جستجوی مقالات فارسی – فسخ نکاح در حقوق مدنی ایران و مذاهب خمسه- قسمت ۷

« لافَرْقَ بَیْنَ الجنون المُِطْبَق وغیره ولا قبل العقِد وبعدَهُ وطء اولا وفی معَنی الحضاء الوِجاءُ .»[۷۲] به این معنا که : « در مورد دیوانگی، فرقی میان دیوانگی دائم ودیوانگی دوره ای ،میان دیوانگی پیش ازعقد نکاح و پس از آن ومیان وقوع نزدیکی وعدم وقوع آن نیست ».[۷۳]
« پس جنون شوهر یا زن، چه دائمی باشد وچه ادواری باشد ازموجبات فسخ نکاح به شمارمی آید به شرط اینکه استقرار داشته. باشد، یعنی پایدار باشد ».[۷۴]
۲-۱-۳- تفاوت جنون زن و مرد
یک تفاوت بین جنون شوهر و جنون زن از لحاظ فسخ نکاح وجود دارد:
جنون شوهر چه قبل از نکاح و چه بعد از آن عارض شود موجب خیار فسخ برای زن است. در این خصوص ماده ۱۱۲۵ ق.م می‌گوید: «جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.» اما جنون زن طبق ماده ۱۱۲۴ ق.م هنگامی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته باشد .[۷۵]
البته اگر جنون زوج یا زوجه در حال عقد وجود داشته باشد و همسر از آن آگاه باشد نمی‌تواند بعد از عقد، ‌نکاح را فسخ کند (م ۱۱۲۶ ق.م) زیرا ضرر را پذیرفته و به زیان خویش اقدام کرده است. پس نباید از خیار فسخ که برای رفع ضرر است برخوردار گردد.
قانون بین موردی که شوهر پس از عقد مجنون شود و موردی که زن پس از عقد مجنون گردد فرق گذارده و در صورت اول به زن حق فسخ نکاح را داده و در صورت دوم چنین حقی را به شوهر نداده است. به نظر می‌رسد که فلسفه این امر آن باشد که چنانچه زن در دوران زناشویی مجنون شود شوهر می‌تواند به وسیله کار و فعالیت خود نفقه او را تأمین کند و از او نگاهداری کند و هرگاه چاره بر شوهر تنگ شود می‌تواند بوسیله طلاق از دست مجنون خود رهایی یابد ( با استفاده از ماده ۱۱۳۳ ق.م)‌ ولی بالعکس هرگاه شوهر پس از عقد مجنون شود علاوه بر آنکه کسی نیست که بتواند نفقه آنان را بدهد جز از طریق فسخ نکاح زن راه خلاصی ندارد.[۷۶]
به نظر بعضی از اساتید حقوق علت استثناء موجود در ماده ۱۱۲۵ ق.م این بوده که مرد ریاست خانواده و تأمین معاش اعضای آن را به عهده دارد و زن نیز نمی‌تواند به این بهانه از دادگاه تقاضای طلاق کند پس عدالت حکم می‌کند که به وی حق فسخ نکاح داده شود[۷۷].
این علت در اصلاح ماده ۱۱۳۰ ق.م از بین رفته است، زیرا به موجب این ماده ((در صورتی که برای محکمه ثابت شود که دوام زوجیت موجب عسر و حرج است)) زن می‌تواند درخواست طلاق کند، زندگی با دیوانه از بارزترین مصداقهای این حکم است و به حکم عادت تحمل‌ناپذیر است، پس اگر زن حق فسخ نکاح را به دلیل عارضه جنون شوهر نداشته باشد می‌تواند به وسیله درخواست طلاق از خود رفع ضرر کند.از نظر دادرسی دادگاه می‌تواند در دعوی اثبات حق فسخ به وسیله یکی از زوجین به استناد جنون مستقیماً خود رسیدگی به جنون نماید و پس از اثبات آن حکم به دارا بودن حق خیار فسخ به مدعی بدهد. یا آنکه قبلاً به دادگاهی برای اثبات حجر رجوع شود و پس از صدور حکم حجر از آن دادگاه دارنده حق فسخ دادخواست دیگری برای اثبات خیار فسخ به استناد حکم حجر به دادگاه صالح بدهد و دادگاه به استناد حکم حجر صادره و پیوست دادخواست،‌ حکم به وجود حق فسخ برای خواهان صادر نماید.[۷۸]
۲-۲-عیوب مختص مرد
برخی از عیوبی که موجب فسخ نکاح می شوند مختص مردان می باشند از همین رو ما در این مبحث قصد داریم به عیوب مختص مردان پرداخته و این عیوب را مورد واکاوی فقهی و حقوقی قرار دهیم .
در همین باب قانونگذار در مادّه ۱۱۲۲ قانون مدنی اینگونه اشعار می دارد که :« عیوب ذیل در مرد که مانع از ایفاء وظیفه زناشوئی باشد، موج حقّ فسخ برای زن خواهد بود :
۱-عنن به شرط اینکه بعد از گذشتن مدّت یکسال از تاریخ رجوع زن بحاکم، رفع نشود.
۲-خضاء
۳-مقطوع بودن آلت تناسلی».
همانطور که از متن مواد بر می آید عنن در صورتی موجب حق فسخ برای زن می شد که بعد ازگذشتن یک سال از مراجعه زن به حاکم دادگاه، رفع نشده باشد درحالیکه درقانون اصلاحی سال ۱۳۷۰ این شرط ذکر شده است که، حتی یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد وبه این ترتیب تغییر یافت » قانونگذار منحصراً عیوبی در شوهر را موجب فسخ نکاح می داند که این عیوب مانع از انجام وظایف زناشویی شود واین عیوب عبارتند از :
الف – خصاء
ب – عنن – به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد .
ج- مقطوع بودن اندام تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشویی نباشد .
بنابراین هر یک از این سه عیب که، قدرت انجام وظیفه زناشویی را از مرد سلب کرده باشد و به شرط وجود در زنان، عقد نکاح موجب حق فسخ برای زن خواهد بود مگر در عنن که اگر بعد از عقد هم حادث شود به زن حق فسخ نکاح را می دهد .
بیماری های دیگر مرد به زن حق فسخ نمی دهد لیکن اگر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد مانند ایدز، زن حق دارد از انجام زناشویی با او امتناع کندواین امتناع از مصادیق نشوز نمی باشد ومانع استفاده از حق نفعه نمی باشد . »[۷۹]
همانطور که درماده ۱۱۲۷ قانون مدنی آمده است: « هرگاه شوهر بعد از عقدمبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد،زن حق خواهد داشت که ازنزدیکی با اوا متناع نماید وامتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.»[۸۰]
۲-۲-۱-عنن
با توجه به بند دوم ماده ۱۱۲۲ ق.م که اشاره دارد به این نکته که ((عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشویی را انجام نداده باشد)) زن حق فسخ نکاح را خواهد داشت می‌توان نتیجه گرفت که طبق این ماده از قانون مدنی در صورتی مرد عنین محسوب می‌شود که به هیچ وجه قدرت عمل زناشویی را نداشته باشد بنابراین اگر مرد ولو یک بار عمل زناشویی را انجام داده باشد زن حق فسخ نکاح را نخواهد داشت.[۸۱]
البته باید به این نکته اشاره کرد که قبل از اصلاح ماده ۱۱۲۲ ق.م طبق بند ۱ این ماده برای اینکه زن بتواند از حق فسخ ناشی از عنن شوهر خود استفاده نماید می‌بایستی به دادگاه رجوع نماید و دادخواستی در این خصوص تسلیم دادگاه کند، در این صورت دادخواست زن به شوهر وی ابلاغ می‌شد و مهلتی یک ساله از تاریخ تقدیم دادخواست به مرد داده می‌شد تا به معالجه خود بپردازد و عیب خود را رفع نماید. هرگاه در این مدت مرد توانایی جنسی خود را به دست آورد، زوجه حق خیار فسخ نخواهد داشت در غیر این صورت زن می‌توانست بلافاصله اعمال خیار فسخ نماید. این ماده در ۱۴ آبان ۱۳۷۰ به این شرح اصلاح گردید: «عنن به شرط اینکه ولو یک بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد.»[۸۲]
طبق ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی:‌«جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.» بنابراین برطبق مفاد ماده ۱۱۲۵ ق.م عنن در مرد چه در هنگام عقد وجود داشته باشد و چه پس از عقد به وجود آید برای زن حق فسخ نکاح را ایجاد می‌کند.[۸۳]در مورد فلسفه این امر می‌توان گفت که چون در شرع زن حق طلاق ندارد و در قانون مدنی هم طلاق گرفتن او مشروط به شرایطی است، شارع و قانونگذار خواسته‌اند در مورد جنون مرد و عنن برای رهایی زن چاره‌ای بیاندیشند و به این ترتیب به او حق فسخ داده‌اند و حال آنکه جنون زن اگر عارض بعد از عقد باشد چنانکه دیدیم به مرد خیار فسخ نمی‌دهیم. زیرا مرد در مورد جنون زن مستأصل نمی‌شود چه اولاً می‌تواند او را طلاق دهد و ثانیاً چون تعدد زوجات مجاز است،‌ مرد با وجود زن مجنون خود می‌تواند زنی دیگر اختیار کند.[۸۴]
در نهایت باید گفت که هرگاه برای زن عنن شوهر احراز گردد، چنانچه زن بیماری شوهر را تحمّل نماید و زندگانی را ادامه دهد در این صورت خیار ساقط است. ولی چنانچه مایل به ادامه زندگی نباشد، شخصاً نمی تواند زندگی را رها کرده و شوهر را ترک و نکاح را فسخ کند، بلکه بایستی بلافاصله پس از آگاهی به عیب به دادگاه مراجعه نموده و عرض حال بدهد؛ آنگاه دادگاه از تاریخ تقدیم عرضحال، مدّت یکسال کامل ضرب اجل می نماید، چنانچه در این مدّت مرد توانائی جنسی بدست آورد و با آن زن یا زن دیگری نزدیکی نماید، زوجه حقّ خیار فسخ نخواهد داشت، در غیراین صورت زن می تواند بلافاصله اعمال خیار فسخ کند. امّا چنانچه در اعمال آن تأخیر نماید، خیار ساقط می گردد، مگر آنکه تأخیر ناشی از جهل به خیار و یا فوریّت آن باشد، که در این صورت جهل عذر محسوب گشته و خیار باقی خواهد بود.[۸۵]
۲-۲-۱-۱-طریقه اثبات عنن
طبق اصل مهمی که در حقوق است بینه و دلیل به عهده مدعی است و سوگند از جانب منکر می‌باشد. در بیماری عنن از آنجا که این بیماری در طرف مرد است بنابراین در اینجا این زن است که مدعیه می‌باشد و مرد منکر است. و مطابق اصول قضایی اسلام این زن است که می‌باید مدعای خود را با دلیل و بینه به اثبات برساند و زوج چون منکر است می‌تواند با یمین دعوی مدعی را رد کند.[۸۶]
فقهای امامیه معتقدند که دعوی عنن به یکی از سه طریق زیر ثابت می‌گردد:
– اقرار زوج
-شهادت شهود بر اقرار زوج به عنن نزد آنان
– سوگند مدعی در صورتی که منکر از سوگند خودداری نماید و یا سوگند را به مدعی رد کند.
فقهای امامیه شهادت شاهد را بر این عیب نپذیرفته‌اند و علت آن این است که عنن از بیماری‌های مخفی است و از اموری است که جز از طریق خود اشخاص قابل احراز نمی‌باشد.[۸۷]
در صورتی که زوجه که مدعی عنن است نتواند مدعای خود را با یکی از راههایی که در بالا بدان اشاره شد ثابت نماید، زوج که منکر است می‌تواند با انجام سوگند بر نفی بیماری خویش، دعوی را رد و بدینوسیله مرافعه خاتمه یابد. زیرا مقتضای اصلی سلامت افراد است بنابراین کسی که گفتارش مخالف آن باشد مدعی،‌ و آن کس که مطابق با آن سخن گوید منکر تلقی می‌گردد،‌ در مورد نظر پزشک، فقها نظر پزشک را با توجه به ویژگی بیماری عنـن   نپذیرفته‌اند.[۸۸]
در مورد رجوع به دادگاه فقها با استفاده از روایات و احادیث چنین استنباط نموده‌آند که عنن تنها عیبی است که بدون مراجعه به دادگاه خیار فسخ پدید نمی‌آید، در حالی که در سایر عیوب بدون اینکه نیازی به رجوع به دادگاه باشد حق فسخ به وجود می‌آید.[۸۹]
۲-۲-۲-خصاء
خصاء (به کسر خاء بر وزن کتاب) یعنی کشیده شدن خٌصیه، مردی که چنین صفتی را داشته باشد خَصیّ گویند.معلوم نیست چرا قانون مدنی در هنگام ذکر عیوب موجود در مرد بجای آوردن واژه خصاء، از حالت فاعلی آن یعنی خصی استفاده کرده است. [۹۰]
به همین جهت در تاریخ ۸/۱۰/۶۱ توسط کمیسیون قضائی مجلس شورای اسلامی ایران این واژه به خصاء تصحیح شده است. بیماری مزبور با اینکه مستلزم ناتوانی از مقاربت جنسی نیست، ولیکن بنظر مشهور فقها از عیوب موجب خیار است.[۹۱]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

سایت مقالات فارسی – تاثیر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بر روی شاخص های کیفی برگ کنگر فرنگی با …

شکل ۴-۳۹- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیریشده عملکرد وزن بوته در مرحله آموزش در مدل (۹) ۸۱
شکل ۴-۴۰- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیریشده عملکرد وزن بوته در مرحله آزمون در مدل (۹) ۸۲
شکل ۴-۴۱- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیریشده عملکرد آنتی اکسیدان در مرحله آموزش در مدل (۹) ۸۲
شکل ۴-۴۲- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیریشده عملکرد آنتی اکسیدان در مرحله آزمون در مدل (۹) ۸۳
شکل ۴-۴۳- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیری شده عملکرد وزن بوته در مرحله آموزش در مدل (۱۰) ۸۵
شکل ۴-۴۴- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیری شده عملکرد وزن بوته در مرحله آزمون در مدل (۱۰). ۸۵
شکل ۴-۴۵- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیری شده عملکرد آنتی‌اکسیدان در مرحله آموزش در مدل (۱۰). ۸۶
شکل ۴-۴۶- خط برازش داده شده بین دادههای پیشبینی شده در مقابل دادههای اندازهگیری شده عملکرد آنتی‌اکسیدان در مرحله آزمون در مدل (۱۰). ۸۶
شکل ۴-۴۷- مقایسه میانگین عملکرد وزن بوته در ۶۰ تیمار خاک مختلف ۸۹
شکل ۴-۴۸- مقایسه میانگین عملکرد آنتیاکسیدان در ۶۰ تیمار خاک مختلف ۹۰
فصل اول
مقدمه و کلیات
۱-۱- مقدمه
در طول سالهای اخیر، بکارگیری انواع روشهای طب سنتی و استفاده از گیاهان با منشاءدارویی در بسیاری از کشورهای دنیا روند صعودی داشته است، به عنوان مثال استفاده از گیاهان دارویی در ایالات متحده از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۹۰ میلادی بطور مداوم افزایش یافته و بیش از ۲۷ برابر شده است. این روند رو به رشد در بسیاری از کشورهای دنیا از جمله کشورهای در حال توسعه نیز نشان داده شده است. گیاهان دارویی در ایران توسط طیف وسیعی از مردم هم به منظور درمان بیماریها و هم به منظور حفظ و بهبود وضعیت سلامتی مورد استفاده قرار میگیرند. از دلایل استفاده از گیاهان دارویی به جای داروهای شیمیایی میتوان به طیف گسترده فوایدزیست‌شناختی، برخورداری این داروها ازخاصیت امنیت غذایی بیشتر، سازگاری بهتر با بدن وقیمت ارزان تر آن‌ها نسبت به داروهای شیمیایی اشاره کرد (نیازی و همکاران ۱۳۷۷).
بشر از دیرباز فرآوردههای دارویی در گیاهان را برای درمان بیماریها و التیام دردهای خود بکار برده است. گیاهان متابولیتهای ثانویه را به عنوان ابزاری برای سازگاری به پدیده‌های مختلف زیست محیطی و جهت حفظ نسل خود تولید می‌نمایند، به همین دلیل قرارگرفتن گیاه در وضعیت اکولوژیکی متفاوت بر کمیت و کیفیت تولید متابولیتهای ثانویه در اندامهای گیاه مؤثر است و گیاه در جهت سازگاری با این شرایط مقدار و نوع متابولیتهای ثانویه را تغییر میدهد. بنابراین با نگرش به مبانی سنتز مواد شیمیایی درطبیعت و نحوه اشتقاق، گستردگی و تنوع آن‌ها درشرایط مختلف طبیعی، درمی‌یابیم که تنش‌ها، شرایط محیطی و سازگاری گونه‌های مختلف گیاهی، عوامل عمده تولید مواد مؤثره هستند. عوامل محیطی برگیاه و ترکیبات آن به دو صورت تدریجی (سیرتکامل) و آنی تأثیرگذار است. تغییرات آنی در مواد شیمیایی گیاهان، تحت تأثیر عوامل زنده و غیرزنده (آب، خاک و هوا) صورت میگیرد و تأثیر این عوامل در درازمدت می‌تواند به صفات موروثی و قابل انتقال به نتاج تبدیل شود. بنابراین بکاربردن صحیح عوامل محیطی می‌تواند درجهت افزایش کمیت وکیفیت متابولیتهای ثانویه و بازده اقتصادی گیاهان دارویی در شرایط کشت مزرعه‌ای مفید باشد. در بین عوامل محیطی موثر در بیوسنتز متابولیتهای ثانویه، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی، عناصر غذایی و pH خاک از اهمیت بالایی برخوردار هستند. عناصر غذایی خاک بر رشد، نمو و میزان مواد مؤثره گیاهان تأثیرگذارند و از آنجا که به راحتی قابل ‌تغییر می‌باشند، با تغییر در آن‌ها می‌توان تغییرات قابل‌ توجهی در کمیت، کیفیت، عملکرد و متابولیتهای ثانویهی گیاهان دارویی ایجاد کرد. بنابراین توصیه کودی برای گیاهان دارویی باید با در نظرگرفتن کلیه شرایط موثر صورت پذیرد، چرا که یک تیمار کودی ممکن است منجر به افزایش عملکرد شود، درصورتی که میزان ماده مؤثره گیاه را کاهش دهد و یا تغییر کیفی خاصی در اجزاء متشکلهی مواد مؤثره ایجاد نماید که سودمند نباشد (زرگری، ۱۳۷۱).
بخش وسیعی از اراضی کشور به اراضی کمبهره اختصاص دارد بنابراین ضرورت استفاده از اراضی کمبهره به صورت حاد و اجتناب ‌ناپذیری مطرح است و بهترین گزینه برای استفاده از چنین زمین‌هایی تا آنجا که اصول مدرن کشاورزی پایدار توصیه می‌کند، کشت گیاهانی است که اولاً مستعد تولید مواد متابولیکی ارزشمند در شرایط ویژه این مناطق هستند و ثانیاً به دلیل اینکه اینگونه گیاهان توقعات تغذیه‌ای پایینی دارند درخاک‌های نامرغوب مناطق مذکور به طور نسبی با موفقیت می‌رویند. در واقع اراضی حاصلخیز معمولاً برای چند نوع بهره‌وری توان اکولوژیکی دارند درحالیکه در اراضی کمبهره عمدتاً نمی‌توان به اجرای بیش از یک کاربری پرداخت و بهترین گزینه برای اراضی کمبهره از جمله خاک‌های آهکی و شور تکیه بر تولید متابولیتهای ثانویه ازطریق کشت گیاهان سازگار و مقاوم است. برای مثال کشور استرالیا که دارای سرزمین

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

‌های کم‌بهره وسیعی است با تاکید بر اصل آمایش سرزمین سهم بهره‌وری اززمین‌های کمبهره را از طریق تولید گیاهان دارویی افزایش داده است (نیازی و همکاران ۱۳۷۷).
۱-۱ فرضیه
پارامترهای زودیافت خاک نظیر بافت خاک، موادآلی، pH، EC، فسفر، پتاسیم، درصد ازت، درصد مواد خنثی شونده (درصد آهک)، وزن مخصوص ظاهری و ظرفیت تبادل کاتیونی، بر شاخص‌های کیفی برگ کنگرفرنگی، نظیر میزان آنتیاکسیدان و عملکرد موثرند .
پیش‌بینی تأثیر برخی از پارامترهای زودیافت خاک بر خصوصیات کیفی برگ کنگرفرنگی با کمک شبکه عصبی مصنوعی انجام‌پذیر است.
۱-۲- اهداف پژوهش
تعیین پارامترهای زودیافت خاک مورد نیاز جهت برآورد عملکرد و میزان آنتیاکسیدان برگ کنگرفرنگی.
تخمین میزان اثرگذاری پارامترهای زودیافت خاک بر عملکرد و میزان آنتیاکسیدان برگ کنگرفرنگی توسط شبکه عصبی مصنوعی.
تعیین مدل بهینه برای پارامترهای زودیافت خاک، اثرگذار بر عملکرد و میزان آنتیاکسیدان برگ کنگرفرنگی.
فصل دوم
مروری بر منابع
۲- مروری بر منابع
۲-۱- معرفی آرتیشو یا کنگرفرنگی
گیاه کنگرفرنگی با نام علمی (Cynara scolymus L.)، گیاهی از خانوادهی کاسنی[۱]است. کنگرفرنگی گیاهی پایا است که تا ارتفاع ۵/۱ متر رشد کرده و دارای ساقههای راست و شیاردار می‌باشد. برگها در این گیاه بزرگند و به قطعات نامنظم و دندانهدار تقسیم میشوند، روی سطح برگ ها به رنگ سبز روشن و سطح زیرین برگها به علت کرکهای فراوان مات و سفیدرنگ است. کنگرفرنگی دارای کاپیتول بزرگ و گلهای لولهای آبی رنگ یا مایل به بنفش است که در اطراف کاپیتول محصور شده اند. براکتهها در محل اتصال به کاپیتول ضخیم شده و دارای ذخیرهی غذایی می‌باشند، بذرها کوچک، و دارای سطحی شیاردار بوده و به رنگ قهوهایی روشن با خطوطی به رنگ قهوه‌ای تیره میباشند (مظفریان، ۱۳۷۵). این گیاه از قدیمیترین گیاهان دارویی جهان است که در طول هزاران سال کشت شدهاست. در زبان فارسی کنگرفرنگی، آرتیشو[۲]، انگناز و اردهشاهی و در زبان انگلیسی آرتیشو خوانده میشود. این گیاه بومی جنوب اروپا، مدیترانه، شمال آفریقا و جزایر قناری است. این گیاه اولین بار در یونان و روم باستان و در قرن هجدهم در فرانسه شناخته شد، و توسط سیاحان فرانسوی و اسپانیایی به قارهی آمریکا نیز برده شد، منشاء این گیاه را در ابتدا مناطق مدیترانهای ذکر نمودهاند اما به علت خواص آن امروزه در اکثر نقاط دنیا کشت میشود. در ایران به صورت خودرو مشاهده نمیشود و تنها در برخی از مناطق کشور از جمله قزوین و اندیمشک به صورت محدود کشت میشود. قسمت مورد استفاده و خوراکی این گیاه براکتههای غنچهی گل آن است (ناظمیه، ۱۳۸۱ضیائی و همکاران، ۱۳۸۳).
برگهای کنگرفرنگی به عنوان قسمت دارویی گیاه مصرف میشود، در اولین سال رویش برگ‌های بسیار بزرگی بوجود میآید که مربوط به پایههایی است که هنوز گل ندادهاند، این برگها جهت مصارف دارویی ارجح هستند، بعلاوه ریشهی گیاه نیز خواص درمانی دارد.
۲-۲- کشت و کار کنگرفرنگی
کنگرفرنگی محصول فصل خنک است و بهترین رشد را در دمای ۲۴ درجهی سانتیگراد در روز و ۱۳ درجهی سانتیگراد در شب دارد. اما قسمتهای هوایی آن در اثر سرما و یخبندان زمستانه خشک میشود. کنگرفرنگی دمای چندین درجه سانتیگراد زیر صفر را تحمل می کند، ولی اگر یخبندان در طی رشد گیاه برای مدت زیادی ادامه یابد میتواند گیاه را از بین ببرد و یا به آن صدمه بزند، به همین دلیل آن را در مناطقی که زمستانهای ملایم دارند میکارند. ساقهی گوشتی زیرزمینی آن در مجاورت دمای ۱۰- درجهی سانتیگراد طی چند روز از بین میرود. قسمت خوراکی کنگرفرنگی در دمای ۲- درجهی سانتیگراد از بین میرود. کنگرفرنگی در خاکهای با pH 8-6 بهترین رشد را دارد. بهترین شرایط برای کشت آرتیشو در خاک‌های رسی و شنی غنی از مواد غذایی و با زهکشی مناسب است. در مناطقی که آبیاری انجام نمیشود، خاک غنی دارای زهکشی خوب بهترین گزینه است. این گیاه نیاز به مواد غذایی زیاد داشته و باید به آن ۸۸۰ تا ۱۱۰۰ کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی با درجهی بالا از لحاظ مواد غذایی، به صورت کود سرک داده شود ( رجحان، ۱۳۷۷). آرتیشو به سهولت از طریق بذر پرورش یافته، لیکن گیاهان جوان بسیار متفاوتاند، بنابراین ازدیاد از طریق غیرجنسی و بوسیلهی شاخههای نابجا (پاجوش) و یا کشت بافت توصیه میگردد. پاجوشها پس از خشکیدن ساقهی گل‌دهنده از محل پایه ی گیاه اصلی بیرون میزنند. در اطراف طوقهی اصلی چندین پاجوش رشد می‌نماید. بهترین روش تکثیر غیرجنسی تقسیمکردن طوقهی قدیمی بنحوی است که هر قسمت دارای یک پاجوش باشد. گیاهان معمولاً بفاصلهی ۸/۱ متری روی ردیفهایی بفاصلهی ۴/۲ متر و در عمق ۲۰-۱۵ سانتیمتری کشت میشوند(پیوست،۱۳۸۰). محصول را معمولاً در بهمنماه یا اسفندماه کشت نموده و هر چهار تا هفت سال تجدید کشت مینمایند. بلافاصله پس از اینکه جوانههای گل حداکثر رشد خود را نمود و قبل از بازشدن گل، محصول آماده برای برداشت است. تفاوتهای بسیار زیادی بین جوانههای یک گیاه وجود دارد، در نتیجه فصل برداشت طولانی بوده و معمولاً توسط شرایط جوی و با فرسوده شدن گیاه پایان میپذیرد. بهترین زمان جمعآوری گیاه برای گرفتن عصاره فصل تابستان است، زیرا در این فصل برگها دارای کمترین مقدار آب بوده وجهت جداسازی ترکیبات مؤثره گیاه بهترین شرایط را دارند( مک کلوم، ۱۹۸۸).
۲-۳- خواص درمانی کنگرفرنگی
طبق کتب طب سنتی مصرف کنگرفر
نگی در بیماریهای مختلف مثل مرض قند، چاقی، کهیر، آسم، سنگ کلیه، تصلب شرائین، روماتیسم و بیماریهای پوستی نظیر اگزما و التهاب مفید است (زرگری، ۱۳۷۰). نتیجهی تحقیقی نشان میدهد که تجویز عصارهی کنگرفرنگی به بیماران دچار سوءهاضمه و افرادی که به بیماریهای کبدی دچار بودند، نظیر دردشکم، تهوع و نفخ را به صورت معنیداری کاهش میدهد (ضیایی و همکاران، ۱۳۸۳). تحقیقات و بررسیهای جدید نشاندهنده آن است که ترکیبات این گیاه اثر جبرانی بر روی آسیب ناشی از مواد زیانبخش بر روی کبد دارند و بر اساس این مطالعات سینارین تنها ترکیبی است که فعالیت محافظتکنندگی سلولی و کبدی برجستهای از خود نشان میدهد. اثر آنتیاکسیدانی گیاه در محیط کشت نشانگر اثر محافظتکنندگی شدید عصارهی این گیاه در مقابل اثر اکسیدکنندگی برخی از واسطههای التهابی در عروق خونی میباشد، خاصیت آنتیاکسیدانی این عصاره مانع پراکسیداسیون چربی در کبد گردیده و در نتیجه از انبارشدن چربی در سلولهای کبدی جلوگیری میکند. به همین ترتیب این گیاه ذخایر چربی کبد و سایر بافت‌ها را کاهش میدهد. از طرفی نیز با مهار غیرمستقیم آنزیم هیدروکسی متیل گلوتاریل– کوآنزیم‌آ ردوکتاز[۳] که آنزیم اصلی در بیوسنتز کلسترول است و افزایش تبدیل کلسترول به اسیدهای صفراوی در کبد، باعث کاهش سطح کلسترول خون میشود. عصارهی کنگرفرنگی و یا مشتقات اسیدکافئیک دارای اثرات افزایش ترشح و دفع صفرا میباشد که تحقیقات نشان داده است، که اسیدکافئیک به همان اندازهی سینارین مؤثر بوده و مسئول این خاصیت میباشد (امامی و همکاران، ۱۳۸۳).
ترکیبات فنلی موجود در عصارهی برگ کنگرفرنگی فعالیت ضد میکروبی دارند (ژو و همکاران[۴]، ۲۰۰۴ ). در مطالعات حیوانی انجام شده بر روی موشهای صحرایی اثرهای صفراآور، پایین آورندهی کلسترول و چربی خون توسط عصارههای تام و خالصسازی شده کنگرفرنگی به اثبات رسیده است (ناظمیه، ۱۳۸۱). فلاونوئیدهای کنگرفرنگی بیان ژن نیتریک اکساید سنتتاز[۵] در سلولهای اندوتلیال[۶] انسان را در سطح بالا تنظیم می‌کنند (لی و همکاران[۷]، ۲۰۰۴). همچنین عصاره این گیاه اختلال فعالیت اندوتلیالی که اولین مرحله بیماری آترواسکلروز است را بهبود می‌بخشد (لوپاتلی و همکاران[۸]، ۲۰۰۴). اثر کنگرفرنگی در ترمیم بافت کبدی در موشهای صحرایی گزارش شده است. بر اساس نتایج تحقیقات نتایج انجام شده، مصرف عصارهی کنگرفرنگی میتواند سلولهای کبدی و غلظت RNA داخل سلولی را افزایش دهد. بر اساس این یافتهها سینارین دارای اثر حفاظتی قابل توجهی بر کبد است (مولین[۹]، ۱۹۹۸).
۲-۴- ترکیبات شیمیایی عصاره کنگرفرنگی
برگهای خشک کنگرفرنگی دارای حدود ۱۱-۹% آب و ۱۵-۱۲% مواد معدنی بوده و غنی از نمکهای پتاسیم و منیزیوم میباشند. مواد مؤثره گیاه به سه گروه تقسیم میشوند که شامل، اسیدهای آلی و مشتقات کافئیک اسید، مانندکلروژنیک اسید، نئوکلروژنیک اسید، کریپتوکلروژنیک اسید و سینارین هستند و اسیدهای آلی، بویژه اسیدالکلها، دستهی دیگر از ترکیبات موجود در کنگرفرنگی بوده و بنا به نظر برخی از متخصصین بخش عمدهای از آثار فارماکولوژیک این گیاه را سبب میشود. البته فلاونوئیدها و لاکتونهای سزکوئی ترپنی، مانند، سیناروپیکرین، عمدهترین لاکتون متعلق به این دسته میباشد، و سایر مواد این دسته دی‌هیدرو سیناروپیکرین و سیناراتریول میباشد (رجحان، ۱۳۷۷).
۲-۵- شبکه عصبی مصنوعی
شبکه عصبی مصنوعی شبیه‌سازی از دستگاه عصبی انسان است و در واقع تقلیدی از مغز وشبکه اعصاب انسان است. در این شبکه سعی بر آن است که ساختاری تهیه شود که همانند مغز قدرت یادگیری، تعمیم‌دهی و تصمیم‌گیری داشته باشد (منهاج، ۱۳۷۷ و رائو و رائو[۱۰]، ۱۹۹۶). دراین گونه ساختارها هدف این است که با معرفی عملکرد یک سیستم دینامیکی، مدل را آموزش داده، نحوه عملکرد سیستم را درحافظه مدل ذخیره و ازآن برای مواردی که قبلاً با آن مواجه نشده است استفاده شود. کاربرد این سیستم ها درایران و به خصوص در علوم کشاورزی در آغاز راه است اما به دلیل توانایی آن ها در مدل‌سازی فرآیندهای بسیار پیچیده، که تعداد عوامل تاثیرگذار در آن‌ها زیاد باشد، امکان استفاده گسترده از آن در علوم کشاورزی فراهم می‌باشد. ازجمله موارد کاربرد شبکه های عصبی مصنوعی در علوم کشاورزی می‌توان به پیش‌بینی مکان و زمان بارندگی (شیخ شمایل، ۱۳۷۹)، پیش‌بینی عملکرد گندم دیم (بابک مصفا و همکاران، ۱۳۸۲)، پیش‌بینی تبخیر وتعرق (کومار[۱۱] وهمکاران،۲۰۰۲) وپیش بینی جریان CO2 در اکوسیستم ها (ملیسی وهانلی[۱۲] ،۲۰۰۵) اشاره نمود.
۲-۶- کاربرد شبکه عصبی مصنوعی در علوم کشاورزی
تاکنون مطالعه‌ای در زمینه کاربرد مدلهای شبکه عصبی مصنوعی در شناسایی حداقل پارامترهای ورودی مورد نیاز برای شبیهسازی بررسی اثر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک بر روی شاخص‌های کیفی برگ کنگرفرنگی انجام نشده است.این پژوهش به منظور تعیین حداقل پارامترهای ورودی مؤثر بر شاخصهای کیفی برگ این گیاه با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و کاربرد این نوع شبکهها برای برآورد شاخصهای کیفی برگ کنگرفرنگی با استفاده از پارامترهای زود یافت خاک در منطقه گلستان صورت گرفته است (ابتهاج، ۱۳۸۱).