمع آوری شدند.
براساس کدگذاری ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین، مجموعه ای از واحدهای فکری، بازیابی و با نماد «S100» نام گذاری شدند. سپس برای رسیدن به مقوله های مناسب، واحدهای فکری گوناگون بررسی و در مقوله های مناسب قرار داده شدند. درنهایت نیز طبقه بندی واحدهای مورد نظر در قالب مضامین صورت گرفت. جدول 2 تحلیل محتوای ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین را در شش مضمون کلی بینش کارآفرینانه، هوشمندی شناختی، هوشمندی اجتماعی، هوشمندی شهودی، هوشمندی جسورانه و هوش برانگیزاننده نشان می دهد. درمجموع، حدود 011 واحد فکر معنادار، با 93 مقوله در 1 مضمون اصلی به دست آمد.
بینش کارآفرینانه: این مضمون، به برداشت، شناخت و طرز تلقی از فرصت های کارآفرینی اشاره دارد و بیان می کند که کارآفرین چگونه و با چه نگاهی فرصت ها را شناسایی می کند و اینکه آیا فرصت موجود را فرصت می بیند تا به دنبال کشف آن برای کارآفرینی باشد. براین اساس، مؤلفه های بینش کارآفرینانه عبارت اند از: امید، دغدغه داشتن، خوش بینی، اطمینان به هدف، انعطاف پذیری، هدفمندی، خلاقیت، فرصت شناسی، تجربه اندوزی و بینش راهبردی )دوراندیشی(.
در این زمینه، نمونه هایی از اظهارات مصاحبه شوندگان دربارة موارد ذکرشده بدین شرح است:
«من در ذهنم به دنبال آینده ای روشن بودم و امیدوارانه برای رسیدن به آن از هر فرصتی استفاده کردم» )S100(.
«انتظار موفقیت بیشتری داشتم و بیشتر، برنامه ها و راهبردهایی را اجرا می کردم که حکایتاز خوش بینی، امیدواری و انسجام شخصیتی من نسبت به دیگران داشت» )S107(.
066
هوش شناختی: این مضمون نشانگر حقیقت درکشده از ویژگی های خاص شخصیتیو درونی خود کارآفرین است. اینکه چه خصوصیتی او را وادار می کند دست به کارآفرینیبزند، تأثیر فراوانی در حرکت به سوی کارآفرینی شخص دارد. هوش شناختی در میان کارآفرینان به صورت مقوله های زیر دسته بندی می شود: استقلال فکری، خودشناسی، ثبات روانی، اعتمادبه نفس، فکر باز و هوشمندی هیجانی.
«من به خاطر اینکه فکرم را می توانستم به سمت ها و مسیرهای متفاوت سوق دهم، می توانم روش های جدید و اهداف متفاوتی در ذهن و فکرم بازنگری کنم» )S134(.
«برای تأسیس یک کارگاه فرش بافی، به خاطر نداشتن تجربۀ عملی می ترسیدم، اما به سراغ توانمندی هایم رفتم و به خودم مطمئن شدم» )S140(.
هوشمندی اجتماعی: آن دسته از ویژگی های هوش کارآفرینانه است که تمرکز اصلی آن ها بر توانایی افراد در بهره مندی از فرصت های تعاملی و ارتباطی با دیگران است. هوشمندی اجتماعی شامل مقوله های شوق انگیزی، پشتیبان یابی، حق طلبی و خوداثباتی می شود.
«من از مادر و دخترم آرامش می گرفتم. آن ها مرا به آرامش دعوت می کردند. بارها شد که عصبانی می شدم. حتی فریاد می زدم. روی میز می کوبیدم، اما آن ها به من آرامش می دادند.
من واقعاا معجزة آرامش دادن اطرافیان را دیدم» )S158(.
«من با انرژی کار می کنم و این را به همکارانم انتقال می دهم. محیط کارمان شاد و برانگیزاننده است و من به کارکنانی که دارای روحیۀ شاد و شادی آفرین هستند، پاداش می دهم» )S161(.
هوشمندی شهودی: به آن دسته از ویژگی های هوش کارآفرینانه که بر هشیاری یا احساس پیوند با یک قدرت برتر درونی متمرکز است، هوش شهودی اطلاق می شود. مطابق این مضمون، کارآفرینان در مراحل زیادی از وظایف و مسئولیت های خود، با مشکلات فراوان روبه رو می شوند، اما در این میان، گاهی از یک نیروی خاص درونی کمک می گیرند. این نیروی درونی، قوت قلبی برای آنان محسوب می شود که نیرویی مضاعف برای رویارویی بامشکلات به آن ها می دهد. مضمون هوشمندی شهودی شامل مقوله های زیر است: درک الهامدرونی، درک الهام الهی، داشتن روح بزرگ و تخیل ورزی.
063
«به دنبال این بودم که تخیلاتم را پرواز دهم و روش ها و طعم های نو و جدید خلق و کشف کنم. حتی وقتی سینی شیرینی را در فر می گذارم، با آن حرف می زنم» )S166(.
«راه زندگی راه گلزارها نیست، بلکه راه خارهاست. پس باید پاهای قوی داشته باشیم تا به راحتی از این خارها بگذریم» )S168(.
هوشمندی جسورانه: این مقوله به توانمندی کارآفرین در بروز جسارت عملی برای انجام دادن کارها می پردازد. کارآفرین در انجام دادن کارها و تصمیم گیری هایش با جسارت دست به عمل می زند. بسیاری از کارآفرینان نوآوری و ابتکار دارند، اما جسارت لازم برای اجرای آن را ندارند. برخی از زیرشاخه های هوشمندی جسورانه عبارت اند از: بازآفرینی، جسارتمندی، ظرفیت سازی، ابتکار عمل، پذیرش نقش های مختلف، دور از انتظار بودن، پویایی و تعیین کنندگی.
«زنان هم عهده دار نقش های اجتماعی هستند و هم به عنوان همسر و مادر مسئولیت سنگین تری در قبال خانه و خانواده دارند، اما نباید مشکلات و موانع موجود، زنان را از رسیدن به اهدافشان منصرف سازد» )S188(.
«همسرم به من گفتند: من فکر نمی کردم خانم من این قدر استعداد داشته باشد و توانمند باشد. من با زحمت زیاد توانستم به همسرم بفهمانم که من به عنوان یک زن، با همۀ وظایف مادرانه ام می توانم توانمند باشم» )S196(.
هوش برانگیزاننده: این مضمون نشان دهندة توانمندی پیش برندة کارآفرینان و محرکی است که عامل حرکت و انگیزة آن ها به شمار می رود. هوش برانگیزاننده، هر چیزی است که کارآفرین را به حرکت وامی دارد و موجب تلاش برای کارآفرینی، خلق دستاوردهای تازه و ارزش افزودة جدید می شود. هوش برانگیزاننده در کارآفرین براساس ویژگی های زیر به دست آمد: اشتیاق شغلی، پشتکار، تاب آوری، پیشرفت طلبی، چشم انداز الهام بخش، بلندپروازی و خودانگیختگی.
«من توانایی یا سازگاری موفقیت آمیز با شرایط تهدیدکننده را داشتم. برای تأسیسشرکت، مهم ترین عامل تهدیدکننده رقیب بسیار سرسختم بود، اما با این تهدید مقابله کردم»
.)S206(
063
«من چشم اندازم را بیان کردم که سبب شد کارکنان نیز با درک انگیزة زیاد من، به سویهدفی که برای کسب وکار تعیین کرده ام حرکت کنند» )S222(.
به طورکلی، مضامین احصاشده و مقوله های هریک از آن ها را می توان در شکل 0 ترسیم کرد.

شکل 1. الگوی مفهومی ویژگی های هوش کارآفرینان

اعتباریابی یافته ها با استفاده از آنتروپی شانون
همچنین در این پژوهش، برای محاسبۀ نا اطمینانی و وزن دهی به مقوله ها، از روش آنتروپی شانون به عنوان یکی از معروف ترین روش های محاسبۀ نا اطمینانی و اوزان مقوله ها استفاده شد. براساس این روش، تحلیل داده ها در تحلیل محتوا بسیار قوی تر و معتبرتر خواهد بود. هرچه مقوله ای عدم قطعیت )ضدآنتروپی( بیشتر یا آنتروپی کمتر داشته باشد، از وزن و اهمیت بیشتری در تصمیم گیری برخوردار خواهد بود؛ بنابراین، برای تعیین وزن و اهمیت هریک از مقوله ها، با محاسبۀ میزاننا اطمینانی )ضدآنتروپی( هرکدام، وزن آن ها مشخص می شود )عابدی دستجردی، 0933(. نتایجروش آنتروپی شانون با توجه به اهمیت هر مقوله در جدول 0 آمده است.
063 ویژگی های هوش کارآفرینانۀ زنان کارآفرین: مطالعه ای کیفی… شناسایی
جدول 1. وزن دهی مقوله های مضامین به روش آنتروپی شانون رتبه در مضمون مقوله ها کد واحدهای فکر ضریب اهمیت )w( مضامین
سوم
چهارم دوم چهارم پنجم دوم
سوم اول دوم سوم 0/101
0/080
0/111
0/080
0/060
0/111
0/101
0/111
0/111
0/101 S101, S100
S102, S103, S104
S105, S106, S107, S108
S109, S110
S111, S112
S113, S114, S115, S116, S117 S118, S119, S120
S121, S122, S123, S124, S125
S126, S126, S127
S128, S129, S130 امید
دغدغهداشتن خوش بینی اطمینان به هدف انعطاف پذیری هدفمندی
تجربه اندوزی
فرصت شناسی دوراندیشی خلاقیت ب
ی
نش

کارآفر
ی
نانه

ب

ی

نش

کارآفر

ی

نانه

دوم چهارم اول
پنجم سوم اول 0/108
0/140
0/100
0/110
0/164
0/100 S131, S132, S133
S134, S135
S136, S137, S138, S139, S140
S141, S142
S143, S144
S145, S146, S147, S148, S149 هوشمندی هیجانی فکر باز
اعتمادبه نفس خودشناسی ثبات روانی استقلال فکری هوشمند
ی

شناخت
ی

هوشمند



قیمت: تومان

JED224391227213000-1

توسعه كارآفريني، سال اول، شماره اول، پاييز 1387، از ص 111- 131

آموزش كارآفريني دانشگاهي و نقش آن در ايجاد و توسعه ي
شركت هاي كوچك و متوسط(SMEs) دانش بنيان

كامبيز طالبي1∗ ـ محمدرضا زارع يكتا2
استاديار دانشكده كارآفريني دانشگاه تهران
دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت كارآفريني- دانشگاه تهران
(تاريخ دريافت مقاله: 8/12/1386، تاريخ تصويب: 31/1/1387)

چكيده
از آنجا كه دانشگاهها بهعنوان متوليان اصلي تربيت و پرورش منابع انساني متخصص در جامعه، نقشاساسي دارند، توجه به مقوله ي كارآفريني دانشگاهي به توسعه ي بهتر اين امر كمك مي كند.
شايد تغيير رويكرد دانشجويان و دانش آموختگان از كارجويي به كارآفريني به سبب درك اين مطلـباست كه در دنياي امروز دانش آموخته اي نسبت به سايرين داراي مزيت رقابتي است كـه پـا را از حـوزه ي دانش و محفوظات خود فراتر گذاشته و در حل مسائل عملي آن محـدودهي تخصـصي، مهـارت داشـته وموفق عمل كند. به همين دليل است كه آمـوزش كـارآفريني در دو حالـت سـاخت يافتـه بـا برنامـه هـايآموزشي گوناگون و گاهي با صرف وقت زياد يا كارگاهها و سمينارهاي آموزشـي كوتـاه مـدت مـورد توجـهبيشتري قرار مي گيرد.
دانشگاه ميتواند و انتظار ميرود كه با تكيه بر رسالت اصلي خـود يعنـي آمـوزش و پـژوهش، مـسيركاربردي نمودن و بهرهبرداري از قابليتهاي ايجاد شده در دانـش آموختگـان را از طريـق ايجـادSME هاي دانش بنيان هموار و رشد مداوم دانشگاه، صـنعت، دولـت و سـاير بخـشهـاي جامعـه را در همـهي زمينه ها عينيت بخشد.
براي دست يابي به اين منظور به نظر مي رسد بايد تغييراتي در نوع و روش آمـوزش و نحـوه ي تعامـل دانشگاه با صنعت انجام شود.
واژههاي كليدي : كارآفريني دانشگاهي، دانشگاه كارآفرين، آموزش كارآفريني، كسب وكار دانش بنيان

Email: [email protected] نويسنده مسؤول ∗

مقدمه
مباحث مربوط به كارآفريني به ويژه كارآفريني دانشي عمر چنداني ندارند. در كشورما، با عنايتي كه برنامه ي سوم توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور به موضوع كارآفريني داشته است ، تصويب طرح توسـعهي كـارآفريني در دانـشگاه هـاي كـشور(كاراد) انجام شده كه به فعاليتهايي در سطح برخي از دانشگاههاي كشور منجـر شـدهاست. اگرچه آموزش به تنهايي زمينه ساز توسعهي كارآفريني و ايجاد كسب و كار مؤثر نيست اما به عنوان جزئي از يك سيستم توسعه بسيار حائز اهميت است.
بررسي هاي انجام شده در ايالات متحده، اروپا و كشورهاي جنوب شرقي آسيا نـشان ميدهد كه اگر آموزش هاي كارآفريني در كنار ساير اقدامات ترغيب كننده و تـسهيلكننده قرار گيرند، اثربخشي قابل توجهي خواهند داشت. ( شهركي پور، بني سي، 1384) در دههي 70 ميلادي دانشگاههاي آمريكا به خاطر چيرگي بر توسعهي فناوريهـايجديد و عدم انتقال آن به شركتها و بخش خصوصي مورد انتقاد قرار گرفتند. تـا ايـنكه كنگرهي آمريكا قانون “باي دل”1 را جهت “يكسان سازي حق امتياز” تصويب كرد.
اين قانون محدوديت بهرهگيري از مالكيت حق امتيـاز را بـراي دانـشگاههـايي كـه ازكمك هاي دولتي استفاده مي كردند مرتفـع مـي سـاخت (Feldman, Link, & Siegel, 2002).
بررسيها نشان داد كه اين قانون ، دانشگاه را به نيروهـاي اجرايـي و كارآفرينـاني كه به دنبال تجاريسازي تكنولوژيهاي دانـش بنيـان هـستند ، نزديـكتـر مـي كنـد (Jensen & Thursby, 2001, p.91, pp.240-259).
به دنبال اين قانون بسياري از دانشگاه ها براي مديريت و حفاظت از دارايي فكريشان،
دفاتر انتقال تكنولوژي 2 راهاندازي كردند. نقش اين دفاتر كه گاهي دفـاتر حـق امتيـاز

.1 Bayh-Dole
.2 Technology Transfer Offices
تكنولوژي1 نيز ناميده ميشوند، تسهيل انتقال دانش تجاري (گـسترش تكنولوژيـك) از طريق دادن حق امتياز اختراعات و ساير شكل هـاي دارايـي فكـري منـتج از تحقيقـاتدانشگاهي به صنايع بود، به طوري كه حق امتياز دانشگاهها از 300 مورد در سال 1980 به 3700 مورد در سال 1999 رسيد.
مهمتر از آن، محصولات زيادي از صنايع كليدي استراتژيك يا فنـاوري بـالا (Hi-Tech) از جمله رايانه، داروسازي، بيوتكنولوژي و… از طريق فرآيند انتقال تكنولوژياز دانشگاه به صنعت2 توسعه پيدا كردهاند.
مراجع ذينفع اين فرآيند (هيأت علمي دانشگاه، كاركنـان اداري و مـديران بخـشخصوصي) انگيزه ها و رفتارهاي گوناگوني دارند و در محيطهاي متفاوتي كار ميكننـد ، بديهي است كه مخالفت و سوءتفاهم در مورد فرآيندUITT و چگونگي مـديريت آنوجود دارد . با اين حال فلسفهي “سازمان بدون مرز” كه تغييراتـي را در شـركتهـاييمانند جنرال الكتريك ايجاد كرده است تأييد ميكند كه مرزهاي بـين يـك شـركت،مشتريان و تأمين كنندگان آن(مانند دانشگاه) بايد كمرنگ شـود (Ashkenas, Ulrich, Jick, & Kerr, 1995).
در اين مقاله سعي شده تا برنامههاي آموزشي اجرا شده در داخل كشور و مـدلهـايآموزشي بعضي از كشورهايي كه در ايجاد SME هاي تكنولوژي محور يا دانش بنيـانموفق اند، بررسي شده و مدلي جديد براي اين امر در كشورمان پيشنهاد شود.
اهميت آموزش كارآفريني
برخي از صاحب نظران اعتقاد دارند علم كارآفريني مبني بر يك فعاليت و تفكـر نـوارثي است و قابل ياددهي و يادگيري نخواهد بود. اين نظريه كه در دههي شصت و حتي هفتاد ميلادي به شدت به آن توجه شد، تأثير آموزش مهارتهاي كـارآفريني را بـراي

21. University to Industry Technology Transfer (UITT) Technology Licensing Offices
توسعهي اين دانش كاملاً منتفي ميدانست. ولي با تغييرات در فـضاي اقتـصادي دنيـا وشكلگيري نسل جديدي از كارآفرينان نوانديش كه با بهرهگيري از دانش روز زمينـهي شكوفايي و پذيرش در بازارهـاي گونـاگون را ايجـاد كردنـد، باعـث شـد كـه رشـدانفجارگونهي فعاليتهاي كارآفريني، رشد كمي كارآفرينان در صحنهي اقتصاد و در پي آن نظريهي توارثي بودن كارآفريني جاي خود را به كارآفريني آموزشي بدهـد. رونـدرشد كارآفريني و تأثير آموزشهاي كارآفريني در اواخر دههي هـشتاد مـيلادي و بـهدنبال آن توسعهي آموزشهاي تخصصي كارآفريني در دههي نود نـشان مـيدهـد كـهآموزشهاي كارآفريني نه تنها باعث رشد كمي كارآفرينان شد بلكه موجب تحـول درنسلهاي كارآفريني و ارتقاء سطح مهارتهاي كارآفريني بهويژه در طراحي راهبردهايكسب وكار و مديريت بنگاه داري با توجه به تغييرات سريع در حوزه ي اختياري ميشد.
نقش آموزش عالي در توسعه ي اقتصادي
بنگاه دانشگاهي بعضي اوقات پيشتر از تحول و گاهي پس از آن به سـوي اقتـصاددانش بنيان در تغيير است. با توجه به اين كه اقتصاد بيشتر بهعنوان يك منبع دانش بنيانعمل مي كند، توليد دانش علمـي ماننـد يـك بنگـاه رسـانهاي، اقتـصادي شـده اسـت (Machlup, 1962). دانش يك موتور جايگزين رشد اقتصادي براي سـه منبـع سـنتي:
زمين، نيروي كار و سرمايه پديدار شده است. در بيشتر بخشها، رشد فناوريهاي مرتبطبا علم، خارج از چارچوب مدل هاي اقتصادي بـاقي مانـده اسـت (Freeman & Soete, 1997, p.3). حتي به عنوان محدوده ي نهادي علم و اقتصاد، دانـشگاه و صـنعت، كـه تـاكنون نسبتاً مجزا و متمايز بودند، اغلب از طريق ابتكارات دولتي بهصورت منسجم به همپيچيده شده اند و بيشتر انتظار ميرود كه بازيگران كليدي اقتصاد، شركتهايي باشند كهحداقل همكار نزديك يك دانشگاه يا ساير مؤسسات توليد دانش باشد.
در نيمهي دوم قرن بيستم، توسعهي صنايع جديد بر تحقيقات دانشگاهها استوار شـد. دانشگاهيان و صاحبان صنايع، با يكديگر ارتباط برقرار كردند كه شامل مشاوره، قرارداد تحقيقاتي، تأسيس مراكز تحقيقاتي و تشكيل شركت مي شد.
به موازات تحول در مأموريت دانشگاه، عقلانيت دانشگاه نيز متحول شـد. تحـول درعقلانيت دانشگاه را از سه بعد هدف فعاليت، روش تأمين مالي فعاليت و ترفيع اعـضايهيأت علمي ميتوان تحليل كرد. قبل از اين، دانش يك كالاي عمومي محسوب ميشد، بنابراين هدف تحقيقات دانشگاهي افزايش و بسط دانش انساني بدون توجه بـه كـاربردعلمي بود . از اين رو، تنها دو روش براي بهرهبرداري از آن وجود داشت: 1) آمـوزش،جهت ايجاد فرصتهاي لازم براي دانشجويان بـه منظـور كـسب دانـش 2) انتـشارا ت (كتاب، مقاله و كنفرانس) كه به فرآيند انباشت دانش كمك مـيكـرد . از ايـن نظـرمعياري كه اكثر دانشگاهها براي ترفيع اعضاي هيأت علمي خود بـه كـار مـي گرفتنـد،مبتني بر كميت و كيفيت نوشتهها و انتشارات علمي بود و اعضاي هيأت علمـي نيـز ازنشر دانش خود، اعتبار كسب ميكردند (اتزكويتز، 1998). بر اين اساس ، قبل از دههي 1990، محققان اقتصادي براي تحليل رفتار تحقيقاتي دانشگاه از معيـار كـسب حـداكثرمطلوبيت توسط دانشگاهيان استفاده مي كردند.
در سالهاي اخير ، اين روش كارايي خود را براي تحليل رفتار تحقيقـاتي دانـشگاه وتبيين تغييرات جاري در سيستم دانـشگاهي از دسـت داده اسـت، از ايـن رو بعـضي ازمحققان عقلانيت جديدي را معرفي كردهاند كه ميتـوان آن را كـسب حـداكثر تـوانرقابتي براي جذب منابع مالي و نيروهاي دانش مدار ناميد (گيونا، 1999).
در گذشته،كارآفريني مبتني بر منابع مادي و تجربه بـود. امـا از اوايـل دهـه 1990، پديدههاي نوآوري مبتني بر دانش، كارآفريني مبتني بر دانش و اقتصاد مبتني بر دانـشدر تعامل با يكديگر رشد و توسعه پيدا كردهاند. در واقع ، علت اصلي ظهور اقتصاد مبتنيبر دانش، پيدايش نوآوري و كارآفريني مبتني بر دانش بوده است. تجربههـاي آمـوزشكارآفريني در بعضي از كشورها بدون درنظر گرفتن فرهنـگ و مـذهب خـاص نـشانميدهد با آموزش كارآفريني ميتوان كارآفرين تربيت كرد و بـا پـژوهش مـيتـوانكارآفريني كرد . دانشگاه به دليل داشتن ويژگيهاي پايه مانند سرمايهي انساني درقالبدانشجو و اعضاي هيأت علمي محل مناسبي براي نوآوري مبتني بر دانش است. از اين رو دانشگاه بهعنوان مهمترين مرجع توليد و اشاعهي دانش جديد ميتواند كـارآفريني كنـد(نجفي مقدم، 1385).
بنگاهي كه از دانشگاه مشتق ميشود، تـنشهـاي تجـاريسـازي را كـاهش داده ومكانيسمي را براي حركت منافع اقتصادي دانش و تكنولوژي در سطوح ملي و منطقـه اي فراهم ميكند. در واقع، بنگاه مشتق از دانشگاه، بنگاهي است كه بـر مبنـاي ايـدههـايتكنولوژيك توسعه يافته به وسيلهي اعضاي دانشگاه (اعضاي هيأت علمـي، كاركنـان ودانشجويان ) توسط دانشگاه تأسيس مي شود (راپرت و همكاران، 1999).
كارآفريني مبتني بر علم، سيستم پيچيدهاي است كه عوامل بسياري در شكلگيـري،عملكرد و توسعهي آن مؤثر هستند. كميت و كيفيت اين عوامل در كشورهاي مختلف،متفاوت بوده و بر اين اساس، عملكرد و سطح توسعهي كارآفريني مبتني بر علم نيـز درآنها گوناگون است.
تحقيقات كارآفريني دانشگاهي
كارآفريني دانشگاهي عبارت از حل مسايل علمي جامعه، دولت و بنگـاههـا ، ايجـادزمينه ي توسعهي نوآوري در اعضاي دانشگاه، عرضه ي نتايج تحقيقات دانشگاهي به بازار، توليد و عرضهي فناوري هاي جديد و نوآوري در گسترش مرزهاي دانش بـشري اسـت (يدالهي، 1384).
از كارآفريني دانشگاهي سه معني استنباط مي شود:
دانشگاه به عنوان يك سازمان، كارآفرين باشد؛
اعضاي دانشگاه مانند استادان، دانشجويان و كاركنان رفتار كارآفرينانه داشته باشند؛
از تعامل دانشگاه با محيط، جرياني از الگوهاي كارآفريني ايجاد شود.
سه محقق كه به طور جدي بر روي ارتباط زيرمجموعههـاي كـارآفرين دانـشگاهي
تحقيق كرده اند عبارتند از: جونز- ايوانز1(1987)، ديكسون1 (1988) و بايرلي2 (2002).

1 jones-Evans
جونز- ايوانز در مطالعهي كارآفرينان فني متوجه اين نكته شـدند كـه قابليـتهـايكارآفريني، فاكتور مهمي در توسعهي شركتها است . در اين تحقيق، كارآفريناني، فني شـناخته شـده انـد كـه دانـش مـدار هـستند، پـيش زمينـه ي علمـي و فناورانـه دارنـد و در مراكـ ز آموزشـ ي و آكادميـ ك بـ الاتر از سـ طح آزمايـ شگاه كـ ار مـ ي كننـ د (Cooper, 2000, p.237).
ديكسون سه نوع كارآفرين را بر اساس نقش آنها در دانشگاه شناسايي كرد:
كارآفرين دانشگاهي، كسي است كه با فعاليت هاي كارآفرينانه درگير ميشود، اما به آن فقط به عنوان يك موضوع فرعي در كارها و فعاليت هاي دانشگاهي مي نگرد.
كسي كه تمام وقت در كسبوكارهاي مخاطره آميز بوده و لازم است كه به مـسائلمهم علمي نيز توجه نمايد.
كارآفرين دانشگاهي كسي است كه داراي شايستگي و صلاحيتهاي علمي كسب وكار بوده، در شرايط مخاطرهآميز عمل كرده و علم را به عنوان كسب وكار در نظـر
.(Dickson,1998,p.35) مي گيرد
بايرلي (2002) سه نوع مختلف اسپين آف3 را شناسايي ميكند:
spin-off رسمي : توسط يك يا تعداد بيشتري دانشجو ايجاد ميشود، يعني كـسانيكه از دانشگاه خارج ميشوند تا شركتي را شكل دهند. بايرلي اين افراد را به عنـوانكارآفرين دانشگاهي در نظر ميگيرد.
spin-off تكنولوژي: جايي كه مدير يا سرمايهگذار بيرونيIP يا مالكيت معنـوي
(سرمايه فكري ) را از دانشگاه ميخرد و يك شركت جديـد را ازآن طريـق شـكلمي دهد.

21Birley Dickson
spin-off: 3واژه ي spin-off به كسبوكارهايي اطلاق ميشود كه تحت يك نشان تجاري (Brand) خاص بوده ولي از لحـاظاستراتژي توليد و اداره كردن كسبوكار كاملاً مستقل هستنند و فقط بايد براي شركت اصلي، تحت نشان تجاريخاص فعاليت كنند.
spin-off نام تجانس: شكل غالبspin-off در دانـشگاه اسـت كـه تركيبـي ازمخترع و سرمايه گذاري دانشگاهيان است.
اين سه محقق در زمينه هاي متفاوتي تحقيق نموده اند:
جونز- ايوانز (1987) در زمينهي شركت هايي كه بر اساس تكنولوژي بنا شده است.
ديكسون (1988) در زمينه ي تجاري كردن دانش دانشگاهي.
بايرلي (2002) در زمينهي كشف كارآفريني و تغيير نقش دانشگاههـا در جامعـه وادغام كارآفريني دانشگاهي.
نقطهي اشتراك اين مطالعات كمك ميكند تا هفت ويژگي كارآفرين دانشگاهي را شناسايي كنيم:
كارآفرين دانشگاهي كسي است كه با ملاحظات بين رشتهاي و با استراتژي انتقـالتكنولوژي و فرصتهاي ايجاده شدهي ناشي از سرمايهي فكري1 (IP) دانشگاه، درسراسر شركت هاي مبتني بر تكنولوژي، تعادل برقرار ميكند.
يك زمينه ي رشتهاي است كه مقبوليت دانشگاه را در دورههاي ويژه تعيين ميكند.
يك زمينه ي دانشگاهي است كه به طور فزاينده سرمايهي دانش سـازماني را ماننـدسرمايه ي انفرادي به خوبي تشخيص ميدهد.
مؤسسان شركت هاي مبتني بر تكنولوژي با صلاحيت بر اساس دانش خاص.
دخالت دانشگاه در تجاري كردن دانش سازماني.
دخالت دانشگاه در خلـق، حمايـت علـم و مهندسـي كـردن آن در شـركتهـايتكنولوژي محور.
دانشگاهيان كارآفرين كساني هستند كه مستقل از دانشگاه با شركتهاي مبتني بـرتكنولوژي درگير ميشوند.

1. Intelectual Property
فرآيند انتقال تكنولوژي از دانشگاه به صنعت(UTTT)
تحقيقات بسياري بر روي جريان انتقال فناوري در يك سازمانR&D بزرگ يـا ازيك زيربخش R&D به شركت بزرگتر انجام شده است (Allen, 1984). اما تمركز ما بر فرآيند UITT يا انتقال تجاري دانش علمي از دانشگاه به شركت ها است.
مراجع ذينفع كليدي درUITT عبارتند از 1) دانشمندان و دانشجويان دانشگاه كـهفناوري هاي جديد را كشف ميكنند. 2) مديران و كاركنان فناوري دانشگاه كـه رابـطبين دانشمندان آكادميك و صنعت هستند و داراييهـاي فكـري (معنـوي ) دانـشگاه رامديريت مي كنند. 3)كارآفرينان و شـركتهـايي كـه فنـاوري هـاي دانـش بنيـان راتجاريسازي ميكنند. البته موارد ياد شده ليست كاملي از آنان نيـست . بـه عنـوان مثـالدولت نيز كه تأمين مالي بسياري از پروژههاي دانشگ اهي را بـر عهـده دارد مـيتوانـدبه عنوان ذي نفع در نظر گرفته شود. يك دانشمند اختراع خود را با ثبت در دفتـر انتقـالفناوري افشا ميكند. دراين جا است كه مقامات دانشگاه بايد در مورد ثبت حـق امتيـازاين نوآوري براي حفاظت از دارايي فكري خود تصميمگيري كنند و اين امـر هزينـه ي زيادي دربر خواهد داشت. زيرا بايد پتانسيل تجاري سازي آن توسط TTO1 بررسي شود.
اغلب، درخواست فناوري يك شريك از صنعت توجيه لازم را براي ثبت حق امتياز آنفراهم ميكند. از آنجا كه بيشتر دانشگاهها بودجهي اندكي براي ثبت حق امتيازها دارند،بايد تصميم اساسي اتخاذ شود، به ويژه هنگامي كه دانشگاه به دنبال يك حفاظت جهانيبراي حق امتياز باشد، كاملاً گران خواهد بود. دانشگاه ميتواند حفاظـت ملـي امتيـاز رادرخواست كند زيرا فناوري را با هزينه ي كمتري محافظت ميكند.
هنگامي كه حق امتياز اعطا شد، برخي اوقاتTTO ميتواند به همراه هيأت علمـيبه بازاريا بي فناور ي اقدام كند . اعضاي هيـأت علمـي مـيتواننـد در فرآينـد شناسـاييشركتهاي بالقوهي امتيازپذير مشاركت كنند. مرحلهي بعد شامل كار با شـركتهـاي

.1 Technology Transfer Offices
خصوصي يا كارآفرينان نوپا (شركتهاي تازه تأسيس) براي مـذاكره در مـورد يـكتوافق نامه حق امتياز براي دارايي فكري است. توافق نامه ميتوانـد شـامل منـافعي ماننـداجازه ي حق امتياز يا سهمي در شركت هاي تازه تأسيس براي دانشگاه باشد.
در آخرين و پنجمين مرحله، فناوري تبديل به محصول، تجاري مـيشـود . دانـشگاهممكن است ارتباط كاري خود را با شركت، با ارائه منابع جديد بـه منظـور فعـال نگـاهداشتن توافقنامه جاري ادامه دهد. به علاوه، ممكن است اعضاي هيأت علمي بـه عنـوانمشاوران فني يا اعضاي هيأت مديره و داراي سهم در شركت تازه تأسيس خدمت كنند.
نمونه ي دانشگاه كارآفرين
ايالات متحده امريكا زادگاه دانشگاه كارآفرين است. اولين سـازمانهـاي مـشتق ازدانشگاه از دانشگاههاي مشهورMIT و استانفورد سرچـشمه گرفتنـد و مجموعـههـاييپرآوازه چون دره ي سيليكون و روتي 128 را تشكيل دادند. طي بيـست سـال گذشـته،تعداد دانشگاههايي كه در آموزش دانشجويان مقطع كارشناسي مشغول بودهانـد ، هـشتبرابر و به 200 دانشگاه افزايش يافته و حجم حق امتياز چهار برابر شده است (ماووري وشِين، 2002). در دههي نود، سالانه حدود 150 شركت از دانشگاهMIT مشتق مـيشـد،طوري كه در سال 1997 حدود 4000 شركت مشتق از اين دانشگاه وجـود داشـت كـهبيش از يك ميليون نفر در آنها شاغل بودنـد و سـالانه 232 ميليـارد دلار در سرتاسـرجهان فروش داشتند. البته وضعيت دانشگاهMIT از نظر نرخ تـشكيل بنگـاه مبتنـي بـردانش در جهان، يك استثنا است. اما بعضي ديگر از دانشگاهها در ايالات متحـده نقـشاساسي در ايجاد شركتهاي مبتني بر دانش دارند كه از جملـه مـيتـوان بـه دانـشگاهاستانفورد در كاليفرنياي شمالي، دانشگاه تگزاس در آستين و دانـشگاه كمبـريج اشـارهكرد (استيفنسون، راجرز، و اسپيكمن، 2001).
آموزش كارآفريني در دانشگاههاي كشور
اگرچه اكثر دانشگاهها با جديت به آموزش كارآفريني روي آورده اند و نسبت بـهتغيير در گرايش، دانش و مهـارت دانـشجويان همـت مـي گمارنـد و رونـد آمـوزشكارآفريني رو به رشد است، اما آيا اين آموزشها توانسته است به اهداف خـود دسـتيابد؟
دانشگاه در كنار آموزشهاي علمي و گاهي مهارتهاي فنـي رشـتهي مـورد نظـر، آموزش كارآفريني ارائه ميكند. اين امر سبب ميشود دانـشجوياني كـه ويژگـيهـايكارآفرينانه را از خانواده با خود آوردهاند و در كنار آن آموزش كارآفريني ديدهانـد و احتمالاً با قهرمانان كارآفريني در كشور و دنيا آشنا گشتهاند، تمايل به راهاندازي كسبو كار پيدا كنند . بالطبع عده اي از فارغ التحصيلان كسب وكار مورد علاقـه ي خـود را بـاكمكهاي خانواده يا بانك، راهاندازي ميكنند اما كسب و كار ايجاد ش ده بـراي رشـدنياز به هدايت دارد و از طرفي مديرSB 1 نيز نياز دارد تا مديريت شـود. در حـالي كـهدانشگاه ديگر خود را در ادامه ي كار مسئوول نميداند.
در اين وضعيت، با توجه به ارتباطـات درون بـازار كـه در دانـشگاه آمـوزش دادهنمي شود و رويارويي با مشكلات كسب و كارهاي نوپا، باعث دلسردي در آن كسب وكار شده و نتيجهي آن نه تنهـا تفـاوت چنـداني بـا كـسبوكارهـايي كـه توسـط افـرادغيردانشگاهي ايجاد ميشود، ندارد بلكه اين افراد دچار يأس شده و نسبت به كسبوكار بدبين ميشوند و سرانجام آن، دوباره كاري و اتلاف منابع دانشگاه و دانـشجويان خواهـ د بود.
در اين رابطه با 45 نفر از مالكان كسبوكار كه 26 نفر آنها تحصيلات دانـشگاهي داشتهاند مصاحبههايي انجام شده و سؤالات ساده اي از اين قبيل مطرح شد:
قبل از شروع، چه عقيده اي نسبت به ايجاد كسب و كار داشتيد؟
آيا اكنون به اهدافي كه داشتيد دست يافته ايد؟
در چه مرحلهاي از رشد هستيد؟

.1 Small Business
آيا قصد توسعه ي كسب و كار خود را داريد؟
ترجيح مي دهيد پس از اين، كار مند شويد يا كسب و كار را با همه مشكلاتش ادامه ميدهيد؟
از آنجا كه اكثر آنها كسبوكار را فرآيندي فراشخصي ميدانستند، نظراتي داشـتندكه وجود حلقه يا حلقههاي م فقودهاي را در فرآيند آموزش و ايجاد كسبوكـار تأييـدميكرد.
هر چند ممكن است اين مصاحبه به دليل عدم نمونهگيري صـحيح و اجـراي آن درمحدودهي يك شهرك صنعتي، غيرقابل است ناد باشد ، اما اين فرصت را به ما ميدهـد تـابازبيني دقيقتري نسبت به كارآفريني دانشگاهي داشته باشيم.
مدل ايجادSME هاي دانش بنيان
در اين مدل، دانشگاه به عنوان ركن اصلي در ايجاد كسب و كار دانش بنيان مطـرحاست.
در سيستم كارآفريني دانشگاهي، وروديها عبارتند از: دانشجو، استاد، آموزشهـايعلمي و مهارتي، آموزشهاي كارآفريني و… كه خروجيهايي از قبيل فارغالتحصيل يـادانشآموخته در رشتهي مورد نظر و مهمتر از آن كسبوكارهاي ايجاد شـده و دانـشپيشرفته ي حاصل از تعامل آنها با يكديگر را در بر خواهد داشت.
در وضعيت فعلي، سيستم دانشگاه مانند صنعت كار خود را بـه خـوبي انجـام داده وديگران نيز به همين شكل راه خود را ادامه ميدهند، بدون آن كه نياز هاي يكديگر را بهدرستي پوشش دهند. بازخوردهايي كه ميگيرند نيز اگر چـه ممكـن اسـت بـه بهبـودوضعيت هريك كمك كند، اما شكاف بين آن ها را پر نميكند.
در سيستم جديد، هر يك از سيستمهاي صنعت، دانشگاه وSME هاي دانش بنيـانبايد به شكل يك زيرسيستم1 كه فعاليتهايشان بر يكديگر و خروجيهاي سيـستمتاثيرگذار است، عمل كنند.
در اينجا دانشگاه علم و مهارت را توسط استادان برجسته به دانشجو ارائه ميكند. اما دانش و تجربيات آنها در اين حـوزه بـه عنـوان فيلتـري در آمـوزش صـحيح وبيطرفانه، عمل ميكند و اين گونه تداعي ميشود كه تجربيات و دانش بيگانه ، مـي-تواند مشكلات صنعت را به طور مطلق حل كند و به عبارتي بوميسـازي مـدلهـايآموزشي و مدل هاي ايجاد كسب و كار ساير كشورها، بيشتر مورد توجه است.

1699265005

كارآفريني

آموزش

)
كار

و

كسب

قهرمانان

توسط
دانشگاه
(

سرمايه
ذاري
گ
مخاطره

دانشگاهي

آميز
)
VC
(

شكل

به

دروس

آموزش
كاربردي

)
برجسته

استادان

توسط
(

دروني

دانش

افزايش

ارائه
خ

ي
صنعت

به

دمت

)
مي

برطرف

صنعت

نياز

شود
(

تشكيل
SMEs
دانش

بنيان

)
مولد

اشتغال

ايجاد
(

مشاوره

كسب

ي

وكار

)

و

ايجاد

در

كمك
اداره
(

دانشگاه

)
رهبري

قدرتمند
(

پيشرفته

و

جديد

علم

)
تجربه

دانش

جديد
،

دانش

صنعت
،

ي
مدير
(

اجتماعي

محيط

محيطفناوري

كارآفريني

آموزش

)

كار

و



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 61-79-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 80-61

شناسایی و اولویت بندي رایجترین روشهاي تأمین مالی خودراهانداز در
کسب وکارهاي نوپاي حوزه IT

هستی چیت سازان1 – کامبیز طالبی2- امیر محبعلی3
استادیار، گروه کسب و کار، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران .
دانشیار، گروه کسب و کار، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
کارشناس ارشد مدیریت کارآفرینی، دانشکده کارآفرینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

تاریخ دریافت: 21/10/1395 تاریخ پذیرش: 25/01/1396

چکیده
تأمین مالی مناسب یکی از مشکل ترین و پیچیدهترین عناصر در فرایند راه اندازي کسب و کارهاي کارآفرینانه است .این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندي رایجترین روشهاي تأمین مالی خودراهانداز در کسب وکارهاي نوپاي حوزة IT انجام شده است. روش تحقیق بر حسب هدف از نوع کاربردي و برحسب گردآوري اطلاعات، آمیخته- اکتشافی میباشد. در بخش کیفی با استفاده از ابزار مصاحبه هاي نیمه ساختار یافته با کارشناسان و خبرگانی که در حوزة تأمین مالی شرکت هاي نوپاي صنعت IT فعالیت داشته اند، به شناسایی رایج ترین روش هاي استفاده شده پرداخته و در بخش کمی پژوهش، با استفاده از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی به اولویت بندي این معیارها اقدام شد . بدین منظور پرسشنامهها میان نمونۀ آماري توزیع و داده هاي بهدست آمده با استفاده از نرمافزار اکسپرت چویس تحلیل و وزن هر یک مشخص شد. در بخش کیفی نمونه گیري به شیوة هدفمند بوده و حجم نمونه تا رسیدن به کفایت دادهها تعیین شده است و در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران تعداد 220 شرکت با استفاده از نمونه گیري تصادفی ساده انتخاب شد. یافته ها بیانگر آن است که خوشۀ تأمین مالی شخصی صاحب شغل بهعنوان رایجترین شیوة تأمین مالی خودراهانداز شناسایی شد و بعد از آن بهترتیب خوشههاي پرداختهاي تأخیري، خوشۀ توقف حسابهاي دریافتنی، خوشۀ حداقل کردن هزینههاي سرمایه گذاري و در نهایت خوشۀ اشتراك منابع به ترتیب در رده هاي دوم تا پنجم قرار گرفتند.

واژه هاي کلیدي: تأمین مالی خود راه انداز ،تأمین مالی کارآفرینی ،فرایند تحلیل سلسله مراتبی، کسب و کارهاي نوپاي حوزة IT

Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
تــأمین مــالی مناســب یکــی از مشــکل تــرین و پیچیــده تــرین عناصــر در فراینــد راه انــدازي کســب و کارهــاي کارآفرینانــه اســت کــه نقــش بســیار مهمــی را در راه انــدازي و توســع ۀ کسب و کارهاي نوپاي کارآفرینانه برعهده دارد. رویکردهاي متنوعی که در حوزة تـأمین مـالیکارآفرینی وجود دارد، انتخاب ها و تصمیمات متعددي را در اختیار کارآفرینـان قـرار مـی دهـدکه خود می تواند موجب پیچیدگی بیشتر این فرایند شود . کارآفرینـان در شـروع کسـب و کـاربای د ب ه دنب ال ی افتن روش ه اي دیگ ري غی ر از روش ه اي س نتی، ب راي ت أمین م الی باش ند((Winborg, 2009. این روش ها در ادبیات تـأمین مـالی کـارآفرینی بـه روش هـاي تـأمین مـالیخودراه انداز1 شهرت دارند. تأمین مالی خود راه انداز بهعنوان دسترسی به منابع بدون وابستگی به منابع مالی خارجی بلند مدت تعریف شده است. روش هاي تأمین مالی خـودراه انـداز روش هـايبسیار خلاقانه براي دسترسی به منابع مالی بدون استفاده از وام و فروش سهام هستند .این پدیده ،در حقیقت، تبدیل سرمایۀ انسانی به سـرمای ۀ مـالی اسـت و اکثـر قریـب بـه اتفـاق شـرکتهـايکارآفرینی از طریق این فرایند بسیار خلاق اقدام به تأمین مالی مـی کننـد Freear et al., 1995)).
توانایی کارآفرین در تأمین مالی از طریق روش هاي تأمین مالی غیرسنتی نشان دهنـد ة شخصـیتکارآفرینانۀ صاحب یک کسب و کار جدید است.
هرچن د بیش تر ادبی ات م الی ک ارآفرینی ب ر ت أمین م الی خ ارجی از طری ق س هام توس طسرمایه گذارانی مانند فرشتگان کسبوکار و سرمایه گذاران مخاطره پذیر متمرکز شـده انـد، امـاکسبوکارهاي نوپا و کوچک بهدلیـل عـدم تقـارن اطلاعـات و هزینـ ۀ مبادلـ ۀ بـالا ، دسترسـیمحدودي به منـابع خـارجی تـأمین مـالی دارنـد(Parkin, 2010) . از طـرف دیگـر، از آنجـا کـهسرمایۀ گردآوري شده از طریـق سـهام، بـه وجـوه تهیـه شـده در ازاي دادن بخشـی از مالکیـتشرکت اشاره دارد و در این صورت، کارآفرین داراي شرکاي جدیـد خواهـد شـد و بخشـی ازاستقلال کسب و کارش را از دسـت خواهـد داد (راجـرز، 1393)، اکثـر کارآفرینـان در مراحـل

1. Bootstrap Financing
اولیه تمایل زیادي به استفاده از این روش ندارند. بنابراین می توان گفت بزرگترین چالش پـیشروي کارآفرینان جذب منابع مالی خارجی نبوده، بلکه اتکاي حداقلی بـه ایـن منـابع مـیباشـد.
بهطور کلی ،راهبردهاي تأمین مالی خودراهانداز به دو دسته تقسیم میشـوند. دسـتۀ اول، شـاملراهبردهاي حداقلسازي نیاز به منابع مالی و کاهش هزینـه هـاي تـأمین مـالی اسـت. دسـتۀ دوم ،شامل راهبردهـایی اسـت کـه بـه کسـب منـابع بـدون اسـتفاده از مؤسسـات مـالی و بانـکهـا واستقراض خارجی میپردازند (2012 ,.Gartner et al). بـه طـور خـاص، روشهـاي تـأمین مـالیخ ودراهان داز شــامل اس تفاده از من ابع شخص ی ک ارآفرین، پرداخ ته اي ت أخیري، توقــف حساب هاي دریافتنی، حداقلسازي هزینههاي سرمایه گـذاري، اشـتراك منـابع و تـأمین مـالی ازطریق یارانه است (2001 ,Winborg & Landstrom).
براساس گزارش رقابت پذیري جهـانی منتشـر شـده توسـط مجمـع جهـانی اقتصـاد( 2017-
2016) ایران از نظـر شـاخص هـاي تـأمین مـالی در زمینـۀ دسترسـی بـه وام، رتبـه 124 و از نظـر دسترسی به سرمایه گذاري مخـ اطرهپـذیر رتبـه 110 را در میـان 138 کشـور بررسـی شـده دارد (Economic Forum, 2016/17 World). از اینرو کارآفرینان نه تنها در تهیۀ وام دچار چالش هـاو مشکلات زیادي هستند بلکه از نظر دسترسی به سرمایه گذاري خطرپذیر نیز در مضیقه هستند .
از آنجا که تأمین مالی جزء لاینفک تمام فعالیت هاي کارآفرینانـه مـی باشـد و از سـویی کشـورایران از لحاظ ساختار تأمین مالی طبق آمارها در شرایط نامطلوبی قـرار دارد، از ایـن رو اسـتفادهاز روشهاي تأمین مالی خودراه انداز بهویژه در شرکت هاي نوپـا مـی توانـد بسـیار مفیـد و کـاراباشد. استفاده از این روش ها حتی می تواند در کسب و کارهاي تثبیت شـده، بـه منظـور مـدیریتنقدینگی استفاده شود ، که نشان از اهمیت این روش ها در مدیریت و تأمین منابع مالی در طـولعمر شرکت ها دارد.
این پژوهش در راستاي تلاش براي بومی سازي مفهوم تأمین مـالی خـود راه انـداز در فضـايکارآفرینی کشور، در صدد است ضمن بررسی شواهد موجـود در زمینـۀ اسـتفاده از روش هـايخلاقانۀ تأمین مالی خودراه انداز توسط کسب و کارهـاي نوپـا در محـیط کسـب و کـار ایـران، بـهاولویت بندي این روش ها پرداخته و راه را براي مطالعـات آینـده در ایـن حـوزه همـوارتر کنـد. هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندي رایج ترین روشهـاي تـأمین مـالی خـودراهانـداز درکسب و کارهاي نوپاي حوزة IT در شهر تهران است .از اینرو پژوهش حاضر بهدنبال پاسـخ بـه این سؤال اصلی است که رایج ترین روشهـاي تـأمین مـالی خـود راهانـداز در کسـب وکارهـاي نوپاي حوزة IT کدامند و هریک از چه وزنی برخوردارند؟ از اینروبراي پاسخگویی بـه مسـألۀ تحقیق، در این پژوهش با استفاده از روش آمیختـ ۀ کیفـی -کمـی بـه شناسـایی و اولویـت بنـدي رایج ترین روشهاي تأمین مالی خودراه انداز در کسبوکارهاي نوپاي حوزة IT پرداختیم.
در ادامۀ مقاله، پس از بیان مبانی نظري و پیشینۀ پژوهش، روش شناسی پژوهش مطـرح شـدهاست. سپس، یافته هـاي پـژوهش بیـان شـده و در انتهـا نیـز بحـث و نتیجـه گیـري انجـام شـده وپیشنهادهایی ارائه میشود .
مروري بر مبانی نظري و پیشینۀ تحقیق
شرکتهاي نوپا در مقایسه با شرکت هاي تثبیت شده و بزرگ، در تـأمین منـابع مـالی مشـکلات بیشتري دارند. شرکت هاي نوپا هیچ گونه سابقۀ قبلی مالی و یا عملیـاتی نداشـته و بنـابراین هـیچاعتبار قابل ردیابی ندارند و همچنین در هر مرحله از مراحل توسعهاي خود با مشکلات منحصـربهفردي روبهرو میشوند (2004 ,Cassar). کوروسـتلوا و میکـویچ1 (2011) بیـان مـیکننـد کـهیکی از مشکلات رایج براي کسب و کارهاي نوپا جمعآوري سـرمای ۀ کـافی بـر اي راه انـدازي و شروع موفقیـت آمیـز کسـب و کـار اسـت و ایـن مسـأله یکـی از مهمتـرین محـدودیت هـا بـراي کارآفرینان بهشمار میرود. بنابراین، انتخاب هاي ممکن براي تأمین مالی شرکت هاي خصوصی جدید و کوچک، کمتر است .
بهطور معمول شرکت ها در ابتدا از منابع داخلی خود (جریان هاي نقدي ایجاد شده داخلی) براي تأمین مالی استفاده میکنند (Myers, 2001). البته، امکان دارد این شیوة تأمین مالی ناکافی بوده و منابع خارجی براي تأمین نیازهاي مالی اضافی بهکار گرفته شوند. براي تأمین مالی کسب و کار در مراحل بسیار ابتدایی، کارآفرینان از پس اندازهاي شخصی خود و

1. Korosteleva & Mickiewicz
جمع آوري کمک از دوستان و خانواده استفاده میکنند (2012 ,.Gartner et al). در اینمرحله، امور مالی شرکت با کسانی که آن را تأسیس کردهاند (کارآفرین) در هم تنیده وورشکستگی کسب و کار موجب ورشکستگی شخصی می شود (Coleman, 2007). وام هايبانکی، که بهطور معمول توسط دارایی هاي شخصی کارآفرینان تضمین شدهاند و بستانکاران تجاري، از منابع مهم سرمایه در مراحل اولیۀ کسب و کار میباشند. پس از آن، حفظ سود و تأمین مالی کوتاه مدت تبدیل به منابع اصلی تأمین مالی براي شرکت هاي کوچک می باشند.
کارآفرینان به حفظ کنترل شرکت، بهدلیل کسب اعتبار بهدست آمده از مالکیت کسب و کار، قدرت تصمیم گیري در راهبرد کسب و کار و استقلال از مقام مافوق تمایل دارند و از اینرو برخی کارآفرینان ممکن است از به کارگیري سرمایه گذاران مخاطره پذیر1 و فرشتگان کسب و کار2 در مراحل اولیه خودداري کنند .سرمایه گذاران مخاطره پذیر بهطور معمول نقشی فعال در شرکت هاي سرمایه پذیر خود بازي کرده که شامل ارائۀ مشاورة راهبردي، خدمات منابع انسانی و پشتیبانی در بازاریابی محصولات است. سرمایهگذاران مخاطرهپذیر بهمنظور کاهش مسائل ناشی از عدم تقارن اطلاعات و از آنجا که کسب اطلاعات بیشتر مشمول سپري شدن زمان است، اغلب از طریق تأمین مالی چندمرحلهاي اقدام به سرمایه گذاري می کنند. با این حال، صرف نظر از مزایاي سرمایهگذاران مخاطرهپذیر، امکان دارد این منبع تأمین مالی براي کارآفرینان بسیار گران تمام شود. چرا که بهطور معمول نرخ بازگشت سرمایه گذاري بالایی را طلب میکنند (Denis, 2004).
راب و رابینسون3 (2010)، بیان می کنند که اگرچه سرمایه گذاران غیررسمی مهم هستند اما وام هاي بانکی و کارت هاي اعتباري تجاري منابع اصلی تأمین مالی براي شرکت هاي نوپا در طول سال اول فعالیتشان است. کسب و کارهاي نوپا دسترسی به بازارهاي سرمایۀ رسمی نداشته و در نتیجه مجبور هستند بر تأمین مالی غیر رسمی و تأمین مالی خود راه انداز تکیه کنند.

Venture capitalists (VCs)
Business angels
Robb & Robinson
از تأمین مالی جمعی1 نیز در سال هاي اخیر براي تأمین مالی کسب وکارهاي نوپا استفاده شدهاست. ایبن و جانسون2 (2006) تأمین مالی خود راه انداز را به صورت ترکیبی از روش ها کهموجب کاهش نیاز به سرمایۀ کلی مورد نیاز براي شروع کسب و کار، بهبود جریانات نقدي واستفاده از منابع شخصی براي تأمین مالی می شود، تعریف می کنند.
نظر به منابع محدود شرکت هاي نوپا، آن ها در تلاش براي استفادة اثرگذارتر از منابع مالی خودراهانداز بوده و اگر در این امر موفق شوند به یک مزیت رقابتی قدرتمند دست پیدا می کنند (9002 ,Timmons & Spinelli).
همیلتون3 (2001) به بررسی فرهنگ شرکتهاي تجارت الکترونیکی که به شیوة خودتأمینی4 پا به عرصۀ فعالیت گذاشتهاند، پرداخته است. او کارآفرینانی که با سرمایۀ شخصی شروع به فعالیت کردهاند را بهعنوان خودراه انداز هاي کلاسیک شناسایی کرده که اغلب با استفاده از کارت هاي اعتباري، وامهاي مسکن ثانویه و یا صندوق هاي بازنشستگی به دنبال رسیدن به آرزوهاي خود بودهاند.
کول5 و همکاران( 2005) بیان کردند که بهرغم استفادة گسترده از کارت اعتباري در تأمین مالی، در عمل کمبود شدیدي در زمینۀ پژوهشهاي دانشگاهی در استفاده از کارت هاي اعتباري کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهاي کوچک وجود دارد. افزونبر استفاده از کارت هاي اعتباري، کارآفرینان خودتأمین تمایل به استفاده از منابع شخصی داشته و از راهبردهاي خلاقانۀ دیگري نیز که ممکن است در اختیار خود داشته باشند، سود میبرند.
افزون بر روشهاي تأمین مالی خودراهانداز ملموس، شبکه هاي اجتماعی یک روش نامشهود و متداوم در این زمینه است. شبکه هاي روابط راهبردي ایجاد شده توسط کارآفرینان

Crowdfunding
Ebben & Johnson
Hamilton
Self-funded
Cole

به آنها امکان دسترسی به منابع لازم را میدهد. با ایجاد یک شبکۀ راهبردي و یا افزایشسرمایۀ اجتماعی، کارآفرینان می توانند به جمع آوري و سازماندهی منابع لازم براي عملیاتکسب و کار بپردازند (Schofield, 2015). تنوع و افزایش منابع در شبکه هاي اجتماعی برايکارآفرین فواید زیادي دارد. کارآفرین اطلاعاتی در مورد جایگزینهاي تأمین مالی دریافت کرده و با سرمایهگذاري بر روي شبکه، به منابع دسترسی پیدا میکند (Jonnson & Lindbergh,
.(2013
هریسون1 و همکاران( 2004) در پژوهش خود دریافتند که 95 درصد کسب و کارها تعدادي از روش هاي تأمین مالی خودراه انداز را بهکار میبرند. آمار جهانی سال 2012 نشان میدهد تأمین مالی خود راه انداز همچنان روش اصلی شروع اکثر کسب و کارهاي نوپاست .80% کارآفرینان با استفاده از پس اندازهاي شخصی خود و قرض گرفتن از دوست و فامیل کسب و کار نوپاي خود را آغاز کردهاند. براساس مطالعۀ انجام شده توسط بنیاد کافمن ، پسانداز شخصی و کارت اعتباري60%، قرض از خانواده و اقوام 20%، سرمایه گذاران مخاطره پذیر 7%، فرشتگان کسبوکار 6%، استقراض از بانکها 5% و تأمین مالی جمعی 2% از منبع اصلی سرمایۀ اولیه براي شروع یک کسبوکار را به خود اختصاص دادهاند( Kauffman Foundation & Legalzoom, 2012).
محققان تمایل دارند که روشهاي تأمین مالی خود راه انداز را به گروههاي مختلف دسته بندي کرده تا به درك بهتري از تکنیک هاي مورد استفاده برسند. نیلی2 (2004)، 30 تکنیک مختلف تأمین مالی خود راه انداز را به خوشه هایی شامل منابع مالی شخصی یا وام و دیگر روش هاي استقراض توسط مالک، منابعی که از طریق روابط یا همکاري بهدست میآید. منابعی که از طریق مبادلۀ کالا با کالا یا خدمات بهدست میآیند، تأمین مالی از طریق مشتریان،

Harrison
Neeley
مدیریت دارایی و یا پول نقد، انواع مختلف اجاره، برون سپاري، یارانه ها و مشوق هاي دیگر ودر نهایت کمک هاي مالی بنیادهاي مختلف تقسیم بندي کرد .
وینبورگ و لندستروم1 (2001) روشهاي تأمین مالی خود راه انداز که پیشتر توسط فریر وهمکاران در سال1995 مشخص شده بود را مورد استفاده قرار داده و آن ها را با مصاحبههاي قبلی تکمیل کرده و به 32 روش تأمین مالی خود راه انداز دست یافتند. سپس، این روش ها به شش گروه، که از طریق تحلیل عاملی مشخص شد، تقسیم شدند. گروه اول روش “تأمین مالی مالک” نام گرفته بود و روش هایی را شامل میشد که در آن منابع بهطور مستقیم یا غیر مستقیم توسط مالک/ مدیر یا بستگان و دوستان کسب میشوند. گروه دوم شامل ابزار مدیریت وجوه نقد، از جمله مدیریت حسابهاي دریافتنی است و “حداقلسازي موجودي حساب هاي دریافتنی” نامیده می شود. گروه سوم شامل روش هایی است که در آن ها همکاري و به اشتراك گذاري، یک عامل مشترك است. این روش ها شامل به اشتراكگذاري و استقراض منابع از دیگران بوده و این گروه به نام “استفادة مشترك یا اشتراك منابع” شناخته میشوند.
روشهاي مختلف تأخیر در پرداخت به گروه چهارم اختصاص یافته و با عنوان “پرداختهاي تأخیري” شناخته میشوند. گروه پنجم، شامل روش هایی است که منجر به کاهش سرمایه گذاري در منابع شده و به نام “حداقل رساندن سرمایه گذاري” شناخته میشود. در نهایت، روشهاي مربوط به اخذ یارانه ها از سازمان هاي دولتی در گروه ششم و با عنوان “تأمین مالی از طریق یارانهها” قرار میگیرند .
بت شکن و سیف الدینی( 1389) در پژوهشی با عنوان کسب و کارها و منابع تأمین مالی متناسب با آن ها به طیفی از انواع منابع گوناگون تأمین مالی اشاره دارند که هر یک مناسب نیازهاي شرکت ها در شرایط مختلف هستند. محمودي عالمی و اسماعیلی عالمی( 1389) در پژوهشی در زمینۀ روش هاي تأمین مالی در طرح هاي کارآفرینانۀ بخش تعاون دریافتند که در این گونه طرح ها، روش هاي تأمین مالی شخصی و استفاده از بدهی به طور بهینه استفاده می شود

1. Winborg & Landström
اما روش هاي تأمین مالی داخلی و استفاده از سهام به طور مطلوب به کار گرفته نمی شود.
کریمی و بوذرجمهري( 1393) به تحلیل سازوکارهاي تأمین مالی در شرکت هاي تعاونی تولید کشاورزي پرداختند. نتایج بهدست آمده از پژوهش آن ها که با تکنیک مدلسازي معادلات ساختاري انجام شد، نشان داد که از بین سازوکارهاي تأمین مالی کسب و کارهاي کوچک و متوسط، اعطاي تسهیلات مالی با نرخ بهره پایین در بالاترین رتبه قرار دارد .
درموردپژوهش داخلی در زمینۀ تأمین مالی خودراهانداز صرفاً میتوان به پژوهش یوزباشی( 1393) با موضوع “تاثیرات تأمین مالی خودراهانداز بر عملکرد شرکت هاي نوپاي نانویی شهر تهران” اشاره کرد. در این پژوهش که به شیوة آمیخته انجام شده است ،12 مصاحبه در بخش کیفی انجام شد و مدیران 35 شرکت نوپاي فعال در حوزهۀ نانو بهعنوان جامعۀ آماري بخش کمی در نظر گرفته شدند که پس از تجزیه و تحلیل و طبق یافتههاي این پژوهش، استفاده از روش هاي تأمین مالی خودراهانداز به میزان 58/0 بر عملکرد شرکت هاي نوپاي نانویی شهر تهران اثرگذار بوده است .
به طور کلی، از مرور ادبیات و پیشینۀ تجربی پژوهش هاي خارجی مشخص میباشد که موضوع تأمین مالی خودراه انداز اهمیت بسیار بالایی در مباحث مربوط به تأمین مالی کارآفرینی دارد. با این وجود، بررسی پیشینۀ پژوهش هاي داخلی نشان میدهد تنها مطالعات معدودي وجود دارند که آن هم موضوعاتی مشابه را در حیطۀ کلی تأمین مالی کارآفرینی بررسی کرده و بهطور خاص بر تأمین مالی خودراه انداز متمرکز نشده اند و کمبود هاي جدي از ناحیۀ پژوهش ها و مطالعات داخلی مربوط به این مبحث وجود دارد و این مهم خود یکی از دلایل پرداختن به این موضوع در این پژوهش است. بنابراین، با توجه به ضرورت توجه به رفتارهاي مالی خودراه انداز توسط کارآفرینان و به منظور بررسی جامعی در این حوزه ،این پژوهش تلاش دارد در گام اول، از طریق مصاحبه هاي نیمه ساختاریافته با مدیران و صاحبان کسب و کارهاي نوپاي داراي عمر کمتر از 42 ماه به شناسایی رایج ترین روش هاي تأمین مالی خودراه انداز پرداخته و در گام بعد با استفاده از توزیع پرسشنامۀ مقایسههاي زوجی و نیز طیف لیکرت، بهمنظور اولویت بندي این روش ها گامی اثرگذار در این عرصه بردارد . روششناسی
این پژوهش به لحاظ هدف از نـوع پـژوهشهـاي کـاربردي و برحسـب گـردآوري اطلاعـات،آمیخته- اکتشافی است .ابتدا روش هاي تأمین مالی خودراه انداز با توجه به مطالعات کتابخانه اي و مرور ادبیات نظري و بررسی پیشینۀ تجربی پژوهش هاي انجام شده در ایـن زمینـه اسـتخراج وسپس با استفاده از نظر خبرگان و با هـدف بـومی سـازي، بـازبینی شـدند. در ایـن راسـتا در ایـنمرحله از پژوهش (بخش کیفی)، با انجام مصاحبه هاي نیمه ساختاریافته، روش هـاي تـأمین مـالیخ ودراه ان داز رای ج در کس ب وکاره اي نوپ اي ح وزة IT شناس ایی ش دند. تحلی ل داده ه اي مصاحبه ها به وسیلۀ کدگذاري (باز و محوري) انجام شد .انتخاب حوزة IT براي انجـام پـژوهشنیز به این دلیل است که عوامل بسیاري از جملـه سـرمایه گـذاري اولیـۀ مـورد نیـاز پـایین، اقبـالعمـومی بـه فضـاي مجـازي و بازگشـت مـالی س ریع باعـث شـده اسـت تـا در سـال هـاي اخی رکارآفرینان براي ورود به این حوزه علاقۀ فزاینده اي از خود نشان دهنـد و ایـن حـوزه بـهعنـوانیکی از صنایع پیشرفته در کشور روند روبه رشد خوبی دارد که این مسأله به نوبۀ خـود اهمیـتارائۀ راهکارهایی براي تأمین مالی کاراتر را بر ما روشن میکند.
جامعۀ آماري این پژوهش در بخش کیفی شـامل مؤسسـان، مـدیران عامـل و مـدیران مـالیکس بو کاره اي فع ال در ح وزة IT اس ت. در انتخ اب اف راد بخ ش کیف ی پ ژوهش از روش نمونه گیري هدفمند استفاده شد و نمونه گیري تا زمان دستیابی به اشباع نظري ادامه یافت. تعـدادمصاحبه هاي انجام شده تا رسیدن به اشباع نظري 7 مصاحبه بود. روایی داده هاي کیفی از طریـقتعریف دقیق جامعۀ آماري، انتخـاب درسـت نمونـ ۀ پـژوهش و طراحـی پرسـش هـاي مصـاحبهبراساس پژوهش هاي پیشین محقق شده است. در انجام مصاحبه ها نیـز بـهمنظـور دسـت یـابی بـهروایی تفاسیر با استفاده از حلقه هاي بـازخور و بیـان مصـادیق مربـوط بـه سـؤالات، تـلاش شـدمصاحبه در مسیر مورد نظر جریان داشته باشد. همچنین بـه منظـور تقویـت پایـایی پـژوهش و بـهحداقل رساندن دیدگاه هاي پژوهشگر در تحلیل داده هـا، افـزون بـر یادداشـت بـرداري مفصـل ودقیق و ضبط و ثبت دقیق گفتهها، از بازبینی مجدد کدگذاري ها نیز استفاده شد.
جامعۀ آماري پژوهش در بخش کمی، شرکتهاي نوپاي (داراي عمر کمتر از 42 ماه طبـقتعریــف دیــده بــان جهــانی کــارآفرینی 1 (2017-GEM, 2016)) ثبــت شــده در ســازمان ثبــت شرکتهاي کشور، فعال در صنعت IT در شهر تهران در سال 1394 اسـت کـه 511 شـرکت را شامل میشد .نمونۀ آماري در بخش کمی توسط فرمـول کـوکران تعـداد 220 شـرکت نوپـا راشامل شد که به روش نمونه گیري تصادفی سـاده انتخـاب شـدند. در بخـش کمـی پـژوهش، بـا استفاده از تکنیک AHP به اولویت بندي معیارها و رایج ترین روش هاي تأمین مالی خودراه انداز اقدام شد. بـدین منظـور، پرسشـنامۀ مقایسـه هـاي زوجـی بـراي خوشـه هـاي اصـلی تـأمین مـالیخودراه انداز شناسایی شده در مرحلۀ قبل، تدوین و میان نمونۀ آماري توزیع و داده هاي بهدست آمده با استفاده از نرم افزار Expert Choice تحلیل و وزن هر یک مشخص شد . در ادامـه بـراياولوی تبنــدي روشهــاي زیرمجموعــۀ هــر خوشــۀ تــأمین مــالی خــودراه انــداز، از پرسشــنامۀ محقق ساخته طیف لیکرت پنج تایی (براي روش هاي زیرمجموعه خوشه ها) بهره گرفته شد .
فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) یکی از روش هـاي تصـمیم گیـري چنـدمعیاره اسـت کـهتصمیمات پیچیده را با سـاختاربندي معیارهـا در یـک چـارچوب سلسـله مراتبـی حـل مـیکنـد (Saaty, 1980). نظر به تعداد بالاي روشهاي تأمین مـالی خـودراه انـداز شناسـایی شـده در ایـنپژوهش، بهمنظور دستیابی به نرخ ناسازگاري پایین، پرسشنامۀ مقایسههاي زوجی صـرفاً بـرايمعیارها و خوشه هاي اصلی تأمین مالی خودراهانداز تدوین و توزیـع شـد و بـراي اولویـت بنـديروش هاي زیرمجموعۀ خوشههاي اصلی از امتیاز بهدست آمده از پرسشنامۀ طیف لیکرت بـرايهر یک از روش ها بهره گرفته شد. به این ترتیب، با توجه به خروجی نرم افـزارExpert Choice ، میزان ناسازگاري تمامی ماتریس هاي مقایسـه هـاي زوجـی کمتـر از 1/0 و در نتیجـه سـازگاريمقایسه ها قابل قبول بود.

1. Global Entrepreneurship Monitor (GEM)
یافته ها
الف) توصیف جمعیت شناختی نمونه هاي پژوهش 1- توصیف جمعیتشناختی در بخش کیفی
در بخش کیفی پژوهش، از مجموع 7 مصاحبۀ انجام شده، 86 درصد مصاحبه شوندگان، مـرد و14 درص د زن بودنــد ک ه از ای ن میــان 57 درص د مــدرك کارشناس ی ،28 درص د مــدرك کارشناسی ارشد و 15 درصد نیز مدرك دکتري داشتند. از مجموع آن ها ،73 درصد مؤسسـانکسبوکارها (که بهطور عمده مدیران عامل این کسب و کارها نیـز بودنـد) و 27 درصـد مـابقیهم مدیران مالی این کسب وکارها بودند .یادآور مـی شـود کـه تمـامی کسـب و کارهـاي مـوردبررسی، نوپا بوده و داراي عمر کمتر از 42 ماه بودند.
2- توصیف جمعیتشناختی در بخش کمی
در بخــش کمــی پــژوهش، از مجمــوع 220 پرسشــنامۀ جمــعآوري شــده، 89 درصــد از پاسخدهندگان مرد و 11 درصد زن بودهاند. سن پاسخدهندگان بـه طـور متوسـط 33 سـال بـوده است. 55 درصد از افراد مـدرك کارشناسـی ، 32 درصـد کارشناسـی ارشـد و 13 درصـد نیـ ز مدرك دکترا داشتند. 60 درصد پاسخ دهندگان در حوزة نرم افزار، 35 درصد در حوزة اینترنت و 5 درصد هم در حوزة سخت افزار فعالیت داشتند.
ب) تحلیل یافته هاي کیفی
در بخـش کیفـی پـژوهش، بـا بررسـی تمـام مصـاحبه هـا و گـزاره هـاي کلامـی آنهـا، ابتـدا شاخصهایی بـه صـورت کدگـذاري بـاز اسـتخراج شـدند. در ایـن مرحلـه، لیسـتی از 18 روش بهعنوان روشهاي تأمین مالی خود راه انداز شناسایی شدند که بدون ترتیب اولویـت عبارتنـد از:استفاده از درآمدهاي بیـرون کسـب و کـار مـدیر/ صـاحب کسـبوکـار، گـرفتن وام و پـول ازدوستان و اقوام، استخدام دوستان و اقوام با مبالغ کم، راهاندازي کسب و کـار از خانـه، پرداخـتتأخیري به تأمینکننده، استفاده از لیزینگ بهجاي خرید تجهیزات، توقف همکاري بـا مشـتریانغیرنقدي، دریافت پیش پرداخت از مشتریان، تعیین میزان بهره براي حساب هاي بیش از موعـد،خری د تجهی زات دس ت دوم، کرای ۀ مایحتـاج م وقتی ،گف توگ و ب راي بهت رین ش رایط ب اتأمین کنندگان، تخفیف براي خرید نقدي، داد و سـتد در عـوض خریـد کـالا، خریـد بـا هزینـۀ حمل از طرف تأمینکننده، به اشتراك گذاشتن کارمندان، به اشتراك گذاشتن تجهیـزات و بـهاشتراك گذاشتن دفتر کار. باید خاطر نشان کرد که 18 روش شناسایی شـده در ایـن پـژوهش،زیرمجموعه اي از 32 روش تأمین مالی خودراهانداز پیشتر شناسـایی شـده توسـط وینبـورگ ولندس تروم( 2001) بــوده و در ایــن پــژوهش ب ا روش تــأمین م الی خــودراهانــدازي خــارج از روشهاي اشاره شده در ادبیات که مختص کشورمان باشد، مواجه نشدیم .
جدول 1. نمونههایی از کدگذاريهاي انجام شده بر روي مصاحبهها و شناسایی خوشه هاي
اصلی تأمین مالی خودراه انداز
کد مصاحبه شونده کد محوري کد باز نمونه اي از گزارة کلامی ردیف
E1, E3, E4, E5, E6, E7 تأمین مالی شخصی
صاحب شغل استفاده از
درآمدهاي بیرون صاحب کسب وکار مهم ترین منبع مالی مورد استفاده اکثر شرکت هاي حوزة IT که من با آنها برخورد داشتم، استفاده از پسانداز شخصی مؤسس کسب و کار بوده است. 1
E1, E3, E6 اشتراك منابع به اشتراك گذاشتن دفتر کار بسیاري از کسبوکارهاي حوزة فناوري اطلاعات نیاز بـه دفتـرثابتی ندارد، به همین دلیل مواقع زیادي پیش مـی آیـد کـه دفتـرکار را بتوان در مواقعی اجاره داد. یا حتی بهصورت هم زمان دو شرکت در یک دفتر کار کنند. 2
E2, E3, E5 حداقل کردن هزینههاي سرمایهگذاري خریدتجهیزات
دست دوم بسیاري از تجهیزات مورد نیاز در صورت تهیه بهصورت دسـتدوم صرفه بیشتري براي ما دارند. فقط باید به کیفیت تجهیـزاتتوجه کرد. با این روش هزینههاي اولیه کاهش پیدا کـرده و درهزینههاي جاري راحت خواهیم بود. 3
E1, E5, E6, E7 پرداخت هاي
تأخیري پرداخت تأخیري به تأمین کننده گاهی مشکلات مالی و تأمین وجه نقد در بـازار پـیش مـیآیـد،این است که خیلی وقتها مجبور به چانهزنی با تـأمین کننـدگانبراي مهلت گرفتن در پرداخت ها می شویم. عـدم ثبـات بـازار وکمبود وجه نقد در بازار علت عمدة این اتفاق است. 4
E1, E2, E3, E4 توقف حساب هاي دریافتنی
توقف همکاري با مشتریان غیرنقدي وجــه نقــد در صــنعت در شــرایط فعلــی کــم اســت. درنتیجــهمشتري هاي نقـدي ارزش بیشـتري بـراي مـا دارنـد. در صـورتتحویل کالا به مشتري در اقساط بلند نمی تـوانیم هزینـههـا را دربسیاري از موارد پوشش دهیم. 5
سپس تلاش شد روش هاي تأمین مالی خود راه انداز شناسایی شده، در مقوله هـایی جـامع تـر دسته بندي شوند. بهدلیل محدودیت در تعداد صـفحات مقالـه ، نمونـه هـایی از کدگـذاري هـاي انجام شده بر مصاحبه ها و خوشه هاي تأمین مالی خـودراه انـداز شناسـایی شـده کـه در حقیقـتکدهاي محوري شناسایی شـده در ایـن پـژوهش هسـتند ، بـه همـراه کـد مصـاحبه شـوندگان درجدول1 ارائه شده است.
ج) تحلیل یافتههاي کمی
در بخش کمی پژوهش، براساس روشهاي شناسایی شده در بخش کیفی، پرسشنامۀ مقایسههاي زوجی تدوین شد و براساس سه معیار سهولت (در دسترس بودن)، حداقلسازي هزینههاي تأمین مالی و سرعت اعمال روش تأمین مالی که از مصاحبههاي خبرگان و مطالعات پژوهشگران پیشین به آنها رسیده بودیم، اقدام به اولویت بندي روشهاي تأمین مالی خود راه انداز شناسایی شده کردیم . نحوة وزندهی بدینگونه بود که در ابتدا معیارهاي اصلی نسبت به هم وزندهی شدند و سپس خوشههاي اصلی تأمین مالی خودراه انداز براساس هر کدام از معیارها نیز با مقایسههاي زوجی وزندهی شدند. اولویت بندي نهایی ماتریس مقایسه- هاي زوجی خوشههاي اصلی تأمین مالی خودراهانداز در جدول 2 ارائه شده است .
جدول2. اولویت بندي نهایی ماتریس مقایسههاي زوجی خوشههاي اصلی تأمین مالی خودراه انداز
اولویت وزن
نهایی وزن مربوطه بر اساس معیار
سرعت اعمال وزن مربوطه براساس معیار حداقل سازي هزینه هاي تأمین مالی وزن مربوطه
براساس معیار سهولت خوشههاي اصلی تأمین مالی خودراه انداز
1 0/344 0/407 0/252 0/374 تأمین مالی شخصی صاحب شغل
2 0/254 0/148 0/420 0/196 پرداختهاي تأخیري
3 0/215 0/256 0/162 0/229 توقف حسابهاي دریافتنی
4 0/095 0/065 0/099 0/122 حداقل کردن هزینههاي سرمایهگذاري
5 0/089 0/125 0/066 0/078 اشتراك منابع
منبع: یافته هاي پژوهش

افزون بر اولویت بندي خوشه هاي اصـلی تـأمین مـالی خـودراه انـداز، در گـام بعـد اقـدام بـهاولویت بندي روشهاي زیرمجموعۀ هر خوشه نیز کردیم .به این منظور، بـراي بـه دسـت آوردنامتیاز نهایی هـر کـدام از روش هـاي زیرمجموعـه هـر یـک از خوشـه هـاي اصـلی تـأمین مـالیخودراه انداز بر مبناي هر یـک از معیارهـا، وزن معیـار در وزن خوشـه و امتیـاز آن روش تـأمینمالی خودراهانداز ضرب شده تا امتیاز نهایی روشهاي تأمین مالی خودراهانداز بهدست آید .
یادآور میشود میانگین امتیاز داده شـده بـه هریـک از 18 روش تـأمین مـالی خـودراه انـدازبراساس تحلیل هاي بهدست آمده از پرسشـنام ۀ طیـف لیکـرت اسـت. دلیـل انتخـاب ایـن طیـففراهم کردن امکان اندازه گیري میزان تناوب استفاده از هریک از روش ها توسط این طیف بود .
نتایج تحلیل نشان میدهد که از بین روشهاي تأمین مالی زیرمجموعۀ خوشۀ پرداخت هـايتأخیري، روش پرداخت تأخیري به تأمین کننده (با امتیاز نهـایی 371/0) بـالاتر از روش اسـتفادهاز لیزین گ ب ه جــاي خری د تجهیــزات (ب ا امتی از نه ایی320/)0 ق رار گرف ت. در روش ه اي زیرمجموعۀ خوشۀ توقف حسابهاي دریافتنی، روش توقـف همکـاري بـا مشـتریان غیرنقـدي(با امتیاز 314/0) بالاترین اولویت را داشته و سپس روشهاي دریافت پیش پرداخت از مشتریان
(با امتیاز 306/0) و تعیین میـزان بهـره بـراي حسـابهـاي بـیش از موعـد (بـا امتیـاز 267/0) در اولویتهاي دوم و سوم قرار گرفتنـد. در میـان روشهـاي زیرمجموعـۀ خوشـ ۀ حـداقل کـردنهزینههاي سرمایهگذاري، روش تخفیف براي خرید نقدي (با امتیاز 142/0) بالاترین اولویت را داشته و روش کرایۀ مایحتـاج مـوقتی (بـا امتیـاز 130/)0 در رتبـ ۀ دوم، روش گفـت وگـو بـرايبهترین شرایط با تأمین کننده (با امتیاز 119/)0 در رتبۀ سـوم و درنهایـت روش خریـد تجهیـزاتدس ت دوم (ب ا امتی از 109/0) در رتب ۀ چه ارم ق رار گرفتن د. از ب ین روش ه اي ت أمین م الی زیرمجموعۀ خوشـ ۀ تـأمین مـالی شخصـی صـاحب شـغل، روش اسـتفاده از درآمـدهاي بیـرونکسبوکار مدیرعامل (با امتیاز نهایی 534/0) بیشترین اولویت را داشته و پس از آن روش هـايگرفتن وام و پول از دوستان و اقوام (با امتیـاز 522/)0 در رتبـ ۀ دوم، روش اسـتخدام دوسـتان واقوام با مبالغ کم (با امتیاز 455/0) در رتبۀ سوم و درنهایت روش راهاندازي کسب و کار از خانـه(با امتیاز 317/0) در رتبۀ چهارم قرار گرفتنـد. درنهایـت بـا توجـه بـه نتـایج بـه دسـت آمـده در روشهاي زیر مجموعۀ خوشۀ اشتراك منابع، روش داد و ستد در مقابل خریـد کـالا (بـا امتیـاز100/0) بالاترین اولویت را داشته و سپس روش به اشتراكگذاري دفتر کار (بـا امتیـاز 097/0) در رتبۀ دوم، روش خرید با هزینۀ حمل از طرف تأمین کننـده ( بـا امتیـاز 096/0) در رتبـ ۀ سـوم،روش اشتراك گذاري تجهیزات (با امتیاز 081/0) در رتبۀ چهارم و روش به اشـتراك گذاشـتنکارمندان (با امتیاز 080/0) در رتبۀ پنجم قرار گرفتند.
بحث و نتیجهگیري
نیاز به تأمین مالی در شرکتهاي نوپا مشکل عدیدهاي در دنیا مـی باشـد، امـا در کشـورهاي در حال توسعه به دلیل نداشتن ساختارهاي مالی کارآمد بانکی و سرمایهگذاري مخاطره پـذیر، ایـنمعضل بیشتر احساس میشود. بنابراین شرکتهاي نوپا براي بهثمر رساندن ایـده شـان در مرحلـۀ راهاندازي، نیاز به اسـتفاده از روش هـاي خلاقانـهاي دارنـد کـه در آن کـارآفرین بایـد از منـابعداخلی و بدون اتکاء به وام و سرمایهگذار خارجی اقدام کند.
این پژوهش که در بستر کسب وکارهاي نوپاي فنـاوري اطلاعـات شـهر تهـران انجـام شـدهاســت بــا هــدف شــناخت رفتارهــاي خــودراه انــداز مــالی کارآفرینــان ایرانــی (بــا توجــه بــهمحدودیت هاي زیاد در تأمین مالی خارجی) در تلاش است تا اهمیت استفاده از این روش هـا رادر فضاي کسب وکار کشور به اثبات رساند. در این راستا، در این پـژوهش در گـام نخسـت بـهاستخراج روشهاي رایج تأمین مالی خودراه انداز مـورد اسـتفادة کارآفرینـان بـا بهـره گیـري از مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در این زمینه از جمله پژوهش انجام شده توسط یوزباشـی(1393) و نیز وینبورگ و لندستروم( 2001) پرداخته شد. در این بخش از پـژوهش، تعـدادي ازروشهاي زیرمجموعۀ تأمین مالی خودراهانداز حذف شد چراکـه بـه طـور مثـال در کشـورهاياروپایی و آمریکا کارتهاي اعتباري جـزء مهمتـرین منـابع تـأمین مـالی خـودراهانـداز از منـابعشخصی کارآفرین هستند که در ایران این مورد بهراحتی امکانپذیر نیست .افزونبـر آن، تـأمینمالی از طریق یارانه ها نیز که یکی از موارد بیان شده در پژوهش وینبورگ و لندستروم( 2001) بود، در روش هاي تأمین مالی خود راه انداز شناسایی شده به وسیلۀ مصاحبه هاي بخش کیفی ایـنپژوهش جاي نگرفت. در گام بعد به اولویت بندي روشهـاي رایـج تـأمین مـالی خـودراهانـدازشناسایی شده با استفاده از تکنیک AHP پرداختیم که با توجه بـه نتـایج بـه دسـت آمـدة خوشـ ۀ تأمین مالی شخصی صاحب شغل با میانگین وزنی 344/0بهعنوان رایـج تـرین شـیوة تـأمین مـالیخودراهانداز شناسایی شد و بعد از آن بهترتیب خوشههـاي پرداخـتهـاي تـأخیري بـا میـانگینوزنی 254/0، توقـف حسـابهـاي دریـافتنی بـا میـانگین وزنـی 215/0، خوشـ ۀ حـداقل کـردن هزینههاي سرمایه گذاري با میانگین وزنی 095/0 و درنهایت خوشـ ۀ اشـتراك منـابع بـا میـانگینوزنی 089/0 بهترتیب در ردههاي دوم تا پنجم قرار گرفتند. در گام آخر نیز اولویت هر یـک ازروش هاي زیرمجموعۀ خوشه هاي اصلی تعیین شد .
پیشنهادها
با توجه به اینکه براساس نتایج بهدست آمده از این پژوهش تأمین مالی شخصـی صـاحب شـغلبالاترین اولویت را در بین خوشه هاي اصلی تـأمین مـالی خـودراه انـداز بـهخـود اختصـاص داد،پیشنهاد می شود کارآفرینان در مواجهه با معضلات و محدودیت هـاي مـالی بـهویـژه در مراحـلاولیۀ کسب وکار-که بهدلیل ریسک بالا و نبود سابقۀ مالی دسترسی محدودتري به تـأمین مـالیخارجی توسط نظـام بـانکی و نیـز جـذب سـرمایه گـذار دارنـد- بـر رفتارهـاي خـودراه انـداز وروش هاي خلاقانه اي که در این حوزه جاي می گیرند، تأمل ویـژه اي داشـته باشـند. همچنـین ازآنجا که پرداخت هاي تأخیري در اولویت دوم در بین خوشه هاي اصلی تأمین مالی خودراه انداز جاي گرفت، پیشـنهاد مـی شـود کارآفرینـان توجـه ویـژه اي بـه شـبکه سـازي و تقویـت سـرمایۀ اجتماعی خود داشته باشند تا از این طریق بتوانند تعامل بهتري با طرف هاي تجاري خـود برقـرارکرده، تا حد ممکن از اعتبارات تجاري بهتري برخوردار شده، دورة پرداخت حساب ها و اسناد پرداختنی کسب و کار خود را افزایش داده و شکاف وجه نقد خود را کاهش دهند .
اگرچه این پژوهش بـه شناسـایی و اولویـت بنـدي روش هـاي تـأمین مـالی خـودراهانـداز درکسب وکارهاي نوپاي حوزة IT پرداخت اما مطالعۀ ساختار تأمین مـالی خـودراه انـداز بـا سـطحسرمایۀ مورد نیاز، سطح ریسـک و عـدم اطمینـان در صـنعت و یـا جـذابیتهـاي صـنعت بـراي سرمایه گذاري میتواند الگویی صحیحتر از رفتار کسبوکارهـا و سـازوکارهاي اسـتفاده شـدةآنها در بخش تأمین مالی ارائه دهد و توصیه میشود پـژوهش هـاي آتـی در ایـن سـمت و سـوگام بردارند. همچنین می توان چگونگی استفاده از روش هاي تأمین مالی خـودراه انـداز را بـرايکسب و کارهاي فعال در سایر مراحل توسعۀ شرکت بررسی کـرد و یـا بررسـی تطبیقـی دربـارةسازوکار اجرایی این روش ها در بین صنایع مختلف انجام داد. تبیین عوامل اثرگذار در اسـتفادهاز روش هاي تأمین مالی خودراه انداز از دیگر موضوعاتی است که نیاز به مطالعات آتی دارد .

منابع بت شکن، م.هـ. و سـیف الـدینی، ج ( .1389). “کسـب و کارهـا و منـابع تـأمین مـالی متناسـب بـاآن ها”. مجله اقتصادي – ماهنامه بررسی مسایل و سیاست هاي اقتصـادي ، 16(9و10)، 116-
87. راجرز، اس( .1393)، مالی براي کارآفرینان، ترجمه هستی چیت سـازان و سـلیمان عبـداﷲ پـور،
تهران ،انتشارات جهاد دانشگاهی.
کریمی، آ. و بوذرجمهري، ش( .1393). “تحلیـل سـازوکارهاي تـأمین مـالی کسـب و کارهـاي
کوچک و متوسط”. توسعه کارآفرینی، 7 (3)، 486-467.
محم ودي عــالمی، ع. و اس ماعیلی عــالمی، ح ( .1389). “بررسـی روش ه اي تـأمین مـالی در
طرح هاي کارآفرینانه بخش تعاون استان مازندران ،تعاون، 21(1)، 124-113.
یوزباشی، ص( .1393). ” تأثیرات تأمین مـالی خـودراهانـداز بـر عملکـرد شـرکتهـاي نوپـاي
نانویی شهر تهران”. پایان نامه کارشناسی ارشد دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران.
Cassar, G.( 2004). “The financing of business start-ups”. Journal of Business Venturing, 19(2):261–283.
Cole, J.D., Lahm, R.J., Little, H.T., & Seipel, S.J. (2005). “Credit cards as a source of start-up capital and ongoing capital management”. Paper presented at the 2005 International Council for Small Business World Conference, Washington, DC.
Coleman, S. (2007). “The role of human and financial capital in the profitability and growth of women-owned small firms”. Journal of Small Business Management, 45(3): 303-319.
Denis, D. J. (2004). “Entrepreneurial finance: an overview of the issues and evidence”. Journal of corporate finance, 10(2): 301-.623
Ebben, J. & Johnson, A. (2006). “Bootstrapping in small firms: An empirical analysis of change over time”. Journal of Business Venturing, 21(6), 851-.568
Freear, J., Sohl, J.E., & Wetzel, W.E. Jr. (1995). Who bankrolls software entrepreneurs?. In W.D. Bygrave, B.J. Bird, S. Birley, N.C. Churchill, M. Hay, R.H. Keeley and W.E. Wetzel jr. (eds.) Frontiers of Entrepreneurship Research, Babson Park, MA: Babson College, pp. 394-40.6
Gartner, W.B., Frid, C.J., & Alexander, J.C. (2012). “Financing the emerging firm”. Small Business Economics, 39(3): 1–.71
Global Entrepreneurship Research Association (2016-2017). Global entrepreneurship monitor. Retrieved from www.gemconsortium.org/report.
Hamilton, R. H. (2001). “E-commerce new venture performance: how funding impacts culture”. Internet Research, 11(4): 277-.582
Harrison, R. T., Mason, C. M., & Girling, P. (2004), “Financial bootstrapping and venture development in the software industry”, Entrepreneurship and Regional Development, 16 (4): 307-333.
Jonsson, S. & Lindbergh, J. (2013). “The development of social capital and financing of entrepreneurial firms: From financial bootstrapping to bank funding”. Entrepreneurship Theory and Practice, 37(4): 661-686.
Kauffman Foundation & Legalzoom (2012). Startup environment index. Retrieved from www.kauffman.org.
Korosteleva, J. & Mickiewicz, T. (2011). “Start-up financing in the age of globalization”. Emerging Markets Finance and Trade, 47(3): 23–49.
Myers, S.C.(2001). “Capital Structure”. The Journal of Economic Perspectives, 15(2): 81–102.
Neeley, L. (2004). Bootstrap Finance. In H.P Welsch (Ed.), Entrepreneurship: the way ahead (p. 105-115). London: Routledge.
Parkin, M. (2010). Microeconomics (9th ed.) Boston: Pearson Education Inc.
Robb, A.M. & Robinson, D.T.(2010). “The capital structure decisions of new firms”. Technical report, National Bureau of Economic Research.
Saaty, T.L. (1980). The Analytic Hierarchy Process: Planning, Priority Setting, Resource Allocation. New York: McGraw-Hill.
Schofield, R. M. (2015). Relationship Between Bootstrap Financing, Number of Employees, and Small Business Success (doctoral dissertation). Walden University, Minneapolis, Minnesota, U.S.
Timmons, J.A., Spinelli, S. (2009). New venture creation: Entrepreneurship for the 21st century (8thed.). New York: McGraw Hill.
World Economic Forum (2016-2017). The global competitiveness report. Retrieved from www.weforum.org/gcr.
Winborg, J. & Landström, H. (2001). “Financial bootstrapping in small businesses: examining small business managers’ resource acquisition behaviours”. Journal of Business Venturing,16(3): 235-.452
Winborg, J. (2009). “Use of financial bootstrapping in new businesses: a question of last resort?” Venture Capital, 11(1): 71-.38



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 81-100-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 100-81

شناسایی و اولویتبندي عوامل سازمانی تجاري سازي دانش
از طریق روش شناسی کیو

مهدي خیراندیش1، الهام تبریزي2، فرشید خمویی3
دانشیار دانشکده مدیریت، دانشگاه هوایی شهید ستاري، تهران ،ایران
کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
دانشجوي دکتراي مدیت دولتی- رفتار سازمانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

تاریخ دریافت: 20/12/1395 تاریخ پذیرش: 04/02/1396

چکیده
رشد اقتصادي زمانی اتفاق میافتد که ایدههاي نو تجاريسازي شوند. از اینرو، شناخت عوامل تجاري سازي دانش به یکی از دغدغه هاي جامعۀ دانشگاهی تبدیل شده است. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از روش شناسی کیو به ذهنیت افراد و اولویت بندي عوامل تجاري سازي دانش دست یابیم. این تحقیق از نظر هدف، کاربردي، از نظر افق زمانی ،مقطعی و از نظر روش گردآوري داده ها، نوعی پژوهش کیفی از نوع کیو می باشد که در آن با استفاده از مبانی نظري تعداد 40 گزارة کیو شناسایی و به کمک تحلیل عاملی اکتشافی توسط مشارکت کنندگان اولویت بندي شدند. جامعۀ آماري پژوهش شامل شصت نفر از کارکنان هشت سازمان تحقیقاتی هستند که در آن تعداد ده نفر (چهار نفر از مدیران ارشد بالاي پنج سال سابقۀ خدمتی و شش نفر از اساتید دانشگاهی داراي پیشینۀ مطالعاتی تجاريسازي دانش) با روش قضاوتی هدف مند به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافتههاي پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی، ساختار و راهبرد سازمانی، منابع انسانی و مدیریت از مهمترین عوامل تجاريسازي دانش در سازمانها هستند. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران کمک کند تا در راستاي نیل به تجاريسازي دانش براساس ذهنیت کارکنان، خطمشیهاي مناسب تري در پیش گیرند.

واژه هاي کلیدي: ابعاد سازمانی، تجاريسازي، دانش، روششناسی کیو

Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
جهتگیري اقتصاد از کشاورزي به صنعتی و در حـال حاضـر بـهسـمت اقتصـاد دانـش بنیـان درحرک ت اس ت. در دنی ایی کن ونی، عل م و دان ش از جایگ اه وی ژه اي در رقاب ت ه اي جه انی برخوردار بوده و اقتدار علمی به مزیت رقابت اصلی کشورها تبدیل شده است. بـه گونـه اي کـهمیتوان گفت امروزه دانش به منزلۀ موتور رشد اقتصادي و جایگزین منابع سنتی سهگانۀ ثـروتیعنی زمین، نیروي کار و سرمایه محسوب مـی شـود (109 2003: Etzkowitz,). هـدف اصـلی از توجه به اقتصاد دانش محور دست یابی به توسعۀ پایدار ،بـه ویـژه در کشـورهاي فقیـر و در حـال توسعه میباشد (ناظمان و اسلامیفر ،1389: 3). براي دستیابی به اقتصاد دانش بنیان، فقط تولیـد و توزیع اطّّلاعات و پرداختن به آموزش و پژوهش کافی نیست، بلکه هدف اصلی به کارگیري آنها و تبدیل دانش به محصول و تجاري سازي آن اسـت 2007: 4((Smulders & Bretschger, .
بر این اساس، تجاريسازي دانش و ایجـاد اصـلاحات اساسـی در رسـالت، سـاختار، فراگـرد وفرهنگ حاکم بر سازمانها در راستاي نهادینه سازي آن به امري اجتناب ناپذیر و موضـوع مـوردعلاقۀ کشور هاي در حال توسعه و توسعهیافته تبـدیل شـده اسـت 2016: 95( Abdlatif et al.,).
در سازمانهاي تحقیقاتی، انجام یک تحقیق بدون تجـاري سـازي آن معنـایی نـدارد (Cahill et 2017: 156 al.,)؛ زیرا بدون دستیابی به مشتریان خاص یک دستاورد، تولید یا انجام آزمایش در مورد یک ایده، بیفایده خواهد بود. ورود سازمانهاي تحقیقاتی به عرصۀ تجـارت و بازاریـابیمحصولات خود و توجه به نیازمنديهاي بازار و معیارهـاي مشـتریان، بـه پیـدایش فرصـتهـا وپیامدهاي مثبت منجر خواهد شد (فاطمی، 1385: 12). قابل تامل است که تجاري سـازي دانـشباعث حفظ سرمایه هاي انسانی و اجتماعی دانشگاهی و نخبگان ملی مـی شـود و همچنـین تـواناستفاده از فناوري هاي جدید را افزایش داده و موجـب بهبـود اسـتانداردهاي کیفـی بـین المللـیمیشود؛ بنابراین براي تطبیـق بـا رونـدهاي جهـانی و همگرایـی بـا سـایر دانشـگاه هـاي جهـان،دانشگاههاي ایران نیز باید وارد عرصۀ تجارت دانش شوند. دانشگاهها به عنـوان یکـی از مراکـزتولید دانش نقشی محوري در اقتصاد ایفا میکننـد و ضـرورت توجـه بـه تجـاريسـازي دانـشتولید شده در دانشگاهها بیش از پیش احساس میشود. براي ارتقاي تجاريسازي پژوهشهاي دانشگاهی، دانشگاه باید با شکاف انگیزشی، به موانع و تقابل بین ذینفعان درگیر در این فراینـد انتقال توجه داشته باشد( زارع و حجازي ،1390: 148). عدم موفقیت بخش اعظـم دانـش هـا درفرایند تجاريسازي به واسطۀ عدم تدارك زیرساخت هاي سازمانی نیازمند مطالعۀ بیشتر اسـت.
مسالۀ اصلی این پژوهش نبودن الگوي ابعاد سازمانی تاثیرگذار در تجاريسازي دانش میباشد.
بر این اساس، این مطالعـه در جسـتوجـوي دسـتیـابی بـه مهـمتـرین عوامـل و شـاخص هـاي تجـاري سـازي دانـش در سـازمان اسـت . بـا وجـود اینکـه کـه در حـوز ة تجـاري سـازي دانـش پژوهشهاي بسیاري انجام شده، اما تاکنون پژوهشی در این زمینـه بـا روششناسـی کیـو بـراي شناخت کل نگرانۀ ذهنیت کارکنان انجام نشده است. این پژوهش در پی پاسخ بـه پرسـش هـايزیر است: مهمترین عوامل سازمانی تجاريسـازي دانـش کدامنـد؟ عوامـل سـازمانی در فراینـد تجاريسازي دانش چه ارتباطی باهم دارند؟
مروري بر مبانی نظري و پیشینۀ تحقیق
تجاريسازي دانش
تجاريسازي، فراگرد تبدیل و دگرگونی دانش نظري موجـود در نهادهـاي دانشـگاهی، درقالب برخی انواع فعالیتهاي اقتصادي است Spilling, 2004: 3)). عوامل متعددي باعث شده تـا دانشگاهها نگرش خود را در مورد نحوة بهرهبرداري از نتایج پژوهشها تغییر داده و تلاش کنند تا مشارکت و همکاري فعالانهاي با شرکتهاي بخـش خصوصـی داشـته باشـند. یکـی از ایـندلایل، تلاش درجهت جذب منابع بیشتـر بـراي تـامین بودجـههـاي پژوهشـی اسـت (OECD, 166-2000: 165). موسسههاي پژوهشی و فناوري در نظام ملی فنـاوري کشـورها نقـش کلیـديایفا می کنند. این سازمانها اگرچـه نوعـاً بـر روي پـژوهش کـاربردي متمرکـز هسـتند، بـه طـورمعمول در کنار آن طیف وسیعی از خدمات تکمیلی در حوزة علـم، فنـاوري و نـوآوري شـاملمشاوره فنی، تجاريسازي و توسعۀ عملی را نیز ارائه میکنند. نکتۀ جالب توجه این کـه اغلـب در هنگام خطمشیگذاري براي تجاريسازي دانش و انتقال فناوري، بیشتر بر توسعۀ مراکزي مانند پاركهاي علم و فناوري و مراکز رشد تاکید میشود( پورعزت، قلیپـور و نـدیرخانلو،(a) 1389:62). در اروپـا س ازمانهـاي پ ژوهش و فن اوري بـیش از 40 درص د بودجـه ه اي دولت ی پژوهش و توسعه را جذب میکنند (Alemán et al., 2010: 7). اتزکویتز (2003) چهار رویکـردرا بــهمنظــور کنتــرل یــا اجتنــاب از تعــارض در منــافع، در روابــط بــین دانشــگاه و صــنعت و تجاريسازي دانش معرفی میکند: 1) منع فعالیت ،2) ضرورت افشاء، 3) تفکیک فعالیـت هـا و4) یکپارچـه سـازي 17(1 2003: Etzkowitz,). برخـی از پژوهشـگران، مـدیریت غیـر اثـربخشداراییهاي فکري را از موانع تجاريسازي دانش بیان کرده و معتقدند از آنجایی کـه مـدیریترسمی مجموعۀ دارایی هاي فکري، پدیدهاي بهنسبت جدید است و روند انتقال دانـش دانشـگاهبه سایر بخشها با رشد فزاینده اي مواجه میباشد، پیچیـدگی بـهوجـود آمـده، بـه تـنش و عـدم کارایی در این حوزه منجر شده اسـت (Siegel et al., 2003: 111). در پژوهشـی بوروکراسـی وعـدم انعطـاف نظـا م م دیریت دانشـگاه و ضـعف ارتباطـات و نب ودن شـبکه هـاي ارتبـاطی می ان سرمایهگذاران، فعالان و دانشگاهیان به عنوان مهم ترین موانع تجـاري سـازي دانـش در دانشـگاهتهران شناسایی شده است (پورعزت، قلیپور و ندیر خانلو، (b) 1389: 65). موحديفر، الـوانی وخنیفر (1394) در پژوهشی دیگر بیان کردند که یکی از علل فاصـل ۀ بـین دانشـگاه و صـنعت راباید در خواستگاه بیرونی پژوهشها یافت و فاصلۀ بین دانشگاه و صنعت را در عدم تعامل با هم و فرهن گ متف اوت ب ین ای ن دو دانس ت. جاه د و همک اران (1390) ت اثیر عوام ل ف ردي در تجــاريســازي نتــایج پــژوهش را مطالعــه کردنــد و نشــان دادنــ د کــه از بــین عوامــل فــرديخودکارآمدي و موفقیت طلبی بیشترین تاثیر بر تجاريسازي نتایج پژوهش ها را دارنـد . گـرادي(2002) در پـژوهش خـود درب ارة تـاثیر عوامـل ف ردي و محیطـی بـر تص میمگیـري محققـان دانشکدههاي پزشکی در تجاريسازي نتایج تحقیقات به این نتیجه رسید، گروهی کـه مایـل بـهتجاريسازي نتایج تحقیقات خود بودند در مقایسه با گروهی که تمـایلی بـه ایـن کـار نداشـتندعوامل فردي شامل نوآوربودن، موفقیتطلبی و کنترل فـردي بـر پیامـدهاي کسـبوکـار را بـررفتار کارآفرینی و تجاريسازي خود اثرگذارتر ارزیابی کردند. براساس مطالعات، برخی دیگر از عوامل تجاريسازي را می توان در شاخصهایی نظیر نیاز بـه پشـتیبانی و نقـشهـاي مـدیریتی(Decter et al., 2007: 153, O’Shea et al., 2005:1006)، بوروکراســی اداري و فراینــد تجاريسازي در سازمان (Siegel et al., 2003: 130)، تامین منابع ایـده هـاي جدیـد( 153:et al., 2007 Plewa, 2005: 11 ,Decter) مشارکت کارکنان، الگوگیري و درگیرکردن( Decter et al., 2007 : 154 ,Debackere & Veugelers,2005: 340, Fontana et al., 2006: 319 ) پذیرش نظام و فرهنگ تجـاري سـازي ( O’Shea et al., 2005: 1006) فرهنـگ سـازمانی و روح تجـاريسـازي
،راهبردهـا (Salamzadeh et al., 2011: 35 Decter et al., 2007: ,154 )دانـش بـین کارکنـانSooreh et al., Mahboudi & Salamzadeh, 2010: 108, ) اهـداف و سیاسـتهـاي سـازمانی
Ananthan et al., 2011: 35)، ساختار سازمانی، بوروکراسی و میزان انعطاف نظام اداري( et al.,
130 2003: Sooreh et al., 2011: 195 ,Siegel)، شایســتهســالاري، ارتقــاي کارکنــان وخودکارآمدي( O’Shea et al., 2005: 1006) خلاصـه کـرد. پـس از تلخـیص و تحلیـل ادبیـاتنظري و تجربی مهمترین عوامل تجاري سازي دانش در جدول 1 ارائه شده است.
جدول 1. خلاصه مرور ادبیات نظري
منبع شاخص ها
Decter et al., 2007; O’Shea et al., 2005 تشویق و ایجاد گروه هاي حمایتی و مشاوره
Decter et al., 2007; O’Shea et al., 2005 تامین منابع براي آزمون ایدههاي جدید
Decter et al., 2007; O’Shea et al., 2005 مدیریت غیر اثربخش داراییهاي فکري
Decter et al., 2007; O’Shea et al., 2005 دادن فرصت معقول به کارکنان براي کشف روشهاي دیگـر انجـامکار
Decter et al., 2007; O’Shea et al., 2005 تشویق حل مشکلات بهصورت گروهی
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 ناکارآمدي بوروکراسی
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 وجود راهبردهاي درون سازمانی تجاريسازي
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 تعامل با گروههاي پژوهشی
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 تولید انبوه محصول در هسته سازمان
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 عدمارزیابی دستاوردهاي پژوهشی و انجام اصـلاحات و بهینـهسـازيمحصولات
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 دسترسی کارکنان به پایگاه اطلاعات
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 ارائه فرایند مبادلۀ اطلاعات بین سازمان و دانشگاه
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 آزادي عمل در کارکنان
Plewa, 2005; Sooreh et al., 2011; Siegel et al., 2003 بحث گروههاي مجازي در سازمان و دانشگاه
Fontana et al. 2006; Debackere & Veugelers,2005 تشـویق ک ردن کارکن ان س ازمان بـه الگ وگیري از بهت رین تج اربدانشگاهها
منبع شاخص ها
Fontana et al. 2006; Debackere & Veugelers,2005 مقایسۀ فرایند کار سازمان با دانشگاه
Fontana et al. 2006; Debackere & Veugelers,2005 ارائۀ روشهایی براي الگوگیري
Fontana et al. 2006; Debackere & Veugelers,2005 استفاده کردن از ظرفیت و توان کارکنان
Fontana et al. 2006; Debackere & Veugelers,2005 وادار کردن کارکنان که از نهایت تـلاش خـود بـراي تجـاريسـازيدانش استفاده کنند
Sooreh et al., 2011; Mahboudi & Ananthan,
2010 حمایت از خطمشیها تجاريسازي دانش
Sooreh et al., 2011; Mahboudi & Ananthan,
2010 فرایند تبدیل دانش به محصول
Sooreh et al., 2011; Mahboudi & Ananthan,
2010 تدوین چشمانداز سازمان با رویکرد تجاريسازي دانش
Sooreh et al., 2011; Mahboudi & Ananthan,
2010 تدوین راهبردهـاي تجـاريسـازي بـا روش رقابـتجـویی در محـیطسازمان
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 انگیزههاي مالی براي مخترعان، موسسان و کارمندان حوزه پژوهش
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 انگی زهه اي حق وقی ب راي مخترع ان، موسس ان و کارمن دان ح وز ة پژوهش
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 رقابتطلبی، خستگی ناپذیري و امیدواري
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 خودباوري و وابسته نبودن به انگیزهاي بیرونی
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 دادن وقت آزاد براي فکر کردن
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 ایجاد نگرش مثبت به تجاريسازي دانش میان کارکنان
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 ایجاد جو اعتماد بین کارکنان
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 پذیرش نظام تجاريسازي از سوي مدیران
Salamzadeh et al., 2011; O’Shea et al., 2005;
Decter et al., 2007 یکسانسازي فرهنگ بین دانشگاه و سازمان
O’Shea et al., 2005 ارتقاي شغلی کارکنان مبتنی بر شایستگی دانش افراد
O’Shea et al., 2005 استخدام افراد بر مبنایی صلاحیت علمی
O’Shea et al., 2005 مشارکت دادن کارکنان در آموزش
O’Shea et al., 2005 اجراي روش مناسب بر توسعۀ یادگیري تجاريسازي
O’Shea et al., 2005 دانش موضوعی و اندوختههاي عمیق علمی
O’Shea et al., 2005 دانش تجاريسازي
O’Shea et al., 2005 آشنایی با نیازهاي بازار
O’Shea et al., 2005 دانش تجربۀ کار در صنایع

روش شناسی
این تحقیق از نظر هـدف، کـاربردي و از نظـر افـق زمـانی، مقطعـی و از نظـر روش گـردآوريداده ها، کیفی از نوع کیو می باشـد . جامعـۀ آمـاري پـژوهش شـامل 60 نفـر از کارکنـان هشـتسازمان تحقیقاتی میباشد که در آن ده نفر (چهار نفر از مدیران ارشـد بـالاي پـنج سـال سـابقهخدمتی و شش نفر از اساتید دانشگاهی داراي پیشینه مطالعـاتی تجـاريسـازي دانـش) بـه روشقضاوتی هدف مند به عنوان نمونه انتخاب شدند. براي تحلیـل داده هـاي آمـاري از روش شناسـیکیو و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شده است. ویلیام استیفسون روش شناسی کیـو را بـه عنـوانروش و ابزاري براي شناخت ذهنیت افراد و دسته بندي آن ها مطرح کرد( 2008: 918 Barker,).
در این پژوهش از فرایند 5 مرحلهاي استفاده شده اسـت . تولیـد مجموعـۀ عبـارات (گـزاره هـايکی و)، انتخ اب مجموع ۀ مش ارکت کنن دگان، گ ردآوري داده ه اي مرت ب ش دة کی و، انج ام همبستگی و تحلیل عاملی و تفسیر عاملها از جمله پنج مرحلۀ پژوهش هستند. در روش شناسـیکیو برخلاف سایر روش ها به جاي متغیرها، ذهنیت افراد تحلیل مـی شـود (Brown, 1996: 563).
در این روش، پژوهش گر مجموعه اي از گزینه هـا را در اختیـار مشـارکت کننـده قـرار داده و ازآن ها میخواهد براساس ادراكها و دیدگاه خود کارت هاي کیو را به ترتیب اهمیـت یـا میـزانموافقت یا مخالفت بر روي نمـودار مرتـب کنـد ( 337 Exel et al., 2007:). بـراي روایـی ابـزارتحقیق از روایی محتوا استفاده شد، به عبارت دیگر تـلاش شـد عبـارات گـردآوري شـده چنـانجامعیت و وسعتی داشته باشند که مشارکتکنندگان بتوانند ذهنیتهاي مختلف را نمایان کننـدو رضایت مشارکتکنندگان نسبت به ظرفیت و قابلیت عبارات بـراي نشـان دادن ذهنیـت آنـانمبین روایی ابزار تحقیق بود. روش معمول براي اطمینان از پایایی ابـزار در روش کیـو، تکنیـکآزمون مجدد می باشد و بـا توجـه بـه نزدیکـی مرتـب سـازي یـک دسـته کـارت توسـط برخـیمشارکتکنندگان نمونه به کمک دسـتورالعمل یکسـان در تکرارهـاي مختلـف از پایـایی ابـزارتحقیق نیز اطمینان به عمل آمد.
یافته ها
33 درصد از پاسخگویان زن و 67 درصد نیز مرد بوده انـد. کلیـۀ کارکنـان سـازمان تحصـیلاتدانشگاهی دارند که 62 درصد در سطح کارشناسی ارشد ،27 درصد در سطح دکتـرا و بقیـه درسطح کارشناسی هستند .37 درصد از آن ها در سطح مدیریت و 63 درصد در سطح کارشـناسمشغول بهکار می باشند که از این تعداد افراد داراي مدرك کارشناسی در محدودة سـنی 22 تـا24 سـال ، کارشناس ی ارش د در مح دودة س نی 25 ت ا 28 س ال و دکت ري 29 ت ا 39 س ال ق رار داشتهاند.
در این تحقیق بررسی جامعی از ادبیات تجاري سازي انجام شد و حدود 40 گزاره مطابق با تلخیص و تحلیل جدول 1 به عنوان نمونۀ کیو انتخاب شدند. بر این اساس، گزینۀ کیوها به شرح جدول 2 طراحی شدند.
جدول 2. مجموعۀ کیو و رتبه هاي عاملی
د ج ب الف گزینۀ کیو ردیف
3 -2 0 0 تشویق و ایجاد گروههاي حمایتی و مشاوره 1
-1 -3 2 2 تامین منابع براي آزمون ایدههاي جدید 2
4 1 -4 -1 مدیریت غیر اثربخش داراییهاي فکري 3
3 -1 0 -4 دادن فرصت معقول به کارکنان براي کشف روشهاي دیگر انجام کار 4
1 -2 2 -1 تشویق حل مشکلات به صورت گروهی 5
0 -1 4 -1 بروکراسی سازمان 6
1 -2 4 0 وجود راهبردهاي درون سازمانی تجاريسازي 7
3 0 2 0 تعامل با گروههاي پژوهشی 8
0 -1 -2 0 تولید انبوه محصول در هستۀ سازمان 9
2 0 0 0 عدم ارزیابی دستاوردهاي پژوهشی و انجام اصلاحات و بهینهسازي محصولات 10
1 2 2 0 دسترسی کارکنان به پایگاه اطلاعات 11
2 1 3 2 ارائه فرایند مبادلۀ اطلاعات بین سازمان و دانشگاه 12
0 -3 0 -3 آزادي عمل در کارکنان 13
1 2 3 2 بحث گروههاي مجازي در سازمان و دانشگاه 14
-1 -1 0 -3 تشویق کردن کارکنان سازمان به الگوگیري از بهترین تجارب دانشگاهها 15
-2 -2 -2 -4 مقایسۀ فرایند کار سازمان با دانشگاه 16
-2 -2 -3 -2 ارائه روشهاي براي الگوگیري 17
د ج ب الف گزینۀ کیو ردیف
0 0 -4 1 استفاده کردن از ظرفیت و توان کارکنان 18
1 0 -3 2 وادار کردن کارکنان که از نهایت تلاش خود براي تجاريسازي دانش استفاده کنند 19
-1 -1 2 2 حمایت از خطمشیها تجاريسازي دانش 20
0 0 -2 -2 فرایند تبدیل دانش به محصول 21
-4 -3 1 1 تدوین چشمانداز سازمان با رویکرد تجاريسازي دانش 22
0 -4 3 1 تدوین راهبردهاي تجاريسازي با روش رقابتجویی در محیط سازمان 23
-3 -4 1 3 انگیزههاي مالی براي مخترعان، موسسان و کارمندان حوزة پژوهش 24
-3 0 -1 3 انگیزههاي حقوقی براي مخترعان، موسسان و کارمندان حوزة پژوهش 25
-3 2 -1 3 رقابتطلبی، خستگیناپذیري و امیدواري 26
-4 1 -1 4 خودباوري و وابسته نبودن به انگیزهاي بیرونی 27
-1 0 -2 -1 دادن وقت آزاد براي فکر کردن 28
1 -1 -1 1 ایجاد نگرش مثبت به تجاريسازي دانش میان کارکنان 29
-2 0 -3 -2 ایجاد جو اعتماد بین کارکنان 30
4 1 -1 -2 پذیرش نظام تجاريسازي از سوي مدیران 31
0 1 1 4 یکسانسازي فرهنگ بین دانشگاه و سازمان 32
2 2 -2 1 ارتقاي شغلی کارکنان مبتنی بر شایستگی دانش افراد 33
-1 3 0 -3 استخدام افراد بر مبنایی صلاحیت علمی 34
-1 3 0 0 مشارکت دادن کارکنان در آموزش 35
2 4 -1 -2 اجراي روش مناسب بر توسعۀ یادگیري تجاريسازي 36
-2 1 0 -1 دانش موضوعی و اندوختههاي عمیق علمی 37
-2 2 1 0 دانش تجاريسازي 38
2 3 1 -1 آشنایی با نیازهاي بازار 39
0 4 1 1 دانش تجربۀ کار در صنایع 40

در مرحلۀ بعدي ،فرایند رتبه بندي کیو انجام می شود. در این پژوهش براي جدول رتبـه بنـديکیو از توزیع شبه نرمال که شکل استاندارد جدول رتبـه بنـدي در روش شناسـی کیـو مـی باشـد ، استفاده شده است. بازه رتبه بندي از »4-« براي بسیار مخالف تا »4+« براي بسیار موافـق انتخـابشده است و عدد صفر در میانۀ بازه قرار می گیرد. جدول رتبه بنـدي پـژوهش در شـکل 1 نشـانداده شده است. براي دریافت دیدگاه مشارکت کنندگان ،40 گزینه اي که براي انجـام پـژوهشتدوین شدند و بر روي 40 عدد کارت جداگانه چاپ شده و از هر مشارکت کننده خواسته شـدکه کارت ها را یک به یـک مطالعـه کـر ده و در مرحلـ ۀ نخسـت آن هـا را بـه سـه دسـتۀ موافـق،مخالف و ممتنع دسته بندي کند، سپس توزیع فراوانی پژوهش با آن ها در میـان گذاشـته شـده واز آن ها خواسته شد کارت ها را مطابق توزیع فراوانی مربوطه مرتب کنند.

شکل 1. جدول رتبه بندي کیو پرشده

پس از ایـن کـه تمـامی نمـودار کیوهـا تکمیـل شـدند، بـراي انجـام تحلیـل عـاملی، داده هـابه صورت مناسب براي ورود به نرم افزار 22 SPSS آماده شده و مورد تحلیل عاملی قرار گرفتند .
تحلیل عاملی براي دسته بندي داده ها به کار می رود و متغیرهـایی را جسـتجو مـی کنـد کـه یـکخانواده یا یک گروه را تشکیل دهنـد. در ایـن پـژوهش بـراي تحلیـل عـاملی از روش ریاضـیشاخصهاي اصلی و براي چرخش عامل ها از روش واریمکس استفاده شده است.
به منظور بررسی کفایـت حجـم نمونـه و آزمـون کرویلـت بارتلـت مبنـی بـر درسـت بـودنماتریس از مقدار KMO و آزمون کرویـت بارتلـت اسـتفاده مـی شـود. بـر ایـن اسـاس شـاخصکفای ت نمونــه بــرداري بایــد حــداقل 6/0 باشــد (عب ادي و ریاضــی ،1389: 35-36). کفایــت نمونه برداري (KMO) برابـر 768/0 داراي کفایـت لازم بـراي اجـراي تحلیـل عـاملی مـی باشـد.
همچنین نتیجۀ آزمون کرویت بارتلت برابر با مقدار مجذور کـاي 726/0 بـا درجـۀ آزادي 856 می باشد که در سطح آلفاي 01/0 معنادار است. براسـاس روش تحلیلـی شـاخص هـاي اصـلی وچرخش به شیوة واریماکس و بـا توجـه بـه مـاتریس عـاملی و درصـد واریـانس تبیـین شـده ازمجموعۀ 40 سؤال، تعداد 4 عامـل اسـتخراج شـد. ایـن 4 عامـل روي هـم 539/64 درصـد کـلواریانس هاي متغیرها را پوشـش مـی دهـد، بـه ایـن ترتیـب پرسشـنامۀ پـژوهش از روایـی کـافیبرخوردار است.
شناسایی ذهنیت مشارکتکنندگان: هر یک از مشارکت کنندگان بنا به منطق روش شناسـیکیو، موافقت و مخالفت خود را بنا به توزیع کیو( شکل 1) نسبت به گـزاره هـا نشـان مـی دهنـد.
افرادي که میزان موافقت یا مخالفت آن ها به هم نزدیک باشد ذهنیت مشـابهی خواهنـد داشـت.
بنا به این هدف، برخلاف روش مرسوم تحلیل عاملی که تلاش دارد چند متغیر را در یک سـاز ة پنهان قرار دهد، در روش شناسی کیو تلاش بر این است که با توجه به نزدیکـی افـراد، آن هـا رادر یک دسته قرار دهد. یکی از خروجی هاي آزمون تحلیل عاملی اکتشافی، جدول مقدار ویژه و پراکندگی آن براي عامل هاي شناسایی شدهاي میباشد که در جدول 3 نشان داده شده است .بارزترین عامل یا نخستین عامل شناسایی شده بـا مقـدار ویـژ ة 938/4 نماینـد ة تقریبـاً 25درصـد دیدگاه هاي مشارکت کنندگان بوده و 4 عامل شناسایی شده در مجموع توانایی بیـان در حـدود80 درصد دیدگاه هاي مشترك مشارکت کنندگان را دارند.
یکی دیگر از خروجی هاي آزمون تحلیل عاملی اکتشافی ماتریسی است که بـه آن مـاتریسبارهاي عاملی چرخشی گفته می شود. این ماتریس دو پرسش مهـم را پاسـخ مـی دهـد. نخسـتآنکه افراد در چند گروه قابل دسته بندي هستند و دوم اینکه هر فرد در کدام گروه قرار داشـتهو به چه افرادي نزدیک است. نتایج اجـراي تحلیـل عـاملی اکتشـافی در جـدول 4 آورده شـدهاست. چنانکـه ایـن جـدول نشـان مـی دهـد، شـرکتکننـدگان مـورد بررسـی در 4 گـروه قابـلدسته بندي هستند و این بدان معناست که 4 ذهنیت مشترك دربارة تجاريسازي دانش شده انـد.
همچنین در این جدول مشخص است که در هر گروه چه افرادي قرار دارند.
جدول 3. مقدار ویژه و همه داشت (همگنی)1 عامل هاي چرخیده
همهداشت تجمعی همهداشت مقدار ویژه عامل(ذهنیت)
24/690 24/690 4/938 1
45/189 20/499 4/100 2
62/806 17/617 3/523 3
80/399 17/593 3/519 4
جدول 4. ماتریس بارهاي عاملی چرخشی دربارة ذهنیت هاي شناسایی شده
مشارکت کنندگان ذهنیت
1 2 3 4
1 0/057 0/093 0/005 0/017
2 0/194 -0/022 -0/057 -0/027
3 0/083 -0/050 0/011 0/221
4 0/097 0/052 -0/105 0/157
5 0/271 -0/211 0/037 -0/095
6 0/267 -0/103 -0/009 -0/161
7 0/271 -0/021 -0/020 -0/264
8 -0/084 -0/103 0/003 0/557
9 0/111 0/061 -0/011 0/066
10 -0/163 0/062 0/105 0/362
11 -0/091 0/287 0/036 0/040
12 -0/033 0/310 -0/149 -0/067
13 0/083 -0/078 -0/142 -0/042
14 0/064 0/117 -0/105 0/057
15 0/006 0/246 -0/015 -0/031
16 0/029 0/232 0/078 -0/259
17 -0/050 0/059 0/328 -0/039
18 -0/034 -0/043 0/354 -0/014
19 -0/074 -0/046 0/026 0/058
20 0/002 -0/138 0/356 0/029

1. Homogeneity
در نهایت براي بیان ذهنیت مشترك یک گروه یا یک عامل، بایـد امتیـازي کـه از دیـدگاهعامل مورد نظر به هر گزینۀ کیو تعلق می گیرد، محاسبه شود و سـپس امتیازهـاي عـاملی توسـطپژوهشگر و مطابق با بازه رتبه بندي پژوهش مرتب شوند و این امر به تشکیل یک جدول جدیـدمطابق با جدول 5 منجر خواهد شد که نمایندة ذهنیت عامل مورد نظر می باشد. رتبه هاي عـاملیدر جدول 4 نمایش داده شده اند.
تفسیر ذهنیت هاي شناسایی شده: در روش تحلیل عاملی، پس از شناسایی عامل ها، هر عامل از طریق یک متغیر بیان می شود. بدین ترتیب در این پژوهش هر عامل به صورت یک نمودار کیو بیان خواهد شد و لازم است عامل هاي استخراج شده مجدداً در جدول رتبه بندي پژوهش وارد شوند تا 4 نمودارکیو به دست آید. در واقع، این 4 نمودار کیو میتوانند 80درصد دیدگاه هاي مشارکت کنندگان بیان کنند و همچنین دیدگاه هاي موجود را به 4 دستۀ اصلی تقسیم بندي می کنند. در ادامه هر یک از این 4 عامل به تفصیل تشریح و تفسیر خواهند شد .گزینه هاي با اهمیت در این عامل ها، شامل گزینه هایی که بیشترین موافقت و بیشترین مخالفت را به خود اختصاص داده اند و گزینه هایی که در یک عامل نسبت به عامل هاي دیگر موافقت یا مخالفت نسبی دریافت کرده اند، تفسیر عامل ها را پشتیبانی می کنند که شمارة آن ها در جدول
5 نمایش داده شده اند.
جدول 5.گزینه هاي با اهمیت پشتیبان تفسیر عامل ها
مهم ترین گزینه هاي مخالفت گزینه هاي مخالفت نسبی گزینه هاي موافقت نسبی مهم ترین گزینه هاي موافقت ذ
هنیت

ذ

هنیت

-4 -3 +3 +4 4و16 13و15و34 3و5و6و17و21و28و30و31و36و37و39 2و12و14و18و19و20و22و
23و29و33و40 24و25و26 27و32 1
3و18 17و19و30 9و16و21و25و26و27و28و
29و31و33و36 2و5و8و11و20و22و24و32و
38و39و40 12و14و23 6و7 2
23و24 2و13و22 1و4و5و7و9و15و16و17و
20و29 3و11و12و14و26و27و31و
32و33و37و38 34و35و39 36و40 3
22و27 24و25و26 9و15و16و17و20و28و30و
34و35و37و38 5و7و10و11و12و14و19و29و33و36و39 1و4و8 3و31 4
عامل شماره یک (فرهنگ)
ایجاد خودباوري و امیدواري بین کارکنان( 4+:27) و ترویج این بـاور بـین دانشـگاه و سـازمان(4+:32) و یکسان نمودن فرهنـگ تجـاري سـازي در سـازمان و دانشـگاه مهـم تـرین عوامـل در فرایند تجاريسازي دانش میباشد. ترویج فرهنگ تجاريسازي بهوسیلۀ انگیزههـاي حقـوقی ومالی براي مخترعان، موسسان و کارمندان( 3+:24، 3+:25) و همچنین ایجاد حس رقابـت طلبـی(3+:26) از جمله عوامل تجاريسازي دانش شـناخته شـده اسـت. همچنـین ارائـۀ فراینـد مبادلـ ۀ اطلاعات، دانش تجربۀ کار در صنایع و دانش تجـاري سـازي بـین سـازمان و دانشـگاه از طریـقبحثهاي گروه هاي مجازي به تقویـت فرهنـگ سـازمان و دانشـگاه کمـک مـیکنـد ( 2+:12، 2+:14، 2+:19، 1+:40). این گروه از افراد معتقدند که دادن آزادي عمل و فرصت به کارکنـانس ازمان( 3-:13، 4-:4) از طری ق جزی رهاي ش دن واح دهاي س ازمان و پراکن دگی دان ش واطلاعات و عدم تخصص کارکنان در حوزهاي خاص موجب تضعیف این فرهنگ میشود.
این گروه از افراد، مقایسه کردن فرایند کار سازمان را با دانشگاه و همچنـین ال گـوگیري ازتجارب دانشگاه را بهعنوان مانعی بزرگ در مسیر سازمان به سوي تجاريسازي دانش میداننـد(3-:15، 4-:16). چون معتقدند براي توسعۀ تجاريسـازي دانـش بایـد بـه دنبـال یکسـانسـازيفرهن گ و ن ه یکس انس ازي فراین د ک ار در س ازمان و دانش گاه ب ود .همچن ین پ ذیرش نظ ام تجاري سازي از سوي مدیران موجب مدیریت اثربخش داراییهاي فکري میشود، و بـه منظـور اجراي روش مناسب براي توسعۀ تجاريسازي دانش، پذیرش آن از سوي مـدیران و کارکنـانلازم و ضروري است (1-:3، 2-:31، 2-:36).
عامل شماره دو( ساختار و اهداف سازمان)
طراحی سـازوکارهاي سـاختاري مـرتبط از طریـق تـدوین راهبردهـاي تجـاريسـازي بـا روشرقابت جویی در محیط سازمان( 3+:23، 4+:7) پایهگذاري اولیۀ سازمان به سـوي تجـاريسـازيدانش است. ارائۀ فرایند مبادلۀ اطلاعات بین سازمان و دانشگاه از طریق بحـث هـاي گـروههـايمجازي و تعامل بـا گـروه هـ اي پژوهشـی ( 2+:8، 3+:12، 3+:14) امکـان پـذیر مـیباشـد و مبـینناکارآمدي بروکراسی در تجاريسازي دانش در سازمان اسـت (4+:6). دانـش تجربـۀ کـار درصنایع و آشنایی با نیازهاي بازار از طـرف کارکنـان سـازمان و دانـش تجـاريسـازي از جانـبدانشگاهیان موجب تشویق کار به صورت گروهی و فصـلی نـو بـراي رابطـۀ دانشـگاه و سـازمانمی باشد که باید در چشمانداز سازمان ایـن رابطـه بـین دانشـگاه و سـازمان تـدوین و تهیـه شـود (2+:5، 1+:22، 1+:38، 1+:39، 1+:40).
ایجاد جو اعتماد بین کارکنان و استفاده از ظرفیت و تـوان آنـان از طریـق ترغیـب آنهـا بـهبهره گیـري از نهایـت تـلاش خـود بـراي تجـاريسـازي دانـش( 4-:18، 3-:19، 3-:30) باعـثمدیریت غیر اثربخش داراییهاي فکري میشود( 4-:3) که مانع بزرگی بر سر راه تجاريسازي دانش در سازمان میباشد، به دلیل اینکه موجب کاهش خلاقیت و نوآوري کارکنان میشـود .
ارتقاي شغلی کارکنان مبتنی بر شایستگی دانشی برخی افـراد و پـذیرش نظـا م تجـاري سـازي ازسوي مدیران، روش مناسبی بر توسعۀ یادگیري تجاريسازي دانـش مـی باشـد (1-:31، 2-:33، 1-:36). براي ایجاد نگرش مثبت به تجاريسازي دانـش بـین کارکنـان، عوامـل سـازمانی بایـدطوري طراحی شود که رقابتطلبی و خودباوري به انگیزههـاي بیرونـی همچـون مالکیـت ثبـتاختراع وابسته نباشد( 1-:25، 1-:26، 1-:27، 1-:29).
عامل شماره سه (منابع انسانی)
اجراي روش مناسب براي توسعۀ یادگیري تجاريسـازي از طریـق آشـنایی بـا نیازهـاي بـازار ومشارکت دادن کارکنان، بزرگترین گام سازمان به سوي تجاريسـازي دا نـش اسـت (4+:36، 3+:35، 3+:39). همچن ین ب راي اس تخدام اف راد در چن ین س ازمان ه ایی بای د اف راد براس اس صلاحیت علمی و دانش تجربـ ۀ کـار در صـنایع انتخـاب شـوند (4+:40، 3+:34). بـراي کسـبدانش موضوعی، اندوختههاي عمیق علمی و دانش تجاريسازي بایـد کارکنـان بـه پایگـاه دادة مناسب دسترسی داشته باشند و با فرایند مبادلۀ اطلاعـات بـین کارکنـان سـازمان و دانشـگاهیان،کسب دانش بهتر انجام میشود و براي ارتقاي شغلی کارکنان بایـد مبتنـی بـر شایسـتگی دانـشآنان باشد( 2+:11، 1+:12، 2+:33، 1+:37، 2+:38).
انگیزههاي مـالی و حقـوقی بـراي مخترعـان، مؤسسـان و کارمنـدان حـوزة پـژوهش و دادنآزادي عمل به کارکنان موجب رقابتطلبی منفی بین افراد سازمان میشـود و تـاثیر مخربـی بـرتجاري سازي دانش دارد. این در حالی است که باید رقابت بین کارکنان به انگیزههـاي بیرونـیوابســته نباشــد( 4-:24، 4-:25، 3-:2، 3-:13) و تــدوین چشـ م انــ داز ســازمان بــا رویکـ رد تجاريسازي دانش با روش رقابت جویی مالی و حقوقی نباشـد ( 3-:22). منـابع انسـانی سـازمانباید بیشتر با محرك یا انگیزههاي درونی از جمله نیاز بـه کسـب موفقیـت، نیـاز بـه پیشـرفت درکار، چالشیبودن کار و عجین شدن با آن ترغیب شوند.
عامل شماره چهار (نقش مدیریت)
براي حرکت سازمان به سوي تجاريسازي دانش باید داراییهاي فکـري بـه صـورت اثربخشـیمدیریت شود( 4+:3). چگونگی مدیریت داراییهاي فکري در گرو پذیرش نظام تجاري سازي از سوي مدیران است( 4+:31). مدیران باید با دادن فرصـت معقـول بـه کارکنـان بـراي کشـفروشهاي انجام کار و با ایجاد گروههاي حمـایتی و مشـاورهاي از کارکنـان گـامی بلنـد بـراي تجاريسازي دانش بردارند (3+:1، 3+:4). مدیران باید بـه کمـک کارکنـان کـه از آنـان بـرايتجاريسازي دانش استفاده میکنند، بـا تـدوین راهبردهـاي تجـاريسـازي شـامل ارائـۀ فراینـد مبادلۀ اطلاعات بین دانشگاه و سازمان از طریق تشکیل گروههاي مجازي و گروههاي پژوهشـیو ایجاد نگرش مثبت در دانشگاه و سازمان به هدف خـود برسـند (1+:7، 3+:8، 1+:11، 2+:12،
.(19:+1 ،14:+1
تدوین چشمانداز سازمان با رویکرد تجاريسازي دانش در کنار ایجاد حـس رقابـتطلبـیبه واسطۀ انگیزههاي مـالی و حقـوقی موجـب شـده اسـت تـا کارکنـان سـازمان بـه یـک حـسخودباوري برسند( 4-:22، 4-: 27، 3-:3،24-:25، 3-:26). ارتقاي تجاريسازي دانش نبایـد ازطریق تشویق به مشارکت کارکنان در آموزش باشد، بلکه باید براساس ارتقاي شـغلی کارکنـان و همچنین شایستگی افراد باشد که به عنوان یک انگیزه یا محرك درونی موجـب تمایـل بیشـتر کارکنان به سوي تجاريسازي شود( 1-:34، 1-:35، 1-:37، 2-:38).
بحث و نتیجهگیري
نتایج پژوهش نشان میدهد که کارکنان مشارکت کننده در این پژوهش ذهنیت هاي گونـاگونینسبت به موضوع داشته و به بیان دیگر انتظارات متفاوتی دارند. ذهنیت مشـارکت کننـدگان ایـنپژوهش در چهار گروه جداگانه طبقه بندي شده اند که به طور خلاصه بـه ترتیـب شـامل فرهنـگ سازمانی (25 درصد)، ساختار و اهداف سازمان( 20 درصد)، منـابع انسـانی (18 درصـد) نقـشمدیران (17درصد) و در مجموع 80 درصد می باشد .
براساس این نتایج میتوان گفت که 43 درصد از دیدگاههاي موجود تجـاري سـازي دانـشبه ذهنیت فرهنگ و منابع انسانی (عامل شماره یک و سه) اختصاص داده شـده اسـت. بـا ایجـادفرهنگ خودباوري و حـس امیـدواري از طریـق اجـراي روش مناسـب بـر اي توسـع ۀ یـادگیريبه واسطۀ آشنایی با نیازهاي بازار و دانش تجربۀ کار در صنایع، ترویج این فرهنـگ در دانشـگاهو سازمان، راهی به سوي تجاريسازي دانش میباشد. ذهنیت فرهنـگ و منـابع انسـانی در گـروپذیرش نظام تجاريسازي از سوي مدیران میباشد که با مدیریت اثربخش داراییهـاي فکـريمیتوان بهتر به نتیجه رسید کـه عامـل شـماره 4 (نقـش مـدیران) بـا 17درصـد از دیـدگاههـايموجود در تجاريسازي دانش را به خود اختصاص داده است. 20 درصد از ذهنیت ها به اهـدافو راهبردهاي سازمانی مربوط میشود که بر وجود راهبردهاي سازمانی بهمنظـور تجـاري سـازيدانش تاکید بیشتري میشود.
تفاوت فرهنگ منـابع انسـانی بـین دانشـگاه و سـازمان بـزرگتـرین مـانع بـراي رسـیدن بـهتجـاري سـازي دانـش اسـت (34 :7002 , Bennett). مـی تـوان گفـت کـه مهـمتـرین عامـل در تجاريسازي دانش، ایجاد فرهنگ یکسان بین دانشگاه و سـازمان از طریـق آمـوزش و کـار درصنعت است .سیگل و همکاران (2003)، بیان کردنـد نتـایج پـژوهش آنهـا بـر تـاثیر مـدیریتاثربخش دارایی هاي فکري و پذیرش نظام تجاريسازي از سوي مدیران تاکیـد بسـیاري داشـتهاست. این پژوهش به مانند بررسی پورعزت، قلیپور و ندیرخانلو (1389) و موحديفـر ، الـوانیو خنیفر (1394)، ناکارآمدي بوروکراسی و ضعف ارتباطی میان دانشگاه و سازمان را مهمترین علت شکست تجاريسازي دانش میداند .در این بین، عامل تمایز این پـژوهش شناسـایی ابعـاد سازمانی تجاري سازي دانش و رتبهبندي آنها براساس ذهنیت پاسخدهندگان بوده اسـت . نکتـ ۀ متمایز این تحقیق در مقایسه با سایر پژوهشها پی بردن بـه ذهنیـتهـاي گـروههـا ي متفـاوت واولویت بندي گروههاست، چرا که برخی گزینههـا را در راسـتاي تجـاريسـازي دانـش قلمـداد
کردهاند و برخی دیگر، ایـن گزینـه هـا را درجهـت تضـعیف تجـاري سـازي دانـش مـیداننـد وهرکدام دلایل خود را دارند .برخی رقابت پذیري، انگیزههاي مالی و حقـوقی و تـدوین راهبـردتجاري سازي را در جهت تجاريسازي دانش می دانند زیرا رقابت بـین کارکنـان و مشـوقهـايمالی را مثبت قلمـداد کـردهانـد و عقیـده دارنـد مـیتـوان بـه ایـن طریـق ایـدههـاي نـو و قابـل تجاريشدن را در کارکنان زنـده کـرد و در مقابـل گروهـی بـر ایـن عقیـده هسـتند کـه چنـینراهبردي میتواند در برخورد کارکنان ایجاد تنش کند و افـرادي کـه توانـایی چنـین کـاري را نداشته باشند، سرخورده میشوند. بنابراین با توجه بـه اهمیـت ذهنیـت کارکنـان در راهبردهـايسازمانی و برنامههاي عملیاتی توصیه میشود به ایدههاي نو در تجاريسازي دانش توجه شـود ، چراکه ممکن است نتیجه عکس داشته باشند. براساس یافته هـاي تحقیـق، مـوارد زیـر مـیتوانـدتجاري سازي فعالیت هاي دانشگاهی را تسهیل کند:
مطالعهي ضرورتها و استانداردهاي تجاريسازي دانش در رشتههاي مختلف علمی؛
ایجاد فرهنگ کارآفرینی و تجاريسازي دانش در دانشگاههـا بـا تاکیـد بـر شـیو ة مـدیریت کارآفرینانه و نوآورانه؛
حمایتهاي مدیریتی از جهتدهی طرحهاي پژوهشـی بـه سـمت تجـاري سـازي بـا در نظـرگرفتن شاخصهاي شناساییشده در پیشینۀ تحقیق؛
ارتقا و یکپارچهسازي ابعاد سازمانی اثرگذار بر تجاريسازي پژوهشهاي دانشگاهی.

منابع
پورعزت، علیاصغر، قلیپور، آرین و ندیرخانلو، سمیرا (a) (1389). »شناسایی و اولویتبندي عوامـل اثرگذار در تجاريسازي دانش در دانشگاهها (براسـاس مقایسـۀ روشهـاي پـنج دانشـگاه معتبـر جهان.) فصلنامۀ توسعۀ کارآفرینی. 2 (7). 35- 66.
پورعزت، علیاصغر، قلیپور، آرین و ندیرخانلو، سمیرا(b) (1389). »تبیین موانع کارآفرینی دانشـگاهیو تجاريسازي دانش در دانشگاه تهران« فصلنامۀ سیاست علم و فناوري.2 (4). 65-75.
جاهد، حسنعلی، آراسته، حمیدرضا و جعفري، پریوش (1390). »تعیین و تبیین عوامـل فـردي مـوثر درتجاريسازي نتایج پژوهش« فصلنامۀ سیاست علم و فناوري. 4 (1). 1- 17.
دفــتال. ریچــارد( 1394). تئــوري س ازمان و طراحــی ســاختار، (ترجمــه ســیدمحمد اعرابــی و علــیپارساییان): چاپ هجدهم، تهران: نشر پژوههاي فرهنگی.
زارع، هادي، حجازي، سیدرضا( 1390). طراحی نظام ارزیـابی عملکـرد تجـاري سـازي تحقیـقهـاي دانشگاهی. فصلنامۀ توسعۀ کارآفرینی. 3 (12). 145- 164.
عبادي، غلامحسین؛ ریاضی جهانگیر( 1389). آزمونسازي با استفاده از روشهاي تحلیل عاملی: چاپ اول، تهران: نشر کردگار.
فاطمی، سیدصـفاعلی (1385). »تجـاري سـازي تحقیقـات در بیوتکنولـوژي (زیسـت فنـاوري)«. ایـران . پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوري ،اولین کارگاه تجاريسازي نتایج تحقیقات (دبیر گارگاه). 14 دي ماه .1- 68.
موحديفر، عرفان؛ الوانی، سید مهدي و خنیفر، حسـین ( 1394). »بررسـی مقـالات علمـی مـدیریت درمجلات ایرانی با محوریت پاسخ به مسائل سازمانهاي دولتی« پایاننامه کارشناسـی ارشـد، پـردیسفارابی دانشگاه تهران.
ناظمان، حمید و اسلامیفر، علیرضا( 1389). »اقتصاد دانش بنیان و توسعه پایـدار (طراحـی و آزمـون یک مدل تحلیلی با دادههاي جهانی)«. مجلۀ دانش و توسعه، 18 (33). 1- 33.
Abdlatif, N. S., Abdullah, A. & Mohadjan, N. (2016). A Pilot Study of Entrepreneurial Orientation towards Commercialization of University Research Products, Procedia Economics and Finance, 37 (8): 93-.99
Alemán, B. T., Webster. p., Eagar. R. & Ku, B. (2010). Meeting the Challenges of the Post-Recession World, Research & Technology Institutes: Technology & Innovation Management, Online available at www.adl.com/RTIs, 15 (6) : 1-.51
Barker, J. H. (2008). Q-methodology: An alternative approach to research in nurse education, Nurse Education Today, 28 (12): 917- .529
Bennett, T (2007). The Work of Culture, Journal of Cultural Sociology, 1(1): 31-.84
Brown, S. R. (1996). Q methodology and qualitative research, qualitative health research, 6(4):561-567.
Cahill, C., Palcic, D. & Reeves, E. (2017). Commercialization and airport performance: The case of Ireland’s DAA, Journal of Air Transport Management, 59 (2):155-163.
Debackere, K., & Veugelers, R. (2005). The Role of Academic Technology Transfer Organizations in Improving Industry Science Links. Research Policy. 34(3): 321– 342.
Decter, M., Bennett, D., & Leseure, M. (2007). University to business technology transfer: UK and USA comparisons. Technovation, 27(3): 145-155.
Etzkowitz, H. (2003). Research groups as “quasi-firms’: the invention of the entrepreneurial university, Research Policy, 5(32): 109–121
Exel, J. V., Graaf, G. & Brouwer, W. (2007). Care for a break? An investigation of informal caregiver attitudes toward respite care using Q-methodology, Health Policy, 83 (9):332–342.
Fontana, R., Geunab, A. & Matt, C. M. (2006). Factors affecting university–industry R&D projects: The importance of searching, screening and signaling. Research Policy, 35 (6): 309–323.
Grady, J. K. O. (2002). Influence of personal and environmental factors on academic medical researcher decisions to commercialize the results of their research, a dissertation submitted in partial satisfaction the requirements for the degree of doctor of philosophy, university of west Canada. 18(5), 45-58.
Mahboudi, M. & Ananthan, B.R. (2010). Effective Factors in Technology Transfer in the Pharmaceutical Industries of Iran: A Case Study. IUP Journal of Knowledge Management, 8 (1 & 2), 98-110.
O’Shea, R. P., Allen, T. J., Chevalier, A., & Roche, F. (2005).Entrepreneurial orientation, technology transfer and spinoff performance of U.S. universities. Research Policy. 34 (12): 994–1009.
OECD. (2000). Knowledge Management in the Learning Society, Paris: Centre for Educational Research and Innovation Publication.
Plewa, C. (2005). Differences in Perceived Benefits from Universit – Industry Relationships. ANZMAC Conference: Business Interaction, Relationships and Networks. University of Adelaide, 12 (8): 108-114.
Salamzadeh, A., Salamzadeh, Y., & Daraei, M. (2011). Toward a systematic framework for an Entrepreneurial University: A study in Iranian context with IPOO Model. Global Business and Management Research: An International Journal, 3(1): 31-.73
Siegel, D. S., Waldman, D. A., Atwater, L.E., Link, A. N. (2003). Commercial knowledge transfers from universities to firms: improving the effectiveness of university–industry collaboration; Journal of High Technology Management Research; 14 (5): 111–.331
Smulders, J. & L. Bretschger. (2007). Sustainable Use of Resources and Economic Dynamics, Journal of Environmental & Resource Economics, 36(1): 1-.31
Sooreh, L.K., Salamzadeh, A., Safarzadeh, H. & Salamzadeh, Y. (2011). Defining and Measuring Entrepreneurial Universities: A Study in Iranian context using Importance-Performance Analysis and TOPSIS Technique. Global Business and Management Research: An International Journal, 3(2): 182-.002
Spilling, O. R. (2004). Commercialization of knowledge – conceptual framework, 13th Nordic Conference on Small Business (NCSB) Research. Tromso, Norway.



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 121-140-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 140-121

شناسایی ویژگی هاي مربوط به اشتیاق به کار رهبران کارآفرین

محمدرضا زالی1 – کبري گودرزي2
دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
دانش آموختۀ دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 08/11/1395 تاریخ پذیرش: 18/01/1396

چکیده
بهرغم اهمیت اشتیاق در شروع و رشد کسب وکارها و رفتار کارآفرینانۀ افراد، پژوهش هاي اندکی به بررسی وجود اشتیاق بهکار و اشتیاق کارآفرینانه در ویژگی هاي درونی کارآفرینان پرداخته اند. بنابراین این پژوهش درصدد شناسایی مفاهیم و مقوله هاي اشتیاق بهکار و اشتیاق کارآفرینانۀ رهبران کارآفرین است چرا که رهبران کارآفرین، نقش بی بدیلی را در توسعه و پیشرفت اقتصادي و اجتماعی در تمام جوامع ایفا می کنند. این پژوهش برمبناي هدف از نوع تحقیقات کاربردي و برحسب گردآوري داده ها از نوع کیفی روایتی است. جامعۀ آماري پژوهش شامل رهبران کارآفرین برگزیدة جشنوارة رهبران کارآفرین مسلمان هستند. نمونه ها با روش نمونه گیري هدفمند انتخاب شدند که پس از رسیدن به اشباع نظري به منظور افزایش قابلیت اعتماد مصاحبه ها، بررسی نتایج تا نمونۀ 30 ادامه یافت. در نهایت با کمک نرم افزار اطلس تی با تحلیل مضمون مفاهیم استخراج شده از روایتها دسته بندي شده، درمجموع 2 مقوله، 9 شاخص و 98 مفهوم در مورد اشتیاق بهکار و اشتیاق کارآفرینانۀ رهبران کارآفرین شناسایی شد. شاخصهاي اشتیاق به کیفیت، قانون مداري ،انسان مداري، رقابت پذیري و عشقِ بهکار در مقولۀ اشتیاق بهکار و شاخص هاي اشتیاق تأسیسی، اشتیاق ایجادي، اشتیاق توسعه اي و برخورداري از شایستگی هاي کارآفرینانه در مقولۀ اشتیاق کارآفرینانه شناسایی شدند.

واژه هاي کلیدي: اشتیاق به کار، اشتیاق کارآفرینانه ،رهبران کارآفرین ،رهبران کارآفرین مسلمان

Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
سال هاست که اشتیاق به عنوان یکی از اجـزاي مهـم و اساسـی انگیـزش و موفقیـت کارآفرینانـهشناخته شده اسـت ( Bird, 1988; Smilor, 1997)؛ امـا بـه رغـم اهمیـت اشـتیاق در خلـق و رشـدکسب و کارها، اقدامهاي تجربی و نظري نظام مند بسیار اندکی دربارة مفهوم اشـتیاق و تـأثیر آنبر فعالیت هاي کارآفرینی وجود دارد( Shane et al., 2003; Baum et al., 2001).
پژوهشهاي گذشته، اشتیاق را تمایل شدید به فعالیتی مهم می داند کـه مـورد علاقـۀ فـرد وتعریف کنندة هویت اوست و فرد با استفاده از انـرژي و زمـان ، خـود بـراي آن سـرمایه گـذاري می کند( Vallerand, 2008, p. 2) و یا اشتیاق را به غیر از پاسخ هاي احساسی شدید فرد می دانـدکه ریشه در عشق و دوسـت داشـتن دارد ( Cardon, 2008) امـا آگاهانـه بـه دسـت مـی آیـد و درفعالیت هاي مرتبط با نقش هاي مهم براي هویت فردي کارآفرین برانگیخته می شود( Cardon et al., 2009a, p. 515). از طرفی اشتیاق می تواند انگیزه را تحریک کرده، خلاقیت ذهنی را ارتقـاء داده و معنـایی بـراي کارهـاي هـر روزه فـراهم کنـد (Brannback et al., 2006, p. 6). اشـتیاقمی تواند خلاقیـت را پـرورش داده و الگوهـاي اطلاعـاتی لازم بـراي کشـف و بهـره بـرداري ازفرصت هاي محتمل را تشخیص دهد (Baron, 2008). همچنین اشتیاق با توانـایی کارآفرینـان درافزایش سرمایۀ به دست آمده از سـرمایه گـذاران (Cardon et al., 2009a) و اسـتخدام و انگیـزشکارمندان کلیدي (Cardon, 2008) ارتباط دارد. از این رو محققان در جستجوي درك عمیـق تـراشتیاق به عنوان یک عنصـر مهـم و اساسـی از تـلاش هـاي کارآفرینانـه هسـتند (Cardon et al., 2009b).
پژوهش هاي پیشین دو مفهوم کلی از اشتیاق در رابطـه بـا فعالیـت هـاي کـارآفرینی را نشـانمیدهد، اولی مفهوم اشتیاق بهکار که نشـان دهنـدة اشـتیاق کلـی فـرد نسـبت بـه کـار اسـت کـهبه صورت احساسات خوشایند و مطلـوب در هنگـام فعالیـت بـروز مـی کنـد ( Baum & Locke, 2004) و ب ا اف زایش ای ن اش تیاق، توان ایی اف راد ب راي ک اهش ع دم اطمین ان محیط ی و ح لموقعیـت هـاي چـالش انگیـز بیشـتر مـی شـود ( Ho et al., 2011) کـه از ویـژهگـی هـاي موردنیـازکارآفرینان است.
از طرفی کارآفرینان بهجز اشتیاق به کار اشتیاق دیگري موسـوم بـه اشـتیاق کارآفرینانـه نیـزدارند. اشتیاق کارآفرینانه، احساسات شدید مثبتی است که آگاهانه به دست می آیـد و از طریـقمشارکت در فعالیت هاي کارآفرینانه اي تجربه می شوند که در ارتباط با نقش هاي معنادار و مهم براي هویت شخصی کارآفرین هستند (Cardon et al., 2009a, p. 515) که بـه سـه نـوع اشـتیاقتأسیسی، ایجادي و توسعه اي تقسیم می شوند. باتوجه به مطالب بیانشده و بـه زعـم پژوهشـگراناین پژوهش، تاکنون پژوهش شاخصی دربارة شناسایی ویژگی هاي مرتبط بـا اشـتیاق بـه کـار و اشتیاق کارآفرینانۀ افراد کارآفرین به ویژه رهبران کارآفرین انجام نشده است.
ازطرفی به دلیل اهمیت مقولۀ رهبري در قلمروي دانش مدیریت، مطالعـات زیـادي پیرامـونآن انجام شده است اما پژوهش هـاي انـدکی در مـورد رفتارهـاي کارآفرینانـۀ رهبرانـی کـه درتلاش براي کارآفرین کردن سازمان ها و شرکتهایشان هستند، انجام شده است (زالـی، 1390).
همچنین اشتیاق بسیار به انجام امور موفقیت آمیز از مهم ترین ویژگـی کارآفرینـان اسـت (مبینـیدهکردي، مبارکی، خالقی ،1394، ص 454)؛ ازاین رو پژوهش حاضر میخواهد به این پرسـشپاسخ دهد که: ویژگی هاي مرتبط با اشـتیاق بـه کـار و اشـتیاق کارآفرینانـۀ رهبـران کـارآفرینکدامند؟ براي پاسخ به این پرسش ،ابتدا بـا مطالعـۀ پیشـین ۀ پـژوهش ، چـارچوب اولیـۀ پـژوهش پیشنهاد شد، سپس اقدام به گردآوري داده هاي مورد نیاز با مصاحبه از رهبران کارآفرین کـردهو از طریق روش تحقیق روایتی و با کدگذاري، مفاهیم و شاخصهاي مرتبط با پرسش پژوهش شناسایی شد و در جلسۀ گروه کـانونی بـا حضـور جمعـی از خبرگـان حـوزة کـارآفرینی، ایـنمفــاهیم نهــایی شــدند. درنهایــت یافتــه هــاي پــژوهش بــا اســتفاده از روش تحلیــل مضــمون،تحلیل شدند.
مروري بر مبانی نظري و پیشینۀ تحقیق
مفهوم اشتیاق
ولراند1 (2008) اشتیاق را تمایلی شدید به سمت فعالیت مورد علاقۀ فرد دانسته (که حتی بـه آن

1. Vallerand
عشق می ورزد) به گونه اي که این فعالیت تعریف کنندة هویت فرد است، بـراي وي مهـم بـوده و انرژي و زمان خود را در آن سرمایه گذاري می کنـد . در مـدل دوگانـۀ ولرانـد (2008)، اشـتیاقبراي یک فعالیت شامل یکی از دو نوع متفاوت اشتیاق است:
اشتیاق بی حـد 1: افـراد بـا اشـتیاق بـی حـد، ضـرورتی غیـر قابـل کنتـرل بـراي مشـارکت درفعالیت هاي مهم و لذت بخش تجربه مـی کننـد و غیـر از مشـارکت در فعالیـت مـورد علاقـه،کاري از دست آنها بر نمی آید. نکتۀ مهم ایـن اسـت کـه ایـن نـوع اشـتیاق، فـرد را کنتـرل می کند و فرد، ریسک تجربۀ تعارضها و دیگر نتایج احساسی، شناختی و رفتـاري منفـی رادر حین فعالیت و پس از آن را می پذیرد .
اشتیاق متوازن2: اشـتیاق متـوازن از درونـی سـازي غیـرارادي فعالیـت در هویـت فـرد ناشـی می شود. درونی سازي غیر ارادي و ناخودآگاه، زمـانی رخ مـی دهـد کـه افـراد اهمیـت یـکفعالیت را براي خود بدون هر گونه شرط و احتمـال وابسـته بـه آن فعالیـت، بـه طـور آزادانـهپذیرفته باشند. زمانی که اشتیاق متوازن فعال اسـت، افـراد ضـرورتی غیـر قابـل کنتـرل بـرايمشارکت در فعالیت مورد علاقه حس نکرده بلکه آزادانه انتخاب می کنند که آیا آن فعالیت را انجام بدهند یا خیر. در این نوع اشتیاق، فعالیت جایگاهی با اهمیت و نه غالـب در هویـتفرد دارد و با دیگر جنبه هاي زندگی فرد در هماهنگی و توازن است .
تا امروز مـدل دوگانـۀ اشـتیاق در مطالعـات کـارآفرینی بررسـی نشـده اسـت ، بـا ایـن حـالدانشمندانی که به کارهاي ولراند پیرامون اشـتیاق بـی حـد توجـه کـرده انـد ( Brannback et al.,2006; Cardon, 2008) معتقدند که بررسی این مدل با تمرکز بر موضوع اشـتیاق در کـارآفرینیمی تواند به درك چرایی، چگونگی و زمان کشف و بهـره بـرداري از فرصـت هـاي کارآفرینا نـهتوسط برخی از افراد خاص و نه سایرین، کمک کنند.

Obsessive Passion
Harmonious Passion
اشتیاق به کار
پژوهشگران، اشتیاق به کار کارکنان1 را یکی از ابعاد بهزیسـتی روانشـناختی و بیـانگر احساسـیمثبت و فعال که با سطح بالاي کار و همراه با علاقه و افتخار شناخته می شود، تعریف مـی کننـد (Rego, Souto & Cunha, 2009). باوجودآنکه بهطور معمول اشتیاق به کار مترادف بـا رضـایتشغلی تلقی می شود اما سیروتا2 و همکارانش( 2005) بیان می کنند که اشتیاق بـه کـار بـرخلافرضایت شغلی نقش بسزایی در بهزیستی و خودکارآمدي سازمان خواهـد داشـت (سـیدنقوي وکاهه ،1393، ص 7). اشتیاق به کار بـا تعهـد کـاري نیـز تفـاوت دارد چـرا کـه اشـتیاق بـه کـاردرگیرشدن در کار و توسعۀ آنچه کارکنان را نسبت به کار پرحرارت کرده و به طور عاطفی بـهسازمان و دیگر همکاران متعهد می شوند .تحقیقات پیشین میان اشتیاق بی حـد و اشـتیاق متـوازنتمایز قائل می شود، اشتیاق بی حد، مشخصۀ افراد معتاد به کار می باشد درحالی که اشتیاق متـوازنبه افرادي اشاره می کند که داوطلبانه در مورد کارشان مشتاق و پرشور هستند (هـو و همکـاران،2011). اشتیاق متوازن به مفهوم عاطفی این موضوع اذعان می کند زیرا اشتیاقی کـه افـراد بـرايفعالیت هاي کاري از خود نشان می دهند، می تواند نشان دهندة تعریـف آن هـا از خودشـان باشـد (Ho et al., 2011). بآوم و لوك( 2004) مفهوم اشتیاق به کار را به صورت احساسات خوشـایندو مطلوب در هنگام فعالیت هاي کاري مفهوم سازي می کنند. جالب توجـه اسـت کـه هـر چقـدراشتیاق به کار بیشتر باشد، توانایی افراد براي کاهش عدم اطمینـان در تحقـق اهـداف کـاري نیـزبیشتر می شود چراکه چنین اشتیاقی موجب ارائـۀ گزینـه هـاي بیشـتري بـراي حـل موقعیـت هـايچالش برانگیز می شود (Ho et al., 2011; Vallerand et al., 2003). از طرفی ادبیـات موجـود درحوزة کارآفرینی نشان دهندة سطوح بالایی از اشتیاق در میان کارآفرینان مـی باشـد ( Cardon et al., 2009a) و ملموس ترین پدیدة فرایند کارآفرینانه نیز همین اشـتیاق اسـت( ,Baum & Locke2004). نکته اي که در مورد این پژوهش باید گفت، این است که رهبران کارآفرین به این دلیل که آنها بعضاً کارمند کسی نبوده اند، اشـتیاق بـه کـار آنهـا از جـنس دیگـري بـوده و شـور واشتیاق آنها را نسبت به کارشان نشان میدهد.

Employees Enthusiasm
Sirota
اشتیاق کارآفرینانه
کارآفرین ان کس انی هس تند ک ه محص ولات جدی د، فراین دهاي جدی د و روش هـاي جدی د سـازماندهی را کشـف کـرد ه و بـه بهـره بـرداري مـی رسـانند ( Baum & Locke, 2004, p. 588).
تلاش هاي کارآفرینانه عموماً برحسب تشخیص و بهره برداري از فرصت هاي تجاري، بـالاخصاز طریق تأسیس کسب و کارهاي جدید، تعریـف مـی شـوند (Venkataraman, 1997). کـاردن وهمکاران( a2009)، اشتیاق کارآفرینانه1 را بهعنوان احساسات مثبت شدیدي می دانند که به طـورآگاهانه دست یافتنی هستند و از طریق مشارکت در فعالیت هاي کارآفرینانه اي تجربه مـی شـوندکه در ارتباط با نقش هاي معنادار و مهم براي هویت شخصی کارآفرین مـی باشـند (Cardon et 7al., 2009a, p. 51). آنها براساس نقش هاي گوناگون کارآفرینان در فراینـد کـارآفرینی، سـهنوع اشتیاق کارآفرینانه را شناسایی کرده اند:
اشتیاق ابداعی2: این نوع از اشتیاق کارآفرینانه در مورد فعالیت هاي مرتبط با بررسی محـیطبراي فرصتهاي بازار جدید، شناسـایی فرصـت هـاي جدیـد بـازار و توسـعۀ محصـولات وخدمات جدید می باشد (Cardon et al., 2009a). برخـی کارآفرینـان بـه شـکلی عمیـق تـر وبیشتر از دیگران به جسـتجوي ایـده هـاي نوآورانـه مـی پردازنـد (Katila & Ahuja, 2002) و براي ایراد راه حل هاي جدید به بازار اغلب انگیزة قوي و مهم دارند.
اشتیاق تأسیسی3 یا ایجادي: این نوع از اشتیاق کارآفرینانه در ارتباط با کنـار هـم قـرار دادن منابع ضروري مالی، انسانی و اجتماعی مورد نیاز براي ایجاد یک کسب و کـار جدیـد اسـت (Cardon et al., 2009a). میـل بـه تأسـیس یـک سـازمان، انگیـزة مهمـی بـراي بسـیاري ازکارآفرینان بوده( Aldrich, Zimmer & Jones, 1986) و هویت نقـش مؤسـس و نهـاد گـذارمی تواند براي مفهوم نقش کارآفرین هم پیچیده و هم مرکـزي باشـد (Hoang & Gimeno,
.(2010

Entrepreneurial Passion
Passion for Inventing
Passion for Founding
 اشتیاق توسعه اي1: این نوع اشتیاق بـه رشـد و توسـعۀ کسـب وکـار پـس از تأسـیس مربـوط می شود( Cardon et al., 2009a). بسیاري از کارآفرینان نه فقط بـا میـل بـراي تأسـیس یـکسازمان بلکه با انگیزه اي آگاهانه براي رشد و بسط کسـب و کـار ترغیـب مـی شـوند (Cliff, 1998). این افراد اغلب راهبردهاي متفاوتی را براي مدیریت سازمانی در مقایسه بـا همتایـانخود نشان می دهند( Gundry & Welsch, 2001). آنها همچنین تمایل به اتخـاذ سـبک هـايمدیریتی متفاوت دارند و با ذي نفعان و سهام داران اصلی به روشی ارتباط برقرار می کنند که باعث گسترش و ارتقاء سازمان شود (Baum & Locke, 2004).
روش شناسی
این پژوهش از نظر هدف کاربردي و برحسب گردآوري داده ها از نوع کیفـی – روایتـی بـود ودر دو مرحله اقدام به جمع آوري و تحلیل داده ها شده است. ابتـدا بـا مطالعـۀ پیشـین ۀ پـژوهش و بررسی اطلاعات اولیۀ رهبـران کـارآفرین منتخـب در جشـنوارة رهبـران کـارآفرین مسـلمان2 و متعاقب آن با انجام مصاحبه هاي عمیـق نیمـه سـاختار یافتـه بـا رهبـران کـارآفرین و تحلیـ ل ایـ ن مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون3 و با استفاده از روش تحقیق روایتـی 4، مقولـه هـا و شـاخص -هاي چارچوب مفهومی با کمک نـرم افـزار تحل یـ ل کی فـی اطلـس تـ ی5 اسـتخراج شـد و پـس ازدسته بندي، چارچوب اولیۀ پژوهش طراحی شد. باید یادآور شد که دلیل اصـلی انتخـاب روشتحقیق روایتی، نیاز به شناسایی و استخراج ویژگی هاي مربـوط بـه اشـتیاق رهبـران کـارآفرین ازمیان روایتها و تجربههاي آنهاست. جامعۀ آمـاري مشـتمل بـر رهبـران کـارآفرینی بـوده و بـامعیارهاي عمومی و اصلی از میان سایر کارآفرینان انتخاب می شوند، معیارهاي بیانشده، اصـولو قواعد جشنوارة رهبران کارآفرین مسلمان دانشکدة کارآفرینی دانشگاه تهـران بـراي انتخـاب

Passion for Developing
جشنوارة رهبران کارآفرین مسلمان از سال 1392 در دانشکدة کارآفرینی دانشگاه تهران هرساله به منظور معرفـی و تقـدیراز رهبران کارآفرین انجام می شود.
Theme Analysis
Narrative Research Method
Atlas.ti
سالانۀ رهبران کـارآفرین اسـت. حـداقل شـرایط لازم بـراي انتخـاب کـارآفرین در ایـن سـطحعبارت است از:
حداقل سن: 40 سال؛ حداقل تحصیلات: کارشناسی؛ داشتن کسـب و کـار پیشـرو در بخـشصنعت، کشاورزي و خدمات؛ حداقل اشتغال زایی مستقیم و غیرمستقیم ازطریق کسـب و کـار یـاکســب وکارهــاي وي در زمــان ارزیــابی: 1000 نفــر؛ حــداقل صــادرات: 25 درصــد از کــلمحصـولات یـا خـدمات شـرکت؛ دسترسـی ب ه آخـرین فنـاوري در حـوز ة فعالیـت مربوط ه ؛ و پیشگامی در ایران و منطقه و جهان.
یادآور میشود که تعریـف رهبـران کـارآفرین منتخـب جشـنوارة یادشـده شـامل صـاحبان کسب و کار، کارآفرینان، مخترعان و افراد حقیقی و حقوقی کـه بـا اجـراي ایـده هـاي اقتصـادي خود، ارزش هاي اقتصادي در کشور و یا در عرصۀ بین المللی ایجاد کردند، می باشد.
در این پژوهش از روش نمونه گیري هدفمند براي یافتن نمونه هاي مورد مطالعه استفاده شـد .
شواهد نشان از اشباع نظري در مصاحبۀ 23 داشت اما براي اطمینان، تا مصاحبۀ 30 ادامـه یافـت.
براي تأمین روایی و پایایی در روش تحقیـق کیفـی، از روش ارزیـابی گوبـا و لینکـولن (1994) استفاده شد که معادل روایی و پایایی در تحقیقات کمی است. بدین منظور و بر پایـۀ ایـن روش چهار معیار قابلیت اعتبار1، انتقال پذیري2، قابلیـت ثبـات3 و تأییدپـذیري 4 بـراي ارزیـابی در نظـر گرفته می شود. به منظور افزایش قابلیت اعتبار، اقدامهاي ذیل توسط گروه پژوهشی انجام شد:
بازبینی توسط اعضاي گروه پژوهشی: شاخصهـا و مفـاهیم بـه دسـت آمـده توسـط اعضـايگروه ملاحظه و بازبینی شده و نظرات نهایی استخراج شدند.
بررسی توسـط خبرگـان: در ایـن مرحلـه، نظـرات خبرگـان حـوزة کـارآفرینی از دانشـکدةکارآفرینی دانشگاه تهران در مورد مفاهیم و شاخصها دریافت شد.
براي حصول اطمینان از انتقال پذیري یافته هـاي پـژوهش ، از پـنج خبـره در مـورد یافتـههـاي

Credibility
Transferability
Consistency
Confirmability
پژوهش که در پژوهش مشارکت نداشتند، مشورت گرفته شد. در همۀ مراحل کـار و بـه منظـور ایجاد اطمینان، جزئیات پـژوهش و یادداشـت بـرداري هـا ثبـت و ضـبط شـد . بـا اسـتفاده از ایـنفایل هاي ضبط شده پس از هر مصاحبه، سؤالات مصاحبه بررسی شدند و خلاءهایی کـه امکـانداشت با پرسش هاي ریزتر پر شوند بر پژوهشگر آشکار شده و در مصاحبۀ بعدي این نتایج بـه -کار گرفته شد که همین امر به تقویت پایایی ابزار سنجش کمک کرد .
در مرحلۀ دوم اجراي پژوهش، مقولات و شاخصهاي استخراج شده از مصاحبه ها به منظـوراطمینان از اعتبار و تناسب مفاهیم بـه دسـتآمـده، بـا روش گـروه کـانونی در معـرض قضـاوتخبرگان قرار گرفت. روش گروه کانونی، ابزاري است که بهکمک آن پژوهشگر می تواند نظـر مشترك افراد را نسبت به پدیدة مورد مطالعه بررسـی کنـد (هـومن، 1385). بـرا ي انجـام روش گروه کانونی، جلسـه اي بـا حضـور خبرگـان مـرتبط بـا حـوزة پـژوهش تشـکیل شـد و مفـاهیماستخراج شده به اعضاي این گروه ارائه شـد . خبرگـان مـورد نظـر متشـکل از 5 نفـر از اعضـايهیئ ت علم ی دانش کدة ک ارآفرینی دانش گاه ته ران و 3 نف ر از رهب ران ک ارآفرین برگزی دةدوره هاي قبل جشنوارة رهبران کارآفرین مسلمان بوده اند. در ادامه تمامی مضامین ،شـاخص هـاو مفاهیم استخراج شده در قالب سؤالات متعدد از سوي پژوهشگران در جلسه مطـرح و نظـرات حاضران جمع آوري شد. پاسخ ها به دقت ثبت و هم زمان تحلیل شدند. اصلاحات مـدنظر گـروه کانونی در مدل درنظر گرفته شده و نسخۀ نهایی نیز به تائید گروه یادشده رسید.
یافته ها
توصیف جمعیت شناختی
در ای ن پ ژوهش ،30 نف ر از رهب ران ک ارآفرین مش ارکت داش ته ان د ک ه از ای ن تع داد 8 نف ر (27درصد) خانم و 22 نفر آقا( 73درصد) بودند .
تجزیه و تحلیل داده ها
یافته هاي این پژوهش از 30 مصاحبه بهدست آمده است که ابتدا متن کامل مصـاحبه هـا از فایـلصوتی پیاده سازي شده و سپس کدگذاري متناسـب بـا سـؤال پـژوهش بـر روي داده هـا در سـهمرحله انجام شد .
ایجاد کدهاي اولیـه: ایـن مرحلـه شـامل ایجـاد کـدهاي اولیـه از داده هـا اسـت. داده هـايکدگذاري شده از واحدهاي تحلیل( مضمون ها) متفاوت هسـتند (Braun & Clarke, 2006, p. 88). در این گام، شناسایی و کدگذاري نکاتی از صحبت هاي مصاحبه شونده، متناسب بـاسؤال تحقیق و چارچوب مفهومی اولیه انجام شد که در پاسخگویی به سؤال تحقیق کمـک می کند. کدگذاري در این مرحله با کمک نرم افـزار اطلس.تـی انجـام شـد . در ایـن مرحلـه260 مفهوم اولیه از مصاحبه ها در مورد ویژگی هـاي مربـوط بـه اشـتیاق رهبـران کـارآفرینبه دست آمد (جدول 1).
جدول 1. کدگذاري اولیه
کد (مفهوم اولیه) روایت ردیف
اهمیت به نظم و انضباط در کار در محیط کار هم با همه شوخی می کنم اما در کنار این شـوخی هـا ، انضـباط پابرجاسـت .
انضباط باید حتماً در واحد باشد. 1
جلوگیري از باندبازي رقابت سالم رو دوست دارم اما رقابت ناسالم رو دوست ندارم که متأسفانه در ایران رقابت ناسالم بسیاره. اونجا دلخور می شوم نـه اینکـه پـروژه اي رو از دسـت مـی دهـم نـه مـن اگـه پـروژه اي را از دسـتمـی دهـم همـون یـک سـاعت اول ناراحـت مـی شـوم و بعـداً ف وري فراموش می کنم. همۀ اعتقادم به این است که شایستگی کار را داشـته باشـیم. اعتقـادي بـه ارتباط ندارم و به هیچ وجه و درهیچ شرایطی از ارتباطم استفاده نکردم. 2
رعایت قوانین و مقررات گفتم دوشنبه ها هیچ کس حق ندارد ناهار از بیرون بیاورد اگر هم نمی خورید بیاید بشینید. قبلاً تا ساعت 9 کارمندان صبحانه می آوردند گفتم کسی حق ندارد 8 به بعد بـا نـان وارد شود. 3
بهره گیري از روش هاي نوآورانه براي انجام کار مدل حرکتی ما در کوثر یک تجربۀ بی سـابقه در نظـام بـانکی بـود و در ایـن زمینـه یـک کتاب می توانم بنویسم. 4
شناخت و تحقیقات بازار بعد از آن تحقیق کردیم تا ببینیم نیازهاي اصلی براي کار ما در کشورهاي اروپایی بهویژه در فرانسه چه چیـزي اسـت . بـا ارتباطـاتی کـه برقـرار کـردیم سـراغ کارخانجـات مشـابه خودمان در خارج از کشور رفتیم. باخودم کارشناس و مهندس بردم و از آنهـا اطلاعـات گرفتم. گفتم چه باید بکنیم که آذین خودرو متمایز از بقیه حرکت کند. 5
مدیریت هوشمندانۀ کسب وکار خودم و شوهرم مدیریتK.D.D را برعهده داریم که براي مـد یریت پـروژه هـا سـت . سـا یر شرکت ها هر کدام مدیرعامل دارند و آنها را در طول سال چک می کنیم. آن چیزي که ما بیشتر در آن فعال بودیم پروژه ها هستند. 6
دسته بندي کدها در قالب مضمون هاي اولیه: این مرحله شامل دسته بندي کـدهاي مختلـفدر قالب مضمون هاي بالقوه و مرتب کردن تمام داده هاي کدگذاري شده در قالـب مضـامین مشخص شده است. در واقع پژوهشگر، تحلیل کدهاي خود را شروع کرده و در نظـر مـی گیـردکه چگونه کدهاي مختلف می توانند براي ایجاد یک مضمون کلی ترکیب شوند (Braun & Clarke, 2006, p. 89). در این مرحله مؤلفه ها از کنارهم قرار گرفتن مفاهیم ایجاد می شوند.
بازبینی مضمون ها بـا توجـه بـه کـدها و کـل داده هـا : گـام اول شـامل بـازبینی در سـطح
خلاصه هاي کدگذاري شده است، در این گام از ابتدا تا انتهاي کار مجدد بررسـی شـده تـااگ ر نقایص ی همچ ون وج ود مض امین مش ابه ب ا عن اوین مختل ف و نادیـده گرفت ه شـدن مضمون هاي مهم وجود داشته، رفع شود. در گام دوم اعتبار مضمون ها در رابطه با مجموعـ ۀ داده ها در نظر گرفته شد. مضمون هاي یافتهشده با کدهاي اسـتخراج شـده در مرحلـۀ دوم بـا ایده هاي اولیۀ مطرح شده مقایسه و نقشۀ جامعی از مضمون ها ارائه شد.
جدول 2. نتایج شاخصها و مفاهیم استخراج شده از مصاحبه ها
مفاهیم شاخصها مقوله ها

مفاهیم شاخصها مقوله ها
تولید با روش مهندسی معکوس اشتیاق ابداعی

اشتیاق

کارآفرینانه

اشتیاق

کارآفرینانه

اهمیت به نظم و انضباط در کار قانون مداري

اشتیاق
کار
به

اشتیاق

کار

به



قیمت: تومان

JED_Volume 10_Issue 1_Pages 141-159-1

توسعه کارآفرینی، دورة 10، شمارة 1، بهار 1396، از ص 159-141

بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی بر نوآوريهاي بنیادي

با در نظر گرفتن نقش میانجی کسب دانش

اسماعیل شاه طهماسبی1، محمد رحیم اسفیدانی2، سید سعید قوام شهیدي3
استاد مدعو دانشگاه شهید بهشتی، گروه مدیریت بازرگانی
استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
کارشناس ارشد رشته MBA، گرایش بازاریابی، پردیس البرز دانشگاه تهران

تاریخ دریافت: 15/04/1394 تاریخ پذیرش: 28/01/1396

چکیده
سازمانهاي یادگیرنده و نوآور امروزي در این محیط ناپایدار و متلاطم به پشتوانۀ سرمایۀ اجتماعی درون و برون سازمانی میتوانند امیدوار به بقا و رشد باشند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی بر نوآوريهاي بنیادي با نقش میانجی کسب دانش است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردي بوده و از نظر گردآوري اطلاعات، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعۀ آماري تحقیق شامل 113 شرکت فناور و نوآور حاضر در نمایشگاه بین-المللی تهران است که با شیوة سرشماري توزیع و جمعآوري شد که از این میان 90 پرسشنامۀ استاندارد قابل استفاده بوده است. روایی سازة پرسشنامۀ تحقیق با کمک آزمون تحلیل عاملی اکتشافی بررسی و بهمنظور مطالعۀ پایایی پرسشنامۀ تحقیق نیز از آزمون آلفاي کرونباخ استفاده شد. در پایان براي تجزیه و تحلیل داده هاي جمع آوري شده، از آمار توصیفی و استنباطی و از نرمافزارهاي SPSS 20 وSmart Pls.2.M3 استفاده شد .یافته هاي تحقیق تأثیر مثبت سرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی بر نوآوريهاي بنیادي را نشان میدهد .همچنین نتایج نشان داد که کسب دانش بر نوآوريهاي بنیادي نیز تأثیر مثبت دارد. از دیگر نتایج تحقیق می توان بر تأثیر منفی بعد رابطه اي سرمایۀ اجتماعی بیرونی بر رابطۀ بین کسب دانش و نوآوريهاي بنیادي اشاره کرد. ظرفیت جذب ادراك شده و موانع فرهنگی بر رابطۀ بین کسب دانش و نوآوريهاي بنیادي تأثیري نداشتهاند.

واژه هاي کلیدي: سرمایۀ اجتماعی، ظرفیت جذب ادراك شده، کسب دانش، نوآوري هاي بنیادي

 این مقاله برگرفته از پایان نامه با همین عنوان است .
Email: [email protected] :نویسندة مسئول 
مقدمه
از آنج ا ک ه چرخ ۀ حی ات محص ول بس یار کوت اه ش ده، ن وآوري در محص ولات حاض ر در بازاره اي پوی ا نق ش حی اتی را ایف ا م یکن د (Slater & Sengupta 2014). در واق ع س رمایۀ اجتماعی، مجموع منابع واقعـی و بـالقوه اي اسـت کـه در میـان شـبکههـاي ارتبـاطی واحـدهاياجتماعی یا انفرادي قرار گرفته است (امیرخانی و پورعزت ،1387). با وجود آنکه پژوهشهاي بسیاري دربارة تأثیرات سرمایۀ اجتماعی بر نوآوري انجام شده است، تأثیرآن بـر نـوآوري هـايبنیادي و درجۀ نوآوري هاي بنیادي هنوز در حال کشـف و تحقیـق اسـت (Gloria et al. 2014).
این تحقیق در جنبههاي مختلف به بهبود و ارتقـا ي سـطح دانسـتههـا کمـک مـی کنـد و هـر دوسرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی را هدف قرار داده و بر نوآوري بنیـادي کـه تـأثیر بسـیاري بـرعملکرد و رقابت شرکتها دارد متمرکز شده است .هدف اصلی این پـژوهش تبیـین جایگـاه ونقش هریک از شاخصهاي اثرگذار سرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی بر نـوآوري هـاي بنیـادي با توجه به نقش کسب دانش در شرکتهاي نوآور است .شرکت هـاي نـوآور در ابتـدا خـوبعمل کرده و با قدرت نسبی مناسب وارد عمل میشوند ،اما بـا گذشـت زمـان، توانـایی رقابـتخود را از دست داده و از گردونۀ رقابت خـارج مـیشـوند (Rothaermel 2015, pp. 208). ایـنامر دلایل مختلفی دارد، بهنظر میرسد یکی از این عوامل کم توجهی این شرکتها بـه سـرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونی خود است. در این راستا، سوال اصلی تحقیق اینگونه مطرح مـی شـود که چه مقدار سرمایۀ اجتماعی درونی و بیرونـی بـر نـوآوري بنیـادي تـا ثیر مـی گـذارد و نقـش میانجیگري کسب دانش در این رابطه چگونه است؟
مروري بر مبانی نظري و پیشینۀ تحقیق
نوآوري بنیادي به ساخت محصولات و خدمات جدیـد مـی گوینـد کـه عمومـاً فنـاوري محـورهستند. بینشی که در مورد نوآوري بنیادي مطرح است همیشه جلـوتر از زمـان و بـازار در حـالحرکت میباشد. بهطور معمول این الگوي نـو آوري فنـاور محـور بـوده و در آن ابتـدا فنـاوريجدید تولید سپس بازار آن تعریف میشود (Baker &Sinkula 1999, pp. 412). نوآوري بنیادي روش و چگونگی تحقق مسایل و عملکرد پدیدهها را بـ هطـور کلـی تغییـر مـی دهـد (Baker &
143
Sinkula 1999, pp. 412). براي مثال “هواپیما” یک نوآوري بنیادي بود که درك و تلقی مـا از
“مرز” را تغییر داده است و نحوة نگرش انسان به جهان و محدودیتهاي اعمال شـده بـر انسـانرا به شکل کلی تغییر داد. سرمایۀ اجتماعی مفهومی چندبعدي در علوم اجتماعی است .سـرم ایۀ اجتماعی به ویژگی هاي سازمان اجتماعى از قبیل شبکه هـا ، هنجارهـا و اعتمـاد اجتمـاعى اشـارهدارد که همکارى و هماهنگى براي دستیابى به مزایـاى دوجانبـه را تسـهیل مـی کنـد (فوکویامـا1384). سرمایۀ اجتماعی هیأت مدیره شامل دو نوع از روابط میشود؛ سرمایۀ اجتماعی بیرونی ،اتصالها با روابط بیرونی متنوع و سرمایۀ اجتماعی درونی، اتصالها با افـراد درون سـازمان، بـه-ویژه با مدیران دیگر (Jha & Cox, 2015, pp.255). هر دو نوع سرمایۀ اجتماعی می توانـد بـرايهر شرکت به اندازة اعضاي هیات مدیره بهصورت فردي تولید ارزش کنـد. سـرمای ۀ اجتمـاعی مفهومی چندبعدي است. ناهاپیت و گوشال (1998)، بـا رویکـرد سـازمانی جنبـه هـاي مختلـف سرمایۀ اجتماعی را در سه طبقه جاي می دهند بعد سـاختاري 1، بعـد رابطـه اي 2 و بعـد شـناختی 3 سرمایۀ اجتماعی. وجه تمایز این پژوهش در برداشتن ابعاد مختلف سرمایۀ اجتماعی بـه صـورتهمزمان و بررسی تاثیر آن بر نوآوريهاي بنیـادي بـا میـانجیگـري کسـب دانـش اسـت کـه ازمهمترین ارکان سازمانهاي فناور و نوآور می باشد .در رابطه با موضوع تحقیـق، پـژوهشهـايچندي مشاهده شد که در ادامه به چند مورد از آنهـا اشـاره مـیشـود. پیـران نـژاد و همکـاران (1394) در بررسی تأثیر سرمایۀ اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی شهرداري شـهر قـدس بـه ایـننتیجه رسیدهاند که سرمایۀ اجتماعی و ابعاد سه گانۀ آن بر کـارآفرینی سـازمانی، تـأثیر مثبـت ومعن اداري دارد. ض یایی و همک اران( 1390) نی ز ب ه بررس ی رابط ۀ س رمایۀ اجتم اعی و می زان آمادگی سازمانی براي استقرار مدیریت دانش در شـرکت فولادسـاز ایرانـی پرداختـه و بـه ایـننتیجه رسیدهاند که بین سرمایۀ اجتماعی و میزان آمادگی سازمانی براي استقرار مدیریت دانـشرابطۀ مثبت و معنیداري وجود دارد. تحقیق بعدي، توسط چند محقـق اسـپانیایی (Gloria et al.

Structure
Relational
Cognitive
2014) انجام شده و عنـوان تحقیـق عبـارت اسـت از سـرمایۀ اجتمـاعی درونـی و بیرونـی بـراينوآوري بنیادي، آیا این دو عمل همواره باهم سازگارند؟ نتایج بهدست آمده مبین آن است کـهاز بین دو سرمایۀ اجتماعی تحلیل شده و سرمایۀ اجتماعی درونی در مقایسه با ابعـاد فناورانـه یـابازاریابی، تأثیر بیشتري بر نوآوري دارد. همچنین مشخص شد که تأثیر سرمایۀ اجتماعی بیرونـیبه اندازة سرمایۀ اجتماعی درونی نیست. با توجه به تعامـل سـرمایۀ اجتمـاعی درونـی و بیرونـی،تحلیلها نشان می دهد که سرمایۀ اجتماعی بیرونی تأثیر مثبت بعـد بازاریـابی بـر نـوآوري را بـهشکل معکوس تحت تأثیر قرار میدهد.
سرمایۀ اجتماعی و نوآوري بنیادي
در برخی از سازمان ها سرمایۀ اجتماعی به قدري قوي و تاثیرگذار است کـه بـهنـوعی بـه عنـوانهویت سازمان تلقی می شود. به زبان سادهتر، یک سرمایۀ اجتماعی درونی قوي مـی توانـد تـاثیرمثبتی بر نوآوري سازمانی گذاشـته و آن را بـا مجموعـه اي از اهـداف و ارزش هـا یکسـو کنـ د.
(Landry et al 2002) دریافتند که سرمایۀ اجتماعی بیشتر، بیش از هر متغیـري احتمـال نـوآوري شرکت ها را افزایش میدهد. شبکهها با اتحادهاي بیشتر و دانش و مهارتهاي مکمل و جدیـدباعث نوآوري بیشتر در سازمانها میشوند (کمال سخدري 1394)، بنابراین میتوان فرضیۀ زیر را مطرح کرد: سرمایۀ اجتماعی درونی بر نوآوريهاي بنیادي سازمانها تأثیر مـی گـذارد (H1).
بهطور کلی، محققان بر ساختن ارتباطات براي تـرویج فعالیـتهـاي نوآورانـه تاکیـد کـردهانـد .
شرکتها به تنهایی نوآوري درازمدتی ندارند، بلکه از طریق مجموعهي پیچیدهاي از تعـاملاتبا فعـالان خـارجی بـه ایـن مهـم دسـت مـییابنـد (Christensen and Chesbrough, 2005). اگـر شرکت بر شبکههاي اجتماعی بیرونی خود براي خلـق ، توسـعه ، و بهـره بـرداري از فرصـت هـايعلمی تکیه کند، سرمایۀ اجتماعی سازوکار لازم براي دسترسی به منابع منحصر بهفرد و شـبکه -اي از روابط، بهبود قابلیتهاي نوآوري را فراهم میکنـد (Jang et al 2010). بنـابراین مـیتـوانفرضیۀ زیر را مطرح کرد: سرمایۀ اجتماعی بیرونی بر نوآوريهاي بنیادي سازمانها تـأثیر مـی-گذارد (H2).
145
سرمایۀ اجتماعی و کسب دانش
با توجه به تأثیرگذاري عامل اجتماعی شـدن بـر سـرمایۀ اجتمـاعی از یکسـو (Hellriegel, et.al 1995) و ارتباط سرمایۀ اجتماعی درونی بر کسب دانش بازار روابط بین شـرکتی شـامل مبادلـۀ دانش ضمنی میباشـد و بایـد در مجـاورت فیزیکـی، و نـه از فاصـلۀ دور انجـام شـود. سـرمایۀاجتماعی، کسب دانش از منابع کلیدي براي مزیت رقابتی را تسهیل میکند ( ,Yli-Renko, et.al2001). از اینرو فرضیۀ بعدي به شکل زیر قابل طرح است: سرمایۀ اجتماعی درونـی بـر کسـبدانـش بـازار سـازمانهـا تـأثیر مـیگـذارد (Timberlake 2005) .(H3) معتقـد اسـ ت کـه سـرمایۀ اجتماعی بیرونی فرایند دستیابی و بهکارگیري اطلاعات را تسهیل می کند و در حقیقت سـرعت استفاده از سایر سرمایه هاي مادي و غیرمادي را افزایش می دهـد. در تحقیـق( liu & et al 2010) اشاره میشود که سرمایۀ ارتباطی قوي بین مشارکتکنندهها در یک ائتلاف ،یادگیري بیشـتر رادر طی تقابلهاي همکاري تسهیل مـی بخشـد. محـوريتـرین بحـث مـا ایـن اسـت کـه سـرمایۀارتباطی کسب دانش را از طریق اعتماد و اطمینان طرفین مشـارکت کننـده بـه پایـایی و درسـتیدانش مبادلهشده، (اعتماد1)؛ شفافیت بین مشارکتکنندههـا (شـفافیت 2) (Hamel 1991)؛ و نیـ ز فرایند مبادلۀ متقابل بین شرکتها (تعاملات3) تحت تأثیر قـرار مـیدهـد 2010( ,(Liu, et.al. بـر این اساس میتوان فرضیه زیر را مطرح کرد: سـرمایۀ اجتمـاعی بیرونـی بـر کسـب دانـش بـازارسازمانها تأثیر میگذارد .(H4)
کسب دانش و نوآوري بنیادي
نوآوري نتیجۀ ذهن کارکنانی با دانش سطح بالا و اغلب نتیجۀ نارضایتی فرد از وضعیت موجود میباشد (Yanez &Tarek Khalil, 2010). کسب دانش از طریق توسعۀ محصولات جدید باعـثاف زایش ن وآوري در س ازمان م یش ود (2001 ,Yli-Renko, et.al). دانش ی ک ه س ازمانه ا از عضویت در شبکههاي صنعتی بهدست میآورند موجب بهبـود قابلیـت نـوآوري در خـدمات و

Trust
Transparency
interaction
محصولات جدید میشود (زعفریان و همکاران، 1391). در یک اقتصاد مبتنی بر دانش، رقابتی بودن شرکت متکی بر نوآوري است و نوآوري براساس فرایند هاي یادگیري اجتماعی میباشد (2003 (Westlund and Bolton, فرضیه بعدي به شکل زیر قابـل طـرح اسـت: کسـب دانـش بـرنوآوريهاي بنیادي سازمانها تأثیرمیگذارد (H5).یـک شـرکت واقعـاً نوآورانـه بایـد در یـکفرهنـگ قـوي قـرار داده شـود تـا تحـرك در رفتـار نوآورانـه را تحریـک کنـد( Santos and2007 ,Gonzalez). با این حال، اگرچه واضح بهنظر میرسد کـه دانـش مـیتوانـد بـه نـوآوريسازمانی کمک کند، موانع فرهنگی میتواند این رابطه را مخدوش کنـد. موانـع فرهنگـی مـی -تواند باعث سردرگمی، ناامیدي و هیجان شدید احساسی شود، و همینطور فراینـد نـوآوري رامختل کند، به این دلیل که اعضـاي سـازمان هنـوز بـا وقـایع جدیـد آشـنا نیسـتند و نمـیتواننـدپیامدهاي اعمالشان را ببینند. بنـابراین مـدیران، قبـل از پـرورش دانـش در سـازمانهایشـان بایـدبرخی موانع فرهنگی در به اشتراك گذاري دانش را در نظر بگیرنـد از قبیـل: سـاختار سـازمان؛رفتار کارمندان نسبت به تغییر، و منافع بهدست آمده پس از تغییر (Keskin, 2006). در غیـر ایـن صورت، براساس برداشت هاي غلط، تصورات و کلیشههایی که براساس این موانع ایجاد شده-اند، انتظار تأثیر کمتري از دانش بر نوآوري سازمانی وجود دارد. بنابراین میتوان گفت: موانـعفرهنگی بر رابطۀ بین کسب دانش و نوآوريهاي بنیادي تأثیرگذار است.(H6) بهطـور خـاص،پژوهشها تاکید کردهاند که ظرفیـت جـذب سـازمان از طریـق بـه دسـت آوردن دانـش جدیـد بیرونی، جذب و ادغام آن با دانش موجود درونی آنها باعث حفظ عملکرد برتر سـازمان مـی-شود Cohen and Levinthal, 1990)) . ظرفیت جذب چهار جزء کسب دانـش، جـذب، انتقـال وبهرهبرداري دارد (2002 ,Zahra & George). ظرفیت جذب ادراك شدة سازمان، توانـایی یـکسازمان براي تبدیل و تجاري کردن دانش خارجی بـه دسـت آمـده مـیباشـد کـه باعـث ایجـادارزش، تأثیر بر مزیت رقابتی، توسـع ۀ محصـولات جدیـد و فراینـدهاي آن مـی شـود . در غیـابظرفیت جذب ادراك شده، توانایی مدیران شرکتهـا بـراي بـهدسـت آوردن و جـذب دانـشخارجی براي کمک بـه ایجـاد مزیـت رقـابتی نـاموفق خواهـد بـود (Zahra & George, 2002).
بنابراین فرض زیر قابل طرح است: ظرفیت جـذب ادراك شـده بـر رابطـۀ بـین کسـب دانـش و

147

147

نوآوريهاي بنیادي تأثیرگذار است .(H7) بعـد رابطـه اي سـرمایۀ اجتمـاعی مـی توانـد عملکـرد نوآوري را بهتر توضیح دهد (Moran, 2005)، با توجه به اینکه نوآوري اغلب به کیفیـت روابـط ایجاد شده بین افراد درگیـر بسـتگی دارد. بعـد رابطـهاي سـرمایۀ اجتمـاعی در ایجـاد نـوآوري،زمانی که دانش ضـمنی و پیچیـده اسـت و نمـیتـوان آن را گسـترش داد، بسـیار اهمیـت دارد(Szulanski، 2000). در یک رابطه، سرمایۀ رابطهاي یک شرط لازم براي تضـمین انتقـال موفـق دانش ضـمنی در ایجـاد نـوآوري رادیکـال اسـت(Weber & Weber, 2007) . از ایـن رو فرضـیۀ بعدي به شکل زیر قابل طرح است. بعد رابطهاي سرمایۀ اجتماعی بیرونی بـر رابطـۀ بـین کسـبدانش و نوآوريهاي بنیادي تأثیرگذار میباشد.(H8)
متغیر عمر و اندازه و نوع سازمان بهعنوان متغیر کنترلی درنظـر گرفتـه شـده اسـت (Angela Gloria et al 2014 ، Martines-Perez et al 2015 وSorensen and Stuart 2000) در این تحقیق این متغیرها بهعنوان متغیر کنترلی درنظر گرفته شد.

سرمایۀ
اجتماعی
بیرونی

کسب

دانش

نوآوري

بنیادي

جذب

ظرفیت

ادراك
شده

موانع
فرهنگی

ب

عد

رابطه

سرمایۀ
اي

بیرونی

اجتماعی

H4

H3

H8

H6

H7

H5

H2

H1

درونی
اجتماعی

سرمایۀ



قیمت: تومان